یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

تپه و کاروانسرا ینگی امام

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 4 خرداد 1397-01:09 ق.ظ

از روستاهای کهن شهرستان ساوجبلاغ است که امامزاده، کاروانسرا و تپه‌ای تاریخی را در خود جای داده‌است. در ابتدا نام ینگی امام به امامزاده و سپس به کاروانسرا و تپه و هم اکنون به همه این روستا اطلاق می‌شود.

کاروانسرا
به فاصله کمی از آرامگاه امامزادگان هادی و علی‌النقی و حدود ۱۰۰متر از سمت جاده کرج-هشتگرد، کاروانسرای شاه عباسی ینگی امام قرار دارد. طرح کلی کاروانسرا مستطیل شکل است. چنان که طول خارجی آن ۶۹متر و عرض آن ۶۰/۶۷متر است. متأسفانه هم اکنون فقط ضلع شرقی نمای خارجی آن همچون گذشته سلامت خود را حفظ کرده و نمای خارجی سه ضلع دیگر تغییرات کلی یافته‌است. از تغییرات ایجاد شده در این کاروانسرای زیبا که نوعی تخریب به شمار می‌رود، می‌توان به نصب درب و پنجره‌های جدید در نمای شمالی، مسدود شدن دو طاقنما و در ورودی ضلع جنوبی که دهانه قوس سر در آن ۴۰/۵ متر است، فروریختگی طاق در سردر ورودی ضلع جنوبی، ضمیمه شدن حجره‌های دو طرف ضلع شمالی داخل کاروانسرا به حجره‌های پشتی، تغییرات عمده در محوطه گوشه جنوب غربی و… اشاره کرد. اهمیت و زیبایی کاروانسرای ینگی امام به حدی است که وصف آن علاوه بر سفرنامه‌های ایرانی به سفرنامه‌های خارجی نیز سرایت کرده‌است. به عنوان نمونه لرد کرزن نایب‌السلطنه هندوستان در سفر خود طی سالهای ۱۸۸۵و ۱۸۹۵میلادی و «یوشیدا ماساهارو» نخستین فرستاده دولت ژاپن به ایران در عصر قاجار از تناسب و زیبایی تحسین برانگیز این کاروانسرا سخن به میان آورده‌اند. میرزا حسین فراهانی در سفرنامه خود ضمن شرح مسیر راه تهران تا قزوین می‌نویسد: «کاروانسرای ینگی امام شش اتاق بزرگ و کوچک پاکیزه سفید کاری شده دارد که همه را فرش کرده و مبل گذاشته‌اند و منزلگاه مسافران محترم است. جلوی این کاروانسرا باغ بزرگی ساخته شده که قریب به دوازده جریب است و صحن کاروانسرا مشتمل بر سه ایوان و بیست و چهار حجره‌است که همه حجره‌ها اتاق شده و بعضی اتاقها حصیر فرش و مبل مختصری دارد که منزلگاه مسافران است».

هم مرور زمان، هم بی تولیتی این مکان زیبای تاریخی و هم تغییراتی که در ساختمان آن از پیش از انقلاب به وجود آمده زنگ خطری است که هر چه زودتر باید مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای حفاظت و مرمت آن اقدام نمایند. بهترین پیشنهاد آن است که کاروانسرا پس از ثبت به عنوان اثر ملی به مجتمع فرهنگی. سیاحتی یا موزه تبدیل شود.

تپهٔ تاریخی

سومین اثر معروف ینگی امام، تپه‌ای تاریخی است که به فاصله کمی از امامزاده و کاروانسرا در حاشیه جاده کرج-هشتگرد قرار دارد. سالهای پیش، آثار و علایم معماری روی آن نمایان بوده که به مرور زمان از میان رفته‌است. درباره تاریخ‌نگاری تپه مزبور پیش از انجام حفاری‌های باستان‌شناختی سخنی نمی‌توان گفت؛ اما وجود تکه‌های فراوان سفال در سطح آن و کشف آثار به صورت تصادفی به هنگام تعریض جاده از تاریخی بودن تپه حکایت می‌کند.


ادامه مطلب


نظرات() 

تپه حصار آدرس: ایران - سمنان - دامغان جنوب شهر دامغان

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 4 خرداد 1397-12:31 ق.ظ



 











یکی از مهمترین محوطه های دوران پیش از تاریخ در فلات ایران محسوب میشه. قدمت تمدن پیش از تاریخ این تپه از هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ اول پیش از میلاد می رسه!
تقریبا در سه کیلومتری جنوب شرقی شهرستان دامغان واقع شده و نخستین بار توسط پروفسور ارنست هرتسفلد و سپس به وسیله اریک اشمیت مورد کاوش های باستان شناسی قرار گرفت. 
با توجه به نتایج حاصله از این کاوش ها و اشیاء مکشوفه، تپه حصار دامغان دارای سه دوره حصار۱، حصار۲ و حصار ۳ می باشد .




نظرات() 

ازبکی؛ تپه‌ای ۹۰۰۰ ساله و نادر از عصر آهن در استان البرز+ عکس و فیلم

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 4 خرداد 1397-12:10 ق.ظ

وجود بقایای معماری عظیم از هزاره اول و دوم پیش از میلاد و گورستان‌های همزمان با آن در این دوران در جیران تپه، محوطه ازبکی را به یکی از نادرترین محوطه‌های شناخته شده عصر آهن مبدل می‌کند

ازبکی؛ تپه‌ای 9000 ساله و نادر از عصر آهن در استان البرز+ عکس و فیلم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، از جمله مکان‌های گردشگری و تاریخی استان البرز محوطه باستانی ازبکی از توابع دهستان احمدآباد از بخش مرکزی شهرستان نظرآباد با مساحت 576 کیلومترمربع است.

این تپه برای تخستین مرتبه در سال 1348 شمسی شناسایی و چند سال بعد در فهرست میراث ملی ایران ثبت شده است.

تپه ازبکی از شمال به بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ و رشته کوه‌های البرز، از جنوب به بخش اشتهارد در شهرستان کرج، از شرق به دهستان‌های رامجین و سعید آباد ساوجبلاغ، از غرب به شهرستان آبیک استان قزوین و در 50 کیلومتری غرب شهر کرج قرار دارد.

در کاوش‌های این محوطه باستانی، مشخص شد ازبکی دربرگیرنده 9 هزار سال بقایای فرهنگی پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی ایران، از نیمه اول هزاره هفتم تا نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد مسیح یعنی دوران مادها است.

تپه ازبکی دارای تپه‌های متعددی از جمله یان تپه به معنای «تپه کناری»، گوموش تپه به معنای «تپه نقره‌ای» که دارای لایه‌های متعلق به فرهنگ فلات قدیم، چشمه علی و سیلک است، جیران تپه به معنای «تپه آهو ماده»، مارال تپه به معنای «آهوی نر» و دوشان تپه به معنای «تپه خرگوش» است.

یان تپه

یان تپه در حدود یک کیلومتری غرب تپه مرتفع ازبکی واقع شده که ابعاد این تپه بیضی شکل است. این تپه دارای آثار معماری از ملات گل و خشت است که نحوه چیدمان دیوارها نشان‌دهنده این امر است که ساکنان فلات مرکزی ایران در این محوطه، مراحل نخستین معماری خشتی را پشت سر می‌گذراند و هنوز به رموز و اصول صحیح آن پی نبرده بوده‌اند.

وجود پاشنه‌های سنگی در، نشان از آشنایی این جامعه ساکن در فلات مرکزی با فنون در سازی است.

مارال تپه

مارال تپه یکی از تپه‌های اقماری کوتاه در محوطه ازبکی است و آثار به‌دست آمده از معماری این تپه مربوط به تک دیوارها، تنور یا اجاق و گودال دور ریز منحصر می‌شود.

جیران تپه

جیران تپه در جنوب محوطه ازبکی و با فاصله 250 متری تپه مدور و تقریباً مسطح با ارتفاعی در حدود 2 متر از سطح زمین‌های اطراف و قطری در حدود 50 متر وجود دارد. در این تپه بقایای سه دوره عمده فرهنگی پیش تاریخ، عصر آهن و اسلامی شناسایی شده است.

در نخستین فصل کاوش در جیران تپه یافتن گورهای متعلق به دروه‌های اسلامی و عصر آهن در لایه‌های سطحی‌تر و بقایای لایه‌های فرهنگی متعلق به دوره‌ای از فرهنگ‌های پیش از تاریخ فلات مرکزی ، همزمان با چشمه علی و سیلک، در لایه های عمیق‌تر موجود است.

وجود بقایای معماری عظیم از هزاره اول و دوم پیش از میلاد و گورستان‌های همزمان با آن در این دوران در جیران تپه، محوطه ازبکی را به یکی از نادرترین محوطه‌های شناخته شده عصر آهن مبدل می‌کند.

از مهم‌ترین یافته‌های جیران تپه، فضای معماری ارزشمندی مربوط به پیش از تاریخ با دیوارهای رنگین و دارای دو صفحه و سکو با کاربری مذهبی (معبد) است. خصوصیات این بنا و بناهای مشابه آن در دشت قزوین جایگاه ویژه اجتماعی، فرهنگی و به ویژه مذهبی را نمایان می‌سازد.

دوشان تپه

دوشان تپه در فاصله نزدیک به 300 متری شمال غرب تپه ازبکی قرار دارد که کاوش در این تپه در دو دوره فرهنگی عصر آهنIII (دوره ماد) و آهنII به دست آمده است.

یافته‌های کوچک در دوشان تپه شامل اشیاء فلزی، دو درفش یکی شکسته و دیگری سالم، یک سوزن به طول 10 سانتی‌متر، دو قطعه ورقه مفرغی شبیه برگ، چندین قطعه سوزن، اشیاء سفالی، سردوک‌ها، اشیاء سنگی متفرقه و قالب‌های ریخته‌گری است.

نکته مهم در مورد این نوع قالب اینکه شواهد مربوط به استفاده از آن به دوران‌های تاریخی تعلق دارد و شاید کهن‌ترین نوع قالب شناخته شده مربوط به دوشان تپه باشد.

گزارش از زهره کمیجانی

انتهای پیام/

وجود بقایای معماری عظیم از هزاره اول و دوم پیش از میلاد و گورستان‌های همزمان با آن در این دوران در جیران تپه، محوطه ازبکی را به یکی از نادرترین محوطه‌های شناخته شده عصر آهن مبدل می‌کند.

ازبکی؛ تپه‌ای 9000 ساله و نادر از عصر آهن در استان البرز+ عکس و فیلم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، از جمله مکان‌های گردشگری و تاریخی استان البرز محوطه باستانی ازبکی از توابع دهستان احمدآباد از بخش مرکزی شهرستان نظرآباد با مساحت 576 کیلومترمربع است.

این تپه برای تخستین مرتبه در سال 1348 شمسی شناسایی و چند سال بعد در فهرست میراث ملی ایران ثبت شده است.

تپه ازبکی از شمال به بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ و رشته کوه‌های البرز، از جنوب به بخش اشتهارد در شهرستان کرج، از شرق به دهستان‌های رامجین و سعید آباد ساوجبلاغ، از غرب به شهرستان آبیک استان قزوین و در 50 کیلومتری غرب شهر کرج قرار دارد.

در کاوش‌های این محوطه باستانی، مشخص شد ازبکی دربرگیرنده 9 هزار سال بقایای فرهنگی پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی ایران، از نیمه اول هزاره هفتم تا نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد مسیح یعنی دوران مادها است.

تپه ازبکی دارای تپه‌های متعددی از جمله یان تپه به معنای «تپه کناری»، گوموش تپه به معنای «تپه نقره‌ای» که دارای لایه‌های متعلق به فرهنگ فلات قدیم، چشمه علی و سیلک است، جیران تپه به معنای «تپه آهو ماده»، مارال تپه به معنای «آهوی نر» و دوشان تپه به معنای «تپه خرگوش» است.

یان تپه

یان تپه در حدود یک کیلومتری غرب تپه مرتفع ازبکی واقع شده که ابعاد این تپه بیضی شکل است. این تپه دارای آثار معماری از ملات گل و خشت است که نحوه چیدمان دیوارها نشان‌دهنده این امر است که ساکنان فلات مرکزی ایران در این محوطه، مراحل نخستین معماری خشتی را پشت سر می‌گذراند و هنوز به رموز و اصول صحیح آن پی نبرده بوده‌اند.

وجود پاشنه‌های سنگی در، نشان از آشنایی این جامعه ساکن در فلات مرکزی با فنون در سازی است.

مارال تپه

مارال تپه یکی از تپه‌های اقماری کوتاه در محوطه ازبکی است و آثار به‌دست آمده از معماری این تپه مربوط به تک دیوارها، تنور یا اجاق و گودال دور ریز منحصر می‌شود.

جیران تپه

جیران تپه در جنوب محوطه ازبکی و با فاصله 250 متری تپه مدور و تقریباً مسطح با ارتفاعی در حدود 2 متر از سطح زمین‌های اطراف و قطری در حدود 50 متر وجود دارد. در این تپه بقایای سه دوره عمده فرهنگی پیش تاریخ، عصر آهن و اسلامی شناسایی شده است.

در نخستین فصل کاوش در جیران تپه یافتن گورهای متعلق به دروه‌های اسلامی و عصر آهن در لایه‌های سطحی‌تر و بقایای لایه‌های فرهنگی متعلق به دوره‌ای از فرهنگ‌های پیش از تاریخ فلات مرکزی ، همزمان با چشمه علی و سیلک، در لایه های عمیق‌تر موجود است.

وجود بقایای معماری عظیم از هزاره اول و دوم پیش از میلاد و گورستان‌های همزمان با آن در این دوران در جیران تپه، محوطه ازبکی را به یکی از نادرترین محوطه‌های شناخته شده عصر آهن مبدل می‌کند.

از مهم‌ترین یافته‌های جیران تپه، فضای معماری ارزشمندی مربوط به پیش از تاریخ با دیوارهای رنگین و دارای دو صفحه و سکو با کاربری مذهبی (معبد) است. خصوصیات این بنا و بناهای مشابه آن در دشت قزوین جایگاه ویژه اجتماعی، فرهنگی و به ویژه مذهبی را نمایان می‌سازد.

دوشان تپه

دوشان تپه در فاصله نزدیک به 300 متری شمال غرب تپه ازبکی قرار دارد که کاوش در این تپه در دو دوره فرهنگی عصر آهنIII (دوره ماد) و آهنII به دست آمده است.

یافته‌های کوچک در دوشان تپه شامل اشیاء فلزی، دو درفش یکی شکسته و دیگری سالم، یک سوزن به طول 10 سانتی‌متر، دو قطعه ورقه مفرغی شبیه برگ، چندین قطعه سوزن، اشیاء سفالی، سردوک‌ها، اشیاء سنگی متفرقه و قالب‌های ریخته‌گری است.

نکته مهم در مورد این نوع قالب اینکه شواهد مربوط به استفاده از آن به دوران‌های تاریخی تعلق دارد و شاید کهن‌ترین نوع قالب شناخته شده مربوط به دوشان تپه باشد.

گزارش از زهره کمیجانی






نظرات() 

کاروانسرای شاه عباسی کرج

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 3 خرداد 1397-11:37 ب.ظ


کاروانسرای شاه عباسی کرج

کاروانسرای شاه عباسی کرج در خیابان قدس، میدان قدس واقع شده. این بنا منسوب به دوره صفویان است؛ ولی امروزه مدرکی دال بر آن در دست نیست. در دوره معاصر نیز، اولین مدرسه کشاورزی ایران در این کاروانسرا تشکیل شده و اکنون در اختیار وزارت کشاورزی می باشد.

این کاروانسرا بنایی است با قاعده مربع شکل و مساحتی در حدود 3700 مترمربع، که حیاطی مربع شکل با ضلع نزدیک به سی متر در میانه آن قرار دارد. در پیرامون این حیاط، مانند اغلب بناهای مشابه، ایوانها و ایوانچه هایی قرار گرفته و هر یک از ایوانچه ها به حجره ای در پشت خود راه دارد. در گوشه های شمال شرقی و شمال غربی حیاط نیز، ایوانچه هایی احداث شده که هر یک به سه حجره متصل است. امروزه این حجره ها را به ایوانچه ی جلوی آنها الحاق کرده و فضایی بزرگ پدید آورده اند. نقشه های ارائه شده در اینجا صورت اصیل بنا را نشان می دهد. حجره های این کاروانسرا در مقایسه با بناهای مشابه کوچک تر است و در کل، در این بنا، سطح نسبتا کمی به حجره ها اختصاص یافته است.

گرداگرد بنا اسطبل قرار دارد. راه ورود به اسطبلهای جبهه شمالی از دو سوی ابتدای ورودی در داخل بناست؛ اما راه اسطبلهای جبهه جنوبی از پخهای گوشه حیاط است. در واقع، وجود دو نوع راه متفاوت به اسطبلها از ممیزات این کاروانسرا می باشد؛ چون در دیگر کاروانسراها معمولا این راهها طرح مشابهی دارند. قرار گرفتن ورودی در ضلع شمالی از دیگر ویژگی های این کاروانسراست؛ زیرا در دیگر کاروانسراها، ورودی معمولا در ضلع جنوبی است.


سردر این کاروانسرا با دو طاق نما در طرفین آن از امتداد افقی نما پیش تر آمده است. رخ بام مستقیم بنا نیز در این نقطه شکسته شده و بالاتر رفته است. ردیف طاق نماهای عمیق در این ضلع بنا به نمای ورودی اهمیت و تشخص بیشتری بخشیده. بر بالای درگاه ورودی بنا، جای خالی کتیبه ای دیده می شود که احتمالا حاوی اطلاعات مربوط به تاریخ احداث بنا بوده.

کاروانسرای شه عباسی کرج، فاقد هشتی است؛ و به عبارت دیگر، هشتی آن با ایوان شمالی ترکیب شده است. در سوی مقابل ورودی، در میانه جبهه جنوبی نیز، ایوانی مشابه ایوان شمالی دیده می شود که انتهای آن از طرفین باز شده و بدین گونه، فضای وسیعی شبیه به شاه نشین، پدید آمده. ایوانهای دو جبهه شرقی و غربی هم بسیار عمیق اند و مانند دو ایوان شمالی و جنوبی، رخ بام کلی حیاط را شکسته اند و از این رو، الگوی چهار ایوانی بنا کاملا جلوه کرده است.

کاروانسرا برج یا عنصر برج مانند ندارد و نماهای خارجی آن راست گوشه است. نبود برج در اطراف بنا و همچنین فقدان اتاق محافظان در دستگاه ورودی سیمای کاروانسرایی درون شهری به این بنا بخشیده و نشان می دهد که معمارش کمتر نگران امنیت آن بوده است.

پی این بنا از سنگ و دیوارهای آن، از آجر و ملاط ساروج ساخته شده. دور تا دور حیاط این کاروانسرا، 21 حجره جهت استراحت مسافرین و 5 بارانداز برای نگهداری کالاها و استقرار همراهان و نگهبانان طراحی شده. قناتی در مسیر شمال به جنوب از این کاروانسرا می گذشته که حلقه چاه آن در حیاط کاروانسرا موجود است. یک حوض سنگی در وسط حیاط بوده که قسمتی از آن در زیر کف فعلی مدفون است.

کاروانسرای شاه عباسی کرج، در طول حیات خود کاربری های متنوعی داشته؛ ابتدا به عنوان پناهگاه برای استراحت کاروانیان و حیوانات آنها به کار می رفت و در اوایل دوره قاجار به عنوان اردوگاه نظامی استفاده می شد. در اواخر دوره قاجار هم با تغییرات و تعمیراتی که در بنا به وجود آمد به عنوان اولین مدرسه برزگران ایران مورد بهره برداری قرار گرفت. در دوران پهلوی با انتقال مدرسه برزگران به محل دانشکده کشاورزی فعلی، بنا به عنوان انبار غله اداره کشاورزی کرج مورد استفاده قرار گرفت. با تأسیس اداره میراث فرهنگی کرج و استقرار آن در محل کاروانسرا، عملیات حفاظت و مرمت بنا آغاز شد و انبار غله به جای دیگری انتقال یافت. این اثر با شماره 1368 در تاریخ 1356/01/11 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.





نظرات() 

مکانی تاریخی در رشت که از دل خاک بیرون کشیده شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 3 خرداد 1397-07:01 ب.ظ

کاروانسرای شاه عباسی لات متعلق به دوران صفویه و قریب به 500 سال قدمت دارد که بعد از سالها با ورود بخش خصوصی و سرمایه گذاری حسینعلی سامانی پارسا واقع در اتوبان رشت قزوین نرسیده به امام زاده هاشم بازسازی و احیا گردید که به گفته سرمایه گذار با خروج بیش از 3200 کامیون خاک از این بنا در واقع آن را از دل خاک بیرون کشیده ایم...





نظرات() 

توضیح رئیس شعبه ۱۰۲۳ دادگاه عمومی و جزایی درباره حکم صادق زیباکلام

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-08:05 ب.ظ


توضیح رئیس شعبه ۱۰۲۳ دادگاه عمومی و جزایی درباره حکم صادق زیباکلام

رئیس شعبه ۱۰۲۳ دادگاه عمومی و جزایی با بیان اینکه در صدور یک حکم جنجال رسانه‌ای و اظهار نظر اشخاص موضوعیتی ندارد؛ گفت: در قانون مسائل به صورت کلی مطرح شده است، اما در نهایت تطبیق رفتار مرتکب با قانون بر عهده قاضی است.

حسن پاشازاده رئیس شعبه ۱۰۲۳ دادگاه عمومی و جزایی در گفت‌‏وگو با میزان؛ در ارتباط با موضوع جرم انگاری مصاحبه افراد با سایت‌های بیگانه در قانون گفت: در ماده ۵۰۰ قانون تعزیرات تصریح شده هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.

وی با بیان اینکه از ماده ۵۰۰ به بعد در قانون تعزیرات به موارد دیگری در این رابطه اشاره شده است گفت: مصاحبه با شبکه‎های بیگانه علاوه بر نص صریح قانون، خلاف مصوبه شورای عالی امنیت ملی است و مصوبات این شورا نیز در حکم قانون بوده و لازم الاجرا است.

پاشازداه خاطرنشان کرد: این در حالی است که مصداق فعالیت تبلیغی علیه نظام فقط مبتنی بر مصاحبه با رسانه‌های بیگانه نیست بلکه چنانچه در داخل اظهارات فرد نوعی فعالیت تبلیغی علیه نظام باشد این عمل جرم تلقی می‌شود.

رئیس شعبه ۱۰۲۳ دادگاه عمومی و جزایی با بیان اینکه در صدور یک حکم جنجال رسانه‌ای و اظهار نظر اشخاص موضوعیتی ندارد؛ گفت: در قانون مسائل به صورت کلی مطرح شده است، اما در نهایت تطبیق رفتار مرتکب با قانون بر عهده قاضی است.

پاشازاده در پایان تصریح کرد: استنباط قاضی از قانون همراه با بررسی محتویات پرونده و فعلی که اتفاق افتاده و تطبیق آن با قانون، مبنای صدور حکم خواهد بود.

گفتنی است: صادق زیبا‌کلام بیست و یکم اسفندماه به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شد.





نظرات() 

پاسخ دانشگاه تهران به زیباکلام/ چرا برپایه اطلاعات نادرست قضاوت می‌کنید؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-08:02 ب.ظ


پاسخ دانشگاه تهران به زیباکلام/ چرا برپایه اطلاعات نادرست قضاوت می‌کنید؟

به گزارش ایسنا، در اطلاعیه دانشگاه تهران تاکید شده است: «در پی انتشار نامه‌ای از سوی دکتر صادق زیباکلام، استاد محترم علوم سیاسی دانشگاه تهران، در رسانه‌ها مبنی بر صدور حکم بازنشستگی ایشان، به اطلاع دانشگاهیان ارجمند، می‌رساند که دانشگاه تهران در سال گذشته برای این عضو هیات علمی خود هیچگونه حکم بازنشستگی صادر نکرده است و ایشان کماکان در دانشگاه تهران در کسوت استادی حضور و فعالیت دارند و حقوق خود را در فروردین ماه امسال از دانشگاه تهران دریافت کرده‌اند.

از اینرو از استاد فرهیخته‌ای چون جناب آقای دکتر زیباکلام انتظار می‌رود که از نگارش و رسانه‌ای کردن موضوعی نادرست بر اساس گفته‌ها و شنیده‌ها و مبتنی بر اطلاعات غیرواقعی خودداری نمایند و با کسب اطلاعات دقیق از منابع معتبر و ذیصلاح، حقیقت را جویا شوند.»





نظرات() 

قالیباف: دیکته کردن و مونولوگ ، ضعف جدی اردوگاه اصولگرایی است

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-07:51 ب.ظ

محمدباقر قالیباف هرچند در ماه های اخیر و پس از پایان دوران 12 ساله حضورش در شهرداری تهران، در سکوت خبری به سر می برد اما رویکرد انتقادی خود به جریان اصولگرایی و نیز مدیریت اجرایی و به ویژه اقتصادی کشور را حفظ کرده است
از همین رو وقتی در گفت و گوی مشروح حرف از نقدهای جریان اصولگرایی می شود، او با صراحت تمام از «دیکته کردن و مونولوگ» در این جریان می گوید که به گفته او «ضعف جدی اردوگاه اصولگرایی است». قالیباف از این که «پیش کسوتان اصولگرا نیازی نمی بینند حرف بقیه را گوش کنند» گلایه دارد و می گوید: «گفت و گو بین اصولگرایان باید از متن جریان بالا بیاید». او همچنین به جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) نیز نقدهای جدی دارد و گرچه تاکید می کند که اصولگرایی حتما  نیاز به چیزی شبیه جمنا دارد اما از سوی دیگر می گوید در چگونگی اجرای آن اشکال وجود دارد و توصیه اش به جمنا این است که «اگر جمنا این چگونگی را حل کند و به درستی آن مجمع تشکیل شود، در حقیقت همان فرایندی است که باید در نواصولگرایی اتفاق بیفتد.» 

گفت و گوی یک ساعته روزنامه خراسان با شهردار اسبق تهران به وعده های انتخاباتی او هم کشید، جایی که او تاکید می کند دغدغه مردم در زمان انتخابات گرانی و بیکاری بود و برنامه های او نیز در این باره کاملا عملیاتی بود. گفت و گوی مشروح محمدباقر قالیباف را با روزنامه خراسان بخوانید، جایی که او به سوالات ما درباره پدرخوانده های اصولگرایی و مفهوم 4 درصدی ها نیز پاسخ داده است.
آقای دکتر اگر موافقید بحث را از گفت و گو در جریان اصولگرا شروع کنیم. موضوعی که به نظر می رسد حلقه مفقوده امروز جریان اصولگراست. چقدر این گفت و گو را نیاز روز می بینید؟
گفت و گو در عرصه سیاسی و فعالیت احزاب موضوعیت دارد. درست مثل خانواده، اختلاف از وقتی شروع می شود که دوطرف با هم حرف نمی زنند. گاهی در بین دو دوست بر سر این که چه کسی بحث را شروع کند، اختلاف نظر پیش می آید. به ویژه در عرصه سیاسی، وقتی در اردوگاهی ادعا می شود حداقل در مبانی با هم یکی هستند، این حرکت منسجم حتماً نیازمند گفت و گو است. این گفت و گو در اردوگاه اصولگرایی خیلی کم است.
چرا کم است؟
چون این ها گفت و گو را یک طرفه می بینند. به این معنا کسانی که پیش کسوت هستند و حس می کنند در مرکزیت قرار دارند، احساس می کنند نیازی ندارند حرف بقیه را گوش کنند. همان طور که در بحث نواصولگرایی گفتم، گفت و گو بین اصولگرایان یکی از ضرورت هاست و باید اجازه داد این گفت و گو بین همه اتفاق بیفتد. یعنی افراد را به پیش کسوت و آماتور تقسیم نکنند. درست است که انصاف و عقل حکم می کند آماتورها و تازه واردها به حرف پیش کسوت ها بیشتر توجه کنند، اما معنای این حرف این نیست که فرد پیش کسوت نیازی به گوش دادن ندارد. ما بحثی با عنوان «منظرگاه تحلیل» داریم به این معنا که اگر چهار نفر یک موضوع واحد را در یک زمان و مکان واحد مورد تحلیل قرار دهند، چهار تحلیل متفاوت ارائه می‌دهند. خب، همین جاست که ظرفیت ها و استعدادها پیدا می‌شود. باید اجازه داد این گفت و گو از متن جریان بالا بیاید. دیکته کردن و مونولوگ در حوزه سیاسی، اجازه نمی دهد تضاد افکار به درستی معلوم شود، این ضعف جدی اردوگاه اصولگرایی است.
همین جا یک پرانتز باز می کنم و دیدگاه تان درباره گفت‌و گوی ملی را می پرسم. با این ملاحظه که جریان اصلاح طلب از منظر خاصی گفت و گوی ملی را مطرح کرده و ممکن است برداشت خاص خود را هم داشته باشد.
 فرقی نمی کند گفت و گو بین خودشان باشد یا بین خودشان و رقیب یا در شرایط فعلی بین خودشان و دولت. این را باید یاد بگیرند. من با اصل گفت و گو چه بین دوستان و چه بین رقبا و حتی بین مخالفان موافقم. اما این که در این گفت و گو چه کسی، با چه نیت هایی و با چه قصدی موضوعی را مطرح و چه هدفی را دنبال می کند، طبیعتاً احتیاج به بررسی دارد.
برگردیم به این که گفتید بخشی از جریان اصولگرا به گفت و گو نگاه مونولوگ محور دارد. فکر نمی کنید دلیل این موضوع این است که اصولگراها بیشتر گفت و گو هایشان را برای شب انتخابات می گذارند و خاصیت گفت و گوی شب انتخاباتی هم سهمیه خواهی است؟ اگر این گفت و گو ها در طول چهار سال باشد، بهتر نیست؟
حتماً. یک اردوگاه و یک جریان سیاسی باید بداند که حرکت سیاسی یک پروژه نیست، بلکه یک پروسه است. اصلاً بخشی از اختلافات و موفق نبودن ها از همین جا آغاز می شود که این گفت و گو را یک پروژه می بینند. مثلاً شما ببینید همین حرکت جمنا، انتخابات تمام شد، این حرکت هم تمام شد. کم کم که به انتخابات مجلس نزدیک بشویم، حتماً باز زمزمه هایی مطرح می شود. درحالی که این گفت و گوها باید دایمی باشد. یک نکته مهم دیگر این که بعضی ها فکر می کنند می توانند و حتی وظیفه دارند برای جمع تصمیم بگیرند و بقیه هم وظیفه دارند از تصمیم این ها حمایت کنند! این هم یک اشکال است. یعنی وحدت یک فرایند است که برایند آن وحدت نهایی است.
در این مدلی که گفتید، جمنا را سازوکار خوبی برای گفت و گو بین جریان اصولگرا می دانید یا معتقدید آن قدر معیوب است که باید سازوکار جدیدی تدوین شود؟
کاری که جمنا انجام داد از لحاظ شکلی درست بود. اصل این که باید مجمع بزرگی از همه قشرها و سلایق مختلف اصولگرا تشکیل شود، درست است. این که یک جمع سه هزار نفره دور هم جمع شوند، خیلی ایده آل است. اما درباره  این که این افراد با چه سازوکاری و چگونه دور هم جمع شوند، به جمنا انتقاداتی وارد است، الان هم اگر جمنا این چگونگی را حل کند و به درستی آن مجمع تشکیل شود، در حقیقت همان فرایندی است که باید در نواصولگرایی اتفاق بیفتد.
درباره عملکرد جمنا انتقادهای زیادی مطرح شده است؛ از جمله آقای باهنر در جایی گفته بودند که انتخابات جمنا مهندسی شده است. شما هم ممکن است درد دل هایا انتقادی از جمنا داشته باشید که چه سازوکاری رخ داده که فردی مثل آقای ضرغامی در بین پنج نفر اصلی قرار نمی گیرد. شما هم نقد دارید؟
در این که انتقاد وارد است، شک نکنید. آن سه هزار نفری که در مجمع جمنا بودند فکر می کردند باید نظر خودشان را بگویند، در حالی که آن ها آمده بودند تا افکار عمومی جامعه را نمایندگی کنند، حداقل اردوگاه خودشان را نمایندگی کنند. ممکن است من یک نظر شخصی داشته باشم، ولی وقتی جامعه و جهت گیری ها را ببینم ممکن است به تصمیم دیگری برسم. این ایراد در جمنا مشهود بود.
می توانیم بگوییم بزرگ ترین اشکال جمنا در سازوکار آن بود؟
از لحاظ محتوایی بله. از لحاظ شکلی کارشان درست بود. این که ضرورت دارد سازوکاری شبیه جمنا شکل بگیرد، بله حتماً در آینده اصولگرایی نیاز به چنین کاری دارد که سه هزار نفر از همه کشور جمع بشوند. ولی در چگونگی اشکال وجود دارد، به این معنا که با چه شیوه ای سه هزار نفر کنار هم جمع بشوند، در این جا اشتباه صورت گرفت و این روش درست نبود.
برداشت من از صحبت شما این است که جمنا به وجود آمد تا همه سلایق انقلابی را در خود جای دهد ولو اصولگرا نباشند. درست است؟
حداقل در قدم اول باید می توانست همه سلایق اصولگرا را در خود جمع کند که در همین جا هم ناموفق بود. علاوه بر این همه افراد انقلابی می توانند وارد کار بشوند و باید به این ظرفیت اضافه شوند. همه ما اتفاق نظر داریم که بخش قابل توجهی از جامعه حزبی عمل نمی کنند. معنای آن  هم این نیست که این بخش قابل توجه به انقلاب ذهنیت منفی دارند. همه این افراد اسلام را رکن زندگی خود قرار داده اند. رهبر انقلاب می گویند ممکن است به من انتقاد داشته باشید، ایران را که قبول دارید، پس در انتخابات شرکت کنید. باید قبول کنیم پویش انتخاباتی تشکیل دادن، یک مهارت است.
شما چند بار از پدرخواندگان اصولگرایی نام بردید، ولی خیلی توضیح نداده اید. نمی خواهید کدهای بیشتری از این جریان بدهید؟
منظور همان کسانی هستند که ممکن است در مرکزیت جریان اصولگرا باشند و بگویند ما یک تصمیمی گرفته ایم و همه باید گوش کنند.
همان افرادی که می گویند مانیفست اصولگرایی را ما نوشتیم و بقیه باید تبعیت کنند؟
بله. مثلاً در انتخابات مجلس یازدهم در سال 98 درست است که از تهران برای یک شهرستان نماینده انتخاب کنند؟ حتماً مرکزیت اصولگرایی باید به شهرستان ها کمک کند، اما نه این که از بالا بگوید شما قدرت تشخیص ندارید و ما برای تان تعیین تکلیف می کنیم؛ این افراد را بگذارید، بقیه هم نباشند!
از آسیب شناسی که شما ارائه کردید برداشت می کنم اصولگرایان در عملکرد انتخاباتی خود دو انتقاد عمده دارند؛ اول مرکزمحور بودن و دوم اشتباه در نمایندگی کردن افکار عمومی در مرحله تعیین نامزد. این جمع بندی را چقدر دقیق می دانید؟
درباره نکته اول باید این تبصره را اضافه کرد که برخی اوقات ضرورت دارد مرکز حرف آخر را بزند. اما بعضی وقت ها نماینده را مشخص می کنند بعد می گویند سازوکاری درست کنید که به این فرد برسید. نامزد انتخاب کردن در همه جا چه در انجمن مدرسه، چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری، مثل انتخاب همسر است! شما ممکن است به فرزند خود ده ها دستور بدهید که چطور زندگی کند و او هم با دل و جان قبول کند، اما اگر بخواهید دستوری برای او همسر اختیار کنید، مقاومت می کند.
ما دو رکن اساسی داریم که از امام فهمیدیم؛ اسلام سیاسی و مردم. مردم موضوعیت دارند. ما نمی توانیم بگوییم مردم اشتباه می کنند.
بخشی از این عدم فهم مردم به این برنمی گردد که اصولگراها با همان ادبیات چهل سال قبل با مردم صحبت می کنند؟
چرا! می خواهند ولی بلد نیستند. این همان ضرورت گفت‌و گوست. ما باید برای همه مردم فارغ از گرایش های آن ها خدمت کنیم البته باید مقصدمان را گم نکنیم.
حال که بحث انتخابات شد، اجازه بدهید بازگشتی به شعارهای اقتصادی شما در انتخابات داشته باشیم. نوع ورود متفاوت شما در شروع انتخابات، واکنش برانگیز شد. مثلاً بحث 2.5 برابر کردن تولید کشور در چهار سال یا بحث های اشتغال زایی و پرداخت یارانه را مطرح کردید. این ورود به انتخابات نسبت به سال 92 کاملاً متفاوت بود. این تفاوت بر مبنای چه تحلیلی بود؟
دغدغه مردم در زمان انتخابات گرانی و بیکاری بود. من در این زمینه تجربه و مطالعه ای داشتم. درست است که بعضی از رقبای انتخاباتی گفتند یا معنای شغل را نمی دانستند یا معنای یک میلیون را، ولی بعد از انتخابات خودشان همین یک میلیون شغل را مطرح کردند. هر چند که توان این تولید را ندارند. می خواهند با این کار رفتار سیاسی کنند. بحث های من کاملاً شدنی بود. هر چند بعد از ثبت نام، عده ای سعی کردند بحث 2.5 برابر کردن جی دی پی (تولید ناخالص داخلی)در کشور را مطرح کنند. البته این ظرفیت در کشور ما هست که جی دی پی به 2.5 برابر برسد، ولی نه در دوره چهار ساله. اما افزایش درآمد و قدرت دولت را 2.5 برابر کردن کاملاً شدنی است، البته این هایی که در مصدر کار هستند کننده این کار نیستند.
پس 2.5 برابر مربوط به بودجه دولت است؟
بله، کشور می تواند جی دی پی را هم در یک دهه افزایش دهد. به عنوان مثال، در یک کشور با ظرفیت اقتصادی اشباع شده، پنج سال برنامه ریزی می کنند که تورم 1.5 درصد را به یک درصد برسانند! چطور دولت یازدهم طی دو سال از 47 درصد به تک رقم رساند؟! پس معلوم است که ظرفیت اقتصادی ما اشباع شده نیست. همین طور که دولت می تواند تورم را کاهش بدهد، می تواند تولید ناخالص را هم بالا ببرد.
یک بحث مهم دیگر در انتخابات بحث یارانه بود. یک عدد سه برابر و یک عدد پنج برابر مطرح بود. در اوایل انتخابات این اعداد درباره قشرهای کم درآمد مطرح می شد، اما بعضاً این قید هم حذف شد. اصلاً این کار شدنی بود؟
شما اگر به عقبه کاری من برگردید حرف غیرقابل انجام نزده ام. در سال 92 من برنامه مدونی دادم که بعداً به 14 جلد کتاب تبدیل شد. هنوز هم این برنامه را به روز نگه داشته ام. من بحث کارانه را مطرح کردم، گفتند نمی شود و بعد همین کار را خودشان کپی کردند ولی به شکل غلط! درباره یارانه گفتند به بخشی از جامعه یارانه نمی دهیم ولی به بخش دیگر سه برابر می دهیم تا یارانه هدفمند بشود. برای هدفمند کردن باید سیاست های مالی، بانکی و پولی را اصلاح می کردیم. هیچ کدام از آن ها را اصلاح نکردیم، در این سال ها به تعبیری پول پاشیدیم! مگر همین افراد، بخش یارانه کمیته امداد را سه برابر کردند، همین جا هم سیاسی کاری کردند و یارانه قشرهای پردرآمد را حذف نکردند.
خب این کار هزینه دارد!
بله، در مدیریت مردمی در جنگ، یکی از ویژگی ها این بود که رزمندگان حاضر بودند هزینه بدهند. هزینه به این معنا که عده ای با این کار مخالفند. وقتی علم و تجربه و خرد جمعی می گوید باید این هزینه را تحمل کنی، وقتی می دانی 15 میلیون به این یارانه احتیاج دارند، باید آن را حذف کنی. البته باید روش درستی را انتخاب کرد. اگر بخواهیم قدرت خرید قشر مستضعف حفظ بشود، یارانه باید به میزان تورم افزایش پیدا کند. وگرنه بعد از چند سال این مبلغ هیچ ارزشی ندارد. این هم که می‌گویند برای حذف یارانه ثروتمندان باید به حساب های مردم سرک بکشیم، سفسطه گرانه و عوام فریبانه است! مثلاً دولت آلمان یا دیگر دولت های غربی مطلع نیستند که شهروندان‌شان چه گردش مالی دارند؟! بزرگ ترین خطای آن دولت ها این است که 100 دلار جابه جا بشود و دولت نفهمد. شما که آمال تان کشورهای لیبرالیستی و نئولیبرالیستی است، آیا می شود یک فعالیت اقتصادی در کشورهای غربی اتفاق بیفتد و دولت مطلع نباشد؟ گردش مالی مردم باید مشخص شود که بشود مالیات تعیین کرد. این ها خودشان شفافیت را به هم می زنند و بعد ادعای شفافیت هم دارند. در حالی که صبح تا شب به صورت غیرشفاف و با مدیریت نسل دومی در حوزه مالیات در زندگی تفحص می کنند! وقتی می‌گویند نمی‌خواهیم در زندگی مردم سرک بکشیم، معنای واقعی اش این است که عرضه نداریم مدیریت کنیم! اصل این حرف به معنای توهین به مردم و فرصت دادن به 4 درصدی هاست.چرا که مردم عادی با شفاف شدن حساب های بانکی مشکلی ندارند چون چیزی برای پنهان کردن ندارند اما عده ای خاص هستند که مایل نیستند حساب های بانکی شان شفاف شود.
حالا که وارد بحث 4 درصدی ها شدیم، می خواهم بدانم این تقسیم بندی ۴ درصدی مبنای علمی دارد یا خیر؟
شما در بانک ها ببینید افرادی که بالای 50 میلیون تومان از بانک وام می گیرند، زیر 4 درصد جامعه هستند. آن هایی که می توانند واردات ویژه انجام دهند مواردی مانند واردات خودروی گران قیمت، آن هایی که دسترسی به اطلاعات خاص اقتصادی دارند، آن هایی که می دانند چه زمانی تخم مرغ وارد کنند و چه زمانی دانه های مربوط به طیور را! نقدینگی موجود در بانک ها که مال مردم است، چند درصد در حال استفاده است؟ 96 درصدی ها برای یک وام ازدواج ، چند سال در صف می مانند! حتی در حوزه رضایت مندی، در نظرسنجی های داخلی و خارجی، افراد کاملا راضی از شرایط موجود فقط 4 درصد هستند. کسانی که بانک خصوصی تشکیل می دهند، حتما به قدرت وصل هستند. چرا دولت همین 11 هزار میلیارد تومان را از جیب مردم به مؤسسات مشکل‌دار داد؟ در هر جایی که عدد و رقم وجود دارد، عدد همین 4 درصد است.
پس الزاماً این 4 درصدی ها پولدارها نیستند؟
خیر، فرصت طلب ها هستند. من در انتخابات هم توضیح دادم که هرگز با تولید ثروت مخالف نیستم. من دست کسی که واردات انجام می دهد و زیرساخت های کشور را در حوزه صنعت متحول می کند، می بوسم. ما با تولید کننده مشکلی نداریم. ولی با آن هایی که سود بانکی را به 27 درصد می رسانند، مخالفیم.
پس تولیدکننده ها و حتی خیلی از پولدارها جزو 96 درصدی ها هستند؟
بله اصلاً ، وارد کننده هایی که به صورت رانتی کالا وارد می‌کنند، تولید کننده را از بین می برند. 4 درصدی ها فرصت کسب و کار درست را در کشور از بین می برند. این ها با دور زدن قانون، ثروت بی تلاش و هنگفت به دست می آورند. کدام تولیدکننده خودروی چهار میلیاردی سوار می شود؟ او می فهمد که چهار میلیارد تومان چه گردشی برایش ایجاد می کند. در هیچ کجای دنیا بانک ها وام نمی‌دهند. اصل چرخه تولید و اشتغال در حوزه بازار سرمایه است، اما در ایران بانک ها به جای بازار سرمایه نشسته اند. بانک ها هم دست 4 درصدی هاست. بعضی وقت ها تصمیمات دولت ها ناشی از 4 درصدی هاست. مثلا همین تصمیم بردن نقدینگی در شب عید به خاطر ارز، 4 درصدی است. سود بانک را بالا آوردند، نرخ ارز را هم نتوانستند حل کنند. تصمیم شجاعانه دولت در کاهش سود هم منتفی شد. این تصمیم هم تصمیم 4 درصدی هاست.
درباره تیم اقتصادی شما سوالی به وجود آمد که چهره های شناخته شده ای در بین آن ها نیست.
دو گروه اقتصادی در کشور ما هستند، این ها می روند، آن ها می آیند و برعکس. 40 سال است همین وضعیت را به وجود آورده اند.
یک عده هم این وسط هستند که با هر دو تیم کار می کنند. اگر قرار است اقتصاد اصلاح شود توسط عمده اقتصاددان های شناخته شده نمی شود.
افق اقتصاد کشور در سال 97 را چطور ارزیابی می کنید؟ با توجه به این که ممکن است تنش تحریمی هم داشته باشیم.
هر موقع بزرگ ترین فرصت، پیش روی کشور بود، باید دانست همان زمان بزرگ ترین تهدید هم پیش روی کشور است و برعکس بزرگ ترین تهدید، بزرگ ترین فرصت هم هست. بستگی دارد که شما چطور از این فرصت استفاده می کنید. بیشترین درآمد کشور در تاریخ در دوره ای اتفاق افتاد که رشد اقتصادی منفی 6 درصد شد؛ در دوره آقای احمدی نژاد! رشد اقتصادی در آن دوره باید دو رقمی می‌شد. همین اتفاق برای رژیم گذشته هم رخ داد. یک مثال دیگر، در اول دهه 80 نفت شد حدود 13 دلار که بیش از نصف آن هزینه استخراج آن می شد. تنها سالی که اقتصاد ما در بخش صنعت رشد دو رقمی کرد، سال 80 بود. به خاطر این که پدرخواندگی دولت در اقتصاد حذف شد. 4 درصدی ها حذف شدند. صادرات توسط دولت روان شد. البته دولتمردان آن زمان فکر نکنند که این کار را کردند! مردم بودند که وارد شدند. نفت 13 دلاری ما را به رشد دو رقمی رساند و نفت 120 دلاری ما را به منفی 6 درصد رساند و عملاً اشتغال جدیدی تولید نکرد. این که بدانیم کشور را مردم باید اداره کنند نه دولت، موضوع اصلی ماست. مشکل ما نداشتن پول نیست.
شما همیشه می گفتید فعالیت اقتصادی شخصی ندارید. مفهوم این حرف این است که فعالیت اقتصادی شخصی را آغاز کرده اید؟
به هیچ وجه. هیچ وقت کار اقتصادی فردی نمی کنم. کاری هم که الان در حوزه اشتغال دنبال می کنم با هدف کمک به مردم است. حتی در برخی جلسات هیئت مدیره هم که هستم، در عمرم یک ریال حق هیئت مدیره نگرفته ام.
پس فعالیت تان در حوزه تسهیل کردن فعالیت اقتصادی مردم است؟ مثالی می زنید.
ما در شهرداری تهران خانم هایی را که در حوزه آسیب های اجتماعی آسیب دیده بودند و زنان سرپرست خانوار در تهران که حدود 20 هزار نفر بودند، جمع آوری کردیم و آموزش دادیم. در مقابل طراح های خیلی خوب را پیدا کردیم. مواد اولیه خوب را هم پیدا کردیم. حدود 120 مرکز برای این ها ایجاد کردیم، آن هم در سوله های بدون استفاده. در نقدینگی اول هم به آن ها کمک کردیم. بعضی از کالاهای این ها تماماً و دربست به آلمان و دانمارک و ... صادر می شود. این کار در حال ملی شدن است و در چند مرکز استان، این ها در حال شعبه زدن هستند.
به عنوان سوال آخر محمدباقر قالیباف در ادامه قرار است چه کند؟
همین دیروز در منزل اتفاقی به جلد مجله همشهری برخوردم که جمله ای از من تیتر کرده بود و پاسخ سوال شما بود! به نقل از من نوشته بود: تا زنده هستم جهادی کار می‌کنم، مهم نیست کجا هستم. الان هم وقتی می گوییم مردم باید تولید شغل کنند، من هم یکی از مردم هستم، اگر من که سرشناس هستم نتوانستم تولید شغل کنم، مردم عادی هم نمی توانند.
 اگر جنگ را مردم اداره نمی کردند، سقوط کرده بودیم. الان هم اقتصاد را باید بدهیم به مردم. منتها مردم را گروه بندی نکنیم. در جبهه مهم این بود که فرد ابتدا آموزش ببیند، بازجویی نمی شد!




نظرات() 

۴ نامزد مطرح پست نخست وزیری عراق

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 28 اردیبهشت 1397-12:53 ق.ظ


ین ۴ نفر 'حیدر العبادی' نخست وزیر سابق از حزب الدعوه اسلامی، 'عبدالحسین عبطان' وزیر ورزش و جوانان سابق از جریان حکمت ملی، 'علی الدوای' استاندار سابق میسان از جریان صدر و 'عادل عبدالمهدی' وزیر سابق نفت و عضو سابق مجلس اعلای اسلامی عراق هستند.مقتدا صدر رهبر جریان صدر و حامی فهرست انتخاباتی 'سائرون' (متشکل از صدری‌ها و جریان‌های لیبرال – دمکرات و کمونیست ها) به مدت کوتاهی قبل از شروع رای گیری در ۲۲ اردیبهشت ماه گذشته، نام 'علی الدوای' را به عنوان گزینه مناسب برای پست نخست وزیری آینده عراق مطرح کرده بود.

تماس امروز سه شنبه حیدر العبادی نخست وزیر و رهبر فهرست انتخاباتی 'النصر' با مقتدا صدر و تبریک گفتن به وی به خاطر پیروزی فهرست انتخاباتی سائرون در انتخابات پارلمانی این کشور، باعث شده است که برخی العبادی را بیشترین شانس ممکن برای تصدی پست نخست وزیری بدانند.نبود هرگونه وتوی بین المللی یا منطقه‌ای و حتی داخلی علیه شخص العبادی باعث شده است که بسیاری او را بهترین گزینه برای تصدی مجدد این پست مهم بدانند.مقتدا صدر چندی قبل از انتخابات پارلمانی این کشور، در اظهاراتی به رسانه‌های بومی عراق گفته بود که از حیدر العبادی درصورت نامزد شدن مجدد برای پست نخست وزیری، حمایت می‌کند.


'صلاح العبیدی' سخنگوی مقتدا صدر در اظهاراتی که امروز سه شنبه در خبرگزاری 'بغداد الیوم' منتشر شده گفته است که صدری ها، نامزد مشخصی برای تصدی پست نخست وزیری ندارند و اگر العبادی بخواهد مجدد برای این پست کاندیدا شود، مشروط به شروطی از وی حمایت می‌کنند.

مبارزه با فساد اداری و مالی و انتخاب وزیران کابینه از شخصیت‌های تکنوکرات مستقل مهمترین شروطی است که العبیدی به عنوان شروط صدری‌ها برای کاندیدای نخست وزیری مطرح کرده است.

از طرفی برخی سایت‌های خبری عراقی امروز به نقل از منابع نزدیک به سید عمار حکیم رییس جریان حکمت ملی نوشتند که عمار حکیم از نوری المالکی رهبر ائتلاف دولت قانون و هادی العامری رییس فهرست انتخاباتی الفتح خواسته است که برای هیچ پست اجرایی یا قانونگذاری خود را کاندیدا نکنند.

براساس این خبر که در سایت خبری 'اسرار' منتشر شده، عمار حکیم به آن‌ها گفته است که نتائج انتخابات ۲۲ اردیبهشت ماه نشان داد که مردم عراق قدردان جانفشانی‌ها و خدمات آن‌ها در طول ۱۵ سال گذشته هستند، اما در عین حال نمی‌خواهند این خدمتگزاری ها، به گفته وی - بهانه‌ای برای کسب امتیازات بلند مدت باشد.

این سایت نوشته است که طبق برخی گزارش ها، نام عبدالحسین عبطان وزیر جوانان و ورزش به عنوان یکی از نامزد‌های تصدی پست نخست وزیری در کنار علی الدوای در حال حاضر مطرح است.

از طرفی گفته می‌شود نوری المالکی رهبر ائتلاف دولت قانون در صدد تشکیل یک ائتلاف سیاسی به منظور تشکیل دولت آینده بدون حضور ائتلاف سائرون (مورد حمایت مقتدا صدر) است.

طبق این گزارش یکی از نامزد‌های مطرح برای پست نخست وزیری در این ائتلاف سیاسی جدید، عادل عبدالمهدی است.
غیر از این ۴ نفر برخی از اسامی دیگر نیز برای تصدی پست نخست وزیری عراق مطرح شده که شاید نام 'ایاد علاوی' رهبر فهرست انتخابی 'الوطنیه' مهمترین چهره باشد، اما کارشناسان، شانس او را برای رسیدن به این پست پایین می‌دانند.

فهرست‌های بزرگ پیروز انتخابات بر اساس شمارش اولیه به ترتیب سائرون (مقتدا صدر) با ۵۴ کرسی، الفتح (هادی العامری) با ۴۷ کرسی، النصر (حیدر العبادی) با ۴۳ کرسی، دولت قانون (نوری المالکی) با ۲۵ کرسی، الوطنیه (ایاد علاوی) با ۲۲ کرسی و جریان حکمت (سید عمار حکیم) با ۱۹ کرسی و القرار (اسامه النجیفی) با ۱۳ کرسی هستند.

کارشناسان معتقدند که نوع ائتلاف سیاسی که قرار است از رایزنی‌های جاری بین رهبران سیاسی عراق شکل بگیرد در تعیین کاندیدایی که قرار است متصدی پست نخست وزیری شود تعیین کننده است.

در حال حاضر همه فهرست‌های بزرگ انتخاباتی به دنبال تشکیل یک ائتلاف سیشاسی متشکل از حداقل ۱۶۵ کرسی از مجموع ۳۲۹ کرسی پارلمان هستند که به موجب آن به عنوان بزرگترین فراکسیون پارلمان، می‌توانند دولت آینده را تشکیل دهند.

پارلمان در عراق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا از طریق آن رییس جمهور، نخست وزیر و رییس پارلمان انتخاب می‌شود و پارلمان همچنین مسوول اعطای رای اعتماد به وزیران دولت جدید و حتی مدیران کل وزارتخانه هاست.





نظرات() 

نتایج نهایی انتخابات پارلمانی عراق

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 28 اردیبهشت 1397-12:12 ق.ظ

 نتایج نهایی انتخابات پارلمانی عراق، به شرح زیر است:

- «سائرون»: ۵۴ کرسی

- «الفتح»: ۴۹ کرسی

- «النصر»:۴۲ کرسی

- «دولت قانون»: ۲۵ کرسی

- «دموکرات کردستان»: ۲۱ کرسی

- «الوطنیه»: ۲۱ کرسی

- «الحکمه»: ۲۰ کرسی

- «اتحادیه میهنی کردستان»: ۱۹ کرسی

- «القرار»: ۱۳ کرسی

- «الانبار هویتنا»: ۶ کرسی

- «گوران»: ۵ کرسی

- «الجیل الجدید»: ۴ کرسی

- «تحالف بغداد»: ۳ کرسی

- «ائتلاف برای دموکراسی»: ۳ کرسی

- «قلعه الجماهیر»: ۳ کرسی

- «ائتلاف عربی در کرکوک»: ۳ کرسی

- «جبهه ترکمان العراق»:۳ کرسی

- «نینوی هویتنا»: ۳ کرسی

- «اراده»: ۲ کرسی

- «کفاءات للتغییر»: ۲ کرسی

- «تمدن»: ۲ کرسی

- «عابرون»: ۲ کرسی

- «بیارق الخیر»: ۲ کرسی

- «الجماعه الاسلامیه»: ۲ کرسی

- «الاسلامی الکردستانی»: ۲ کرسی

- «الجماهیر الوطنیه»: ۲ کرسی

- «النهج الدیموقراطی»: ۲ کرسی

- «التحالف المدنی الدیمقراطی»: ۱ کرسی

- «تجمع رجال العراق»: ۱ کرسی

- «صلاح الدین هویتتنا»: ۱ کرسی

- «حزب مدنی»: ۱ کرسی

نتایج نهایی رسمی، طی دو روز آینده بصورت رسمی از سوی فراکسیون انتخابات عراق اعلام خواهد شد.





نظرات() 

۴ نشانه جنگ قریب الوقوع در خاورمیانه

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 28 اردیبهشت 1397-12:05 ق.ظ

تحلیلگر مشهور جهان عرب با اشاره به ۴ نشانه ای که احتمال جنگ در خاورمیانه را افزایش می‌دهد؛ اعلام کرد: اگر جنگی رخ دهد اسرائیل سرنوشتی مشابه آلمان در جنگ های اول و دوم جهانی خواهد داشت.
 
به گزارش مهر عبدالباری عطوان در مطلبی درباره افزایش بحران در خاورمیانه آورده است: چهار نشانه وجود دارد که احتمال جنگ ایران-اسرائیل را تقویت می‌کند و مهمترین آن قطع رابطه مغرب با تهران و اخراج سفیرش به طور ناگهانی است.

وی با اشاره به نمایش مضحک بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی درباره ایران از آن به عنوان مقدمه‌ای برای به راه انداختن جنگ ضد ایران خواه ضد پایگاههایش در سوریه یا در عمق ایران و جمع کردن کشور‌های عربی و اروپایی در کنار آمریکا یاد کرده و نوشته است: تحرکاتی در خاورمیانه در حال وقوع است که احتمال رویارویی نظامی بزرگ را تقویت می‌کند که از جمله آن‌ها می‌توان به اظهار نظر یک مسئول آمریکایی به شبکه ان بی سی مبنی بر اینکه اسرائیل آماده رویارویی نظامی با ایران می‌شود و اینکه اسرائیل به دنبال حمایت واشنگتن است و احتمالا جنگ ایران و اسرائیل در سوریه باشد. ما که رسانه‌های آمریکایی به طور خاص و غربی را می‌شناسیم باید این موارد را جدی بگیریم.

عطوان می‌نویسد: دوم؛ اینکه مغرب روابط خود با ایران را قطع کرده است و چه بسا این مقدمه‌ای برای اقدام دیگر کشور‌های متحد واشنگتن برای گام‌های مشابه باشد به ویژه که کشور‌های حوزه خلیج فارس به محض اعلام آن از این موضع گیری استقبال کردند. هر چند که سعد الدین العثمانی نخست وزیر مغرب آنرا صرفا تصمیم مغربی دانسته، اما زمان اعلام آن مورد توجه است و نمی‌تواند از روند تحولات منطقه جدا باشد.

این تحلیلگر جهان عرب افزود: نشانه سوم این است که نجیب ساویرس میلیادر مصری نیمی از ثروت خود را تبدیل به طلا کرده است و گفته که طلا ملجا امن عامه مردم در زمان بحرانهاست. آنچه ساویرس نگفته این است که تاجران و بازرگانان و سرمایه داران همانند پرندگان و حیواناتی که طوفان و زلزله‌های را قبل از وقوع آن احساس می‌کنند، هستند و معمولا احتمالات آن‌ها درباره جنگ درست است. ساویرس همانند تاجران معمولی نیست و روابطش با سیاستمداران جهان عرب زیاد است و گرنه چرا خبرگزاری مانند بلومبرگ مواضع وی را در این زمان انتقال داده است.

عطوان می‌نویسد: چهارمین نشانه، درخواست پمپئو وزیر خارجه جدید آمریکا از کشور‌های حوزه خلیج فارس است که اختلافات خود را کنار بگذارند و بر روی خطر ایران تمرکز کنند. محمد بن سلمان هم اعلام کرده است که موضوع فلسطین در اولویت عربستان نیست و اولویت کنونی مقابله با نفوذ ایران در منطقه است.

وی در ادامه نوشت: احساس جاری در اروپا نگرانی از موفقیت نتانیاهو در کشاندن منطقه و آمریکا به سوی جنگ است و اینکه شراره خروج آمریکا از برجام باشد و این عدم همراهی با نمایش نتانیاهو را تفسیر می‌کند. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه سکوت اختیار کرده است و درباره حملات اسرائیل به پایگاه نظامی حماه و ادعا‌های نتانیاهو درباره برجام موضعی اتخاذ نکرده است. سئوال این است که واکنش به این اهانت‌های اسرائیل به روسیه و متحدانش چیست؟

این تحلیلگر عرب بیان کرد: نتانیاهو دروغگوی حرفه‌ای و قهار در جعل و اقدامات تحریک آمیز است. وی جنگی را برنده نشده و صلحی به دست نیاورده و اتهامات فساد به گردنش نزدیک شده است، اما دروغگو‌هایی مانند وی مورد قبول رئیس جمهور کنونی آمریکا و سیستم نظامی آن که با دیکته‌های اسرائیل وارد جنگ می‌شوند، است. ما خواستار جنگ به ویژه در منطقه ما که مردم آن فرصت نفس کشیدن نداشته اند، نیستیم، اما اگر رخ دهد چه بسا آخرین جنگ‌ها در حال حاضر باشد، زیرا اسرائیل این بار از آن سالم بیرون نمی‌آید مشابه آنچه برای آلمان در جنگ‌های جهانی اول و دوم رخ داد.




نظرات() 

بن‌سلمان و برگی از یک سند سری احتمال مرگ ولیعهد سعودی در تیراندازی‌های کاخ پادشاهی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397-11:57 ب.ظ



احتمال مرگ ولیعهد سعودی در تیراندازی‌های کاخ پادشاهی


سرویس اطلاعاتی و امنیتی یکی از کشور‌های عربی منطقه در گزارش محرمانه خود با قاطعیت آورده است در درگیری‌های شنبه‌شب (اول اردیبهشت/۲۱ آوریل) ریاض، دست‌کم دو گلوله به محمد بن‌سلمان، ولی عهد عربستان اصابت کرد و احتمال مرگ وی وجود دارد.
صراط:

حسین شریعتمداری نوشت: شواهد فراوان و قابل توجهی در دست است که نشان می‌دهد غیبت نزدیک به 30 روزه «محمد بن‌سلمان» ولیعهد پادشاه عربستان طبیعی به نظر نمی‌رسد و از بروز حادثه‌ای حکایت می‌کند که تلاش می‌شود از میدان دید دیگران پنهان بماند. بخوانید!

1- شنبه‌شب اول اردیبهشت ماه جاری (21 آوریل 2018 ) خبرگزاری‌ها از یک درگیری شدید در ریاض خبر دادند. فیلم‌ها و تصاویری که از محل درگیری مخابره شده بود به وضوح از تردد ‌تانک‌ها و زره‌پوش‌ها در اطراف کاخ سلطنتی آل‌سعود حکایت می‌کرد و صدای تبادل آتش با سلاح سنگین میان گارد سلطنتی و گروهی که هنوز هویت آنها فاش نشده است شنیده می‌شد.

این درگیری برای چند ساعت پیاپی ادامه داشت. بعد از وقوع حادثه و با تاخیری سؤال‌برانگیز (فردای آن روز)، مقامات سعودی در یک گزارش رسمی اعلام کردند که یک «آی پهباد» از نوع «هلی‌شات» که به عنوان اسباب‌بازی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد در آسمان اطراف کاخ دیده شده بود که با پدافند هوایی منهدم شد! و توضیح ندادند که آیا چند ساعت تیر‌اندازی با سلاح سنگین و حضور ‌تانک‌ها و زره‌پوش‌ها برای مقابله با یک اسباب‌بازی بوده است؟!

2- محمد بن‌سلمان به حضور مداوم در رسانه‌ها و مصاحبه‌های پی در پی با شبکه‌های خبری شهرت داشت به گونه‌ای که تقریبا هیچ روزی نبود که تصویر و یا اظهار نظری از وی در رسانه‌ها نباشد.

با این حال غیبت کامل 27 روزه بن‌سلمان در رسانه‌ها و بی‌خبری مطلق از حضور او در بازدید از فلان مرکز یا افتتاح فلان ساختمان و... که تقریبا همه روزه مواردی از آن دیده و مخابره می‌شد را نمی‌توان تصادفی و عادی تلقی کرد!

3- محمد بن‌نایف، ولیعهد رسمی آل‌سعود که بن‌سلمان با پشتیبانی آمریکا و حمایت پدرش او را برکنار کرده و خود به جای او نشسته بود، بعد از برکناری، در قصر محل اقامت خود محبوس بود و هیچ خبری از وی به بیرون درز نمی‌کرد.

اما بن‌نایف اخیرا در اقدامی دور از انتظار در صفحه توئیت خود، سیاست‌های محمد بن‌سلمان را به شدت محکوم کرده و ادامه آن را باعث نابودی حاکمیت چند ده ساله آل‌سعود دانسته است. در بخشی از توئیت بن‌نایف آمده است:
«100 میلیارد دلار میزان سرمایه‌گذاران یمنی در عربستان است و اکثر آنان برای خروج از کشور و انتقال دارایی‌های خود به دیگر کشورها تلاش می‌کنند که علت آن سیاست‌های عقیمی است که بن‌سلمان بر سرمایه‌گذاران خارجی تحمیل کرده است.

علاوه بر آن شاخص سرمایه‌گذاری امن در عربستان کاهش یافته است. سرزمین بدون مردم، کشور نیست. اعمال محدودیت و در تنگنا قرار‌ دادن مردم، ظلم و ستم به مردم و تلاش برای تغییر هویتی که جمع و متحد شده است و افراد بر اساس آن رشد و نمو یافته‌اند به معنای تهدید مستقیم برای کشور به عنوان یک منظومه کامل است».

بن‌نایف در ادامه آورده است «بن‌سلمان به علت کوته‌فکری‌های سیاسی و شیوه تعامل با مردم در واقع با سرنوشت کشور بازی و موجودیت عربستان را تهدید می‌کند... اهمیت مسجد‌الاقصی به لحاظ دینی و وجدانی و سیاسی و عاطفی کمتر از حرمین شریفین نیست و تا‌کنون سابقه نداشته است که یکی از پادشاهان و شاهزادگان و سران کشورهای عربی و اسلامی در قبال قدس و مسجد‌الاقصی کوتاهی کرده و اقدام خود را هم علنی کنند ولی بن‌سلمان و اطرافیان او این کار را کرده‌اند. باید بدانیم که قدس پایتخت ابدی فلسطین است».

از محمد بن‌نایف که در محل اقامت خود محبوس بود و اجازه کمترین تماسی با دنیای بیرون از قصر خود نداشت، این اظهار نظر و حمله مستقیم و همه‌جانبه به محمد بن‌سلمان عجیب و غیر‌منتظره است آن‌هم بن‌سلمانی که به برخوردهای سخت و خشونت‌آمیز با مخالفان خود شهرت دارد، بنابراین توئیت محمد بن‌نایف تنها می‌تواند نشانه بیرون افتادن بن‌سلمان از چرخه قدرت در عربستان باشد.

4- دو هفته قبل «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه ترامپ در سفری ناگهانی به ریاض رفت و خبرگزاری‌ها به نقل از مقامات سعودی از ملاقات و گفت‌و‌گوی او با محمد بن‌سلمان خبر دادند! اما برخلاف معمول هیچ تصویری از این ملاقات مخابره نشد! تا آنجا که برخی از منابع خبری در انجام این ملاقات تردید کردند!

5- قطر در برخورد با عربستان از روش کج‌دار و مریز استفاده می‌کرد و در تلاش بود تا پیوندش با آل‌سعود به طور کامل گسسته نشود و راه بازگشت باز بماند ولی اخیرا با صراحت اعلام کرده است که هیچ‌یک از شروط عربستان - بخوانید بن‌سلمان- را نمی‌پذیرد.

این حرکت قطر نیز از حادثه‌ای در حاکمیت آل‌سعود خبر می‌دهد که می‌تواند حذف بن‌سلمان نتیجه آن باشد.

6- نامه محرمانه ترامپ به سران برخی از کشورهای عربی خلیج‌فارس- که اطلاع رهبر معظم انقلاب از آن شگفتی غرب را در پی داشت- و صدور چندین و چند دستور‌العمل خطاب به آنان که با بایدها و نبایدها همراه بود، غیر‌منتظره به نظر می‌رسید چرا که مضمون و محتوای نامه ترامپ حاوی نکته‌ای نبود که پیش از آن به طور علنی خطاب به سران عرب خلیج‌فارس مطرح نشده باشد!

از این روی ارسال محرمانه آن در عرف سیاسی معمول و قابل توجیه نبود، مگر اینکه اتفاق غیر‌قابل پیش‌بینی و تازه‌ای افتاده باشد که سران کشورهای یاد شده را با شوک و سردرگمی روبرو کرده و باعث شده که ترامپ دلگرمی دادن به آنان را ضروری بداند! سفر ناگهانی و بدون مخابره تصویر مایک پمپئو به عربستان نیز در همین جهت قابل ارزیابی است.

7- و اما، آنچه شواهد و قرائن یاد شده را از احتمال به قطعیت نزدیک می‌کند یک خبر به کلی سرّی است که از سرویس اطلاعاتی و امنیتی یکی از کشورهای عربی منطقه درز کرده و به گونه‌ای در اختیار کیهان قرار گرفته است.

این سرویس اطلاعاتی در گزارش محرمانه خود برای مقام عالی کشور متبوع خویش با قاطعیت آورده است که در جریان درگیری‌های شنبه شب ریاض- اول اردیبهشت/21 آوریل- حداقل دو گلوله به محمد بن‌سلمان ولیعهد عربستان اصابت کرده و احتمال اینکه از دنیا رفته باشد نیز وجود دارد.





نظرات() 

انتخابات عراق تبدیل به معادله‌ای پیچیده شده است که به آسانی نمی‌توان آن را حل کرد

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-10:19 ب.ظ


بازی مقتدی صدر در زمین سعودی؟


شگفتی این دور از انتخابات شخصی جز مقتدی صدر نیست؛ کمیسیون عالی مستقل انتخابات عراق اعلام کرد، بعد از شمارش ۹۱ درصد آرا در ۱۶ استان از مجموع ۱۸ استان عراق فهرست "سائرون" به ریاست مقتدی صدر همچنان پیشتاز انتخابات پارلمانی است و پس از آن فهرست "الفتح" به ریاست هادی العامری قرار دارد.

هم اکنون تمام نگاه‌ها به مقتدی صدر است که می‌تواند سرنوشت و آینده دولت عراق را رقم بزند. برخلاف العبادی که یک متحد همزمان با ایالات متحده و ایران است، مقتدی صدر عملا مخالف نفوذ هردو کشور است. حالا صدر که همواره خواستار انحلال الحشد الشعبی بود، در توئیتی از ترکیب دولتی که قصد دارد تشکیل دهد پرده برداشته و در آن به بیشتر احزاب به جز فهرست الفتح وابسته به هادی العامری و ائتلاف "دوله قانون" به ریاست نوری مالکی اشاره کرده و به خوبی مبرهن است که او به دنبال سد کردن راه به روی ائتلاف نوری مالکی است؛ امری که به مذاق عربستان خوش آمده است. البته ائتلاف مقتدی صدرمشخص است نمی‌تواند اکثریت را در پارلمان جدید از آن خود کند،مخصوصا پس از این که بین او و کمونیست های تحت حمایت اش صدای اختلاف به گوش می رسد، بنابراین باید برای به دست آوردن بیشتر کرسی‌ها به ائتلاف با احزاب کوچک تر بپردازد.

هرچند ائتلاف الفتح به ریاست هادی العامری (الحشد الشعبی) می‌تواند با ائتلاف "دوله قانون" به ریاست نوری مالکی و الحکمه به ریاست عمار حکیم و فراکسیون‌های سنی فعال در الانبار و صلاح الدین کرسی‌های بیشتری در مقایسه با صدر و حیدر العبادی (ائتلاف النصر) به دست آورد.در هر دو حالت دو طرف نیاز به احزاب اصلی کرد یعنی حزب دموکرات کردستان عراق و حزب اتحادیه میهنی به ریاست جلال طالبانی رهبر فقید این حزب دارند.

نیچروان بارزانی نخست وزیر اقلیم کردستان عراق هم به احزاب سیاسی در زمینه مذاکره درباره تشکیل دولت چراغ سبز نشان داده است. در بغداد نیز حیدر العبادی نخست وزیر عراق آمادگی خود را برای تشکیل "قوی‌ترین دولت" عاری از فساد و به دور از طرح‌های خارجی اعلام کرده است.مقتدی صدر در پیام توئیتری خود  از صنعت ایهام استفاده کرده و نوشته: "ما (سائرون) با "حکمت" (الحکمه) و "ملی‌گرایی" (الوطنیه) اراده ملت (تجمع اراده  الانتخابی) خواهیم بود و برای ایجاد (الجیل الجدید) نسلی جدید تلاش می‌کنیم تا "تغییر" (جنبش تغییر) به سوی اصلاحات را شاهد باشیم و "تصمیم" (القرار) ما عراقی خواهد بود تا پرچم‌های " (البیارق) پیروزی (النصر) را بالا ببریم و بغداد (بغداد هویتنا) پایتخت ماست و حرکت ما (الدیمقراطی) "دموکراتیک" خواهد بود و دولتی تکنوکرات بدون حزب‌گرایی تشکیل می‌دهیم".وی از همان ابتدا از طریق ائتلاف با گروه‌های کمونیست و افراد مستقل شعار خود را برای دولت آینده مبارزه با فساد اعلام کرد. به این ترتیب با ترکیبی که مقتدی صدر اعلام کرده به خوبی مشخص است که هادی العامری و ائتلاف نوری مالکی در این دولت جایی ندارند دو ائتلافی که آن ها را نزدیک به ایران می‌دانند.صدر به شیوه‌ای‌ خاص در این توئیت ائتلاف "الفتح المبین" و "ائتلاف دوله قانون" را کنار گذاشته و به بقیه گروه‌ها که آن ها را همسو با طرح‌هایش در زمینه مبارزه با فساد، پایان تقسیم بندی جناحی و حزبی و عبور از طایفه‌ای دانسته، چراغ سبز نشان داده است.مقتدی صدر سعی در جذب جریان الحکمه وابسته به عمار حکیم در طرح خود دارد.

این توئیت صدر همچنین شامل ائتلاف الوطنیه به ریاست ایاد علاوی، ائتلافی با اکثریت سنی، "تجمع اراده الانتخابی" به رهبری حنان الفتلاوی یکی از نزدیکان سابق مالکی می‌شود.به گفته بسیاری، صدر عمدا می‌خواهد راه را به روی نوری مالکی در کسب کرسی‌های جدید پارلمانی به شیوه ائتلاف با احزاب کوچک تر ببندد که از جمله آن ها "تجمع اراده" و "الجیل الجدید" هستند. الجیل الجدید حزب کردی مخالف نوپا در اقلیم کردستان است که با خیزش نسل جدید به ریاست شاهسوار عبدالواحد شکل گرفت.همچنین این توئیت صدر شامل فراکسیون‌های تغییر، القرار، بیارق الخیر، النصر، بغداد هویتنا یعنی گروه‌های سنی همپیمان با حیدر العبادی است.طرح نقشه راه دولت آینده عراق که به خوبی مشخصات آن در توئیت مقتدی صدر آمده است، حزب دموکرات کردستان عراق به ریاست مسعود بارزانی را هم از قلم نینداخته است.

خراسان در ادامه نوشت ائتلاف‌ها در این توئیت کوچک ترسیم شده و حامیان صدر می‌گویند، قادر خواهد بود فراکسیونی بزرگ در داخل پارلمان تشکیل دهد و صعود فهرست الفتح را صعودی بی‌معنی سازد و عملا بساط تشکیل دولت و حتی مشارکت در آن را از زیر پای این فهرست بکشد، در حالی رهبران الفتح به دنبال این هستند که حرف آخر را در تشکیل دولت و انتخاب نخست وزیر طبق شروط‌شان بزنند.اما این توئیت صدر از چشم عربستان دور نمانده و فورا ثامر سبهان، سفیر سابق و جنجالی عربستان در عراق و وزیر مشاور ریاض در امور کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در صفحه رسمی توئیتر خود با ذوق زدگی  از توئیت مقتدی صدر استقبال کرد.به نظر می رسد سعودی ها با باز کردن پرونده‌ای دیگر از طریق جریان شیعی صدر و نیز ایجاد اختلاف‌افکنی به دنبال تغییر ساختار قدرت در عراق هستند،آیا تقلای ریاض از طریق صدر به نتیجه خواهد رسید؟





نظرات() 

‍دولت در آستانه تغییرات جدی/ مدیران اقتصادی بی‌انگیزه از دولت می‌روند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-09:55 ب.ظ

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۱

چندی پیش بود که «حسن روحانی»، رئیس‌جمهور از برخی وزیران ناامید خود گلایه کرده و گفته بود، «وزیران دو دسته هستند: یک دسته از اول سال نوای ناامیدی سر می‌دهند که بودجه کم است، نفت ارزان شد، مالیات چه شد، خشکسالی و کاهش بارندگی داریم و تمام صحبتشان ناامیدی است و دسته دوم هم امیدوارانه حرف می‌زنند، می‌گویند بارندگی کم است، پس باید الگوی کشت را عوض کنیم؛ یعنی هم پیشنهاد می‌دهند و هم امیدواری.» حالا معاون اول روحانی صریح تر حرف رئیس جمهور را تکرار کرده و از رفتن مدیران بی انگیزه سخن به میان آورده است.

به گزارش «تابناک»؛ رئیس جمهور اوایل شهریورماه و در حالی که زمزمه های خروج آمریکا از برجام به گوش می رسید، دو بار از وزیران، معاونان و مدیر ارشد دولتی خواست که جدی تر به وظایف محوله به آنان عمل کند. او همچنین در نشست هم‌اندیشی مدیران ارشد دولت تدبیر و امید، با اشاره به اینکه مدیران دولتی روزه سکوت نگیرند و طبق شرع و قانون، باید به وظیفه عمل کرد، گفته بود، «مدیری که در انجام وظایفش از اخم و تلفن دیگران می‌ترسد، کنار برود بهتر است»؛ تهدیدی که در همان زمان هم تعبیر به احتمال انجام تغییراتی در دولت شد.

البته «اکبر ترکان»، مشاور علی رئیس جمهور در خصوص اینکه می توان این سخنان رئیس جمهور را به احتمال انجام تغییراتی در کابینه و بدنه دولت تعبیر کرد، گفته بود، به نظر نمی رسد این اتفاق بیفتد و فکر می کنم که رئیس جمهور بیشتر برای ایجاد انگیزه بیشتر در بین وزیران و معاونان خود و همچنین مدیران ارشد دولتی چنین سخنانی بر زبان جاری کرده باشد.

اما این بار «اسحاق جهانگیری»، معاون اول رئیس جمهور در مراسم افتتاح اولین کارخانه تولید سلول انسانی در غرب آسیا صریح تر سخنانی را در این رابطه بیان کرد که به نظر می رسد آن را می توان به معنای تکمیل سخنان اوایل اردیبهشت ماه روحانی دانست. او با تأکید بر اینکه مدیران بی‌انگیزه باید کنار بروند، گفت: «اگر مدیری فکر می‌کند که باید با احتساب ساعت کار کند، باید بداند شرایطی پیش آمده که خود را بدون احتساب وقت باید وقف ملت و مردم کند.»

دولت در آستانه تغییرات جدی/ مدیران اقتصادی بی‌انگیزه از دولت می‌روند؟

معاون اول رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه مدیران در این دوره، باید بی‌حالی و بی‌حوصلگی را کنار بگذارند، افزود: «مدیران بی‌حوصله اگر نمی‌توانند در این شرایط کار کنند، کنار بروند و ما به مدیرانی که تنها در شرایط خوب نامه‌ها را امضا می‌کنند نیاز نداریم. من فکر می‌کنم این شرایط را با خوبی پشت سر می‌گذاریم و همه مدیران و ملت ایران برای پشت سر گذاشتن این شرایط باید با یکدیگر وحدت داشته باشند.»

جهانگیری با تأکید بر اینکه با توجه به محدودیت منابع باید اولویت‌ گذاری کنیم، گفت: «در موضوع ارزی توانستیم به دولت آمریکا نشان دهیم که کشورمان انسجام و وحدت دارد. رئیس جمهور بر این باور بود پس از سخنرانی‌های تند خود مردم به بازار هجوم می‌آورند اما دیدیم که فردای آن روز هیچ اختلالی در بازارها ایجاد نشد، چرا که مردم اطمینان پیدا کردند ارز با یک نرخ مشخص در بازار وجود دارد و کالاها با همین نرخ مشخص تهیه می‌شود.»

به نظر می رسد، سخنان «حسن روحانی» قبل از حادث شدن شرایط جدید برای برجام به این منظور عنوان شده بود که دولتمردان آمادگی لازم را برای شرایط جدیدی آماده کنند. بر همین اساس رئیس جمهور از وزیران و معاونان خود و همچنین مقامات ارشد دولتی درخواست کرده بود که ناامیدی را کنار گذاشته و با امیدواری و تلاش بیشتر برای ساختن آینده کشور و تلاش برای ایجاد شرایط بهتر اقدام کنند.

سخنان اخیر جهانگیری، صریح تر حرف های روحانی است. او تأکید کرده که در شرایط جدید مدیران باید بیشتر از ساعات کاری مرسوم کار کنند و البته بی حوصلگی و بی حالی را هم باید کنار بگذارند. معاون اول رئیس جمهور یادآور شده است اگر مدیری توانایی کار با چنین شرایطی که نیاز آینده کشور هست را ندارد، باید کنار برود و جای خود را به افراد پرکار و با انگیزه بدهد. موضوعی که بحث تغییرات در دولت را باز هم سر زبان ها می اندازد.

آنچه به ذهن می آید، این که «حسن روحانی» کابینه و دولت فعلی اش را بر مبنای قبل از خروج آمریکا از برجام و با فرض عمل شدن به مفاد این قرارداد توسط طرف های مقابل بسته است، اما از زمانی که بحث خروج آمریکا از برجام جدی شده، رئیس جمهور و ارکان تصمیم گیر در دولت به این نتیجه رسیده اند که باید تغییراتی در بدنه دولت صورت بگیرد و برخی افرادی که لازم است پرکاری، جدیت و امیدواری بیشتری در کار به خرج دهند، از جمع دولتی ها جدا شوند.

حتما در شرایط جدید کشور، هم وحدت در بین ارکان و بخش های مختلف مدیران و سیاسیون لازم است و هم امیدواری، تلاش و جدیت بیشتر در ادامه مسیری که جمهوری اسلامی برای خود ترسیم کرده است. اما نکته ای که چند وقت است دولت غیر رسمی آن را مطرح کرده و دنبال می کند و این روزها با صراحت بیشتری توسط معاون اول رئیس جمهور مطرح شده، انجام تغییر و برکناری احتمالی چند تن از مدیران دولتی است.

احتمال دارد دولت برای ایجاد همگرایی و یکدستی بیشتر بین وزیران، معاونان و مدیران ارشد دولتی و ایجاد فضایی که کار با جدیت بیشتری در آن دنبال شود، تغییراتی در بدنه اجرایی و حتی کابینه صورت دهد. مسأله ای که به تازگی در نظرسنجی «تابناک» هم بخش زیادی از مردم و مخاطبان به آن رأی مثبت داده بودند و البته بسیاری از سیاسیون و کارشناسان هم بر لزوم انجام این تغییرات در دولت تأکید کرده اند.

به نظر می رسد، دولت به واسطه مشکلاتی که به تازگی در مباحث مربوط به ارز، طلا، سکه و مسائل اقتصادی و معیشتی مردم و جامعه پدید آمده، پیش بینی هایی در بخش های اقتصادی و تا حدودی اجتماعی دولت و حتی کابینه برای انجام تغییرات داشته باشد. احتمالا عملکرد برخی مدیران دولتی، آن گونه که رئیس جمهور و تصمیم گیران و سیاستگذاران انتظار داشته اند، نبوده ... است. به همین دلیل در فاصله یک سال از آغاز به کار دولت دوازدهم آنها را به این نتیجه رسانده که بهتر است برخی مدیران بروند و افراد پرکارتری جای آنان را بگیرند.





نظرات() 

رکورد مشترک ترامپ - نتانیاهو / اعتراض مدنی حق فلسطینیها نیست!

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-12:16 ق.ظ

 در تاریخ جهان، افتتاح هیچ سفارتخانه ای با کشتار 63 انسان همراه نبود. این رکورد غیرانسانی اما روز گذشته مشترکاً تعلق گرفت به ترامپ و نتانیاهو.

نتایاهو و نمایندگان ترامپ در حالی در داخل سفارت جدیدالتاسیس آمریکا، انتقال سفارت ایالات متحده از تل آویو به بیت المقدس را جشن گرفته بودند، می خندیدند، به سلامتی هم می نوشیدند، دست افشانی می کردند و از صلح سخن می گفتند که در سرزمین های اشغالی، ارتش اسرائیل در حال تیراندازی به مردم فلسطین بود تا حمام خونی دیگر به راه اندازد. 

رکورد مشترک ترامپ-نتانیاهو / اعتراض مدنی حق فلسطینی ها نیست!

فلسطینی ها، تجمع کرده بودند تا اعتراض خود را به این انتقال اعلام کنند ولی جواب این اعتراض ها، گلوله بود و مدعیان حقوق بشر آمریکایی، به اسرائیلی ها نگفتند که اعتراض، حق مدنی همه انسان هاست.
آمارها حاکی از آن است که تا این لحظه 56 فلسطینی جان داده  و حدود 2700 تن دیگر مجروح شده اند.

رکورد مشترک ترامپ-نتانیاهو / اعتراض مدنی حق فلسطینی ها نیست!
مقایسه آنچه در روز افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس در درون و بیرون سفارت رخ داد، به تنهایی برای ابطال ادعاهای حقوق بشری آمریکا کفایت می کند؛ حال بماند پاسخ به این سوال که اگر چنین جنایتی در کشوری غیرهمسو با آمریکا صورت می گرفت، همین ترامپ و همراهانش، تا چه اندازه از نقض حقوق بشر ابراز نگرانی می کردند و خط و نشان می کشیدند و تحریم های حقوق بشری وضع می کردند! 
تاریخ، "سفارت خون" را فراموش نخواهد کرد.





نظرات() 

شمار شهدای غزه به ۶۳ نفر رسید

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397-11:59 ب.ظ

خبرگزاری فارس: شمار شهدای غزه به ۶۳ نفر رسید

تظاهرات دیروز (دوشنبه) در مرز نوار غزه با فلسطین اشغالی که در اعتراض به اشغال فلسطین و انتقال سفارت آمریکا به قدس انجام شد، 61 شهید و حدود 2800 زخمی داشت؛ این تظاهرات امروز ادامه پیدا کرد و تعداد شهدا به 63 نفر افزایش یافت.

به گزارش المیادین، وزارت بهداشت فلسطین در بیانیه‌ای اعلام کرد که امروز سه شنبه دو فلسطینی دیگر بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسیدند.

در ادامه بیانیه آمده است که با احتساب این دو شهید، تعداد شهدای غزه به 63 نفر افزایش پیدا کرده است.

درگیری‌ها در مناطق کرانه باختری میان جوانان فلسطینی و نظامیان رژیم صهیونیستی در سالروز اشغال فلسطین تشدید شد و رژیم صهیونیستی برای متفرق کردن تظاهرات‌کنندگان از گاز اشک‌آور و بمب دودزا استفاده کرده است.

صدها نفر از جوانان فلسطینی عصر امروز سه‌شنبه به مناسبت هفتادمین سالروز یوم النکبه (فاجعه اشغال فلسطین) و در اعتراض به انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس اشغالی در کرانه باختری و قدس تظاهرات کردند که با سرکوب شدید نظامیان صهیونیست مواجه شدند.

خبرگزاری فلسطین الیوم گزارش داد که نظامیان صهیونیست با شلیک گلوله‌های جنگی و گازهای اشک آور، 100 نفر از تظاهرات کنندگان فلسطینی را در مناطق مختلف قدس اشغالی و مناطق البیره، رام الله، الخلیل، بیت لحم، نابلس، قلقیلیه و جنین در کرانه باختری زخمی کردند.





نظرات() 

مریکا قصد دارد سازمان ملل را نابود کند

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397-12:50 ب.ظ

باغرو نیوز =علی لاریجانی در  آغاز جلسه علنی امروز (سه‌شنبه) مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: حمله به عراق بدون مصوبه شورای عالی امنیت بود، اماآمریکایی‌ها با کمک یک یا دو کشور دست به این اقدام زدند گرچه بعدها چنان گرفتار شدند که پا به فرار گذاشتند. خروج از معاهده پاریس در رابطه با آب و هوا خلاف مقررات سازمان ملل بود و همچنین خروج از توافقنامه هسته‌ای خلاف قطعنامه شورای امنیت بود و همین طور انتقال سفارتخانه خود به قدس.وی افزود: همه اینها نشان می دهد آمریکا قصد دارد نهاد بین‌المللی سازمان ملل را که به قصد ایجاد صلح در جهان تاسیس شده است نابود کند و چون سازوکار دیگری برای جایگزینی آن وجود ندارد، صحنه بین‌الملل را به سوی نوعی هرج و مرج امنیتی سوق دهد.لاریجانی در ادامه بیان کرد: در روز گذشته رژیم صهیونیستی دست به جنایتی وسیع زد و حدود ۵۰ نفر از مردم فلسطین را به شهادت رساند و حدود دو هزار نفر را مجروح کرد. این حادثه مقارن با دو مسئله بود. یکی همزمان با روز نکبت بود که چند دهه پیش در چنین روزی قدرت های بزرگ به حمایت از صهیونیست‌ها پرداختند تا مردم فلسطین را از سرزمین خود آواره کنند و به جای آنها از گوشه و کنار جهان افرادی را جمع و جور کردند و خانه و کاشانه فلسطینی‌ها را غصب نمودند. حادثه عظیمی بود که بیش از دو-سوم مردم فلسطین را از سرزمین آبا و اجدادی خود اخراج کردند و با قتل‌عام کسانی که مقاومت کردند، زمینه را برای وارد کردن دیگران فراهم کردند. این فاجعه تاریخی مبنای تولد این رژیم نکبت شد که عامل ماجراهای چند دهه اخیر است.وی ادامه داد: دیگر موضوع نیز انتقال سفارت رژیم آمریکا از تل‌آویو به قدس است که روز گذشته به دستور رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد. با اینکه تقریبا همه کشورهای دنیا این اقدام را محکوم کردند و با اینکه همه می دانند این اقدام مخالف مصوبات شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل است، اما ظاهرا از سالهای پیش آمریکایی‌ها تصمیم گرفتند نهادهای بین‌المللی را بی‌اعتبار کنند.لاریجانی خاطرنشان کرد: جنایت روز گذشته و کشتار مردم فلسطین صرفا به دلیل اینکه اعتراض به چنین اقداماتی کردند ننگ بزرگی برای رژیم صهیونیستی و آمریکاست و در تاریخ خواهد ماند.وی تصریح کرد: روشن است که این کشتارها از سر استیصال رژیم صهیونیستی و بیش از آنکه قدرت آنان را نشان دهد، آشفتگی آنها را برملا می کند. راهپیمایی روزهای گذشته فلسطینی ها نشان داد که در جهت احقاق حق خود ایستادند و مقاومت می کنند. این حرکت جدید در فلسطین اضطراب برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده که دست به اقدامات احمقانه می زند.لاریجانی ادامه داد: در چنین شرایطی آمریکا ادعا می کند بزرگترین معامله قرن را سامان می‌دهیم. آقای ترامپ این بزرگترین معامله‌ی قرنِ شما را، فلسطینی‌ها به بزرگترین ننگ تاریخ بدل کردند و با چنین اقدامی ملت فلسطین و مسلمانان را متحدتر کرده‌اید و همین امر عامل اصلی پیروزی آنها خواهد بود.رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: دیگر کسی به وعده‌های شکلاتی شما وقعی نمی‌نهد. حتی برخی گروه‌های فلسطینی که با طرح‌های سازش قلابی آمریکا سالیانی منتظر حداقل‌هایی برای زندگی خود بودند امروز متوجه شدند راه اصلی احقاق حق فلسطینی‌ها مقاومت است و البته این بزرگترین دستاورد قرن است که معامله پوشالی قرن آمریکا را به زباله‌دان تاریخ فرستاد.منبع: ایسنا





نظرات() 

از مومیایی رضا شاه تا جسد برجام

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397-12:02 ق.ظ

تحولات تاریخی یک ملت هرزمان که تصمیم بر استقلال گرفت، آقای ترامپ چهار روز زودتر از 12 می (روز موعودی که قرار بود برای جهانیان بشارتی داشته باشد) اعلام کرد که آمریکا از این توافق خارج می شود و با اعلام این موضع به انتظار چند ماهه تک تک ایرانیان و تمام جهان پایان داد.

انصافا رهبران اصلی اروپا خیلی از خود مایه گذاشته و حضورا از رئیس جمهور آمریکا درخواست کردند که از این تفاهم خارج نشود. عکسهای دو نفره و عاشقانه مکرون و ترامپ، انعطاف دور از انتظار سیاستمدار اصولگرایی مثل خانم مرکل و در خواست آخرین دقیقه نخست وزیر انگلیس خانم می که توسط وزیر خارجه از آقای ترامپ شد راه بجایی نبرد. احساس سرخوردگی این رهبران به همراه دخالت‌های سازنده و شجاعانه خانم موگرینی به نفع نگهداری توافق " برجام " بسیار با اهمیت است و باید به آن توجه داشت.

مروری بر گذشته نشان می دهد که: برنامه هسته ای ایران تصمیم بی مطالعه ای بود که استراتژی ادامه و یا خروج از آن از پیش مورد واکاوی و دقت قرار نگرفته بود و در نتیجه سیاست و منابع کشور را برای بیش از 20 سال گرفتار خود کرد که همچنان ادامه دارد. با آمدن دولت یازدهم اینگونه تفاهم شد که کف و سقف این برنامه مشخص گردد و در نتیجه " برجام " با اعضاء شورای امنیت سازمان ملل بعلاوه آلمان مورد توافق قرارگرفت.

"برجام " توافق تقریبا "حقوقی " بود که با دولتهای اروپایی با دقت بیشتری تنظیم گردید. اما مذاکرات و توافق تنها با یک جناح از جامعه سیاسی آمریکا صورت گرفت و آنها توانستند از طریق قواعد رایج دور زدن پارلمان مخالفت کنگره و سنای آمریکا را نادیده گرفته و آنرا به اجرا بگذارند. اگرچه خود دولت آقای اوباما از همان هفته اول نیز با کارشکنی و بدعهدی "سیاسی " ایران را در لیست کشورهای حامی تروریسم وزارت خارجه این کشور قرار داد که با روح توافق مورد اشاره فاصله داشت.

"برجام " با خارج کردن پرونده ایران از شورای امنیت و رفع تحریم های سازمان ملل و تحریم های اروپایی گام بزرگی برای رشد و شکوفایی مجدد ایران برداشت. اما نزدیک به سه سال هرگونه تلاشهای دیپلوماتیک ایران و علاقمندان بین المللی آن نتوانست آمریکا و خصوصا دولت جدید این کشور را به متنی که نوشته و امضاء کرده اند نزدیک کند.

با روی کار آمدن آقای ترامپ به عنوان فرزند خلف نظام سرمایه داری نظامی گرا، بی توجه به نابرابری انسانها، بی اعتنا به محیط زیست و حقوق بین الملل ، و با داشتن ذهنیت نژادپرستانه و کینه توزانه نسبت به رئیس جمهور سیاه پوست قبلی و قدرت گیری تندرو و صهیونیستی ترین جناح سیاسی آمریکا امیدها برای نگهداری آمریکا در این توافق بسیار ضعیف و نا امیدانه بود تا اینکه تصمیم روز سه شنبه شب 18 اردیبهشت تقریبا تکلیف را یکسره کرد.

در خلال این یک سال پس از ریاست جمهوری آقای ترامپ تمرکز کار دیپلوماسی ایران منفعلانه بر دفاع از متن یک نوشته قرار داشت که متولی جدید آن اعتباری برایش قائل نبود. 

با شرایط جدیدی روبرو هستیم
به نظر می رسد بتوان چند مولفه از شرایط جدید را از نظر داخلی و خارجی مورد توجه قرار داد:

۱- می توان با درصد بالایی از اطمینان گفت که با تصمیم آقای ترامپ و لیست تهدیداتی که قرار است علیه ایران به کار برد نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران بوجود آمده و کشور وارد فصل جدیدی از روابط خارجی خود شده است که به طور اساسی با گذشته متفاوت خواهد بود.

۲- رویکرد آمریکا به ایران را در دو قالب می توان مورد ارزیابی قرار داد:

اول رویکرد سیاسی و نهادینه این کشور برای مقابله با انقلاب اسلامی و نماد آن جمهوری اسلامی که برپایه فروپاشی و نابودی این سیستم جدید قرار گرفته است و دوم در قالب رویکرد شخص ترامپ که علاقمند است همه چیز را زودتر، بیشتر و به اصطلاح اساسی تر بدست آورد. لذا پیامدهای این وضعیت برای ایران نمی‌تواند خیلی آرام بخش باشد.

۳- باید توجه داشت که جناحی در امریکا که با طرح "محور شرارت " حمله به عراق را در سال 2003 سازمان دادند در حال حاضر سیاست های تهاجمی به ایران و کره شمالی را در نوستالژی پیروزی آن تئوری دنبال می کنند. بنابراین طرف مقابل برای نتیجه گیری آمده است. آنها "تغییر حکومتی " که در عراق با جنگ بدست آوردند را در ایران با چماق تحریم و .. دنبال می کنند و به تعبیر آقای ترامپ در سخنرانی خروج از برجام ایشان هم ظرفیت دارد و هم میخواهد و هم میتواند ایران را وادار به مذاکره با شرایط جدید نماید.

۴- " تغییر رژیم " در ایران جزو آمال و آرزوهای آمریکا و اسرائیل است. در هیئت حاکمه فعلی آمریکا از خود رئیس جمهور، مشاورین ارشد تا وزیر خارجه البته غیر از وزیر دفاع در یکساله گذشته روی " تغییررژیم " در ایران تاکید داشته اند.

۵- اگرچه شرایط داخلی سیاسی و اقتصادی کشور آنها را تحریک می کند که این آرزو را دست یافتنی ببینند لیکن به نظر می رسد هم نظام قویتر از آنچه آنان تصور می کنند است و هم نظام بین الملل در این موضوع وحدت نظر ندارد.

۶- آنها با اطلاع و تحلیل خوب از شرایط ایران اقدام به تحریم می کنند. بنا بر طراحی آنها اعمال تحریم ها باعث بهم ریختگی در جامعه و از دست رفتن شیرازه کار از دست دولت می شود باید دید آیا در این کار موفق می شوند یا اینکه " دولت " میتواند بحران را مدیریت نماید.

۷- اغتشاشات دی ماه از نظر آنها نشانه ای از پتانسیل بروز نا آرامی در ایران است . اما متاسفانه " دولت " ایران، تحلیل به کنار، حتی اطلاعات لازم از وضعیت موجود خود ندارد. نظرات مسئولین اقتصادی و پولی و برنامه ریزی کشور در چند ماه اخیر نشان داد که متاسفانه برگزیدگان مدیریت اقتصادی کشور فاقد توانایی های اولیه لازم برای مقابله با بحران در حد و اندازه فشار آمریکا بر کشور می باشند. صعود ارزش دلار نماد ابهام در بازاری است که با بی حرمتی تمام توانایی و دانش مقامات اقتصادی کشور در فهم و کنترل اقتصاد را به زیر سئوال می برد و نشانی از ناتوانی هیئت حاکمه تقریبا ثابت کشور در طول چهل سال گذشته است. پیش بینی ناتوانی دولت در این رویارویی کار خیلی پیچیده ای نیست و می توان در صورت تداوم روش به راحتی پیش بینی کرد که سریعا به گزینه امتیازدهی سیاسی رو بیاورد.

۸- از بعد سیاسی نیز وقتی از عالیترین مقام امنیتی کشور در سفر به کردستان شنیده می شود که در مورد بحران" کوله بران " که سالهاست دست به گریبان بخشی از سرزمین و اتباع این کشور است اطلاعات ناچیزی دارد، باید پیش بینی کرد که حتما قابلیت حل یک بحران سیاسی که توسط آمریکا و اسراییل برنامه ریزی می شود را نخواهند داشت. اگر خانه را نتوان در کنترل داشت نباید انتظار داشت دیگران مدیریت آنرا بعهده نگیرند.

۹- "برجام" از بعد سیاسی بدون آمریکا قابلیت حیات کمی دارد اگر نگوییم ندارد. اما از بعد حقوقی باید آنرا حفظ کرد. اروپایی ها هم بیشتر دنبال نگهداری "برجام" در بعد حقوقی هستند تا هنجارهای موردنظرشان توسط آمریکا به هیچ انگاشته نشود. دیپلماسی ایران نیز تاکنون حفظ جسد بی روح برجام بوده است. از نظر سیاسی این مسیر درستی است.

۱۰- خروج آمریکا از "برجام " البته اهمیت حیاتی برای ایران ندارد اما تهدیدات این کشور برای شرکای اقتصادی ایران شرایط نوینی را بوجود خواهد آورد.

۱۱- آقای ترامپ و جناح مسیحی صهیونیست باید در چند جبهه برنامه ریزی کنند. اول نحوه مواجهه با متحدین غربی خود که با کار وی مخالف بوده اند. حتما اروپا از ندیده گرفتن نظراتش توسط آمریکا خشنود نیست. این موضوع از ابعاد پرستیژی و سیاسی حائز اهمیت است و قابل نادیده گرفتن نیست. تاثیر این اختلاف را باید در نحوه تعامل آینده کشور های اروپایی با شخص اقای ترامپ دید و نه در روابط با آمریکا. دوم چگونگی برخورد با واکنشهای متقابل ایران و در انتها نیز چگونگی برخورد با اعتبار بین المللی، سازمانهای بین المللی و تعهدات بین المللی که البته ایشان اساسا برای آنها اعتباری قائل نیست.

۱۲- دیپلوماسی ایران تا کنون توانسته از نظر سیاسی برای دولت ترامپ انزوا بوجود آورد. این مسیر اجازه اجماع جهانی علیه ایران را نمی دهد و اقدامات شورای امنیت علیه ایران را دنبال نخواهد داشت. اما از نظر عملی آمریکا به هیچ یک از این ابزارها برای اعمال تحریم و یا فشار به ایران احتیاج ندارد. سیاست قلدرمابانه شخص آقای ترامپ نیز چاشنی اجرایی قوی برای پیشبرد آن سیاست هاست.

نحوه برخورد و عملکرد ما می تواند نوعی مانع هرچند ناچیز در قبال این سیاست ها بوجود آورد ​همانطور که می تواند باعث بوجود آوردن تسهیلات برای تحقق اجماع بین آمریکا و اروپا شود.

انتخاب بازگشت به غنی سازی که در گفته برخی از مسئولین آمده است معلوم نیست با چه سیاستی و برای نیل به چه هدفی اعلام شده است. همینطور طرح موضوع خروج از NPT چه غایتی را برای ایران در تصور دارد. طرح هر دو موضوع به ایران کمک نخواهد کرد. نگهداری و مومیایی جسد برجام نیز برای کشور اهمیت دارد.

۱۳- توانمندی موشکی ایران از آن موضوعاتی است که در صورت باز شدن پرونده آن در واقع آغاز تسلیم نظامی وخلع سلاح کشور است. این موضوع که در هیچ کنوانسیون و یا تفاهم بین المللی مورد توجه قرار نگرفته، نمیتواند صرفا در مورد ایران مصداق پیدا کند. اروپا به عنوان یک مجموعه هنجارساز بین المللی به خوبی می داند که این موضوع به صورتی که صهیونیسم موذی آنرا دنبال می کند قابل مذاکره نیست. 

۱۴- مقاومت، تنظیم امور در داخل کشور و جلوگیری از اقدامات نسنجیده و بی مطالعه، فعلا تنها راه حل قابل قبول و سیاست عاقلانه ای است که می توان پیگیری کرد. 

طرف مقابل دنبال بهانه‌ای است که خشونت و نظامی‌گری را توجیه کند.





نظرات() 

مردم آستارا خواستار الحاق به اردبیل شدند+ تصویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397-12:16 ق.ظ


براساس نتایج نظرسنجی نماینده شهر آستارا، مردم این شهر خواهان الحاق به اردبیل شدند.

۲۹ دیدگاه‌ها

به گزارش یول‌پرس، این نظرسنجی که توسط ولی داداشی، نماینده مردم آستارا در صفحه اینستاگرام انجام گرفته بود، با نتیجه ۶۸ درصد به ۳۲ درصد، مردم خواهان الحاق این شهر به اردبیل شدند.





نظرات() 

⭕️ اظهارات جنجالی علی علیزاده در مناظره با صادق زیباکلام

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 22 اردیبهشت 1397-08:58 ب.ظ

بیانیه نماینده شبستر در پی اهانت روزنامه قانون به تورک‌ها

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 22 اردیبهشت 1397-08:25 ب.ظ



دکتر معصومه آقاپور علیشاهی، در پی توهین‌های مکرر قومی روزنامه قانون که با وقاحت تمام تورک‌ها را مهاجر خوانده بود، بیانیه‌ای صادر کرده و این مطالب نژادپرستانه را محکوم کرد.

به گزارش یول‌پرس، متن این بیانیه بصورت زیر است:

با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم در حالیکه در روزهای پرشور و نشاط نمایشگاه بین المللی مطبوعات تهران و جشن سالانه رسانه های نوشتاری کشور قرار داریم، روزنامه قانون در ادامه هنجارشکنی های گذشته خود این بار  قلم جسارت به قوم پرافتخار و با اصالت تورک گرفته و به بهانه حمایت از ملیت ایرانی ، حمله و اهانت به سایر قومیت ها را در دستور کار قرار داده است! در این راستا روزنامه اصلاح‌طلب قانون که ید طولایی در توهین، انکار هویت، نادیده انگاری حقوق و تفسیر قانون برعلیه تورک‌ها دارد، در موج جدید هجمه خود، در تاریخ  ۱۹ اردیبهشت ۹۷، با انتشار ۳ مطلب برعلیه تورک‌ها و دیگر اتنیک‌های ایرانی، دست به تفسیر اشتباه اصل ۱۵ قانون اساسی، انکار هویت مردم آذربایجان و مهاجم خواندن آنان زده است. جای بسی تاسف است که در ادامه با وقاحت تمام، علاوه بر منکر هویت تورک‌ها و مهاجم خواندن آنان، کُردها را بومیان اصلی آذربایجان‌غربی و تات‌ها را مردم بومی آذربایجان‌شرقی دانسته است و هویت پرافتخار و غرور آمیز مردم آذربایجان را با مهاجمین مغول، اغوز، سلجوق و … هم ردیف قرار داده است.

براستی کیست که نداند از دیرباز این خطه و غیور مردان و شیرزنانش همیشه برای آب و خاک این مملکت چه ها که نکرده اند! از ستارخان و باقرخان، از قیام مردم تبریز که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد تا سال های پرتلاطم جنگ که فرزندان آذربایجان با ایثارگری‌ها و تقدیم ده‌ها هزار شهید برای خاک وطن سند محکمی بر غیرت ایرانی شان زده اند. آیا امروز که حضور غیرتمندانه فرزندان تورک ایرانی در فراتر از مرزها و در قامت مدافعان حرم در حال خدمت به این و آب و خاک هستند را میشود انکار کرد؟ آیا هویت و زبان اصیل و تاریخی تورکی را که قرن هاست در بین جمع کثیری از مردم این سرزمین سینه به سینه منتقل شده است می‌شود فراموش کرد؟

آموزش و حفظ هویت محلی، بومی و نژادی هر قومیت حق مسلم آن قوم است و فرقی نمی کند که قومیت تورک باشد یا کرد، گیلکی باشد یا بلوچی، مازنی باشد یا لری…..زیبایی و اقتدار کشور ایران در این است که قومیت های مختلف در کشور عزیزمان قرن هاست با توجه به تفاوت های زبانی و نژادی زیر پرچمی واحد و هدفی واحد برای رشد و ارتقای کشور ایران کوشیده اند و این تفاوت های فرهنگی مزیت است و فرصت نه تهدید و نه چالش بی حد!

در پایان بار دیگر ،ضمن محکوم کردن انتشار مطالب فوق در روزنامه بی قانون”قانون” پیگیری و برخورد مراجع قضایی و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد را در این قبیل اهانت ها و وحدت شکنی ها خواستارام و امید است با اجرایی شدن تدریس زبان‌های بومی و محلی در دانشگاه ها، به تقویت فرهنگ داخلی و قومیتی بپردازیم تا در سال حمایت از کالای ایرانی از کالای فرهنگی ایرانی نیز حمایت شود.

انشالله

دکتر معصومه آقاپور علیشاهی نماینده مردم ولایتمدار، فرهیخته و متدین شهرستان شبستر در مجلس شورای اسلامی





نظرات() 

پاسخ تند امام جمعه جلفا به سخنان علی یونسی: ما تورک هستیم و تورک باقی خواهیم ماند / زبان تورکی در قید زمان نمی‌گنجد + ویدئو

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 22 اردیبهشت 1397-07:52 ب.ظ


حجت‌الاسلام سالار سنجری گفت: این زبان در قید و بند زمان نمی‌گنجد که آن فرد نفهم می‌گوید این زبان تاریخ 300- 400 ساله دارد و من بار دیگر تاکید می‌کنم زبان تورکی یک زبان مستقل است نه یک لهجه خاص و این زبان دارای هویت، تاریخ، استقلال زبانی است نه یک لهجه.

به گزارش یول‌پرس، امام جمعه جلفا در پاسخ به سخنان یونسی و مطالب تورک‌ستیزانه روزنامه قانون، دیروز جمعه ۲۱ اردیبهشت در سخنان صریحی، چنین مطالب تورک‌ستیزانه را محکوم و از رئیس جمهور خواست با تاسیس فرهنگستان زبان تورکی از تکرار چنین سخنانی جلوگیری شود.

حجت‌الاسلام سالار سنجری گفت: در روزهای گذشته روزنامه قانون اقدام به چاپ مصاحبه‌ای از مشاور اقوام رئیس‌جمهور نموده بود که در این مصاحبه سخنان و ادعاهای نادرستی اعلام شده بود و متاسفانه آقای یونسی در مصاحبه دیگری به این سخنان نادرست خود تاکید کرده بود. که این شخص و مدیران روزنامه قانون باید بدانند که اینگونه سخنان باعث افزایش تفرقه در کشور خواهد شد و حال مشاور رئیس جمهور با اینگونه سخنان هویت خود را فراموش کرده و امنیت کشور را به مخاطره می‌اندازد.

وی ادامه داد: این مشاور باید بداند که مردم از فردی که لباس روحانیت به تن دارد انتظار دعوت به دین، یکدلی و یکپارچگی دارند نه کوبیدن بر طبل نژادپرستی. در کجای دین، قرآن و احادیث، انکار هویت گروهی از مردم آمده است که ایشان با به تن کردن لباس پیامبر، هویت تورک‌ها را نفی می‌کند، این فرد بداند که چون لباس پیامبر بر تنش است، به نام دین و انقلاب نوشته خواهد شد.

امام جمعه جلفا در ادامه خطبه‌های نماز جمعه افزود: این فرد و هفکران وی باید بدانند که تورک‌ها سالهاست در راه وطن، اسلام و ایران شهید تقدیم کرده‌اند و اگر نمی‌دانند، بدانند که ستارخان از آن ماست؛ باقرخان، ثقه‌الاسلام، شهریار، شهدای شهریور ۱۳۲۰، میرزاصادق مجتهد تبریزی، علامه طباطبایی، علامه امینی، شهید مدنی، شهید قاضی طباطبایی، باکری‌ها، شهید اوهانی، شهید کسایی، شهید مدافع حرم عبداللهی، شهید بیضایی، شهید علیپور، آیت الله گرگری از آن ماست؛ مقام معظم رهبری آیت اللم امام خامنه‌ای از آن ماست؛ ما برای ایران و اسلام خون‌ها داده‌ایم و به تمامیت ارضی کشور معتقدیم و اعتقاد ما برای یکپارچگی ایران است.

حجت‌الاسلام سنجری با تاکید بر یکپارچگی تورک‌ها با دیگر قومیت‌ها، گفت: اگر مسئول مذکور به جهت نفهمی خود، این سخنان را به زبان آورده و در اندیشه تجزیه کشور است ما در نقطه صفر مرزی به یکپارچگی ایران تاکید کرده و از اینجا به برادران لُرمان، برادران فارسمان، برادران عرب، مازنی و گیلگ و بلوچ سلام می‌فرستیم، سلام داریم به قره‌باغ. ما کسانی هستیم که در نهضت مشروطه خاک خورده و خاک نگهداشته‌ایم، حیدربابا مرد اوغوللار دوغگینان/ نامردلرین بورونلارین اووگینان.

وی در خصوص قدمت زبان تورکی تاکید کرد: من در پایان سخنان باید بگویم که با استناد به منابع تاریخی معتبر، زبان ملت آذربایجان هزاران سال تورک بوده و تورک خواهد ماند و خداوند در قرآن می‌گوید که “وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ” (انسان‌ها را و آن گاه شعبه‌های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم)، زبان‌ تورکی هم از آفریده‌های خداوند است و از زبان‌های باعزت جهان است و موهبتی از طرف خداوند است و این زبان در قید و بند زمان نمی‌گنجد که آن فرد نفهم می‌گوید این زبان تاریخ ۳۰۰- ۴۰۰ ساله دارد و من بار دیگر تاکید می‌کنم زبان تورکی یک زبان مستقل است نه یک لهجه خاص و این زبان دارای هویت، تاریخ، استقلال زبانی است نه یک لهجه.

امام جمعه جلفا در پایان خطاب به رئیس جمهور کشورمان گفت: من از رئیس جمهور خواستارم که با پاسخ به مشاور خود، فرهنگستان زبان تورکی در آذربایجان تاسیس گردد تا باردیگر شاهد هزینه‌های گزاف نباشیم، آیا مشکل جامعه ما موضوع زبان یا لهجه بودن زبان تورکی است یا وضعیت بیکاری، گرانی و بی‌ثباتی ارز؟ این افراد به دنبال چه هدفی هستند؟ ما از نسل ستارخان و باقرخان هستیم که لقب سردار و سالار ملی گرفتند نه سردار و سالار آذربایجان؛  و اگر این افراد هم بخواهند برای انقلاب و نظام هزینه تحمیل کنند زیر سیل مردم تورک نابود خواهند شد.

l




نظرات() 

مومیایی علیه سلطنت طلبان

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 22 اردیبهشت 1397-06:41 ب.ظ

مومیایی علیه سلطنت طلبان
ادامه مطلب


نظرات() 

رضاشاه مریخی و پنهان کاری ما

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 22 اردیبهشت 1397-06:38 ب.ظ


رضاشاه مریخی و پنهان کاری ما

رضاشاه پهلوی، مریخی و ناشناخته نیست.کارنامه اش مشخص است و آنها که اندک تورقی در تاریخ معاصر کرده اند، خوب می دانند که شخصیت و عملکرد چندان قابل افتخاری ندارد. اینکه عده ای از او قهرمان می سازند، شعار «رضا شاه، روحت شاد!» سر می دهند و برای جسد مومیایی احتمالی اش، مرثیه های سوزناک می سرایند، علت های واقعی و تاریخی ندارد، بلکه واکنشی انفعالی است در برابر برخی خطاها و ناهنجاری های دوره حاضر که متاسفانه تمامی هم ندارد. به نظر این قلم، علم شدن جسد مومیایی رضاشاه، نهیب پرمعنایی است برای همه ما، که یادمان رفته است:

1-مردم ناراضی و معترض، دنبال اسطوره سازی از گذشته ها می روند. وقتی وضعیت اقتصاد و سیاست و فرهنگ امروز، خوب نباشد، خیلی ها دل خوش می کنند به گفتن و شنیدن روایت های مجعول تاریخی تا دردهای خودشان را تسکین دهند. همه ما داستان ها شنیده ایم از نگاه نافذ و وطن پرستی رضا شاه، اقتدار و مدیریت پیشه وری و حتی مردم دوستی و کیاست محمدرضا پهلوی! اشکالی هم ندارد، فقط باید مواظب بود جای داستان و تاریخ عوض نشود!

2-مواجهه صدا و سیما و رسانه های رسمی ما با تاریخ و شخصیت های تاریخی، سیاست زده و دور از واقعیت است.سال ها است که در تلویزیون ما، تاریخ پهلوی ها به عنوان دوران سیاهی مطلق روایت می شود، گویی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه پهلوی ها نبوده است. حتی اگر رضاشاه بانی راه آهن سراسری ایران بوده، حتما نیت سوء ای داشته و قصدش اتصال یگان های ارتش به همدیگر بوده است! جالبتر اینکه ما گاهی تاریخ انقلاب را هم به تناسب اوضاع و احوال زمانه، سانسور و ویرایش می کنیم. در مستندهای تاریخ انقلاب سال های اخیر، دیگر خبری از نقش پررنگ و تاریخی آقایان هاشمی و منتظری و طالقانی در حوادث دوران انقلاب نیست! واقعا چه لزومی به این کارها است؟!

3-تاریخ، عرصه نسبیت است و قضاوت های مطلق و منطق «صفر و یک» در آن معنا ندارد. رضاشاه هم به عنوان یک شخصیت تاریخی، بر اساس متون و اسناد تاریخی به جا مانده قابل نقد و قضاوت است. چه لزومی دارد برای تخریب رضاشاه، پا را از تاریخ فراتر بگذاریم و با منطق های ماورایی و علوم غریبه از عذاب جهنمی رضاشاه در عالم برزخ، داستان سرایی کنیم؟! 

4-حالا کارمان به جایی رسیده که از مومیایی یک شاه دیکتاتور هم می ترسیم! واقعا نمی دانم این همه پنهان کاری در مورد کشف جسد مومیایی شده و دفن مخفیانه آن چه توجیهی دارد؟ آن مومیایی پوسیده، رضاشاه باشد یا نباشد، چندان مهم نیست.مهم اعتماد مردمی است که با چنین پنهان کاری و تناقض گویی های عجیب و غریب مسئولان از بین می رود. مردم بی اعتماد هم، به جای آینده به گذشته ها خیره می شوند و می افتند دنبال مومیایی ها! یک روز در مزار کوروش و روز دیگر در مقبره رضاشاه! باور کنید روح رضاشاه به ریش همه ما می خندد که با پیدا شدن جسد پوسیده اش به ولوله افتاده ایم و مثل بلای «خروج ترامپ از برجام»، زبان روشنگری مان به «پت پت» افتاده است!





نظرات() 

تاریخ طبرستان

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 22 اردیبهشت 1397-12:23 ق.ظ

اقوام جنوب دریای خزر در زمان داریوش یکم در ۵۰۰ پیش از میلاد


ساکنان قدیم غرب دریای مازندران کادوسیان بودند. در منطقه میانی و شرقی دریای مازندران اقوام آنریاک - مردویی و تپورها ساکن بوده که بعدها ایرانیان آن را تپورستان و با آمدن اعراب این منطقه را طبرستان نامیدند. نمی‌توان گفت این اقوام کی و از کجا آمده‌اند اما به نظر استرابون، تپورها در حد فاصل آماردها و هیرکانیه (یعنی میان آمل وگرگان امروزی) زندگی می‌کردند؛ اما دیاکونف نوشته: «تپورها در هیرکانیه ساکن بودند و تحت نفوذ هیرکانیان.» مرز شرقی آن‌ها استرآباد و مرز غربی آن‌ها از چالوس بود. از این رو مازندران بخشی از تپورستان است که مرکز آن شهر تاریخی ساری بوده و هست. اراستوفن می‌نویسد: «قبیله‌هایی که در کناره دریای کاسپین بودند چنین‌اند: هیرکانیان-آماردها-آناری ها-کادوسها-آلبانیها-کاسیان.» وی هم چنین نوشته: «تپورها قبیله‌ای بودند که در سرزمین هیرکانی ساکن و جزو قبایل کنار دریا نبودند.» ظاهراً ایشان قبایل گسترده‌ای بودند که با آمدن آریایی‌ها عقب رانده شدند. در مسکوکات سلاطین مستقل مازندران که خود سکه می‌زدند نام پادشاه تاپورستانآمده‌است. قوم جل یا گل هم از سفیدرود تا لومیر سکنی داشتند که نام گیلان از نام آن‌ها بهره‌گرفته. قوم دیگر مارد یا مازد یا آمارد که از سمت آمل به غرب سکونت داشتند و گویند نام آمل از نام آمارد گرفته شده‌است.[نیازمند منبع] بنابر گزارش بطلمیوسجغرافی نگار شهیر یونانی، قوم تپور از قبایل ایرانی‌تبار دوران باستان و یکی از طوایف سکاها بوده‌است.[۱] طبرستان از زمانساسانیان تا دورهٔ شاه عباس یکم صفوی سرزمین مستقل به نام آمارد یا آمول بوده که همین شهر آمل خودمختار بوده و از این جهت تاریخی جدا از دیگر سرزمین‌های ایران دارد. وجود شاهان و اسپهبدان شکست ناپذیر بزرگ مانند فرخان بزرگ که فاتح جنگ با ترکان و اعراب بوده‌است و حضور جنگجویان طبرستان در سپاه آل بویه، شاه عباس صفوی، نادرشاه افشار و آقامحمدخان قاجار، در طول تاریخ به مازندران و مردم مازندران شهرت خاصی در جنگاوری بخشیده‌است. از نکات جالب توجه در تاریخ طبرستان قیام‌های پیاپی علیه ستم‌گران و بیگانگان و سلسله‌هایی با عمر ۱۰۰۰ساله می‌باشد که چشم هر خواننده‌ای را خیره می‌کند. بزرگترین (از لحاظ مدت حکومت) سلسله جهان سلسله‌ای به نام پادوسبانیان بوده که در غرب طبرستان حکومت می‌کرده.[۲]

تاریخ باستانی سکاهای تپوری[ویرایش]

سرزمین سکاها در جغرافیای بطلمیوس. سرزمین قوم تپور با نام Tapurei در شمال شرق دیده می‌شود. نقطه‌ای در سرزمین باستانی سکاها، جایی که امروزه در آسیای میانه و فرارودقرار دارد.

در پیوند با تاریخ مردم مازندرانی، باید به این نکته توجه داشت که پیشینه اطلاق نام مازندران به طبرستان، پس از سرایش شاهنامه بوده‌است و در نگاشته‌های پیش از شاهنامه فردوسی، نامی از مازندران در دست نیست و تاریخ نگاران یونانی و رومی، در گزارش‌های تاریخی خود پس از قدرت‌گیری اشکانیان، نام آن سامان را تپوریا(TAPURIA) قید کرده‌اند. چنانچه در دورانساسانیان آن را تپورستان خوانده‌اند و پس از یورش عرب‌ها در منابع ایرانی و عربی، به طبرستان معرب شده‌است. همچنین بسیاری از استادان شاهنامه‌شناس در این باره مقالاتی ارائه کرده‌اند. مانند کتاب «پژوهشی در شاهنامه» نوشته دکتر حسین کریمان، ادیب و لغت‌شناس و مورخ معاصر و استاد دانشگاه شهید بهشتی که در باب تفاوت مازندران شاهنامه فردوسی با مازندران امروزی نوشته شده‌است.[۳] مردم مازندرانی یکی از اندک شمار اقوام ایرانی‌تبار هستند که امروزه از هویت و نام باستانی قومیت ایشان، در جغرافیای یونانی و رومی چون جغرافیای بطلمیوس و استرابو و همچنین گزارش مورخان یونانی و رومی چون آریان و کوینت کورس، نامی بر جای مانده‌است.[۴]

مردمی که امروزه مازندرانی یاد می‌شوند، همان مردم طبرستان هستند. نام طبرستان معرب نام تپورستان بوده و به پیشینه اسکان یکی از اقوام سکاها و ایرانی با نام تپور، در حاشیه جنوبی دریای مازندران کنونی بازمی‌گردد. قومی سکایی و ایرانی که در جغرافیای بطلمیوس و جغرافیای استرابو و همچنین در کتاب آناباسیس اسکندر نوشته آریان مورخ یونانی و گزارش کوینت کورس از این قوم یاد شده‌است.

در کتاب ۶، فصل ۱۴، بخش ۱۲ از جغرافیای بطلمیوس که دربارهٔ سرزمین‌های سکاها در آسیای میانه هست، از تیره‌ای از این قوم به عنوان قومی سکایی و ساکن در دل سرزمین‌های سکایی یاد شده‌است. بطلمیوس قوم تپور را سکایی خواند. در شمال شرق نقشه بطلمیوسی که ارائه شده، نام قوم تپور (tapurei) دیده می‌شود. به‌طوری‌که در همین نقشه بروشنی می‌توان دید، فاصله سرزمین باستانی قوم تپور در نقشه بطلمیوسی، از حاشیه جنوبی دریای مازندران کنونی، زیاد هست. سرزمین باستانی قوم تپور جایی در آسیای میانه و فرارود بوده‌است.[۱][۵]

دو نقشه از کتاب جغرافیای ششم بطلمیوس بخش سرزمین‌های سکایی و دیگری نقشه‌ای از تپورستان در دوران اشکانیان که ضمیمه شده‌است. نام و محل اسکان نخستین قوم سکایی تپور در این نقشه‌ها مشخص شده‌است.

همچنین بطلمیوس در کتاب ۶، فصل ۲، بخش ۶ از جغرافیای خود که دربارهٔ سرزمین ماد هست، از تیره دیگری از قوم تپور یاد کرده که در سرچشمه رود چرینداس (charindas river) در سرزمین ماد ساکن بودند.[۶]

دانشنامه ایرانیکا نواحی یاد شده در گزارش استرابو را در امتداد دروازه‌های کاسپی (شهر بندری دربند) و شهر باستانی ریمی‌داند که در سرزمین ماد واقع بوده‌است و چنین نتیجه‌گیری کرده که بنابراین گزارش، دسته دیگری از قوم تپور در آن نواحی گسترده شده بودند.[۷]

در جغرافیای استرابون از قوم تپور به عنوان قومی ساکن میان سرزمین هیرکانی و سرزمین آریا (هریوا یا هرات باستان) یاد شده‌است.[۸] سرزمین آریا که در جغرافیای یونانی از آن یاد شده‌است، همان هَرَیو یا هریوا بوده که در سنگ نبشته بیستون نام آن قید شده‌است. هرات باستان که امروزه در افغانستان واقع شده‌است.

ساتراپ باستانی هیرکانی در جنوب و جنوب شرق دریای خزر و برابر وضعیت جغرافیایی استان‌های گلستان و مازندران کنونی بوده‌است. استرابو اقوام ساکن در حاشیه جنوبی دریای خزر و غرب هیرکانی را بدین گونه نام می‌برد: در یک مدار در اطراف دریا پس از هیرکانی‌ها (Hyrcanins)، آماردی‌ها (Amardi) و غیر ایرانیان (Anariacae) و کادوسی‌ها (cadusi) و آلبانی‌ها (albani) و کاسپی‌ها (Caspii) و (viti) و شماری دیگر از مردمان، تا جایی که به سکاها (scythians) می‌رسیم و از سوی دیگر به سرزمینهیرکانی (شرق هیرکانی) دربیک‌ها (Derbices) هستند و کادوسی‌ها در مرز ماد …[۸]

تا جایی که بسیار روشن هست استرابو اقوام جنوبی دریای خزر را تا قفقاز یاد کرده‌است و در جغرافیای استرابو از قوم تپور به عنوان سکنه حاشیه جنوبی دریای خزر (هیرکانی) یاد نشده‌است. همانگونه که بالاتر گفته شد، استرابو قوم تپور را ساکن سرزمینی میان هیرکانی و آریا (هَرَیو در سنگنوشته بیستون = هرات باستان)، یعنی در شرق هیرکانی یاد کرده‌است. دانشنامه ایرانیکا موقعیت جغرافیایی سرزمین یاد شده را برابر سرزمین مرو باستان (مرگوش/مرو) دانسته‌است. گفتنی است که مرو باستان هم یکی از سرزمین‌های سکایی نشین در آسیای میانه بوده و در محدوده سرزمینی اقوام سکایی داهه.

دانشنامه ایرانیکا با اشاره به گزارش جغرافیای بطلمیوس که تپورها را قومی سکایی و ساکن سرزمین‌های سکاها یاد کرده بود، تپوری‌های غربی را نتیجه یک تقسیم قومی در شمال رود اترک (اترک امروزه در ترکمنستان) دانسته و نشانه‌ای از کوچ دسته‌هایی از این قوم سکایی از شرق و از سرزمین‌های سکایی و مرو باستان به درون فلات ایران.[۹]

دانشنامه ایرانیکا همچنین گزارش آریان (مورخ) یونانی در کتاب آناباسیس اسکندر و کوینت کورس را یکی از دلایل جدا بودن ساتراپ آمارد‌ها (در مرکز مازندران کنونی) با محل اسکان قوم تپور، تا پیش از یورش اسکندر مقدونی و در پی آن قدرت‌گیریاشکانیان می‌داند. چنانچه در هیچ‌یک از گزارش‌های جغرافی نگاران یونانی، نامی از قوم تپور به عنوان سکنه جنوب دریای خزر دیده نمی‌شود و چنانچه در منابع بالاتر ارائه شده‌است، جغرافی نگاری چون بطلمیوس این قوم را سکنه سرزمین‌های سکایی قید کرده‌است یا جغرافی نگرانی چون استرابو این قوم را سکنه سرزمینی در شرق هیرکانی و میان هیرکانی و سرزمین آریا (هرات باستان) قید کرده‌اند که سرزمین‌های یاد شده سرزمین‌های سکایی نشین بوده‌اند.[۱۰]

این واقعیت که قوم تپور پیش از قدرت‌گیری اشکانیان در بیرون از حاشیه جنوبی دریای خزر می‌زیسته، یافته تازه‌ای نیست. چنانچه یحیی ذکا در <کاروند کسروی> آورده‌است: آما، آماردان یا ماردان، در زمان لشکر کشی اسکندر مقدونی به ایران، این تیره در مازندران نشیمن می‌داشتند و آن هنگام هنوز قبایل تپوران به آنجا نیامده بودند ولی سپس چنان‌که از گفته‌های استرابوپیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند.[۱۱]


ادامه مطلب


نظرات() 

400 هزارسال تاریخ مازندران كشف شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 21 اردیبهشت 1397-11:35 ب.ظ

400 هزارسال تاریخ مازندران كشف شد

کشف ابزار های سنگی 400 هزار ساله در دره های شورش و نزدیکی غار های رستم کلا، هوتو و کمربند، استان مازندران را به عنوان قدیمی ترین سکونتگاه بشر در حاشیه دریای خزر معرفی کرد.


 
آخرین مطالعات باستان شناسی در دره های شورش و نزدیکی غار های رستم کلا، هوتو و کمربند، منجر به کشف ابزار های سنگی متعلق به 400 هزار سال پیش شد. باستان شناسان بر اساس این کشفیات استان مازندران را قدیمی ترین سکونت گاه بشر در حاشیه دریای خزر معرفی کردند. 

استان مازندران یکی از مهم ترین مناطق باستانی کشور محسوب می شود. پیش از این مطالعات باستان شناسی در این استان خبر از سکونت بشر از 50 هزار سال پیش تا امروز داشته است. 
تازه ترین بررسی های باستان شناسی در دره ها و غار های این استان نه تنها قدمت این سکونت را صد ها هزار سال افزایش داده است؛ که استان مازندران را به قدیمی ترین سکونت گاه بشر در حاشیه دریای خزر تبدیل کرده است. 

«علی ماهفروزی»، باستان شناس در استان مازندران با اشاره به این موضوع گفت: «چندی پیش مطالعات مشترکی میان باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان مازندران و گروه پارینه سنگی موزه ملی در شرق استان مازندران انجام گرفت که در این مطالعات مقداری ابزار و مصنوعات سنگی از دوره پارینه سنگی کشف شد.این ابزار برای مطالعات بیشتر به مرکز تحقیقات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان مازندران و موزه ملی فرستاده شد.» 

وی گفت: «مطالعات اولیه روی ابزارهای سنگی بدست آمده از دره های شورش که شامل خراشنده ها و تبر های سنگی می شدند، قدمت آنها را مشخص نکرد و به همین دلیل با آمدن پروفسور «مارسل ات»، از دانشگاه لیژ بلژیک به ایران تعدادی از این ابزار برای وی فرستاده شد و ایشان پس از مطالعه روی آنها مشخص کرد که این ابزار سنگی متعلق به 400 هزار سال پیش هستند.» 

پیش از این، یافته های باستان شناسی در استان مازندران نشان می داد که سکونت بشر در این استان از 50 هزار سال پیش آغاز شده است ولی کشف ابزارهای سنگی جدید، نه تنها قدمت این سکونت را تا 400 هزار سال افزایش داد که ثابت کرد استان مازندران قدیمی ترین سکونت گاه بشر در حاشیه دریای خزر است. 

ماهفروزی همچنین با اشاره به این نکته یادآور شد: « در تمامی محوطه ها و غار های باستانی کشور های حاشیه دریای خزر تا این لحظه ابزاری با قدمت 400 هزار سال کشف نشده است. به همین دلیل استان مازندران قدیمی ترین سکونت گاه بشر در حاشیه دریای خزر شناخته شده است.» 

قدیمی ترین ابزار سنگی کشف شده در میان کشورهای همسایه ایران مربوط به 2 میلیون سال پیش می شود که در کشور گرجستان کشف شده است. اما در حاشیه دریای خزر تا این لحظه ابزاری با قدمت بیش از 400 هزار سال کشف نشده است. 

غار های هوتو، کمربند و رستم کلا از جمله غار هایی هستند که کاوش های باستان شناسی زیادی روی آنها انجام نشده است. به همین دلیل باستان شناسان معتقدند بررسی های باستان شناسی در این غارها می تواند اطلاعات بیشتری از زندگی ساکنین 400 هزار ساله دره شورش بدهد. 

باستان شناسان در حال انجام مطالعات گسترده ای برای شناسایی انسانهایی که از این ابزار استفاده می کردند، هستند. آنها احتمال می دهند که طی هفته های آینده نوع این انسانها مشخص خواهد شد.(





نظرات() 

قله باغرو (خطبه سرا)

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 21 اردیبهشت 1397-09:06 ب.ظ




در پس دشت فراخ ، جلگه ای است نشیب / در کنار جلگه ، روستایی چه نجیب / گذر ما روستاست / در کنار جلگه نئور زیبا را به تماشا داریم / رو به رویت همه دشت / در پس این دشت ها رشته کوه های بلند / کوه هایی چه عظیم / صخره هایی چه وزین / و تو هستی و سکوت و .....

 راه های دسترسی به دریاچه نئور و سپس رشته کوه باغرو :

1 - هشت پر (طالش)، ریگ، کیش دیبی، شیله، مریان، قلعه جوق، حفظ آباد و عباس آباد.
2 - خلخال، گیوی، فاراب، قره قشلاق، کزور، خلفلو، هل آباد، حفظ آباد و عباس آباد.
3 - اردبیل، هیر، شبلو و عباس آباد.

 4  -نزدیکترین راه دسترسی به قله از طریق خطبه سرا

ابهت و زیبایی منطقه  و طبیعت متفاوت و بکرش نسبت به گیلان  هركس را به تفکری عمیق وا می دارد.

 قله 3189 متری رشته کوه باغرو  منظره دریاچه نئور از بالای قله بسیار زیبا و وصف نا شدنی است.

دریاچه همچون نگینی در وسط جلگه می درخشد فوق العاده زیبا ست. 

باغرو طولانی ترین رشته کوه در استان اردبیل می باشد. این رشته امتداد سلسله جبال البرز است که از خراسان تا قفقاز کشیده شده است. رشته کوه باغرو در موازات کناره دریای خزر سرتاسر شرق استان را فرا گرفته و خط الرأس آن حوزه خزری را از استان اردبیل جدا میکند. این رشته کوه از منتهی الیه شرقی کوههای صلوات (برزند) آغاز و در سرتاسر حدود شرقی استان با افزایش تدریجی ارتفاع به طرف جنوب کشیده شده است و در خارج حدود استان، سرانجام به رشته کوه البرز می پیوندد. رشته کوه باغرو در قسمتهای مختلف خود به نامهای پشته سارا، تالش، پلنگا نیز نامیده می شود. رشته پلنگا در حوالی دریاچه نئور از رشته اصلی منشعب و در سراسر شهرستان خلخال کشیده شده است. بلندترین نقطه این شاخه فرعی قله ۳۳۲۲ متری آق داغ و کوههای پلنگا (۲۸۸۶ متر)، سهدی (۲۷۱۵ متر) و ازنو (۲۴۱۲ متر)، از دیگر قلل آن می باشند.

از مهمترین قلل رشته تالش (باغرو) به ترتیب از شمال به جنوب عبارتند از: ارگنه (۳۱۹۷ متر)، عجم داغ (۳۰۰۹ متر)، شیراگلی داغ (۲۸۷۰ متر)، علمچار (۲۷۸۶ متر) شاه معلم (۳۰۵۰ متر)از منحنی میزان ۲۵۰۰ متر به بالا نواحی ییلاقی این رشته شروع می شود. باستثناء ییلاقات غازان دلن، باغداگل و اورتا چای در محدوده دریاچه نئور که به عشایر کوچ نشین شاهسون تعلق دارد بقیه ییلاقات آن را دامداران محلی تعلیف می نمایند.
بهترین نواحی ییلاقی این رشته که از نظر گردشگری حائز اهمیت است. ییلاقات آق چای در محور بین شهری اردبیل – آستارا، حوزه آبخیز دریاچه نئور و ییلاقات اندبیل در محور بین شهری خلخال – اسالم میباشد.
در نواحی ییلاقی آق چای و اندبیل سیمای کوهستانی – جنگلی و در ناحیه نئور تلفیق مورفولوژی کوهستانی – مرتعی با چشم انداز آبی دریاچه موقعیت گردشگری کم نظیر به این مناطق بخشیده است.

کوه‌های تالِش زنجیره‌ای از کوه‌ها است که در شمال غربی ایران و جنوب شرقی جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است.

این کوه‌ها بخش شمال غربی رشته‌کوه البرز را تشکیل می‌دهند و از زمین‌های پست لنکران به سوی جنوب شرقی امتداد یافته و تا دشت‌های سفیدرود در ایران ادامه می‌یابند.

کوه‌های تالش در شمال غربی به کوهستان سبلان‏ می‏پیوندد. رشته‏ کو‌ه‌های تالش دارای‏ سه رشته اصلی است. در میان آنها، طولانی‏ ترین رشته‏ کوه، کوه‌های تالش است‏ که در مزر با ایران و به طول ۱۰۰ کیلومتر کشیده شده و تا ۸ کیلومتری ساحل خزر ادامه‏ دارد. بلندترین قله آن «قیزیل‏ یوردو» نام‏ دارد.

از جمله روستاهایی که در دامنه غربی با غرو قراردارند  کیسالاو هیر ونیاراد راستان اردبیل میباشد .و در دامنه شرقی قله باغرو علاوه بر خطبه سرا روستای سوست و شهر لیسار می باشد و چشمه های جوشیده از دل باعرو پس از عبو ر از دره ها به روستاهای شیر آباد و خطبه سرا و لیسار سرازیر شده و وارد دریای خزر می شوند.

 رفتن به قله باغرو از چهارجهت امکان پذیر است ولی نزدیکترین راه دسترسی به قله از طریق خطبه سرا است ومسیرش  با اینکه  خاکی ونامناسب است  ماشینها تا نزدیک  قله یعنی ییلاق قوروق چایی و آنا بولاغی می روند.
یکی از معتبر ترین اطلس های گیتا شناسی که قله باغرو را درج کرده عدد۳۱۹۷ را قید کرده است .







نظرات() 

گیل ها قوم اصیل ایرانی قبل از ورود آریایی ها

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397-12:51 ب.ظ

 مردم گیلان نیز در طول تاریخ پرافتخار خود در کنار سایر مردم ایران زندگی کردهاند وگاه نیز عامل ایستادگی مردم ایران در برابر بیگانگان و نیز عامل نجات ان از چنگال بیگانگان بوده اند کافی است که اشاره ای مختصر به تاریخ مردم گیلان کنم نام گیلان ازقوم گیل می اید که مردمی ایرانی تبار بودند وپیش از ورود مردم اریایی به سرزمین ایران در گیلان امروزی می زیسته اند وپس از ورود اریاییها به ایران با انان امیخته شده وزبان انان را تا امروز حفظ کرده اند که همین گیلکی امروز می باشد که با اینکه مورد بی مهری قرار گرفته از نظر محتوایی و دستوری بسیارغنی است همچنین گیلکی لغات بسیار نزدیکی نیز با زبانهای کردی ولری دارد وبا زبان های مازندرانی وتالشی نیز همریشه است کافی است کمی به زبان گیلکی مسلط باشید تا دریابید که این زبان از نظر سبک صحبت از زبان فارسی بسیار زیباتر است به گونه ای که گیلکی از سویی شبیه به فارسی دری است واز سویی دیگر بسیاری از لغات باستانی را در خود حفظ کرده است که از ان جمله می توان به لغت کاس اشاره کرد که نام یکی از اقوام کهن ساکن در گیلان می باشد که بعدها عده ای از انها از گیلان کوچیدند ودریای خزر که در تمام جهان به نام دریای کاسپین نامیده می شود به نام انهاست در زبان گیلکی کاس به معنی کسی است که چشمهای ابی داشته باشد 

از اینها گذشته اولین هجوم بزرگی که از سوی بیگانگان به خاک پاک ایران انجام گرفت حمله اسکندر مقدونی بود که با اینکه تمام ایران را تصرف کرد اما به دلیل دلاوری گیلانی ها و قوم امارد که در ان روزگار در گیلان وقسمتی از مازندران زندگی می کرد نتوانست ان را تصرف کند

ودر برابر قوم امارد که ان زمان در گیلان وقسمتی از مازندران می زیستند پذیرای شکست شد اسکندر نخست یکی از سرداران معروف خود به نام ات فرادات را از راه مازندران به گیلان فرستادوپاری من ین را نیز برای تصرف سرزمین کادوسی ها به گیلان گسیل داشت ات فرادات به اسانی طبرستان راگرفت اما پاری من ین نتوانست سرزمین کادوسی ها را تصرف کند وشکست خورد و نتوانست به سپاه اسکندر در طبرستان بپیوندد شکست پاری من ین اسکندر را شگفت زدهکرد زیرا پاری من ین همان کسی بود که در باره او گفته اند پاری من ین بدون اسکندر توانست کارهای بزرگی انجام دهد اما اسکندر بدون او هرگز نتوانست اماردها که از تازش ناگهانی ات فرادات به گیلان غافلگیر شده بودند به بلندی های کوهستانی پوشیده از جنگل پناه بردند واز انجا با افکندن تیر از کشته های سپاه سردار مقدونی پشته می ساختند اماردها همان قومی هستند که تاریخ نویسان انان را ستوده اند و انان را مردمی توانا ودلاور دانسته اند اسکندر که از دلاوری اماردها در جنگ شگفت زده شده بود چاره را در گشودن راهی در جنگل دید اما کاری از پیش نبرد واسیر شبیخون اماردها شد اماردها در شبیخونی تا انجا به چادر اسکندر نزدیک شدند که اسب محبوب اسکندر بوسفیال را به غنیمت گرفتند واسکندر را نیز به شدت زخمی کردند اسکندر در پی این شکست ها دریافت که توان جنگ بااماردها را ندارد وی سرخورده شد ودستور دادجنگل را به اتش بکشند اما این کار نیز نتوانست اماردها را به سازش بکشاندعاقبت اسکندرکار تصرف سرزمین اماردها را به سردارش ات فرادات سپرد و خود از گیلان گریخت

ات فرادات پس از اسکندر نیز نتوانست کاری انجام دهد و پس از مدتی خود نیز از گیلان گریخت

گیلانی ها و کردها دو قومی در ایران هستند که نیاکان دلاورشان توانستند اسکندر مقدونی را شکست دهند وسودای جهانگیری را از سر وی به در کنند کاری که سپاه عظیم داریوش سوم نتوانسته بود انجام دهد

باید بگویم که گیلان در زمان هخامنشیان جزوایران نبود وپادشاه ایران به دریافت مالیات از مردم گیلان دل خوش داشت وبه اظهار اطاعت دلاوران گیلانی از خود

اردشیر دراز دست شاه هخامنشی به گیلان یورش اورد اما نتواست ان را تصرف کند در این حال که حملات کوبنده گیلانی ها به سپاه اردشیر ادامه داشت برف وسرما نیز فرا رسیدو در بین سپاه اردشیر نیز قحطی افتادتا انجا که از گرسنگی سپاهیان اردشیر به خوردن گوشت قاطرهای خود روی اوردند

اردشیر سپس دست به حیله زد ونامه ای به هر کدام از دو شاه کادوسی که در ان زمان شاه گیلان بودند نوشت ودر ان نامه ها نوشت که شاه دیگر مخفیانه سر بفرمانی از وی را پذیرفته است در نتیجه هریک از دو شاه برای انکه به یکدیگر اعتمادی نداشتند پنهانی با اردشیر توافق کردند که پذیرای دستوراتش باشند وبه وی مالیات بدهند و پس از این توافق اردشیر از گیلان رفت

گیلانی ها ودیلمیان در زمان اشکانیان در سپاه پارتی بودند وبرای ایران شمشیر میزدند اولین شاه ایران که توانست گیلان را به طور رسمی به خاک ایران ضمیمه کند انوشیروان از سلسله ساسانی بود که قتل وعام وسیعی در گیلان به راه انداخت هر چند که این سلطه بعد از مرگ انوشیروان دوامی نیافت در ان زمان وهرز سردار دیلمی که اونیز مانند سایر دیلمیان گیلانی تبار بود یمن را برای شاهنشاه ایران انوشیروان تصرف کرد

مایه افتخار گیلانیان است که بگویم پس از حمله خونبار انوشیروان به گیلان مردم گیلان به دشمنی با خاندان ساسانی برخواستند وتازمان حمله اعراب به ایران از هر شورشی بر ضد دولت ساسانی که در داخل مرزهاصورت می گرفت حمایت می کردند اما در زمان حمله اعراب به ایران در زمان یزدگرد سوم که ایران از یک سو مورد تازش اعراب واز سوی دیگر مورد تازش ترکها در شرق واقع شده بود فرمانروای گیلان به نام گیلانشاه گاوباره (وی به سبب اینکه زمانی که به شاهی رسیده بود برای اینکه شناخته نشود با یک گله گاو راه مازندران را پیش گرفت تا از حال رعیت خود در گیلان ومازندران خبردار باشد وبه همین سبب از سوی مازندرانی ها به گاوباره یعنی نگهدارنده گاو موسوم شد)

پس از اسلام گیلانیان از جمله اقوام ایرانی بودند که سلطه ننگین اعراب بر خاک ایران را نپذیرفتند وبه مقاومتی قهرمانانه در برابر اعراب دست زدند به گونه ای که اعراب در تازش های پیاپی خود به گیلان حسرت تن شستن در اب نیلگون خزر را با خود همواره به گور می بردند

مقاومت گیلانیان در برابر اعراب وحملات مکرر انان به قزوین برای دفع اعراب تا انجا ادامه یافت که قزوین به باب الجنه معروف شد وخلیفه مامون در هنگام سفر خود به خراسان انگاه که مردم قزوین جلویش راگرفتند وخواستند که به سبب مقاومت در برابر دیلمیان از انان مالیات نگیرد با این درخواست انان موافقت کرد همچنین خلیفه فتوا داد که هرکس چهل روز در قزوین بماند به بهشت میرود که ظاهرا این فتوا به این دلیل داده شده بود که سپاهیان عرب خلیفه از قزوین به سبب تازشهای پیاپی دیلمیان وتلفات بسیار سنگین اعراب می گریختند وعده زیادی از مردم قزوین نیز از ترس اینکه دیلمیان به سبب همکاری انان با خلیفه مردم این شهر را قتل وعام کنند از این شهر گریختند

 ابن فقیه همدانی می نویسد:در زمان حجاج ابن یوسف ثقفی خونخوار که دشمن خونخوار ایرانیان وشیعیان بود نبردهای سخت وخونینی بین مردم گیلان و سپاهیان خلیفه روی داد که تعداد بسیاری از دو طرف کشته شدند و شکست های سختی بر سپاه خلیفه افتاد دو طرف که از ادامه این نبردهای خونین به ستوه امده بودند تصمیم به مذاکره گرفتند و دیلمیان سفیران خود را برای گفتگو به بغداد فرستادند در این هنگام حجاج برای ترساندن گیلکان (دیلمیان)  نقشه ای را که با کمک اگاهان به سرزمین دیلمان وگیلان کشیده بود را پیش اورد وگفت یا تسلیم شوید ویا جزیه بپردازید ویا به کمک این نقشه بر سرزمینتان چیره خواهم شد وان را تصرف خواهم کرد

فرستادگان دیلمیان گفتند ای حجاج در این نقشه نشانی از سواران ما نیست وچون بدانجا درایی انان را نیز خواهی دید

به دنبال این موضوع نبرد دوباره شروع شد وحجاج این بار پسرش را به جنگ دیلمیان فرستاد که سپاه بزرگ او نیز به سرنوشت سپاهیان پیشین دچار شدند وپس از چند ماه نبرد با دادن تلفات سنگین ناچار به عقب نشینی شدند

همچنین حجاج دستور داد تا بین کوفه وقزوین برجهای بسیار بلند ساختند و هر گاه که قزوین مورد تازش واقع شد روزها با فرستادن دود به اسمان وشب ها با روشن کردن اتش به کوفه خبر داده شود تا سپاه برای دفع دیلمیان ارسال گردد هر چند که این تدبیر نیز چاره گشا نبود ودیلمیان همواره به پادگانهای اعراب در قزوین یورش میبردند

گیلانیان اخرین قوم ایرانی بودند که به اسلام گرویدند ان هم در زمانی که قدرت اعراب روبه پایان بود تقریبا ۳۰۰سال پس از ظهور اسلام

 خاندان بویه از خاک گیلان برخواستند تا ایرانی نو بسازند خاندان بویه فرزندان بویه ماهیگیر بودند که در روستای کیاکلیش که در دیلمان امروزی در اطراف شهر سیاهکل قراردارد زندگی میکرد وزمانی چشم بر دست پدر خود داشتند تا اچه از از شیمرود می گیرد بر سر سفره انان قرار دهد

خود نیز بعدها به سرداری رسیدند وتوانستند در سایه عظم واراده اهنین مردم گیلک در راستای ازاد سازی ایران از چنگال پلید بیگانه وبا کمک دلاوران دیلمی کاخ پر ستم بغداد که زمانی از انجا باران ستم بر دیلمان وگیلان باریده بود را تصرف کنند وخلیفه بغداد را که پس از شکست با چاکر منشی ودادن الفاظ به انان قصد داشت حکومت پلید خود را حفظ کند به زندان انداخته وکور کردند در حقیقت انان کاری را کردند که صدها دلاور بزرگ ایران چون یعقوب لیث صفاری وبابک ومازیار می خواستند انجام دهند اما نتوانسته بودند و خاندان بویه که از خاک گیلان برخواسته بودند در سایه شمشیرهای گیلکان ودیلمیان توانستند این کار را انجام دهند وبا این کار خود انتقام خون بابک ومازیار را از دستگاه خلافت حیله گر عباسی گرفتند

از جمله کارهای خاندان بویه رسمی کردن مذهب شیعه در ایران بود اما به عقاید سنیان نیز احترام می گذاشتند زیرا که در ان زمان اغلب مردم ایران سنی بودند

خاندان بویه خود شخصا به زیارت قبور ائمه از جمله امام حسین می رفتند وعزاداری برای امام حسین نیز یادگار دوران احمد معز الدوله دلاور بزرگ گیلان وایران است که وی در بغداد دستور داد که در سالگرد شهادت ان بزرگوار زنان به رسم عزاداری موی عریان کنند و بر بر صورت خود چنگ اندازند وبر سر وسینه زنند و عزاداری ابا عبدالله یادگار دوران حکومت دیلمیان بر ایران است (سرزمین گیلان کنونی از نظر جغرافیایی شامل دو بخش جلگه ای وکوهستانی است از قدیم الایام به قسمت کوهستانی گیلان دیلم وساکنان ان را دیلمیان می گفتند دیلمیان نیز مردمی شجاع وجنگجو بودند وتمایل بسیاری به حفظ استقلال خود داشتند ) گیلکان همچنین با اینکه اخرین قوم ایران بودند که به اسلام گرویدند جزو اولین اقوام ایرانی بودند که شیعه شدند و در واقع از روز اول اسلام را با شیعه ال علی بودن پذیرفتند






نظرات() 

شاه اسماعیل کبیرصفوی ذرباغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397-08:45 ب.ظ


معادل ابجد واژه بغر برابر با 1202 می باشد.

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ غ ِ ] (ترکی ، اِ) ظاهراً باغر ترکی است بمعنی جگر. (شرفنامه ٔ منیری ). ...

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ / ب َ غ َ ] (ع اِ) دفعه ای سخت از باران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). باران سخت ناگهانی . (ناظم الاطباء). ..
شاه اسماعیل صفوی
درباره اتفاقات و حوادث زندگی دو پسری که از شیخ حیدر بجا ماند به ویژه اسماعیل به صورت اساسی فقط کتاب تاریخ اسماعیل که مؤلف آن تا کنون شناخته نشده، اطلاعاتی به ما میدهد. مطابق این مرجع، پس از مرگ سلطان علی سیر حوادث چنین بوده است:

شاهزاده خانم مارتا (عالمشاه بیگم) دو پسر خود را پس از مراسم ورودشان به اردبیل به بقعه فرستاد و خود دست بکار ترتیب مراسم تدفین پسرش سلطان علی شد. روزی پس از آن ایبه سلطان و ترکمن های تحت فرمانش به شهر وارد شدند و به جستجوی شاهزادگان پرداختند، بر اهالی ظلم ها کردند و دار و ندار مردم را به یغما بردند. اسماعیل از بیم آنان از بقعه خارج شد و در خانه قاضی احمد کاکلی که در آن نزدیکی بود پنهان گردید. این قاضی به مهربانی او را پذیرفت و سه روز تمام در خانه خود نگاهداشت. چون ترکمن ها گوشه و کنار خانه ها را جستجو و زیر و رو میکردند، به نظر قاضی چنین آمد که اسماعیل را بخانه زنی موسوم به خانجان ببرد. این زن، اسماعیل را که هفت ساله بود به مدت یکماه تمام در خانه خود نگاهداشت و سرپرستی کرد. فقط عمه اسماعیل موسوم به پاشاخاتون که دختر شیخ جنید بود و با ترکمنی به نام محمدی بیگ ازدواج کرده بود، گاه و بیگاه او را ملاقات میکرد، به استثنای پاشاخاتون احدی از اقامتگاه اسماعیل اطلاع نداشت، حتی مادرش. مادر اسماعیل را تا هنگامی که ایبه سلطان در اردبیل بسر میبرد از روی قصد و عمد از محل او بی خبر گذاشته بودند، زیرا این فرمانده جسور که در راه رسیدن به مقصود خود از توسل به هیچ وسیله ای خودداری نمی کرد از شکنجه دادن شاهزاده خانم مارتا نیز روی نگرداند، اما او چون خود خبری نداشت نتوانست خفاگاه اسماعیل را فاش سازد. پس از سپری شدن چهار هفته، پاشا خاتون ترتیب انتقال اسماعیل را به خانه زن دیگری از طایفه ذوالقدر که پیشه اش زخم بندی و جراحی بود، داد. این خانه در محله روملو یعنی اعقاب کسانی که با وساطت خواجه علی از اسارت تیمور آزاد شده بودند، قرار داشت؛ اما از آنجا که به دلیل اصرار و ابرام بیش از حد رستم در نابود کردن این دو شاهزاده صوفی، این ناحیه شهر نیز توسط ترکمن ها مورد جستجو قرار گرفت؛ او بچه را به مسجد جمعه که در اردبیل در موضع مرتفعی قرار دارد برد. در آنجا این زن در مقبره ای به جراحت اسماعیل پرداخت. در ضمن به مادر اسماعیل نیز پیامی فرستاد و او را از زنده بودن اسماعیل مطلع کرد. در آن مسجد یکی از صوفیان که در جنگ مصدوم و زخمی شده بود خود را مخفی کرده بود؛ هنگامی که او اسماعیل را به صوفی مزبور نشان داد، صوفی به اطلاع اسماعیل رساند که هشتاد تن از صوفیانی که از جنگ ترکمن ها جان سالم به در برده اند در کوهستان باغرو نزدیک اردبیل اقامت دارند و از دل و جان منتظر رسیدن فرمان های "پیشوای کامل" خود هستند. او آن صوفی را راضی کرد که از مسجد خارج شود و یاران خود را از ماجرا آگاه کند، بلافاصله رستم بیگ قره مانلو که بر آن صوفیان سمت ریاست داشت با همراهان خود نیمه شب به مسجد آمد، اسماعیل را همراه خود به کوه بغرو در روستای کرگان به خانه واعظی به نام فرخ زاد برد.

پس از آن چند تن از صوفیان که متنفذتر از دیگران بودند به شور نشستند تا دریابند کدام نقطه برای حفاظت اسماعیل از همه جا مطمئن تر است؛ و سرانجام همه به این نتیجه رسیدند که شاهزاده صوفی باید در اسرع وقت به رشت برود. ابتدا اسماعیل را به گسکر که در ولایت گیلات واقع است بردند؛ که خاندانی در آنجا امارت داشت که تا مقدار زیادی مستقل بود. حاکم گسکر امیره سیاوش خود از اسماعیل استقبال کرد و او را تا هنگامی که توانست به مسافرت خود به رشت ادامه دهد در خانه خود جای داد. امیره سیاوش تا نزدیکی رشت اسماعیل را بدرقه کرد و آنگاه به مقر خود بازگشت. اسماعیل پس از ورود به پایتخت گیلان غربی در "مسجد سفید" آنجا فرود آمد و اقامت گزید. در نزدیک آن مسجد زرگری دکان داشت به نام امیره نجم که از حراست و خدمت اسماعیل هیچ کوتاهی نمیکرد. اقامت اسماعیل در رشت دیری نپائید، زیرا در آن دیار نیز او را به قدر کافی در امن و امان نمی دیدند. حاکم لاهیجان واقع در مشرق گیلان اسماعیل را دعوت کرد که به نزد او برود. اسماعیل این دعوت را پذیرفت و بدین ترتیب کارگیا (یعنی امیر) میرزاعلی برای او در لاهیجان روبروی مدرسه کی افریدون جائی تهیه دید. در این میان ایبه سلطان در اردبیل دستور به توقیف اوبه زخم بند داد. چندان او را شکنجه کردند تا این زن ناگزیر به اعتراف جریان واقعه شد. رستم از این گزارش چنان به خشم آمد که دستور داد آن زن بیچاره را در بازار تبریز به ضرب خنجر بکشند. محمدی بیگ و سایر همدستان او نیز به زندان افتادند و سرانجام در برابر تأدیه جریمه ای نقدی به میزان سی هزار تنگه آزاد گردیدند.

امیر لاهیجان کارگیا میرزاعلی هر چه در قوه داشت، در مراقبت و تربیت اسماعیل بکار برد و استاد شمس الدین را که از اهالی لاهیجان بود به تعلیم او گماشت تا خواندن و نوشتن بدو آموخت و به او درس قرآن داد. حتی در این مدت هم پیروان صفوی از ارسال هدایا برای پیشوا و مرشد طریقت خود فروگذار نمی کردند و خود نیز به خدمت او میرسیدند. اما اینها برای آنکه اسماعیل را در مخاطره نیندازند همواره بدون تأخیر به آسیای صغیر، قره باغ و اهر باز می گشتند و همه این کارها همیشه در حد اختفا بود. نجم زرگر رشتی به دنبال اسماعیل به لاهیجان آمد، برادران امیر نیز خواهان معاشرت با او بودند، و بدین ترتیب کودک خردسال به خود بالید و به جوان برومندی بدل شد. برادر اسماعیل یعنی ابراهیم و همچنین برادر ناتنی دیگر او به نام سلیمان که با او بود پس از مدتی اقامت در گیلان خواستار رفتن به اردبیل شدند. پس ناچار آنها تاج دوازده ترک حیدر را از سر برگرفتند و به جای آن کلاه رایج ترکمنی را که مخصوص آق قویونلو بود بر سر گذاردند و آنگاه به اردبیل رهسپار شدند. پس از رفتن ابراهیم، اسماعیل بیمار شد و یکسال تمام بستری گردید؛ تا سرانجام شفا یافت. هر چند اسماعیل در نقطه دور افتاده ای همچون لاهیجان در سکوت و آرامش تمام رشد میکرد، باز پناه دادن او برای امیران گیلانی خالی از مخاطرات و گرفتاریها نبود. مرتب سفیرانی از دربار آق قویونلو به لاهیجان آمدند و نخست به صورت دوستانه و بعد به طرزی مصرانه و سرانجام به نحوی تهدیدآمیز تحویل اسماعیل را میخواستند. کارگیا میرزاعلی سرانجام به این راه چاره که صوفیان هواخواه اسماعیل بدو پیشنهاد کردند متوسل شد؛ او دستور داد سبدی را که به طنابی بسته بود از درختی بیاویزند؛ شاهزاده صوفی اسماعیل را در این سبد گذارند و طناب را کشیدند. آنگاه او در برابر نمایندگان رستم فرمانروای آق قویونلو ظاهر شد و سوگند یاد کرد اسماعیل در خاک و سرزمین او بسر نمی برد... پس از این کار نمایندگان ناگزیر شدند خواه ناخواه از لاهیجان بروند، اما رستم به این سوگند دلخوش نشد بلکه میخواست به گیلان لشکر بکشد که به دست پسر عمویش گوده (یعنی کوتوله) احمد و ایبه، تاج و سر خود را از دست داد. این واقعه در سال 902 هجری رخ داد. 

بعد از رستم زوال حکومت آق قویونلو که به صورت غیر قابل وقفه ای شروع شده بود از نظر تیزبین اسماعیل که شخصیت کامل و زودرس او یکی از جالب توجه ترین و بدیع ترین حوادث تاریخ جهان است پوشیده نماند. هنگامی که در سال 905 هجری او یعنی پسر بچه ای که هنوز سیزده سال تمام نداشت از لاهیجان خارج شد تا میراث جدش اوزون حسن را قبضه کند تاریخ حکومت روحانی اردبیل به پایان آمد و تاریخ دولت واحد ملی ایرانی سلسله صفوی آغاز گردید.

از حکومت مغولان فقط قسمت کوچکی تحت حکومت میرزا حسین بایقرا در هرات باقی مانده بود و در دیگر بخشهای ایران و ترکستان و عراق استیلاگران دیگر فرمان میراندند. با در نظر گرفتن استقبال مردم از دعوت نوربخش و اندیشه ظهور مهدی(عج) و فساد اوضاع که اذهان را انباشته بود. جنبش اسماعیل صفوی، پس از کوششهای گذشتگانش به مثابه حرکت نهایی شیعیان رخ داد و چنان توفیق بارزی یافت که تمامی شرق اسلامی را تکان داد. شاه اسماعیل توانست تمام ایران را زیر پرچم خود در آورد و نزدیک بود حتی آسیای صغیر را ضمیمه متصرفات خود سازد. 

این جنبش بیشتر سیاسی بود تا مذهبی و صوفیانه، ولیکن نمونه جالبی بود از بهترین روش دست یافتن به قدرت به شیوه ایرانی، که به عنوان یک نمونه بارز بیانگر کلیه جنبشهای ایرانی بر ضد تازیان و بیگانگان دیگر است و به روشنی نشان میدهد که داعیه داران ایرانی فقط از طریق تصوف و ولایت میتوانستند اذهان مردم را متوجه خود سازند. 

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام شهری به آذربایجان . (معجم البلدان ). ...

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ] (اِ) (از: برز بمعنی زراعت + هَ ، پسوند نسبت ) شاخ درخت . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : مکن بیش جهد و مزن آتشی که در برزه ٔ تر نخو ...

باغرو داغ


 


باغرو داغ
من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغ
 
سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ
 
بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا
 
سن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغ
 
بیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیره
 
باغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغ
 
بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله
 
ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغ
 
قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون
 
یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ
 
برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور
 
سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی وقارلی داغ
 
باغرچارتادان سیللی سویلی ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار
 
سن اولماسون هیچ اولار ای ارتالی داغ باغرو داغ
 
حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور
 
یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا یاش داغ
 
شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا
 

باغرو قله ای در ارتفاعات خطبه سرا
به ارتفاع 3197 متر





نظرات() 

موگرینی: متعهد و مصمم به حفظ توافق هسته‌ای هستیم / برجام بزرگترین دستاورد دیپلماسی است

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397-10:09 ق.ظ

اروپا مصمم به حفظ توافق هسته‌ای است

اروپا مصمم به حفظ توافق هسته‌ای است

موگرینی: متعهد و مصمم به حفظ توافق هسته‌ای هستیم / برجام بزرگترین دستاورد دیپلماسی است
رییس سیاست خارجی اتحادیه آمریکا به مردم و رهبران ایران این پیام را داد که اجازه ندهید هیچ کس توافق هسته‌ای را از بین ببرد چرا که این توافق از بزرگ‌ترین دستاوردهای دیپلماسی بوده و ما آن را با هم ساختیم.
 فدریکا موگرینی پس از اعلام دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا مبنی بر خروج از برجام و بازگرداندن تحریم‌های ثانویه علیه ایران و اعمال تحریم‌های جدید در کنفرانس مطبوعاتی، اظهار کرد:‌ اتحادیه اروپا مکررا اعلام کرده است که برداشتن تحریم‌ها نتایج مثبتی بر روی روابط تجاری ایران و اتحادیه اروپا و همچنین اقتصاد مردم ایران داشته است. ما همچنان متعهد هستیم این وضعیت ادامه پیدا کند.

وی گفت: اجازه دهید نگرانی خودم را از اجرای تحریم‌های جدید از سوی آمریکا اعلام کنم و بگویم که این مساله را با همکاران خود بررسی خواهیم کرد. در عین حال اتحادیه اروپا بر اساس مصالح و امنیت خود عمل می‌کند.

موگرینی ادامه داد: توافق هسته‌ای حاصل 12 سال دیپلماسی بود و متعلق به همه جامعه جهانی است و این توافق جواب داد و به هدفش که دست نیافتن ایران به سلاح هسته‌ای بود، دست یافت.

رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا که در این کنفرانس مطبوعاتی به نظر عصبانی و با چهره‌ای سخت پشت تریبون حاضر شده بود، تاکید کرد:‌ ما متعهد و مصمم به حفظ این توافق هستیم و این کار را برای امنیت جمعی خود انجام می‌دهیم.

وی ادامه داد: این توافق نشان داد راه‌حل‌ها وقتی ممکن باشد می‌توانیم از طریق گفت‌وگو و مذاکره به آن دست یابیم و اینکه احترام زبان جهان‌ شمول است.

موگرینی تاکید کرد: اتحادیه اروپا به تعهدات خود پایبند است.




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox