تبلیغات
انایوردم خطبه سرا - مطالب قارانقوش
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

افتخار تالش(حاج سید یونس عرفانی )

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 21 مهر 1396-10:42 ق.ظ





سید یونس عرفانی متولد سید محله روستای شیرآباد شهرستان تالش از استان گیلان است.وی در سمت‌های عضو مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران، رئیس کمیته منطقه ۸ انقلاب اسلامی، نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی شهرستان تالش فعالیت داشته‌است.

تحصیلات ابتدایی را در روستای شیر آباد در مکتب خانه انجام داد.برای ادامه تحصیلات به شهر اردبیلرفت و در رشته ادبیات به تحصیل پرداخت. برای تحصیلات تکمیلی به شهر قم مهاجرت نمود.از اساتید وی می توان به آیت الله بروجردی ، روح الله موسوی خمینی، آیت الله مشکینی نام برد.

سید یونس عرفانی با تحصیل در حوزه علمیه قم با بسیاری از بزرگان آشنا شد.دوستی و ارتباط با علما و روحانیون ایرانی و خارجی که در شهر قم تحصیل و یا تردد می کردند باعث شناخته شدن آیت الله عرفانی در بیشتر کشورهای اسلامی شد. سخنرانی در دانشگاه الازهر مصر و مباحثه با علما و روحانیون شیعه و اهل تسنن از او چهره ای تقریبی به یادگار گذاشته است. همراهی و همکاری با امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان و رهبر جنبش امل اسلامی، شرکت در موتمرهای اسلامی کشورهای سوریه، پاکستان، عراق، مصر ودیگر فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی ایشان در کارنامه ایشان قبل از انقلاب اسلامی ثبت است.

ایشان نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی از شهرستان تالش بودند و در سال دوم نمایندگی در اثر سانحه تصادف به ملکوت اعلی پیوستند .

روحشان شاد و با اجدادشان محشور گردد.

 

 

 

 

 

نوشته شـــده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعــت22:46 تــوسط سید حبیب | 
خاطره ای از مجلس اول

سلام بعد ازظهر یکی از روزهای بهاری سال 1360 بود. در پایان جلسات علنی مجلس شورای اسلامی، معمولا نمایندگان پس از ادای فریضه نماز، برای صرف ناهار راهی غذاخوری واقع در طبقه زیرین پارلمان می شدند. سپس هریک از نمایندگان زمان باقیمانده تا تشکیل کمیسیون ها در ساعت 2 بعد از ظهر را به طریقی از جمله دیدار با ارباب رجوع و موکلین ، پیگیری تلفنی امور ومشکلات مربوط به حوزه انتخابیه و یا بحث و گفتگوی با همکاران سپری می کردند.                           

بر روی مبل راهروی مجلس، مرحوم آیت الله سید یونس عرفانی نماینده فقید مردم تالش (استان گیلان) نشسته بودند. بنده و حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالحسن حسینی نماینده مردم مینودشت و کلاله نیز در دو سوی ایشان روی مبل قرار گرفتیم.

مرحوم آقای عرفانی از متانت و تواضع خاصی برخوردار بود. وی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران ، امام جماعت مسجد حضرت سیدالشهدا در تهران و از مبارزین در نهضت اسلامی امام خمینی (ره) بود و نزد نمایندگان احترام و جایگاه ویژه ای داشت.

آقای حسینی معروف به مینودشت، به مرحوم آقای عرفانی اظهار داشت: حاج آقا، اطلاع دارید که فلانی را بازداشت کردند؟ (فرد مورد اشاره شخص محترمی بود).

آقای عرفانی با تعجب پرسید: عجب! چرا؟

آقای حسینی ادامه داد: ظاهرا در سفری که به خارج داشت کالای قاچاق حمل می کرد!

                                        

آیت الله عرفانی که آشکار بود از حادثه پدید آمده متاثر شده بود، آهی کشید و گفت: آقای حسینی، آقای متکی! خداوند ستارالعیوب است، خطاها و لغزش های فردی اشخاص را می پوشاند و آبروی او را حفظ می کند ولی در رابطه با  انقلاب اسلامی که بر آمده از خون شهداست، چنانچه اقدامات و اعمال شخصی موجب هتک آبروی انقلاب شود، خداوند ستارالعیوبی خود را کنار می گذارد. یعنی در جایی که آبروی فرد با آبروی انقلاب اسلامی در تعارض قرار گیرد، خداوند آبرو و حیثیت انقلاب را حفظ می کند و آبروی انسان خطاکار به واسطه عمل او بر زمین می ریزد. او سپس عاقبت بخیری را از حضرت حق مسئلت نمود.

و حقیقتا عاقبت به خیری، کاملترین حلقه از دعاهاست. در فراز و فرود سی و چند ساله انقلاب اسلامی چقدر قصه آن مرد محترم در عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بستر انقلاب تکرار شد؛ عبرتی برای صاحبان بصیرت.

نوشته شـــده  تــوسط سید حبیب





نظرات() 

معنای لغوی کورش

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 21 مهر 1396-10:10 ق.ظ

نام کورش در کتاب تورات به صورت خوروش  آمده است که در روسی کهن به معنای مار  سیاه زهرآگین و یا خروس جنگی است. امروزه این معنی را نمی توان در فرهنگ های زبان روسی یافت و تنها از مسیر منابع اتیمولوزی زبان روسی دسترسی به آن میسر است. این همان واژه ای است که در پیشوند نام خروشچف هم دیده می شود. و لازم است اشاره کنم نام های فامیل روسی ارتباط گسترده ای با اسامی حیوانات وحشی و جنگلی دارد، مثلا زایتسف و یا مدویدوف که اولی به معنای از خانواده ی خرگوش ها و دومی به معنای از خانواده ی خرس هاست. بدین ترتیب نام کورش یک لقب محلی روسی است که اشاره به یک حیوان بی رحم دارد و با ردی که از او در تاریخ به عنوان تخریب کننده ی بی امان تمدن شرق میانه باقی مانده ، کاملا منطبق است.

و به همین ترتیب است نام انشان که به غلط آن را قسمتی از ایلام و در حوزه ی کنونی منطقه فارس شناخته اند. این هم از آن حقه بازی های پروفسوران عالی مقام دانشگاه های اروپا است که برای وصله پینه کردن تاریخ هخامنشیان از هیچ جعل و تفسیر احمقانه ای روی نگردانده اند. آن ها یک دولت و امپراتوری جعلی تر و بی نشانه تر از اشکانیان، به نام امپراتوری و تمدن ماد، بدون هیچ نشانه دیرین شناسی و قوم شناسی و باستان شناسی ساخته اند تا فقط گهواره ای برای پرورش کورش و محملی برای ایرانی شناختن او تدارک دیده باشند و چون کورش در گل نبشته ی بابلی اش خود را برخاسته از انشان معرفی می کند، پس از ۲۵۰۰ سال با سرهم بندی کردن مشتی مطالب قلابی بی سر وته و نامفهوم کوشیده اند انشان را همان فارس معرفی کنند که در اصل نه یک نام بومی قبیله ای و جغرافیایی، بل واژه ای تحقیر کننده و شبه ناسزا، به معنای غریبه و بی خانمان و ولگرد است، که بومیان ایران و بین النهرین بر متجاوزین هخامنشی گذارده اند. اشاره کنم که  واژه ی هخامنش نیز لقب دیگری است که پس از تسلط داریوش و نخست وزیری مردخای و انتخاب استر به عنوان ملکه ی داریوش و قتل عام پرخشونت مخالفان یهود در سراسر ایران، که نزد یهودیان به عید پوریم معروف است و بالاخره تسلط کامل رابی های یهود بر ایران و بین النهرین، مردم شکست خورده ی منطقه بر قوم داریوش نهادند و آن ها را حاخام منش به معنای پیرو روحانیت یهود نام نهادند. این نام پس از خروج قوم کورش از منطقه، به سبب شکست شان از اسکندر، هرگز در تاریخ ایران تکرار نشده و تا ۸۰ سال پیش هیچ کس با آن آشنا نبوده است و این خود دلیل بزرگی  است که بومیان ایران هخامنشیان را مهاجم و غریبه می شناخته اند. بیگانگی آن ها برای بومیان ایران تا به آن حد جدی و خاطره ی ویرانگری های شان در بین النهرین و ایران چندان با نفرت و خشم عمومی توام بوده است که ردی از این امپراتوری را، تا ۸۰ سال پیش، حتی در افسانه های شاهنامه نیز نمی یابیم.  

تلفظ درست انشان ، که کورش در گل نبشته ی بابلی اش، سرزمین و زادگاه و مرکز قدرت بومی خویش معرفی می کند، انزان است، که به صورت انزاب نیز ثبت است و نام ناحیه ی بزرگی در حاشیه ی شرقی دریای سیاه بوده است که نه فقط درست با همین تلفظ، هنوز بر چند دهکده ی پراکنده از حوالی اردبیل تا سوچی در کناره دریای سیاه باقی مانده است ، بل این نام هنوز هم بر شاخه ی جنوبی زبان روسی اطلاق می شود، اما استادان عالی مقام اروپایی کوشیده اند به مدد یک گونی سریش این نام را با جغرافیای فارس کنونی منطبق کنند.

مورخ برای نخستین بار، کلمه‌ی فارس را در کتیبه‌ی بیستون داریوش می‌یابد و پیش از آن در هیچ صورتی و حتی در گل نوشته‌ی کورش، این واژه ثبت و یافت نشده است. این کتیبه تعدادی واژه‌ و اسامی دیگر نیز ارائه می دهد که باز هم برای اولین بار در اسناد تاریخی ایران دیده شده است:

هخامنش: به عنوان بنیان‌گذار ناشناس سلسله‌ی هخامنشی

پارس: به عنوان اشاره‌ای بر قوم حاکم

بگ: به عنوان نام یک خدا

ارت: به عنوان نام خدایی دیگر

اورمزد: به عنوان صفتی برای خدا، با مفهوم سرزمین بخش

امپراتوری هخامنشیان، درست پس از مرگ کورش، به علت مخالفت کمبوجیه و بردیا با تسلط یهودیان بر آن امپراتوری، در حال از هم پاشیدن بود. یهودیان که سرمایه‌گذاری کلان خود برای استقرار کورش را در خطر می‌دیدند، با کودتای داریوش، موفق به حذف آن دو برادر و موجب ظهور شاخه‌ی جدیدی در آن امپراتوری به سر کردگی داریوش شدند و امپراتوری نوپا را به طور کامل در اختیار گرفتند. پس از این تحول به  نام‌های کاملاً جدیدی در آن تجمع، چون آریارمن، ارشام، ویده فرنه، گئوبروه، بگ‌بوخشه، ارت منش، ارت‌شیر و غیره برمی‌خوریم، که تمامی آن‌ها نام‌های ساختگی و دائرة‌المعارفی‌اند،  با دیگر اسامی بومیان ایران، چون مرتی‌یه، چین چه فری، ویزدات، که در همان کتیبه آمده، تطابق و همخوانی ندارند و به احتمال زیاد به جای نام‌های یهودی شخص داریوش و همراهان کودتاگر او به کار رفته‌اند. پیدا شدن این اسامی جدید، در نام‌گذاری‌ سلاطین هخامنشی، که با اسامی ثبت شده‌ در زبان ایلامی و کردی و اورارتویی هیچ سنخیتی ندارند، نشان می‌دهد که مرکزی در کار استحکام و سازمان‌دهی مدیریت سیاسی، فرهنگی و نظامی این امپراتوری با هدف‌های خود بوده است. چندان که پیدایش خط میخی هخامنشی و ساختمان مرکزی تخت جمشید را نیز درست در همین ایام و با ظهور داریوش برابر می‌بینیم. در این باره اسناد محکم تاریخی لازم را در جلد اول کتاب 12 قرن سکوت ارائه داده‌ام.

این اسناد با صراحت تمام مسلم می‌کند که این نیروی فرهنگی و خردمند، پس از کشتن کمبوجیه و بردیای ضد یهود، در جریان کودتای داریوش و قتل سراسری تمام طرفداران آن‌ها، دربار هخامنشیان را در اختیار گرفته‌اند. تورات به دفعات بر این تسلط کامل رابی‌های یهود بر دربار هخامنشیان تأکید می‌گذارد، که مشروح آن را می‌توان در کتاب‌های استر، عزرا، نحمیا، دانیال و اشعیا در تورات یافت و من کوشیده‌ام گزیده‌ای از آن ها را در همان بخش اول کتاب 12 قرن سکوت ارائه دهم. سئوال بزرگ تاریخی، که در این مرحله بروز می‌کند سئوالاتی است که می‌توان درباره‌ی ساختمان و سطر نوشته‌های پاسارگاد ارائه داد و در کوشش برای یافتن پاسخی برای این سئوالات، پرده‌ی دیگری از جعلیات تاریخی مورخین یهود درباره‌ی آن دوران را گشود، بحثی که در پیش درآمد بخش سوم کتاب ۱۲ قرن سکوت به نام ساسانیان به تفصیل خواهم آورد. 
اینک به یقین کامل می توان ساختگی بودن بسیاری از اسناد و ادعاها درباره هخامنشیان را طرح و مثلا به سادگی معلوم کرد که تمام ادعاها درباره ی قوم ماد جعل مطلق و در واقع بافتن آستری مناسب، برای لباس ظاهرا فاخر هخامنشیان است. زیرا بدون افسانه های مادی، کورش بدون پدر بزرگ، بدون همسر، بدون جنگل بان پرورش دهنده و بدون گنجینه های همدان می ماند و قصه ی کودکانه ی ظهور کورش از پاسارگاد و پارس، بدون مقدمه های سرگرم کننده آغاز می شد.

باری بحث من بر سر غیر بومی و غیر محلی بودن اسامی هخامنشی، پس از ظهور داریوش بود و اشاره کردم که این اسامی، ساختگی و انسکلوپدیک است و هرکدام را  به منظور تاکید بر موضوعی مثلا خدای بگ و یا خدای ارت ساخته اند، درست مانند لقب جعلی آریا مهر که برای محمد رضا شاه تراشیدند. بعدها و در بحث پس از اسلام خواهم نوشت که کل زبان فارسی کنونی را، درست با همین شیوه، در اواخر قرن سوم هجری و در دربار سامانیان  سرپا کرده اند.

مثلا نام های اورارتویی مانده بر کتیبه ی آذربایجان، که به وسیله ی ملیک شویلی خوانده شده، چنین آواهایی دارد: کادیا اونی، پولو آدی، بیا ای نی، لیب لی اونی، آرگیشتی، که به آواهای ترکی و قفقاز جنوبی بسیار نزدیک است و حتی واژه ی ترکی مستقیم آد و گیشتی را در آن می یابیم، که  نام آرگیشتی را می توان به گریزاننده ی مهاجمان ترجمه کرد وترکیبی است از دو واژه ترکی و یا در کتیبه های ایلامی به اسامی با آواهای عربی و خوزی بر می خوریم: شوتروک نهونته، هور پتیل، کوک نشور، تمتی هلکی. در این اسامی نیز رد آواها و لغات کنونی و کهن اعراب جنوب و خوزی ها پیداست: هور، نشور، هلکی. حتی آوای آن چند اسمی که به اصطلاح از ماد ها ذکر می کنند، بسیار از آوای نام های پس از داریوش دور است: ایشتو ویگو، آستواکس، ارباکیس. به نظر من این اسامی از آن ماندی ها و به آوای زبان ارمنی نزدیک است، که همسایه ی ماندی ها بوده اند. اما آن اسامی که پس از داریوش در اسناد هخامنشی ظهور می کند، نه فقط با هیچ یک از آواهای اسامی این همسایگان هخامنشی، بل که حتی با آوای واژه های مانده در کتیبه ی بیستون هم منطبق نیست و با آوای اسامی مانده در گل نبشته ی کورش ، مثلا آوای نام چش پش نیز قرابت ندارد.

در عین حال مدیریت امپراطوری هخامنشیان را دوگانه و دو مرحله ای می یابیم، تا جایی که این دو مدیریت را به علت تفاوت‌های اساسی و بنیانی آن، به دو تیره‌ی مختلف آن قبیله منتسب کرده‌اند. این دوگانگی را می‌توان از طریق غیر مستقیم دیگری نیز برملا کرد. مثلاً مفسران و مورخین یهود، با غلط خواندن گل نبشته‌ی کورش، (که بخشی از نادرست گویی در باره‌ی آن را، در ابتدای بخش اول «پلی‌برگذشته» و در مقاله‌ای با نام «گل نبشته‌ی کورش» گفته‌ام)، و با استناد به یک جمله‌‌ی خودستایانه‌ی او در آن گل نبشته، کوشیده‌اند آن جمله را تا مقام نخستین منشور حقوق بشر بالا کشند و معلوم نیست بر کجای سردر سازمان ملل بچسبانند!!! اما هرگز نخواسته‌اند بر اعترافات عدیده‌ی داریوش در کتیبه‌ی بیستون، به گوش و دماغ‌بری، میخ‌کوبی اسیران به دروازه‌ها و دار زدن‌های مکرر سرداران و رهبران مقاومت اقوام ایران و بین النهرین تفسیری بنویسند، و به سادگی بر اعمال او، که نخستین نمونه‌ی سرکوب به شیوه‌ی کنونی ارتش اسراییل و ایالات متحده و سپاهیان استماری در چهار سده‌ی اخیر در جهان بوده است، چشم پوشیده‌اند.

هنوز درباره‌ی خشونت هدایت شده‌ی داریوش در جلوگیری از گسترش مقاومت در میان اقوام و ملت‌های مغلوب کورش، به صورت آکادمیک، بررسی لازم صورت نگرفته است، اما اگر بخواهیم با استناد به همین روایت‌های موجود قضاوتی کنیم، باید بگوییم در حالی که این اسناد به مسالمت‌جویی بردیا و کمبوجیه نسبت به حقوق اقوام پای‌مال کوروش اشاراتی می‌کند، دیگر اسناد مستقیم و همزمان آن دوران، و بالاتر از همه متن کتیبه‌ی بیستون، به خشونت بی‌بدیل داریوش در گزینش روشی مخالف کمبوجیه و بردیا تصریح دارد. و آن گاه که اشارات تورات و نقل‌های مستقیم مورخین یهود ، از جمله در کتاب تاریخ یهود ایران اثر آقای لوی، در مخالفت وسیع کمبوجیه با باز ساخت معابد اورشلیم و متفرق کردن دوباره‌ی یهودیان و برچیدن تجمع تازه پدید آمده‌ی آن‌ها را در نظر می‌گیریم، چشم انداز تازه‌ای در شناخت روابط یهود و هخامنشیان گشوده می‌شود.

«مخالفت کمبوجیه نسبت به یهودیان به قسمی محسوس بود و توقف بنای خدا در آن عصر طوری در یهودیان مؤثر واقع گردید که بعضی از مورخین شرق چون عمل تبعید یهودیان به وسیله‌ی او را نظیر بخت النصر دیدند به اشتباه کمبوجیه را بخت النصر تصور کرده‌اند. یهودیان مقیم یهودیه، که مجبوراً ساختن خانه خدا را متوقف کرده بودند، ادامه‌ی بنای خانه‌ی خدا را موکول به عصر شاهنشاه دیگری که پی به اهمیت اتحاد با یهود بَرَد، نمودند. مدت حکومت شش ساله کمبوجیه در بابل هنگام حیات پدرش و دوره‌ی 7 ساله‌ی سلطنت بعد از پدر، لطماتی نسبت به برنامه‌ی ملی یهود وارد کرد. چنان چه رویه‌ی کمبوجیه هم مانند پدرش ادامه می‌یافت موقعیت بزرگی نصیب مهاجرین یهود می‌شد». (حبیب لوی، تاریخ یهود ایران، جلد اول، ص 234)

 اگر به دستور پیشین کورش، که به عنوان نخستین فرمان صادره‌ی او در بابل شناخته شده، رجوع کنیم، بدون مکث معلوم می‌شود، که فرزندان کورش در ارتباط با قوم یهود درست نقطه‌ی مقابل پدر عمل کرده‌اند، مخالفتی که انگیزه و سبب درست آن آشکار نیست اما گمانه هایی در باره ی دخالت مغان در تغییر عقیده و نظر فرزندان کورش در تاریخ موجود است، چندان که تورات می نویسد پس از تسلط دوباره یهودیان بر نهادهای آن امپراطوری و استقرار کامل داریوش، مخالفان خود را در ایران در یک حمله ضربتی، که با اجازه ی داریوش انجام شده، قتل عام کرده اند. قتل عامی که بنزد ایرانیان به قتل عام مغان و نزد یهودیان به قتل عام و عید پوریم معروف است.

«در سال اول سلطنت کورش، پادشاه پارس، خداوند آن چه را که توسط ارمیای نبی فرموده بود، به انجام رساند. خداوند کورش را بر آن داشت تا فرمانی صادر کند و آن را نوشته به سراسر زمین پهناورش بفرستد. این است متن آن فرمان: من، کورش پارس، اعلام می‌دارم که خداوند، خدای آسمان‌ها، تمام ممالک جهان را به من بخشیده است و به من امر فرموده است که برای او در شهر اورشلیم که در یهودا است خانه‌ای بسازم. بنابراین، از تمام یهودیانی که در سرزمین من هستند، کسانی که بخواهند می‌توانند به آن‌جا بازگردند و خانه‌ی خداوند، خدای اسراییل را در اورشلیم بنا کنند. خدای اسراییل همراه ایشان باشد! همسایگان این یهودیان باید به ایشان طلا و نقره، توشه راه و چهارپایان بدهند و نیز هدایا برای خانه‌ی خدا تقدیم کنند». (عهد عتیق، عزرا، 4ـ1:1)

نکته‌ی بدیع این جاست که تورات نظیر همین فرمان را، از زبان داریوش نیز نقل می‌کند، با این تفاوت که فرمان کورش به بازگشت اسیران و آغاز مجدد بنای خانه‌ی خدا در اورشلیم تصریح دارد، در حالی که فرمان داریوش بر رفع مزاحمت از باز ساخت بنای معبد اورشلیم، که پیش‌تر دستور آن را کورش داده بود، اشاره دارد. همین مطلب ساده بر این حقیقت تاریخی صحه‌ی دوباره می‌گذارد که در فاصله‌ی این دو فرمان، که دوران حکمرانی کمبوجیه و بردیا است، روابط بین یهودیان و دربار هخامنشیان تیره بوده  و این حقیقت دیگر تاریخی را محکم تر می کند که مسئولیت تاریخی قتل بردیا و کمبوجیه با یهودیان است که برای آسودگی خیال خویش، داریوش را  در راس یک گروه هفت نفره ی کودتاگر، به قصابی مردم منظقه و قتل عام دشمنان یهود، در ایران و بین النهرین، می گمارند.

«بگذارید خانه‌ی خدا دوباره در جای سابق‌اش ساخته شود و مزاحم فرماندار یهودا و سران قوم یهود که دست‌اندرکار ساختن خانه خدا هستند، نشوید. بل که برای پیشرفت کار بی‌ردنگ تمام مخارج ساختمانی را از خزانه سلطنتی، از مالیاتی که در طرف غرب رود فرات جمع‌آوری می‌شود، بپردازید. هر روز، طبق درخواست کاهنانبی که در اورشلیم هستند به ایشان گندم، شراب، نمک، روغن زیتون و نیز گاو و قوچ و بره بدهید تا قربانی‌هایی که مورد پسند خدای آسمانی است، تقدیم نمایند و برای سلامتی پادشاه و پسران‌اش دعا کنند. هر که این  فرمان مرا تغییر دهد، چوبه‌داری از تیرهای سقف خانه‌اش درست شود و یر آن به دار کشیده شود، و خانه‌اش به زباله‌دان تبدیل گردد. هر پادشاه و هر قومی که این فرمان را تغییر دهد وخانه‌ی خدا را خراب کند، آن خدایی که شهر اورشلیم را برای محل خانه‌ی خود انتخاب کرده است، او را از بین ببرد. من، داریوش پادشاه، این فرمان را صادر کردم، پس بدون تأخیر اجرا شود». (تورات، عزرا، 12ـ 6:6)

بدین ترتیب محتوای این نخستین اعلامیه‌ی داریوش، معلوم می‌کند که استقرار و استیلای پر از جنایت و کودتا گرانه‌ی او در منطقه، فقط می‌توانسته است با کمک یهودیان برقرار شده باشد، که رفتار کمبوجیه و بردیا را با بر باد رفتن آرزوهای‌شان در توطئه‌ی مسلط کردن کورش بر مردم شرق میانه، برابر می‌دیدند. شاید اکنون دیگر این بحث تازه گشوده درباره‌ی روابط هخامنشیان و قوم یهود را، به سرانجام روشنی رسانده باشم و اگر کسی مترصد دریافت حقیقت بوده، اینک دیگر علت اصلی برآمدن ناگهانی امپراتوری هخامنشی در شرق میانه، سبب و چه‌گونگی نابودی پیاپی فرزندان کورش و نیز نحوه و دلیل به قدرت رسیدن ماجراجویانه و پر از کشتار داریوش را، که چیزی جز تجدید حیات و اقتدار قوم یهود در منطقه نبوده است، کشف خواهد کرد. 
 
باری، اینک داریوش با توسل به سخت‌ترین خشونت‌ها، بر منطقه مسلط شده است و یهودیان دریافته‌اند که کنترل خشم این همه قو م مغلوب، بی‌نظارت مستقیم آن‌ها میسر نیست. تجربه‌ی حکومت کمبوجیه و شورش سراسری و عمومی ملت‌های متعددی در شرق میانه، علیه سلطه‌ی هخامنشی، به آن‌ها فهمانده بود که ادامه‌ی حیات آن امپراتوری محتاج برآوردن یک مرکز قدرت جدید در جای بابل ویران شده است. آن‌ها، چنان که تورات به دفعات اعتراف می‌کند، مهار اداره‌ی امپراتوری هخامنشیان را به دست گرفتند و نمایشات القا کننده‌ی عظمت را آغاز کردند : با تقلید از نقوش و سمبل‌ها و نشانه‌ها و معماری کاخ‌های آشور و بابل، و چنان که داریوش خود اعتراف می‌کند، با استفاده از هنرمندان ملت‌های شکست خورده‌ی بین النهرین و ایران، در شوش و تخت جمشید و پاسارگاد و همدان، قصرهای سلطنتی ساخته شد و برای بیان روایت نادرست رخ‌دادها، با کپی برداری از خطوط آشوری و بابلی، خط ساده‌ای اقتباس کردند. خطی که فقط در سده‌ی نخست حکومت هخامنشیان به کار رفت، چنان که از اردشیر دوم به بعد، کتیبه‌های چند سطری سلاطین، به متون کوتاه مغلوط خام‌دستانه‌ای بدل شد که گویی هیچ صاحب نظری برای تصحیح آن‌ها یافت نمی‌شده است. مورخ امروز با نگاه به کتیبه‌های سراپا مغلوط و معیوب اردشیر دوم و سوم مطمئن می‌شود که آن امپراطوران و منشیان‌شان خواندن و نوشتن خطوط درباری خویش را نمی‌دانسته‌اند و این هنوز در حالی است که متن این کتیبه ها، واژه به واژه، تقریباً رونوشت مکرری از کتیبه‌های امپراتوران پیشین هخامنشیان بوده است!!!

باری در این کتیبه‌ها و به ویژه کتیبه‌ی داریوش در بیستون، برای نخستین بار به واژه‌ی فارس برمی‌خوریم که مفاهیم گونه گونی را منتقل می‌کند. به زحمت بتوان سند مکتوب باستانی دیگری یافت که توسل به جعل و دروغ در آن، به وسعت کتیبه‌ی بیستون باشد. من هر بار که متن این کتیبه را می‌خوانم از خود می‌پرسم به چه سبب تاکنون در این مطالب مغشوش باریک نشده‌اند و متنی چنین مزورانه و در عین حال سفاکانه را سنگ نخست و پایه‌ی عمارت فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانیان قرار داده‌اند؟!!!

من فقط به یکی از ده‌ها دروغ آشکار داریوش در کتیبه‌ی بیستون اشاره می‌کنم تا معلوم شود چه گونه اسنادی را جدی گرفته‌اند وچه کسانی، با چه حد از دانایی، کوشیده‌اند بر مبنای این گونه پریشان نویسی‌های بی‌پایه، هخامنشیان را آغازگر تمدن و تاریخ ایران معرفی کنند. داریوش در بند 11 ستون 1 می‌نویسد :

داریوش شاه گوید : پس از آن مغی گئومات نام از پ ئیسی یادووا برخاست. او به مردم دروغ گفت که من بردیا پسر کورش هستم و مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند.

و در سطر 26 ستون 4 می‌نویسد :

داریوش شاه گوید : وه‌یزدات نام پارسی دروغ گفت که من بردیا پسر کورش هستم. او پارس را نافرمان کرد.

بدین ترتیب یک بار هم در کتیبه‌ی بیستون صحت این ضرب المثل معروف به اثبات رسید که : «دروغ‌گو کم حافظه است»! حتی اگر بخواهیم به همین متن مکرر اما با اسامی مختلف نیز بها دهیم لااقل معلوم می شود که انتساب به بردیا با همدلی و حرکت مردم علیه داریوش مترادف بوده است و همین اشاره کافی است که داریوش را در برابر فرزندان کورش بیابیم. تناقضات فراوان در کتیبه بیستون چندان ناشیانه و سرهم بندی شده است که او را می‌بینیم که در همان کتیبه، به صورتی غیرعادی، به خواننده التماس می‌کند که سخنان او را دروغ نپندارند.

«تو که از این پس این نوشته را خواهی خواند، کارهایی را که در یک سال انجام داده‌ام باور کن و دروغ مپندار. قسم به اورمزد، که دروغ نیست. و من هنوز تمام اعمال‌ام را ننوشته‌ام تا به نظر قابل باور بیاید و دروغ پنداشته نشود»!!! (کتیبه‌ی بیستون، ستون چهار، بندهای 6 و 7 و 8)

آن چه در کتیبه‌ی بیستون بیش‌ترین حیرت مورخ را برمی‌انگیزد این است که داریوش به دفعات از شورش مردم پارس علیه حکومت هخامنشیان سخن می‌گوید. آیا این چه گونه امپراتوری پارسیان است، که هم از آغاز، پارسیان علیه آن ‌شوریده اند؟!!!

به راستی که از متن کتیبه‌ی بیستون دریافت دقیق مفهوم واژه‌ی پارس ناممکن است. پیش تر نوشته بودم که واژه‌ی «پارسه» یک ناسزا و به معنای ولگرد و بی‌خانمان و مهاجم ناشناس است. این معنا هنوز هم در واژه‌نامه‌های کردی و فارسی ضبط است و می‌تواند پس از هجوم ناگهانی قوم غریبه‌ی هخامنشی، از سوی بومیان شرق میانه و ایران، به عنوان لقبی تحقیرآمیز به قبیله‌ی کورش، به خصوص پس از خون ریزی‌های سراسری داریوش بخشیده شده باشد و بررسی‌های گمانه ها‌ی دیگری که در بخش اول کتاب 12 قرن سکوت ضبط است و تقریباً در صحت این گمانه‌ها تردید ندارم، زیرا واژه‌ی پارسه یک لغت نوظهور و بدون پشتوانه‌ی قومی و جغرافیایی است، که پس از تسلط داریوش بر ایران عرضه می‌شود و ثبت مکرر آن در کتیبه‌ی بیستون نیز کاربرد مبهم و نامعینی دارد.

داریوش، در درجه‌ی نخست، همدستان خود در کودتای علیه بردیا و کمبوجیه، و نیز سرکرده‌گان نظامیان‌اش را، که به سرکوب سرداران اقوام مقاوم می‌فرستاد، پارسی خوانده است، که می‌تواند روزنه‌ی روشنی به لقب بودن این عنوان بگشاید :

« ویدرن نام پارسی، بنده‌ی من، او را سرکرده‌ی آن سپاه کردم… وومیس نام پارسی، بنده‌ی من، او را به سرکوب فرستادم… پس از آن سپاه فارس را فرستادم… ارت وردی‌ی نام پارسی، بنده‌ی من، او را فرمانده‌ی آنان کردم... ویوان نام پارسی، بنده‌ی من را سردار آن‌ها کردم... ویدفرنا نام پارسی، بنده‌ی من او را سردار آنان کردم… در زمان کشتن گئومات مغ این مردان با من همکاری کردند و همدستان من بودند : ویدفرنا، پسر وایسپار پارسی، اوتان پسر ثوخر فارسی، گئوبروو پسر مردونی‌ی پارسی، ویدرن پسر بگابیگن فارسی، بگ بوخش پسر داتودهی پارسی، اردومنش پسر دهوک پارسی ».

بدین ترتیب داریوش عمدتاً سرکردگان نظامی و همدستان خود را پارسی می‌خواند و هر چند مواردی هم در کتیبه از واژه‌ی پارس مفهومی جغرافیایی برداشت می‌شود، اما این جغرافیا نامعین و پریشان است و اشاره‌ی درستی به منطقه‌ای خاص ندارد.

مطلب بسیار مهم در کتیبه این است، که در مواردی، داریوش به نافرمانی و شورش سپاهیان و سرداران پارسی خود نیز اشاره می‌کند و عمده‌ترین شان، که شایسته‌ی دقت فراوان است. در بند 5 ستون 3 کتیبه‌ی بیستون ثبت است :

« پس از آن سپاه پارسی مستقر در کاخ، که پیش‌تر از یهودیه آمده بود، نسبت به من نافرمان شد ».  (شارپ،فرمان های شاهنشاهان هخامنشی، ص۵۰ وپاورقی)

همین که داریوش سپاه یهودی را که از اورشلیم به کمک او فرستاده اند، و چنان که خود نوشته، در حساس ترین نقطه، یعنی کاخ او به عنوان گارد حفاظتی مستقر بوده اند را ، سپاه پارسی می خواند، خود به خود تکلیف این واژه را معلوم می کند، اما حقه‌بازان دغلی که خود را کتیبه‌خوان و شرق شناس و ایران شناس و زبان شناس و از این قبیل عنوان‌های قلابی می‌دانند، واژه‌ی کاملاً قابل فهم و آشنای «‌یدایا‌» در سطر بالا را، با وقاحت تمام، «‌انشان‌» خوانده و ثبت کرده‌اند!!!!! آیا همین طفره زدن و تغییر نام، مشت آنان را نمی‌گشاید، آبروی‌شان را نمی‌ریزد و معلوم نمی‌کند که این به اصطلاح شرق‌شناسان یهود، خود به خوبی از اصل ماجرای قوم‌شان و کورش و داریوش باخبرند و آیا همین سطر کتیبه‌ی بیستون نشان نمی‌دهد که محافظان و نظامیان و سازمان‌دهندگان آن امپراتوری را، از میان قوم بنی‌اسرائیل می‌گزیده‌اند؟ و صحت ادعای مرا که می‌گویم این اسامی ساختگی است و جایگزین نام‌های یهودی کرده اند، اثبات نمی‌کند؟ آیا اشارات صریح تورات بر این که دانیال و نحمیا و مردخای و عزرا، یعنی ربی‌های برجسته‌ی یهود، به زمان داریوش و خشایارشا، شخص دوم و در واقع کارگردان حکومت هخامنشی بوده‌اند، تصویر آن امپراتوری یهود ساخته را تکمیل نمی‌کند؟ آیا این سئوال برای باستان‌پرستان ما گشوده نیست که چه گونه ممکن است کورش در گل نبشته‌اش تلفظ درست انشان را بداند، اما داریوش آن را یدایا بخواند؟ و آیا سرانجام از میان این انبوه ایران شناسان سند ساز بی‌سواد و حیله‌گر، کسی آماده‌ی پاسخ‌گویی به این سئوالات عمده هست؟
 
باری، پس از سقوط هخامنشیان، به دست اسکندر نجات بخش و گریز بقایای آنان، به سرزمین بومی خود، یعنی سرزمین خزران و سد بستن اسکندر ذوالقرنین بر مسیر بازگشت آن‌ها، در دربند قفقاز، به تقاضای بومیان ایران، که عیناً با توضیح قرآن نیز منطبق است، طومار هخامنشیان و به دنبال آنان، طومار این واژه‌ی پارس، تا ظهور رضاشاه، درهم پیچیده شد.

از پس فرار وحشیان هخامنشی، به آن سوی کوه های قفقاز، تا ۸۰ سال پیش، که یهودیان، سپاه جدید شعوبیه را ، برای ایجاد تفرقه در میان اقوام ایران و در میان ملت های منطقه، به میدان ایران فرستادند، هیچ سلسله و سلطان و سرداری، خود و سلسله اش را فارس نخوانده است، مدعی نبوده است که فارس ها تمدن و هستی و هویت ایرانیان را بنیان گذارده اند، نگفته است که دیگر اقوام ایران، از نظر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، باید که زیر دست فارس ها بمانند و در ۲۲۰۰ سال گذشته، هرگز صاحب اندیشه و قلم و مقامی، به سبب فارس بودن، بر خود نبالیده است و به آن سبب، امکانات این سرزمین را ملک طلق خویش نپنداشته است. در ایران، چه عرب حکومت کرده است و چه ترک و چه لر، حیات ملی ایرانیان، در روابطی بسیار پیچیده و پنهان، در سایه ی رعایت فدرالیسمی نانوشته، اما پرتواان، تا زمان رضا شاه، با شاخص آشکار بقای ملی، ادامه داشته است.

گواهی تاریخ می گوید که از سلجوقیان و مغول و قاجار و از امویان و عباسیان و انبوه کارگزاران خلفای حاکم، و از نادر خان خراسانی، تا کریم خان لر، هرگز نکوشیده اند که ترکی و عربی و مغولی و فارسی را، به عنوان زبان رسمی و ملی جا بزنند و پیوسته نیازهای منشآتی و علمی و دینی ایران، با کمک گرفتن از زبان توانای عرب، نیازهای احساسی و فراغتی، با سرودن شعر به مخلوطی از زبان فارسی و عربی، و روابط درونی اقوام و ایلات، با زبان های بومی گذشته است.

از زمان رضا شاه اطوارها و افتخارات قلابی هخامنشی خواهی و جدایی طلبی و زیاده جویی فارس ها را به جریان انداخته اند و لشکر فارس ها را به سرکوب سران اقوام و قبایلی فرستاده اند ، که چند هزاره در هویت بومی خویش می زیستند و به ضرب و زور تفنگ، و با کمک روشن فکری نادان و ناتوان و مهمل باف سده ی اخیر، بدون هیچ محدوده و رعایتی، زبان و پوشش و آموزش آبکی  و مفتخر و متکی به افسانه های شاهنامه و دیوان های شعر فارس ها را، جایگزین فرهنگ بسیار متنوع و غنی بومیان این سرزمین کرده اند. و از همان زمان، دیگر از آن فدرالیسم نانوشته، ولی مقدس و ملی، که بقای عمومی را تامین و تضمین کرده است، اثری نمی بینیم، همه مدعی یکدیگریم و در هر فرصت تاریخی، پیش و بیش از همه، به حساب کشی قومی مشغول می شویم، که نمونه ی روشن آن را، در رخ دادهای پس از انقلاب اخیر دیدیم و دیدیم که یک فرصت طلایی، برای همبستگی و بهره برداری از امکانات ملی را، مطالبات ستیزه جویانه ی قومی، که عکس العمل طبیعی روش های فارس پرستانه ی پیشین، از زمان رضا شاه بود، به بی راهه برد. 

اینک هرچند که سرسخت ترین فارس پرستان و افسانه ساز ترین هخامنشی خواهان، از قماش شعبانی و شاپور شهبازی و مشتی دیگر، هنوز می تازند، اطوارهای نوظهور و نژاد پرستانه ی باستان  گرایان را، که یهودیان به رضا شاه و محمد رضا شاه دیکته کرده اند، در مراکز آموزشی و اداری به ذهن جوانان ما تزریق می کنند و با  آموزه های شوونیستی، تاریخ را به کپک زدگی کشانده اند و با افیون قصه های شاهنامه ای تخدیر کرده اند؛ اما وقت است که برعلیه این بدآموزی ها اقدام کنیم، این فرهنگ هنوز متکی به افتخارات دروغین ظاهرا ملی را، که مورخین فرمان بر کلیسا و کنیسه برای ما ساخته اند، به دور اندازیم، به خصلت های کهن ایرانیان پیش از داریوش بازگردیم، اتحادی رسمی و قانونی و برابر حقوق را پایه ریزیم و به نیازهای بومیان ایران توجه کنیم که صاحبان اصلی این سرزمین اند و ۷۰۰۰ سال است با این آب و خاک، بدون ستیزه ی ملی، و در نهایت صبوری، ساخته اند. این اصلی ترین و گشاده ترین دری است که برای عبور عمومی به آینده ی تابناک میهن مان باز می کنیم.

و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

+ نوشته  ناصر پورپیرار 

 

 http://wwww.naria.ir/view/1.aspx?id=341





نظرات() 

سیمای معنوی پیر برنای ادبیات آذربایجان استاد «بهزاد بهزادی»

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 13 مهر 1396-11:01 ب.ظ




 من ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعی

از شمع پرس قصه‌،  ز باد هوا مپرس

(حافظ)

  استاد بهزاد بهزادی  از دانشمندان صاحب نام ایران و از فرهیختگان پر تلاش و فرهنگ ساز آذربایجان است. این انسان شریف و سخت کوش بیش از۶۰ سال از عمر پر بارش را صرف ترقی اجتماعی و اعتلای فرهنگی‌، تدوین و نگارش فرهنگ نامه ها و انتشار روزنامه و مجلات کرده است‌، که ثمره فعالیت عاشقانه و فداکارانه این پیر فرزانه‌، آثار ماندگار و برجسته‌ای است که با تأثیرگذاری کارساز و پایا روی غنای فرهنگ و ادب جامعه ادبی ما، بخش عمده‌ی آنها از جمله «فرهنگ‌ها» جزئی از گنجینه فرهنگی پر بار این مرز و بوم گشته‌اند. از این رهگذر استاد بهزادی به عنوان فرهنگ‌نگاری بی‌همتا‌،  پ‍ژوهشگری برجسته و روزنامه‌نگاری پر سابقه‌، در بین مردم خویش و بخصوص اندیشمندان و پدیده آورندگان آثارادبی و دیگر فعالان اجتماعی به عنوان پیر پر آوازه ادب، از شهرت و مقام شامخ و شایسته‌ای برخوردار هستند.

دلبستگی استاد بهزادی به زبان مادری‌ و شور و علاقه اش به اشاعه ی فرهنگ و ادب سرزمین پدری ‌اش غبطه‌انگیز است. اینک او که در پیرانه سری پرنشاط و پرشور سرود ستایش زندگی سر می‌دهد و به افق‌های روشن لبخند می‌زند همچنان سخت کوش‌، منظم‌، دقیق‌، جدّی به فرهنگ ‌سازی‌اش ادامه می‌دهد و ما نیز در مقابل و شخصیت تابان ‌شکوهمند اش به ستایش و تکریم بر می‌خیزیم و سپاس قلبی خویش را شاد باش جلوه های حضور اش می‌کنیم.

استاد بهزادی از کوران‌ها گذشته‌، آزمون‌های سختی را از سر گذرانده‌،  دشواری‌های تاب‌سوز را تاب آورده امّا در نبرد زندگی کار آزموده گشته و حال گنجینه‌ای از تجربه است. احاطه ی او به تاریخ و تحولات اجتماعی، فرهنگی جامعه مان همه جانبه است.او در متن تحولات زیسته و از چند و چون حوادث شناخت عمیق و علمی دارد.

استاد بهزادی در سپاسگزاری از برگزار کنندگان ۷۵ سالگی تولدش که از سوی انجمنهای ادبی- هنری‌، دانشجویان و مجامع علمی برگزار شده بود در فرازی از سخنانش چنین گفتند: «امروز من در قله ی ۷۵ سالگی هستم‌، راه پر پیچ و خمی را گذرانده‌ام ولی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و به راهی که آمده‌ام نگاه می‌کنم اولا می‌بینم که چقدر کوتاه بود ثانیا” در وجدان خود‌،  در ضمیر خودم احساس رضایت می‌کنم. »

زندگی پر بار:

حال نگاهی گذرا می‌اندازیم به این راه پر پیچ و خم‌،  پرحادثه و امّا افتخارآمیز:

استاد بهزاد بهزادی در دوّم دی ماه سال ۱۳۰۶ در شهر آستارا در خانواده‌ای فرهنگ‌پرور و خوشنام چشم به جهان گشوده اند‌، پدرش میرزا پاشا (۱۲۵۴-۱۳۲۲) از مردان شریف وارسته و نیکوکار شهر آستارا بود، که در گسترش و تعمیق فرهنگ‌، توسعه و عمران و آبادانی شهرتلاش زیادی کرده و آثار ماندگاری از خود به جای گذاشته است.

استاد در خاطرات‌ خود درباره پدرش می‌نویسد: « در باره‌ی پدرم شنیده بوده‌ام که شخصیت آزادی‌خواهی بود و خدمات ارزنده‌ای برای مردم آستارا انجام داده بود. . .  دو سالی را در تهران در حال نیمه تبعید گذرانده و در پایان با حکم انفصال از خدمات دولتی به آستارا باز گشته بود. می‌گفتند تمایلات انقلابی داشته است وقتی رضا شاه از تبریز بر می‌گشته‌، از آستارا عبور می‌کند و پدرم که شهردار بوده با تاخیر در مراسم حاضر می‌شود و این حرکت را تعمدی و توهین به اعلا حضرت همایونی تلقی کرده و او را به تهران احضار می‌کنند. در تهران اتهام رایج بلشویکی ثابت نمی‌شود ولی به علت امتناع از قبول انتقال به گمرک بندرعباس‌، به انفصال از خدمات دولتی محکوم می‌گردد. »(خاطرات ص ۱۱ و۱۲ )

مرگ این مرد بزرگ نیز‌، خود، درس عبرتی است. و نشانگر روحیه میهن پرستی و مردم دوستی اوست: (در سال ۱۳۲۱ یاغیانی غارتگر و تجاوزگر به ناموس و مال مردم به نامهای «رشیدخان» و «ضرغام» از سرکردگان عشایر بر علیه حکومت قیام کردند. تیپ اردبیل مأمور سرکوبی آنها شد‌، عشایر به عمق جنگل عقب نشینی کردند. تیپ اردبیل که در جنگ‌های جنگلی تجربه‌ای نداشت، نتوانست کاری از پیش ببرد.به پدرم که میرزا پاشا بهزادی که مورد احترام همه بود و می‌دانستند اهالی محل و حتی عشایر یاغی نیز نسبت به ایشان احترام خاصی قائلند‌، متوسل شدند. ایشان به شرط اینکه مرکز کتبا تضمین می دهد که در صورت تسلیم عشایر آنها را عفو خواهد کرد‌، این مأموریت را پذیرفتند میرزا پاشا تنومند‌، ورزیده و متهور بود. به تنهائی به جنگل رفت‌، رشید خان و ضرغام استقبال شایسته ای از وی به عمل آوردند و چون شخصیت ایشان مورد وثوق آنها بود‌، قول او را پذیرفتند‌، تسلیم شدند و سپس آزاد گردیدند. ولی میرزا پاشا در این مأموریت ذات‌الریه گرفت و مداوا کار ساز نشد‌، در تیر ماه ۱۳۲۲ بدرود حیات گفت»(خاطرات ص‌۲۷)

‌‌استاد بهزادی تحت تربیت چنین شخصیت ممتازی بزرگ شده اند.

در شهریور ۱۳۲۲ برای ادامه تحصیل به تهران می آید و در مسابقات ورودی دانشسرای مقدماتی قبول می‌شود. و دو سال در شبانه روزی آنجا تحصیل می‌کند. در تمام دوران تحصیل در دانشسرا، شاگرد اول بود. در امتحان نهائی جزو شاگردان ممتازمی‌شود.

طبق مقررات شاگردان ممتاز دانشسراهای مقدماتی می‌توانستند با دریافت ماهانه ۱۵۰۰ریال کمک هزینه ی تحصیلی در دانشسرای عالی ادامه تحصیل بدهند.او نیز علاقه‌مند می‌شود که به تحصیل ادامه دهد و از طرف دیگر بعد از رحلت پدر‌، وضع مالی خانواده طوری بود که او می‌بایستی به برادرش که به همین علت از ادامه تحصیل منصرف شده بود‌، کمک می‌کرد. .دوباره در شهریور ماه ۱۳۲۴ به تهران می‌آید و با صلاح دید برادرش در دانشسرای عالی به تحصیل ادامه می‌دهد.

«‌اواخر دی ماه بود‌، هنوز کمک هزینه های ما را نپرداخته بودند. من در آموزشگاه خصوصی در سه راه طرشت دروس سیکل اول دبیرستان را تدریس می‌کردم و جمعا ۳۰۰ریال درآمد داشتم و با یکی از همشهری ها اتاقی در خیابان حشمت الدوله اجاره کرده بودیم‌، مشترک زندگی می‌کردیم. دوستم تصمیم گرفت به آذربایجان برگردد و من باید درآمدم را بابت کرایه منزل میدادم و از لحاظ مالی سخت در مضیقه قرار گرفتم اغلب دانشجویان کلاس آمادگی هم که  شهرستانی بودند، در فشار قرار داشتند جلسه همگانی تشکیل دادیم‌، من و دو نفر دیگرانتخاب شدیم که به نمایندگی آنها به وزارتخانه مراجعه کنیم‌… فایده ای نداشت به هر صورت من تصمیم گرفتم که ترک تحصیل کنم‌،  البته مخفی نماند که علاوه بر مسائل مالی‌، شور و هیجان جوانی و باور شعار( انقلاب مقدم تر از تحصیل) در این تصمیم گیری من تاثیر زیادی داشت. به وزارت فرهنگ مراجعه کردم و حکم آموزگاری در آستارا و هزینه سفر را دریافت و به آستارا برگشتم.»

بعد از تأسیس دانشگاه آذربایجان در آزمون ورودی دانشگاه شرکت می‌کند و در رشته‌ی ریاضی- فیزیک به تحصیل ادامه می‌دهد. در همین حال به عنوان دبیر اتحادیه‌ی دانشجویان دانشگاه آذربایجان به فعالیت‌های اجتماعی می‌پردازد. بعد از هجوم وحشیانه‌ی ارتش شاهنشاهی به آذربایجان و قتل‌عام مردم بی‌دفاع ایشان مخفیانه راهی تهران ‌شده و به فعالیت‌های اجتماعی خود ادامه می‌دهد.

در سال ۱۳۲۶ به عنوان آموزگار به سمنان اعزام می‌شود و دوباره به تهران برگشته  وبه معلمی مشغول می‌شود.سپس به نوشهر منتقل و در «علمده» به تدریس می‌پردازد و سال ۱۳۲۸ در شمال بازداشت شده و بعد از دو ماه آزاد می‌شود و همان سال منتظر خدمت می‌شوند و آموزش پرورش را ترک می‌کند.






ادامه مطلب


نظرات() 

سلیم موذن زاده اردبیلی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 13 مهر 1396-10:36 ب.ظ

سر مبارک امام حسین(ع) کدام آیات را تلاوت کرد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 13 مهر 1396-10:14 ب.ظ


پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) سرِ مطهّر حضرت را به كوفه و شام بردند در هر دو شهر، افراد متعدد،‌ آیاتی را از رأس مطهّر شنیده و روایت كرده ‌اند .
شیعه نیوز: پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) سرِ مطهّر حضرت را به كوفه و شام بردند در هر دو شهر، افراد متعدد،‌ آیاتی را از رأس مطهّر شنیده و روایت كرده ‌اند .

در روایتی از زید بن ارقم آمده است‌: سر مبارك حضرت امام حسین‌ را بر نیزه در كوفه در حال خواندن آیات قرآن دیدم: «اَم حَسِبت‌َ اَن‌َّ اَصحـَاب‌َ الكَهف‌ِ والرَّقیم‌ِ كانوا مِن ءایـَتِنا عَجَبـا؛ (1) آیا گمان كردی اصحاب كهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟ » .
موی بر تنم راست شد و گفتم‌. این ماجرا عجیب‌تر از جریان اصحاب كهف است‌. (2)

در نقل دیگری آمده: وقتی راس و سر مبارك را در جایگاهی كه در صیارفه برایش معین كرده بودند، نهادند، چون آن جا در اثر ازدحام جمعیت و عبور و مرور شلوغ بود، سر مبارك برای متوجه ساختن مردم ابتدا به صدای بلند گلو صاف كرد به گونه ای كه همه به تعجب به نظاره سر نشستند و سر مبارك به تلاوت آیات سوره كهف پرداخت و تا : «انهم فتیه آمنوا بربهم فزدناهم هدی و لا نزد الظالمین الا ضلالا» تلاوت كرد. (3)

سر مبارك را بر چوبی نصب كرده و مردم به نوری كه از سر به آسمان ساطع بود، نگاه می كردند كه این آیه را تلاوت فرمود: «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون» (4) (5)

سلمه بن كهیل از سر مبارك شنید كه بر نیزه می خواند: (فسیكفیكهم الله و هو السمیع العلیم)(6) (7)

ابن وكیده گوید : از سر مبارك شنیدم كه سوره كهف را می خواند. شك كردم كه صدا از سر هست یا از جای دیگر كه ناگاه سر مبارك تلاوت را ترك كرد و متوجه من شد و فرمود: ای فرزند وكیده ! مگر نمی دانی كه ما امامان زنده و نزد پروردگارمان روزی خوریم. با شنیدن این كلام او تصمیم می گیرد سر را دزدیده و دفن كند كه سر مبارك به او می فرماید:
ای فرزند وكیده ! تو را به این تصمیم راهی نیست و اقدام آنان در ریختن خون من نزد خدا عظیم تر از بردن سرم بر نیزه در شهرها می باشد . پس آن ها را واگذار "اذ الاغلال فی أعناقهم و السلاسل یسحبون ؛ (8) در آن هنگام كه غل و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آن ها را مى‏كشند” . (9)

منهال ابن عمرو گوید : سر مبارك را در دمشق بر نیزه دیدم كه آیات سوره كهف تا : (ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقیم كانوا من آیاتنا عجبا) تلاوت می كرد و در این جا به آشكاری تمام فرمود: عجیب تر از اصحاب كهف قتل من و بر نیزه كردن سرم می باشد. (10)

و وقتی یزید در پی اعتراض سفیر روم به ظلم رفته بر اباعبدالله ، دستور به كشتن او داد ، سر مبارك با صدای بلند فرمود: (لا حول و لا قوه الا بالله) . (11)

مورخان گفته ‏اند كه: چون یزید بن معاویه نواده پیامبر (ص)، حسین بن علی (ع) را كشت، سر او را بر بالای نیزه گذاشت و فرمان داد تا برای عبرت مردم آن را در شهرها بگردانند، و آن سر در این مسیر پیوسته آیه مباركه را قراءت می‏كرد.

شاید قرائت این آیه به این امر اشاره می‏ كند كه جهان در ضمن معادله‏ ای حكیمانه جریان می‏ كند كه یكی از جمله‏ های آن حمایت كردن خداوند متعال از مظلومان و ستمدیدگان است، بدان جهت كه یاری دادن به ستمدیدگان جزئی از آن معادله به شمار می‏رود كه پروردگار ما سبحانه و تعالی در همه ابعاد جهان به جریان انداخته بوده است.

معنی این آیه آن است كه: ای انسان! آیا چنان گمان می‏كنی كه آنچه بر آنان گذشت چیزی عجیب و غریب است؟ هرگز چنین نیست

زمانی كه سر امام حسین ـ علیه السّلام بالای نیزه حمل می‌شد، شیخ مفید به نقل از زید بن أرقم آورده است، روز دوّم كه عبیدالله دستور داد تا سرهای شهدا را در كوفه بگردانند «من سر امام حسین را دیدم كه آیه‎ای از سوره كهف را كه ـ ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقیم كانوا من آیاتنا عجبا  را تلاوت می‎كرد


آنچه مورّخین و علماء و بزرگان علوم اسلامی پیرامون مسأله شهادت امام حسین علیه السّلام و حمل سر مبارك ایشان به مجلس ابن زیاد در كوفه و از آنجا به شام نقل كرده‎اند عبارت از این است: كه در آخرین لحظات كه سپاه دشمن بر امام حسین علیه السّلام یورش بردند، توسط سنان بن أنس سر امام از تن ایشان جدا شد و سر حضرت توسط خولی به نزد ابن زیاد در كوفه برده شد. بعد از چند روزی كه سرهای شهداء كربلاء به همراه كاروان اسراء در كوفه بود عبید الله دستور داد كه اسراء و سرهای شهدا را به همراهی 500 نفر نیرو به شام به نزد یزید بن معاویه بفرستند و در حالیكه سرهای شهدا بر روی نیزه‎ها حمل می‎شد وارد شام شدند و از آنجا به نزد یزید برده شد.


شیخ مفید می‎فرمایند: بامداد روز بعد كه عبید الله بن زیاد سر از بالش ستم برداشت دستور داد سر مبارك حضرت امام حسین را با دیگر سرها در میان تمام كوچه‎ها و قبیله‎های كوفه بگردانند.


علامة مجلسی هم در بحار به ذكر این مطلب اشاره كرده است و می‎گوید: از زید بن ارقم روایت شده است كه می‎گوید من شنیدم كه سر امام حسین این آیه را تلاوت می‎كرد[12]«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً»[13]


امّا روضة الشهداء ملا حسین كاشفی به این مطلب اشاره می‎كند و می‎نویسد: وقتی كاروان اسراء به همراه سرها در حالیكه بر روی نیزه‎ها حمل می‎شدند و به طرف شام برده می‎شدند، در بین راه یك مردی یهودی بنام یحیی حرّانی به استقبال این كاروان آمد، ناگاه چشمش به سری افتاد كه لبهای وی به هم می‎خورد. می‎گوید راوی كه این یهودی گفت من نزدیكتر رفتم و گوش فرا داشتم كه این كلمات را شنیدم «وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ»[14]


یحیی از مشاهدة این جریان متعجّب شد و پرسید این سر كیست؟ گفتند: آن سر حسین بن علی كه مادرش فاطمه دختر پیامبر محمد مصطفی است و در این زمان كه یحیی این جریان را دید مسلمان شد.[15]

 

پی نوشت ها:
1. کهف (18) ، آیه 9.
2. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 116، کنگره شیخ مفید.
3. مقتل الحسین ، مقرم، ص 332.
4. شعراء (26) ، آیه 227.
5. مناقب، ابن ‏شهراشوب ، ج 2 ، ص 188.
6. بقره(2) ، آیه 137.
7. اسرار الشهادة ، ص 488.
8. غافر (40) ، آیه 71.
9. شرح قصیدة ابی‏فراس ،ص 148.
10. خصائص سیوطی ، ج 2 ، ص 127.
11. مقتل العوالم ، ص 151.

[12] . مجلسی، بحار الانوار، نشر بیروت، چاپ سوّم،1403 هجری، ج 45، ص 121.
[13] . كهف/9.
[14] . شعراء/227.
[15] . كاشفی سبزواری، حسین، روضه الشهداء، قم، نشر نوید آلام، چاپ اوّل، 1379، ص 458
نظر آذربایجان وپیرامون-در انتضار بهار-احتمالا با قرائت آیاتی خاص از سوره کهف امام حسین (ع) خواستند یاد آوری فرمایند مانند اصحاب کهف روزی دوباره باز خواهم گشت که برخی روایات رجعت امام حسین (ع) را تائید می فرماید و قرآئت بقیه آیات نشان از رجعت دوباره آن امام بزرگ جهت گرفتن انتقام از تمام یزیدیان تاریخ می باشد الله اعلم
برچسب‌ها: سر مبارک آمام حسینعاصحاب کهفالَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ



نظرات() 

آب دزدی از ابرهای ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 13 مهر 1396-10:04 ب.ظ

 روزنامه آرمان در گزارشی نوشت: ایران جزو کشورهایی است که چالش‌ها و مشکلات زیادی در زمینه بحران آب دارد. در سال‌های اخیر با توجه به کاهش بارندگی در کشور، مساله کمبود آب به‌صورت جدی‌تر پیگیری‌ می‌شود. ایران دچار وضعیت قرمز در مورد موضوع تامین آب است.

در ادامه این گزارش می خوانیم: رشد سریع جمعیت مهم‌ترین عامل کاهش سرانه آب تجدید‌‌شونده در قرن اخیر بوده است. سالانه 10میلیارد متر مکعب آب با کیفیت توسط ابرها از ایران خارج می‌شود. بحران آب روزبه‌روز چهره واضح‌تری از خود برای ما آشکار می‌کند و ابعادی مختلف از زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. در این شرایط، راهکارهایی مانند بهینه‌سازی مصرف، انتقال آب و همچنین شیرین سازی آب دریاها مورد توجه قرار می‌گیرد، اما در کنار این راهکارها، روش‌های دیگری نیز وجود دارد که نسبت به استفاده از آنها غفلت می‌کنیم.

یکی از این راهکارها، استفاده از منابع آب جوی است. فناوری بارورسازی ابرها به عنوان شاخه‌ای از علم تعدیل وضع هوا، مجموعه‌ای از فناوری‌های ایمن، علمی و ثابت شده برای افزایش بارش، کاهش خسارت‌های تگرگ و مه است که با قدمتی بیش از 60 سال در 40 کشور جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شیوه افزایش بارش برای نخستین بار در ایران از سال 1354 تا 1357 توسط یک شرکت کانادایی در حوضه آبریز سدهای کرج و جاجرود به کار گرفته شد. پس از انقلاب مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها از سال 1357 در وزارت نیرو و با هدف دستیابی به فناوری افزایش بارش از طریق بارورسازی ابرها تاسیس و تاکنون نیز اقداماتی در این زمینه انجام شده است. در عمل، توجه چندانی از طرف سیاستگذاران و مجریان نسبت به این فناوری دیده نمی‌شود. 

فرید گلکار، مدیرعامل مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها، در مورد مزیت‌های این فناوری می‌گوید: تولید آب با استفاده از فناوری بارورسازی ابرها، کم هزینه‌ترین روش تامین آب است، طوری که میانگین هزینه استحصال هر متر مکعب آب فقط 100 ریال است. او اضافه می‌کند: در پروژه‌های استحصال آب با استفاده از روش باروری ابرها، هیچ‌تخریب زیست‌محیطی وجود ندارد. آب از هیچ‌نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل نمی‌شود.
بارورسازی ابرها یک روش به‌صرفه است.

مدیرعامل مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها در مورد هزینه اجرای راهکارهای طبیعی مقابله با خشکسالی می‌گوید: هزینه استحصال هر یک‌هزار متر مکعب آب از طریق شیرین کردن آب‌های شور دو‌هزار دلار، انتقال بین حوزه‌ای 400 دلار، تغذیه مصنوعی سفره‌های آب‌های زیرزمینی 230 دلار، تصفیه فاضلاب‌ها 230 دلار و بارورسازی ابرها فقط 15 دلار است. بنابراین بین راهکارهای طبیعی مقابله با خشکسالی، بارورسازی ابرها مقرون به صرفه‌ترین راهکار در سال‌های آینده است. ضمن اینکه برخی از راهکارهای دیگر، خسارات جانبی گسترده‌ای به همراه خواهد داشت. به عنوان نمونه انتقال آب بین حوضه‌ای پیامدهای زیست‌محیطی واجتماعی گسترده‌ای دارد. شیرین سازی آب دریا و برگرداندن نمک به دریا-که الان اتفاق می‌افتد- تبعات زیست‌محیطی خواهد داشت.

**بارورسازی ابرها در سایر کشورها
بارورسازی ابرها در حالی در ایران مورد بی‌توجهی مسئولان قرار گرفته است که کشورهای زیادی از این روش برای جلوگیری از بروز بحران آب استفاده می‌کنند. بارش باران در بعضی از این کشورها 10 برابر بیشتر از بارش‌های کنونی ایران است. به عنوان نمونه، استرالیا با متوسط بارش بیش از نه برابر نسبت به ایران از سال 1947 پروژه‌های بارورسازی را آغاز کرد. چین نیز بارش سه برابری نسبت به ایران داشت. در سال 2003 مرکز تعدیل آب و هوای چین 37‌هزار کارمند داشت و اعتبار عملیاتی این مرکز 48هزار‌میلیارد ریال گزارش شد. تایلند با 30‌درصد مساحت ایران، 9.6 برابر ایران بارش دارد. اکنون هشت مرکز عملیاتی و چهار مرکز تحقیقاتی با 23 هواپیما، در این کشور به بارورسازی ابرها اختصاص یافته است.

**لزوم توجه به فناوری بارورسازی ابرها
استفاده از این فناوری در ایران- برعکس آنچه ضرورت دارد- چندان پر رنگ نیست. با اینکه دو دهه از آغاز فعالیت‌های مرتبط با بارورسازی ابرها در ایران می‌گذرد و این فناوری در کشور بومی شده، هنوز نتوانسته است جای خود را در مدیریت منابع آب کشور باز کند. مرکز باروری ابرها در ایران فقط دو فروند هواپیمای مسن آنتونوف روسی آن هم به صورت استیجاری در اختیار دارد که تجهیزات بارورسازی ابرهای این هواپیما نیز قدیمی شده است. امارات با پنج روز بارانی و مساحتی بسیار کوچک‌تر از ایران، به شش فروند هواپیما مجهز است و تایلند نیز با 26 فرورند هواپیما عملیات بارورسازی ابرها را اجرایی می‌کند. با این حال، پروژه‌هایی محدود در کشور اجرایی شده است. در سال 1393 طرحی در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، تهران، چهارمحال و بختیاری، یزد، فارس، کرمان و اصفهان اجرا شد که بر اساس ارزیابی موسسه آب دانشگاه تهران، بارش‌ها آن سال در اثر باروری ابرها دو‌میلیارد و 100‌میلیون مترمکعب افزایش یافت. 

برآوردهای موسسه آب دانشگاه تهران نشان می‌دهد در اثر باروری ابرها، بارش‌ها در آن سال 33‌درصد افزایش پیدا کرد. طرح باروری ابرها در سال‌های 1387،1388 و 1389 اجرایی شد، اما اجرای آن در سال 1390 به دلیل کمبود منابع مالی مورد نیاز برای عقد قرارداد با شرکت هواپیمایی میسر نشد. مدیرعامل مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها محدودیت‌های اعتباری را بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی این طرح‌ها در ایران می‌داند.

*منبع: روزنامه آرمان، 1396.7.6 
**گروه اطلاع رسانی**2002**9131** انتشار دهنده: شهربانو جمعه

انتهای پیام -نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----در دولت جناب احمدی نژاد با توجه به دسته گلی که در ساخت بی کیفیت پل بر روی دریاچه ارومیه با ریختن میلیاردها تن خاک در دریاچه جهت ساخت پلی غیراصولی بر روی دریاچه ارومیه انجام شد که سبب مسدود شدن چاه های آرتیزن طبیعی در کف دریاچه و همچنین باعث قطع جریان گردش آب در شمال وجنوب دریاچه گردید وبا این روند خشکی دریاچه ارومیه تشدید شد و به وضعیت اسف بار کنونی رسیده -چون خشکی دریاچه سبب افزایش دمای گردیده و رطوبت کم شده سبب فرار بیشتر ابرها در منطقه شده و بارش ها به شدت کاهش یافته  لذا ییک هواپیما از یزد جهت بارور سازی ابرها در فرودگاه تبریز  مستقر شد و اتفاقا به جهت گزارشات اقدامات بارور سازی آن سبب افزایشات مقدار بارش در منطقه می شد متاسفانه در دولت جناب روحانی به دستور شخص خانم ابتکار همین بارور سازی نصفه ونیمه ابرها در آذربایجان تعطیل شده وهواپیما به یزد برگشت ...نمی دانم این دستور به علت خباثت با آذربایجان مظللوم  بود یا دلیل دیگری داشت ( شاید نامبرده فکر کرده بارور سازی ابرها در آذربایجان سبب کاهش بارش در مناطق کویری فارس نشین می گردد -در حالیکه می دانیم خشکی دریاچه ارومیه سبب افزایش روند خشکسالیها در مناصق مرکزی ایران حتی کاهش بارشها درناحیه سرسبز شمال نیز شده  ) به هرحال این اقدامات با شعار اقتصاد مقاومتی به هیچوجهی سازگار نیست -لازم به یاد آوریست در کشورهای دیگر برای احداث پل بر آبر اهه ها پل های معلق احداث می نمایند و به هیچوجه با ریختن میلیاردها تن خاک وسنگ  آبراهه را مسدود وتنگ نمی نمایند 


برچسب‌ها: بارور سازی ابرهادریاچه مظلومکویر سازی آذربایجان



نظرات() 

مأموریت ضدانقلاب از حمله به قوه قضائیه

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 13 مهر 1396-09:34 ب.ظ



عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه با بیان اینکه بخشی از تخریب‌های قوه قضائیه عناصری صورت می‌گیرد که در داخل‌اند ولی مرتبط با خارج هستند، گفت: این افراد به قوه قضاییه حمله می‌کنند تا نتواند بدون درنظر گرفتن استثناها در برخورد با عوامل فساد‌انگیز در رده‌های مختلف گام بردارد.

بخش سیاست : مجله خبری ایران مطلب

حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه در گفت‌وگو با حوزه احزاب خبرگزاری فارس با بیان اینکه حملات اخیر به قوه قضاییه هم از داخل و هم از بیرون سازماندهی می‌شود، اظهار داشت: بخشی از این تخریب‌ها در فضای مجازی و توسط عناصری صورت می‌گیرد که در داخل‌اند ولی مرتبط با خارج هستند و این کانال‌ها را در فضای مجازی تغذیه می‌کنند.

وی افزود: مأموریت ضد انقلاب از حمله به قوه قضاییه تخریب همه نیروهای انقلاب و اصولگرا در کشور است و موضع‌گیری در قبال دیگر نیروهای داخل کشور و از جناح‌های اصلاح‌طلب را توسط کانال‌های وابسته به جریان ضد انقلاب نمی‌بینیم.

ترقی با بیان اینکه عده‌ای از اینکه قوه قضاییه به سمت اجرای درست قانون برود و از تبعیض دور شود به هم می‌ریزند، تصریح کرد: این افراد به این خاطر به قوه قضاییه حمله می‌کنند تا این قوه نتواند بدون در نظر گرفتن استثناها در برخورد با عوامل فساد‌انگیز در رده‌های مختلف گام بردارد.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه ادامه داد: چون دستگاه قضایی با جمع کثیری از مردم جامعه ارتباط دارد و به همین دلیل شاید در رده‌های پایین کاستی‌هایی متوجه آن باشد طبعاً تخریب‌ها و شایعات در این قوه اثرگذاری بیشتری نیز دارد و جریان ضد انقلاب از همین مسئله سواستفاده می‌کند.

وی با اشاره به هدف اصلی تخریب‌کنندگان رئیس قوه قضاییه خاطرنشان کرد: تخریب کسانی که منصوب از جانب رهبری هستند با تخریب افرادی که با چند واسطه توسط مجلس و یا سایر مسئولین اجرایی انتخاب شده‌اند یا رأی اعتماد گرفته‌اند تفاوت دارد و حمله به منصوبین رهبری و تخریب آنها حرکتی حساب شده در جهت حذف بازوان رهبری در کشور و تضعیف رهبری است.

ترقی در پایان تأکید کرد: دستگاه قضایی باید با کسانی که به منصوبان رهبری حمله می‌کنند برخورد بیشتری داشته باشد چون هدف‌شان خطرناک است.






نظرات() 

طرز نوشتن پایان نامه پایان نامه هاى کارشناسى ، کارشناسى ارشد و دکتری

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 13 مهر 1396-04:07 ب.ظ


برای نوشتن  پایان نامه از کجا باید شروع کنیم؟ این سوالی است که اغلب دانشجو یان بعد از اینکه واحد پایان نامه  رو می گیرند برای اونها پیش می آد و  معمولا هم از همین جا اشتباهات شروع می شه! شروع خوب یک پایان نامه یک سوال خوب برای تحقیق کردن است. البته اینو خیلی ها می دونن اما اغلب حتی تا روز دفاع پایان نامه دقیقا نمی دانند سوال اونها چی بوده و چه مسئله باید حل می شد. بگذارید همین جا یک نکته خیلی خیلی مهم رو باز کنم که اغلب دانشجو ها اشتباه می کنند:
" به هیچ وجه فقط برای ارضای کنجکاوی خودتون ( بخونید بی سوادی مون و تکمیل اطلاعات عمومی یا جبران کم کاری های دوران دانشجویی ) سوال پایان نامه رو مطرح نکنید. دوستان عزیر پایان نامه یک تحقیق علمی است نه یک جزوه آموزشی برای پاسخ به سوالات شخصی. حتما میگید خوب اینکه معلومه. اما نمی دونم چرا موضوع به این سادگی رو خیلی ها جدی نمی گیرن و خوب معلومه چی می شه. وقتی یه پایان نامه فقط یه مروری است بر تحقیقات انجام شده به علاوه کمی آمار و ارقام ( اغلب دستکاری شده) نمی شه از توش دو تا مقاله حسابی در بیاد!! بهتره  با خودتون روراست باشید و به انگیزه هاتون هنگام انتخاب موضوع پایان نامه خیلی خوب فکر کنید.
حالا باید بگم یه سوال خوب برای شروع پایان نامه یا تحقیق  چه جور سوال یباید باشه:
سوال تحقیق یک سوال علمی است: یعنی اینکه دو تا ویژگی باید  داشته باشد:
یک- هنوز جواب آن داده نشده است که این دو حالت دارد: ۱- این سوال قبلا طرح نشده ۲- این سوال به روشی دیگری پاسخ داده شده که جواب آن چالش برانگیز است
دو- سوالات قبل از این سوال پاسخ داده شده باشد:( این نکته از نکته قبلی مهمتر است) هر سوال علمی برای پاسخ دادن نیاز به یکسری پیش فرض دارد که باید در تحقیقات قبلی پاسخ آن داده شده باشد وگرنه این تحقیق پایه علمی نخواهد داشت. به زبان دیگه یعنی اینکه سوالات علمی مثل حلقه های زنجیر هستند که محقق وقتی می تونه آخرین حلقه زنجیر فعلی را پاسخ دهد که حلقه های قبلی در تحقیقات پیشین جواب داده شدده باشد. 
در این بخش شکل و شیوه اى یکسان در نگارش پایان نامه ارائه می‏گردد که رعایت آن ضرورى است ومنجر به ارزیابى کفایت مطلوب پایان نامه خواهد شد.رعایت این نکات موجب انتقال پیام مطلوب تر شده ، و دانشجو با روش ‏ هاى استاندارد تدوین پایان نامه، نگارش جزوه، پروژه وحتى گزارش فنى که ساختارى کم و بیش متفاوت است آشنا مى شود.
پایان نامه به لحاظ نگارش داراى دو وجه قابل تأمل است:
1- مکان نوشتن مطالب در هر صفحه پایان نامه، نحوه حاشیه بندى، شماره گذارى، ارجاعات، صفحات وبخشها، معادلات، تصاویر، جداول و منحنى ها.
2- ترتیب ساختارى ارائه مطالب در جزء جزء پایان نامه. ابعاد حیاتى تر و راهگشاى دو محور فوق طى دو فصل مورد تعمق قرار خواهند گرفت.
3-محتوای فصول پایان‏نامه
4،2،1- نحوه تنظیم مطالب: اهم نکاتى که مى بایست در مورد ابعاد کاغذ پایان نامه، نحوه تنظیم و کادربندى براى انعکاس مطالب در روى کاغذ رعایت گردد عبارتنداز:
• از کاغذ مرغوب و در قطع A4 به منظور نگارش پایان نامه استفاده شود. در مواردى که نیاز به کاغذ در قطع بزرگتر است،‌ ضمن استفاده از اندازه هاى استاندارد رده A به هنگام ضمیمه نمودن کاغذ مربوطه، به اندازه A4 تا شده و حتماً‌داخل صحافى قرار داده شود.
• در تحریر متن، معادلات ریاضى، جداول و نمودارها از کامپیوتر و نرم افزارهاى فارسى موجود استفاده گردد.
• اندازه حروف به هنگام استفاده از نرم افزار کامپیوترى، Pt 12 تا 14، بافونت Lotus یا Zar بوده ودر تمام متن یکسان باشد.
• تا حد امکان از عکس و تصویر براى انعکاس مطالب استفاده نشده و از شماتیک هاى گویا بهره گرفته شود.در صورتیکه تصویرى بصورت کپى در پایان نامه ارائه شود، بدیهى است باید کاملا واضح بوده و از کیفیت خوبى برخوردار باشد.
• حواشى بالا و پایین کاغذ به ترتیب 5/2 و 5/2 سانتى متر و از راست و چپ نیز به ترتیب 3 و 2 سانتى متر باشند.صفحات بصورت 18 سطرى و یا 24 سطرى تایپ شوند.
• جملات متن حتى الامکان کوتاه و مطابق قواعد دستور زبان فارسى و بصورت مجهول نوشته شده باشد.
• از نگارش کلمات لاتین در متن پروژه، روى اشکال و جداول خوددارى شود. معادل لاتین پس از مشخص شدن به وسیله شماره اى که بالاى معادل فارسى آن کلمه تایپ مى شود، در زیرنویس پایین صفحه با شماره عدد فارسى آورده شود. در هر صفحه، شماره هاى زیرنویس بصورت دو ستونه در زیر نیم خطى درسمت چپ کاغذ، از یک آغاز و به ترتیب افزایش می‏یابند. بطوریکه در هر سطر از زیرنویس صفحه حداکثر دو کلمه انگلیسى معادل تایپ مى گردد که، کلمه اول از سمت چپ و کلمه دوم از میانه صفحه تحریر مى گردد. سایر کلمات انگلیسى نیز در سطور بعدى، به همین ترتیب درج مى شوند. اگر پیدا کردن معادل فارسى براى کلمه اى خاص مثلاً یک مقاله لاتین بسیار مشکل بود ، ‌مى توان تلفظ لاتین کلمه را با حروف فارسى نوشته و در زیر نویس اصل کلمه لاتین را نوشت. لازم به ذکر است که در صورت تمایل می‏توان به جاى استفاده از زیر نویس در پایان هر صفحه، از پى نوشت در انتهاى هر فصل استفاده نمود. بدیهى است که شماره لغات پى نوشت هرفصل نیز از یک آغاز می‏شود. پی‏نوشت انتهاى فصل به دلیل مشابهت با اصول مقاله نویسى ارجحیت کمترى دارد.
• شماره گذارى صفحات به دو نوع مجزا صورت مى پذیرد. دسته اول صفحات پایان نامه،‌ از صفحه چکیده، تا انتهاى صفحات لیست علائم و اختصارات با حروف الفبا، و به صورت متوالى همچون الف، ب، پ، ت وغیره، دسته دوم صفحات، از صفحه مقدمه تا انتهاى پایان نامه به صورت عددى شماره گذارى مى شوند. روى صفحه اول هر تقسیم اصلى از پایان نامه، مانند صفحه چکیده، صفحه اول فهرست،‌صفحه اول هر فصل و غیره شماره صفحه نوشته نمى شود ولى شماره آن به حساب می‏آید. شماره هر صفحه با 5/1 برابر فاصله بین سطرها از پایین کاغذ در وسط سطر به فارسى ساده نوشته می‏شود.
• در نگارش متن اصلى، عناوین اصلى در وسط سطر، و کلیه عناوین فرعى در ابتداى سطر با شماره بندى دو عددى نوشته شود. قبل از شروع هر عنوان اصلى دو سطر، و قبل از شروع هر عنوان فرعى یک سطر خالى منظور شود. عناوین فرعى تر در ابتداى سطر نوشته شده و مطالب بلافاصله بعد از علامت : آغاز می‏شوند. به هر یک از عناوین اصلى و فرعى تا دو لایه فرعى شماره اى تعلق مى گیرد که، نحوه شماره گذارى آن در فهرست آمده است.
• بین معادلات و نوشته ها یک سطر خالى آورده مى شود. شماره معادله در سمت راست خط ، وشماره جداول و شکلها به ترتیب در بالا وپایین بصورت XX-YY نوشته مى شود. XX شماره فصل و YY شماره معادله مى باشد. درصورتیکه سطر معادله داراى جاى کافى نباشد، از سطر بعدى استفاده مى شود.
• منحنى ها، جداول ، تصاویر و یا اشکال درون کادر بسته قرار گرفته، طرف بالاى آنها می‏بایست به طرف بالاى کاغذ قرار داده شود. هر یک از منحنى ها، جداول تصاویر و اشکال داراى شماره بوده و در متن به آنها اشاره شود.زیرنویس شکل در قسمت زیرین کادر به فاصله یک خط درج مى شود. توضیح شکل در سمت چپ بعد از شماره تایپ می‏شود. تدابیر مشابهى براى بالانویس جدول رعایت می‏شود. هر یک از منحنى ها،‌جداول، تصاویر و یا اشکال در طــى متن پایان نامه داراى شمـاره اى مستقل از یکدیگر بوده و بصورت متـوالى تا انتهاى هر فصل افزایش مى یابد. لازم به ذکر است که چنانچه تعداد منحنى ها، جداول، تصاویر و یا اشکال در قسمتى از متن بیش از حد معقول باشد جهت تداوم نوشتار مى بایست مجموعه آنها در یک پیوست قرارگیرند. در کلیه منحنى ها و نمودارها، هر یک از محورهاى مختصات معرفى شده و واحد مربوطه نیز در کنار محور مختصات درج شود. این موضوع در مورد سطرها و ستونهاى جــداول نیز صـادق مى باشد. به منظور افزایش کیفیت و دقت نمـودارها، توصیه مى شود که یکى از نرم افزارهاى متداول کامپیوترى مانند EXCELL ، HPG ، HG ، VISIO وغیره در رسم نمودارها مورداستفاده قرار گیرد.
• لازم است کلیه محاسبات منحصراً در سیستم آحاد بین المللى SI انجام شود. در موارد استثنایى که به علت محدودیت منابع موجود استفاده از سیستم هاى دیگر آحاد اجتناب‏پذیر به نظر مى رسد، ضرورى است که نتایج نهایى هر قسمت از محاسبات را علاوه بر سیستم آحاد مربوطه، پس از تبدیل واحد در سیستم SI نیز درج نمود. ضمناً‌ به این موضوع نیز حتماً‌ توجه شود که در مقابل تک تک نتایج محاسبات، واحد مربوطه باید ذکر شود.
پایان نامه به لحاظ نگارش داراى دو وجه قابل تأمل است:
1- مکان نوشتن مطالب در هر صفحه پایان نامه، نحوه حاشیه بندى، شماره گذارى، ارجاعات، صفحات وبخشها، معادلات، تصاویر، جداول و منحنى ها.
2- ترتیب ساختارى ارائه مطالب در جزء جزء پایان نامه. ابعاد حیاتى تر و راهگشاى دو محور فوق طى دو فصل مورد تعمق قرار خواهند گرفت.
3-محتوای فصول پایان‏نامه
4،2،1- نحوه تنظیم مطالب: اهم نکاتى که مى بایست در مورد ابعاد کاغذ پایان نامه، نحوه تنظیم و کادربندى براى انعکاس مطالب در روى کاغذ رعایت گردد عبارتنداز:
• از کاغذ مرغوب و در قطع A4 به منظور نگارش پایان نامه استفاده شود. در مواردى که نیاز به کاغذ در قطع بزرگتر است،‌ ضمن استفاده از اندازه هاى استاندارد رده A به هنگام ضمیمه نمودن کاغذ مربوطه، به اندازه A4 تا شده و حتماً‌داخل صحافى قرار داده شود.
• در تحریر متن، معادلات ریاضى، جداول و نمودارها از کامپیوتر و نرم افزارهاى فارسى موجود استفاده گردد.
• اندازه حروف به هنگام استفاده از نرم افزار کامپیوترى، Pt 12 تا 14، بافونت Lotus یا Zar بوده ودر تمام متن یکسان باشد.
• تا حد امکان از عکس و تصویر براى انعکاس مطالب استفاده نشده و از شماتیک هاى گویا بهره گرفته شود.در صورتیکه تصویرى بصورت کپى در پایان نامه ارائه شود، بدیهى است باید کاملا واضح بوده و از کیفیت خوبى برخوردار باشد.
• حواشى بالا و پایین کاغذ به ترتیب 5/2 و 5/2 سانتى متر و از راست و چپ نیز به ترتیب 3 و 2 سانتى متر باشند.صفحات بصورت 18 سطرى و یا 24 سطرى تایپ شوند.
• جملات متن حتى الامکان کوتاه و مطابق قواعد دستور زبان فارسى و بصورت مجهول نوشته شده باشد.
• از نگارش کلمات لاتین در متن پروژه، روى اشکال و جداول خوددارى شود. معادل لاتین پس از مشخص شدن به وسیله شماره اى که بالاى معادل فارسى آن کلمه تایپ مى شود، در زیرنویس پایین صفحه با شماره عدد فارسى آورده شود. در هر صفحه، شماره هاى زیرنویس بصورت دو ستونه در زیر نیم خطى درسمت چپ کاغذ، از یک آغاز و به ترتیب افزایش می‏یابند. بطوریکه در هر سطر از زیرنویس صفحه حداکثر دو کلمه انگلیسى معادل تایپ مى گردد که، کلمه اول از سمت چپ و کلمه دوم از میانه صفحه تحریر مى گردد. سایر کلمات انگلیسى نیز در سطور بعدى، به همین ترتیب درج مى شوند. اگر پیدا کردن معادل فارسى براى کلمه اى خاص مثلاً یک مقاله لاتین بسیار مشکل بود ، ‌مى توان تلفظ لاتین کلمه را با حروف فارسى نوشته و در زیر نویس اصل کلمه لاتین را نوشت. لازم به ذکر است که در صورت تمایل می‏توان به جاى استفاده از زیر نویس در پایان هر صفحه، از پى نوشت در انتهاى هر فصل استفاده نمود. بدیهى است که شماره لغات پى نوشت هرفصل نیز از یک آغاز می‏شود. پی‏نوشت انتهاى فصل به دلیل مشابهت با اصول مقاله نویسى ارجحیت کمترى دارد.
• شماره گذارى صفحات به دو نوع مجزا صورت مى پذیرد. دسته اول صفحات پایان نامه،‌ از صفحه چکیده، تا انتهاى صفحات لیست علائم و اختصارات با حروف الفبا، و به صورت متوالى همچون الف، ب، پ، ت وغیره، دسته دوم صفحات، از صفحه مقدمه تا انتهاى پایان نامه به صورت عددى شماره گذارى مى شوند. روى صفحه اول هر تقسیم اصلى از پایان نامه، مانند صفحه چکیده، صفحه اول فهرست،‌صفحه اول هر فصل و غیره شماره صفحه نوشته نمى شود ولى شماره آن به حساب می‏آید. شماره هر صفحه با 5/1 برابر فاصله بین سطرها از پایین کاغذ در وسط سطر به فارسى ساده نوشته می‏شود.
• در نگارش متن اصلى، عناوین اصلى در وسط سطر، و کلیه عناوین فرعى در ابتداى سطر با شماره بندى دو عددى نوشته شود. قبل از شروع هر عنوان اصلى دو سطر، و قبل از شروع هر عنوان فرعى یک سطر خالى منظور شود. عناوین فرعى تر در ابتداى سطر نوشته شده و مطالب بلافاصله بعد از علامت : آغاز می‏شوند. به هر یک از عناوین اصلى و فرعى تا دو لایه فرعى شماره اى تعلق مى گیرد که، نحوه شماره گذارى آن در فهرست آمده است.
• بین معادلات و نوشته ها یک سطر خالى آورده مى شود. شماره معادله در سمت راست خط ، وشماره جداول و شکلها به ترتیب در بالا وپایین بصورت XX-YY نوشته مى شود. XX شماره فصل و YY شماره معادله مى باشد. درصورتیکه سطر معادله داراى جاى کافى نباشد، از سطر بعدى استفاده مى شود.
• منحنى ها، جداول ، تصاویر و یا اشکال درون کادر بسته قرار گرفته، طرف بالاى آنها می‏بایست به طرف بالاى کاغذ قرار داده شود. هر یک از منحنى ها، جداول تصاویر و اشکال داراى شماره بوده و در متن به آنها اشاره شود.زیرنویس شکل در قسمت زیرین کادر به فاصله یک خط درج مى شود. توضیح شکل در سمت چپ بعد از شماره تایپ می‏شود. تدابیر مشابهى براى بالانویس جدول رعایت می‏شود. هر یک از منحنى ها،‌جداول، تصاویر و یا اشکال در طــى متن پایان نامه داراى شمـاره اى مستقل از یکدیگر بوده و بصورت متـوالى تا انتهاى هر فصل افزایش مى یابد. لازم به ذکر است که چنانچه تعداد منحنى ها، جداول، تصاویر و یا اشکال در قسمتى از متن بیش از حد معقول باشد جهت تداوم نوشتار مى بایست مجموعه آنها در یک پیوست قرارگیرند. در کلیه منحنى ها و نمودارها، هر یک از محورهاى مختصات معرفى شده و واحد مربوطه نیز در کنار محور مختصات درج شود. این موضوع در مورد سطرها و ستونهاى جــداول نیز صـادق مى باشد. به منظور افزایش کیفیت و دقت نمـودارها، توصیه مى شود که یکى از نرم افزارهاى متداول کامپیوترى مانند EXCELL ، HPG ، HG ، VISIO وغیره در رسم نمودارها مورداستفاده قرار گیرد.
• لازم است کلیه محاسبات منحصراً در سیستم آحاد بین المللى SI انجام شود. در موارد استثنایى که به علت محدودیت منابع موجود استفاده از سیستم هاى دیگر آحاد اجتناب‏پذیر به نظر مى رسد، ضرورى است که نتایج نهایى هر قسمت از محاسبات را علاوه بر سیستم آحاد مربوطه، پس از تبدیل واحد در سیستم SI نیز درج نمود. ضمناً‌ به این موضوع نیز حتماً‌ توجه شود که در مقابل تک تک نتایج محاسبات، واحد مربوطه باید ذکر شود.
پیوست ها در انتهاى پایان نامه، پیوست ها قرار مى گیرند. همانگونه در متن اصلى ذکر گردید. پیوست بگونه اى انتخاب مى شود که ضمن نیاز به وجود آنها، قرار دادن آنها در متن اصلى باعث از بین رفتن انسجام و پیوستگى مطلب مى گردد. هر پیوست به یک موضوع اختصاص مى یابد. به منظور مرتب نمودن پیوستها، ترتیب زیر پیشنهاد مى گردد:
پیوست 1- منحنى هاى حاصل و یا تهیه شده از استاندارد در صورتى که تعداد آنها زیاد باشد.
پیوست2- جداول حاصل و یا تهیه شده از استاندارد در صورتى که تعداد آنها زیاد باشد.
پیوست 3- اثبات قضایا
پیوست 4- دستورالعمل استفاده از برنامه کامپیوترى تهیه شده
پیوست 5- لیست برنامه کامپیوترى
پیوست 6- نقشه هاى تهیه شده لازم به ذکراست پیوستهاى نرم افزارى داخل جلد در پاکت ویژه اى چسبانده می‏شوند. در صفحه اول هر پیوست، در بالا و وسط کادر کلمه پیوست و شماره ترتیب آن درج شده و سپس با یک خط فاصله در وسط کادر عنوان مربوط به آن پیوست آورده مى شود.
- چکیده انگلیسی: این بخش حداکثر در یک صفحه ارائه شده و می‏تواند ترجمه چکیده فارسى باشد.
- فرم داخل جلد به انگلیسی: این فرم دقیقا ترجمه جلد فارسى در ابتداى پایان نامه می‏باشد.
4،2،3- محتواى فصول پایان نامه
فصل اول
• کلیات تحقیق
• مقدمه
• هدف
• ضرورت تحقیق
• بیان مسئله
• سوالات تحقیق
• مراحل تحقیق
• عنوان روش تحقیق
• روش جمع آورى اطلاعات
• ابزار جمع آورى اطلاعات
• روش تجزیه و تحلیل
• محدودیت هاى احتمالى تحقیق
• تعاریف واژه هاى اصلى تحقیق
فصل دوم
• مرور ادبیات تحقیق اهم مباحث نظرى پیرامون موضوع تحقیق که در یک تا چند بخش جداگانه به نقل قول از منابع معتبر (به همراه آدرس دهى منابع مورد استفاده در متن و درج مشخصات منابع مورد استفاده به ترتیب استفاده در انتهاى فصل درج مى گردد) توسط محقق گردآورى، دسته بندى، تنظیم و نگارش مى یابد.
فصل سوم
• روش تحقیق
• عنوان روش تحقیق
• معرفى روش نمونه بردارى یا بررسى جامعه موردنظر یا روش مطالعه موردى
• (Case Study) چگونگى تعیین اندازه نمونه مورد مطالعه با استفاده از فرمولهاى آمارى و...
• معرفى روشها و ابزار گردآورى اطلاعات کمى یا کیفى
• معرفى الگوها یا مدل مورد استفاده براى تحلیل مسئله
• معرفى جزئیات روشهاى تجزیه و تحلیل اطلاعات
• روش سنجش اعتبار و پایائى تحقیق کمى و یا صحت و تعمیم پذیرى تحقیق کیفى
فصل چهارم
• جزئیات مراحل پیاده سازى روش تحقیق براى حل مسئله و پاسخگویى به سوالات تحقیق
فصل پنجم
• جمع بندى و نتیجه گیرى و موضوعات پیشنهادى براى تحقیقات آتى
• فهرست منابع و مأخذ
• چکیده لاتین پیوست ها
• پرسشنامه
• جزئیات محاسبات تجزیه و تحلیل اطلاعات ü
• جداول و نمودارهاى اضافى 


http://www.pcparsi.com

پایان نامه تحصیلی یا پروژه را چگونه تدوین کنیم!

پایان نامه تحصیلی یا پروژه را چگونه تدوین کنیم!
مقدمه
برای نوشتن یک پایان نامه یا پرژه تحصیلی در یک چهار چوب علمی محقق ناگزیر به رعایت اصولی است که هم نگارش مطلب برای وی آسانتر شود و هم مطالعه آن برای دیگران به سادگی امکان پذیر باشد این اصول سه گانه به شرح ذیل میباشند .
1) اصول تنظیم و تدوین مطلب
2) اصول نگارش و نوشتن مطلب
3) اصول منابع و مآخذ مطلب
اصول تنظیم و تدوین مطلب در پایان نامه ها :
معمولا یک پایان نامه تحصیلی به صورت زیر تنظیم میگردد :
1) صفحه عنوان
2) پیشگفتار و در صورت نیاز تشکر و قدر دانی
3) فهرست مطالب
4) فصل اول – طرح تحقیق
5) فصل دوم –پیشینه تاریخی تحقیق
6) فصل سوم _ روش تحقیق
7) فصل چهارم _ ارائه یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل آن
8) فصل پنجم _ خلاصه تحقیق و ارائه پیشنهادها
9) فهرست منابع و مآخذ
10) پیوست
1)عنوان تحقیق
عنوان تحقیق و صفحه اولین صفحه ای است که بیننده با آن واجه میشود و گاه روی جلد پایان نامه را در بر می گیرد و معمولا مشتمل بر اطلاعاتی به صورت ذیل است :
الف) عنوان پایان نامه
ب ) نام کامل استاد راهنما
ج ) نام کامل محقق یا محققین
د ) نام مرکز یا دانشگاهی که پایان نامه در آن تقدیم میگردد .
ذ ) نوع مدرک ( برای مثال : پایان نامه دوره کارشناسی ارشد صنایع دستی )
و ) تاریخ ارایه پایان نامه
2) پیشگفتار و تشکر و قدر دانی :
این بخش گر چه از ضروریات نیست ولی گاهی وجود آن لازم است که باشد و این قسمت میتواند شامل اطلاعات مختصر و مفیدی از هدف ، دامنه و وسعت تحقیق باشد که قبل از مطالعه کامل تحقیق به خواننده اطلاعاتی را در اینباره خواهد داد و تصویر و برداشتی از کل تحقیق را برای خواننده روشن میکند . محقق میتواند در پایتن پیشگفتار از فرد یا افراد با موسساتی که او را در انجام تحقیقش کمک و راهنمایی کرده اند ، سپاسگزاری کند .
3) فهرست مطالب :
فهرست مطلب که میتواند شامل یک یا چند صفحه باشد هدفی جز دادن دید و آگاهی از مطالب مندرج در پایان نامه به خواننده ندارد و خواننده را قادر خواهد ساخت به سرعت و دقت و سادگی ، مطلب دلخواه خود در پایان نامه را بیابد .
4)فصل اول _ طرح تحقیق :
طرح تحقیق یکی از ارکان اساسی و اصلی پایان نامه است و محقق قبل از آنکه به انجام تحقیق مبادرت ورزد ، باید این فصل را تهیه و تنظیم نماید و به سرعت استاد راهنما و یا هر فرئد دیگری که محقق قصد دارد نتایج تحقیق را به او گزارش دهد ، برساند . ÷س از تاید استاد راهنما محقق موظف است طبق طرح تنظیم شده در پی انجام تحقیق بر آید . مهمترین قسمتهای طرح تحقیق عبارتند از :
4-1- عنوان تحقیق ؛ باید شناختی دقیق و روشن از حوزه ی موضوع تحقیق را عرضه دارد و خالی از هرگونه ابهام و پیچیدگی باشد .
4-2-مقدمه یا تاریخچه ای از موضوع تحقیق : در این قسمت مختصری از نظرات و تحقیقات مربوط به موضوع و یا مسایل و مشکلات حل نشده در این حوزه و همچنین توجه و علاقه جامعه به این موضوع اشاره میشود .
4-3-تعریف موضوع تحقیق : در این قسمت محقق موضوع مورد علاقه و یا نیاز احساس شده خود را در حوزه تحقیق بیان میدارد و عوامل موجود در موقیعت را تعریف و تعیین میکند .
4-4-هدف یا هدفهای کلی و آرمانی تحقیق : این قسمت باید با جملات مثبت و کلی طرح شود و ازطولانی شدن مطالب پرهیز شود
4-5-روش انجام تحقیق : در این قسمت پژوهشگر روش کاری خود را بیان میدارد و شیوه های گوناگونی را که در گرد آوری مطالب خود به کار برده ذکر میکند و همچنین اگر روش آماری خاصی را در تهیه و تدوین اطلاعات به کار برده آن شیوه را بیان میکندو بیان آن یکی از ملزومات است .
4-6-اهمیت و ارزش تحقیق : با توجه به تشابه این قسمت از طرح تحقیق با تعریف موضوع تحقیق که در آن محقق نیاز خود را در آگاهی به نتایج مطالعه عنوان میسازد ، در این قسمت منابع شخصی یا علمی که از خاتمه تحقیق به محقق دست میدهد ، بحث میشود .
4-7- محدودیت های تحقیق : محدودیت هایی که کنترل آن از عهده محقق خارج است مانند انتخاب نوع بافته ها و یا زیر اندازها و دیگر محدودیت هایی که کنترل آن در دست محقق است مانند موضوع و محل تحقیق و ...
4-8- تعرف واژه ها : در این قسمت محقق باید واژه هایی که ممکن است برای خواننده آشنا نباشد تعریف کند مثلا در منطقه ای گره، ایلمک و در منطقه ای دیگر خفت و در جاییی دیگر به واژه ای دیگر خوانده میشود محقق باید واژه های نا آشنا را در این بخش معنی کند .
4-9-خلاصه فصلها: در این قسمت خلاصه ای اشاره وار از فصلهای آتی آورده میشودتا خواننده بتواند تصویری واضح از دیگر قسمتهای پایان نامه در ذهن خود ترسیم کند .
این مطالب میتواند اگر درست بیان شود فصل اول پر باری را برای تحقیق ما محیا سازد !
5)فصل دوم پیشینه تاریخی موضوع تحقیق :
این فصل حاوی خلاصه ای از مطالعات انجام شده در با ره موضوع تحقیق است این بخش از تحقیق یکی از ارکان اصلی و به تعبیری دیگر یکی از پایه های تحقیق میتواند باشد اگر محقق از ÷یشینه مطالعاتی تحقیق آگاهی داشته باشد به دنبال موضوعات تکراری نخواهد رفت و حتی میتواند با دلایل و برهان های ریشه دار و با پایه به نقد آثار گذشته بپردازد .

6)فصل سوم روش تحقیق :
در این قسمت معمولا به تفصیل در باره مطالبی به قرار ذیل بحث میشود:
الف) روش تحقیق در این قسمت محقق به توضیح و توجیه روش تحقیقی خود میپردازد و انواع مختلف روشهای تحقیقی ، هدف و موضوع پژوهشی خود ، مناسب دانسته است میپردازد.
ب) آزمودنی ها در این قسمت محقق به سوالاتی از قبیل :
1) آزمودنیها شامل چه اشخاص یا آیتمهایی هستند ؟ برای مثال او میگوید آزمودنیهای ما فقط شامل گبه بود.
2) تعداد آزمودنیها چند تا بود ؟ مثلا 500 نمونه گبه و حتی میتواند فرد هم باشد مانند : 500 نفر بافنده گبه .
3) با توجه به موضوع و هدف آیا افراد یا تعداد انتخاب شده مناسب هستند ؟ محقق باید با دلایل و برهانهای قاطع این بخش را برای خواننده ثابت کند و بقولی هدف خود را با عمل هماهنگ سازد .
4) نوع گزینش و تقسیم آزمودنیها به چه ترتیب صورت گرفته است ؟ محقق باید به این موضوع اشاره کند که موارد انتخاب شده به چه دلیل منتخب نگارنده بوده است و چرا مثلا به جای گبه از گلیم استفاده نکرده و ...
5)آزمودنیها از چه خصوصیات ویژه ای برخوردار هستند ؟ پژوهشگر باید به خوانندگان بگوید که خصوصیات آیتمهای انتخابی چه بوده است که او آنها را انتخاب کرده است او باید ویژگیهای انتخاب موضوعات مورد بحث خود را برای خواننده مشخص کند برای مثال بگوید چون میخواستیم نوع گره کاربردی در گبه ها را بررسی کنیم 500 نمونه گبه را انتخاب کردیم و یا ...

ج) روش جمع آوری اطلاعات : پژوهشگر پس از تعیین روش تحقیق باید روش جمع آوری اطلاعات را برای خواننده بیان کند که میتواند با استفاده از شیوه های مشاهده ، مصاحبه ، میدانی ، پرسشنامه ای وکتابخانه ای و یا حتی اینترنتی باشد .
د)متغیر های مستقل و وابسته : در این قسمت محقق به طور جدا گانه متغیر های متغیر های مستقل و وابسته را تعیین و تعریف میکند و با این کار هم مسیر مطالعه خود را مشخص میسازد و هم برای محقق دیگری این امکان را به وجود می آورد که در صورت تمایل ، بتواند در تحقیق مشابه همین متغیر ها را مورد بررسی قرار دهد .
ذ- روش اماری : در این بخش محقق باید از شیوه آماری بکار رفته در تحقیقش یاد کند و ضمن توصیف روش آماری استفاده شده در تحقیق به وضوح و خارج از هر گونه ابهام و پیچیدگی فرمولها و سطوح معنی دار به کار رفته در تحقیق را بیان دارد برخی از روشهای آماری که در کاهای تحقیقاتی عبارتند از :
1) فراوانی و درصد
2) ضریب همبستگی
3) آزمون – تی
4) آزمون – اف
7- فصل چهارم – یافته ها و تجزیه و تحلیل آنها :
این فصل در واقع هسته اصلی تحقیق است و احتمالا مشتمل بر بحث های کلامی ، جدولها ، شکلها ، نمودارها و نیز تجزیه و تحلیل اطلاعات است .
8- فصل پنجم – خلاصه تحقیق و پیشنهادها :
این فصل شامل دو قسمت اصلی ، یکی خلاصه تحقیق و دیگری پیشنهادها ست .
الف- این بخش یکی از مشکلترین بخشهای پایان نامه است . یک خلاصه مناسب ترکیبی از دو نوع اطلاعات است :
1_ اطلاعات و یافته هایی که محقق از تحقیق جاری خویش به دست آورده است .
2_ اطلاعات و یافته هایی که محقق از طریق مطالعه تحقیقات و نوشته های دیگران جمع آوری کرده است و کلا در نوشتن پایان نامه ، رعایت نکات زیر حائز اهمیت است :
الف) ارائه یافته ها و نتایج برجسته به صورت منظم .
ب ) استفاده از یافته های تحقیق جازی برای تایید یا رد فرضهای تحقیق
ج ) بکار گیری مطالب مندرج در فصل پیشینه تاریخی در رد یا تایید تحقیق (هرجا که لازم بود ) .
پیشنهاد ها :
تحقیقاتی که در زمینه های مختلف از جمله فرش دستباف صورت میگیرد لزوما باید با پیشنهاد هایی همراه باشد که در بهینه سازی رنگرزی ، بافت ، طراحی و در نهایت به سازی تولید فرش انجامد .
این بخش که به ازائه راهکارها میپردازد خواهد توانست بخشی از موانع را متلاشی کند و برای مسئولان چراغ راهی باشد.
9- فهرست منابع و مآخذ :
در این قسمت تمام منابع و مآخذ ، از قبیل کتابها ، مقاله ها ، مجله ها ، رساله های چاپ شده و چاپ نشده را به ترتیب حروف الفبای نام فامیل و نویسنده و یا مترجم و به صورت در هم از نظر نوع آنها نوشته میشود .
10- پیوست :
شامل مطالب و مدارکی است که در درک و فهم خواننده از پایان نامه کمک چندانی نمیکند و میتوان از پرسشنامه ها ، آزمونها ، نامه های نوشته شده به افراد و موسسات و سایر وسایل جمع اوری اطلاعات نام برد .


موضوعات مرتبط: پایان نامه




نظرات() 

مصاحبه شاه با بی بی سی درباره مرزهای عراق

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 مهر 1396-08:39 ب.ظ


به بهانه همه پرسی در کردستان عراق و بحث بر سر تغییر مرزهای این کشور بازخوانی مصاحبه محمد رضا پهلوی با بی بی سی در سال 1353 خورشیدی خالی از لطف نیست...
عصر ایران- برگزاری همه پرسی استقلال در کردستان عراق بحث بر سر مرزهای عراق و تاریخچه پیدایش این کشور پس از فروپاشی عثمانی را تازه کرده و یکی از استدلالات حامیان همه پرسی همین است که این مرزها را انگلستان ترسیم کرده و اصالت و قداست ندارد.

به این بهانه نقل اظهارات محمد رضا پهلوی شاه وقت ایران در گفت و گو با بی بی سی به نقل از مجله خواندنی ها شماره 26 – آذر 1353 خورشیدی می تواند ریشه حساسیت ها را حتی در سال های پیش از انقلاب اسلامی نشان دهد.

شاه در این مصاحبه می گوید:

« عراق، پس از جنگ جهانی اول توسط سر وینستون چرچیل خلق شد. قبل از آن تاریخ، عراق به امپراتوری عثمانی تعلق داشت و به این ترتیب این کشور یک کشور جدید و یک دولت جدید بود و انگلستان مسؤولیت سیاست خارجی و امور دیگر عراق را به عهده داشت.

 به طوری که وقتی در سال 1937 پیمان مرزی بین ما و عراقی ها امضا شد انگلستان که در آن تاریخ تنها قدرت منطقه ای صاحب نیروی دریایی در اقیانوس هند و خلیج فارس به شمار می رفت شط العرب را به خاطر مقاصد خاص تحت کنترل کامل داشت چند ماده را در آن موافقت نامه گنجاند که بسیار استعمارگرانه بود. 

چگونه می توان در یک معاهده تصریح کرد که رود مرزی قابل کشتی رانی که 65 درصد آب آن از کشور من سرچشمه می گیرد به کشور دیگر تعلق داشته باشد؟ 

مثل این است که رود دانوپ در اروپا به طور کلی متعلق به یک کشور شود یا اگر آلمان و فرانسه هر یک ادعا کنند رود راین به تنهایی به آنان تعلق دارد چه پیش می آید؟ 

حتی در این پیمان قدیمی هم آمده است هر یک از دو طرف می تواند بی اعلام قبلی و بی اجازه طرف دیگر کشتی های جنگی کشور ثالث برای بازدید به بنادر خود دعوت کند.

مواد این قرارداد آن قدر متناقض است و به قدری با مقررات موجود بین المللی مباینت دارد که طبعا ما نمی توانیم این گونه نقض حقوق بین الملل را تحمل کنیم. ریشه اختلافات با عراق این است...»




نظرات() 

کره شمالی به سمت بمب افکن‌های آمریکا شلیک کرد

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 مهر 1396-08:32 ب.ظ

کره شمالی به سمت بمب افکن‌های آمریکا شلیک کرد
تلویزیون دولتی کره شمالی تصاویری از شلیک موشک به سمت بمب افکن های آمریکایی بر فراز آبهای این کشور پخش کرده است.
به گزارش بولتن نیوز، تصاویر پخش شده از سوی تلویزیون دولتی کره شمالی حاکی از شلیک نظامیان این کشور به سمت بمب افکن های آمریکایی B-۱B که چند ساعت پیش بر فراز آبهای این کشور به پرواز درآمدند است.

بر اساس گزارش های رسیده کره شمالی می گوید با استفاده از موشک «پوک گوک سانگ - ۲» ساخت این کشور به سمت بمب افکن مذکور شلیک کرده است.

همچنین ویدئوهای به نمایش گذاشته شده نشانگر شلیک زیردریایی های کره شمالی به سمت ناو نظامی «کارل وینسون» آمریکا هستند.

همچنین در هشداری که به همراه پخش این ویدئو پخش شده آمده است: باید جنگنده های B-۱B و اف – ۳۵ رهبری حمله آمریکا را بر عهده بگیرند. آنها مستقیم به داخل قبر خواهند رفت.

گفتنی است بمب افکن های B-۱B آمریکایی از پایگاه هوایی اندرسون آمریکا در گوآم واقع در شرق آبهای شبه جزیره کره برخاسته و بر فراز منطقه مرزی آبهای کره شمالی به پرواز درآمد.

گفته می شود این بمب افکن ها به وسیله جنگنده های اف – ۱۵ آمریکا که از پایگاه هوایی اوکیناوا واقع در ژاپن به سمت آبهای کره شمالی به پرواز درآمده بودند، محافظت می شده اند.





نظرات() 

هنری از مذهب شیعه تعزیه و تعزیه خوانی در ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 مهر 1396-08:29 ب.ظ

تعزیه خوانی نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی-شیعی و بیشتر دربارهٔ شهادت ‌امام حسین (ع) و مصائب اهل بیت استگروه اجتماعی: تعزیه به معنای متعارف، نمایشی است که در آن واقعهٔ کربلا به دست افرادی که هر یک نقشی از شخصیت‌های اصلی را بر دوش دارند، نشان داده می‌شود.

تعزیه و تعزیه خوانی در ایران

به گزارش بولتن نیوز، این نمایش نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی-شیعی و بیشتر دربارهٔ شهادت ‌امام حسین (ع) و مصائب اهل بیت است. هنر تعزیه از یک‌سو به بالندگی تئاتر در ایران کمک کرده و از سوی دیگر، نشانی هنری از مذهب شیعه است.

تعزیه (تعزیت) به معنی سوگواری، برپایی یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته خرسندی دادن و در برخی مناطق ایران مانند خراسان به معنای مجلس ترحیم است.

آنچه به عنوان تعزیه مشهور است گونه‌ای از نمایش مذهبی منظوم است که در آن عده‌ای اهل ذوق و کارآشنا در جریان سوگواری‌های ماه محرم و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت، طی مراسم خاصی بعضی از داستان‌های مربوط به واقعهٔ کربلا را پیش چشم تماشاچی‌ها بازآفرینی می‌کنند. در تعزیه چون اهمیت خواندن هنرمندانهٔ اشعار بیش از روش اجرا و نمایش واقعه‌هاست، آن را — در قیاس با روضه‌خوانی— تعزیه‌خوانی نیز گفته‌اند.

شکل رسمی و آشکار این سوگواری، به روایت ابن‌کثیر، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعه‌مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگواری به گونه‌ای بود که معزالدوله احمد بن بویه در دهم محرم سال ۳۵۲ هجری قمری در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکان‌هایشان را بسته و بازارها را تعطیل کرده، نوحه بخوانند و جامه‌های خشن و سیاه بپوشند. از این دوره دسته‌های عزاداری و نوحه‌خوانی رایج شده و پایه‌های نمایش شبیه‌گردانی ایران گذاشته شد.

تعزیه و تعزیه خوانی در ایران

تعزیه اما در دورهٔ ناصرالدین شاه به اوج خود رسید و بسیاری این دوره را عصر طلایی تعزیه نامیده‌اند. تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهی منازل شخصی اجرا می‌شد، اینک در اماکن باز یا سربستهٔ تکایا و حسینیه‌ها به اجرا درمی‌آمد. معروف‌ترین و مجلل‌ترین این تکایا، تکیهٔ دولت بود که در همین دوره به دستور ناصرالدین شاه و مباشرت دوستعلی‌خان معیرالممالک در سال ۱۳۰۴ هجری قمری ساخته شد. تکیهٔ دولت در زمان ناصرالدین شاه به تقلید از تماشاخانه اپراهال انگلستان ساخته شد که ابتدا به منظور یک سالن تئاتر ساخته شد اما با مخالفت‌هایی که بود به تکیه تبدیل شد. از دیگر تکیه‌های معروف آن زمان تکیهٔ معاون‌الملک در کرمانشاه بود. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه، تعزیه در ۳۰۰ مکان مشخص برپا می‌شد. تعزیه تا زمان مشروطیت در اوج ماند.

شبیه‌خوانان در اجرای هر مجلس معمولاً دو دسته‌اند: اولیاخوان و اشقیاخوان. شبیه‌خوان‌هایی که نقش اولیاء و یاری‌دهندگان دین را بازی می‌کنند، اولیاخوان، مظلوم و انبیاخوان نامیده می‌شوند و کسانی که نقش اشقیاء و دین‌ستیزان را بازی می‌کنند اشقیاخوان یا ظالم‌خوان‌اند. اولیاخوان‌ها نقش‌های خود را موزون و خطابه‌ای سرمی‌دهند، اما اشقیاخوان‌ها سخنان خود را ناموزون و معمولی و در پاره‌ای از موارد، تمسخرآمیز بیان می‌کنند. اولیاخوان‌ها جامهٔ سبز یا سیاه بر تن می‌کنند و اشقیاخوان‌ها لباس سرخ؛ اما در مورد سیاهی‌لشکرهای هر یک از دو دسته، استفاده از جامه‌هایی با این رنگ‌ها مصداق کاملی ندارند.

در میان شیعیان غیرایرانی (در عراق و شبه‌قارهٔ هند) لفظ تعزیه با وجود ارتباط با مصائب شهدای کربلا، به معنای «شبیه‌خوانی» به کار نمی‌رود بلکه آنان تعزیه را مراسمی نمادین می‌دانند که در آن دسته‌های عزاداری در طول مراسم، شبیه ضریح یا تابوت امام حسین‌(ع) را بر دوش کشیده و در پایان روز عاشورا و همچنین اربعین آن را به خاک می‌سپارند.

در ناحیهٔ کارائیب، برای نمونه در جزیرهٔ ترینیداد نیز تعزیه به مراسمی نمادین مربوط می‌شود که به آن «تَجَه» یا «هوسَی» (حسین) می‌گویند. عمده‌ترین بخش آن آداب مربوط به مراسم تابوت است تجه را در روزهای محرم ساخته و پس از نمایش، آن را در آب غرق می‌کنند.

گفتنی است که این قبیل مراسم نمادین در نواحی دیگر جهان، از جمله در اندونزی با عنوان تابوت، نیز برگزار می‌شود. یکی از اصلی‌ترین مراسم سنتی مربوط به ماه محرم در اندونزی مراسم تابوت است. در یکی از نواحی اندونزی مردم تابوتی چوبی را که با کاغذهای رنگارنگ تزئین شده و بر روی آن مرقد امام حسین (ع) تصویر شده‌است بر دوش می‌کشند و این تابوت را تمام روز به حرکت درآورده و در شهر می‌گردانند و در عصر عاشورا آن را به دریا می‌اندازند.





نظرات() 

ولایتی: ساکت نمی‌نشینیم/بارزانی در سراشیبی سقوط است

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 مهر 1396-08:20 ب.ظ


عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این‌که بارزانی در سراشیبی سقوط قرار دارد گفت: به طور حتم کردها قبل از دولت عراق وی را سرنگون خواهند کرد.
 علی اکبر ولایتی روز سه‌شنبه) در ­همایش آشنایی با سامانه‌های علم‌سنجی در جمع خبرنگاران با اشاره به برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان گفت: اقدامی که از سوی ­آقای بارزانی انجام شد، کاری بی‌ارزش است که حتما­ ­نتیجه مثبت ندارد.

وی با تاکید بر غیر قانونی بودن همه پرسی در منطقه کردستان عراق، گفت: نتیجه این اقدام آشفتگی سیاسی در منطقه خواهد بود.

ولایتی ادامه داد: آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها پشت صحنه و اسرائیلی‌ها روی صحنه این قضیه هستند، زیرا ­آن‌ها از داعش نتیجه نگرفتند و ­به تفرقه‌افکنی میان مسلمانان و کشورهای اسلامی روی آورده‌اند و این حرکت نمایشی نیز از قبل شکست خورده است.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ­خاطرنشان کرد: متأسفانه آقای بارزانی از مدت‌ها پیش با صهیونیست‌ها ارتباط پیدا کرده و از فلسطین درس نگرفته است. این همه پرسی آغاز سقوط سیاسی آقای بارزانی است. مردم شریف کرد زیر بار این ننگ نخواهند رفت و آنچه که در این همه پرسی به دست می‌آید معلوم نیست که چقدر صحت دارد و به چه میزان رأی داده‌اند. علاوه بر این هنگامی که حکومتی امری را به مردم تحمیل می‌کند، نتایج آن قابل قبول نیست.

وی گفت: مردم کرد در مبارزه علیه دشمنان اسلام در صف مقدم بوده‌اند، اما ­آقای بارزانی سرنوشت خود را به ­­وابستگی با ­اسرائیل گره زده است و ­خیلی زودتر از آن چیزی که دیگران سقوط کردند، وی به سوی سقوط می‌رود.

ولایتی تاکید کرد: کردستان عراق بخشی از عراق است و مردم عراق ساکت نمی‌نشینند. همچنین کشورهای منطقه مانند ایران و ترکیه و یا دیگر کشورها نیز ساکت نمی‌نشینند و در مقابل چنین انحراف بسیار بد و نفرت‌آوری که آقای بارزانی در پیش گرفته است، می‌ایستند.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت خاطرنشان کرد: بارزانی ­باید عقب‌نشینی کند یا با وی مقابله خواهند کرد، بدون تردید منطقه کردستان عراق، جزئی از عراق است و جمهوری اسلامی ایران مصمم است که تمامیت ارضی کشورهای منطقه به ویژه کشورهای دوست و هم پیمان مانند عراق و سوریه حفظ شود.

وی با تاکید بر اینکه ایران در شش سال گذشته در سوریه از تجزیه این کشور جلوگیری کرده است، افزود: بارزانی دلال صهیونیست‌ها برای تجزیه کشورهای اسلامی است و با عنایت به تجربه‌ای که ملت‌های مسلمان از تجربه تلخ فلسطین دارند اجازه نخواهند داد اسرائیل دوم تشکیل شود. ­

ولایتی گفت: بارزانی در سراشیبی سقوط قرار دارد مطمئناً مردم کرد قبل از دولت عراق وی را سرنگون خواهند کرد و این لکه ننگ را از دامن جهان اسلام پاک می‌کنند. ­ ما از تمامیت ارضی همه کشورهای اسلامی مثل سوریه و عراق حمایت می‌کنیم و به درخواست دولت قانونی عراق در این کشور حضور فعال داریم. ­

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تجلیل از تاریخ چند هزار ساله مردم کرد بزرگانی نظیر صلاح‌الدین ایوبی و میرزاده عشقی را نقطه افتخار این مردم دانست که صلاح‌الدین در جنگ با صلیبی‌ها افتخارات بزرگی برای مسلمانان کسب کرده است. ­

منبع: ایسنا




نظرات() 

دیدار سردار سلیمانی با بارزانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 مهر 1396-08:14 ب.ظ

دیدار سردار سلیمانی با بارزانی بارزانی یک روز بعد از مذاکره هیئت کردستانی با مقامات بغداد اعلام کرد همه‌ آنچه برای برقراری یک عراق فدرال لازم بوده، انجام داده‌اند. بارزانی با اعلام اینکه شراکت این اقلیم با بغداد به پایان رسیده، گفت: ما باید همسایگان خوبی برای هم باشیم و گفت‌وگوها میان دو همسایه ادامه خواهد یافت، چراکه شراکت ما در گذشته شکست خورده و نمی‌خواهیم تجربه‌های گذشته را تکرار کنیم. او تأکید کرد: همه‌پرسی اولین گزینه برای استقلال مردم کُردستان عراق و ثبات آینده ماست. بارزانی با اشاره به اینکه همه‌پرسی منجر به ترسیم مرزهای جدید نمی‌شود، بر همکاری میان نیروهای پیشمرگه و ارتش برای مبارزه با تروریسم تأکید کرد و گفت بعد از همه‌پرسی، مذاکراتی طولانی میان دو طرف آغاز خواهد شد. بارزانی گفت: همه‌پرسی مرزها را مشخص نمی‌کند و ما بعد از آن با بغداد گفت‌وگو خواهیم کرد که ممکن است یک سال یا دو سال زمان ببرد. گفت‌وگو با بغداد بر اساس ایجاد یک رابطه خوب میان دو همسایه صورت خواهد گرفت. ما می‌خواهیم از روابط خوب میان پیشمرگه‌ها و ارتش عراق محافظت کنیم. رئیس اقلیم کردستان عراق ادامه داد: قانون اساسی برای دولت کردستان تدوین و پس از آن به همه‌پرسی گذاشته خواهد شد. وی تأکید کرد: ما هرگز اجازه وقوع درگیری میان دو ملت را نخواهیم داد. ما با اعراب و ترکمان‌ها برادریم و اختلافات سیاسی به قوت خود پابرجاست. ما تلاش می‌کنیم تا هرگونه دید منفی به همه‌پرسی را تغییر دهیم. نظام آتی ما بر اساس قانون اساسی و توافق ملت کُرد ساخته می‌شود. برای تحقق یک روند شفاف و بی‌شائبه، به پای صندوق‌های رأی خواهیم رفت. تنها استقلال می‌تواند درخواست‌ها و اهداف ما را محقق کند. بارزانی همچنین گفت به دنبال درگیری با ایران و ترکیه نیستیم. رئیس اقلیم کردستان عراق در پاسخ خبرنگاران تأکید کرد که‌ ما بعد از همه‌پرسی هم به‌ روابط حسنه‌ خویش با ایران و ترکیه‌ مانند ۲۴ سال گذشته‌ ادامه‌ خواهیم داد. بارزانی با بیان اینکه با اجرای همه‎پرسی، امنیت ملی ترکیه تهدید نمی‏‎شود، گفت: امیدواریم که ترکیه مرزهای هوایی خود را روی منطقه کردستان نبندد. 

آماده مقابله با حمله هستیم
مسعود بارزانی تأکید کرد که رهبران سیاسی احزاب کُردی بر سر برگزاری همه‌پرسی در موعد مقرر اتفاق‌نظر دارند و هیچ مسئول سیاسی یا نظامی‌ای نمی‌تواند این همه‌پرسی را متوقف کند. رئیس منطقه کردستان عراق گفت: ما آماده مقابله با هرگونه حمله به کردستان هستیم، هرچند هرگز به فکر درگیری نظامی نیستیم و از بغداد هم انتظار ایجاد درگیری مسلحانه را نداریم. مسعود بارزانی افزود: از هیچ‌کس واهمه‏ای نداریم؛ همه بدانند تحت هیچ شرایطی از موضوع استقلال کردستان عراق عقب‌نشینی نخواهیم کرد. مسعود بارزانی تصریح کرد که پیشمرگه برای مقابله با هرگونه حملات در سطح بالایی از آمادگی به‌سر می‎برد. 
برگزاری همه‌پرسی در کرکوک
رئیس اقلیم کردستان عراق همچنین گفت که در نشست روز گذشته احزاب کردستان عراق تأکید شده است که در کرکوک هم همه‌پرسی برگزار خواهد شد. رئیس منطقه کردستان عراق در ادامه گفت که به هرگونه اقدامات تحریک‌آمیز در کرکوک پاسخ خواهیم داد. وی گفت: ما در سال ۲۰۰۳ اشتباه کرده بودیم که به آغوش بغداد بازگشتیم و همان سال باید همه‌پرسی را برگزار و بغداد را در سال ۲۰۰۸ رها می‏‎کردیم. 
حضور قاسم ‌سلیمانی در کردستان
بارزانی همچنین تأیید کرد که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در چند روز گذشته به اقلیم کردستان سفر و با بارزانی هم دیدار کرده است. بارزانی خبر گلوله‌باران چند روستای مرزی کردستان عراق از سوی ایران را هم تأیید کرد و همچنین مسئولیت اقدام ایران در بستن مرز هوایی خود با کردستان عراق را بر‌عهده دولت ایران دانست. بارزانی در حالی برگزاری همه‌پرسی در موعد مقرر را تأیید کرد که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند او پس از امتیازگیری از دولت مرکزی عراق و احزاب دیگر اقلیم کردستان عراق (احزاب مخالف همه‌پرسی) در نهایت این همه‌پرسی را به تعویق می‌اندازد. در ماه‌های گذشته مذاکرات پیوسته‌ای میان هیئت‌های عراقی و کُردی در بغداد و شهرهای اقلیم کردستان برگزار شد، اما مسعود بارزانی هربار پس از این مذاکرات اعلام می‌کرد که پیشنهادهای دولت مرکزی نتوانسته او را در به‌تعویق‌انداختن همه‌پرسی قانع کند. آخرین دور مذاکرات میان مقامات دولت مرکزی و اقلیم کردستان هم روز شنبه برگزار شد، اما بی‌نتیجه ماند. 


ادامه مطلب


نظرات() 

وزیر دفاع: ایران با هر گونه تغییر در مرزهای جغرافیایی و تجزیه کشورهای منطقه مخالف است

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 مهر 1396-08:11 ب.ظ


"هاکان تکین" سفیر ترکیه در تهران در محل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران پیرامون همکاری های دوجانبه و مسائل منطقه ای دیدار و گفتگو کرد.
 امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در این دیدار با اشاره به روند رو به رشد روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور ابراز امیدواری کرد با تداوم رایزنی های مقامات سیاسی و دفاعی ارشد دو کشور، روابط تهران-آنکارا در ابعاد دوجانبه و منطقه ای بیش از پیش رشد و ارتقاء یابد.
حاتمی با ابراز نگرانی از پیامدهای امنیتی ناشی از برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان عراق گفت: جمهوری اسلامی ایران با هر اقدامی که منجر به تغییر مرزهای جغرافیایی و تجزیه کشورهای منطقه شود مخالف است و امیدوارم مسولان اقلیم پیام لازم را از انسداد مرزهای هوایی ج.ا.ایران با منطقه کردستان که به درخواست دولت مرکزی بغداد انجام شده به خوبی دریافت کرده باشند.
وزیر دفاع با یادآوری سیاست اصولی کشورمان مبنی براحترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورهای منطقه افزود:اقدام اقلیم کردستان عراق در برگزاری رفراندوم در حالی که دولت و ملت رشید عراق در حال مبارزه با بقایای داعش هستند به مثابه بازی در زمین تروریست های داعشی و حامیان منطقه ای و بین المللی آنان بوده و این مساله موجب ایجاد مشکلات برای منطقه، مردم عراق و به ویژه کردستان عراق خواهد شد.
هاکان تکین سفیر ترکیه در تهران با تبریک انتصاب امیر سرتیپ حاتمی به عنوان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و ابراز امیدواری جهت توسعه روابط نظامی دو کشور در دوره مسئولیت ایشان گفت:اساساً روابط دو کشور ایران و ترکیه متاثر از اشتراکات فراوان تاریخی و فرهنگی بوده و امیدوارم با سفر قریب الوقوع رئیس جمهور و رئیس ستاد ارتش ترکیه به تهران همکاری های دوکشور در جهت منافع دو ملت، صلح، ثبات و امنیت منطقه بیش از پیش گسترش یابد.
وی با اشاره به روند تحولات حساس منطقه، تصمیم یکجانبه مسئولین اقلیم کردستان عراق در برگزاری رفراندوم را موجب نگرانی و  بی ثباتی در منطقه ذکر کرد و افزود: انتظار داریم مسئولین اقلیم با حسن نیت مساله را حل کرده و اقدامات یک طرفه خود را که مغایر قانون اساسی عراق است، متوقف سازند.
سفیر ترکیه در تهران با اشاره به جایگاه ایران به عنوان یک همسایه راهبردی در منطقه و جهان اسلام گفت:موضوع مبارزه با تروریسم یکی از مهمترین سرفصل های همکاری دوکشور  است و امیدوارم دیدار مقامات دفاعی و نظامی تهران-آنکارا، نتایج مثبت و پرباری برای دوکشور بر پایه منافع مشترک دو ملت به دنبال داشته باشد.
منبع: ایسنا




نظرات() 

توسعۀ امامزاده احمد(ع) مرند ومازارباغی دربوتۀ فراموشی:

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-10:18 ب.ظ

http://marandim.blogfa.com/?p=4

کسانی که اینجانب رامی شناسند می دانند که تاریخ منطقه ومرند ؛ بخصوص چگونگی مرمت وگسترش امامزاده احمدوبقعه پیرخموش وقصرآلاکی ومسجدجامع مرند و.... ازاصلی ترین دغدغه های زندگیم می باشند وتاهرکجاکه امکان داشت نوشته وپیگیری کرده وخواهم کرد.
حدودچهارماه قبل درتلگرام ازموقعیت متزلزل وبدون تاثیروجودی اداره اوقاف مرندنوشتم. چندروزبعدباخبرشدم که مدیر کل محترم اوقاف استان باسعۀ صدرمتن مرادیده وحتا به گروه تلگرام اوقاف هم سندشده است.
هرروز منتظر اقدامات مدیریت کل برتوسعه یکی از نَسَبدارترین امامزاه های ایران بودم. امامزاده ای که کلنگ نمایشی توسعه اش 9 سال قبل توسط معاون سازمان اوقاف آمده ازتهران برزمین زده شده بود!! وتاحال از توسعه مزبور فقط گم شدن تنۀ درخت یکهزار ساله ونیزازبین رفتن غسالخانه قدیمی مرند شامل امامزاده شده است !! 

 

 

کلنگ زنی نمایشی وبی حاصل توسعۀ امامزاده احمدتوسط معاون سازمان اوقاف کشورومدیرکل اوقاف استان درپنجشنبه 12-2-1387
دیروز درمراسمی توفیق یافتم تا با حجت الاسلام والمسلمین آقای مصائبی مدیر کل محترم اوقاف آذربایجان شرقی دیداری داشته باشم وازنزدیک درباره چرائی عدم اقدام عملی برتوسعه امامزاده احمد را جویا باشم.
 جواب صریح ایشان این بود که پول نداریم!( مثل آن شاه قاجارکه به توپچی اش گفته بود که چراشلیک نمی کنی؟!  توپچی گفته بود قربان به هزاردلیل! دلیل اولش اینستکه باروت نداریم...! )
 حال اوقاف هم فقط پول ندارد ولی 9 سال قبل مدیرکل اسبق اوقاف استان برای پزدادن پیش معاون سازمان یک کلنگ زنی نمایشی راه می اندازد ودرمردم خوش باور انتظارایجادمی کند!
اما آقای مدیر کل گفتند که 14 قطعه زمین معوض داده شده ازسوی شهرداری مرند بابت احداث کمربندی جلوامامزاده داریم که مجوز فروشش راازتهران اخذ کرده ایم وبه محض فروش زمین های فوق نسبت به گسترش وتوسعه امامزاده طبق نقشه تصویبی اقدام خواهیم کرد. 
واین لااقل خبرخوشی می تواند باشد. لذا کسانی که می توانند وزمین لازم دارند به اوقاف مرندمراجعه کرده وازمنطقه وقیمت زمینها کسب اطلاع نمایند.
مدیرکل محترم درمقابل پیشنهاداینجانب که برای کسب درآمد، می توانید سراسر شمال امامزاده را مغازه زده وبه سرقفلی بدهید وطبقه دوم روبه جنوب راباپول آن زایرسرا بکنید، فرمودند بسم الله هرکسی که پول دارد ومی تواند مغازه هارا باسرمایه خودباشتراک بسازد حاضریم قرارداد ببندیم.
لذا کسانیکه برای پاساژسازی یا امکانات داشتند ویا ازشهرهای دیگر امکانات فراهم می کردند تقاضا می شود لااقل برای خاطر مرندهم که شده پاپیش بگذارند وباخرید زمین های تجاری ومسکونی نسبت به توسعه امامزاده احمد که نوه بلافصل حضرت موسای کاظم(ع) می باشد اقدام بکنند. بخدا درجمهوری اسلامی شایسته نیست که یک امامزاده نسب دار دراین وضع محقری رهاشده باشد.

ازمدیرکل محترم اوقاف راجع به وضعیت مازارباغی پرسیدم.....
ابتدا مازار باغی را شرح بدهم....
مازارباغی دوقسمت داشت؛ یک قسمت مازارباغی سیدلر که زمینی باوقف خاص بوده وتوسط میربزرگ یامیرشهیددر حدود 800 سال قبل خریداری ووقف خاص کرده بود وتنها فرزندان خانواده خودش حق دفن امواتشان را دراین محوطه داشتند حال خانواده های سیدمرندی- شیخ الاسلامی - سیدصاحباری- سیدحسینی- سیدقریشی و... ووابستگان دراین زمین صاحب حق بودند. اینجا یک زیارتگاه تاریخی بودکه مردم ضمن زیارت سلامتی کودکان خودراازاولیاالله دفن شده درآنجاطلب می کردندونتیجه هم می گرفتند.
 این زمین بادیوارمحصوربوده وبادرکوچکی بابیرون درارتباط بود. فلکه مادر خیابان های اطراف- پرورش کودکان ونوجوانان بدون اجازه ازوراث ازاین زمین استفاده کرده اند وباقیمانده زمین راهم سپاه تملک کرده است.
مدیر کل محترم راجع به این قسمت هم فرمودندکه باسپاه درمکاتبه هستیم تا برای کسب رضایت زمین معوضی برای دفن سیدهای صاحب حق تهیه وتحویل نمایند.
 ولی من نظردیگری دارم وآن اینکه برای کسب رضایت شرعی سیدها، سپاه بیاید حداقل دوهزارمترمربع اززمینهای فوق را آزاد و تسلیم صاحبان حق نماید تاما بتوانیم سنگ قبرهای صندوقی دهگانه پدران خودمان راکه درمحوطه بکناری انداخته شده اند را بصورت سمبلیک بازسازی وزیارتگاه تاریخی مرندرا بازسازی نمائیم تا هویت تاریخی قسمتی ازمرندبرگردانده شود.
البته مازار باغی قره یاخاها، خیلی وسیع بود که به کل مرندی ها تعلق داشت . این محوطه خیلی وسیع درسالهای دهه سی وچهل به استادیوم ورزشی - مدارس مختلف-  وده هاخانه ومغازه تغییر کاربری یافته است وقسمت باقیمانده هم بعدازانقلاب به مصلی اختصاص داده شده است.

 


برچسب‌ها: امامزادگان مرند







نظرات() 

انسان‌گرایی چیست و انسان‌گرایان چه می‌گویند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-10:08 ب.ظ


در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه که مردمانش بنا به رویه و سنت تاریخی عادت دارند که با میل و رغبت تحت سلطه و انقیاد یک قدرت غالب قرار گیرند که بجای او فکر کند و بجای او تصمیم بگیرد، نام و مفهوم «انسان‌گرایی» چندان شناخته‌شده و متداول نیست.

در چنین جوامعی، وابستگی به قدرت‌های نظامی یا سیاسی می‌تواند موجبات دسترسی بیشتر به منافع شخصی و تصاحب «اموال و فرصت‌ها» شود. در حالیکه عکس این رویه می‌تواند شهروند مستقل و آزادمنش و اخلاق‌گرا را از تمامی حقوق اجتماعی و انسانی خود و حتی از هستی خود ساقط کند. علاوه بر این، وابستگی به قدرت‌های ایدئولوژیکی کاذب نیز می‌تواند علاوه بر منافع پیشین، شخص را به «آرامش ناشی از فکر نکردن و مسئولیت نداشتن» برساند. می‌تواند او را از زحمت اندیشیدن و توجه به رنج‌های بشری آسوده خاطر سازد تا با پیوستن به جمع اکثریت غالب اما بی‌اطلاع، تمامی مسئولیت اعمال و رفتار خویش را به گردن کسانی اندازد که با دستورات ایدئولوژیکی خویش در تمامی کلیات و جزئیات زندگی شخصی و اجتماعی مردم اعمال نظر می‌کنند. دستوراتی که تبعیت از آنها موجب دسترسی بیشتر به منافع و امتیازها، و مخالفت با آنها و حتی تردید در آنها باز هم موجب اسقاط انسان‌ها از هستی خود می‌شود.

با اینکه اصطلاح «انسان‌گرایی» عموماً به عنوان معادلی برای «اومانیسم» (Humanism) بکار می‌رود، اما الزاماً با آن مطابقت و همپوشانی کامل ندارد. چرا که اومانیسم در طول سده‌های اخیر دارای معانی و مفاهیم متعدد و گاه متناقضی بوده و در برخی موارد تبدیل به ضد خود یعنی انسان‌ستیزی شده است. از همین رو است که عده‌ای از محققان از اصطلاحات تازه‌ای به نام‌های «انسان‌گرایی ضد اومانیستی» یا «اومانیسم انسان‌ستیز» یاد کرده‌اند.

انسان‌گرایی نه یک مکتب سیاسی یا مذهبی، که یک مکتب و نظام فکری برای چگونه اندیشیدن و عمل کردن است. این نظام فکری به کوتاه‌ترین و ساده‌ترین شکل ممکن عبارت است از اینکه: «حل مشکلات بشر در گرو علم، عقل و تجربه بشری است». انسان‌گرایان تلاش می‌کنند برای: اتکای به دانش تجربی و مشاهدات قابل اندازه‌گیری، بهره‌گیری از عقل و استدلال، توجه به تجربه و تاریخ بشری، استناد به واقعیات محض و قوانین علمی جهان ملموس، به رسمیت شناخته شدن آزادی و اختیار بشری، تفکر آزاد و غیرتحمیلی، تحقیق آزاد و حق پرسشگری و شک‌ورزی، تکثرگرایی و بها دادن به اختلاف‌نظرها، تحمل دگراندیشان و توجه به نظرات و آرای آنان، حق دسترسی برابر به تریبون‌ها و رسانه‌های عمومی، برابری و صلح و همزیستی میان انسان‌ها و رفع هرگونه تبعیض و برتری‌طلبی و نژادپرستی، روشنگری در قبال تحمیق و تحریک توده‌ها و بهره‌کشی از آنان. […]

دماگوژی و روش‌های آن

دماگوژی (Demagogue) که در زبان فارسی با معادل‌هایی همچون «عوام‌فریبی» یا «مردم‌فریبی» بکار می‌رود، معنا و مفهوم عمومی و مطلق فریفتن عوام یا دروغ‌پردازی را ندارد، بلکه اصطلاحی است که بر یک مشرب سیاسی و سلطه‌گری و تبلیغاتی خاص که آنرا «دماگوژیسم» می‌نامند، دلالت می‌کند.

پیروان دماگوژیسم بر این روش هستند که اکثریت مردم را توده‌هایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادارک تشکیل می‌دهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی می‌توان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوه‌هایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد. دماگوژیسم را «مک‌کارتیسم» نیز می‌نامند. این اصطلاح برگرفته از نام سناتور جوزف مک‌کارتی، دماگوگ و راست‌گرای افراطی آمریکایی در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ است که کمیته تحقیق و کارزار اختناق‌آمیز و مخوفی علیه هنرمندان و نویسندگان پیشرو و ضد فاشیسم و از جمله برتولت برشت و چارلی چاپلین براه انداخت.

کاربرد دماگوژی بطور خلاصه عبارت است از: «بهره‌گیری از حماقت در ترویج تجارت و شیوع خشونت». کشورهای همسایه‌ای که زرادخانه‌های آنها آکنده از تسلیحات خریداری شده از قدرت‌های استعماری شده، لازم است تا در فاصله‌های معین و چرخه‌های مکرر تخریب و بازسازی، به بهانه‌های موهومی بجان یکدیگر بیفتند و جنگ افزارهای خریداری شده را به مصرف برسانند. کارخانه‌ها و بنیان‌های صنعتی یکدیگر را نابود کنند، و آنگاه به پرداخت هزینه هنگفت بازسازی و خرید مجدد و مکرر سلاح و تأسیسات زیربنایی از کشورهای استعماری روی بیاورند. کشورهایی که درآمد آنها از فروش تسلیحات و رونق اقتصادی حاصل از آن، بسیار بیشتر از درآمد کشورهای خاورمیانه از فروش نفت است. […]

The Sun in Tetrapylons

A Report on Discovering the Relationship between Tetrapylons, Time and Variation in the Declination of the Sun

The Sun in TetrapylonsReza Moradi Ghiasabadi is a well-known Iranian researcher with a novel insight into History and Archaeology. After becoming familiar with his works, I asked him to let me translate the report of one of his research projects explaining his theory on the functionality of the Persian tetrapylons as solar structures. This theory has been confirmed by some experts and many evidences, validating it, have been found. The first part of this book is the translation from the last Persian edition of the book The Persian Tetrapylons published in 2010. The second part of this book is published herein for the first time except Chapter 13, Heidentor Tetrapylon, which has been published as a paper in Journal of Persia Digest (2012).

Ghiasabadi begins The Persian Tetrapylons with an old poem: “That building on the hillside is a place for time and time measurement.” This poem is from Shahnameh, authored by Ferdowsi, who is the greatest Persian epic poet in the tenth century AD. Ferdowsi narrates the ancient historical-storied events of Iranian people in Shahnameh. Ferdowsi quotes the mentioned poem from Zal, who is a Persian mythological character whose functions relate to the time and Zurvan. In fact, Ghiasabadi starts his book with a thousand-year-old poem which describes a building on a hillside with calendrical functionality, so this poem can be an allegory of a tetrapylon. […]





نظرات() 

تو رفتی شهر در تو سوخت

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-09:58 ب.ظ

تو رفتی

شهر در تو سوخت 

            باغ در تو سوخت

اما دو دست جوانت

               بشارت فردا،

هر سال سبز می شود

و با شاخه های زمزمه گر در تمام خاک

گل می دهدگلی به سرخی خون...

                                               <<خسرو گلسرخی>>  





نظرات() 

مدفن شاه حیاس جیحون آباد یا موصل

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-09:29 ق.ظ



پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ منابع مطالعاتی اهل حق در مدفن شاه حیاس باهم اختلاف‌نظر دارند، برخی از منابع معتقد هستند که "شاه حیاس" از موصل به روستای "جیحون آباد" در فاصله 30 کیلومتری شهرستان صحنه در استان کرمانشاه مهاجرت نموده است و مدفن او را در نزدیکی این روستای می‌دانند. [دانشنامه نام‌آوران یارستان، ص 335]
اما برخی دیگر از پیروان فرقه اهل حق معتقدند که شاه حیاس پس‌ازاینکه در موصل اقامت گزید در روستای «وردک» در منطقه «بادنیان» بخش «قره قوش» در استان موصل عراق درگذشت و در همان‌جا دفن شده است. و هم‌اکنون قبر او محل زیارت پیروان اهل حق است و آنکه در جیحون آباد به اسم شاه حیاس مدفون هست "سید عباس" از نوادگان شاه حیاس است که دارای تجلی از ذات شاه حیاس است. [تاریخ خاندان‌های حقیقت، ص 163] مطالب مذکور حاکی از تناقض گوئی و وجود عقیده باطل تناسخ در این فرقه است.

پی‌نوشت:
سلطانی، محمدعلی، تاریخ خاندان‌های حقیقت ومشاهیرمتاخر اهل حق در کرمانشاه، تهران، سُها، 1381، ص 163
صفی زاده، صدیق، دانشنامه نام‌آوران یارستان احوال و آثار مشاهیر، تاریخ کتاب‌ها و اصطلاحات عرفانی،تهران، هیرمند، 1376، صص 335  




ادامه مطلب


نظرات() 

هشدارهای حضرت زهرا به سران سقیفه

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-09:19 ق.ظ

خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که به خطبه فدک مشهور است، سرشار از درد و رنجی است که بر این بانوی مظلوم و اهل بیتش (علیهم السلام) وارد شده است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این خطبه به مصائبی که بر آن بانوی مخدره وارد شده، اشاره دارد و در آن نسبت به عاملین و مسببین غصب خلافت و فدک شکوه و گلایه می‌نماید.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ خطبه فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می‌توان به‎عنوان یکی از معجزات خطابه قلمداد کرد. پس از آن اتفاقات شومی که بر سر خاندان رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد و بعد از هجوم ظالمانه به خانه وحی، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به مسجد می‌رود و خطبه قرائی ایراد می‌کند.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این سخنرانی به اتفاقات مختلف، از جمله غصب خلافت و تصرف ظالمانه فدک اشاره کرده‌اند و عوامل و پشت پرده این اتفاقات را بیان کردند. علاوه بر آن هشدارهایی را نیز در این خصوص بیان داشتند.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در فرازی از این خطبه آسمانی، دو هشدار مهم را به سران سقیفه و مهاجرین و انصاری که با آن‌ها همگام شدند، داده است و آنان را از عاقبتی که در انتظارشان است، بیم داده است.
حضرت در فرازی از این خطبه فرمود: «... فدونکموها فاحتقبوها دبرة الظهر نقیبة (نقبة) الخف، باقیة العار، موسومة بغضب الله و شنار الابد، موصولة بنار الله الموقدة التی تطلع علی الافئدة. فبعین الله ما تفعلون «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.[شعراء/227] و انا ابنة نذیر لکم بین یدی عذاب شدید. فاعملوا «إِنَّا عَامِلُونَ. وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ.[هود/121] ...[1] اینک مرکب خلافت را بگیرید، اما به‌هوش باشید که پشتش زخم خورده، پایش شکاف برداشته، و داغ ننگ عار بر پیشانی او باقی است، و نشان از غضب خدا و رسوایی ماندگار را با خود دارد و سرانجام نیز به آتش خشم خدا که تا اعماق دل‌ها نفوذ می‌کند، خواهد پیوست. آن‌چه شما انجام می‌دهید، در پیشگاه خداست (و به همین زودی بیدادگران خواهند دانست که به چه بازداشت‌گاه شومی باز خواهند گشت، و چه سرنوشت دردناکی در انتظار آن‌هاست.) و من دخت همان کسی هستم که شما را از عذابی سخت، که سر راه شماست، هشدار داد. (پس شما هر آن‌چه می‌خواهید انجام دهید، ما نیز کار خویش را انجام می‌دهیم، و شما در انتظار کیفر عملکرد ظالمانه‌ی خود باشید که ما نیز در انتظار پاداش شکوهبار عملکرد خویش هستیم).»

اولین هشداری که حضرت زهرا به سران سقیفه داده است، خفت و ذلت آنان است. حضرت به آن‌ها هشدار داد از آن‌جایی که غصب خلافت و تصرف فدک از راه تطمیع، تهدید و تزویر انجام گرفت، قطعاً آبرویی برای غاصبان باقی نخواهد ماند و آنان برای همیشه در تاریخ محکوم و منفور باقی خواهند ماند. حضرت زهرا در ادامه در مورد اصحابی که در برابر این حوادث سکوت کرده‌اند فرمودند که آنان نیز آبروی به زحمت به‌دست آورده خود را از دست خواهند داد و هیچ جایگاهی در حکومت ابوبکر و عمر نخواهند داشت و هرگز نمی‌توانند ننگ این بی‌آبرویی را از پیشانی خود پاک کنند؛ لذا تعبیر «باقیة العار» را در مورد آنان به‌کار برد.

هشدار دیگر حضرت زهرا به غاصبان و مهاجرین و انصار، عذاب الهی است.
سران سقیفه و برخی از مهاجرین و انصار به سبب ظلم بزرگی که بر خاندان رسول خدا عرضه داشتند، در سخت‌ترین عذاب الهی گرفتار خواهند شد و در قیامت نخواهند توانست از آتش جهنم نجات پیدا کنند؛ از همین‌رو به آنان فرمود: «موسومة بغضب الله و شنار الابد، موصولة بنار الله الموقدة التی تطلع علی الافئدة، فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.[2] نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد، و به آتش شعله‌‏ور خدا که بر قلب‌ها احاطه مى‌‏یابد متصل است. آن‌چه مى‌‏کنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنان‌که ستم کردند به زودى مى‌‏دانند که به کدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت.»
این نکات تنها دو مورد از هشدارهایی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به سران سقیفه داد، و طبق نقل منابع معتبر، عایشه گفته است: «أنها كانت إِذَا ذُكِرت فَاطِمَةُ بنت النَّبِی قَالَت: مَا رَأَیتُ أَحدا كَانَ أَصدَق لَهجَةً مِنها إِلا أَن یَكُونَ الَّذِی وَلَدَهَا.[3] وقتی نزد عایشه از فاطمه دختر پیامبر سخن به میان می‌آمد، می‌گفت: هیچ كسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم، جز آن كسی‌كه او را به‌دنیا آورده است.» که منظور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.
حال باید چگونه این دو موضوع را با هم جمع کرد؟

پی‌نوشت:

[1]. کشف الغمه، اربلی، ج2، ص114، خطبه فدکیه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
[2]. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج1، ص312، خطبه فدکیه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
[3]. المستدرك علی الصحیحین، حاكم نیشابوری، دار الكتب العلمیة – بیروت:  ج3، ص175

نویسنده: محمد یاسر بیانی







نظرات() 

«اسلام و مرگ» در دانشنامۀ مرگ و مردن

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-09:03 ق.ظ


هاجر قربانی

در مدخلِ "I" دانشنامۀ مرگ و مردن تعاریفِ مرتبط با مرگ و آیین‌های آن در اسلام با توجه به مسلمانانی که در آمریکا سکونت دارند، نوشته شده است. اسلام و مرگ: دینِ اسلام 25 درصد از جمعیت جهان را تشکیل داده است، که آفریقا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و بخش‌هایی از جنوبِ شرقی  را دربر می‌گیرد. دینِ اسلام یکی از دین‌هایی است که امروز در آمریکا به سرعت رشد کرده است. براساسِ آخرین آمارها، حدود یک‌هزار و دویست و نه مسجد از حوالی 1980 بنا شده است. برای پیروان اسلام که آنها را مسلمان می‌نامند، مرگ پایان نیست، تنها مرحلۀ دیگری از زندگی است، یک گذار از زندگیِ روی زمین و شروعِ یک زندگی در آخرت. مسلمانان مرگ را یک جدایی از جسمِ فیزیکی در نظر می‌گیرند که روز داوری [قضاوت] دوباره باز خواهد گشت، و اگر خدا بخواهد یکبارِ دیگر در کنار خانواده و بستگانش قرار خواهد گرفت. مسلمانان معتقدند به این امر که هر فردی روح دارد. آنها معتقدند که بعد از اینکه فردی می‌میرد، روح او به جهانِ دیگری میان زندگی و مرگ برای روز داوری منتظر می‌ماند، هر روحی که در دنیا کارِ خوبی انجام دهد به بهشت خواهد رفت و روحی که در زندگی چنین نباشد [اعمال بد داشته باشند] به جهنم رهسپارخواهند شد. بدن باید شسته شود، درون پارچه پیچیده شود، و بعد از نماز،در همان روزی که مرگ رخ داده دفن شود. اسلام کالبدشکافی را می‌پذیرد اما زمانی که اثبات کند که فایده‌مند یا قانونی است.

اسلام مخالفِ آسان سازی مرگ است. آنها معتقدند که زندگیِ همه انسان‌ها مقدس است زیرا توسط خدا به آنها اهدا شده است، و خداست که انتخاب می‌کند هر فردی چه مدت زمانی باید زندگی کند. و انسان نباید در این امور دخالت کند. به طور مثال خودکشی یک دلیلِ کشتنِ «عادلانه» در نظر گرفته نمی‌شود. «نفسی را که خدا محترم شمرده به قتل نرسانید» (اسرا: 17:33). تلفظِ قرآن در زبانِ انگلیسی «کُران» تلفظ می‌شود، یک کتاب از نوشته‌های مقدس اسلام توسطِ خداوند به پیامبرِ خود محمد(ص) در دورانِ زندگی‌اش در مکه و مدینه بیان شده است، و به مسلمانان دستور داده که چگونه زندگی کنند.

زمانیکه مرگ نزدیک می‌شود، خانوداه و دوستان تلاش می‌کنند که در گوشِ فردی که مرده است برای تسلی و آرامش نماز بخوانند. با این نظر که آخرین کلمه‌ای که یک مسلمان باید بشنود خدا است، که تسلمیش را در برابر او تقویت می‌کنند.

آیین تشییع و سوگواری

سوزاندن اجازه داده نشده است. در آماده سازیِ جسد برای تدفین، چشم‌ها بسته می‌شوند، بدن به صورتِ آیینی با آبِ معطر توسطِ خانواده شسته، سپس در یک پارچۀ بدونِ درز (کفن) پوشانده و سپس به مسجد جایی که افراد برای خواندنِ نماز جمع شده‌اند روانه می‌شود. برای مسلمانان، احترامِ به مردگان یک تعهد لازم است، صرف نظر از اینکه هر شخصی متوفی را میشناسد.

در اسلام خاک‌سپاری باید هرهرچه سریعتر بعد از مرگ، اگر ممکن است، یعنی بیست و چهار ساعت ، انجام شود. دفن باید در یک قبرستان اسلامی انجام شود. در سنتِ اسلامی، تنها مردان قادرند در خاکسپاری شرکت کنند. به جز قوانینِ محلی در استفاده از تابوت، بدنِ کفن شده باید مستقیما برای خاکسپاری درون زمین قرار گیرد. بدن روی دست راست و همیشه در موقعیت رو به مکه ، جهتِ نماز خواندنی مسلمانان، است. دست راست همچنین در زیر سر است و سر به سمت شرق برگردانده می‌شود.

خدماتِ تشییع‌جنازه کوتاه است و شامل یک سوال دربارۀ اینکه آیا متوفی بدهی دارد یا خیر یا اینکه آیا شخصی کینه‌ای علیه فرد دارد یا خیر؟! اگر چنین باشد، این امور باید قبل از خاکسپاری بخشیده شود تا روح آزاد شود. هرچند ممکن است شخصی بدهی مرده را پرداخت کند، خانوادۀ مرده مسئولیت دارد که تمامیِ بدهی را هر چه سریعتر پرداخت کند. مسلمانان معتقدند که پرداختِ بدهی فردی که مرده است می‌‌تواند برخی از مجازات‌های او را در سهل‌انگاریِ پرداخت سلب کند. مردان معمولا زمانی که تابوت را، در یک جعبۀ ساده، برای بردن به سمت قبر حمل می‌کنند، آیاتی از قرآن را تلاوت می‌کنند. خانواده و دوستان در زمانِ دفن، یک بیل ازخاک بر گور می‌پاشند و نماز به جا می‌‌آورند. پس از اتمام دفن عزادارن نمازِ نهایی را می‌خوانند. گاهی اوقات، آنها برای جمع شدن به دور هم مجددا به مسجد باز می‌گردند. قبر مسلمان باید بالاتر از سطح زمین قرار بگیرد. سنگ باید به عنوان نشانه روی قبر استفاده شودف اما اجازۀ نوشتن روی آن نیست. ساختمان و یا هر شکل دیگری از سازه در بالای قبر مجاز نیست. به صورت سنتی، سه روز بعد، بیشتر اعضای خانواده و دوستان برای ملاقات به خانۀ متوفی برای تلاوتِ قرآن مجید، نماز و غذا می‌روند. عزاداران به صورتِ ظاهری سعی در حفظِ تماس‌ها و ارتباطاتِ خویشاوندی با دوستان و نزدیکانِ خود دارند.

خیرات، روزه، نماز و حج اغلب به نیابت از مرده انجام می‌شود. سرزدن به قبر برای یادآوری مرگ و روز قیامت به افراد زنده توصیه شده است.






نظرات() 

حذف مرگ؛ مروری بر مطالعاتِ دکتر سام پرنیا از تجربۀ نزدیک به مرگ

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 شهریور 1396-08:59 ق.ظ

حذف مرگ؛ مروری بر مطالعاتِ دکتر سام پرنیا از تجربۀ نزدیک به مرگ

هاجر قربانی

 


ادامه مطلب


نظرات() 

نشریه آوای باغرو منتشر شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 28 شهریور 1396-12:19 ق.ظ



  1. نشریه آوای باغرو
استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

دست پخت مدیرکل امور اداری استانداری، کمک ۷۰ میلیاردی یک شرکت به یک لیست، تست مرفین در انتظار شورای شهر، لیست تغییرات مدیریتی در ادارات کل استان اردبیل از اخبار شنیده های باغرو می باشد.

هفته نامه آوای باغرو که شماره اول خود را منتشر کرده است، عکس اصلی خود را به موضوع تحصن کارگران سبلان پارچه در جلوی استانداری اردبیل اختصاص داده است
.تحصن در جلوی استانداری اردبیل+عکس

هفته نامه آوای باغرو که شماره اول خود را منتشر کرده است، عکس اصلی خود را به موضوع تحصن کارگران سبلان پارچه در جلوی استانداری اردبیل اختصاص داده است.

باغرو

انتهای پیام/






نظرات() 

هفته نامه "آوای باغرو" در گزارش تحلیلی نوشت :استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 28 شهریور 1396-12:15 ق.ظ


هفته نامه " آوای باغرو" در گزارشی تحلیلی به بررسی یکی از گزینه های احتمالی که ممکن است با برکناری استاندار فعلی اردبیل جانشین او شود ، پرداخته است. در ادامه متن کامل این گزارش را می خوانیم:

استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

این روزها بحث تغییر استاندار اردبیل بصورت جدی در محافل سیاسی و در میان دبیران احزاب اصلاح طلب ، مجمع نمایندگان استان و وزارت کشور مطرح است.

کارنامه 3 ساله آقای مجید خدابخش چنگی به دل ستاد روحانی و مردم در استان اردبیل نزده است. بلکه اصلاح طلبان شدیداً از عملکرد سیاسی ، اقتصادی و عمرانی وی در سطح منطقه ناراحت هستند. در همین راستا انتقادات و اعتراضات به عملکرد ضعیف استاندار خدابخش در رسانه ها بخصوص در نشریات ، سایت های خبری و شبکه های اجتماعی و کانال های خبری وابسته به اصلاح طلبان هر روز بیشتر می شود.

هفته نامه "اردبیل فردا" که در راستای جریان طیف اصلاح طلبان حرکت می کند ، با زدن تیتری با عنوان" خدابخش تنهاست" عنوان کرد مدیران و اشخاصی سیاسی و رسانه ای که ازآقای خدابخش مسئولیت گرفته اند حاضر به حمایت از عملکرد وی نیستند؟

آگاهان به مسایل سیاسی معتقدند اگر وضعیت استان اردبیل با مدیریت و عملکرد ضعیف استاندار خدابخش به این شکل ادامه یابد ، نباید انتظار داشت که دکتر روحانی بتواند در انتخابات آینده در کسب آرای مردم این منطقه موفق شود.

در این میان طرفداران دکتر احمدی نژاد از عملکرد آقای خدابخش راضی هستند و یقین دارند اگر استاندار فعلی اردبیل تغییر نکند ، رای مردم منطقه، مال دکتر احمدی نژاد خواهد شد.

یکی از اعضای سرشناس جبهه پایداری که خواست نامش فاش نشود گفت: وجود آقای خدابخش در استانداری اردبیل شانس پیروزی آنها را در انتخابات آینده ریاست جمهوری منطقه افزایش خواهد داد.

گزینه های زیادی برای احراز پست استانداری اردبیل مطرح هستند. در بین این گزینه ها دکتر حسن نوعی اقدم، تنها فردی است که شایستگی احراز پست استانداری اردبیل را دارد. سیگنالهای از میان احزاب اصلاح طلب در خصوص تمایل این گروهها برای استانداری دکتر حسن نوعی اقدم به گوش می رسد.

استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

اصلاح طلبان استان اردبیل در مرحله دوم انتخابات مجلس دوره هفتم نیز از کاندیداتوری دکتر حسن نوعی اقدم حمایت کردند و باعث پیروزی وی شدند. دکتر حسن نوعی اقدم ارتباط بسیار صمیمی با اصلاح طلبان منطقه دارد و تاکنون طیف اعتدال و ستاد روحانی را در منطقه همراهی نموده است و موضع تندی نیز بر علیه دولت تدبیر امید نگرفته است ، بلکه از اقدامات این دولت در محافل مختلف سیاسی و مذهبی و علمی به اشکال مختلف حمایت کرده است. وی در مراسم سالگرد پیروزی دولت روحانی در سال 94 در مجتمع فرهنگی فدک نیز حضور یافت و باعث خشنودی و تشویق حاضرین که اکثراً اصلاح طلبان و اعتدالیون بودند شد.

دکتر حسن نوعی اقدم فردی توانمند و فراجناح و جامع الاطراف می باشد. وی نفوذ بیشتری در لایه های زیرین قدرت در سطح کشور و منطقه دارد و با اکثر وزراء و بزرگان دولت روحانی از جمله وزیر کشور ، دکتر نوبخت ، دکتر جهانگیری و..... ارتباط بسیار صمیمی دارد.

دکتر نوعی اقدم تجربه 8 سال نمایندگی مجلس و عضویت در کمیسیون برنامه و بودجه و امور اقتصادی ، تجربه 4 سال عضویت موفق در هئیت رئیسه مجلس ، تجربه معاونت پارلمانی و مشاور وزیر در کلیه دولتها را در کارنامه سیاسی و مدیریتی خود دارد.

وی از خانواده معظم شهداست دو برادر عزیز خود را تقدیم اسلام و وطن نموده است .

اکثر دلسوزان منطقه معتقدند کلید توسعه استان اردبیل در دستان توانمند دکتر حسن نوعی اقدم است زیرا وی اطلاعات کافی و وافی از توانمندی و پتانسیل های منطقه را دارد و تجارب و اطلاعات وی در مورد پروژه های ملی و استانی از جمله راه آهن ، پتروشیمی، منطقه ویژه اقتصادی و تجاری ، حق آبه مردم منطقه از رودخانه قزل اوزن و ... بیشتر از دیگران است. در این میان قدرت درگیری و لابی گری وی در کسب اعتبارت ملی از وزرات خانه ها فوق العاده است.

دکتر حسن نوعی اقدم معتقد به نظام شایسته سالاری در مدیریت می باشد. در طول مسئولیت خود از اشخاص توانمند بدون توجه به گرایش های سیاسی حمایت کرده است. وی در انتخابات مجلس دهم یکی از شانس های مردم در مجلس بود و از معتمدین شهر ، دانشگاهیان، اصناف و بازاریان و کشاورزان ، فرهنگیان ، احزاب و اصحاب رسانه و سایر اشخاص و گروهها از وی خواستند کاندیدای مجلس دهم شود با توجه به اقبال سیاسی که در افکار عمومی منطقه به وی بود ولی دکتر نوعی اقدم بخاطر اعتراض به بدعت های غیرقانونی در جریان انتخابات مجلس در منطقه از جمله گسترش پول های کثیف در خرید و فروش آراء از شرکت در انتخابات خود داری کرد و خانه ریاضیات استان اردبیل را دایر نمود که حالا موفق ترین خانه ریاضیات در کشور است.

خانه ریاضیات استان اردبیل در ردیف خانه ریاضیات استانهای مثل اصفهان می باشد و خدمات علمی زیادی به معلمان ، دانش آموزان و دانشجویان منطقه ارائه می نماید و در رشد علمی جوانان منطقه تاثیر گذار است و افتخارات بزرگی در میادین علمی در سطح کشوری و بین المللی کسب کرده است

با اشاره به موارد فوق اگر دکتر حسن نوعی اقدم استاندار اردبیل شود از پتانسیل بیشتر جوانان اصلاح طلب و اعتدالیون منطقه در جهت توسعه منطقه استفاده می کند. استان اردبیل مثل دوران مجلس چهارم و هفتم به سوی قله های پیشرفت حرکت خواهد کرد. و نظام شایسته سالاری در ادارات استان ایجاد خواهد شد. گرایش به تفکر و اندیشه های دکتر روحانی در منطقه افزایش خواهد یافت و گروهها و جریانات سیاسی مخالف توان سنگ اندازی در مقابل وی نخواهند داشت و دکتر حسن روحانی اکثریت آرای مردم استان اردبیل را در انتخابات آینده کسب خواهد کرد.






نظرات() 

معرفی کتاب " نگاهی به لیسار و سوباتان "

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 28 شهریور 1396-12:11 ق.ظ


تاریخ ثبت : 1392-10-11     

کتاب " نگاهی به لیسار و سوباتان " که اولین کتاب چاپ شده در خصوص تاریخ کهن لیسار است ، توسط دبیر بازنشسته لیساری آقای شاپور رضاقلی پور به رشته تحریر در آمد . این کتاب در 288 صفحه و 2000 نسخه در سال 1392 توسط انتشارات آوای دانش گستر تهران به چاپ رسیده است . مولف با چاپ چند عکس رنگی در روی جلد کتاب طراحی معناداری را انجام داده که عکس قسمتی از بنای قلعه صلصال گویای تاریخی بودن کتاب و عکس علما نشانگر معرفی آنان در کتاب مذبور ، چاپ تصویری از آبشار بلند قامت ورزان و دشت شقایق بیانگر معرفی ییلاق زیبای سوباتان و نهایتاً تصویر خانه قدیمی مرحوم اقبال سلطان نشانگر قدمت معماری و ساخت و ساز لیساریها را نشان می دهد .

کتاب دارای یازده فصل بشرح زیر می باشد :

فصل اول : معرفی منابع زنده و ویژگیهای طبیعی و موقعیت جغرافیایی لیسار

فصل دوم : قلعه باستانی صلصال لیسار

فصل سوم : سخنی در باره وجه تسمیه لیسار

فصل چهارم : شهدای لیسار

فصل پنجم : روستاهای لیسار

فصل ششم : حاکمان لیسار

فصل هفتم : مکتب خانه های قدیمی لیسار

فصل هشتم : بقاع لیسار

فصل نهم : سوباتان

فصل دهم : بر بلندای بام غرب گیلان "باغرو"

فصل یازدهم : پندارها ، باورها و برخی رسومات مردم لیسار

 در ابتدای کار نگارنده با بیان این مطلب که متاسفانه لیسار با داشتن دیرینه تاریخی و فرهنگی عمیق فاقد کمترین تالیفات و مکتوبات تاریخی است ، برحسب وظیفه معلمی خود احساس مسئولیت نموده و با افتادگی و شکسته نفسی صادقانه و خاشعانه که نشان از عشق به زادگاهش دارد ، این کار بزرگ و بی همتای خود که حاصل 4 سال تحقیق و بررسی و جمع آوری اسناد مکتوب ارزشمندی است که هیچوقت به سمع و نظر لیساریها نرسیده بود را یک فراخوان تلویحی برای قلم به دست گرفتن فرزندان لیسار برای بیرون کشیدن تاریخ لیسار از زیر لایه های غبار گرفته روزگار معرفی می کند .

شاید این کتاب از نظر خوانندگان اشکالات متعددی داشته باشد ولی از آنجائیکه اولین کتاب تاریخی چاپ شده توسط یک لیساری است از ارزش و اهمیت فراوانی برخوردار است . بر لیساریهای وطن دوست و علاقه مند فرض و واجب است که علیرغم انتقادات و بیان صادقانه اشکالات حمایت مادی و معنوی خود را از این اثر ارزشمند تاریخی معمول دارند . من امید دارم که روزی هر لیساری بعنوان هویت تاریخی و فرهنگی خود حداقل یک جلد از این کتاب را در گنجینه کتابهای خود داشته باشند . پدران و مادران آموختن مطالب کتاب را بمنظور آشنائی با تاریخ و تمدن شهر خود به فرزندان توصیه کنند . معلمان مطالب این کتاب را حداقل بعنوان یک فعالیت فوق برنامه در دستور کار آموزشی دانش آموزان خود قرار دهند . خصوصاً معلمان انشاء و نگارش آشنایی با این کتاب را در قالب یک موضوع تحقیقی مد نظر قرار دهند . دبیران علوم  اجتماعی و تاریخ معرفی این اثر ارزشمند را مورد توجه قرار دهند. متمکنان با خرید دهها جلد از این اثر بی همتا و اهداء آن در مناسبتها و موقعیتهای مختلف به افراد و اشخاص بومی و غیر بومی با بذل مال خود موجبات تعالی فرهنگ و تمدن لیسار را فراهم آورند و خلاصه اینکه روزی اهداء این اثر علمی توسط لیساریها به دوستان و آشنایان و میهمانان خود به یک فرهنگ حسنه و سنت محلی تبدیل شود و در کنار آن صاحبان نظر و قلم نیز ایرادات و کاستیهای کتاب را به مولف هدیه کنند که در این صورت تکامل این اثر ارزشمند را در چاپهای بعدی شاهد بوده و رضایتمندی نسبی خوانندگان فراهم خواهد شد . 

 بنظر حقیر همه قسمتهای این کتاب خواندنی و شیرین است . بنده بعنوان یک معلم با 55 سال سن و 32 سال سابقه کار ، بسیاری از ناشنیده های تاریخی زادگاهم را در این کتاب یافتم . ولی مطالب برخی از فصول یازده گانه این کتاب از اهمیت بیشتری برخوردار است .بنده در این بخش به برخی از مطالب مهم فصول 11 گانه اشاره می کنم :

مولّف در فصل اول اشاره به این موضوع دارد که بخش اعظمی از مطالب کتابش را به نقل از چهار پیر فرهیخته لیساری(یداله عظیمی - حاج رسول محمدی - حاج حسن غفاری و حاج سعداله نظیری) که تاریخ زنده و پویای این شهر تاریخی محسوب می شوند به رشته تحریر در آورده است . البته افراد دیگری نیز در شهر ما زندگی می کنند که گنج عظیمی از معلومات تاریخی منطقه در ذهنشان بایگانی است و امید اینکه در تجدید چاپهای بعدی آن گوهر های گرانبها نیز در این کار عظیم فرهنگی سهیم باشند . 

 فصل دوم کتاب نیز در خصوص تاریخچه قلعه باستانی لیسار ناگفته های زیادی را در اختیار خواننده قرار می دهد .

فصل سوم کتاب در خصوص وجه تسمیه لیسار بوده و به بررسی نظرات مختلف در این زمینه می پردازد .

فصل چهارم نیز به معرفی شهدای لیسار و بیان بخشی از زندگینامه آنان پرداخته است .

فصل پنجم کتاب به معرفی روستاهای لیسار پرداخته و ضمن بیان وجه تسمیه روستاها ، بخشی از اتفاقات تاریخی آنها را نیز بیان می دارد. مولف در این بخش فرصت را مغتنم شمرده ودر قسمت معرفی روستای هره دشت از صفحه 111 الی 128 به معرفی شهید مشروطه گیلان ملا عزیز شریعتمدار هره دشتی همت گماشته است . این قسمت کتاب یکی از ارزشمندترین بخشهای آن می باشد .

 فصل ششم کتاب حاکمان لیسار را معرفی می کند . این موضوع نیز از این جهت که تا کنون مردم منطقه اطلاعاتی در این زمینه نداشته اند از اهمیت بالایی برخوردار است .

 در فصل هفتم مولف با معرفی مکتب خانه ها و معلمان آن ، پرده از راز تعمیق علم و دانش و فرهنگ درخطه لیسار را بر می دارد که بسیار شنیدنی است . در ادامه با اشاره به اولین مدارس رسمی و اولین معلمان لیساری نیز برشیرینی این فصل می افزاید .

مردم لیسار در رابطه با بقاع شش گانه محلات لیسار اطلاعات کمی دارند . تا کنون هیچ سند معتبری نیز در خصوص معرفی این زیارتگاهها به چاپ نرسیده است . آقای رضا قلی پور در فصل هشتم کتابش هر چند محدود و لی اشاره ای به این بقاع متبرکه نموده است . 

 سوباتان عشق لیساریهاست . هرچه دنیا پیر و کهنه می شود عشق لیساریها به سوباتان تازه تر . شاید منشاء این عشق و علاقه ، اجتماع بسیاری از موهبتهای طبیعی خالق هستی در این سرزمین بهشت گونه باشد . اگر مولف می خواست حق سوباتان را ادا کند باید کتابی مستقل در این باب می نگاشت . اما اشاراتی هر چند اندک در فصل نهم کتاب بیانگر علاقه خود او به این سرزمین است . در میان مطالب این فصل اشاره به جنگ سوباتان که به موضوع در گیری مشروطه خواهان و حاکمان ظالم تالش و پشتیبانی نیروهای روسی در این منطقه اشاره دارد از اهمیت تاریخی بالایی برخوردار است .

 فصل دهم کتاب به معرفی قله باغرو داغ که مرتفع ترین نقطه رشته کوه های تالش است ، اشاره می کند . مولّف در قسمتی از این فصل به موضوع حضور رهبر نهضت جنگل گیلان شهید میرزا کوچک خان جنگلی در سوباتان اشاره می کند که به دلیل اهمیت تاریخی این موضوع آن را بطور مسقل و تفصیلاً در این سایت آورده ایم .

 فصل یازدهم کتاب هم به بخشی از اداب و رسوم محلی لیساریها اشاره می کند که در جای خود شنیدنی و جالب هستند .

شما می توانید برای تهیه این کتاب بهر تعداد با ما تماس بگیرید .

تلفن تماس : 09111835091

 





نظرات() 

باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 28 شهریور 1396-12:06 ق.ظ


باغرو داغ
من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغ

بیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیره

باغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغ
بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی وقارلی داغ

باغرچارتادان سیللی سویلی ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار ای ارتالی داغ باغرو داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا یاش داغ

شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا





نظرات() 

نسبت خویشاوندی رهبر انقلاب و شیخ محمد خیابانی چیست؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 27 شهریور 1396-08:02 ب.ظ

شیخ محمد خیابانی، عالم و مجاهد بزرگ معاصر، پس از گذراندن تحصیلات و درآمدن به کسوت روحانیت با خاندان خامنه‌ای‌ها وصلت کرد.

نسبت خویشاوندی رهبر انقلاب و شیخ محمد خیابانی چیست؟

به گزارش تبریز بیدار ،  امروز ۱۷ فروردین مصادف با سالگرد قیام مردم تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در سال ۱۲۹۹ علیه استبداد و استعمار انگلیس است. به همین مناسبت، کانال تلگرام پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، خاطره‌ای از ایشان نقل کرده است که حاوی نکات جالب توجهی می‌باشد:

سه روایت ویژه از رهبر انقلاب درباره شیخ محمد خیابانی و قیام مردم تبریز علیه استبداد و استعمار 


 ۱«آقاى شیخ محمد خیابانى شوهر عمه‌ى ماست... پدرم شاهد قضایاى مشروطه بوده؛ ایشان در مشروطه بوده؛ با باقرخان هم‌محله‌اند. باقرخان مال محله‌ى خیابان است - كه محمد خیابانى هم مال همان محله‌اند - پدر ما هم مال همان محله‌اند... خیابان یك محله‌اى است در تبریز؛ محله‌اى است كه الان هم به یك شكل محله و اینها نیست؛ تنها خیابانى بوده كه آن زمانها در تبریز وجود داشته و در قسمتى از این خیابان كوچه‌اى است به نام قرباغلار كوچه سى؛ الان هم هست كوچه‌ى قرباغى‌ها، كه منزل شیخ محمد خیابانى و همچنین منزل پدربزرگ ما، مرحوم حاج سید حسین خامنه‌اى - كه پیش‌نماز مسجد جامع بود.» ۱۳۶۴/۰۳/۰۱

۲ «مرحوم «شیخ محمّد خیابانی» قبل از این‌که وارد مبارزات مشروطیت شود، گاهی نایبِ پدرزن خود می‌شد. پدر زن او مرحوم حاج سیّد حسین [خامنه‌ای] بود که جدّ ماست و [شیخ محمد خیابانی] در همین شبستان مسجد جامع [تبریز]، به جای ابوالزّوجه‌ی خود نماز می‌خواند و از همین جا، شهرت خودش را بتدریج به دست آورد...» ۱۳۷۲/۰۵/۰۵   

۳ «در قضیه‌ی مرحوم شیخ محمد خیابانی - که تبریز یک تنه ایستاد - مسأله، مسأله‌ی قرارداد وثوق‌الدوله بود. در تهران، عمال حکومت ضعیف با یک قرارداد، امور مالی و امور نظامی کشور را دودستی تقدیم کردند به انگلیسیها. تبریزیها ایستادند. مرحوم خیابانی و دیگران در مقابل این قضیه بود که ایستادند و آن حوادث عجیب تبریز پیشآمد کرد. تبریز همیشه این‌طور بود.» ۱۳۸۵/۱۱/۲۸-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-خانه مرحوم شیخ محمد خیابانی در چهاراه منصور سابق (میدان شهید بهشتی کنونی)ابتدای خیابان منصور کوچه شیخ محمد خیابانی قرار دارد که  بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسط میراث فرهنگی خریداری و بازسازی شده است و اینک حراست میراث فرهنگی در آن فعالیت می کند متاسفانه نام کوچه و تابلوئی که نشاندهنده منزل شهید مظللوم شیخ محمد خیابانی بود به دلایل نامعلومی برداشته شده -ضمنا همانگونه که می دانید مزار شیخ محمد خیابانی که چندین دهه در گورستان سرخاب بودهنگام طرح توسعه مقبرالشعرا خانواده اش را مجبور کردند آن را به شهر ری تهران منتقل نمایند و در (حدود چهل متری قبر ستارخان در شاه عبدالعظیم) اینک که می دانیم رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در مورد این شهید والامقام چه نظر دارند امید است حسادتها و پندار بافیهای احماقنه نسبت به ایشان که جز صلاح اسلام وملک ایران و آذربایجان چیزی نیتی نداشت و جان خود را بر سز همین آرمان گذاشت کنار گذاشته مزارش را به همراه مزار سردار ملی ستارخان به زادگاهش آذربایجان منتقل کرده تا روح نامبردگان ودل آذربایجان پیر را شاد کنند ضمنا من حتم دارم اگر شهید مظللوم بهشتی خودشان زنده بودند هرگز اجازه نمی دادند میدانی که در جوار آن شیخ محمد خیابانی مظللوم به دستور سالداتهای روسی به شهادت رسیدند   به اسم ایشان شهید بهشتی باشد بلکه دستور می دادند این میدان به یادبود شیخ مظللوم آذربایجان میدان شیخ محمد خیابانی مظللوم نامگذاری شود






نظرات() 

“شهریار” تاثیرگذارترین شاعر سده‌های اخیر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 27 شهریور 1396-07:49 ب.ظ


رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با بیان اینکه در سده اخیر شاعری نداشتیم که کلامش در حد و اندازه کلام استاد شهریار باشد، گفت: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

به گزارش یول‌پرس به نقل از فارس، علی اصغر شعردوست اظهار کرد: ‌شهریار ملک ادب و سخن ستاره پر تلالویی است که نه تنها در آسمان تبریز بلکه در آسمان ایران و حتی در آسمان ادبیات مشرق زمین می‌درخشد.

وی با بیان اینکه در سده‌های اخیر شاعری نداشتیم که کلامش با تاثیر کلام استاد شهریار برابری کند، افزود: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با اشاره به اینکه زندگی شهریار شبیه به زندگی واقعی خود مردم است که توانسته در دل مردم جای گیرد، گفت: استاد شهریار خاطرات زیادی از شب‌های تبریز، باغ گلستان، از ائل‌گلی و فضای صمیمی مردم تبریز دارد که نمونه آن شعر «بهجت‌آباد خاطره‌سی» است که همچنان در ذهن مردم ماندگار است که خود داستان زیبایی دارد.

وی در همین راستا به ابیاتی از شعر «بهجت‌آباد» استاد شهریار اشاره کرد و یادآور شد: عشق معنوی شهریار از عشق زمینی شروع شده که خود معتقد بود عشق نردبان تعالی است.

شعردوست افزود: شهریار وقتی می‌خواست در عنفوان جوانی از دختر مورد علاقه‌اش جدا شود مادر دختر، شهریار را مجبور کرد که به وی بگوید هیچ‌گاه به وصال هم نخواهند رسید و از این رو از استاد خواست که با دخترش در پارک بهجت قرار گذاشته و این موضوع را بیان کند.

وی با بیان اینکه پارکی در محله بهجت‌آباد در تهران محل جدایی شهریار از دختر مورد علاقه‌اش بود، ادامه داد: شهریار از یک روز قبل قرار به پارک بهجت می‌رود تا از دختر مورد علاقه‌اش خداحافظی کند و در آنجا اشعاری زیبا را می‌نویسد.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار بیان کرد: در آن شب قبل جدایی، شهریار در پارک می‌گوید که همه در خواب هستند و تنها خدا و من بیدار هستیم و البته گاهی اوقات پرنده شبانگاهی بیدار است که باد برای آن لالایی می‌خواند و از حس و حال خود در آن شب می‌نویسد.

وی ادامه داد: در اشعار بهجت‌آباد، استاد شهریار اشاره به خواب خود کرده که در حال سجده بوده و حتی گفته است غمی از اینکه رو به سوی معبود داشته باشم، ندارم.

شعردوست با بیان اینکه شهریار عشقی پرگل و شکوفه داشت، بیان کرد: افسوس که عشقش را نسیم و خزان از بین برد.

وی با تاکید به اینکه شهریار بی‌تردید آخرین وارث غزل ایران است، اذعان داشت: شهریار در همه قالب‌های شعری، اشعار شاهکاری سروده و در شعر فارسی، غزل و در شعر ویژه خود به نام مکتب شهریار سرآمد در یک صدسال اخیر بوده است.

سفیر اسبق ایران در تاجیکستان با اشاره به اینکه استاد شهریار در شعر تورکی نه تنها احیاگر بوده بلکه با آفریدن منظومه‌هایی شاهکار و ماندگاری مانند حیدر بابای سلام و سهندیه خود را جاودانه کرده است.

وی تصریح کرد: استاد شهریار گشاینده راهی بود که همه گویندگان و سرایندگان شعر تورکی بعد از شهریار به اتفاق به تقلید و تبعیت از شهریار پرداخته‌اند.

نماینده اسبق مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: به دلیل همین ویژگی‌های خاص و ویژه استاد شهریار بود که خلاء و فقدان روزی در تقویم سالیانه کشور به نام روز شعر و ادب فارسی احساس شد.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۳۷۹ موضوع انتخاب روز شعر و ادب فارسی را از شورای عالی فرهنگی مطالبه کردم، افزود: در همین راستا انتخاب روز درگذشت استاد شهریار در ۲۷ شهریورماه را به نام بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی ایران پیشنهاد دادم که بعد از طی مراحل قانونی به تصویب رسید و ابلاغ شد.

شعردوست گفت:در حال حاضر ۱۷ سال است که مفتخر به برگزاری چنین مناسبتی در جای جای ایران زمین و در تهران و تبریز و برخی کشورهای منطقه هستیم که برای شهریار یادبود برگزار می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: در این روز هم از شهریار و هم از شعر ادب فارسی و تورکی تجلیل شده و از شاعران امروزی نیز تجلیل می‌شود و در حقیقت این روز توجه  به مقوله شعر و ادب است.

شعردوست با تشکر از همه افرادی که برای بزرگداشت روز شعر و ادب گام برمی‌دارند، گفت: امید است ۲۷ شهریور امسال همانند سال‌های گذشته با شکوه در کشور برگزار شود و در شأن و مقام استاد باشد.





نظرات() 

“شهریار” تاثیرگذارترین شاعر سده‌های اخیر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 27 شهریور 1396-07:48 ب.ظ


رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با بیان اینکه در سده اخیر شاعری نداشتیم که کلامش در حد و اندازه کلام استاد شهریار باشد، گفت: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

به گزارش یول‌پرس به نقل از فارس، علی اصغر شعردوست اظهار کرد: ‌شهریار ملک ادب و سخن ستاره پر تلالویی است که نه تنها در آسمان تبریز بلکه در آسمان ایران و حتی در آسمان ادبیات مشرق زمین می‌درخشد.

وی با بیان اینکه در سده‌های اخیر شاعری نداشتیم که کلامش با تاثیر کلام استاد شهریار برابری کند، افزود: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با اشاره به اینکه زندگی شهریار شبیه به زندگی واقعی خود مردم است که توانسته در دل مردم جای گیرد، گفت: استاد شهریار خاطرات زیادی از شب‌های تبریز، باغ گلستان، از ائل‌گلی و فضای صمیمی مردم تبریز دارد که نمونه آن شعر «بهجت‌آباد خاطره‌سی» است که همچنان در ذهن مردم ماندگار است که خود داستان زیبایی دارد.

وی در همین راستا به ابیاتی از شعر «بهجت‌آباد» استاد شهریار اشاره کرد و یادآور شد: عشق معنوی شهریار از عشق زمینی شروع شده که خود معتقد بود عشق نردبان تعالی است.

شعردوست افزود: شهریار وقتی می‌خواست در عنفوان جوانی از دختر مورد علاقه‌اش جدا شود مادر دختر، شهریار را مجبور کرد که به وی بگوید هیچ‌گاه به وصال هم نخواهند رسید و از این رو از استاد خواست که با دخترش در پارک بهجت قرار گذاشته و این موضوع را بیان کند.

وی با بیان اینکه پارکی در محله بهجت‌آباد در تهران محل جدایی شهریار از دختر مورد علاقه‌اش بود، ادامه داد: شهریار از یک روز قبل قرار به پارک بهجت می‌رود تا از دختر مورد علاقه‌اش خداحافظی کند و در آنجا اشعاری زیبا را می‌نویسد.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار بیان کرد: در آن شب قبل جدایی، شهریار در پارک می‌گوید که همه در خواب هستند و تنها خدا و من بیدار هستیم و البته گاهی اوقات پرنده شبانگاهی بیدار است که باد برای آن لالایی می‌خواند و از حس و حال خود در آن شب می‌نویسد.

وی ادامه داد: در اشعار بهجت‌آباد، استاد شهریار اشاره به خواب خود کرده که در حال سجده بوده و حتی گفته است غمی از اینکه رو به سوی معبود داشته باشم، ندارم.

شعردوست با بیان اینکه شهریار عشقی پرگل و شکوفه داشت، بیان کرد: افسوس که عشقش را نسیم و خزان از بین برد.

وی با تاکید به اینکه شهریار بی‌تردید آخرین وارث غزل ایران است، اذعان داشت: شهریار در همه قالب‌های شعری، اشعار شاهکاری سروده و در شعر فارسی، غزل و در شعر ویژه خود به نام مکتب شهریار سرآمد در یک صدسال اخیر بوده است.

سفیر اسبق ایران در تاجیکستان با اشاره به اینکه استاد شهریار در شعر تورکی نه تنها احیاگر بوده بلکه با آفریدن منظومه‌هایی شاهکار و ماندگاری مانند حیدر بابای سلام و سهندیه خود را جاودانه کرده است.

وی تصریح کرد: استاد شهریار گشاینده راهی بود که همه گویندگان و سرایندگان شعر تورکی بعد از شهریار به اتفاق به تقلید و تبعیت از شهریار پرداخته‌اند.

نماینده اسبق مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: به دلیل همین ویژگی‌های خاص و ویژه استاد شهریار بود که خلاء و فقدان روزی در تقویم سالیانه کشور به نام روز شعر و ادب فارسی احساس شد.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۳۷۹ موضوع انتخاب روز شعر و ادب فارسی را از شورای عالی فرهنگی مطالبه کردم، افزود: در همین راستا انتخاب روز درگذشت استاد شهریار در ۲۷ شهریورماه را به نام بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی ایران پیشنهاد دادم که بعد از طی مراحل قانونی به تصویب رسید و ابلاغ شد.

شعردوست گفت:در حال حاضر ۱۷ سال است که مفتخر به برگزاری چنین مناسبتی در جای جای ایران زمین و در تهران و تبریز و برخی کشورهای منطقه هستیم که برای شهریار یادبود برگزار می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: در این روز هم از شهریار و هم از شعر ادب فارسی و تورکی تجلیل شده و از شاعران امروزی نیز تجلیل می‌شود و در حقیقت این روز توجه  به مقوله شعر و ادب است.

شعردوست با تشکر از همه افرادی که برای بزرگداشت روز شعر و ادب گام برمی‌دارند، گفت: امید است ۲۷ شهریور امسال همانند سال‌های گذشته با شکوه در کشور برگزار شود و در شأن و مقام استاد باشد.





نظرات() 

توضیحاتی از آخرین نشست انجمن تالشان مقیم تهران

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 26 شهریور 1396-06:36 ب.ظ

 جانبرا علی پورگشت رودخانی


از نکات مثبت این جلسه میشه به حضور فرماندار تالش زبان رشت جناب آقای شفقی اشاره کرد،که قول مساعدت و همکاری همه جانبه در جهت کارهای فرهنگی رو دادند
یکی دیگه  از موضوعات مطرح شده انتخابات خانه تالشان مقیم تهران بود که مقررشد جهت تعیین هئیت مدیره جدید بعداز ماه محرم وصفر ازاعضای خانه تالشان مقیم تهران رای گیری بشه
جناب آقای دکتر نظامی هم در مورد این مسئله و مسائل دیگر به سخنرانی پرداختن
در ادامه آقای دکتر طالع عملکرد چند ساله خانه تالشان رو به نمایش گذاشتندوتوضیحات مربوط به این عملکرد
در آخر هم دوستان حاضر در جلسه  پیشنهادات و انتقادات خودشون رو بیان کردند
جلسه حدود دوسه ساعت طول کشید،که عمده وقت جلسه به گلایه آقای دکتر طالع از حمایت نکردن برخی تالشان ازایشون گذشت.به تاسیس خانه اویان در تهران انتقاد کردو این کار رو نوعی دور زدن خانه تالشان مقیم تهران دانست چون چند نفر از موسسان خانه اویان قبلا عضو خانه تالشان بودن یکی از اونها خدابیامرز رزاق امیدی بود.
آقای طالع از این مسئله بسیار شاکی بود
آقای دکتر نظامی هم ضمن اظهار امیدواری برای انتخابات آینده خانه تالشان،بسیار مُسربود که این انتخابات بایدحتما انجام بشه و با حضور همه دوستان منجمله آقای دکتر طالع و بسیار امیدوار به احیای دوباره خانه تالشان بیشتر از جوانان حاضر در جلسه انتظار داشتند که ادامه کارهارو در دست بگیرنند
آقای دکتر طالع هم بعد از به نمایش گذاشتن عملکرد چندساله خانه تالشان از جمله؛
_طرح موزه مشاهیر
_پیشنهاد موزه شدن کاخ سردار امجد
_شناسایی و حضور در روستای مرزی تالش زبان در آستارا، با حضور دکتر طالع و بخشدار وقت آستارا جناب شکوری
_شناسایی مردم روستایی در کهک تفرش که شباهت زیادی از لحاظ گویش با تالشان داشتن

_شناسی کلماتی در شهرستان فارس که بسیار نزدیک به زبان پهلوی و تالشی بود

_ برنامه ریزی برای یاد واره سیدشرفشاه،شاعرتالشدولابی با آقای سیدموسوی از نوادگان آن حضرت

 و توضیحات مرتبط با این موارد صرحتا گفتند که ما تا اینجا رسانده ایم بقیه رو هم میسپاریم به کسانی که قراره بیان و ادامه کار رو در دست بگیرن،در انتخابات خانه تالشان خودم روکاندید نمیکنم و فقط به عنوان یک عضو میام و رای خودم رو میدم.در ادامه این حرف ایشون با اعتراض حاضرین در جلسه مواجه شد و اکثر به قریب دوستان نظرشون بر این بود که مثل سالهای گذشته آقای دکتر هم حضور داشته باشند




نظرات() 

ایله تالشی قدیمه شعر

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 26 شهریور 1396-06:24 ب.ظ



سره سیف لچ کرده نشته ب گسکر
چم یاری لج کرده نشته ب سنگر
بشن خانی بوا مرگ ته عسکر
یاری روونه بکه ک با ب گسکر ترجمه

سیب سرخ خوشه کرده ودرگسکرجا گرفته
یار من لج کرده ودر سنگر نشسته
بروید به خان یا حاکم بگوید به مرگ فرزندت عسکر
یارم را روانه کن بیاید به گسکر
گسکر نام ناحیت وشهر تاریخی تالشان که بین سومه سرا وماسال قرارداشته است 

گردآورنده..جانبرا علیپورگشت رودخانی


https://t.me/joinchat/AAAAAEM1V9Aa0I5aDoIU6A




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox