انایوردم خطبه سرا . ما در راستای عمران و ابادی و توسعه جامعه بشری می کوشیم و هیچ منطقه ای را برمنطقه دگر و قومی را برقوم دیگر ترجیح نمی دهیم،زیرا که معتقدیم بنی آدم اعضای یکدیگرند-که در افرینش زیک گوهرند! ما همه جهان و جهانیان را زیبا می دانیم و کوبیدن برطبل نفرت و کینه و دشمنی بین مردمان و دامن زدن به دشمنی ها و تضادهای محلی و منطقه ای و جهانی بین ابوالبشر را کفر و برخود حرام می دانیم.در قاموس ما من خوبم تو بدی جای نداردو بر اصل خود شکن آئینه شکستن خطاست ،سخت وفا داریم.و براصول دموکراسی و حقوق بشرو تقوای الهی و حفظ محیط زیست پای می فشاریم. آری دوستان ،هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود - خرم آن نعمه که مردم بسپارند به یاد! ایمیل وبلاگ آنایوردم خطبه سرا gharanghosh@yahoo.com tag:http://khotbehsara.mihanblog.com 2017-09-24T18:02:00+01:00 mihanblog.com توسعۀ امامزاده احمد(ع) مرند ومازارباغی دربوتۀ فراموشی: 2017-09-20T18:48:56+01:00 2017-09-20T18:48:56+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22908 قارانقوش http://marandim.blogfa.com/?p=4کسانی که اینجانب رامی شناسند می دانند که تاریخ منطقه ومرند ؛ بخصوص چگونگی مرمت وگسترش امامزاده احمدوبقعه پیرخموش وقصرآلاکی ومسجدجامع مرند و.... ازاصلی ترین دغدغه های زندگیم می باشند وتاهرکجاکه امکان داشت نوشته وپیگیری کرده وخواهم کرد.حدودچهارماه قبل درتلگرام ازموقعیت متزلزل وبدون تاثیروجودی اداره اوقاف مرندنوشتم. چندروزبعدباخبرشدم که مدیر کل محترم اوقاف استان باسعۀ صدرمتن مرادیده وحتا به گروه تلگرام اوقاف هم سندشده است.هرروز منتظر اقدامات مدیریت کل برتوسعه

http://marandim.blogfa.com/?p=4

کسانی که اینجانب رامی شناسند می دانند که تاریخ منطقه ومرند ؛ بخصوص چگونگی مرمت وگسترش امامزاده احمدوبقعه پیرخموش وقصرآلاکی ومسجدجامع مرند و.... ازاصلی ترین دغدغه های زندگیم می باشند وتاهرکجاکه امکان داشت نوشته وپیگیری کرده وخواهم کرد.
حدودچهارماه قبل درتلگرام ازموقعیت متزلزل وبدون تاثیروجودی اداره اوقاف مرندنوشتم. چندروزبعدباخبرشدم که مدیر کل محترم اوقاف استان باسعۀ صدرمتن مرادیده وحتا به گروه تلگرام اوقاف هم سندشده است.
هرروز منتظر اقدامات مدیریت کل برتوسعه یکی از نَسَبدارترین امامزاه های ایران بودم. امامزاده ای که کلنگ نمایشی توسعه اش 9 سال قبل توسط معاون سازمان اوقاف آمده ازتهران برزمین زده شده بود!! وتاحال از توسعه مزبور فقط گم شدن تنۀ درخت یکهزار ساله ونیزازبین رفتن غسالخانه قدیمی مرند شامل امامزاده شده است !! 

 

 

کلنگ زنی نمایشی وبی حاصل توسعۀ امامزاده احمدتوسط معاون سازمان اوقاف کشورومدیرکل اوقاف استان درپنجشنبه 12-2-1387
دیروز درمراسمی توفیق یافتم تا با حجت الاسلام والمسلمین آقای مصائبی مدیر کل محترم اوقاف آذربایجان شرقی دیداری داشته باشم وازنزدیک درباره چرائی عدم اقدام عملی برتوسعه امامزاده احمد را جویا باشم.
 جواب صریح ایشان این بود که پول نداریم!( مثل آن شاه قاجارکه به توپچی اش گفته بود که چراشلیک نمی کنی؟!  توپچی گفته بود قربان به هزاردلیل! دلیل اولش اینستکه باروت نداریم...! )
 حال اوقاف هم فقط پول ندارد ولی 9 سال قبل مدیرکل اسبق اوقاف استان برای پزدادن پیش معاون سازمان یک کلنگ زنی نمایشی راه می اندازد ودرمردم خوش باور انتظارایجادمی کند!
اما آقای مدیر کل گفتند که 14 قطعه زمین معوض داده شده ازسوی شهرداری مرند بابت احداث کمربندی جلوامامزاده داریم که مجوز فروشش راازتهران اخذ کرده ایم وبه محض فروش زمین های فوق نسبت به گسترش وتوسعه امامزاده طبق نقشه تصویبی اقدام خواهیم کرد. 
واین لااقل خبرخوشی می تواند باشد. لذا کسانی که می توانند وزمین لازم دارند به اوقاف مرندمراجعه کرده وازمنطقه وقیمت زمینها کسب اطلاع نمایند.
مدیرکل محترم درمقابل پیشنهاداینجانب که برای کسب درآمد، می توانید سراسر شمال امامزاده را مغازه زده وبه سرقفلی بدهید وطبقه دوم روبه جنوب راباپول آن زایرسرا بکنید، فرمودند بسم الله هرکسی که پول دارد ومی تواند مغازه هارا باسرمایه خودباشتراک بسازد حاضریم قرارداد ببندیم.
لذا کسانیکه برای پاساژسازی یا امکانات داشتند ویا ازشهرهای دیگر امکانات فراهم می کردند تقاضا می شود لااقل برای خاطر مرندهم که شده پاپیش بگذارند وباخرید زمین های تجاری ومسکونی نسبت به توسعه امامزاده احمد که نوه بلافصل حضرت موسای کاظم(ع) می باشد اقدام بکنند. بخدا درجمهوری اسلامی شایسته نیست که یک امامزاده نسب دار دراین وضع محقری رهاشده باشد.

ازمدیرکل محترم اوقاف راجع به وضعیت مازارباغی پرسیدم.....
ابتدا مازار باغی را شرح بدهم....
مازارباغی دوقسمت داشت؛ یک قسمت مازارباغی سیدلر که زمینی باوقف خاص بوده وتوسط میربزرگ یامیرشهیددر حدود 800 سال قبل خریداری ووقف خاص کرده بود وتنها فرزندان خانواده خودش حق دفن امواتشان را دراین محوطه داشتند حال خانواده های سیدمرندی- شیخ الاسلامی - سیدصاحباری- سیدحسینی- سیدقریشی و... ووابستگان دراین زمین صاحب حق بودند. اینجا یک زیارتگاه تاریخی بودکه مردم ضمن زیارت سلامتی کودکان خودراازاولیاالله دفن شده درآنجاطلب می کردندونتیجه هم می گرفتند.
 این زمین بادیوارمحصوربوده وبادرکوچکی بابیرون درارتباط بود. فلکه مادر خیابان های اطراف- پرورش کودکان ونوجوانان بدون اجازه ازوراث ازاین زمین استفاده کرده اند وباقیمانده زمین راهم سپاه تملک کرده است.
مدیر کل محترم راجع به این قسمت هم فرمودندکه باسپاه درمکاتبه هستیم تا برای کسب رضایت زمین معوضی برای دفن سیدهای صاحب حق تهیه وتحویل نمایند.
 ولی من نظردیگری دارم وآن اینکه برای کسب رضایت شرعی سیدها، سپاه بیاید حداقل دوهزارمترمربع اززمینهای فوق را آزاد و تسلیم صاحبان حق نماید تاما بتوانیم سنگ قبرهای صندوقی دهگانه پدران خودمان راکه درمحوطه بکناری انداخته شده اند را بصورت سمبلیک بازسازی وزیارتگاه تاریخی مرندرا بازسازی نمائیم تا هویت تاریخی قسمتی ازمرندبرگردانده شود.
البته مازار باغی قره یاخاها، خیلی وسیع بود که به کل مرندی ها تعلق داشت . این محوطه خیلی وسیع درسالهای دهه سی وچهل به استادیوم ورزشی - مدارس مختلف-  وده هاخانه ومغازه تغییر کاربری یافته است وقسمت باقیمانده هم بعدازانقلاب به مصلی اختصاص داده شده است.

 


برچسب‌ها: امامزادگان مرند



]]>
انسان‌گرایی چیست و انسان‌گرایان چه می‌گویند؟ 2017-09-20T18:38:16+01:00 2017-09-20T18:38:16+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22907 قارانقوش در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه که مردمانش بنا به رویه و سنت تاریخی عادت دارند که با میل و رغبت تحت سلطه و انقیاد یک قدرت غالب قرار گیرند که بجای او فکر کند و بجای او تصمیم بگیرد، نام و مفهوم «انسان‌گرایی» چندان شناخته‌شده و متداول نیست.در چنین جوامعی، وابستگی به قدرت‌های نظامی یا سیاسی می‌تواند موجبات دسترسی بیشتر به منافع شخصی و تصاحب «اموال و فرصت‌ها» شود. در حالیکه عکس این رویه می‌تواند شهروند مستقل و آزادمنش و اخلاق‌گرا را از تمامی حقوق اجتماعی و انسانی خود و حتی از هستی خود ساقط کند. علا


در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه که مردمانش بنا به رویه و سنت تاریخی عادت دارند که با میل و رغبت تحت سلطه و انقیاد یک قدرت غالب قرار گیرند که بجای او فکر کند و بجای او تصمیم بگیرد، نام و مفهوم «انسان‌گرایی» چندان شناخته‌شده و متداول نیست.

در چنین جوامعی، وابستگی به قدرت‌های نظامی یا سیاسی می‌تواند موجبات دسترسی بیشتر به منافع شخصی و تصاحب «اموال و فرصت‌ها» شود. در حالیکه عکس این رویه می‌تواند شهروند مستقل و آزادمنش و اخلاق‌گرا را از تمامی حقوق اجتماعی و انسانی خود و حتی از هستی خود ساقط کند. علاوه بر این، وابستگی به قدرت‌های ایدئولوژیکی کاذب نیز می‌تواند علاوه بر منافع پیشین، شخص را به «آرامش ناشی از فکر نکردن و مسئولیت نداشتن» برساند. می‌تواند او را از زحمت اندیشیدن و توجه به رنج‌های بشری آسوده خاطر سازد تا با پیوستن به جمع اکثریت غالب اما بی‌اطلاع، تمامی مسئولیت اعمال و رفتار خویش را به گردن کسانی اندازد که با دستورات ایدئولوژیکی خویش در تمامی کلیات و جزئیات زندگی شخصی و اجتماعی مردم اعمال نظر می‌کنند. دستوراتی که تبعیت از آنها موجب دسترسی بیشتر به منافع و امتیازها، و مخالفت با آنها و حتی تردید در آنها باز هم موجب اسقاط انسان‌ها از هستی خود می‌شود.

با اینکه اصطلاح «انسان‌گرایی» عموماً به عنوان معادلی برای «اومانیسم» (Humanism) بکار می‌رود، اما الزاماً با آن مطابقت و همپوشانی کامل ندارد. چرا که اومانیسم در طول سده‌های اخیر دارای معانی و مفاهیم متعدد و گاه متناقضی بوده و در برخی موارد تبدیل به ضد خود یعنی انسان‌ستیزی شده است. از همین رو است که عده‌ای از محققان از اصطلاحات تازه‌ای به نام‌های «انسان‌گرایی ضد اومانیستی» یا «اومانیسم انسان‌ستیز» یاد کرده‌اند.

انسان‌گرایی نه یک مکتب سیاسی یا مذهبی، که یک مکتب و نظام فکری برای چگونه اندیشیدن و عمل کردن است. این نظام فکری به کوتاه‌ترین و ساده‌ترین شکل ممکن عبارت است از اینکه: «حل مشکلات بشر در گرو علم، عقل و تجربه بشری است». انسان‌گرایان تلاش می‌کنند برای: اتکای به دانش تجربی و مشاهدات قابل اندازه‌گیری، بهره‌گیری از عقل و استدلال، توجه به تجربه و تاریخ بشری، استناد به واقعیات محض و قوانین علمی جهان ملموس، به رسمیت شناخته شدن آزادی و اختیار بشری، تفکر آزاد و غیرتحمیلی، تحقیق آزاد و حق پرسشگری و شک‌ورزی، تکثرگرایی و بها دادن به اختلاف‌نظرها، تحمل دگراندیشان و توجه به نظرات و آرای آنان، حق دسترسی برابر به تریبون‌ها و رسانه‌های عمومی، برابری و صلح و همزیستی میان انسان‌ها و رفع هرگونه تبعیض و برتری‌طلبی و نژادپرستی، روشنگری در قبال تحمیق و تحریک توده‌ها و بهره‌کشی از آنان. […]

دماگوژی و روش‌های آن

دماگوژی (Demagogue) که در زبان فارسی با معادل‌هایی همچون «عوام‌فریبی» یا «مردم‌فریبی» بکار می‌رود، معنا و مفهوم عمومی و مطلق فریفتن عوام یا دروغ‌پردازی را ندارد، بلکه اصطلاحی است که بر یک مشرب سیاسی و سلطه‌گری و تبلیغاتی خاص که آنرا «دماگوژیسم» می‌نامند، دلالت می‌کند.

پیروان دماگوژیسم بر این روش هستند که اکثریت مردم را توده‌هایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادارک تشکیل می‌دهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی می‌توان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوه‌هایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد. دماگوژیسم را «مک‌کارتیسم» نیز می‌نامند. این اصطلاح برگرفته از نام سناتور جوزف مک‌کارتی، دماگوگ و راست‌گرای افراطی آمریکایی در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ است که کمیته تحقیق و کارزار اختناق‌آمیز و مخوفی علیه هنرمندان و نویسندگان پیشرو و ضد فاشیسم و از جمله برتولت برشت و چارلی چاپلین براه انداخت.

کاربرد دماگوژی بطور خلاصه عبارت است از: «بهره‌گیری از حماقت در ترویج تجارت و شیوع خشونت». کشورهای همسایه‌ای که زرادخانه‌های آنها آکنده از تسلیحات خریداری شده از قدرت‌های استعماری شده، لازم است تا در فاصله‌های معین و چرخه‌های مکرر تخریب و بازسازی، به بهانه‌های موهومی بجان یکدیگر بیفتند و جنگ افزارهای خریداری شده را به مصرف برسانند. کارخانه‌ها و بنیان‌های صنعتی یکدیگر را نابود کنند، و آنگاه به پرداخت هزینه هنگفت بازسازی و خرید مجدد و مکرر سلاح و تأسیسات زیربنایی از کشورهای استعماری روی بیاورند. کشورهایی که درآمد آنها از فروش تسلیحات و رونق اقتصادی حاصل از آن، بسیار بیشتر از درآمد کشورهای خاورمیانه از فروش نفت است. […]

The Sun in Tetrapylons

A Report on Discovering the Relationship between Tetrapylons, Time and Variation in the Declination of the Sun

The Sun in TetrapylonsReza Moradi Ghiasabadi is a well-known Iranian researcher with a novel insight into History and Archaeology. After becoming familiar with his works, I asked him to let me translate the report of one of his research projects explaining his theory on the functionality of the Persian tetrapylons as solar structures. This theory has been confirmed by some experts and many evidences, validating it, have been found. The first part of this book is the translation from the last Persian edition of the book The Persian Tetrapylons published in 2010. The second part of this book is published herein for the first time except Chapter 13, Heidentor Tetrapylon, which has been published as a paper in Journal of Persia Digest (2012).

Ghiasabadi begins The Persian Tetrapylons with an old poem: “That building on the hillside is a place for time and time measurement.” This poem is from Shahnameh, authored by Ferdowsi, who is the greatest Persian epic poet in the tenth century AD. Ferdowsi narrates the ancient historical-storied events of Iranian people in Shahnameh. Ferdowsi quotes the mentioned poem from Zal, who is a Persian mythological character whose functions relate to the time and Zurvan. In fact, Ghiasabadi starts his book with a thousand-year-old poem which describes a building on a hillside with calendrical functionality, so this poem can be an allegory of a tetrapylon. […]

]]>
تو رفتی شهر در تو سوخت 2017-09-20T18:28:20+01:00 2017-09-20T18:28:20+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22906 قارانقوش و رفتی...تو رفتیشهر در تو سوخت             باغ در تو سوختاما دو دست جوانت               بشارت فردا،هر سال سبز می شودو با شاخه های زمزمه گر در تمام خاکگل می دهدگلی به سرخی خون...                            &nbsp
تو رفتی

شهر در تو سوخت 

            باغ در تو سوخت

اما دو دست جوانت

               بشارت فردا،

هر سال سبز می شود

و با شاخه های زمزمه گر در تمام خاک

گل می دهدگلی به سرخی خون...

                                               <<خسرو گلسرخی>>  

]]>
مدفن شاه حیاس جیحون آباد یا موصل 2017-09-20T05:59:09+01:00 2017-09-20T05:59:09+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22905 قارانقوش پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ منابع مطالعاتی اهل حق در مدفن شاه حیاس باهم اختلاف‌نظر دارند، برخی از منابع معتقد هستند که "شاه حیاس" از موصل به روستای "جیحون آباد" در فاصله 30 کیلومتری شهرستان صحنه در استان کرمانشاه مهاجرت نموده است و مدفن او را در نزدیکی این روستای می‌دانند. [دانشنامه نام‌آوران یارستان، ص 335]اما برخی دیگر از پیروان فرقه اهل حق معتقدند که شاه حیاس پس‌ازاینکه در موصل اقامت گزید در روستای «وردک» در منطقه «بادنیان» بخش «قره قوش» در استان موصل عراق درگذشت و در همان‌جا دفن



پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ منابع مطالعاتی اهل حق در مدفن شاه حیاس باهم اختلاف‌نظر دارند، برخی از منابع معتقد هستند که "شاه حیاس" از موصل به روستای "جیحون آباد" در فاصله 30 کیلومتری شهرستان صحنه در استان کرمانشاه مهاجرت نموده است و مدفن او را در نزدیکی این روستای می‌دانند. [دانشنامه نام‌آوران یارستان، ص 335]
اما برخی دیگر از پیروان فرقه اهل حق معتقدند که شاه حیاس پس‌ازاینکه در موصل اقامت گزید در روستای «وردک» در منطقه «بادنیان» بخش «قره قوش» در استان موصل عراق درگذشت و در همان‌جا دفن شده است. و هم‌اکنون قبر او محل زیارت پیروان اهل حق است و آنکه در جیحون آباد به اسم شاه حیاس مدفون هست "سید عباس" از نوادگان شاه حیاس است که دارای تجلی از ذات شاه حیاس است. [تاریخ خاندان‌های حقیقت، ص 163] مطالب مذکور حاکی از تناقض گوئی و وجود عقیده باطل تناسخ در این فرقه است.

پی‌نوشت:
سلطانی، محمدعلی، تاریخ خاندان‌های حقیقت ومشاهیرمتاخر اهل حق در کرمانشاه، تهران، سُها، 1381، ص 163
صفی زاده، صدیق، دانشنامه نام‌آوران یارستان احوال و آثار مشاهیر، تاریخ کتاب‌ها و اصطلاحات عرفانی،تهران، هیرمند، 1376، صص 335  



]]>
هشدارهای حضرت زهرا به سران سقیفه 2017-09-20T05:49:10+01:00 2017-09-20T05:49:10+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22904 قارانقوش خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که به خطبه فدک مشهور است، سرشار از درد و رنجی است که بر این بانوی مظلوم و اهل بیتش (علیهم السلام) وارد شده است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این خطبه به مصائبی که بر آن بانوی مخدره وارد شده، اشاره دارد و در آن نسبت به عاملین و مسببین غصب خلافت و فدک شکوه و گلایه می‌نماید.پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ خطبه فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می‌توان به‎عنوان یکی از معجزات خطابه قلمداد کرد. پس از آن اتفاقات شومی که بر سر خاندان رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله

خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که به خطبه فدک مشهور است، سرشار از درد و رنجی است که بر این بانوی مظلوم و اهل بیتش (علیهم السلام) وارد شده است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این خطبه به مصائبی که بر آن بانوی مخدره وارد شده، اشاره دارد و در آن نسبت به عاملین و مسببین غصب خلافت و فدک شکوه و گلایه می‌نماید.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ خطبه فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می‌توان به‎عنوان یکی از معجزات خطابه قلمداد کرد. پس از آن اتفاقات شومی که بر سر خاندان رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد و بعد از هجوم ظالمانه به خانه وحی، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به مسجد می‌رود و خطبه قرائی ایراد می‌کند.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این سخنرانی به اتفاقات مختلف، از جمله غصب خلافت و تصرف ظالمانه فدک اشاره کرده‌اند و عوامل و پشت پرده این اتفاقات را بیان کردند. علاوه بر آن هشدارهایی را نیز در این خصوص بیان داشتند.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) در فرازی از این خطبه آسمانی، دو هشدار مهم را به سران سقیفه و مهاجرین و انصاری که با آن‌ها همگام شدند، داده است و آنان را از عاقبتی که در انتظارشان است، بیم داده است.
حضرت در فرازی از این خطبه فرمود: «... فدونکموها فاحتقبوها دبرة الظهر نقیبة (نقبة) الخف، باقیة العار، موسومة بغضب الله و شنار الابد، موصولة بنار الله الموقدة التی تطلع علی الافئدة. فبعین الله ما تفعلون «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.[شعراء/227] و انا ابنة نذیر لکم بین یدی عذاب شدید. فاعملوا «إِنَّا عَامِلُونَ. وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ.[هود/121] ...[1] اینک مرکب خلافت را بگیرید، اما به‌هوش باشید که پشتش زخم خورده، پایش شکاف برداشته، و داغ ننگ عار بر پیشانی او باقی است، و نشان از غضب خدا و رسوایی ماندگار را با خود دارد و سرانجام نیز به آتش خشم خدا که تا اعماق دل‌ها نفوذ می‌کند، خواهد پیوست. آن‌چه شما انجام می‌دهید، در پیشگاه خداست (و به همین زودی بیدادگران خواهند دانست که به چه بازداشت‌گاه شومی باز خواهند گشت، و چه سرنوشت دردناکی در انتظار آن‌هاست.) و من دخت همان کسی هستم که شما را از عذابی سخت، که سر راه شماست، هشدار داد. (پس شما هر آن‌چه می‌خواهید انجام دهید، ما نیز کار خویش را انجام می‌دهیم، و شما در انتظار کیفر عملکرد ظالمانه‌ی خود باشید که ما نیز در انتظار پاداش شکوهبار عملکرد خویش هستیم).»

اولین هشداری که حضرت زهرا به سران سقیفه داده است، خفت و ذلت آنان است. حضرت به آن‌ها هشدار داد از آن‌جایی که غصب خلافت و تصرف فدک از راه تطمیع، تهدید و تزویر انجام گرفت، قطعاً آبرویی برای غاصبان باقی نخواهد ماند و آنان برای همیشه در تاریخ محکوم و منفور باقی خواهند ماند. حضرت زهرا در ادامه در مورد اصحابی که در برابر این حوادث سکوت کرده‌اند فرمودند که آنان نیز آبروی به زحمت به‌دست آورده خود را از دست خواهند داد و هیچ جایگاهی در حکومت ابوبکر و عمر نخواهند داشت و هرگز نمی‌توانند ننگ این بی‌آبرویی را از پیشانی خود پاک کنند؛ لذا تعبیر «باقیة العار» را در مورد آنان به‌کار برد.

هشدار دیگر حضرت زهرا به غاصبان و مهاجرین و انصار، عذاب الهی است.
سران سقیفه و برخی از مهاجرین و انصار به سبب ظلم بزرگی که بر خاندان رسول خدا عرضه داشتند، در سخت‌ترین عذاب الهی گرفتار خواهند شد و در قیامت نخواهند توانست از آتش جهنم نجات پیدا کنند؛ از همین‌رو به آنان فرمود: «موسومة بغضب الله و شنار الابد، موصولة بنار الله الموقدة التی تطلع علی الافئدة، فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.[2] نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد، و به آتش شعله‌‏ور خدا که بر قلب‌ها احاطه مى‌‏یابد متصل است. آن‌چه مى‌‏کنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنان‌که ستم کردند به زودى مى‌‏دانند که به کدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت.»
این نکات تنها دو مورد از هشدارهایی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به سران سقیفه داد، و طبق نقل منابع معتبر، عایشه گفته است: «أنها كانت إِذَا ذُكِرت فَاطِمَةُ بنت النَّبِی قَالَت: مَا رَأَیتُ أَحدا كَانَ أَصدَق لَهجَةً مِنها إِلا أَن یَكُونَ الَّذِی وَلَدَهَا.[3] وقتی نزد عایشه از فاطمه دختر پیامبر سخن به میان می‌آمد، می‌گفت: هیچ كسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم، جز آن كسی‌كه او را به‌دنیا آورده است.» که منظور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.
حال باید چگونه این دو موضوع را با هم جمع کرد؟

پی‌نوشت:

[1]. کشف الغمه، اربلی، ج2، ص114، خطبه فدکیه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
[2]. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج1، ص312، خطبه فدکیه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
[3]. المستدرك علی الصحیحین، حاكم نیشابوری، دار الكتب العلمیة – بیروت:  ج3، ص175

نویسنده: محمد یاسر بیانی



]]>
«اسلام و مرگ» در دانشنامۀ مرگ و مردن 2017-09-20T05:33:53+01:00 2017-09-20T05:33:53+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22902 قارانقوش هاجر قربانیدر مدخلِ "I" دانشنامۀ مرگ و مردن تعاریفِ مرتبط با مرگ و آیین‌های آن در اسلام با توجه به مسلمانانی که در آمریکا سکونت دارند، نوشته شده است.&nbsp;اسلام و مرگ:&nbsp;دینِ اسلام 25 درصد از جمعیت جهان را تشکیل داده است، که آفریقا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و بخش‌هایی از جنوبِ شرقی &nbsp;را دربر می‌گیرد. دینِ اسلام یکی از دین‌هایی است که امروز در آمریکا به سرعت رشد کرده است. براساسِ آخرین آمارها، حدود یک‌هزار و دویست و نه مسجد از حوالی 1980 بنا شده است. برای پیروان اسلام که آنها را مسلمان

هاجر قربانی

در مدخلِ "I" دانشنامۀ مرگ و مردن تعاریفِ مرتبط با مرگ و آیین‌های آن در اسلام با توجه به مسلمانانی که در آمریکا سکونت دارند، نوشته شده است. اسلام و مرگ: دینِ اسلام 25 درصد از جمعیت جهان را تشکیل داده است، که آفریقا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و بخش‌هایی از جنوبِ شرقی  را دربر می‌گیرد. دینِ اسلام یکی از دین‌هایی است که امروز در آمریکا به سرعت رشد کرده است. براساسِ آخرین آمارها، حدود یک‌هزار و دویست و نه مسجد از حوالی 1980 بنا شده است. برای پیروان اسلام که آنها را مسلمان می‌نامند، مرگ پایان نیست، تنها مرحلۀ دیگری از زندگی است، یک گذار از زندگیِ روی زمین و شروعِ یک زندگی در آخرت. مسلمانان مرگ را یک جدایی از جسمِ فیزیکی در نظر می‌گیرند که روز داوری [قضاوت] دوباره باز خواهد گشت، و اگر خدا بخواهد یکبارِ دیگر در کنار خانواده و بستگانش قرار خواهد گرفت. مسلمانان معتقدند به این امر که هر فردی روح دارد. آنها معتقدند که بعد از اینکه فردی می‌میرد، روح او به جهانِ دیگری میان زندگی و مرگ برای روز داوری منتظر می‌ماند، هر روحی که در دنیا کارِ خوبی انجام دهد به بهشت خواهد رفت و روحی که در زندگی چنین نباشد [اعمال بد داشته باشند] به جهنم رهسپارخواهند شد. بدن باید شسته شود، درون پارچه پیچیده شود، و بعد از نماز،در همان روزی که مرگ رخ داده دفن شود. اسلام کالبدشکافی را می‌پذیرد اما زمانی که اثبات کند که فایده‌مند یا قانونی است.

اسلام مخالفِ آسان سازی مرگ است. آنها معتقدند که زندگیِ همه انسان‌ها مقدس است زیرا توسط خدا به آنها اهدا شده است، و خداست که انتخاب می‌کند هر فردی چه مدت زمانی باید زندگی کند. و انسان نباید در این امور دخالت کند. به طور مثال خودکشی یک دلیلِ کشتنِ «عادلانه» در نظر گرفته نمی‌شود. «نفسی را که خدا محترم شمرده به قتل نرسانید» (اسرا: 17:33). تلفظِ قرآن در زبانِ انگلیسی «کُران» تلفظ می‌شود، یک کتاب از نوشته‌های مقدس اسلام توسطِ خداوند به پیامبرِ خود محمد(ص) در دورانِ زندگی‌اش در مکه و مدینه بیان شده است، و به مسلمانان دستور داده که چگونه زندگی کنند.

زمانیکه مرگ نزدیک می‌شود، خانوداه و دوستان تلاش می‌کنند که در گوشِ فردی که مرده است برای تسلی و آرامش نماز بخوانند. با این نظر که آخرین کلمه‌ای که یک مسلمان باید بشنود خدا است، که تسلمیش را در برابر او تقویت می‌کنند.

آیین تشییع و سوگواری

سوزاندن اجازه داده نشده است. در آماده سازیِ جسد برای تدفین، چشم‌ها بسته می‌شوند، بدن به صورتِ آیینی با آبِ معطر توسطِ خانواده شسته، سپس در یک پارچۀ بدونِ درز (کفن) پوشانده و سپس به مسجد جایی که افراد برای خواندنِ نماز جمع شده‌اند روانه می‌شود. برای مسلمانان، احترامِ به مردگان یک تعهد لازم است، صرف نظر از اینکه هر شخصی متوفی را میشناسد.

در اسلام خاک‌سپاری باید هرهرچه سریعتر بعد از مرگ، اگر ممکن است، یعنی بیست و چهار ساعت ، انجام شود. دفن باید در یک قبرستان اسلامی انجام شود. در سنتِ اسلامی، تنها مردان قادرند در خاکسپاری شرکت کنند. به جز قوانینِ محلی در استفاده از تابوت، بدنِ کفن شده باید مستقیما برای خاکسپاری درون زمین قرار گیرد. بدن روی دست راست و همیشه در موقعیت رو به مکه ، جهتِ نماز خواندنی مسلمانان، است. دست راست همچنین در زیر سر است و سر به سمت شرق برگردانده می‌شود.

خدماتِ تشییع‌جنازه کوتاه است و شامل یک سوال دربارۀ اینکه آیا متوفی بدهی دارد یا خیر یا اینکه آیا شخصی کینه‌ای علیه فرد دارد یا خیر؟! اگر چنین باشد، این امور باید قبل از خاکسپاری بخشیده شود تا روح آزاد شود. هرچند ممکن است شخصی بدهی مرده را پرداخت کند، خانوادۀ مرده مسئولیت دارد که تمامیِ بدهی را هر چه سریعتر پرداخت کند. مسلمانان معتقدند که پرداختِ بدهی فردی که مرده است می‌‌تواند برخی از مجازات‌های او را در سهل‌انگاریِ پرداخت سلب کند. مردان معمولا زمانی که تابوت را، در یک جعبۀ ساده، برای بردن به سمت قبر حمل می‌کنند، آیاتی از قرآن را تلاوت می‌کنند. خانواده و دوستان در زمانِ دفن، یک بیل ازخاک بر گور می‌پاشند و نماز به جا می‌‌آورند. پس از اتمام دفن عزادارن نمازِ نهایی را می‌خوانند. گاهی اوقات، آنها برای جمع شدن به دور هم مجددا به مسجد باز می‌گردند. قبر مسلمان باید بالاتر از سطح زمین قرار بگیرد. سنگ باید به عنوان نشانه روی قبر استفاده شودف اما اجازۀ نوشتن روی آن نیست. ساختمان و یا هر شکل دیگری از سازه در بالای قبر مجاز نیست. به صورت سنتی، سه روز بعد، بیشتر اعضای خانواده و دوستان برای ملاقات به خانۀ متوفی برای تلاوتِ قرآن مجید، نماز و غذا می‌روند. عزاداران به صورتِ ظاهری سعی در حفظِ تماس‌ها و ارتباطاتِ خویشاوندی با دوستان و نزدیکانِ خود دارند.

خیرات، روزه، نماز و حج اغلب به نیابت از مرده انجام می‌شود. سرزدن به قبر برای یادآوری مرگ و روز قیامت به افراد زنده توصیه شده است.


]]>
حذف مرگ؛ مروری بر مطالعاتِ دکتر سام پرنیا از تجربۀ نزدیک به مرگ 2017-09-20T05:29:27+01:00 2017-09-20T05:29:27+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22901 قارانقوش حذف مرگ؛ مروری بر مطالعاتِ دکتر سام پرنیا از تجربۀ نزدیک به مرگهاجر قربانی&nbsp;

حذف مرگ؛ مروری بر مطالعاتِ دکتر سام پرنیا از تجربۀ نزدیک به مرگ

هاجر قربانی

 

]]>
نشریه آوای باغرو منتشر شد 2017-09-18T20:49:21+01:00 2017-09-18T20:49:21+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22900 قارانقوش نشریه آوای باغرواز دست پخت مدیرکل امور اداری استانداری تا تغییرات مدیریتیدست پخت مدیرکل امور اداری استانداری، کمک ۷۰ میلیاردی یک شرکت به یک لیست، تست مرفین در انتظار شورای شهر، لیست تغییرات مدیریتی در ادارات کل استان اردبیل از اخبار شنیده های باغرو می باشد.تحصن در جلوی استانداری اردبیل+عکسهفته نامه آوای باغرو که شماره اول خود را منتشر کرده است، عکس اصلی خود را به موضوع تحصن کارگران سبلان پارچه در جلوی استانداری اردبیل اختصاص داده است.تحصن در جلوی استانداری اردبیل+عکسهفته نامه آوای باغرو که


  1. نشریه آوای باغرو
استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

دست پخت مدیرکل امور اداری استانداری، کمک ۷۰ میلیاردی یک شرکت به یک لیست، تست مرفین در انتظار شورای شهر، لیست تغییرات مدیریتی در ادارات کل استان اردبیل از اخبار شنیده های باغرو می باشد.

هفته نامه آوای باغرو که شماره اول خود را منتشر کرده است، عکس اصلی خود را به موضوع تحصن کارگران سبلان پارچه در جلوی استانداری اردبیل اختصاص داده است
.تحصن در جلوی استانداری اردبیل+عکس

هفته نامه آوای باغرو که شماره اول خود را منتشر کرده است، عکس اصلی خود را به موضوع تحصن کارگران سبلان پارچه در جلوی استانداری اردبیل اختصاص داده است.

باغرو

انتهای پیام/


]]>
هفته نامه "آوای باغرو" در گزارش تحلیلی نوشت :استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم 2017-09-18T20:45:15+01:00 2017-09-18T20:45:15+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22899 قارانقوش هفته نامه " آوای باغرو" در گزارشی تحلیلی به بررسی یکی از گزینه های احتمالی که ممکن است با برکناری استاندار فعلی اردبیل جانشین او شود ، پرداخته است. در ادامه متن کامل این گزارش را می خوانیم ...۰۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۳هفته نامه&nbsp;" آوای باغرو"&nbsp;در گزارشی تحلیلی به بررسی یکی از گزینه های احتمالی که ممکن است با برکناری استاندار فعلی اردبیل جانشین او شود ، پرداخته است. در ادامه متن کامل این گزارش را می خوانیم:این روزها بحث تغییر استاندار اردبیل بصورت جدی در محافل سیاسی و در میان دبیران احزاب اصلاح
هفته نامه " آوای باغرو" در گزارشی تحلیلی به بررسی یکی از گزینه های احتمالی که ممکن است با برکناری استاندار فعلی اردبیل جانشین او شود ، پرداخته است. در ادامه متن کامل این گزارش را می خوانیم:

استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

این روزها بحث تغییر استاندار اردبیل بصورت جدی در محافل سیاسی و در میان دبیران احزاب اصلاح طلب ، مجمع نمایندگان استان و وزارت کشور مطرح است.

کارنامه 3 ساله آقای مجید خدابخش چنگی به دل ستاد روحانی و مردم در استان اردبیل نزده است. بلکه اصلاح طلبان شدیداً از عملکرد سیاسی ، اقتصادی و عمرانی وی در سطح منطقه ناراحت هستند. در همین راستا انتقادات و اعتراضات به عملکرد ضعیف استاندار خدابخش در رسانه ها بخصوص در نشریات ، سایت های خبری و شبکه های اجتماعی و کانال های خبری وابسته به اصلاح طلبان هر روز بیشتر می شود.

هفته نامه "اردبیل فردا" که در راستای جریان طیف اصلاح طلبان حرکت می کند ، با زدن تیتری با عنوان" خدابخش تنهاست" عنوان کرد مدیران و اشخاصی سیاسی و رسانه ای که ازآقای خدابخش مسئولیت گرفته اند حاضر به حمایت از عملکرد وی نیستند؟

آگاهان به مسایل سیاسی معتقدند اگر وضعیت استان اردبیل با مدیریت و عملکرد ضعیف استاندار خدابخش به این شکل ادامه یابد ، نباید انتظار داشت که دکتر روحانی بتواند در انتخابات آینده در کسب آرای مردم این منطقه موفق شود.

در این میان طرفداران دکتر احمدی نژاد از عملکرد آقای خدابخش راضی هستند و یقین دارند اگر استاندار فعلی اردبیل تغییر نکند ، رای مردم منطقه، مال دکتر احمدی نژاد خواهد شد.

یکی از اعضای سرشناس جبهه پایداری که خواست نامش فاش نشود گفت: وجود آقای خدابخش در استانداری اردبیل شانس پیروزی آنها را در انتخابات آینده ریاست جمهوری منطقه افزایش خواهد داد.

گزینه های زیادی برای احراز پست استانداری اردبیل مطرح هستند. در بین این گزینه ها دکتر حسن نوعی اقدم، تنها فردی است که شایستگی احراز پست استانداری اردبیل را دارد. سیگنالهای از میان احزاب اصلاح طلب در خصوص تمایل این گروهها برای استانداری دکتر حسن نوعی اقدم به گوش می رسد.

استانداری اردبیل در انتظار دکتر حسن نوعی اقدم

اصلاح طلبان استان اردبیل در مرحله دوم انتخابات مجلس دوره هفتم نیز از کاندیداتوری دکتر حسن نوعی اقدم حمایت کردند و باعث پیروزی وی شدند. دکتر حسن نوعی اقدم ارتباط بسیار صمیمی با اصلاح طلبان منطقه دارد و تاکنون طیف اعتدال و ستاد روحانی را در منطقه همراهی نموده است و موضع تندی نیز بر علیه دولت تدبیر امید نگرفته است ، بلکه از اقدامات این دولت در محافل مختلف سیاسی و مذهبی و علمی به اشکال مختلف حمایت کرده است. وی در مراسم سالگرد پیروزی دولت روحانی در سال 94 در مجتمع فرهنگی فدک نیز حضور یافت و باعث خشنودی و تشویق حاضرین که اکثراً اصلاح طلبان و اعتدالیون بودند شد.

دکتر حسن نوعی اقدم فردی توانمند و فراجناح و جامع الاطراف می باشد. وی نفوذ بیشتری در لایه های زیرین قدرت در سطح کشور و منطقه دارد و با اکثر وزراء و بزرگان دولت روحانی از جمله وزیر کشور ، دکتر نوبخت ، دکتر جهانگیری و..... ارتباط بسیار صمیمی دارد.

دکتر نوعی اقدم تجربه 8 سال نمایندگی مجلس و عضویت در کمیسیون برنامه و بودجه و امور اقتصادی ، تجربه 4 سال عضویت موفق در هئیت رئیسه مجلس ، تجربه معاونت پارلمانی و مشاور وزیر در کلیه دولتها را در کارنامه سیاسی و مدیریتی خود دارد.

وی از خانواده معظم شهداست دو برادر عزیز خود را تقدیم اسلام و وطن نموده است .

اکثر دلسوزان منطقه معتقدند کلید توسعه استان اردبیل در دستان توانمند دکتر حسن نوعی اقدم است زیرا وی اطلاعات کافی و وافی از توانمندی و پتانسیل های منطقه را دارد و تجارب و اطلاعات وی در مورد پروژه های ملی و استانی از جمله راه آهن ، پتروشیمی، منطقه ویژه اقتصادی و تجاری ، حق آبه مردم منطقه از رودخانه قزل اوزن و ... بیشتر از دیگران است. در این میان قدرت درگیری و لابی گری وی در کسب اعتبارت ملی از وزرات خانه ها فوق العاده است.

دکتر حسن نوعی اقدم معتقد به نظام شایسته سالاری در مدیریت می باشد. در طول مسئولیت خود از اشخاص توانمند بدون توجه به گرایش های سیاسی حمایت کرده است. وی در انتخابات مجلس دهم یکی از شانس های مردم در مجلس بود و از معتمدین شهر ، دانشگاهیان، اصناف و بازاریان و کشاورزان ، فرهنگیان ، احزاب و اصحاب رسانه و سایر اشخاص و گروهها از وی خواستند کاندیدای مجلس دهم شود با توجه به اقبال سیاسی که در افکار عمومی منطقه به وی بود ولی دکتر نوعی اقدم بخاطر اعتراض به بدعت های غیرقانونی در جریان انتخابات مجلس در منطقه از جمله گسترش پول های کثیف در خرید و فروش آراء از شرکت در انتخابات خود داری کرد و خانه ریاضیات استان اردبیل را دایر نمود که حالا موفق ترین خانه ریاضیات در کشور است.

خانه ریاضیات استان اردبیل در ردیف خانه ریاضیات استانهای مثل اصفهان می باشد و خدمات علمی زیادی به معلمان ، دانش آموزان و دانشجویان منطقه ارائه می نماید و در رشد علمی جوانان منطقه تاثیر گذار است و افتخارات بزرگی در میادین علمی در سطح کشوری و بین المللی کسب کرده است

با اشاره به موارد فوق اگر دکتر حسن نوعی اقدم استاندار اردبیل شود از پتانسیل بیشتر جوانان اصلاح طلب و اعتدالیون منطقه در جهت توسعه منطقه استفاده می کند. استان اردبیل مثل دوران مجلس چهارم و هفتم به سوی قله های پیشرفت حرکت خواهد کرد. و نظام شایسته سالاری در ادارات استان ایجاد خواهد شد. گرایش به تفکر و اندیشه های دکتر روحانی در منطقه افزایش خواهد یافت و گروهها و جریانات سیاسی مخالف توان سنگ اندازی در مقابل وی نخواهند داشت و دکتر حسن روحانی اکثریت آرای مردم استان اردبیل را در انتخابات آینده کسب خواهد کرد.


]]>
معرفی کتاب " نگاهی به لیسار و سوباتان " 2017-09-18T20:41:01+01:00 2017-09-18T20:41:01+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22898 قارانقوش تاریخ ثبت : 1392-10-11 &nbsp; &nbsp;&nbsp;کتاب " نگاهی به لیسار و سوباتان " که اولین کتاب چاپ شده در خصوص تاریخ کهن لیسار است ، توسط دبیر بازنشسته لیساری آقای شاپور رضاقلی پور به رشته تحریر در آمد . این کتاب در 288 صفحه و 2000 نسخه در سال 1392 توسط انتشارات آوای دانش گستر تهران به چاپ رسیده است . مولف با چاپ چند عکس رنگی در روی جلد کتاب طراحی معناداری را انجام داده که عکس قسمتی از بنای قلعه صلصال گویای تاریخی بودن کتاب و عکس علما نشانگر معرفی آنان در کتاب مذبور ، چاپ تصویری از آبشار بلند قامت ور

تاریخ ثبت : 1392-10-11     

کتاب " نگاهی به لیسار و سوباتان " که اولین کتاب چاپ شده در خصوص تاریخ کهن لیسار است ، توسط دبیر بازنشسته لیساری آقای شاپور رضاقلی پور به رشته تحریر در آمد . این کتاب در 288 صفحه و 2000 نسخه در سال 1392 توسط انتشارات آوای دانش گستر تهران به چاپ رسیده است . مولف با چاپ چند عکس رنگی در روی جلد کتاب طراحی معناداری را انجام داده که عکس قسمتی از بنای قلعه صلصال گویای تاریخی بودن کتاب و عکس علما نشانگر معرفی آنان در کتاب مذبور ، چاپ تصویری از آبشار بلند قامت ورزان و دشت شقایق بیانگر معرفی ییلاق زیبای سوباتان و نهایتاً تصویر خانه قدیمی مرحوم اقبال سلطان نشانگر قدمت معماری و ساخت و ساز لیساریها را نشان می دهد .

کتاب دارای یازده فصل بشرح زیر می باشد :

فصل اول : معرفی منابع زنده و ویژگیهای طبیعی و موقعیت جغرافیایی لیسار

فصل دوم : قلعه باستانی صلصال لیسار

فصل سوم : سخنی در باره وجه تسمیه لیسار

فصل چهارم : شهدای لیسار

فصل پنجم : روستاهای لیسار

فصل ششم : حاکمان لیسار

فصل هفتم : مکتب خانه های قدیمی لیسار

فصل هشتم : بقاع لیسار

فصل نهم : سوباتان

فصل دهم : بر بلندای بام غرب گیلان "باغرو"

فصل یازدهم : پندارها ، باورها و برخی رسومات مردم لیسار

 در ابتدای کار نگارنده با بیان این مطلب که متاسفانه لیسار با داشتن دیرینه تاریخی و فرهنگی عمیق فاقد کمترین تالیفات و مکتوبات تاریخی است ، برحسب وظیفه معلمی خود احساس مسئولیت نموده و با افتادگی و شکسته نفسی صادقانه و خاشعانه که نشان از عشق به زادگاهش دارد ، این کار بزرگ و بی همتای خود که حاصل 4 سال تحقیق و بررسی و جمع آوری اسناد مکتوب ارزشمندی است که هیچوقت به سمع و نظر لیساریها نرسیده بود را یک فراخوان تلویحی برای قلم به دست گرفتن فرزندان لیسار برای بیرون کشیدن تاریخ لیسار از زیر لایه های غبار گرفته روزگار معرفی می کند .

شاید این کتاب از نظر خوانندگان اشکالات متعددی داشته باشد ولی از آنجائیکه اولین کتاب تاریخی چاپ شده توسط یک لیساری است از ارزش و اهمیت فراوانی برخوردار است . بر لیساریهای وطن دوست و علاقه مند فرض و واجب است که علیرغم انتقادات و بیان صادقانه اشکالات حمایت مادی و معنوی خود را از این اثر ارزشمند تاریخی معمول دارند . من امید دارم که روزی هر لیساری بعنوان هویت تاریخی و فرهنگی خود حداقل یک جلد از این کتاب را در گنجینه کتابهای خود داشته باشند . پدران و مادران آموختن مطالب کتاب را بمنظور آشنائی با تاریخ و تمدن شهر خود به فرزندان توصیه کنند . معلمان مطالب این کتاب را حداقل بعنوان یک فعالیت فوق برنامه در دستور کار آموزشی دانش آموزان خود قرار دهند . خصوصاً معلمان انشاء و نگارش آشنایی با این کتاب را در قالب یک موضوع تحقیقی مد نظر قرار دهند . دبیران علوم  اجتماعی و تاریخ معرفی این اثر ارزشمند را مورد توجه قرار دهند. متمکنان با خرید دهها جلد از این اثر بی همتا و اهداء آن در مناسبتها و موقعیتهای مختلف به افراد و اشخاص بومی و غیر بومی با بذل مال خود موجبات تعالی فرهنگ و تمدن لیسار را فراهم آورند و خلاصه اینکه روزی اهداء این اثر علمی توسط لیساریها به دوستان و آشنایان و میهمانان خود به یک فرهنگ حسنه و سنت محلی تبدیل شود و در کنار آن صاحبان نظر و قلم نیز ایرادات و کاستیهای کتاب را به مولف هدیه کنند که در این صورت تکامل این اثر ارزشمند را در چاپهای بعدی شاهد بوده و رضایتمندی نسبی خوانندگان فراهم خواهد شد . 

 بنظر حقیر همه قسمتهای این کتاب خواندنی و شیرین است . بنده بعنوان یک معلم با 55 سال سن و 32 سال سابقه کار ، بسیاری از ناشنیده های تاریخی زادگاهم را در این کتاب یافتم . ولی مطالب برخی از فصول یازده گانه این کتاب از اهمیت بیشتری برخوردار است .بنده در این بخش به برخی از مطالب مهم فصول 11 گانه اشاره می کنم :

مولّف در فصل اول اشاره به این موضوع دارد که بخش اعظمی از مطالب کتابش را به نقل از چهار پیر فرهیخته لیساری(یداله عظیمی - حاج رسول محمدی - حاج حسن غفاری و حاج سعداله نظیری) که تاریخ زنده و پویای این شهر تاریخی محسوب می شوند به رشته تحریر در آورده است . البته افراد دیگری نیز در شهر ما زندگی می کنند که گنج عظیمی از معلومات تاریخی منطقه در ذهنشان بایگانی است و امید اینکه در تجدید چاپهای بعدی آن گوهر های گرانبها نیز در این کار عظیم فرهنگی سهیم باشند . 

 فصل دوم کتاب نیز در خصوص تاریخچه قلعه باستانی لیسار ناگفته های زیادی را در اختیار خواننده قرار می دهد .

فصل سوم کتاب در خصوص وجه تسمیه لیسار بوده و به بررسی نظرات مختلف در این زمینه می پردازد .

فصل چهارم نیز به معرفی شهدای لیسار و بیان بخشی از زندگینامه آنان پرداخته است .

فصل پنجم کتاب به معرفی روستاهای لیسار پرداخته و ضمن بیان وجه تسمیه روستاها ، بخشی از اتفاقات تاریخی آنها را نیز بیان می دارد. مولف در این بخش فرصت را مغتنم شمرده ودر قسمت معرفی روستای هره دشت از صفحه 111 الی 128 به معرفی شهید مشروطه گیلان ملا عزیز شریعتمدار هره دشتی همت گماشته است . این قسمت کتاب یکی از ارزشمندترین بخشهای آن می باشد .

 فصل ششم کتاب حاکمان لیسار را معرفی می کند . این موضوع نیز از این جهت که تا کنون مردم منطقه اطلاعاتی در این زمینه نداشته اند از اهمیت بالایی برخوردار است .

 در فصل هفتم مولف با معرفی مکتب خانه ها و معلمان آن ، پرده از راز تعمیق علم و دانش و فرهنگ درخطه لیسار را بر می دارد که بسیار شنیدنی است . در ادامه با اشاره به اولین مدارس رسمی و اولین معلمان لیساری نیز برشیرینی این فصل می افزاید .

مردم لیسار در رابطه با بقاع شش گانه محلات لیسار اطلاعات کمی دارند . تا کنون هیچ سند معتبری نیز در خصوص معرفی این زیارتگاهها به چاپ نرسیده است . آقای رضا قلی پور در فصل هشتم کتابش هر چند محدود و لی اشاره ای به این بقاع متبرکه نموده است . 

 سوباتان عشق لیساریهاست . هرچه دنیا پیر و کهنه می شود عشق لیساریها به سوباتان تازه تر . شاید منشاء این عشق و علاقه ، اجتماع بسیاری از موهبتهای طبیعی خالق هستی در این سرزمین بهشت گونه باشد . اگر مولف می خواست حق سوباتان را ادا کند باید کتابی مستقل در این باب می نگاشت . اما اشاراتی هر چند اندک در فصل نهم کتاب بیانگر علاقه خود او به این سرزمین است . در میان مطالب این فصل اشاره به جنگ سوباتان که به موضوع در گیری مشروطه خواهان و حاکمان ظالم تالش و پشتیبانی نیروهای روسی در این منطقه اشاره دارد از اهمیت تاریخی بالایی برخوردار است .

 فصل دهم کتاب به معرفی قله باغرو داغ که مرتفع ترین نقطه رشته کوه های تالش است ، اشاره می کند . مولّف در قسمتی از این فصل به موضوع حضور رهبر نهضت جنگل گیلان شهید میرزا کوچک خان جنگلی در سوباتان اشاره می کند که به دلیل اهمیت تاریخی این موضوع آن را بطور مسقل و تفصیلاً در این سایت آورده ایم .

 فصل یازدهم کتاب هم به بخشی از اداب و رسوم محلی لیساریها اشاره می کند که در جای خود شنیدنی و جالب هستند .

شما می توانید برای تهیه این کتاب بهر تعداد با ما تماس بگیرید .

تلفن تماس : 09111835091

 

]]>
باغرو داغ خطبه سرا 2017-09-18T20:36:34+01:00 2017-09-18T20:36:34+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22897 قارانقوش باغرو داغمن سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغسن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغبیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالاناسن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغبیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیرهباغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغبیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیلهارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغقیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنونیا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغبرزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئو


باغرو داغ
من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغ

بیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیره

باغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغ
بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی وقارلی داغ

باغرچارتادان سیللی سویلی ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار ای ارتالی داغ باغرو داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا یاش داغ

شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا

]]>
نسبت خویشاوندی رهبر انقلاب و شیخ محمد خیابانی چیست؟ 2017-09-18T16:32:33+01:00 2017-09-18T16:32:33+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22896 قارانقوش شیخ محمد خیابانی، عالم و مجاهد بزرگ معاصر، پس از گذراندن تحصیلات و درآمدن به کسوت روحانیت با خاندان خامنه‌ای‌ها وصلت کرد.به گزارش&nbsp;تبریز بیدار ،&nbsp;&nbsp;امروز ۱۷ فروردین مصادف با سالگرد قیام مردم تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در سال ۱۲۹۹ علیه استبداد و استعمار انگلیس است. به همین مناسبت، کانال تلگرام پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، خاطره‌ای از ایشان نقل کرده است که حاوی نکات جالب توجهی می‌باشد:سه روایت ویژه از رهبر انقلاب درباره شیخ محمد خیابانی و قیام مردم تبریز علیه استبداد و

شیخ محمد خیابانی، عالم و مجاهد بزرگ معاصر، پس از گذراندن تحصیلات و درآمدن به کسوت روحانیت با خاندان خامنه‌ای‌ها وصلت کرد.

نسبت خویشاوندی رهبر انقلاب و شیخ محمد خیابانی چیست؟

به گزارش تبریز بیدار ،  امروز ۱۷ فروردین مصادف با سالگرد قیام مردم تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در سال ۱۲۹۹ علیه استبداد و استعمار انگلیس است. به همین مناسبت، کانال تلگرام پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، خاطره‌ای از ایشان نقل کرده است که حاوی نکات جالب توجهی می‌باشد:

سه روایت ویژه از رهبر انقلاب درباره شیخ محمد خیابانی و قیام مردم تبریز علیه استبداد و استعمار 


 ۱«آقاى شیخ محمد خیابانى شوهر عمه‌ى ماست... پدرم شاهد قضایاى مشروطه بوده؛ ایشان در مشروطه بوده؛ با باقرخان هم‌محله‌اند. باقرخان مال محله‌ى خیابان است - كه محمد خیابانى هم مال همان محله‌اند - پدر ما هم مال همان محله‌اند... خیابان یك محله‌اى است در تبریز؛ محله‌اى است كه الان هم به یك شكل محله و اینها نیست؛ تنها خیابانى بوده كه آن زمانها در تبریز وجود داشته و در قسمتى از این خیابان كوچه‌اى است به نام قرباغلار كوچه سى؛ الان هم هست كوچه‌ى قرباغى‌ها، كه منزل شیخ محمد خیابانى و همچنین منزل پدربزرگ ما، مرحوم حاج سید حسین خامنه‌اى - كه پیش‌نماز مسجد جامع بود.» ۱۳۶۴/۰۳/۰۱

۲ «مرحوم «شیخ محمّد خیابانی» قبل از این‌که وارد مبارزات مشروطیت شود، گاهی نایبِ پدرزن خود می‌شد. پدر زن او مرحوم حاج سیّد حسین [خامنه‌ای] بود که جدّ ماست و [شیخ محمد خیابانی] در همین شبستان مسجد جامع [تبریز]، به جای ابوالزّوجه‌ی خود نماز می‌خواند و از همین جا، شهرت خودش را بتدریج به دست آورد...» ۱۳۷۲/۰۵/۰۵   

۳ «در قضیه‌ی مرحوم شیخ محمد خیابانی - که تبریز یک تنه ایستاد - مسأله، مسأله‌ی قرارداد وثوق‌الدوله بود. در تهران، عمال حکومت ضعیف با یک قرارداد، امور مالی و امور نظامی کشور را دودستی تقدیم کردند به انگلیسیها. تبریزیها ایستادند. مرحوم خیابانی و دیگران در مقابل این قضیه بود که ایستادند و آن حوادث عجیب تبریز پیشآمد کرد. تبریز همیشه این‌طور بود.» ۱۳۸۵/۱۱/۲۸-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-خانه مرحوم شیخ محمد خیابانی در چهاراه منصور سابق (میدان شهید بهشتی کنونی)ابتدای خیابان منصور کوچه شیخ محمد خیابانی قرار دارد که  بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسط میراث فرهنگی خریداری و بازسازی شده است و اینک حراست میراث فرهنگی در آن فعالیت می کند متاسفانه نام کوچه و تابلوئی که نشاندهنده منزل شهید مظللوم شیخ محمد خیابانی بود به دلایل نامعلومی برداشته شده -ضمنا همانگونه که می دانید مزار شیخ محمد خیابانی که چندین دهه در گورستان سرخاب بودهنگام طرح توسعه مقبرالشعرا خانواده اش را مجبور کردند آن را به شهر ری تهران منتقل نمایند و در (حدود چهل متری قبر ستارخان در شاه عبدالعظیم) اینک که می دانیم رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در مورد این شهید والامقام چه نظر دارند امید است حسادتها و پندار بافیهای احماقنه نسبت به ایشان که جز صلاح اسلام وملک ایران و آذربایجان چیزی نیتی نداشت و جان خود را بر سز همین آرمان گذاشت کنار گذاشته مزارش را به همراه مزار سردار ملی ستارخان به زادگاهش آذربایجان منتقل کرده تا روح نامبردگان ودل آذربایجان پیر را شاد کنند ضمنا من حتم دارم اگر شهید مظللوم بهشتی خودشان زنده بودند هرگز اجازه نمی دادند میدانی که در جوار آن شیخ محمد خیابانی مظللوم به دستور سالداتهای روسی به شهادت رسیدند   به اسم ایشان شهید بهشتی باشد بلکه دستور می دادند این میدان به یادبود شیخ مظللوم آذربایجان میدان شیخ محمد خیابانی مظللوم نامگذاری شود


]]>
“شهریار” تاثیرگذارترین شاعر سده‌های اخیر 2017-09-18T16:19:20+01:00 2017-09-18T16:19:20+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22895 قارانقوش رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با بیان اینکه در سده اخیر شاعری نداشتیم که کلامش در حد و اندازه کلام استاد شهریار باشد، گفت: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ آخرین اخبار,&nbsp;ادبیات,&nbsp;فرهنگ&nbsp;درج دیدگاهبه گزارش یول‌پرس به نقل از فارس، علی اصغر شعردوست اظهار کرد: ‌شهریار ملک ادب و سخن ستاره پر تلالویی است که نه تنها در آسمان تبریز بلکه در آسمان ایران و حتی در آسمان ادبیات مشرق زمین می‌درخشد.وی با بیان اینکه در سده‌های اخیر شاعری نداشتیم که کلامش با

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با بیان اینکه در سده اخیر شاعری نداشتیم که کلامش در حد و اندازه کلام استاد شهریار باشد، گفت: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

به گزارش یول‌پرس به نقل از فارس، علی اصغر شعردوست اظهار کرد: ‌شهریار ملک ادب و سخن ستاره پر تلالویی است که نه تنها در آسمان تبریز بلکه در آسمان ایران و حتی در آسمان ادبیات مشرق زمین می‌درخشد.

وی با بیان اینکه در سده‌های اخیر شاعری نداشتیم که کلامش با تاثیر کلام استاد شهریار برابری کند، افزود: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با اشاره به اینکه زندگی شهریار شبیه به زندگی واقعی خود مردم است که توانسته در دل مردم جای گیرد، گفت: استاد شهریار خاطرات زیادی از شب‌های تبریز، باغ گلستان، از ائل‌گلی و فضای صمیمی مردم تبریز دارد که نمونه آن شعر «بهجت‌آباد خاطره‌سی» است که همچنان در ذهن مردم ماندگار است که خود داستان زیبایی دارد.

وی در همین راستا به ابیاتی از شعر «بهجت‌آباد» استاد شهریار اشاره کرد و یادآور شد: عشق معنوی شهریار از عشق زمینی شروع شده که خود معتقد بود عشق نردبان تعالی است.

شعردوست افزود: شهریار وقتی می‌خواست در عنفوان جوانی از دختر مورد علاقه‌اش جدا شود مادر دختر، شهریار را مجبور کرد که به وی بگوید هیچ‌گاه به وصال هم نخواهند رسید و از این رو از استاد خواست که با دخترش در پارک بهجت قرار گذاشته و این موضوع را بیان کند.

وی با بیان اینکه پارکی در محله بهجت‌آباد در تهران محل جدایی شهریار از دختر مورد علاقه‌اش بود، ادامه داد: شهریار از یک روز قبل قرار به پارک بهجت می‌رود تا از دختر مورد علاقه‌اش خداحافظی کند و در آنجا اشعاری زیبا را می‌نویسد.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار بیان کرد: در آن شب قبل جدایی، شهریار در پارک می‌گوید که همه در خواب هستند و تنها خدا و من بیدار هستیم و البته گاهی اوقات پرنده شبانگاهی بیدار است که باد برای آن لالایی می‌خواند و از حس و حال خود در آن شب می‌نویسد.

وی ادامه داد: در اشعار بهجت‌آباد، استاد شهریار اشاره به خواب خود کرده که در حال سجده بوده و حتی گفته است غمی از اینکه رو به سوی معبود داشته باشم، ندارم.

شعردوست با بیان اینکه شهریار عشقی پرگل و شکوفه داشت، بیان کرد: افسوس که عشقش را نسیم و خزان از بین برد.

وی با تاکید به اینکه شهریار بی‌تردید آخرین وارث غزل ایران است، اذعان داشت: شهریار در همه قالب‌های شعری، اشعار شاهکاری سروده و در شعر فارسی، غزل و در شعر ویژه خود به نام مکتب شهریار سرآمد در یک صدسال اخیر بوده است.

سفیر اسبق ایران در تاجیکستان با اشاره به اینکه استاد شهریار در شعر تورکی نه تنها احیاگر بوده بلکه با آفریدن منظومه‌هایی شاهکار و ماندگاری مانند حیدر بابای سلام و سهندیه خود را جاودانه کرده است.

وی تصریح کرد: استاد شهریار گشاینده راهی بود که همه گویندگان و سرایندگان شعر تورکی بعد از شهریار به اتفاق به تقلید و تبعیت از شهریار پرداخته‌اند.

نماینده اسبق مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: به دلیل همین ویژگی‌های خاص و ویژه استاد شهریار بود که خلاء و فقدان روزی در تقویم سالیانه کشور به نام روز شعر و ادب فارسی احساس شد.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۳۷۹ موضوع انتخاب روز شعر و ادب فارسی را از شورای عالی فرهنگی مطالبه کردم، افزود: در همین راستا انتخاب روز درگذشت استاد شهریار در ۲۷ شهریورماه را به نام بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی ایران پیشنهاد دادم که بعد از طی مراحل قانونی به تصویب رسید و ابلاغ شد.

شعردوست گفت:در حال حاضر ۱۷ سال است که مفتخر به برگزاری چنین مناسبتی در جای جای ایران زمین و در تهران و تبریز و برخی کشورهای منطقه هستیم که برای شهریار یادبود برگزار می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: در این روز هم از شهریار و هم از شعر ادب فارسی و تورکی تجلیل شده و از شاعران امروزی نیز تجلیل می‌شود و در حقیقت این روز توجه  به مقوله شعر و ادب است.

شعردوست با تشکر از همه افرادی که برای بزرگداشت روز شعر و ادب گام برمی‌دارند، گفت: امید است ۲۷ شهریور امسال همانند سال‌های گذشته با شکوه در کشور برگزار شود و در شأن و مقام استاد باشد.

]]>
“شهریار” تاثیرگذارترین شاعر سده‌های اخیر 2017-09-18T16:18:14+01:00 2017-09-18T16:18:14+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22894 قارانقوش رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با بیان اینکه در سده اخیر شاعری نداشتیم که کلامش در حد و اندازه کلام استاد شهریار باشد، گفت: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ آخرین اخبار,&nbsp;ادبیات,&nbsp;فرهنگ&nbsp;درج دیدگاهبه گزارش یول‌پرس به نقل از فارس، علی اصغر شعردوست اظهار کرد: ‌شهریار ملک ادب و سخن ستاره پر تلالویی است که نه تنها در آسمان تبریز بلکه در آسمان ایران و حتی در آسمان ادبیات مشرق زمین می‌درخشد.وی با بیان اینکه در سده‌های اخیر شاعری نداشتیم که کلامش با ت

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با بیان اینکه در سده اخیر شاعری نداشتیم که کلامش در حد و اندازه کلام استاد شهریار باشد، گفت: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

به گزارش یول‌پرس به نقل از فارس، علی اصغر شعردوست اظهار کرد: ‌شهریار ملک ادب و سخن ستاره پر تلالویی است که نه تنها در آسمان تبریز بلکه در آسمان ایران و حتی در آسمان ادبیات مشرق زمین می‌درخشد.

وی با بیان اینکه در سده‌های اخیر شاعری نداشتیم که کلامش با تاثیر کلام استاد شهریار برابری کند، افزود: به تعبیر مردم تبریز، شعر شهریار آخر زیبایی‌هاست.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار با اشاره به اینکه زندگی شهریار شبیه به زندگی واقعی خود مردم است که توانسته در دل مردم جای گیرد، گفت: استاد شهریار خاطرات زیادی از شب‌های تبریز، باغ گلستان، از ائل‌گلی و فضای صمیمی مردم تبریز دارد که نمونه آن شعر «بهجت‌آباد خاطره‌سی» است که همچنان در ذهن مردم ماندگار است که خود داستان زیبایی دارد.

وی در همین راستا به ابیاتی از شعر «بهجت‌آباد» استاد شهریار اشاره کرد و یادآور شد: عشق معنوی شهریار از عشق زمینی شروع شده که خود معتقد بود عشق نردبان تعالی است.

شعردوست افزود: شهریار وقتی می‌خواست در عنفوان جوانی از دختر مورد علاقه‌اش جدا شود مادر دختر، شهریار را مجبور کرد که به وی بگوید هیچ‌گاه به وصال هم نخواهند رسید و از این رو از استاد خواست که با دخترش در پارک بهجت قرار گذاشته و این موضوع را بیان کند.

وی با بیان اینکه پارکی در محله بهجت‌آباد در تهران محل جدایی شهریار از دختر مورد علاقه‌اش بود، ادامه داد: شهریار از یک روز قبل قرار به پارک بهجت می‌رود تا از دختر مورد علاقه‌اش خداحافظی کند و در آنجا اشعاری زیبا را می‌نویسد.

رئیس هیات امنای موزه استاد شهریار بیان کرد: در آن شب قبل جدایی، شهریار در پارک می‌گوید که همه در خواب هستند و تنها خدا و من بیدار هستیم و البته گاهی اوقات پرنده شبانگاهی بیدار است که باد برای آن لالایی می‌خواند و از حس و حال خود در آن شب می‌نویسد.

وی ادامه داد: در اشعار بهجت‌آباد، استاد شهریار اشاره به خواب خود کرده که در حال سجده بوده و حتی گفته است غمی از اینکه رو به سوی معبود داشته باشم، ندارم.

شعردوست با بیان اینکه شهریار عشقی پرگل و شکوفه داشت، بیان کرد: افسوس که عشقش را نسیم و خزان از بین برد.

وی با تاکید به اینکه شهریار بی‌تردید آخرین وارث غزل ایران است، اذعان داشت: شهریار در همه قالب‌های شعری، اشعار شاهکاری سروده و در شعر فارسی، غزل و در شعر ویژه خود به نام مکتب شهریار سرآمد در یک صدسال اخیر بوده است.

سفیر اسبق ایران در تاجیکستان با اشاره به اینکه استاد شهریار در شعر تورکی نه تنها احیاگر بوده بلکه با آفریدن منظومه‌هایی شاهکار و ماندگاری مانند حیدر بابای سلام و سهندیه خود را جاودانه کرده است.

وی تصریح کرد: استاد شهریار گشاینده راهی بود که همه گویندگان و سرایندگان شعر تورکی بعد از شهریار به اتفاق به تقلید و تبعیت از شهریار پرداخته‌اند.

نماینده اسبق مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: به دلیل همین ویژگی‌های خاص و ویژه استاد شهریار بود که خلاء و فقدان روزی در تقویم سالیانه کشور به نام روز شعر و ادب فارسی احساس شد.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۳۷۹ موضوع انتخاب روز شعر و ادب فارسی را از شورای عالی فرهنگی مطالبه کردم، افزود: در همین راستا انتخاب روز درگذشت استاد شهریار در ۲۷ شهریورماه را به نام بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی ایران پیشنهاد دادم که بعد از طی مراحل قانونی به تصویب رسید و ابلاغ شد.

شعردوست گفت:در حال حاضر ۱۷ سال است که مفتخر به برگزاری چنین مناسبتی در جای جای ایران زمین و در تهران و تبریز و برخی کشورهای منطقه هستیم که برای شهریار یادبود برگزار می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: در این روز هم از شهریار و هم از شعر ادب فارسی و تورکی تجلیل شده و از شاعران امروزی نیز تجلیل می‌شود و در حقیقت این روز توجه  به مقوله شعر و ادب است.

شعردوست با تشکر از همه افرادی که برای بزرگداشت روز شعر و ادب گام برمی‌دارند، گفت: امید است ۲۷ شهریور امسال همانند سال‌های گذشته با شکوه در کشور برگزار شود و در شأن و مقام استاد باشد.

]]>
توضیحاتی از آخرین نشست انجمن تالشان مقیم تهران 2017-09-17T15:06:43+01:00 2017-09-17T15:06:43+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22893 قارانقوش &nbsp;جانبرا علی پورگشت رودخانیاز نکات مثبت این جلسه میشه به حضور فرماندار تالش زبان رشت جناب آقای شفقی اشاره کرد،که قول مساعدت و همکاری همه جانبه در جهت کارهای فرهنگی رو دادندیکی دیگه &nbsp;از موضوعات مطرح شده انتخابات خانه تالشان مقیم تهران بود که مقررشد جهت تعیین هئیت مدیره جدید بعداز ماه محرم وصفر ازاعضای خانه تالشان مقیم تهران رای گیری بشهجناب آقای دکتر نظامی هم در مورد این مسئله و مسائل دیگر به سخنرانی پرداختندر ادامه آقای دکتر طالع عملکرد چند ساله خانه تالشان رو به نمایش گذاشتندوتوضیحات م

 جانبرا علی پورگشت رودخانی


از نکات مثبت این جلسه میشه به حضور فرماندار تالش زبان رشت جناب آقای شفقی اشاره کرد،که قول مساعدت و همکاری همه جانبه در جهت کارهای فرهنگی رو دادند
یکی دیگه  از موضوعات مطرح شده انتخابات خانه تالشان مقیم تهران بود که مقررشد جهت تعیین هئیت مدیره جدید بعداز ماه محرم وصفر ازاعضای خانه تالشان مقیم تهران رای گیری بشه
جناب آقای دکتر نظامی هم در مورد این مسئله و مسائل دیگر به سخنرانی پرداختن
در ادامه آقای دکتر طالع عملکرد چند ساله خانه تالشان رو به نمایش گذاشتندوتوضیحات مربوط به این عملکرد
در آخر هم دوستان حاضر در جلسه  پیشنهادات و انتقادات خودشون رو بیان کردند
جلسه حدود دوسه ساعت طول کشید،که عمده وقت جلسه به گلایه آقای دکتر طالع از حمایت نکردن برخی تالشان ازایشون گذشت.به تاسیس خانه اویان در تهران انتقاد کردو این کار رو نوعی دور زدن خانه تالشان مقیم تهران دانست چون چند نفر از موسسان خانه اویان قبلا عضو خانه تالشان بودن یکی از اونها خدابیامرز رزاق امیدی بود.
آقای طالع از این مسئله بسیار شاکی بود
آقای دکتر نظامی هم ضمن اظهار امیدواری برای انتخابات آینده خانه تالشان،بسیار مُسربود که این انتخابات بایدحتما انجام بشه و با حضور همه دوستان منجمله آقای دکتر طالع و بسیار امیدوار به احیای دوباره خانه تالشان بیشتر از جوانان حاضر در جلسه انتظار داشتند که ادامه کارهارو در دست بگیرنند
آقای دکتر طالع هم بعد از به نمایش گذاشتن عملکرد چندساله خانه تالشان از جمله؛
_طرح موزه مشاهیر
_پیشنهاد موزه شدن کاخ سردار امجد
_شناسایی و حضور در روستای مرزی تالش زبان در آستارا، با حضور دکتر طالع و بخشدار وقت آستارا جناب شکوری
_شناسایی مردم روستایی در کهک تفرش که شباهت زیادی از لحاظ گویش با تالشان داشتن

_شناسی کلماتی در شهرستان فارس که بسیار نزدیک به زبان پهلوی و تالشی بود

_ برنامه ریزی برای یاد واره سیدشرفشاه،شاعرتالشدولابی با آقای سیدموسوی از نوادگان آن حضرت

 و توضیحات مرتبط با این موارد صرحتا گفتند که ما تا اینجا رسانده ایم بقیه رو هم میسپاریم به کسانی که قراره بیان و ادامه کار رو در دست بگیرن،در انتخابات خانه تالشان خودم روکاندید نمیکنم و فقط به عنوان یک عضو میام و رای خودم رو میدم.در ادامه این حرف ایشون با اعتراض حاضرین در جلسه مواجه شد و اکثر به قریب دوستان نظرشون بر این بود که مثل سالهای گذشته آقای دکتر هم حضور داشته باشند
]]>
ایله تالشی قدیمه شعر 2017-09-17T14:54:59+01:00 2017-09-17T14:54:59+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22891 قارانقوش سره سیف لچ کرده نشته ب گسکرچم یاری لج کرده نشته ب سنگربشن خانی بوا مرگ ته عسکریاری روونه بکه ک با ب گسکر ترجمهسیب سرخ خوشه کرده ودرگسکرجا گرفتهیار من لج کرده ودر سنگر نشستهبروید به خان یا حاکم بگوید به مرگ فرزندت عسکریارم را روانه کن بیاید به گسکرگسکر نام ناحیت وشهر تاریخی تالشان که بین سومه سرا وماسال قرارداشته است&nbsp;گردآورنده..جانبرا علیپورگشت رودخانیhttps://t.me/joinchat/AAAAAEM1V9Aa0I5aDoIU6A

سره سیف لچ کرده نشته ب گسکر
چم یاری لج کرده نشته ب سنگر
بشن خانی بوا مرگ ته عسکر
یاری روونه بکه ک با ب گسکر ترجمه

سیب سرخ خوشه کرده ودرگسکرجا گرفته
یار من لج کرده ودر سنگر نشسته
بروید به خان یا حاکم بگوید به مرگ فرزندت عسکر
یارم را روانه کن بیاید به گسکر
گسکر نام ناحیت وشهر تاریخی تالشان که بین سومه سرا وماسال قرارداشته است 

گردآورنده..جانبرا علیپورگشت رودخانی


https://t.me/joinchat/AAAAAEM1V9Aa0I5aDoIU6A
]]>
بررسی یک دروغ بزرگ ( عایشه همسر خردسال پیامبر )!!! 2017-09-17T13:25:24+01:00 2017-09-17T13:25:24+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22890 قارانقوش &nbsp;امام بخاری در كتاب تفسیر خویش حدیثی را&nbsp;از عائشه نقل نموده، كه در آن می‌گوید:&nbsp;هنگام نزول آیة "بل الساعه موعدهم والساعه ادهی وامر"&nbsp;كه جزء سورة "القمر" به حساب می آید،&nbsp;من "جاریه" ای بودم و بازی می‌كردم.&nbsp;فتح الباری، شرح صحیح البخاری، جلد8،&nbsp;صفحه486، المكتبه السلفیه، 1407هـ،ق، قاهره، مصر.لفظ "جاریه" در زبان عرب به معنی دوشیزه آمده است.&nbsp;خوانندة گرامی می تواند به كتاب "فرهنگ نوین عربی- فارسی" مراجعه نماید."فرهنگ نوین، به اهتمام سیدمصطفی طباطبائی،&nbsp;كتابفرو
 امام بخاری در كتاب تفسیر خویش حدیثی را 
از عائشه نقل نموده، كه در آن می‌گوید: 

هنگام نزول آیة "بل الساعه موعدهم والساعه ادهی وامر" 
كه جزء سورة "القمر" به حساب می آید، 
من "جاریه" ای بودم و بازی می‌كردم. 
فتح الباری، شرح صحیح البخاری، جلد8، 
صفحه486، المكتبه السلفیه، 1407هـ،ق، قاهره، مصر.

لفظ "جاریه" در زبان عرب به معنی دوشیزه آمده است. 
خوانندة گرامی می تواند به كتاب "فرهنگ نوین عربی- فارسی" مراجعه نماید.
"فرهنگ نوین، به اهتمام سیدمصطفی طباطبائی، 
كتابفروشی اسلامیه، نوبت چاپ هفتم، زمستان 1366، تهران، ایران".

كتاب های تفسیر و حدیث می گویند، 
كه این آیت هشت سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده است. 
اگر سن عائشه را هنگام نزول این آیت اقلاً ده ساله فرض كنیم، 
سن ایشان هنگام ازدواج باید در حدود بیست بوده باشد.


 سیره نویسان در مورد عقد و ازدواج عایشه نوشته اند :
" عقد عایشه در ماه شوال سال دهم بعثت ،

سه سال پیش از هجرت و عروسی او در ماه شوال

در سال دوم هجری رخ داد "(الطبقات الکبری – جلد 8 ص 58)

یعنی بین زمانی که آیه نازل شده هشت سال
پیش از هجرت ، تا زمان زفاف در سال دوم هجری ...
ده سال گذشته است ...

والبته هر عدد پیشنهادی غیر از 10 از سوی 
اسلامستیزان ، باز هم با سخنان قبلی خودشان 
در تناقض است و خود بخود پوچ خواهند شد ...

10+10=20

8-برای آنكه مرزهای زمانی بحث ما مشخص شوند ، 
ذكر تواریخ ذیل را مهم می دانم.
نزول وحی در سال 610 میلادی تحقق پذیرفت.

اسلام آوردن ابوبكر صدیق رضی الله عنه در سال 610 صورت گرفت.

دعوت پیامبر اسلام در سال 613 علنی شد.

نامزدی پیامبر صلی الله علیه وسلم و 
عائشه رضی الله عنها در سال 620 میلادی صورت گرفت.

هجرت پیامبر صلی الله علیه وسلم بسوی مدینه 
در سال 622 میلادی انجام یافت.

انتقال عائشه صدیقه رضی الله عنها به 
خانة پیامبر صلی الله علیه وسلم در سال 623 و 624 میلادی صورت گرفت.

الف: طبری می گوید كه ابوبكر صدیق دارای چهار فرزند بود 
كه همة آنها در دورة جاهلیت به دنیا آمده بودند. 
"طبری، تاریخ الامم و الملوك، جلد چهارم، صفحة 50، دارالفكر، بیروت، لبنان، 1979". 
اگر این سخن طبری درست باشد كه 
عائشه قبل از بعثت پیامبر به دنیا آمده باشد، 
پس او به هیچ صورتی نمی تواند كه هنگام ازدواج نه ساله بوده باشد.

و طبق روایات می دانیم که هجدهمین یا 
بیستمین فردی بوده که اسلام آورده 
پس اگر ولادت او را در زمان نزول وحی 602 بگیریم
او در سال 623 یا 624 بیش از 20 سال داشته ...




9- بر اساس روایت های معتبر تاریخی، "اسماء" خواهر بزرگ عائشه 
ده سال از او بزرگتر بوده است. 
"الامام الذهبی، سیر اعلام النبلاء، جلد2، صفحه 289، 
موسسه الرساله، بیروت، لبنان، 1992" و "ابن كثیر، 
البدایه والنهایه، جلد8، صفحه 371، دارالفكر العربی، 
الجیزه، مصر 1933". 

و كتاب های بسیار معتبر تاریخ 
گزارش می دهند كه اسماء در سال هفتاد و سوم هجری 
به عمر صد سالگی پدرود حیات گفت. 

"ابن كثیر، البدایه و النهایه، جلد8، صفحه372، 
دارالفكر العربی، الجیزه،‌ مصر 1933". 

اگر اسماء در سال هفتاد و سوم هجری صد ساله بوده باشد، 
پس عمر او هنگام هجرت باید بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد. 
بر اساس این روایت تاریخی اگر عمر اسماء 
در اثنای هجرت بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد، 
عائشه در آن زمان باید هفده ساله و یا هجده ساله بوده باشد. 
اگر عائشه در سال اول و یا دوم هجری ازدواج نموده باشد، 
باید عمر ایشان در اثنای ازدواج هجده و یا بیست بوده باشد.

 

 

متن تکمیلی و مفصل این مقاله در لینک زیر :

عایشه همسر 21 ساله پیامبر

سن ازدواج عایشه با پیامبر حدود ۲۱سال بوده ...

 

 آخرین ویرایش همین مقاله در لینک زیر :

عایشه همسر 21 ساله پیامبر (کلیک کنید )


طبق روایت علمای اهل سنت (نه شیعه) میتواند اعداد زیر باشد :


1-...
2- 19 سال 
3- 21 سال + بکر نبودن
4- 21 سال 
5- 20 سال 
6- 21 سال


1- راوی تمام روایتهای صغیر بودن عایشه خودعایشه یا خواهر زاده اش ابن عامر ، است!!

این خود بکلی این روایات را به چالش می کشد چون چنانچه خوب میدانیم و ده ها روایت 
قطعی داریم که پیامبر رابطه خوبی با عایشه نداشت و عایشه نیز به خدیجه و فاطمه و زنان پیامبر حسادت زیادی داشت ..

حتی روایتهای خود عایشه پر از تناقض است که نشان از دروغگویی و تحریف واقعیت دارد ...


2- روایت نقل شده از بخاری :
در این روایت ابوبکر در پاسخ خواستگاری پیامبر از دخترش عایشه در پاسخ پیامبر میگوید که چنین چیزیشدنی نیست زیرا که من برادر شما هستم- اشاره به پیمان برادری ابوبکر باپیامبر-!!
حدیث خطبة عائشة فمنها : ما رواه فی كتاب النكاح عن عروة أن النبی - صلىالله علیه وآله وسلم - خطب عائشة ، فقال له أبو بكر : إنماأنا أخوك، فقال : « أنت أخی فی دینالله وكتابه وهی لی حلال ». 
*صحیح البخاری كتاب النكاح باب تزویج الصغار رقم 5081

مطلب این است که این پیمان پس از هجرت بسته شده یعنی بفرض سال دوم هجرت را در نظر بگیریم ...سن ازدواج عایشه با توجه به اینکه طبق روایتهای علمای اهل سنت در سال 12 پیش از هجرت عایشه به دنیا آمده و بین عقد و زفاف هم بین سه تا 5 سال فاصله بوده در میابیم که سن ازدواج عایشه با پیامبر حداقل 19 سال بوده (طبق این روایت)
ولادت = 12 پیش از هجرت 
خواستگاری(بفرض= عقد) = سال دوم پس از هجرت 
فاصله بین عقد و ازدواج = 5 سال ( علمای اهل سنت)
نتیجه :
سن ازدواج عایشه با پیامبر
12+2+5=19 سال



3- ازدواج جبیر با عایشه پیش از پیامبر ...
وروى ابن سعد عن أبیملیكة أن رسول الله صلى الله علیه وسلم عندما خطب عائشة . قال أبو بكر : إنی كنتأعطیتها مطعما " لابنه جبیر . فدعنی حتى أسلها منهم .فاستسلها منهم فطلقها.فتزوجها رسولالله صلى الله علیه وسلم.
*الطبقات الكبرى 59 / 7 ، الإصابة 359 / 4

میدانیم که عایشه با جبیر که از مشرکین بود ازدواج کرد ...سپس طلاق گرفت و با پیامبر ازدواج کرد ...
از طرفی علمای اهل سنت و مورخان آورده اند که عایشه بیستمین زنی بود که اسلام آورد ...

برخی هم او را هجدهمین مسلمان میدانند :
إن ابن إسحاق قد عدعائشة فی جملة من أسلم أول البعثة ، قال : وهی یومئذ صغیرة . وأنها أسلمت بعدثمانیة عشر إنسانا فقط.
*سیرة ابن هشام ج 1 ص 271 ، وتهذیب الأسماء واللغات ج 2 ص 351 و 329 عن ابنأبی خیثمة فی تاریخه عن ابن إسحاق ، والبدء والتاریخ ج 4 ص 146 .

برپایه این روایت ابن هشام مدعی است عایشه در شما 18 نفر نخستین ایمان آورنده به پیامبر بوده یعنی در همان سال نخستین بعثت به پیامبرایمان آورده !! در حالیکه بسیار کم سن وسالبوده!!


و طبیعتا پس از اسلام نمیتوانسته با مشرک ازدواج کند (مطعم و جبیر پسرش در شمار مشرکین بودند )
با این حساب عایشه تا اولین سال بعثت شوهر داشته ...

و میدانیم ، سیره نویسان در مورد ازدواج عایشه نوشته اند :
" عایشه در ماه شوال در سال دوم هجری پس از جنگ بدربه خانه پیامبر راه پیدا کرد و مراسم عروسی برگزار شد"(الطبقات الکبری – جلد 8 ص 58)
13+2= 15 
یعنی از طلاق عایشه تا ازدواج با پیامبر 15 سال گذشته ...
حال سن عایشه را در هنگام طلاق از جبیر حداقل همان 6 سال طبق رسوم جاهلیت هم حساب کنیم 
سن عایشه هنگام ازدواج با پیامبر بیش از 21 سال بوده و این شش سال بدبینانه ترین فرض است ...
۱۵+۶=۲۱


4- سیره نویسانی مانند " ابن اسحاق " و " ابن هشام " که پیشگامان سیره نویسی هستند ، 
مینویسند :"عایشه بیستمین فردی بود که به پیامبر ایمان آورد ."
(سیره ابن هشام –ج 1-ص234)

میدانیم سن حضرت علی (ع) در هنگام اسلام آوردن ده تا سیزده سال بوده وگفته می شد "رجل " نبود .
با ااین حساب در بدبینانه ترین حالت اگر سن او را در هنگام پذیرفتن آگاهانه اسلام 8 سال بپذیریم ، در این صورت هنگام به عقد در آمدن او با پیامبر حدود 16 سال داشته و هنگام زفاف 
16+5=21 سال ...



5عالمان اهل سنت سخن از پیامبر در مورد عایشه نقل کردند که پیامبر فرموده فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و در مورد عایشه فضیلتی را برشمرد که بر دیگر زنان برتری دارد و دیگران آن را ندارند ...

نکته :
وقتی کسی میگوید فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد چگونه برای عایشه فضیلتی است که 
برای او نیست ؟؟!!

عالمان اهل سنت مانند " طحاوی" که ناقل آن دو حدیث نیز می باشد چنین توجیه کرده است که ...

جمله ای که درباره عایشه آمده است مربوط به زمانیست که فاطمه کوچک و نابالغ بوده ...

خود او میگوید :
" فاطمه در بیست و پنج سالگی در گذشت "
(مشکل الاثار ج 1 ص47و52)
(سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام .ص264)

به این ترتیب :
میدانیم ..
ولادت حضرت فاطمه = دو سال پیش از بعثت سن عایشه = چند سال بزرگتر از حضرت فاطمه 
اگر سن عایشه دست کم سه سال از فاطمه 
بیشتر بوده باشد ...

نتیجه = سن عایشه هنگام عقد با پیامبر 15 سال بوده و هنگام زفاف
15+5=20 سال ...


6- سیره نویسان در مورد عقد و ازدواج عایشه نوشته اند :
" عقد عایشه در ماه شوال سال دهم بعثت ، سه سال پیش از هجرت و عروسی او در ماه شوال در سال دوم هجری رخ داد "(الطبقات الکبری – جلد 8 ص 58)

بنا براین بین عقد و دخول 5 سال فاصله بوده ...
حتی اگر عقد در 9 سالگی جاری شده باشد .عروسی در چهارده سالگی صورت گرفته و اگر طبق گفته های پیشین اهل سنت عقد او در 15 یا 16 سالگی صورت گرفته باشد 
زفاف در 20 یا 21 سالگی صورت گرفته ...

یعنی فاصله دو سال یکی از هزاران دروغ راه یافته در روایات است که خود اهل سنت همین 5 سال را پذیرفتنه اند ...

]]>
گپ وگفتگوی صمیمی با آقای پوراحمد عضو سابق فرقه رجوی – قسمت سوم وپایانی 2017-09-17T13:13:46+01:00 2017-09-17T13:13:46+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22889 قارانقوش کشاورز: شما فرمودید که قریب به ۱۰۰۰ نفرازجداشدگان ازفرقه رجوی به داخل کشوروآغوش خانواده هایشان بازگشتند وزندگی جدیدی را درکنارسایرشهروندان شروع کردند. خواستم از محضرتان بپرسم که شرایط بازگشت جداشده ها وبه عبارتی اعضای سابق تشکیلات تروریستی رجوی به داخل کشور چه بوده واساسا با توجه به حضور چند و چندین ساله شان درصفوف رجویها خطراتی متوجه آنان نبوده ونیست&nbsp;پوراحمد : شما به ظاهریک سوال کردید ولی بواقع چند سال درآن مستتراست که به آن خواهم پرداخت. یکی ازجداشده ها واعضای بازگشتی به داخل کشور و وطن ع کشاورز: شما فرمودید که قریب به ۱۰۰۰ نفرازجداشدگان ازفرقه رجوی به داخل کشوروآغوش خانواده هایشان بازگشتند وزندگی جدیدی را درکنارسایرشهروندان شروع کردند. خواستم از محضرتان بپرسم که شرایط بازگشت جداشده ها وبه عبارتی اعضای سابق تشکیلات تروریستی رجوی به داخل کشور چه بوده واساسا با توجه به حضور چند و چندین ساله شان درصفوف رجویها خطراتی متوجه آنان نبوده ونیست 

پوراحمد : شما به ظاهریک سوال کردید ولی بواقع چند سال درآن مستتراست که به آن خواهم پرداخت. یکی ازجداشده ها واعضای بازگشتی به داخل کشور و وطن عزیزمان ایران خودم هستم . درخاطراتم که تحت عنوان ” بصیرت بازیافته ” که طی ۱۱ قسمت درسایت نجات هم درج شده دراین خصوص که سوال فرمودید بطورمبسوط توضیح دادم که قابل رجوع می باشد. تاکنون درارتباط با خودم وتاجایی که اطلاع دارم درارتباط به تمام جداشده ها وبازگشتی ها به ایران مطلقا نه تنها خطری ازجانب نظام متوجه ما نبوده بلکه با نهایت ادب واحترام وحقوق شهروندی با ما برخورد شده است که حتی برای خود ما نیزتعجب برانگیزبوده که چگونه است که این همه گذشت وبخشش وکنارآمدن با گذشته توام باهمکاریمان با یک سازمان تروریستی که سابقه اش درایران ونزد هموطنانمان بسیار تنفربرانگیزبوده وهست وخواهد بود.

قبل ازاینکه به شرایط وشرط وشروط مقوله بازگشت یک جداشده به وطن وداخل کشورتوضیح بدهم به نقل ازمسولین امنیتی ذیربط باید بگویم که آنان به اعتبارداده ها واعتقادات شان یک ” فرصت ” به اعضای جداشده ازرجویها دادند که باردیگربتوانند درکنارخانواده وسایرشهروندان خود زندگی جدیدشان را بی دغدغه وبا امنیت کامل ولیکن بدورازارتباط مجدد با عناصرضدانقلاب خاصه رجویها دنبال کنند. ضمن اینکه درمقطع سقوط صدام وخروج شمارزیادی ازاعضای ناراضی ومنتقد به محل امریکاییها ( تیف ) قرارداد سه جانبه فی مابین ایران وامریکا وسازمان ملل وکمیساریای عالی پناهندگان انعقاد شد که طرف ایران صراحتا پذیرفت که در کادر یک عمل انسانی وخیرخواهانه اعضای جداشده ازفرقه رجوی که درداخل ایران شاکی خصوصی ندارند را خواهد پذیرفت وتاکنون نیز بی هیچ کم و کسری بدان التزام داشته است .

کشاورز: تو این وانفسا یعنی زوجین رجوی هم امکان بازگشت به ایران را دارند؟ ( باخنده )

پوراحمد: زوجین رجوی که خیلی دلشان نه برای ایران ومردمش بل برای گرفتن قدرت واستقراردیکتاتوری وقتل وکشتاروترویج افکارفرقه گرایانه شان لک زده است . ازقضا درنهایت وقاحت و پررویی درمقطع قضایای خرداد ۱۳۸۸ چه برای آیت الله خامنه ای وچه برای آیت الله رفسنجانی وچه سایرمسولین نظام مخفیانه وموذیانه نامه نگاری کرده است مبنی براینکه چنانچه شرایط یک فعالیت سیاسی ! برایشان مهیا شود؛ آماده بازگشت به داخل کشورخواهند بود!!؟ جداشده ها ومردم ومسولین نظام البته که مضحکه بازگشت زوجین رجوی به داخل کشوررا عمیقا به سخره گرفتند چراکه آنان حسابشان با عدالت ومردم فهیم ایران است ولیکن وقتی رجویها می بینند که درانظارهمگان مطرود ومنزجر و متنفر هستند وباید که درکنارسایرهمپالگیهای خود چونان کرم بلولند و بمیرند وازایران وایرانی باغیرت خبری نیست شروع میکنند به شیطان سازی وناجوانمردانه تهمت وافترا بستن به جداشده ها خصوصا بازگشتی های داخل کشورکه واویلا… اینان مزدور و وطن فروش هستند ؛خائن وخودفروش هستند؛ همکاروزارت هستند وآدم میکشند وازاین قبیل اباطیل مسخره ونخ نما که تماما برخاسته ازاندیشه متعفن وخاک گرفته یک فرقه قرون وسطایی وتروریستی است وبس واساسا دروغ بافی هایشان مستحق پاسخگویی نبوده ونیست ونخواهد بود.
الان نیزبسان قبل ترهمان شرایط بازگشت به کشوربرای جداشده ها ممکن ومهیا است وخیل جداشدگان ازعراق واروپا بی توجه به توهم رجوی که گویی باید اذن دخول بدهد ! با کمال افتخارمیتوانند به داخل کشورسفرکرده وبا خانواده ها وفک وفامیل ودوستان خود دیداروملاقات داشته باشند ویا بخواهند اساسا درایران برای همیشه زندگی کنند وماندگاربمانند واین قضیه هیچ ربطی به رجوی وسران تشکیلات مافیایی اش ندارد چونکه ازقدیم مثل هست که ” چون گربه دستش به گوشت نمی رسد می گوید گوشت حرام است “. وگرنه زوجین رجوی دامن پوشیده وبا پای سرروانه ایران می شدند!

کشاورز: ضمن تشکرازاینکه دقایقی ازوقت تان را دراختیارم قراردادید. درکاروموضع مسولیت انسانی وخداپسندانه تان صمیمانه آرزوی موفقیت روزافزون دارم . باشد درچشم اندازی نه چندان دوربتوانیم سایرجداشده ها را درایران عزیزمان خاصه درکنارخانواده هایشان داشته باشیم .
پوراحمد : منهم ازشما دوست وهمکارعزیزم تشکروقدردانی میکنم . انشاء الله که گفتگوی هرچند مختصرانجام گرفته برای مخاطبانمان بتواند مفید وموثرواقع شود . خوبست که درادامه شما هم بنشینید ودرملاقات بسیارصمیمانه مان با خانواده های چشم انتظارمشارکت داشته باشید.
پایان


]]>
روستای کوهستان خطبه سرا 2017-09-16T10:31:22+01:00 2017-09-16T10:31:22+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22888 قارانقوش روستای کوهستان، یکی از زیباترین روستاهای منطقه می باشد وشغلشان، دامداری ،کشاورزی و باغداری می باشد.در کنار روستای کوهستان روستا های کوچکی مانند، گول،مظله کم،نواچول،ویزا چول،وبسکاما چول كورون و اروو . بیله پشت&nbsp;&nbsp;قرار دارد .این روستای پرجمعیت &nbsp;بالای&nbsp;180&nbsp;خانوار و حدود800نفر جمعیت&nbsp;دارد.&nbsp;&nbsp;

روستای کوهستان، یکی از زیباترین روستاهای منطقه می باشد وشغلشان، دامداری ،کشاورزی و باغداری می باشد.در کنار روستای کوهستان روستا های کوچکی مانند، گول،مظله کم،نواچول،ویزا چول،وبسکاما چول كورون و اروو . بیله پشت  قرار دارد .این روستای پرجمعیت  بالای 180 خانوار و حدود800نفر جمعیت دارد.



http://s5.picofile.com/file/8122977084/DSC_5276.jpg
]]>
باغرو داغ 2017-09-15T17:35:17+01:00 2017-09-15T17:35:17+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22887 قارانقوش من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغسن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغبیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالاناسن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغبیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیرهباغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغبیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیلهارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغقیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنونیا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغبرزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئورسن اولما

من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغ

بیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیره

باغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغ

بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی وقارلی داغ

باغرچارتادان سیللی سویلی ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار ای ارتالی داغ باغرو داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا یاش داغ

شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا


]]>
همراهی شعر با زیباییهای خطبه سرا 2017-09-15T17:33:14+01:00 2017-09-15T17:33:14+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22886 قارانقوش آرش کمانگیرآنک آنک کلبه‌ای روشنروی تپه روبروی مندر گشودندم مهربانی‌ها نمودندمزود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز در کنار شعله آتشقصه می‌گوید برای بچه‌های خود عمو نوروز.(سیاوش کسرایی)در برابر طراوت و زیبایی‌های&nbsp;خطبه سرا&nbsp;دو را ه بیشتر نداری! یا سکوت کنی و لذت ببری و یا لذت خود را با شعر همراه سازی ...تو را من چشم در راهمشباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگاننددر آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دامگرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهمتو را من چشم در راه


آرش کمانگیر



آنک آنک کلبه‌ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم مهربانی‌ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز در کنار شعله آتش
قصه می‌گوید برای بچه‌های خود عمو نوروز.

(سیاوش کسرایی)

در برابر طراوت و زیبایی‌های خطبه سرا دو را ه بیشتر نداری! یا سکوت کنی و لذت ببری و یا لذت خود را با شعر همراه سازی ...

تو را من چشم در راهم



شباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم.

(نیما یوشیج)



بیابان را سراسر مه گرفته است


بیابان را سراسر مه گرفته است
می‌گوید به خود عابر
سگان قریه خاموشند
در شولای مه پنهان
به خانه می‌رسم
گل كو نمی‌داند
مرا ناگاه در درگاه می‌بیند
به چشمش قطره اشكی بر لبش لبخند
خواهد گفت: بیابان را سراسر مه گرفته است ...
با خود فكر می‌كردم كه مه
گرهمچنان تا صبح می‌پائید
مردان جسور از خفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می‌گشتند.

(احمد شاملو)



هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...
گروه كوهنوردی قارانقوش در كوههای خطبه سرا



سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت.
هوا دل‌گیر، درها بسته، سرها در گریبان،
دست‌ها پنهان، نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین،
درختان اسکلت‌های بلورآجین،
زمین دل‌مرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده، مهر و ماه، زمستان است ...

(مهدی اخوان ثالث)








قوقولی قو!


قوقولی قو! خروس می‌خواند.
از درونِ نهفتِ خلوتِ ده
از نشیبِ رگی که چون رگِ خشک
در تنِ مردگان دواند خونمی‌تند بر جدارِ سردِ سحر
می‌تراود به هر سویِ هامون.

(نیما یوشیج)


گل پامچال


گل پامچال، گل پامچال، بیرون بیا، بیرون بیا
فـصل بهاره، عزیز موقع کاره
شکوفانه، شکوفانه
غنچه وا شده، غنچه وا شده بلبل سر داره
عزیز دل بی قراره
بیا دست به دست بدیم، دانه بکاریم، فصل بهاره، عزیز موقع کاره ...

(آهنگ محلی )



بارانی دیگر


از تیره‌ی ترانه‌ی شالیزار
از خطه‌ی‌ منی!
آنجا كه: ابر را
با شاخه‌های خاطره پیوندی ست
و سبزه‌ی سفال
آئینه دارِ شادی باران است
آنجا
آن درختِ كهنْ سال
نام ترا
هنوز
با غروب
می‌گوید.

(رضا مقصدی)



پنجره


یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه‌ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین میرسد
و باز می‌شود به سوی وسعت این مهربانی مکرّر آبی رنگ

(فروغ فرخزاد)



ققنوس


دستها می‌سایم
تا دری بگشایم
به عبث می‌پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته‌شان
بر سرم می‌شکند.
می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شب‌تاب
مانده پای‌آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله‌بارش بر دوش
دست او بر در،
می‌گوید با خود
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند.

(نیما یوشیج)



عکس‌روی تو


عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

(حافظ)



حدیث بیقراری

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌کنم
که چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان ببیند.
گوشی
که صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان بشنود
برای تو و خویش،
روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد
از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوئیم.
(مارگوت بیکل - ترجمه آزاد احمد شاملو)
این جا کسی است پنهان



این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
خود را سپس کشیده پیشان من گرفته
این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده ایوان من گرفته
این جا کسی است پنهان همچون خیال در دل
اما فروغ رویش ارکان من گرفته
این جا کسی است پنهان مانند قند در نی
شیرین شکرفروشی دکان من گرفته
(مولوی)
باز باران


http://s5.picofile.com/file/8120777442/DSC_5%D9%84%D9%84078.jpg




باز باران/ با ترانه
با گوهرهای فراوان
می‌خورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده: ...
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل‌های گیلان
کودکی ده‌ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک ...

(دکتر مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی)



نیلوفر


نیلوفر رویید، ساقه‌اش از ته خواب شفافم هم سركشید
من به رؤیا بودم
سیلاب بیداری رسید چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی‌ام پیچیده بود
در رگ‌هایش من بودم كه می‌دویدمهستی‌اش در من ریشه داشت
همه من بود
كدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد

(سهراب سپهری)



گیلان، اوی گیلان


کو ستاره فان درم تی چومانه سویانده؟
کوزیمینا سربنم عطرتی زانویانده؟
می پاتان آپیله سوغات می پابراندگی
کویتا کوچا دوارم می کوچیکی بویا نده
بائید آی دس براران ئیپچه می لبلا بیگیرد
هه چینهی کول ده بدا میشانه، چانچویانده

شیون فومنی


بهار، بهار است
و بر سرِ سبز كردن شاخه‌ها نیست
برف، برف است
هواى شكستن شاخه‌هاى درخت را ندارد
برگ را، به تمنا
نمی‌شود از ریزش باز داشت
با فصل‌هاى سال همسفر شو
سقفى دارد بهار
كف یخبندان‌ها ناپدید است.

(شمس لنگرودی - ملاح خیابان‌ها)


شعراز: رمضان خوشنما خطبه سرا "باغرو"

]]>
معرفی طوایف بزرگ مشایخ خطبه سرا 2017-09-15T17:29:30+01:00 2017-09-15T17:29:30+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22885 قارانقوش یکی از طوایف بزرگ مشایخ خطبه سراطوایف بزرگ شاهوردی نژاد و وردی خواه و پور اخگری می باشند که در ذیل مختصری به معرفی این دودمان می پردازیم .زینعالیاکربلا شاهوردیاــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکد خدا آقا وردی&nbsp; نصرت وردیخواه&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدرت پور اخگری&nbsp;&nbsp;&nbsp;سیف ا... شاهوردی نژاد&nbsp;&nbsp; فرض الله پور اخگری&nbsp;&nbsp;&nbs
یکی از طوایف بزرگ مشایخ خطبه سراطوایف بزرگ شاهوردی نژاد و وردی خواه و پور اخگری می باشند که در ذیل مختصری به معرفی این دودمان می پردازیم .

زینعالی

ا

کربلا شاهوردی

ا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کد خدا آقا وردی  نصرت وردیخواه    قدرت پور اخگری   سیف ا... شاهوردی نژاد   فرض الله پور اخگری

          ا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرحوم سبز علی                         مرحوم  احد                                 مرحوم  حسرت الله

                               ا                                     ا                                               ا

                      جهانبخش شاهوردی نژاد           علی شاهوردی نژاد                 اروج علی شاهوردی نژاد

این نمودار  معرفی مختصری از دودمان های مشایخ خطبه سرا می باشد که از زمانهای قدیم در رو ستا های خطبه سرا  از جمله  منا چول ،بسکم چل،وکلات ودر ییلاق های تمه شلانه،کمیرلی و آنا بولاغی و کته چل ...ودر روستا های جلگه ای خطبه سرا ساکن هستند .

زبان اصلی این خاندانها تالشی بوده و به دیگر زبانهای مرسوم هم آشنایی دارند.وخانوار هایی از این طایفه هم بنا به مقتضیات شغلی در شهرهای مختلف کشور زندگی می کنند.

اطلاق کلمه ی مشایخ برای روستاهای کوهستانی محل بخاطر زیارتگاه شاه میلرزان می باشد وکلمه مشایخ حمع کلمه شیخ است.

شیخ         لغت نامه دهخدا

شیخ . [ ش َ / ش ِ] (از ع ، اِ) آنکه سالمندی و پیری بر او ظاهر گردد و یا عبارتست از سن چهل یا پنجاه یا پنجاه ویک تا پایان عمر، یا تا سن هشتاد، و یا آنک ...

کلمه شیخ  به بزرگانی که در پیرامون بقعه شاه میلرزان زندگی میکردندگقته می شد .این افراد که اشخاصی مومن و مذهبی بودند و تولیت بقعه رابر عهده داشته و از زوّاری که از دور و نزدیک به زیارت بقعه شاه میلرزان می آمدند پذیرایی می کردند.از جمله مر حومین شیخ طاهر ،شیخ نوصی،شیخ قوام ،شیخ اسد،و.....


نام های محلی مناطق خطبه سرای تالش
 زمستان یوردی_لا لا کا-له له کدی-گور موسی-زنگلو-میسول چولی-لوا چول- بسکما چل-اولاسا هونی-کته چل-آرو-بنون

اوسنی کلوا=
محل کوره آهن    اوسن یعنی آهن   وکلوا یعنی کوره

یاستی یول=لپه کارو  

  لپکه یعنی هموار     رویعنی راه
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵ساعت   توسط اسفندیارآقاجانی  |  نظر بدهید
]]>
کتاب «سلطان العارفین شیـخ صفـی الـدین اردبیلی» منتشر شد 2017-09-15T14:54:47+01:00 2017-09-15T14:54:47+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22884 قارانقوش ]]> بیانات مقام معظم رهبری در تجلیل شیخ صفی‌الدین اردبیلی 2017-09-15T14:48:24+01:00 2017-09-15T14:48:24+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22883 قارانقوش &nbsp;"شیخ صفی الدین یك عالم، یك عارف، یك مفسّر و یك محدّث بود."&nbsp;"بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ رَبِ‏ الْعالَمِینَ‏ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ‏ عَلَى‏ سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا ِ أَبِی‏الْقَاسِمِ‏ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى‏ آلِهِ‏ َ الْأَطْیَبِینَ‏ الْأَطْهَرِینَ‏ الْمُنْتَجَبِینَ‏ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ‏ سِیَّمَا بَقِیَّةَ اللَّهِ‏ فِی‏ الْأَرَضِین.در تاریخ گذشته در دوران طلوع صفویّه، سرزمین اردبیل توانست دو خدمت بزرگ به این كشور بكند. اوّل این‌ كه توانست از كشوری كه  
"شیخ صفی الدین یك عالم، یك عارف، یك مفسّر و یك محدّث بود."
 
"بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ رَبِ‏ الْعالَمِینَ‏ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ‏ عَلَى‏ سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا ِ أَبِی‏الْقَاسِمِ‏ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى‏ آلِهِ‏ َ الْأَطْیَبِینَ‏ الْأَطْهَرِینَ‏ الْمُنْتَجَبِینَ‏ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ‏ سِیَّمَا بَقِیَّةَ اللَّهِ‏ فِی‏ الْأَرَضِین.

در تاریخ گذشته در دوران طلوع صفویّه، سرزمین اردبیل توانست دو خدمت بزرگ به این كشور بكند. اوّل این‌ كه توانست از كشوری كه بخش‌های آن از هم جدا و با هم در حال اختلاف و درگیری بودند، كشوری متحد، بزرگ و مقتدر به‌وجود آورد. قبل از طلوع صفویّه و بعد از دوران سلجوقیان، ایران كشوری بود كه هر بخش از آن آهنگ جداگانه‌ای می‌نواخت و از عزّت و عظمت ایران در آن دوران‌ خبری نبود. این عزّت را صفویّه دادند. صفویّه از اردبیل طلوع كردند و خاندان عرفای مجاهد و مبارز یعنی اولاد شیخ صفی‌الدّین اردبیلی توانستند این زمینه را به وجود آورند تا فرزندان آنها ایران را به همه عالمیان در دنیای آن روز متحد، مقتدر، عزیز، سربلند و پیشرفته معرفی كنند.
 
خدمت دوم عاملی بود كه در واقع پشتیبانی معنوی عامل اوّل محسوب می‌شود یعنی احیای مذهب شیعه، مذهب اهل‌بیت  و ارادت به خاندان پیامبر اكرم 9. مردم - همین مردم شجاع، همین عشایر غیور - از این سرزمین با نام امیرالمؤمنین ، با نام امام حسین، با نام شهدای كربلا، با نام ائمه معصومین 8 توانستند بروند و نام خدا، یاد اهل‌بیت 8 و آئین مقدس اسلام و فقه متین جعفری را در سرتاسر این كشور مستقر كنند و كشوری یك پارچه، محكم و مقتدر به وجود آورند.
 
این اقتداری بود كه از معنویت، از دین و از تعالیم اهل‌بیت  به وجود آمد. بزرگانی كه در این مدت در طول چند قرن در اردبیل پرورش پیدا كرده‌اند، همه همین خط مستقیم را نشان می‌دهند. خودِ شیخ صفی‌الدّین اردبیلی برخلاف آنچه بعضی گمان می‌كنند، یك صوفی مسلك از قبیل آنچه ادعا می‌شود نبود. او یك عالم، یك عارف، یك مفسّر و یك محدث بود. آن‌گونه كه مرحوم علامه مجلسی - بنا بر آنچه از او نقل كرده‌اند - ذكر می‌كند شیخ صفی الدّین اردبیلی در ردیف سیدبن طاووس و ابن فهد حلی- علمای فقیه و درعین حال عارف - قرار داشت و كسی بود كه در كنار علامه حلی در دستگاه شاه خدابنده توانستند جوانه‌های شیعه را در قرن هفتم و هشتم در این كشور به وجود آورند و پایه فقهی و متین و استدلالی آن را در حوزه های علمیه رایج كنند.
 
بعد هم فرزندان او عرفای مجاهدی بودند. لذا گفته‌اند اردبیل "دارالارشاد" است. یعنی اینجا كسانی هستند كه ارشاد به دین می‌كنند. بحث، بحث "دارالارشاد" است؛ بحث صوفی گری و كارها و سخن‌ها و دعواهایی از این قبیل نیست. بحث بر سر معنویّت دین و معنویّت شیعه و خاندان اهل‌بیت  است. لذا بعد از گذشت یكی دو قرن در اوایل صفویّه در قرن دهم، خورشید درخشان فقاهت شیعه، اوّل از بزرگانی بعد از چند قرن در دنیای فقاهت اسلامی و شیعی، از ایران درخشید یعنی مرحوم ملا احمد محقّق اردبیلی از این شهر سر بلند كرد. قرن‌ها فقهای شیعه از بلاد لبنان، شام، حِلّه و عراق بودند و علمایی از ایران در ردیف بزرگان فقهای شیعه، از بعد از قرن اول تا قرن‌های متوسط نداشتیم. اوّل كسی ‌كه در این میدان قدم گذاشته است یك فحل اردبیلی است؛ یك عالم بزرگ، یك زاهد، یك عارف و یك محقّق. خدا را شكر می كنیم كه سلسله دیانت و شجاعت و قوّت معنوی این مردم در كنار سلسله پیشرفت علم و تقوا در طول زمان در این سرزمین امتداد پیدا كرده است. 
 
مردم اردبیل از قبل از دوران صفویّه هم جزو معدود مردمی در كشور ایران هستند كه توانستند لشكریان مغول را دو مرتبه شكست دهند. لشكریان مغول هر جا می رفتند مردم را با ارعاب وادار به عقب‌ نشینی می كردند. لشكریان مغول در اردبیل دو مرتبه از مردم شكست خوردند و عقب‌ نشینی كردند. بعد هم این طوایف و ایلات شجاع و مردم مؤمن توانستند اینجا را نقطه شروعی قرار دهند كه ایران بزرگ شیعی و مقتدر در دوران صفویّه به وجود آید.

البته به شما بگویم در دوران حكومت قاجاریه و حكومت پهلوی، صفویّه مورد بغض بودند و به دلایل معیّنی اردبیل هم مورد بی اعتنایی قرار گرفت. همان‌ قدر كه صفویّه به اردبیل پرداختند، قاجاریه و بعداً پهلوی به این نقطه مرزی و دوردست، بی اعتنایی كردند. آن چیزی كه به یاد آنها نیامد، اردبیل بود! لذا این شهر و این منطقه سرسبز، حاصل‌خیز و بااستعداد كه هم استعداد كشاورزی دارد، هم استعداد صنعتی و هم امكان بازرگانی سالم خارجی، یكی از مناطق فقیر و محروم شمرده می‌شود. چرا؟ به خاطر انتقامی كه بعضی از حكام بعد از صفویّه می خواستند از این منطقه، از این مردم و از قبایل قزلباش آن روز كه از آنها دل پُری داشتند و بخشی از آنها در اردبیل بودند بگیرند."
منبع: صفوی، سید سلمان، عرفان تقلین: مبانی نظری و عملی عرفان و طریقت صفویه، انتشارات آكادمی مطالعات ایرانی لندن،  لندن، 1392 
.  مشروح بیانات مقام معظم رهبرى در جمع مردم استان اردبیل (۰۳/ 05/ 1379) منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری.
]]>
دولت آذربایجان بر سر دوراهی وهابیت و شیعه ایرانی 2017-09-15T14:42:57+01:00 2017-09-15T14:42:57+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22882 قارانقوش وهابیت تکفیری سال‌ها است که در برخی کشورهای خاورمیانه ریشه‌ دوانده و این روند هم‌چنان ادامه دارد. افغانستان و پاکستان از پایگاه‌های سنتی این تفکر به شمار می‌روند. عراق و عربستان هم اکنون تبدیل به جولانگاه تکفیری‌ها شده‌اند. آذربایجان



وهابیت تکفیری سال‌ها است که در برخی کشورهای خاورمیانه ریشه‌ دوانده و این روند هم‌چنان ادامه دارد. افغانستان و پاکستان از پایگاه‌های سنتی این تفکر به شمار می‌روند. عراق و عربستان هم اکنون تبدیل به جولانگاه تکفیری‌ها شده‌اند.

]]>
دبیرخانه دائمی نکوداشت شیخ صفی‌الدین اردبیلی 2017-09-15T14:36:45+01:00 2017-09-15T14:36:45+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22881 قارانقوش دکتر اسحق صلاحی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در مراسم افتتاح دبیرخانه دائمی نکوداشت شیخ صفی الدین اردبیلی که سه شنبه در سالن همایش های سازمان برگزار شد، با اشاره به تاثیر شخصیت شیخ صفی الدین اربیلی در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، گغت: شیخ صفی الدین شخصیتی بود كه طریقت دستیابی به حقیقت را با تفكر علوی و فاطمی گره زده و با بهره گیری از تعالیم قرآن، عرفان حقیقی اسلامی را نمایان ساخت.


دکتر اسحق صلاحی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در مراسم افتتاح دبیرخانه دائمی نکوداشت شیخ صفی الدین اردبیلی که سه شنبه در سالن همایش های سازمان برگزار شد، با اشاره به تاثیر شخصیت شیخ صفی الدین اربیلی در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، گغت: شیخ صفی الدین شخصیتی بود كه طریقت دستیابی به حقیقت را با تفكر علوی و فاطمی گره زده و با بهره گیری از تعالیم قرآن، عرفان حقیقی اسلامی را نمایان ساخت.

]]>
شیخ صفی، شیعی یا حنفی؟/ به مناسبت هفتصدمین سالگرد وفات شیخ صفی‌الدین اردبیلی 2017-09-15T14:31:41+01:00 2017-09-15T14:31:41+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22879 قارانقوش


شیخ صفی
]]>
ساوالان 2017-09-15T14:19:41+01:00 2017-09-15T14:19:41+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22878 قارانقوش &nbsp; ساوالان با ارتفاع 4811 متر ، سومین قله مرتفع ایران می باشد كه در شمال غرب كشور و در استان اردبیل واقع شده است. در دهانه این آتشفشان خاموش و بر فراز قله این كوه ، دریاچه ای زیبا قرار گرفته كه سطح آن در مدتی طولانی از سال با یخ پوشیده شده است. كه منظره بسیار جالبی دارد&nbsp;&nbsp;ساوالان&nbsp;&nbsp;آتشفشانی خاموش است كه شكل تقریبا مخروطی دارد و اكثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمه های آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد و در حقیقت بلندترین كوه استان های آذربایجان غربی و شرقی محسوب می گردد .ك

  ساوالان با ارتفاع 4811 متر ، سومین قله مرتفع ایران می باشد كه در شمال غرب كشور و در استان اردبیل واقع شده است. در دهانه این آتشفشان خاموش و بر فراز قله این كوه ، دریاچه ای زیبا قرار گرفته كه سطح آن در مدتی طولانی از سال با یخ پوشیده شده است. كه منظره بسیار جالبی دارد

 

 ساوالان  آتشفشانی خاموش است كه شكل تقریبا مخروطی دارد و اكثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمه های آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد و در حقیقت بلندترین كوه استان های آذربایجان غربی و شرقی محسوب می گردد .كوهستان عظیم وآتش فشان كه به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از كوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشكیل شده است. دامنه های این كوهستان در بخش مركزی از چهارسو به شهرستان های مشكین شهر و اهر در شمال ، تبریز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبیل در شرق مشرف می باشد. سبلان به شكل مخروط زیبائی است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت دریاچه ای در آمده است. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتش فشان آن به نام سلطان ساوالان بلندترین نقطه آذربایجان و پس از دماوند بلندترین قله ایران است. كوهستان ساوالان از كانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین  بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می كند در دامنه های ساوالان  چشمه های فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود دارد از جمله موئیل سویی ، شابیل ، قوتورسویی و ...كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالی مشكین شهر وگردشگران قرار می گیرد. در بالای قله  حفره ای وجود دارد كه دهانه آتش فشان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود.

]]>
زندگی نامه شیخ صفی الدین اردبیلی 2017-09-15T14:00:12+01:00 2017-09-15T14:00:12+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22877 قارانقوش &nbsp;شیخ صفی الدین ابوالفتح اسحق بن شیخ امین الدین جبرائیل اردبیلی(۶۵۰-۷۳۵ه.ق) عارف و صوفی مشهور ایرانی ، كه سلاطین به سبب انتساب به نام او به صفویه یا صفویان موسوم شده اند . صفی الدین پسر سلطان جبرائیل بود و در اردبیل به دنیا آمد (۷۱۳ - ۶۳۱ خورشیدی برابر ۷۳۵ - ۶۵۰ قمری)پدر و اجداد وی در قریه كلخوران اردبیل زراعت داشتند و پیشینیان آنها از قریه رنگین گیلان به اسفرنجان در حدود اردبیل آمده بودند. پدر او&nbsp;امین الدین جبرائیل&nbsp;نام داشت و می گویند با وجود مكنتی كه از راه كشاورزی به هم Image result for ‫شیخ صفی الدین اردبیلی‬‎

 

شیخ صفی الدین ابوالفتح اسحق بن شیخ امین الدین جبرائیل اردبیلی(۶۵۰-۷۳۵ه.ق) عارف و صوفی مشهور ایرانی ، كه سلاطین به سبب انتساب به نام او به صفویه یا صفویان موسوم شده اند . صفی الدین پسر سلطان جبرائیل بود و در اردبیل به دنیا آمد (۷۱۳ - ۶۳۱ خورشیدی برابر ۷۳۵ - ۶۵۰ قمری)

پدر و اجداد وی در قریه كلخوران اردبیل زراعت داشتند و پیشینیان آنها از قریه رنگین گیلان به اسفرنجان در حدود اردبیل آمده بودند. پدر او امین الدین جبرائیل نام داشت و می گویند با وجود مكنتی كه از راه كشاورزی به هم رسانیده بود، علاقه به عزلت و انزوا داشت و از معاشرت با خلق اجتناب می ورزید. صفی الدین در سال 650 قمری در محیط انزوای خانواده و در صفای زندگی روستایی به دنیا آمد. در عین اشتغال به مقدمات علوم رسمی، تمایلی به زهد و ریاضت یافت و به روزه داری و شب زنده داری پرداخت. گاه اوقات خویش را در مقابر اولیاء بسر می برد و گاه رویاها و مكاشفات صوفیانه می دید و گاه در كوه سبلان برای آنچه وی آنرا "ملاقات مردان خدا" می خواند، می رفت و در آن حال، از آب و خاك آن كوه چیزی به تبرك همراه می آورد. اینكه از علوم رسمی چه اندازه بهره داشت معلوم نیست اما از اقوال و احوالش، آشنایی كافی با علوم شرعی پیداست. به هرحال آنگونه كه از قول مؤلف "عالم آرای عباسی" بر می آید «مدتی به اكتساب فضایل و كمالات صوری پرداخت» و این كمالات او لامحاله، آن اندازه بود كه قرآن را حفظ كرد، در فرایض و سنن وقوف تمام یافت چنانكه از لغات عربی و فارسی و تركی و مغولی هم بهره مند گشت و به قول مؤلف "روضات الجنان" از اشعار و نكات و لطایف نیز محتظی شد

پیش از رسیدن به این مقامات، صفی الدین اسحق جوان ، ویژگی های خود را داشت . ابن بزار اردبیلی كه كتابی در ترجمه ی احوال و اقوال و كرامات او نوشته و پژوهشگران آن را مأخذی معتبر می شمارند، می نویسد صفی الدین در جوانی از بابت زیبایی و حسن صورت چنان بود كه او را " یوسف ثانی " لقب داده بودند و"… به سن بلوغ نا رسیده زنان در عشق او دست ها می بریدند " ولی " دل مبارك او از ایشان می رمید " و این حسن صورت در دوران بلوغ به مرتبه ای كه اولیاءالله " وی را پیر آذری خواندندی " و " جماعت طالبان او را زرین محاسن می گفتند " .او در زمان خویش مورد بزرگداشت مردم بود و مردم آن سامان او را به نام پیر و رهنما پذیرا بودند.از او دیوانی به زبان آذری در دست است. شیخ صفی هم‌زمان با الجایتو ایلخان مغول می‌زیست و سلطان محمد الجاتیو (معروف به خدابنده) با وی با حرمت تمام سلوك می كرد.

می گویند این ایلخان مغول، وقتی بنای شهر سلطانیه خویش را تمام كرد، در ضمنِ سایر مراسم و تشریفات، مشایخ و علماء عصر را هم در آنجا به مهمانی خواند. چون طعام پیش آوردند، شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ علاءالدوله سمنانی در دو جانب سلطان نشسته بودند. شیخ صفی الدین غذایی نخورد، اما شیخ علاءالدوله ابایی نكرد. سلطان پرسید كه اگر طعام ما حرام بود؛ شیخ علاءالدوله چرا خورد؟ صفی الدین جواب داد شیخ علاءالدوله دریاست؛ دریا را هیچ چیز نمی آلاید. شیخ علاءالدوله هم گفت: شیخ صفی شاهبازست، به هر طعمه ای میل نمی كند. این روایت كه در آثار صوفیه تا حدی به تواتر نقل شده است، حرمت شیخ را در نزد بزرگان عصر خویش نشان می دهد.

شیخ صفی خود پیشتر پیرو شیخ زاهد گیلانی بود و دختر او فاطمه خاتون را نیز به زنی گرفته بود. زهد و ساده‌زیستی او با وجود داراییش در آن زمان نامور بود. شیوه زندگی و گیرایی او و ناماوری خانقاهش به زودی برای او و فرزندانش پیروانی را از شام و تركیه و بخش‌های دیگر ایران فراهم ساخت. پس از او پسرش شیخ صدرالدین موسی جای پدر را گرفت.

صفی الدین به سبب كثرت ریاضت و مخصوصاً به جهت افراط در روزه و اجتناب از حیوانی، در اواخر عمر تدریجاً ضعیف و مكرر بیمار شد. در پایان عمر تقریباً به كلی از غذا افتاده بود و جز غذاهای ساده غیر حیوانی و آب قند، چیزی از گلویش پائین نمی رفت. با اینحال، تا ممكن بود در ادای وظایف شرعی اهتمام داشت. به علاوه خانقاه او محل اطعام فقرا و پناه ضعفا و مسكینان بود و همین نكته دستگاه او و اخلافش را همچنان محل محتاجان و درویشان می داشت. در مرض موت هم، "محافظت سفره و خدمت ضعفا" را با تأكید تمام، سفارش می كرد. در آخرین روزهای بیماری، در اثر ضعف شدید، تقریباً از سخن گفتن هم بازماند. فقط آهسته قرآن می خواند و آخرین سخنش این بود: «صلو علیه و سلموا تسلیماً». روز دوشنبه دوازهم محرم سنه 735 قمری، بعد از نماز صبح، در سن هشتاد و پنج سالگی وفات یافت و روز بعد به وقت نماز ظهر، در مجاورت خلوت خانقاه خویش دفن شد. هنگام وفات وی، پسرش شیخ صدرالدین موسی، در مسافرت بود و زن شیخ هم كه در ایام بیماری از شیخ مراقبت می كرد، چند هفته بعد از شوهر وفات یافت.

مذهب

 شیخ صفی الدین  پایه گذار دودمان صفوی  است كه مذهب اثنی عشری را به عنوان مذهب رسمی كشور تبلیغ كرد ه  و رواج دادند .

 دكتر عبدالحسین زرین‌كوب محقق و مورخ فقید هم، در كتاب مشهورش "جستجو در تصوف ایران" 

در هر حال سیادت شیخ صفی محل انكار نیست، "

  وجود نام ابوبكر و عمر در انساب خاندانش  بعید نیست كه  حمل بر كتمان و تقیه باشد.  زندگی شیخ صفی و اخلاف و اجداد او پراز از اظهار محبت و تكریم فوق العاده در حق اهل بیت رسول الله  (ص)می باشد و سیادت خود وی  و  تعظیم و تكریم آل پیغمبربیانگر مذهب ایشان است.

عارفانه ها  

▪ سوال كردند از آیت " یا اَیَّتها النفسِ المطمئنة ارجعی الی رَبِكِ راضیةً مرضیةً ، فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی ( فجر آیات ۲۷- ۳۰) مراد به این بهشت مضاف با حق تعالی چیست ، و آن بهشت كدام است ؟

ـ شیخ فرمود: كه نفس مطمئنه را دو صفت است ؛ صفت راضیه و صفت مرضیه . و بهشت دو نوع است : خاص و عام . بهشت عام آن است كه در آنجا اكل و شرب و شهوت است و آن از بندگان عام است كه مستوجب آن باشند ، اما بهشت خاص مضاف " و ادخلی جنتی " با حق تعالی ، از آن بندگان خاص است و آن لقاء و وصال و مشاهده است كه در آنجا اكل و شرب و شهوت را مدخلی نیست .

▪ در تحقیق این بیت عراقی :

گنج در جای خراب اولی تر است / گنج بود او ، در خرابی زان نشست

فرمود: عادت باشد كه گنج در جای خراب نهند تا كسی كه محرم نمی بود بدان پی نبرد . پس حق تعالی گنج اسرار خود را در خرابه ی خاكی انسان نهد تا كسی كه محرم نبود بدان پی نبرد و هر چه خرابه باشد شكسته باشد كه " انا عندالمنكسرةِ قلوبهم لاجلی" و حق تعالی را نظر با شكسته دلان است ، لاجرم گنج اسرار خود در دل های شكسته نهاده …





]]>
جهان در مواجه با بحران کم آبی 2017-09-15T13:12:16+01:00 2017-09-15T13:12:16+01:00 tag:http://khotbehsara.mihanblog.com/post/22876 قارانقوش گاردین برگردان ملیحه درگاهی ]]>