تبلیغات
انایوردم خطبه سرا - مطالب شهریور 1395
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

به نام «وحدت»؛ به کام تفرقه

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-09:26 ب.ظ

گفت‌وگوی «مسئله» با ناصر فکوهی

جان اقوام کشورمان می‌کاهد. این تعبیر، اگر اغراق هم باشد، پُر بیراه نیست. این روزها، جوانان ترکمن از تیتر یک روزنامة ورزشی دلخورند و سردار آزمون، مهاجم ترکمن تیم ملی، به آن تیتر غیرحرفه‌ای و غیرمسئولانه واکنش نشان داده است. از طرفی جوانان ترک، از طنز ناشیانة یک برنامة کودک در رسانة ملی دلخورند. ناصر فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر انسان‌شناسی و فرهنگ، ریشه‌های این رفتارهای ناشیانه را بررسی کرده است؛ او از یکسان‌سازی و شبیه‌سازی سبک‌های زندگی می‌گوید و معتقد است باید هرچه سریع‌تر، گفتمان هم‌سازی فرهنگی، در سطح کلان، وارد مناسبات اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی ما شود.

زمانی که دانش انسان‌شناسی به وجود آمد، طرفداران این دانش، علاقه‌مند بودند که تمایزها و تفاوت‌های فرهنگی را نشان دهند. تاکید بر روی تمایزها با هدف جامعه شناسی که رسیدن به روایت‌ها کلان از جوامع بود غریب است، اساسا توجه به تمایزها و تفاوت‌های فرهنگی چه لزومی دارد؟

دربارة تاریخ انسان‌شناسی، که ریشه‌های خود را در مردم شناسی و استعمار اروپایی نزدیک به آن می‌یابد، بهتر است در این مختصر، چندان وارد بحث نشوم؛ زیرا مسئله پیچیده‌تر از آن است که در پرسش شما مطرح شده است. تنها این را بگویم که هم در انسان‌شناسی و هم در جامعه‌شناسی و تقسیمات میان آن دو، لزوماً بحث بر سر تمایز یا شباهت جوامع نیست، بلکه بر سر تلاش برای ایجاد الگوهای واحد و ارزشی  مورد استناد است که تحت تاثیر نظریه و ایدئولوژی تطورگرایی (evolutionism) بود. این الگو در همه‌جا اروپامحور بود و حتی در خود اروپا، بر اساس سبک زندگی و شکل و محتوای گروه‌های اشراف و بالای جامعه، تعیین می‌شد. بنابراین، خود را یک مدل «برتر» در نظر می‌گرفت که تمایل داشت همة جوامع غیراروپایی را شبیه خود کند و تمایلش برای شناخت آنها و تفاوت‌هایشان هم، نه برای به رسمیت شناختن و حفظ آن تفاوت‌ها، بلکه برای از میان بردن و شبیه‌سازی آنها با خودش بود. در خود جوامع اروپایی هم تلاش آن بود که طبقات پایین را به یک الگوی استنادی وابسته کنند که آن را باید در آرزوهایشان می‌داشتند و در گروهای بالادست می‌جستند. روایت‌های خرد و کلان، اصطلاحات و مفاهیمی هستند که بیشتر به دوران مدرن و متأخر و حتی پسامدرن تعلق دارند و جایگاهی در تحلیل مردم‌شناسی و حتی در بخش بزرگی از انسان‌شناسی معاصر ندارند.  

مگر نه این بوده که حاکمیت مدرن به دنبال تسرّی دادن روایت‌های کلان خود به جوامع مختلف و در نتیجه، هضم کردن فرهنگ‌های دیگر در فرهنگ مدرن بوده است؟

آنچه اروپا در پی تسرّی دادنش بوده، لزوماً و صرفاً یک «روایت» ـ اگر آن را به مفهوم تاریخ رسمی بگیریم ـ نبوده است؛ بلکه مجموعه‌ای از نظام‌های ارزشی و سبک‌های زندگی متعلق به گروه خاصی از  افراد این جوامع (اشراف و بورژوازی) بوده است و استعمار نیز عملاً همین کار را می‌کند. فرهنگ‌های دیگر نیز در فرهنگ اروپایی «هضم» نمی‌شوند، بلکه تخریب می‌شوند و تلاش می‌شود که از آنها هویت‌زدایی شود و بر اساس اندیشه و الگوی اروپایی، به نمونه‌ای تصنعی از «خود»شان تبدیل شوند. بنابراین اندیشة پیرامونی در واقع در ابتدا، و پیش از آنکه مقاومت‌های فرهنگی شکل بگیرد، بیشتر نوعی ازخودبیگانگی  استعماری است که می‌تواند کاملاً شکل نوعی مبارزه با استعمار هم داشته باشد؛ مثلاً در گذار ساختارهای خشونت غرب استعماری به جنبش‌های استقلال‌طلبانه یا خشونت جنبش‌های انقلابی غربی به جنبش‌های رادیکال پیرامونی. اینها تنها چند نمونه هستند؛ اما گذار و فرایند بسیار گسترده است و تا امروز ادامه دارد و حاملانش هم، بیش از آنکه غربی‌ها باشند، خود مردمان و نخبگان و روشنفکران پیرامونی هستند که در فرایند ازخودبیگانگی هویتی «خود» را تخریب می‌کنند تا یک «دیگری» تصنعی به وجود بیاورند. مثلاً ترجیح می‌دهند قیافه‌های خود را شبیه اروپایی‌ها کنند و برای این کار، هم قیافة اصلی‌شان را تخریب می‌کنند و هم نهایتاً قیافة مضحکی پیدا می‌کنند که شبیه همه‌چیز هست جز قیافة غربی!

فرهنگ‌های محلی و فرهنگ رسمی به صورت موردی در استان گلستان باید چه نسبتی باهم برقرار کنند؟

بحث استان گلستان را نمی‌توان به‌صورت تصنعی از سایر استان‌های ایران جدا کرد. شاید تنها موردی که بتوان بر آن انگشت گذاشت این است که در این استان، شاخص‌های تراکم قومی و اختلاط اقوام، و یا همجواری سبک‎های زندگی و هویت‌های محلی، بیشتر از میانگین ملی ما باشد؛ اما نمی‌توان موقعیت گلستان را در ایران، ویژه قلمداد کرد. ما همین وضعیت را در برخی از کلان‌شهرهای خود مانند کرج داریم؛  و در برخی از استان‌های  غربی کشورمان مانند لرستان، کردستان و ایلام. بنابراین، اگر بخواهیم رابطة فرهنگ‌های محلی (و نه فرهنگ محلی) و فرهنگ‌های رسمی (و نه فرهنگ رسمی) را درک کنیم، اولاً باید  عمومیت داشتن موقعیت را در نظر داشته باشیم و ثانیاً باید به تکثر و گوناگونی آنها، هم در پیرامون و هم در مرکز، یعنی هم در سطح محلی و هم در سطح رسمی، توجه کنیم. 

چرا به مرور شاهد زوال فرهنگ‌های محلی و سیطرة فرهنگ‌های رسمی هستیم؟

به این دلیل که در فرهنگ‌های رسمی ما، عموماً از یک مدل استعماری تبعیت شده است که از زمان آغاز ساختن دولت ملی در ایران ـ یعنی ابتدای  قرن بیستم ـ به‌وسیلة اغلب روشنفکران و دانشگاهیان و نخبگان فکری، طراحی و ارائه می‌شود و حاکمان نیز، که آنان را نمایندة «اروپای قدرتمند و موفق» می‌دانسته‌اند و اعتقادی به‌شدت کورکورانه به این گروه‌ها داشته‌اند، از آنها تبعیت می‌کرده‌اند. اوج این فرایند را در دهة 1310 تا اواسط دهة 1320 و سپس از اواخر دهة 1340 تا انقلاب می‌توانیم مشاهده کنیم که در هر دو دوره، به‌شدت در پی یکسان‌سازی سبک‌های زندگی و غربی کردن خودشان، با نوعی خودباختگی استعمارزده هستند که قبلاً آن را توضیح دادم. نتیجة مشخص این فرایند، فروپاشی نظام بود و مردم ایران بیش از سی سال است که می‌کوشند مدرنیته‌های مناسبی برای خود بسازند که کمترین تنش را بین‌شان ایجاد کند و این تلاش بدون شک باید چندین دهة دیگر نیز ادامه یابد و نباید انتظار داشت که به‌زودی نتیجه بدهد.  

مطالعات میدانی من در استان گلستان نشان می‌دهد که فرهنگ‌های محلی، به‌خاطر بیم از استحالة هویت فرهنگی خود، کنش‌های واگرایانة بیشتری از خود نشان می‌دهند؛ آیا این مسئله نشانة عدم آگاهی میان‌فرهنگی در مدیریت استان و اهالی آن است؟

بدون شک چنین است؛ مدیریت‌های مرکز اغلب تصور می‌کنند که مأموریت آنها این است که فرهنگ‌های محلی را از بین ببرند تا مثلاً «وحدت» را در سطح مرکزی شکل بدهند؛ غافل از آن‌که این اصرار برای  مبارزه با فرهنگ‌های محلی، به‌دلیل واکنش‌های مقاومت فرهنگی، سبب تقویت روابط محلی و فرهنگ‌های بومی، حتی در بدترین  پدیده‌هایشان می‌شود. بدین ترتیب سبک زندگی به ابزاری برای مبارزة هویتی تبدیل می‌شود و افراد، از هر طریقی که بتوانند، با مرکزیت مبارزه می‌کنند تا به تصور خود، هویت خویش را حفظ کنند. بنابراین، در هر دو سو، توهم هویتی جای تجربة هویتی خلاق را می‌گیرد و افراد، به جای آن‌که به  منافع خود و خیر جمعی فکر کنند، ترجیح می‌دهند فکر و ذهن خود را به اندیشه‌های اسطوره‌ای و خیال‌بافی‌های قومی یا ملی بسپارند و به همین اندازه نیز دچار اشتباه‌های راهکاری و راهبردی می‌شوند که این موضوع وضعیت را وخیم‌تر می‌کند.

گذشته از کنش‌های مدیریتی، خرده‌فرهنگ‌ها هم فهم میان‌فرهنگی کافی ندارند؛ دلیل این امر چیست؟

مسئلة، سردرگمی فرهنگی و هویتی است؛ یعنی باید توجه داشت که در موقعیت‌های واکنشی، افراد نمی‌توانند به‌درستی دربارة هویت و سبک زندگی خود تصمیم بگیرند و آن را به اجرا درآورند. افراد، کنشی را صورت نمی‌هند و ذهنیتی ندارند که این کنش و ذهنیت به «نفع»شان باشد و به نوعی برای زندگی‌شان مثمرثمر باشد؛ بلکه آن را از آن جهت انجام می‌دهند که از چیزی مثل از میان رفتن هویت‌شان می‌ترسند، از گم‌شدگی، از بی‌ریشگی، از حل شدن در جمع، از نداشتن  مشخصاتی برای خودشان، و از آنچه آنها را از هر دیگریِ غیر از خودشان جدا کند.

 

آیا سیطرة فرهنگ‌های رسمی منجر به از دست رفتن هویت‌های محلی نخواهد شد؟ تبعات زوال هویت‌های محلی چیست؟

فرهنگ‌های رسمی خودشان یک‌دست نیستند و هم از لحاظ شکل، هم از لحاظ محتوا، و هم در استراتژی‌های رفتاری‌شان متفاوتند. سلطة این فرهنگ‌ها، لزوماً به از میان رفتن نظام‌های هویتی محلی منجر نمی‌شود و همان‌طور که گفتم می‌تواند آنها را تقویت کند؛ گرچه این تقویت اغلب به صورت آسیب‌زده و آسیب‌زا انجام می گیرد. مثلاً ما شاهد رشد قوم‌گرایی‌های محلی هستیم که در قالب یک استراتژی مقاومت فرهنگی ایجاد شده است و این در حالی است که قوم‌گرایی، حتی به سود همان مردمی که از آن دفاع می‌کنند، نیست. آنان به این دلیل به این‌سو کشیده شده‌اند که فرهنگ‌های غالب خواسته‌اند به زور خود را به آنها تحمیل کنند و آنها نیز از هر ابزاری، ولو بدترین ابزارها، برای جلوگیری از این تحمیل استفاده کرده‌اند.

با توجه به سیستم حاکمیت مدرن و تمامیت‌خواهی آن، که به نظر می‌رسد در همة ساحت‌های زندگی بشر به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم دخالت و نفوذ دارد، سخن گفتن از هویت‌های محلی و خرده‌فرهنگ‌ها چه معنایی دارد؟

هویت‌ها در ابتدا و پیش از هر چیز در سطح بدن فرد، یعنی در سطحی بیولوژیک و حتی خردتر از آنچه شما «محلی» می‌نامید، شکل می‌گیرند و معنا دارند. ما در واقعیت چیزی جز بدن‌های هویت‌مند نداریم. آنچه بعدها به آنها «جمع» ، «گروه» ، «جماعت» ، «قوم» ، «قبیله» و غیره می‌گوییم، ساختارهایی هستند که در روابط فرهنگی ـ زبانی شکل می‌گیرند و اگر شکل‌گیری آنها به‌درستی و با مدیریتی مناسب انجام نگیرد، به تنش‌های هویتی در همة سطوح منجر خواهد شد. به نظر می‌رسد امروز در سطح جهان با مشکلات بسیار زیادی روبرو هستیم که ناشی از همین عدم درک سازوکارهای شکل‌گیری هویتی، چگونگی ایجاد رابطه میان آنها، و بخصوص عدم توانایی در مدیریت آنها مربوط می‌شود.

در استان گلستان ترکمنان، سیستانی‌ها، کردها و قومیت‌های دیگر به‌صورت ملموسی از فرهنگ بومی خود فاصله گرفته‌اند و سبک زندگی آنان از نوع پوشش گرفته تا سخن گفتن، ادبیات و زبان و ... تحت تأثیر روایت کلان اجتماعی قرار گرفته است؛ این در حالی است که این فرهنگ‌ها در یک موقعیت مکانی و جغرافیایی هم‌زیستی دارند. به نظر شما حاکمیت در قبال این فرهنگ‌ها چه مسئولیتی دارد؟

فاصله گرفتن از فرهنگ‌های مبدأ و اصلی یکی از تفسیرهایی است که می‌توان از این امر داشت و تازه خودِ این مسئله را باید به‌دقت نشان داد که فکر نمی‌کنم کسی توانسته باشد آن را نشان دهد. این‌که کردها، سیستانی‌ها و اقوام دیگر مثلا در اماکن عمومی به زبان فارسی حرف بزنند، یا مثل همدیگر لباس بپوشند،  گویای یکی‌شدن آنها یا فاصله گرفتن از فرهنگ اصلی و بومی‌شان نیست. ما ممکن است به صدها دلیل مختلف بتوانیم ظاهر افراد را در یک جامعه تغییر بدهیم و تصور کنیم شاهد یکسان‌شدن آن جامعه هستیم؛ در حالی که آنچه پیش روی ما می‌گذرد در واقع نوعی «دنباله‌روی» (conformism) اجتماعی خطرناک است، زیرا باوری به آن وجود ندارد. این دنباله‌روی، می‌تواند به‌دلیل سلطة فرهنگ‌های غالب یا حتی به‌دلیل ازخودبیگانگی ایجاد شود، اما به‌ هر حال نمی‌توان آن را فرایندی سالم دانست و من بیشتر آن را در ردة آسیب قرار می‌دهم. این مسئله زمانی می‌تواند شکل سالم به خود بگیرد و خوب مدیریت شود که فرهنگ‌های مختلف، بدون قرار گرفتن در روند یکی‌شدن باهم به نفع یک فرهنگ مرکزی، بتوانند باهم به هم‌سازی (articulation) برسند و برای این هم‌سازی، از یک زبان یا یک فرهنگ یا چند زبان و فرهنگ میانجی به عنوان ابزار کاربردی استفاده کنند؛ نه آن‌که این‌ها به ایشان تحمیل شود یا تشخیص دهند که اگر از روند عمومی تبعیت و دنباله‌روی نکنند، طرد خواهند شد. در این صورت، هرچند ممکن است به نظر برسد شاهد یکی‌شدن فرهنگ‌ها هستیم، اما در واقع در آنها انرژی منفی و مقاومت فرهنگی مخرب ذخیره می‌کنیم که هر آن ممکن است به تنش بینجامد.

تکثر فرهنگی به معنای تشخص دادن به فرهنگ‌های مختلف، آیا در عمل به تزاحم و تخاصم اقوام و مذاهب نخواهد انجامید؟

به خودی خود نمی‌توان دربارة این مسئله نظر داد؛ چون بستگی به این دارد که ما چگونه از این تکثر استفاده بکنیم. مثالی از کشورهای غیر از ایران می‌زنم. در چند دهة اخیر، بریتانیا و فرانسه، هر دو از روش تکثر فرهنگی برای مدیریت گوناگونی جوامع خود استفاده کرده‌اند؛ اما هر اندازه مدیریت بریتانیا در این  زمینه بهتر بوده است، در فرانسه تقریباً شکست مطلق را می‌بینیم. به دیگرسخن، در حالی‌که در بریتانیا تنش میان‌قومی کاهش یافته، در فرانسه دائماً رو به افزایش بوده و افزون بر این، بالا رفتن نفوذ احزاب فاشیستی و ضد خارجی در فرانسه، گویای شکست سیاست تکثر فرهنگی در این کشور است. بنابراین، مدیریت و استفادة درست از یک سیاست، بسیار اهمیت دارد. این‌که ما با روشی صوری، قومیت‌ها و زبان‌ها و سبک زندگی آنها را به رسمیت بشناسیم و همه‌جا در سخنرانی‌های رسمی از آنها دفاع کنیم، ولی مردم در عمل حق نداشته باشند از هیچ‌یک از این موارد استفاده کنند، به معنی یک سیاست تکثر قومی نادرست و آسیب‌زا است. اگر ما لباس‌های محلی را می‌ستاییم و آن را نشانة فرهنگ غنی خود می‌دانیم، باید حق استفاده از آن را هم در عمل ایجاد کنیم. همین امر در باب زبان‌های محلی صادق است و نباید از تشتّت و درگیری و تنش ترسید. همیشه آنچه این آسیب‌ها را ایجاد می‌کند، سخت‌گیری و محرومیت است، نه آزادی و تقویت هویت‌های محلی و کوچک در برابر هویت‌های مرکزی و قوی.

به نظر می‌رسد سیاست نانوشتة پیش یا پس از انقلاب، هم‌سان‌سازی فرهنگی بوده است؛ نسبت هم‌سان‌سازی و وحدت بین اقوام و مذاهب چگونه باید باشد؟ آیا راه وحدت از هم‌سان‌سازی می‌گذرد؟

شبیه‌سازی و از میان بردن اقوام در ایران، چه امروز چه در آینده، غیرممکن است؛ زیرا قومیت‌ها و زبان‌های محلی دارای ریشه‌ها و پایه‌های سرزمینی وسیع و حتی فراملی هستند و از همین روی دوام می‌آورند و سیاست‌های یکسان‌ساز، با اصرار و بدتر از آن، با زور، آنها را تقویت خواهند کرد. اما هم‌سازی فرهنگی و تقویت وحدت ملی بر پایة به رسمیت شناختن عملی فرهنگ‌های محلی، امکان‌پذیر و بسیار مناسب است.  این امر ربطی به هم‌سان‌سازی دینی ندارد؛ زیرا ما در حوزة دینی بر خلاف حوزة قومی انسجام بسیار بالایی داریم. مسئله در اینجا سبک دینداری است که می‌توان دربارة آن بسیار سخن گفت؛ اما در اینجا نیز انعطاف و ملایمت و اعتدال ما سبب تقویت انسجام و وحدت خواهد شد و بالعکس، زورگویی و شدت عمل و خشونت ،این انسجام را از میان خواهند برد. این تجربه بارها و بارها در سراسر جهان تکرار شده و امروز تقریباً با قاطعیت می‌توان از این تز دفاع کرد که نبود انعطاف در این زمینه، به شدت آسیب‌زا است.

 

 

گفتگو از امین یگانه

بازنشر این مطلب در چارچوب همکاری میان مجله مساله و سایت انسان شناسی و فرهنگ انجام میگیرد.





نظرات() 

شیطنتهای روزنامه ایران ریشه ایست وخشک نشده

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-09:15 ب.ظ

سرویس سیاسی :به گفته اصحاب رسانه شیطنتهای روزنامه ایران ریشه ایست وخشک نشده که امروز خبرنگار معلوم الحالش با اهانت به قوم ترک قاضی پوررا موردهجمه قرارداد.

 

 

 

 

به گزارش صبح چیچست(چیچست خبر) : امروز درسالن مجلس شورای اسلامی یک خبرنگار با الحان تند وتوهین به ترکها بجای طرح سئوالی منطقی مبنی بر انگیزه شما برای تشکیل فراکسیون ترکها چیست؟ وی واقوام ترک را ببادانتقادواهانت های شنیع قرارداد که پس از تذکر  قاضی پور مبنی بررعایت لحن واداب خبرنگاری وبرنتافتن خبرنگارنمای روزنامه ایران وادامه توهینهایش ،قاضی پوروی را بسمت واحدحراست مجلس هل هدایت نموده که برخی سایتهای همسو با افکارمسموم  ضدترک ته نشین نشده درروزنامه ایران با تیترکردن ضرب وشتم خبرنگار بدون اشاره به اهانتهای این خبرنگارنما که که مشمول جرائم قضائی است شانتاژها وفضاسازی جهت گم شدن سرنخ تحرکات موزیانه درروزنامه ایران شدند.

 

 

 

به گزارش حاضرین درمحل ، پس از پایان جلسه علنی امروز و در زمانی که نمایندگان در راهروهای مجلس به سوالات خبرنگاران از رسانه‌های مختلف پاسخ می‌دادند،  این خبرنگارنمای روزنامه ایران  که  ازقبل با برنامه چینی پیش امده بودبا اظهاراینکه ترکها قبل ازصفویه شیعه نبودند!ترک ها جمعیت و ریشه ای در ایران ندارند و نمیتوانند فراکسیون تشکیل دهند! با اهانت به تبریزیها….و زبان آذری … افزود چرا اصراردارید فراکسیون ترکهارا راه اندازی کنید چراترک ها رامطرح می کنید؟
این کارعلیه اسلام است !…که قاضی پور با رگبارهای توهین های شنیع خبرنگارمذکور ،شما چرا توهین میکنید سئوالتان را بپرسید که برنتافتن خبرنگاروادامه به توهینهایش موجب شد قاضی پور وی را بسمت اداره حراست مجلس بکشد.!… دستگاه ضبط صوت این خبرنگارنما  توسط قاضی پور تحویل حراست مجلس شده است.

 

گفتنی است جمعی ازفعالین مدنی وفرهنگی  درواکنش به این اهانت شنیع  درشبکه های اجتماعی وسایتهای خبری ، خواستار برخورد جدی با خبرنگارنمای متبوعه واستعفای مسئول وسردبیر این روزنامه وعذرخواهی ازملت غیور آذربایجان شدند  .

 

 

صبح چیچست: بنظرمیرسد پشت پرده اینگونه هجمه ها دستهایی وابسته به عوامل استکبارقراردارندکه میخواهند سناریوی ضدنظام را پیش ببرندومسئولین امنیتی کشور می بایست بیش ازاین هوشیارباشندوپاسخگوی اصلی دولت تدبیراست. توهین یک خبرنگار روزنامه دولتی درپرده ای ازابهامات است چراکه چنین عکس العملی ازیک خبرنگاردولتی حقوق بگیر کاملا بعیداست مگر…

 






نظرات() 

اعتراض به همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان+تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-09:10 ب.ظ


دومین همایش سیاسی در اعتراض به همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان در باکو برگزار شد.

۵c2745b74fae

به گزارش یول‌پرس، در آستانه برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان، عصر شنبه ۲۷ شهریور تجمع اعتراضی به برگزاری این همه پرسی در باکو برگزار شد.

در این گردهمایی که با مجوز فرمانداری باکو و با حضور جمع زیادی از مردم جمهوری آذربایجان در محوطه ورزشگاه محصول باکو با هدایت حزب مساوات و شورای ملی برگزار شد، جمعی از فعالان سیاسی از جمله علی کریملی، رئیس حزب جبهه خلق آذربایجان و معاون او، روشن احمدلی، جمیل حسنلی از اعضای شورای ملی جمهوری آذربایجان و تعدادی از فعالان سیاسی سخنرانی کردند.

لغو همه‌پرسی اصلاح قانون اساسی، آزادی دینداران محبوس از جمله حاج محسن صمد اف، رئیس حزب اسلام در جمهوری آذربایجان، حاج طالع باقرزاده، رئیس اتحادیه جنبش اسلامی مسلمانان در جمهوری آذربایجان و دیگر محبوسان دینی و سیاسی، آزادی قره باغ و توجه حکومت به مسائل اقتصادی از عمده محورهای سخنرانان بود.

طرح پیشنهادی برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی ۱۸ جولای (۲۸ تیر ماه) جاری از سوی الهام علی اف، رئیس‌جمهور آذربایجان به دادگاه قانون اساسی ارایه شده بود.

دادگاه قانون اساسی طرح پیشنهادی رئیس جمهور آذربایجان درباره برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی را مطابق الزامات قانون اساسی این کشور دانست.

ایجاد سمت‌های جدید معاون اول و معاونین ریاست جمهوری، افزایش دوره ریاست‌جمهوری از ۵ سال فعلی تا ۷ سال از جمله تغییرهای لحاظ شده در اصلاح قانون اساسی جمهوری آذربایجان است.





نظرات() 

شاعر معاصر: شهریار در سرودن شعر ترکی یگانه است

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-09:04 ب.ظ


شاعر، نویسنده و استاد دانشگاه معتقد است، شهریار در سرودن شعر ترکی منحصر به فرد است و هیچ کس در این زمینه در طراز او نیست.

gal421

به گزارش یول‌پرس، اسماعیل امینی روز شنبه به مناسبت فرارسیدن ۲۷ شهریور ماه روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد سیدمحمد حسین شهریار در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: اهمیت استاد شهریار در شعر فارسی و ترکی دو مقوله جداگانه است، کسانی که زبان ترکی را خوب بلد هستند متوجه می شوند که شعرهای فارسی و ترکی وی قابل قیاس نیست.

وی ادامه داد: شعرهای عاشقانه شهریار تحت تاثیر شاعران بزرگ سبک عراقی و بیشتر حافط است، البته نوآوری های او قابل توجه است، برای اینکه در روزگاری شعر می گوید که شعر نو و پیشنهادهای نیما غزل فارسی را متحول کرده است.

نویسنده کتاب «لبخند سعدی» افزود: گرچه استاد شهریار شاعر شعر نیمایی نیست اما از این دوره و تحولات آن تاثیر گرفته، از جمله اینکه بسیاری از اشعار او روایتگر رخدادهای عینی و زبانی است که خیلی زبان ادیبانه و جدای از زبان مردم نیست.

وی گفت: نیما نیز این بحث را داشت که زبان شعر را به زبان مردم نزدیک کند و در همین راستا تعابیر روزمره در شعر شهریار دیده می شود.

امینی خاطرنشان کرد: با همه اینها شهریار در شعر ترکی، در طراز دیگری است و بدون تردید سرآمد شاعران معاصر ترکی است، یعنی هیچ کسی در طراز او نیست.

وی در پاسخ به این سئوال که شهریار برخلاف بسیاری از شعرا به موضوعات روز نیز در شعر خود پرداخته و آیا این نقطه قوتی از نظر ادبی برای او هست یا نه گفت: اگر از منظر ادبی نگاه کنیم، شعرهایی که به وقایع روز می پردازد خوب نیست، اما اگر از منظر تحلیل اجتماعی نگاه کنیم اینکه یک شاعر در باره وقایع روز چیزی بگوید مهم است.

این استاد دانشگاه همچنین در مورد اینکه جای کدام کار تحقیقی و پژوهشی در زمینه آثار استاد شهریار خالی است، پاسخ داد: در شعر ترکی شهریار که دلبستگی بیشتری به آن دارم باید کار سبک شناسی انجام شود، برای اینکه بسیاری از مجادلات ادبی که از گذشته تا امروز درباره شعر ترکی وجود داشته، با کار سبک شناسانه در شعر بزرگانی چون استاد شهریار پاسخ مناسب خواهد یافت.

امینی گفت: مثلا اینکه وزن طبیعی شعر ترکی کدام است، وزن عروضی یا وزن هجایی؟ زبان متداول شعر ترکی، نوشتاری است یا به زبان گفتاری تمایل بیشتری دارد و موضوعات شعر ترکی کدام است آثار تعلیمی و عرفانی یا آثاری که به زندگی مردم مربوط است؟

نویسنده کتاب «دکتر بازی» یادآور شد: پاسخ بسیاری از این سئوالات در اشعار شهریار داده شده و با تحقیقات بیشتر باید به لحاظ زبانی، بلاغت و اندیشه در شعرهای وی این سئوالات و سئوالات دیگر را پاسخ داد.

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار» در سال ۱۲۸۵ در تبریز متولد شد.

وی از جمله شاعران سرآمد معاصر است که به زبان ترکی و فارسی شعر سروده ست.

مهمترین اثر شهریار، منظومه «حیدربابایه سلام» (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به شمار می رود.

غزل «علی ای همای رحمت …» و «آمدی جانم به قربان ولی حالا چرا…» جز مشهورترین غزل های استاد شهریار است.

استاد شهریار ۲۷ شهریور سال ۱۳۶۷ دارفانی را وداع گفت.






نظرات() 

“پیگیر تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان هستیم”

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-09:01 ب.ظ

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت: به لطف خدا این دور از مجلس شرایط برای همگرایی بیشتر فراهم شده و پیگیر تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان هستیم و به زودی خبرهای خوبی در این خصوص خواهیم داد.

۴۵۲۹۶۲۹_۷۷۰

به گزارش یول‌پرس، “مسعود پزشکیان” عصر سه شنبه در نشست مطبوعاتی خود در خصوص تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان در مجلس شورای اسلامی گفت: همکاران برای تاسیس این فراکسیون امضا جمع کرده اند و کار پیگیری می شود. یکی از مشکلاتی که با آن مواجه هستیم این است که نمی توانیم دور هم بنشینیم و با هم افزایی نیروها کارها و خواسته های به حق مان را پیش ببریم.

پزشکیان ادامه داد: به لطف خدا این دور از مجلس شرایط برای همگرایی بیشتر فراهم شده و پیگیر تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان هستیم و به زودی خبرهای خوبی در این خصوص خواهیم داد.

وی در خصوص برخی انتقادها در خصوص تشکیل این فراکسیون، گفت: اصل پانزده یکی از اصول قانون اساسی است و تشکیل این فراکسیون در جهت خواست مردم است و بهانه گیری را از برخی گروه های تندرو می گیرد.

این نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر تاکید کرد: مرزکشی بین مسلمانان درست نیست و این طور نیست که کسی اگر ترکی حرف بزند و بنویسد ضد انقلاب باشد. قانون اساسی به ما اجازه می دهد که این فراکسیون را تشکیل دهیم و اینکه بقیه چه فکر می کنند دلیل نمی شود که قانون اساسی کشور را مسکوت بگذاریم.

تنها با پول نمی شود دریاچه اورمیه را احیا کرد

وی در خصوص عملکرد دولت در روند احیای دریاچه اورمیه، گفت: دولت عزمی جدی برای احیای دریاچه اورمیه دارد و اما واقعیت این است که تنها با پول نمی شود دریاچه اورمیه را احیا کرد.

این نماینده مجلس گفت: برخورد خشن با طبیعت آینده ایران را با بحران مواجه می کند و سیلی طبیعت سخت خواهد بود. ستاد احیای دریاچه اورمیه فعالیت چشمگیری برای احیای دریاچه اورمیه دارد، اما یک نهضت عمومی لازم است تا رفتارمان با طبیعت را اصلاح کنیم تا بتوانیم شاهد احیای تدریجی دریاچه اورمیه باشیم.

پزشکیان در خصوص اصلاح قانون انتخابات در مجلس، گفت: قانون فعلی انتخابات نارسا است و لازم است روند قانون انتخابات به گونه ای باشد که حق کسی ضایع نشود و پرونده بررسی صلاحیت افراد به دقت بررسی شود.





نظرات() 

بازگشت شعر نژادپرستانه به کتب درسی+تصویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:58 ب.ظ


شعر جنجالی و نژادپرستانه غلامعلی حدادعادل که پیش‌تر از کتب درسی حذف گردیده بود، دوباره در کتابهای درسی جدید چاپ گردید.

شعرنژادپرستانه

به گزارش یول‌پرس، شعر «ای زبان فارسی ای در دریای دری» دکتر غلامعلی حداد عادل که پیشتر در داخل کتاب فارسی مقطع ششم ابتدایی چاپ در سال ۹۲ به دنبال اعتراض جامعه ترک ایران حذف گردیده بود در چاپ جدید مجددا در پشت جلد این کتاب درسی چاپ گردیده است.

در این شعر حدادعادل زبان مردم تبریز را فارسی معرفی کرده و آذربایجان جز قلمرو زبان فارسی نشان داده بود.

پیش از سال 92
پیش از سال ۹۲
چاپ مجدد شعر نژادپرستانه در پشت جلد کتاب فارسی مقطع ششم
چاپ مجدد شعر نژادپرستانه در پشت جلد کتاب فارسی مقطع ششم
جلد کتاب درسی فارسی مقطع ششم در سال95
جلد کتاب درسی فارسی مقطع ششم در سال۹۵




نظرات() 

سالروز خاموشی شهریار شعر آذربایجان؛ اشعار شهریار تجلی دردهای بشری

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:51 ب.ظ



دورنانیوز - سرویس تاریخی و فرهنگی :مدیرعامل بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان درآیین گلباران مقبره ی استاد شهریار گفت: روز ملی شعر و ادب درواقع روز پاسداشت تمام مفاخر ادبی ایران است.

شهریار سخن 8989

به گزارش دورنانیوز، “ابوالفضل علیمحمدی” در آیین گلباران مقبره الشعرای تبریز که همزمان با روز ملی شعر و ادب و با حضور جمعی از اصحاب فرهنگ و ادب برگزار شد،گ فت: این روز فرصتی را فراهم آورده تا  یاد و نام تمام شاعران متاخر و معاصر ایران گرامی داشته شود.

وی افزود: استاد شهریار نقطه‌ی عطفی در ادبیات معاصر بود و آثاری که این شاعر شهیر در دوزبان ترکی و فارسی آفریده بر غنای فرهنگ و ادب ایران افزوده است.

علیمحمدی گفت: تسلط استاد شهریار به زبان و ادب فارسی و ترکی او را از بزرگان شعر و ادب معاصر ساخته و وی را به نماد زبان و ادب ایران زمین تبدیل کرده است.

مدیرعامل بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان با تأکید بر این‌که تک تک اشعار استاد درس ادب، رشد عاطفی، اخلاق و معرفت انسانی و اجتماعی است، گفت: استاد شهریار اگر نگوئیم شاعری بی‌نظیر، بدون شک شاعری کم‌نظیر است و بیست و هفتم شهریور، روز شعر و ادب و روز بزرگداشت تمام شاعران و ادیبان ایران زمین است.

براساس این گزارش مراسم بزرگداشت ستاره درخشان آسمان شعر و ادب ایران زمین، استاد شهریار، همه ساله در سالروز ارتحال آن استاد فقید که به نام روز ملی شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده، برگزار می شود، و این آیین امروز بیست و هفتم شهریورماه ساعت ١٧ در خانه پروین اعتصامی با حضور  جمعی از شهریارپژوهان و اصحاب فرهنگ و ادب برگزار می‌شود.

سیدمحمد حسین بهجت تبریزی در سال ١٢٨۵ هجری شمسی در روستای « خشکناب » متولد شد.

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.

او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.

شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار ترکی خود بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.

طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .

شهـرت شهـریار بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.

منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.

او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.

شهریور ماه سال ١٣۶٧ شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است.

بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی ” روز ملی شعر و ادب ” نامیده شده است.

 





نظرات() 

شعر ترکی در طنز پیشتازتر است و فارسی از شعر ترکی تاثیر گرفته است

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:42 ب.ظ


اسماعیل امینی، استاد دانشگاه و شاعر طنزپرداز در دوره آموزش شعر کلک خیال گفت: در شعرهای میرزا حسین کریمی مراغه‌ای، آمیزه‌ای از همه گونه‌های طنز، عرفانی، تعلیمی، حکمی و ژورنالیستی موج می‌زند.
به گزارش دورنانیوز ، چهارمین دوره آموزشی «کلک خیال» که به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در حاشیه کنگره ملی نکوداشت استاد کریمی مراغه‌ای در ارومیه در حال برگزاری است با برپایی سه کارگاه آموزشی، روز دوم خود را سپری کرد.
طبق این گزارش، مصطفی قلی‌زاده علیار، اسماعیل امینی و غلامرضا طریقی که از شاعران و اساتید ترک‌زبان شعر فارسی هستند، برای هنرجویان این دوره نیمه متمرکز کارگاه آموزشی برگزار کردند.


شعر «کریمی مراغه‌ای» آمیزه‌ای از طنز و عرفان است

شعر امروز ما از حیث جنبه‌های حکمی، لاغر و نحیف است
قلی‌زاده علیار که از شاعران شناخته‌شده استان آذربایجان غربی است در کلاسی با عنوان «حکمت در شعر» به ارتباط این دو با یکدیگر پرداخت. وی در پاسخ به این سئوال که منظور از حکمت در شعر چیست، گفت: «با توجه به آیه ۲۶۹ سوره بقره، حکمت معرفتی است که خدا به هرکسی که بخواهد، می‌دهد و این معرفت، بالاتر از علوم مرسومی مثل علم پزشکی، فقه، اخلاق و … است. البته این معرفت با وحی که صرفاً مخصوص پیامبر (ص) بوده، متفاوت است. انسان با رسیدن به حکمت الهی، حق را از باطل تشخیص می‌دهد و آنچه را دیگران نمی‌بینند، او می‌بیند و مشاهداتش در آثارش منعکس می‌شود.»
قلی‌زاده با بیان اینکه مفاهیم عالی در شعر بزرگان ما به واسطه حکمت است، افزود: «حکمت، معرفتی است در انسان، فراتر از علم عادی که انسان به وسیله آن همه مفاسد و مصالح را تشخیص می‌دهد.»

او با نقل حدیثی از رسول اکرم (ص) که می‌فرمایند «ان من الشعر لحکمه وان من البیان لسحرا» اینگونه توضیح داد: «می‌توان از این روایت استنباط کرد که نگاه انبیا، ائمه و علما به جنبه حکمی شعر است و ماندگاری شعر هم در همین است. البته راه رسیدن به این حکمت، پرهیز از مفاسد، تذهیب نفس و خلوت با خداست. این‌ها رموزی است که درهای حکمت الهی را به روی انسان می‌گشایند و حکمت الهی از قلبش طلوع می‌کند و بر زبانش جاری می‌شود.»
او با اشاره به ابیاتی از بزرگان شعر کهن فارسی گفت: «حکیم سنایی، حکیم خاقانی و … نمونه‌های بارزی از حکمای شاعر بودند که نوع حکمتشان الهی است.»
قلی‌زاده علیار با ابراز تاسف از اینکه شعر معاصر در فارسی، ترکی، عربی و کردی نسبت به ارزش‌های حکمی بسیار بیگانه است، اضافه کرد: «شعر امروز ما متاسفانه از حیث جنبه‌های حکمی، لاغر و نحیف است؛ هرچند ممکن است گاهی در زبان و شاعرانگی محکم باشد. به همین دلیل هم ماندگار نخواهد بود و اغلب عمر شعر از عمر شاعر کم‌تر است.»

وی سخنش را با نقل قولی از مرحوم حکیم الهی قمشه‌ای مستند کرد و گفت: آن مرحوم به ملک‌الشعرای بهار اینطور گفت: «برای ماندگار شدن شعرتان باید حکمت بیاموزید.»
این شاعر اهل ارومیه با بیان اینکه در گذشته خیلی از شعرای ما در حلقه‌های خصوصی و درس‌های حکمت علما و اندیشمندان شرکت می‌کردند، اظهار داشت: شعرا باید رویکرد آموزش داشته باشند برای حکمت. همه شعرا که دستی بر آتش دارند، مفتخر به این‌اند که مدتی در محضر حکیم و عالمی زانوی تلمذ زمین زده‌اند.

دادو ستدهای زبان ترکی و فارسی

دکتر اسماعیل امینی، شاعر، مدرس دانشگاه و دبیر علمی دهمین جشنواره شعر فجر، در کلاسی با موضوع «خدمات متقابل شعر فارسی و ترکی» به اهمیت شناخت این دو ساحت شعری پرداخت.
وی در ابتدای جلسه به برخی سئوالات متداول در باب شعر و شاعری توجه نشان داد و در توضیح این مسئله که می‌گویند، شعر گفتن از هرکسی بر نمی‌آید، گفت: «دامن زدن به این بحث‌ها، اغلب کار عوام بوده و آن‌قدر تکرار شده که به باور رسیده است. به همین دلیل، کسانی که شعر می‌گویند، به مطالعه و یادگیری احساس نیاز نمی‌کنند. گاهی شاعرانی را می‌بینیم که ناگهان شعرشان سروصدا می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد، اما پس از چند سال، به این دلیل که اندوخته‌های تجربی‌اش از مطالعه و اندیشه خالی بوده، دوره‌اش تمام می‌شود.»
امینی همچنین افزود: «گرچه نمی‌توانیم شاعران را باهم مقایسه کنیم، ولی شعرهای یک شاعر را می‌توانیم. در واقع شعر هرکس مثل دست خط‌ اوست.»
وی در پاسخ به این سئوال که چطور می‌توان به زبان درست در شعر رسید، گفت: «چیزی در شعر پیش‌اندیشیدنی نیست. مگر کسی می‌تواند تصور کند که اگر عزیزی را از دست دهد، چطور گریه کند؟ به همین طریق هم نمی‌توان فهمید اگر روزی شعر بگوید به چه زبان و بیان و احساسی شعر می‌گوید.»

امینی همچنین در تعریف نقد و منتقد ادبی گفت: «مشکل از جایی ناشی می‌شود که اصطلاحاتی که در یکی از شاخه‌های علم به‌کار می‌رود، ممکن است در زبان روزمره و معمول هم به‌کار برود، ولی با معناهای متفاوت. معنای نقد در حیطه ادبی، ارزیابی اثر است. ارزیابی نه اینکه کسی بیاید و خوب و بدش را بگوید. منتقد واسطه‌ای میان مخاطب و شاعر است و اثر را برای فهم بهتر مخاطب تفسیر می‌کند. آن جا ملتزم به گفتن نکات منفی و مثبت نیست، ولی می‌تواند این کار را هم بکند.»

امینی در ادامه درباره ارتباط دوسویه میان شعر ترکی و فارسی در طول تاریخ سخن گفت. او ضمن اشاره به اهمیت بررسی موشکافانه این ارتباط افزود: «منابع الهام شعری کسانی که ترکی بلد نبودند، به طور ناخودآکاه محدود شده است. گرچه بعضی‌ شاعران مثل مولانا در شعرهایشان به صورت پراکنده از کلمات ترکی استفاده کرده‌اند، ولی ارزش سبک‌شناختی ندارد. از سوی دیگر، مقدار زیادی از ترکیبات اشعار فارسی به همان صورت ترکیبی وارد شعرهای ترکی شده است؛ مثل اشعار نسیمی، ملامحمد فضولی و …. همین‌طور اندیشه‌های غالب و حاکم بر شعر فارسی به ویژه غزل در دوشاخه تعلیم و عرفان روی شعر ترکی تاثیر زیادی گذاشته است. شعر ترکی به یقین در طنز پیشتازتر است و فارسی از شعر ترکی تاثیر گرفته است.»

دبیر علمی جشنواره شعر فجر در انتها، شعرهای کریمی مراغه‌ای را مملو از گونه‌های متنوع شعری دانست و گفت: «در شعرهای میرزا حسین کریمی مراغه‌ای، آمیزه‌ای از همه گونه‌های طنز، عرفانی، تعلیمی، حکمی و ژورنالیستی موج می‌زند.»
امینی دقایق پایانی جلسه‌اش را به پاسخ به سئوالات هنرجویان و شاعران جوان اختصاص داد.

منزوی بزرگ‌ترین اتفاق در غزل معاصر بود

غلامرضا طریقی، شاعر و غزل‌سرای زنجانی که از اساتید و مدعوین این دوره بود در کلاسی که با عنوان «نگاهی به غزل امروز» در بعدازظهر یکشنبه ۲۸ شهریورماه برگزار شد به بررسی اجمالی آثار برخی از غزل‌سرایان معاصر و بیان تفاوت‌های ساختاری و زبانی آن‌ها با یکدیگر پرداخت.

طریقی، اشعار شاعران غزل‌سرای معاصر را از شهریار تا شاعران یک دهه اخیر جامعه ادبی کشور از دو حیث نوآوری و خلاقیت و زبان و ساختار مورد ارزیابی قرار داد و گفت: برای آثار هر شاعری می‌توان با این توجه به این دو پارامتر معدل و میانگینی در نظر گرفت و هر شاعری که از این دو حیث معدل خوبی دریافت کند، ارزش شعری بالاتری دارد و ماندگارتر است. برای مثال، شهریار جسارت زیادی در نوآوری داشت، اما گاهی این نوآوری جواب نداده است. ابتهاج که شاگرد شهریار است، سعی کرده بیش‌تر به اشعار سنتی نزدیک باشد؛ بنابر این مثل بسیاری دیگر در نوآوری خیلی موفق نبوده است. منوچهر نیستانی، شاعری است که منزوی و بهمنی نوع نگاه‌ و تاثیرگذاری‌شان را از او آموخته‌اند.

طریقی با اشاره به زبان روان و سلیس شعر بهمنی، در اظهار نظری شعر منزوی را پایان همه تلاطم‌های ایجاد شده در غزل خواند و افزود: «می‌توان گفت منزوی بزرگ‌ترین اتفاق در غزل معاصر بود.»
طریقی همچنین در پایان جلسه به سئوالات و دغدغه‌های هنرجویان پاسخ داد تا پرونده روز دوم کلاس‌های دوره آموزش شعر کلک خیال بسته شود و شاعران برای شرکت در محفل شعر ترانگیزان غدیر راهی محل برگزاری نمایشگاه کتاب استان آذربایجان غربی واقع در مجتمع فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان شوند.
گفتنی است دوازدهمین محفل شعر ترانگیزان به مناسبت عید سعید غدیر با حضور استاد کریمی مراغه‌ای و جمعی از شاعران صاحب‌نام کشور و استان‌های آذربایجان در شهرستان ارومیه برگزار شد. در این جلسه، پس از خوشامدگویی به شاعران و علاقه‌مندان از سوی مهدی قزلی، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، تعدادی از شاعران جوان در کنار شعرای کهنه‌کار و باتجربه به شعرخوانی پرداختند.

در این محفل، علاوه بر استاد میرزا حسین کریمی مراغه‌ای، دکتر اسماعیل امینی، غلامرضا طریقی، محمد رنجبری، علی شجاعی، سلیمان ‌هاشم‌زاده، امین گنج‌پور، مرضیه انسان‌دوست، محمد صفری، یاسین حاجی‌زاده و … اشعار خود را قرائت کردند.

گفتنی است کنگره ملی نکوداشت استاد کریمی مراغه‌ای، عصر امروز دوشنبه ۲۹ شهریورماه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی در تالار وحدت ارومیه برگزار می‌شود.






نظرات() 

تاریخچه هفت هزار ساله زبان ترکی در آذربایجان

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:33 ب.ظ


به منظور بررسی زبان آذربایجان در طول تاریخ، در ابتدا به بررسی تاریخ اقوام و حكومتهایی كه در آذربایجان بوده‌اند می‌پردازیم. در مورد ملتهایی كه قبلاً در آذربایجان زیسته‌اند می‌توان به سومئرها، ایلامیها، هوری‌ها، آراتتاها، كاسسی‌ها، قوتتی‌ها، لولوبی‌ها، اورارتوها، ایشغوزها (ایسكیت‌ها)، مانناها، گیلزان‌ها، كاسپی‌ها و ... اشاره كرد كه زبان تمامی آنها التصاقی و جزو خانوادة زبانهای تركی بوده.از این میان سومئریها، ایلامیها و هوری‌ها اقوامی بودند كه اولین تمدنها و مدنیّتها را روی زمین بنا نهادند.

با توجه به کتابهای ارزشمند زیادی که در  دنیا وجود دارد  می‌توان به صراحت گفت كه آذربایجان از حدود هفت هزار سال قبل جایگاه تمدنهای نامبرده می‌باشد.در این مورد نیز چند سال قبل یك هیأت باستانشناسی آمریكایی – ایرانی در تپة حسنلو به كشفهای ارزشمندی دست یافتند. رهبر این هیأت (رائبرت دالسون) بعد از تحقیقات فراوان، تاریخ این منطقه را به ده دوره تقسیم كرد كه اولین دوره حدود 6000 سال قبل از میلاد و چهارمین دوره مربوط به 1300 سال قبل از میلاد تا 800 سال قبل از میلاد می‌باشد. كه اولین دوره مربوط به هوریها و آخرین دوره مربوط به مانناها می‌باشد.

1 – جایگاه اصلی هوریها در هزاره 3 و 4 (600 سال قبل) در آذربایجان و مناطقی از قسمتهای شمالی زاگرس و كوههای توروس بود.همچنین از ربع سوم هزارة قبل از میلاد (2400 سال قبل از میلاد) سند نوشته‌ای بدست آمده كه با الفبای اككد و به زبان التصاقی هوری بوده كه این سند متعلق به یكی از پادشاهان هوری بنام تیشاری می‌باشد و نیز نام یكی دیگر از پادشاهان هوریها به نام ساشانار كه در 1450 سال قبل از میلاد حكومت می‌كرده نیز معلوم است.


2 – كاسسی‌ها: درست است كه كاسسی‌ها در آذربایجان نبودند ولی در همسایگی آنها می‌زیستند. و تقریباً 3000 سال قبل از میلاد مابین ایلام و مناطقی از آذربایجان ساكن بودند و به دلیل همزبانی و ارتباط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی تاثیر زیادی در تاریخ آذربایجان داشته‌اند.

3 – قوتتی‌ها در 2800 سال قبل از میلاد و لولوبی‌ها 2500 سال قبل از میلاد در شرق و جنوب دریاچه ارومیه و قزوین و همدان ساكن بوده و حكومت كرده‌اند.

4 – اورارتوها 1000 سال قبل از میلاد در آناتولی و پیرامون دریاچه وان و كوههای زاگرس و اطراف دریاچه ارومیه و شهرهای ماكو و نخجوان امروزی صاحب تمدن بوده‌اند.

5 – در اوایل عصر 19 قبل از میلاد، قبایل مانناها با به هم پیوستن، دولت بزرگی در آذربایجان به وجود آورده و حكومت كرده‌اند.

6 – مادها كه اولادهای قوتتی‌ها و لولوبی‌ها بودند  670 سال قبل از میلاد با اعتلاف با مانناها حكومتی قدرتمند به وجود آوردند كه همدان، اراك، ساوه، زرند، سونقور، كاشان، قم ، قزوین ، زنجان و ... تحت حاكمیت آنها بوده.

واما در مورد زبان، همچنین ارتباط زبانی مادها و سومئرها دیاكونوف در فصل 42 كتاب خود می‌نویسد كه در لیست نامهای شاهان ماد یعنی قوتتی‌ها، به نامهایی بر می‌خوریم كه در لیست نام شاهان سومئر می‌باشد.

از دیگر همسایگان مادها كه همزمان با آنها بوده و زبان هردوی آنها از یك خانواده می‌باشد می‌توان به ایشغوزها اشاره كرد كه در قرنهای 7 و 8 قبل از میلاد در قسمتهایی از آذربایجان زندگی كرده‌اند.

برخلاف آنچه كه امروز شایع شده مادها نوة یك قبیلة منفرد بودند كه به اصطلاح از سایر آریائیها جدا شده و در آذربایجان ساكن شده‌اند و نه به رغم عقیدة شایع، دایر بر اینكه منابع مربوط به تاریخ ماد فوق العاده ناچیز است، منابع آشوری از قرن هفتم تا قرن نهم قبل از میلاد نه تنها برای احیای تاریخ باستان آذربایجان كافی است بلكه جزئیات مهمی را نیز روشن می‌سازد. با تغییر و تحولات در اوضاع سیاسی آنروزگار در آذربایجان، هفت قبیله آذربایجان باستان كه قبلاً جزو اتحادیه ماننا و اورارتووساكایی بودند اتحادیه‌ای تشكیل دادند كه بعدها یونانیان باستان آنها را میدیا آنچه ما، ماد می‌نامیم نامیدند، این قبایل را هرودوت تاریخ نگار یونانی چنین نام می‌برد:
 
2 - پارتلاكئنوی          Parelakenoi
1 - بوآسای                 Bousai
4 -  مغ                     Magai
3 - آستروخات          Stroukhotes
6 -  آری زانتوی        Ariazantoi
5 -  بودیو                Boudioi
 
7 -  ماد                  Mid
 
و نیز مطالعه نامهای شهرها و ولایات ماد نشان می‌دهد كه آنان آریایی نیستند.

بعد از آشنایی با تعدادی از اقوام و حكومتهای آذربایجان، اینك به بررسی نوع زبان آنها می‌پردازیم.

طبق تقسیم بندی متخصصان زبان‌شناس، كل زبانهای موجود در دنیا به سه شاخه تقسیم بندی می‌شود:

1 – زبانهای التصاقی كه تمام زبانهای مربوطه به خانواده زبان تركی در این شاخه قرار دارند.
2 – زبانهای تحلیلی(هندواروپایی) كه از مهمترین زبان این شاخه می‌توان به زبان عربی اشاره كرد ;که زبان فارسی نیز جزو این گروه است.
3 – زبانهای هجایی كه از شاخص‌ترین زبانهای این شاخه نیز می‌توان به زبان چینی اشاره كرد.
حال با توجه به این تقسیم‌بندی و با توجه به اسناد تاریخی و علمی به بررسی نوع زبان اقوام ساكن در آذربایجان می‌پردازیم.

طبق تحقیقات هومئل زبانهای ایلام وسومئر از یك پایه و جزو زبانهای اورال- آلتایی (التصاقی) می‌باشد. زبانهای هوری و لولوبی نیز نه، تحلیلی و نه هجایی بوده، بلكه آنهانیز جزو زبانهای التصاقی می‌باشند.

همچنین طبق نظریه ماراك دئمیكین (آكادئمیكین) زبان كاسسی‌ها، ایلامی‌ها، قوتتی‌ها، مادها و مانناها نیز التصاقی بود.
زبانهای قوتتی‌ها، لولوبی‌ها همانند بوده و با زبانهای اورارتوها و هوری‌ها خویشاوند می‌باشند.

همچنین اپرت باستان شناس فرانسوی نیز بر تركی (التصاقی) آلتایی بودن زبان مادها اشاره می‌كند. در جایی دیگر دیاكونوف می‌نویسد زبان اشكانیان نیز همانند زبان مادها و از خانوادة زبانهای التصاقی بوده كه در صورت مقایسه تحقیقات اپرت و دیاكونوف می‌توان به ترك بودن اشكانیان نیز پی برد.

 بدین ترتیب است كه از 7000 سال تا 2500 سال قبل یعنی مدت 4500 سال به طور مطلق در منطقه جغرافیایی آذربایجان تنها و تنها اقوام التصاقی زبان (ترك) زندگی و حكومت كرده‌اند . همچنین اگر تاریخ بعد از 2500 سال قبل از میلاد را بررسی كنیم باز آذربایجان در بیشتر مقاطع تاریخی مستقل از حكومت‌های دیگر منطقه بوده، به طوریكه در زمان هخامنشیان آذربایجان در مقابل آریاییها سرفرود نیاورده و تا سرنگونی این حكومت، تمام فرهنگها و آداب و سنن و زبان خود را حفظ كرده همچنین در تایید گفتة بالا می‌توان به كشته شدن كورش، شاه هخامنشیان توسط ملكه آذربایجان (تومروس) اشاره كرد.


در زمان سلوكیان نیز كل آذربایجان مستقل از حكومت سلوكیان بوده و اسكندر نتوانست آذربایجان را به تصرف درآورد.در این مورد استرابو جغرافیدان یونانی می‌نویسد: در زمان حمله اسكندر، سرداری بنام آتوروپات آذربایجان را از چنگ اندازی اسكــندر محفوظ نگهداشت.

در زمان ساسانیان نیز آذربایجان مستقل بوده و حتی بعد از شاپور دوم، ساسانیان با هیتی‌ها (هیاطله) پیمان اتحاد بستند تا در شمالغرب  با روم بجنگد.بعد از اسلام نیز تركان اغوز كه شمشیر اسلام نامیده می‌شده‌اند، در آذربایجان حكومت قدرتمندی بنا كرده و  با ملازگرد مبارزه كرده و توسط آلپ ارسلان ضربه سنگینی به آنها واردآوردند. بعد از اغوزها نیز حكومتهایی كه در آذربایجان و گاهی در مناطقی از ایران حكومت می‌كرده‌اند. از جمله غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، اتابكیان، تاتارها، آق‌قویونلوها، قره‌قویونلوها، صفویان، افشاریان و قاجارها تماماً ترك زبان (التصاقی) می‌باشند.

در مورد تركی بودن زبان مردم آذربایجان اسناد و مدارك بسیار زیادی موجود است، مثلاً: دیونیوس پریگت جغرافی‌نگار و شاعر یونانی صدة چهار میلادی ترك زبانان را ساكن اصلی این منطقه می‌داند و نیز محمد عوفی در ذكر خلافت عمربن عبدالعزیز كه از سال 99 تا 101 هجری ادامه داشت، از قیام بیست هزار ترك آذربایجانی سخن می‌گوید.

همچنین اخبار موثّق عبیدبن‌شریعه جرهومی كه شخص معمّر و محترم در دربار اموی بوده در حضور معاویه سخن می‌گوید: (آذربایجان از سرزمین تركان است) و این خبر را طبری و به نقل از او بلعمی و حمزة اصفهانی و ابن اثیر در كتابهای تاریخ بلعمی، تاریخ طبری، تاریخ پیامبران و الكامل گزارش كرده‌اند كه از متون معتبر اسلامی به شمار می‌روند.

از دیگر محققانی كه آذربایجان را به عنوان سرزمین تركها نام می‌برند می‌توان : ژ . اوپر، قرتیز هومئل، ا . م . محمد اوف، ت . حاجی یف، گ . ا . ملیكشویلی، ع . دمیرچی‌زاده، تیمور پیر هاشمی، یامپولسكی، ی . ك . یوسف‌اف، یومینوس ، وروشل گوگازیان. زكی ولید دوغان، پروفسور دكتر محمد تقی زهتابی و دهها محقق و دانشمند را نام برد.

در این میان بهتر است به نظر یامپولسكی نیز اشاره كرد كه می‌گوید: تركها در اطراف دریاچه ارومیه زندگی می‌كنند و آشوریها آنها را توروك türük (یامون توروك به معنی تركهای نیرومند) نام برده‌اند و در سنگ نوشته‌های اورارتوئی هم سخن از قومی بنام توریخی رفته كه در آذربایجان می‌زیستند. (اوایل هزارة قبل از میلاد) و می‌گوید توروكها یا توریخی‌ها همان تركها هستند.

منابع
 
1 – نقدی بر كتاب زبان آذری نوشته دكتر جواد هیئت
2 - نقدی بر كتاب زبان آذری نوشته دكتر جواد هیئت
3 – سلماس در مسیر تاریخ ده هزار ساله – توحید ملك زاده.
4 – تاریخ دیرین تركان ایران – پروفسور دكتر زهتابی و تاریخ ایلام – پی یئر آمیه (ترجمه شیرین بیانی) صفحات 3 ، 50 ، 51 ،60، 66 .
5 – آذربایجان در سیر تاریخ – صفحه 262 – تاریخ دیرین تركان ایران – پرفسور زهتابی .
6 – تاریخ دیرین تركان ایران – پروفسور دكتر زهتابی صفحه 94 .
7 – تاریخ دیرین تركان ایران - پروفسور دكتر زهتابی صفحه95 .
8 – تاریخ ماد- دیاكونوف صفحه 100 .
9 – تاریخ ماد – دیاكونوف صفحه 210 .
10 – تاریخ دیرین تركان ایران- پروفسور دكتر زهتابی.
11 – تاریخ آذربایجان – آ.ن قلی اوف صفحه 17 .
12 – تاریخ دیرین تركان ایران- پروفسور دكتر زهتابی صفحه264 .
13 – زبان تركی و لهجه‌های آن – دكتر جواد هیئت صفحه 25 .
14 – تحقیقات سازمان یونسكو در مورد زبانهای دنیا – هفته نامه امید زنجان چهارشنبه 20 خرداد 78 شماره 286 صفحه 3 .
15 – سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های تركی دكتر جواد هیئت صفحه 21 .
16 – تاریخ ماد – دیاكونوف صفحه 101 .
17 – تاریخ دیرین تركان ایران - پروفسور دكتر زهتابی صفحه254 .
18 – تاریخ ماد – دیاكونوف صفحه 99 – و تاریخ دیرین تركان ایران صفحه 95 .
19 – اشكانیان – دیاكونوف، ترجمه كشاورز صفحه 116 .
20 – ایران باستان – پیرنیا جلد یك صفحه 452 – 449 و تاریخ دیرین تركان ایران – صفحه 637 .
21 – اشكانیان – دیاكونوف صفحه 8 .
22 – تاریخ ارومیه – احمد كاویانپور ص 55 – 54 .
23 – تاریخ اجتماعی ایران – مرتضی راوندی صفحه 616 – 611 .
24 – غیاث اللغات- صفحه 633 .
25 – مروج الذهب- جلد اول صفحه 231 .
26 – تاریخ گزیده حمد ا... مستوفی به اهتمام دكتر عبدالحسین نوابی - موسسه انتشارات امیر كبیر، تهران 1366 صفحه 30 .
27 – روزنامه جام جم – صفحه 7 – پنج‌شنبه 2 خرداد 1381 / سال سوم / شماره 586 .
28 – نشریه بهار – شنبه 24 اردیبهشت 1379.






نظرات() 

شهریار؛ تسخیرگر ملک دل ها

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:25 ب.ظ

shahriar1


یادداشت: محمد امین خوش نیت

آذرقلم:

 با وجودی که سرزمین آذربایجان بیشتر به صفت مبارزه طلبی و استبداد ستیزی شهره است اما شعر و هنر مردمانش همواره چونان تار و پود بر وجود مردمان آذربایجان تنیده شده و هنوز که هنوز است کمتر خانواده ای را می توان یافت که در شب نشینی های دوستانه و فامیلی اش، «بایاتی» و «تاپماجا» و «قوشماجا» خوانده نشود!

هر چند زبان محلی آذربایجان با زبان و گویش ملی تفاوت بسیار دارد ؛ اما این امر نیز هرگز سبب نشده تا این فرهنگ و فولکلور آذربایجان با فرهنگ و فولکلور آذربایجان با فرهنگ و ادبیات ملی کشور افتراق ایجاد شود. آذربایجانی ها در عین حال که در هنرورزی فولکور آذری، ید طولایی دارند در شعر و ادبیات و موسیقی فارسی نیز متبحر هستند. در این زمینه می توان در حوزه شعر از پروین اعتصامی و استاد شهریار نام برد و در عرصه موسیقی، استاد اقبال آذر.

در عین حال، استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی که از او به نام «شهریار ملک سخن» یاد می کنند، بنیانگذار و پرچمدار عرصه ی شعر و ادبیات در سبک نوینی است که بیشتر در قالب «حیدربابایه سلام» تقسیم بندی می شود.

«استاد شهریار تمام فریادهای فروخته ملتی را با زبانی شیوا و ملیح و در قالب گفتگو با کوهی که پیش از این نه ارتفاع فیزیکی داشت و نه ارتفاع معروفیت؛ به تصویر کشیده است. اما بعد از خلق «حیدربابایه سلام» حیدبابای آذربایجانی نیز به اوج شهرت و اعتبار رسید.»

شهریار تنها یک شاعر غزل سرا، یا قصیده سرا نبود. او زبان گویای مردم آذربایجان و آئینه ی احساسات پاک و بی غش آذر به جانان است. آوازه ی بلند شهریار و شعرش و مهمتر از همه سبک نوین شعری شهریار، حتی اکنون بعد از گذشت بیش از دو دهه از درگذشت او، مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و حصار زبان ها و لهجه ها را هم شکسته است.

تا آنجا که ترجمه های غیرآذری «حیدربابایه سلام» و دیگر اشعار نغز و ملیح شهریار، گوش ها، قلب ها و احساسات هر شنونده ی بیگانه را نیز به نشاط و تحرک و واکنش وادار می سازد. اما ملاحت زبان آذری بویژه در شعر شهریار چیز دیگری است و قطعاً کسی که به این زبان آشنا نباشد، نمی تواند احساسات و روحیات شعر شهریار را تمام و کمال درک نماید.

کار شهریار اما به همین جا ختم نمی شود. ارادت او به خاندان اهل بیت و عصمت و طهارت نیز، بسیار گویاتر از آن است که در متون ادبی به دست فراموشی سپرده شود. او به غزل زیبای «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» اوج ارادت خویش به آستان ولایت را یادآور شده و با الهام از آثار حافظ شیراز غزلسرای قرن هشتم، خود را عاجزتر و ناتوان تر از آن می داند که بتواند بر آستان مولا علی(ع) مدح و تمجیدی شایسته تر و برزانده تر بسراید و مدح شایسته تر را به لسان غیب واگذار کرده و نوا در می دهد:

«که لسان غیب بهتر بنوازد این نوا را!»

شعر شهریار، هرگز از ارزش های دینی و ملی نیز خالی نیست، او متبحرانه توانسته است پا به پای انقلاب اسلامی، به تحولات و انقلابات درونی مردم نیز پاسخی در خور دهد.

شعر «یا علی! باز از خدا دستی به همراه بسیج» اوج مهارت شهریار در ارایه تصویری تلفیقی از «مکتب» و «انقلاب» است.

و این گونه است که در بیت بیت اشعار شهریار می توان رگه هایی از خلاقیت، نوآوری آمیخته با احساس و عشق به مام میهن مشاهده کرد.

گواه این گفته را می توان در کلام دکتر مهدی الهی قمشه ای جست و جو کرد استاد که به چند زبان بین المللی تسلط دارد در همایشی که چند سال پیش در دانشگاه تبریز و با هدف بررسی و تحلیل شعر شهریار ترتیب یافته بود چنین ابراز کرد: «هر چند بنده به زبان آذری آذربایجانی تسلط ندارم، و با وجودی که چندین ترجمه ی حیدربابا را مطالعه کرده ام اما احساس می کنم که نمی توانم حال و احساس شهریار و مردم آذربایجان را در این ترجمه ها احساس کنم. به نظرم زبان آذربایجانی به طور اعم و شعر شهریار به طور اخص بسیار غنی تر و فراتر از آن است که بتوان تمام مضامین و مفاهیم مورد نظر سراینده شعر و قوم متعلق به شاعر را درک کرد.»

شهریار با منظومه ی ماندگار حیدربابا که با شاه بیت:

«حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا           سئل لر سولار شاققیلدیوب آخاندا»

شروع می شود؛ به فتح قلوب می پردازد. آنگاه خلعت شهریاری شهر معاصر فارسی را به تن کرده و در غزلسرایی، اشعاری یس همتا و  ماندگار آمیخته با الحان موسیقیایی می سراید تا آنجا که شادروان استاد بنان خواننده شهیر ایرانی و استاند زنده یاد جواد معروفی آهنگساز  بر شعر «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» جاودانه ترین نغمه های احساسی را پیوند می دهد.

خلاصه این که شهریار موفق شد بعد از سال ها و قرن ها ایجاد افتراق و اختلاف بین ملیت آذربایجانی و ایرانی و بیگانگی فرهنگ و ادبیات این دو نسبت به هم، پیوندهای دوستی آنها را بر پایه ی شعر بنیان نهد و پل های وحدت و مودت و ارتباط را بین دو سرزمین جدایی ناپذیر ایران و آذربایجان با پیشینه های قدرتمند از کاخ های استوار فرهگ و شعر و ادبیات موسیقی ایجاد نماید.

شهریار چه در دوران معاصر و چه در سال ها و قرن های آینده، به خاطر تبحر و ذوق هنری اش، شهریار ملک سخن لقب گرفته و افتخار هر آذربایجانی و ایرانی است. او همزمان به فتح قلوب همه ی انسانهای پاک سیرت و نیک سرشتف موفق شده، آنچنان که بنا به گفته ی خویش:

شهریار! تو به شمشیر قلم در همه آفاق               بخدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی!

نام شهریار فرزند نامدار تبریز سال هاست که از مرزهای ایران گذشته و در چهار گوشه ی گیتی هر جا که از ادب فارسی سخنی می رود زبانزد ادیبان و سخن شناسان است.

شهریار که استاد ملک الشعراء بهار او را در شاعری نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار عالم شرق می داند یکی از آخرین پاسداران شعر اصیل فارسی یا آخرین سلطان ملک سخن به شمار می رود.

شعرایی که در کودکی با کوه و جنگ دریا سر و کار داشته و در  آغوش طبیعت ناب پرورش یافته اند می دانند که رویاهای شیرین آن ایام بعدها گنجی را تشکیل می دهند که در دوران نویسندگی همیشه در آستین و در دسترس استفاده است برای شهریار نیز چنین بود از این رو به زادگاه خود  شاید بیش از بسیاری از دوستان کودکی علاقمند بود در آثار خود کم و بیش از موطن خود یاد کرده و هرگز قانع نشده است.

یکی از بزرگترین خدمات شهریار ایجاد تحول در عرصه ی غزل فارسی است جریان پویایی که امروزه با عنوان غزل نو به موازات شعر نو به حیات خود ادامه می دهد و در واقع با غزل های نو آیین استاد شده است از همین روی شهریار را می توان احیاگر غزل فارسی و نیز پدر غزل نو دانست. رویکرد ویژه ای شهریار به غزل باعث شد غزل دیگر باره به عنوان پویاترین گونه ی شعر فارسی جایگاه خود را در اذهان و انظار بازیابد.

شهریار، ضمن خلق ابیات زیبا و پر احساس از تجلیل بزرگان علم و ادب و موسیقی ایران و جهان نیز غافل نمانده است.

تا آنجا که شهریار در مورد استاد ابوالحسن صبا، آهنگساز و موسیقیدان صاحب سبک ایران، او را و ساز هنر آفرینش را مورد تحسین قرار می دهد؛

دلم به ساز تو رقصد که خود چو پیک صبا               پیام یار به صد اهتزاز می گویی

به سوی عرش الهی گشوده ام پر و بال                            بزن که قصه راز و نیاز می گویی

نوای ساز تو خواند ترانه ی توحید                                   حقیقتی به زبان مجاز می گویی

شهریار حتی پا را از این هم فراتر نهاده و در قصیده ای مرگ صبا را از دیدگاه خود مرگ دنیا معرفی می کند:

عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد                              ورنه آتشکده عشق کجا می میرد

صبر کردم به همه داغ عزیزان یارب                              این صبوری نتوانم که صبا می میرد

شهریار در وصف آهنگسازان و موسیقیدانان و نوازندگانی هم که با آنها حشر و نشر داشته ابیاتی را خلق نموده است. او در مورد  قمرالملوک وزیری می گوید:

از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست          آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست

آهسته به گوش فلک از بنده بگویید                            چشمت ندود این همه، یک شب قمر اینجاست

آری قمر آن قمری خوش خوان طبیعت            آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست

و در مورد نوازنده ی برتر تار، استاد مرحوم عبادی می نویسد:

بی تار طرّه های تو مرهم گذار دل                      با زخمه ی صبا و سه تار عبادیم

شب بود و عشق وادی هجران و شهریار                        ماهی نتافت تا شود از مهر هادیم

شهریار هر چند در سبک شعر نوی نیمایی، سروده چندانی ندارد، و هر چند اشعار او بیشتر در سبک های غزل، قصیده و قطعه بوده اما این دلیل نمی شود که او از عرصه ی شعر نو نیز در کنار اشعار کلاسیک و سنتی علاقه وافر داشته است. تجلیل او از نیما یوشیج پدر شعر نوی ایران موید این نکته است:

رفت آن کو پدر شعر نوین ما بود              شعر نو چیست که بالاتر از آن نیما بود

چون یکی صاعقه بر جنگل و کوه و در دشت        همه در پرتو اندیشه ی خود پویا بود

آری آن خوبان دولایز که پویا گسترد                     سال ها رفت که کار من و دل یغما بود

پی تشییع صبا بوده و نیما گویی             ماندن من که به این بی رمقی جان بود

آشنایی و تسلط شهریاز بر سبک های موسیقی اصیل ایرانی و آذربایجانی جای تامل بسیار دارد. شهریار بنا به گفته ی دوستان و خانواده اش ضمن آن که خط زیبایی داشت و از هنر خوشنویسی نیز بهره می برد، در زمینه هنر موسیقی نیز حرف های بسیاری برای گفتن داشت.

غزل «سه تار من» گواهی بر زخمه های تار شهریار است:

نالد به حال زار من امشب سه تار من          این مایه ی نسل شب های تار من

من شهریار ملک سخن بودم و نبود              جز گوهر سرشک، در این شهر، یارمن

شهریار همچنین با ورود به ساحت علم و فلسفه و معرفت، شاهکارهای زیبا و ماندگاری خلق کرده است.

تا آنجا که پیام عبرت آموزش به آلبرت انشتین (دانشمند فیزیک) و اشعار نغز و شیوایش در مورد مولانا و شمس تبریزی(عارف) کمال الملک( نقاش و مینیاتوریست) و ده ها شخصیت برجسته ی علمی و ادبی از او شاعری تمام عیار ساخته است.

ارادت شهریار به وطن و حس وطن دوستی اش نیز زبانزد خاص و عام است. او به ایران عشق می ورزد. اشعار فارسی از مزید علاقه اش به ایران و ایرانی است. در عین حال عشق وافرش به دیار آذربایجان نیز تابلویی زیبا و جاودانه خلق کرده است.

پر می زند با یاد آذربایجان                              خوش  باد وقت مردم آزاد آذربایجان

آزادی ایران زتو آبادی ایران زتو                           آزاد باش ای خطه ی آباد آذربایجان

بر زخم آذربایجان هان شهریار مرهمی                    تا شاد گردانی دل ناشاد آذربایجان

و یا در قصیده ای با عنوان «به پیشگاه آذربایجان عزیزم» آورده است:

روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان              سرتوباشی در میان هر جه که آمد پای جان

ای بلاگردان ایران سینه ی زخمی به پیش          تیرباران بلا باز از تو می جوید نشان

سید محمد حسین، اما علاقه اش به تبریز و مهمانان آن را هم هرگز فراموش نکرده است. ۴ بیت شعر او برای ۴ ورودی شهر تبریز،  هنوز هم ورد زبان هر آذربایجانی و میهمان شیفته تبریز است:

شهر تبریز است و مشکین مرز و بوم                   کوی شمس و کعبه ملای روم

شهر تبریز است و پیر روزگار                               سرگذشت او بهین آموزگار

ساربانا باربگشا زاشتران                                   شهر تبریز است و کوی دلبران

شهر تبریز است و جان قربان جانان می کند     سرمه چشم از غبار کفش مهمان می کند

هر چند شهریار بیشتر با منظومه ی لطیف و ملیح حیدربابا به شهرت رسیده و شهریار بیشتر معروفیت خود را مدیون این مجموعه است اما با این حال برخی از اشعار، قطعات و قصائدش، جایگاهی کمتر از حیدربابا ندارد.

قطعات «خان ننه هایان دا قالدین»، «سهندیه» و «بهجت آباد خاطره سی» و ده ها قطعه دیگر که به زبان آذری سروده و به نظم کشیده شده سیمرغ جان هر انسان عاشق پیشه و شیدایی را به سوی «قاف» خاطره های گذشته و کمال و زیبایی هنر پرواز می دهد.

از زبان آقای روشن ضمیر

حیدربابا آیینه تمام نمای زندگی است اغلب گریه است و گاهی خنده

چه هنری بالاتر از این که شعر حیدربابا را هم عوام می فهمند و هم خواص می پسندند و از شنیدن آن، هم بچه هفت ساله به شور و طرب در می آید و هم پیر هفتاد ساله.

کوتاه سخن: اگر بنا شود که لامارتین را «شاعر دریاچه» نیما را سراینده «افسانه» و حجازی را نگارنده باباکوهی بنامیم به نظر من شهریار را باید شاعر حیدربابا نامید.

حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا

سئللر، سوللر شاققیلدیب آخاندا

قیزلار اونا صف باغلاییب باخاندا

سلام اولسون شوکتیزه ائلیزه

منیم ده بیر آدیم کلسین دیلیزه

ترجمه بند

حیدربابا، به گاه چکاچک رعد و برق

کامواج سیل غرّه و کوبد به صخره فرق

صف بسته دختران، به تماشا شوند غرق

از من درود بر شرف و دودمانتان

باشد که نام من گذرد بر زبانتان





نظرات() 

خزرها

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-07:32 ب.ظ


دریای خزر

نام تاریخیکاسپی، هیرکانی، تبرستان، قزوین، گیلان، آبسکون، کبود، وُئوروکَشَ، فراخ‌کرت، ساری، دیلم، دیلمستان، باب‌الابواب، خراسان، گرگان، مازندران
موقعیت جغرافیایی۴۰° شمالی ۵۱° شرقیمختصات۴۰° شمالی ۵۱° شرقی
مساحت۳۷۰٬۰۰۰ تا ۴۲۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع (با توجه به عوامل متغیر)[۱]
مجموع خطوط ساحلی۶۵۰۰ کیلومتر[۲]
ژرفای بیشینه۱۰۲۵ متر
ژرفای میانگین۱۸۷ متر
کشورهای ساحلیFlag of Iran.svg ایران
Flag of Russia.svg روسیه
Flag of Turkmenistan.svg ترکمنستان
Flag of Kazakhstan.svg قزاقستان
Flag of Azerbaijan.svg جمهوری آذربایجان
گونه جانوریانواع ماهیان خاویاری
منابع مهمذخایر نفت و گاز

.






























۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲](ترکی آذربایجانیXəzər dənizi، روسیКаспийское море، قزاقیКаспий теңізі، ترکمنیHazar deňizi) پهنه‌ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان وقزاقستان محدود می‌شود.

دریای خزر که گاهی بزرگترین دریاچه جهان و گاهی کوچکترین دریای خودکفای کره زمین طبقه‌بندی می‌شود، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی است. طول آن حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۹۶ تا ۴۳۵ کیلومتر است. سطح دریای خزر پائین‌تر از سطح دریاهای آزاد است و اکنون (ابتدای سده بیست‌ویکم) ۲۶٬۵ تا ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریا است. خط ساحلی دریا حدود ۷ هزار کیلومتر، مساحت آن ۳۷۱ تا ۳۸۶ هزار کیلومترمربع و حجم آب آن نیز ۷۸۷۰۰ کیلومترمکعب است. دریای خزر در گذشته بخشی از دریای تتیس بود که اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس متصل می‌کرد. از حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون سال پیش به تدریج راه این دریا ابتدا به اقیانوس آرام و سپس به اقیانوس اطلس بسته شد. قسمت شمالی این دریا بسیار کم‌عمق است به طوری که تنها نیم درصد آب دریا در یک‌چهارم شمالی دریا قرار دارد و عمق آن به طور میانگین کمتر از ۵ متر است. حدود ۱۳۰ رودخانه به این دریا می‌ریزند که اکثر آن‌ها از شمال غربی به دریا می‌پیوندند. بزرگترین آن‌ها رود ولگا است که هر سال به طور میانگین ۲۴۱ کیلومتر مکعب آب را وارد دریای خزر می‌کند. رودهای کورا ۱۳، اترک ۸٫۵، اورال ۸٫۱ و سولاک ۴ کیلومتر مکعب آب را سالانه وارد دریا می‌کنند. طبیعت بسته خزر آن را منزلگاه جانوران و گیاهان منحصربه‌فردی کرده است اما در عین حال موجب شده تا در مقابل آلودگی‌های کشاورزی و صنعتی و نفتی بسیار آسیب‌پذیر باشد. این دریا از نظر منابع نفت و گاز بسیار غنی است و ذخایر نفتی آن حدود ۱۷ تا ۳۵ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. بخشی از نفت دریاچه که از میدان نفتی باکو پایتخت جمهوری آذربایجان برداشت می‌شود از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به سواحل مدیترانه منتقل می‌شود.[۱۳]

از منابع مهم این دریا؛ ذخایر نفت و گاز موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را میتوان نام برد

خزرها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خزرها کنفدراسیونی از اقوام کوچ‌نشین ترک‌زبان و از جداشدگان از خاقانات غربی ترک بودند که در اواخر سده ششم میلادی در شمال دریای خزر و شمال قفقاز یکی از موفق‌ترین دولت‌های اروپای شرقی در قرون وسطی را پایه گذاردند.[۱] آنها همسایهٔ خلیفه‌گری اسلامی و پادشاهی روم شرقی بودند.

هرچند منشاء نام خزر و سرآغاز تاریخ آنان به خوبی دانسته نیست اما با قطعیت می‌توان گفت که خزرها در اصل ساکن شمال قفقاز و بخشی از خاقانات ترکی غرب بودند. آن‌ها در سده ششم میلادی با ایرانیان تماس داشته و در جریان لشکرکشی هراکلیوس امپراتور بیزانس علیه ایرانساسانی وی را یاری رساندند. خزرها در ابتدای سده هفتم از امپراتوری ترکان در شرق خود مستقل شدند اما در میانه‌های همین قرن اعراب مسلمان تا شمال قفقاز پیشروی کرده و از آن پس تا میانه‌های قرن هشتم سلسله‌ای از جنگ‌ها میان این دو قدرت رخ داد. عرب‌ها ابتدا خزرها را در سال ۶۶۱ وادار به تسلیم دربند کردند، اما در سال ۶۸۵ خزرها با یورش مجدد تا جنوب قفقاز پیش رفتند. پس از جنگ‌های متعدد در دهه ۷۲۰ در ارمنستان ناچار به عقب‌نشینی به شمال قفقاز شدند. با این حال پیروزی‌های اولیه آن‌ها اهمیت بسیاری در جلوگیری از گسترش مرزهای شمالی حکومت اعراب به سوی اروپای شرقی داشت. با عقب‌نشینی خزرها به سمت شمال پایتخت خزرستان از سال ۷۳۷ شهر آتیل در نزدیکی دلتای ولگا شد و آن‌ها کوه‌های قفقاز را به عنوان مرز جنوبی خود پذیرفتند.[۲]

آنها همسایهٔ خلیفه‌گری اسلامی و پادشاهی روم شرقی بودند. این‌ها مردمی بودند که به صحراگردی و تاخت و تاز در ممالک همجوار اشتغال داشتند و غالباً به طرف وادی رود کورا می‌آمدند. بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند (یا باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان که برای جلوگیری از حملات خزران ساخته شده‌بود، هنوز پا برجاست.

یک سرباز خزر

خزرستان یک قلمروی چندقومی بود و جمعیت آن بیشتر از آمیزه‌ای از ترک‌تباران، اورالی‌ها، اسلاوها و مردمان قدیم قفقازی (نیاکان گرجی‌ها و چچن‌ها و ...) تشکیل شده‌بود.[۳] در سده دهم میلادی میان سالهای ۹۶۵ و ۹۶۹ این کشور بدست اسلاوهای شرقی (روسهای کیف) به نابودی گرایید.

تاریخ

خاقانات خزرها از ۶۵۰ م. تا ۸۵۰ م. در اوج قدرت

خزرها را می‌توان تا اندازه‌ای با هون‌ها (هونهای زرد) همسان دانست. این تیره کمابیش در سده‌ی ۵ پس از میلاد از بیابان‌های شرقی آسیا و شمال چین برخاسته و به همراه هون‌ها به شمال قفقاز و سرزمین ایران آمده‌اند. به عبارت دیگر این قوم در بین شمال‌غربی این دریا و دریای سیاه سکونت داشتند. خزرها به همراه دیگر اقوام بیابان‌گرد شمال قفقاز، در زمان ساسانیان، بارها و بارها به سرزمین ایران می‌تاختند و پس از حضور کوتاه مدت خود معمولاً به دست سپاه ساسانی از مرزهای ایران بیرون رانده می‌شدند. این قوم هم‍واره با بیزانس بر ضد ایران هم‌پیمان بود.[۴] خزران در زمانخسرو انوشیروان در سده ششم میلادی از بقایای آن‌ها به ناحیه شمال قفقاز آمدند و به‌طور کلی در منطقه بخش وسطا و جنوبی رود ولگا زندگی می‌کردند. آن‌ها در سده ششم میلادی با ایرانیان تماس داشته و در جریان لشکرکشی هراکلیوس امپراتور بیزانس علیه ایران ساسانی وی را یاری رساندند. خزرها در ابتدای سده هفتم از امپراتوری ترکان در شرق خود مستقل شدند اما در میانه‌های همین قرن اعراب مسلمان تا شمال قفقاز پیشروی کرده و از آن پس تا میانه‌های قرن هشتم سلسله‌ای از جنگ‌ها میان این دو قدرت رخ داد. عرب‌ها ابتدا خزرها را در سال ۶۶۱ وادار به تسلیم دربند کردند، اما در سال ۶۸۵ خزرها با یورش مجدد تا جنوب قفقاز پیش رفتند. پس از جنگ‌های متعدد در دهه ۷۲۰ در ارمنستان ناچار به عقب‌نشینی به شمال قفقاز شدند. با این حال پیروزی‌های اولیه آن‌ها اهمیت بسیاری در جلوگیری از گسترش مرزهای شمالی حکومت اعراب به سوی اروپای شرقی داشت. با عقب‌نشینی خزرها به سمت شمال پایتخت خزرستان از سال ۷۳۷ شهر آتیل در نزدیکی دلتای ولگا شد و آن‌ها کوه‌های قفقاز را به عنوان مرز جنوبی خود پذیرفتند.[۵]طبقه حاکم آنان پس از مدتی دین یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند. دیگر شهرهای مهم خزرها در دلتای ولگا سمندر، خزران و در قفقازبلنجر، سمیران و سمبلوت بود.

خاقانات خزرها از اتحاد قبایل گوناگون تشکیل شده بود و در اوج قدرت خود (سده نهم میلادی) شامل غرب قزاقستان کنونی، جنوب روسیه، شرق اوکراین و بخش بزرگی از قفقاز (شاملداغستان، آذربایجان و گرجستان و غیره) و شبه جزیره کریمه می‌شد. خزرها در اکثر موارد متحد امپراتوری بیزانس بر علیه شاهنشاهی ساسانی بوده‌اند. آنها در ایستادگی در برابر حملات اعراببسیار موفق بودند و به احتمال زیاد مانع یورش اعراب به اروپای شرقی شده‌اند.

خزر نام ناحیه یا قوم

در خصوص اینکه خزر نام قوم است یا نام ناحیه و اگر خزر قومیت است نژاد آنها و مذهب و زبان آنها چه بوده‌است؟ در متون کلاسیک فارسی و عربی اختلاف نظر وجود دارد. پرویز ورجاوند در مقاله‌ای تحت عنوان “ دریای مازندران یا خزر” در مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی(شماره ۱۸۸ خرداد ۱۳۸۲) ضمن مخالفت با نام دریای خزر (خزران را یک قوم مهاجم دانسته) و یاد آوری نموده که قبادساسانی توانست قوم خزر را که به خاک ایران زمین وارد شده بودند، را تا آنسوی رودخانه ولگا براند. وی فرمان داد تا شهر دربند و دژ دربند بازسازی شود. این دژ شهر که هنوز نام پهلوی بر خود دارد و در جمهوری داغستان روسیه واقع است شمالی ترین مرزبانی ایران در زمان ساسانیان بوده‌است، بنابر کتیبه پهلوی که بر دیوارهای سنگی این شهر نصب است، دژ دربند به فرمان خسرو انوشیروان، ساخته می‌شود تا جلوی تازش اقوام شمالی گرفته شود و قباد، پسر خسرو انوشیروان، پس از واپس راندن خزرها، در پیروز نامه‌ای که بر سنگ‌های شهر دربند نقش است داستان این پیروزی و فرمانش به بازسازی را نقل کرده‌است. دژ شهر دربند یادگار تات نشینان است و به عنوان میراث معنوی و فرهنگی به ثبت جهانی رسیده‌است. هنوز هم هرچند شمارشان رو به کاهش گذاشته اما مردمان این شهر پهلوی زبان و تات هستند.

برای دکتر پرویز ورجاوند و مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی پاسخی ارسال شد که همان موقع در چند وب سایت و روزنامه مردم سالاری مرداد ۱۳۸۲ و سپس در مجله علمی اقتصادی پیام دریای ۱۳۱-۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳ چاپ شد و به شبهه‌های مخالفان نام دریای خزر پاسخ داده و اختلاف‌های متعدد و متضادی که در روایت‌ها و مکتوبات در مورد خزران وجود دارد را یاد آوری نموده و نوشته‌است. نام دریای خزر در تمام متون فارسی قراردادها (حدود ۲۰ عهدنامه) و ازجمله عهدنامه‌های شاهطهماسب ۱۷۳۲ با پتر کبیر و عهدنامه نادرشاه ۱۷۳۵ (حتی یادداشتها و تفاهم نامه‌های بعد از انقلاب اسلامی) فقط با نامهای بحر خزر، و در لاتین با کاسپین ثبت شده‌است. در مورد دریای شمال ایران اگر چه بیشتر از ۴۰ نام دیگر برای آن بطور موردی مانند گرگان – گیلان - حوض فارس، بحر جیلان، طبرستان، خراسان، خوارزم، کادوس، هیرکان، ساری، تیپر، بحرالاعاجم(عجم‌ها)، و … بکار رفته ولی همواره نام غالب همان کاسپین(متن‌های اروپایی) و خزر(در متن‌های عربی- فارسی - ترکی) در بیشتر متن‌های عربی(عربی شده کسپین) به شکل قزوین و قزبین ثبت شده‌است. .[۶]

علی رغم اینکه در یکی دو کتاب در دوره پهلوی در خصوص خزران و قوم کاسی مطالعاتی انجام شده بود اما اطلاع رسانی نشده بودو بخش دانشگاهی ایران نیز گمان می‌کرد که کاسپین یک واژه بیگانه‌است. و درک دقیقی از سوابق این نام نداشتند.[۷]

زبان

زبان خزری زبانی نابود شده‌است. زبانشناسان زبان خزری را از شاخه‌ی زبان‌های آلتائی و زیرشاخهترکی می‌دانند و برخی دیگر آن را همسان زبان بلغاری باستان و زبان هونی از زیرشاخه زبان‌های ترکی می‌دانند.تنها واژه‌ای که با الفبای اصلی خزری باقی مانده است واژه OKHQURÜM است به معنی می‌خوانم و در ترکی جدید به صورت OKURUM تلفظ می‌شود.

دین

مذهب رسمی حکومت خزرها، دین یهود بوده[۸]. طبقه حاکم آنان یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند. اما بیشینه مردم خزر مسیحی ومسلمان بودند[۹].

نام خزر در امروز

خزرها در زبان‌های گوناگون کوزار، کوزارین، چازاری، کازاری و خازاروئی نامیده شده‌اند. گمان می‌رود این نام از ریشه‌ی آلتایی گز (=گردیدن) و گزر (=گردنده‌ی صحرا) باشد.[۱۰]

نام خزر امروزه غالبا به دریای خزر -دریای واقع در جنوب محل زندگی خزران- اشاره دارد.

یهودی‌های اشکنازی روس خزرها را نیاکان خود می‌دانند ولی از دید گروهی از ژن‌شناسان هرچند یهودیان اشکنازی ژن‌های بسیاری از اروپای شرقی گرفته‌اند، پذیرش اینکه آنها عمدتاً از خزرها هستند بعید است.






نظرات() 

عوارض آفتاب‌سوختگی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:43 ب.ظ

آفتاب سوختگی درمان

آفتاب یکی از مهم‌ترین عوامل محیطی و فیزیکی است که روی پوست افراد اثر می‌گذارد

 

یک متخصص پوست و مو گفت : به افراد توصیه می‌شود در ساعات ۱۰ صبح تا چهار بعدازظهر که شدت آفتاب زیاد است در معرض آن قرار نگیرند.

دکتر رشنو گفت: آفتاب یکی از مهم‌ترین عوامل محیطی و فیزیکی است که روی پوست افراد اثر می‌گذارد.

وی با بیان اینکه ایجاد آفتاب‌سوختگی و کک و مک در فصل تابستان که زاویه آفتاب قائم‌تر و طولانی‌تر است، شدت بیشتری دارد، اضافه کرد: افرادی که به علت‌های خاصی در آفتاب قرار می‌گیرند باید مراقبت‌های بیشتری از پوست داشته باشند.

 

این متخصص پوست و مو با بیان اینکه عوارض فوری و آنی آفتاب‌سوختگی، قرمزی و التهاب و خشکی پوست است که بیشتر در پوست‌های سفید و مایل به سفید بروز می‌کند، افزود: برنزه شدن پوست در افرادی که سبزه‌تر هستند، بروز می‌کند.

 

راه های جلوگیری از آفتاب سوختگی

ایجاد آفتاب‌سوختگی و کک و مک در فصل تابستان ، شدت بیشتری دارد

 

رشنو بیان کرد: ایجاد لک، کک و مک، خال، سرطان‌های پوستی و پیرپوستی از دیگر عوارض قرار گرفتن در زیرنور شدید خورشید است. آفتاب دورنگی روی پوست (لکه‌های روشن و تاریک) ایجاد می‌کند که لکه‌های سفید پوست اصلی و لکه‌های تیره بر اثر آفتاب‌سوختگی است.

وی اضافه کرد: به افراد توصیه می‌شود در ساعات ۱۰ صبح تا ۴ بعدازظهر که شدت آفتاب زیاد است در معرض آن قرار نگیرند و با پوشش فیزیکی(کلاه، چتر، دستکش) و لباس‌های آستین بلند و مناسب بیرون آیند. همچنین نیاز است از کرم‌های ضدآفتاب با دز کافی استفاده شود؛ چراکه محافظ خوبی است به شرطی که افراد زیاد در معرض نور خورشید قرار نگیرند.

این متخصص پوست و مو افزود: افرادی که دارای پوست‌های چرب هستند از ضدآفتاب فاقد چربی و افرادی که دارای پوست‌های خشک هستند از کرم‌های دارای چربی استفاده کنند. برای محافظت از پوست در مقابل نور خورشید نیاز است هر دو ساعت یک‌بار کرم ضدآفتاب استفاده کرد.

رشنو با تاکید بر اینکه چنانچه افرادی عادت به استفاده از کرم‌های آرایشی دارند، نیاز است قبل از استفاده از این کرم‌ها، کرم ضد آفتاب بزنند، گفت: مارک و کشور سازنده کرم‌های ضد آفتاب مورد توجه نیست، بلکه کرم‌هایی که دارای استاندارد و مجوز لازم از وزارت بهداشت بوده مورد تایید هستند.

منبع: سلامت نیوز

 





نظرات() 

جشنواره انگور عامل مهمی در جهت توسعه اورمیه و استان در حوزه گردشگری و سرمایه گذاری

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:29 ب.ظ

جشنواره انگور

به گزارش دورنانیوز ، ناصر رکاب با بیان اینکه چهارمین جشنواره انگور از ۲۳ الی ۳۰ شهریور ماه، همزمان با برداشت این محصول در دهکده ساحلی چی چست ارومیه  برگزار می شود،  اظهار کرد:  وجود پیشینه تاریخی به همراه رتبه برتر آذربایجان غربی در زمینه تولید این محصول مهم به همراه مراحل برداشت و استحصال فرآورده های متنوع از انگور موجب شد تا چهارمین جشنواره انگور با موضوع اقتصاد و سلامتی در ارومیه برگزار شود.

وی نشان دادن نقش انگور در اقتصاد، کشاورزی، گردشگری، صنعت و کارآفرینی، ارائه طرح ها ی توجیهی فنی و اقتصادی کشت صنعتی انگور، جذب سرمایه گذاران  داخلی و خارجی  در جهت توسعه صنعت انگور و جذب گردشگر، حفظ و نشان دادن آداب و رسوم منطقه به گردشگران داخلی و خارجی و شناساندن انواع گونه های انگور را از اهداف شاخص جشنوار انگور عنوان کرد.

مدیر روابط عمومی شهرداری ارومیه جشنواره انگور را در توسعه شهر ارومیه و استان در حوزه  گردشگری و سرمایه گذاری صنایع تبدیلی کشاورزی مهم عنوان کرد و گفت:  جشنواره انگور و جشنواره های مشابه فرصت بسیار مناسبی برای معرفی توانمندی های استان در زمینه های مختلف است .

رکاب در ادامه با اشاره به حضور سرمایه گذاران، گردشگران و مقامات شهری کشورهای همجوار استان آذربایجان غربی، تاکید کرد: در چهارمین جشنواره انگور در جهت معرفی توانمندی های شهر ارومیه به منظور توسعه آن شاهد حضور میهمانان خارجی در طول جشنواره خواهیم بود.

وی با اشاره به انعکاس رسانه ای چهارمین جشنواره انگور در رسانه های محلی، ملی و بین المللی بیان کرد:  در چهارمین جشنواره انگور از ظرفیت شبکه جهانی جام جم، مستند و تهران برای انعکاس اخبار جشنواره در سطح فرا ملی بهره خواهیم برد.

رکاب افزود: همچنین از تمامی ظرفیت های مطبوعات استان و کشور در جهت  پوشش اخبار جشنواره استفاده می شود.

وی  با بیان اینکه بسترهای لازم برای معرفی صنایع دستی  استان  و کشور در محل جشنواره فراهم شده است،  اظهار داشت:  بیش از ۸۰ غرفه صنایع دستی در محل جشنواره  حضور خواهند داشت و همچنین در طول جشنواره انگور،  سومین جشنواره ملی صنایع دستی کشورنیز  برگزار می شود.

رکاب با اعلام اینکه در چهارمین جشنواره انگور برای معرفی انگور و مشتقات آن برنامه‌هایی از قبیل تهیه شیره انگور، کشمش، سبزه، سرکه، «پولوش و میلاخ» نمایش داده می‌شود، اظهار کرد:  توزیع کتابچه های معرفی ارقام انگورارومیه ، توزیع کتابچه نحوه کاشت و برداشت انگور، توزیع بروشورهای «انگور یک میوه بهشتی» و آشنایی شهروندان با خواص درمانی آن از جمله برنامه ها در راستای معرفی انگور است .

وی از عرضه میوه و مشتقات انگور با تخفیف ویژه در این جشنواره خبر داد و بیان کرد: تورهای ارومیه‌گردی و استان‌گردی به صورت صد درصد رایگان و به ویژه تور های بازدید از باغات نمونه شهر ارومیه و همچنین نحوه باغداری و آشنایی با درخت انگور از دیگر برنامه های جانبی  این جشنواره است.

رکاب معرفی غذا های سنتی ارومیه بر گرفته شده از انگور،  مسابقه پرواز بادبادک ها،  مسابقه جملات زیبا با انگور و شعر انگور،  جشنواره عکس انگور،  مسابقه عکس سلفی ، برنامه هایی جهت ترویج فرهنگ ایثار وشهادت ، فرهنگ  شهروندی،  حجاب و عفاف و  برنامه های بازیافت زباله و اجرای  بازی های محلی  را از جمله برنامه ها  در طول جشنواره عنوان کرد.

مدیر اجرایی چهارمین جشنواره انگور با اشاره به ایجاد شور و نشاط اجتماعی در محل جشنواره  بیان کرد:  در طول برگزاری این جشنواره شاهد اجرای برنامه ی متنوع شاد و تفریحی  با حضور هنرمندان و خوانندگان نامی کشور و استان خواهیم بود .

وی باپیش بینی اینکه امسال جشنواه با  استقبال  گسترده تری نسبت به سال گذشته  برگزار می شود، ابراز امیدواری کرد: امسال با برگزاری چهارمین جشنواه انگور گامهای اساسی را  در راستای معرفی ظرفیت های ارومیه ، برند سازی انگور، مطرح کردن  ارومیه به عنوان باغ شهر کشور و همچنین توسعه صنعت گردشگری،  رونق اقتصادی و اشتغال   خواهیم برداشت.

مدیر اجرایی چهارمین جشنواره انگور با بیان اینکه سرویس ایاب و ذهاب برای شهروندان برای رفت و آمد به محل برگزاری جشنواره در دهکده ساحلی چی چست دایر میشود، اظهار کرد: تمامی اتوبوس ها به صورت رایگان در میدان انقلاب شهر ارومیه برای جابه جایی شهروندان و گردشگران مستقر خواهند شد و همچنین پارکینگ هایی در محوطه تعبیه شده است .

وی از تمام شهروندان در خواست کرد برای هر چه بهتر برگزار شدن چهارمین جشنواره انگور نظرات و پیشنهادات خود را با دبیرخانه چهارمین جشنواره انگور و اقع در میدان انقلاب- روابط عمومی و امور بین الملل  شهرداری ارومیه و یا شماره تماس  ۳۳۴۳۱۲۰۸ در میان بگذارند.





نظرات() 

مسئولیت حرام‌خواری‌ها به‌عهده نوبخت هم هست/ اگر اهمال او نبود، آیا این بی‌شرمی‌ها رخ می‌داد؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:23 ب.ظ

احمد توکلی:
توکلی می‌گوید بعد از تلاش نوبخت برای تطهیر خائنان سکوت را جایز ندانسته است.
صراط: احمد توکلی با بیان اینکه نوبخت هم باید تعقیب شود، نوشت: اگر تلاش آقای نوبخت برای تطهیر خائنان نبود، بنا نداشتم از این مقوله سخن بگویم، ولی چون با این رفتار جفاکاری در حق ارزش‌های انقلاب اسلامی را دوچندان می‌بینم سکوت را جایز ندانستم.

احمد توکلی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز دیده‌بان شفافیت و عدالت، در کانال تلگرامی خود نوشت: پس از مطلب مورخ ششم مرداد تحت عنوان «برعکس نهند نام زنگی کافور» قصد نداشتم درباره حرام‌خواری مدیران قانون‌شکن و بی‌آزرم فعلاً چیزی بنویسم، ولی موضع صریح و محکم رهبر بصیر و دلسوز و همچنین مطالبی که از آقای روحانی و آقای نوبخت در رسانه‌ها نقل شده است انگیزه تازه‌ای فراهم ساخت.

رهبر انقلاب در ملاقات هیئت دولت در سوم شهریور چنین فرمودند: «نشان بدهید که عزم راسخ دارید که با این قضیّه برخورد کنید و جلویش را بگیرید و اجازه ندهید؛ این را نشان بدهید به مردم. به‌هرحال این نکته [مهمی] است.
به‌نظر من برای متخلّف‌ اصلاً نباید عذر تراشید؛ برخورد هم بایستی قاطع باشد؛ مخصوص قوه مجریه هم نیست. در همه قوا و در همه سازمان‌ها، همین معنا ساری و جاری است؛ همه بایستی این را رعایت بکنند».

روز دوم شهریور در جلسه شورای انقلاب فرهنگی، آقای نوبخت حرف‌های نادرست خود در مراسم معارفه رئیس جدید صندوق توسعه درباره ذخایر انقلاب و امانت‌داران بزرگ را به‌زبان دیگری تکرار کرد. ولی آقای روحانی حرف منصفانه‌تری زد: «مسئله فیش‌های نامتعارف تنها مسئله ما نیست و دیگر قوا در این مسئله دخیل هستند... به‌طورقطع در این زمینه بی‌انصافی و بداخلاقی صورت گرفته است، برفرض که شما اجازه هم داشته باشید، این موضوع حد، قاعده و ظرفی دارد و هرچه که خواستی نمی‌توانی برداری و ما تأیید می‌کنیم که بی‌قانونی‌هایی هم در این زمینه صورت گرفته است... . در این مسئله یک غفلت همگانی اتفاق افتاده است».

آقای روحانی می‌توانست از این تهدید یک فرصت تاریخی برای نجات کشور بسازد تا ایران و اسلام را از چنبره فساد ناشی از پیوند قدرت و ثروت برهاند و نام خویش را به‌نیکی در زمین و آسمان ثبت کند، متأسفانه تا امروز نکرده است؛ ولی هنوز فرصت باقی است. یکی از کسانی که به‌نص قانون مسئول است و باید در دادگاه پاسخگو باشد، آقای دکتر نوبخت است. اگر تلاش آقای نوبخت برای تطهیر خائنان نبود، من بنا نداشتم از این مقوله سخن بگویم. ولی چون با این رفتار جفاکاری در حق ارزش‌های انقلاب اسلامی را دوچندان می‌بینم سکوت را جایز ندانستم. از میان دلایل متعدد، فقط ذکر یک دلیل کافی است:

در ماده 74 قانون مدیریت خدمات کشوری «کلیه‌ دستگاه‌های اجرایی اعم از این‌که مشمول مقررات این قانون باشند یا نباشند» مکلف شده‌اند پیش از تصمیم برای هر نوع پرداخت جدیدی، تأیید شورای حقوق و دستمزد را کسب کنند؛ یعنی هر دستگاهی، بدون هیچ استثنایی، با هر قانون و مقررات مالی و اداری، تنها با موافقت شورای حقوق و دستمزد اجازه افزایش پرداخت به کارکنانشان را دارند. در تبصره ذیل همین ماده آمده است: «هیئت وزیران و سایر مراجعی که اختیار تنظیم مقررات پرداخت دارند، موظف‌اند قبل از هرگونه تصمیم‌گیری نظر موافق این شورا را اخذ نمایند.»، علاوه بر این موافقت، تصمیم تنها «پس از تأیید رئیس‌جمهور قابل‌اجراست»؛ یعنی حتی هیئت دولت نیز اجازه ندارد بدون آن‌که موافقت این شورا را به دست آورد تصمیم به افزایش پرداخت بگیرد. بعد از اتخاذ تصمیم نیز، تأیید رئیس‌جمهور را لازم دارد تا قابل‌اجرا گردد و هیچ استثنایی وجود ندارد.

بنا بر گزارش رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس، شورای حقوق و دستمزد از آغاز به کار دولت فعلی تا ماه‌های اخیر، سه سال متوالی، تشکیل نشده بود؛ بنابراین:

1. هیچ‌یک از موارد دریافت‌های نجومی موافقت شورای حقوق و دستمزد و تأیید رئیس‌جمهور را نداشته‌اند، پس همه آن‌ها غیرقانونی و نامشروع هستند.

2. مسئولیت این حرام‌خواری علاوه بر وزرا و رؤسای دستگاه‌ها، به‌عهده آقای نوبخت هم قرار دارد؛ زیرا چه‌ کاری به‌خلاف قانون انجام شود و چه وظیفه‌ای قانونی ایفا نگردد، در هردو صورت قانون نقض شده است.
ماده 598 قانون مجازات اسلامی تکلیف مدیران حرام‌خواری را که با تصرف غیرمجاز، اموال عمومی را تضییع کرده‌اند معلوم کرده است. همچنین تکلیف آقای دکتر نوبخت را نیز که اهمالش در انجام وظیفه قانونی، جرم را ممکن ساخته، روشن شده است. ماده 598 قانون مجازات اسلامی برای جرم استفاده غیرمجاز از اموال عمومی، البته به‌شرط آن‌که برای نفع خود و دیگران نبوده باشد، چهار مجازات تعیین کرده است:
1) استرداد مبلغ،
2) جبران خسارت وارده،
3) پرداخت اجرت‌المثل و
4) 74 ضربه تازیانه!
و اگر خودش از آن منتفع شده باشد بر مجازات‌های مذکور، جزای نقدی معادل مبلغ انتفاعی نیز اضافه می‌شود. در ذیل همین ماده آمده است: «... همچنین است درصورتی که به‌علت اهمال یا تفریط موجب تضییع اموال و وجوه دولتی گردد».

اگر آقای نوبخت در انجام وظیفه قانونی خویش اهمال نمی‌کرد و شورای حقوق و دستمزد مرتباً تشکیل می‌شد آیا این بی‌شرمی‌ها رخ می‌داد؟
برچسب ها: صراط ، حرام خواری ، نوبخت




نظرات() 

وکلا برای پرونده طلاق چقدر پول می‌گیرند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:15 ب.ظ

وکلا با توجه به نام و شهرتشان حق‌الوکاله‌های متفاوتی می‌گیرند، اما با پرس‌وجو از چند وکیل می‌توان قیمت تقریبی پرونده‌های طلاق را به دست آورد.

download پرونده طلاق

به گزارش جمهوریت،  آنچه برای وکلا مهم است توافقی بودن یا یکطرفه بودن پرونده طلاق است ؛ چراکه بی‌دردسرترین شیوه طلاق توافقی است که دست‌کم بین یک تا دو هفته زمان می‌برد.

قیمت این نوع طلاق هم معمولا از یک میلیون تا ده میلیون تومان گزارش شده است، اما وکلا برای طلاق‌های یکطرفه قیمت بالاتری پیشنهاد می‌کنند، در این بین پرونده‌هایی که زوجه تقاضای طلاق را مطرح می‌کند هزینه بیشتری دارند. قیمت این نوع طلاق نیز از شش تا 20 میلیون تومان برآورد می‌شود.





نظرات() 

دومین زن روستایی میلیاردر معرفی شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:12 ب.ظ

بار دیگر از کارت بازرگانی فردی که آن را اجاره داد بود،‌ سوءاستفاده شد؛ این بار واردات 115 میلیون دلار کالا به نام یک زن روستایی ثبت شده است.

download کارت بازرگانی
به گزارش جمهوریت؛ با استفاده از کارت بازرگانی یک زن روستایی 115 میلیون دلار (معادل بیش از 402 میلیارد تومان با احتساب هر دلار سه هزار و 500) کالا وارد کشور شده است. گمرک پس از بررسی اطلاعات، این زن روستایی را احضار کرده و از او درباره این واردات سؤال کرده است. زن روستایی در پاسخ اظهار بی‌اطلاعی کرده و وقتی مبلغی را که واردات به نام او انجام شده، به او گفته‌اند، از هوش رفته است. بر این اساس، این زن مدعی شده که فقط سه میلیون تومان پول به او داده شده است. در ازای این مبلغ، کارت بازرگانی که به نام او گرفته شده برای وارد کردن حجم قابل توجهی کالا مورد استفاده قرار گرفته است.


روز دوشنبه هشتم شهریورماه نیز ابوالقاسم یوسفی‌نژاد، مدیرکل گمرکات مازندران با اعلام یک مورد مشابه دیگر، از ضبط ۷۰۰ دستگاه پورشه، بنز و آزرا در نوشهر که با کارت بازرگانی اجاره‌ای یک زن روستایی وارد شده بودند خبرداد. آن طور که سایت‌های خبری گزارش دادند، او با اعلام این خبر گفت: متاسفانه گاه سوء استفاده از کارت‌های بازرگانی و اجاره‌ای شیوه ای متداول برای ترخیص کالا در گمرکات شده که با اجرایی شدن سامانه تجارت الکترونیکی گمرک نسبت به شناسایی کارت‌های اجاره بازرگانی اقدام شده است. 

او افزود: در یک مورد با سوء استفاده از وکالت و صدور کارت بازرگانی به نام یک زن روستایی که زندگی کاملا فقیرانه داشته، مبادرت به واردات حدود ۷۰۰ خودروی از نوع پورشه، بنز و آزرا در گمرک نوشهر می‌کنند که به هیچ وجه این زن روستایی خبر از واردات خودرو نداشته است. در مورد دیگر نیز کارت بازرگانی اجاره‌ای به نام یک فرد نوشهری که به عنوان شاطر نانوا و تخلیه‌کننده آرد بوده، ۲۲ میلیارد تومان کالا وارد شده که اصلا این فرد خبر از کارت بازرگانی نداشته است.

کارشناسان معتقدند چنین سوء استفاده‌هایی در بیشتر مواقع از افراد کم اطلاع صورت می‌گیرد؛ کسانی که چون از ماهیت این گونه اعمال آگاهی ندارند، به‌راحتی می‌پذیرند که با دریافت سه - چهار میلیون تومان، کارت بازرگانی را که به نام‌شان صادر شده، اجاره بدهند. 

در همین زمینه یک منبع آگاه در سازمان امور مالیاتی اعلام کرده است که در حال حاضر رقم بدهی مالیاتی از کارت‌های بازرگانی به مبلغ هشت هزار میلیارد تومان رسیده است.




نظرات() 

بی‌تدبیری درنصب وارونه پرچم ایران+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:09 ب.ظ

برگزارکنندگان مراسم افتتاح خانه کشتی جهان پهلوان تختی در صومعه‌سرا با بی‌تدبیری پرچم ایران را وارونه نصب کردند.

download صومعه‌سرا

به گزارش جمهوریت، مراسم افتتاح خانه کشتی جهان پهلوان تختی در این شهرستان امروز با حضور مسؤولان استانی از جمله مدیرکل ورزش و جوانان گیلان، رئیس هیأت کشتی استان، فرماندار صومعه‌سرا، دلخوش نماینده مردم صومعه‌سرا و... افتتاح شد.

آنچه در مراسم افتتاح خانه کشتی جهان پهلوان تختی صومعه‌سرا از دیدگان حاضران پنهان نماند، نصب پرچم مقدس سه رنگ ایران است که در این مراسم برعکس نصب شده بود.

از دست‌اندرکاران مراسم مذکور در صومعه‌سرا بعید بود که نسبت به نصب پرچم ایران تا این اندازه سهل‌انگار باشند که بخواهند رنگ قرمز را بالا بگذارند و سبز را پایین.

منبع: فارس





نظرات() 

امام جماعتی که وسط نماز فرار کرد+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:08 ب.ظ

مسیب همشهری مجید بود و خیلی با هم انس و الفت داشتند. مجید یادش می رود که سر نماز است و نباید به چیز دیگری مشغول باشد، به مسیب می گوید عه عه مسیب تو اینجا چیکار می کنی؟!

download نفر دوم نشسته از راست چفیه بر گردن مجید خیری، موقعیت چوئیبده قبل از والفجر هشت و نفر دوم ایستاده از راست حاج محمد سوداگر
 محمد نیک نفس از رزمندگان آذربایجانی و از ایثارگران لشکر ۳۱ عاشورا، خاطره جالبی از یک نماز جماعت در یک ایستگاه صلواتی را اینگونه برای ما تعریف می کند:

یادی کنیم از رزمنده مرحوم «مجید خیری»؛ دوستانی که ایشان را در جبهه دیده بودند وقتی اسمشان را می برم تمام ادا و اطوارهای این رزمنده که هم اینک به رحمت خدا رفته و ان شاءالله با شهدا محشور شود، جلوی چشمشان مجسم می شود.

مرحوم «مجید خیری» اندکی حواسش ناجمع بود و به قول امروزی ها آنرمال بود. از هیچ کس ترس و ابایی نداشت، نه از خودی ها و نه از عراقی ها، ولی به حاج محمد سوداگر ارادت ویژه ای داشت و از ایشان بسان برادر بزرگتر حساب می برد.

می خواهم خاطره ای از او در ایستگاه صلواتی را که از زبان خودش شنیدم و سایر دوستان مراغه ای نیز که شاهد ماجرا بودند، بعدا این ماجرا را تایید کردند، تعریف کنم.

در ایستگاه صلواتی نزدیک اهواز موقع ظهر شده و برادران رزمنده حاضر در حسینیه دنبال فردی می گردند که نماز را به امامت او اقامه کنند. معمول بود که در چنین جاهایی از برادران رزمنده ای که طلبه بودند و یا از رزمندگان مخلص دیگر بعنوان امام جماعت استفاده می کردند. چشم بچه ها از میان آن همه جماعت رزمنده، به مجید خیری می افتد که کلاه مشکی شیخ مآبی بر سر گذاشته و ریش پرپشتی دارد و در گوشه ای از حسینیه نشسته...
در اینگونه ایستگاه های صلواتی نیروهای رزمنده تمامی لشکرهای موجود در منطقه می آمدند و شربتی می خوردند و نفسی تازه می کردند و می رفتند. بر و بچه هایی که شناختی با مجید نداشتند از او دعوت می کنند که امامت جماعت را برعهده گرفته و نماز را بخواند.

ایشان هم با صلواتی از جمع رزمنده ها بلند شده و بدون تعارف جلوی صفوف نمازگزاران می رود تا نماز را اقامه کند. مجید لکنت زبان بخصوصی داشت و با آن گرفتگی زبانش و ادای عجیب غریب کلمات، اقامه را می خواند، همه بلند می شوند و پشت سر او صف ها را منظم می کنند و ایشان تکبیره الاحرام را گفته و نماز را شروع می کند.

رکعت اول را می خواند. می گفت آنچنان جوگیر شده بودم که دور و برم را نمی دیدم چون تا بحال در جایی امام جماعت را تجربه نکرده بودم و این بار اولم بود که امام جماعت می شدم. رکعت دوم را هم تا قنوت ادامه داده و دستانش را که برای قنوت بالا می برد چشمش به مسیب فرزند طیب خیراللهی می افتد که میکروفون بدست جلوی مجید خیری مکبری می کند.

مسیب همشهری مجید بود و خیلی با هم انس و الفت داشتند. مجید یادش می رود که سر نماز است و نباید به چیز دیگری مشغول باشد، به مسیب می گوید عه عه مسیب تو اینجا چیکار می کنی؟! مسیب اشاره می کند که نمازت را ادامه بده و مجید یهو متوجه می شود که سوتی بزرگی داده است. قنوت را ادامه می دهد تا رکوع رکعت دوم. مجید گفت که وقتی رکوع رفتم سعی می کردم در آنحال از میان جفت پاهایم صفوف نماز پشت سرم را دید بزنم که نکند بچه ها متوجه سوتی من شده و نماز را ترک کنند!

از رکوع بلند شده و سجده اول را تمام کرده و در سجده دوم بلافاصله بلند شده و در حالی که جماعت در حال سجده هستند به مسیب اشاره می کند که صدایش را درنیار و بدون تشهد و سلام آنجا را ترک می کند و آن جماعت بی خبر از همه جا را در حال سجده جا می گذارد.

متاسفانه این قسمت خاطره درست یادم نیست که مسیب هم همراه ایشان آن جمع را در سجده رها کرده رفته یا نه...
منبع: مشرق




نظرات() 

آغاز بارندگی در نیمه شمالی کشور

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:02 ب.ظ

با نفوذ توده هوای خنک در نیمه شمالی کشور، از روز پنجشنبه تا روز شنبه هفته آینده علاوه بر ابرناکی و بارش باران، وزش باد و کاهش محسوس دما در این مناطق پیش‌بینی می‌شود، این کاهش دما در سواحل شمالی ۷ تا ۱۲ درجه، در شمال‌غرب ۵ تا ۷ درجه و با قدری تأخیر در شمال‌شرق ۵ تا ۷ درجه خواهد بود.

به گزارش جمهوریت، براساس تحلیل آخرین نقشه‌های پیش‌یابی هواشناسی در ۳ روز آینده در مناطقی از استان‌های شمال‌غرب، سواحل دریای خزر، ارتفاعات البرز مرکزی و به تدریج شمال‌شرق کشور در ساعات بعد از ظهر بارش باران گاهی رعد و برق و وزش باد رخ خواهد داد.

انتظار می‌رود، بعد از ظهر امروز و فردا افزایش نسبی دما در نیمه شمالی کشور رخ دهد که به دنبال آن با نفوذ توده هوای خنک به این مناطق از روز پنجشنبه تا روز شنبه هفته آینده علاوه بر ابرناکی و بارش باران، وزش باد و کاهش محسوس دما در این مناطق پیش‌بینی می‌شود؛ این کاهش دما در سواحل شمالی ۷ تا ۱۲ درجه، در شمال‌غرب ۵ تا ۷ درجه و با قدری تأخیر در شمال‌شرق ۵ تا ۷ درجه خواهد بود.

شدت بارش‌ها روز پنج‌شنبه در استان‌های گیلان، مازندران و گلستان و روز جمعه علاوه بر مناطق فوق در استان خراسان شمالی خواهد بود.

در ۳ روز آینده در برخی نقاط شرق و جنوب شرق کشور در برخی ساعات وزش باد و در برخی نقاط گرد و خاک مهمترین پدیده جوی خواهد بود؛ همچنین در جنوب غرب و غرب کشور نیز در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه وزش باد و گرد و خاک دور از انتظار نیست در ضمن روزهای پنج‌شنبه و جمعه دریای خزر مواج خواهد بود.

‌طبق اخطاریه سازمان هواشناسی، تصاویر ماهواره‌ رشد ابرهای جوششی را در شمال خراسان شمالی، شمال غرب خراسان رضوی، ارتفاعات جنوبی و جنگل گلستان نشان می‌دهد؛ باتوجه به تحلیل شرایط هواشناسی به تدریج طی ساعات آینده تا اوایل شب رگبار و رعدوبرق، وزش باد شدید موقت، صاعقه و احتمال سیلابی شدن مسیل‌ها در مناطق یاد شده پیش‌بینی می‌شود، از این‌رو توصیه می‌شود اقدامات لازم برای اجتناب یا کاهش خسارت به عمل آید.

آسمان تهران طی ۲ روز آینده صاف تا کمی ابری گاهی همراه با وزش باد پیش‌بینی می‌شود؛ بیشینه و کمینه دما فردا در تهران ۳۵ و ۲۵ خواهد بود.

روز آینده اهواز با دمای ۴۸ درجه بالای صفر و پس از آن قم و بندرعباس با دمای ۴۰ درجه بالای صفر گرمترین شهرهای کشور و شهرکرد با دمای ۱۱ درجه بالای صفر و کرمان با دمای ۱۲ درجه بالای صفر خنک‌ترین شهرهای کشور خواهد بود.




نظرات() 

حضرتی به پزشکیان:هیات‌رییسه به‌خاطر برخورد نماینده ارومیه با خبرنگار عذرخواهی کند

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:57 ب.ظ

آذرقلم: نماینده فراکسیون امید مجلس در تذکری با اشاره به درگیری نماینده ارومیه با خبرنگار یک روزنامه در مجلس گفت: هیات رئیسه باید از خبرنگاران معذرت‌خواهی کند.

به گزارش آذرقلم به نقل از خبرآنلاین، الیاس حضرتی با تکیه به ماده ۸۰ آیین نامه داخلی مجلس گفت: نمایندگان براساس مسئولیت نمایندگی،‌متعهد و مستلزم به حفظ حیثیت مجلس هستند و در صورتی که رعایت نکنند باید با تذکر شفاهی و اخطار در جلسه علنی و حتی احضار و توبیخ از سوی هیئت رئیسه روبرو شوند.

وی افزود:روز یکشنبه حادثه وحشتناکی در لابی مجلس اتفاق افتاد، من خطابم به نماینده‌های مجلس نیست بلکه خطابم به هیات رئیسه است که باید از خبرنگاران معذرت‌خواهی کند.

مسعود پزشکیان نایب رییس دوم مجلس که مسئولیت اداره جلسه علنی را برعهده داشت، با قطع صحبت‌ حضرتی گفت: این بحث مربوط به دستور نیست، به شما اجازه خواهیم داد که بعدا در این مورد حرف بزنید.






نظرات() 

رمز گشایی از جعبه سیاه ماجرای درگیری قاضی پور و خبرنگار ایران!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:49 ب.ظ



یادداشت روز: جهانبخش احمدیان

جهانبخش احمدیان

آذرقلم: روز گذشته خبری تحت عنوان ضرب و شتم خبرنگار روزنامه ایران توسط نماینده اورمیه نادر قاضی پور به سرعت در فضای مجازی پخش شد و متعاقب آن گمانه زنی افراد و خبرگزاریها درباره چند و چون این واقعه و همچنین روایتهای متفاوتی که از سوی برخی از خبرنگاران و شخص آقای قاضی پور و خبرنگار مذکور مطرح شد که تماما ضد و نقیض همدیگر بودند .


ماجرا از آنجا آغاز شده است که خبرنگار روزنامه ایران خواسته بود مصاحبه ای را درباره فراکسیون ترک زبانان مجلس با آقای قاضی پور ترتیب بدهد و اینکه چه سوال و جوابی بین این دو نفر مطرح شده است و چرا سرانجام این مصاحبه به قول خبرنگار مذکور به ضرب و شتم وی منجر شده است ، بر ما پ.شیده است . اما آن چیزی که مسجل و عیان است ، این است که شرایط مناسبی در این مصاحبه و سوالات و جوابهای این دو نفر حاکم نبوده است . هر دو نفر روایت متفاوت خود را دارند که هیچگاه نمی تواند مبنایی برای قضاوت افکار عمومی باشد .
زیاد طول نکشید که جعبه سیاه این ماجرا و محتوای آن نیز منتشر شد . ولی در انتشار محتوای این جعبه سیاه یعنی فایل صوتی مصاحبه زیرکی خاصی به کار گرفته شده بود که هر شنونده ای را مجاب می کرد تا آقای قاضی پور را مقصر اصلی این ماجرا بداند ،اما بررسی دقیق این فایل صوتی نشان از عدم صداقت و عدم رعایت اصل امانتداری آن دارد . یعنی یه جورایی ناشیانه فایل صوتی مذکور را بصورت نصفه و نیمه منتشر کرده اند و آن قسمت از فایل صوتی را که متعلق به پرسشهای مصاحبه گر یعنی خبرنگار روزنامه ایران است ، از فایل اصلی بریده اند و فایل صوتی منتشر شده، حکایت از مباحثه دو طرف درباره جنگ تحمیلی و مذهب تشیع دارد که ناگهان با صدای هیاهوی افراد حاضر در سالن پایان می یابد . اینکه خبرنگار مذکور چه چیزی پرسیده است ، و با چه لحنی پرسیده است که اینچنین واکنش قاضی پور را برانگیخته، معلوم نیست .
البته قصدمان دفاع و یا حمایت از اقدام نماینده اورمیه آقای قاضی پور نیست و علاوه بر این معتقدیم که هر گونه برخورد فیزیکی و قهرآمیز و بی احترامی نسبت به قشر زحمتکش جامعه در عرصه اطلاع رسانی محکوم بوده و نمایندگان ما در مجلس و دولت بایستی در نحوه برخورد با این قشر تجدید نظر بفرمایند . اما سوالاتی در ذهن ما پدیدار می شود که بد نیست همکاران و دوستان خبرنگار ما پاسخی برای آنها پیدا کنند.
سوال اول ما در رابطه با فراکسیون ترک زبانان مجلس است . تشکیل فراکسیون در مجلس محدودیت قانونی ندارد و بسته به عملکرد و میزان علاقه مندی نمایندگان تا بی نهایت می توان فراکسیون تشکیل داد . مجلس شورای اسلامی هم فراکسیونها متعددی اعم از فراکسیون اهل سنت ، فراکسیون نمایندگان کرد و… دارد . چرا این دوستان ما برای تشکیل یک فراکسیون قانونی در مجلس این قدر حساسیت نشان می دهند ؟ دلیل بولدسازی و ایجاد حاشیه در مجلس و کشور برای تشکیل چنین فراکسیونی چیست ؟
سوال دوم : اساس کار خبرنگاری صداقت و امانت در گفتار و نوشتار است . یعنی رسالت خبرنگاری حکم می کند که بدون کوچکترین دخل و تصرفی محتوای مصاحبه و خبر را در اختیار مخاطبان قرار دهند و قضاوت را به آنها بسپارند . چرا فایل صوتی این مصاحبه را دستکاری کرده و قسمت اصلی آن یعنی سوال و نحوه پرسش و لحن آن را حذف کرده و با انتشار قسمت انتهایی آن در صدد القای مظلومیت خویش بوده و همه تقصیرها را گردن آقای قاضی پور انداختند ؟ مگر این سوال چه بوده است که افکار عمومی نباید از آن اطلاع داشته باشند ؟

سوال سوم : چرا از بین این همه نماینده ای که برای تشکیل فراکسیون امضا داده اند ، به سراغ نادر قاضی پور رفته اند ؟ چرا سراغ دکتر پزشکیان به عنوان اولین امضا کننده و نائب رئیس اول مجلس که اتفاقا سوژه مطبوعاتی خوبی هم هست نرفته اند ؟ و یا دیگر نماینده هایی که این درخواست را امضا کرده اند ؟
و سوالات دیگری که ذهن خبرنگار ما را آشفته کرده است ولی هر چه فکر می کنیم پاسخ قانع کننده ای برایشان پیدا نمی کنیم . اما آنچه که می توان حدس زد اینست که سوالات و نحوه پرسش مصاحبه گر جنجالی بوده و واکنش و عکس العمل شدید آقای قاضی پور را به همراه داشته است .

اما در باب آن قسمت از سخنان منتشر شده در فایل صوتی مصاحبه باید بگوییم که روزگاری این سرزمین مورد هجوم ایادی شرق و غرب قرار گرفت . هر شهروندی که دل در گرو اسلام و ایران داشت ، اسلحه به دست گرفته و در برابر دشمن بعثی به دفاع از اعتقادات و باورهایی پرداخت که بخاطرش انقلاب کرده بود . و در این راه هیچ منتی بر گردن دیگر شهروندان نگذاشتند ، و آنچه که بوده انجام وظیفه ملی و دینی افراد بوده است .آن روزها قومیت مطرح نبود ، ترک و فارس و کرد و بلوچ و عرب و … همگی دست در دست هم گذاشتند و لشگر اسلام و ایران را یاری نمودند. شاید سنگرهایشان اسم داشت و سنگر ترکها ، سنگر کردها ، سنگر تهرانیها و… اما هدف یکی بود ، خوساته یکی بود و آن دفاع از کیستی و هستی خویش یعنی انقلاب اسلامی ایران بود . و همین هدف و خواسته بود که سرداران رشید اسلام را همچون باکری ، همت ، خرازی ، متوسلیان ، کاوه ، رضایی و …گرد هم آورد تا به مفهوم واقعی کلمه ، وحدت ایران اسلامی را در برابر هر گونه کژاندیشی و تهاجم به رخ جهانیان بکشد . امروز هم اگر سنگرها نامهای متفاوتی چون فراکسیون نمایندگان کرد ، فراکسیون ترک زبانان و… به خود می گیرد ، هدف همان است . حفظ وحدت و یکپارچگی امت اسلامی و پیشرفت و شکوفایی روزافزون جمهوری اسلامی ایران که اساس انقلابمان بود . چرا بایستی نگاهمان به این سنگرها متفاوت از قبل باشد ؟پیشرفت و آبادانی هر نقطه از این سرزمین ، یعنی افتخاری برای تمامی آن و چه خوب که این پیشرفت ها متمرکز به نقطه ای خاص نباشد و جای جای ایران اسلامی از دستاوردهای علمی و فرهنگی و اجتماعی کشور بهره مند شوند .

و نکته آخر خطاب به آن همکار مطبوعاتیمان است . حرفه خبرنگاری مستلزم داشتن آگاهی سیاسی، تاریخی ،اجتماعی و فرهنگی از اوضاع کشور در سده های گذشته و حال است. ما انتظار نداریم که شما و یا دیگر دوستان خبرنگار تمامی کتب تاریخ ایران و اسلام و تشیع را ازبر باشید ، ولی پدرآمرزیده حداقل کتاب تاریخ مقاطع راهنمائی و دبیرستان را هم که بخوانید متوجه خواهید شد که چرا تبریز لقب پایتخت جهان تشیع را به خود گرفته است . صفویان اولین سلسله ای بودند که تشیع را مذهب اصلی مسلمانان ایرانی انتخاب کردند . یعنی تشیع به عنوان هویت مذهبی کشور از زمان صفویان رسمیت یافت . قبل از آن هم شیعه داشتیم ولی بصورت رسمی و قانونی این صفویان بودند که تشیع را به عنوان عامل همبستگی ملی مذهب اصلی کشور قرار دادند. شاید شباهت آوایی صفوی و تصوف شما را به این اشتباه انداخته که صفویان صوفی بودند در حالیکه نام صفویان برگرفته از جد پدری شاه اسماعیل صفوی یعنی شیخ صفی الدین اردبیلی بود .





نظرات() 

قاضی پور: برای تمامی اصحاب رسانه و خبرنگاران احترام خاصی قائلم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:36 ب.ظ

نماینده اورمیه با ارائه توضیحاتی درباره درگیری پیش آمده بین او و یک خبرنگار در راهروی مجلس گفت: بنده برای تمامی اصحاب رسانه و خبرنگاران احترام خاصی قائلم، در روز یک‌شنبه نیز با شوخی عکس‌العمل نشان دادم که ناخوشایند بود.

IMG11102048

وی افزود: در روز سه‌شنبه بنده به واسطه پیگیری‌های مستمر مسائل و مشکلات مردم با سرعت به سمت دفترم برای دیدار مردمی بودم که چند خبرنگار محترم در بین راه سوالاتی پرسیده و جواب دادم. ولی پرسش یکی از خبرنگاران عزیز توام با سماجت بود و سوال بدی را مطرح کردند بنده که می‌خواستم با سرعت به ملاقات مردمی برسم با شوخی عکس‌العمل نشان دادم که ناخوشایند بود. بنده مثل تراکتور از هرچه سر راهم بود رد شدم.

نماینده اورمیه در ادامه گفت: بنده همواره برای اصحاب رسانه و خبرنگاران احترام خاصی قائلم و مواردی همچون مسکن، بیمه خبرنگاران و وام آنها را پیگیری کرده و می‌کنم. مدافع گردش آزاد اطلاعات و تلاش خبرنگاران در این عرصه بوده و خواهم بود. از دوستان بسیار خوبم در مجلس نیز که به بنده کمال لطف را داشتند تشکر می‌کنم.

در روز یکشنبه جاری و بعد از جلسه علنی نادر قاضی‌پور با خبرنگار ایران درگیری فیزیکی پیدا کرد که این موضوع باعث بروز عکس‌العمل های متعددی از سوی اصحاب رسانه شده است.

مسعود پزشکیان رئیس جلسه در پاسخ به این تذکر گفت: این اتفاق خوشایند نبود باید نماینده و خبرنگار حق و حقوقشان رعایت شود.





نظرات() 

دلجویی حسین‌زاده (نماینده‌ی سولدوز) از خبرنگار روزنامه ایران،تقابل با قاضی‌پور یا …

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:30 ب.ظ

اختصاصی یول‌پرس 

انجام این اقدام از سوی حسین‌زاده، با درک ترکیب جمعیتی حوزه انتخابیه‌اش و نیز محبوبیت قاضی‌پور در سولدوز و کل مناطق ترک‌ایران و باتوجه به سستی‌های وی در صادر کردن بیانیه‌هایی مبنی بر تسلیت گفتن شهدای اخیر منطقه و شهدای قاراسقل و همچنین وجود ذهنیت بد از وی در اذهان عمومی سولدوز که نتیجه‌ی عملکردهای خود است، نوعی پارادوکس سیاسی قلمداد می‌گردد که توجیه‌هایی برایش وجود ندارد..! همچنین عدم ابراز علاقه و ارزش به خبرنگاران حوزه انتخابیه‌خود،سولدوز؛ درحالی که اقدام به دلجویی از خبرنگار روزنامه‌ایران (با درک اشتباه وی) کرده‌است نیز، برای مردم مبهم است ...

حسینزاده

شایان هوشیار

امروز اخباری تعجب‌برانگیز در خبرگزاری‌ها مبنی بر دلجویی برخی از نمایندگان اصلاح‌طلب از خبرنگار روزنامه‌ایران به دلیل درگیری فیزیکی با نماینده مردم اورمیه،نادر قاضی‌پور منتشر شد.

عبدالکریم حسین‌زاده نماینده مردم سولدوز در مجلس از جمله نمایندگانی بود که اقدام به دلجویی از خبرنگار روزنامه‌ ایران کرده‌بود؛و این عمل به گونه‌های مختلفی تعبیر می‌شد.

در این بین، اقدام حسین‌زاده برای حفظ منزلت خبرنگاران تهرانی و تقابل وی با نماینده آذربایجانی‌ها (قاضی‌پور) قابل تأمل است…
انجام این اقدام از سوی حسین‌زاده، با درک ترکیب جمعیتی حوزه انتخابیه‌اش و نیز محبوبیت قاضی‌پور در سولدوز و کل مناطق ترک‌ایران و باتوجه به سستی‌های وی در صادر کردن بیانیه‌هایی مبنی بر تسلیت گفتن شهدای اخیر منطقه و شهدای قاراسقل و همچنین وجود ذهنیت بد از وی در اذهان عمومی سولدوز که نتیجه‌ی عملکردهای خود است، نوعی پارادوکس سیاسی قلمداد می‌گردد که توجیه‌هایی برایش وجود ندارد..! همچنین عدم ابراز علاقه و ارزش به خبرنگاران حوزه انتخابیه‌خود،سولدوز؛ درحالی که اقدام به دلجویی از خبرنگار روزنامه‌ایران (با درک اشتباه وی) کرده‌است نیز، برای مردم مبهم است …

حال پس از جریحه‌دار گشتن اذهان عمومی سولدوز، این سؤال در بین مردم به وجود می‌آید که این اقدام وی باتوجه به اعلام حمایت‌های شهرهای مختلف آذربایجان از نماینده محبوب خویش و محکوم کردن خبرنگار روزنامه‌ایران به ایجاد اغتشاش در کشور، تقابل با قاضی‌پور است یا دلجویی همگام با سایر اصلاح‌طلبان و خودشیرینی پس از چرخش‌های سیاسی برای آنان؟





نظرات() 

نهم شهریو ماه سالروز مرگ “صمدبهرنگی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:45 ب.ظ



مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید،
اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز
مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو
شوم که می‌شوم، مهم نیست. مهم این است
که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران
داشته باشد». ماهی سیاه کوچولو

سالگرد مرگ صمد / حمید احمدزاده

به پیشواز روزی دردناک می رویم ، دردناک و واقعی ، نهم شهریو ماه سالروز مرگ “صمدبهرنگی” دررودخانه ارس است. “صمد بهرنگی “معلم، مترجم و نویسنده ای زحمتکش وخلاق بود . انسانی متواضع که با مردم زیست و با مردم ماند. برای همین هم وقتی مرد، هیچ‌کس باور نکرد به مرگ طبیعی مرده باشد و دریاد و خاطره جمعی مردم به یک افسانه شیرین بدل شد. هم زندگی‌اش هم مرگش وهم قصه هایش، بسیاری از ما با کتاب‌های این نویسنده بزرگ کتاب‌خوان شدیم.
خودش درباره قصه هایش می گوید: بچه ها قصه و داستان را با میل می خوانند. قصه های با ارزش می توانند آن ها را با مردم و اجتماع و زندگی آشنا كنند و علت ها را شرح دهند. قصه خواندن تنها برای سرگرمی نیست. بدین جهت من هم میل ندارم كه بچه ها قصه های مرا تنها برای سرگرمی بخوانند.
“بهرنگی ” اوایل تابستان دریک روز آفتابی به دنیا آمد، و اواخر تابستان، دریک روز ابری ازدنیا رفت. او مثل “ماهی سیاه کوچولو”قهرمان قصه های خودش ، با موج های بی قرار ارس به دریای بی کران مردم وآینده وتاریخ پیوست.
به نظر بنده، در دنیای معاصر، بجای قلمفرسائی درباب وجه شخصییتی و تمایزهای فردی صمد برای آشنائی بیشترنسل امروز مخصوصا بچه ها که دردنیای مجازی گرفتارآمده اند،کادودادن کتابهای صمدبه بچه های امروزی است، و برای آشنایی بیشترباشخصیت نامبرده بنده کتاب برادرم صمد به قلم اسد بهرنگی رامعرفی میکنم، وبهترین راه برای آشنائی بااندیشه وآثارصمدمطالعه آثار صمد و توجه به زمانی است که این کتابها درآن سالها به چاپ رسیده میباشد، چراکه مستندات و توضیحات درباره صمد هرچه بود در گذشته مانده، اینک باید از طریق اشاعه و تشویق بچه ها وهمه کسانی که کتابی ازاین نویسنده نخوانده اند میباشد.
یادوراهش گرامیباد.





نظرات() 

ماجرای اقدام به خودکشی علیرضا نابدل (اوختای ) در بیمارستان شهربانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:32 ب.ظ

 Image result for ‫علیرضا نابدل‬‎

                                       

                                                    از کتاب 

                                         " خاطرات من و پدرم "

                                            دکتر جواد هئیت

 

 بعد از شروع مبارزه مسلحانه توسط مخالفین رژیم شاه، در شهربانی کمیته‌ای مرکب از مأمورین اطلاعات شهربانی و ساواک به‌نام "کمیته‌ی ضدخرابکاران" تشکیل شد‌. مأمورین کمیته منزل و محل مخالفین را که بیشتر آن‌ها از چریک‌‌های فدایی خلق و مجاهدین تشکیل شده بودند شناسایی و آنجا را محاصره می‌کردند‌. وقتی که با چریک‌ها درگیر می‌شدند، تیراندازی می‌کردند‌. بعد آن‌ها را لت و پار کرده  به‌بیمارستان شهربانی می‌آوردند ما هم با تیمی که برای جرّاحی قلب تشکیل داده بودیم آن‌ها را به‌طور اورژانس عمل می‌کردیم تا زنده بمانند‌. گاهی هم روحانیون مخالف رژیم را می‌گرفتند و بعد از ضرب و شتم به‌بیمارستان می‌آوردند‌....

چریک‌ها را وقتی به‌بیمارستان می‌آوردند، بدون ذکر نام و هویت آنها، با شماره‌‌‌های مخصوص در بخش جرّاحی بستری می‌کردند‌. در بخش جرّاحی اُتاقی را در انتهای کُریدور (راهرو) به‌آنها اختصاص داده بودند. اوّلین چریک زخمی که نصف شب به‌بیمارستان آوردند و بعدا اسمش را دانستم علیرضا نابدل بود، او از چریک‌‌های فدایی خلق بودکه به‌علت تیرخوردگی از شکم مبتلا به‌خونریزی داخل شکم شده بود‌،  همان شب با اکیپ جرّاحی او را به‌طور اورژانس عمل کردیم و خونریزی را بند آوردیم و بعد از دادن دستورات لازم به‌منزل رفتیم‌. فردا صبح وقتی برای ویزیت وارد اُتاق او شدم، بنا بر عادت خودم سلام کردم و حال او را پرسیدم‌. بیمار ما که اسمش را هم نمی‌دانستیم، با بی‌اعتنایی به‌من جواب داد.

 وقتی از اُتاق او خارج شدم، به‌نرس‌‌های همراهم گفتم: این مرد پررو چرا با ما این طور رفتار می‌کند، مگر ما او را تیر زده‌ایم‌. یکی از نرس‌ها گفت:«آقای دکتر دیشب نگذاشتند او بخوابد و مأمور کمیته که بالای سرش کشیک می‌داد، او را شکنجه داده است!»

 من از این گفتار بسیار ناراحت و عصبانی شدم و خودم تنها به‌اتاق بیمار برگشتم و از او جویای واقعه شدم ، دیدم لهجه ترکی دارد‌. با او به‌ترکی صحبت کردم و خودم را معرفی کردم و گفتم :«من از اینها نیستم» . خواستم هرچه به‌او گذشته برای من تعریف کند‌. گفت:«دیشب بعد از این که به‌هوش آمدم خواستند از من اعتراف بگیرند و سراغ رفقایم را می‌گرفتند."

 گویا در پامنار وقتی اعلامیه‌ی چریک‌هارا به‌دیوار می‌چسبانیده،مأمورین به‌سراغش می‌روند و او هم پا به‌فرار می‌گذارد.که مأمورین برای دستگیری او تیراندازی می‌کنند و بعد او را به‌بیمارستان منتقل می‌نمایند‌. بعد گفت:« برای گرفتن اعتراف با آتش سیگار پوست شکم و پشت دست‌‌های مرا سوزاندند‌.» بعد شکم و پشت دست‌هایش را نشانم داد‌. من بسیار آشفته شدم و گفتم: تو دیگر چنین چیزی را در اینجا نخواهی دید و یا این که مرا در این بیمارستان نخواهی دید‌!»

فوراً به‌اتاقم برگشتم و به‌مرحوم سپهبد جعفری که رییس کمیته مشترک ضد خرابکاران بود، تلفن کردم‌. با او از قبل دوست بودم‌. به‌او گفتم:« تیمسار ازکی تا حالا شما سرپاس مختار و من پزشک احمدی شده‌ام؟» سپهبد جعفری حرف مرا نفهمید، دوباره تکرار کردم، علت را پرسید. گفتم: «دیشب مأمور شما "نیک طبع" در اطلاعات شهربانی که حالا در کمیته کار می‌کند بیمار را که تازه عمل کرده‌ایم، برای گرفتن اعتراف مورد شکنجه قرار داده و مانع خواب و استراحت او شده است‌.  تیمسار مبصر مرا برای این که شماها برای اعمال جرّاحی از اروپا رفتن بی‌نیاز شوید به‌بیمارستان شهربانی آورده است‌، اگر وضع بدین منوال باشد از امروز بیماران کمیته را نخواهم پذیرفت و یا از فردا به‌بیمارستان نخواهم آمد و استعفا خواهم داد‌.»

 سپهبد جعفری برخلاف انتظار من، در حالی که بسیار ناراحت شده بود گفت: «هر کس این کار را کرده، غلط کرده‌. بیمارستان جای این کارها نیست‌. شما از طرف من به‌او بگویید که دیگر در آنجا دیده نشود‌. » من هم تشکر کردم و آمدم پرسنل بخش را جمع کردم‌. گفتگوهایم را با تیمسار جعفری بازگو کردم و دستور دادم نیک طبع را به‌بخش راه ندهند و مراقب اوضاع باشند تا دیگر چنین اتفاق سوء و ننگینی در بخش ما روی ندهد‌. بعد از چند دقیقه سرلشکر دکتر مختاری رییس بهداری از جریان باخبر شد وبه‌اُتاق من آمد و از لبان من بوسید و گفت: «از تو سپاسگزارم، تو دکتر هیئتی و می‌توانی این حرف‌ها را بزنی، من نظامی هستم و نمی‌توانم در مقابل این‌ها بایستم، خدا از تو راضی باشد و ما را از شر این‌ها حفظ کند‌.» بعد از این واقعه بخش ما پناهگاه اینگونه بیماران شد‌. هرکسی را می‌آوردند چون خبر حادثه توسط پرسنل بخش و بیماران درز می‌کرد، خیالشان از شکنجه راحت بود و به‌راحتی با پرسنل بخش دوست می‌شدند‌.....

در سال 1350مرحوم استاد شهریار به‌دعوت من، با خانواده‌اش به‌تهران آمدند و در منزل ما در امیرآباد شمالی، خیابان هیئت مهمان بودند‌. مرحوم سهند شاعر ملّی آذربایجان که داستانهای دده قورقورت را به‌نظم درآورده و دو جلد آن را با هزار زحمت و به‌طور قاچاق به‌نام "سازیمین سؤزو" چاپ کرده بود، برای آوردن استاد شهریار و خانواده‌اش،خودش به‌تبریز رفت و در مراجعت با موافقت من دو هفته استاد را در منزلش مهمان کرد‌. استاد شهریار و خانواده‌اش پنج ماه و نیم در خانه ما که سه طبقه بود ماندند و بعد به‌منزل رو به روی خانه ما منتقل شدند‌. منظور ما از دعوت شهریار بیشتر به‌این خاطر بود که او را تشویق کنیم که او به‌زبان مادری نیز شعر بگوید و محفل ادبی فارسی-ترکی در اطراف او تشکیل دهیم‌. همین کار را در منزل ما انجام دادیم و تا استاد در تهران بود محفل ادبی تشکیل می‌شد‌. یکی از اعضای اصلی این محفل سهند بود‌. من جریان چریکی را که عمل کرده بودم با سهند بازگو کردم و بعد از دادن مشخصات، او را شناخت و گفت:« او علیرضا نابدل شاعر آذری گو است» و او را سفارش کرد‌.

دو هفته بعد از عمل جرّاحی نابدل، در مطب مشغول دیدن بیماران بودم که از بیمارستان تلفن کردند و گفتند: «دکتر فوراً خودتان را برسانید‌. بیمار خودش را با سر از پنجره‌ی اُتاق که در طبقه سوم بود به‌بیرون پرت کرده و چون به‌ایوان همان طبقه برخورد نموده با پا به‌زمین افتاده و روده‌‌هایشاز شکمش بیرون ریخته است‌. »

 من علت را جویا شدم‌. گفتند :«امروز صبح مأمورین کمیته خبر دادند که بعد از ظهر او را از بیمارستان خواهند برد‌. »

من فوراً به‌بیمارستان رفتم و وارد اُتاق عمل شدم‌. در اُتاق مجاور اُتاق عمل، نابدل را دیدم که روی برانکارد خوابیده بود و به‌محض دیدن من، از من خواست که او را به دست مأمورین ساواک ندهم‌. گفت: «سن الله منی ساواک مأمورلارینا وئرمه‌یین‌. »

من هم برای اصلاح روحیه‌یِ او گفتم:« خاطر جمع باش، ما ترا به‌دست مأمورین ساواک نخواهیم داد. » - در حالی که این کار از دست ما بر نمی‌آمد . بعد او را معاینه کردم‌. بخیه‌‌‌های شکم در اثر ضربه‌ی سقوط پاره شده بود و روده‌ها ازشکمش خارج شده بود‌. به‌ علاوه پاشنه پا هم شکسته بود‌. فوراً اورا به‌اُتاق عمل منتقل کرده و دوباره عمل کردیم و بعد از بیهوشی، روده‌ها رابا سرم استریل شست وشو دادیم و وارد شکم کردیم و جدار را محکم دوختیم‌. خوشبختانه بیمار بدون عارضه خوب شد و شکستگی پا را بهانه کردم و بیش از یک ماه او را در بخش نگه داشتم‌. یک روز به‌من گفتند که:« مأمورین کمیته دیروز عصر آمدند و بیمار را بدون اینکه از طرف شما مرخص بشود، بردند!»

بعدها شنیدم که او را تیرباران کرده‌اند! این واقعه را بعدها‌دکتر رضا براهنی نویسنده مشهور، در رمان تاریخی "راز‌های سرزمین من" منعکس کرد و در آنجا نام مرا دکتر نجومی (به جای هیئت) ذکر کرده است‌.

یک روز یک روحانی را با حال نزار آوردند و گفتند:« آقای دکتر قلب ایشان ناراحت است و احساس درد می‌کند‌.» ابتدا او را نشناختم و چون روحانی بود و من هم از طرف پدر و مادر روحانی‌زاده بودم و برای روحانیون محبّت و احترام بیشتری احساس می‌کردم او رابه‌اُتاق خودم آوردم و در رابستم و شروع به‌معاینه کردم‌. نبض‌اش120 می‌زد، گفتم:«چه شده؟» گفت:« این قدر مرا زده اند که دارم می‌میرم‌.» من با آقای خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی در یک اُتاق بودیم، آن‌ها را زدند ولی نه به‌اندازه من!»

بعد مرا به‌اسم صدا کرد و گفت : « مرا نشناختید؟ من با آقای یاسینی به مطب شما آمدیم و درباره دکتر علی شریعتی بحث کردیم‌. شما کتاب‌‌های او را خوانده بودید و از او دفاع می‌کردید‌. ما هم ایراداتی بر عقاید ایشان داشتیم‌.» آن وقت گفت: «من واعظ دکتر جواد هشترودی هستم و خدمت مرحوم پدرتان هم ارادت دارم‌.» از من سیگار خواست‌. گفتم:« صبحانه خورده اید؟» گفت:« نه‌.»فوراً دستور دادم صبحانه و سیگار برایش آوردند‌. به‌مأمورین هم گفتم حالش خوب نیست و باید بستری شود و دستور بستری شدنش را دادم‌. به‌آقای هشترودی تا می‌توانستم کمک کردم‌. این قدر او را نگه داشتم تا زمان نخست وزیری دکتر بختیار ساواک تعطیل و او هم مرخص شد‌.

در سال 1354 مرحوم دکتر علی شریعتی را از طرف کمیته زندانی کردند‌. من بعد از اطلاع به‌مرحوم تیمسار زندی‌پور رییس کمیته تلفن کردم و از او جریان را پرسیدم‌. گفت:«پیش ماست‌. »

گفتم:« او یکی از عزیزترین کسان من است‌. با آن که هنوز او را ندیده‌ام ولی اغلب کتاب‌‌های او را خوانده‌ام‌. در بعضی از مسائل اسلامی با او اختلاف نظر دارم ومی‌خواهم مذاکره کنم‌. »

قرار گذاشتند اوّلین پنجشنبه ساعت 11 به‌دفتر او بروم و دکتر شریعتی را ملاقات کنم‌. مأمورین کمیته به‌علت نیازی که به‌من داشتند، به‌من احترام می‌کردند‌. چون جان آنهاهم در خطر بود‌. وقتی آنهاهم تیر می‌خوردند، من آنهارا عمل می‌کردم‌. روز پنجشنبه ساعت 11 من به‌دفتر سرتیپ زندی‌پور رفتم‌. کمیته در داخل شهربانی بود‌. زندی‌پور تلفن کرد‌. بعد از چند دقیقه دکتر شریعتی همراه یک نفر وارد اُتاق شد‌. سرتیپ زندی‌پور به‌او گفت:«استاد دکتر هیئت برای دیدن شما آمده است‌. ایشان رییس بخش جرّاحیِ بیمارستان شهربانی و جرّاح مشهور ایران است‌. » دکتر شریعتی گفت:« اسماً می‌شناسم‌. »

در این اثناء من پا شدم و با او دست دادم و او را بوسیدم و گفتم: «من یکی از ارادتمندان پروپا قرص شما هستم و تقریباً تمام کتاب‌‌های شما را خوانده‌ام‌. خانواده هیئت همه شما را دوست دارند و کتاب‌‌های شما را می‌خوانند. »

 بعد با او دوست شدیم و هر هفته و یا دو هفته یک بار، در اُتاق سرتیپ زندی‌پور همدیگر را می‌دیدیم و صحبت می‌کردیم‌. روز اوّل بعد از معارفه یک نفر با کله‌ی طاس وارد اتاق شد و پیش ما آمد و به‌دکتر شریعتی گفت:« تو یا خائنی یا جاهل‌. »

من به‌قول معروف یکّه خوردم، گفتم:« شما کی هستید؟»

فوراً زندی‌پور گفت: «ایشان معاون من، دکتر حسین زاده است!»

 گفتم:« این چه برخوردی است؟»- بعد رو به‌دکتر حسین زاده کردم و گفتم:« دکتر شریعتی فارابی معاصر است‌. چنین شخصی نمی‌تواند خائن یا جاهل باشد‌. »

حسین زاده گفت: «شما او را نمی‌شناسید و رفت!»

بعد فهمیدم که حسین زاده نه دکتر بود و نه حسین‌زاده، اسم اصلی او عطارپور بود و شکنجه‌گر معروف‌. به‌طوری که رییس خودش را قبول نداشت و می‌گفت: « تیمسار زندی‌پور برای پست ریاست تشریفات وزارت خارجه خوب است! چون از جیبش پول می‌دهد و برای خرابکاران میوه می‌خرد!» او در موقع انقلاب به‌اسراییل گریخت!

 دکتر شریعتی به‌عنوان دوست من معروف شده بود‌. هر وقت زندی‌پور نیاز به‌معاینه بیماری داشت که نمی‌خواست او رابه‌بیمارستان اعزام کند، به‌من تلفن می‌کرد و می‌گفت:«نمی‌خواهی دوستت را ببینی؟»

من هم از خدا می‌خواستم و در اوّلین فرصت به‌کمیته می‌رفتم و در اُتاق رییس، ضمن معاینه بیمار، دکتر را ملاقات می‌کردم‌.

یک روز ضمن صحبت به‌دکتر گفتم:« این کتاب "امت و امام"را چرا نوشتی؟ چون از محتوای آن نه عوام راضی می‌شود و نه خواص‌. »

گفت: «من این قدر نوشتم‌. به‌من تهمت سنی‌گری می‌زنند‌. شما بیایید در حسینیه ارشاد هر چه می‌خواهید بگویید‌. »

گفتم: «من پزشکی را انتخاب کردم که چنین مشکلاتی نداشته باشم وگرنه حالا که من به‌خاطر حرفه‌ام شفیع شما هستم‌. عقایدم نسبت به‌رژیم شاه مخالف‌تر از شماست!»

بعد درباره کتاب "فاطمه فاطمه است" گفتم:« بهتر بود در مورد حضرت زینب کتاب می‌نوشتی‌. چون او هم مبارز بوده و اسطوره مبارزه زنان اسلامی است‌. »

گفت:« در مورد آن هم خواهم نوشت‌. »

گفتم:«ممکن است فرصتی نباشد‌. » - ومتأسفانه همانطور هم شد و دکتر بعد از رهایی از زندان به‌لندن رفت و در آنجا فوت کرد!





نظرات() 

تعداد امضاهای نامه تاریخی نمایندگان ترک مجلس در حال افزایش است+تصویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:25 ب.ظ

تعداد امضاکنندگان نامه تاریخی نمایندگان مجلس به رئیس‌جمهور ایران در راستای تدریس زبان و ادبیات ترکی در مدارس ابتدائی و دبیرستان در حال افزایش است.

۱

به گزارش یول‌پرس، یک منبع آگاه در دفتر روح‌الله حضرت پور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی اصل نامه و امضاهای آن را مورد تائید قرارداد.

در همین حال پیش‌تر که تصویری از این نامه منتشرشده بود و تنها ۸ نماینده مجلس ذیل آن را امضا نموده بود، صبح امروز تعداد امضا از بیست گذشت.

این برای اولین بار است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی با جمع‌آوری امضا مشترکا خواهان تدریس زبان و ادبیات ترکی در مدارس می‌شوند.

در ذیل این امضا برخی نمایندگان آذربایجان، نام نمایندگانی از تهران، بجنورد، نیشابور و … دیده می‌شود

لازم بذکر است لیست منتشره ۴۲ نفره نمایندگان ترک مجلس شواری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی مربوط به اعضای فراکسیون نمایندگان مناطق ترک‌نشین است.

photo_2016-08-28_17-26-26تصویر





نظرات() 

پست اینستاگرامی روح الله حضرت پور، در خصوص نامه جمعی از نمایندگان مناطق ترک نشین به روحانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:20 ب.ظ




دورنانیوز - سرویس تاریخی و فرهنگی : روح الله حضرت پور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی با انتشار متنی درصحفه ی شخصی اینستاگرامی خود نسبت به تدریس زبان تورکی واکنش نشان داده است.


روح الله


به گزارش دورنانیوز ،

آذربایجانین عزیز میلتینه سلاملار اولسون

آذربایجانین ایگید اوغوللاری ایللردیر یاسال حاقلاری اولان آنادیللری آذربایجان تورکجه سینده یازیب اوخوما حاقلارینی ایسته مکده دیرلر. کئچن گونلرده بنده نیز ایله مجلیسده کی میللت وکیللرینیز جمهور باشقانینا خطاب یازدیغیمیز بیر مکتوبلا بو اونملی و حیاتی ایسته یین گئرچکلشدیریلمه سینی طلب ائتمیشیک. بیز، آذربایجان کولتورونو و تورکجه نی دیریلتمک و یایماق ایسته مکله بیرلیکده وارلیغیمیزی بو فخر ائدیلن و گووه نیلیر قایناغا بورجلو بیلیریک.

یاشاسین آذربایجان

ترجمه فارسی :
مردم عزیز آذربایجان سلام

سالهاست که سلحشوران آذربایجانی به دنبال احقاق حق قانونی خود مبنی بر آموزش زبان ترکی آذربایجانی هستند، در روزهای گذشته بنده و نمایندگان شما در مجلس با امضا نامه ای از رییس جمهور خواسته ایم که درخواست مهم را تحقق ببخشد. ما به دنبال احیا و گسترش فرهنگ و زبان آذربایجانی خود هستیم و خود را مدیون این هویت افتخارآمیز میدانیم.

زنده باد آذربایجان





نظرات() 

یک کارشناس رسانه: این خبرنگار است که رفتار غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای نشان داده است

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:15 ب.ظ

یک کارشناس رسانه به یول‌پرس گفت: به  نظر می‌رسد این خبرنگار باید از مردم آذربایجان و نمایندگان ترک عذرخواهی کند و ایرنا نیز باید وی را تأدیب و اخراج نماید.

خبر

در همین ارتباط مصاحبه‌ای با یک کارشناس رسانه‌های انجام داده‌ایم که به دلایلی نخواست نامش فاش شود.

وی در جواب این سؤال به نظر شما علت درگیری دیروز در راهروی مجلس چه بوده است، گفت “مصاحبه با محاکمه متفاوت است. خبرنگار ایرنا کار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی انجام داده است.وی به‌جای مصاحبه‌ی خبری قاضی پور را محاکمه می‌کرد و این با اصول حرفه‌ای خبرنگاری و روزنامه‌نگاری منافات دارد. عمداً با صدای بلند و غیرمحترمانه‌ای با نماینده ملت حرف می‌زد. به‌شدت رفتار تندی با قاضی پور داشت و به‌نوعی با سوگیری، مخالفت خود را با تشکیل فراکسیون نمایندگان ترک در مجلس  نشان می‌داد که این هم در تضاد آشکار با اصول حرفه‌ای خبرنگاری است. خبرنگار سؤال خود را مطرح می‌کند و مصاحبه‌شونده نظر خود را بیان می‌کند. در خصوص پاسخ خبرنگار حق قضاوت را ندارد. قضاوت با مخاطبین و شهروندان است؛ یعنی جریان مصاحبه نباید به مناظره‌ای بین خبرنگار و مصاحبه‌شونده تبدیل شود. زیرا خبرنگار شانیت قاضی، مناظره کننده و محاکمه گر را ندارد. این شانیت ها از آن شهروندان و مخاطبین است.

وی ادامه داد: از طرفی خبرنگار باید در زمان انجام مصاحبه باید بی‌طرف و مستقل باشد و نباید سوگیری داشته باشد.خبرنگار یک رسانه ملی باید کاملاً حرفه‌ای عمل بکند. وی می‌تواند مخالف تشکیل فراکسیون نمایندگان ترک در مجلس و هر رفتار دیگری باشد ؛ ولی در زمان مصاحبه فقط حق پرسش را دارد نه قضاوت ک مخالفت را!

این کارشناس رسانه همچنین با اشاره به شخصیت نادر قاضی پور گفت: آقای قاضی پور فردی با اصول رفتاری مشخص است و باکی از این برخوردها ندارد و به‌شدت به دلیل رفتار غیراخلاقی خبرنگار عصبانی شده بود و در مقام نماینده‌ی ملت حق داشت ناراحت شود ؛ اما به‌نوعی در این حادثه این خبرنگار است که از خود رفتاری غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای نشان داده است و به حیثیت حرفه‌ای اصحاب خبر لطمه وارد ساخته است. به  نظر می‌رسد این خبرنگار باید از مردم آذربایجان و نمایندگان ترک عذرخواهی کند و ایرنا نیز باید وی را تأدیب و اخراج نماید.





نظرات() 

نگاهی بر درگیری فیزیکی نماینده مردم اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:08 ب.ظ


نه رفتار غیر حرفه‌ای و نامتناسب خبرنگار روزنامه دولتی ایران که ید طولانی در پرداختن به مسائل مربوط به ترکها دارد، قابل دفاع است و نه رفتار خشونت ­آمیز نماینده‌ای که برای دفاع مسالمت ­آمیز از حقوق مردمش راهی بهارستان شده است.

e04ed599125b892665a6eeb9ada6e858
سیدعلی ضیا- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس
سیدعلی ضیا- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس

چند ماه پیش در حالی که آسمان سیاست اورمیه فضای سنگین و پرالتهابی را می‌گذراند و بلند کردن دست روح­‌الله حضرت پور اصولگرا و هادی بهادری اصلاح طلب در سالن شش هزار نفری الغدیر اورمیه توسط قاضی­پور اصولگرا از شدت نگرانی‌های مردم اورمیه در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات تا حد زیادی کاسته بود، روزنامه قانون مطلبی تند بر علیه نادر قاضی پور تنها منتخب مردم اورمیه در دور اول انتخابات منتشر کرد که در آن حرف‌های توهین آمیز قاضی­پور در یک محفل خصوصی در زمان تبلیغات انتخابات مورد حمله قرار داده بود. به دنبال انتشار مقاله تند این روزنامه اصلاح‌طلب، یک فایل ویدئویی که در آن قاضی­پور با لحنی خودمانی و گاه توهین‌آمیز حرف می‌زد، در سطح وسیعی در دنیای مجازی منتشر شد. دو گروه از رسانه­‌ها در پروژه تخریب قاضی­پور سهیم بودند: گروه اول اصلاح طلبانی بودند که به دنبال لغو اعتبارنامه نماینده اصولگرا برای افزایش احتمال کسب یک کرسی دیگر توسط اصلاح طلبان در مجلس بودند؛ گروه دوم نیز جریانات نژادپرست پان‌ایرانیستی و رسانه‌­های وابسته به گروههای تروریستی کرد بودند که با انتصاب قاضی­پور به جریان هویت‌گرایی (با کلید رمز پانترکیسم) و تضعیف روحیه مردم آذربایجان، سعی بر آن داشتند تا مقدمات پیروزی دو نامزد ضدآذربایجانی را در دور دوم انتخابات فراهم کنند. قاضی­پور در دور اول انتخابات سرلیست جریان هویت‌گرایی اورمیه بود و همواره نیز در طول دوران نمایندگی‌اش در بسیاری از موارد مدافع مطالبات هویت­گرایانه بوده است اما این به هیچ وجه نمی‌تواند به منزله هویت‌طلب بودن کامل قاضی­پور تلقی شود چرا که در بسیاری موارد دیگر نیز در موضع مخالف این جریان ظاهر شده است و بی‌­شک اشتباهات این شخص یا حتی یک شخص تماما هویت­گرا را نمی‌توان به حساب تفکر هویت‌گرایانه نوشت.

امروز نیز اتفاقی مشابه آنچه که چند ماه پیش شاهدش بودیم دوباره تکرار شد؛ برخی رسانه­‌های اصلاح‌­طلب خبری مبنی بر درگیری نماینده اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران منتشر کردند؛ در متن این اخبار آمده بود: خبرنگار در حال مصاحبه با آقای قاضی­پور درباره فراکسیون ترک­های ایران بود که ناگهان با چالشی شدن سوالات قاضی­پور عصبانی شده و با خبرنگار درگیر شد. با گذشت مدت کوتاهی، رسانه‌­های آذربایجانی نقل متفاوتی از ماجرا را از زبان قاضی­پور بیان کردند. یول­پرس در این باره نوشت: نادر قاضی‌­پور درگیری فیزیکی خود با خبرنگار روزنامه ایران را چنین نقل کرد: «این آقا می‌گفت که شما چرا فراکسیون مناطق ترک‌نشین را راه انداختی؟ این آقا که قصد داشت ما را از ایران جدا کند گفت: چرا فراکسیون مناطق ترک‌نشین را تشکیل می‌دهی؟ چرا ترک‌ها رامطرح می‌کنید؟ ترک‌ها نیازی به مطرح کردن ندارند. ترک‌ها اصلا زمان صفویه شیعه نبودند! و هزاران حرف بی‌خود علیه ترک‌ها زد و من با وی درگیر شدم»

پس از این نیز در حالی که برخی از کانال‌ها مشغول درست کردن جوک و کاریکاتور مرتبط با این اتفاق بودند، رسانه‌­های مرکز، یک فایل صوتی یک و نیم دقیقه‌­ای را منتشر کردند که از ابتدای آن قاضی­‌پور به شکل عصبانی در حال حرف زدن نه چندان منطقی با خبرنگار روزنامه ایران است اما به هیچ وجه دلیل عصبانیت و اینکه مکالمه این دو نفر چه مدتی است شروع شده است مشخص نبود. این صوت کوتاه با شنیده شدن صدای زد و خورد بین نادر قاضی­پور و احسان بداغی پایان می‌­یابد و همزمان برخی در حال تشکیل کمپین بر علیه قاضی پور توهین و تمسخر ترک‌ها هستند و در آن سوی دیگر هم عده­‌ای با ایجاد کمپین دفاع از مشت­ زدن قاضی پور در صحن مجلس این مسئله را به ماجرای تشکیل فراکسیون ترک‌زبانان پیوند داده و به شکل غیرمنطقی در حال دفاع از این اقدام زشت نماینده خوش­ قلب مردم اورمیه هستند.

به هر حال نه رفتار غیر حرفه‌ای و نامتناسب خبرنگار روزنامه دولتی ایران که ید طولانی در پرداختن به مسائل مربوط به ترکها دارد، قابل دفاع است و نه رفتار خشونت ­آمیز نماینده‌ای که برای دفاع مسالمت ­آمیز از حقوق مردمش راهی بهارستان شده است.






نظرات() 

سخه‌پیچی فاشیسم برای ترک‌های ایران: افراط‌گرایی به‌جای فعالیت‌های مدنی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:02 ب.ظ

هدف و غایت نهایی فاشیسم جایگزینی افراط‌گرایی و خشونت به جای مبارزه و فعالیت مدنی، صلح‌آمیز و قانونی هویت‌گرایان ترک و در نتیجه درگیر ساختن کشور با یک جنگ فرسایشی با بن مایه قومی و سوق دادن آن به سوی تجزیه و نابودی است. ترس سرسپردگان حکومت منحوس پهلوی نه از تجزیه و تکه تکه شدن کشور، بلکه از اتحاد و یکپارچگی آن بوده و می‌توان اذعان داشت که فاشیسم پان آریایی اندیشه‌ای ضد ایرانی است که از سوی سرویس‌های امنیتی خارجی نظیر موساد، سیا و... مامور تفرقه افکنی میان اقوام ایران از طریق انکار حقوق قانونی آنها گشته است.

patch2image
رضا اصغری- سردبیر یول‌پرس
رضا اصغری- سردبیر یول‌پرس

اما خوشبختانه در بسیاری از جوامع امروزی، مبارزه مدنی و صلح آمیز از ظرفیت و پتانسیل قابل توجهی برخوردار بوده و از اولویت بسیار بالایی برای فعالین راه حق و آزادی برخوردارد است. به نظر نگارنده جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. از آنجایی که قانون اساسی هر کشوری، رکن اساسی حکومت محسوب شده و حرف و آخر را می‎زند، نگاهی بر قانون اساسی کشور ما را با این حقیقت روبه رو می‌سازد که می‌توان با استفاده از مسیرهای قانونی تعبیه شده در بطن اصول مختلف قانون اساسی که بر اساس شاخصه‌های مردم‌سالاری دینی مصوب گشته است، مدنیت و صلح را سرلوحه فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی با هدف رسیدن به مطالبات و حقوق گروه‌های مختلف اعم از قومی، مذهبی، حزبی و… قرار داد.

از آنجایی که تنوع قومی و زبانی از جمله ویژگی‌های شاخص ایران بوده و تلاش قومیت‌ها برای بدست آوردن حقوق ابتدایی خود و برقراری عدالت و برابری در تمامی زمینه‌ها از جمله کنش‌های پویا و دنباله‌دار عرصه سیاست کشور می‌باشد، از این رو حرکت در مسیر فعالیت‌های مدنی و استفاده از تمامی ظرفیت‌های قانونی می‌تواند تا حد زیادی کارگشا باشد. در این بین ترک‌ها به عنوان بزرگ‌ترین گروه قومی کشور از بدو شروع سیاست‌های قوم‌ستیزانه و یکسان‌سازی فرهنگی حکومت پهلوی تا به اکنون روند فعالیت‌های صلح‌آمیز خود برای رسیدن به مطالبات و حقوقشان را آغاز نموده و همواره با توسل به مدنیت و پرهیز از خشونت و فعالیت علیه منافع و مصالح کشور، وفاداری و پایبندی خود به وطنشان ایران را اثبات کرده‌اند. اصولا نباید تفکراتی نظیر تجزیه طلبی و جدایی طلبی جایگاهی در میان نظام فکری و اندیشه سیاسی فعالین ترک در ایران داشته باشد، چرا که در حقیقت ترک‌ها از ساکنین دیرین و از پایه‌گذاران نظام حکومتی این سرزمین بوده و ایران بدون عنصر ترکیت و ترکیت بدون عنصر ایران معنا و مفهومی ندارد. از این روست که جنبش‌ سیاسی ترک در ایران هرآنقدر که تا به امروز بر ضرورت تحقق مطالبات و حقوق خود تاکید ورزیده، از ضرورت ممانعت از ورود عنصر خشونت و رادیکالیسم به خطی مشی، اهداف و آرمان‌های این جنبش که امروز از آن به عنوان “هویت گرایی” یاد می‌شود نیز سخن گفته است.

با وجود آنکه “مبارزه مسلحانه” امروزه تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از فعالیت‌های گروه‌های رادیکال وابسته به برخی از اقوام کشور شده و همواره شاهد وقوع درگیری‌های خونینی میان این گروه‌ها و نیروهای نظامی و امنیتی کشور و در نتیجه افزایش ناامنی در مناطق مختلف بوده‌ایم، اما جنبش سیاسی ترک ایران هیچ گاه راهکار مبارزه رادیکال و مسلحانه را در اولویت کاری خود قرار نداده و آن را با اصول و موازین خود در تضاد آشکار دیده است. از این رو تمام توان خود را در بهره گیری از ظرفیت های قانونی برای زدودن غبار تبعیض و نابرابری از چهره آذربایجان و سایر مناطق ترک نشین کشور به کار بسته، که تلاش برای تشکیل فراکسیون نمایندگان تُرک در مجلس شورای اسلامی و پیگیری مطالبات و خواسته‌های میلیون‌ها ترک ایرانی از طریق بسترهای قانونی و مشروع از جمله برنامه‌ها و راهکارهای این اندیشه سیاسی و فکری بسیط و ریشه‌دار در کشور است. جنبش سیاسی ترک ایران تشکیل فراکسیون ترک را راهکاری برای جلوگیری از ورود و تقویت عنصر افراط‌گرایی در میان نسل جوان هویت گرایان آذربایجان و سایر جوامع ترک ایران تلقی نموده و آن را پتانسیل و ابزاری قدرتمند جهت مشارکت بزرگ‌‎ترین گروه قومی ایران در میدان سیاست و قانون گذاری کشور و تحقق مطالبات ترک‌ها به خصوص در حوزه‌های فرهنگی نظیر زبان، اقتصاد و اجتماعی و در نتیجه برقراری عدالت و ریشه کن ساختن نابرابری در میان اقشار مختلف ملت ایران قلمداد می‌کند. شکل گیری این فراکسیون که از جمله مهمترین مطالبات مردم ترک در چهار گوشه ایران اعم از آذربایجان، خراسان، ترکمن صحرا، مناطق قشقایی نشین و… بوده است، با تلاش و اهتمام اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان ترک حاضر در مجلس دهم روند ابتدایی خود را آغاز نموده و به اذعان نادر قاضی پور نماینده مردم اورمیه، با امضای نزدیک به ۱۰۰ نماینده ترک، در آستانه شکل گیری می‌باشد. خبری که مطابق با پیش‌بینی‌ها چندان به مذاق محافل فاشیستی خوش نیامده و آنانی که همچنان خود را ادامه دهنده راه رضا شاه و سیاست‌های هویت زدایی قومی وی می‌دانند را دچار آشفتگی و ترس و اضطراب فراوان نموده است. چرا که محافل فاشیستی به عنوان دشمنان درجه یک اتحاد و برابری اقوام ایرانی، تشکیل این فراکسیون را مقدمه‌ای بر پایان تبعیض و نابرابری میان اقوام مختلف ایران و در نتیجه افزایش اتحاد، همدلی و یکپارچگی میان آنان تلقی نموده و آن را با سیاست‌های تفرقه‌افکنانه خود در تضاد آشکار می‌بینند. فاشیست‌ها که هیچ گاه چشم دیدن تنوع زبانی و قومی در ایران را نداشته و این سرزمین را همواره با عینک آریایی – پارسی نگاه کرده و هرگونه عنصر ترک، عرب و… را بیگانه و غیرایرانی خوانده‌اند، حال از تلاش جنبش سیاسی ترک ایران برای تحکیم پایه‌های هویت ایرانی میلیون‌ها ترک دچار عصبیت گشته و نتیجه آن را امروزه در سنگ اندازی‌های عناصر وابسته به فاشیسم نژادپرست در مسیر تلاش‌ها و فعالیت‌های قانونی ترک‌ها قابل مشاهده است. فاشیسم لجام گسیخته و مضطرب در حالی با بر تن کردن لباس ظاهری ایران دوستی بر تن، تشکیل فراکسیون ترک در مجلس دهم را اقدامی تجزیه طلبانه و ضد ایرانی قلمداد می‌کند که اساسا نباید استفاده از ظرفیت‌های قانونی نظیر مجلس قانون گذاری جایگاهی در نظام فکری معتقدین به تجزیه طلبی داشته باشد. سوال این است؛ با کدام عقل و منطقی میتوان جنبشی را که به قانون اساسی و مجلس قانون گذاری کشورش اعتقاد و ایمان دارد را جنبشی تجزیه طلبانه معرفی نمود؟ البته که فاشیسم نه بر پایه عقل و منطق، بلکه بر پایه نژادپرستی و انسانیت ستیزی بنا گشته و استفاده ابزاری این اندیشه خطرناک و ضدایرانی از گفتمان میهن پرستی سو استفاده و فریبی بیش نیست.

اگر حقیقتا دنباله‌روهای تفکر پان آریائیسم از صمیم قلب به تمامیت ارضی ایران اعتقاد داشتند، اساسا امروز باید از تلاش فعالین ترک برای ورود سیستماتیک به عرصه سیاست و قانون‌گذاری کشور که نشانی آشکار از ایران‌دوستی و میهن‌پرستی این جنبش است، خوشحال شده و با حمایت از این روند رضایت خود را نشان می‌دادند، حال آنکه هر آنقدر که ترک‌ها قدمی به سوی تقویت اتحاد و برقراری عدالت در ایران برمی‌دارند، فاشیسم عصبی‌تر گشته و واکنش‌های تند و تیزتری از خود نشان می‌دهد. در واقع هدف و غایت نهایی فاشیسم جایگزینی افراط‌گرایی و خشونت به جای مبارزه و فعالیت مدنی، صلح‌آمیز و قانونی هویت‌گرایان ترک و در نتیجه درگیر ساختن کشور با یک جنگ فرسایشی با بن مایه قومی و سوق دادن آن به سوی تجزیه و نابودی است. ترس سرسپردگان حکومت منحوس پهلوی نه از تجزیه و تکه تکه شدن کشور، بلکه از اتحاد و یکپارچگی آن بوده و می‌توان اذعان داشت که فاشیسم پان آریایی اندیشه‌ای ضد ایرانی است که از سوی سرویس‌های امنیتی خارجی نظیر موساد، سیا و… مامور تفرقه افکنی میان اقوام ایران از طریق انکار حقوق قانونی آنها گشته است.

اگر امروز ترک‌ها به بهانه‌های واهی از تشکیل فراکسیونی قانونی در مجلس برای مشارکت در عرصه سیاست کشور منع شوند، مسلما اندیشه‌های رادیکال قومی و مبارزات خشونت آمیز جایگزین فعالیت‌های مدنی و صلح‌آمیز گشته و مناطق ترک‌نشین کشور و به خصوص آذربایجان تبدیل به آوردگاه ناامنی و بی‌ثباتی خواهد شد. چنین روندی در تقویت تمایلات تجزیه طلبانه بسیار موثر بوده و هیچ عقل سلیمی خواهان حاکمیت چنین وضعیتی در هیچ نقطه‌ای از کشور نیست.

مخلص کلام اینکه رمز برقراری و تقویت اتحاد و همدلی در کشور، خشکاندن ریشه فاشیسم و تقویت ریشه همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق متقابل است. سکوت در برابر خیانت نژادپرستان در حق ایران و سنگ اندازی این عناصر وابسته به بیگانه در مسیر تحقق حقوق و مطالبات اقوام، خیانتی است نابخشودنی.

اختصاصی یول‌پرس – بازنشر با ذکر منبع بلامانع است.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox