تبلیغات
انایوردم خطبه سرا - مطالب دی 1395
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

آذربایجان باستان ایران آثار زندگی پارینه سنگی و تمدن بشری و ساکن شدن بشر در منطقه آذربایجان ایران به بیش از 200 هزار سال برمیگردد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 30 دی 1395-01:06 ق.ظ


تاریخ قبل از اسلام در تبریز و خطه آذربایجان

آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل ، زنجان




آثار زندگی پارینه سنگی و تمدن بشری و ساکن شدن بشر در منطقه آذربایجان ایران به بیش از 200 هزار سال برمیگردد

تمدن ایران


دوره های تاریخی و گاه شمار ایران و جایگاه منطقه آذربایجان

ایران باستان

تمدن آذربایجان


مجموعه جهانی تخت سلیمان یا سوغورلو در تکاب آذربایجان غربی از دوران مختلف قبل از اسلام بزرگترین آتشکده و معابد و مرکز آموزشی اجتماعی نظامی ایران باستان در چهار دوره از جمله زرتشتیان

تخت سلیمان


منطقه باستانی لیلان از هزاره های اول تا چهارم قبل از میلاد مسیح و قلعه باستانی بختک لیلان ملکان از قلعه با قدمت دوره ساسانی و اشکانی 

بختک لیلان ملکان


منطقه فسیل 7 الی 12 میلیون ساله مراغه

بهشت فسیلی ایران

فسیل


تپه زردخانه اهر متعلق به چند دوره تاریخی با قدمت 5 هزار سال

در اهر آثاری باستانی دیگر مانند تپه گورستان گونجیک در گویجه بیل، تپه قلعه کندی روستای آرپالیق، تپه جاجیخلی و قیزیل قیه کندی روستای انجرد، محوطه دیرسک اوستی روستای آرپالیق و محوطه قیزلار

تپه زردخانه اهر


روستای 3 هزار ساله صور بناب شاهکار معماری صخره ای

تا ۳۰ خانوار دارد که مجموعه ای از معماری بسیار زیبا و منحصر به فرد صخره ای را در آن به وجود آورده اند.

صور بناب


معبد قبل و بعد از اسلام قدمگاه در آذرشهر 

تاریخ این معبد از 5 هزار تا 12 هزار سال میرسد و بعد از اسلام نیز عبادتگاه و گورستان صفویان بوده است
قدمگاه آذرشهر

روستای قدمگاه


آثار باستانی اطراف کوه بزقوش سراب - میانه 
مانند کتیبه های اورارتویی رازلیق و تپه باستانی کول تپه
بزقوش

رازلیق

قیز قالا ، قلعه دختر پیش از اسلام میانه

قلعه دختر

قلعه 4 هزار ساله بهستان در ماهنشان زنجان
قلعه بهستان


مجموعه آثار باستانی باستانی چرگر روستای ابهر در زنجان
جیران تپه، تپه زرنگول 1
 و تپه زرنگول 3 همگی از عصر آهن

روستای چرگر



آثار و کتیبه های باستانی ورزقان و اطراف معدن مس سونگون

کتیبه باستانی

گویجه قلعه 
شاهکار هنری اورارتویان متعلق به هزاره اول قبل از میلاد مسیح در مراغه
قلعه باستانی

غار باستانی کهجوق مراغه
غار باستانی

تپه تاریخی ۹ هزار ساله اهرنجان یا کؤل تپه در سلماس آذربایجان غربی
در داخل شهر سلماس قرار گرفته و حدود چهار متر از سطح زمین های اطراف ارتفاع دارد. این تپه یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های جوامع بشری استان در اواخر هزاره هفتم و هزاره هشتم قبل از میلاد مسیح به شمار می رود.

تپه اهرنجان نیز در دشت سلماس در شمال غرب دریاچه ارومیه قرار دارد که در منطقه به "کول تپه سی" یا تپه خاکستری موسوم است، این تپه که قدمت ۹ هزار ساله زندگی جمعی در منطقه را مشخص می کند بنا به اعتقاداتی جزو نخستین روستاهای منطقه محسوب می شود.


اهرنجان سلماس


پل تاریخی خداآفرین قره داغ از دوره هخامنشی


پل خداآفرین


قلعه 3 هزار ساله ضحاک هشترود - در دوره های اشکانی و ساسانی استفاده میشد
ضحاک


قلعه بابک یا جمهور کلیبر از دوره اورارتو و قبل از اسلام و بعد از آن در دوره بابک و حمله اعراب استفاده شد
قلعه


گؤن دوغان یا کندوان روستایی در دل سهند اسکو از 700 تا 6000 سال قدمت
روستای تاریخی

روستای باستانی زمینی حیله ور در کنار کندوان که اکنون متروکه است
حیله ور

موزه عصرآهن در مرکز شهر تبریز از هزار تا 1500 قبل از میلاد مسیح
عصر آهن

قدمت تبریز

یانیق تپه یا تپه سوخته تبریز - خسروشاه
هزاره سوم قبل از میلاد مسیح
تپه تاریخی

یانیق تپه

شهریئری مشگین شهر اردبیل از آثار تمدنی مهم در منطقه آذربایجان
7000 سال قبل از میلاد مسیح یا با قدمت 9000 سال
شهریری


کشف تاریخ ۴۰ هزار ساله اردبیل

یافته های تازه درباره پیشینه اردبیل در منطقه مرادلو اردبیل نشان از کشف تاریخ ۴۰ هزار ساله در اردبیل را به اثبات می‌رساند. محوطه شامل بیش از یکصد تخته سنگ مزین به نقوش صخره‌ای بوده که با بررسی و مطالعه هر یک از آنها زوایای پنهانی از نحوه زندگی و استقرار بشر در این منطقه از کشور نمایان خواهد شد. خود شهر اردبیل نیز قدمتی سه هزار ساله دارد.

مرادلو

گیلوان در خلخال اردبیل
دو گور مربوط به دورهٔ مفرغ جدید (حدود سال ۱۶۰۰ پیش از میلاد)
یک گور مربوط به عصر آهن (حدود سال‌های ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد)
چهار گور مربوط به دورهٔ هخامنشی
۹۹ گور مربوط به عصر آهن (سال‌های ۲۲۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد) موضوع قابل توجه در گورهای عصر آهن تدفین‌های دسته جمعی است که در گورهای این عصر بی نظیر است که این موضوع نشان از همان تداوم فرهنگی از عصر مفروغ جدید تا عصر آهن است. سازه‌های گورهای گیلوان از نوع سازه‌های چاله‌ای‌است و تدفین اسکلت‌ها به صورت چمباتمه‌ای انجام شده‌است.


گیلوان


قلعه 6000 ساله مانداگارانا از تمدن آشوری در مرند
دوره باستان

معبد مهر مراغه از دوره اشکانی
این معبد قبل از آن تا 7000 سال قبل بعنوان سکونتگاه بشری بوده است
معبد مهر
ورجوی مراغه

قلعه پشتو یا پشتاب در هوراند قره داغ 
از دوره اورارتو و سپس اشکانی و ساسانی
پشتو

قلعه باستانی 3 هزار ساله ساردور در سردرود تبریز
باستانی

مهمترین اثر تمدنی خطه آذربایجان
تپه حسنلو سولدوز - نقده آذربایجان غربی 
با شهر تمدنی 8000 ساله 
تپه باستانی
جام زرین حسنلو
جام باستانی


این آثار فقط بخشی از میراث باستانی مهم منطقه آذربایجان است
که البته بیشتر آنها حال و روز خوشی ندارند
به بیشتر موارد فوق در وبلاگ بصورت مستند و یا گذرا اشاره شده است

در آینده تکمیلتر خواهد شد




نظرات() 

آذربایجان باستان ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 30 دی 1395-01:04 ق.ظ


تاریخ قبل از اسلام در تبریز و خطه آذربایجان

آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل ، زنجان




آثار زندگی پارینه سنگی و تمدن بشری و ساکن شدن بشر در منطقه آذربایجان ایران به بیش از 200 هزار سال برمیگردد

تمدن ایران


دوره های تاریخی و گاه شمار ایران و جایگاه منطقه آذربایجان

ایران باستان

تمدن آذربایجان


مجموعه جهانی تخت سلیمان یا سوغورلو در تکاب آذربایجان غربی از دوران مختلف قبل از اسلام بزرگترین آتشکده و معابد و مرکز آموزشی اجتماعی نظامی ایران باستان در چهار دوره از جمله زرتشتیان

تخت سلیمان


منطقه باستانی لیلان از هزاره های اول تا چهارم قبل از میلاد مسیح و قلعه باستانی بختک لیلان ملکان از قلعه با قدمت دوره ساسانی و اشکانی 

بختک لیلان ملکان


منطقه فسیل 7 الی 12 میلیون ساله مراغه

بهشت فسیلی ایران

فسیل


تپه زردخانه اهر متعلق به چند دوره تاریخی با قدمت 5 هزار سال

در اهر آثاری باستانی دیگر مانند تپه گورستان گونجیک در گویجه بیل، تپه قلعه کندی روستای آرپالیق، تپه جاجیخلی و قیزیل قیه کندی روستای انجرد، محوطه دیرسک اوستی روستای آرپالیق و محوطه قیزلار

تپه زردخانه اهر


روستای 3 هزار ساله صور بناب شاهکار معماری صخره ای

تا ۳۰ خانوار دارد که مجموعه ای از معماری بسیار زیبا و منحصر به فرد صخره ای را در آن به وجود آورده اند.

صور بناب


معبد قبل و بعد از اسلام قدمگاه در آذرشهر 

تاریخ این معبد از 5 هزار تا 12 هزار سال میرسد و بعد از اسلام نیز عبادتگاه و گورستان صفویان بوده است
قدمگاه آذرشهر

روستای قدمگاه


آثار باستانی اطراف کوه بزقوش سراب - میانه 
مانند کتیبه های اورارتویی رازلیق و تپه باستانی کول تپه
بزقوش

رازلیق

قیز قالا ، قلعه دختر پیش از اسلام میانه

قلعه دختر

قلعه 4 هزار ساله بهستان در ماهنشان زنجان
قلعه بهستان


مجموعه آثار باستانی باستانی چرگر روستای ابهر در زنجان
جیران تپه، تپه زرنگول 1
 و تپه زرنگول 3 همگی از عصر آهن

روستای چرگر



آثار و کتیبه های باستانی ورزقان و اطراف معدن مس سونگون

کتیبه باستانی

گویجه قلعه 
شاهکار هنری اورارتویان متعلق به هزاره اول قبل از میلاد مسیح در مراغه
قلعه باستانی

غار باستانی کهجوق مراغه
غار باستانی

تپه تاریخی ۹ هزار ساله اهرنجان یا کؤل تپه در سلماس آذربایجان غربی
در داخل شهر سلماس قرار گرفته و حدود چهار متر از سطح زمین های اطراف ارتفاع دارد. این تپه یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های جوامع بشری استان در اواخر هزاره هفتم و هزاره هشتم قبل از میلاد مسیح به شمار می رود.

تپه اهرنجان نیز در دشت سلماس در شمال غرب دریاچه ارومیه قرار دارد که در منطقه به "کول تپه سی" یا تپه خاکستری موسوم است، این تپه که قدمت ۹ هزار ساله زندگی جمعی در منطقه را مشخص می کند بنا به اعتقاداتی جزو نخستین روستاهای منطقه محسوب می شود.


اهرنجان سلماس


پل تاریخی خداآفرین قره داغ از دوره هخامنشی


پل خداآفرین


قلعه 3 هزار ساله ضحاک هشترود - در دوره های اشکانی و ساسانی استفاده میشد
ضحاک


قلعه بابک یا جمهور کلیبر از دوره اورارتو و قبل از اسلام و بعد از آن در دوره بابک و حمله اعراب استفاده شد
قلعه


گؤن دوغان یا کندوان روستایی در دل سهند اسکو از 700 تا 6000 سال قدمت
روستای تاریخی

روستای باستانی زمینی حیله ور در کنار کندوان که اکنون متروکه است
حیله ور

موزه عصرآهن در مرکز شهر تبریز از هزار تا 1500 قبل از میلاد مسیح
عصر آهن

قدمت تبریز

یانیق تپه یا تپه سوخته تبریز - خسروشاه
هزاره سوم قبل از میلاد مسیح
تپه تاریخی

یانیق تپه

شهریئری مشگین شهر اردبیل از آثار تمدنی مهم در منطقه آذربایجان
7000 سال قبل از میلاد مسیح یا با قدمت 9000 سال
شهریری


کشف تاریخ ۴۰ هزار ساله اردبیل

یافته های تازه درباره پیشینه اردبیل در منطقه مرادلو اردبیل نشان از کشف تاریخ ۴۰ هزار ساله در اردبیل را به اثبات می‌رساند. محوطه شامل بیش از یکصد تخته سنگ مزین به نقوش صخره‌ای بوده که با بررسی و مطالعه هر یک از آنها زوایای پنهانی از نحوه زندگی و استقرار بشر در این منطقه از کشور نمایان خواهد شد. خود شهر اردبیل نیز قدمتی سه هزار ساله دارد.

مرادلو

گیلوان در خلخال اردبیل
دو گور مربوط به دورهٔ مفرغ جدید (حدود سال ۱۶۰۰ پیش از میلاد)
یک گور مربوط به عصر آهن (حدود سال‌های ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد)
چهار گور مربوط به دورهٔ هخامنشی
۹۹ گور مربوط به عصر آهن (سال‌های ۲۲۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد) موضوع قابل توجه در گورهای عصر آهن تدفین‌های دسته جمعی است که در گورهای این عصر بی نظیر است که این موضوع نشان از همان تداوم فرهنگی از عصر مفروغ جدید تا عصر آهن است. سازه‌های گورهای گیلوان از نوع سازه‌های چاله‌ای‌است و تدفین اسکلت‌ها به صورت چمباتمه‌ای انجام شده‌است.


گیلوان


قلعه 6000 ساله مانداگارانا از تمدن آشوری در مرند
دوره باستان

معبد مهر مراغه از دوره اشکانی
این معبد قبل از آن تا 7000 سال قبل بعنوان سکونتگاه بشری بوده است
معبد مهر
ورجوی مراغه

قلعه پشتو یا پشتاب در هوراند قره داغ 
از دوره اورارتو و سپس اشکانی و ساسانی
پشتو

قلعه باستانی 3 هزار ساله ساردور در سردرود تبریز
باستانی

مهمترین اثر تمدنی خطه آذربایجان
تپه حسنلو سولدوز - نقده آذربایجان غربی 
با شهر تمدنی 8000 ساله 
تپه باستانی
جام زرین حسنلو
جام باستانی


این آثار فقط بخشی از میراث باستانی مهم منطقه آذربایجان است
که البته بیشتر آنها حال و روز خوشی ندارند
به بیشتر موارد فوق در وبلاگ بصورت مستند و یا گذرا اشاره شده است

در آینده تکمیلتر خواهد شد




نظرات() 

رییس‌ مجمع تشخیص باید مانند هاشمی فراجناحی عمل کند/ریاست حداد عادل مطرح نیست

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 30 دی 1395-12:55 ق.ظ


یک فعال سیاسی اصولگرا گفت: فردی که می‌خواهد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شود باید مانند هاشمی فراجناحی عمل کند و اعتقادات خود را در زمینه مدیریتی دخیل نکند؛ آیت الله هاشمی مدیریت بی نظیری داشت و رئیس جدید مجمع باید مدیریتی داشته باشد که همه او را قبول داشته باشند و تسلط به مسائل و قوانین را به خوبی بداند و به مجلس آشنایی کامل داشته باشد.
جمهوریت؛

 اسدالله عسگر اولادی درباره تعیین رئیس‌مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:بحث جانشینی رئیس مجمع تشخیص مصلحت  در اختیارمقام معظم رهبری است  و ما حق اظهار نظر نداریم، حضرت آقا  دراینباره تصمیم می‌گیرند .

او درباره اینکه چه کسانی  برای این پست مطرح هستند،گفت: حجت الاسلام ناطق نوری ،‌علی اکبر ولایتی  و هاشمی شاهرودی  مطرح هستند،‌البته آقای روحانی را هم مطرح کردند  اما  اکنون  او   رئیس  جمهور است و  نمی تواند دو کار انجام دهد  لذا رئیس مجمع باید اختلافات بین شورای نگهبان  و مجلس  را حل و فصل کند اگر رئیس جمهور بخواهد این کار را انجام دهد  چندان شدنی نیست  اما با این وجود هرچه رهبری صلاح بدانند و تصمیم بگیرند قاطع است.

عسگر اولادی درباره اینکه آیا اسم حداد عادل برای  ریاست  مجمع مطرح شده است ؟گفت: نشنیده‌ام که آقای حداد مطرح باشد.

عضو حزب موتلفه افزود: درباره زمان انتخاب رئیس مجمع از سوی رهبری هیچ اطلاعی ندارم.

رئیس اتاق بازرگانی بیان کرد: سنت وجود دارد که نائب رییس و یا دبیر جلسات را در غیاب رئییس مجمع تشخیص اداره کنندة قاعدتا  باید تا زمانی که رهبری رئیس را تعیین کند نائب رییس یا دبیر کل مدیریت را برعهده گیرند تا جلسات برگزار شود.

او در ادامه گفت:اعتقاد کامل دارم  که فردی که می‌خواهد رئیس مجمع  تشخیص مصلحت نظام شود باید  مانند هاشمی فراجناحی عمل کند و اعتقادات خود را در زمینه مدیریتی دخیل نکند؛ آیت الله هاشمی مدیریت بی نظیری داشت و رئیس جدید مجمع باید مدیریتی داشته باشد که همه او را قبول داشته باشند  و تسلط به مسائل و قوانین را به خوبی  بداند و به مجلس آشنایی کامل داشته باشد.

منبع: ایلنا




نظرات() 

آیا تحصیل به زبان مادری به خودمختاری منجر می شود؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 30 دی 1395-12:29 ق.ظ




 دورنانیوز، در شبکه های اجتماعی و حتی قشر تحصیل کرده نیز به کرات دیده و شنیده می شودکه مطالبه تحصیل به زبان مادری به اتهام جدایی طلبی ختم می شود که در این گزارش به بررسی این باور غلط و اتهام برچسب زنی نادرست میپردازیم.

با این‌که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، حتی هنوز نمی‌توانم به زبان خودم بنویسم. قالب‌ها برایم هم‎چنان فارسی هستند. سیستم تحصیلی و رسانه از کودکی به ما القا می‌کرد که زبان ترکی در حد محاوره است و قابلیت نوشتاری ندارد. الان بزرگ‌ترین آرزویم این است که بتوانم زبان ترکی را مسلط بنویسم و یک کتاب آموزش الفبا بیاورند که بچه‌ها نوشتن یاد بگیرند

«اکبر پاشایی»، فعال مدنی ترک است که در سال ۱۳۸۶ به دلیل فعالیت‌هایش بازداشت شد. بازجوها به او گفته بودند: «شما بحث زبان را بهانه کرده‌اید و اگر این مطالبه‌تان برآورده شود، مطالبه دیگری دارید.» یکی از بازجوهای او گفته بود اگر مشکل تحصیل به زبان مادری حل شود، ترک‌ها به دنبال خودمختاری خواهند بود. در حالی‌که پاشایی عقیده دارد، ریشه و منشا تمام تحقیرها و خود کم‌بینی‌ها از بحث هویت و زبان آغاز می‌شود.

به روایت پاشایی، بیش تر از نیمی از هم‎کلاسی‌های او تا پنجم ابتدایی ترک تحصیل کرده اند؛ نه از آن‌ جهت که علاقه‌ای به مدرسه نداشتند یا توانایی و امکانات‌ تحصیل را، بلکه سختی زبان آموزی آن‌ها را از مدرسه فراری‌ داده بود: «بعضی از ما، مثل من که امکاناتی مثل برق، تلویزیون یا دسترسی به مجله داشتند، کمی با زبان فارسی آشنا بودند. اما خیلی‌ها که از این امکانات نداشتند، وقتی وارد مدرسه می‌شدند، به جای سوادآموزی، مجبور بودند زبان دیگری بیاموزند. مواد درسی ناکافی و کمبود امکانات آن ها را به ترک تحصیل وا می‌داشت.»

همان‌طور که این کنش‌گر مدنی روایت می‌کند، آغاز سال تحصیلی برای کودکان فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان متفاوت است: «قرار است مدرسه جایی باشد که ما هم‌پای هم علم بیاموزیم اما بچه‌های فارسی‌زبان این دو ۱۰۰ متر را از ۳۰ – ۴۰ متر جلوتر شروع می‌کنند. من حتی در دبیرستان هم سر کلاس نمی‌توانستم سوال بپرسم. فکر می‌کردم لهجه‌ام، نقص زبانی است. ناخودآگاه تحقیر می‌شدم و اعتماد به نفس‌ خود را از دست می‌دادم. این نقص زبانی باعث محدود شدن ارتباط اجتماعی ما هم می‌شد.»

در تفاوت زبان ترکی و فارسی همین نمونه کافی ا‌ست که علایم آوایی در ترکی بیش تر از فارسی است و هر کلمه‌ای، به هر زبانی باید از فاکتور قانون هماهنگی اصوات بگذرد. برای همین است که کلمات فارسی و عربی برای ترک‌زبانان به همان شکل ادا نمی‌شود.

به عقیده پاشایی، آگاهی که او و دیگر همراهانش در دانشگاه در خصوص زبان ترکی به دست آوردند، باعث شد که «موضع‌گیری» نسبت به تضییع این حق، به «مطالبه‌گری» تبدیل شود. این در حالی ا‌ست که هر سال کودکان بسیاری در اقصی‌نقاط ایران به مدارسی وارد می‌شوند که زبان مادری آن ها در آن ها نادیده گرفته می شود.

در سال‌های اخیر و پس از روی کار آمدن حسن روحانی، در پی تداوم و شدیدتر شدن طرح خواسته تحصیل به زبان مادری توسط دیگر اقوام ایرانی، او وعده داد که در رفع این تبعیض می‌کوشد. دو سال پیش بود که در خبرها مطرح شد دانشگاه کُردی تاسیس شده است و دولت هم اعلام کرد دانشگاه ترکی نیز ساخته خواهد شد. اما در عمل نه آن‌که تحصیل به زبان مادری آزاد شود یا زبان کردی آموخته شود بلکه تنها رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج تاسیس شد که هر ساله ۲۵ دانشجو در سطح لیسانس می‌پذیرد. رشته زبان و ادبیات ترکی را نیز در دانشگاه تبریز تاسیس کردند که اگرچه می‌تواند قدم مثبتی ارزیابی شود اما به معنای رفع این تبعیض تحصیلی نیست.

آموزش‌ زبان‌های مادری در استان‌های مختلف کشور یکی از وعده‌‌های حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۹۲ بود؛ حقی که در اصل ۱۵ «قانون اساسی جمهوری اسلامی» نیز قید شده است. زمانی‌که «علی‌اصغر فانی»، وزیر وقت آموزش و پرورش دولت روحانی در همان سال از اجرایی شدن این وعده سخن گفت، با واکنش تند و منفی اعضای فرهنگستان فارسی روبه‌رو شد. بیش تر اعضای این فرهنگستان آموزش زبان مادری را تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کم رنگ کردن این زبان دانستند.

«غلامعلی حدادعادل» که ریاست این فرهنگستان را برعهده دارد، در این خصوص گفته بود: «مواظب باشیم که مبادا از کیسه سرمایه‌های ملی‌مان هم چون زبان فارسی برای پیروزی‌های موقت و بی‌حاصل جناحی خرج کنیم.»

«فتح‌الله مجتبایی»، از دیگر اعضای این فرهنگستان، آموزش زبان مادری را «امری وارداتی» خوانده بود: «شک ندارم که این موضوع از خارج به ایران آمده است. قبل از این در هندوستان نیز این مساله توسط انگلستان تجربه شد و امروز هم انگلستان و کشورهای شمالی ما هستند که می‌خواهند این مساله را به ایران وارد کنند.»

دیگر اعضای فرهنگستان هم به دولت هشدار داده بودند که از مداخله مستقیم در آموزش زبان‌های محلی و بومی خودداری کند.

هشدارها البته لفظی نبوده اند؛ موسسه هایی به شکل خصوصی به آموزش زبان‌های ترکی یا کردی در محله‌ها مشغول هستند که هر از گاهی با برخورد ماموران امنیتی مواجه شده و بازداشت می‌شوند. با این حال، هم‎چنان موسسه های دیگری هستند که از نو تاسیس شده یا به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

از آن‌جایی‌که برنامه‌های کودک در صداوسیمای ملی بایستی به زبان فارسی باشد، کودک در استان‌های غیرفارسی‌زبان از این طریق می‌توانند با زبان فارسی آشنا شوند. البته اگر دسترسی به امکاناتی چون برق و تلویزیون داشته باشند.

«شاهد علوی»، روزنامه‌نگار و کنش‌گر کُرد برای ما از تجربیات خودش، زمانی‌که به حرفه آموزگاری مشغول بوده است، روایت می کند:‌ «سال ۱۳۷۱ در روستایی که نیم ساعت با سنندج فاصله داشت، معلم بودم. در آن روستا برق و آب نبود و بچه‌ها برنامه کودک ندیده بودند. دانش‌آموزی داشتم که واقعا معنای کلمه بابا را نمی‌دانست و مطلقا فارسی بلد نبود. وقتی از او می‌پرسیدم آب در چه دمایی گرم می‌شود، به کردی کامل توضیح می‌داد اما در برگه امتحانی به زبان فارسی توضیح بی‌ربطی داده بود. به همین دلیل با افت تحصیلی دانش‌آموزان روبه‌رو هستیم. آن‌ها به جای سواد، باید زبان بیاموزند. همین الان آمار افت تحصیلی در خوزستان بسیار بالا رفته است.»

علوی در خصوص لطمه روانی کودکانی که به زبان مادری خود تحصیل نمی‌کنند، توضیح می دهد بسیاری از این کودکان با آسیب‌های موثری، از جمله افت تحصیلی و کاهش اعتماد به نفس مواجه خواهند شد که ممکن است در زندگی شغلی آن‌ها هم تاثیر بگذارد: «بچه‌های ما در خارج از کشور وقتی به مدرسه‌ای وارد می‌شوند، با آن‌که در محیط اجتماعی آن ها زبان مادری نیست اما آسیب کم‌تری می‌بینند چون در یک محیط مثلا انگلیسی‌زبان قرار می‌گیرند. با این‌حال، بسیاری از کودکان مهاجر در سال‌های اول تحصیل خود در سیستم‌های آموزشی به زبان‌های دیگر، ضربه‌های شدیدی می‌خورند و گاه تروماتیزه می‌شوند. حال تصور کنید فرزند من که در کردستان در محیط اجتماعی‌ خود به کردی بازی و خرید می‌کند، پارک می‌رود و با هم‌سالان خود ارتباط می‌گیرد، ناگهان وارد آموزشی با زبان و علایم بیگانه می‌شود. این مساله شوک عاطفی به کودک وارد می‌کند.»

در برخورد با مطالبه تحصیل به زبان مادری برای دیگر اقوام در ایران، معمولا همان برداشتی رخ می دهد که بازجوی اکبر پاشایی داشت. در شبکه‌های اجتماعی و در میان مردم تحصیل‌کرده نیز به کرات دیده و شنیده می‌شود که مطالبه تحصیل به زبان مادری به اتهام جدایی‌طلبی ختم می‌شود.

اگرچه اکبر پاشایی معتقد است وقتی آگاهی از «محرومیت» افزایش پیدا کند و لمس ‌شود، احساس تعلق به واحد جغرافیایی هم به تدریج رنگ می‌بازد:«چراکه با محرومیت تحصیل به زبان مادری، هویت فرد انکار شده و شخص به جایی می‌رسد که خود را نمی‌شناسد و نفی می‌کند. این بزرگ‌ترین ظلم در حق یک فرد و جامعه است.»

اما شاهد علوی توضیح می‌دهد: «این مطالبه اتفاقا متمدنانه و امروزی است هر زبانی حامل یک فرهنگ است و فرهنگ‌ها بخشی از میراث بشری هستند. هرگام برای حفظ این ثروت کمک به حفظ غنای بشری است. درست است که جهان به سمت بی‌مرزی می‌رود اما چند زبانه کردن یک سیستم اجتماعی لزوما به معنای گسترش و زیاد کردن مرزهای سیاسی نیست. درک زبان یک ملت، درک کلاسیک و بی‌اعتبار از هویت ملی است.»






نظرات() 

پروفئسور زهتابی اورَییمیزده‌دیر

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 30 دی 1395-12:00 ق.ظ

کدخبر : 34307
جمعه ۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۵
فاقددیدگاه
%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a8%db%8c


دورنانیوز – حسن راشدی: آچیقلاما : بو مقاله ۱۳۷۸ جی ایل و رحمتلیک دوکتور زهتابی نین بیر ایل وفاتیندان سونرا یازیلمیشدیر.

بیر ایل بوُندان قاباق، یعنی ۱۳۷۷- جی هجری گونش ایلی آذربایجان میلّتی‌نین هویّت و وارلیغی ایله چیرپینان بیر اورَک ، دی آیی‌نین بیرینجی گونو دایاندی و ‌دی آیی‌نین اوچونجو گونو شبسترده تورپاغا تاپشیریلدی .
شبستَر اهالیسی و آذربایجانین مختلیف شهرلریندن گلن اَدیب ، شاعیر، یازیچی و اؤیرنجیلر ، ۷۵ ایل عؤمور سوروب، آذربایجان عشقی ایله یاشاییب، آذربایجان میلّتی‌نین آلین یازیسی، هویّت و وارلیغی یوْلوندا اؤز وارلیغیندان کئچَن بیر غیرتلی اؤولادینی تورپاغا تاپشیردی!
مُـعجُز شَهَریندن باش قالدیریب میلّتی‌نین دانیلمیش هویّت و تاپدالانمیش شخصیّتینی اوْنلارا قایتارماق اوچون ایناملا فعالیت آپاران بیر اینسان ‌دیلیمیز، ادبیّاتیمیز و مدنیّتیمیز یوْلوندا چالیشانلاری درین ماتمه باتیردی. اوْ گون آذربایجان آنا، محمد تقی زهتابی آدیله تانینمیش ایناملی و ایمانلی ایگید بیر اوْغلونو باغرینا باسدی !
پروْفئسور زهتابی عؤمور بوْیو و اَن گنج یاشلاریندان میلّتی‌نین آلین یازیسینا لاقید قالماغا اؤزونو راضی ائده بیلمه‌ییب استالین ‌دیکتاتورلوغو زامانیندان توتاراق عؤمرونون سوْن دقیقه‌سینه قَدَر خلقی‌نین معنوی حق‌لری یوْلوندا مبارزه‌دن بیر آن بئله دایانمادی، ائله بو یئنیلمَز اراده‌سینه گؤره اوُزون ایللر آغیر سورگون و زندانلارا معروض قالدی.
بؤیوک عالیم، حتّا سورگون دوشوب زنداندا قالدیغی ایللرده‌ ده بئله، بوتون سیخینتی و تضییق‌لره دوزه‌رک میلّتینه چؤرَک یئمَکدن واجیب ساندیغی آذربایجان ‌دیل و ادبیّاتی‌نین قوْرونوب ساخلانیلماسی یوْلوندا سارسیلمادان چالیشدی.
پروْفئسور زهتابی بؤیوک اینسانی سجیّه‌‌لره مالیک اوْلاراق میثلی آز اوْلان مختلیف تخصص‌لو عالیم ایدی. اوْ، آذربایجان تورکجه‌سی‌نین و قدیم تورک‌دیللری‌نین متخصصی اوْلاراق قدرتلی شاعیرو قلمی گوجلو یازیچی و تدقیقاتچی ایدی؛ عین حالدا آدلاری چکیلن تخصص‌لردن علاوه عؤمرونون سوْن ایل‌لرینده‌ دیلیمیزین دوزگون و یوکسَک سویّه‌ده تاریخینی یازماقلا گؤستردی کی، مهارتلی تاریخ متخصصی ایمیش.
پروْفئسور زهتابی “ایران تورک‌لرینین اسکی تاریخی” کیتابینی یازماقلا تورک‌لرین، خصوصیله ایراندا یاشایان تورک‌لرین ‌دیل تاریخی حقّینده یئنی بیر ایز بوُراخدی. اوْ، شرق و غرب عالِـملری‌نین‌دیل تاریخی حقّینده یازدیقلاری اثرلرینی گئنیش سویّه‌ده و دریندن مطالعه ائدیب دونیا مدنیّتی‌نین تَمل داشینی قویان سومئرلرین‌ دیلی ایله ‌دیلیمیزین بیرکؤک و بیر اؤلچوده اوْلدوغوندان و هله آریایی‌لرین ایران اراضی‌سینه کؤچدوکلریندن نئچه مین ایل قاباق تورک کؤکلو خلق‌لرین آذربایجاندا یاشادیقلاریندان نئچه طرفلی و گوجلو سندلر ارائه ائتدی.
دوکتور زهتابی‌نین اوْتوز جیلددن چوْخ شعر، حِـکایه و‌ دیلیمیزین قرامئری حقّینده یازدیغی قیمتلی کیتابلاریندان علاوه اوْنون یالنیز “ایران تورک‌لری‌نین اسکی تاریخی” کیتابینی مطالعه ائدَ‌ن هر بیر کس دریندن اینانیرکی، بو بؤیوک عالیم آذربایجان میلّتی یانیندا و تورک دونیاسیندا ابدی یاشایاجاقدیر!
ابدی یاشاییشا مالیک اوْلا بیلَن اینسانلار عمومیتله عادی اینسانلار کیمی یاشاماغا قناعت ائتمَزلر، پروْفئسور زهتابی‌نین‌دا خصوصی یاشاییشی بئله اوْلموشدور.
او خصوصی یاشاییشی اوچون یوْخ، آذربایجان میلّتی‌نین حق‌لریندن مدافعه ائتدیی اوچون اوُزون ایللر سورگون دوشموش، زندان بوُجاقلاریندا آغیر گونلر ، آی‌لار و ایللر کئچیرمیشدیر، لاکین بوُنلارین هئچ بیریسی بؤیوک عالیمین توتدوغو یولدا اراده‌سینی سارسیلدا بیلمه‌میشدیر.
پروْفئسور زهتابی عؤمرونون سوْن ۱۹ ایلینده عایله‌سی‌ایله بیرلیکده یاشاماقداندا اَل چکیب آذربایجان بوْیدا عایله‌سی ایچینده یاشاماغی اؤزونه معنالی یاشاییش سئچمیشدی. اوْ انقلاب غلبه چالان گوندن قوزئی آذربایجاندان گونئی آذربایجانا دؤنمه‌یه چالیشدی لاکین عایله‌سیز گله بیلدی!
او، اللی آلتی یاشیندان عؤمرونون سوْن دقیقه‌سینه قَدَر اؤز حیات یوْلداشی و ایکی اؤولادیندان مین‌لر کیلومتر اوُزاق، تک و یالقیز یاشادی؛ چونکو اوْ اؤزونو یالنیز اؤز عایله‌سینه یوْخ،‌ دیلی، مدنیّتی و وارلیغی تاپدالانمیش بیر میلّته باغلی گؤرور و اوْ میلّتین یوْلوندا چالیشماغی عایله‌سیله یاشاماقدان اوستون توُتوردو!

دوکتور زهتابی دوْغما وطنه گلَن گوندن میلّتیمیزین ‌دیل و مدنیّتی اوزه‌رینده فعالیته باشلادی. تبریز دانشگاهیندان (بیلیم یوُردوندان) باشلاماق هر یئردن داها لازم‌ و گرکلی ایدی. تبریز بیلیم یوُردوندا آذربایجان تورکجه‌سی و عرب‌دیلینی تدریس ائتمه‌یی وظیفه گؤتوردو . هر ایکی‌دیله احاطه‌سی وار ایدی، بو‌دیللرده دوکتورلوق و پروْفئسورلوق درجه‌سی آلمیشدی، سگگیز ایلدن چوْخ دا عراق‌دا درس دئمیشدی، اما بوُدا چوْخ سورمه‌دی!
«فرهنگی انقلاب» باشلاندیقدا، بیلیم یوُردلاری دا باغلاندی. سن دئمه دوکتور زهتابی‌نین آلین یازیسی‌ دا باشقا جور یازیلمیشمیش!
یئنه‌ده زندان، یئنه ده میلّت‌دن آیری دوشمک دؤرد ایل سوردو. دؤرد ایل کی بیر زاد دئییل، دوکتور زهتابی میلّتی‌نین هدفی یوْلوندا اوزون ایللر‌ سیبری سوْیوغوندا سورگونه دؤزوب آمما سارسیلمامیشدی، دؤرد ایل‌ده دؤزدو، یئنه ده میلّتینه قوْووُشدو، یئنه ده چالیشدی، ریاسیز، بویاسیز و ایناملا !
مظلوم میلّتی‌نین مظلوم‌دیلینی ائولرده درس دئدی. جوانلارا ایناندی، اوُشاقلارین‌دیلینده دانیشدی، بؤیوکلره حؤرمت‌ بسله‌دی ، یالنیز و تک یاشادی، محرومیّت چکدی آما هئچ‌وقت چکدیگی محرومیّتدن دانیشمادی، لاکین میلّتی‌نین محرومیّتیندن اورَیی آجیدی، خصوصی ایله میلّتی‌نین اَن ایلکین اینسانی حقّی اوْلان مدنی- فرهنگی مَحرومیّتی اوْنو هر بیر مَحرومیّتدن آرتیق اینجیدیردی.
او «ایران تورک‌لرینین اسکی تاریخی» کیتابینی یازماقلا هویّت بُـحرانینا دوچار اوْلانلاری بو بُـحراندان چیخارتدی. شوْوُنیست‌لرین و پهلوی‌چیلرین قوْندارما تاریخینه اینانان آذربایجانلیلار و تورک‌لره : «گؤره‌سن بیز مین ایلدیر، یئددی یوز ایلدیر، یوْخسا صفوی دؤوروندن بو طرفه تورکلَشمیشیک؟ » دئیه‌نلرین شُبهه‌سینه سوْن قوْیاراق دیلیمیزین ایراندا ۷۰۰۰ ایللیک تاریخینی اوزه چیخاردیب تاریخلری هَخامنش شاهلاریندان باشلایان و ۲۵۰۰ ایللیک تاریخه فخر ائده‌نلرین آلتین رؤیالارینا سوْن قوْیدو!
علمی‌نین درینلیگینه و یاشی‌نین چوْخلوغونا باخمایاراق یئنی نسیل ایله اوْتوروب- دوُرماغی، اوْنلارین چیین‌‌لرینده اوْلان آغیر میلّی وظیفه‌لر اوزه‌رینده مباحثه‌لره گیریشمه‌یی ضروری گؤردو؛ اوْ، وار قوه‌سی ایله بیر میلّتین وارلیغی و هویتی اوچون چالیشدی عؤمرونون سوْن دقیقه‌سینه قَدَرده چالیشمادان دایانمادی.
روحو شاد یولو یولچولو اولسون .

 





نظرات() 

روایت یک نماینده مجلس از علت فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-11:36 ب.ظ

 اعتماد نوشت: از همان یكشنبه سرد ١٩ دی ماه كه درگذشت آیت‌الله هاشمی همه را در بهت سنگینی فرو برد چرایی مرگ او را در زمزمه‌ها و چهره‌های خیلی‌ها می‌شد خواند. سوالی كه جواب روشنی تا امروز به آن داده نشد. برخی همچون غلامعلی رجایی، مشاور آیت‌الله هاشمی گفتند او در خودرو و در راه بازگشت به منزلش سكته كرد و برخی به نقل از منابع آگاه از سكته آیت‌الله در استخر و در حین شنا سخن گفتند. در این میان حتی عده‌ای تلاش كردند تا سناریوهای دیگری را بچینند. اما احمد مازنی، نماینده تهران با قاطعیت به «اعتماد» می‌گوید كه این موضوع از اساس كذب است. او می‌گوید آیت‌الله هاشمی در استخری در مجموعه سعدآباد بوده و در حین شنا سكته كرده است؛ اما چون آیت‌الله هاشمی عادت داشته هنگام شنا همه را از استخر بیرون كند موقع بروز این اتفاق كسی در استخر نبوده تا سریع‌تر اقدامات لازم را انجام دهد. متن گفت‌وگوی «اعتماد» با نماینده تهران را در ادامه بخوانید.

درباره نحوه درگذشت آیت‌الله هاشمی روایت‌های متفاوتی وجود دارد. مثلا برخی می‌گویند ایشان در خودرو وقتی در حال برگشت به منزل بوده دچار سكته قلبی شده و برخی می‌گویند ایشان درون استخر دچار حادثه شده است. شما روایت موثقی از این موضوع دارید؟

خبری كه من از منابع موثق شنیدم این است كه اتفاقی كه برای آقای هاشمی افتاد در محل كارش بود.

‌ یعنی در همان سعدآباد؟

بله. مجمع تشخیص مصلحت نظام دفتری در مجموعه سعدآباد دارد كه ایشان دو روز در هفته در آنجا مستقر می‌شدند و هم ملاقات‌ها و هم برخی جلسات خودشان را در آنجا برگزار می‌كردند. این تصمیم به این دلیل بود كه با توجه به شرایط سنی كه ایشان داشت به نوعی استراحتی داشته باشند. در همان ساختمان محل كار كه متعلق به مجمع بود این امكان برای‌شان تدارك دیده شده بود. برای استفاده از امكانات ورزشی آنطور كه برای من نقل شده ایشان همیشه تنها می‌رفتند و ورزش می‌كردند. موقع شنا همه را از استخر بیرون می‌كردند. آن روز هم به همین صورت رفتند داخل استخر. خودشان گفته بودند نزدیك اذان بیرون می‌آیند كه برای نماز مغرب آماده شوند.
 
همه محافظان هم بیرون استخر منتظر بودند تا طبق روال همیشگی همان موقعی كه گفته‌اند خودشان بیرون بیایند. اما محافظین ایشان متوجه می‌شوند كه تاخیری پیش آمده وقتی مراجعه كردند دیدند آن اتفاقی كه نباید رخ داده است. ایشان متاسفانه سكته كرده بود. در حالی كه همه فكر می‌كردند مثل همیشه باید در آب و مشغول شنا باشند. این اتفاق و همینطور كهولت سنی كه ایشان داشته باعث بروز این حادثه شد. هرچند این اتفاق تلخ بود اما امیدوارم همانطور كه حیات ایشان عامل وحدت و مانع رشد تضادها بوده است رحلت ایشان هم عامل انسجام بیشتر مردم و جناح‌ها باشد.






نظرات() 

پاسخ دفتر نماینده تالش به سخنان امام جمعه؛ آیا صرف کمک فرماندار به دفتر امام جمعه معیار کمال آقای فرماندار بوده است؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-11:29 ب.ظ

خزر: فرمانداری که نتواند با نماینده مردم تعامل نماید، و فرمانداری که با چندین مدیر و رئیس اداره و حتی کارمندان خودش تنش و درگیری داشته باشد و خدمات به مردم را فدای غرور مدیریتی خود کندنمره اش صد است؟



به گزارش خزر و به نقل از کاسپین، چندی پیش در مراسم معارفه فرماندار جدید تالش، حجت الاسلام انصاری امام جمعه شهرستان تالش با انتقاد از عدم حضور نماینده تالش در این مراسم گفته بود: «از آقای شکری گلایه داریم و جایی که باید باشد و حرف بزند، نیستند و جایی که نباید حرف بزند میزند!».

این سخنان بازتاب رسانه ای زیادی داشت و موجب شد ریاست دفتر نماینده تالش، ماسال و رضوانشهر در مجلس شورای اسلامی بیانیه ای در این خصوص صادر کند، در این بیانیه آمده است:
بسمه تعالی
جناب حجت السلام والمسلمین حاج آقای انصاری

سلام علیکم
جنابعالی بعنوان امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شهرستان تالش اسوه عدالت و راست گفتاری هستید و ما در نماز به جنابعالی اقتدا می نمائیم در مراسم تودیع و معارفه فرماندار تالش در مورد رضایت خود از فرماندار قبلی آقای فتح الهی بیان نمودید که من از نمره صد به ایشان صد میدهیم و فرمودید در بخش فرهنگی کمک های شایانی نموده است.

جناب حاج آقا،نمره صد از صد یعنی نهایت کمال و معصومیت و موفقیت که در این صورت نیاز به تعویض ایشان نبود. فرمانداری که نتواند با نماینده این مردم بزرگ و همیشه در صحنه تعامل نماید، و فرمانداری که با چندین مدیر و رئیس اداره و حتی کارمندان خودش تنش و درگیری داشته باشد و خدمات به مردم را فدای غرور مدیریتی خود کند آیا نمره اش صد است!؟.

آیا صرف کمک فرماندار به دفتر امام جمعه و اظهار ارادت به جنابعالی معیار کمال است؟فرمانداری که با انتخاب دو بخشدار و یک رئیس اداره و آنهم در مدت کوتاه عزل شدند؟ میتواند معیار سنجش موفقیت یک مدیر سیاسی باشد؟

در آن صورت باید تمام جاده های ما آسفالت و مشکلات مردم حل میشد.اگر اندکی فرصت کردید بنده حاضرم در خدمت جنابعالی از ۱۱۸کیلومتر آسفالتی که به دستور آقای فتح الهی توسط یک پیمانکار شناخته شده انجام گرفته بازدید کنیم که عمر این آسفالت ها ، گاهاً به یک هفته نرسیده و بسیاری از این جاده ها بسمت اراضی ییلاقی خودشان کشیده شده است. جناب امام جمعه محترم مگر از وضعیت راه کوهستانی حویق، ناو اسالم و ریک تالش برای مثال خبر ندارید؟ بنظر میرسد محضر جنابعالی اطلاعات درستی ندادن و گرنه عدالت جنابعالی بر همه محرز است و عدالت در گفتار هم ضرورت تام دارد آنهم از زبان بزرگواری چون شما.!

همانطوری که مستحضر هستید وظیفه نماینده ، قانونگذاری و شمول مسئولیت ایشان بعنوان نماینده مجلس کل کشور میباشد و سرنوشت کشور در تصویب به موقع بودجه است و نبود ایشان به دلیل توجه به اهم نسبت به مهم یعنی ضرورت حضور در مجلس بوده است چرا که ایشان با حضور جناب آقای دکتر نجفی استاندار عادل و پرتلاش فکرشان راحت بود.

جناب آقای مهدوی فرماندار بزرگوار را هم به نیکی میشناسند و به ایشان اعتقاد و اطمینان دارند. بنابراین بنظر میرسد گله جنابعالی فاقد موضوعیت باشد و گله ما از جنابعالی بابت کم لطفیتان نسبت به جناب آقای شکری است و گرنه ایشان در مجلس شورای اسلامی و در انجام وظایف نمایندگی و بیان دردهای و گفتمان لازم می پردازند و دقیقاً امروز مجلس شورای اسلامی برای دفاع از حقوق مردم و کمک به دولت حضور فعالانه داشتند. البته ما از شما انتظار داشتیم در موقعی لازم بود شما نیز مشکلات مردم را به فرماندار تذکر میدادید!؟هرچند که شما از نمره صد به ایشان صد دادید!.

وظیفه میدانیم برای همه مسئولان خدمت گذار آرزوی توفیق نمائیم و قضاوت در مورد عملکرد خادمان مردم را خود آنان که به قول حضرت امام (ره) ولی نعمتان ما هستند انجام خواهند داد.

و باید از مردم عزیز تالش هم بپرسیم که آیا از صد چه نمره ای به مسئولین خود خواهند داد؟
البته ضمن حمایت از فرماندار محترم جدید از دور اندیشی و عنایت استاندار عزیز به این خطه شهید پرور نهایت تقدیر و تشکر را داریم

رئیس دفتر نماینده تالش و رزمنده کوچک روزهای سخت انقلاب
رحمان جعفری پور





نظرات() 

پاسگاه قدیمی پل خطبه سرا وخاطرات حسن سبکبار

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-11:15 ب.ظ

 در محیط اطراف و محل زندگی همه ما بناها و ساختمان های قدیمی هست که همه روزه از کنار این بناها رد می شویم و هیچ توجهی به آنها نمی کنیم  بعضی از این ساختمانیها ی قدیمی مربوط به دولت هستند و در امان خدا رها شده اند .در منطقه خطبه سرا از جمله بناهایی که بلا استفاده رهاشده اندازجمله پاسگاه پل و حمام قدیمی خطبه سرا می باشند .

این بنا ها با اینکه مربوط به دولت هستند ولی در اصل متعلق به بیت المال هستندو با کمی تعمیرات می توانند مورد استفاده قرار گیرند . به عنوان مثال می توان از این مکانها به عنوان یک کتابخانه ی عمومی استفاده کرد. .(دهستان خطبه سرا با جمعیت نزدیک به18000 نفر فاقد کتابخانه عمومی می باشد.)


در دهستان خطبه سرا پل های بزرگی هستند که معروف هست در جنگ جهانی دوم توسط روسها ساخته شده اند.این پل هاشاید از نادر پل هایی هستندکه فاقد پل عابر پیاده می باشند. البته دهها سال قبل در زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی پایه های بتونی پل عابر پیاده زده شده سپس نیمه کاره رهاشدند وهم اکنون هم پل مستحکم و بزرگی در حاشیه دهستان که جاده زیر گذر از آنجا عبور خواهد کرد در حال ساخت می باشد .

یکی از بناهایی که به حال خود رهاشده است ساختمان قدیمی پاسگاه حفاظت پل می باشد که قبل از انقلاب از آن به عنوان پاسگاهی برای حفاظت از پل استفاده می شد و بعد از انقلاب تا کنون از آن هیچ استفاده ای نمی شود .حتی در بالای سقف بنا نهال درخت بسکم(افرا)رشد کرده و این نهال حدود دومتر ارتفاع دارد .

در تاریخ مهرماه 92 خواستیم از این بنا عکسی بگیریم که آقای حسن سبکبارکه زمانی مسئول پاسگاه در قبل از انقلاب بودند توضییحاتی در مورد پاسگاه دادند .

اقای حسن سبکبار یکی از محترمین منطقه می باشد و ایشان علاوه برا اینکه داماد خطبه سرایی ها می باشند در منطقه مورد احترام بزرگ و کوچک هستند و در محل به "مشه حسن آقا "،"حسن پلیس"و حسن گیلک " معروف هستند ایشان با آنکه اصالتا" گیلک زبان هستند ولی به خوبی زبان بومی را هم مکالمه می کنند.

اقای حسن سبکبار در کنار پاسگاه قدیمی پل-مهر ماه 1392

نام: حسن سبکبار خسمخچی (از توابع فومنات)     فرزند : مرحوم شعبان   متولد :1329

نوه مرحوم کربلا یی حسن  که در زمان خودشان ازقاریا ن قرآن بودند و در مسجد احمد بیگ خسمخ (توابع فومن)در مراسم های مذهبی به قرائت قران می پرداختند .مرحوم کربلا یی حسن ،در زمانی که وسیله حمل و نقل اسب بوده به زیارت کربلا هم مشرف شده بودند.

 


متن زیر نوشته جناب آقای حسن سبکبار می باشدو مربوط به زمانی می باشد که برای شورای بازار کاندیدا شده بودند .در ضمن ایشان بخاطر درستکاری و صداقتشان آرای زیادی راهم کسب کردند و ایشان اظهار می دارند که آرا بنده پاک بود.و ایشان در این مورد گفتند بنده هم اگر مانند بعضی از اشخاص برای جمع آوری آرا پول خرج می کردم می توانستم به پست و مقامی برسم.وهرگز درستی و راستی را فدای پست و مقام نکردم.

 خلاصه ای از متن نوشته ایشان به شرح زیر است:

این جانب حسن سبکبار در سال 1349 به خدمت سربازی اعزام شدم ودر تاریخ 1351 از خدمت سربازی ترخیص شدم و بمدت دوسال بیکار بودم و بعد از دوسال در اداره راه و ترابری گیلان برای اموزش از حفاظت پلها در استان مازندران مشغول اموزش نظامی بمدت 4 ماه بودم.

در سال 1353 بعد از اتمام دوره اموزشی به روستای خطبه سرا از توابع شهرستان تالش منتقل شدم و به حفاظت ونگهبانی پاسگاههایی که از طرف اداره راه برای حفاظت پلها تاسیس شده بود  مشغول  شدم و با کمترین امکانات مشغول انجام وظیفه بودیم زمانی که برق نبود و وسیله روشنایی ما فانوس دستی بود وبمدت 4 سال در پاسگاه بودم که مصادف شد با انقلاب اسلامی وپس از پیروزی انقلاب از طرف اداره کل راه و ترابری استان به پاسگاه لیسار منتقل شدم و چند سالی در پاسگاه مشغول خدمت بودم ودر سال 1361 از طرف استان گیلان به جبهه های جنگ اعزام شدم و بمدت 45 روز در مناطق عملیاتی شور شیرین در استان ایلام بودم .پس از ان از طرف ستاد نیروی انتظامی به استان شیرازمنتقل شده ودر هنگ کازرون و گروهان نور آباد ممسنی و گروهان مصیری مشغول خدمت شدم و در همین زمان بود که در اثر متحمل شدن سختیهای فراوان به شدت مریض شده و  از طرف بهداری ناحیه به بیمارستان نیروی انتظامی واقع در میدان ونک اعزام شده و در انجا بستری شدم و پس از مدتی بنا به رای شورای پزشکی براساس ماده 78 نیرو های مسلح جمهوری اسلامی باز نشسته شدم.و پس از باز نشستگی در خطبه سرا ساکن شدم ( در ایام خدمت در خطبه سرا زمینی در کنار پل خریده و در ان خانه ای ساخته بودم و برای خانه ام هم سند ثبتی گرفته ام).

سپس مدتی به کار آشپزی پرداختم و در سال 1380 که طرح هدفمندی یارانه ها اجرا شد امتیاز تاکسی تلفنی گلدیس را گرفتم و هم اکنون 35 نفر در حال کار در آژانس گلدیس می باشند.این جانب بمدت چهل سال هست که در خطبه سرا ودر کنار مردم خونگرم و بافر هنگ خطبه سرا  ساکن هستم و مردم شریف خطبه سرا هم به من لطف دارند و بنده هم زبان ترکی را به خوبی یاد گرفته ام ودر خیر و شر و غم و شادی مردم شرکت می کنم ودر ایام فاطمیه در مسجد بازار خطبه سرا  با کمک دوستان آش نذری پخته و از عزا داران حضرت فاطمه (س)پذیرایی می کنیم .

و تا کنون برای کسی ناراحتی بوجود نیاورده ام.....

هم اکنون نیز مدیریت دو تاکسی بار و تاکسی سواری گلدیس را برعهده دارم.




 اقای حسن سبکبار  خسمخچی  از زمان دوره آموزشی خدمتشان  گفتند :در سال 1352

پس از انجام مراحل اول استخدام به اموزشگاه شیر گاه مازندران اعزام شدیم و به مدت شش ماه دوره اموزشی دیدیم وپس از اتمام دوره اموزشی به اداره راه و ترابری گیلان معرفی شدیم واز طرف اداره کل بنده حسن سبکبار به عنوان سرپرست گروه به همراه محمد غافل و یونس خجسته و ناصر اکبر زاده توسط گروهبان یکم یونس پوربا بایک دستگاه جیب شهباز از رشت به طرف شهرستان هشتپر و روستای خطبه سرا حرکت کردیم و پاسگاه حفاظتی پل را تحویل گرفتیم .

عکس قدیمی آقای حسن سبکبار و ناصر اکبر زاده اهل سراوان رشت-تاریخ عکس 1353

و تجهیزات ما تعداد 5000 فشنگ ویک قبضه تفنگ برنو بلند به همراه خشاب و سرنیزه بود و زمانی که پاسگاه را تحویل گرفتیم هنوز در خطبه سرا برق نبود و ما با چراغ گرد سوز و فانوس از پلها نگهبانی می کردیم . وکار ما تا نزدیکی انقلاب ادامه داشت و در ایام انقلاب نیرو های پاسگاه هم به مردم پیوستند وعلاوه بر ما همه پاسگاههای محل  طرفدار نهضت حضرت امام خمینی (ره)بودند. پس از پیروزی انقلاب در سال  1358 به پاسگاه لیسار منتقل شدم و مدت چند سال هم انجا خدمت نمودم ...

آقای سبکبار همچنین از وضعیت خطبه سرا مطالبی را نوشته اند که در زیر نقل می کنیم:در سال 1353 که بنده پاسگاه خطبه سرا را تحویل گرفتم جاده رشت استارا از بازار قدیم خطبه سرا عبور می کرد.


 

روستا های اشیک اغاسی ،کلات ،انبوه ،شاه میلرزان ،ییلاق خطبه سرا ،برزبیل ،کومیری، چوپان محله، روکی محله و دیگر روستاها ...راه درست وحسابی نداشتند مردم با اسب و قاطر ییلاق قشلاق می کردند ولی امروزه اکثر جاده ها ماشین رو شده و بیشتر انها هم اسفالت می باشد .

در چوپان محله خانوار های معدودی بودند از جمله خانواده های نژند، بزرگی ،سماواتی ،بینا پور ،کارگر، محرم و اسکندر اقاجانی فرزند خان جان ،عمویی،دفتری ،حاج عسکر و غلام نجفی و بهریش خان و کلی خان اقاجانی.ودیگر محلات هم جمعیت کمتری داشتند.

واز جمله مغازه دارهای خطبه سرا عبارت بودنداز مرحومین میر احمد اصلح نژاد اد،محمد حسین دریابیگی ،جعفر امامدوست ،مشه ماکریم ذاکری ،حاجی علی گول فرهمند ،حاجی عزت شبرنگ ،حسین دولت پرست آستارایی،  محمد عمویی، قصابی مصیب پور حضرت ،حاج برات وکیل پور ،قهوه خانه و دیزی پزی مشه قدرت پور حاجی، عیسی بشیری ،یعقوب تجارتی ،شعبه نفت حاج فرامرز و سخاوت یونس نژاد و مغازه پست فیروز معافی.....

برنج کوبی بازار مربوط بود به حاجی حسین بیگ مهری و حاجی علیجان اقاجانی و برنجکوبی هم بود که مربوط بود به فیروز معافی و رحیم خان اقاجانی  ....

بنده در سال 1363طبق شورای پزشکی جمهوری اسلامی با درجه گروهبان یکمی در گروهان مصیری هنگ کازرون حکم بازنشستگی خودم را گرفته و به خانه شخصی خودم در خطبه سرا مراجعت نموده و هم اکنون نیزدراین خانه زندگی می کنم .

البته در موردزمین هم باید بگویم زمینیدر حدود 500 متر در کنار پاسگاه پل بود که مربوط به املاک مرحوم جواد بیک بود و این زمین را از پسر بزرگ ایشان بنام بهرام اقاجانی معروف به بهریش خان گرفتم خرید زمین با قباله عادی بودکه متن قباله را مرحوم عصمت حبیبی نوشت در قباله قیمت خرید زمین به مقدار 520 تومان نوشته شد ولی اقای بهریش خان پولی از بنده دریافت نکرد و فقط مبلغ بیست تومان به عنوان شیرینی از بنده گرفت بنده هیچ موقع خوبی ایشان را فراموش نمی کنم خدا والدین ایشان و برادرانش را بیامرزد .


توضییحات بیشتراز: اسفندیار آقاجانی

از جمله از مغازه داران قدیمی خطبه سرا مرحوم محمد ممقانی علی بالایی شکور خلیلی حسین هنر جو آرایشگری داشت مطلب اقبالی اهل اردبیل وحاجی احمد حسن زاده آقامد دایی اسلامپور حاجی موسی پرویزی و حاجی خالق سعدی سرداری قسمت اقاجانی (ایشان علاوه بر خطبه سرا در ییلاق برزبیل هم مغازه داشتند)

حاجی دده کیشی و رضوانپور هم از مغازه دارانی بودند که در ییلاق مغازه داشتند......

در مورد مغازه های مرحوم نوروز خان هم اضافه کنم ظلمی که در حق این مرحوم شد کمتر سابقه دارد .

مرحوم کربلایی نوروز خان آقاجانی فرزند مرحوم حاجی علیجان بود ایشان و مادرش کربلایی هاجر خانم و کربلایی علی گول و  ...از جمله تعداد معدودی بودند که درآن زمان به زیارت کربلا مشرف شده بودند.

(هم اکنون به برکت انقلاب اسلامی زیارت کربلا و زیات مکه مکرمه آسان گشته و کسانی هستند که سعادت چندین سفر زیارتی شامل حالشان شده ولی در قدیم امکانات حمل و نقل به صورت کنونی نبود و در زمانهای قدیمی تر سفر حج یکسال طول می کشید .(به عنوان مثال سفر یکساله حج حاجی صفرو همراهانش با اسب بوده و یکسال طول کشیده است).

مرحوم کربلایی نوروزدر اشاقا بازار خطبه سرا مغازه ای داشت که دوطبقه بود و چند دهنه داشت . مستاجرین مغازه ایشان آقای مطلب اقبالی و مرحوم حاجی احمد حسن زاده و مرحوم مالک یحیایی بود و طبقه بالا در حدود سال 1349 مدرسه رضوان بوده وزمانی هم در اجاره چایخانه ای بود که در آنجا مردم برای گپ و گفتگو جمع می شدند و به تلویزیونی هم که تازه به بازار آمده بود نگاه می کردند.این تلویزیونها با باطری کار می کردند و از اولین کسانی که تلویزیون به بازار خطبه سرا آورد مرحوم خرسند منتظری و سالار پور مهر بود و ....

زمانی که مغازه مرحوم نوروز خان در اثر بی احتیاطی مستاجر (احتمالا مطلب اقبالی اردبیلی ) شروع به سوختن کرد و سپس به طبقه بالا سرایت کرد و طبقه بالا که در اختیار جنگلبانی منطقه بود دارای مواد سوختی انبار شده داشت و باعث شد که کل ساختمان طعمه حریق شود و آن روزگار امکانات فعلی مانند تلفن و آتش نشانی و وآب لوله کشی ...نبود تا بتوان جلوی حریق را گرفت و در کنار ساختمان مرحوم مبرادر ایشان به نام مرحوم مشه قسمت هم مغازه ای داشت که پر از اساس و اجناس بود ومغازه ایشان هم تبدیل به خاکستر شد.

مرحوم کربلایی نوروز خان در دوران کهنسالی ازسوختن مغازه اش شکست زیادی خورد ایشان که فرزند یکی از مالکین منطقه بود کل شالیزار هایش رادر اصلاحات ارضی از دست داده بود و این ساختمان دوطبقه برای ایشان پشتوانه ای بود که تبدیل به خاکستر شد و در آن زمان مثل این ایام نبود که ساختمانها و مغازهها بیمه شده و درصورت خسارت دیدن بتوانند خسارت اموالشان را بگیرند.مرحوم نوروز خان بنا به توصیه پدرش همراه با دیگر مشایخ ساکن بقعه شاه میلرزان مسئولیت حفظ ونگهداری از بقعه شاه میلرزان را برعهده داشت و اخرین کار ایشان تعمیر کلی سقف شاه میلرزان بود و قبل از ایشان هم تعمیرات و ساخت قسمت چوبی بقعه هم مربوط به پدر بزرگ ایشان مرحوم حاجی صفر و دیگر بزرگان مشایخ و عده ای دیگر از اهالی خطبه سرا بوده و هم اکنون این بقعه تحت تولیت اداره میراث فرهنگی می باشد.

 تهیه گزارش ازاسفندیار آقاجانی تاریخ 1392/7/12

 





نظرات() 

معرفی طوایف بزرگ مشایخ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-11:12 ب.ظ

یکی از طوایف بزرگ مشایخ خطبه سراطوایف بزرگ شاهوردی نژاد و وردی خواه و پور اخگری می باشند که در ذیل مختصری به معرفی این دودمان می پردازیم .

زینعالی

ا

کربلا شاهوردی

ا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کد خدا آقا وردی  نصرت وردیخواه    قدرت پور اخگری   سیف ا... شاهوردی نژاد   فرض الله پور اخگری

          ا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرحوم سبز علی                         مرحوم  احد                                 مرحوم  حسرت الله

                               ا                                     ا                                               ا

                      جهانبخش شاهوردی نژاد           علی شاهوردی نژاد                 اروج علی شاهوردی نژاد

این نمودار  معرفی مختصری از دودمان های مشایخ خطبه سرا می باشد که از زمانهای قدیم در رو ستا های خطبه سرا  از جمله  منا چول ،بسکم چل،وکلات ودر ییلاق های تمه شلانه،کمیرلی و آنا بولاغی و کته چل ...ودر روستا های جلگه ای خطبه سرا ساکن هستند .

زبان اصلی این خاندانها تالشی بوده و به دیگر زبانهای مرسوم هم آشنایی دارند.وخانوار هایی از این طایفه هم بنا به مقتضیات شغلی در شهرهای مختلف کشور زندگی می کنند.

اطلاق کلمه ی مشایخ برای روستاهای کوهستانی محل بخاطر زیارتگاه شاه میلرزان می باشد وکلمه مشایخ حمع کلمه شیخ است.

شیخ         لغت نامه دهخدا

شیخ . [ ش َ / ش ِ] (از ع ، اِ) آنکه سالمندی و پیری بر او ظاهر گردد و یا عبارتست از سن چهل یا پنجاه یا پنجاه ویک تا پایان عمر، یا تا سن هشتاد، و یا آنک ...

کلمه شیخ  به بزرگانی که در پیرامون بقعه شاه میلرزان زندگی میکردندگقته می شد .این افراد که اشخاصی مومن و مذهبی بودند و تولیت بقعه رابر عهده داشته و از زوّاری که از دور و نزدیک به زیارت بقعه شاه میلرزان می آمدند پذیرایی می کردند.از جمله مر حومین شیخ طاهر ،شیخ نوصی،شیخ قوام ،شیخ اسد،و.....





نظرات() 

رونمایی از 'تاریخ جامع ایران'

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-10:49 ب.ظ


کاظم موسوی بجنوردی، رئیس "مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی"، گفت که تحقیق، تدوین و نگارش این مجموعه چهارده سال به طول انجامید و ۱۷۰ نفر محقق در این کار دست داشتند.

مجموعه بیست جلدی "تاریخ جامع ایران" رونمایی شد.این مجموعه، شامل تاریخ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام است.
"مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی" ناشر این مجموعه است. این مرکز، موسسه‌ای علمی-پژوهشی است که در اسفند ۱۳۶۲ تاسیس شد و هدف آن "تدوین و انتشار دانشنامه‌های عمومی و تخصصی و کتب مرجع در ابعاد مختلف معارف بشری به ویژه فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی" است.
در مراسم رونمایی "تاریخ جامع ایران" رئیس این مرکز و برخی ویراستاران و پژوهشگران مجموعه و همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد سخنرانی داشتند.
سند هویت ملی ایرانیان
کاظم موسوی بجنوردی، رئیس "مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی"، طی سخنانی گفت که تحقیق، تدوین و نگارش این مجموعه چهارده سال به طول انجامید و ۱۷۰ نفر محقق در این کار دست داشتند.
او افزود: "این اثر عملا مهم‌ترین سند هویت ملی ایرانیان است و ما در نظر داریم این کتاب یعنی "تاریخ جامع ایران" را زنده نگه داریم و در طول زمان نواقص آن را برطرف کنیم."
سر ویراستاران این مجموعه بیست جلدی که هر جلد بالغ بر هزار صفحه می‌رسد، فتح‌الله مجتبایی، ‌صادق سجادی‌، جواد طباطبایی‌ و محمود جعفری دهقی هستند.
بنا به گزارش ایبنا، پنج جلد این مجموعه مربوط به ایران باستان است. مابقی جلدها مختص تاریخ ایران بعد از اسلام هستند. جلدهای پانزدهم تا هفدهم مربوط به تاریخ زبان و ادبیات فارسی است. جلدهای هجدهم و نوزدهم هنر و معماری ایران را روایت می‌کند و جلد بیستم به تاریخ اجتماعی، نظام حقوقی در ایران، ادیان و مذاهب در ایران و طبقات اجتماعی اختصاص دارد.

تاریخ ملی و خودآگاهی ایرانیان


جواد طباطبایی درباره فلسفه نور در دین زرتشت گفت از نظر هگل "نور، عین آگاهی است. ایرانی‌ها گفتند اهورامزدا نور، است یعنی نور علم است و خداوند علم است و به تعبیر هگل خداوند آگاهی است."

جواد طباطبایی، محقق و نویسنده در حوزه تاریخ اندیشه، با استناد به "فلسفه تاریخ" هگل گفت: "هگل معتقد است که ایران یک امپراتوری عظیم و رایش بود." او کلمه دولت را در فارسی معادل دقیق "رایش" نمی‌داند که هگل درباره ایران به کار برد.
او افزود که هگل، ایران را آغاز تاریخ تلقی می‌کند. بر این اساس، طباطبایی ایران را برخلاف بسیاری کشورها، دارای تاریخ ملی می‌داند.
این محقق تاریخ همچنین با اشاره به گفتار هگل درباره فلسفه نور در دین زرتشت گفت از نظر هگل "نور، عین آگاهی است. ایرانی‌ها گفتند اهورامزدا نور، است یعنی نور علم است و خداوند علم است و به تعبیر هگل خداوند آگاهی است."
از این سخنان او نتیجه گرفت: "ما تاریخ ملی داریم و ما به عنوان ملت، تاریخ می‌نوشتیم و به عنوان ملتی که دارای آگاهی تاریخی است تاریخ نوشتیم. از اینجا من نتیجه می‌گیرم و آن این است که افق تاریخ جامع، تاریخ ملی ما است."
تاریخ ایران با نگاه ایرانی
فتح‌الله مجتبایی، عضو شورای عالی بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، به "خلا بزرگی" که در باره نگارش تاریخ و فرهنگ ایران وجود داشت اشاره کرد که با این مجموعه پر شد.
به گفته او این مرکز در حال نگارش "دایره المعارف جغرافیایی" و همچنین "دایره المعارف شهر تهران" است و امیدواریم در آینده دایره المعارف شهرهای دیگر نیز که ریشه‌های هویتی ما هستند‌، تدوین شوند.
مجتبایی همچنین به "تاریخ کمبریج" اشاره کرد که در آن تاریخ ایران به نگارش درآمده اما به نظر او "این اثر با نگاه غربی‌ها" نوشته شده است بنابراین "لازم بود ما نگاه خودمان را منعکس کنیم. زیرا غربی‌ها دریافت‌های خودشان را از ما منعکس کرده‌اند."
چگونگی تدوین


مجتبایی با اشاره به تاریخ کمبریج گفت که در آن تاریخ ایران به نگارش درآمده اما "این اثر با نگاه غربی‌ها" نوشته شده بنابراین "لازم بود ما نگاه خودمان را منعکس کنیم. زیرا غربی‌ها دریافت‌های خودشان را از ما منعکس کرده‌اند."

در این مراسم همچنین صادق سجادی، از سر ویراستاران مجموعه، درباره روند کار تدوین "تاریخ جامع ایران" توضیحاتی ارائه داد.
به گفته او کار تالیف و تدوین از اواسط سال ۱۳۸۰ آغاز شد و "به نام نویسندگان منتخب ثبت شد. ناگفته پیداست که جلب همکاری مشترک ۱۱۰ تن نویسنده برای بخش اسلامی،‌ و حدود ۶۰ تن برای ایران باستان، تا چه اندازه دشوار بود."
او همچنین به دشواری کار ترجمه برخی مدخل‌ها به فارسی و ویرایش آنها اشاره کرد و در این زمینه اظهار داشت علاوه بر مدخل‌هایی که محققان ایرانی به فارسی می‌نگاشتند: "از زبان‌های متعدد شرقی و غربی چون انگلیسی و فرانسه آلمانی و ایتالیایی و ترکی و گرجی و ارمنی و غیره به فارسی ترجمه می‌شد."
اما چون همه ترجمه‌ها در یک سطح نبودند "به این سبب چند مورد،‌ یعنی معدود مقالاتی دو بار ترجمه شد، وظایف ویراستار،‌ در تهذیب متن و اصلاح ضبط اعلام و اصطلاحات و تبدیل جملات بلند و گاه مبهم به فارسی روان و روشن،‌ و در عین حال حفظ دقیق مفهوم که گاه لازم می‌آمد با نویسنده مذاکره شود،‌ سنگین‌تر می‌شد."
او در پایان سخنان خود تاکید کرد این مجموعه در دورانی که کشورها به ثبت تاریخ خود همت می‌گمارند و "بعضی که پیشینه مستقل روشن ندارند و به جعل تاریخ برای خود دست می‌زنند"، از اهمیت خاصی برخوردار است.
آقای سجادی همچنین به ایرج افشار،‌ شرف‌الدین خراسانی و عنایت‌الله رضا، سه تن از مشاوران "تاریخ جامع ایران" اشاره کرد که در دوران تالیف این کتاب در گذشتند و شاهد چاپ این مجموعه نبودند.





نظرات() 

مرگ خاموش بزرگ‌‌ترین سنگ نبشته‌ی ایلامی ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-10:42 ب.ظ

به گزارش اَمرداد، بزرگ ترین سنگ نبشته ی میخی ایلامی ایران در ایذه خوزستان در اِشکَفت(:غار) نامیده شده (:منسوب) به سلمان به همراه نگارکَندهای(:نقش برجسته‌ها) ارزشمند آن در بدترین شرایط نگه‌داری به سر می‌برند و تاراجگران و چپاوُل‌گران بازمانده‌های تاریخی – فرهنگی با پاشیدن رنگ، یادگاری‌نویسی و بدتر از همه خَراش و سابیدن آن‌ها آسیب‌های برگشت‌ناپذیری(:غیرقابل جبران) را به این یادگارهای بی‌همتا زده و چهره‌ی آن ها را زشت و خدشه‌دار کرده اند. گستردگی این آسیب‌ها تا اندازه‌ای است که به باور کارشناسان مرگ خاموش و آرام آنان را به دنبال خواهد داشت و دیگر راهی برای بازگرداندن و جبران آن‌ها به دست نخواهد داد. از همین روی یکی از یادگارهای یگانه و بی‌مانند(:منحصربه فرد) به جا مانده از شهریگری (:تمدن) کمتر شناخته شده‌ی باستانی ایران که همانا دودمان(:سلسله) ایلامی ست رو به ویرانی و پاک شدن(:محو) از چهره‌ی روزگار است تا مدیران و سرپرستان (:مسوولان) میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی همچنان به دنبال کارهای نمایشی و برگزاری نشست ها و هَمایش‌های بدون نتیجه و برونرفت (:خروجی) سرگرم باشند!
گُل سنگ‌ها و درختچه‌ها و نم و رطوبت نیز به جان ناتوان (:بی رمق) این بازمانده‌ها افتاده و مانند خُوره آن‌ها را می‌خورد. باد و باران و آفتاب از دیگر گزندها و آفت های این بازمانده‌ها به شمار می‌آید.
اما بدترین دشواری و نامهربانی و سنگ‌دلی که باید از آن با نام رنج و اندوه (:مصیبت) یاد شود پدیده‌ی ویران‌گر و تباه‌کننده‌ی بازمانده‌های تاریخی یا همان «وَندالیسم» است. این کارِ نابخردان و تاراجگران بیشترین و بدترین آسیب‌ها را به این سنگ‌نبشته و نگارکَندها زده است. شدت این آسیب‌ها در درون اشکفت که در دسترس مردم بوده تا بدان اندازه است که دیگر نمی‌توان نبشته‌ها و نگاره‌ها را خواند و شناخت و آنان را رو به نابودی برده است. مدیران فرهنگی شهری، استانی و کشوری نیز تنها بیننده‌ی(:نظاره‌گر) آن هستند تا دیگر نشانی از شناسه(:هویت)، کیستی و چیستی ما ایرانیان بر جای نماند.
پرسشی که در ذهن هر ایرانی دوستدار تاریخ و فرهنگ آن به وجود می آید، این است که مگر چنین جایگاه مهمی نگهبان و سرپرست ندارد و یا چرا نگهبانان و کارمندان به درستی از این بازمانده‌های بسیار ارزشمند پاسداری و محافظت نمی‌کنند؟ پرسشی که پاسخ آن را باید در جای دیگری جست و جو کرد و آن نبود انگیزه ی کاری و نداشتن عِرق ملی در میان بیشتر کارمندان و نگهبانان و حتا اگر گزافه نگفته باشیم مدیران است. زیرا تنها راه نجات و پیشگیری از گزندهای انسانی، افزون‌بر آموزش و آگاهی رسانی به مردم که بایستی برای آن هزینه کرد، مهر به میهن و دلسوزی از سوی همین کارمندان میراث فرهنگی است. از سویی دیگر، گسترش کَنده‌کاری‌های غیر مجاز و فعالیت سودجویان و قاچاقچیان در ایذه خطری جدی برای بازمانده‌های تاریخی – فرهنگی به شمار می‌آید و جا دارد تا مدیران میراث فرهنگی و یگان پاسداران توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند.
در همین زمینه یکی از باستان‌شناسان به اَمرداد گفت: «بهتر است پیش از این که به بررسی و آسیب‌شناسی این سنگ نگاره‌ها بپردازیم کمی درباره‌ی ایلامیان و ایذه سخن بگوییم. امروزه پژوهش‌های باستان شناسی نشان داده است که هفت تپه وابسته (:مربوط) به روزگار کمترشناخته شده ای از ایلام با فرمان‌روایی «هَلتَمتی» است. اما چُغازنبیل یکی از یادگارهای «اونتاش گال یا اونتاش ناپیریشا» پادشاه ایلام میانه است که دیرینگی هفت تپه بیشتر بوده، ولی روزگار تاریکی از ایلام میانه به شمارمی آید. سالیانی است که بر سر جایگاه بُنیادین اَنشان یا اَنزان گفت وگو در میان است. بر پایه ی پشتوانه (:اعتبار) نمودارهایی (:اشاره ها) که در سنگ‌نبشته‌ها به دست آمده است اَنشان یکی از دولت شهرهای ایلامی درسوی خاوری (:شرقی) شوشان بوده است . از این‌رو با چنین برداشتی به شوَند (:خاطر) دارا بودن بیشترین نگارکَندهای ایلامی در پیرامون دشت ایذه، ایذه را اَنشان می‌دانستند. کاوش‌های باستان‌شناسی در پیش از سال 57 در تَل بیضاء استوار ساخت(:ثابت کرد) که اَنشان ایلامی بایستی در این تَل که به تپه‌ی «مَلیان» نامدار است، باشد. اما این موضوع نیز یک چیستان (:معما) دیگری به دنبال داشت و آن چُنین است که، پس ایذه کجاست؟ اگر ما باور می‌کردیم که ایذه همان اَنشان یا اَنزان است، گستره‌ی جغرافیایی شالوده‌ی (:فونداسیون) ایلام را کوچک تر از آنی که هست، می پنداشتیم. کنون آن که با بازمانده‌هایی که در خارک و کرانه های خاوری ایران یا کرمان پیدا شده است پهنه ی جغرافیایی ایلام را بیش از پیش گسترش داده است. اگر شماری بدون آگاهی از نوشته های ایلامی ایذه درباره ی اَنشان بودن آن پافشاری می‌کنند، بهتر است که کمی به برگردان پارسیِ میخی نبشته‌های کول فَرح (نیایشگاه نارسی نا) و نیایشگاه اِشکفت سلمان (تاری شا) نگاه کنند. آنان که چشم و گوش بسته به سخنان تنها یک بیگانه، ایذه را اَنشان یا اَنزان می‌دانند گویا ناآگاهند(:بی‌خبرند) که در بزرگ ترین سنگ‌نبشته‌ی میخی ایلامی در کول فرَح و اِشکفت سلمان به دولت شهر «آیاپیر» اشاره شده است و نه اَنشان».
جعفرمهرکیان که بررسی و پژوهش‌های فراوانی را در زمینه ی بازمانده های ایذه انجام داده است، افزود : « نیایشگاه «تاری شا» یا اشکفت سلمان که امروزه دیگر در کرانه ی جنوبی شهر باستانی ایذه است و نه دورتر از آن، تنگه ای است که در گویش مردم به آن اشکفت سلمان می گویند. این جایگاه تنگه ی گشاده‌ای است که در فَرجام به یک اشکفت یا غار گشاده ی کم ژرفا که به نام اشکفت سلمان نام آور(:معروف) است، می‌رسد. اشکفت سلمان یکی از نیایشگاه های طبیعی و کهن ایران در روزگار ایلامی بوده است. بر دیواره‌ی شمالی آن، دو نگارکَند و در درون اِشکفت نیز دو نگارکند دیگر که پیکره‌های درون آن به سوی هم می نگرند و نقطه ی برخورد (:تلاقی) نگاه های آن ها، آبی است که از درون این اشکفت هزاران سال است پایان ناپذیر از درون آن بیرون آمده است. این اشکفت با آن که اشکفتی ست طبیعی، ولی چنین پنداشته می شود که از هزاران سال پیش از این دیدگاه، جایگاه درخُوری برای زیست آدمی بوده و نیز جزو کمیاب‌ترین اشکفت های ایران است که از درون آن، آب شیرین روان است و مورد توجه بوده و شاید از همین روی با نام یک نیایشگاه از سوی ایلامیان برگزیده و آن را با پیکره های نیایشی خود آراسته اند».
این استاد دانشگاه در دنباله‌ی سخنان خود گفت: «نگارکَند نخستین در بخش درونشُد (:ورود) ما به این تنگه یا دره، خانواده ی شاهی را که دست به سینه رو به اشکفت می نگرند، نشان می دهد. نخستین کس، مردی است تنومند که بنا بر نوشته هایی که به دبیره‌ی (:خط) ایلامی بر پیکر او نگاشته شده است «هَن نی یا خَن نی» بوده و پس از او «زاشَهشَهی» جانشین (:ولیعهد) او می باشد. پس از آن شهبانو یا مادرش«هوهین یا هوخین» است که هر دو (پدر و مادرش) به یک اندازه نشان داده شده‌اند و این نخستین چیزی است که به جایگاه و شکوه (:منزلت) زن در این روزگار می‌پردازد و نشان دهنده‌ی حقوق برابر زنان در این هنگامه است. در نگارکند سپسین همان خانواده به گونه ای نشان داده شده اند که نیایشگری که می تواند کاهن بزرگ باشد به همراه بُخوردان در برابر آن در حال نیایش به سوی اشکفت دیده می‌شود».
دنباله دارد..


نگاره پادشاه و فرزند دست به سینه و با پوششی تا روی زانو است و اما ملکه پوششی تا پایین پا دارد


افرادی که درحال نیایش هستند


شاهنشاه هَنی به همراه جانشین و ملکه ایلامی


گسترش گل سنگ‌ها و درختچه‌ها تهدیدی جدی برای یادمان ایلامی به شمار می‌آید


سنگ نگاره‌ای که درحال پاک شدن از چهره روزگار است


هردو این نگارکندها بر روی پوشاک‌شان دارای نبشته است که دیگر دیده و خوانده نمی‌شود

 





نظرات() 

در نشست انسان‌شناسی و فرهنگ: روزگاری که بر گل‌نبشته‌های تخت‌جمشید گذشت

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-09:36 ب.ظ

پس از پخش مستند گنجینه ایلامی رامهرز دکتر عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و کارشناس زبان‌های اکدی و ایلامی و ایلام‌شناس پیش از آن‌که به موضوع گل‌نبشته‌های تخت جمشید بپردازد واژه نوشتاری ایلام را مورد بررسی قرار داد و گفت: «واژه ایلام که سومری‌ها به‌کار برده‌اند برگرفته از واژه‌ هَلتَمتی و... است زمانی که وارد میان‌رودان شد به گونه هوزوارشی «م» نوشته‌شد. همه شهرهای کهن میان‌رودان، «اورور»، «اریدو» و «لَکَش» همه به گونه هوزوارشی نوشته‌اند این بدان چَم (:معنی) است که تباری پیش از سومری‌ها بوده که خط را نوآوری کرده‌ و به زبان خودشان نام شهرها را نوشته‌اند از جمله ایلام به گونه «م» نوشته‌اند و «م» در زبان سومری چمار (:معنای) گوناگونی دارد که یکی به چم (:معنی) سرزمین بلند است. بلند شدن در زبان عربی «عَلی یَعلو» است و تنها جایی که ایلام را به «ع» و به چمار سرزمین بلند نوشته‌اند نوشته‌های یهودی است. در میان‌رودان چه در سومری و چه اکدی حرف «ع» وجود ندارد.»
ارفعی در ادامه افزود: «ما به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم ایلام را به عنوان سرزمین بلند بگیریم اگر این کار را بکنیم این برداشت پدید می آید که ایلامی‌ها نام سرزمین و تبار خودشان را از یک واژه ناشناخته سومری گرفته‌اند و این درست نیست برخی زمان‌ها بدون آن‌که چمار واژه‌ها را بدانیم به نادرستی آن را بیان می‌کنیم و این یک اشتباه بزرگی است.»


دکتر عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر و کارشناس زبان‌های اکدی و ایلامی و ایلام شناس

سرنوشت گِل‌نبشته‌های تخت جمشید
این پژوهشگر در ادامه به سرنوشت گِل‌نبشته‌های تخت جمشید از آغاز یافت شدن تا به امروز پرداخت: «این گِل‌نبشته‌ها بین سال‌های 1312 و 1313 خورشیدی در دو اتاق در شمال باختری تخت جمشید پیدا شد پس از نامه‌نگاری‌های بسیار که از سوی «هرتسفلد» فرنشین گروه با دولت ایران انجام داد در سال 1314 پروانه بردن گل‌نبشته‌ها به دانشگاه شیکاگو برای رمزگشایی را گرفت. شوند آن‌که می‌گویم رمز‌گشایی این است که آشکار بود این ها از آنِ تخت‌جمشید و وابسته به هخامنشیان است، خطش‌ خط میخی است ولی آشکار نبود به چه زبانی و وابسته به کدام‌یک از شاهان هخامنشی است.»
این زبان‌شناس از چگونگی بسته‌بندی گل‌نبشته‌های تخت جمشید و بردن آن‌ها به شیکاگو گفت: « پس از آن‌که این‌ها را در پارافین مایع قرار داده و بسته‌بندی کردند در 2353 کارتون مقوایی که هر کدام دارای یک شماره ویژه و روی آن‌ها نیز شمارش گل‌نبشته‌ها نوشته شده‌بود. و در چندین پیت نفت خُرده‌ها را ریخته و همگی سال 1314 در 50 صندوق چوبی از راه بوشهر به امریکا می‌روند. سال 1316 به دانشگاه شیکاگو می‌رسد و آنان در یک تابستان سرگرم پارافین‌زدایی آن‌ها بودند. پس از آن‌که استادی سومری، آلمانی تبار به‌نام آرنولد به همراه سه شاگرد جوانش که تازه دکترا گرفته‌بودند آغاز به رمزگشایی گل‌نبشته‌ها کردند.»
زبان شناس ایلامی گفت که گروه رمزگشا با بهره‌گیری از نسک‌هایی (:کتاب) که پیش از آن در نوشته‌های شوش به‌دست آمده‌ و فرانسوی‌ها آن‌ها را چاپ کرده‌بودند دریافتند که خط و زبان ایلامی است و با بررسی دیگر متوجه شدند نزدیک به 300 تا 400 نوشته‌های آرامی، یکی بابلی، دیگری فیریجی و باقی همه ایلامی هستند. در آغاز گروه گمان می‌کردند گل‌نبشته‌ها وابسته به دوره خشاریاشا باشد تا به گل‌نبشته‌ای برخوردند که سال 22 آن، سال کبیسه بود براساس نوشته‌های بابلی تنها داریوش بزرگ است که در سال 22 پادشاهای آن سال کبیسه وجود دارد.
پژوهشگر پیش‌کسوت در بخش دیگری بیان کرد: «گروه پس از زمانی به گل‌نبشته‌ای برخورد کرد که در آن فرنشین امور مالی فارس یا همان ساتراپ به زیردست خود نامه‌ای داده و در آن چنین آمده «از فَرنَکَ به فلانی، فَرنَکَ می‌گوید داریوش شاه دستور داده از اموال شخصی خود یک‌سد گوسفند به فلان خانم بدهم و من هم اکنون به شما دستور می‌دهم چنان‌چه داریوش به من دستور داده یک‌سد گوسفند به فلان خانم بدهید» و بدین ترتیب نام داریوش در گل‌نبشته‌ها یافت شد بین چهار تا پنج هزار گل‌نبشته‌ای که تا کنون رمزگشایی شده به جز یکی دوتا وابسته به سال‌های سیزدهم تا بیست و هشتم داریوش بزرگ است پس از سال 28 ایستی دیده‌می‌شود پس از دو سال گنجینه دیگری که در خزانه تخت‌جمشید یافت شد آن را کامل کرد، آن‌ها هم به امریکا برده‌شد و گل نبشته‌های خزانه وابسته به سال‌های 30 تا 36 زمان داریوش بزرگ و بیست سال خشایارشا و هفت سال نخست اردشیر یکم است.»


این نمایه مهر داریوش بزرگ است و به سه خط فارسی باستان، ایلامی و بابلی نوشته شده است و نوشته من، داریوش شاه

گل‌نبشته‌های تخت‌جمشید روزگار شگفتی به خود دیدند که ارفعی در این‌باره می‌گوید: «در همین دوران جنگ جهانی آغاز شد از آن جایی که استاد آلمانی گرایش هیتلری داشته به آلمان می‌رود و همکار فرانسوی آن آشکار نیست چه سرنوشتی پیدا می‌کند. یک تن دیگر به‌نام ریچارد هَلِک به سربازی می‌رود. جرج کَمرون در شیکاگو می‌ماند و سرگرم گل نبشته‌های خزانه تخت جمشید می‌شود. هلک پس از دوره سربازی به شیکاگو بازمی‌گردد و به تنهایی سرگرم گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید می‌شود تا این‌که در پایانی سال 1980 ترسایی (:میلادی) درمی‌گذرد. برآیند پژوهش‌هایش 2087 گل‌نبشته به چاپ رساند. در 15 سال پایان زندگیش 2586 گل‌نبشته دیگر را خواند که 33تای آن را چاپ رساند.»
این پژوهشگر پس از درگذشت استادش پژوهش‌های وی را ادامه می‌دهد: «پس از آن 647تای دیگر را من در یک پوشینه (:جلد) آماده کردم تا به چاپ برسد و 773تای دیگر هم برای پوشینه دویم آماده شده‌است پوشینه سوم و چهارم هم درپی خواهد داشت که امیدوارم زمان باشد تا من بتوانم آن‌ها را به هم به زبان فارسی و هم انگلیسی چاپ برسانم چون استاد من آن‌ها زمان نکرد برگردان (:ترجمه) کند و تنها نسخه‌برداری کرد.»
ارفعی از تلاش‌هایی که برای ثبت لوح‌های هخامنشی انجام می‌دهد گفت: « پس از درگذشت استاد من دانشگاه شیکاگو شخصی را به کار گرفت تا کوشش‌های هلک را به چاپ برساند 300 تای نخست کار شد ولی ایست کرد سپس 300 گل‌نبشته به ایران آمد. یهودیان در این زمان درخواست غرامتی را کردند که ایران پرداخت نکرده‌بود و پس از آگاهی یافتن از گل‌نبشته‌ها دستور توقیف و حراج آنان را دادند که همگان از سرگذشتش آگاهی دارید. پس از آن زمان آغاز به عکسبرداری ساده دیجیتالی و سه‌بُعدی برای مستند نگاری کردیم که اگر رویداد ناخوشایندی رخ داد مستندی وجود داشته‌باشد.»
دسته بندی گل‌نبشته‌ها و نبشته‌های آن‌ها
این پژوهشگر از انواع گل‌نبشته‌های تخت جمشید و کارکردش در زمان هخامنشیان گفت: «دو دسته گل‌نبشته تخت‌جمشید داریم یکی خزانه و دیگری بارو است گل‌نبشته‌های خزانه نوعی یادداشت است مانند فلان اندازه نقره در برابر یک‌سوم یا یک‌چهارم مس برای دست‌مزد کارگران پرداخت شده‌است و برابری هم داده‌است مانند یک گوسفند پرداختی برابر با ده پیمانه شراب است و هر پیمانه 9لیتر گنجایش دارد. برابری شراب با گندم یک به سه است، سه پیمانه شراب یک شقله نقره است. این اندازه‌ها از سال سی‌ام پادشاهی داریوش تا هفتم اردشیر یکم یک‌سان بوده‌است. برخی از گل‌نبشته‌های خزانه نامه بالادست به پایین دست است در نامه اندازه‌های پرداختی آمده، در پایان نام نویسنده نامه و دستور دهنده نیز آمده‌است.»
برخی گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید اشاره به گردآوری و پخش کالا دارند
ارفعی در ادامه به بررسی گل‌نبشته‌های باروی تخت جمشید پرداخت: «گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید 32 موضوع را دربر می‌گیرد. کارگزاری یک کالایی را دریافت می‌کند، تحویل می‌گیرد، سپس جابجا کرده و تحویل می‌دهد و به حساب افراد ویژه‌ای واریز می‌شود که این‌ها را در سال‌های آینده یا همان سال به مصرف برساند. گونه دیگر کالایی به شهر وارد شده همان سال یا سال‌ پس از آن مصرف شده‌است. یک‌سری گل‌نبشته نشان‌دهنده مالیات امروزی است که وابسته به پیرامون «نی‌ریز» است و تنها در این میدان وجود داشته‌است. کالاهای گردآوری شده یا جو هستند که از آن آب‌جو ساخته می‌شد و به شما برمی‌گردانند یا در برابر سهم شرابی که به کسی داده‌ می‌شود گوسفند تحویل می‌گیرند که به مصرف آیین‌های دینی و شخصی می‌رسد.»
ارفعی از گونه‌های دیگر مالیات گفت: «گه‌گاه دیده می‌شود سهم دریافتی ایزدان دیگر بالاتر از اهورامزدا است در گل‌نبشته‌ها از ایزدان بسیاری نام آورده شده‌است و برخی کوه‌ها و رودخانه‌ها سپنتا شمرده شده‌است.»
گل‌نبشته‌هایی که به مصرف نهایی می‌پردازد
ارفعی بیان کرد: «این گونه گل‌نبشته‌ها از شاه و خانواده شاه آغاز می‌شود تا به نوکر و کارگرها می‌رسد. شاه در سفری میانگین برای خود و خدمه‌اش 21 گوسفند و ماکیان سر بریده‌است. در گونه‌ای دیگر دختر داریوش بزرگ به همراه پدرشوهرش که از شوش به پاسارگاد می‌رفتند هزینه سفر برای چهار روز هر کدام گرفته‌اند. در برخی به نکته‌های شگفت‌انگیزی برمی‌خوریم در یکی از سفرهای خاندان پادشاهی بانویی از بلوچستان، جنوب کرمان و شمال نی‌ریز می‌گذرد هزینه‌ روزانه‌ای که برای سفرش می‌گیرد از دختر داریوش بیشتر است. نکته دیگر این است که از بلوچستان می‌آید ولی نام ایزد بزرگ ایلام را دارد و این نشان می‌دهد اگر که این بانو کسی نبوده از پارس به بلوچستان رفته باشد پرستش این ایزد تا بلوچستان هم گسترده شده‌باشد و چه مقامی داشته که از دختر داریوش بیشتر دستمزد می‌گرفته است. هنوز موردی در این‌باره پیدا نکرده‌ام که به آن بیفزایم.»
ارفعی در ادامه به گونه‌های دیگر گل‌نبشته که به هزینه‌ها و پرداختی‌ها و دستمزدهای صنعت‌گران، کارگران، جانوران، سفری، اجرای آیین‌های دینی و ویژه زایمان برای بانوان اشاره کرد. در این میان گفت که اگر بانویی دارای فرزند پسر می‌شد دوبرابر بانویی که دارای فرزند دختر می‌شد دستمزد می‌گرفت.»
این زبان‌شناس ایلامی در پایان فرتورهایی از نگاره‌های گل‌نبشته‌ها و مُهرهای دوران تخت جمشید را به باشندگان نشان داد و توضیحاتی درباره آن نیز گفت.


ناصر فکوهی فرنشین تارنمای انسان شناسی


دکتر آزاده احسانی


از سمت راست به چپ:دکتر ناصر فکوهی، دکتر آزاده احسانی و دکتر ارفعی





نظرات() 

چرا در آمریکا فیل نماد جمهوری خواهان و الاغ نماد دموکرات هاست؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-08:39 ب.ظ

درآمریکا بزرگترین و برجسته‌ترین احزاب سیاسی یعنی دو حزب دموکرات و جمهوری خواهان به ترتیب با دو نماد الاغ و فیل یعنی دو حیوانی که شکوه و جلال چندانی ندارند، شناخته می‌شوند که این موضوع عجیب به نظر می‌رسد.

به گزارش یول پرس، درآمریکا بزرگترین و برجسته‌ترین احزاب سیاسی یعنی دو حزب دموکرات و جمهوری خواهان به ترتیب با دو نماد الاغ و فیل یعنی دو حیوانی که شکوه و جلال چندانی ندارند، شناخته می‌شوند که این موضوع عجیب به نظر می‌رسد.

وجه تسمیه این دو حزب به سال ۱۸۲۸ باز می‌گردد یعنی زمانی که «اندرو جکسون» (Andrew Jackson) از حزب دموکرات نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد. در آن زمان مخالفان جکسون برای تحقیر او به خاطر افکار پوپولیستی وی مبنی بر اینکه «بگذارید مردم حکومت کنند» او را (Jackass) یا «جک الاغ» لقب دادند.

جالب اینکه جکسون از این لقب خوشش آمد و با استناد به اینکه الاغ نماد اراده راسخ است، از این سمبل در پوسترهای انتخاباتی خود استفاده کرد. اما این نماد سال‌ها بعد به سمبل حزب دموکرات شهره شد یعنی زمانی که توماس نست،‌ کاریکاتوریست کاریکاتورهای سیاسی در سال ۱۹۷۰ با انتشار این تصویر در هفته نامه «هارپر» باعث شد الاغ به عنوان سمبل شناخته شده حزب دموکرات مطرح شود.

نست در این کاریکاتور از تصویر الاغ برای نمایش دادن حکومت امپراطوری استفاده کرد که کنایه او به اصرار «یولیس اس گرانت» از حزب دموکرات برای نامزد شدن در سومین دور پیاپی انتخابات ریاست جمهوری بود که این خواسته مغایر با قانون اساسی آمریکا بود. همین پافشاری غیرمنطقی موجب شد بسیاری از هواداران این حزب از آن جدا شوند.

نکته اینجاست که همین فرد، ۴ سال بعد، نماد فیل را برای حزب جمهوری خواه طراحی کرد. نست کاریکاتوری در هفته‌نامه هارپر به چاپ رساند که در آن الاغی با پوشیدن پوشش شیر همه حیوانات داخل باغ وحش را ترسانده بود. یکی از این حیوانات یعنی فیل «رای جمهوری خواهان» نام گرفته بود. همین کاریکاتور موجب شد نماد فیل به حزب جمهوریخواه نسبت داده شود.

بعدها برای کودکان کتاب داستانی خر در لباس شیر چاپ شد (در ایران نیز چاپ شده است) که بنحوی این داستان کودکانه داستان واقعی از دنیای سیاست بوده است





نظرات() 

کشف گورهای بزرگان سکایی؛ رویدادی بزرگ در باستان‌شناسی ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 29 دی 1395-08:07 ب.ظ

دکتر حسن یوسفی - برای نخستین‌بار در ایران در کاوش‌های گورستان باستانی خرم‌آباد مشکین‌شهر، گورهایی متعلق به بزرگان اقوام سکایی به دست آمده که رویدادی بزرگ در تاریخ باستان‌شناسی ایران محسوب می‌شود.

به گزارش میراث آریا، گورستان باستانی خرم‌آباد مشکین شهر، در ۷ کیلومتری شهرستان مشکین‌ شهر در استان اردبیل و در ۳۰۰ متری جنوب روستای خرم‌آباد قرار گرفته است.

در کاوش‌های انجام شده در این سایت، آثار گورهای عصر آهن ۱ و ۲ و ۳ (۱۵۰۰ تا ۵۵۰ پیش از میلاد) بدست آمده است. گورهای عصر آهن ۱ و ۲ از نوع گورهای کلان سنگی بوده که با سازه سنگی متشکل از تخته سنگ‌های بسیار بزرگ ساخته شده است؛ بدین گونه که در ابتدا چاله گور به ابعاد مورد نظر کنده شده و دیواره‌ها و سقف با تخته سنگ‌هایی به ابعاد 5/1 تا 5/3 متر به صورت یکرو تراش کار شده است.

اشکال گور‌ها در جهت شرقی- غربی ساخته شده‌اند و طول گور‌ها از ۵/۴ تا ۶ متر و عرض آن‌ها از ۲ تا ۳ متر متغیر بوده، در این گور‌ها تدفین‌ها دسته جمعی و در سطوح مختلف انجام شده است، به گونه‌ای که در یکی از گور‌ها ۱۹ اسکلت انسانی بدست آمد. به نظر می‌رسد تدفین‌های شناسایی شده در چندین نسل صورت گرفته است.

به همین منظور از دیواره‌ غربی این گور‌ها به منظور باز و بسته کردن و قرار دادن تدفین‌های جدید استفاده شده است. علاوه بر اسکلت‌های انسانی، در این گورهای تدفین‌های حیوانی شامل سگ نیز دیده می‌شود. هدایای نیز در کنار اسکلت‌ها، دفن شده که شامل اشیای مفرغی و آهنی، ظروف سفالی و انواع زینت‌آلات است.

شایان ذکر است که این نوع گور‌ها برای اولین‌بار بوده که در ایران کاوش‌ شده است.

برخی از محققان، گنجینه زیویه را نیز محسوب به یکی از شاهزادگان سکایی می‌دانند. در این گور‌ها در ابتدا چاله گور به ابعاد مورد نظر کنده شده است و بعد از انجام تدفین، ‌سقف گور را با الوار و درختان جنگلی (بومی منطقه) ‌ پوشانیده و بر روی گور در ابتدا سنگ چین مدور و در درون آن، تپه‌ای ایجاد کرده‌اند.

بر اساس نوشته هرودوت، مورخ بزرگ، زمانی که پادشاه سکائی از دنیا می‌رفته تعدادی از اسب‌هایی را که وی در زمان حیات خود از آن استفاده می‌کرده به همراه چند نفر از کنیزان، مهتران و زنان دفن می‌کرده‌اند و جسد پادشاه در طبقه زیرین و اسب و سایر افراد نیز بر روی گور قرار می‌گرفته است.

نمونه این آثار تاکنون در کشورهای روسیه، گرجستان و قفقاز بدست آمده اما در کشور ما سابقه نداشته است. اقوام سکائی ۶۲۸ سال قبل از میلاد یعنی حدود دو هزار و ۷۰۰ سال پیش در زمان ماد‌ها به ایران حمله کرده و ۲۸ سال در کشور ایران ماندگار شده‌اند.

*باستان‌شناس مسقر در سایت گورستان تاریخی خرم‌آباد مشکین شهر





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox