تبلیغات
انایوردم خطبه سرا - مطالب مرداد 1394
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

کوه خواری گسترده در شمال تهران/ میگون و شمشک؛ "فلسطین اشغالی" تهران!

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 31 مرداد 1394-10:58 ب.ظ


لواسانات و شیمرانات که منطقه ییلاقی تهران محسوب می شود، مناطقی جذاب برای قشر مرفه و پولدار است. دسترسی سریع به آن و خلوت در مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا همیشه مورد توجه این قشر بوده است.
به گزارش پارسینه، بازار مسکن در تهران- البته قبل از رکود چندسال اخیر- یکی از جذاب ترین بازارهای سرمایه در دنیا است، سودی که با بازار مواد مخدر یا قاچاق سلاح و انسان در کارتل های بین المللی برابری می کند! با اشباع تهران از ساخت و ساز؛ مشکلات تهران از قبیل ترافیک و آلودگی هوا، زمین های اطراف تهران مورد توجه مافیای ساخت و ساز قرار گرفت.

عملا این فضای حیاتی جدید برای ویلاسازان تهرانی، چیزی کوهها و کوهپایه های البرز نبود؛لواسانات و شیمرانات که بطور سنتی منطقه ییلاقی تهران محسوب می شود، امروز کارکردی متفاوت برای مافیای ویلاسازی پیدا کرده اند.

با عبور از جاده دیزین به شمشک و در حریم جاده متوجه ساخت و سازهای مختلف و تخریب بی سابقه و سریع کوهستان و باغات خواهید شد. شمشک و دیرین امروزه  عملا یک کارگاه ساختمانی عظیم و شبانه روزی  "کوه خواری" است، بافت سنتی این ییلاق سنتی به سرعت در حال تغییر است، گویی وارد یکی از دهکده های اروپایی در قلب آلپ شده باشید!

  یکی از افراد محلی در گفت و گو با خبرنگار پارسینه گفت: این منطقه تبدیل به "فلسطین" ایران شده است. پولدارها به اینجا هجوم آوردند و اکثر باغات و زمین ها را از مردم خریده ؛ ویلاسازی می کنند و  تهرانی ها به قیمت های گزاف می فروشند.

یکی از فروشندگان املاک درباره قیمت مسکن و ویلا در این منطقه گفت: قیمت ها بستگی به نوع مصالح به کار گرفته شده در ساختمان دارد. از متری 7 میلیون شروع و تا 20 میلیون تومان تنوع قیمت داریم.

گزارش تصویری پارسینه از این پدیده عجیب را از نظر می گذرانید:

































نظرات() 

ماجرای عکس های حاشیه ساز آقازاده معاون احمدی نژاد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 31 مرداد 1394-10:42 ب.ظ


در روزهای گذشته عکسهایی از یک آقازاده با خودروها و لوازم لوکس و پرچم آمریکا در شبکه های اجتماعی دست به دست می شدند که این عکس ها را به کیان (احسان) علی آبادی، فرزند محمدعلی آبادی وزیر اسبق ورزش، منتسب می دانستند.
در روزهای گذشته عکسهایی از یک آقازاده با خودروها و لوازم لوکس و پرچم آمریکا در شبکه های اجتماعی دست به دست می شدند که این عکس ها را به کیان (احسان) علی آبادی، فرزند محمدعلی آبادی وزیر اسبق ورزش، منتسب می دانستند.

 عکس هایی که در وحله اول یادآور صفحه اینستاگرام بچه پولدارهای تهران بود.تصاویری همراه با مازراتی، ساعت های لوکس و گران قیمت و البسه مارک دار.

پس از فراگیرشدن عکسها در شبکه های اجتماعی، این تصاویر به سایت های خبری راه یافت و حتی باشگاه خبرنگاران متعلق به سازمان صداوسیما، گزارش مفصلی از این صفحه همراه با عکس های آن منتشر کرد تا عکس ها و انتساب آن به فرزند محمد علی آبادی، رسمیت بیشتری به خود بگیرد.

ماجرای عکس های حاشیه ساز یک آقازاده
 از آن سو اما در در اولین واکنش، اینستاگرام منتسب به پسر علی آبادی عنوان کرد که عکس های لوکس صرفا جنبه هنری دارند. ساعتی بعد اما همین عکس های لوکس و به خصوص عکس حالا دیگر مشهور استخر با دوبنده پرچم آمریکا، از این صفحه حذف و نام صفحه از کیان علی آبادی(kianaliabadi) به کیان دیزاینر(kian_designer_pv) تغییر کرد. همچنین پست تازه ای منتشر شد که صاحب صفحه (کیان علی آبادی) را در حال نمازخواندن در کربلا نشان می داد.

اما این همه ماجرا نبود چرا که شب گذشته تمامی عکس های شخصی از این صفحه حذف شدند و نام صفحه نیز به Architect_pvتغییر نام پیدا کرد.

ماجرای عکس های حاشیه ساز یک آقازاده
 
شایان ذکرست که، این صفحه حدود 19 هزار فالوور دارد.

عکس های منتشر شده توسط سایت باشگاه خبرنگاران متعلق به سازمان صداوسیما:

ماجرای عکس های حاشیه ساز یک آقازاده
همچنین این سایت پست فیسبوک مجری شبکه من و تو را نیز منتشر کرده است که نوشته:

این آلبوم اختصاص داره به یکی از آقازاده‌ها. پسر آقای علی آبادی رئیس تربیت بدنی و سرپرست وزارت نفت محمود احمدی نژاد. اسم این آقا "احسان"ـه که تو اینستاگرامش عوضش کرده و گذاشته "کیان". بله، این فرد پسر آقای "علی آبادی"ـه. با مازراتی عکس میگیره، با پورشه، و هی به همه میگه: "با ما لاکچری باشید". هفده هزار فالوئر بدبخت‌تر از خودش هم داره.




نظرات() 

میترا فروزنده، هنرمند تالشی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-08:23 ب.ظ



نویسنده: محمد بابایی بالانجی

میترا فروزنده اهل اسالم و متولد بیست و پنجم خرداد هزار و سیصد و پنجاه و پنج است. اکنون سی‌هشت سال دارد. وقتی چهار سال داشت والدین او متوجه رشد ناموزون او شدند. میترا به مریضی راشتیسم مبتلا بود. دستها و پاهای او درست رشد نکرد. فقط چهار سال اول زندگی را توانست راه برود. تا یازده سالگی بیماری او به اوج رسید. و اکنون نزدیک سی سال است که روی یک تخته صاف زندگی می‌کند. تقریباً هیچکدام از کارهای شخصی خود را به تنهائی نمی‌تواند انجام دهد.

عدم تحرک استخوان‌های او را بسیار نرم کرده و خیلی زود درد شدید به سراغ او می‌آید. هر دو کلیه او سنگ دارد و بعضاً چندین روز پشت سر هم درد می‌کشد. فیزیک بدن او به گونه‌ای است که پزشکان ترجیح می‌دهند هرگز بی‌هوش نشود. تقریباً هیچ عمل جراحی روی بدن او امکان‌پذیر نیست. هر کدام از این مشکلات برای از پا در آوردن یک انسان کافی است. اما میترا یک انسان عادی نیست. شور زندگی و امید و عزمی جزم، از او انسانی فوق‌العاده ساخته است.

به مدرسه نمی‌توانست برود. اما از طریق خواهر خود و در خانه خواندن و نوشتن یاد گرفت. وقتی معلمین منطقه اراده او را دیدند، به طور فوق‌العاده برای او کلاس خصوصی گذاشتند. اکنون میترا باسواد است. به سه زبان تالشی و فارسی و تُرکی تسلط کامل دارد. گاهگاهی به فارسی و تُرکی اشعاری هم می‌سراید. گیلکی و کُردی را نیز کامل می‌داند، اما به راحتی تُرکی و فارسی صحبت نمی‌کند. در استان اردبیل، عنبرانی‌ها زبان خاصی دارند، که هم‌حانواده تالشی است. از دوستان و خویشان خود زبان عنبرانی را هم یاد گرفته و بخوبی صحبت می‌کند. در منطقه تالش با هر کسی به زبان خود او حرف می‌زند. اندکی هم انگلیسی می‌داند. ذوق یاد گرفتن در این دختر پایان ندارد.

نمایشگاه نوروزی میترا

نمایشگاه نوروزی میترا

میترا بسیار خوش صحبت است. شخصیت محوری در میان دوستان و آشنایان دارد. سنگ‌صبور دختر پسرهای جوان تالشی است. شیرین حرف می‌زند. شاداب است و شوخی می‌کند و سر به سر دیگران هم می‌گذارد. و از همه مهمتر اینکه دختری آزاده و از نظر مالی نسبتاً مستقل است. درآمد اصلی میترا از فروش تابلوها و نمایشگاه‌هائی است که به کمک دوستانش در شهرهای مختلف برگزار می‌کند. تا کنون در تهران و رشت و اردبیل و مریوان و هشت‌پر نمایشگاه برگزار کرده است. ماه رمضان سال گذشته میهمان یک برنامه زنده تلویزیونی در اردبیل بود، که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

اتاق و محل کار میترا

اتاق و محل کار میترا

اینجا اتاق کار و محل زندگی و فی‌الواقع محل دائمی نمایشگاه آثار اوست. ایام عید امسال افراد زیادی پای همین سفره هفت‌سین به دیدن او آمدند و آثارش را دیدند و چند نفری هم خرید کردند. علاوه بر نقاشی، منجوق‌دوزی هم می‌کند. در این کارها یاور اصلی او خواهرش جمیله است. متاسفانه جمیله نیز به طور مادرزاد ناشنواست. اغلب کارهای شخصی میترا را جمیله انجام می‌دهد.

میترا به همراه جمیله خواهر ناشنوای خود

میترا به همراه جمیله خواهر ناشنوای خود

نقاشی‌های زیادی کار کرده که با حوصله ویژگی‌های هر کدام را توضیح می‌دهد. طبعیت زیبای تالش و دریا و ییلاق و عشق و نمادهای مذهبی موضوع اصلی نقاشی‌های اوست. در منطقه، تابلوهای با مضمون مذهبی میترا طرفداران زیادی دارد.

پرفروش‌ترین تابلوی او “ضامن آهو” است. دیگر نقاشی پرطرفدار میترا “دختر تالشی” است. که عید همین امسال با قیمت خوبی به فروش رفت. می‌گفت دوست داشتم اینگونه لباس تالشی بپوشم. به نظر می‌رسد تصویر خودش را نقاشی کرده است. بعضی از آثار پرفروش خود را در چند نسخه نقاشی می‌کند. وقتی از او پرسیدم نسخه اصلی کدام است، با شیطنت گفت صورتحساب مخارج زندگی، نسخه اصلی آثار یک هنرمند است.

"دختر تالشی"

“دختر تالشی”

اما روز سوم فروردین امسال تابلوی “آذربایجان مارالی” رکورد شکست. ابتدا یک ایرانی مقیم امریکا به او دویست دلار پیشنهاد داد. بعد شخص دیگری حاضر شد هشتصد هزار تومان نقداً بپردازد. رقابت خوبی شکل گرفت و در نهایت “آذربایجان مارالی” یک میلیون و یک صد و پنجاه هزار تومان فروش رفت.

"آذربایجان مارالی"

“آذربایجان مارالی”

میترا از فروش خوب “آذربایجان مارالی” بی‌نهایت خوشحال شد. عینک و آستیگمات زیاد چشم‌ها، او را اذیت می‌کند. نمی‌تواند روی کاغذ سفید نقاشی کند. پزشکان قول داده‌اند که چشمان او عمل لیزیک شود. با همه تخفیفاتی که معمولاً لحاظ می‌کنند، باز ناچار است هزینه‌های سنگین جراحی و مراقبت‌های بعدی را فراهم کند. خاصه که هیچگونه بی‌هوشی برای او مقدور نیست. فروش تابلو از این بابت او را خوشحال کرد.

میترا روی تابلوهای خود قیمت نمی‌گذارد. کمتر شانس می‌آورد که بر سر یک تابلو میان خریداران رقابت صورت بگیرد. هرگز به مبلغ پرداختی خریدار اعتراض نمی‌کند. اگر کسانی از او تابلو بخواهند، معمولاً بسته‌بندی کرده و پست هم می‌کند. متاسفانه اتفاق افتاده که یا به مقصد نرسیده و یا به هر دلیلی پس از پُست، هزینه تابلو به دست او نرسیده است. اما ابداً این موضوع در روال کار او تاثیر نگذاشته است. هر کس با او تماس بگیرد و اثری از او را بپسندد، و امکان ارسال وجود داشته باشد، مضایقه نمی‌کند.

میترا در ضمن دایرة‌المعارف گویای تالش هم هست. همه لهجه‌های تالشی و شهرها و مناطق تالش را به خوبی می‌شناسد. آشنایان زیاد و محبوبیت فراوانی هم دارد. سرمایه اجتماعی او خیلی بالاست. یکی از دوستان من در دانشگاه کلرادوی امریکا و در مقطع دکترا روی زبان تالشی تحقیق می‌کند. از من خواست کسی را در تالش به او معرفی کنم. بی‌درنگ به او گفتم نگران نباش! فرماندار تالش دوست صمیمی ماست. وقتی با میترا آشنا شد، به من می‌گفت او از استاندار گیلان هم بیشتر در این منطقه نفوذ دارد. دوست من اکنون با دانشگاه گیلان همکاری می‌کند. مدام به ایران می‌آید و به مناطق مختلف تالش‌زبان از فومن و ماسوله و ماسال و شاندرمن و پره‌سر تا عنبران در اردبیل سفر می‌کند. تقریباً به همه لهجه‌های تالشی دسترسی پیدا کرده است. با کسانی در تالش مصاحبه کرده که جز تالشی زبان دیگری نمی‌دانند. دسترسی به چنین اشخاصی در نقاط دور افتاده تالش کار دشواری است. متاسفانه زبان تالشی در آستانه فراموشی است، و برای موضوع تحقیقات ایشان چنین مصاحبه‌هائی جنبه حیاتی دارد. دوست من همه این‌ امکانات پژوهشی سریع و مناسب در منطقه را مدیون سرمایه اجتماعی بالای میتراست. بعید نیست نام میترا در تز دکترای او هم ذکر شود.

میترا بیشتر دوست دارد با او در خصوص شعر و نقاشی صحبت شود. هرگز استادی نداشته و نقاشی را به طور غریزی یاد گرفته است. بهترین همراهی با او درگیر شدن با آثار اوست. انتقادپذیر است و دوست دارد یاد بگیرد. مثل هر هنرمندی اگر کسی خریدار آثار او باشد، بسیار خوشحال می‌شود. از او اجازه گرفتم که شماره مبایلش را در اینجا بگذارم09111835074 . شب‌ها معمولاً تا دیر وقت بیدار است. دختر مومنی است و صبح بعد از نماز و اندکی دعا، دوباره می‌خوابد. به قول خودش لنگ‌ظهری است. دختر تالش با دست‌های کوچولوی خود معجزه می‌کند، و تابلوهای بزرگی می‌کشد.

میترا در حال نقاشی

میترا در حال نقاشی

 

منبع: وبلاگ نهالستان-





نظرات() 

در فروردین ماه سال جاری تابلوی «آذربایجان مارالی» اثر میترا فرازنده، هنرمند معلول تالشی، رکورد شکست

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-08:10 ب.ظ

رکوردشکنی اثر زیبای بانوی هنرمند ایرانی

رکوردشکنی اثر زیبای بانوی هنرمند ایرانی

16 فروردین 1393 ساعت 18:20

گزارشگر : رسانه ایران



حراج میلیاردی آثار هنری در تیر ماه ۱۳۹۲ در تهران را به یاد دارید؟ در این حراجی که سه ساعت طول کشید، یکی از آثار سهراب سپهری از مجموعه «تنه درخت» به مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان به فروش رسید.

 اما این تنها حراج آثار هنری در ایران نیست. گاهی اتفاق‌های دیگری هم می‌افتد.

به گزارش رسانه ایران  در فروردین ماه سال جاری تابلوی «آذربایجان مارالی» اثر میترا فرازنده، هنرمند معلول تالشی، رکورد شکست. ابتدا یک ایرانی مقیم آمریکا به او ۲۰۰ دلار پیشنهاد داد. سپس خریداری دیگر حاضر شد ۸۰۰ هزار تومان نقداً بپردازد. رقابت خوبی شکل گرفت و سرانجام «آذربایجان مارالی» به مبلغ یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان فروش رسید.

 
                                                      نام اثر:آذربایجان مارالی

میترا فرازنده؛ هنرمندی شاداب و مستقل 

محمد بابایی بالانجی، در روزنوشت‌هایش میترا فرازنده، این هنرمند تالشی را معرفی می‌کند. به نوشته آقای بالانجی، میترا فرازنده در خرداد ماه ۱۳۵۵ در اسالم، یکی از شهرهای استان گیلان متولد شده است. این هنرمند در اثر ابتلا به بیماری راشتیسم، توانایی راه رفتن ندارد و از یازده‌سالگی تاکنون کاملاً زمینگیر است. او روی یک تخته صاف دراز می‌کشد و زندگی روزانه‌اش را ادامه می‌دهد. خانم فرازنده به دلیل معلولیت جسمانی‌اش به مدرسه نرفته و خواندن و نوشتن را از خواهرش آموخته و آموزگاران اسالم هم برای او کلاس خصوصی برگزار کرده‌اند.

                                                       نام اثر:ضامن آهو

محمد بابایی بالانجی درباره شخصیت او می‌گوید: «میترا شیرین حرف می‌زند. شاداب است و شوخی می‌کند و سر به سر دیگران هم می‌گذارد. و از همه مهم‌تر این‌که دختری آزاده و از نظر مالی نسبتاً مستقل است.»

فروش خوب «آذربایجان مارالی»

میترا از فروش خوب «آذربایجان مارالی» شاد است. او هزینه زندگی‌اش را از طریق فروش آثارش تأمین می‌کند. محمد بابایی بالانجی می‌نویسد: «میترا روی تابلوهایش قیمت نمی‌گذارد و هرگز به مبلغ پرداختی خریدار اعتراض نمی‌کند. اگر کسانی از او تابلو بخواهند، معمولاً تابلو را بسته‌بندی می‌کند و با پست به دست خریدار می‌رساند. هر کس با او تماس بگیرد و اثری از او را بپسندد، و امکان ارسال وجود داشته باشد، مضایقه نمی‌کند.» او می‌گوید: «میترا نقاشی را به طور غریزی یاد گرفته است. بهترین همراهی با او درگیر شدن با آثار اوست. انتقادپذیر است و دوست دارد یاد بگیرد.»

Image result for ‫محمد بابایی بالانجی‬‎





نظرات() 

سعید شمیرانی، مجری و برنامه‌ساز تلویزیون ماهواره‌ای ایران آریایی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-08:07 ب.ظ

پشت‌پرده‌ی BBC و VOA از زبان مجری تلویزیون ماهواره‌ای +فیلم


مجری شبکه‌ی ماهواره‌ای ایران آریایی در یک برنامه‌ی زنده تلویزیونی اقدام به افشاگری در مورد آن‌چه "ماهیت شبکه‌های دولتی صدای امریکا و بی‌بی‌سی انگلیس" دانسته می‌کند!
سعید شمیرانی، مجری و برنامه‌ساز تلویزیون ماهواره‌ای ایران آریایی روی آنتن زنده‌ی این شبکه از پشت‌پرده‌ی اهداف تشکیل و شیوه عملکرد "رسانه‌های دولتی بی‌بی‌سی و صدای‌امریکا" گفت.

این مجری سلطنت‌طلب می‌گوید: «کارهایی که VOA انجام می‌شود که بودجه‌اش از دولت امریکا تامین می‌شود، برای تامین منافع امریکاست! و همچنین بی‌بی‌سی لندن که به قول معروف می‌گویند یک شرکت هست، ولی منافع کشور انگلستان رو در بر گرفته و بر پایه اون حرکت می‌کند...»

شمیرانی با اشاره به نوع حاکمیت سیاسی برخی کشورها مانند انگلیس و ایالات متحده امریکا اضافه می‌کند: «این کشورها برای چپاول کشورهای دیگر اصولا رسانه‌هایی را تهیه می‌بینند که از طریق سوء‌استفاده از زبان مردم کشورهای متفاوت، بتوانند به نفع خودشان "مُخِ آن جامعه را بزنند" و بعد سیاست را وارد کشور بکنند و در نهایت بتوانند آن مردم را مثل خمیر بکنند

وی همچنین در خصوص چگونگی تشکیل و عملکرد این رسانه‌ها اظهار می‌دارد: « به خاطر این‌که بودجه دارند، یا اصولا در جهان اول هستند! به خاطر این‌که سرمایه‌دار شدند و توانستند بسیاری از مردمان – نه فقط ایرانی – بسیاری از افراد کشورهایی که خدمات فراوان می‌توانستند برای کشور خودشان انجام بدهند را به خارج رهاندند. بعد از دانش آن‌ها استفاده کردند؛ از زبان محلی افراد استفاده می‌کنند اما در جهت چارچوب منافع کشور خودشان!»


سعید شمیرانی که خود از اعضای شبکه‌های ماهواره‌ای محسوب می‌شود اذعان داشته: «آمریکا این کار را کرده، انگلستان این کار را کردند و... کشورهایی که متوجه این مساله شدند که نمی‌توانند همیشه جیب ملتی را از راه جنگ بزنند، آمدند از اقلیت خائن و اکثریت نادان و خود فروش استفاده می‌کنند؛ از زبان محلی‌شان استفاده می‌کنند با ماهی ۵ یا ۶ هزار چند دلار! بستگی به افراد دارد که چقدر زبان‌شان چرب و نرم باشد!»

او همچنین با مخالفت جدی‌تر در قبال بی‌بی‌سی فارسی ادامه می‌دهد: «یکی از صدمات بزرگی که به جامعه ما وارد شد از طریق رسانه بی‌بی‌سی بود... نه فقط نامش را ببریم و این را روی زمین و هوا بگوییم بلکه اسناد غیرقابل انکارِ بسیاری را من تا به همین امروز در طول دهه گذشته دارم. این روند ادامه داشته و کَماکان ادامه دارد!»

دریافت کلیپ



نظرات() 

گم‌شدن مرموز دومین دختربچه در بندر انزلی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-07:57 ب.ظ

 


همسرم برای پختن غذا داخل ساختمان می‌رود و در همین زمان دنیا از خانه خارج می‌شود. زمان زیادی طول نمی‌کشد که همسرم متوجه غیبت دنیا می‌شود. به حیاط و کوچه و خانه همسایه‌ها می‌رود و هرگز تصور نمی‌کرد که دخترمان به همین سادگی ناپدید شود.
٣‌سال و ٧ ماهش بود که ناپدید شد؛ درست مثل مائده ٧‌ساله. یک‌سال پیش بود که ناپدید شدن دخترکی کوچک در شهر بندر انزلی بر سر زبان‌ها افتاد. مدتی در کوچه‌های شهر، پشت هر اجتماع کوچک و بزرگ حرف و حدیث‌ها و شایعات بود که خبر را منتشر می‌کرد و در پس همه این حرف‌ها هیچ‌کس تصور نمی‌کرد این سناریو پایانی نداشته باشد. اما این ماجرا باز هم تکرار شد. ٤ خردادماه ٩٣ در خیابان شهید آلوچه‌چی و یک ‌سال و٢ ماه بعد در خیابان قاضیان، بن‌بست سلیمی نژاد؛ این بار اما در ‌سال ٩٤.
 
به گزارش شهروند، ٤٢٠ روز از ناپدید شدن مائده کبرایی ٧ساله که پس از تعطیلی مدرسه‌اش به طرز مرموزی ناپدید شد، گذشت و حالا آگهی‌های کاغذی بر در و دیوار شهر بندر انزلی خبر از گمشده‌ای دیگر دارد.
 
تکرار سناریوی بچه‌دزدی
 
صبح روز ٢٠ مرداد ماه برای خانواده «دنیا علمی» روز خوبی نبود.دنیا دخترک ٣ ساله در غفلت مادرش از خانه به کوچه رفت و دیگر بازنگشت. هیچ اثری از او نبود؛ کوچه بن‌بست خانه‌شان راه به جایی نداشت که دنیا بتواند از آن بگذرد، آن سرکوچه هم کسی او را ندیده بود. عجیب به نظر می‌رسید! دخترک ٣ ساله؛ تنها؛ آن وقت ظهر؛ مگر می‌شود در شهر کوچکی مثل بندر انزلی مردم دختر بچه‌ای با این مشخصات را ببینند و بی‌تفاوت از کنارش بگذرند؟!
 
پدر دنیا وقتی دید کسی از دخترش خبری ندارد پلیس را در جریان گذاشت و تیمی از پلیس آگاهی برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند و تجسس‌های میدانی خود را آغاز کردند.
 
تحقیقات شبانه‌روزی کارآگاهان برای یافتن سرنخی از سرنوشت دنیا کوچولو در حالی بی‌نتیجه ماند که خانواده نگران او عکس‌هایش را روی کاغذهای کوچک و بزرگ چاپ کردند و به هر دیوار و شیشه‌ای چسباندند تا شاید ردی از دخترشان پیدا شود. 

«رحمان علمی» پدر دنیا که نگرانی در صدایش موج می‌زند درباره گم شدن دخترش به «شهروند» گفت: «وقتی این حادثه رخ داد من سر کار بودم. ساعت ٣٠: ١١ دقیقه صبح بود که دخترم مشغول بازی در حیاط بود. همسرم برای پختن غذا داخل ساختمان می‌رود و در همین زمان دنیا از خانه خارج می‌شود. زمان زیادی طول نمی‌کشد که همسرم متوجه غیبت دنیا می‌شود. به حیاط و کوچه و خانه همسایه‌ها می‌رود و هرگز تصور نمی‌کرد که دخترمان به همین سادگی ناپدید شود.

بعد از آن بود که با من تماس گرفت و مرا هم در جریان ناپدید شدن دخترمان قرار داد. تعجب کرده بودم و به جست‌وجوی دخترم رفتم ولی خبری از او نبود. هیچ‌کس او را ندیده بود و آن‌جا بود که تنم لرزید از این‌که سرنوشت دخترم مشابه دختری باشد که پارسال در شهرمان گم شد و تاکنون هم پیدا نشده است؛ به همین خاطر پلیس را در جریان گذاشتیم و با تهیه عکس‌هایی از دنیا، همه جای انزلی و حتی بیرون شهر نصب کردیم. ولی تلاش‌هایمان هنوز به نتیجه‌ای نرسیده و امیدمان به خداست البته پلیس شبانه‌روز در تلاش است تا ردی از دخترم پیدا کند. از تیم تحقیق و ماموران پلیس کمال تشکر و قدردانی را دارم.»
 
گفت‌وگو با خانواده مائده کبرایی
 
یک‌سال است که دخترش را ندیده؛ اما هنوز اسمش را که می‌شنود صدایش به لرزش می‌افتد.«مائده» اسمی بود که او و همسرش برای نوزادشان انتخاب کردند و هرگز نمی‌دانستند ٧‌سال بعد مائده‌شان؛ دختر یکی‌یکدانه‌شان در مسیری مبهم و رازآلود به سرنوشتی غم‌انگیز دچار می‌شود.

با صبری که خدا به او و خانواده‌اش داده است حرف می‌زند و روزها را همچنان به امید پیدا شدن دخترش پشت‌سر می‌گذارد. با همه این رنج و درد بی‌امان، اما درد دیگری دلش را آزرده است؛ مردم کوچه و خیابان دست از شایعات برنمی‌دارند.

با این‌که سرنوشت دخترک در ‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد برای قضاوت‌ها و شایعات پایانی نیست.

کبرایی درباره ٤٢٠ شبانه‌روز زندگی در میان انتظار برای پیدا شدن ردی از دخترش به «شهروند» می‌گوید: «پرونده دخترم در دادسرا باز است، با این حال پلیس و اداره آگاهی هنوز به دنبال سرنخی برای پیداکردن دخترم هستند. در این مدتی که بدون دخترم گذشت، شرایط ما خیلی سخت بود اما فقط به ائمه پناه بردیم. غم دوری و وحشت از آینده مرموز و نامعلوم دخترم در کنار شایعاتی که مردم کوچه و خیابان برای این ماجرا ساخته بودند، نمک روی زخمم می‌پاشد. من و همسرم همه حرف‌هایشان را نشنیده می‌گیریم و آنها را به خداوند واگذار می‌کنیم، خداوند به خوبی قضاوت خواهد کرد. من امید دارم که یک روز خداوند دخترم را دوباره به ما بر‌گرداند.»
 
حضور دارودسته وهابی‌ها برای ربودن کودکان، تا سارقان سازمان‌یافته و قاتل سریالی دختربچه‌ها، هجمه شایعاتی است که این روزها مسیر واقعی پرونده‌های این‌چنینی را در سطح جامعه به سمت باورهای غلط می‌کشاند.

داریوش سجادی فعال سیاسی  از فساد محمدرضا و اشرف پهلوی  می گوید.


داریوش سجادی فعال سیاسی و از منتقدین نظام فعلی ساکن آمریکا، در صفحه فیس بوک خود در مطلبی با عنوان کنایه آمیز "مهتران ما در دوران پهلوی" از فساد محمدرضا و اشرف پهلوی گفت.


داریوش سجادی، نویسنده و منتقد سیاسی ایران در مطلبی کنایه‌آمیز با عنوان "مهتران ما در دوران پهلوی" از فساد محمدرضا و اشرف پهلوی گفته است.

او با استناد به فیلمی از اشرف پهلوی و همچنین بازگویی خاطراتی از اسدالله علم، وزیر دربار و معتمد شاه مخلوع ایران نوشت:




شایان ذکر است که پیش از این محمود قربانی، همسر سابق گوگوش و برنامه‌ساز شبکه ام‌تی‌سی نیز به افشاگری در مورد روابط پنهانی‌اش با اشرف پهلوی پرداخته بود. جزییات بیشتر در این رابطه را اینجا بخوانید.





نظرات() 

به مناسبت کوچ عمو صمدمان

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-06:50 ب.ظ



روح بزرگوار صمد بهرنگی، اینک در آرامشی وصف نشدنی به سر می برد.

چون به هدف خود، یعنی پروردن ماهی های سیاه کوچولو، رسید.

دریغ، که به چشم خود ندید......




 9 شهریور باز میرسد...

سالمرگ صمد باز میرسد.

نمی دانم چرا،دوست ندارم فکر کنم که صمد کشته شده.دوست دارم حرفهای حمزه فراهتی را باور کنم.دوست دارم باور کنم که صمد واقعا غرق شده.و کشته نشده. 

دوست دارم باور کنم غرق شده، به این دلیل که مطمئنم هیچ انسانی جرات کشتن صمد را نداشت... صمد همانند یک موجود ماورایی در مقابلشان ایمن بود.

دوست دارم باور کنم که فقط آراز بود که از پس صمد عمو برآمد. تا زودتر او را به دربا برساند. صمد عمو مال این برکه نبود...

و صمد در مقابل دعوت آراز مقاومت نکرد.....


 ع.فرزانه

ارس قربانی گرفت.قربانی یک انسان بود،انسانی از بهترین انسانها. ارس خون کرد. شهید یک فرشته بود.فرشته ای از میان فرشتگان افسانه ها....

نمی توان باور داشت و حتی نمی توان به خیال آورد.ولی این فاجعه دردانگیز و هولناک اتفاق افتاد.

ارس،صمد بهرنگی را از میان ما،جمع دوستان و علاقمندان و شاگردانش ربود و در میان امواج بیکران خود غرق ساخت.

مرگ،مرگ نابهنگام و رنج آور،بدون آنکه بتوان انتظارش را داشت در گردابهای جان فرسای ارس کمین گرفت و زندگی بارور یک انسان پاک و صدیق و خلیق را به تاراج برد و همه آن ها را که با خلق و خوی و وارستگی و مناعت او مانوس بودند، در غم و اندوه نشاند.

قلبی که برای بهروزی انسانها تپید و روحی که از عشق به مردم لبریز بود. در شاداب ترین دوران حیات،از تپش و اندیشه بازماند و گلی که در بهترین روزهای طراوت و عطرافشانی بود،پژمرده و پرپر شد و فروریخت.


صمد در زندگی،جویای حقیقت و دانش بود.او در راه وصول به این هدف همه کوشش و نیروی خود را به کار گرفت.اگر می خواهیم خاطره صمد را زنده نگه داریم،باید سعی کنیم بسان او جویای حقیقت و دانش باشیم.

صمد به مردم و به سرزمین و به خانواده خود عشق می ورزید و آنها را در حد پرستش دوست داشت.اگر می خواهیم خاطره صمد را زنده نگه داریم،باید سعی کنیم از رهسپاران  راه پرافتخار او باشیم.


صمد با وارستگی و صفا و صداقت خود یک انسان نمونه بود.


 برای بزرگداشت خاطره او بکوشیم انسانی از طراز او باشیم.




آیا صمد هم عاشق شده بود؟!!!

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 4 شهریور 1394-01:24 ق.ظ


چیزی که در زندگی کوتاه اما مفید صمد عمی، کمتر به آن پرداخته شده، مساله ازدواج و زندگی شخصی اوست. خیلی دوست داشتم در مورد آن بدانم، وقتی که برایم روشن شد، گفتم خوب است با سایر علاقه مندان هم در میان بگذارم. 

«علی اشرف درویشیان» در گفتگویی با «غلامحسین فرنود» از او پرسید:صمد بهرنگی درباره ازدواج چه فکری میکرد و چه نظری داشت؟

فرنود جواب داده: «با این جور مسائل همیشه با حالت طنزآمیزی برخورد می کرد و نمی شد فهمید که می خواهد ازدواج کند یا نه. از این مسائل صحبتی نمی شد.البته فاصله سنی من و صمد کم بود.اما جو طوری بود که از این صحبتها نمیشد...... دوستان ما از قبیل بهروز دهقانی، علیرضا نابدل و مناف فلکی که هر کدام بعدها در راه آرماهای خود،جان فدا کردند، فکر میکردند که برای ازدواج همیشه فرصت هست و در آن زمان ازدواج را امری دست و پاگیر می دانستند.»

«رحیم رئیس نیا» نیز در پاسخ به این سوال گفت:«روزی به خانه آنها رفتم. عکس یک دختر قشنگ روی در اتاقش زده بود. احتمالا دختر روسی بود.مادر صمد هر وقت به او میگفت ازدواج کن، صمد به آن عکس اشاره می کرد و می گفت من ازدواج کرده ام و آن هم عکس زن من است. من با آن دختر ازدواج کرده ام.به شوخی این را می گفت و عکس دختر را نشان می داد. با اشرف دهقانی مثل خواهر و برادر بودند. با دخترهای آشنا و دور و نزدیک، رابطه ای خیلی اخلاقی و انسانی داشت. یک شاعر ترک می گوید:قهرمانانه زندگی کردن، بهتر از قهرمانانه مردن است. اما صمد بهرنگی قهرمانانه زندگی کرد و قهرمانانه هم مرد....»


برچسب‌ها: صمد بهرنگی, زندگی شخصی صمد بهرنگی, صمد بهرنگی و رحیم رئیس نیا








نظرات() 

از شعار رفع تبعیض حسن روحانی تا اعمال تبعیض

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-06:02 ب.ظ

وعده‌هایی که عملی نشد...


ee492a7901
دورنانیوز- سرویس سیاسی و اجتماعی: چرا باید دولتی که خود وعده رفع تبعیض‌های ناروا را داده، این‌چنین فاعل تبعیض می‌شود؟ مگر آذربایجانی کمتر از دیگر هم‌وطنان برای پاسداری و حراست از این مرزوبوم خون داده است؟ این چه رفتاری است که در سال همدلی و هم‌زبانی مردم و دولت انجام می‌گیرد؟ آقایان دولتمرد جواب دهند آیا این‌چنین فرمایش مقام معظم رهبری را به‌جا می‌آورند؟

دورنانیوز- بهرام جوادی – وکیل پایه یک دادگستری: نهم خردادماه سال ۹۲ بیانیه معروف حسن روحانی در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، معروف به بیانیه اقوام و ادیان و مذاهب در ۱۰ ماده منتشر گشت که شاید بتوان گفت مهم‌ترین بند این بیانیه بند ۸ آن است که به‌ صراحت بیان می‌نماید «رفع تبعیضات ناروا در همه ابعاد و اشکال آن»، در کنار این بند، بندهای ۱، ۴ و ۵ نیز اهمیت خاصی برای ائتنیک‌های ایرانی پیدا کرد.

بندهای اول، چهارم و پنجم این بیانیه به ترتیب بیان می‌دارند «تدوین قوانین لازم برای اجرای کامل قانون اساسی به‌ویژه اصول ٣، ١٢، ١۵، ١٩، ٢٢ و… در دولت تدبیر وامید به‌منظور رفع  تبعیض»، «تدریس زبان مادری ایرانیان (ترکی، کردی، عربی و…) به‌طور رسمی در سطوح مدارس و دانشگاه‌ها در اجرای کامل اصل ۱۵ قانون اساسی»، «تقویت فرهنگ و ادبیات اقوام ایرانی و پیشگیری از زوال آنان به‌منظور حفظ و نگهداشت این میراث کهن ایرانی».

روحانی و آذربایجان

در کنار این بیانیه وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی در تبریز و اورمیه برای آذربایجانیان «ایجاد فرهنگستان زبان و ادب ترکی»، «اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی، تدریس زبان مادری در مدارس کنار زبان فارسی» و «احیای دریاچه اورمیه» باعث گردید رأی آذربایجانیان به‌سوی حسن روحانی روانه گشته و در استان آذربایجان غربی ۶۳%، آذربایجان شرقی حدود ۵۸%، اردبیل بیش از ۵۸% زنجان ۵۱% و … آرا را کسب نماید که به‌طور میانگین ۵۷ درصد آرا ۴ استان اصلی ترک‌نشین به نفع وی باشد که از میانگین کشوری ۵ درصد بالاتر است.

روحانی و ائتنیک کرد

برعکس آذربایجان که وعده‌های انتخاباتی وی جنبه قومی داشت در مناطق کردنشین وعده به نحو دیگر بر حول محور اقتصادی بیان گشت از «تشکیل کارگروه ویژه افزایش اعتبارات کُردستان» تا «توجه ویژه به صنعت کُردستان» و در مورد حقوق اقوام به‌صورت کلی در سخنرانی انتخاباتی خود در سنندج از تدوین حقوق شهروندی و توجه به فرهنگ کرد و بیانیه ۱۰ بندی معروف خود سخن گفته و به‌صورت مشخص وعده با محوریت حقوق قومی بیان نداشته است.

حسن روحانی با این وعده‌ها توانست در استان کردستان ۷۰% آرا و کرمانشاه ۶۲% مشارکت‌کنندگان را به‌سوی جلب نماید، باز بیشتر از میانگین کشوری.

این آمارها نشان می‌دهد میانگین آرا حسن روحانی در بین ائتنیک های قومی بالاتر از قومیت فارس است.

تشکیل دولت تدبیر و امید

پیروزی حسن روحانی باعث ایجاد موجی از شادی در خیابان‌ها و امید در دل‌ها گشت و همگان منتظر اجرای وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بودند و هم‌اکنون بیش از دو سال از زمامداری وی و کابینه‌اش می‌گذرد ولی نتایج نظرسنجی که در خردادماه امسال توسط موسسه «آی پز» انجام‌گرفته از کاهش محبوبیت حسن روحانی خبر می‌دهد، به‌راستی چرا محبوبیت وی رو به کاهش است؟ سؤالی که در ادامه مطلب درصدد پاسخ‌گویی به آن خواهیم بود.

با نظر گرفتن این موضوع که معمولاً محبوبیت دولت‌ها باگذشت زمان کاهش پیدا می‌کند به بررسی کاهش محبوبیت حسن روحانی در بین آذربایجانیان و اکراد می‌پردازیم.

چنانچه ابتدای یادداشت به وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی نسبت به آذربایجانیان اشاره گردید، احیای دریاچه اورمیه تاکنون در حد حرف باقی و هیچ اقدام عملی انجام نگرفته است، ایجاد فرهنگستان زبان و ادب ترکی به حد یک بنیاد فرهنگی تعدیل یافت و عملاً هیچ ثمره‌ای برای حفاظت زبان ترکی در ایران ندارد و اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی نیز به‌کل فراموش گردیده است تا آنجا که در جریان سفرش به تبریز از مردم کارت قرمز دریافت نمود که می‌توان گفت اولین اعتراض نسبت به عملکرد حسن روحانی در ۲ سال ریاست جمهوری‌اش در کشور می‌باشد.

اما در کردستان که شعارها بر محوریت مسائل اقتصادی بود دولت نتوانست با توجه به شرایط کشور وعده‌های اقتصادی خود نه‌تنها نسبت به کردستان بلکه کل کشور اجرایی نماید و تنها موفق به کنترل بازار شده است و شاید دلیل آن هم ناشی از رکود ایجادشده در بازار در دوره پیش از حسن روحانی بازمی‌گردد اما حسن روحانی نسبت به کردستان رویه دیگری پیش گرفت. از ایجاد رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج، تدریس زبان کردی در مدارس کردستان، اقدام به ایجاد بخش کردی خبرگزاری رسمی ایران «ایرانا» عملاً به بخشی از وعده انتخاباتی بیانیه سوم جامه عمل پوشیده است اما باز به دلیل عدم اجرایی شدن وعده انتخاباتی در موضوع اقتصاد محبوبیت وی رو نزول قرارگرفته است.

اما حال سؤال اینجاست به‌راستی دلیل رفتار دوگانه دولت اعتدال، تدبیر و امید نسبت به ائتنیک‌های قومی در ایران چیست؟

چرا باید دولتی که خود وعده رفع تبعیض‌های ناروا را داده، این‌چنین فاعل تبعیض می‌شود؟ مگر آذربایجانی کمتر از دیگر هم‌وطنان برای پاسداری و حراست از این مرزوبوم خون داده است؟

این چه رفتاری است که در سال همدلی و هم‌زبانی مردم و دولت انجام می‌گیرد؟ آقایان دولتمرد جواب دهند آیا این‌چنین فرمایش مقام معظم رهبری را به‌جا می‌آورند؟

و ده‌ها سؤال بی‌جوابی که در ذهن هر آذربایجانی نقش بسته و امید است جوابی درخور از طرف دولت تدبیر و امید داده شود و در غیر این صورت پاسخ روشن خواهد بود که جناح حاکم در دولت، انتخابات پیش رو را در آذربایجان به جناح رقیب واگذار خواهد کرد!





نظرات() 

ترکی زبان حکومت و فارسی زبان محبت است

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-05:55 ب.ظ


farhangnews_137941-394949-1438576307
دورنانیوز- سرویس تاریخی و فرهنگی: رئیس فرهنگستان زبان فارسی گفت: سال‌ها پیش در استانبول با یکی از اساتید ترک که فارسی نیز می‌دانست صحبت کردم او می‌گفت در بین ما یک مثلی است که می‌گویند: اگر می‌خواهی علم و معرفت بیاموزی زبان عربی بیاموز. اگر می‌خواهی حکومت کنی ترکی بیاموز و اگر می‌خواهی محبت کنیم فارسی بیاموز.

به گزارش دورنانیوز، دومین نشست قند پارسی که با حضور غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان ادب فارسی، ابوذر ابراهیمی ترکمان رئیس و قهرمان سلیمانی معاون پژوهشی سازمان فرهنگ و ارتباطات به همراه ۲۱۰ نفر از دانشجویان زبان فارسی و اساتید ایران‌شناس و رؤسای اتاق ایران، آیت‌الله محمدعلی تسخیری، لاله افتخاری، حجت‌الاسلام سالک از نمایندگان مجلس شورای اسلامی عصر امروز ۲۵ مرداد در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

در این مراسم غلامعلی حداد با بیان اینکه مطمئن باشید زبان فارسی که در پی آموختن آن هستید رمز و راز و جاذبه‌ای دارد که شما از آموختنش پشیمان نخواهید شد، افزود: این زبان، زبان علم، دین، فلسفه،‌ حکمت و عرفان و محبت است.

رئیس بنیاد سعدی خاطرنشان کرد: سال‌ها پیش در استانبول با یکی از اساتید ترک که فارسی نیز می‌دانست صحبت کردم او می‌گفت در بین ما یک مثلی است که می‌گویند: اگر می‌خواهی علم و معرفت بیاموزی زبان عربی بیاموز. اگر می‌خواهی حکومت کنی ترکی بیاموز و اگر می‌خواهی محبت کنیم فارسی بیاموز.

لازم به ذکر است حداد عادل از جمله مخالفین سرسخت اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی توسط دولت، رسمیت زبان ترکی در کشور به عنوان زبان مادری بیش از ۳۰ میلیون ایرانی و آموزش این زبان در مدارس و دانشگاه‌ها می‌باشد و پیش‌تر در تبریز و در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در رابطه با علت مخالفت وی با حفظ و ترویج زبان ترکی در ایران گفته بود: همین که در خانه‌هایتان به زبان خودتان صحبت میکنید کافی است





نظرات() 

صمد از زبان نزدیکترین دوستش( به قلم بهروز دهقانی)

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-05:53 ب.ظ


یادمان صمد بهرنگی

روشنایی هرچقدر هم ناچیز باشد،بالاخره روشنایی است..

«ال چکمه ین ال چکمز

گرک جان چکه دردی»

ساده تر از او نمی شود زندگی کرد.برای زنده ماندن به هر چیزی قناعت می کرد اما برای زنده بودن هیچ چیزی را نمی پذیرفت:هیچ نوع آداب و سنت و قرارداد از پیش معینی را،مگر آنکه به معیار سود و زیان خلق خورده باشد،نمی پذیرفت.و اینکه دکتر ساعدی در موردش نوشته«آزمون تنها معیار زندگی اش بود»،در مورد همه چیز صحت داشت.روش بزرگ زندگی صمد، ایمان بزرگی بود که به زندگی و آینده داشت.

  نه بدبین بود و نه خوش بین،که واقع بین بود. زندگی آینده مثل چیز قابل لمسی جلوی چشمانش بود. خودش می گفت ممکن است ما آن را نبینیم، حتی فرزندانمان. اما به هر حال نمی توان واقعیت را انکار کرد. از این رو کمتر برای بزرگسالان می نوشت که به فکر سود و زیان و ناو و نانند،برای کودکان می نوشت که آینده متعلق به ایشان است.

  کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و  مثل آب خوردن،وجدان خود را به اجاره می دهند،از اینکه صمد به هیچ روی فریفته پول و مقام نمی شد،متحیر بودند.جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه ها، دهاتیها،خود را آسوده حس می کرد. مثل ماهی توی آب.

  شاید او را بهتر از جلیل،قهوه چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می گفت:«صمد از آدمهای این زمانه نیست.»

  از زندگی شهری مد روز به شدت متنفر بود.از روشنفکربازی،حرفهای قلمبه، هنر خیلی مدرن،از کسانی که ادای زندگی طبقه متوسط شهری را در می آورند. از جوانانی که مهمترین مساله دور و برشان را نمی فهمند،اما از ماشینیزم انتقاد می کنند به شیوه روشنفکران فرنگی یا فرنگی مآب. جوانان تحصیل کرده شهری سر هیچ و پوچ به هم می پرند. مهمترین مساله ای که ذهنشان را مشغول می کند این است که فلان شعر یا نمایش نامه با معیاری که ایوت و یونسکو و بکت داده اند مطابق است یا نه. حرفشان آلوده به غرض و حسادت است. در پوچی و بیهودگی و بی هدفی زندگی می کنند و به خیال خود کار دارند.

  صمد نمی توانست در چنین جایی بماند،از این رو به روستا رو کرد که با صفا و همتش، دردها را می شود شفا داد.

  کار ادبی و هنری برای او وسیله ای بود برای رسیدن به هدف بزرگش. در همه قصه ها و مقاله هایش با مردم عادی و بچه ها حرف می زد.آن هم با زبان مردم ساده کوچه و بازار و روستا.

  در «افسانه محبت» گل لاله خود را قربانی زمین و مردم می کند که تخم گل در نیفتد و با مرگ سرخ خود به زمین زندگی دوباره می دهد. دریغ از لاله ام با داغ سینه اش! دریغ از صمد!

  چناری که به طوفان سر خم نکرد،به تبری شکست و مردی که نخواست در خوشیهای تهران غرق شود،در آبهای ارس غرق شد..1347



بچه باید بداند که پدرش با چه مکافاتی لقمه نانی به دست می آورد و برادر بزرگش چه مظلوم وار دست و پا میزند و خفه می شود....

«صمد بهرنگی»



برچسب‌ها: صمد بهرنگی, صمد عمی, فقر




نظرات() 

اسامی درست شهر های استان آذربایجان غربی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-05:23 ب.ظ


استان آذربایجان غربی





نظرات() 

شاخه های زبان تركی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-05:19 ب.ظ




بابک




شاخه های زبان ترکی



در این مقاله ترکی رایج در شمال غرب ایران به 8 لهجه تقسیم بندی شده است.
1.لهجه تبریز : این لهجه نزدیک به لهجه شکی در جمهوری آذربایجان است و در تبریز و در شهر های کوچک و روستاهای اطراف آن رایج است. اسکو، خسروشهر، توفارقان(آذرشهر) و روستاهای توابع آنها، روستاهای دامنه های شمالی سهند و باسمینج، هئربی، بر، لیقوان، سپاراخان، خلتدوکان از جمله مناطقی هستند که لهجه آنها با کمی تفاوت تبریزی است.

در خود تبریز سه لهجه با اندکی تفاوت وجود دارد :

_محله های شمال غرب یعنی شامقازان، حکم آباد، منجم، قره آغاج

_دوه چی، امیر قیز، لیلاوا، خطیب

-ششگیلان، باغمشه، خیابان، مارالان و مناطق مرکزی

از خصوصیات لهجه تبریز کشیدن صداها ست.

2.لهجه قره داغ (ارسباران) : صحیح ترین لهجه ترکی آذربایجانی ایران است و تماما پیرو قواعد زبانی است. شرق دامنه های سهند متنق، ایراناق، سرسکند (هشترود)، بستان آباد، میانه، سراب، قره داغ، سونار خیوه اهر،تیکان تپه(تکاب)، سایین قالا (شاهین دژ) و قسمت هایی از دشت مغان و قاراقیشلاق، بیجان، پلدشت(عربلر)، نازیک، مرگنلر، قاراقولوقلار، مرکیت و قایقاج در جنوب ارس مناطقی هستند که این لهجه در آن رایج است . در لهجه قره داغ برخلاف لهجه تبریز کلمات و صداها کشیده نمی شوند و به اصطلاح sert(محکم) تلفظ می شوند.

3ـ لهجه یامچی : این لهجه شباهت زیادی به لهجه نخجوان خصوصا اوردوباد دارد. مرکز این لهجه را میتوان مرند حساب کرد.

صوفیان، یامچی، شبستر، خامنه، دیزه، دریان، شانیجان، گمیچی و قاپسار، زنوز، گلین قایا، المدار در شمال دریاچه اورمیه از مناطقی هستند که این لهجه در آنها رایج است. از ویژگی های این لهجه تبدیل مصوت a به ə است، مثلا به قابلاما قابله مه، به قارداش قردش میگویند. این لهجه بین لهجه تبریز و قره داغ قرار می گیرد(از لحاظ کشیدن صداها).

4ـ لهجه اورمیه (اویغور-آوشار لهجه سی) : این لهجه نیز یکی از صحیح ترین لهجه های ترکی آذربایجانی ایران است. از نزدیکی های سووقبولاق (مهاباد)، سولدوز (نقده)، تا اورمیه و سلماس و خوی و مرز ترکیه این لهجه رایج است. در اطراف اورمیه در روستاهای چونقارالیسی صدای "نگ" هنوز حفظ شده است مثلا گلیرنگ. لازم به ذکراست در نزدیکی اورومچی پایتخت ترکستان شرقی نیز قصبه ای به نام چونقارالی موجود است. شباهت بین نام خود اورمو و اورومچی نیز جای بحث دارد. علت نام گذاری این لهجه به لهجه اویغور-افشار آن است که از ترکیب زبان اویغور ها و افشار های کوچ کرده از خراسان و ترکیه بوجود آمده.

ادبی دیلده: آتامی آتانی آتاسینی آتامیزی آتانیزی آتالارینی
تبریز: آتامی آتاوی آتاسینی آتامیزی آتازو آتالارینی
قاراداغ: آتامی اتووو آتاسینی آتامیزی آتوووزو آتالارینی
اویغور: آتامی آتایین آتاسینی آتامیزی آتاییزی آتالارینی

5ـ لهجه مراغه : این لهجه در شهر ها و روستاهای دامنه های جنوبی سهند رایج است.

از طرف مراغه به طرف سرسکند، سایین قالا‌‌(شاهین دژ)، قوشاچای(میاندوآب) تا حدود سووقبولاق و جیغاتی رود، ملیک کندی‌(ملکان)، بناب، عجبشیر از جمله مناطقی هستند که این لهجه در آن رایج است. این لهجه نیز مانند لهجه یامچی بین لهجه تبریز و قره داغ قرار می گیرد.
6ـ لهجه اردبیل :این لهجه در اردبیل، خلخال، نمین، آستارا، انزلی، تالش، منجیل رایج است. این لهجه شباهت زیادی به لهجه جنوب جمهوری آذربایجان دارد و اثرات لهجه باکو را در آن میتوان دید.
7.لهجه زنجان : این لهجه از طارم آغاز شده و تا زنجان، هیدج، سلطانیه، خدابنده، ماه نشان، بیجار و قروه در کردستان و سنقر در کرمانشاه رایج است و در مناطق شرقی و جنوبی زنجان مانند قیدار به لهجه همدان نزدیک می شود. به طور کلی این لهجه را میتوان ترکیبی از ترکی قدیم و جدید دانست.

8.لهجه همدان : ابهر، تاکستان، قزوین، بویین زهرا، آوج، همدان، رزن، بهار، تویسرکان، کبودرآهنگ، پامبولو(فامنین)، اسدآباد، لالجین، ملایر تا سنقر به این لهجه تکلم میکنند.

شباهت زیادی به لهجه زنجان دارد. این لهجه یکی از لهجه های اصیلی است که برخی قواعد قدیمی هنوز در آن وجود دارد. برای مثال "توکندی" به جای قورتولدو یا تورندی به جای ایسهال توتدو. یا مثلا در سوم شخص حرف سین از افعال حذف می شود(همانند لهجه زنجان) : گلیرسن به گلیرن، آلیرسان به آلیران، گلیرسیز به گلیریز تبدیل می شود .البته در لهجه همدان افعالی که به "ن" ختم می شوند "ی" جایگزین نون می شود مثلا زنجانی ها میگویند آلیران، گلیرن اما همدانی ها میگویند آلیرای، گلیرَی.




نظرات() 

متن خیانت نامه فتنه 88 به وزیر امور خارجه آمریکا

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-04:52 ب.ظ







غلامعلی حدادعادل رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در نطق امروز خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به نامه‌ای اشاره کرد که به تازگی، مایکل لدین مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و دستیار رامسفلد وزیر دفاع اسبق آمریکا طی یادداشتی در نشریه فوربس پرده از بستر ارسال آن پرده برداشته بود و افشاگری بزرگی را علیه اصلاح‌طلبان رقم زد.

مایکل لدین عضو ارشد نومحافظه کاران امریکایی و مسئول پرونده سیاست داخلی ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی ها (FDD) در واشینگتن، روز ۲۰ مرداد در وب سایت فوربس نامه ای منتشر کرد که ادعا شده نامه جریان فتنه در ایران به هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت امریکاست.


لدین می گوید این نامه به واسطه یکی از دوستان سناتور “چاک شومر” که در وال‌ استریت کار می کرده و با طرف های ایرانی مرتبط بوده، به واشینگتن فرستاده شده است.

اصل این نامه را که در واقع پاسخی به نامه مقامات آمریکایی به سران آشوب‌های ۸۸ بوده است، دراینجا ببینید.

بنابر ادعای لدین این نامه در پاسخ به دو سؤال طرف امریکایی نوشته شده که از جریان فتنه خواسته بودند روشن کند دقیقا برای دفاع از فتنه ۸۸ چه باید بکنند و چه نباید بکنند.

اما حدادعادل در نطق مهم امروز خود با اشاره به محتوای این نامه که متن آن در ادامه از نظر شما مخاطبان مشرق می‌گذرد، گفت: آنچه قابل توجه و عبرت آموز است نامه‌ای هشت صفحه‌ای است که در نهم آذرماه سال ۸۸ از سوی بعضی افراد فعال در فتنۀ سبز از ایران به آمریکا فرستاده شده و این روزها متن آن در آمریکا منتشر شده است، این نامه در پاسخ این سؤال وزارت امور خارجۀ آمریکا از رهبران جنبش سبز است که «ما باید چه کاری انجام دهیم و چه کاری نباید انجام دهیم.»

وی ادامه داد: پاسخی که به این نامه داده شده، به اندازه‌ای شرم‌آور است که تا ابد برای نویسندگان آن، که البته نام خود را اعلام نکرده‌اند، سیاهرویی به بار می‌آورد. آنها به آمریکایی‌ها می‌گویند اگر می‌خواهید جنبش سبز به پیروزی برسد ایران را تحریم اقتصادی کنید چون می‌خواهد بمب اتمی بسازد، به ایران فشار وارد کنید تا مردم از ما حمایت کنند و در برابر جمهوری اسلامی بایستند.

حدادعادل تصریح کرد: آنها آمریکائی‌ها را تشویق و دعوت می‌کنند که برای دست یافتن به منافع غرب در ایران و تأمین صلح جهانی با ایران در مذاکرات هسته‌ای توافق نکند و به جای آن فشار و تحریم اعمال کند. آنها صریحاً به آمریکایی‌ها می‌گویند جنبش سبز طرفدار جدایی دین از سیاست در ایران است.

نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: آنان حمایت ملت ایران از مظلومان فلسطین و مقاومت لبنان و سایر ملت‌های مظلوم و تحت ستم منطقه را حمایت از تروریسم می‌نامند و با التماس به آمریکا خواهش می‌کنند که به براندازی جمهوری اسلامی ایران به دست جنبش سبز کمک کند، این نامه در همان روزهایی نوشته شده که عده‌ای در روز قدس در تهران شعار«نه غزه، نه لبنان» سر می‌دادند و در تابلوها روی کلمۀ جمهوری اسلامی علامت ضربدر می‌کشیدند.

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه سخنان خود با طرح این پرسش که آیا هیچ ایرانی با شرف و وطن‌خواهی هست که با خواندن این نامه، به این همه خیانت و وطن فروشی و پستی و بیگانه‌پرستی لعنت و نفرین نکند و از فتنه ۸۸ بیزاری نجوید، تصریح کرد: این همان کاری است که ملت ایران در نهم دی‌ماه ۸۸ با نمایش با شکوه خود در سراسر ایران به آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و مزدوران داخلی آنها پاسخی شایسته دادند.

وی ادامه داد: اکنون سخن ما این است که همۀ کسانی که به اسلام معتقدند و به ایران و آزادی و استقلال وطن خود عشق می‌ورزند، امام خمینی(ره) را رهبر نجات دهنده این ملت از سلطۀ آمریکا و انگلیس و دیگر سلطه‌گران و غارتگران می‌دانند باید تکلیف خود را با آنچه در این نامه آمده روشن کنند. آنهایی که در ایران دم از پیروی از امام راحل می‌زنند نباید در برابر متن این نامه که یکسره برخلاف آرمان‌ها و اندیشه‌های امام است سکوت کنند.

حدادعادل تصریح کرد: همه باید از آنچه نویسندگان این نامه تحت عنوان جنبش سبز از آمریکا خواسته‌اند تبری بجویند و اظهار برائت کنند. کسی نباید با سکوت خود بر این وطن فروشی‌ها صحه بگذارد. ملت ایران هم باید مراقب باشند تا کسانی که دیروز در فتنۀ ۸۸ آتش بیار معرکه بوده‌اند دوباره تحت هیچ نام دیگر و زیر هیچ نقاب دیگر و در هیچ فرصت دیگری به منصب و مسئولیت نرسند.

متن کامل نامه سران فتنه به هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا که از سوی “ایران هسته‌ای” منتشر شده است، بدین شرح است (مشرق پیشاپیش از عبارات توهین‌آمیز و ضد امنیت ملی موجود در این نامه از مخاطبان عذر می‌خواهد):

نسخه نهایی یادداشت به تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹

ما خواستار هوشیاری و توجه شما به پیش زمینه خلاصه تاریخی و ارزیابی شرایط کنونی هستیم تا به شما کمک کند چارچوب شرایط موجود را درک کنید، این مطالب توسط افرادی نوشته شده است که یا در اداره کشور نقش داشته‌اند و یا در مسایل اطلاعاتی هر روز این کشور فعال بوده‌اند.

ایران زمانی یک امپراطوری بزرگ با فرهنگ و مذهب خاص خود بود. پس از حمله اعراب این ملت تبدیل به یک خلافت اسلامی شد. پس از قرون متمادی حاکمیت ایران با یک رویداد بسیار قابل توجه به این کشور بازگشت: صفویان، گروهی با اصلیت آذری اهل محلی که اکنون استان آذربایجان ایران است به شیعه گرویدند و یک جنبش نظامی تشکیل دادند و ایران نوین را در قرن شانزدهم میلادی پایه گذاری کردند. صفویان سلسه‌ای مذهبی را پایه گذاری کردند و شیعه تبدیل به مذهب رسمی ایران شد که تنها کشور شیعی بر روی زمین است. تمایل شدید برای استقلال موجب شد این کشور حتی در دوره استعمار قدرت های خارجی مستقل باقی بماند.

سه قرن بعد دو موضوع جدید سیاسی در کنار استقلال ایران قرار گرفت: آزادی و مشروطیت. انقلاب مشروطیت ۱۹۰۶ ایران نخستین انقلاب مهم در آسیا بود. این انقلاب تحت تاثیر روشنفکری اروپا، ظهور دموکراسی های پارلمانی در غرب و مدرنیته فناوری و علوم بود. هدف از این انقلاب انتقال نظام از پادشاهی مطلقه به یک پادشاهی مشروطه بود.

این انقلاب توسط مزدوران روس سرکوب شد و آنها پارلمان را ویران کردند با این حال برای دومین بار در تاریخ ایران، مردم آذربایجان به رهبری ستارخان به مبارزه برای آزادی پیوستند. آنها پیروز شدند و پس از آن آزادی تبدیل به عبارت کلیدی تحولات سیاسی شد. مردم شاه را مجبور کردند به سفارت روسیه در تهران پناه ببرد. پادشاه بعدا به روسیه تبعید شد و در آنجا مرد.

در این جا یک پی نوشت آمریکایی وجود دارد: در مبارزه برای دموکراسی یک معلم سی و یک ساله آمریکایی در شهر تبریز به نام ام اچ بسکرویل به رغم دستورهای مخالف دولت کشورش به مبارزان آزادی پیوست. وی زندگی خود را برای آزادی در ایران از دست داد. وی همچنان از نظر مردم ایران به خاطر مبارزه برای آزادی یک قهرمان بزرگ به شمار می رود.
پس از جنگ دوم جهانی، تشکیل احزاب سیاسی و احترام به قوانین دموکراتیک منجر به نخستین آزمون آزادی و استقلال در ایران شد. متاسفانه، این دوره کوتاه دموکراتیک توسط کودتایی که برضد دولت مصدق صورت گرفت پایان یافت. از دیدگاه بسیاری نه فقط مارکسیستها بلکه لیبرال ها نیز شکست خوردند. آنها نتوانستند از دموکراسی و استقلال و حاکمیت ایران حفاظت کنند. این تحولات ظهور هم چپ تندرو و هم گروههای مذهبی بنیادگرا را توضیح می دهد.

متنی مهم توسط آیت الله خمینی در اواخر ۱۹۶۰ میلادی نوشته می‌شود. ولایت فقیه به عنوان تنها شکل مشروع دولت معرفی می‌شود. سید قطب (مصر ۱۹۰۶-۱۹۶۶) در جهان اهل سنت به طور فعال در حال اشاعه این نسخه از اسلام بنیادگرا بود. چرا اسلام سیاسی دوباره ظهور کرد؟ به دو علت:‌ ایدئولوژی های مارکسیسم و لیبرالیسم از غرب به عاریت گرفته شده بود و قادر نبود که کشورهای اسلامی را تبدیل به جوامع آزاد کند و جنبش‌های پان‌عرب و پان‌ایرانی نیز شکست خوردند. اسلامیست‌ها برای همه مسایل سیاسی و اجتماعی پاسخ داشتند.

همانطور که [امام]خمینی می‌گوید: اختلاف اساسی میان دولت اسلامی از یک سو و پادشاهی‌های مشروطه و جمهوری از طرف دیگر این است که در حالی که نمایندگان مردم یا پادشاه در این گونه رژیم‌ها براساس قانون اقدام می‌کند در اسلام قدرت قانون گذاری و اختیار وضع قانون به طور انحصاری متعلق به خداوند است.

این مسئله این گونه مطرح می‌شود که گویا حق حکومت آسمانی پادشاهان دوباره مستقر شده است. قانون اساسی ایران براساس ایده‌های آیت الله خمینی پایه گذاری شد: قانون توسط خداوند گذاشته شده است، پیامبران آن را توضیح داده‌اند. امامان شیعه آن را تفسیر کرده اند و تا بازگشت امام دوازدهم، قانون توسط فقیه تفسیر و اجرا می شود. در حالی که شعار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی در انقلاب اسلامی استفاده شد تنها واژه اسلام باقی مانده است.

برای همه متعصبان شیعی از جمله [آیت‌الله] علی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد، دو امام – علی(ع) و حسین(ع) – حتی از پیامبر(ص) نیز مهم‌تر هستند. علی(ع) خلیفه چهارم (که شیعیان ادعا می کنند و بر این باورند که نخستین خلیفه است) نماینده حاکمیت واقعی اسلام فاتح و امام حسین(ع) نماینده تمایل برای شهادت است. وی به طور آشکار مرگ را به هر گونه گفتگو یا صلح ترجیح داد. این ترکیب افتخار پیروزی، آرمان شهادت و دیدگاه آخرالزمانی امام دوازدهم موجی ایجاد شرایط جنبش و رژیم سیاسی شهادت طلبانه است.

رهبری امروز ایران از جمله رییس جمهور و اطرافیان وی به دیدگاه آخر زمانی ظهور «مسیح شیعی» اعتقاد دارند. آنها بر این باورند که دوره آخرالزمان به زودی آغاز می‌شود و همچنین بر این باورند که غرب و حکومت یهودی باید برای ایجاد امپراطوی شیعی موسوم به هلال شیعی نابود شود.
به منظور تحقق این هدف، درگیری‌های داخلی مسلمانان کم اهمیت جلوه داه می‌شود. تهران با همه ابزارها با قدرت هم از گروه‌های شیعی و هم گروه‌های سنی در سراسر جهان با سلاح، پول نقد آموزش و مهم تر از همه ابزارهای تبلیغاتی حمایت می‌کند. شباهت‌های ایدئولوژیک میان گروه‌های تندروی سنی و شیعی وجود دارد که شامل حذف نفوذ و ارزش‌های غرب و اسراییل، اجرای شریعت به عنوان منبع قانون، استفاده از زور و در صورت لزوم با استفاده از تروریسم، وادار کردن دشمن به تسلیم است.
همانطور که می‌دانید رژیم ایران مدت‌هاست از گروه‌های تروریست سنی نظیر القاعده و طالبان حمایت کرده است این درحالی است که این توافق‌های ایدئولوژیک نتوانسته است به طور کامل از درگیری‌های فرقه‌ای در عراق و کشورهای مختلف اسلامی جلوگیری کند.

رژیم ایران اسلامی کاملا ایدئولوژیک است. ایران یک ارتش کامل (سپاه پاسداران) دارد که مأموریت آن دفاع و گسترش انقلاب اسلامی است. حتی اکثریت روحانیان از جمله خود بلندپایه‌ترین آیت‌الله ایرانی از این رژیم آسیب دیده‌اند. ایران تنها کشوری روی زمین است که دادگاهی ویژه برای روحانیت دارد. بنابراین تعجب‌آور نیست که مردم ایران طی سال‌ها و ماه‌های اخیر خواستار آزادی، استقلال و یک جمهوری واقعی شده است که مذهب طی آن یک مسئله خصوصی است. این یک شکاف بزرگ در ایدئولوژی رژیم است. جنبش سبز در واقع تکمیل انقلاب ۱۹۰۶ است.

ایران مانند دوره صفویان با برهه ای تاریخی روبرو است. در سال ۱۹۰۶، مذهب برای ایجاد وحدت سیاسی استفاده شد. اکنون مذهب به اراده مردم امروز ایران باید از حکومت جدا شود تا وحدت ایران تضمین شود. این واقعا تقارنی جالب است که اکنون مردی از آذربایجان خواستار ایجاد تغییرات اساسی و آوردن دموکراسی به کشور است. میرحسین موسوی نخست وزیر سابق ایران یک فرد آذری است.

رژیم جمهوری اسلامی

(آیت الله) آقای علی خامنه‌ای، رهبر عالی‌رتبه ایران که هم اکنون ۷۰ سال دارد در یک خانواده فقیر مذهبی متولد شده است. وی … [حاوی اهانت] و نارسائی فیزیکی در یکی از دستان خود دارد. افکار … [حاوی اهانت] وی ناشی می‌شود.
او همواره با چنین احساسی از سوی (آیت الله) خمینی تربیت شد و به تلافی این پندار، … [حاوی اهانت]. یکی از دیگر دلایل …[حاوی اهانت] این واقعیت است که (آیت الله) خامنه‌ای با وجود …[حاوی اهانت] همواره فکر می‌کند …[حاوی اهانت]؛ تفکری که همواره از سوی روحانیون عالی رتبه ایرانی مورد انتقاد قرار گرفته است.

یک واقعیت دیگر این است که (آیت الله) خامنه‌ای …[حاوی اهانت] است. وی به کشورهای مختلف جهان و پایتخت های گوناگون سفر نکرده است. وی از لحاظ فرهنگی و جغرافیایی نیز آموزش‌های لازم را ندیده است.

انتصاب (آیت الله) خامنه‌ای (به عنوان رهبر) …[حاوی اهانت]. وی تا پیش از انتخابش …[حاوی اهانت]داشته و از …[حاوی اهانت]. از نخستین روزهای انقلاب ایران، در سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹، رژیم ایران با بحران‌ها و منازعات متعددی مواجه بود. چالش‌هایی نظیر اشغال سفارت آمریکا، حمله صدام حسین به ایران، تهاجم عربستان سعودی به حجاج ایرانی و در پیش گرفتن سیاست ترور از سوی ایران در نقاط مختلف جهان. این بحران‌ها به نوعی زمینه لازم برای ادامه حیات رژیم ایران را فراهم کرد.

این رهبری و ساختار حاکم بر این رژیم …[حاوی اهانت]. هرگونه انحراف از اصول انقلاب، غیرقانونی بوده و نوعی خودکشی محسوب می‌شود. رهبری این رژیم همانند …[حاوی اهانت]. هر ناظر خارجی، تحلیلگر و سیاستمداری که فکر می‌کند و یا آرزو می‌کند که این رهبری …[حاوی اهانت]، حتما باید نوع طرز فکر خود را کنار بگذارد.

از سوی دیگر در کنار فقدان …[حاوی اهانت] و شرایط بسیار بد اقتصادی (نظیر بیکاری، تورم و فقر)، هیچ گاه فرصت کافی برای تغییرات کافی و یا مسالمت آمیز وجود ندارد.

تنها راه ادامه حیات این رژیم استفاده از …[حاوی اهانت] است. همچنین این رژیم برای فراهم ساختن آینده‌ای بهتر برای خود به …[حاوی اهانت] روی آورده است. با تغییرات آموزشی که از سال ۲۰۰۹ اعمال گردید، تمامی مدارس و دانشگاه‌ها اسلامی شد؛ تاریخ کشور از نو نوشته شد و معلمان و اساتید غیر روحانی کنار گذاشته شدند. نسل آینده انقلابی و تروریست مورد اشاره از صدها بمب اتمی خطرناکتر است.

بودجه واقعی تربیت چنین نسلی بسیار پرهزینه است و این هزینه‌های سرسام آور همواره از مردم عادی مخفی نگاه داشته می‌شود. بودجه سنگین تربیت چنین نسلی در حالی فراهم می‌شود که شصت درصد از مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می‌کنند. به علاوه هزینه صدور تروریسم بین‌المللی از سوی ایران برای سال مالی جاری در حدود ۱۲ تریلیارد دلار است. بودجه‌ای که همواره برای ایجاد اغتشاش در منطقه هزینه می‌شود و پنجاه درصد از بودجه سالانه ایران را می‌بلعد. برای مخفی نگاه‌داشتن هزینه شدن چنین بودجه سرسام آوری، شرکت‌های اقتصادی مافیایی خاصی در داخل و یا خارج از ایران مشغول به فعالیتند.
ساختارهای نظامی، سپاه پاسداران و عوامل اطلاعاتی و امنیتی از اینگونه موسسات و نهادهای مالی حمایت کرده و پیامدهای این پشتیبانی را می‌توان به شکل مستقیم در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای خاورمیانه دید.

به عبارت دیگر رژیم …[حاوی اهانت] ایران برای ادامه حیات خود از …[حاوی اهانت] استفاده کرده و به …[حاوی اهانت] می‌پردازد. البته مردم، دانش آموزان و دانشجویان شجاع ایرانی سال‌ها کوشیدند در برابر این اقدامات رژیم ایستادگی کنند ولی اسطوره و افسانه مقاومت این نسل در انتخابات ریاست جمهوری ۱۲ ژوئن ( خرداد ۱۳۸۸ ) درهم شکسته شد. با این وجود، جامعه ایرانی همواره تمایل خود برای تغییر ساختار این رژیم را نشان داده و مردم علی رغم سیاست …[حاوی اهانت] در همان خیابان‌هایی که انقلاب سال ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ در آنها به وقوع پیوست، مخالفت خود را ابراز داشته‌اند. این مخالفت نه فقط به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به دلیل سیاست‌های اشتباه پس از این انتخابات، ابراز شد.

رژیم ایران برای بقاء متخصصان و کارشناسان خارجی خود همواره در حال ستیز است، کارشناسانی که در مواقع لزوم از خدمت و حمایت از این رژیم خودداری نمی کنند. درست شبیه همان حمایتی این کارشناسان در ژوئن ۲۰۰۹ (خرداد ۱۳۸۸) برای کمک به سرکوب جنبش مسالمت آمیز اصلاح‌طلب سبز (فتنه ۸۸) به عمل آوردند. جنبشی که توسط میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و نخست وزیر سابق رژیم، هدایت گردید.
وی در نخستین همایش انتخاباتی خود دست در دست همسر پرجذبه و کاریزماتیک خود ظاهر گردید. اقدامی که نوعی شاهکار تلقی شده و نشانه‌ای امیدبخش برای بانوان ایرانی توصیف گردید. امروزه میرحسین موسوی رهبر جنبش مقاومت ایران تلقی می‌شود. وی وعده داد مردم را با هر هزینه‌ای و فارغ از هرگونه سرنوشتی که گریبانگیرش شود، هدایت کند اما رژیم به علت پیامدهای غیرقابل کنترل جنبش سبز، میرحسین موسوی و اشخاص نزدیک به وی را بازداشت کرد. متعاقب بازداشت وی و هوادارانش، نوعی هرج و مرج در واحدهای اطلاعاتی و امنیتی، نیروهای نظامی و اقلیت‌های قومی و دینی (دقیقا شبیه یوگسلاوی سابق) رخ داد.

اخیرا روحانیون متعصب و نمایندگان تندروی مجلس ایران پس از اخباری که درباره آقای موسوی منتشر شد، خواستار ادامه بازداشت وی شدند چرا که ترس و وحشت آنها از این جنبش همچنان ادامه داشت. چنانکه آقای زاکانی، نماینده مجلس ایران در اظهارات خود که در روز ۲۲ نوامبر عنوان شد به تقلب در انتخابات اذعان کرده و آقای موسوی را رئیس جمهور قانونی ایران قلمداد کرد.

به طور خلاصه، ایران با اکثریت جمعیت خود که زیر خط فقر زندگی می‌کنند، توانایی این را دارد که به ثروتمندترین کشور دنیا تبدیل شود. سیستم آموزشی ایران که ۱۴٫۷ میلیون دانش آموز و دانشجو دارد محتاج تحول و تغییر است. مردم ایران همچنان برای آزادی و دموکراسی تلاش می‌کنند. این واقعیت را هم باید مورد توجه داشت که چهار میلیون ایرانی خارج از این کشور زندگی می‌کنند و حداقل پانصد هزار تن از این افراد را متخصصان و کارشناسان بسیار نخبه تشکیل می‌دهند. بسیاری از این متخصصان در انتخابات پیشین خواستار بازگشت به کشور برای نوسازی آن بودند.

زنان جسور و شجاع ایرانی با وجود سیاست سرکوب، یکی از آزاده‌ترین زنان جهان هستند. مردان و زنان ایرانی اعتقاد و ایمان دارند که آقا و خانم موسوی رهبران جنبش مسالمت آمیز آنها برای رسیدن به یک جمهوری صلح طلب بوده، رهبرانی که می‌توانند آنها را به سمت خوشبختی هدایت کنند.

روابط بین المللی

چرا رژیم ایران منحصرا از منافع و امتیازات خود بهره نبرده و همواره با جامعه بین المللی در نبرد است؟. پاسخ این سوال در دو محور خلاصه می شود: دستیابی به سلاح و بمب هسته‌ای و برخوردار بودن از روحیه خشن و ماجراجو. این دو عامل تاکنون به منزله دستاویزی برای مسلط کردن شیعیان در منطقه از سوی رهبری انقلاب اسلامی کاربرد داشته است.

انقلاب اسلامی ایران از لحاظ استراتژیک بسیار قدرتمند است و دستیابی به بمب اتمی بر قدرت این انقلاب می‌افزاید. به علاوه ایران همواره احساس می‌کند در صحنه جهانی قدرت برتر است و گزینه‌های بسیار استراتژیکی در اختیار دارد. با وجود تلاش‌هایی که از سوی جامعه آزاد جهانی برای اعمال فشار بر ماشین ترور ایران وارد شده است، جمهوری اسلامی همچنان به شکل مستقیم و غیر مستقیم و کاملا موفقیت آمیزش، امواج خشونت و درگیری را در بسیاری از کشورهای منطقه، نظیر لبنان، غزه، کرانه باختری، عراق، افغانستان، پاکستان، هند، یمن، آفریقا و آمریکایی همواره مشتعل نگاه داشته است. بسیاری از کشورها برای کنترل یا جلوگیری از وقوع ترور در کشور خود یا منطقه به جمهوری اسلامی وابسته‌اند. این وابستگی همواره به افزایش قدرت ایران و رهبرانش و ادامه راهکار نزاع و درگیری منجر شده است.

ایران همیشه به دنبال تسلط یافتن بر مناطقی است که خطوط انتقال گاز طبیعی خود می‌توانند از آن اماکن عبور کنند. به عنوان مثال ایران به دنبال کنترل کامل بر منطقه بلوچستان است تا بتواند خطوط انتقال گاز به سوی هند را از این منطقه عبور دهد. البته در بعضی کشورها، نظیر لبنان و غزه به دلیل مصالح و منافع خاص خود حضور دارد.

رژیم کنونی ایران هیچگاه از توان ماشین ترور خود نکاسته و از دستیابی به بمب اتمی منصرف نخواهد شد، مگر اینکه از عدم دخالت قدرت‌های خارجی و به رسمیت شناخته شدن خود در معادلات بین‌المللی اطمینان یابد ولی قدرت‌های غربی نباید بدون اطمینان یافتن از تحقق حقوق بشر، دموکراسی و آزادی در ایران، هرگز چنین اطمینانی به ایران بدهند.

چه بخواهیم و چه نخواهیم، ایران هم اکنون قدرت مسلط اقتصادی و نظامی منطقه خاورمیانه است. قبول این واقعیت به منزله آن است که کشورهای غربی توان، قدرت و تاثیر ایران بر قدرت‌های منطقه‌ای را بپذیرند. ولی آیا پذیرش این موضوع از سوی کشورهای غربی، جامعه آزاد بین‌المللی را متقاعد خواهد ساخت؟ با توجه به اینکه باور داشته باشیم جمهوری اسلامی ایران هیچگاه از دستیابی به بمب اتمی منصرف نشده، شبکه ترور خود را غیر فعال نساخته و از این ابزارها برای حفظ قدرت و افزایش سرمایه و توان مالی و اقتصادی، بهره می جوید.

هم اکنون جامعه آزاد بین‌المللی باید افکار خود را درباره ایران اصلاح کند. شاید آینده برای اصلاح چنین اندیشه‌ای بسیار دیر باشد. آیا مردم شجاع ایران پاداش کوشش و تلاش خود را گرفته و کشورهای غربی به تحقق صلح در سرتاسر جهان کمک خواهند کرد؟




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : متن، خیانت نامه، سرکردگان، فتنه88، به، وزیر، آمریکا،
لینک های مرتبط :




نظرات() 

11 مورد هاری در شمال کشور ثبت شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:51 ب.ظ


رییس پژوهشکده انستیتو پاستور شمال کشور گفت: در سال‌جاری 20 مورد هاری در استانهای شمالی گزارش شد که از این تعداد 11 مورد مثبت بوده است.
به گزارش ایسنا، محسن آسوری شامگاه در نشست کنترل بیماری هاری و مالاریا در انستیتوپاستور شمال کشور اظهار کرد: هم‌اکنون مرکز پژوهشکده انستیتو شمال کشور تحت حمایت وزارت بهداشت، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری قرار گرفته است و پس از سفر معاونت علمی و فناوری به این مرکز ایجاد کارگروه علمی و فناوری در دستور کار قرار گرفت.

آسوری با اشاره به اینکه برای مقابله با هاری استراتژی‌های افزایش همکاری بین بخشی، آموزش و توانمندسازی مردم در کنترل هاری، زنده‌گیری سگ‌های ولگرد و ساماندهی زباله پیشنهاد شده و در دستور کار قرار گرفته است، گفت: تاکنون در این عرصه برنامه‌های متنوعی انجام شده است و از سال 91 افزایش همکاری بین‌بخشی از سوی این مرکز با دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی آغاز شده است.

وی با بیان آماری از بیماری‌های هاری در پنج استان شمالی کشور اظهار کرد: آمار نمونه‌های ارسالی بیماری‌هاری از پنج استان شمالی به پژوهشکده انستیتو پاستور شمال کشور امسال 20 مورد گزارش شده که 11 مورد مثبت و 9 مورد منفی بوده است؛ سال گذشته حدود 56 مورد هاری گزارش شد که 33 مورد مثبت و 23 مورد منفی بود.

رئیس پژوهشکده انستیتوپاستور شمال کشور با اعلام اینکه آزمایشگاه‌های این مرکز در بخش خدمات تشخیصی میکروبی، ویروسی، آب و غذا و کشت سلول به فعالیت می‌پردازند، یادآور شد: در این پژوهشکده شش آزمایشگاه مرجع و همکار مرجع در بخش بیماری‌های واگیردار و عفونی فعالیت دارد. همچنین اولین آزمایشگاه همکار در مازندران راه‌اندازی شده و آزمایشگاه GMO در حال بهره‌برداری است که برای تکمیل آن نیاز به حمایت مالی است.

وی اعلام کرد: در حال حاضر این مرکز در بخش بین‌المللی با مرکز انستیتو بیومدیکال میلان ایتالیا در بخش بررسی ژن‌های موثر در سرطان ارتباط برقرار کرده و با دانشگاه کینگ استون انگلیس در زمینه بررسی نقش ویروس HPV در سرطان معده ورود یافته که اکنون انستیتو در این مبحث در حال رایزنی است.

آسوری با اشاره به اینکه انستیتو پاستور شمال کشور در سال 1373 با همت گروهی از خیرین شهرستان آمل با هدف ارائه خدمات انستیتو پاستور به پنج استان شمالی (اردبیل، گیلان، مازندران، گلستان، سمنان) در این شهرستان راه‌اندازی شد، بیان کرد: این مرکز با دو برنامه استراتژیک و جامع عملیاتی هاری ورود یافته و اولولیت‌های منطقه‌ای را بر بیماری‌های لپتوسپیروز، سل، بروسلوز، بیماری‌های اسهالی، هپاتیت، ایدز و آلودگی آب و غذا در دستور کار قرار داد.




نظرات() 

جمهوریخواهان تنها به رای 4 دموکرات دیگر برای رد توافق ایران نیاز دارند!

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:48 ب.ظ


جمهوریخواهان تنها به رای چهار دموکرات دیگر در سنا نیاز دارند تا بتوانند به رای حداکثری به منظور مخالفت با موافقتنامه هسته ای ایران یعنی رای 60 سناتور دست یابند
نشریه هیل نوشت: جمهوریخواهان کم کم در حال حرکت به سمت جلب حمایت کافی برای رد موافقتنامه هسته ای ایران در رای گیری ماه سپتامبر کنگره هستند اما با توجه به اینکه تعداد حامیان این موافقتنامه میان دموکرات های سنا رو به افزایش است، جمهوریخواهان ممکن است نتوانند از وتو رئیس جمهور در امان بمانند.

به گزارش «انتخاب»، پس از آن که باب منندز به دومین سناتور دموکرات مخالف موافقتنامه هسته ای ایران تبدیل شد ، جمهوریخواهان تنها به رای چهار دموکرات دیگر در سنا نیاز دارند تا بتوانند به رای حداکثری به منظور مخالفت با موافقتنامه هسته ای ایران یعنی رای 60 سناتور دست یابند. در مجلس نمایندگان نیز 246 جمهوریخواه از اکثریت مطلق 218 رای مورد نیاز ازجمله حمایت 12 دموکرات برخوردارند.

پیش بینی می شود کنگره آمریکا اواسط ماه سپتامبر درباره قطعنامه عدم تایید موافقتنامه هسته ای ایران رای گیری کند که از اجرای این موافقتنامه جلوگیری خواهد کرد.

با این حال اگر این قطعنامه تصویب شود ، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا می تواند آن را وتو کند که در آن صورت کنگره برای در امان ماندن از وتو رئیس جمهور ، به اکثریت دو سومی آراء نیازمند است. این مسئله مستلزم حمایت هفت سناتور دموکرات دیگر و 23 دموکرات دیگر در مجلس نمایندگان از قطعنامه عدم تایید موافقتنامه هسته ای ایران است. این در حالی است که حتی منتقدان موافقتنامه ایران نیز می گویند دستیابی به چنین رایی دشوار خواهد بود.

توماس دانلی Thomas Donnelly تحلیلگر مسائل سیاسی و امنیتی در موسسه «امریکن انترپرایز American Enterprise » گفت فکر می کنم کاخ سفید دلیل خوبی دارد که معتقد است در پایان در کشمکش برسر موافقتنامه هسته ای ایران در کنگره پیروز خواهد شد.

حتی برخی رهبران جمهوریخواه نیز در مورد موفقیت در کنگره ابراز تردید کرده اند به طوری که برخی مخالفان می گویند قطعنامه عدم تایید موافقتنامه هسته ای ایران شانس زیادی ندارد.

با این حال فشار جمهوریخواهان برای جلب حمایت چهار سناتور دموکرات دیگر برای مخالفت با موافقتنامه هسته ای ایران همچنان ادامه دارد.

نشریه هیل اعلام کرد در حال حاضر 19 سناتور دموکرات هستند که هنوز درمورد موافقت یا مخالفت با موافقتنامه هسته ای ایران تصمیم گیری نکرده اند.

این نشریه در همین حال نوشت دموکرات های فعلی و سابق در کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا با اشاره به ارزیابی های اطلاعاتی گذشته در تلاش برای متقاعد کردن همقطاران خود به حمایت از موافقتنامه هسته ای ایران هستند.

10 دموکرات روز پنجشنبه گذشته در نامه ای نوشتند بررسی های محرمانه که در اختیار قانونگذاران قرار گرفته است نشان می دهد ایران در صورتی که بخواهد فریبکاری کند ، گیر می افتد و هرگونه فعالیت ایران در این زمینه شناسایی خواهد شد.

در این نامه آمده است ما اطمینان داریم این سطح از نظارت و بازرسی های سرزده که در موافقتنامه به دست آمده با ایران به آنها اشاره شده است به همراه توانمندی های اطلاعاتی خود ما تقریبا هرگونه تلاش مخفیانه ایران را در زمینه غنی سازی بدون اینکه چنین فعالیت هایی شناسایی شود ، غیر ممکن می سازد.

این قانونگذاران همچنین تلاش کردند به « موافقتنامه های جانبی » ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی بپردازند که به بهانه ای برای منتقدان موافقتنامه هسته ای ایران به منظور شدت بخشیدن به انتقادهایشان تبدیل شده است.

آنها در نامه خود همچنین نوشتند شک اندیشان از آژانس بین المللی انرژی اتمی به علت خودداری در ارائه جزئیات درباره برنامه های خود برای بررسی ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران انتقاد کرده اند. اما دستگاه های اطلاعاتی آمریکا از اطلات کافی برخوردار است که می تواند جامع تر از این جزئیات باشد. ما از طریق منابع فراوان خود اطلاعات گسترده ای از فعالیت های تسلیحاتی گذشته ایران در اختیار داریم. اطلاعات ما بسیار جامع تر و دقیق تر از چیزی است که احتمالا می توانیم از دانشمندان هسته ای ایران یا اطلاعات ناشی از دسترسی آژانس بین المللی انرژی اتمی به سایت هایی به دست آوریم که ایران آنها را پاکسازی کرده است.




نظرات() 

ایران 8 هزار امامزاده دارد

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:42 ب.ظ

  رییس اوقاف و امور خیریه کشور و نماینده ولی فقیه در این سازمان، گفت: بیش از هشت هزار بقعه امامزادگان و برخی علما، عرفا، فقیهان و روات عظیم الشان در سراسر کشور وجود دارد که این مکانها مورد توجه روزافزون مردم مسلمان ایران است.
 
 به گزارش ایرنا، حجت الاسلام علی محمدی روز پنجشنبه در حاشیه مراسم تکریم امامزاده سید علی (ع) قم در سالن اجتماعات این امامزاده در گفت و گو با خبرنگاران افزود: جمع آوری و تکمیل اطلاعات مربوط به بقاع متبرکه و بازنگری آنها از اولویتهای کاری این سازمان در سال جاری است.
وی اظهار کرد: هم اکنون پورتال بقاع متبرکه و امامزادگان کشور فعال شده و در اختیار کاربران فضای مجازی قرار گرفته است.

وی همچنین با اشاره به هیات امنایی کردن اداره امامزادگان به عنوان یکی از اقدامات اوقاف در راستای مردمی نمودن امر اداره بقاع متبرکه، تصریح کرد: با توجه به بهره مندی اوقاف از ظرفیتهای خوب فرهنگی این سازمان در حوزه فعالیتهای قرآنی برنامه هایی را در زمینه های مختلف حفظ، قرائت و آموزش قرآن مجید تدارک دیده است.

محمدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به قدمت قبرستان شیخان قم و اینکه مزار بسیاری از علما، محدثان و اصحاب و یاران اهل بیت (ع) در این آرامگاه قرار دارد، افزود: بدون شک اهتمام ویژه به بر طرف نمودن مشکلات این آرامگاه برای حفظ شان و منزلت بزرگان مدفون در آن ضروری است.

وی اضافه کرد: کار ساماندهی بازارچه اطراف گلزار شهدای شیخان تا زمان قرار گرفتن آن در طرح توسعه حرم حضرت معصومه (س) باید مورد توجه مسوولان قرار گیرد.
وی گفت: طبق پیش بینیهای صورت گرفته آرامگاه شیخان در آینده در طرح توسعه حرم مطهر قرار خواهد گرفت.

محمدی با اشاره به اقدامات خوبی که در راستای سامان دهی و نظم و نظام بخشیدن به این قبرستان قدیمی و تاریخی قم صورت گرفته است، افزود: حل معضل بازارچه اطراف این آرامگاه از حیطه مسوولیتهای اوقاف خارج است، لذا مسوولان شهرداری و استانداری باید نسبت به آن اقدام کنند.

در این مراسم که به مناسبت روز ملی بزرگداشت امامزادگان ترتیب یافته بود، تعدادی از مسوولان و خادمان افتخاری آستان مقدس حضرت امامزاده سید علی از نوادگان حضرت عباس (ع) مورد تجلیل و تکریم قرار گرفتند.
منبع: ایرنا




نظرات() 

چرا فامیل برادر بزرگ امام، هندی بود؟ (+عکس)

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:37 ب.ظ


خانواده ایرانی -مرتضی اشراقی عکسی از برادر بزرگتر امام خمینی (ره) در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد و زیر این عکس توضیح داد که چرا فامیل امام، مصطفوی بود و فامیل برادرش، هندی.

به گزارش خبرآنلاین، اشراقی زیر این عکس نوشت:

سید نورالدین - که در خانه به نورالله مشهور بود - در سحرگاه اول اسفند 1276 خورشیدی در همان خانه ای که 5 سال بعد امام خمینی به دنیا آمد چشم به جهان گشود.

هر چند ابتدا به تحصیل حوزوی پرداخت ولی بعد علاقه‌ای نشان نداد و به کشاورزی مشغول شد. در عین حال به کسب معلومات قضایی نیز می‌پرداخت.

پس از کودتای سوم اسفند 1299 و تاسیس تشکیلات جدید اداری به خصوص ادارات قضایی به خاطر معلومات و سر شناسی ،آقا نورالدین به ریاست دادگستری خمین برگزیده شد. البته در رسیدگی به امور قضایی خمین تنها نبود بلکه پسر عمه اش - میرزا علی محمد امام جمعه - نیز به عنوان فقیه دادگستری مددیار او بود.

بعدها به دلیل ارتباط نزدیک با بختیاری ها مغضوب رضا خان سردار سپه شد و مورد پیگرد قرار گرفت به گونه ای که در سال 1303 از سوی نظمیه بازداشت شد. در پی آن سید نورالدین ناچار از ترک اداره دادگستری شد و به عنوان وکیل دادگستری مشغول کار شد و تا آخر نیز در این شغل باقی ماند.

آقا نورالله به رسم آن زمان از هنگام شروع به تحصیل از 5 سالگی و پس از شهادت پدر گرامیشان ، عبا و عمامه استفاده می کرد و در دوره کار دادگستری خمین و وکالت نیز با همین لباس فعالیت داشت اما در سال 1313 از زمانی که قانون پوشیدن لباس های متحد الشکل برای مردان تصویب و اجباری شد و برای لباس روحانیت هم مجوز و حکم اجتهاد می خواستند چون مجوز معمم بودن نداشت ناگزیر از کنار گذاشتن عبا و عمامه شد و تا آخر عمر نیز لباس رسمی - کت وشلوار - بر تن داشت.

ایشان در نهایت در 79 سالگی در تیرماه 1355 درگذشت و در قم (آرامستان باغ بهشت - رو به روی گلزار شهدای قم) به خاک سپرده شد.

علت تفاوت نام خانوادگی برادران (مصطفوی، پسندیده و هندی) این بود که به موجب قانون اولیه ثبت احوال در هر شهر نباید نام خانوادگی اشخاص تکراری می‌شد. لذا آقا روح‌الله نام خانوادگی مصطفوی (برگرفته از نام پدر) و سید مرتضی و سید نورالدین به رغم منع قانونی هر دو نام‌های خانوادگی پسندیده و هندی را برمی‌گزینند.

ساواک بعدها درصدد برآمد از نام خانوادگی «هندی» علیه امام سوء استفاده کند اما به نتیجه مورد نظر دست نیافتند.





نظرات() 

ولین کنگره حزب اتحاد ملت ایران (عکس)

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:35 ب.ظ


اولین کنگره حزب اتحاد ملت ایران صبح امروز پنج شنبه با حضور جمعی از فعالان اصلاح طلب و چهره های حزب مشارکت در سالن اجلاس سران برگزار شد.





نظرات() 

مسافران در سواحل گیلان /عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:22 ب.ظ


مسافران و گردشگرانی که به گیلان سفر می کنند، بخشی از زمان حضور در این استان را به نشاط تابستانی در سواحل اختصاص می دهند.

 





نظرات() 

شرح واقعه حمله شیخ عبیدالله کرد به آذربایجان در سال 1297 ق در «تاریخ اکراد»

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-01:03 ق.ظ


«تاریخ اکراد» نگاشته علی بن امیرلویه‌خان افشار ارومی از سوی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شد.

قیام شیخ عبیدالله مربوط به سال‌های 1296 هـ.ق. اواخر دورۀ ناصری بوده است. شیخ عبیدالله (پسر شیخ طاها) که هوای حکومت در سر می‌پروراند، جهت رسیدن به مقاصد خویش و تحقق خواسته‌های خود به هر وسیله‌ای متشبّث می‌شد و در لباس روحانیت از احساسات مذهبی مردم حداکثر سوء استفاده را می‌نمود. او برای افزایش نفوذ خود در بین مردم خود را انسانی خارق‌العاده معرفی نموده و اظهار کشف و کرامات می‌نمود.

مقامات حکومتی وقت از نیّات پلید این شیخ متمرّد آگاهی قبلی داشتند، ولی متأسفانه کوچکترین آمادگی برای پیشگیری از حملۀ احتمالی شیخ به وجود نیاوردند و مقدماتی برای گرفتاری او فراهم نساختند. بنابراین شیخ بی‌محابا، بدون کوچکترین مانعی یکّه‌تاز میدان شد و در نقاط حسّاس مرزی اظهار وجود نموده و با فتنه‌انگیزی هزاران انسان مرد و زن و کودک بی‌گناه را در میاندوآب و ارومیه و مراغه به خاک و خون کشید.

دیگر قبایل کُرد، مانند: منگور، زرزا، و گورک و چند طایفۀ دیگر از کردهای ایران به او ملحق شده و قوای شیخ تقویت گردید. پس از تصرف شهرهایی چون مهاباد و میاندوآب، به قصد تسخیر تبریز، شروع به پیشروی به طرف مراغه نمود. ارسال به‌موقع دوازده هزار نیروی ارتش ایران مانع از ادامۀ پیشروی و تحقّق خواسته‌های پلید آنان شد. حضور نیروهای نظامی در شهرهای غارت شده موجب هراس سران و قبایل کُرد گردیده و آنان شیخ را ترک گفته، از دور او پراکنده شدند. شیخ که چاره‌ای نداشت، به داخل سرحدات عثمانی عقب‌نشینی نمود که به علت اعتراض شدید دولت ایران، شیخ عبیدالله از طرف دولت عثمانی دستگیر و به استانبول اعزام و پس از فرار از استانبول دوباره دستگیر و به مکه تبعید گردید؛ تا این‌که در سال 1882م. مُرد.

کتاب تاریخ اکراد، در واقع شرح واقعۀ حملۀ شیخ عبیدالله کُرد به صفحات آذربایجان، از علی بن امیرلویه خان افشار ارومی است که خود از محصورین قلعه ارومیه در این واقعه بوده و به صورت مستند و علمی به شرح ماجرا پرداخته است. چنانکه گوید: «بندۀ کمترین که در ایّام لشکرکشی شیخ عبیدالله بر سر شهر ارومی و در اوان محاصره از جمله محصورین بوده و از احوالات ساوجبلاغ و میاندوآب و محال مراغه و بناب اطلاع داشته، شرحی از احوالات هرزگی شیخ عبیدالله و از لشکر او می‌نگارد که خواننده را معلوم باشد که از اکراد بی‌سروپا چه قدر صدمه به شهر ارومی و محال میاندوآب رسیده. این شیخ نادان باعث قتل صدهزار نفر مخلوق خدا گردید. سرگذشت عهد کلّ را از این حقیر بشنوید: عندلیب، آشفته‌تر می‌گوید این افسانه را.»

وی پس از برشمردن فتنه‌ها و فسادهایی که در دورۀ زمامداری ناصرالدین شاه روی داده، به شورش شیخ عبیدالله می‌پردازد و سعی می‌کند با شناساندن شیخ مزبور و افکار و نیّات او و این‌که دست‌پرورده و تحریک شده توسط دول خارجی است، به بیان چگونگی آمدن شیخ عبدالقادر پسر شیخ عبیدالله به ولایت ارومیه و جمع‌آوری اسلحه و تجهیزات او پرداخته است و از تجزیه و تحلیل‌هایی که بعضاً در لابه‌لای گزارش بیان می‌دارد، چنین برمی‌آید که خود از آگاهان به مسایل و فنون جنگ بوده است.

برهۀ زمانی گزارش واقعه در این رساله، از تاریخ شهر شوّال 1297 هـ.ق. تا غرّۀ ربیع‌الاوّل 1299 هـ.ق. می‌باشد.

محمود طیار مراغی نسخه تازه یاب خود از کتابخانه مرعشی را که اختصاص به بیان وقایع شورش شیخ عبیدالله کرد در صفحات مراغه و میاندوآب را داشت،‌ در جلد پنجم مجموعه میراث اسلامی به چاپ رسانید. دومین اثر در این خصوص مربوط به نسخه‌ای از کتابخانه مجلس به شماره 14727 است که گزارش گونه‌ای از علی اکبر منشی است که در دفتر سوم میراث بهارستان منتشر شده است. سومین اثر تقریباً‌مفصل‌ترین گزارشات، نامه‌های دولتی و اسناد موجود از این واقعه است که در سال 1390 با عنوان «فتنه شیخ عبیدالله کرد» براساس تنها نسخه موجود از آن در کتابخانه کاخ گلستان از سوی کتابخانه مجلس منتشر شد.  چهارمین اثر با عنوان «روایت یک سیاح از شورش شیخ عبیدالله» بود که براساس دستنویس شماره 36406 آستان قدس رضوی از سوی کتابخانه مجلس منتشر شد. و پنچمین اثر در این خصوص کتاب حاضر است که دستنویسی است متعلق به کتابخانه آیت الله مرعشی با عنوان قراردادی تاریخ اکراد که در نوع خود با ادبیات و زبان روایی خاصی که دارد،‌از زاویه‌ای دیگر به بررسی و شرح شورش شیخ عبیدالله و وقایع اواخر دوره ناصری می‌پردازد که اطلاع از آن وقایع بسیار لازم و ارزشمند است.

در مقدمه‌ای که دکتر محمد رجبی رئیس کتابخانه مجلس بر این کتاب نگاشته است چنین آمده:

هر متنی که از ذخایر تراثی اسلام و ایران به زنجیرۀ تحقیق و تصحیح می­پیوندد، انتشار می‌یابد و عرضه می‌شود، گویایِ منزلتِ متمایز ایرانیان و مسلمانان در گسترۀ دانش و اندیشه بشری، و پیوند دهنده سلسله حیات معنوی و فرهنگی آنها در درازنای تاریخ است. هرچه بیشتر، میراث مکتوب خود را عرضه کنیم، بهتر می­توانیم امروز خود را با گذشته شکوهمند و شکوفای خویش گره بزنیم و بلندای بینش و اندیشه مان را در منظر دید جهانیان قرار دهیم.

کتابخانه مجلس شورای اسلامی با دارا بودن گنجینه­‌ای گران و کلان از آثار و مآثر اسلامی و ایرانی، وظیفه خود می­‌داند به قدر امکانات، به چاپ و نشر متون و اسناد بپردازد و آنها را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

واقعه یورش اکراد به آذربایجان به سرکردگی شیخ عبیدالله کرد، یکی از وقایع مهم و در عین حال اسفناک دوره قاجار ناصری است که به هدف استقلال طلبی اکراد از ایران و با صبغه ضد شیعی آغاز شد و در این میان بسیاری از مناطق شیعه نشین آذربایجان از ارومیه گرفته تا مراغه و بناب قتل عام شدند. با وجود اهمیت بالای این واقعه، منابع بسیار اندکی درباره آن منتشر شده که رساله حاضر یکی از ان دست است.

مؤلف این رساله که خود از محصورین شهر ارومیه در این واقعه بوده، به روایتی شیوا و در عین حال عینی، با نهایت تأسف، واقعه را به تصویر کشیده است.

این رساله به کوشش یوسف بیگ‌باباپور و مسعود غلامیه، بر اساس دست‌نویس شمارۀ 9777 کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی نجفی، تصحیح، و از سوی کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، در سال 1393 در 190 صفحه در قطع رقعی منتشر شده است.





نظرات() 

سالروز ترور تروتسكی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-12:42 ق.ظ

Trotsky
بیستم اوت مصادف با ترور "لئون تروتسكی" در سال 1940 در كشور مكزیك است كه پاره ای از مورخان آن را توطئه استالین نوشته اند. "تروتسكی" كه با ضربات تیشه ویژه شكستن یخ كشته شد از رهبران انقلاب بلشویكی سال 1917 روسیه معتقد به جهانی شدن سوسیالیسم آن هم از نوع خالص بود و بر این اساس، فرضیه "انقلاب دائم (دائمی بودن یک انقلاب)" را مطرح ساخته بود تا سوسیالیسم شكست نخورد. ایجاد ارتش سرخ از ابتكارات تروتسكی بود و خود وی سالها بر این نیرو ریاست داشت. تروتسكی پس از فوت لنین، با استالین كه مخالف صدور انقلاب سوسیالیستی به سایر نقاط جهان بود و می گفت كه اتباع هر كشور خودشان رسالت انقلاب دارند و ربطی به ما ندارد دشمنی می كرد و همین وضعیت باعث تبعید او از شوروی شد و چون جز تركیه كشور دیگری او را نپذیرفت مدتی در اینجا بود و بالاخره ساكن كشور مكزیك شد و در آنجا كتابهای متعدد تالیف كرد. وی روزنامه نگار و نام اصلی اش "داویدوویچ" بود كه پس از فرار از زندان تزار در سال 1902 با یك گذرنامه جعلی به نام تروتسكی به لندن رفت و از آن پس این نام را برای خود حفظ كرده بود. وی در لندن با همكاری لنین نشریه "جرقه" را منتشر می كرد.



نظرات() 

زندگی عشایر مغان در ییلاق به روایت تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-11:57 ب.ظ




عشایر مغان همگام با دیگر عشایر کشور از اواخر خرداد ماه با حضور در دامنه های سبلان و سراب زندگی ییلاقی خود را تا پایان شهریور ماه هرسال سپری می کنند.

به گزارش  ارس تبار،کافی است راه ارتفاعات ییلاق سبلان و سراب و هریس را در پیش بگیرید تا به نقاطی از ایران برسید که گویی تکه هایی جداشده بهشت اند.
ایران کشوری است که یکی از انواع اجتماعات قدیمی و باستانی اش عشایر و زندگی ایلی آنهاست. این مردمان که دامدار هستند، براساس تغییر آب و هوا و گرما و سرمای آن با تمامی وسایل زندگی خود به مناطق مناسب چرا کوچ می کنند.

عشایر در فصلهای گرم سال به مناطقی موسوم به ییلاق سفر می کنند. این مناطق اغلب در نقاط سردسیر واقع است که در این ایام می تواند خوراک دام عشایر را فراهم کند. دیدن نوع زندگی این مردمان و عبور از میان سبزه زارهای وسیع و چشمه های حیرت انگیز و سرد برای ما جذابیت خاصی دارد.

بسیاری از توریستهای کشورهای دیگر نیز در این فصول با هدف دیدن این نحوه کهن زندگی به ایران سفر میکنند.

عشایر مغان نیز همگام با دیگر عشایر کشور از اواخر خردادماه با حضور در دامنه های سبلان و سراب زندگی ییلاقی خود را تا پایان شهریور ماه هرسال سپری می کنند.

تصاویر زیر از زندگی ییلاقی عشایر شاهسون مغان و میانه در شهرستان سراب است که دیروز سه شنبه توسط خبرنگار ارس تبار گرفته شده است.

انتهای پیام/

گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان
گزارش تصویری/سفر به ییلاقات عشایر مغان

 





نظرات() 

ویلاهایی که به جای درختان، سبز شدند!+ تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-11:52 ب.ظ


ویروسی به نام (ساخت و ساز غیر قانونی) به جان درختان جنگل حیران افتاده و هر روز تعداد بیشتری از درختان را در خود می‌بلعد.






نظرات() 

ترجمه جعلی منشور کوروش هخامنشی - ترجمه اصلی و واقعی منشور کوروش

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-11:41 ب.ظ




ماجرای ترجمه جعلی (به دستور اشرف پهلوی) و ترجمه اصلی منشور کوروش را در اینجا بخوانید:
آدم چقدر احمق میتواند باشد که چهار خط منشور کوروش که تمام زندگیش را به آن افتخار میکند (توهم وطن پرستی) را نخوانده باشد آن وقت کوروش را بزرگترین فرد تاریخ و پدر حقوق بشر بداند؟؟؟
باستان پرستان همیشه از منشور حقوق بشر کوروش حرف میزنن اما با هرکدام از آنها که حرف زده ایم هیچکدام منشور را یا نخوانده اند یا قسمت کوچکی از ترجمه جعلی را خوانده اند.
گزیده آسان خوان از ترجمه اصلی متن منشور کوروش ( توسط دکتر رضا مرادی غیاث آبادی):

منشور کورش هخامنشی:

نبونید مانع مراسم قربانی می‌شد. او مردوک، شاه خدایان را نمی‌پرستید. مردوک همه کشورها را جستجو کرد و آنگاه دست شاه واقعی و محبوب خودش را گرفت و نام کورش پادشاه انشان را برخواند. از او بنام پادشاه جهان یاد کرد. مردوک خواست تا تمام سرزمین‌ها و مردم در برابر پاهای کورش به خاک بیفتند.
مردوک کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد. لشکر پر شمار کورش که همچون آب رودخانه شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ‌افزارها در کنار او ره می‌سپردند. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون درگیری (به دلیل تشنگی و تسلیم مردم بابل) به شهر وارد شود. همه مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکد و همه اشراف و فرمانداران در برابر کورش به سجده افتادند و پای او را بوسیدند.
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
من با لذت و شادی بر تخت پادشاهان بابل نشستم. آنگاه مردوک خدای بزرگ، قلب بابلیان را متوجه جبروت من کرد. چون من هر روز به خدمت او می‌رفتم (به نزد مجسمه مردوک).قوای مسلح من فارغ‌بال در بابل حرکت می‌کردند. نگذاشتم کسی در همه سومر و اکد تهدیدی باشد. من شهر بابل و معابد مقدسش را سعادتمند کردم. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من کمبوجیه و همچنین بر همه سپاهیان من، برکتش را اعطا کرد. ما همگی در برابر او جایگاه والای خدایی‌اش را ستودیم.
همه شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته‌اند، از همه چهار گوشه جهان، از دریای بالا تا دریای پایین، همه آنان که در شهرها زندگی می‌کنند، همه پادشاهان آموری که در چادر زندگی می‌کنند، برای من باج سنگین آوردند. در بابل در جلوی پای من به زمین افتادند و بر پاهای من بوسه زدند.من خانه‌های خدایانی که به حال خود رها شده بودند، دوباره مجسمه‌های خدایانشان را بازگرداندم. همه آن خدایان را گرد آوردم و در منزل‌های ابدی‌ مستقر کردم. و همچنین پیکره خدایان سومر و اَکد را که نبونید بدون واهمه از خشم خدای خدایان به بابل آورده بود؛ به فرمان مَردوک و برای خوشنودی‌اشان به معابد خود بازگرداندم.
بشود خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم، هر روز برای من دعا کنند. در برابر بِل و نَبو برایم خواستار عمر طولانی باشند. بشود که شفاعت مرا کنند و به خدای من مَردوک بگویند: «کورش، پادشاهی که از تو می‌ترسد و پسرش کمبوجیه»
*******************
ماجرای ترجمه جعلی منشور:
کشف منشور و اصالت آن:
در سال ۱۲۵۸ هجری شمسی/ ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال کندوکاوهای گروه انگلیسی در بین‌النهرین استوانه‌ای از گل پخته بدست یک آشورشناس کلدانی و تبعه بریتانیا به نام «هرمزد رسام» پیدا شد که امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. با اینکه در تداول گفته می‌شود که این استوانه در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه (نیایشگاه مَـردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر باستانی بابل کشف شده است، اما رسام در خاطرات خود آورده که این استوانه را در حوالی بقعه «عمران بن علی» در نزدیکی روستای «جمجمه» پیدا کرده است.۱ به‌رغم اینکه تاکنون گزارشی از چگونگی و جزئیات حفاری منتشر نشده (اگر حفاری‌ای انجام شده باشد) و عوامل بریتانیا در سده نوزدهم بطور گسترده‌ به جعل کتیبه‌های باستانی در بین‌النهرین مشغول بوده‌اند،۲ اما عموماً فرض بر اصالت کتیبه گذاشته شده است.
۱ Rassam, Hormuzd, Asshur and the land of Nimrod, Londo, Curts & Jennings, 1897; Hilprecht, Hermann Volrath, Explorations in Bible lands during the 19th century, Philadelphia, A. J. Molman and Company, 1903.
2 Walker, C. B. F., Cuneiform, University of California Press, 1987.
بررسی‌های نخستین نشان می‌داد که گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشته‌هایی به خط و زبان بابلی نو (اَکَـدی) در برگرفته است که گمان می‌رفت نبشته‌ای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد. اما بررسی‌های بیشتری که پس از گرته‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد که این کتیبه در فاصله سال‌های ۵۳۸ تا ۵۳۰ قبل از میلاد به خواست کاهنان بابلی و یا به فرمان کورش دوم (بزرگ) هخامنشی (۵۵۰-۵۳۰ پ‌م.) و یک تا هشت سال پس از حمله به شهر و کشور بابل و تصرف آنجا نویسانده شده است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز قریب ۲۵۵۰ سال می‌گذرد.منشور کورش آخرین نمونه پیدا شده از سنت کهن منشورنویسی بابلی است که نگارش و انتشار آنها نزدیک به دو هزار سال تدوام داشته است. اما پس از سلطه کوروش و دیگر هخامنشیان بر بابل، این سنت کهن همچون بسیاری از نمودهای تمدن بابل از میان می‌رود.
شکل ظاهری:
شکل ظاهری این کتیبه، به مانند استوانه‌ای به درازای ۲۳ و پهنای ۱۱ سانتیمتر دیده می‌شود که میانه آن قطورتر از دوسوی آنست. انتشار و ثبت فرمان‌ها و یادمان‌های رسمی بر روی استوانه یا چندضلعی گلین از سابقه‌ای دیرین در بین‌النهرین برخوردار بوده است. احتمال می‌رود که این منشور در نسخه‌های متعددی برای ارسال به نواحی گوناگون نویسانده شده بوده که امروزه تنها یکی از آنها به دست آمده است.
در دانشگاه «ییل» (Yale) کتیبه کوچک و آسیب‌‌دیده‌ای نگهداری می‌شد که ریشارد بِرگِر در سال ۱۹۷۵ آنرا بخشی گمشده از استوانه کورش دانست. این بخش توسط همو به کتیبه اصلی اضافه گردید و نُه سطر پایانی فعلی آنرا تشکیل می‌دهد (← سطرهای ۳۷ تا ۴۵).
ترجمه‌:
منشور کورش از زمان پیدایش تا به امروز بارها ترجمه و ویرایش و پژوهش شده است. پیش از همه، هنری کِرِسْویک راولینسون در سال ۱۸۸۰ میلادی و بعدها ف. ویسباخ ۱۸۹۰، و. راگرز ۱۹۱۲، گ. ریختر ۱۹۵۲، آ. اوپنهایم ۱۹۵۵، و. اِیلرز ۱۹۷۴، ج. هارماتا ۱۹۷۴، پ. برگر ۱۹۷۵، ا. کورت ۱۹۸۳، پ. لوکوک ۱۹۹۹، هـ. شاودیگ ۲۰۰۱ و بسیاری دیگر آنرا تکرار و کامل‌تر کردند.
ترجمه‌های گوناگون منشور کورش به زبان فارسی تقریباً همزمان با ترجمه‌های اروپایی آن در ایران منتشر شدند. بجز این، انواعی از متن‌های ساختگی از این منشور و نیز سخنان دیگر منسوب به کورش به فراوانی جعل و منتشر شده‌اند.
اوج توجه به منشور کورش به سال‌های پایانی دهه ۱۳۴۰ هجری شمسی و مقدمات برگزاری جشن‌های دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی باز می‌گردد. در آن سال‌ها که قرار بود تبلیغات و بهره‌برداری‌های گسترده‌ای بر روی کورش و منشور منسوب به او انجام شود و مشروعیت و هویتی تاریخی به خاندان سلطنتی بدهد، ترجمه‌ای فارسی و بدون امضا از سوی اشرف پهلوی و جزو سلسله «انتشارات شورای مرکزی جشن شاهنشاهی ایران» تهیه و منتشر شد. عموم ترجمه‌های فارسی که پس از آن منتشر شدند ، دانسته یا نادانسته تا اندازه زیادی تحت تأثیر آن ترجمه و شدت تبلیغاتی که بر روی آن انجام شد، قرار داشته و دارند. سپس به دستور همو، ترجمه‌ای به زبان انگلیسی بر اساس همان متن فارسی انجام شد و در کشورهای بسیاری توزیع گردید. اشرف که در سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱ میلادی) رئیس هیئت نمایندگی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بود، نسخه‌ای از متن خودساخته کتیبه را همراه با نسخه بدلی از استوانه که موزه بریتانیا آنرا ساخته بود، به اوتانت دبیرکل وقت سازمان ملل متحد تحویل داد تا در ضمن اشیایی که همه کشورها به دلخواه و تصمیم خود به سازمان تقدیم می‌کنند، در ویترین گذارده شود.
(((این ترجمه و نسخه‌بدل از منشور کورش در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک و در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت که آثار اهدایی دیگر کشورهای جهان نیز در آن نگهداری می‌شود، جای دارد. این ادعا که سازمان ملل متن منشور کورش را بر سردر سازمان آویزان کرده، درست نیست.)))
منشور کورش و ادعای نخستین متن حقوق بشر جهان:
اشرف پهلوی در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی، ضمن دعوت از تعدادی حقوقدان و برگزاری مراسمی در مشهد مادرسلیمان (پاسارگاد احتمالی)، از منشور کورش با عنوان «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» یاد کرد و ترتیبی داد تا نام کورش به عنوان «نخستین بنیاد‌گذار حقوق بشر جهان» بر سر زبان‌ها بیفتد.
در حالیکه چنین ادعایی نمی‌توانست درست باشد و محتوای منشور کورش ارتباط و شباهتی با مفهوم امروزی یا دیروزی حقوق بشر ندارد.
اشرف پهلوی در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸ میلادی) رئیس بیست و ششمین نشست کمیسیون حقوق بشر، و در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰ میلادی) رئیس کنفرانس بین‌الملی حقوق بشر بوده است.
***************
(((در ترجمه اصلی بسیاری از جعلیات و موارد نادرستی که برخی باستان گرایان تحت عنوان منشور کوروش منتشر می کنند، وجود ندارد و ثابت می کند مفاهیمی «نظیر آزادی ادیان»، «نسخ برده داری»، «آزادی بیان و انتقاد از حاکم» و ده ها مورد دیگر در منشور کوروش اشاره نشده و حتی نام اهورامزدا هم در آن وجود ندارد)))

در منشور کورش اشاره‌ای به لغو برده‌داری نشده است. اما اگر هم شده بود، الواح پیدا شده در بابل عکس آنرا به اثبات می‌رساندند. به موجب یکی از این الواح، یعنی لوحه شماره ۲۵۲ از سال هشتم پادشاهی کورش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند. دخترانی که به گرو گرفته می‌شدند، برای بهره‌کشی جنسی اجاره داده می‌شدند تا خسارت تأخیر را جبران کنند.
Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.
در اینجا نسخه های آسان خوان جعلی و اصلی از منشور را بخوایند و در لینک های داده شدن ترجمه های اصلی:
ابتدا ترجمه جعلی:

متن فارسی منشور کوروش:

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، …، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه انشان … از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فرامان روایی اش را ‌بل و نبو گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و] با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، …، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مردوک، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس؟]، همه مردم سرزمین های دوردست، از چهار گوشه جهان، همه پادشاهان آموری و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [پا هایم را بوسیدند]. از…، تا آشور و شوش من شهر های آگاده، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهر های آنسوی دجله که ویران شده بود، از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود باز گرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان باز گرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ….
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه های نخستین شان بازگرداندم، … [قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند، چه بسا سخنان پُر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند، و به خدای من مردوک بگویند: کوروش شاه، پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه ….
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشور های چهار گوشه جهان را به سر گذاشته ام اعلام می کنم تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان مندین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند. من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد. من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد. از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.
و حال ترجمه های اصلی:

ترجمه دکتر عبدالمجید ارفعی:

دکتر عبدالمجید ارفعی تنها متخصص زبان های اکدی و ایلامی در ایران است و نخستین شخصی است که استوانه گلی منتسب به کوروش را از زبان بابلی به فارسی ترجمه نموده است.
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/koroshe-bozorg/1476-manshor-korosh-bozorg.html


1. ................ [ بنا کرد ] (؟)

2. ................................. گوشه ی جهان.

3. ........... ناشایستی شگرف بر سروری [1]↓ کشورش چیره شده بود [2]↓

4. .......................... (فرمود تا به زور) باج گندم و دهش رمه بر آنان بنهند [3]

5. پرستشگاهی همانند اَسنگیل Esangilaبنا کرد از برای او ur و دیگر جای های مقدس

6. با آیین هایی نه در خور ایشان، آیین پیش کشی قربانی ای نهاد که (پیش از آن) نبود. هر روز به گونه ای گستاخانه و خوار کننده سخن می گفت، و نیز با بدکرداری از بهر خوار کردن (خدایان)[4]↓

7. بردن نذورات را (به پرستشگاه ها) برانداخت. [ او (همچنین) در آیین ها (به گونه هایی ناروا) دست برد. اندوه و ناشادمانی ] را به (= در) شهرهای مقدس بپیوست. او پرستش مردوک Marduk پادشاه خدایان را از دل خویش بشست.

8. کسی که همواره به شهر وی (= شهر مردوک = بابل Bābilion) تباهکاری روا می داشت (و) هر روز [ به آزردن (آن) سرزمین دست (می یازید)، مردمانش ] را با یوغی بی آرام به نابودی می کشانید، همه ی آن ها را.

9. از شکوه های ایشان انلیل Enlil خدایان (= سرور خدایان = مردوک) سخت به خشم آمد. [ جای های مقدس رها شدند و یادنمای (آن) پرستشگاه ها (= آثار) به فراموشی سپرده شد ]. دیگر خدایان باشنده در میان ایشان (نیز) پرستشگاه های خویش را ترک کردند.

10. در (برابر) خشم وی (= مردوک) او (= نبونئید Nabūna'id) آنان (= پیکره های خدایان) را به بابل فرا برد. لیک مردوک، [ آن بلند پایه که آهنگ جنگ کرده بود ]، از بهر همه ی باشندگان روی زمین که جای های زندگیشان ویرانه گشته بود،

11. و (از بهر) مردم سرزمین های سومر Šumer و اکد Akkadî که (بسان) [ کالبد ] مردگان (بیجان) گشته بودند، او (= مردوک) از روی اراده و خواست خویش روی به سوی آنان باز گردانید و بر آنان رحمت آورد و آنان را ببخشود.

12. (مردوک) در میان همه ی سرزمین ها، به جستجو و کاوش پرداخت، به جستن شاهی دادگر،[5]↓ آنگونه که خواسته ی وی (= مردوک) باشد، ‌شاهی که (برای در پذیرتن او) دستان او به دست خویش گرفت.[6]↓

13. او (= مردوک) کورش، پادشاه شهر انشان Anšan را به نام بخواند (برای آشکار کردن دعوت وی) و او را به نام بخواند (از بهر) پادشاهی بر همه ی جهان.

13. او (= مردوک) سرزمین گوتیان Qutî و تمامی سپاهیان مندَ Manda (= مادها)، [7]↓ را به فرمانبرداری از او (= کورش) واداشت.[8]↓ او (مردوک) - (واداشت تا) - مردم، سیاه سران،[9]↓ به دست کورش شکست داده شوند.

14. (در حالی که) او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،‌ خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او ( = کورش) نگریست.

15. (پس) او را فرمود که به سوی شهر وی، بابل، پیش رود. (مردوک) او (= کورش) را برانگیخت تا راه بابل را در سپرد (و خود) همانند دوست و همراهی در کنار وی همواره گام برداشت

16. (در حالی که) سپاهیان بی شمار او [10]↓ که همانند (قطره های) آب یک رود به شمارش درنمی آمدند،[11]↓ پوشیده در ساز و برگ جنگ،[12]↓ در کنار وی گام برمی داشتند.

17. او (= مردوک) بی هیچ کارزاری وی (= کورش) را به شهر خویش، بابل، فرا برد. (مردوک) بابل را از هر بدبختی برهانید (و) نبونئید را - پادشاهی که وی (= مردوک) راپرستش نمی کرد - به دست او (= کورش) سپرد.[13]↓

18. همه ی مردم بابل،‌ همگی (مردم) سومر و اکد، (همه ی) شاهزادگان و فرمانروایان [14]↓ به وی (= کورش) نماز بردند و بر دو پای او بوسه دادند (و) از پادشاهی اش شادمان گردیده، چهره ها درخشان کردند.

19. سروری که به یاری وی خدایان ِ(؟) در خطر مرگ (قرار گرفته) زندگی دوباره یافتند و از گزند و آسیب رها شدند، (و) همه ی خدایان (؟) به شادی او را همی ستودند و نامش را گرامی داشتند.

20. من، کورش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ی جهان،

21. پسر کمبوجه، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نوه ی [15]↓ کورش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نبیره ی چیش پیش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان

22. از تخمه ی پادشاهی ای جاودانه، آن که پادشاهیش را خداوند [16]↓ (= مردوک) و نبو Nabû دوست می دارند و از بهر شادی دل خویش پادشاهی او را خواهانند.

آنگاه که من (= کورش)‌ آشتی خواهان به بابل اندر شدم،[17]↓

23. با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خویش، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشاده ام را که د[وستدار ] بابل است به خواست خود به [ خویشتن گروانید ] (پس) هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم.[18]↓

24. (و آنگاه که) سربازان بسیار [19]↓ من دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد.

25. من (شهر) بابل و همه ی (دیگر) شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونئید) ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی [20]↓ داده بود (؟) نه در خور ایشان،

26. درماندگی هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم.[21]↓مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد و

27. (آنگاه) مرا، کورش، پادشاهی که پرستنده ی وی است و کمبوجیه، فرزند ِزاده شده ی من و همگی سپاهیانم را

28. با بزرگواری، افزونی داد و ما به شادمانی، در آشتی تمام، کردارهایمان به چشم او زیبا جلوه کرد و والاترین پایه ی [22]↓ [ خدائیش ] را ستودیم. به فرمان او (= مردوک) همه ی شاهان بر اورنگ شاهی برنشسته

29. و همگی (شاهان) جهان [23]↓ از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همه ی) باشندگان سرزمین های دور دست، همه ی شاهان آموری شاهان Amurrû آموری،[24]↓ باشندگان در چادرها همه ی آن ها

 

30. باج و ساو بسیارشان [25]↓ را از بهر من؛ (= کورش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.از ... تا (شهر) آشور Aššur و شوش MŬŠ. ERIN = Šusan 

31. آگاده Agade، سرزمین اشنونا Ešnunna، (شهر) زمین مه - تورنو Mê - Turnu، دیر Dēr تا (پایان) نواحی سرزمین گوتیان و نیز (همه ی) شهرهای مقدس آن سوی دجله که از دیرباز ویرانه گشته بود،[26]↓ (از نو باز ساختم).

32. (و نیز پیکره ی) خدایانی را که در میانه ی آن شهرها (= جای ها) به جای های نخستین بازگردانیدم و (همه ی آن پیکره ها را) تا به جاودان در جای (نخستین شان) بنشاندم (و) همگی آن مردم را (که پراکنده بودند)، فراهم آوردم و آنان را به جایگاه های خویش بازگردانیم.

33. (و نیز پیکره ی) خدایان سومر و اکد را که نبونئید (بی بیم) از خشم سرور خدایان (= مردوک) با بابل اندر آورده بود، به فرمان مردوک، خدای بزرگ به شادی و خوشی

34. در نیایشگاه هایشان بنشاندم - جای هایی که دل آن ها شاد گردد -
باشد که خدایانی که من به جای های مقدس (نخستین شان) باز گردانیدم،

35. هر روز در برابر خداوند (= مردوک) و نبو زندگی دیریازی از بهر من بخواهند [27]↓ و هماره در پایمردی من سخن ها گویند، با واژه هایی نیک خواهانه باشد که به مردوک، خدای من، گویند که «به کورش، پادشاهی که (با بیم) تو را پرستنده است و کمبوجیه پسرش،

36. بی گمان باش، بهل تا آن زمان باز سازنده باشند ... با روزهایی بی هیچ گسستگی.» همگی مردم بابل پادشاهی را گرامی داشتند و من همه ی (مردم) سرزمین ها را در زیستگاهی آرام بنشانیدم.

37.[یک غاز]دواردکوده قمری(فربه)بیشاز(رسم ِمعمول دادن)غازها،اردکهاوقمریان

38. [....بلند] و برآن هابیفزودم. دراستوارگردانیدن[بنای] باروی«ایمگور-انلیلImgu - Enlil» باروی بزرگ شهر بابل کوشیدم [28]↓ و

39. [.........] دیوار کناره ای (ساخته از) آجر  را بر کنار خندق شهر که (یکی از) شاهان پیشین [ساخته و (بنایش را) به انجام نرسانیده] بود،

40. [بدانسان که] برپیرامون [شهر (به تمامی) برنیامدبود]،[29]↓ آنچه راکه هیچ ازیک شاهان پیشین (با وجود) افرادبه بیگاری گرفته شدی [کشورش ] دربابل نساخته بودند،

41. [ .. از قیر ] و آجر از نو بار دیگر بساختم  [بنایشان] [30]↓[را بانجام رسانیدم.]

42. [ دروازه های بزرگ وسیع مر آن ها را بنهادم ....... و درهایی از چوب سدر ] با پوششی از مفرغ، با آستانه ها و پاشنه [هایی از مس ریخته شده ...... هر آن جایی که دروازه ها]یشان (یافت می شد)،

43. [ استوار گردانیدم ... نو]شته ای لوحه ای (در بردارنده ی) نام آشور بانی پال Aššur - bāni - apli شاهی پیش [31]↓ از من [ در میان آن (= بنا) بدید]م.

44. .............

45. ........................................ تا به روز جاودان.

ترجمه ی ایروینگ فینکل:

همانگونه که می دانیم اصل منشور کوروش در موزه بریتانیا نگهداری می شود. ترجمه بعدی آن از پرفسور ایروینگ فینکل استاد زبان های باستانی در موزه بریتانیا می باشد. پرفسور فینکل یکی از بزرگ ترین بابلی شناسان دنیا می باشد که منشور کوروش را در موزه بریتانیا از زبان بابلی به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. دکتر شاهرخ رزمجو که مسئول بخش خاورمیانه موزه بریتانیا می باشد این ترجمه فینکل را به فارسی برگردان نموده است.
در ترجمه فینکل هم هیچ کدام از فضیلت های ادعایی باستان گرایان در مورد کوروش وجود ندارد و در آن کوروش در موارد متعدد به ستایش بت ها پرداخته است!
ترجمه موزه بریتانیا از منشور کوروش به زبان انگلیسی:
http://www.britishmuseum.org/explore/highlights/article_index/c/cyrus_cylinder_-_translation.aspx
ترجمه موزه بریتانیا از منشور کوروش به زبان فارسی:
http://www.britishmuseum.org/PDF/cyrus_cylinder_translation_persian_v2.pdf
ترجمه ی مرادی غیاث آبادی
آقای مرادی غیاث آبادی در سایت خود تک تک کلمات منشور کوروش را آورده و ترجمه آن را کنارش نوشته است. آن جملات دل نشین و فریبنده که به منشور نسبت می دهند، در هیچ کجای آن نیامده است.
http://ghiasabadi.com/manshur-02.html

از وبلاگ :http://hunmurunu2.arzublog.com/


برچسب‌ها: هخامنشیان _ترجمه جعلی منشور کوروش هخامنشی, ترجمه اصلی و واقعی منشور کوروش






نظرات() 

احمدی نژاد روحانی را به مناظره دعوت کرد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-11:33 ب.ظ

روحانی-احمدی-نژاد

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی آذربایجان، بعد از کلی سکوت و خاموشی رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران، بالاخره تمامی فرکانس های صدا وی را شکف و جذب میکنند.

بر اساس این خبر، طی نامه ای که توسط عبدالرضا داوری، مشاور رسانه ای دکتر محمود احمدی نژد، به پاستور و خانه دولت یازدهم ارسال شده، وی در نظر دارد که به همراه کابینه و وزرا خود در ماظره ای اختصاصی تمامی مشکلات و افت و خیز های این دولت را به چالش بکشد.

احمدی نژاد با اعلام و انتشار لیست “دولت در سایه” در رسانه های متعدد، خیلی از رسانه ها در مورد این مطلب از اعضای مشخص شده در این لیست سوال کردند، اما هریک از آنها به نوعی از پاسخ دادن کوتاهی و از این موضوع شانه خالی کردند.

اما در نهایت احمدی نژاد با ارسال این نامه آمدن و تلاش های خود را برای ریاست جمهوری نشان داده و می خواهد با این کار خود کمی در دل مردم جا باز کرده و نظر مردم را جلب کند.

اما بحث اینجاست که احمدی نژاد می خواهد کدام اشکالات دولت بنفش را نمایش داده و آنرا علم کند؟ و آیا شاه کلید یازدهم می تواند پاسخ سوالات احمدی نژاد را دهد؟





نظرات() 

از درآمد های نجومی پزشکان تا اشتباهات فاحش/چرا پزشکان مالیات نمی دهند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-10:55 ب.ظ

نارضایتی مردم از جامعه پزشکی ادامه دارد

حقوق و دستمزد بالای پزشکان در کنار اشتباهات پزشکی و زیر میزی بگیری این روزها توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است.بعد از پخش سریال" در حاشیه" مهران مدیری نیز که اشکالات جامعه پزشکی را در طنزی غلیظ به نمایش می کشید...
سرویس اقتصادی شفاف: حقوق و دستمزد بالای پزشکان  در کنار اشتباهات پزشکی و زیر میزی بگیری این روزها توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است.بعد از پخش سریال" در حاشیه" مهران مدیری نیز که اشکالات جامعه پزشکی را در طنزی غلیظ به نمایش می کشید، انتقادات به جامعه پزشکی بیشتر و بیشتر شد تا جایی که پزشکان مدعی شدند این سریال قصد دارد اعتماد مرد به پزشکان را از بین ببرد.
اعتمادی که البته به نظر می رسد زیر سایه به اصطلاح پولکی بودن برخی پزشکان و اشتباهات فاحششان بیشتر لکه دار می شود تا با یک سریال!

درآمد پزشكان متخصص ایرانی چقدر است؟

آخرین روزهای سال ۹۳ بود که تشکیل چند جلسه پی‌درپی طی در سازمان نظام پزشکی و به دنبال آن شورای عالی بیمه، منجر به تصویب افزایش ۱۵درصدی تعرفه‌های پزشکی در سال 1394 شد تا باز هم همه چیز به نفع پزشکان باشد و به ضرر بیماران!

طبق بررسی های انجام شده در راستای مقایسه درآمد پزشکان با درآمد دیگر شغل ها در سال 92 ملاحظه می شود که درآمد پزشکان کم که نبوده بلکه درآمد روزانه اغلب آنها از درآمد ماهیانه سایر شغل ها بیشتر است.

برای محاسبه میانگین حقوق مشاغل در سال 92، با درنظر گرفتن دو برابر حداقل حقوق به عنوان میانگین حقوق، ملاحظه می شود که کمترین حقوق مربوط به «کارگران» و «پرستاران» است. میانگین حقوق «کارگران» در سال 92 یک میلیون تومان و «پرستاران» یک و نیم میلیون تومان بوده است!

پس از آن «مهندس ماهر» با میانگین حقوق 4 میلیون تومان و «اساتید دانشگاه» نیز با درآمد 4 میلیون تومان در ردیف بعدی قرار می گیرند.

به این ترتیب متوسط حقوق تمام وقت، مربوط به 176 ساعت کاری در بیمارستان دولتی یا بخش عمومی «متخصص اورولوژی» ماهانه 26 میلیون تومان، «متخصص جراح چشم» 30 میلیون تومان، «متخصص زنان و زایمان» 31 میلیون تومان،  «متخصص گوش و حلق و بینی» 32 میلیون تومان، «جراح قلب» 38 میلیون تومان، «متخصص ارتوپدی» 49 میلیون تومان و «جراح مغز و اعصاب» 65 میلیون تومان ماهانه درآمد دارند!

به وضوح مشاهده می شود «اساتید دانشگاه» و «مهندس ماهر» که همانند پزشکان تحصیل کرده اند، درآمد این چنینی ندارند.

لازم به ذکر است که این درآمد بخش دولتی است و در بخش خصوصی مبلغ حقوق پزشکان 5 برابر می شود یعنی یک پزشک جراح مغز و اعصاب مبلغی حدود 300 میلیون تومان در ماه درآمد دارد . البته یک پزشک خصوصی در بخش خصوصی با تعرفه های قانونی!

نکته مهم تر اما اینجا است که بر اساس آمار،  300 پزشک با درآمد یک میلیارد تومان در ماه  هستند که اغلب شان مالیات هم نمی دهند و حدود 2هزار پزشک در کشورمان که درآمدشان ماهیانه بالای 500 میلیون تومان است، بدون آنکه مالیات بپردازند.

اما و اگرهای مالیات پزشکان

این اتفاق اما در حالی رخ می دهد که مطابق بند (ب) ماده ٩٦ قانون مالیات مستقیم، پزشکان و دندان‌پزشکان دارای مطب از جمله اشخاص حقیقی تعریف شده‌اند که همه ساله باید درصدی از درآمد خود را به‌عنوان مالیات به دولت بپردازند.در چهار سال گذشته سازمان امور مالیاتی و سازمان نظام پزشکی به توافق مشترکی در مورد تعیین مالیات اصناف پزشکی دست یافتند که براساس آن قرار بود این مشاغل در طبقات مختلف براساس تفاهم انجام شده با سازمان امور مالیاتی اظهارنامه خود را تکمیل کنند.

پس از سه سال، سازمان نظام پزشکی طی نامه‌ای به وزارت امور اقتصادی و دارایی با اشاره به عدم پایبندی سازمان امور مالیاتی، به مفاد توافق‌نامه و چندبرابرشدن مالیات برخی اقشار پزشکی اعتراض کرد. در نهایت شکایت یک پزشک درباره خوداظهاری درآمد مشمول مالیات منجر به ابطال این توافق‌نامه از سوی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری شد. سازمان نظام پزشکی اعتقاد دارد خدمات ارائه‌شده توسط این دو صنف در مطب‌ها هیچ سنخیتی با معاملات بنگاه‌های اقتصادی ندارد و ازاین‌رو باید تفکیکی بین مشاغل گروه پزشکی و سایر مشاغل قائل شد؛ در حالی که مسئولان سازمان امور مالیاتی معتقدند مالیات اظهارشده این صنوف بسیار کمتر از رقم واقعی است.

روند مالیاتی پزشکان از سال 88

براساس اطلاعات منتشرشده توسط سازمان امور مالیاتی کشور، سرانه مالیات اظهارشده توسط صنف پزشکان از چهار میلیون و ٩٥٨ هزار ریال در سال ١٣٨٨ به ١١ میلیون و ٩٣٦ هزار ریال در سال ١٣٩١ افزایش یافته است. این رقم به‌طور متوسط در دوره مذکور برابر با هفت میلیون و ٧٣٢ هزار ریال بوده که هرچند رقم مناسبی در مقایسه با سایر اصناف به‌شمار می‌آید اما به نظر کارشناسان مالیاتی، برای این صنف رقم نسبتا پایینی است.  نکته قابل‌توجه آن است که سرانه مالیات تشخیص‌داده‌شده پزشکان توسط مأموران مالیاتی در تمامی سال‌های مذکور بیش از سه برابر مالیات اظهارشده توسط خود پزشکان بوده است.

 این رقم به‌طور متوسط معادل ٢٤ میلیون و ٨٣٠ هزار ریال است که بیش از ١٣ میلیون ریال با مالیات اظهارشده تفاوت دارد. اگرچه این اختلاف فاحش می‌تواند کم اظهاری مالیات در این صنف را به خوبی نشان دهد اما بخشی از این اختلاف به این دلیل است که شاغلان این صنف از طرف ادارات مالیاتی، مشمول تشخیص علی‌الرأس شده‌اند.  سرانه مالیات قطعی‌شده پزشکان در همین دوره به‌طور متوسط ٢٠ میلیون و ٨١٧ هزار ریال بوده که ٢٧,٧ درصد طی دوره ٩١-١٣٨٨ افزایش نشان می‌دهد. این در حالی است که متوسط رشد سرانه مالیات قطعی کل اصناف طی سال‌های ٩١-١٣٨٨ برابر با ١٢.٢ درصد بوده است.

به این ترتیب است که به نظر می رسد هنوز ساز و کار درستی برای اخذ مالیات منصفانه از پزشکان که بسیاری از آنها پر درآمد هستند وجود ندارد و دراین میان این حقوق بگیران و کارمندان هستند که سرماه منظم و مرتب مالیات از حقوقشان کسر می شود!
|
  بدا بحال مریضها اگر پزشك مالیات بدهد ، قانون مالیات در ایران یعنی انتقال مستقیم و صد در صد فشار بر دوش مصرف كننده نهایی است
باسلام اقا اینقدر به دست پای این افراد مقدس نپیچید این قشر خودشون فراتر از ادمهای معمولی مدونند ادعای قداست دارند برو پیش یکی از بهترینهاشون تو ادب ببین چجوری باهات برخورد می کنه انگار تو حیوونی رفتی پیشش حقوقشونم واقعا کم در نظر گرفتی چرا از کارانه که بیشتر از حقوقشون نگفته ای تو این مملکت هر کی زور گیری کنه حقوقش چند برابر می کنند چون کسی نیست جلوی این افراد مقدس بگیر یه سری به استان سیستان بلوچستان بزن اون موقع عدالت دست می یاد یا در هر بیمارستانهای یزد برو ببین مردم سیستان به چه وضعی امدند دنبال درمان گریهات میگیره اخه اینها ایرانی نیستند حقوق چنئ برابری باید همه متخصین تو هر رشته بدند که تو مناطق محروم کار کنند نه کسی که توشهر خوب زندگی می کنه واز فرداش حقوقش چند برابر بشه پیشنهاد بنده به همه اینکه تو شغلتون اگه خدای ناکرده شروع به زورگیری یا به اصطلاح خوب زیر میزی کنید چون کسی تواین مملکت مثل پزشکان نیست جلوت بگیر حقوقت چند برابر میشه
بنام خدا
با سلام و آرزوی سلامتی برای ملت ایران
"الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطی هی الجاده" امیر المومنین علی علیه السلام.
از آنجا که اخیرا" مباحث انتقادی ذر باره پزشکان داغ شده است و این صنف همچنانکه هر کسی به خودش اجازه می دهد در بحث طبابت و درمان وارد شود و تشخیص و درمانی را ارائه دهد در باب انتقاد نیز به همین آفت دچار شده است و هرکسی که یکبار ویزیت به پزشکی پرداخت کرده در این بحث نیز اظهار نظری می کند.
نمی دانم آمار فوق از کدام مرجع اقتباس شده است. بنده پزشک فوق تخصص عضو هیئت علمی دانشگاه هستم و رقم های فوق در بخش دولتی را بسیار غیر واقعی میدانم و شما را دعوت می کنم به پاویون پزشکان یکی از بیمارستانهای دولتی در همین تهران تشریف ببرید و پای درد دل اساتید دانشگاه که در کنار درمان بیمارانی که از همه جا مانده و نا امید به بیمارستانهای دولتی دانشگاهی مراجعه می کنند بنشیند که: اولا" این اعداد بسیار بیشتر از واقعیت هستند ثانیا" در بهترین شرایط بیمارستانها بدلیل کمبود نقدینگی ناشی از اجرای طرح تحول سلامت ماههاست که بجز حقوق ثابت به پزشکان هیچ پرداختی نداشته اند و این تاخیر از حداقل 5 ماه شروع میشود و با اجرای طرح افزایش مالیات مکسوره از درآمد شامل حقوق و کارانه بیش از 8 میلیون در ماه که به جای ده درصد به بیست درصد افزایش می یابد و نیز طرح کسورات پلکانی که هر چه کارکرد پزشکی بیشتر باشد سهم بیشتری به بیمارستان تعلق می گیرد و در مواردی از کارکرد بیشتر هیچ چیزی به پزشک تعلق نمی گیرد.
بعنوان یک پزشک با حدود 25 سال سابقه با قاطعیت اعلام می کنم که متضرر اصلی این جنجال بیماران مظلومی هستند که در بدترین شرایط جسمی ، روحی و حتی مالی به پزشک مراجعه می کنند و با سلب اعتماد مردم به جامعه پزشکی مهمترین اصل طبابت که اعتماد بیمار به طبیب در انجام درمان توصیه شده و مصرف داروست خدشه دار می شود و بیمار به راحتی از پذیرش روش درمانی توصیه شده سر باز می زند چرا که آن را فقط در جهت منافع پزشک می داند.
در ضمن آیا آماری وجود دارد که میزان تخلفات پزشکان از بقیه گروهها(قضات،پلیسها و..) بیشتر است که این گروه هدف هجمه اینچنین قرار گرفته اند و سایت شفاف در آستانه روز مقدس پزشک به باز تکرار آن میکند. اصلا" کسی جرات دارد در خصوص تخلفات دیگر صنوف فوق الذکر طنز بسازد ، مقاله بنویسد و آمار ارئه دهد.
بگذریم یادمان باشد این گروه مظلوم که خطای درصد کمی از آنان به جمع تسری داده می شود در همین جامعه هزینه های چند برابری را متحمل می شوند مثلا وقتی برای ثبت نام فرزندشان به مدرسه مراجعه می کنند اعلام می شود آقای دمتر ما از شما توقع ویژه برای کمک مالی به مدرسه داریم و این داستان آنقدر شایع است که گاه هزینه زندگی برای این قشر از بقیه افراد بیشتر است.
به گروه کثیری از پزشکان عمومی و متخصص که بدلیل سیاست غلط آموزش عالی و توزیع نا مناسب یا بیکارندو یا با درآمد ناچیز و حتی در حد فقر صورت را باسیلی سرخ می کنند نیز نظری بیاندازید و فقط اقلیت نسبتا" مرفهی را نبینید.
در آستانه روز پزشک برای همه ملت ایرا سلامتی، سربلندی و بهروزی را از خداوند متعال مسئلت دارم.
بی انصاف ترین قشر زالو صفت.
فقط پول برای آنها مطرح است و جان مردم بی ارزش.
جهان سوم!
چند در صد این در امد ها را دارند؟ ۱ در صد ولی به کل شامل نموده اید. بعضی را میشناسم که درامدشان ۱ تا ۱ و نیم میلیون است . این گروه زیاد هم از نداری مینالند هم از تهمت کردار اقلیتی بسیار اندک.
خوب میشه !! زیاد نگران نباشید !!! فقط صبر داشته باشید !!
چه کسی گفته که پزشکان مالیات نمی دهند؟من پزشک نیستم ولی چون همسرم در اداره مالیات است اطلاع کامل دارم که پزشکان مالیات می دهند.مدتی است بدجور به یک قشر که البته بخشی از آنها هم خلاف می کنند پیله کردیم.این در حالی است که مشاغل دیگر هم هر کاری بخواهند می کنند .برای یک جلسه ریاضی هشتم برای فرزندم با ساعتی 100هزار تومان از دبیر منت می کشم قبول نمی کند .به چشم خود دیدم آرایشگر بدون سواد وپرافاده از مشتری 600هزارتومان برای کراتینه مو دریافت کرد رقم های رنگ مو بماند.فوتبالیست های فراوان بدون اخلاق و هنرپیشه های ...با درآمدهای افسانه ای هم بماند.به شتر گفتند چرا گردنت کج است گفت کجایم راست است؟
1
پزشکی که در چند مرکز دولتی وخصوصی و خیریه و املاک ودارویی وغیره کار میکند و کارانه قابل توجه از هر مرکز به حسابش سرا زیر است مگر دیگر فرصت دارد که جواب شما را بدهد! پس چه موقع به درس و مشقش برسد؟ چه موقع کارت به کارت کند؟چه موقع مسافرت علمی برود؟
در یک کشور اروپایی اگر یک هفته مسافرت بروید کل پولی که خرج کرده اید به صورت انلاین محاسبه شده است با کنترل خریدها وغیره حتی اگر میزان اندکی باشد - اما در کشوری افریقایی وقتی این میزان به چند میلیارد رسید متوجه میشوند و طرف خطاکار میپرسد برای برون رفت از مالیات و پول شویی حالا راهش چیه؟؟؟؟ راه میان برش چیه و چنده ؟؟؟
در ایران پزشک-کلنیک-بیمارستان-ازمایشگاه-داروخانه - رادیولوژی- و بقیه هم صنفان مثل ظروف مرتبطه هستند. زدو بند و ارتباط انها باهم بگونه ایست که همه با هم بخورند. در اینجا بیمار قربانی است.
با این حرفها نمیشه زیاده خواهی اکثریت این قشر رو تطهیر کرد. انصافا که خون مردم رو تو شیشه کردن. اشتباه میکنن بعد میگن تشخیص ما این بوده!!!!!!
اگه فکر میکنید پزشکان زندگی راحتی دارن و اصلا هم باهوش نبودن و خیلی هم معمولی ان و پول زیادی تو این رشته هست چرا نرفتین پزشکی بخونین راه بازه که بیایین بخونیین
واقعا متاسفم برای بعضی افراد که وقتی میخواهند پز بدهند دکتر می شوند! ولی وقتی به عنوان تبریک روز پزشک این مقالات واهی و بدون بررسی رو میذارن. و اون وقت از بگم بگم بعضی دیگر انتقاد میکنند!
چرا نویسنده مقاله مشخص نیست؟
اقاجان شما هم میرفتی دکتر و متخصص میشدی این که ناراحتی ندارد منهم هفت سال در بدترین شرایط جبهه بودم الان 2 تومن می گیرم با کارشناسی ارشد و30 سال خدمت من که خودم ونباید با دیگران مقایسه کنم شما از یه جایی ناراحتی
اخه وقتی میاین پزشک رک با ی کارگر مقایسه میکنین اخه کدوم کارگر بهتترین روزای جوونیش رو تو کتاب و کشیک های سخت بیمارستلن گذرونده
حقا ک مردم ما قدرنشناسن
فقط ی روز اگه پزشک سرکار نره مروم بدبخت میشن
این حرفا و مقالات چیزی جز حسادت نیس
تگه پول میگریم چون حقمونه چون ب بهای کب زندگی و جوونیمون بوده
شما چه میدونین از دوران تحصیل چ میدونین از طرح و بدبختیاش




نظرات() 

وقوع زلزله امری طبیعی است

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-10:42 ب.ظ


بهرام عكاشه

بهرام عكاشه: برخلاف باور همگان باید به این امر متذكر شد كه زلزله پدیده‌ای است که با گذشت زمان و حركت قاره‌ها روی می‌دهد. كشور ایران به دلیل فعالیت آتش‌فشان‌ها  به عنوان یكی از مناطق زلزله‌خیر دنیا مشهور است و اگر در كشور  زمین‌لرزه‌ای رخ  دهد بی‌شك می‌توان تعداد 50  تا 60 میلیون نفر را در معرض خطر  پیش‌بینی كرد. در اغلب  شهرها نیز به دلیل وجود بافت فرسوده، حاشیه‌نشینی و افزایش 70درصدی شهرنشینی، زلزله بی‌شك نارسایی‌های فراوانی را در پی خواهد داشت. همه مناطق در شهر تهران زلزله‌خیز است و با فعال شدن این گسل‌ها می‌توان شاهد زلزله‌هایی به بزرگی 7 تا 8 ریشتر در این كلان شهر بود.

 هم اكنون گسل البرز فعال است و بدون شك یك روز در این كلان شهر زلزله رخ می‌دهد. با وجود وسعت فاجعه در امر زلزله و  حوادث احتمالی سه سال پیش ستاد مدیریت بحران در شهر تهران تشكیل شد تا این  پدیده را علمی  بررسی كند و به این ترتیب از ژاپن و دیگر  كشورهای مسلط در این زمینه  طلب همكاری شد. آن هم به این دلیل كه  جای جای  كشور ما روی گسل زلزله قرار دارد. در واقع باید با رویکردهای علمی و مشخص به مقابله با زلزله پرداخت و اقدامات مناسب را در این زمینه اتخاذ کرد. این در حالی است كه هنوز هیچ نرم‌افزاری توانایی پیش‌بینی زلزله را ندارد. برای مثال در سال 1975 در شمال چین زلزله‌ای كاملا اتفاقی پیش‌بینی شد و شدت آن تا حدی بود كه با آگاهی مردم از جمعیت 3 میلیون نفری در آن شهر فقط 2 هزار نفر كشته شدند اما بعد از گذشت 10 ماه از آن اتفاق در سال 1976 زلزله‌ای در شهر تانگ شانگ به بزرگی 7 ریشتر به وقوع پیوست و270 نفر كشته شدند.

حال این سوال پیش می‌آید كه اگر چند ماه پیش توانایی پیش‌بینی زلزله را داشتند چگونه  بعد از گذشته چند ماه دیگر این قابلیت را نداشتند. باید توجه داشت كه اغلب پیش‌بینی وقوع زلزله فقط در حد حدس و گمان است و هیچ مرجع علمی هنوز این توانایی را كسب نكرده است. برای كاهش مشكلات و نارسایی‌ها در زمینه وقوع زلزله باید مسئولان وقوع آن را جدی بگیرند و دولت با اعلام آمادگی در مدیریت بحران بتواند در این زمینه اقدامات اساسی را  لحاظ كند. تاكنون در زمینه مدیریت بحران برای شهر تهران فقط در زمان شهردار كرباسچی در زمینه GICA پروژه‌هایی با همكاری ایران و ژاپن انجام شد و شاهد اقدامات مناسبی بودیم، اما اینكه این اقدامات تا چه حد ثمربخش و تداوم داشت جای تامل دارد. باید به این نكته توجه داشت كه بالاخره در تهرا ن زلزله‌ای به بزرگی 7 ریشتر اتفاق می‌افتد. باید توجه داشت كه اگر چنین اتفاقی در تهران بیفتد بی‌شك كشور تا 10 سال تعطیل می‌شود؛ هم‌اكنون در زمینه زلزله و كاهش نارسایی‌های ناشی از آن شاهد طراحی نقشه زلزله از سوی مسئولان مربوطه هستیم اما این اقدامات فقط در حد تئوری است و هنوز در عمل شاهد هیچ اقدام ثمربخشی نیستیم.

در واقع امروز به عنوان زمانی مغتنم برای مدیریت بحران باید شرایط بحرانی و  كم و كیف شناخت نارسایی‌ها، فرار از حادثه و زلزله تمرین شود تا در مواقع بحرانی بتوان اقدام مناسبی را  لحاظ كرد آن هم به این دلیل كه با وجود بافت فرسوده شهر تهران در مركز و جنوب شهر، در مواقع  بحرانی نمی‌توان هیچ اقدامی برای  نجات از آن شرایط را  لحاظ كرد. این در حالی است كه شورای امنیت ملی در سال 1376 به دلیل نیازسنجی در شرایط بحرانی ستاد مدیریت بحران را تشكیل داد و در طرح جامع مدیریت بحران نیز در سال 1378 كمیته ملی كاهش اثرات بلایای طبیعی برگزار شد و به این ترتیب  با این كمیته، كاهش اثرات بلایای طبیعی به تصویب رسید و به این ترتیب شاهد فعالیت‌ها و اقدامات عملی در دهه70 تا 80  با تشكیل ستاد مدیریت بحران در كشور بودیم.

اگر تاكنون در این زمینه اقدامات مورد نیاز لحاظ نشده به این دلیل است كه در عمل مسئولان آن طور كه باید و شاید اقدام مناسب و تخصصی را لحاظ نمی‌كنند. با توجه به اینكه در كشور باید ستاد مدیریت بحران  درباره نحوه مقابله با زلزله اقدام‌های اساسی و ثمربخش لحاظ كند تا بتوان جلوی  وقوع خسارات و فجایع احتمالی در این زمینه را گرفت اما تاكنون این نهاد هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است. همان طور كه پیش‌تر مطرح شد رقمی حدود50 میلیون نفر در كشور ما در مناطق زلزله‌خیز و بحرانی زندگی می‌كنند و با این  شرایط هنوز هیچ اقدامی از سوی مسئولان امر برای مدیریت این نارسایی اندیشیده نشده است. همچنین وقوع زلزله خبر نمی‌كند و همیشه باید برای مقابله با آن آماده بود اما اینكه این نارسایی چگونه مدیریت شود و چگونه می‌توان جلوی لطمات آن را گرفت جای تأمل دارد! و اینكه مسئولان امر از چه زمانی می‌خواهند  آموزش و فعالیت‌های خود را در زمینه زلزله و كم و كیف وقوع آن آغاز كنند باید نشست و دید كه چه می‌شود! باید آمادگی لازم را در این زمینه داشت تا تلفات و خسارت‌ها را كاهش داد.  
* پدر زلزله‌شناسی ایران
مطالب مرتبط
برچسب ها: زلزله در تهران ، عکاش



نظرات() 

شراب و شراب خواری

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-10:32 ب.ظ


زمین از برگ برگ از بادباد از رود روداز ماه روایت کرده اند اردیبهشتی می رسد از راه ، بهاری میرسد از راه و می گویند می روید گل داودی از هر سنگ حسن یوسف از هر چاه ، بگو چله نشینان زمستان را که برخیزند به استقبال می آییم ات ای عید از همین دی ماه ،به استقبال می آییم متاری دشت پشت دشت چه باک از راه ناهمواره و از یاران ناهمراه ، به استهلال می آییم ات ای عید ازمحرم ها به روی بام ها هر شام با آئینه و با آه ، سر بِسمِل شدن دارند این مرغان سرگردان گلویی تر کنید ای تیغ های تشنه بسم الله .

سوال – درمورد خوردنی های حرام توضیحاتی بفرمایید .

پاسخ – امیدورایم که خدا توفیق روزی، رزق ، لقمه ی و زندگی حلال به همم عنایت بفرماید . در سوره مریم داریم که همه وارد جهنم می شوند و از پل صراط عبور می کنند و به بهشت می رسند. به میزانی که در وجود ما حرام وارد شود به همان میزان ما توقف در جهنم خواهیم داشت . پیامبر فرمودند : به اندازه ای که طاقت آتش دارید حرام مصرف کنید. اگر مردم می خواهند که خدا آنها را به سرعت از پل صراط عبور بدهد ،باید حرام نخورند و اگر حرام خوردند ، باید دراین دنیا وجودشان را پاک کنند . امام صادق (ع) می فرماید : ای شیعیان ، ما اهل بیت از برزخ شما می ترسیم . اگر امر شما شیعیان در برزخ به ما واگذار می شد ما می توانستیم برای شما کاری بکنیم . همان طور که در قیامت شفیع شما می شدیم . آقا مجتبی تهرانی می فرمودند: از این روایت معلوم می شود که شفاعت اهل بیت در برزح سخت است و شاید شدنی نباشد . برزخ محل پاک شدن است . ما نباید حرام بخوریم ولی اگر حرام خوردیم تا پاک نشویم به بهشت نمی رویم . ما باید در خوردنی های مان دقت کنیم . ما برای خانه مان حفاظ می گذاریم ، برای ماشین مان دزدگیر می گذاریم ،برای مغازه مان دزدگیر می گذاریم ، پس برای وجودمان هم یک نگهبان و دزدگیر بگذاریم . ما اجمالی از خوردنی های حرام را می گوییم . ولی شما خودتان می توانید رساله عملیه را بخوانید تا جلوی حرام و حلال گرفته بشود. همه ی خزندگان و دوزیستان حرام هستند . مثل مار و لاک پشت . بعضی ها می گویند که اگر یک وجب از سر مار و یک وجب از دم مار را بِکنیم ، می توانیم آنرا بخوریم در حالیکه این اشتباه است . اینکه در بعضی از رستوران ها این غذا ها پخته می شود یا کنسرو آن وجود دارد دلیل بر حلال بودن نیست . ماباید حکمشرعی هر چیزی را پیدا بکنیم . انواع ماهی و آبزیان پولکدار حلال هستند بشرطی که آنها را صید کنند و بیرون از آب بمیرند . اگر با انفجار ماهی ها را در آب بکشند ، این ماهی ها حلال نیستند . پس میگو، هشت پا و صدف حرام هستند . فروش این آبزیان در بازار ملاک حلال بودن نیست . اگر در رستوران یک غذای آلوده ای را به ما بفروشند ، آیا به صرف اینکه این غذا در رستوارن به فروش می رسد ما آن را می خوریم ؟ اگر در غذای شما کپک وجود داشته باشد حتما شما آنرا نمی خورید . عموما هر حیوان چهارپایی که در خشکی زندگی می کند ، سم دارد و خون جهنده دارد حلال هستند . خرگوش و جوجه تیغی حرام است . خرگوش و جوجه تیغی سم ندارند . شکار حیوان حلال گوشت حلال است ولی هر شکاری حلال نیست . گوسفند حلال گوشت است ولی برای اینکه برای من هم حلال باشد باید آنرا ذبح کنیم . هر حیوان حلال گوشتی که در بیابان تیر زده بشود حلال است ولی اگر ما گراز را با تیر بزنیم نمی توانیم آنرا بخوریم . ما می توانیم آلودگی ها را تشخیص بدهیم و بفهمیم . اگر ما قبول داریم که خالق هستی و انسانها خداست ، پس این معمار آگاهتر به وضعیت وجودی انسان است و چون انسان اشرف مخلوقات است خدا همه ی عالم را با انسان هماهنگ کرده است . یعنی خدا هر چیزی که با وجود و جسم انسان سازگاری دارد برای انسان حلال کرده است و هر آنچه که با وجود و جسم انسان سازگاری ندارد حرام کرده است . حلال و حرام بودن بر اساس خوشمزگی نیست . بر اساس میکروب و ویروس داشتن نیست . یک معمار دو تا ساختمان مثل هم ساخته است . اگر ما یکی را به چشم ببینیم ، به ساختمان بعدی هم اطمینان پیدا می کنیم . آیا شما به استحکام خلقت انسان وطبیعت اطمینان دارید ؟ پس این خالق اگر می گوید که فلان احکام حرام یا حلال است ، همان تناسب و استحکام را در آن دیده است . ولی منمتوجه آن نمی شوم . اینها به بندگی برمی گردد . اینکه ما بخواهیم دنبال فلسفه ی احکام بگردیم خوب است ولی اگر ما نتوانستیم فلسفه ی حکمی را پیدا کنیم و مثلا پزشکی گفت که فلان چیز حرام خاصیت هم دارد، حالا خالق بهتر می داند یا پزشک ؟ خالق جمع بندی را در نظر گرفته است و فرموده که تمام گوشت ها برای تو حلال است ولی این دو نوع گوشت برای تو حرام است . خدا ناسازگاری آن نوع گوشت را با وجود ما درنظر گرفته است . اگر من به قادربودن ، ارحم الراحمین بودن و رب العالمین بودن خدا اعتقاد دارم باید بندگی کنم . همجواری سگ با حیوانات دیگر اشکالی ندارد ولی همجواری آن برای وجود انسان خوب نیست . خدا در چهار دستهاز آیات قرآن می فرماید که دنیا را برای انسان خلق کرده ایم . خلق لکم ،جعل لکم ، سخر لکم ، متاع لکم . خدا همه ی عالم را برای انسان تنظیم کرده است . وجود جسم و روح من است . خدا برای گرگ خوردن خرگوش را حرام نکرده است و اصلا برای او قیدی نگذاشته است . خدا به انسان گفته است که هر چه بدست می آوری نخور زیرا تو با حیوانات دیگر فرقی داری . قرار نیست که من هرغذایی که در رستوران هست بخورم . من باید برای هر خوراکی یک خط کش بگذارم که آیا خدا اجازه داده است که این خوراکی را بخورم یا نخورم . انسان در پوشش ،نگاه ، ازدواج و ...هم آزاد نیست . من بنده هستم و بندگی من اقتضا می کند که از خالق بپرسم که چه چیزی برای من بهتر است و من باید بندگی کنم . مردم واقعا دغدغه ی دین دارند . ما باید ببینیم که خالق از ما چه چیزی می خواهد . زیرا فرمول وجود انسان دست خداست . اگر ما خودمان را با فرمول خالق تنظیم کنیم نفعش به ما می رسد و اگر تنظیم نکنیم ضررش به ما می رسد . اگر ما دوست داریم عبورمان از روی صراط با سرعت باشد باید وجودمان را تا جایی که می توانیم از آلودگی های گناه پاک کنیم . گناه یعنی آتش ، آلودگی و پرتگاه .

سوال – در مورد شراب و شراب خواری توضیحاتی بفرمایید .

پاسخ – خالقی که بر وجود ما و عالم هستی احاطه دارد . خدا هزاران نوشیدنی را برای ما حلال کرده است و یکی را حرام کرده است . آیه حرمت شراب سوره مائده آیه 90 می باشد : ای کسانی که ایمان آورده اید ( با اینکه افرادی اعتقاد به خدا و روز قیامت دارند شراب مصرف می کردند .) همانا از شراب و گوشت خوک پرهیز کنید که این آتش است به این امید که رستگار بشوید . در اینجا ملائک گفته ی فلان دکتر نیست . آیا خدا خودش از ضرر و سود شراب خبر نداشته است ؟ خدا که همه ی نکات وجود من را می دانم می فرماید که شراب خواری ناپاک است و عمل شیطان است و منافات با رستگاری شما دارد ، از آن بپرهیزید. ممکن است که بگویند : شراب خاصیت دارویی دارد، شفا در دست خداست و دارو در دست ماست . امام صادق (ع) فرمودند : شفا در حرام نیست . گاهی در حالت اضطرار گوشت مرده برای فرد حلال می شود . شفا یعنی صحت و سلامت . خیلی از مردم هستند که دارو مصرف می کنند ولی شفا پیدا نمی کنند. ما باید معتقد باشیم که سلامتی دست خداست . خدا است که در دارو خاصیت می گذارد . سبب ساز وسبب سوز خداست . یک وقت ممکن است که من بگویم اگر شراب نخورم چه بخورم ؟ خدا مطابق با وجود و روح و جسم شما هزاران نوشیدنی خوشمزه گذاشته است . وسوسه ها ، القائات و تهاهجم فرهنگی باعث شده است که شراب خواری در جامعه ما بیشتر بشود. آنها شراب را بعنوان یک نوشیدنی باکلاس معرفی می کنند . انسان می خواهد با یک گناه برای خودش کلاس بگذارد . آیا این کار شخصیت آور است؟ من می خواهم با مخالفت با فرمان خدا برای خودم یک شخصیت کاذب بوجود بیاورم . پس خالق گفته است که این شراب با وجود توسازگاری ندارد . بعضی ها می گویند که ما طوری شراب می خوریم که عقل ما را زایل نکند و برای ما ضرر نداشته باشد. و مست نشویم . دلیل نخوردن شراب بخاطر این است که خدا فرمان داده که این کار را نکنیم . ما عبد هستیم ، اگر فلسفه ی حرام بودن را فهمیدیم الحمدالله و اگر نفهمیدیم به اعتماد اینکه خدا گفته است باید قبول کنیم . خالق از کارشناس بالاتر است . خدا فرموده که از این کار بپرهیزید زیراعمل شیطان است . پس قطعا شراب با وجود ، تعالی و رستگاری ما سازگاری ندارد . من نباید خودم را در مقابل خدا قرار بدهم .

سوال – آیا هر پزشکی مجاز به تجویز شراب برای بیمار هست ؟

پاسخ – بعضی ها می گویند که دکتر گفته که روزه نگیر یا نشسته نماز بخوان . حرف دکتر متشرع ملاک است . یعنی دکتری که خودش درد دین دارد . دکتری که خودش سیگار بکشد و به شما بگوید که سیگار نکش ، آیا حرف او اثر دارد؟ دکتری که خودش تدین ندارد برای مردم هم درد دین ندارد . دکتر متشرع حرفش کارشناسانه است و در ضمن شما باید حرف دکتر را به مرجع تقلیدتان بگویید و از ایشان کسب تکلیف کنید . جوانی گفت که ما مشروب را با آب قاطی می کنیم تاحرمت آن کم بشود . من به او گفتم که اگر در آب مقداری مرگ موش بریزیم آیا می شود آنرا خورد ؟ گفت: خیر . این جوان ضرر عقل موش را با عقلش فهمیده است ولی ضرر مشروب را نفهمیده و به خدا اطمینان ندارد. خدا گفته که مشروب مرگ روح و انسانیت و هوش تو است . خدا فرموده شراب حرام است زیرا در آن انگل آخرتی و روحی وجود دارد و با وجود تو سازگار نیست . جوان قصد توبه کرد.

سوال – سوره غافر آیات 34 تا 40 را توضیح بفرمایید.

پاسخ – آیه چهل می فرماید : از چیزهایی که گناه است من به همان مقدار که در باطن آن گناه است به شما می دهم اما چیزهایی که حلال است اگرشما انجام بدهید من چندین برابر باطن آن را به شما می دهم . ما با خدا معامله بکنیم . اگر خدا می فرماید چیزی حرام است آنرا قبول کنید . خدا از همه بیشتر پرشکان می فهمد . پس کارهایی را که خدا می فرماید انجام بدهید . هر کس عمل صالح انجام بدهد به او بی نهایت پاداش می دهم .حیف است که ما بجای اینکه با پاداش بی نهایت فکرکنیم به گناه فکر کنیم . این واقعا خسران است .

سوال – من در جایی کار می کنم که مبلغ چهارصد و شصت هزار تومان حقوق می گیرم و همین مبلغ هم وام و بدهی دارم . من در روز شانزده ساعت کار می کنم و به کار دیگری نمی رسم . آقای ماندگاری فرمودند که با فکر بیشتر و جدید می توان درآمد بیشتری کسب کرد. آیا تلاش نیازمند داشتن زمان نیست ؟ آیا منظور شما این است که از ساعت نُه شب می توان کار دیگری انجام داد ؟ پس زندگی چیست ؟ مگر ما حق زندگی کردن را نداریم ؟ مگر همسر و فرزندان ما نباید آسایش داشته باشند و درکنار ما باشند تا ما حق پدری را ادا کنیم . شما با این وضعیت چه پیشنهادی برای تلاش بیشتر من و امثال من دارید؟ من خودم فردی مذهبی و معتقد به حرام و حلال هستم . مسئولیت خرید شرکت با من است . الان چند روزی است که من اجناس خریداری شده را بیشتر از قیمت واقعی محاسبه می کنم و مبلغ اضافی را کرایه ماشین حساب می کنم در حالی که حق من را نمی دهند و کارهای شخصی افراد را به اجبار انجام می دهم . مگر نمی گویند که حق گرفتنی است نه دادنی .ناراحتی من از این است که چرا بعد از سالها زیستن مجبور شده ام که دست به چنین اعمالی بزنم و اموال خود را با مسائل شرعی روبرو کنم . آیا صحیح است که در جامعه ی اسلامی برخی دارای درآمدهای پایین باشند و برخی دارای چندین شغل و درآمد باشند. من از وارد شدن حرام به زندگی ام می ترسم و با این ذهنیت فکر می کنم که خیلی دوام نمی آورم . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – امثال ایشان زیاد هستند ولی من توصیه می کنم که با تمام این فشارها ، آنها خودشان را آلوده به گناه و شبه نکنند. مسئله شان را از دفترمراجع تقلید بپرسند . من به کارفرمایان ،صاحبخانه و.. بگویم که همه ی موفقیت ها درعالم هستی و در این دنیا نیست . همه چیز پول درآوردن نیست . به مسئولین ادارات ، نهادها ، شرکت ها و... می گوییم که از تجملات کم کنند و به کارگر برسند . اگر شما به کارگرها برسید او خوب کار می کند و نفع آن هم به مجموعه برمی گردد. ولی وقتی شما به آنها نرسید از کارشان کم می گذارند و دزدی می کنند و آسیب این کار هم به شما وهم به خودش می رسد . ما مسئولیت داریم . خیلی از مجموعه ها پول کارگرهایشان را نمی دهند ولی برای دکوراسیون اتاق مدیر خیلی خرج می کنند. همایش ها تبلیغات مسافرت غیر ضروری و میهمانی ها آنچنانی ما شما را قسم می دهیم که در این مخارج ملاحظه بکنید و حق کارگر را بدهید . انقلاب ما برای این آمد که به قشر کارگر فشار نیاید . فقر و فشار این فرد را به گناه می کشاند. اگر کسی چند تا خانه دارد خوب است که به نرخ بازار نگاه نکند و به نرخ آخرت نگاه بکند . منظور ما این است که ما فکرمان را بکار بگیریم و تلاش بیشتر بکنیم . ما باید دست به دست هم بدهیم تا بستر گناه کم بشود .
خدایا به همه ی ما رحم و انصاف و توفیق حلال خوری و فراهم کردن بستر حلال خوری را عنایت بفرما .





نظرات() 

رویارویی بین ارتش آمریکا و نیروهای مسلح ایران در خلیج عدن

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-03:15 ب.ظ

نیویورک تایمز مدعی شد:


نیویورک تایمز طی گزارشی مدعی شده که سوم مرداد ماه در خلیج عدن میان ارتش آمریکا و نیروهای مسلح ایران یک رویارویی رخ داده است.

به گزارش پارسینه، این روزنامه نوشت: یک کشتی ایرانی به کشتی‌ای که یک هلیکوپتر ارتش آمریکا در حال فرود روی عرشه آن بوده، نزدیک شده و سلاح‌های سنگین خود را به سوی این هلیکوپتر نشانه گرفته است. در پی این حادثه، هلیکوپتر آمریکایی بار دیگر اوج گرفته تا مانع از تشدید تنش و بروز احتمالی درگیری شود.

به گفته دریاسالار جان دبلیو میلر، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، یک گروه روی عرشه کشتی ایرانی از تمام این حادثه که حدود یک دقیقه طول کشیده فیلم گرفته است.

میلر در پاسخ به این پرسش که هلیکوپتر آمریکایی چطور متوجه فیلمبرداری شده، گفته است: «چون ما هم داشتیم از آنها فیلم می‌گرفتیم. ما ویدئویی از ویدئوی آنها داریم.»

به گزارش شبکه خبری سی‌‌ان‌ان، این هلیکوپتر در حال فرود روی عرشه یک کشتی متعلق به یک کشور متحد آمریکا بوده که یک کشتی آمریکایی در خلیج عدن را همراهی می‌کرده است.

این ماجرا تنها چند روز پس از توافق آمریکا و چهار کشور دیگر عضو شورای امنیت سازمان ملل بعلاوه آلمان با ایران بر سر برنامه اتمی ایران رخ داده است.

"نیویورک تایمز" در این باره می‌نویسد که ارتش ایران و ارتش آمریکا به طور دائم یکدیگر را زیر نظر دارند.

"اشپیگل آنلاین" از آن فراتر رفته و نوشته است که علی‌رغم توافق اتمی، "جاسوسی آشکار آمریکا و ایران از یکدیگر" بخشی از فعالیت‌های نظامی دو کشور است.

به گزارش "نیویورک تایمز"، کشتی‌های آمریکایی به طور مرتب در امتداد مرز آبی ایران در حال گشت‌زنی هستند و با رادارهای خود کشتی‌های ایرانی‌ای را که از بنادر ایران خارج می‌‌شوند، کنترل می‌کنند.

در مقابل، جت‌های جنگی ایران مدام در این منطقه گشت می‌زنند تا هواپیماهای آمریکایی را که در خلیج فارس در پرواز هستند، زیر نظر داشته باشند.

بنجامین هیولت، کاپیتان ناو هواپیمابر تئودور روزلت، به روزنامه "نیویورک تایمز" گفته است: «ماجرا کمی شبیه یک بازی است. زمانی‌که آنها بلند می‌شویم، ما هم بلند می‌شویم و نمی‌خواهیم آنها اطراف ناو ما بدون اسکورت بمانند.»

به نوشته "نیویورک تایمز"، حضور نیروی هوایی و دریایی آمریکا در امتداد سواحل ایران در شرایط کنونی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

رئیس‌‌جمهور آمریکا باید به هم‌پیمانان این کشور و البته به نمایندگان کنگره آمریکا نشان دهد که چشم از ایران برنمی‌دارد. نزدیک شدن آمریکا و ایران به یکدیگر در پی توافق اتمی منتقدان و مخالفان بسیاری در منطقه و در آمریکا دارد.





نظرات() 

منصور یوسفی گزینه نهایی شورای هماهنگی اصلاح طلبان گیلان نیست

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مرداد 1394-02:52 ب.ظ

به گزارش خزر، کمال لشکری در پاسخ به این سوال که چه برنامه ای برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در سطح استان گیلان دارید و آیا گزینه هایی را انتخاب کرده اید اظهار داشت: در سطح استان گیلان هم اکنون سه شورای راهبردی، مشورتی و هماهنگی اصلاح طلبان تشکیل شده است که هر کدام فعالیت مختص به خود را انجام می دهند.

وی افزود: شورای راهبردی در بحث اقتصادی فعالیت می کند و شورای مشورتی اصلاح طلبان متشکل از افرادی است که حزب آنها منحل شده است مانند مشارکتی ها، ملی مذهبی ها و مجاهدین و این گروه بیشتر کار مشورتی انجام می دهد اما تنها شورای رسمی فعال شورای هماهنگی اصلاح طلبان است که متشکل از احزاب و تشکل های شناسنامه دار می باشد.

دبیر حزب مردمسالاری گیلان فعالیت شورای مشورتی را تنها یک شورا برای ارایه مشورت به شورای هماهنگی عنوان کرد و گفت: این شورا تنها می تواند به شورای هماهنگی مشورت دهد و نمی تواند برای شورای هماهنگی تصمیم گیری و یا تصمیم سازی انجام دهد چرا که شورای هماهنگی در قالب احزاب شناسنامه دار فعالیت می کنند و این احزاب در چهارچوب این فعالیت ها هزینه پردازی هایی را انجام می دهند، ضمن اینکه طبق ماده 10 قانون احزاب فعالیت خواهند داشت.

لشکری فعالیت در چهارچوب ماده 10 قانون احزاب را به معنی داشتن التزام به قانون اساسی دانست و اظهار کرد: من ابتدا با تشکیل شورای مشورتی مخالف بودم ولی امروز موافق تشکیل چنین شورای هستم چرا که در زمان انتخابات احزاب به تنهایی نمی توانند همه افراد را جمع کنند ولی به همراه این شورا می توانیم تعدادی دیگر از افراد را نیز جذب نماییم ضمن اینکه همین شورا می تواند به عنوان اتاق فکر و مشورت دهنده شورای هماهنگی عمل کند.

وی با اشاره به اینکه یکشنبه هفته آتی ستاد هماهنگی استان گیلان به صورت رسمی و با حضور محسن رهامی دبیر کمیته انتخابات شورای هماهنگی اصلاح طلبان کشور آغاز به کار خواهد کرد گفت: شورای هماهنگی هر هفته یک جلسه برگزار می کند ضمن اینکه احزاب فعال در شورا نیز در شرایط حاضر به فعالیتشان ادامه خواهند داد.  

دبیر حزب مردمسالاری گیلان ضمن بر شمردن شرایط انتخاب گزینه های شورای هماهنگی برای انتخابات مجلس دهم افزود: داشتن مقبولیت عامه، داشتن مدرک دکتری، عضو حزب بودن، جز خانواده شهید بودن، زیاد بودن احتمال عبور از فیلتر شورای نگهبان و ... از ملاک های انتخاب گزینه های نهایی برای انتخابات است و نامزدی که 100 درصد این آیتم ها را داشته باشد به عنوان کاندیدای طلایی، 70 درصد امتیاز نامزد نقره ای و 40 درصد امتیاز را کسب کند نامزد خاکستری خواهد بود اما با توجه به اینکه در حال حاضر تا انتخاب 6 ماه زمان داریم در تلاش هستیم در هر حوزه سه نفر را بصورت موقت انتخاب کنیم تا نامزد نهایی انتخاب گردد.

لشکری یکی از گزینه های حوزه تالش، ماسال و رضوانشهر را منصور یوسفی معرفی کرد و گفت: اینطور نیست که از الان با ایشان بسته باشیم و گزینه نهایی ما باشند ولی ایشان از گزینه های مطرح ما هستند و نشستی هم با ایشان داشته ایم و ایشان در آن نشست از خط فکری خودشان دفاع کرده اند و اعلام کرده اند در صورت انتخاب در جهت نهایی کردن قانون احزاب گام بر خواهند داشت و شرایط شورا را می پذیرند و خودشان را اعتدالی می دانند.

وی احتمال نشست با سایر نامزدها را رد نکرد و افزود: یکی از برنامه های ما نشست با بهمن محمدیاری نماینده سابق شهرستان های تالش، رضوانشهر و ماسال است و البته هر شخص دیگری هم که تمایل به نشست با ما داشته باشد با وی جلسه خواهیم گذاشت و اگر شرایط ما را پذیرفتند مورد حمایت ما قرار خواهند گرفت اما درباره انتخاب گزینه نهایی فعالا زود است.

این فعال سیاسی تأکید کرد: ما با کسانی نشست خواهیم داشت و نامزدهایی را انتخاب می کنیم که خط فکری ما را قبول داشته باشند، به عنوان مثال وقتی یکی از دوستان از آقای احسن الله رادمهر تماس داشتند ایشان گفتند که نه حمایت اصلاح طلبان را می خواهم و نه دولتی ها را و من کاندیدای مستقل خواهم بود. بنابراین ایشان همه چیز را قیچی کرده اند و با شرایط ما همخوانی نخواهند داشت.

وی نامزد مورد حمایت در حوزه شهرستان رشت را در شرایط حاضر احمد رمضان پور دانست و گفت: ایشان قطعا ورود خواهند کرد و جز کاندیداهای ما خواهند بود همچنین شنیده ایم که در این حوزه آقای جمشیدی ورود کرده اند که در صورت داشتن آیتم های شورا جز گزینه های ما خواهند بود.

عضو شورای مرکزی ستاد هماهنگی احزاب اصلاح طلب گیلان افزود: در حوزه صومعه سرا در صورت ورود حاج قاسم رمضان پور قطعا گزینه اول ما ایشان خواهند بود.

لشگری، تشکیل شورای حکمیت و متقاعد کردن نامزدهایی که احتمال پیروزی کمتری را دارند را از برنامه های شورا عنوان کرد.

دبیر حزب مردمسالاری گیلان در پاسخ به این سوال که چرا حزب مردمسالاری و اصلاح طلبان مرزبندی خود را با کرباسچی، مهدی هاشمی و ... که جرایم اقتصادی آنها مشخص شده است و به زندان افتاده اند به خوبی مشخص نمی کنند گفت: در هر صورت پدر مهدی هاشمی از بنیان گذاران نظام بوده اند و رابطه شان با مقام معظم رهبری نیز رابطه ای تنگاتنگ و خوب است و خود آقای هاشمی گفته اند زمانی که به ملاقات پسرشان رفته اند و در پارکینک زندان با یکدیگر صحبت داشته اند مهدی هاشمی گفته است که عده ای از بالا به من فشار می آورند که از رهبر انقلاب طلب عفو کنم اما من مخالفت کرده ام و خود آقای هاشمی هم در این مورد مخالفت کرده اند و حتی جریان مخالفتشان را با رهبر انقلاب مطرح نموده اند و ایشان نیز فرموده اند بهتر است این کار را نکنید.

 عضو شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب گیلان افزود: نظام و کشور مدیون رشادت هایی است که صورت گرفته است اما حکم قوه قضاییه برای ما حجت است و مطمئنا کسانی که این حکم را صادر کرده اند مدت ها روی پرونده ایشان مطالعه داشته اند با وجود این، به عنوان فعال سیاسی فکر می کنم خیلی از این احکام براساس غرض ورزی ها و تحرکات سال 88 بوده و صادر شده است.

وی تأکید کرد: به نظر من حدود 60 درصد این حکم به علت غرض ورزی های سیاسی بوده است اما ما در هر صورت به این حکم تمکین می کنیم.

لشکری در پاسخ به این سوال که آیا از کسانی مثل کرباسچی اعلام برائت خواهید کرد گفت: نه؛ آقای کرباسچی در هر صورت از کمیسیون ماده 10 احزاب مجوز فعالیت گرفته اند و پذیرفته اند که التزام به قانون اساسی داشته باشند و ایشان التزام به اصل ولایت فقیه دارند بنابراین ما در اینجا خط قرمزی نداریم ضمن اینکه ایشان از کارگزاران نظام  و مریدان ولایت فقیه هستند و اصل و چهارچوب نظام را پذیرفته اند و تا زمانی که در این چهارچوب حرکت کنند ما با وی مشکلی نخواهیم داشت.

دبیر حزب مردمسالاری گیلان افزود: حزب اعتدال شاخه حزب کارگزاران است و حزب کارگزاران یک حزب دولتی نیست اما تعدادی از فرمانداران و آقای احمدی پور معاون سیاسی استاندار از اعضای مرکزی این حزب در گیلان هستند و این حزب نیز با ما در انتخابات لیست واحد ارایه خواهد کرد.

وی ادامه داد: قطعا رییس جمهور در انتخابات ورود نخواهند کرد و نمی خواهند مجلس ساخته دولت باشد بلکه ایشان مجلسی همسو می خواهند تا مثل مجلس فعلی کارشکنی در بحث ها نکند و به این جهت قرار است اعتدالیون و شورای هماهنگی لیست واحدی ارایه کنند.






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox