یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

سندی راهگشا در تطابق اسکندرکبیر و ذوالقرنین (Alexander and Dhul-Qarnayn)

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398-02:47 ب.ظ


در دسترس نبودن اغلب کتب مرجع تاریخی ، و عدم تسلط به تاریخ ، باعث شده که حتی بزرگان از علمای ما در در یافتن مصداق ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) ، دست به سوی راحت ترین و نزدیک ترین فرد یعنی کوروش دراز کنند ،

شرح قرآن در ماجرای "ذوالقرنینیک مشخصه بارز دارد و آنهم "ساختن سد در برابر قوم یأجوج و مأجوج" است ؛

و در عین به حال ضعیف ترین سند و پرخطاترین مورخ تاریخ متوسل شده اند ، گزارشی مبهم از گزنفون در مورد جنگ کوروش در ارمنستان آنهم با کلدانیان !

تمامی قسمتهای این گزارش متناقض است و درحالیکه گزنفون فکر میکرد کوروش در شمال ایران قهرمانانه سد می سازد و دارد اقوام را مطیع ساخته و باج و خراج میگیرد ، سر کوروش در شمال ایران توسط بیوه زنی سکائی ، در تشتی از خون قرار گرفته بود و به گواه قاطبه مورخین باستان ، خودش مطیع شده بود !

این گزارش گزنفون تنها دستاویز باستانگرایان برای همانندسازی کوروش دوم و ذوالقرنین است ، عمده ترین ادعای این گروه نیز این هست که هیچ مورخی به سد سازی توسط اسکندرکبیر اشاره نکرده است و تنها گزارش مربوط به کوروش است .

 کنون ببینیم قرآن کریم به ما چه می گوید :

گفتند اى ذوالقرنین ، یاجوج و ماجوج سخت در زمین فساد میكنند ، میان ما و آنان سدى قرار ده

ذوالقرنین گفت : براى من قطعات آهن بیاورید... (سوره کهف - آیات آیات 94 تا 96)

 

مورخ بزرگ باستان ؛ فلاویوس ژوزفوس که مقاله ممتاز قبلی نیز از آثار او استخراج شده بود ، در کتاب THE ANTIQUITIES OF THE JEWS " یاجوج و مأجوج" را همان "سکاها" ی معروف میگوید.

1 , chapter6]

این مورخ در کتاب دیگر (The Wars of the Jews or History of the Destruction of Jerusalem) ؛  به ما می گوید که نه تنها اسکندرکبیر در برابر یأجوج و مأجوج/سکاها سدی ساخته ، بلکه سدی آهنین هم ساخته است [book 7 , chapter 7 : 4]

there was a nation of the Alans, which we have formerly mentioned some where as being Scythians and inhabiting at the lake Meotis. This nation about this time laid a design of falling upon Media, and the parts beyond it, in order to plunder them; with which intention they treated with the king of Hyrcania; for he was master of that passage which king Alexander the Great shut up with iron gate. This king gave them leave to come through them; so they came in great multitudes, and fell upon the Medes unexpectedly, and plundered their country, which they found full of people, and replenished with abundance of cattle, while nobody durst make any resistance against them; for Paeorus, the king of the country, had fled away for fear into places where they could not easily come at him, and had yielded up every thing he had to them, and had only saved his wife and his concubines from them, and that with difficulty also, after they had been made captives, by giving them a hundred talents for their ransom. These Alans therefore plundered the country without opposition, and with great ease, and proceeded as far as Armenia, laying all waste before them. Now Tiridates was king of that country, who met them, and fought them, but had like to have been taken alive in the battle; for a certain man threw a net over him from a great distance, and had soon drawn him to him, unless he had immediately cut the cord with his sword, and ran away, and prevented it. So the Alans, being still more provoked by this sight, laid waste the country, and drove a great multitude of the men, and a great quantity of the other prey they had gotten out of both kingdoms, along with them, and then retreated back to their own country

بنده امیدوارم این سند بسیار مهم در مورد ذوالقرنین بودن اسکندر ، در آینده مطالعات دینی در مورد شخصیت ذوالقرنین را دستخوش تغییر چشمگیر کند.

http://s3.picofile.com/file/8101396526/Alexander_the_greatdd.jpg

مجسمه اسکندرکبیر در یونان





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


baghro@gmail.com





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic