یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

بحثی در زبان باستانی مرند(*) (قسمت اول)

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398-10:51 ب.ظ

تحقیق ونوشته ی :سیدمرندی

 یكی از موارد قابل بررسی و کنکاش منطقه ی مرند، زبان آذربایجان و مرند می باشد. چرا که در هر کتابی و یا مجلسی که صحبت از زبان آذربایجان می شود دو دستگی بحث کنندگان قابل تشخیص است.

یک دسته دوستداران زبان فارسی هستند که دوست دارند تمامی مملکت وسیع ایران را فارسی بدانند و هیچ حقی به دیگر اقوام قائل نمیشوند. بخصوص با توجه به کثرت جمعیت آذربایجان و نقش تعیین کننده ای که در اکثر اتفا قات سیاسی و نظامی طول تاریخ ایران داشته است.، این حساسیت و اصرار در فارسی دانستن آن بیشتر است و برای اثبات اینکه زبان بومی و اصلی آذربایجان فارسی یا شکلی از زبان فارسی مثل تاتی یا فهلوی یا آذری(به مفهوم فارسی آذری) بوده است یکی دو نقطه آذربایجان فعلی ( چه در آذر بایجان ایران و چه در جمهوری آذربایجان ) را مثال می آورند. که یکی از مهمترین و وسیعترین آنها زبان هرزنی (هرزندی) و گلین قیه ای مرند می باشد . مهمترین طرفداران این گروه آقایان احمد کسرو ی، محمد رضا شعار ،کارنگ و نوایی و مرتضوی و .....است.

گروه دوم دوستداران ترک بودن یا ترکی آذری بودن ، آذربایجانیها هستند و عقیده دارند که آذربایجان از اول دارای شکلی از زبانهای هم نژاد ترکی ومثل آن جزو زبانهای التصاقی بوده است که و قتی ترک زبانها به آذربایجان هجوم آوردند بعلت داشتن قرابت زبانی با زبان بومی آذربایجان، آنجا را مسکن هم زبانان فامیلی خود دانسته و چون چراگاهها ی مناسبی نیز داشت در آذربایجان ماندنی شدند و این شاهان ساسانی بود که برای جلوگیری از هجوم بیشتر ترک زبانان به آذربایجان و ایران، اقوامی از فارسی زبانها را به آذربایجان کوچانیدند و هرزنی ها باقیمانده این کوچ اجباری فارسی ها بوده است !پروفسور زهتابی و علی تبریزی و ......و..... نیز از طرفداران این فکر هستند .

چون هر دو گروه هرزنات مرند را مثال می آورند، بی مناسب ندیدیم تا خلاصه ای از نظر دو گروه را برای روشن شدن بیشتر موضوع در کنار هم بیاوریم و در کنار آن نظر تحقیقی خود را نیز بیان می کنیم.

 زبان شناسان ریشه اصلی ومادری زبان ها ی مردم کره زمین را منشعب از سه گروه زبان عمده می دانند :

1-زبان التصاقی ( پیوند ی آسیانیک ) که زبانهای ترکی ، مغولی – چینی  مجاری و فنلاند ی  و .....و......شامل است.

2-زبان غیر التصاقی ( غیر پیوندی ، هند اروپایی ) که زبانهای فارسی ، هندی ، انگلیسی و اغلب زبانهای اروپایی را شامل است.

3-زبان سامی که زبان های عربی ، عبری ، یمنی ، و آفریقایی و .......را شامل است.

در زبانهای التصاقی ( زبانهای اورال ، ترکی ، مغولی ، مجاری و فنلاندی ) ریشه کلمات موقع صرف دستوری تغییر پیدا نمی کند . مانند یازماق  ( یاز- یازیرام - یازاجاغام – یازدی و یازمادی و.....) ولی در زبانهای غیر التصاقی مثل اغلب زبانهای  هند و اروپایی و فارسی ، ریشه کلمات در موقع صرف دستوری تغییر پیدا می کند :  مانند نوشتن (بنویس – می نویسم – خواهم نوشت – نوشت – ننوشت و..... ).

احمد کسروی عقیده دارد که زبان باستانی و بومی آذربایجان شاخه ای از زبان فارسی پهلوی بوده به نحویکه آثاری از آن در روستای گرینگان ورزقان و هرزندات مرند باقی است. وی این زبان را زبان باستانی آذربایجان نام داده می نویسد:

( ما امروز نیک می دانیم که آریان یا ایران پیش از کو چ در سرزمین های یخ بندان شمالی  (نزدیکیهای قطب شمال ) می زیستند که اوستا آن را  ( ائریا ویجو) ( ایران ویج ) مینامد و چنین می گوید که ده  ماه درآنجا زمستان بود و تنها دو ماه تابستان می شد.

وقتی ایران یا مردم ایر ، چون به پشته ایران آمدند دسته بزرگی از ایشان که ماد نامیده  می شدند. شمال غربی ایران را که اکنون آذربایجان و شهرهای همدان ، کرمانشاهان ، قزوین ، اصفهان ، و تهران در آنجاست فراگرفتند و این زمینها بنام ایشان سرزمین ماد خوانده می شد که آذربایجان ( ماد خرد ) وبخش دیگر (ماد بزرگ) بوده است و اگر کسی به تاریخ آشناست، این را می داند که تا دو هزار سال پیش ترکان از این نزدیکیها بسیار دور بوده اند و در میانه های آسیا می زیسته اند و این خود پندار بسیار عامیانه است که کسانی گویند آذربایجان از نخست سرزمین ترکان بوده و هیچ سودی از چنین گفته ای در دست نخواهد بود ) [1]

( درزمان ساسانیان ترکان نزدیکتر بودند و از شمال و از راه دربند قفقاز نیز با ایران همسایگی داشتند لیکن با اینهمه گمانی به در آمدن آنان به آذربایجان نیست . شاید در تاریخ دسته های کوچکی را از ایشان پیدا کنیم که شاهان ساسانی در جنگ دستگیر کرده و در اینجا و آنجا نشیمن داده اند و لی اینگونه دسته ها زود با مردم در آمیخته از میان روند و نشانی از خود باز نگذارند [2] »

البته کسروی برای دستگیری ترکها و اسکان آنها در آذربایجان و سپس اضمحلال آنها مدرکی ارائه نکرده است هر چند خود اذعان کرده است که هم آریایی ها و هم ترکها از میانه آسیا و قطب شمالی ایران کوچیده اند و اینطور وانمود کرده که قبل از مادها هیچ حکومت بومی مثل ماننا ، کوتی ، اورارتووغیره اصلاً وجود نداشته اند!!

در صفحات بعدی می نویسد که

« بیشترین هجوم و کوچ ترکان به آذربایجان از زمان سلجوقیان پیش آمده هر چند تا آخرهای زمان سلجوقیان زبان آذربایجان آذری بوده و تركی جز زبان تركان تازه رسیده شمرده نمی شد ».«با اینهمه تركی در زمان سلجوقیان به آذربایجان  در آمده و در هفتصد سال یا بیشتر کم کم بر آنجا چیره شده و زبان بومی را از میان برده که جز درگوشه ها و کنار ها نشانی از آن باز نمانده کسروی ادامه می دهد : «در زمان صفویان ،ترکی زبان درباری بوده با اینهمه نگارش جز فارسی نبوده است واین از شگفتیها ست که آذربایجانیان با آنکه از قرنها زبانشان ترکی گردیده همیشه در نوشتن فارسی را بکار می بردند . هر چند فارسی آنان را سخت است با این همه هیچ گاه آن را رها نکرده اند. اگر آذری از میان رفته این زبان همیشه در میان بوده و هست...»

 اما آقای کسروی نگفته است که اگر زبان فارسی برای آذری های فعلی سخت است قرن ها قبل بایستی زبان ترکی نیز برای آذربایجانیان فارسی زبان سخت می بود . پس چرا زبان آذری یا فهلوی آذری که نسبت نزدیکی با فارسی داشته ، نتوانسته در آذربایجان دوام بیاورد ومغلوب زبان ترکی مهاجم شده است ؟ اگر زبان بومی آذری به گفته کسروی فارسی قدیم بوده است ، بایستی نوشتار مردم نیز آذری و یا فارسی دری می بود و از آن زمانها (تا زمان سلجوقیان) نوشته هایی به زبان فهلوی آذری باقی می ماند و یا حدّاقل زبان شفاهی مردم مقهور نمی گشت .

آقای کسروی مقداری جملات آذری را جمع آوری کرده که چندجمله از آنها را از کتاب (آذری ، زبان باستان آذریجان ) می آوریم :

- امسورورن خیلی ورسته سیل خیلی آما را گندومی خروب کردیه .

=  امسال باران بسیار باریده، سیل بسیار آمده وگندمها را خراب کرده .

-  انشو زلزله بره تویه هته برون زلزله رزونوسمانا ورتمون مهله .

=  امشب زلزله شده ، تازه خوابیده بودیم زلزله را دانستیم گریختیم بیرون .

-  قونا قوی شر رسته شر نوم چور آماروی.

=  میهمانها که رفتند خواهیم رفت بیابان به گردش .

-  اسو نان  هرمه .

=  اکنون نان خوردم .

خویی تر بخش .

=  خدا ترا ببخشد.(نگه دارد.)

-  زره اوبیه نیجین .

=  پسر آب بیار بخورم .

من شرنین کفشن ، علف چینن .

=  می خواهم رفت بیابان گیاه چینم .

-  زرمن شده برن نعمت آباد پنج سوعت ورموندن اورستی آمارین توری.

=  دیروز من رفته بودم نعمت آباد، پنج ساعت آنجا ماندم وپس از آن آمدم تبریز.

-   امروز ویست آدمی قوناقمون هسته ینموی هونداندا ینموی تپه هوندا.

= امروز بیست تن ، میهمان ما می باشند نیمی خوانده هستند و نیمی ناخوانده .

*     *      *

سرهنگ محمد رضا شعار در کتاب(بحثی دربارۀ زبان آذربایجان) که در سال 1346 به چاپ رسانیده با مقدمه ای، از عبدالعلی کارنگ ،بحث مفصّلی را جع به منشاء زبان آذربایجان کرده و با جمع آوری ده ها کلمه فارسی رایج در زبان فعلی ترکی آذربایجان ، مصراً خواسته است نشان بدهد.،که چون در ترکی آذری از ده ها کلمه فارسی استفاده می شود، پس زبان اصلی بومیان آذربایجان، فارسی یا شکلی از ریشه های فارسی بوده است كه درگذر زمان وكوچ سیل آسای ترك زبان ها ، زبان بومی فارسی (تاتی) مغلوب گریده و از صورت زبان بومی غالب به صورت زبان مغلوب درآمده و صحنة محاوره ای آذربایجان را تنها با به جا گذاشتن ده ها كلمه ،تَرك گفته است! با مطالعه دقیق کتاب مشخّص می شود که تألیف کتاب یا از سوی  حکومت وقت سفارشی بوده و یا برای خوش آمد حکومت تالیف شده است و در آوردن نمونه ها  نیز مطالعه و دقّت کافی صورت نگرفته  است . چرا که تعدادی از کلمات مورد استناد ایشان ریشه ترکی دارد ویا هم معنی ترکی دارد که روی فشار رسانه های جمعی کلمه معادل ترکی فراموش شده و از کلمه فارسی استفاده می شود. چه اگر دلیل های آقای شعار درست بوده باشد ما در زبان فارسی امروزی صدها کلمه  عربی داریم. آیا می توانیم نتیجه بگیریم که زبان بومی ایران، عربی بوده است که در مقابله با زبان شیرین فارسی عقب نشسته و مغلوب گردیده وتنها وجود خود را با بجا گذاشتن صدها کلمۀ عربی در زبان فارسی نشان داده است !؟

البته بحثی که احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان آورده ودلایل ونمونه هایی از جمله از زبان تاتی یا هرزنی وهرزندات وگلین قیه آورده است، موردی است که در صورت نیاز باید روی آن تحقیق بیشتری انجام گیرد. تا مشخّص شود که این هرزنی ها ی فارسی زبان بوده اند . که از روی کوچ های اجباری و سیاسی توسّط ساسانیان بخصوص انوشیروان به آذربایجان ترکی زبان آمده اند پس از مدّتها مستحیل گشته و از بین رفته وفقط نشانه هایی در زبان مخصوصاً هرزندات بر جای گذشته اند، یا اینکه زبان بومی آذربایجان از زمان باستان فارسی یا فهلوی یا تاتی( از شاخه های زبان فارسی) بوده است که نتوانسته در مقابل زبان مهاجمین ترک دوام آورده و محکوم به فنا شده است ؟

در این مورد ، باز می شود پرسید که چرا زبان فارسی آذربایجان از بین رفته ولی زبان بومی فارسی دری خراسان که هزاران سال با ممالک وخواستگاه ترک زبانان در آسیای میانه(توران سابق وترکستان وازبکستان ...و.. بعدی) همسایه بوده وتا همین اواخر نیز مورد تاخت وتاز ازبکان و ترکمانان قرار می گرفت از بین نرفته وترکی نشده است ؟! یا خراسان بزرگ چندین صد ساله مسکن مهاجمین وکوچندگان سیل آسای عرب زبان بوده است . پس چرا بومیان ، عرب زبان نگردیده اند که هیچ، بلکه زبان قوی ونرم عربی در خراسان سپر از کف می نهد وخود مستهلک زبان فارسی می شود ؟

رداشت كل مطلب ازفصل هشتم كتاب( نگاهی به تاریخ مرند)نوشته اینجانب -نشراحساس ۱۳۸۷

2-1– کسروی ، احمد : آذری، زبان  باستانی آذربایجان ، نشر کتاب تهران ، 1355 ، صص 7- 9- 25 – 32.






نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


baghro@gmail.com





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic