یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

تالش هاوگالش ها در عهد حمله اعراب(لشكریان عمر) به ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 15 اردیبهشت 1397-07:24 ب.ظ


  تالش وگالش

پولیبوس مورخ دو هزار سال قبل از میلاد می گوید آلبانیا ساکنان آنسوی قفقاز همسایگان بلافصل آذربایجان نبوده اند . در میان آلبانیا و آذربایجان قومی به نام کادوس زندگی می کردند این قوم که از مرداب انزلی و فومنات تا حدود شمال لنکران رود کورا و ارس کشیده شده قوم تالشند که پس از معاهده ننگین ترکمن چای و کشته شدن دو پسر میر قره خان توسط هدایت خان به نام سید عیسی و سید قاسم و مبارزات میر مصطفی خان با قاجار و بی توجهی فتحعلی شاه قسمت عظیمی از تالش از پیکر کشورمان جدا گردید که در سمت شمال آستارا قرار دارد .

... روسای کادوسیان در عصر کوروش 550 قبل از میلاد مسیح یکی از متحدین کوروش بودند . داتام سردار کادوس در عصر اردشیر دوم در سنه 404 قبل از میلاد به سلطنت رسید و در سنه 384 قبل از میلاد مسیح اردشیر با 300 هزار قشون پیاده و سواره برای سرکوبی داتام آمد اما دچار قحطی آذوقه شد . آن موقع کادوسیان را دو پادشاه بود یکی پادشاه جبال و کوهستان به نام لعل یعنی گالش و دیگری به نام سهیل یعنی تالش پادشاه دشتها و سواحل خزر و جدا از هم لشکریانی داشته اند . به علت جنگلی بودن و مردابهای متعدد و کوههای صعب العبور بالاخره اردشیر با دادن تلفات زیاد تقریبا تمامی سواره ها را از دست داد و شکست خورد و برگشت . در زمان اردشیر سوم در سنه 462 قبل از میلاد مناطق تالش بندری نداشت و مردم پراکنده زندگی می کردند . مردم گیل و ماردها در سمت جنوب شرقی کادوسیان قرار داشتند . هیچ محققی به طور آشکارا ننوشته که قوم گیل با قوم کادوس با هم زندگی می کرده اند ، اما معلوم است که با هم بوده اند . اکثر مورخین قوم تالش را همان قوم کادوس می دانند . به قول سید احمد کسروی  نه تالشها از جایی آمده و نه کادوسها از بین رفته اند . پس کادوس یعنی قوم تالش که از نزدیکی سالیان تا مرداب انزلی و از سبلان تا دریای خزر ( کاسپین ) محل زندگی این قوم بوده است .

کادوسیان در سنه 404 قبل از میلاد با اردشیر دوم و در سنه 462 قبل از میلاد با اردشیر سوم موسوم به داریوش جنگیده و شجاعت هایی نشان داده اند . وقتی داریوش از اسکندر شکست خورد کادوسیان با سلوکیها جنگیدند . ( اردشیر دوم در سال 358 ق.م درگذشت و اردشیر سوم به سلطنت رسید .. عدد سال مربوط به اردشیر سوم 462 ق.م به احتمال اشتباه می باشد ، ولی عینا آورده شد . اردشیر سوم در سال 338 ق.م به دست اطرافیان خود به قتل رسید ... نویسنده وبلاگ .. )..

در کتاب تاریخ بنی اشکان نوشته اعتماد السلطنه محمد حسن خان وزیر ارتباطات به سال 1309 هجری قمری در فصل اول چنین آورده :

پادشاه طبقه دوم از سلاطین عجم اشک بن اشکان معروف به ارشاک شاه است . و باز می نویسد در کتاب مشرق زمین اشک بن اشکان یا ارشغ و یا اشغ آورده شده . ارشغ یا ارشق و یا محال ارشه در قسمت غربی محال آستارا  ویلکیج قرار گرفته ، در آن عصر مردمان ارشق به زبان تاتی تکلم می کردند . قبل از زبان اذری امروزی زبان تاتی و تالشی در آن مناطق رواج داشت ، از این رو معلوم می گردد که اشکانیان تات و یا تالش زبان بوده اند ، اکنون همان محال به نام ارشق معروف است و جزو محال اردبیل می باشد .

از اشارات تاریخ نویسان یونانی و تعریف مناطق کادوسیان و اشکانیان محال ارشق مکان اشکانیان بوده ، در عصر اشگ پنجم که همان فرهاد باشد تمام محال گیلان و اذربایجان و آران تحت تصرف و فرمان آن پادشاه بوده ، چون غار فرهاد در سر جاده اردبیل و سراب قرار دارد و فرهاد پادشاه همین مناطق بوده است . وقتی بهرام چوبینه در جنگ با خسرو پرویز شکست خورد در خطه تالش آمده مدت چهار سال 592 تا 596 میلادی حکومت کرده است .

منبع : تاریخ جامع آستارا و حکام نمین – بهروز نعمت الهی – انتشارات شیخ صفی الدین – چاپ اول 1380 – ص 21 – 22


زمانی که تازیان سلسله ساسانیان را برانداخته و به تمامی خاک ایران مسلط شدند از ( فرات تا جیحون و از خلیج فارسی تا قفقازیه ) قوای تازی در آن شرایط که کوه و دشت و زمین و زمان از زور شصت آنان به لرزه افتاده بود و هر کس که نام آنها را می شنید لرزه بر اندامشان می افتاد تالش ها سد عظیمی در مقابل آنان بوده و توده عظیم مردم تالش و شمال ایران از پیشروی اعراب جلوگیری می کردند . وقتی که تازیان قزوین را مسلط شدند اسم آنجا را به دروازه بهشت ملقب ساختند اما نتوانستند بر دیلم و جیلان و بَبَر و طیلسان ( تالشها ) دست یابند .

مردم تالش مخصوصا گالشها که کوه نشین بودند خرسهای تربیت شده را به جنگ با قوای تازی گسیل می داشتند ، آنست که اعراب نتوانستند به این خطه رسوخ کنند . تا قرن چهارم هجری قمری مردم این منطقه تابع ادیان زرتشتی و مزدکی و یهودی و مسیحی داشتند . از اقوام تالش یا تات بابک خرم دین بر خواسته و با خلفای غاصب بنی عباسی مدت بیست و دو سال تا دم مرگ مبارزه نمود . عاقبت با حیله افشین به دام افتاد و مقتول گردید . آثار بابک در قسمت شمال غربی آستارا در قله شیندان و قلعه دختر در لاتون که در عهد ساسانیان محل آتشکده ای به نام شیندان بوده ( شیدان یادگاری از مهر و مهر پرستان قدیم می باشد ). غار بابک در کوههای غربی آستارا در فندوقلیق ( جنگل فندوق ) جلب نظر می نماید . قسمت شمال گیلان در دوره تازیان به طالوش – طیلسان معروف بوده . بنا به قوانین زبانشناسی می توان معرب کادوس یا کاتوس را طالوش یا تالش و گالش دانست . نتیجه گرفته می شود که تالشها نژاد اصیل و همان کادوسها می باشند .

منبع : تاریخ جامع آستارا و حکام نمین – بهروز نعمت الهی – ص 24 

نگرش گالشی به تالش ها/اعتراف به تمایز تالش و گالش

در تالش جنوبی ، تعداد ترک زبانان کم است . این ترک زبانان اساسا از دکانداران خلخال و یا طارم هستند که گروههای نسبتا یکپارچه را در ماسوله ، ماسال ، شاندرمن ، پره سر و بازارهای مختلف اسالم تشکیل می دهند .

بر عکس در شمال از دلتای کرگانرود تا آستارا ، ترک زبانان بسیار متعددند . اکثریت ساکنان نزدیک به نیمی از محله ها را ترک زبانان که در همه جا وجود دارند ، تشکیل می دهند و در بعضی از محلات استفاده از زبان تالشی کاملا از بین رفته است . ولی در کنار چند آذربایجانی ، اکثریت این ترک زبانان خود را تالش محسوب می کنند و به کرات به من می گفتند ( به ترکی ! ) : (( بیز طالیشوخ )) یعنی ما طالشیم !

نسبت ترک زبانان در دو جهت تغییر می کند : از بالا رود به پایین رود در داخل هر دره و از جنوب به شمال یک دره به دره دیگر . در مجموع در محله های دشت برنجزار گرایش به ترک زبانی عمیقتر از محله های دامدار – برنجکار داخلی است . واحد انسانی خطبه سرا نمونه یک (( ردیف زبانی )) کاملا منظم است و محلات برنجزار واقع در وسط دشت ساحلی کاملا ترک زبان هستند ؛ (( تالش زبانان )) در کشاور و ایشیک آقاسی در دهانه دو دره دیده می شوند و در لیسار محله که در یک دره جنبی نفوذ کرده است ، اکثریت دارند ؛ بالاخره دامداران کوه نشین از کلات ( ارتفاع 150 متری ) تا شاه میلرزان و مُزلاکم ( حدود 1000 متری ) همه به زبان تالشی تکلم می کنند . دره  آستاراچای از این قاعده مستثناست ، زیرا تمام قسمت بالا رود از گیلده ( 500 متری ) تا ونه بین ( 1300 متری ) ترک زبان و در بالای روستاهایی با اکثریت تالش زبان مانند عنبران محله ، صیادلر و مِشِند قرار دارند . فراوانی ترک زبانان در دشت توسط جمعیت شهر نشین تشدید می شود ، زیرا تالشهایی که به استفاده از زبان خود ادامه می دهند ، در هشتپر و آستارا کم هستند .

از جنوب به شمال رشد منظمی در تالش مرکزی از پره سر که در آن ترک زبان وجود ندارد ، تا دره لیسار که در دشت کاملا ترک زبان و قسمت مهمی از دامداران کوهستان نشین نیز به زبان ترکی تکلم می کنند ، دیده می شود . ولی پراکندگی در طرف شمال نامرتب تر است و تمام ساکنان دو دره  کشلی و  ویزنه به زبان تالشی که در تمامی کوهستان نیز رواج دارد ، وفادار مانده اند .

در حقیقت در مفهوم (( زبان اصلی )) که در این جا نقشه برداری شده است ، جای بحث وجود دارد ، زیرا دو زبانی یعنی تکلم به تالشی و ترکی در همه تالش جنوبی قاعده عمومی و در قسمتهای جنوبیتر نیز بسیار معمولی است . تقریبا هر تالش علاوه بر تالشی که زبان مادری و یا بهتر بگوییم (( زبان اولی )) و یا به طوری که  م . هوئیس  ترجیح می دهد (( از لحاظ زمانی قدیمیتر )) محسوب می شود ، به زبان ترکی آذری نیز به عنوان (( زبان دومی )) تکلم می کند . تکلم به زبان ترکی نه مشخصه یک گروه اجتماعی – شغلی و نه طبقه سنّی بخصوصی است و ما در این جا در مرحله (( دو زبانی عمومی )) که نویسنده مذکور شرح آن را می دهد قرار داریم . ولی زبان دومی بالاجبار همیشه در حالت چیرگی قرار ندارد و ما همه حالات گذاری ممکن را مشاهده می کنیم : فلان شخص در خانه و دست کم با تعدادی از همسایگان خود به تالشی صحبت می کند ، ولی برای کارهای تجارتی از ترکی استفاده می کند ؛ یک نفر دیگر زبان ترکی را گاهی در محاورات خانوادگی و دوستانه وارد می کند ؛ بر عکس نفر سومی نه فقط در بیرون بلکه در خانه نیز به ترکی صحبت می کند ، ولی با اقوام مسنّتر به تالشی حرف می زند ؛ بالاخره بقیه هنوز هم تالشی را می فهمند ، ولی قادر به شرکت فعالانه در یک مکالمه به این زبان نیستند .

پس بالاخره تعیین حدود بین (( تالش زبانان )) و ترکزبانان بسیار مشکل است . توسعه زبان ترکی در مقابل تالشی اساسا حالت یک تغییر تدریجی تعادل داخلی دو زبانی را پیدا میکند و در پایان به از بین رفتن استفاده از تالشی توسط جوانان ، منجر می گردد .

 

منبع : تالش ( منطقه ای قومی در شمال ایران ) – مارسل بازن – ترجمه ، دکتر مظفر امین فرشچیان – موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی – جلد دوم – ص 607 – 610

 

 تولش ، تولشی گاپ بژان ...

نوشته شده  توسط دوستداران تالش ( آستارا ) 





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox