یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

معرفی کتاب قارا مجموعه شیخ صفی توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق (دوزگون) - 2

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 5 تیر 1396-05:23 ب.ظ

موضوع : قارا مجموعه کیتابی

در سال 1347 در تبریز هنگام تهیه‌ی مطلب برای هفته‌نامه‌ی مهد آزادی ویژه‌ی هنر و اجتماع[1] از كتاب مختصر آذربایجان ادبیاتی تاریخی[2] اثر مرحوم حمید آراسلی، با نام  «قارا مجموعه» آشنا شدم. بعدها در كتاب تراجم احوال و تذكره‌ها نیز به نام این كتاب برخوردم[3] و پیوسته آرزوی كشف و مطالعه‌ی آن را داشتم.

در سال 1351 در تهران، هنگام تدوین كتاب مقالات تربیت[4] و نگارش شرح احوال و آثار مرحوم محمد علی تربیت، تأكید آن مرحوم بر اهتمام به كشف كتاب  قارا مجموعه مرا بر آن داشت كه به طور جدّی موضوع را دنبال كنم.

در سال‌های پیش از انقلاب، هر تركی پژوهی در مظان اتهام قرار داشت و من برای موجّه جلوه دادن پژوهش در نسخ خطی كتابخانه‌های تهران، موضوع پایان‌نامه‌ی خود را در مقطع فوق لیسانس رشته‌ی كتابداری دانشگاه تهران، كتابشناسی نسخ خطی دوره‌ی صفویه انتخاب كردم. اما این تلاش نیز به جایی نرسید[5] و قارا مجموعه یافت نشد. تا آنكه پس از انقلاب، در سال 1358 توانستم به تركیه سفر كنم و مشغول تحصیل و تحقیق در دانشگاه استانبول شدم.

در شهر استانبول نزدیك به چهارصد كتابخانه وجود دارد كه در آن‌ها نسخ خطی گرانبهایی از متون اسلامی تركی، فارسی و عربی محافظت می‌شود. نسخه‌های خطی فارسی این كتابخانه‌ها توسط عوامل فرهنگی رژیم طاغوت بازشناسی شده است و حتی بسیاری از این نسخ با صرف هزینه‌های گزاف به صورت میكروفیلم درآمده و به تهران منتقل گردیده است. ولی نسخه‌های خطی تركی، در آن كشور هم، كم و بیش اسیر غبار غربت است و گرچه همت شایان توجهی در كشف و بازنگاری بسیاری از متون تركی عثمانی، آذری، اوزبكی و غیره مبذول شده،‌ولی به علت تغییر الفبا و علل و اسباب دیگر، دریایی از متون نظم و نثر تركی، هنوز ناشناخته مانده است.

در سال‌های تحصیل در دانشگاه استانبول، پیوسته به دنبال گمشده‌ی خود بودم و نسخه‌های زیادی مربوط به دوره‌ی صفویه را بررسی كردم. اما  به رساله‌ای موسوم به  قارا مجموعه بر نخوردم، ولی رساله‌های چندی مربوط به شیخ صفی و مریدان او یافتم. حتی به مجموعه‌های شعر تركی با تخلّص «صفی» برخوردم و هیچ گاه باورم نشد كه این همه، اجزایی از  قارا مجموعه هستند.[6]

از سال 1362 به این سو، در تهران نیز هنگام تدوین كتاب فهرست نسخ خطی تركی در كتابخانه‌های ایران[7] پیوسته ذهنم به كشف  قارا مجموعه معطوف بود تا آنكه در سال 1379 هنگام یادداشت برداری از مطالب یكی از نسخ خطی رسالات «كلمات و نصایح شیخ صفی» ناگهان به این جمله برخوردم كه:

«سنه قارا مجموعه‌دن بیر حصّه یازدیم . . . »

و متوجه شدم كه:  قارا مجموعه در واقع، مجموعه‌ای بوده است كه رسالات مربوط به طریقت شیخ صفی، كلمات، نصایح و مناقب او در آن جمع می‌شده است و لفظ «قارا» در اینجا به معنای بزرگ و سترگ آمده است. پس از كشف این مطالب، سر از پا نمی‌شناختم، دیگر بار به بازبینی كپی‌های نسخ خطی و رسالاتی كه از تركیه آورده بودم، پرداختم. در یكی از آن‌ها به این جمله برخوردم:

«بو قارا مجموعه‌نی اوخو، قاراتنینی. . . »

در یكی دیگر نوشته بود:

«بو، شیخ صافی‌نین قارا مجموعه‌سی . . . »

متوجه شدم كه كلمه‌‌ی صافی تحریف مستنسخ از صفی است و در جاهای دیگر نیز به این صورت از كلمه‌ی صفی برخوردم. در این میان، فرزندم «یاشار» ضمن تفحص در كتاب‌های تركی موجود در كتابخانه‌ی مركزی دانشگاه تهران، مرا از وجود كتابی با نام البویوروق متعلق به شیخ صفی مطلع كرد. این كتاب را نیز جزیی از  قارا مجموعه یافتم.

اندك اندك باورم شد كه به مطلوب خود دست یافته‌ام و پس از تحقیق و بررسی و مقابله‌ی متون تركی و فارسی اثر معروف به صفوة الصّفا، یقین حاصل كردم كه متن‌های فارسی این اثر نیز، در واقع ترجمه‌هایی از بخش‌های  قارا مجموعه است كه بداندیشان در چاپ،‌آن را از قلم انداخته‌اند.[8]

بدینگونه در اندیشه‌ی تدوین نخستین تجربه‌ام تحت نام  قارا مجموعه حاوی اشعار،‌كلمات، نصایح و مناقب شیخ صفی الدین، افتادم كه قرن‌هاست حوزه‌های اندیشگی عرفان صفوی تركی و فارسی را در جهان اسلام تسخیر كرده است.

اینك این مجموعه را به چاپ می‌سپارم و نشر آن را مهمترین حادثه‌ی زندگی علمی خود می‌شمارم. گمان دارم این گام خسته‌ی من، از سوی علاقه‌مندان غیرتمند شیخ صفی به گام‌های استوار و استوارتری بدل خواهد شد و همگی در ادای دین خویش به تاریخ ادبیات تركی، موفق و پیروز خواهیم گشت.

 

 

 

 

دكتر حسین محمدزاده صدیق

تهران- 1380



[1] نخستین شماره‌ی این هفته‌نامه در شهریور ماه 1347 منتشر شد و پس از انتشار هفت شماره، در آذرماه 1347 معروض حمله‌ی مأموران ساواك شد.

[2] این كتاب جزو اموال كتابخانه‌ی ملی تبریز بود كه در هفتم آذرماه 1347 در حمله‌ی مأموران ساواك به خانه‌مان، همراه چند گونی كتاب دیگر به غارت رفت و معدوم شد.

[3] مثلا در «تذكره‌ی غریبی»، «تذكره‌ی مجالس»، «تذكره‌ی اهل حق» و غیره.

[4] تربیت، محمد علی، مقالات تربیت، به اهتمام حسین محمدزاده صدیق، انتشارات دنیای كتاب، تهران، 1351. (این كتاب در سال‌های اخیر با حذف نام نگارنده از سوی یكی از مسؤولان سابق كتابخانه‌ی ملی تبریز به نام غلامرضا طباطبایی دوباره چاپ شد!)

[5] این تلاش نیز با دسیسه‌های ساواك متوقف شد.

[6] رك. مجله‌ی یئنی یول، تهران، 1361، ش 3. (مقاله‌ی نگارنده با عنوان الیازمالار آراسیندا)

[7] در این كتاب، نسخه‌های خطی موجود در كتابخانه‌های مجلس شورای اسلامی شماره 1 و 2، كتابخانه‌ی شهید مطهری، كتابخانه‌ی مركزی دانشگاه تهران، كتابخانه‌ی ملی تهران، كتابخانه‌ی ملك و كتابخانه‌ی آستان قدس رضوی فهرست شده است.

[8] از جمله در چاپی غیر علمی كه چند سال پیش تحت نام صفوة الصّفا با مقدمه‌ی منوچهر مرتضوی و به دستیاری غلامرضا طباطبایی بیرون داده شده است، می‌توان به وضوح این تحریف را مشاهده كرد.





نظرات() 


How do you treat Achilles tendonitis?
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:56 ق.ظ
Excellent post. I was checking constantly this blog and I am impressed!
Very useful information specially the remaining part :
) I deal with such information much. I used to be looking for this certain info for
a long time. Thanks and best of luck.
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 01:56 ب.ظ
Thanks a bunch for sharing this with all people you actually realize
what you're talking about! Bookmarked. Kindly also discuss with my
website =). We could have a link alternate agreement
between us
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox