یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

احمد کسروی کیست و ره آورد او چیست؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 5 تیر 1396-04:47 ب.ظ

نگاه تفضیلی به شخصیت و تفکرات اولین تئوریسین قومیت گرایی در ایران؛

با گشتی درصفحات شبکه های اجتماعی متوجه نکته ای تعجب برانگیز و مشترک در میان پست ها و مطالب ارسالی شدیم که از فردی به نام احمد کسروی به عنوان پدر مشروطه ی ایران با سوابق و شاهکارهای علمی یاد میکردند که به خاطر اختلاف سلیقه با برخی شخصیت های مذهبی مثل نواب صفوی، شیخ محمد خیابانی و امام خمینی (ره) حکم قتلش صادر شد؛ پس از مطالعه ی بیوگرافی این فرد به این نکته برخوردیم که این پدر مشروطه در زمان انقلاب مشروطه 14 ساله بود و این سوال پیش آمد که علت اصلی برجسته کردن این فرد چیست؟!

به گفته ی پژوهشگران آنچه که مسلم است تاریخ معلم انسان ها، بیدار کننده نسل های متوالی، میراث گران بهای نسل های پیشین، چراغ راه حرکت های آینده است. ملتی که به درستی واقعیت و حقیقت تاریخ خود را نداند محکوم به شکست و زیان مکرر خواهد بود و این است که باید در بررسی تاریخ منهای مراکز شرق شناسی و عوامل آن، تاریخ را آنگونه که بوده بشناسیم و از هرگونه قضاوت و جوپذیری و تاثیر پذیری های سیاسی، احساسی و دروغ پردازی های عوامل استعمار یا افراد سطحی نگر اجتناب نماییم.

سید احمد كسروی‌ در روزهای‌ چهارشنبه‌ هشتم‌ مهرماه‌ 1269 هـ .ش‌در قریه‌ حكم‌ آباد تبریز متولد شد و در پنج‌ سالگی‌ به‌ مكتب‌ رفت‌ و در سیزده‌ سالگی‌ به دلیل‌ درگذشت‌ پدر از تحصیل‌ باز ماند و بكار قالی‌ بافی ‌پرداخت‌ و پس‌ از سه‌ سال‌ عمامه‌ بر سر نهاده‌ و مجدداً به‌ مكتب‌ رفت.

در این‌ دوران‌ بود كه‌ از گوشه‌ و كنار سخنان‌، زمزمه‌هایی‌ بر خلاف‌ بعضی‌ از مطالب‌ اسلامی‌ بگوش‌ می‌رسید كه‌ نام‌ او بعنوان‌ یك‌ فرد منحرف‌ برسر زبان‌ اهالی‌ حكم‌آباد افتاد و از آن‌ پس‌ سید احمد نتوانست‌ در آنجا بماند و ناچار به‌ تبریز آمد. كسروی‌ دوران‌ جوانی‌ را در تبریز سپری‌ كرد.

خالی از لطف نیست تا افکار و فعالیت های وی را از دید کارشناسان تاریخ معاصر مورد پژوهش و بررسی قرار دهیم تا در میان تحلیل های متضاد از قشرهای مختلف بفهمیم که احمد کسروی کیست؟ و ره آورد او چیست؟

قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر ابعاد مختلف شخصیت احمد کسروی را تبیین کرده و می گوید: بدون تردید احمد کسروی را باید از زوایای گوناگون فعالیت ها و شخصیت وی مورد تحلیل قرار داد که به طور خلاصه شامل موارد زیر می باشد؛

1.کسروی زبان شناس یا زبان ساز؟!؛

کسروی به عنوان یک زبان دان که به زبان های فارسی، ترکی، عربی، انگلیسی، پهلوی و اسپرانتو مسلط و خود به عنوان مدافع تغییر خط فارسی به لاتین بود(زبان پاک) و از واژگان عربی و ترکی ادبیات کلاسیک فارسی چندان خوشنود نبود.

لغات ابداع شده توسط کسروی در پایان کتابهایش شامل: شلب‌: شیرین‌، فهلش‌: شغل،‌ زیاد دادن‌: قول‌ دادن‌ ،بزنده‌: مجرم‌ ،بزیدن‌: جرم‌كردن‌ ،خواهیدن‌: اجتماع،‌ شعرسا: محسوس‌، چاپاك‌: مطبوعات‌ ،پافه‌: اجازه‌ ،فرهیدن‌: وحی‌، پلشت‌: ناپاك‌، بایار: اعتقاد،آخشیع‌: مخالف‌و .....

کسروی :

« این آرزوی ایرانیان است. آرزوی همگی ماست. ما این را به یاری خدا از پیش خواهیم برد و همه‌ی زبان‌ها را جز فارسی از میان خواهیم برداشت. من كه در این جا ایستاده‌ام زبان مادرزادی من تركی بوده ولی همه می‌دانند كه چه كوشش‌هایی به كار می‌برم كه آن زبان از ایران برافتد. تركی برافتد، عربی برافتد، آسوری برافتد، ارمنی برافتد، كردی برافتد و ...»

کسروی در ادامه فعالیت های زبان سازانه خود مدعی شد که زبان مردم آذربایجان ترکی نبوده و بعدها به ترکی تبدیل شده است و تئوری ایشان به نام زبان آذری مورد حمایت پان ایرانیست ها و شوونیست های افراطی قرار گرفت

در قسمت دوم این نوشته نقدی بر روش شناختی کسروی درباره تئوری به اصطلاح زبان آذری آورده شده است .

2. کسروی به عنوان یک مورخ تاریخ ایران و مشروطیت؛

او در دوران انقلاب مشروطه نوجوان 14 ساله بود. آنچه به عنوان مورخ می نویسد، مجموعه ای از مصاحبه ها، صحبت ها، بیانیه ها و اعلامیه های جمع آوری شده است. شخصیت اودر نگرش ناسیونالیستی و آریا پرستی و ضدیت او با اسلام، تشیع، روحانیت و جریانات مذهبی در تاریخ مشروطیت، تاریخ هجده ساله آذربایجان، منعکس شده است.

برخی از روی ناآگاهی و سطحی نگری کسروی را از رهبران مشروطه شمرده اند!!! با آنکه به ابتدائی ترین ماخذ تاریخ تولد ایشان توجه ننموده و با وجود چهره هایی چون شیخ محمد خیابانی، میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی، میرزا آقا صادق مجتهد تبریزی، میرزا حسن مجتهد تبریزی، میرزا ابوالحسن انگجی، ستارخان، باقرخان، چگونه نوجوان 14 ساله رهبر مشروطه یا از رهبران مشروطه می تواند باشد؟! نکته دیگر کسروی در تاریخ نگاری کل مشروطیت را در نظر نگرفته، لذا از حوادث و جریانات اصفهان، بوشهر، شیراز، مشهد، گیلان و تهران آگاهی خاصی نداشته و شاید هم نخواسته داشته باشد و این را در مقایسه با آثار مستند دیگران می توان مشاهده و مطالعه و بررسی تطبیقی نمود.

آثار تاریخی ایشان: تاریخ 500 ساله خوزستان، شهر یاران گمنام که جای توجه، نقد، بررسی و تحلیل دارد و مسلما اگر ابتدا به طرز تفکر یا مبانی فکری او دقت نماییم تاثیر آن را در نوشتارهایش می توان دید.

4. کسروی به عنوان یک محقق و نویسنده اجتماعی؛

او سخت دلبسته به مسائل اجتماعی بود. هدف اولیه وی تا سال 1312 مخالفت با بد آموزی ها بود و خصلت های ناپسند را مورد نقد قرار می داد و سعی بر زدودن خرافات جامعه داشت ولی به دلیل تکبر، غرور، خودبزرگ بینی و یا . . . شروع به نگارش و تحقیق علیه اسلام، تشیع، عرفان، فلسفه و . . . نمود و آثارش شاید به دلیل عدم داشتن یک مبانی فکری و اندیشه صحیح دچار نوسان شد تا آنجا که خود مدعی پیامبری و برانگیختگی گردید.

5. کسروی به عنوان منتقد ادبیات، فلسفه و عرفان؛

وی در رد فلسفه و عرفان دارای آثاری است و آنها را برای جامعه مضر می داند. برخی دلیل آن را نگرش به علوم تجربی و تحت تاثیر عبدالرحیم طالبوف در قفقاز و برخی دانشمندان غربی می دانند. جمعی وی را به دلیل عدم تحصیل در رشته فلسفه و عدم گرایش به معنویت و عرفان و سیر و سلوک قلمداد نموده اند.

اما آنچه مهم است این است که ادبیات کلاسیک ما دارای محتوای فلسفی و خصوصا عرفانی بوده است و آثار امثال سنایی، ملا محسن فیض کاشانی، جلال الدین مولوی بلخی از این جمله اند؛ لذا کسروی به هر سه موضوع با نگاهی منفی می نگرد و این نشانگر ضعف فکری و عدم توانایی رشد و بالندگی تفکرات اوست.

 

6. کسروی به عنوان یک مخالف اسلام، تشیع و روحانیت؛

وی در کتاب "پیرامون اسلام" اسلام را به عنوان یک دین جامع و پاسخ گوی جهان امروز نمی داند و آن را رد می کند و تشیع، ائمه اطهار(علیهم السلام) و روحانیت را مورد حمله قرار می دهد و به همین دلیل ملت مسلمان در طی سال های 1290-1324 با وی به مخالفت برخاسته و آثارش را نقد و بررسی، تحلیل و رد نموده است. از نظر قانون اساسی مشروطیت تالیف کتب ضد اسلام و ضد تشیع ممنوع و نویسنده آن باید مورد پیگرد و محاکمه شود. طبق همین قانون در تهران سال های 1324 – 1326 چندین شکایت از سوی علماء به محافل مذهبی صورت گرفت اما دولت در دوران رضاخان نه تنها توجهی نکرد بلکه برای حفاظت از حزب باهماد آزادگان مامور ویژه گماشت تا از تشکیلات و شخص کسروی محافظت نمایند.

 

پس از سقوط رضاخان چندین مورد شکایات صورت گرفت ولی باز توجهی نشد. در موارد متعددی علماء و دانشمندان اعلام آمادگی برای مناظره با وی کردند، اما او نپذیرفت. محقق و سیاستمدار معاصر وی که در دوران طلبگی در مدرسه طالبیه تبریز باهم بودند، حجه الاسلام و المسلمین حاج سراج انصاری کلیبری نامه نگاری متعدد نمود، وقتی بدون پاسخ ماند سه جلد کتاب استدلالی "نبرد با بی دینی" ، "شیعه چه می گوید" و "دین چیست و برای چیست" چاپ و منتشر کرد که مورد استقبال وسیعی قرار گرفت.

مرحوم آیت الله میرزا جواد تهرانی از علمای مشهد نیز رساله ای در نقد کسروی نگاشت . استاد، مورخ و محقق معاصر دکتر سید جعفر شهیدی کتاب مستندی در رد گفته ها و نوشته های کسروی منتشر کرد. حضرت امام خمینی(ره) در سال 1322 کتاب "کشف الاسرار" را در رد احمد کسروی و حکمی زاده به صورت استدلالی نگاشت و تحلیل نادرست و سراسر تحریف کسروی را مورد نقد، بررسی و تحلیل قرار داد. کتاب حاضر در طی هفتاد سال گذشته یکی از منابع و ماخذ بوده و هنوز دارای پیام و محتوای خاصی است.

اگر چه در دوران شاه (1325- 1357) ده ها کتاب، صد ها مقاله تاریخی، سیاسی، مذهبی، و نقد های مستقیم و غیر مستقیم انتشار یافته است و در سال های اخیر کتاب "سیری در اندیشه احمد کسروی" توسط موسسه قدر ولایت منتشر شده است که درخور توجه می باشد.

نظر کسروی راجع‌ به‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) چنین‌ است‌: "امام‌ حسن‌ عسگری‌ فرزندی‌ نداشته‌ ..... چگونه‌ تواند بود كسی ‌فرزندی‌ داشته‌ باشد و كسی‌ از آن‌ آگاه‌ نباشد.... هزار سال‌ زندگی‌ باوركردنی‌ نیست‌. خدا را چه‌ نیازی‌ بود كه‌ كس‌ را هزار سال‌ زنده‌ نگه‌ دارد...."

7. کسروی به عنوان مدعی پیامبری. برانگیختگی و آورنده دین جدید بعد از حسینعلی بهاء، غلام احمد قادیانی، و برخی مدعیان پیامبری؛

او پس از نفی اسلام و تشیع در اندیشه تاسیس یک دین به نام "پاک دینی" شد. کتاب "ورجاوند بنیاد" که به اصطلاح کتاب مقدس او بود و در کتاب "راه رستگاری" به صراحت می نویسد: شاید خداوند هزار سال جهان را به حال خود واگذارد و ما اینک برانگیخته شده تا دین پاک را گسترش دهیم و انسان ها را آگاهی بخشیم. (مضامین مطلب کسروی) و در کتب دیگر و مجلات و نشریات در سال های 1326-1324 این نوع ادعا دیده می شود و برخی از به اصطلاح مریدان و طرفدارانش او را پیامبر می دانستند. درگیری ها و اختلافاتی که وی پدید آورد در تهران، نیشابور، مرند، تبریز و . .. همه جای تحقیق و بررسی از عملکرد او دارد خوشبختانه اسناد و مدارک بسیاری وجود دارد که طرفدارانش صراحتا علیه دین اسلام، تشیع و اهل بیت( علیهم السلام) می گفتند و می نوشتند.

برگزاری جشن کتاب سوزان توسط کسروی و همفکرانش

از دیگر روش او این بود که در اول دی ماه هر سال جشن کتاب سوزان داشت. او غیر از قرآن کریم و شاهنامه فردوسی بسیاری از کتب اعتقادی، دعاها، عرفان، فلسفه و خصوصا کتاب های مربوط به زبان و ادبیات ترکی را می سوزاند و مفاتیح الجنان، را برای جامعه مضر می دانست و در این جشن طرفدارانش این کتب را می آوردند و به عنوان اظهار تنفر از "بد آموزی ها" دست به این اعمال می زدند.

8. کسروی پایه گذار حزب توده؛

کسروی در دوران خفقان و استبداد و خشونت رضاخان که هر صدا، حرکت، جنبش و محافل اسلامی حتی عزاداری امام حسین(ع)، حوزه های علمیه و هیئت های دینی را تعطیل می کرد حزبی به نام " باهماد آزادگان" در تهران تاسیس کرد که در شهرهای دیگر شعبه داشت و به قول شادروان جلال آل احمد،باهماد آزادگان اعتقادات و مبانی فکری نسل جوان را سست نمود و پس از شهریور 1320 اکثر آنها به حزب توده پیوستند.

9.کسروی از حامیان اصلی دیکتاتوری رضاخان؛

در بی دینی، دین ستیزی، شکست معنویت، نگرش او به علوم تجربی بس نادرست و ناشایست است. کارنامه کسروی به همراه افرادی مانند محمود افشار به عنوان یک ناسیونالیست و فارس پرست افراطی که مدافع رضاخان، ایران باستان و ایران منهای اسلام بود در آثار و کردارش روشن است و در مجلاتی که در طی سال های 1324-1312 منتشر می شد مقالاتی دارد و حتی پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان از کارنامه وی دفاع و از مخالفان رضاخان خصوصا روحانیت انتقاد می کند.

حضرت آیت الله العظمی سید حسین قمی که در سال 1314 توسط پهلوی دستگیر و به عراق تبعید شده بود، سال 1322 با دعوت علماء و مراجع به ایران می آید و کسروی علیه ایشان مقاله ای می نویسد و از رضاخان دفاع می کند و از دولت می پرسد چرا وی را به ایران راه داده اند که وارد مملکت شود.

در قضیه محاکمه دو چهره جنایت کار عصر رضاخان یعنی "سرپاس مختاری" و "پزشک احمدی" هنگامی که محاکمه آنها آغاز شد کسروی به عنوان وکیل مدافع ازآن دو جنایت کار دفاع نمود و این خود جای تامل و دقت برای مورخان و پژوهشگران تاریخ دارد.

10. کسروی به عنوان یک روزنامه نگار؛

وی به عنوان یک زبان دان و زبان ساز، کارمند دادگستری و مسئول و رئیس دادگاه در خوزستان، مازندران، دماوند و ...، کار مقاله نویسی و روزنامه نگاری را در پیش گرفت. حتی در سال های 1324-1312 خود دارای چند عنوان مجله و نشریه بود که اکثر مقالات آن را خود می نوشت آن هم با واژه سازی جدید و حذف واژگان دینی و اسلامی به نام پاک سازی ادبیات فارسی و این حرکت نه تنها در مسیر رشد و توسعه فکری، علمی، سیاسی نبود که به نوعی در اختلاف، تشتت، ایجاد دشمنی و عداوت در جامعه با توجه به استبداد رضاخان و اشغال ایران توسط متجاوزان شوروی، انگلیس و آمریکا در سالهای 1324-1320 قابل تامل است.

کسروی پیشتاز خیانت به ایران؛

با توجه به موارد فوق چون کلیات دیدگاه کسروی بر اساس ناسیونالیسم و آریا پرستی، ضدیت با اسلام، تشیع و فرهنگ و تمدن اسلامی و هم چنین ضدیت با زبان و ادبیات سایر ملت های ساکن ایران خصوصا زبان و ادبیات ترکی بود، مسلما در آثار وی به شکل افراطی و مستقیم و غیرمستقیم تاثیر گذار بوده لذا اگرچه ما خود قائل به تفکیک آثارش می باشیم و معتقدیم که هر یک را باید در جایگاه خود بررسی و تحلیل نمود 10 مشخصه در آثار کسروی عبارتند از:

* مدافع ایران، ایران باستان ،آریا و فارس پرستی ، ایران منهای اسلام

* به لحاظ فکری تحت تاثیر نگرش علوم تجربی غرب و روشنفکرانی چون طالبوف بود

* به بهانه مبارزه با بدآموزی و خرافات اساس و حقایق دین را زیر سوال برده و تخطئه می کرد.

* در آثارش علیه تشیع، اهل بیت(ع) و مبانی فکری اسلام می نوشت.

* بهائیت را تایید و به بهائیان خطاب می کند که اگر شما می توانید کاری از پیش ببرید من با شما همکاری خواهم کرد و این پیام جای دقت بیشتری دارد.

*مدافع رضاخان و سیاست اسلام زدایی و دین ستیزی،قوم ستیزی ، کشف حجاب و روند غربگرایی و باستان گرایی پهلوی بود.

* آورنده دین جدید به نام پاک دینی! و مدعی پیامبری

* ایجاد اختلاف، شقاق و درگیری در جامعه بر خلاف قانون اساسی، فرهنگ و تمدن اسلامی و ادب به مقدسات اسلامی.

* عدم آمادگی برای مباحثه و مناظره با علماء و فرار از رویارویی با دانشمندان و اندیشمندان منتقد.

* ایجاد انحراف و اعوجاج در جامعه و نسل جوان خصوصا در دورانی که رضاخان علیه اسلام و دین مبارزه می کند. او در عرصه های دیگر نیز کمک کار حکومت است.

* برخی از آثارش خصوصا در تاریخ با نقد و بررسی و تحلیل قابل استفاده می باشد.

اگر چه بیش از هفتاد سال از آن گذشته است، خصوصا رشد و گسترش تاریخ پژوهی در سه دهه واپسین ابعاد وسیع و عمیق گرفته است و متن ها به دلیل انتشار اسناد و رسائل خطی نیازمند ویرایش و تحلیل و نقد است.

کسروی دشمن درجه یک شیخ محمد خیابانی

تبریزی در ادامه افزود: کسروی به عنوان عضو حزب دموکرات و مخالف شیخ محمد خیابانی (1298-1295) فردی خود رای و خود سر بود که در حزب ایجاد درگیری نمود. خصوصا با محافل و تبشیری آمریکایی ها مرتبط بود. شیخ چند بار او را از ارتباط با آنها باز می داشت اما او به طور پنهانی این ارتباط را حفظ و سپس همراه زین العابدین ایرانشهر، برادر کاظم زاده ایرانشهر به توطئه پرداخت تا جایی که سه بار کنسولگری انگلیس از وی دعوت به مبارزه علیه شیخ خیابانی نمود. اگرچه خود می گوید نپذیرفتم!

قضاوت های او علیه شیخ، اتهاماتی که به شیخ وارد نمود و در گیری های مکرر او باعث شد که شیخ محمد خیابانی دستور تبعید وی را از تبریز صادر کند. او و زین العابدین مجبور به خروج از تبریز و رفتن به تهران شدند که بررسی و تحلیل این فصل هم ضرورت دارد.

تبریزی ضمن اشاره به آثار متعدد و جریان ساز کسروی بیان داشت: شخصیت احمد کسروی چند وجه است و هر وجه از وجوه آن نیازمند مباحث گسترده تری می باشد خصوصا اینکه آثار متعددی دارد و در دورانی جریان ساز شد.

در مورد انحراف، اعوجاج و کژراهه و انحطاط فکری سیاسی کسروی قضاوت های گوناگونی وجود دارد که هر کدام باید مورد تحقیق قرار گیرد.

الف: او تحت تاثیر طالبوف، ملکم خان و برخی دانشمندان اروپایی قرار گرفت و به فکرایجاد تحول فکری و پدید آوردن مکتب فکری افتاد.

ب: سعید نفیسی در نیمه راه بهشت،او را جزو فراماسون ها می داند که هنوز سند متقن در این باره به دست نیامده است اما عضو فرهنگ سلطنتی انگلستان بود.

ج: برخی علت آن را ارتباط با محافل تبشیری آمریکا در تبریز می دانند. خاصه وی در اوایل 1290،در منبر علیه پیامبر اکرم(ص) سخن گفته که با واکنش شدید مردم تبریز مواجه شد و بعدها شیخ خیابانی هم او را از تبریز تبعید نمود.

د: در تحلیل دیگر می توان او را با داشتن استعداد و نبوغ ادبی و فکری کسی دانست که غرور علمی او را گرفت و خود را برتر از همه و اندیشه اش را بالاتر از دین، اسلام و تشیع دانست و چون نتوانست در وادی فلسفه، عرفان و دین رشد کند، بر اساس مباحث اجتماعی خود را تا حد پیامبری بالا برد! و یا پیامبری را در حد خود پایین آورد.

ر: انتشار کتب متعدد، جذب وی به جریان باستان گرایی و ترویج زبان فارسی و نابودی دیگر زبان ها خصوصا زبان ترکی آذربایجان و دفاع حکومت باستانگرا و آریا پرست پهلوی از وی موجب پدید آمدن زمینه خودبرتر بینی، خودپسندی و خودخواهی شد که این موضوع جای بررسی بیشتری دارد و آنچه مهم است غرور و خودخواهی وی است.

وی ضمن اشاره به انحراف کسروی ادامه داد: در مورد زمان انحراف وی شاید بتوان همان اوایل دهه 1290 دانست که علیه پیامبر اسلام(ص) و مقدسات در تبریز سخن گفت ولی به صورت روشن و عمومی از سال 1314 با شروع کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری از سوی رضاخان وانتشار نشریات شروع شد. اوج آن در سال 1316 و درگیری در هشت سال پایانی دوران رضاخان و سال های اشغال ایران(1324-1320) که منجر به مرگ وی شد.

کسروی اولین تئوریسین قومیت گرایی در ایران

پژوهشگر تاریخ معاصر درباره ی مطرح کردن بحث های قومیت گرایی توسط کسروی گفت: یکی دیگر از مباحث مهم از قرن نوزدهم نغمه های ناسیونالیسم در انگلیس بود که توسط مراکز شرق شناسی و ایران شناسی مطرح می شد. طرح قومیت ها و ملیت ها، آن هم در حد یک ایدئولوژی با صبغه افراطی و عناوین پان ایرانیسم، پان عربیسم، پان کردیسم و . . . طراحی شد. کلمه "پان" تکیه بر برتری و تحقیر دیگران شد.

وی ادامه می دهد: در ایران این حرکت در اوج انقلاب مشروطیت ابعاد وسیع تری به خود گرفت و کسروی در گرداب ناسیونالیسم قرار گرفت و عملکرد وی در آن زمان در مسیر اهداف رضاخان پهلوی ( ضدیت با اسلام و باستانگرایی و ضدیت با زبان و ادبیات سایر ملت ها خصوصا ترک های ایران) بود و در سال های 1324-1312 می توان این نگرش را در نظر گرفت که تمامی این حرکت باعث اختلاف، کینه ورزی، عداوت، دشمنی و تحقیر میان ملت های اسلامی خصوصا در ایران شد و شاید ما هنوز هم گرفتار آن بدآموزی ها و القائات استعماری در جای جای ایران و جهان اسلام باشیم.

وی با اشاره به تفکر طرفداران کسروی تصریح کرد:در مورد احمد کسروی سه دسته به کژ راهه می روند:

*دسته ای کسانی هستند که کسروی را در ابعاد آثار و عملکردش نمی شناسند و یا با تبلیغ دیگران او را در شمار مشاهیر می نامند و احیانا به صورت ناقص و غیر تخصصی تاریخ مشروطیت و تاریخ 18 ساله آذربایجان او را خوانده و او را ممتاز می دانند. و لذا این دسته بر خلاف علم و عقل و عدالت و انصاف می روند.

* دسته ای به دید گرایش ناسیونالیستی و فارس گرایی آثار کسروی را برجسته یا حتی ادبیات، زبان دانی و سبک نگارش او را می پسندند. این جمع هم اثرات تخریبی کسروی بر میراث گرانبهاء و گرانقدر فلسفه، عرفان، ادبیات و هنر گذشته را نمی دانند و اگر به درستی برایشان تحلیل شود حتی او را ضد اقتدار ملی، فرهنگ ملی، عزت ملی و منافع ملی می شمارند.

* و دسته ی آخر محافل ضد اسلام و ضد دین بویژه استعمار غرب که همواره به دنبال شقاق و اختلاف در جامعه است و این روزنه ها مناسب ترین فرصت است تا جامعه را سرگرم درگیری های داخلی نماید تا از توجه به مسائل اصلی بازمانند و این شگرد استعمار بوده است و لذا باید با ظرافت و دقت با آن برخورد نمود.

و از موارد فوق چه تاسیس و پدید آوردن تشکیلات و جریانات استعماری از قبیل بهائیت، وهابیت، قادیانی گری، اسماعیل آقاخانی؛ و چه احزاب و گروه هایی که از اوان مشروطه تشنج آفرین و اختلاف انگیز بودند: امثال حزب دموکرات تقی زاده، حزب اراده ملی سید ضیاءالدین طباطبایی، حزب عدالت علی دشتی، حزب منشی زاده، حزب پان ایرانیست و فارس پرست پزشکیور؛ یا تاسیس احزاب و گروه های وابسته مستقیم به استعمار شرق و غرب امثال حزب توده ایران، حزب دموکرات کردستان، حزب ملیون منوچهر اقبال، حزب مردم اسداله علم، حزب ایران نوین حسینعلی منصور، کانون مترقی، کانون مترقی خواه؛ تمامی موارد فوق در راستای ایجاد اختلاف و درگیری است لذا غرب و عوامل آن سعی در زنده نگه داشتن زمینه های اختلافات دارند.

 

امام خمینی (ره): کسروی مغرور و خودبزرگ بین

رحیم نیکبخت معاونت تدوین مرکز اسناد انقلاب و عضو موسسه ی تاریخ و فرهنگ ایران در گفتگو با خبرنگار آناج با اشاره به ابعاد شخصیتی گوناگون کسروی گفت: شهرت عمده ی کسروی به خاطر نگارش کتابی درباره ی تاریخ ایران و آذربایجان می باشدو صرف نظر از دیدگاهها بخاطر استفاده از روش تحقیق و نگارش خوب تواننسته قابل استفاده شود موید این مطلب زمانی است که امام خمینی(ره) کتاب وی را زمانی که در تبعید در کشور ترکیه بود خوانده بودند و نحوه ی نگارش را تایید کرده بودند.

بنابراین امام خمینی که خود زمانه‌ی کسروی را درک کرده است، در مورد وی قضاوت منصفانه‌ای داشته و فرموده اند:"یک دفعه آدم می‌بیند که کسروی آمد و کتابسوزی کرد. مفاتیح‌الجنان هم جزو کتاب‌هایی بود که سوزاند. کتاب‌های عرفانی را هم سوزاند. البته کسروی نویسنده‌ی زبردستی بود، ولی آخری دیوانه شده بود یا یک مغزی است که این مغز ـ بسیاری از شرقی‌ها این طوری هستند که تا یک چیزی، چهار تا کلمه‌ای یاد می‌گیرند، ادعایشان خیلی بالا می‌شود. کسروی آخری ادعای پیغمبری می‌کرد. نمی‌توانست به آن بالا برسد، آن‌جا را می‌آورد پایین."

 

ادعای پیغمبری کسروی

نیکبخت ادامه داد: کسروی بعدها به خاطرخود بزرگ بینی و غروری که دچار شد حرکات عجیب و غریبی از خود به نمایش گذاشت از جمله توهین های مکرر به تشیع ، ادعای پیغمبری، جشن کتاب سوزان و ...

كسروی‌ علاوه‌ بر عید نوروز به‌ سه‌ عید دیگر اعتقاد داشت‌اولی روز مشروطه‌ كه‌ 13 مرداد بود كه‌ كسروی‌ می‌گفت‌ فرمان‌ مشروطیت‌در این‌ روز به‌ امضاء رسیده‌ نه‌ 24 خرداد ، دوم روز یكم‌ دی‌ كه‌ جشن‌ كتاب‌ سوزان‌ بوو سومین جشن روز یكم‌ آذر كه‌ اولین‌ شماره‌ نشریه ی پیمان‌ بیرون‌ آمد.

دکتر پرغو استاد تاریخ دانشگاه تبریزدر پاسخ به سوال خبرنگار درباره ی بعد علمی و مذهبی کسروی بیان داشت: وی از لحاظ بعد علمی یک فرد غیر متعهد به دین و غیر متعهد به تاریخ بود وبا تاریخ نگاری یک جانبه به نفع عوامل استعمارهمواره دل در گرو افکار فرقه ای و ضد روحانی و تشیع داشته و در راستای افکار لائیک حرکت می کرد به گونه ای که با افرادی چون نواب صفوی مناظرات خصمانه ای برگزار کرده و همواره به آنها توهین می کرد.

نوع نگاه کسروی به تشیع همانند عبدالوهاب

وی ادامه داد:نوع نگاه کسروی به تشیع و دین داری همانند شخصیت عبدالوهاب می باشد، او عالمی چون شیخ فضل الله نوری را به قدری ترور شخصیت کرده و زیر سوال می برد که همگان گمان کنند شیخ فضل الله وابسته به استعمار می باشد.

رئیس موسسه ی تاریخ و فرهنگ ایران خاطر نشان کرد: برخی اساتید نماها در داخل ایران که از تاریخ نویسی و اعتقادات کسروی حمایت می کنند باید بدانند شخصی که بدون داشتن سند شیخ فضل الله نوری را زیر سوال می برد نمی تواند تاریخ نویس حقیقی باشد.

پرغو در پایان تصریح کرد: کسروی با زرنگی با بهره مندی تمام از بازیهای استعمارقصد داشت در تکه تکه کردن جامعه ی شیعی قدم بردارد،مبنای فکری کسروی و همفکرانش در انتشار و ترویج افکار قومیت گرایی و فرقه گرایی تفکرات استعمار پیر(انگلیس) بود.

به گفته ی پژوهشگران پس از گلاویز شدن های شدید در طی مناظرات کسروی با نواب صفوی، کسروی با شكایت نواب به دادگستری رفت. كسروی را به دادگاه كشاندند. متأسفانه دادگستری نه تنها توجهی به اعتراضات و شكایت شاكیان نكرد، بلكه به نوعی نیز دفاع از كسروی را پیشه گرفت. تنها راه حل برای شاكیان، اجرای حدودی بود كه با فتوای مراجع تقلید نجف اشرف مسلم شده بود. یكی از اعضای فعال و معتقد فدائیان اسلام، سرانجام در اسفند 1324 اجرای حكم كرد و به زندگی فردی خاتمه داد كه منشأ اختلاف، تشنج، درگیری و توهین به مقدسات اسلام و تشیع بود.

 

 

برای آگاهی بیشتر پیرامون مباحث فوق رجوع شود به کتب زیر:

1. تفکر جدید/ 5 جلد/ دکتر محمد مدد پور/ تهران

2. ناسیونالیسم/ دکتر رضا داوری/ تهران/ رجا

3. جامعه شناسی غرب گرایی/ دکتر محمدعلی نقوی/ تهران/ امیرکبیر

4. جریان شناسی تاریخ نگاری/ تهران / بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی

5. تاریخ از دیدگاه امام خمینی/ تهران/ موسسه تدوین و تنظیم آثار امام خمینی(ره)

6. احزاب از دیدگاه امام خمینی/تهران/ موسسه تدوین و تنظیم آثار امام خمینی(ره)

7. فراز و فرود مشروطیت/ دکتر سید مصطفی نقوی

8. مجله آئین اسلام/ تهران/ 1327-1324

9. تاریخ اجتماعی ایران/ دکتر موسی نجفی – دکتر موسی حقانی

10. بهائیان دکتر سید محمد باقر نجفی

11. غرب زدگی / جلال آل احمد

12. در خدمت و خیانت روشنفکران/ جلال آل احمد

نویسنده : آقای سین قارانقوش

دسته بندی : عمومــــی - ادبــی، هنـــــری و بیوگرافی





نظرات() 


Can you have an operation to make you taller?
یکشنبه 26 شهریور 1396 09:52 ب.ظ
I could not resist commenting. Well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox