روشن است که چنین سخن بی ­پایه ­ای، ارزش خواندن و شنیدن ندارد. از آن برداشت­ ناروا که بگذریم، باید پذیرفت که بیت­هایی هم هست که بر پایه­ ی سنجه­ های (:معیارهای) متن‌پژوهی و نسخه‌‌شناسی، نمی­تواند از فردوسی باشد؛ هرچند مردم آنها را از فردوسی بدانند.

سخنرانی دکتر سجاد آیدنلو، شاهنامه ­شناس و استاد دانشگاه، در «بنیاد ایران­شناسی» درباره­ ی بیت­ های ساختگی و چگونگی راه یافتن آنها به شاهنامه بود. او شماری از آن بیت­ها را برشمرد و گفت:


-­­ بیت بسیار پرآوازه‌ای هست که همواره آن را از فردوسی دانسته­ اند؛ اما بی­گمان و بی هیچ تردیدی سروده­ی او نیست. آن بیت چنین است:

«چنین گفت پیغمبر راستگوی/ ز گهواره تا گور دانش بجوی»

این بیت را بر سر در بسیاری از آموزشگاه­ها و دانشگاه­ها می­نویسند؛ اما از فردوسی نیست و مصراع دوم آن را کسی به نام «فخر الاسلام ذاکری» در سال ۱۳۱۵ مهی (:قمری) به نظم کشیده است. سراینده­ی مصراع نخست آن هنوز ناشناخته است.


– بیت بسیار آشنای:

«که رستم یلی بود در سیستان/ منش کرده­ام رستم داستان»

در هیچ­کدام از دست­نویس­های کهن شاهنامه دیده نمی­شود؛ حتا در چاپ­های غیرعلمی شاهنامه هم نمی­توانید آن را بیابید. این بیت در طومار و مجلس­ های نقالی و داستان­گویی شفاهی آمده است. کهن­ترین جایی که من توانسته­ ام نشانی از این بیت بیایم، در نسخه ­ی «طومار نقالان هفت ­لشکر» است که در سال ۱۲۹۹ مهی نوشته شده است، بی­آن­که در آنجا گفته شده باشد که این بیت از فردوسی است.
– بیت

«بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی»

در ۴ دست­نویس از ۱۵ دست­نویسی که پایه­ ی ویرایش آقای خالقی مطلق بوده است، دیده می­شود و در ۱۱ نسخه­ ی دیگر و نیز در دست­نویس کهن شاهنامه­ی کتابخانه­ی «سن­ژوزف» نیامده است؛


– بیت بسیار گزاینده و پست:

«زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک از این هر دو ناپاک به»

در هیچ دست­نویسی از دست­نویس­های کهن شاهنامه دیده نمی­شود و بی­گمان از فردوسی نمی­تواند باشد. در برخی از دست­نویس­ های نزدیک به زمان ما و نیز چاپ­های غیرعلمی شاهنامه، این بیت را در «داستان سیاوش» گنجانده­ اند. کهن­ترین جایی که من توانسته­ ام نشانی از این بیت بیابم، در یکی از دست­نویس­ های «گرشاسپ­نامه»ی اسدی توسی است که در سال ۸۶۰ هجری نوشته شده است. حتا ویرایشگر «گرشاسپ­نامه»- حبیب یغمایی- هم این بیت را به حاشیه برده و شایسته ندانسته است که در متن کتاب اسدی توسی آورده شود. پیداست که این بیت از سده­ی نهم به این سو، زبانزد شده است.


– دو بیت:

«به روز نبرد آن یل ارجمند/ به شمشیر و خنجر به گرز و کمند

برید و درید و شکست و ببست/ یلان را سر و سینه و پا و دست»،

که آن را یکی از زیباترین نمونه­های آرایه­ی ادبی می­دانند و گمان می­کنند که از شاهنامه است، سروده­ی فردوسی نیست و در هیچ دست­نویس کهنی از شاهنامه نیامده است.


همواره خواست و پسند شاهنامه­ خوان­ها چنین بوده است که همه­ ی روایت­های ملی و پهلوانی ایران باید در کتابی به نام «شاهنامه» گردآوری شود و آن کتاب هم به نام و سروده­ی فردوسی باشد. بر اثر چنین برداشتی است که گذشتگان ما داستان­ها و منظومه ­هایی را به شاهنامه می­افزودند که سروده ­ی فردوسی نبود.
نمی­توان ناگفته گذاشت که بسیاری از بیت­ های افزوده­ شده به شاهنامه، از دید ادبی، زیبا و استوارند؛ چون شمار بسیاری از کاتبان شاهنامه، مردمان خوش­ذوق و بااستعدادی بوده­اند که بر اثر نوشتن چندین و چند باره­ی شاهنامه، این توانایی را یافته ­اند که بیت یا بیتهایی نزدیک به سخن فردوسی، به نظم بکشند و بسیاری را به این گمان بیفکنند که آن بیت­ها سروده­ی فردوسی است.