یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

منشور حقوق بشر یا پروپاگاند ( تبلیغ ) سیاسی ؟!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 26 بهمن 1395-09:40 ب.ظ


به مناسبت ورود"گل نبشته بابلی كوروش" (یا منشور حقوق بشر) به خاك ایران با لطف انگلستان

(((  مقاله در سایت الف : منشور حقوق بشر یا پروپاگاند ( تبلیغ ) سیاسی   )))

 از آنجایی كه در سیل تبلیغات یك قرن اخیر در مورد این شخصیت بزرگنمایی هایی شده است نیاز است ، با طرح چند پرسش بنیادین این شخصیت تاریخی مورد بررسی عمیق تری قرار گیرد .

 آیا این لوح گلی منحصر بفرد بود ؟ آیا انواع مشابهی پیش از كوروش داشته ؟

-  آیا این لوح از چه جهت نوشته شده بود ؟ كاربرد آن تبلیغی بود یا عملی ؟

-  آیا كوروش خود به این منشور و بند های آن عمل كرده است ؟ موارد نقض حقوق بشر توسط كورش كدام اند ؟

-   آیا  عواملی در بزرگنمایی این لوح نقش داشته اند ؟ آنها كه بودند ؟

-  آیا مواردی از قبیل مالیات و حداقل دستمزد و برانداختن برده داری و حق دموكراسی و ...كه در متون منتسب به این منشور در اینترنت منتشر شده با متن اصلی این لوح گلی همخوانی دارد یا جعلی اند ؟

 

در متن ذیل به همه این پرسشها پاسخ مستند خواهیم داد .

 

 آیا این لوح گلی منحصر بفرد بود ؟ آیا انواع مشابهی پیش از كوروش داشته ؟

در مورد سوابق نگارش چنین متونی باید به بیش از هزار سال پیش از كوروش بازگردیم و به زمان حمورابی(۱۷۹۵ تا ۱۷۵۰ پ.م) برسیم كه قانون نامه ای عظیم و با شكوهی بر روی ستونی از جنس بازالت به بلندای 2.25 متر و پهنای 65 سانتی متر حك كرد و بر وسط شهر برای عمل به آن قرار داد .كه بسیار عظیم تر از الواح گلی حتی كهن تر كوروش است ، و شامل 282 قانون بوده .در پیوست برخی قوانین كه برای 3700 سال پیش واقعا شگفت انگیز است آورده شده . (1)

این قانون سوای ارزش حقوقی ارزش ادبی نیز داشته است و نمونه هایی از این قانون نامه در كتابخانه عظیم نینوا  زمان آشور بانی پال یافت شده است .

 

این لوح از چه جهت نوشته شده بود ؟ كاربرد آن تبلیغی بود یا عملی ؟

لوح كوروش یك نوشته عملی نبوده و در راستای تبلیغ(پورپاگاند) سیاسی بوده ، بدان معنا كه این لوح در این ابعاد كوچك با این شكل پیش از آنكه كوروش بابل را فتح كند توسط پادشاهان بین النهرین استفاده می شده و كاربردی تبلیغی و در راستای ثبت وقایع (به نفع شاه) را داشته است .

اما در مورد كتیبه ای مانند حمورابی كه حدود 1200 سال پیش از كوروش نوشته شده است وضعیت متفاوت است ، این كتیبه سنگی عظیم یا انواع مشابه كهن تر از كوروش بعنوان قانون نامه ای عملی در مركز شهر قرار داده می شد و مردم و شاه موظف به رعایت و اجرای قوانین بودند .این در حالیست كه در ادامه موارد نقض قوانین توسط كوروش را بررسی خواهیم نمود .

 

-  آیا كوروش خود به این منشور و بند های آن عمل كرده است ؟ موارد نقض حقوق بشر توسط كورش كدام اند ؟

موارد نقض حقوق بشر توسط كوروش متعددند ، دكتر پرویز رجبی (2) معتقد است كوروش حداقل در دو مورد منشور حقوق بشر را نقض كرده است .

"پرویز رجبی" ایران شناس و نویسنده کتاب "هزاره های گمشده" رفتارهای کوروش در حذف دو امپراتوری "لیدی" و "بابل" را خلاف منشور آزادی کوروش می داند.

رجبی می گوید : « كوروش که علاوه بر فرمانروای مادها، دو امپراتوری بزرگ را برای همیشه از جغرافیای سیاسی جهان حذف كرد، در منشورش آورد كه همه آزادند، در صورتی که تصرف یك كشور خلاف منشور آزادی است. بعد از كوروش در زمان داریوش سه بار مردم بابل شوریدند استقلال شان را به دست بیاورند اما سركوب شدند. این واقعیت را چگونه می توان موافق با منشور آزادی دید.» (3)

كوروش در یك اقدام ناجوانمردانه پس از تصرف شهر اوپیس آنرا با قیری كه از كركوك آورد با سكنه اش به آتش كشید. چند نمونه از روایت محققین در این زمینه :

اولمستد: "کورش نبرد دیگری در اوپیس کنار دجله نمود و مردم اکد را با آتش سوزاند."(4)

جان مانوئل کوک: "کوروش در نبردی در اوپیس بر مردم پایتخت کهن اکد پیروز می شود  و آنان را با آتش و کشتار عام نابود می کند." (5)

پرویز رجبی: "کورش پس از پشت سر گذاشتن گوتیوم از رودخانه دیاله گذشت و به پای دیوار میان دجله و فرات رسید،که شهرهای اُپیس و سیپار را در دو سوی خود داشت. اُپیس به تصرف در آمد و به آتش کشیده شد." (6)

 

اما در مورد اخلاق و نبردها و نحوه مرگش هم مطالب جالب توجهی وجود دارد :
ویل دورانت در تاریخ تمدن جلد سیزدهم میگوید :"نقص بزرگی که بر خلق و خوی کوروش لکه ای باقی گذاشته آن بود آنکه گاهی بی حساب قساوت و بیرحمی داشته است"

هاید ماری كخ در كتاب از زبان داریوش میگوید :«...كوروش  برای جنگ با سكاها راهی شد ، به اعماق قلمرو سكاها رخنه كرد و از آمودریا گذشت ، در این نبرد سرنوشت ساز نه فقط پسر ملكه سكاها كشته شد ، بلكه خود كوروش نیز از زخمی كه خورده بود ، پس از سه روز جان باخت...

كوروش آهنگ حمله به مصر را داشت و كمبوجیه این مقصود را برآورد»(7)

استاد پیرنیا میگوید :«کوروش همدان را تسخیر کرد و طلا و نقره و ثروت زیادی بدست او آمد و تمام این غنائم را به انشان برد. ...

قبل از سقوط سارد کوروش به یونانیها تکلیف کرده بود که با او متحد شوند ولی آنها نپذیرفتند بنابراین پس از تسخیر لیدی دست کوروش باز بود که کار مستعمرات یونانی در آسیای صغیر را یکسره کند. در سال ۵۴۵ پیش از میلاد کوروش توانست، تمامی آسیای صغیر را به تصرف خود درآورد.» (8)

مرگ کوروش :

مرگ کوروش در سال سی‌ام سلطنت او در حدود سال ۵۲۸ پیش از میلاد اتفاق افتاده‌است. روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش وجود دارد.

هرودوت می‌نویسد، راجع به در گذشت کوروش روایات مختلف است اما من شرحی را که بیشتر در نظرم معتبر می‌نماید نقل می کنم. کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ماساگت (ماساژت) تیره‌ای از سکاها که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد، میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، تومیریس ملکهٔ سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند.

کوروش نظر کرزوس را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد، کشته شدن کوروش و شکست لشگریانش بود.

بروسوس (مورخ کلدانی) در ۲۸۰ پیش از میلاد آورده‌است که کوروش در جنگ با طوائف داهه (دها، یکی از عشایر سکایی) کشته شده‌است.

از قول کتزیاس پزشک دربار هخامنشی آمده ‌است که کوروش در اثر جراحاتی که در جنگ با دربیک‌ها (به انگلیسی: Derbike) به او وارد آمده بود، کشته شده‌است. آنها فیلهایشان را رها کردند، اسب کوروش رم کرده و کوروش بر زمین افتاد. یکی از سربازان هندی که با دربیک‌ها متحد بودند، زوبینی به ران او انداخته‌است و کوروش را به خیمه‌اش بردند و او در اثر این زخم بعد از سه روز درگذشته‌است.

اینکه هر سه قوم یاد شده، در بالا از طوایف سکا‌ها بوده‌اند نشان می‌دهد که آخرین جنگهای کوروش با طوایف سکاها بوده‌است. (9)

 

آیا  عواملی در بزرگنمایی این لوح نقش داشته اند ؟ آنها كه بودند ؟

 

بیگمان كوروش پیش از همه اقوام نزد هیچ قومی محبوبتر از یهودیان نیست ، چرا كه تا حدود صد سال پیش هیچ ایرانی اصلا كوروش را نمی شناخت و نام هیچ پدربزرگی كوروش نبوده .

در كتب تاریخی اثری از او نبوده ، جز در تورات كه تا حد مسیح خداوند و نجات دهنده قوم یهود فضیلت داده شده . حتی آرامگاه كوروش(10) كه اكنون در پاسارگاد است تا صد سال پیش بعنوان قبر "مادر سلیمان" شناخته می شد و كسی نام كوروش را بر آن ننهاده بود.

مقاله هفته نامه اشپیگل نیز در مورد این لوح جای تامل دارد . از آنجایی كه سخن محققان بر سخن نگارنده برتری  دارد چند نقل قول كوتاه از این مقاله جنجالی را می آورم :

به نظر می رسد که سازمان ملل متحد قربانی یک حقه بازی شده است. بر خلاف ادعای شاه، جوزف ویزهوفر (Josef Wiesehofer) شرق شناس پرسابقه از شهر کیل می گوید که این لوح خط میخی بیش از یک "پروپاگاند" (تبلیغ) نیست. او می گوید: "این که نخستین بار کوروش اندیشه های حقوق بشر را طرح کرده است، سخنی پوچ است."

هانس پتر شاودیگ (Hanspeter Schaudig)، آشورشناس از هایدلبرگ نیز در این فرمانروای باستانی، مبارز پیشاهنگ برابری و احترام نمی بیند. زیردستان او باید پاهای او را می بوسیدند.
نزدیک به سی سال این فرمانروا شرق را به جنگ کشید و میلیون ها انسان را در بند مالیاتی خود اسیر ساخت.

آیا سازمان ملل این دروغ تاریخی ساخته و پرداخته شده توسط شاه را بدون تحقیق پذیرفته است؟ 

این کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر که در شهر وایمار گرم تدارک فستیوال فرهنگی آلمان و ایران ("دیوان غربی-شرقی، تابستان 2009″) است، بود که این بحث را به افکار عمومی کشاند. در تدارک این فستیوال بود که او متوجه ناهمخوانی هایی در این منشور شد. او می گوید: "سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است."

در اینتر نت نیز یک ترجمه جعلی پخش شده است که در آن کوروش حتی حداقل دستمزد و حق پناهندگی را نیز تدوین کرده است. "برده داری باید در تمام جهان برچیده شود. هر کشوری می تواند آزادانه تصمیم بگیرد که آیا رهبری مرا می خواهد یا نه." اینها سخنانی هستند که در آنجا گفته شده اند.
حتی شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 نیز در این دام افتاده است. او در سخنرانی خود در اسلو گفت: "من یک زن ایرانی هستم، از نواده کوروش بزرگ، همان فرمانروایی که بیان داشت که نمی خواهد بر مردمی حکومت کند که او را نمی خواهند."
دانشمندان حیرت زده مانده اند که یک شایعه چگونه خود به خود گسترش می یابد. تا این میزان روشن است که در مرکز این بلوف بزرگ چهره ای ایستاده است که شرق باستان را بیش ار هرکس دیگری به لرزه درآورد.

 

یک عمل گرا با شلاق و شیرینی و نه یک بشردوست

غرب بسیار زود اراده نیرومند او را حس کرد. او نخست بر ایلامی ها، ملت همسایه خود چیره شد. سپس در سال 550 پیش از میلاد با ماشین جنگی سریع و سربازان خود در زره های برنز بر مادها حمله برد. پس از آن بر آسیای کوچک پیروز شد که در آن صدها هزار یونانی در جوامع کوچک می زیستند. اشراف زاده های "پرینه" به بردگی گرفته شدند.

"ویزهوفر" این پادشاه را "عمل گرا" (پراگماتیست) و زیرک در جنگ و هوشمند در سیاست داخلی می خواند که با "سیاست شلاق و شیرینی" به هدف های خود می رسید. او بشردوست (اومانیست) نبود.

"ویزهوفر" می گوید: "در دوران باستان یک تصویر درخشان از کوروش ساخته شد." اما در حقیقت او یک حاکم خشن چون دیگران بوده است. ارتش او مناطق مسکونی و مکان های مقدس را غارت می کرد و اشراف شهری را به اسارت می برد.

این که این مرد را بنیان گذار حقوق بشر جا بزنند، تنها می توانست به فکر شاه برسد که خود در سال های 60 دچار دشواری بود. با وجودی که ساواک، پلیس مخفی او، وحشیانه شکنجه می کرد، همه جا در کشور مقاومت شکل می گرفت. گروه های مارکسیستی بمب پرتاب می کردند و ملاها مردم را به مقاومت فرا می خواندند.

اما حقیقت این است: این لوح گلی یک خیانت سیاسی فرومایه را جاودانه ساخته است. آن زمانی که این نوشته در سال 539 پیش از میلاد تدوین می شد، کوروش درگیر دراماتیک ترین بخش زندگی خود بود. او جرات آن را یافته بود که بر امپراطوری جدید بابل، رقیب نیرومند برای تسلط بر خاورمیانه، حمله برد. گستره این دولت تا فلسطین بود و مرکز آن بابل باشکوه بود با برج 91 متری، که تاج آن بود و مرکز دانش و هنر. افزون بر آن این سرزمین پر از سلاح نیز بود. با این وجود این پارسی جرات حمله را یافت. نیروهای او مسیر دجله را پیمودند و نخست اوپیس (Opis) را تسخیر کرده و تمام اسیران را کشتند. سپس به سوی بابل سرازیر شدند. آنجا نبونید، پادشاه پیر 80 ساله پشت دیوار 18 کیلومتری پیرامون شهر سنگر گرفته بود.

در همین زمان روحانیون خدای مردوک در بابل طرح خیانت به سرزمین خود را می ریزند. آنها که از این که پادشاه شان قدرت روحانیون را محدود ساخته بود، عصبانی بودند، به گونه ای نهانی دروازه های شهر را گشودند و نمایندگان پارسیان دشمن را به شهر راه دادند. نبونید به تبعید فرستاده شد و پسرش کشته شد.

تنها پس از آن که همه چیز روشن گشته بود، کوروش خود وارد شهر شد. او با اسب خویش از میان دروازه درخشان آبی رنگ "ایشتار" گذشت. زیر پای او شاخه های نی گسترده بودند. سرانجام، آن گونه که در سطر 19 نوشته شده است، مردم اجازه یافتند که "پای او را ببوسند."

در این لوح به خط میخی هیچ چیز در باره رفرم های عمومی، اخلاقی یا توصیه های بشردوستانه وجود ندارد. "شاودیگ" محقق آن را "قطعه ای پروپاگاند درخشان" می نامد. (11)

 

-آیا مواردی از قبیل مالیات و حداقل دستمزد و برانداختن برده داری و حق دموكراسی و ...كه در متون منتسب به این منشور در اینترنت منتشر شده با متن اصلی این لوح گلی همخوانی دارد یا جعلی اند ؟

همانطور كه کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر تایید كرده ، یك نسخه جعلی برای ترویج برخی تحریفات تاریخی در كتابها و اخیرا در اینترنت انتشار یافته است و بشدت گسترش یافته است .

ترجمه حقیقی و علمی این منشور دكمتر در دسترس است ،نمونه سالم و بدون تحریف ترجمه را استاد عبدالمجید ارفعی سالها پیش انجام داده اند(12) و به نظر تنها فردیست در ایران كه واقعا در این زمینه تخصص دارند .

كه در آن ترجمه ، سخنی از حداقل دستمزد و سخن از حق حكومت مردم بر مردم و دموكراسی و برانداختن برده داری نیامده است . تنها عبارتی آمده مبنی بر اینكه برخی مردم كه بیگاری میكشیدند را از این وضعیت خلاص كرد ، و این برابر با برانداختن بردگی نیست ، چون كسی كه به بیگاری كشیده می شود ، الزاما برده نیست و برداشتن بیگاری از روی دوش مردم عادی یا بردگان برابر با برانداختن برده داری نیست .

اسیران یهودی در بند بابل :

داستان اسارت یهودیان نیز بسیار شنیدنیست كه تقریبا با آن چیزی كه به مردم گفته شده تضاد دارد.

در ادامه  نشان خواهیم داد كه اصولا یهودیان در بند بابل اسیر نبوده اند و زندگی شاهانه داشته اند و اگر هم تبعید شدند بدلیل توطئه ای بود كه علیرغم پیمان با بابل مرتكب شده بودند ، همانطور كه میدانیم حكم تخلف از پیمان بسیار سنگین تر از این بود كه شاهی را با حفظ سمت و تمام خدمه و همسران برای سكونت به منطقه ای دیگر ببرند .

اما بازخوانی تاریخ : در زمانی كه بخت النصر به مصر لشگر كشید و پیروز شد به قلمرو دولت كوچك یهود علیرغم متحد بودن با مصر ،تعرض نكرد (شهری كه به گفته "كتاب عزرا " كانون فتنه در منطقه بود) و فقط او بجای مصر خراج گذار بابل شد .(13)

تمكین "یهویاقیم" شاه یهود به بخت النصر سه سال دوام آورد و بعد به تعبیر كتابهای یهودی "عاصی" شد.(14) این عصیان در پیوند با اتحادیه ای متشكل از كشورهای شرق مدیترانه زیر نظر مصر علیه بابل بود. در نتیجه در سال 598 پیش از میلاد بخت النصر به غرب لشگر كشید و رجال هوادار مصر در پنج دولت به عنوان تبعیدی به بابل آورد كه یهویاكین شاه هجده ساله یهود از آن جمله بود .

این بود نقطه عطفی در تاریخ یهود كه بعنوان یكی از بزرگترین مظلومیت های یهود شمرده شده است. و دیدیم و خواهیم دید كه اصولا نه اسیر بوده اند و نه مظلوم .

یهویاقیم و پسرش شاهانی ستمگر بوده اند و در تورات از آنها به نیكی یاد نشده است . در كتاب دوم پادشاهان میخوانیم " آنچه را كه در نظر خداوند ناپسند بود ، موافق هر آنچه پدرش كرده بود به عمل آورد. (15)

ورود بخت النصر به  اورشلیم ، حتی با استناد به اسناد یهودی بدون خونریزی بود و به قول كتاب دوم پادشاهان شاه نوجوان به همراه مادر و دراریان و بزرگان به استقبال بخت النصر رفتند .(16)

بخت النصر یهویاكین و مادر قدرتمندش را با گروهی از زرگان و كاهنان و بنیامین و لاویان و بهمراه هزاران تن از غلامان و كنیزان و خوانندگان و نوازندگان به بابل برد و عموی 21 ساله یهویاكین را به نام صدقیا در سمت نائب السلطنه شاه یهود در اورشلیم منصوب كرد . مورخان جمع این افراد را ده هزار نفر شامل همسران شاه و خواجه سرایان و صنعتگران و ... می دانند .

اكتشافات اخیر نشان داده است كه این تبعیدیان به هیچ وجه "اسیر" و "برده" نبوده اند و حتی زندگی شاهانه داشتند و از تمام مزایا برخوردار بودند.

به نوشته دائره المعارف یهود ، حتی پس از مرگ بخت النصر اوضاع یهویاكین بهتر نیز شد و هنوز بعنوان شاه یهود در بابل احترام فراوان داشت (17) و از این رو برخی محققین به این اصل اعتقاد پیدا كردند كه این شاه نه بعنوان تبعید بلكه برای فرار از بحران های داخلی (همانند آنچه در ایران پیش از انقلاب برای پهلوی ها رخ داد) به شاه بابل پناه بردند .

پس از فتح بابل توسط كوروش هم از این خاندان فقط یك نفر از نوادگان یهویاكین به همراه بزرگان و كاهنان  به اورشلیم رفت و این گروه به گفته كتاب عزرا بی حد ثروتمند بودند و توانستند هدایایی بی نظیر با خود به معبد سلیمان اهدا كنند .

این خاندان گویا بعدها در ایران ساكن شدند ، در تلمود میخوانیم كه زمانی كه یهودیان ه شوش رسیدند گفتند اینجا از اورشلیم بهتر است و زمانی كه به شوشتر رسیدند گفتند اینجا دوچندان بهتر از اورشلیم است .(18)

 

********************************************************************

منابع :

(1) قانون حمورابی - ویکیپدیا  *  (حمورابی - ویکیپدیا )

(2)وبلاگ پرویز رجبی   http://parvizrajabi.blogspot.com

 (3) خبرگزاری میراث فرهنگی   http://www.chn.ir/news/?section=2&id=30299

(4) اومستد، ا. ت.، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دکتر محمد مقدم، چاپ سوم، انتشارات امیرکبیر،۱۳۷۲، ص ۶۸ و ۶۹.

(5) مانوئل کوک، جان، شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۴، ص ۶۴.

(6) رجبی، پرویز، هزاره های گمشده، جلد دوم، انتشارات توس، ۱۳۸۰، ص ۱۳۶.

(7) از زبان داریوش – هاید ماری كخ- ص 5

(8) تاریخ ایران باستان – پیرنیا ص 84 .85

(9) فره وشی، ص ۷۴

(10) آرامگاه كوروش: از این نكته نمی توان براحتی گذشت كه چطور اغلب مورخین بر این عقیده اند كه كوروش در نبرد با اقوامی در شرق ایران جان باخته ولی آرامگاهش به یكباره در هزاران كیلومتر آنطرف تر در نزدیكی جنوب ایران سر برآورده است . و با توجه به شكست قشون كوروش انتقال جسدی كه توسط ملكه ماساژت ها سرش بریده شده و در تشت خون قرار گرفته عملا غیر ممكن بوده است . و این مورد را باید باستان شناسان پاسخ دهند كه چرا آرامگاهی كه قرنها به نام " مادر سلیمان" شناخته میشد یكباره شد آرامگاه كوروش ؟!

(11) هفته نامه "اشپیگل"، شماره 28/2008 

(12) فرمان کورش بزرگ - به کوشش عبدالمجید ارفعی، فرهنگستان ادب و هنر ایران، شماره ی 9، سال 1366.

(13) Ben-Sasson, ibid, p. 153.

(14) كتاب دوم پادشاهان  24/1

(15) همان 24/9

(16) همان 24/12

(17) Judaica, vol. 9, pp. 1318-1319

(18) امنوننتصر، ص 12





نظرات() 


twandacasillas.wordpress.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:49 ق.ظ
Appreciating the persistence you put into your site and detailed information you provide.
It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same out of
date rehashed material. Fantastic read!
I've saved your site and I'm including your RSS feeds to my Google
account.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:02 ب.ظ
Hello! I've been reading your weblog for a while now and finally
got the bravery to go ahead and give you a shout out from Kingwood Tx!
Just wanted to tell you keep up the fantastic work!
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 11:31 ق.ظ
I think the admin of this website is really working hard for
his web page, as here every material is quality based
material.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox