تبلیغات
انایوردم خطبه سرا
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 20 آذر 1395-09:09 ق.ظ

.jpg




انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif








نظرات() 

سوباتان بهشت ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 آبان 1395-12:17 ق.ظ


در زبان ترکی « سو » به معنی آب و « باتان» به معنی محل فرو رفتن است ، پس "سوباتان" یعنی محل فرو رفتن آب . در سوباتان 

چشمه ای وجود داشته که آب آن پس از جوشیدن از دل خاک دو باره در زمین فرو می رفته است .

 

در تصویر زیر محل فرو رفتن آب نشان داده شده ولی متاسفانه چند سالی است که به دلیل ریختن تفاله های ساختمانی و آشغال آبر آن مسدود شده و آب چشمه ها ی اطراف در آنجا جمع شده است . همسایگان این محل شهادت می دهند که تا چند سال پیش صدای خور خور فرو رفتن آب در این محل ، بچه ها و حتی بزرگترها را برای تماشای آن در اینجا جمع می کرد و بخشی از اوقات فراغت اهالی با تماشا و شنیدن صدای فرورفتن آب در این محل می گذشت . یکی از اهالی قدیمی این محل شهادت می دهد ، روزی جمعی از اهالی دور این آبراه جمع شده و نظاره گر صحنه های زیبای فرو رفتن آب در این محل اسرارآمیز بودیم که یک کاسه مسی از دست یکی از حاضرین به آب افتاد و جریان آب کاسه را همراه خود به درون زمین برد و تا چند ثانیه صدای "جیرینگ جرینگ " کاسه مسی به

گوشمان می رسید.

 

 

 

بر اساس همین باور قدیمی گویا آب این چشمه با استفاده از قانون ظروف مرتبطه و توسط لوله های سفالی بنام تموشه به آب انبار قلعه « صلصال» لیسار که حدود 20 کیلو متر با آن فاصله دارد متصل بوده است . البته وجود همیشگی آب تازه و صاف و گوارا در آب انبار قلعه صلصال که در ارتفاع بسیار زیادی در نوک قلعه قرار گرفته این باور افسانه وار را تقویت می نمود . طول و عرض آب انبار 4*6 و ارتفاع آن 10 متر است . خطوط بجا مانده از آب در روی دیواره های آب انبار نشانگر پر بودن آن در طی سالهای بسیار طولانی از آب بوده که خود حدود 40 سال پیش شاهد آن بوده ام که متاسفانه در دهه های اخیر بدلیل کنده کاریهای غیر مجاز آب آن قطع و خشک شده است . (شاید در صورت تخلیه تفاله های کف آب انبار و کاوش فنی توسط کارشناسان میراث فرهنگی بتوان آب و حیات را دوباره به این

آب انبار اسرار آمیز باز گرداند)

 

بر اساس باورهای کهن مردم لیسار ، در زمانهای بسیار قدیم سیبی را که در آب چشمه مورد نظر سوباتان انداخته بودند و سیب همراه آب چشمه در زمین فرو رفته بود ، پس از مدتی از آب انبار قلعه صلصال سر در آورده بود . اگر این نظریه ها درست باشد یقیناً آب از طریق لوله های سفالی بنام تموشه یا تمبوشه انتقال یافته است . تموشه لوله سفالی بطول 40 الی 60 سانتی متر و قطر دهانه یک طرف آن 10 و طرف دیگر 8 سانتی متر بوده و با اتصال این لوله های گلی و سفالی آب چشمه ها تا دهها کیلومتر به آبادیها انتقال می یافته است . نمونه این تموشه ها در اقصی نقاط ایران در مراکز باستانی و قدیمی کشف شده و هم چنین در ییلاقات آق اولر  و کَنه دی ییلاقات خطبه سرا نیز به دست آمده است . طرف باریک تموشه بطول 5 سانتی متر بطور کشویی در داخل

لوله دیگر قرار گرفته و از بهم پیوستن آنها ، لوله آب به هر اندازه مورد نیاز ایجاد می شد.

 

این تمبوشه  آب را به روستای " کَنَه دی " بطول تقریبی 3

کیلومتر منتقل می کرده که در اثر رانش زمین از دل خاک بیرون آمده و گویا ساکنین محل چند تایی از آنها نگهداری می کنند.

البته باور دیگری نیز در این خصوص وجود دارد و آن اینکه بعضی ها معتقدند در زمانهای بسیار قدیم در امتداد این دره که از نظیری محله تا روستای قوری دره (دره خشک) بطول تقریبی دو کیلومتر ادامه دارد کانال و یا قناتی را کنده بودند که آب چشمه های مسیر را به روستای قوری دره که محل زندگی جمع کثیری از دامداران بوده و فاقد چشمه و آب آشامیدنی بوده منتقل می کردند . تماشای دهانه 18 چاه در این مسیر قوسی از نظیری محله سوباتان تا قوری دره از ارتفاعات مجمع داش به درستی این باور کمک می کند .

روستای قوری دره هم اکنون نیز محل سکونت دهها دامدار بوده و فاقد چشمه و آب می باشد و چند سالی است که یک شاخه از لوله کشی آب سوباتان به این محله کشیده شده .

 

 

 

 

 

هاچا داش
در زبان ترکی هاچا به معنی دوشاخه و داش به معنی سنگ می باشد و هاچا داش سخره بزرگ دوشاخه ای است که در نوک قله کوهی که در ضلع جنوبی سوباتان واقع شده قرار دارد . منطقه هاچا داش بعنوان مرتفع ترین نقطه ، بام سوباتان نیز محسوب می شود . به دلیل وجود چمنزارهای وسیع در اطراف این کوه ، ضمن اینکه این محل را  به گردشگاه دوستداران طبیعت تبدیل کرده ، چراگاه مناسبی نیز برای گلّه های دامداران بشمار می رود .

 مَجمِع 

 داشی

 

 

 

 

   مَجمِع  به معنی سینی بزرگ و « داش » به معنی سنگ  ، منطقه بسیار دیدنی و قشنگی است که در ضلع شمالی شهرک ییلاقی سوباتان واقع شده است . این

 

 منطقه پوشیده از سنگهای سفید بسیار بزرگ پهن می باشد که سطح صاف هر یک از آنها بیشتر از یک سینی بزرگ است که گویا دستی بسیار هنرمند آنها را بصورت سنگ فرش زیبایی در کنار هم قرار داده است 






نظرات() 

كسروی و تحریفهای او /1

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 آبان 1395-12:09 ق.ظ

         حسن راشدی

                       ( بخشی از كتاب " تركان و بررسی تاریخ ،زبان و هویت آنها در ایران " )  

بنا به ادعای كسروی و همفكران وی چون محمدعلی فروغی, اقبال آشتیانی, عبدالعلی كارنگ, جمال­ الدین و دیگران اگر گفته می­شود كه بیشتر روستاهای باصطلاح آذری زبان بر اثر زور و اجبار و تحمیل از بین رفته­ اند و فقط چند روستای غیرترك در آذربایجان باقی مانده است, اولاً باید دلیل و برهان مستند و قانع­ كننده­ ای ارائه شود كه این چهار روستای غیر ترك اطراف مرند در عین حالی كه در میان هزاران روستای ترك در محاصره بوده ­اند چطور و با چه ابزاری از خود محافظت و دفاع كرده و مثل بقیه روستاهای غیرترك از بین نرفته­ اند؟ !

اگر بقیه آبادیهای غیر ترك آذربایجان به زور و اجبار و تحمیل و یا به هر طریق غیر طبیعی دیگر از بین رفته­ اند منطق حكم می­كند كه این چند تا روستا هم باید از بین می­رفتند, چه, وجود و ادامه حیات چند روستای غیر ترك در میان هزاران روستای ترك بدون داشتن ابزار مقاومت قابل قبول, مثلاً هنگام تهاجمات تركها, آنهم در طول چندین قرن, غیر منطقی و غیر عقلانی به نظر می­رسد, مگر اینكه قبول كنیم ساكنین این روستاها در دوره­ هایی از تاریخ, و همانطوری كه اشاره شد مثلاً در زمان انوشیروان ساسانی و یا در زمان دیگر حاكمان ایران از مكانهای اصلی خودشان از مناطق مركزی و جنوبی و پهلوی زبان ایران برای حفظ منافع استراتژیك شاهان و به عنوان «چشم و گوش» پادشاهان پارس به این مناطق و مناطقی در آذربایجان شمالی و گرجستان كوچانده شده باشند[1] و در طول قرون متمادی هم در كنار روستاهای ترك و بومی آذربایجان با حفظ زبان و لهجة محلی خود به زندگی مسالمت­ آمیز ادامه داده­ اند و هیچ تحمیل و اجباری هم ­جهت تغییر زبان و لهجة آنها در كار نبوده است. البتة وجود بعضی از روستاهای تات و تالش زبان در پاره­ ای از مناطق آذربایجان چون خلخال و اردبیل و قزوین, به علت همجوار بودن این شهرها با استانها و مناطقی است كه ساكنین بومی تات و تالش دارند.

جالب است كه كسروی برای رسیدن به اهداف خود و یا رساندن ناسیونالیستهای افراطی به اهدافشان, به تحریف ناشیانه تاریخ متوسل می­شود. وی برای سرعت بخشیدن به تئوری مورد ادعای خود, یعنی اینكه زبان تركی تنها در مدت ۷۰ سال زبان آذری از نوع فارسی ! را در آذربایجان از میان برده است در كتاب «آذری یا زبان باستان آذربایجان » می­نویسد:

«پس از مغولان در ایران شورش بس سختی برخاست زیرا چون ابوسعید در سال ۷۳۵ در گذشت و او را جانشینی نبود میان سران مغول كشاكش افتاد كه هر یكی پسری را بپادشاهی بر داشتند و با هم به جنگ و كشاكش برخاستند و هنوز یكسال از مرگ ابوسعید نمی­گذشت كه سه پادشاهی بنیان یافت و برافتاد و تا سالیانی این كشاكش و لشكركشی پیش می­رفت و ایرانیان [پارسیان] كه این زمان بسیار خوار و زبون می­بودند زیر پا لگد مال می­شدند. . . . پس از این گزندها نوبت تیمور و لشكركشیهای او رسید. در زمان او آذربایجان چندان آسیب ندید. لیكن چون دورة او به سر رسید آذربایجان بار دیگر میدان كشاكش گردید. زیرا چنانكه در تاریخهاست نخست خاندان قره قویونلو با دسته­ های بس انبوهی از تركان به آنجا در آمدند و بنیاد پادشاهی نهادند و همیشه در جنگ می­بودند و پس از آن نوبت آق قویونلویان رسید كه همچنان با ایل­های انبوهی باینجا رسیدند و بنیاد پادشاهی نهادند و همیشه در جنگ و كشاكش می­بودند و تا برخاستن شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۶ كههفتاد سال از تاریخ مرگ ابوسعید می­گذشت آذربایجان همیشه میدان لشكركشی­ها و جنگها می­بود و به گمان من باید انگیزه بر افتادن زبان آذری را در شهرهای آذربایجان و رواج تركی را در آنها این پیش آمدهای هفتاد ساله دانست. زیرا در این زمان است كه از یك سو بومیان لگد مال و نابود شده­ اند و از یك سو تركان به انبوهی بسیار رو باینجا آورده ­اند و بر شمارة ایشان بسیار افزوده.» [2]

كسروی و كسرویستهای بعدی بارها به این هفتاد سال تأكید كرده و از بین رفتن زبان باصطلاح آذری را در طول این هفتاد سال دانسته­ اند؛[3] و این, تحریف آشكار و ناشیانه تاریخ است كه كسروی دست به آن یازیده و به خیال خود تركی شدن زبان مردم آذربایجان را در كوتاه مدت میسر ساخته است ! در حالیكه با اندك دقتی كه به فاصله مرگ سلطان ابوسعید آخرین پادشاه مقتدر مغول در سال ۷۳۵ هـ . ق و برخاستن شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۶ هـ . ق شود معلوم می­گردد كه فاصله زمانی بین مرگ سلطان مغول و شروع حاكمیت اولین پادشاه صفوی, یعنی شاه اسماعیل, صد و هفتاد و یك سال است نه هفتاد سال !

دلایل كسروی برای تبدیل شدن یك زبان به زبان دیگر در مدت ۷۰ سال آنهم در آن دوران, آنچنان كودكانه و غیر علمی است كه هیچ عقل سلیمی نمی­تواند آنرا بپذیرد !

اولاً سالهایی را كه كسروی ادعا می­كند آذربایجان میدان لشكركشیها و جنگها بوده است بزرگ­نمایی بیش نیست؛ چه در این دوره هم مثل هر دورانی دیگر و مثل بقیه جاهای ایران درگیریهایی بین حاكمان محلی رخ می­داده كه افتادن این اتفاقات طبیعی بود, ثانیاً در این جنگ و لشكركشیها چه علت و عاملی باعث «لگدمال شدن» باصطلاح بومیان آذری می­شد؟!

مگر در جنگ و لشكركشی و كشت و كشتار, بومی و غیربومی را از هم جدا می­كنند؟ اگر قتل و غارتی صورت می­گیرد این ظلم بر همة ساكنین منطقه می­رود چه بومی باشد, چه غیربومی !

ثالثاً در این جنگها بیشتر تركان كشته می­شدند و از بین می­رفتند, چون حاكمان درگیر در این جنگها از هر دو طرف, از طایفه­ های ترك بودند, مثل جنگ بین قوتولموش و آلپ ارسلان كه در این جنگ آلپ ارسلان شمار زیادی از هم زبانان خود را كه از قوتولموش حمایت می­كردند به قتل رساند؛[4] همچنین در جنگ بین آغ قویونلوها و قره قویونلوها تركیب لشكریان درگیر جنگ, از فرماندهان ردة بالا گرفته تا سربازان جنگجو هم همه از تركان بوده­ اند, چون «پارسیان و تاجیكان را به سربازی قبول نمی­كردند».[5] در جنگها هم اصولاً سربازان و مبارزان درگیر در جنگ, بیشتر كشته می­شوند تا ساكنین شهرها, بخصوص روستاهای دور افتاده !

رابعاً در این كشت و كشتار و جنگ چه عاملی باعث می­شد كه زبان تغییر كند؟ ! فاتحین جنگ اصولاً بعد از پیروزی به غنائم مادی فكر می­كنند نه به زبان و لهجة مغلوبین !

با همة این احوال, هشتاد سالی كه از اجرای برنامة نژادپرستانه رضاخان برای نابودی زبان تركی در ایران می­گذرد و در طول این مدت از اجباری كردن خواندن و نوشتن به فارسی, قدغن كردن صحبت به تركی در مدارس آذربایجان, تحقیر و توهین تركها از طُرق مختلف گرفته تا بكارگیری ابزارهای بسیار مدرن رسانه ­ای معاصر برای نابودی زبان و فرهنگ تركی مردم آذربایجان بهره گرفته شده است ولی تاكنون زبان هیچ شهر و روستایی در آذربایجان تغییر پیدا نكرده و فارسی نشده است, حال در آن دورانی كه مردمان یك روستا سال به سال افراد آبادی همسایه خود را نمی­دیدند و بیشتر آنان در طول عمرشان پایشان به شهر نخورده بود و فقط زمانی می­فهمیدند كه تابع كدام كشور و كدام پادشاه هستند كه مأمورین مالیات به منطقه آنها پا می­گذاشتند, چطور ممكن است در طول هفتاد سال زبان ملّتی با گسترة آذربایجان تاریخی و یا به بیان دیگر از اراك و ساوه در مركز ایران امروزی گرفته تا در بند در داغستان قفقاز[6] تبدیل به زبان دیگری شده باشد؟ !

اساساً قبل از انتشار جزوه ۵۶ صفحه­ ای « آذری یا زبان باستان آذربایجان» احمد كسروی در اوایل حكومت رضاخان, در ایران چیزی به نام زبان آذری مطرح نبود. در تاریخ هم در هیچ دوره ­ای توسط هیچ مورّخی, نامی از زبان آذری كه نشاندهنده زبان غیرتركی و از نوع زبانهای پهلوی باشد برده نشده است و هیچ نمونه ­ای از این زبان خود ساخته كسروی, قبل از كشف ! ایشان هم اثری دیده نشده است.

كسروی در رسالة ۵۶ صفحه­ ای كه در زمان رضاخان به چاپ رساند از زبان غیرتركی با نام آذری در آذربایجان صحبت به میان ­آورد كه در طول تاریخ هیچگونه آثار و نشانه ادبی و مكتوب هر چند اندك از این زبان دیده و یا شنیده نشده بود و خود كسروی هم به آن اعتراف می­كند:

«چنانكه باز نمودیم آذری زبان گفتن بوده و همیشه در پیش روی او زبان همگانی روان, و برای نوشتن جز این یكی بكار نمی­ برده ­اند. از این رو نوشته ­ای به آذری در دست نبوده و یا اگر بوده از میان رفته»[7]

اما كسروی از زبان بعضی افراد جملاتی را نقل می­كند كه مربوط به قرنهای گذشته است و به قیاس ایشان آذری از نوع غیر تركی می­باشد ! و این در حالی است كه آنچه كسروی به عنوان نمونه­ ای از باصطلاح آذری از تاریخ نقل می­كند هیچگاه با نام آذری معرفی نشده است بلكه جمله ­های كوتاه و یا دوبیتی­ هایی است از زبان بعضی افراد كه نام زبان خاص بر آنها نهاده نشده است و هرگاه هم سخنی از «آذری» یا زبان آذری رفته نمونه ­ای از نظم و یا نثری داده نشده است كه نشانگر باصطلاح آذری بودن آن جملات باشد, بلكه هر زمان و در هر جا از آذری, آذربی, آذربیجی و آذربیجیه سخن به میان آمده منظور گوینده و یا نویسنده اشاره به چیزی است كه منسوب به آذربایجان است نه به زبانی كه نام آذری داشته و غیرتركی باشد. حال این منسوبیت ممكن است مربوط به زبان مردمی باشد كه در آذربایجان زندگی می­كنند, یا به محصولات كشاورزی این خطه اشاره كند و یا بر چیزی شبیه به «صوفی الآذربی»[8] یعنی «پشم آذری» و غیره دلالت كند.  

كسروی بر مستشرق مشهور و اهل انگلستان «لی استرنج» كه مقالة سوّم نزهـه ­القلوب حمداله مستوفی را چاپ كرده و آذری را یكی از لهجه­ های زبان تركی می­داند كه در آذربایجان مرسوم است[9] ایراد گرفته و بر كتاب «نامه دانشوران» كه در زمان ناصرالدین شاه قاجار نوشته شده و «آذریه» یا «آذربیجیه» را «لغات­ التركان»[10] نامیده ­اند اعتراض كرده است ! كسروی همچنین با تكیه بر بعضی گفته ها و تحریف آنها, جملاتی را از زبان افراد صاحب نام در تاریخ نقل می­كند كه گویا این جمله ­ها آذری مورد ادعای وی است ! وی به نقل از كتاب صفوه الصفا ابن بزاز, از زبان شیخ صدرالدین فرزند شیخ صفی الدین اردبیلی می­گوید: «ادام الله بركته (صدرالدین) گفت كه باری شیخ [شیخ صفی] در این مقام كه اكنون مرقد مطهر است نشسته بود و به كلمات دلپذیر مشغول بود و جمعی از حضرتش خوش نشسته و مجلس روحانی پیوسته ناگاه علیشاه جوشكابی در آمد كه از اكابر دنیاداران ابناء زمان بود و پادشاه ابوسعید او را پدر خویش خواندی و شیخ اعزاز فرمود و قیام نمود. علیشاه چون در آمد گستاخ­وار شیخ را در كنار گرفت و گفت حاضر باش به زبان تبریزی گوحریفر ژاتـه یعنی سخن به صرف [به طرف] بگو حریفت رسیده در این گفتن دست بر كتف مبارك شیخ زد شیخ را غیرت سر بر كرد.» 




نظرات() 

كسروی و تحریفهای او / 2

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 4 آبان 1395-12:05 ق.ظ

كسروی ادعا می­كند كه جمله «گوحریفر ژاتـه» به زبان تبریزی, یعنی زبان آذری مورد ادعای وی است؛ درحالی كه اگر به این جمله دقت شود علیشاه جوشكابی این جمله را نه به شیخ صفی, بلكه به فرد دیگری گفته است تا وی به شیخ بگوید كه حریفش آمده است, و علیشاه مستقیماً با شیخ صفی صحبت نكرده و نگفته است «حریفرژاته» یعنی «حریفت آمده» است!

در اصل,  علیشاه جوشكابی گرچه می­خواهد به زبان تبریزی (تركی) با شیخ صفی صحبت كند امّا این پیام را به زبان دیگری و به شخص دیگری می­گوید كه در نزدیكی او است و آن شخص به احتمال قوی ترجمه این جمله را باید به شیخ صفی برساند, به همین خاطر جمله را با «گو» یعنی بگو, (به او بگو یعنی به شیخ صفی بگو) شروع كرده است. اگر علیشاه جوشكابی به صورت مستقیم با شیخ صفی صحبت می­كرد دلیلی نداشت جمله را با: «گوحریفرژاته» یعنی «بگو حریفت آمده» شروع كند, بلكه با گفتن جمله «حریفرژاته» یعنی «حریفت آمده است» كه جمله خبری است نه امری, شروع به صحبت می­كرد. در حقیقت علیشاه جوشكابی بوسیلة فرد دیگری می­خواسته به شیخ صفی برساند كه وی نیز  به زبان تبریزی كه همان تركی است آشناست و می­خواهد به این زبان با شیخ گفتگو كند.

اگر بعد از این پیام جملاتی بین شیخ صفی و علیشاه جوشكابی رد و بدل می­شد نام آن را می­شد زبان تبریزی گذاشت كه متأسفانه از این گفتگو سخنی به میان نیامده است.

كسروی در صفحه ۳۹ كتاب آذری یا زبان باستان خود تلاش دارد نشان دهد زبانی كه در زمان شیخ صفی در اردبیل و اطراف آن صحبت می­شده است نوعی از زبان باصطلاح «آذری» مورد ادعای ایشان بوده و دو بیتی­هایی را هم باصطلاح از زبان شیخ صفی و یا منتسب به وی نقل كرده است:

هر كه بالایوان دوست اكیری                 هارا واسان بروران اوریری

من چو مالایوان زره باوو              خونیم زانیر اوزاكیری[12]

سپس كسروی می­ افزاید: «این دو بیتی اگر هم ساخته خود شیخ صفی نبوده چنین پیداست كه جز به زبان آذری نیست. ولی از معنای آن چیزی فهمیده نشد جز این كه «بالایوان» یا «مالایوان» كه از خود داستان بمعنی دیوانگان فهمیده می­شود . . . »[13]

كسروی در عین حالیكه هیچ دلیلی بر آذری بودن دو بیتی بالا ندارد, حتی دلیل و مدركی هم ندارد ثابت كند این دو بیتی از شیخ صفی است, تنها به جملة «پیداست كه جز به زبان آذری نیست» اكتفا می­كند و باصطلاح ثابت می­كند كه این دو بیتی به زبان آذری است ! !

گرچه شیخ صفی حدود بیست سال شاگرد شیخ زاهد گیلانی  بوده و داماد وی نیز شده است و طبیعی است كه به زبان گیلكی هم آشنا باشد و گاهی هم ممكن است ضرب­ المثلها و جملاتی را به گیلكی بگوید ولی به گفته ابن بزّاز در صفوه الصفا و به نقل از شیخ صدرالدین فرزند شیخ صفی, جز مصرع:

«نوبت چوپانیان آمد به سر»[14] از شیخ صفی الدین شعری انشاء نشده است.

چگونگی سروده شدن مصرع فوق توسط شیخ صفی, در كتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان بدین شكل آمده است كه: «ابن بزّاز در صفوه  الصفا» داستانی از گفته شیخ صدرالدین می­آورد, بدینسان كه شیخ صفی هنگامی از بغداد باز می­گشت «توجه به راهی كرد در آن راه محاربه با پادشاه ابوسعید و امیر چوپان بود و مولانا عزالدین مراغه­ ای می­گفت كه انحراف صوب به صوب دیگر از این جاده ضرورت باشد چون در راه حرب است و راه مخوف شیخ فرمود مولانا فكری مكن (ع) نوبت چوپانیان آمد بسر». «غیر از این مصرع از انشای  طبع مباركش معلوم نیست.»[15]

سپس كسروی می­افزاید: «پیداست كه این گفته با شعرهایی كه در سلسلـه النسب و در دیگر جاها به نام شیخ صفی نوشته­ اند درست نیاید, و چون ابن بزاز نزدیكتر به زمان شیخ صفی بوده ما بایستی نوشته او را استوارتر داریم, ولی, چون آگاهیم كه كتاب ابن بزاز به حال خود نمانده و شیخ صفی كه سنّی بوده و سید نبوده و سپس نوادگان او سیّد گردیده و كیش شیعی پذیرفته­ اند از این رو پیروان آن خاندان دست بسیار در كتاب ابن بزاز  برده­ اند و هرچه را از آن با سیّدی و شیعیگری ناسازگار دیده­ اند بهم زده ­اند, از این رو توان پنداشت كه جمله «غیر از این مصرع از انشای طبع مباركش معلوم نیست» را هم به آن افزوده باشند. . . »[16]

ادعای كسروی بر شیعه و سیّد نبودن شیخ صفی و دست برده شدن به كتاب صفوه الصفا ابن بزاز بوسیلة نوادگان وی نیز ادعای باطل است. كسروی مدعی است كه «نوادگان او [شیخ صفی]سیّد و كیش شیعی پذیرفته ­اند» در حالی كه شیخ صفی در عهد سلطان ابوسعید آخرین پادشاه مقتدر مغول متوفی به سال ۷۳۵ هـ ق, می­زیسته و همانطوری كه در سطور قبلی هم آمده جنگ بین سلطان ابوسعید و امیر چوپان را هنگام بازگشت از بغداد دیده است.

بعد از سلطان ابوسعید و چند تن از این خاندان كه مقتدر نبوده و حكومت طولانی هم نداشته ­اند امیر تیمور حاكم كل ایران تا آسیای صغیر گردید. امیر تیمور شهرهای آذربایجان از جمله خوی, مرند, تبریز و اردبیل را بدون جنگ مسخر كرد و هنگامیكه وارد شهر اردبیل شد با شیخ صدرالدین پسر شیخ صفی كه نوشته­ های ابن بزاز در مورد شیخ  صفی هم بیشتر نقل قول از زبان وی است ملاقات كرد. امیر تیمور وقتی در اردبیل با صدرالدین و دو تن دیگر از مشایخ بزرگ خانقاه دیدار كرد چون می­دانست آنها شیعه هستند در مورد اصول دین با آنها به بحث پرداخت:

«من می­دانستم كه شیخ بزرگ خانقاه اردبیل و سایر مشایخ آن خانقاه شیعه هستند و اگر سر اطاعت فرود نمی­آوردند همه را از دم تیغ می­گذراندم, ولی چون مطیع شدند و با احترام مرا وارد شهر نمودند, نمی­باید آنها را بیازارم لیكن نمی­خواستم كه مهمان آنها باشم و آنها بتوانند بگویند كه بر گردن من حق میزبانی دارند و مرا اطعام كرده ­اند. عصر روزی كه وارد اردبیل شدم گفتم كه شیخ بزرگ خانقاه و دو نفر از مشایخ آنجا كه برجسته ­تر از دیگران هستند نزد من بیایند. من می­خواستم با آنها صحبت كنم و بدانم چه می­گویند و نظرشان دربارة دین چیست. بعد از اینكه مشایخ آمدند بآنها اجازه نشستن دادم و از شیخ بزرگ پرسیدم دین تو چیست ؟ آن مرد گفت من مسلمان هستم. از او پرسیدم اصول دین اسلام چیست؟ او در جواب گفت: توحید, عدل, نبوت, امامت, معاد.  گفتم به عقیده من اصول دین اسلام سه است و آن توحید, نبوت و معاد می­باشد تو چرا پنج اصل را بر زبان می­آوری؟ شیخ جواب داد اگر دو اصل بر سه اصل افزوده شود اصول سه­ گانه را تأیید می­نماید و سبب تقویت آن سه اصل می­شود اگر این دو اصل آن سه اصل را ضعیف می­كرد تو حق ایراد گرفتن داشتی ولی چون اصول سه­ گانه را تقویت می­كند نباید ایراد بگیری. گفتم اینكه شما می­گوئید بدعت است و در اسلام نباید بدعت بوجود آید. . . مرشد خانقاه گفت ای امیر اصول پنجگانه دین اسلام به عقیده ما, استنباط مولا و پیشوای بزرگ ما حضرت امیرالمومنین علی (علیه­السلام) می­باشد و اگر تو این اصول را قبول نداری مرا با تو بحثی نیست لكم دینكم ولی­الدین (دین شما از شما و دین ما از ما و به عبارت ساده­ تر یعنی شما دین خود را نگاه دارید و ما دین خود را). . . .

بعداً اسم او را پرسیدم مرشد خانقاه جواب داد كه نامش صدرالدین است. از او پرسیدم معاش تو و سایر كسانیكه در خانقاه هستند از چه راه می­گذرد. آن مرد گفت بعضی از مردم نسبت به ما محبت دارند و جزئی از دارایی خود را وقف خانقاه می­كنند و ما و درویشان دیگر كه در خانقاه هستیم از آن راه گذران می­نمائیم و چون خرج­ ما زیاد نیست و عادت كرده­ ایم با قناعت بسر ببریم بدون اینكه نیاز  داشته باشیم به زندگی ادامه می­دهیم. پرسیدم درویشان در خانقاه چه می­كنند, صدرالدین گفت آنها ذكر می­گیرند و عبادت می­كنند و در خود فرو می­روند برای اینكه بتوانند خالق را بشناسند. با اینكه صدرالدین و سایر مشایخ خانقاه اردبیل شیعه بودند من از صفای نفس آنها لذّت بردم و قبل از اینكه از اردبیل حركت كنم, چهار قریه از قرای سلطان احمد را كه بعد از مرگ او بمن تعلّق یافت وقف خانقاه اردبیل كردم و چون درآمد قرای مذبور زیاد بود می­دانستم كه وضع زندگی سكنه خانقاه بهتر خواهد شد.»[17]

شیخ صدرالدین فرزند شیخ صفی كسی است كه همواره در حضور پدر و مرشدش شیخ صفی بوده و وی شاهد ملاقات­های بسیار شیخ صفی با مریدانش بوده و موضوعات بیشتر كتاب صفوه  الصفا ابن بزاز هم نقل قول از شیخ صدرالدین است. از آنچه بین امیر تیمور و شیخ صدرالدین و دو تن دیگر از مشایخ خانقاه اردبیل گذشته معلوم می­شود كه صدرالدین پسر شیخ صفی و جانشین وی شیعه بوده و مشایخ خانقاه هم شیعه بوده ­اند, شیخ صدرالدین هم پسر شیخ صفی بوده نه از نوادگان  وی !

یعنی اینكه شیخ صدرالدین و دیگر مشایخ خانقاه اردبیل كه امیر تیمور با آنها ملاقات كرده تربیت شدة مستقیم شیخ صفی بوده ­اند و مذهب شیعه داشته ­اند و ادعای احمد كسروی بر غیر شیعه بودن شیخ صفی هم ادعایی است بیهوده و باطل؛ چه, اگر شیخ صفی شیعه نبود, پسر وی شیخ صدرالدین و مشایخ خانقاه كه در مكتب شیخ صفی و زیرنظر مستقیم وی تعلیمات دیده بودند نمی­توانستند شیعه باشند !

همچنین ادعای كسروی مبنی بر دست برده شدن به كتاب صفوه  الصفا بخاطر زدودن آثار سنی­گری شیخ صفی هم ادعای واهی می­باشد, در عین حال گفته شیخ صدرالدین پسر شیخ صفی در كتاب صفوه  الصفا كه «غیر از این مصرع از انشای طبع مباركش معلوم نیست» هم افزوده بعدی بر این كتاب نمی­تواند باشد و عین واقعیت است. و از این طریق معلوم می­شود شیخ صفی علاوه بر اینكه شیعه و سیّد بوده, هیچگونه شعری هم جز یك مصرع یاد شده نسروده است و دوبیتی­هایی هم كه كسروی مدعی است به زبان «آذری» از نوع غیر تركی و سرودة شیخ صفی است ادعای باطلی می­باشد !

آنچه كه كسروی نمونه­ هایی از آن را در كتاب «آذری یا زبان باستان آذربایجان» و از زبان شیخ صفی آورده و مدعی آذری بودن آنهاست, دو بیتی­هایی است كه احتمالاً توسط مریدان شیخ صفی و به زبانها و لهجه­ های محلی خود آنها كه در همه جای ایران از جمله گیلان و غیره بوده ­اند سروده شده است.

كسروی در صفحات ۳۹-۴۰  از كتاب «آذری یا زبان باستانی آذربایجان» به نقل از كتاب ابن بزاز می­نویسد:

«خواجه آغاگوید عورتی بود بانو نام طالبه كار كرده باغبانی كردی روزی آتش شوقش زبانه كشید و در خاطرش افتاد كه شیخ مرا یاد نمی­آورد زبان بگشاد و این پهلوی انشاد كرد:

دیره كین سر بسوی ته كیجی     دیره­ كین چش چو خونین اسره ریجی

دیره­ كین سر باستانه اچ ته دارم    خود نواجی كوور بختی چو كیجی

پس از آن پسرش بیامد و پاره سبزی و تره جهت حوایج زاویه بیاورد و شیخ قدس سره باو فرمود با مادرت بگو كه می­خواهی كه ما ترا یاد آریم تره و سبزی بی وزن می­فروشی منت چون یاد آرم»[18]

كسروی سپس توضیح می­دهد«از فرستادن سبزی و تره پیداست كه این درویش بانو در شهر اردبیل یا در پیرامونهای آن باغبانی می­كرده و این دو بیتی چه از خود او چه از دیگریست جز به زبان آذری نیست.»[19]

از این نوشته كسروی چنین استنباط می­شود كه چون از شهرها و روستاهای دور نمی­شود سبزی به اردبیل فرستاد لذا این سبزی بوسیله زنی كه در اردبیل و یا اطراف آن زندگی می­كرده به شیخ صفی فرستاده شده است و دو بیتی­ ای كه از زبان این زن نقل شده گرچه در كتاب صفوه ­الصفاء به نام «پهلوی» از آن یاد شده است ولی چون تركی نیست به زعم كسروی نام آذری بر آن می­توان نهاد و آنرا زبان مردم اردبیل و اطرافیان آن می­توان شمرد !

كسروی هیچ دلیلی بر آذری بودن این دوبیتی­ هم ندارد و حتی  تفاوت فاحش زبان این دو بیتی­ با دوبیتی­ ایكه قبلاً آمد و اصلاً قابل درك برای خود كسروی هم نبود سبب نمی­شود كه كسروی نام دیگری جز «آذری» به این دو بیتی بگذارد!

شاید كسروی اردبیل و روستاهای اطراف آنرا به درستی نمی­شناخته است كه به چنین استنباطی رسیده و یا می­شناخته ولی برای دستیابی به اهداف خود, چنین نتیجه ­ای را از این دو بیتی گرفته است؛ ولی آنچه معلوم و مسلّم است هنوز هم روستاهایی در اطراف اردبیل هستند كه اهالی آنها به زبان غیر تركی صحبت می­كنند, و اگر كسانی مسافر اردبیل – تهران بوده ­اند و با اتوبوس مسافرت كرده ­اند, در شهر نمین در بیست كیلومتری اردبیل مسافرانی را دیده­ اند كه آنها هنگام سوار شدن به اتوبوس با خودشان به زبان مخصوص و غیرتركی صحبت می­كنند كه قابل فهم برای ترك زبانان نیست؛ وقتی شما از چگونگی زبان آنها پرسیده ­اید آنها گفته ­اند به زبان تالشی گفتگو می­كنند.

روستای عنبران (آنباران) در نزدیكی نمین كه اكنون تبدیل به بخش شده است از آبادیهایی است كه اهالی آن گرچه تركی هم می­دانند ولی با خودشان به زبان تالشی صحبت می­كنند, آیا دوبیتی­ ایكه كسروی از آن یاد كرده و مربوط به زن سبزی فروش اطراف اردبیل بوده نمی­تواند زبان هفتصد سال پیش یكی از اهالی این روستا باشد كه مردم این آبادی هنوز هم زبان خود را حفظ كرده­ اند؟ !

كسروی در جای دیگر كتاب «آذری یا زبان باستان آذربایجان» باز دست به تحریف می­زند.

وی با مراجعه به سفرنامه ابن بطوطه می­نویسد: «از آخرهای آن هم سفرنامه ابن بطوطه را می­داریم كه در زمان سلطان ابوسعید به تبریز رسیده و چنین می­نویسد: «بر بازار گوهریان گذشتم چشمم از دیدن گوهرهای گوناگون خیره ماند غلامان نیك روی از آن بازرگانان, جامه ­های زیبا در بر و دستمالهای ابریشمی به كمر بسته, در پیش رویِ خواجگان ایستاده و گوهرها را بدست گرفته و به زنانِ ترك نشان می­دادند و آنان در خریدن بر یكدیگر پیشی می­جستند و بسیار می­خریدند من فتنه ­هایی در آنجا دیدم كه باید بخدا پناه جست, و چون به بازار عنبر فروشان در آمدیم مانند همانرا بلكه بیشتر در اینجا دیدم», این نوشته پسر بطوطه همان را می­رساند كه ما در بالا نوشتیم. تركان در تبریز می­ نشسته ­اند لیكن ترك و تاجیك از هم جدا می­بوده­ اند.»[20]

در حالیكه, ابن بطوطه در نوشته فوق اصلاً نامی از تاجیكان نمی­برد كه در تبریز نشیمن كرده باشند, آنچه ابن بطوطه می­گوید مربوط به زنان ترك است و نه تاجیك و غیره؛ حال آنكه كسروی نشستن ترك و تاجیك را در تبریز و حتی جدا بودن آنها را از هم, از این نوشته ابن بطوطه استنتاج می­كند ؟ !

امیر تیمور نیز بعد از شورش مردم تبریز بر علیه سلطان احمد ایلخانی و فتح بدون خونریزی این شهر, از بازار جواهر فروشان و عنبر فروشان این شهر دیدن می­كند و تقریباً همان خاطراتی را می­نویسد كه ابن بطوطه نوشته است.[21]

گرچه حضور و حتی سكونت اقلیت­های غیر ترك از آن جمله عربها, تاتها, كردها, تاجیكان و دیگر اقوام را در روستاها و شهرهای آذربایجان نمی­توان انكار كرد و در مواردی هم در نوشته بعضی از مورخین همچون حمداله مستوفی و دیگران به آنها اشاره شده است ولی به نظر می­آید حضور این قبیل افراد و اقوام در آذربایجان بیشتر منشیان, مأمورین دولت, بازرگانان و یا تبعیدشدگان از مناطق دیگر به آذربایجان را شامل می­شده است كه در آن دوران مرسوم بوده است؛[22] و یا ممكن است در مواردی چون دوران انوشیروان ساسانی جهت حفظ موقعیت سیاسی و نظامی  و حراست از مرزهای شاهنشاهی, عده ای از طوایف نزدیك به پادشاه, از مناطق مركزی و پارس زبان به آذربایجان كوچانده شده و در این مناطق سكونت داده شده باشند؛ اما با گذشت زمان و در اقلیت بودن این قبیل افراد و طوایف, موجب مستحیل شدن آنانی كه در شهرها سكونت داشته ­اند شده است و تعدادی از آنها در روستاهای دور افتاده هنوز هم هویت خود را نگه داشته­ اند.

باید اذعان كرد كه سیّدهای آذربایجان در اصل عرب تبار بوده ­اند ولی در طول قرون متمادی و با ازدواجهای محلی و نسل به نسل هویت تركی پیدا كرده ­اند و امروزه هم هیچ احساسی نسبت به عرب تبار بودن نسلهای اوّلیه خود ندارند. این قبیل افراد از نظر ژنتیكی هم فراوانی نسل تركان را دارند, چرا كه در طی قرون گذشته پیوسته و نسل اندر نسل با تركان وصلت كرده آداب, رسوم, خصوصیات و هویت تركان را پیدا كرده­اند.

طبیعی است اگر اقوامی غیر ترك و غیر عرب هم در میان مردم آذربایجان زندگی می­كرده اند بعلت اقلیت بودنشان و وصلت نسل اندر نسل با تركان, مثل سیدهای آذربایجان در داخل تركان هضم شده و هویت تركی و عمومی مردم آذربایجان را پیدا كرده ­اند.

همینطور است سیدها و یا اقلیتهای دیگری كه در بین فارسیان مستحیل شده ­اند و دیگر, زبان و هویت اوّلیه خود را ندارند. از این میان می­توان به تركانی اشاره كرد كه در زمان صفویان از تبریز به اصفهان كوچ داده شده­ اند و در میان اصفهانیها مستحیل شده زبان تركیشان را از دست داده ­اند.

گرچه ممكن است لهجة فارسی اصفهانیها با تأثیرپذیری از زبان تركی مهاجرین تبریز كه از مقرّبین و از نزدیكان پادشاهان صفوی و از بزرگان و بلند پایگان به حساب می­آمدند تغییر كرده و به صورت امروزی در آمده باشد, ولی زبان تركی تبریزیان مهاجر, با گذشت سده ­ها و به علت مكالمه و مراوده و وصلت با اصفهانیها كه در اكثریت بودند امروزه در محلة عباس ­آباد اصفهان دیگر حضوری ملموس در جامعه اصفهان ندارد.

مستحیل شدن اقلیت­ها در میان اكثریت­ها بدون اجبار و تحمیل در طی سده­ های گذشته, روند طبیعی و عادی بوده است. در قرون گذشته سیاست آسیمیلاسیون و برنامه یكسان سازی نژادپرستانه هم در كار نبوده است كه تغییرات زبانی غیر اخلاقی و غیرانسانی جلوه داده شود, چرا كه نه امكانات مدرن امروزی استحاله كردن نژادپرستانه موجود بود و نه می­شده است همچون برنامه­ هایی را با امكانات آنروز در سطحی وسیع به اجرا گذاشت. از اینها گذشته, اگر هم استحاله ­ای صورت گرفته به نفع زبان فارسی و به ضرر زبان تركی و زبانهای دیگر بوده است!






نظرات() 

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله: مهمانی بزرگ یا سراشیبی سقوط؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 2 آبان 1395-12:01 ق.ظ


تاریخ ایرانی:

 «۴۷ کیلومتر ابریشم، ۱۸ تن غذا، ۱۸۰ پیشخدمت، ۱۲ هزار بطری ویسکی، ۲۵ هزار بطری شراب، ۶۰ هزار سرباز، ۲۵۰ لیموزین ضدگلوله، ۳۶ هزار تخم‌مرغ و شش هزار سرباز با اونیفورم تاریخی» آماری است که نوه علی امینی، نخست‌وزیر دوران پهلوی دوم در مستندی به نام «انحطاط و سقوط: مهمانی بزرگ شاه» از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی می‌دهد؛ جشن‌های بزرگی که شاه با برگزاری آن قصد داشت تا ورود کشور خود را به دنیای مدرن در گوش سران جهان فریاد بزند و با تکرار واژه «تمدن بزرگ» به جهانیان القا کند که ایران دیگر نه آن کشور عقب‌افتاده دوران قاجار که تمدنی به وسعت دوران باستان خویش است؛ ادعایی که حسن امینی آن را در مستند خود و با اشاره‌های سلسله‌وار از سوی طیف‌های دخیل و مخالف این جشن به شدت به چالش می‌کشد و در یک‌سوم آغازین اثر خود با برشمردن اشتباهات بزرگ محمدرضا شاه در طول دوران حکومتش، زمینه را برای نگاهی انتقادی به برگزاری این جشن‌ها فراهم می‌سازد.

 

 

از قائم‌مقام برگزاری جشن‌ها تا فعالان دانشجوی زندانی

 

یکی از نکات جالب توجه در مستند «مهمانی بزرگ شاه» که شبکه جهانی بی‌بی‌سی چهار پخش کرد، انتخاب افرادی است که امینی برای مصاحبه انتخاب کرده است. وی در این اثر، علاوه بر افرادی مثل عبدالرضا انصاری، عضو شورای برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله که پیش‌تر در مستند دیگری در این باره صحبت کرده بودند، افرادی را به مصاحبه دعوت کرده که اطلاعات بکرتری در این زمینه دارند و تا به حال کسی به سراغشان نرفته است. بدون تردید پیدا کردن این افراد بعد از گذشت ۴۵ سال کار آسانی نیست؛ اما به نظر می‌رسد شوق حل ابهامات برجای‌مانده از این رویداد بزرگ بیش از این بوده که امینی بخواهد راه را بر خود هموار و تنها به یکی دو شخص تکراری بسنده کند؛ بنابراین طیف مصاحبه‌شوندگان این مستند از منتهاالیه محور موافقان، یعنی عبدالرضا انصاری، اردشیر زاهدی و پروانه قربانیان، ندیمه ملکه، آغاز می‌شود و در میانه به گزارشگران کشورهای فرانسه، بریتانیا و آمریکا - واشنگتن‌پست - پیشخدمتان فرانسوی و دو تن از اساتید دانشگاه می‌رسد که هر از گاهی به یکی از دو سمت متمایل می‌شوند، صدرنشینان این محور نیز اسماعیل ختایی، فعال دانشجویی وقت، کریم لاهیجی، حقوقدان و فعال حقوق بشر و ابوالحسن بنی‌صدر از منتقدان تند جشن‌ها هستند. جای ناظر بیرونی، یعنی خود حسن امینی اما در میان همین گروه آخر و حتی با مواضعی تندتر است، مواضعی که در جای‌جای اثرش، با تصویرنوشت و یا پخش تصاویری از کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب سفید شاه، نریشنی از سخنان امام خمینی به عنوان بزرگترین منتقد شاه در انقلاب سفید و نیز جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و.... می‌کوشد اشتباهات تاریخی شاه را به مخاطب گوشزد کند و آن‌ها را سلسله دلایلی برای منتهی شدن حکومت وی به انقلاب ۵۷ بر‌شمرد و در نهایت برگزاری آن جشن را دروازه‌ای برای سقوط شاه: «آن مهمانی، راه را برای سقوط شاه هموار کرد و سرآغاز انقلاب اسلامی شد.»

 

 

یک کامیون مار و عقرب از تخت‌ جمشید جمع کردند

 

تصویری که حسن امینی بر اساس گزارش‌های موجود، از تخت جمشید پیش از برگزاری این جشن‌ها ارائه می‌دهد، تصویر بیابانی بی‌آب و علف است؛ بیابانی که به جز ستون‌ها و سرستون‌های برجای مانده از ۲۵۰۰ سال پیش، هیچ چیز دیگرش شبیه آن دوران نیست، مار و عقرب در آن جولان می‌دهد و جاده درستی ندارد؛ اما شاه اصرار دارد که دقیقاً در همین مکان، جشن‌ها را برپا کند، دقیقاً در همین مکان!

 

عبدالرضا انصاری در روایتش از وضعیت نابسامان تخت جمشید پیش از برگزاری این جشن‌ها می‌گوید: «این بیابان پر از مار و عقرب بود. اصلاً ما گفتیم پذیرایی در شیراز را بهتر است حذف کنیم. آقای علم گفتند که دعوت‌نامه‌ها رفته، نمی‌شود به هم بزنیم... چیزی که به فکر من رسید این بود که یک کاری کنیم اینجا جای امنی باشد. از سی کیلومتری تخت‌ جمشید سم‌پاشی کردند و یک کامیون پر از مار و عقرب از آنجا جمع کردند.» وی همچنین درباره وضعیت جاده منتهی به تخت جمشید و نیز ناآگاهی مسئولان کمیته برگزاری جشن‌ها از آن به امینی می‌گوید: «رفتیم به طرف تخت‌ جمشید؛ یک جاده دوخطه، پر از آسفالت‌های از بین رفته تا رسیدیم به تخت جمشید. تخت جمشید آن موقع تا چشم کار می‌کرد، بیابان بود، هیچی نبود آنجا، یک‌دفعه همه متوجه شدند که چقدر ما از مرحله پرتیم...»

 

الیزابت انتبی، گزارشگری که از فرانسه به این جشن‌ها اعزام شده بود، یکی دیگر از شاهدان است. وی با کلامی که خالی از طعن هم نیست در این باره به امینی می‌گوید: «در بیابان درخت کاشتند. نقل بود که ۵۰ هزار پرنده وارد کردند. تعداد باورنکردنی پرنده آنجا بود؛ ولی متأسفانه ظرف سه روز مردند؛ چون تحمل آن آب و هوا را نداشتند.»

 

مایکل هودر، پیشخدمت، در روایتی دیگر از وضعیت تهیه یخ در این جشن‌ها می‌گوید: «روزهای متمادی یک هواپیمای بزرگ، کلی یخ می‌آورد. یک قالب بزرگ یخ می‌آورد وسط بیابان، بزرگ به اندازه یک گاراژ و ما به بیابان می‌رفتیم تا خودمان را با آن خنک کنیم. فقط من روز آخر متوجه شدم که باید این قالب یخ را برای سطل‌های یخ شراب سفید خرد کنیم.»

 

روایات دیگر «مهمانی بزرگ شاه» نیز با اندکی تفاوت از همین طیف‌اند و هر کدام به نوعی تصویرگر تلاشی مضحک‌اند برای امکان‌پذیر کردن شرایط بیابانی بی‌آب و علف به میعادگاهی برای اجلاس سران کشورهای جهان؛ تصویری که به هر روی نمی‌توان از رد پای ناظر سوم یا همان کارگردان در آن چشم پوشید، حتی وقتی به نظر می‌رسد شاهدان در حال تمجید از آن هستند، مثل وقتی کاترین لکومته درباره زمین گلف این جشن‌ها می‌گوید: «یک زمین گلف درست کرده بودند با بونکر و چمن و آبگیر. فوق‌العاده بود. دور تا دور ما بیابان بی‌آب و علف بود. من هرگز تصور نمی‌کردم که آن‌ها بتوانند آشپزخانه‌ای با نانوایی در چنان جایی دایر کنند و یک سردخانه! متعجب شده بودم.»

 

 

بودجه دو سال سوئیس را در دو روز خرج کردند

 

بودجه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله یکی از نکات مورد ابهام این مراسم و هنوز بعد از گذشت ۴۵ سال مورد مناقشه طیف‌های موافق و مخالف است. حسن امینی در این باره نیز از مصاحبه‌شوندگان می‌پرسد و همان‌گونه که انتظار می‌رود هر کدام نظری متفاوت دارند؛ اما آنچه از تمام این روایات برمی‌آید این است که به هر روی بودجه هنگفتی برای این ماجرا صرف شده است، بودجه‌ای که امینی نیز در مستند خویش سعی دارد به مخاطب بفهماند اگر در راه معیشت مردم صرف می‌شد، شاید ایران به لحاظ تاریخی مسیری متفاوت را می‌پیمود. مارسل هودر، پیشخدمت حاضر در این مراسم می‌گوید: «بودجه دو سال سوئیس را ظرف دو روز خرج کردند...» ابوالحسن بنی‌صدر دیگر راوی منتقد ماجرا نیز هرچند که در مورد رقم بودجه ابراز اطمینان نمی‌کند ولی بر اساس آنچه شنیده، آن را ۶۵۰ میلیون دلار برآورد می‌کند.

 

نگاه امینی به بودجه صرف‌شده اما از جانب گروه‌های موافق برگزاری جشن‌ها بی‌پاسخ نماند؛ عبدالرضا انصاری در مصاحبه‌ با بیژن فرهودی در کیهان لندن در واکنش به این اظهارات، رقم ۲۲ میلیون دلار را کل بودجه مصرفی این جشن‌ها دانست؛ اظهاراتی که در برنامه «صفحه ۲» بی‌بی‌سی فارسی آن را تکرار کرد و عباس میلانی در واکنش به آن «رقم ۲۲ میلیون دلار را همان‌قدر حدسی دانست که رقم ۶۵۰ میلیون دلار بنی‌صدر را». به عقیده وی هزینه‌های راهسازی، امنیت، ارتش، خرید ماشین‌های ضدگلوله و... بسیار بیش از رقم مورد ادعای انصاری است. به هر روی امینی در مستند خویش تنها به چند اظهارنظر مختصر درباره بودجه اکتفا کرد و در نهایت نیز با سخن دانته مرنزنتی، مسئول بار این مراسم که «اگر صدها میلیون دلار ولخرجی کنی، باید حساب پس بدهی! روزی تاوانش را می‌دهی!» و با پخش صدای «مرگ بر شاه» تظاهرکنندگان در پس‌زمینه تصویر تاجگذاری شاه، پرونده این بخش را با تمام ابهاماتش بست.

 

 

هیاهویی نابجا بود

 

نوه نخست‌وزیر دوران پهلوی، در ادامه مصاحبه خویش پای نقدهای منتقدان ایرانی و غیرایرانی نیز می‌نشیند و انگار قصد دارد به مخاطب بفهماند که این تنها نظر خود او نیست که گاه با تصاویر وضعیت بد معیشت مردم قصد انتقالش را دارد بلکه منتقدان از طیف‌های مختلف نیز همین عقیده را دارند. علی انصاری، استاد دانشگاه در بریتانیا، این جشن‌ها را به جشن‌های بلوغ دختران و پسران تشبیه کرده و درباره آن می‌گوید: «آن مهمانی مثل جشن بلوغ دختران و پسران بود، اساساً جشن بلوغ بود، بلوغ ایران. هدف این بود که بگویند ما می‌خواهیم با هیاهو به زمره کشورهای تراز اول دنیا بپیوندیم؛ ولی هیاهوی نابجایی بود.» منتقد دیگر، اسماعیل ختایی، فعال دانشجویی وقت و نماینده تشکل‌های دانشجویی سال ۱۹۶۹ نیز معتقد است: «... شاه هر قدم که رفت جلو با سیستم ساواک و سرکوب و... درست مخالف آن چیزهایی که در لوح کوروش نوشته بود، عمل کرد.» نفر سوم، ابوالحسن بنی‌صدر است که به جمله معروف شاه در این جشن‌ها یعنی «کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم» اشاره می‌کند و معتقد است مردم از روی این شعار، شعارهای دیگری مثل «کوروش آسوده بخواب که ما نفت را به باد می‌دهیم» و... ساخته بودند.

 

 

مانند نمایش خیابانی و اپرا بود

 

تعداد زیادی از راویان این مستند نیز نگاهی مثبت به این جشن‌ها داشتند و آن را بسیار باشکوه ارزیابی کردند؛ نکته جالب اینجاست که با وجود عده بیشتر تمجیدکنندگان اما نگاه انتقادی فیلم در تصویرهای پس‌زمینه به شدت غلبه دارد، با این حال نوع تعریف شاهدان ماجرا از زوایای مختلف جالب توجه است. باربارا والترز، گزارشگر اعزام‌شده تلویزیون آمریکا به این مراسم نیز از عظمت و ثروت شاه ایران گزارش می‌کند: «... میزبان ما اعلیحضرت شاهنشاه یعنی شاه شاهان ایران است... او یکی از پولدارترین مردان جهان است.» وی در عین حال نمی‌تواند تعجبش را از قدرت بی‌حد و حصر شاه آن‌ هم در کشوری مشروطه پنهان کند: «... حکومت کشورش پادشاهی مشروطه است. شاه اختیار مطلق دارد، نخست‌وزیر را انتخاب می‌کند، می‌تواند مجلس را منحل کند، فرمانده ارتش است، می‌تواند فرمان جنگ بدهد، کنترل مطبوعات در دستش است و انتقاد مجاز از او بسیار ناچیز است، در واقع حرفش حکم قانون دارد.» این در حالی است که در پس‌زمینه، تصویر تعظیم درباریان و وزرا هنگام رد شدن شاه پخش می‌شود.

 

پیتر چلکوفسکی، ایران‌شناس، راوی دیگر این ماجراست که حسابی از سخنرانی شاه در این مراسم هیجان‌زده شده است: «صحنه‌ای فوق‌العاده بود همین حالا هم پشتم می‌لزرد؛ هنگامی که شاه، کوروش را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: کوروش آسوده بخواب ما بیداریم. وقتی شاه داشت این سخنان را می‌گفت به ناگاه در دو سوی آرامگاه ستونی از گرد و خاک می‌چرخید. شاه کلامش را تکرار می‌کرد و آن ستون باز بلند می‌شد. فوق‌العاده بود و از خودم می‌پرسیدم چطور چنین چیزی درست کرده‌اند؟! مانند نمایش خیابانی و اپرا بود. من منقلب شده بودم.»


ادامه مطلب


نظرات() 

درخت و باران و مه نذاشت طبیعت را ببینم!

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 1 آبان 1395-12:39 ق.ظ


چند روز رفتم آستارا همین اواخر ، انقدر باران بارید که داشتم غرق میشدم!
اصلا نتوانستم شهر آستارا را که بارها رفتم ببینم و عکس بگیرم!  بهرحال آستارا و دیلیداشلاریمیزی چوخ خاطیرین ایستروخ یاشاسینلار...

هم اکنون هم در جاده های آستارا - اردبیل برف بارش برف پاییزی گزارش شده است.



گردنه حیران از نمین اردبیل
حیران

نشستم دارم آیران آشی یا دوغ آش آذربایجان در گردنه حیران نوش میکنم...
جالبه که در رطوبت شمال هرقدر سیر بخورید بوی بد دهان نمیدهد پس راحت باشید
دوغ آش

اینهمه ویلا زدند شاید روزی ببینیم خود گردنه را هم زدند رفته!
نمین

آستارا

یاشاسین آستارا
گردنه حیران

ذرت حیران را خوردید؟  خوشمزه اما قند!  
از عسل هم شیرین تر هست

بلال


مسیر آبشار لاتون، در ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای کوته کومه جای گرفته‌است. ارتفاع تقریبی آبشار لاتون ۱۰۵ متر است که به لحاظ بلندی، مرتفع ترین آبشار ایران به حساب می‌آید. بخاطر بارش باران شدید رفتن به خود آبشار ممکن نبود ولی مسیر آن دیدنی بود...

مردم این منطقه مسلط به دو زبان ترکی آذری و محلی گیلکی هستند.

آبشار لاتون


لندویل

لاتون

کوته کومه

بندر آستارا

جنگل آستارا

لاتون آستارا

حیوانات زیادی بودند گفتم اینبار بجای گربه های تبریز از اردکهای آستارا عکس بگیرم...
شمال

وسط باران وسط خیابان آب تنی میکردند...
اردک

دو تصویر غم انگیز هم داریم داخل جنگل و ساحل دریا ، اینهمه آشغال!
این فرهنگ درست بشو نیست که نیست!

زباله

ساحل آلوده

ساحل بارانی آستارا و دریای خزر
ساحل آستارا

اینم حیاط زیبایی در آستارا که در آن ماندیم...
شهر آستارا








نظرات() 

روز ۲۰ مهر ۱۳۵۰ جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مهر 1395-11:49 ب.ظ


تاریخ ایرانی: روز ۲۰ مهر ۱۳۵۰ جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در تخت‌جمشید آغاز شد؛ مراسمی پر زرق و برق با حضور سران برخی کشورهای جهان که هرچند از سال ۱۳۴۶ قرار برگزاری آن گذاشته شده بود اما به دلایل مالی و اینکه جشن تاجگذاری نیز قرار بود در همین سال برپا گردد، برگزاری‌اش تا چهار سال بعد به تعویق افتاد.

 

عکاسان مشهوری چون الیوت ارویت، برونو باربی و عباس عطار برای پوشش تصویری مراسم دعوت شدند که عکس‌های آن‌ها در سایت مگنوم گردآوری شده است. 





















 



 




















نظرات() 

باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مهر 1395-11:32 ب.ظ


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا








نظرات() 

از درشت جلبک های مضر دریای خزر تا تولید سوخت های زیستی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مهر 1395-12:47 ق.ظ

اقتصادی

از درشت جلبک های مضر دریای خزر تا تولید سوخت های زیستی



گیلان انلاین- جمعی از دانشجویان و پژوهشگران ایرانی در پروژه ای که به منظور تولید هیدروژن و سوخت های زیستی باارزش از جلبک های دریای خزر انجام می‌گرفت، متوجه خواص ویژه اعم از سطح مقطح بالا و درصد بالای فلزات قلیایی و قلیایی خاکی در ساختار خاکستر این گونه دریایی شدند.

این خواص موجب شد تا به بررسی تأثیر خاکستر جلبک  بر روی تولید هیدروزن و محصولات مایع طی فرآیند گازی سازی در محیط آب فوق بحرانی و پیرولیز که از موثرترین فناوری های تبدیلی زیست توده است، پرداخته شود.

با انجام آزمایش های متعدد، مشاهده شد که اضافه نمودن خاکستر جلبک به خود جلبک طی فرآیند گازی سازی و پیرولیز، موجب افزایش سرعت واکنش و ارتقای تولید هیدروژن و برخی فرآورده های مایع از جمله فنول می شود.

این اثر، به علت وجود حفره های منظم و در تعداد بالا در ساختار خاکستر و همچنین وجود فلزات قلیایی و قلیایی خاکی بود. فرآیندهای گازی سازی و پیرولیز که از مهم ترین فرآیندهای ترموشیمیایی تبدیل زیست توده به محصولات گازی و مایع می باشند، معمولاًبرای بالا رفتن بازده تبدیل و ارتقای تولید محصولات در حضور کاتالیزور انجام می شوند. اما تا به امروز در جهان عموماً از کاتالیزورهای فلزی که از فلزات واسطه در فاز فعال و مواد متخلخل به عنوان پایه بهره گرفته می شود، استفاده می شود اما این کاتالیست ها مراحل پیچیده و پرهزینه‌ای را برای تولید پشت سر می‌گذارند.

این پژوهش برای اولین بار در جهان یک ماده طبیعی و زیست تجدیدپذیر را به عنوان جایگزینی مناسب برای کاتالیزورهای مورد استفاده حال حاضر جهان ارائه کرده است که در صورت توسعه این روش و تثبیت آن در ابعاد صنعتی می تواند گامی مهم در فناوری های تبدیل زیست توده باشد.

امید نوروزی، محقق جوان دانشگاه تهران درخصوص علت انتخاب ماکروجلبک های دریای خزر برای تولید سوخت و مواد شیمیایی ارزشمند گفت: با افزایش آلودگی های دریای خزر که بخش عمده آن مربوط به مواد نفتی، آفت کش ها، سموم کشاورزی، عناصر سنگین و فاضلاب های خانگی است، محیط برای رشد درشت جلبک ها فراهم آمده که خود منجر به مشکلات زیست محیطی از قبیل کاهش اکسیژن آب و در نتیجه مرگ و میر گیاهان و جانوران  می شود.

وی افزود:بسیاری از سواحل دریای خزر که همه ساله گردشگران زیادی به این مناطق سفر می کنند در حال تبدیل شدن به محیطی برای رشد این جلبک های مضر شده است. بنابراین برای حل این مشکل زیست محیطی و اقتصادی، تعیین و معرفی یک روش صنعتی برای استفاده از این جلبک ها بسیار ضروری بود.

فرید صفری، محقق برتر سال 95-96 دانشگاه علوم تحقیقات درخصوص امکان صنعتی شدن این فناوری و بومی سازی آن گفت:برای ارتقا این طرح از مقیاس آزمایشگاهی و پایلوت به واحدهای صنعتی، با بررسی پارامترهای عملیاتی و طراحی مقدماتی فرآیند به نتایج امیدوار کننده ای رسیدیم و امیدواریم در آینده ای نه چندان دور حامل خبرهای خوشی برای جامعه علمی و مهندسی و همچنین ملت شریف ایران باشیم.

 نتایج حاصل از این پروژه در دو مقاله در مجله Bioresource technology   که از معتبرترین مجلات جهان در این حوزه به شمار می آید منتشر شده است.

این تحقیق نتیجه زحمات امید نوروزی دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی کاربردی دانشگاه تهران و فرید صفری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی انرژی های تجدیدپذیر دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات با همراهی سید ساجده جعفریان دانشجوی دکتری شیمی کاربردی دانشگاه تهران به سرپرستی دکتر احمد توسلی استاد دانشگاه تهران می باشد.





نظرات() 

هدف انجمن جرم‌شناسی چیست؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مهر 1395-12:36 ق.ظ

رئیس انجمن ایرانی جرم‌شناسی با اشاره به این‌که‌ «ما بدنبال مجازات مردم نبوده و خواهان اصلاح مجرمان هستیم» گفت: انجمن جرم‌شناسی درصدد است تا از طریق علم راهکارهایی را برای عدم وقوع جرم‌شناسایی پیدا کرده و همچنین شرایطی را فراهم کند که مجرم بتواند پس از اصلاح به جامعه باز گردد.

به گزارش جمهوریت، جعفر کوشا در آیین افتتاح نمایندگی کانون جرم‌شناسی که در سالن جلسات کانون وکلای قزوین برگزار شد، اظهار کرد: انجمن ایرانی جرم‌شناسی در سال ۷۲ تشکیل شده و تا امروز نیز به فعالیت خود ادامه داده است. هدف تشکیل انجمن‌ها توسعه و ارتقاء سطح علمی موضوعات مورد بحث است. یکی از موضوعاتی که امروزه باید به  آن توجه شود بحث جرم‌شناسی است. جرم‌شناسی علمی است که موارد و علل وقوع جرم را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

وی با اشاره به این‌که «انجمن‌های مختلف جرم‌شناسی در جهان وجود دارد و یک شاخه از این انجمن‌ها انجمن ایرانی جرم‌شناسی است»، تصریح کرد: به سبب بومی‌سازی و ارتقاء انجمن جرم‌شناسی، این انجمن در استان‌های خراسان رضوی، مازندران، کرمانشاه، کرمان و مرکزی افتتاح شده و امروز نیز شاهد افتتاح انجمن جرم‌شناسی در استان قزوین هستیم.

وی با بیان این‌که «جرم در تمام جوامع وجود دارد و کشور ما نیز این امر مستثنی نیست» ادامه داد: بهتر است با علم و پیشرفت علوم، راهکارهایی علمی برای جلوگیری از وقوع جرم پیدا کنیم. همانگونه که بدن انسان مبتلا به بیماری و امراض می‌شود جامعه نیز ناگزیر دچار جرم خواهد شد این درحالی است که باید عوامل شکل‌گیری این جرائم شناسایی شود.

رئیس انجمن ایرانی جرم‌شناسی ادامه داد: اگر بر روی یک مرداب پشه جمع شود، خشک کردن مرداب عاقلانه‌تر از دفع پشه‌هاست بر همین اساس باید به اصل و عامل جرم پرداخت و از ریشه جلوی وقوع هرگونه عمل مجرمانه را گرفت. عوامل درونی و بیرونی فراوانی همچون اقتصاد و فرهنگ وجود دارد که سبب وقوع جرم می‌شود. عدم تعادل روحی و نابسامانی‌های اقتصادی نیز از دیگر عوامل وقوع اعمال مجرمانه خوانده می‌شود.

وی با اشاره به این‌که‌ «ما به دنبال مجازات مردم نبوده و خواهان اصلاح مجرمان هستیم»، افزود: انجمن جرم‌شناسی درصدد است تا از طریق علم راهکارهایی را برای عدم وقوع جرم یافته و همچنین شرایطی را فراهم کند که مجرم بتواند پس از اصلاح به جامعه باز گردد.

وی با اشاره به این‌که «جامعه متعادل با هماهنگی کامل بین سه قوه به دست می‌آید»، گفت: جامعه متعادل جامعه‌ای است که در آن سیاست‌های تقنینی، اجرایی و قضایی از یک مدل یکسان تبعیت کنند.

کوشا هم‌چنین در همایش جرم‌شناسی در سالن آمفی تئاتر دانشگاه علوم پزشکی قزوین اظهار کرد: اگر هماهنگی کاملی بین قوای سه‌گانه وجود داشته باشد آنگاه شاهد برآیند و خروجی صحیحی خواهیم بود. عوامل متعددی دست به دست یکدیگر می‌دهند تا یک جرم شکل بگیرد به همین سبب باید سیاستی را اتخاذ کنیم که طی آن این عوامل شناسایی شده و به صورت ریشه‌ای حل شوند.

وی با اشاره به این‌که «پدیده مجرمانه یک پدیده اجتماعی بوده؛ چراکه سیاست جناحی ما نیز برگرفته از سیاست اجتماعی است»، تصریح کرد: باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که چرا یک مسأله در یک جامعه جرم تلقی شده و عملی دیگر مباح نام می‌گیرد. اگر یک پدیده اجتماعی را پدیده مجرمانه تلقی کنیم باید کارشناسان و نمایندگان مجلس با یکدیگر مذاکره کرده و در آن گفتمان از نظر فلسفی یک عمل مجرمانه را توجیه کنند تا مردم مرتکب جرم نشوند این در حالی است که امروزه بدون سیاست‌گذاری صحیح، تنها عوامل مجرمانه را متورم کرده‌ایم.

وی با اشاره به این‌که «جرم عبارت است از فعل یا ترک فعلی که قانون را زیر پا گذاشته باشد»، افزود: کشور بر اساس فرهنگ، تمدن، باورها و سنت‌های خود قوانینی را تصویب می‌کند اما این در حالی است که امروزه شاهد هستیم برخی از قوانین تنها با یک نهیب تغییر می‌کند.

رئیس انجمن ایرانی جرم‌شناسی با اشاره به این‌که «یکی از پدیده‌های بسیار مهم در تمامی جوامع، مسائل اقتصادی است»، اظهار کرد: امروزه پدیده مجرمانه اقتصادی تمام کشورهای فقیر، غنی و حتی کشور ما را نیز به خود مبتلا کرده است.

وی با اشاره به این‌که «امروز در جرائم اقتصادی هیچ سیاستی نداریم»، خاطرنشان کرد: هیچ سیاست جناحی در تقنین، اجرا و قضا وجود ندارد در حالی که تنها راه برای مهار پدیده مجرمانه اقتصادی آن است که علما در قالب یک مدل برگرفته از فرهنگ داخلی نقشه راهی را تبیین کنند تا بتوان با مشارکت مردم، این پدیده را ریشه کن کرد.
منبع: ایسنا




نظرات() 

جزئیات جدیدترین کشف یک گورستان «عصر آهن» در ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 29 مهر 1395-11:56 ب.ظ

کشف شواهدی از یک تدفین و یا گورستان عصر آهن ۱ یا ۲ در حاشیه شرقی قره تپه سقز آباد دشت قزوین به فاصله ۸۰ متری از عرصه آن از بزرگترین یافته‌های پروژه تعیین عرصه و حریم این تپه به شمار می‌رود.

سقزآباد

وی افزود: به دلیل تمرکز و میزان رسوب گذاری بالا در حاشیه قره تپه عمق بیشتر این گمانه ها از چهار متر (با عمق حداقلی ۱٫۷۰و عمق حداکثری ۶ متر) تجاوز کرد.

این باستان شناس اظهار داشت: با توجه به کاوش در این گمانه ها و یافته های به دست آمده از آنها، عرصه مشهود قره تپه از ۸٫۶هکتار به بیش از  ۲۵ هکتار در زیر لایه های رسوبی دشت افزایش یافت.

به گفته ده پهلوان، عرصه نامشهود به خوبی نشانگر این است که محوطه در جهت شمال شرقی به جنوب غربی توسعه داشته است.

وی  با بیان اینکه لایه های رسوبی در گمانه ها به خوبی مورد کاوش ، ارزیابی و بررسی قرار گرفتند تصریح کرد : لایه های رسوبی دشت ارتباط معنا داری با یکدیگر دارند و جهت شیب لایه های رسوبی و شدت آنها به خوبی دیده می شود.

این باستان شناس گفت: در روزهای آینده این لایه های رسوبی توسط استادان رسوب شناسی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران مورد ارزیابی و شناسایی دقیق تری قرار خواهند گرفت.

وی یکی از شواهد مهمی که در پروژه تعیین عرصه و حریم قره تپه سقز آباد به دست آمد  را  مدارکی از یک تدفین و یا گورستان عصر آهن ۱ یا ۲ در حاشیه شرقی تپه و به فاصله ۸۰ متری از عرصه اعلام کرد که کاملا مشهود است.

وی یکی از دستاوردهای این پروژه را افزایش عرصه تپه تا بیش از ۲۵ هکتار ذکر کردو افزود: در حاشیه شرقی آثار و شواهدی از یک گورستان عصر آهن به دست آمد.

ده پهلوان یکی دیگر از دستاوردهای این پروژه را کاوش در لایه های رسوبی دانست که بر روی لایه های متاخر قره تپه نهشت یافته اند و بررسی و ارزیابی دقیق آنها می تواند به باستان شناسان  در شناخت شرایط محیطی و اقلیمی دوران متاخر محوطه کمک شایانی کند.

وی اظهارامیدواری کرد در کاوش های آینده و با تمرکز بیشتر بر حاشیه قره تپه بتوان  به درک بیشتری از لایه های متاخر عصر آهن در این محوطه  رسید و به این پرسش که آیا گور کشف شده نشان از یک گورستان جدید در شرق تپه دارد یا تنها یک گور منفرد است پاسخ داد.

ده پهلوان گفت: با وجود  اینکه کاوش در محوطه های قره تپه و قبرستان وارد دهه ششم خود شده است، متاسفانه تا کنون و به دلایل نامشخص، عرصه آنها به طور دقیق و در یک گمانه زنی هدفمند مشخص نشده بود.

غارت محوطه های تاریخی

این باستان شناس افزود: قرار گرفتن محوطه‌ها در میانه اراضی کشاورزی و غارت گسترده آنها در سال‌های گذشته و به ویژه پس از زلزله ویرانگر سال ۱۳۴۱ بوئین زهرا و همچنین نبود حفاظت اصولی از ساختارهای کشف شده از کاوش‌ها، آسیب‌های جبران ناپذیری بر پیکره آنها وارد شده است.

ده پهلوان گفت: نکته امیدوار کننده این است که در کاوش و گمانه زنی صورت گرفته به منظور تعیین عرصه این محوطه، بخش بزرگ و دست  نخورده ای از آن کشف شد که می توان با برنامه ریزی هدفمند، علاوه بر کاوش این بخش ها، برنامه هایی برای حفاظت اصولی از آن پیش بینی کرد.

وی اظهار داشت: تبدیل این محوطه  به یک سایت موزه باستان شناسی یکی از مناسب ترین گزینه ها است که در دستور کار پژوهشکده باستان شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و میراث فرهنگی قزوین نیز قرار گرفته و برنامه تعیین عرصه و حریم این محوطه در همین راستا صورت گرفته است.

دشت قزوین و تحولات باستان شناسی

به گزارش پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ، ، دشت قزوین در شمال غربی فلات مرکزی ایران قرار دارد. از شمال به دامنه های جنوبی کوه های البرز، از غرب به ارتفاعات موازی چرگر و مناطق طارم، منجیل و زنجان و از جنوب به ارتفاعات رامند (رحمان) محدود می‌شود.

این دشت یکی از دشت های طبیعی ـ فرهنگی است که به موازات فرهنگ های پیش از تاریخ و (رویدادی های دوران تاریخی) دیگر نقاط فلات ایران تحولات باستان شناسی خاص خود را پشت سر گذاشته و در جریان ارتباط فرهنگی با مناطق پیرامونی، شواهدی از روابط فرهنگی درون و برون منطقه ای را در خود بر جای نهاده است.

دو عامل اصلی و مهم در دنیای باستان و حتی امروز، دشت قزوین را برای اجتماعات مستقر در فلات ایران مساعد ساخته است.

نخست آن که این دشت از نظر حاصلخیزی دارای ظرفیت فوق العاده ای است و این ویژگی برای استقرار اجتماعات اولیه در دوران آغاز کشاورزی برای مردمان پیش از تاریخ و دنیای باستان بسیار مناسب بوده است.

عامل مهم دیگر، وضعیت خاص جغرافیایی این دشت است که در دامنه های جنوبی البرز و حاشیه شمال کویر مرکزی ایران واقع شده و داد و ستد و ارتباط در دنیای باستان بین تمدن های شرق و غرب به ناچار از این تنها رهگذر مساعد و قابل زندگی انجام می گرفته است و بی شک محوطه های پیش از تاریخی، تاریخی و اسلامی بسیاری در این دشت شکل گرفته اند.

تپه سگزآباد در حدود ۷ کیلومتری شمال شهر کوچک سگزآباد از توابع شهرستان بوئین زهرا و در مسیر نزدیکی مسیر بوئین زهرا به قزوین و بوئین زهرا به تاکستان در دشت موسوم به دشت قزوین قرار گرفته و در میان مردم بومی به قره تپه شهرت دارد.

با توجه به نقشه برداری های انجام گرفته در سال ۱۳۸۷، این تپه در جهت شمال شرقی به جنوب غربی قرار گرفته است و بخشی از این تپه که نمایان است دارای ۴۰۰ متر طول و ۲۷۰ متر عرض است و بین ۵ تا ۷ متر نسبت به زمین های پیرامونی ارتفاع دارد.

این تپه یکی از سه تپه پیش از تاریخی است که توسط دکتر عزت ا.. نگهبان برای کاوش های آموزشی دانشجویان گروه باستان شناسی دانشگاه تهران انتخاب و از سال ۱۳۴۹ تا کنون توسط گروه باستان شناسی  دانشگاه تهران مورد کاوش قرار گرفته است.

این تپه به شدت در اثر کاوش های غیر مجازتخریب شده، دکتر ملک شهمیرزادی این حفاری های غیر مجاز را که لایه ها و آثار فرهنگی تپه سگزآباد را حتی تا عمق ۶ متری از سطح دشت، مضطرب و نابود کرده است چنین توصیف می کند:”اکثر این گودال ها تا حدود ۶ متر از سطح تپه حفر شده بودند.در برخی موارد این گودال های نامنظم به وسیله ی تونل هایی به هم ارتباط داده شدند. این تونل ها معمولا در لایه هایی دیده می شوند که از آنها اشیای برنزی بیشتری به دست می آید. ریزش برخی از این تونل ها وضعیت گمراه کننده ای به محل داده بود.”

ظاهرا این کاوش های غیرمجاز پس از زلزله ی ۱۳۴۱ بوئین زهرا،  رکود فعالیت های کشاورزی و فقر گسترده  روستاییان شدت گرفته است.

پیشینه کاوش های باستان شناسی
پیشینه کاوش های باستان شناسی انجام گرفته در دشت قزوین را به طور مختصر بدین صورت می توان بر شمرد:
هیأت بلژیکی، پیش از کاوش های ۱۳۴۹ دانشگاه تهران، حفر گمانه های کوچک (طبق گزارش دکتر نگهبان).
هیأت ژاپنی، پیش از کاوش های ۱۳۴۹ دانشگاه تهران، حفر گمانه های کوچک (طبق گزارش دکتر نگهبان).
کاوش امیر ماهانی، رئیس وقت اداره فرهنگ و هنر قزوین، در سال ۱۳۴۷٫
کاوش های گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، از سال ۱۳۴۹ تا سال ۱۳۵۶ به سرپرستی دکتر عزت الله نگهبان در قالب ۸ یا ۹ فصل کاوش
کاوش های گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۷۸ به سرپرستی دکتر حسن طلایی در قالب ۳ فصل.
کاوش های گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، در سال ۱۳۸۷، به سرپرستی دکتر کمال الدین نیکنامی و همکاری حجت دارابی، ۱ فصل.
کاوش های گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، در سال ۱۳۸۸، به سرپرستی دکتر کمال الدین نیکنامی و همکاری دکتر حسن فاضلی و حسین عزیزی، ۱ فصل.
کاوش های گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، در سال ۱۳۸۹، به سرپرستی دکتر سیما یداللهی و همکاری حسین عزیزی، ۱ فصل.





نظرات() 

کشف آثار باستانی هشت هزار ساله در تپه آناقیزلی چایپاره

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 28 مهر 1395-12:33 ق.ظ


82269283-71096053


به گزارش دورنانیوز ، غلام شیرزاد افزود: با آغاز نخستین فصل کاوش تپه آناقیزلی واقع در روستای چورس چایپاره آثار باستانی هشت هزار ساله شامل ابزارهای سنگی از جمله تراشه سنگ و تیغه های سنگی از نوع گرانیت، چخماق و اکسیدین به دست آمد.
وی ادامه داد: سفال های قرمز و براق و سفالهایی منقوش متعلق به دوره اورارتویی در محوطه تپه آناقیزلی کشف شده که بیانگر وجود شهری در این دوره و روستایی در دوره نوسنگی است.
مسئول هیات ایرانی کاوشهای تپه آناقیزلی گفت: کاوش در این تپه از ۱۳ تا ۲۵ مهرماه انجام شد که طی آن باستانشناسان دانشگاه اینسبورگ اتریش و باستانشناسان ایرانی حضور داشتند.

وی افزود: مهمترین هدف در این فصل اجرای مطالعه های ژئومغناطیسی بود تا بتوان ظرفیت منطقه را برای مطالعات و کاوشهای باستانشناسی تخمین زد.

شیرزاد ادامه داد: کاوش در محوطه ای به وسعت هشت در هشت متر انجام و در لایه اول باستانشناسی دیوارهای سنگی به قطر ۱۷۰ سانتیمتر مربوط به دوره اورارتویی مشاهده شد اما به علت پایان فصل کاوش این اقدام ناتمام ماند لذا لایه های دوم و سوم بهار سال آتی کاوش خواهد شد.

وی گفت: این بررسی نشان داد که در تپه آناقیزلی و روستای چورس ظرفیت کاوشهای باستان شناسی برای ۱۰ سال آینده موجود است.

تپه باستانی آنا قیزلی چایپاره در ۶۰۰ متری روستای تاریخی و گردشگری چورس در زمینی به ابعاد ۴۰۰ در ۲۰۰ متر سال ۱۳۸۱ در ردیف آثار ملی به ثبت رسید.
روستای تاریخی چورس در هشت کیلومتری مرکز شهرستان چایپاره واقع است.
در سطح محوطه تپه باستانی آنا قیزلی، بقایای فرهنگی و تاریخی فراوانی از پنج هزار سال قبل وجود دارد. در این محوطه آثاری از سفال، ابزار سنگی و قطعات آجر دیده می شود که نشانگر تسلسل فرهنگی و دوام سکونت جوامع انسانی در محل است.
علاوه بر این در بخشهایی از سطح محوطه آثاری از قبرستان ارامنه دیده می شود که می تواند یادگاری از دوره ای که ارامنه در منطقه زندگی می کردند باشد.
از آثار دیگر اورارتوها در منطقه می توان به قلعه بزرگ و قلعه ملاجنید اشاره کرد که این ۲ محوطه در شرق روستای چورس قرار گرفته اند.
قلعه ملاجنید و قلعه بزرگ بعد از دوره اورارتوها، در دوران اسلامی نیز مورد سکونت واقع شده است. امروزه در محل قلعه ملاجنید آثار یک برج سنگی و در قلعه بزرگ بخشهایی از دیوار دفاعی خشتی باقی مانده است.
از دیگر آثار تاریخی روستای چورس می توان به مسجد سرخ، بنای یخچال و حمام قدیمی اشاره کرد.

82269283-71096054

 

 





نظرات() 

وزیر بهداشت اظهارات عجیبش را ماستمالی کرد!

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 28 مهر 1395-12:20 ق.ظ

پست فوری وزیر بهداشت پس از اظهارنظر عجیب امروزش علیه سرداران حرم





نظرات() 

سومین قله بلند ایران زیر پای کوهنوردان آستارایی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 27 مهر 1395-12:54 ق.ظ

سومین قله بلند ایران زیر پای کوهنوردان آستاراییدر قالب دو گروه مجزا به مدیریت میرعلی اکبر صابر موفق به صعود به سومین قله بلند ایران شدند. مردان کوهنورد به سرپرستی حسین عین اللهی و بانوان کوهنورد نیز به سرپرستی شهیندخت ولی نژاد مسیر 12 کیلومتری صعود به قله سبلان را در مدت زمان 12 ساعت پیمودند. عادل زارع و یدالله پاکروان به عنوان کوه یاران و ایوب پاک نژاد به عنوان سرقدم در این صعود موفقیت آمیز حضور داشتند. سبلان از کوه های مرتفع ایران است که در شمال غرب این کشور و در بین استان اردبیل و آذربایجان شرقی قرار دارد. سبلان سومین قله بلند ایران پس از دماوند و علم کوه است و به عنوان یک کوه آتشفشانی غیرفعال محسوب می شود. ارتفاع قله این کوه 4811 متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی آلوارس مورد توجه گردشگران و کوهنوردان است





نظرات() 

غذاهای محبوب در آذربایجان

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 27 مهر 1395-12:22 ق.ظ

آذربایجان در مرز بین آسیای غربی و اروپای شرقی قرار گرفته و مکانی سراسر تضاد و تناقض می باشد. از سازه های مدرن، پیشرو و پر زرق و برق گرفته تا روستاهای جاودان، از آتشفشان های گلی نیمه بیابانی تا کوه های سر به فلک کشیده قفقاز، آذربایجان پر است از المان هایی که شما را برای بازدید از این کشور ترغیب می کنند. هرچند زمانی که پای ترغیب و وسوسه به میان می آید، غذای آذربایجان گوی سبقت را از بقیه ی ویژگی های شاخص آن می رباید. 


غذا نقش مهمی را در فرهنگ و تاریخ هر منطقه بازی می کند، آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نیست! آشپزی آذربایجانی شامل ترکیب وسوسه کننده ای از طعم های خاورمیانه و اروپای شرقی است و به شکل باور نکردنی خوشمزه است. غنای غذای آذربایجانی را می توان به آب و هوای متنوع و موقعیت قرارگیری آن در کنار دریای خزر مرتبط دانست (این دریا جایی است که تمام غذاهای دریایی خوشمزه از آن تهیه می شود!). 

غذای آذری شامل گستره ای از بشقاب های خوشمزه مانند پلو Plov (برنج پوشیده شده با زعفران که غذای ملی آذربایجان نیز می باشد.)، تنوع گسترده ای از کباب و شیشلیک، غذاهای دریایی، میوه و سبزیجات تازه، سوپ های خوشمزه و غذاهای تهیه شده با گیاهان معطر و ادویه جات می باشد. در ادامه به شما پرطرفدارترین غذاها و نوشیدنی های آذربایجان را معرفی می کنیم: ‏

غذاهای محبوب در آذربایجان

1- پلو Plov

پلو غذایی کلاسیک و یکی از مشهورترین غذاهای آذری می باشد که از پلوی زعفرانی، گوشت، پیاز، آلو، میوه خشک، تخم مرغ و گیاهان تازه تشکیل شده است. جالب است بدانید که در آذربایجان بیش از 40 نوع دستور تهیه مختلف برای پلو وجود دارد. ‏

غذای آذربایجان

2- دلمه Dolma

یکی دیگر از غذاهای سنتی و لذیذ آذربایجان دلمه است که از پیچیده شدن ترکیب برنج، گوشت چرخ شده ی بره، نعناع، دارچین و رازیانه در برگ های کلم یا برگ مو آماده می شود. بیشتر رستوران های باکو این غذا را سرو می کنند.

غذای آذربایجان

غذای آذربایجان

3- بالیق Baliq

این غذا رویای دوستداران غذاهای دریایی است. بالیق ماهی (معمولا خاویاری) گریل شده یا کبابی است که با سس ترش آلو سرو می شود.

غذای آذربایجان

4- لونگی Lavangi

لاوانگی مرغ یا ماهی شکم پر با گردو، کشمش، پیاز و سایر گیاهان است و غذایی بسیار دلچسب و خوشمزه محسوب می شود.

غذای آذربایجان

5- کباب کوبیده آذری Lyulya Kebab

در این غذا گوشت چرخ شده ی بره به همراه ادویه و گیاهان مختلف به سیخ کشیده شده و کباب می شود. این غذا به طرز شگفت انگیزی لذیذ و خوشمزه است.

غذای آذربایجان

6- پیتی Piti

پیتی یک سوپ خوشمزه است که از گوشت گوشفند، سبزیجات و نخود تهیه شده و در ظرف های سفالی سرو می شود. این سوپ آنقدر دلپذیر است که با روح و روان شما بازی می کند!

غذای آذربایجان

7- باقلوا Pakhlava

باقلوا یک شیرینی بسیار خوشمزه می باشد که از لایه های مختلف خمیر پر شده با آجیل و پسته تشکیل شده و در انتها با عسل یا شیره پوشانده می شود.

غذای آذربایجان

8- حلوا Halva

حلوا که خاص منطقه ی Sheki در شمال غربی آذربایجان است از آجیل خرد شده تشکیل شده که بین لایه های نازک نان سرخ شده پیچیده شده و با چای صرف می شود.

غذای آذربایجان

9- قطاب Qutab

این غذا گونه ای پن کیک است که با پنیر و اسفناج یا گوشت چرخ شده پر می شود.

غذای آذربایجان

نوشیدنی های محبوب در آذربایجان

1- چای سیاه Black Tea

چای سیاه بدون چون و چرا نوشیدنی ملی مردم آذربایجان است. چای بخش بزرگی از زندگی روزمره و آشپزی آذربایجانی را تشکیل می دهد. غیرممکن است که به این کشور سفر کنید و طعم عالی این نوع چای را نچشید.

غذای آذربایجان

2- شربت آذربایجانی Azerbaijani Sherbet

مردم آذربایجان عاشق این شربت هستند. شربت آذربایجانی متداول ترین نوشیدنی در آذربایجان است. این شربت یک نوشیدنی شیرین خنک است که از آب جوش قوام آمده با شکر، میوه های متنوع، نعناع و .. تهیه می شود.

غذای آذربایجان







نظرات() 

به استناد فرمایش حضرت علی(ع)در موردآذربایجان بیشتر به آذربایجان افتخار می کنم یاشاسین آذربایجانیم

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 26 مهر 1395-01:03 ق.ظ

فرمایش حضرت علی (ع) در غررالحکم در مورد آذربایجان واینکه صریحا فرموده اند    آذربایجانیها یاوران امام زمان (ع) به هنگام ظهور میباشند سخن بزرگترین شخصیت بعد از حضرت محمد (ص) در تمام عالم است سخن مظهر العجائب است و...نمی دانم چرا از این منظر به فرهنگ وتاریخ آذربایجان نگریسته نمی شود بنابراین می توان گفت دشمنان آذربایجان درصف شیطان ویاران اوهستند آنادیلیمیز توپراغیمیز دیانتیمیزین کولگه سینده قوریمالیوخ


- اردبیل در گذرگاه تاریخ

download.ghaemiyeh.com/.../9025-f-13920713-ardebil-dar-ghozarghah...
کوه باغرو، که کوههای طالش نیز خوانده میشود، امتداد سلسله جبال البرز است که از خراسان .... کوه سبلان با برف و یخی که همواره در قله و یخچالهای خود دارد در برودت هوای اردبیل ...... گرچه اینها بظاهر خطبه بنام خلیفه میخواندند ولی گاهی حکومت بالنسبه جداگانه‌ای ...... میدان شهر بزرگ است و طولش بیشتر از عرض و یک کاروان- سرای قشنگ که خان ...




در صحیفه امام رضا (ع) آمده است از امام حسین(ع) روایت شده که فرمود شخصی خدمت امام حسن(ع) آمد وعرض کرد آیا اینکه می گویند آدم (ع) دختر خود را برای پسر خود تجویز کرد درست است .فرمود هرگز آدم (ع) دوپسر به نامهای شیث وعبدالله داشت خدا برای شیث یک حوری بهشتی فرستاد وبرای عبدالله یک زن از جنیان اینان هریک فرزند آوردند سپس دختر عموها وپسر عموها با هم ازدواج نمودند پس در میان فرزندان آدم آنچه از خوشروئی وزیبائی است آز فرزندان آن حوری بهشتی است وآنچه از زشتی وبد نمائی است از فرزندان آن جن است
-برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)




نظرات() 

کشف شواهد سکونت ۸ هزارساله در آذربایجان غربی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 26 مهر 1395-12:48 ق.ظ

باستان شناسان در کاوشهای تپه تاریخی آناقیز چایپاره آثار تاریخی مربوط به دوران نوسنگی کشف کردند.
۴۳۰۶۵۴_۶۷۵

تیم باستان شناسان اروپایی و ایرانی همچنین در این کاوشها آثاری از دوره اورارتویی و اسلامی را کشف کرند.

این کشفیات مربوط به اولین فصل کاوشها و فقط در سه لایه از تپه آناقیز انجام شده است و مراحل بعدی در سال آینده تداوم می یابد.

۹ باستان شناس از کشورهای اتریش، آلمان و سوئیس وابسته به دانشگاه اینسبروگ اتریش به همراه باستان شناسان ایرانی، از هفدهم مهر سالجاری اولین فصل کاوشها در تپه باستانی آناقیز روستای چورس چایپاره آغاز کردند.

به گفته علی درویش زاده رییس هیئت اتریشی و استاد باستان شناسی دانشگاه اینسبروگ اتریش، نتایج به دست آمده در نشریات تخصصی علمی منتشر خواهد شد.

روستای چورس چایپاره در شمال آذربایجان غربی از قدمتی ۶ هزارساله برخوردار است.

باستان شناسان دوران نوسنگی را عصر شروع کشاورزی و اهلی کردن حیوانات در برخی نواحی خاورمیانه ذکر کرده اند و آغاز آن را در حدود ۱۰هزار سال پیش تخمین زده اند.





نظرات() 

شهید آذربایجانی واقعه کربلا که بود؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 26 مهر 1395-12:43 ق.ظ


آذرقلم: آذربایجان و مناطق ترک نشین ایران از مهمترین مناطق مذهبی است که عشق به امام حسین(ع) از دیرباز در آن وجود داشته است، به‌طوری‌که “اسلم بن عمر ترکی قزوینی” تنها ایرانی حاضر در واقعه کربلا اهل قزوین بوده است.





آذربایجان و مناطق ترک نشین ایران از مهمترین مناطق مذهبی است که عشق به امام حسین(ع) از دیرباز در آن وجود داشته است، به‌طوری‌که “اسلم بن عمر ترکی قزوینی” تنها ایرانی حاضر در واقعه کربلا اهل قزوین بوده است.

به گزارش ایسنا، محرم و حال و هوایش در آذربایجان و قزوین از سایر نقاط کشور متفاوت است، در قزوین زنان و مردان قزوینی هر یک با اجرای برنامه‌های متفاوت به سوگ واقعه غمگداز عاشورا می‌نشینند، برخی از این آیین‌ها قدمت دیرینه‌ای دارد.

محمدحسین سلیمانی پژوهشگر و قزوین پژوه در این خصوص می‌گوید: بعد از انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و استقلال قزوین، موقعیت شیعیان قزوینی بهبود پیدا کرد و ازآن‌پس شاهد آیین‌های عزاداری متنوعی در این شهر بودیم، آیین‌هایی که برخی از آن‌ها هم‌اکنون نیز پابرجاست و در برخی از آن‌ها قزوین در سطح کشور معروف است.

وی تصریح می‌کند: قزوینی‌ها نسبت به امام حسین(ع) عشق دیرینه‌ای دارند، به‌طوری‌که درصحنه کربلا “اسلم بن عمر ترکی قزوینی” که تنها شهید ایرانی و جز ۷۲ تن شهید کربلا نیز هست، اهل قزوین بوده است.

 





نظرات() 

یاران ترک امام حسین(ع) که در کربلا شهید شدند چه کسانی بودند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 26 مهر 1395-12:41 ق.ظ

روز عاشورا كه اذن میدان گرفت، این گونه رجز مى خواند: البحر من طعنى و ضربى یصطلى و الجو من سهمى و نبلى یمتلى اذا حسامى فى یمینى ینجلى ینشق قلب الحاسد المبجل.

روز عاشورا

وی از نژاد ترک بود و افتخار کاتب بودن امام علی(ع) و سیدالشهداء را داشت ونیز قاری قرآن بود.امام او را نیز در آغوش گرفت و گونه بر گونه اش نهاد.او گفت: چه کسی مثل من است که پسر رسول خدا گونه بر گونه اش نهد؟

 روز عاشورا که اذن میدان گرفت، این گونه رجز مى خواند: البحر من طعنى و ضربى یصطلى و الجو من سهمى و نبلى یمتلى اذا حسامى فى یمینى ینجلى ینشق قلب الحاسد المبجل. دریا از ضربت نیزه و شمشیرم مى جوشد و آسمان از تیرم پر مى شود، آن‌گاه که تیغ در کفم آشکار شود، قلب حسود متکبر را مى شکافد. وى دلاورانه جنگید و بر زمین افتاد. به سپاه کفر حمله کرد و عده زیادی را به جهنم فرستاد که بعضی از مورخین تعداد کشتگان او را هفتاد نفر بحساب آورده اند.

 شخص دیگری که أباعبدالله الحسین(ع) بر سر بالین او حاضر شدند، “واضح ترکی” است که در آخرین لحظات زندگیش حضرت خود را به او رساند و او را در آغوش گرفت، در حالیکه به شدت به خود می پیچید به شهادت رسید.

منبع: میلت





نظرات() 

همراهی شعر با زیباییهای خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 26 مهر 1395-12:35 ق.ظ

آرش کمانگیر



آنک آنک کلبه‌ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم مهربانی‌ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز در کنار شعله آتش
قصه می‌گوید برای بچه‌های خود عمو نوروز.

(سیاوش کسرایی)

در برابر طراوت و زیبایی‌های  خطبه سرا دو را  ه بیشتر نداری! یا سکوت کنی و لذت ببری و یا لذت خود را با شعر همراه سازی ...

 تو را من چشم در راهم



شباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم.

(نیما یوشیج)



بیابان را سراسر مه گرفته است



بیابان را سراسر مه گرفته است
می‌گوید به خود عابر
سگان قریه خاموشند
در شولای مه پنهان
به خانه می‌رسم
گل كو نمی‌داند
مرا ناگاه در درگاه می‌بیند
به چشمش قطره اشكی بر لبش لبخند
خواهد گفت: بیابان را سراسر مه گرفته است ...
با خود فكر می‌كردم كه مه
گرهمچنان تا صبح می‌پائید
مردان جسور از خفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می‌گشتند.

(احمد شاملو)



هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...

گروه كوهنوردی قارانقوش در كوههای خطبه سرا 



سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت.
هوا دل‌گیر، درها بسته، سرها در گریبان،
دست‌ها پنهان، نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین،
درختان اسکلت‌های بلورآجین،
زمین دل‌مرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده، مهر و ماه، زمستان است ...

(مهدی اخوان ثالث)








قوقولی قو!



قوقولی قو! خروس می‌خواند.
از درونِ نهفتِ خلوتِ ده
از نشیبِ رگی که چون رگِ خشک
در تنِ مردگان دواند خونمی‌تند بر جدارِ سردِ سحر
می‌تراود به هر سویِ هامون.

(نیما یوشیج)


گل پامچال



گل پامچال، گل پامچال، بیرون بیا، بیرون بیا
فـصل بهاره، عزیز موقع کاره
شکوفانه، شکوفانه
غنچه وا شده، غنچه وا شده بلبل سر داره
عزیز دل بی قراره
بیا دست به دست بدیم، دانه بکاریم، فصل بهاره، عزیز موقع کاره ...

(آهنگ محلی )



بارانی دیگر



از تیره‌ی ترانه‌ی شالیزار
از خطه‌ی‌ منی!
آنجا كه: ابر را
با شاخه‌های خاطره پیوندی ست
و سبزه‌ی سفال
آئینه دارِ شادی باران است
آنجا
آن درختِ كهنْ سال
نام ترا
هنوز
با غروب
می‌گوید.

(رضا مقصدی)



پنجره



یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه‌ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین میرسد
و باز می‌شود به سوی وسعت این مهربانی مکرّر آبی رنگ

(فروغ فرخزاد)



ققنوس



دستها می‌سایم
تا دری بگشایم
به عبث می‌پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته‌شان
بر سرم می‌شکند.
می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شب‌تاب
مانده پای‌آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله‌بارش بر دوش
دست او بر در،
می‌گوید با خود
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند.

(نیما یوشیج)



عکس‌روی تو



عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

(حافظ)



حدیث بیقراری


برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌کنم
که چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان ببیند.
گوشی
که صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان بشنود
برای تو و خویش،
روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد
از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوئیم.
(مارگوت بیکل - ترجمه آزاد احمد شاملو)
این جا کسی است پنهان



این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
خود را سپس کشیده پیشان من گرفته
این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده ایوان من گرفته
این جا کسی است پنهان همچون خیال در دل
اما فروغ رویش ارکان من گرفته
این جا کسی است پنهان مانند قند در نی
شیرین شکرفروشی دکان من گرفته
(مولوی)
باز باران


http://s5.picofile.com/file/8120777442/DSC_5%D9%84%D9%84078.jpg




باز باران/ با ترانه
با گوهرهای فراوان
می‌خورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده: ...
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل‌های گیلان
کودکی ده‌ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک ...

(دکتر مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی)



نیلوفر



نیلوفر رویید، ساقه‌اش از ته خواب شفافم هم سركشید
من به رؤیا بودم
سیلاب بیداری رسید چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی‌ام پیچیده بود
در رگ‌هایش من بودم كه می‌دویدمهستی‌اش در من ریشه داشت
همه من بود
كدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد

(سهراب سپهری)



گیلان، اوی گیلان



کو ستاره فان درم تی چومانه سویانده؟
کوزیمینا سربنم عطرتی زانویانده؟
می پاتان آپیله سوغات می پابراندگی
کویتا کوچا دوارم می کوچیکی بویا نده
بائید آی دس براران ئیپچه می لبلا بیگیرد
هه چینهی کول ده بدا میشانه، چانچویانده

شیون فومنی


بهار، بهار است
و بر سرِ سبز كردن شاخه‌ها نیست
برف، برف است
هواى شكستن شاخه‌هاى درخت را ندارد
برگ را، به تمنا
نمی‌شود از ریزش باز داشت
با فصل‌هاى سال همسفر شو
سقفى دارد بهار
كف یخبندان‌ها ناپدید است.

(شمس لنگرودی - ملاح خیابان‌ها)

 




شعراز: رمضان خوشنما خطبه سرا "باغرو"

باغرو داغ خطبه سرا


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا






 


طاهر سجادی
سه شنبه 20 مهر 1395 03:00 ب.ظ
سلام بر مدیر پر بیننده وبلاگ بنده حداقل یک بار به وبلاگ شما سر میزنم مطالب بسیار خوبی دارد موفق و پیروز باشید.
پاسخ قارانقوش : سلام ممنون و متشكرم





نظرات() 

بازدید باستان شناسان ایرانی و اتریشی از تپه باستانی آناقیزلی چورس شهر چایپاره

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 26 مهر 1395-12:20 ق.ظ

هیئت تخصصی پژوهشکده باستان شناسی کشور از عملیات کاوش در تپه باستانی روستای چورس شهرستان چایپاره بازدید کرد.


%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%b2%d9%84%db%8c


حمیده چوبک رئیس پژوهشکده باستان شناسی کشور و هیئت همراه، روز شنبه با حضور در روستای چورس شهرستان چایپاره، از عملیات کاوش در تپه باستانی این روستا که توسط هیئتی مشترک از باستان شناسان ایرانی و اتریشی در حال انجام است، بازدید کردند.

در این بازدید، رئیس پژوهشکده باستانی کشور ضمن قدردانی از همکاریهای استان آذربایجان غربی در خصوص شروع عملیات کاوش، از هیات مشترک ایران و اتریش خواستار ارائه برنامه ۱۰ساله شده و نسبت به تامین اعتبار هزینه های آن تاکید کرد.

حمیده چوبک هم چنین در بازدید از عملیات کاوش تپه باستانی روستای چورس، بر اهمیت حفاظت فیزیکی محوطه تپه و تعیین حریم  آن تاکید کرد.

براساس این گزارش، در ادامه این بازدید رئیس پژوهشکده باستانی کشور و هیئت مذکور ضمن بازدید از حمام تاریخی بیگ جوان چایپاره و همچنین قلعه باستانی بسطام از همکاریهای شایسته فرماندار شهرستان چایپاره در زمینه اختصاص امکانات برای راه اندازی پژوهشکده بسطام و همچنین کارگاه عملیاتی کاوش روستای چورس قدردانی کردند.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی و فرماندار شهرستان چایپاره در این سفر هئیت مذکور را همراهی کردند.






نظرات() 

اشنائی بانام مكان های خطبه سرا /باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 24 مهر 1395-01:01 ق.ظ

آنامین آغ ســاچینا جانـیمی قربان دئمیشم

سحر آخـشام یورولان اللرینه جان دئمیشم
قدریوی من بولَنه سن نه قوجالدین آنا جـان
آنامین بیر باخیشین دردیمه درمان دئمیشم
یاشاسین انالاریوردی انایوردم خطبه سرا


مادران فداکار گیلان
 
دهنز یعنی  دریا
خزر دریاسی
یه معنای دریای حزر است كه بزرگترین دریاچه حهان است.
كیشلیك كه به معنای محل رویش درخت كیش(شمشاد) است و افرادی كه در این منطقه به زبان بدوی سرزمین تالش كه به علت عدم برخورداری از قواعدو گرامر مدرن و خط و كتابت در حال ازبین رفتن است ولذا می باید روشنفكران تالش كه به زبان اذری تكلم می كنند در جهت احیای این زبان بدوی و باستانی كه با زبان اوستائی هم ریشه بوده وزبان اوستائی هم بدلیلی كه درباره قواعد دستوری متذكر شدیم علی رغم داشتن خط و كتابت ازبین رفته است ،صحبت می كنند مهاجر بوده و از عنبران محله اردبیل به این محل امده اند وسابقه سكونت اینان در این مخل كمتر از7
0سال است و اینان مردمانی بسیار شریف و زحمتكش وفعال می باشند .
كالو
بنابرگفته معمرین به علت سایه بودن و كمتر افتاب گیربودن معمولا میوه هایش دیررس و كال بوده اند به قول انان محل كشاورزی و باغداریش در زمان قدیم افتاب گیرنبوده وبه قول معروف( قوزی) بوده است .كال و قوزی در زبان اذری تالش ها به معنای نارس و مخلی كه كمتر افتاب می گیرد می باشد.
اشیك اغاسی
بزرگترین محله خطبه سراست وبدون توجه به این مخل خطبه سرا قابل مطرح شدن نمی باشد!این ایل به دنبال شورش خانهای تالش برعلیه دولت مركزی كه در راستای تضعیف دولت مركزی و مقتدر ایران بوسیله روس ها صورت می گرفت توسط نادر شاه از استان فارس به علت ترك بودن (چون ترك ها به نادرو یك پارچگی ایران زمین وفاداربودند) به این منطقه جهت حراست از یك پارچگی ایران زمین و مقابله با توطئه روسیه منتقل شده است و لذا خان های منطقه همیشه با این قوم ایرانی الاصل و وطن پرست جنگ و درگیری داشته اند برخی اسنادو شواهدحكایت از حركت این ایل قبل از پادشاهی نادرودر زمان صدارت نادر به خطبه سرا را دارد!

هله دومه

دومه یعنی پیچ و هل هم به معنای سرخس می باشدوبه معنای پیچ سرخس زار می باشد.

هله سو

سور به معنای اب و هل هم به معنای سرخس است یعنی چشمه یا ابی كه در منطقه سرخس زار جاریست.

باباسرا

سرزمین و یا خانه پدری

زیره قلم 
منطقه ای در همسایگی چیبینیگ و در غرب كشاوراست كه حالت دیده بانی از منطقه را داردو بركل منطقه مشرف است نام واقعی اش زیر قلعه است و لی اشتباها زیره فلم و یا باغ ازگیل معنا شده است در ضمن اثارقلعه درمنطقه تا سالها پیش موجود بوده است كه در اثر كشت محل از بین رفته است در ضمن باغ زیبای سردار پوریوسفی در این منطقه موجود بوده و ایشان شواهدی بر قلعه بودن اینجا به خاطردارند.

بوبوسو
اب یا چشمه ای كه مربوط به پدر بزرگ است .
كلبه
محلی كه دارای كلبه است.
داغ دیوی

زمینی كه در پائین كوه واقع است

بوراسرا

بور به معنای بوته تمشك است یعنی تمشك زار و بوروخ

كشاور محله
كش در زبان اذری تالش ها به معنای چشمه است و به معنای سرزمین پراز اب و چشمه است و این محل دارای حدود 10 تا چشمه است و یك رودخانه پرابی بوده كه در فصل بهار ماهی ازاد صید می شده است هیچ محلی به اندازه این محل چشمه ندارد!

باغ یری

منطقه بین كشاورمحله و باباسرا به معنای نخل باغ و گندم زار بوده است


دمیرریك

محل رویش درخت انجیری (دمیر اغاجی) محلی بین بوراسراو كشاور محله


دعوالی یر

محلی نزدیك دمیرریك به خاطر داشتن وراث زیاد به محلی كه م دعی زیاد دارد معروف بوده است.

سوست

به علت داشتن زمین باتلاقی و سست بودن خاك وبه قول محلی ها سوجاق بودن به این نام معروف گشته است

نصیر اوجوری

اجرگاهی كه به نصیر بیگ ازسران ایل اشیك اغاسی متعلق بوده است.

شونده بور

محلی كه شوند(اقطی) و بور یعنی بوته تمشك دران بسیار رشد می كند محلی بین باباسرا و گول می باشد.

متالا چول 

چول به معنای چاله است و متال هم نام محلی درختی در زبان اذری تالشی است یعنی زمین پستی كه درخت متال رشد می كند

گول 
درمسیر ییلاقی كشاورو باباسرا به مظله كم و برزه بیل است وبه معنای استخرو بركه در زبان اذری تالش است


مظله كم به معنای محل چادر نشین(پوری یری)  ومنطقه ای بین گول و بیله پشت است.


پوری یری

محل برپا كردن پوری در زبان اذری تالش است.

مسجد قاباغی

محلی روبروی مسجد

بولاغ باشی

به معنای سرچشمه است و در محلی كه چشمه وجود داشته باشد محلی نیز به این نام وجود دارد.


تپه باشی

منطقه ای در بالای تپه را گویند
نارنج اسلانان 

محلی كه نارنج اویزان شده است .


صوفی اتانان
محلی كه صوفی پریده است


چای غراغی

كناره رود خانه محلی در كناردریا و دربین ترك محله وخواجه كری خطبه سرا نیز نیز وجود دارد.

دهنز غراغی

كنارساحل دریا را گویند

دهنه

محل برخود دریا با رود خانه

توركه محله
محله ترك های مهاجر

چویانا محله 
محلی كه قبلا چوپان ها اطراق می كردند

قارا میشه

به علت داشتن درخت خارداری به نام قارا تیكان به این نام معروف است

اووا سنگ

محلی در ساحل بوراسرا به معنای اب دریا كه سنگلاخ است.

مردوب
به معنای مرداب منطقه ای بین سوست و بوراسراكه برنجزار معروفیست

ونه 
در زبان اوستابه محلی كه كلبه محقری وجود داشته باشد گویند ونك تهران وونه بین استارا نیز از این جهت نام یافته اندودر جوكندان هنوز این واژه استعمال دارد.

ووزمه یا ووزما

 به محلی كه در معرض بادخزری باشدگویند
خانلیق یولی
راهی كه بدستو رخاها ساخته شده باشد.

كیچیك تربه
تربه كوچك
اون ایكی علمدار تربه سی
تربه دوارده علمدار
كلات 
ا به معنای قلعه است كه كلات نادری شهره عام وخاص در استان خراسان است.
بنون 
 یعنی زمینی كه قلعه مانند باشد.
انبو
 زمینی كه باغات داشته باشد.
تنبو 
زمینی كه دارای میوه متنوع باشد.
تمیشه لانه
تمیشه شهرباستانی دركناردریای خزركه در حمله اعراب از بین رفته است .
شاه میلرزان
گویا درختی در انجا (برروی ارامگاه شیخ محمود دینوری )وجود داشته كه بین زمین و اسمان قرارداشته كه با دست تكان می خورده است
لازم است بدانیم دینور مركز و خاستگاه تصوف بوده است.
كوستان 
به معنای كوهستان است

عظیم تربه سی
تربه یا زیارتگاهی كه عظیم ساخته است
بیله پشت 
ابادی پشت كوه
ونه پشت 
ابادی كه دارای كلبه های كوچك و محقرباشد را گویندودر پشت كوه و یا زمین بلندی واقع باشد
برزه بیل
محل ویا ابادی كه سرزمین كشت و ذرع باشددر زبان باستان برزه به معنای كشت و بیل به معنای ابادی و محل و سرزمین است.
انا بولاعی 
چشمه ای كه پراب باشد وچشمه های دیگر از ان اب بگیرند.
هفت چشمه
هفت تا چشمه در انجا جاریست.
كنه دی
كنهدی همان كهنه ده یا ده قدیمیست
حلج لر
محل اطراق خلج ها
بیزیر
ابادی پائین دست
كومیرلیك
به روایتی محل تولید كومور و ذغال بوده و به روایتی دیگر حكم گمرك مابین تالش و اذربایجان(گمریكلی) بوده است .
هرتنگ
راه باریك سنگی را گویند.
سوباتان
محلی كه اب رد انجا فرو می رود و ربطی به سوالا كه به معنای گلپراست نداردو فرورفتن اب در این منطقه اظهر من الشمس است و صرف رو یش
چندبوته گلپر كه خیلی از جا های تالش می تواند رشد كند نمی تواند امر مهم فرورفتن اب در زمین را كه به باور قدیمی ها گویا در قلعه صلصال بیرون می اید را تحت الشعاع قراربدهد.
اگر درمحلی هم شیر زندگی بكند و هم خرگوش ،مطمئنا ان مخل به نام شیر نامگذاری می شودنه خرگوش !
اولاس خونی
چشمه ای كه در زیر درخت اولاس (ممرز )واقع است
سویوخ بولاغ

چشمه ای كه اب سرد دارد
ایوب اوچان 
جائی كه ایوب سقوط كرده است
میریش یودری
جانی كه یورد ویا محل اطراق و زندگی میریش (میرابیش)بوده است.

ولی اباد
محله ای كه به نام ولی است.
اهارباهار(اخار باخار)
ازسرزمینیكه بگذری به جائی می رسی كه سرزمین و مناظر دیگر مشاهده می شود.
قوروق چائی
رودخانه ای كه در محلی كه قوروخ یا قروق شده است جاری باشد.
باغرو تربه سی
تربه ایكه در باغرو قرار دارد.
.jpg

باغرو و یا بغرو.
محلی كه چنان باران شدیدی ببارد كه انسان رازهره ترك نمایدبغرو یا باغرو گویند.
باغر درتركی اذری یعنی جگر و كبد
باغرما یعنی طوری فریاد مكن تا جكرت پاره شود/باغری چاتادی یعنی جگر یا كبد ش از شدت ترس و گریه شدید پاره شد.
زین كت
سنگی كه شبیه زین اسب است.در انجا قراردارد.
گلین داشی
سنگی كه شبیه عروس است در انجا واقع است.
بشیك داشی
محلی كه سنگی شبیه به گهواره دارد
سوالا پشت یا زوغالا پشت
برخی رویش سوالا را در انجا اساس نامگذاری می دانند در حالیكه در برزه بیل بیشتر سوالا رویش دارد تا انجا و لی در جنگل های اطراف ان سوالا رویش
دارداما عقیده بنده براین است كه چون این منطقه بسیارافتاب تندی داشته و اوقات ظهر بسیار گرم شده و به قول اهالی زوغالا می شودولذا به معنای
پشته ایست كه زوغالای شدیدی دارد.
جهنم رو
محلی بسیار بد یمن و بد مسیر را گویند.
لیسارا
به علت داشتن رود پراب قسمتی از ان ابگیربوده و گیاه لی و یا نی رویش داشته است.
ركوع محله 
به علت سابق دراز در سكونت روحانی در این محل و به خاطر نمازو عبادت و ركوع در نماز به این نام موسوم گشته است!

برزو 
كوه بلند و پرشیب را گویند
توته باغ
محلی كه توت فراوان داشته باشد .
باش لیسارا
محلی كه بالای محله لیسارا باشد در ضمن گیاه لی در این منطقه نیز به خاطر رود پراب لیسارا كه از برزو جاری می شود .رویش داشته است.
تربه گورسنن
جائیكه تربه دیده می شود.
یاستی یول
راهی كه هموار و افقی باشد.
گولوما
گولومایاغلام محله است.
میسه چولی 
زمینیكه خاكش شبیه مس است.
سفلی كم 
كمره كوه سفلی یاپائینی 
بنون یوگوشی
سربالائی بنون
علی چول
زمین پستی كه به اسم علی نام گذاری شده است.
چیبینیگ
محلی كه زنبور عسل فراوان دارد
بند
یال كوه را گویند.
دروازه ایچی
محلی در ابتدای اشیك اغاسی است /داخل دروازه
بره اغزی
محل ورودی دروازه
الچالق
محل رویش الوچه
هندل لوق
محل رویش هندل یا تمشك
یوخاری محل 
محله بالائی
اشاقا محل 
محله پائینی
ای قلعه سی
قلعه خرس
نونجا بیل یا نارنج بیل .نو نجبیل
جائیكه نارنج رشد می كند. 
خطبه سراگل سرسبدسرزمین تالش
محلی كه در انجا خطبه خوانده شده است كه برخی معتقدند اوزون حسن خطبه خوانده است و لی واقعیت اینست كه شیخ صفی الدین داماد شیخ زاهد گیلانی ازمسیر اردبیل هیر/برزه بیل خطبه سرا و یا ازطریق لنكران و دریا به لاهیجان سفرمیكرده است ولذابرای اولین بارایشان در خطبه سرا خطبه خوانده اند
و........

باغرو و یا بغرو.
محلی كه چنان باران شدیدی ببارد كه انسان رازهره ترك نمایدبغرو یا باغرو گویند.
باغر درتركی اذری یعنی جگر و كبد
باغرما یعنی طوری فریاد مكن تا جكرت پاره شود/باغری چاتادی یعنی جگر یا كبد ش از شدت ترس و گریه شدید پاره شد.


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا









نظرات() 

هیئت عزادار حسینی کانون فرهنگی جوانان شیرآباد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 24 مهر 1395-12:52 ق.ظ

 نویسنده : علیرضا کرمی

هیئت عزادار حسینی  کانون فرهنگی جوانان شیرآباد با تعدادی از اعضای جوانان

در مسجد حضرت سیدالشهداء علیه السلام اوتارمحله هر شب به عزاداری و 

سینه زنی می پردازند امسال یک نوحه خوان نیز اختیار کردند تا اینکه برنامه ها را

به بهترین وجه الممکن برسانند./.


















نظرات() 

قردادهای جدید نفتی در زمان رضاشاه هم سابقه نداشته است

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 24 مهر 1395-12:30 ق.ظ


photo_2016-10-14_14-31-46

نماینده شهرستان های تالش ، ماسال و رضوانشهر در مجلس شورای اسلامی در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تالش گفت : قرداد های جدید نفتی دارای یک زمانبندی طولانی است که در زمان رضاشاه هم سابقه نداشته است .


به گزارش مریان خبر ؛ محمود شکری نماینده شهرستان های تالش ، ماسال و رضوانشهر در مجلس شورای اسلامی پیش سنخنران خطبه های با تسلیت ایام شهادت امام حسین (ع) گفت : امام حسین (ع) و یاران باوفای ایشان الگوی شایسته ای برای مردم است .

وی در ادامه صحبت های خود به قراردادهای جدید نفتی اشاره کرد و گفت : قرداد های فعلی با یک زمانبندی محدودی با خارجی ها بسته می شود ولی در اصلاحیه جدید این قردادها از ۵ ساله  به ۳۲ سال افزایش یافته ، یعنی ۳۲ سال حق بهره برداری داره حتی در زمان طاغوت و رضا شاه هیچ قردادهای نفتی بلند مدت نبوده است . این قرداد ۵۰/ ۵۰ می باشد اگر ایران تحریم شود آنها کار را رها می کنندو می روند ولی سود را می گیرند و جریمه تاخیر را ما باید بدهیم علاوه بر این ما باید در این قردادها جدای ۵۰ درصد قرداد ، پاداشی هم برای اکتشاف هر بشکه نفت به اینها پرداخت کنیم . اعتراضات نمایندگان به خاطر همین بود بعضی ها اصلاح شد و بعضی ها اصلاح نشده است .

شکری در مورد برنامه ششم توسعه هم گفت : یک سال برنامه پنجم توسعه  را تمدید کردیم و یک سال از زمان اجرای برنامه ششم گذشت ، لایحه ای که دولت ارائه داده احکام برنامه ششم توسعه است و برنامه نیست با رایزنی ها قرار شد تا خود مجلس برنامه را بنویسد.

وی در مورد شفاف مالی ( FTFA) اظهار داشت : در این گروه شفاف مالی کشورها عضو هستند یعنی هر پولی که ایران برای معامله و خرید از کشورهای دیگر مبادله می کند باید همه کشورهای دشمن ما بدانندو متوجه بشوند که این پول برای کیست در صورت که ملزم به اجرای ان می شویم مثل برجام ، ما تعهدات خود را انجام می هیم ولی طرف مقابل اجرا نمی کند. اخیر آمریکا تصویب کرده ۱۱۵ میلیارد دلار به رژیم صهیونستی کمک مالی کند،  آمریکا با این کمک ها به رژیم جنایتکار صهیونستی عملا این قانون را زیرپا می گذارد.

نماینده تالش در مجلس شورای اسلامی در بخش دیگر صحبت های خود به مشکلات صنایع چوب اسالم وشرکت چوکا اشاره کرد و اظهار داشت : صنایع چوپ در سال ۱۳۳۴ تاسیس شد و این کارخانه لوازم چوپی کل کشور را اعم از مبل و میز وصندلی را تامین می کرد ولی عدم مدیریت و فرسوده شدن دستگاه کار به اینجا رسیده است . سهامداران صنایع چوب معتقدند این شرکت برایشان زیان آور هست و با جلسات متعدد مجاب شدن که این شرکت را توسعه بدهند. و قرار شدتا هفته آینده مطالبات کارگران پرداخت شود؛  چوکا نیز وضعیتی مشابهی همانند صنایع چوب اسالم دارد و احتیاج به نوسازی دارد و از آنجایی که دستگاه ها و ماشین آلات فرسوده شده اند باید نوسازی شودبرای نوسازی باید ماشین آلات از خارج از کشور وارد شود که برای ثبت سفارش مشکل وجود دارد و علی رغم برجام این مشکل حل نشده و دنبال راهکار هستیم

وی در پایان گفت : همه اینها مسکن هستند و باید به فکر توسعه این کارخانه باشیم .






نظرات() 

همه راه‌های درمان نازایی /دكتر فریبا حیدری كهن فوق تخصص نازائی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 24 مهر 1395-12:14 ق.ظ

درمان نازایی,راه‌های درمان نازایی,ناباروری,درمان ناباروری


درمان نازایی و ناباروری، همه راه‌ها و هزینه‌ها
ناباروری و نازایی از جمله مشکلاتی است که این روزها گریبان بسیاری از زوج​های جوان را در سراسر جهان گرفته است. ناباروری​هایی که ناشی از ابتلا به بیماری​، زندگی در شرایط پراسترس و تنش، مصرف غذاها و داروهای شیمیایی و ناسالم و فعالیت در محیط​های صنعتی و آلوده است. اگرچه به باور متخصصان و پزشکان این حوزه، امروز با وجود شیوه​های درمان نازایی و ناباروری متعددی که در جهان و کشور ما ایران وجود دارد، دیگر هیچ زوج جوانی نباید نگران مشکلات و اختلالات ناباروری و نازایی باشد اما با وجود این، هستند زوج​​هایی که به دلیل نداشتن توان مالی برای تامین هزینه​های درمان یا نپذیرفتن شیوه​ها و شرایط درمان ناباروری و نازایی مانند استفاده از تخمک یا لقاح اهدایی امکان ناباروری را برای همیشه از دست می​دهند. با مطالعه این گزارش علاوه بر آگاهی از دلایل و علائم نازایی در زوج​های جوان با روش​های درمانی این اختلال و تاثیر آن در روند زندگی زوج​ها بیشتر آشنا می​شویم.

نکاتی که هر زوج جوانی باید بداند

به چه مراکزی برای درمان ناباروری مراجعه کنیم؟
زوج ​ها برای درمان ناباروری باید به مراکز سرشناس و معتبر در زمینه درمان ناباروری مراجعه کنند. مراکزی که در آنها متخصص ناباروری مردان، متخصص ناباروری زنان و جنین‌شناس وجود داشته باشند و مشکلات و احتمال​هایی که باعث ناباروری در مردان و زنان می​شود به طور کامل بررسی شود. بهترین مراکز، مراکزی هستند که تمامی این بخش​ها در آنها وجود داشته باشد و به صورت تیمی برای درمان ناباروری اقدام ​کنند. در این شرایط بیمار مجبور نیست برای انجام آزمایش​های مختلف و تکمیل پرونده​اش به مراکز درمانی مختلف مراجعه کند. مراکزی که در وهله اول تشخیص درستی از ناباروری و دلایل ناباروری مراجعان خود داشته باشند و با بهترین انتخاب برای درمان آنها اقدام کنند. به طور کلی مراکز درمانی داریم که موفقیت در آنها 10 درصد است و مراکزی که موفقیت در آنها بیش از 30 درصد است. مشخص است که اگر به مراکز درمانی دوم مراجعه شود، نتیجه بهتری به دست خواهد آمد. بنابراین با مشاوره با پزشک و انجمن​ ناباروری می‌توان با مراکز معتبر و صاحب​نام در زمینه درمان آشنا شد و برای درمان به آنها مراجعه کرد.

از اهمیت روند درمان چه می‌دانید
یکی از مهم‌ترین نکاتی که موفقیت روند درمان را بیشتر می​کند، رعایت فاصله درمان​هاست. در صورتی که فاصله درمان​ها رعایت نشود احتمال از بین رفتن تاثیر داروها در زوج زیاد می​شود و روند درمان با اختلال​هایی روبه‌رو می​شود که بر نتیجه درمان نیز تاثیر می​گذارد. این مسئله با توجه به هزینه​های سرسام‌آور درمان ناباروری در کشور بار مضاعفی را بر مشکلات زوج​ها اضافه می​کند. از سوی دیگر با توجه به افزایش سن زوج بهتر است آنها روند درمان را به تعویق نیاندازند زیرا شانس درمان برای زنان 40 ساله 10 تا 15 درصد و برای زنان 25 تا 32 ساله 30 تا 35 درصد است.

این نکته را جدی بگیرید
زوج ​های نابارور باید توجه داشته باشند که در حال حاضر 50 مرکز برای درمان ناباروری با حضور متخصصان مختلف در حوزه تشخیص و درمان در کشور فعالیت می​کنند که انتخاب بهترین آنها باید با مشاوره و بررسی با صاحب​نظران این حوزه انجام شود. چرا که مراجعه به مرکزی که توانایی کامل در تشخیص و انتخاب درمان مناسب برای زوج​ها را نداشته باشد صرفا تلف کردن وقت مفید، صرف هزینه​های گزاف و در نهایت تشخیص نادرست علت ناباروری و دستکاری​های بیهوده بدن زن و شوهر است که هرکدام می​تواند تاثیر‌های منفی بر روند درمان ناباروری آنها داشته باشد.

هزینه​های درمان چقدر است؟
از آنجا که بسیاری از تجهیزات و داروهایی که برای درمان ناباروری در کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد وارداتی است، تحریم​های اخیر تاثیر زیادی بر هزینه​های تامین دارو و تجهیزات داشته و این مسئله موجب شده تا هزینه​های درمان ناباروری دو برابر شود. در حال حاضر هزینه هر دوره درمان ناباروری اعم از دارو، خدمات پاراکلینیکی و اتاق عمل بسته به میزان مشکلات زوج​ها بین 5/2 تا 5 میلیون تومان است و هر زوج برای درمان باید 3 تا 4 دوره درمانی را پشت سر بگذارد که بخشی از این هزینه​ها مربوط به بخش تشخیص دلایل نازایی برای برخی از زوج​هاست. در این شرایط جراحی​های تشخیصی به زوج​ها توصیه می​شود که در کنار سونوگرافی و آزمایش​های مختلف حدود 50 تا 500 هزار تومان هزینه دارد. مابقی هزینه​ها در بخش درمان مربوط به داروهایی است که باید توسط زوج مصرف شود. نسخه‌ها و داروهایی که گاهی باید 3 تا 4 بار برای درمان قطعی برای زوج تجویز شود.

متخصصان چه می​گویند

از ناباروری بیشتر بدانید
در تعریفی که سازمان جهانی بهداشت who درباره ناباروری مطرح کرده که به عنوان تعریف کلی ناباروی مورد استفاده قرار می​گیرد، زوجی که یک سال به صورت مداوم و بی​وقفه بدون استفاده از هیچ وسیله پیشگیری برای بچه​دار شدن تلاش کنند و بارداری صورت نگیرد، در این حالت آنها باید نزد متخصص ناباروری بروند تا موقعیت خود را بررسی کنند. نکته مهم این است که زوج باید یک سال به طور مستمر برای بچه​دار شدن اقدام کند. به این ترتیب با شروع سیکل قاعدگی خونریزی آغاز می​شود و همزمان با ریختن لایه​های داخل رحم و ساخته شدن لایه​های جدید تغییرات هورمونی نیز در بدن اتفاق می​افتد و مکانیسم آماده شدن تخمک در بدن انجام می​شود. به این ترتیب در هر سیکل قاعدگی 10 تا 20 تخمک بالغ می​شود و در نهایت یک تا 2 عدد از آنها آزاد می​شود. در این شرایط یک روز بعد از رابطه زناشویی، اسپرم خود را به لوله​های رحمی که تخمک در آنجا مستقر است می​رساند و سرانجام بارداری شکل می​گیرد. در این شرایط نیز پس از لانه​گزینی جنین در رحم شکل می​گیرد. اما اگر بعد از 19 روز اسپرم به تخمک نرسید و بارداری شکل نگرفت و این روند 12 بار بعد از سیکل​های قاعدگی زن تکرار شد، باید احتمال نازایی مورد بررسی قرار گیرد. نمی‌توان به راحتی به زوج یا یکی از زوجین برچسب ناباروری زد.

دلایل ناباروری در زنان و مردان
دلایل مختلفی احتمال ناباروری را در مردان و زنان به وجود می​آورد. بروز هر یک از این احتمال​ها می​تواند بارداری را در زوج دچار اختلال کند. در این شرایط نیز متخصصان پس از 12 بار تکرار تلاش برای بچه​دار شدن، در صورت به دست نیامدن نتیجه به زوج اعلام می​کنند که احتمال ناباروی آنها به یکی از دلایل زیر وجود دارد و آنها برای درمان باید اقدام کنند.

* گاهی ممکن است اسپرم سالم وجود نداشته باشد یا شکل مناسب را برای باروری نداشته باشد.


* در برخی شرایط اسپرم فعال و محرک وجود ندارد.


* اسپرم در مسیر رسیدن به رحم از بین برود یا امکان رسیدن اسپرم به تخمک وجود نداشته باشد.


* عوامل مناسب برای لقاح وجود نداشته باشد که در این شرایط باید فاکتورهای مناسب در اسپرم و تخمک وجود داشته باشد.


* در برخی موارد تخمک سالم وجود ندارد یا لوله​های رحمی دچار اختلالی هستند که مانع رسیدن تخمک به اسپرم می​شود.


* گاهی محیط مناسب برای لقاح وجود ندارد و رحم شرایط لازم را برای باروری ندارد.


در چه شرایطی باید فورا برای درمان اقدام کرد؟
شرایطی برای مردان و زنان وجود دارد که در صورت بروز آنها نیاز به 12 بار تلاش برای بچه​دار شدن به مدت یک سال نیست و زوج باید هر چه زودتر برای درمان اقدام کند.

* در صورتی که بیضه مرد دچار عفونت ناشی از جراحی شده باشد یا ضربه خورده باشد.


* اگر رویش موها در بدن مرد به صورت نرمال و طبیعی نباشد.


* مردانی که دچار کوتاهی یا بلندی قد مفرط هستند.


* افرادی که سابقه ناباروری در خانواده آنها وجود دارد نیز باید مانند گروه‌های قبلی باید زودتر برای درمان اقدام کنند.


* زنانی که سابقه جراحی در ناحیه شکم داشتند یا سابقه چسبندگی در ناحیه شکم داشتند نیز در این گروه​اند.


* در صورتی که سن زنی از مرز 35 گذشته باشد یا سن زوج به طور کلی بالا باشد نیز باید سریع​تر برای درمان اقدام کند و نیازی نیست تا 12 مرحله را پشت سر بگذارد.


دلایل ناباروری در دنیای مدرن را بشناسیم؟
متخصصان و کارشناسان ناباروری در سراسر جهان برای ناباروری در میان زوج​ها دلایل مختلفی را می​شناسند:

سن زوج مهم‌ترین فاکتور
امروزه در دنیای مدرن دلایل مختلفی برای ناباروی مردان و زنان وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آنها از دیدگاه متخصصان و کارشناسان سن زوج است. زوج​ها باید توجه داشته باشند که میزان باروری زنان در زیر 25 سال بیش از 80 درصد و در زنانی که از مرز 35 سالگی گذشته‌اند به کمتر از 50 درصد می​رسد. چرا که در این سن و سال احتمال محدود شدن تعداد تخمک​ها وجود دارد؛ عاملی که خود به تنهایی می​تواند موجب کاهش باروری و افزایش خطر ناهنجاری​های مادرزادی در جنین و نوزاد شود. علاوه بر این، مردان بالای 35 سال است در مقایسه با مردانی که سن آنها کمتر از 35 سال است شانس باروری کمتری دارند و احتمال افزایش ناهنجاری​های کروموزومی در فرزندان آنها بیشتر است.

آلودگی​های محیطی و صنعتی
یکی از مواردی که می​تواند تاثیر زیادی بر ناباروری مردان داشته باشد، آلودگی محیطی، صنعتی و آلودگی هواست که موجب کاهش میزان اسپرم و ضعف آنها در باروری می​شود. تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام شده که از میان آنها می​توان به تحقیقات انجمن طب تولیدمثل ایتالیا اشاره کرد که در تحقیقاتش زندگی​شهرنشینی و قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا ناشی از رفت و آمد خودروها را در سطح شهر از جمله دلایل کاهش و ضعف اسپرم مردان برای باروری معرفی کرده​اند. آنها زندگی شهری و بی​تحرکی شدید و چاقی را از مهم‌ترین عوامل آسیب رساندن به سلول​های جنسی مردانه می​دانند.

چاقی و افزایش ناباروری در زنان
مطالعات متعددی در جهان انجام شده که نشان می​دهد زنان چاق یا مبتلا به اضافه وزن در مقایسه با زنانی که وزن طبیعی و استاندارد دارند، مدت زمان بیشتری را برای باردار شدن لازم دارند. ضمن آنکه احتمال ناموفق بودن بارداری در گروه زنان چاق نیز بیشتر است. به گفته متخصصان اضافه وزن درمردان و زنان منجر به افزایش میزان هورمون​ها در بدن آنها می​شود و این هورمون​ها فرآیند باروری را تحت تاثیر قرار می​دهند. در حقیقت ترشح غیرطبیعی هورمون​ها می‌تواند منجر به افزایش وزن و تاثیرات منفی بر تولید سلول​های جنسی مردان و زنان شود. به گفته محققان تجمع سلول​های چربی در بدن بر تنظیم تخمک​گذاری در زنان و همینطور بر تولید اسپرم در مردان ضروری است. و این روند می​تواند بر ناباروری آنها تاثیر بگذارد.

نقص عملکرد تخمدان در زنان
یکی از شایع​ترین دلایل ناباروری نقص تخمک​گذاری در زنان است. این حالت معمولا به دلیل نقص در عملکرد هیپوتالاموس و در نتیجه اختلال در تحریک غده هیپوفیز زنان به وجود می​آید. استرس، تروما، افزایش یا کاهش وزن شدید، بی​اشتهایی یا اختلال در خوردن غذا، فعالیت​های ورزشی سخت از جمله عوامل تاثیرگذار در فعالیت تخمدان​هاست که با بررسی بیماری​های زمینه‌ای و همین​طور اصلاح شیوه و سبک زندگی و مشاوره با متخصص زنان می​توان تا حد زیادی برای درمان و پیشگیری از بروز این اختلال اقدام کرد.

سیگاری​ها سخت بچه​دار می​شوند
بر اساس تازه​ترین تحقیقات پزشکی کشیدن سیگار و دخانیات توسط مردان توان باروری را کاهش می دهد. این اتفاق در شرایطی که مردان در سن باروری قرار دارند و تصمیم دارند صاحب فرزند شوند تاثیر بیشتری دارد. چرا که از دیدگاه این متخصصان کشیدن سیگار می​تواند آسیب جدی به اسپرم​ها وارد کند و از طرفی با افت توانایی اسپرم​ها موجب بروز اختلال در باروری زوجین شود. علاوه بر مادران سیگاری، زنان سیگاری نیز احتمال باروری خود را دستخوش تغییر قرار می​دهند. زنان سیگاری در صورتی که در سنین بالاتر از 30 قرار داشته باشند با هر سیگاری که می​کشند احتمال بارداری خود را کم و کم​تر می​کنند.


بیمه جبران هزینه ناباروری و نازایی چیست؟
با توجه به فناوری​های جدید در حوزه تشخیص و درمان نازایی و ناباروری امیدها و دریچه​های جدیدی در زندگی بسیاری از زوج​های نابارور گشوده می​شود، به گونه​ای که امید به زندگی و بهبود کیفیت و روند زندگی آنها موجب افزایش نشاط و شادابی آنها نیز می​شود. بیمه درمان نازایی و ناباروری زوجین این روزها نقطه روشنی را در زندگی زوج‌های نابارور به همراه داشته است.

زوج​هایی که مجبور به تامین هزینه​های کمرشکن درمان نابارویی هستند و برای تامین این هزینه​ها مشکلات زیادی دارند. سازمان بیمه خدمات درمانی و بیمه البرز از جمله بیمه​هایی هستند که خدمات طرح ناباروری و نازایی را به زوج​های جوان ارائه می‌دهند. با کمک این بیمه زوج​ها می​توانند جبران آن بخش از هزینه​های درمانی که برای درمان ناباروری و نازایی اعمال کرده​اند و همین​طور هزینه​های جانبی آن را جبران کنند. براساس اساسنامه این طرح تمام زوج‌های جوانی که برای بار اول ازدواج کرده​اند و بیش از 4 ماه از تاریخ رسمی ازدواج آنها نمی‌گذرد و سن خانم کمتر از 40 سال است می​توانند از بیمه جبران هزینه ناباروری و نازایی استفاده کنند.

روش​های درمانی ناباروی کدامند؟
متناسب با دلایل و علت​های مختلفی که برای ابتلا به ناباروری و نازایی در مردان و زنان وجود دارد، شیوه‌های مختلفی برای درمان نازایی و ناباروری وجود دارد که متناسب با علت بیماری توسط متخصص به بیماران توصیه می​شود.

تحریک تخمک​گذاری
این شیوه در مورد زنانی به کار گرفته می​شود که مبتلا به اختلال تخمک​گذاری هستند و برای به دست آوردن تعداد کافی تخمک به منظور انجام سیکل درمانی نیازمند استفاده از روش‌هایی مانند IUI، IVF و ICSI می​شوند. به این ترتیب آنها در دوره‌های درمانی که پیش​رو دارند با استفاده از دارودرمانی و هورمون درمانی اختلال تخمک​گذاری را پشت سر می​گذارند.

میکرواینجکشن
در شیوه میکرواینجکشن که یک شیوه تخصصی و موثر برای درمان ناباروری با علت مردانه است، پیش از هر چیز تخمدان​ها توسط داروهای محرک تخمک​گذاری تحریک می​شود و پس از آماده‌سازی تخمک​ها یک اسپرم در شرایط آزمایشگاهی خاص به داخل تخمک تزریق می​شود و تقریبا پس از 48 ساعت جنین‌های تقسیم شده و مناسب به داخل رحم زن انتقال داده می​شود.

لقاح خارج از رحمی
IVF که از آن با عنوان لقاح خارج رحمی یاد می​شود، یکی از شیوه​هایی است که برای درمان نازایی مورد استفاده قرار می​گیرد. در این شیوه لقاح خارج رحمی یا باروری در محیط آزمایشگاه انجام می​شود. این روش در شرایطی که لوله​های رحمی آسیب​دیده باشند یا اختلال در عملکرد آنها مشاهده شود از سوی متخصص به بیمار توصیه می‌شود. این شیوه نه تنها در مورد زنان مبتلا به مشکلات و اختلالات تخمدانی بلکه در برخی موارد درباره ناباروری​ها با علت مردانه نیز به زوج‌ها توصیه می​شود.

IUI
در شیوه درمانی IUI اسپرم​های فعال پس از جداسازی و آماده​سازی به شکل مصنوعی همزمان با تحریک تخمک​گذاری به رحم هدایت می​شوند. در این شیوه از آنجا که تحریک تخمک​گذاری با سونوگرافی​های متعدد در روزهای متوالی یا با اندازه​گیری هورمون​های جنسی موجود در ادرار مشخص می​شود و متناسب و همزمان با ورود اسپرم این اتفاق انجام می​شود، بنابراین احتمال بارداری و باروری زیاد است.

روش​های جایگزین برای درمان ناباروی
گاهی پیش می​آید که زوج​ها پس از بررسی​های مختلف و تجربه روش​های درمانی متعدد به این نتیجه می​رسند که باید از شیوه​های جایگزینی برای درمان ناباروری و نازایی از قبیل استفاده از تخمک، جنین اهدایی یا رحم جایگزین استفاده کنند. در این شرایط در صورت احراز ضرورت درمان به روش جایگزین مرکز درمانی برای انتخاب اهداکنندگان و دریافت​کنندگان شرایطی را در نظر می​گیرد که در صورت برآورده شدن آنها مشاوره نهایی برای انجام کار با متخصصان رشته‌های مختلف زنان زایمان، جنین شناسی، آندرولوژی، غدد، داخلی، ژنتیک، عفونی و روانپزشکی انجام می‌گیرد.

از اهداء​تخمک چه می​دانید
در شرایطی که برخی از زوج​ها به دلیل عدم پاسخ تخمدان​ها و بروز اختلال در تولید تخمک​ها در زن، از داشتن فرزند محروم می​شوند، با کمک این شیوه​ می​توان فرصتی را برای آنها فراهم کرد تا تجربه بچه​دار شدن را در زندگی داشته باشند. بنابراین در برخی مراکز درمان ناباروری و نازایی اهدا تخمک که شامل تهیه و جمع​آوری تخمک از زن اهدا کننده و باروری آن تخمک در آزمایشگاه با اسپرم مرد و انتقال جنین​​ها به رحم زن نابارور است، صورت می​گیرد.

حال باید دید که اهدا تخمک در چه شرایطی و برای چه گروهی از زنان انجام می​شود:

* زنانی که مبتلا به بیماری​ نارسایی زودرس تخمدان هستند یا تخمدان‌های آنها به دلیل سابقه جراحی از بدن خارج شده یا سابقه درمان بیماری با شیوه​های شیمی​درمانی و پرتو درمانی دارند می​توانند از این شیوه جایگزین برای درمان استفاده کنند.


* افرادی که با توجه به تحریک تخمک​گذاری و مصرف داروهای تجویز شده پاسخی از سوی تخمدان​ها دریافت نمی​کنند و زنانی که به ذخیره پایین تخمدان مبتلا هستند.


* زنانی که سقط مکرر غیرقابل درمان و شکست​های مکرر روش​های باروری خارج رحمی را تجربه می​کنند و دست کم 3 بار ناموفق بوده​اند.


* افراد مبتلا به بیماری ژنتیکی که بیماری از طریق مادر به فرزند قابل انتقال است و با استفاده از روش​های آزمایشگاهی در دسترس و تشخیص متخصص ژنتیک بیماری قابل شناسایی و درمان نیست، در این شرایط نیز می​توان از درمان‌های جایگزین استفاده کرد.


* در افرادی که ناباروری در سنین بالا را تجربه می​کنند در صورتی که زن بیش از 40 سال داشته باشد نیز این شیوه توصیه می​شود.

شرایط اهدا جنین را بدانید
بسیاری از زوج​ها به دلیل ابتلا به مشکلاتی از قبیل نداشتن تخمک یا اسپرم سالم، یا عدم امکان باروری جنین یا مشکلات دیگر برای تشکیل جنین بیولوژیکی مجبور به استفاده از گامت اهدایی یا جنین اهدایی می​شوند. در این شرایط جنین در رحم زن گیرنده شکل گرفته و بزرگ می​شود و به این ترتیب هم زن و هم جنین تعلق خاطر بیشتری به عنوان مادر و فرزند به یکدیگر احساس می​کنند. اهدا جنین یا تخمک در هر صورت با توجه به قوانین و راهنمایی​های اخلاقی انجام می‌گیرد و مشاورانی پیش از انجام کار درباره مسائل پزشکی و اجتماعی این موضوع با خانواده​ها صحبت می​کنند و در نهایت پس از بررسی​های نهایی و آگاه​سازی​های لازم اهدا جنین برای زوج صورت می​گیرد.

رحم جایگزین راه​حلی دیگر
یکی از دلایل ناباروری و ناتوانی مادر عدم توانایی او در حمل، نگهداری و پرورش جنین در رحم است. در این شرایط استفاده از رحم جایگزین از سوی متخصصان ناباروری به زوج توصیه می​شود. استفاده از رحم جایگزین زمانی ضرورت پیدا می​کند که زوج همه شرایط دخیل در شکل​گیری فرزند را دارند و تنها به دلیل فقدان رحم سالم، امکان بچه​دار شدن از آنها سلب شده است. در این شرایط تکنولوژی لقاح خارج رحمی انجام می​شود و جنین حاصل از لقاح تخمک مادر و اسپرم پدر متقاضی درمان به رحم شخص ثالث که قرار است از رحم او به عنوان رحم جایگزین استفاده کنند، منتقل می​شود.

در شرایطی که زوجین با مسئله نازایی و ناباروری روبه‌رو می‌شوند متناسب با روحیات و ویژگی‌های شخصیتی رفتار متفاوتی از خود بروز می‌دهند. اولین واکنش زوج‌ها در مقابل ناباروری و نازایی مسئله «انکار» است. در این شرایط گاهی یکی از زوجین یا هر دو آن‌ها نمی‌توانند این مسئله را بپذیرند و با این موضوع کنار بیایند. بنابراین وارد اولین مرحله شده‌اند. باید توجه کنید که مکانیسم سازگاری در افراد مختلف متفاوت است، گاهی فردی در مقابل بیشترین استرس‌ها می‌تواند واکنش‌ها و عکس‌العمل مناسبی نشان دهد و برعکس فرد مقابل او در مقابل خفیف‌ترین تنش‌ها، بیشترین حساسیت و عکس‌العمل را بروز دهد.


ادرس مطب : تهران -خیابان اذربایجان چهارراه خوش ساختمان نگین اذربایجان



پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 10:58 ب.ظ
من اول از خدا بعد از خانم دکتر حیدری کهن خیلی متشکرم.من یک فرزند دوقلو دارم و بعد از ان خدا یک فرزند دیگر به من داد. سه فرزندم را تحت درمان خانم دکتر بودم.خیلی انسان منصف و با ایمانی هستند من و همسرم همواره دعاگوی ایشان هستیم. خواستم تشکر کنم و به همه توصیه کنم اگر خیلی درمان کرده اند نگران نباشند به خدا توکل کرده و پیش خانم دکتر بروند.
افشار
جمعه 10 بهمن 1393 11:02 ق.ظ
با سلام و خسته نباشید عاجزانه ازتون خواهش می کنم آدرس و شماره خانم دکتر رو برام ایمیل کنین من واقعا نا امیدم و بخاطر نازایی زندگیم داره از هم می پاشه شاید لطف خداست که اولین بار این مطالبو دیدم.
افشار
جمعه 10 بهمن 1393 11:02 ق.ظ
با سلام و خسته نباشید عاجزانه ازتون خواهش می کنم آدرس و شماره خانم دکتر رو برام ایمیل کنین من واقعا نا امیدم و بخاطر نازایی زندگیم داره از هم می پاشه شاید لطف خداست که اولین بار این مطالبو دیدم.
زهرا نوردیچیان
سه شنبه 30 دی 1393 09:37 ق.ظ
زهرا نوردیچیان
سه شنبه 30 دی 1393 09:34 ق.ظ
سلام خانم دکتر خسته نباشید و خدا قوت همیشه دعاگویتان مادر فاطمه زحمات شما فراموش نشدنی هستند . دوست دارم .زهرا نوردیچیان





نظرات() 

فاجعه زیست‌محیطی در آذربایجان ایران و سکوت دولت در برابر ارمنستان!

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 23 مهر 1395-11:59 ب.ظ



ورود پساب‌های صنعتی ارمنستان به رودخانه آراز (ارس) موجب شده تا سرطان در مناطق شمالی آذربایجان ایران موجب مرگ هزاران نفر شود.

img10195284

ادامه مطلب


نظرات() 

اصولگرایان با کاندیدای جدید، موج اجتماعی ایجاد می‌کنند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 23 مهر 1395-11:50 ب.ظ

نیروهای انقلاب نباید برخوردهای پوپولیستی و کاذب در ایام انتخابات داشته باشند.

قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی می‌گوید: اگر فقط بخواهیم وعده افزایش یارانه نقدی برای کسب رأی را مطرح کنیم فریب افکار عمومی بوده و خارج از منطق نیروهای انقلاب است.

طرح وعده‌های پوپولیستی با هدف کسب رأی همواره یکی از آفت‌های انتخابات ریاست جمهوری بوده است که در دراز مدت هزینه های هنگفتی را به کشور و ملت تحمیل کرد. امروز که تا رقابت سال 96 حدود 7 ماه زمان باقی است زمزمه‌هایی از سوی برخی شخصیت‌های سیاسی درباره لزوم توجه دولت به افزایش یارانه نقدی به گوش می‌رسد حال آنکه نه تنها صاحب نظران و کارشناسان حوزه اقتصاد بلکه مردم عادی نیز به زیان‌های این طرح پی بردند.

پرویز سروری قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی معتقد است: نیروهای انقلاب نباید برخوردهای پوپولیستی و کاذب در ایام انتخابات داشته باشند. افکار عمومی نمی پسندد مطالبی که اثر زودرس اما زیان درازمدت دارد در زمان انتخابات طرح شود.

وی یادآور می شود: اگر فقط بخواهیم وعده افزایش یارانه نقدی برای کسب رأی را مطرح کنیم فریب افکار عمومی است و خارج از منطق نیروهای انقلاب است.

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید.

اصولگرایان هنوز مکانیزم انتخاباتی خود را مشخص نکردند، علت چیست؟ آیا همچنان دنبال آسیب شناسی دقیق و موشکافانه از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 هستند یا آنکه اختلاف سلایق آنها زیاد است؟

الان تلاش زیادی معطوف به این موضوع است که مدلی مورد استفاده قرار بگیرد که ضعف ها و کاستی های مدل های گذشته را نداشته باشد، به تعبیری نقاط قوت جایگزین ضعف ها شود. تفاوت ما با جریان اصلاح طلب در این است که آنها گزینه شان مشخص است و حالا ظرفیت خود را برای خود عملیات به کار می گیرند اما اصولگرایان باید اقدامات مقدماتی را با توجه به آسیب شناسی های گذشته برای ایجاد یک وضعیتی که منجر به یک تفاهم مشترک شود انجام دهند بنابراین چه گزینه هایی که قبلا در انتخابات شرکت کردند و چه گزینه های جدید ممکن است در این عرصه حضور پیدا کنند. باید گزینه نهایی کسی باشد که بتواند زمینه یک تفاهم مشترک را میان گروه های اصولگرا فراهم کند. به همین دلیل در این زمینه اقدامات خوبی صورت می گیرد هماهنگی ها و گپ و گفت ها در حال شکل گیری است و نباید عجله داشت بلکه روند را باید به طور منطقی طی کرد. معتقدم دیر نشده است چون فضای انتخاباتی نباید زودهنگام تحریک شود. شاید ضرورتی به بیان خیلی از اقدامات نباشد چون الان در زمان فعالیت های انتخاباتی یا به تعبیری تبلیغات انتخاباتی نیستیم. اقداماتی باید صورت بگیرد و طبیعی است که این در زمان لازم آثار خودش را نشان خواهد داد. در کل تلاش بسیار زیادی معطوف به سازماندهی و ساماندهی جریان نیروهای انقلاب دارد شکل می گیرد اما این شکل گیری بدون تحریک افکار عمومی و ایجاد فضای زودرس انتخاباتی است.

هر حرکتی که فضای انتخاباتی را تحریک کند به صورت زودهنگام آسیب به کشور می رساند و دستگاه اجرایی را از خدمت رسانی دور و وارد عرصه های انتخاباتی و سیاسی می کند. به علاوه اینکه ما سابقه خوبی از ورود زودهنگام به فضای انتخاباتی نداریم یادمان نمی‌رود انتخابات ریاست جمهوری سال 88 که رهبر معظم انقلاب یکی از آسیب های آن زمان را ورود زودهنگام به عرصه های انتخاباتی و تحریک افکارعمومی قبل از روندهای قانونی مصرح اعلام کردند. به همین دلیل جریان نیروهای انقلاب تلاش می کنند این حرکت را در یک مسیر هدایت شده و مدیریت شده جلو ببرند که ورود به عرصه های انتخابات به صورت زود رس و زودهنگام نشود.

بعضی مثل آقای باهنر می گویند سبد رأی کاندیداهای تجربه شده در عرصه انتخابات ریاست جمهوری مشخص است، از این صحبت شاید این بر آید که مثلا حضور آقایان قالیباف، جلیلی و رضایی جز گرم کردن تنور انتخابات ثمره دیگری ندارد بهتر است فرصت را در اختیار دیگر شخصیت های اصولگرا قرار دهند، نظر شما چیست؟

بالاخره نقطه نظراتی است که شخصیت ها، افراد و گروه ها و طیف های مختلف دارند اینها باید در جمع های مشترک بحث و بررسی شود. بعضی دیدگاه دیگری دارند، می گویند یک سبد رأیی شکل گرفته است و ما برای توسعه این سبد رأی باید کار کنیم. بعضی دیگر اعتقاد دارند ما با چهره های جدید باید یک موج اجتماعی به وجود آوریم. اینها موضوعاتی نارس و ناپخته است نمی شود هیچ کدام از آنها را به عنوان نظر قطعی تلقی کرد اما همه گروه ها و شخصیت ها حق دارند که نظرات شان را بیان کنند تا این نظرات و دیدگاه ها واکاوی شود و نهایتا یک جمع بندی کاملا مشترک حاصل آید.

البته دیدگاهی هم وجود دارد که ورود نامزدهای جدید به عرصه انتخابات ریاست جمهوری همراه با موفقیت نخواهد بود چون فرصت کمی برای معرفی شدن به جامعه دارند و آنها با اقبال عمومی مواجه نمی شوند، شما با این نظر موافقید یا مخالف؟

تجربه انتخابات 92 نشان داد این زمان کم نیست، نوع گفتمان و نوع ورود به موضوع و نوع حمایت هایی که به صورت حداکثری شکل می گیرد می تواند این خلاء را پر کند نمی شود آن را کاملا نادیده گرفت. تجربه های گذشته نشان می دهد، افرادی که کمتر شناخته شده بودند اما توانستند بیایند با بهره برداری از یک فرآیند موج ساز آن خلاء را پر کنند و به نتیجه هم برسند.

پس شما ورود چهره های جدید به عرصه انتخابات ریاست جمهوری را به موفقیت نزدیک تر می دانید؟

خیر، من اصلا جمع بندی مشخصی ندارم، جزء کسانی هستم که معتقدم هم چهره های تجربه شده و هم چهره های جدید باید مورد ارزیابی قرار بگیرند و نهایتا جریان نیروهای انقلاب بتواند به یک جمع بندی برسد. هر دوی این گزینه ها یک نقاط قوت و یک نقاط ضعف دارند. باید دید کدام شان الان در شرایط موجود نقاط قوتش بر نقاط ضعفش می چربد.

پایداری مدل وحدت در عین کثرت را مطرح کرد و نظرش بر حضور نامزد هر سلیقه اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری است البته با این مولفه که همه نقطه مقابل خود را آقای روحانی قرار بدهند، در واقع می خواهند شکل انتخابات سال 84 تکرار شود که همه نامزدها در نقد آقای هاشمی کوشیدند و بالاخره یک نفر همراه آقای هاشمی به مرحله دوم رفت و او را شکست داد، به نظر شما این مدل موفقی خواهد بود؟

باید بررسی شود، الان نمی توانم قضاوت کنم که این مدل می تواند موثر و مفید باشد یا خیر. شاید یک مدل در یک موقعیت زمانی جواب دهد اما در مقطع دیگر با توجه به تغییر شرایط و ذائقه مردم جواب ندهد. من بررسی نداشتم که مدل وحدت در عین کثرت الان می تواند جواب دهد.

یکسری از سیاسیون اصولگرا معتقدند که اصولگراها حتما چندنامزدی به انتخابات ریاست جمهوری پا می گذارند شما چه تحلیلی دارید؟

الان طیف ها و شخصیت های اصولگرا نقطه نظرات مختلفی دارند. بالاخره نظرات باید به بحث و بررسی گذاشته شود تا روی یکی از مدل ها به جمع بندی برسند، الان خود من جمع بندی ندارم که بگویم ورود با یک گزینه مفید است یا باید دو مرحله ای اش کنیم مثل دوره قبل که متأسفانه ناموفق بود، بگوییم 3 تا 5 نفر بیایند سپس در یک تاریخ مشخص براساس یک فرآیند تعریف شده یک نفر بماند و بقیه پشت سر او قرار گیرند. همه اینها مدل هایی است که وجود دارد نمی دانم کدام یک مدل نهایی اعلام می شود. واقعا معلوم نیست چند نامزد اصولگرا بیایند ممکن است اصولگرایان مدیریت کنند و فضا را به سمت معرفی یک گزینه ببرند ممکن هم است با چند گزینه وارد شوند؛ شاید هم با چند گزینه وارد شوند اما بتوانند مدیریت کنند در یک زمان مشخص همه گزینه ها پشت سر یک نامزد قرار بگیرند. هنوز جمع بندی مشخصی حاصل نشده است.

به نظر شما اصولگرایان برای کسب رأی سراغ دادن وعده افزایش پرداخت یارانه نقدی می روند؟

آنچه روشن است نیروهای انقلاب نباید برخوردهای پوپولیستی و کاذب در ایام انتخابات داشته باشند. افکار عمومی نمی پسندد، مطالبی که اثر زودرس اما زیان درازمدت دارد در زمان انتخابات طرح شود. باید هر موضعگیری که می کنیم در جهت منافع درازمدت ملت و کشور باشد. از این نظر نباید شعارهایی را مطرح کنیم که یا قادر نباشیم انجام دهیم یا انجام دادنش در دراز مدت آسیب رسان به منافع ملی باشد.

وعده افزایش یارانه نقدی را مصداق این مسئله می دانید؟

بر می گردد به نحوه مدیریتی که روی موضوع می شود. در گذشته بحث یارانه ها از نکات مثبت و طرح های مفیدی بود که مطرح شد اما چون کامل اجرا نشد، متأسفانه ما به همه اهدافی که در مجلس به آن فکر می کردیم نرسیدیم مثلا بخش تولید غریب ماند و منابع حاصل از افزایش قیمت حامل های انرژی به بخش تولید داده نشد. در واقع از یک طرف افزایش نقدینگی را برای مردم ایجاد کردیم اما زمینه مدیریت و هدایت نقدینگی به توانمندی تولید داخلی حاصل نشد. طبیعتا به جای اینکه منجر به یک تقویت اشتغال و تولید داخلی شود ضربه زد. بستگی دارد چه دولتی سر کار می آید و چقدر قدرت دارد این موضوع را مدیریت کند به همین دلیل شاید خیلی تناسب نداشته باشد موضوعی را که نمی دانیم که کدام دولت می خواهد اجرا کند و چه طور می خواهد اجرا کند به عنوان یک نکته تأثیرگذار انتخاباتی مطرح کنیم اما همین امر به نظرم من در تیم اقتصادی ما هنوز به عنوان برنامه های دولت آینده جمع بندی نشده است ممکن است ما بتوانیم این خلاءها را با یک مکانیزمی پر کنیم آن زمان ممکن است پرداخت یارانه ها بتواند آثار مثبتی هم داشته باشد.

اما نباید به عنوان وعده انتخاباتی مطرح شود؟

بله، اگر فقط بخواهیم وعده افزایش یارانه نقدی برای کسب رأی را مطرح کنیم به نظر من فریب افکار عمومی است و خارج از منطق نیروهای انقلاب است.





نظرات() 

باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 23 مهر 1395-01:15 ق.ظ


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا











نظرات() 

د یده شدن نام امام حسین (ع) بر روی ماه؛ شایعه یا واقعیت!؟ + عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 23 مهر 1395-01:10 ق.ظ


ذرقلم: اینکه بعضا روی برخی از سطوح یا اجسامی، نامی یا شکل معنا داری نقش می بندد – که یا حقیقتا نقش می بندد یا اینکه ما به تصور خودمان آنچه را میخواهیم از آن تصویر استخراج میکنیم – نه چیز تازه ای است و نه چیزی را ثابت میکند.

آذرقلم: مدیر انجمن نجوم اهواز در خصوص شایعه تصویر دیده شده در ماه گفت: این موضوع هیچ پایه علمی و رصدی ندارد.

به گزارش آذرقلم به نقل از مهر، خسرو جعفری زاده شایعه به تصویر کشیده شده نام امام تصویر دیده شده در ماه، پایه علمی و رصدی ندارد



حسین(ع) روی ماه را تکذیب کرد و اظهار داشت: این موضوع از دید روانشناسی به اینکه تصویری را در جایی متصور شویم «پاریدولیا» می گویند.

وی افزود: پاریدولیا، یک پدیده روان‌شناختی است که در آن، فرد علایم و یا صداهایی را که ادراک می‌کند به صورت معنادار می‌شناسد. دیدن چهره در ابرها، شنیدن پیام‌های ناشناخته وقتی نوار و یا صدای ضبط ‌شده به‌صورت برعکس پخش می‌شود از جمله اثرات این پدیده روی افراد است.

مدیر انجمن نجوم اهواز گفت: یکی از بارزترین جلوه‌های پاریدولیا، دریافت و تصور نمادها از عکس‌ها، نحوه قرار گرفتن اشیاء در کنار هم یا بافت خاص یک جسم است. این نوع از پاریدولیا، اختصاص به فرهنگ خاصی ندارد و تقریباً در همه کشورها این نوع تلقی‌ها مشاهده شده است.

جعفری زاده خاطر نشان کرد: شب گذشته که همزمان با ایام سوگواری امام حسین (ع) و شام غریبان بود برخی افراد با مطرح کردن موضوع دیده شدن نام امام حسین (ع) جوی عاطفی در فضای مجازی ایجاد کردند.

وی با بیان اینکه این موضوع هیچ پایه و اساس علمی و رصدی ندارد و نخواهد داشت، تاکید داشت: حتی اگر روز بود، امکان داشت این شایعه روی خورشید و یا هر جای دیگری متصور شود.

مدیر انجمن نجوم اهواز افزود : امروزه در ایران شاهد روییدن تعداد بیشماری کانال تلگرامی و سایتهای اینترنتی هستیم که بار علمی نداشته و تنها به شایعه پراکنی مشغول هستند؛ مردم نیز سعی در بالا بردن اطلاعات عمومی خود کنند و به گروه ها و کانالهای نامعتبر علمی بسنده نکنند.

 


اسم یاحسین نوشته شده بر روی ماه !

متن شبهه یا سوال :  اسم یاحسین نوشته شده بر روی ماه


10152


پاسخ :

– متاسفانه عکسی در فضای مجازی در حال انتشار است با عنوان « اسم یاحسین نوشته شده بر روی ماه » با توجه به اینکه این دست مطالب چند وقتی است در فضای مجازی زیاد در حال دست به دست شدن است لازم است به چند نکته دقت کنیم؛

۱٫ اینکه بعضا روی برخی از سطوح یا اجسامی، نامی یا شکل معنا داری نقش می بندد – که یا حقیقتا نقش می بندد یا اینکه ما به تصور خودمان آنچه را میخواهیم از آن تصویر استخراج میکنیم – نه چیز تازه ای است و نه چیزی را ثابت میکند. (البته لازم بذکر است که نقش بستن بسیار از این نقوش با تلقین خود ما صورت می پذیرد.)

۲٫ وجود ائمه معصومین علیهم و بزرگی و عظمتشان و همچنین نیاز جامعه بشری به آن بزرگواران هم از راه عقل و هم از راه نقل (تاریخ و روایات) اثبات شده و نیازی به این گونه امور برای اثبات آن نیست.

۳٫ هدف از تولید و نشر این گونه مطالب، تنها از بین بردن تفکر و تعقل در افراد معتقد و کشاندن آنها به وادی خرافات و اموری از این دست است.

۴٫ اگر چه ممکن است این تصویر و همانند این تصاویر بدون هیچ قصد و غرضی منتشر شود ولی باید توجه داشت این دست مطالب نه تنها چیزی را اثبات نمی کند بلکه با اثبات شدن خلاف آن موجب سست شدن اعتقادات مردم می گردد که هدف دشمنان اسلام نیز در فضای مجازی – با تولید این همه شبهات و شایعات – همین است.

منبع: سایت http://the14.ir   مرکز پاسخگویی به شبهات





نظرات() 

رویدادهای فردای عاشورا: از بریدن سر شهدا تا حرکت اسراء و شمار کشته ها

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 23 مهر 1395-01:04 ق.ظ


آذرقلم: روز یازدهم محرم پس از دستور بریدن سرها، بر سر تقسیم آنها در بین سپاه جدال شد.

به گزارش آذرقلم، سپیده دم غم آلود کربلا در یازدهمین روز در حالی دمید که بوی خون در مشام فضا پیچیده بود و اجساد پاک شهیدان در گوشه گوشه ی خاک پراکنده. خیمه های نیم سوخته و غارت شده و زنان و کودکانی که خواب آرام نداشتند، آماده حوادث بعد می شدند و سپاه عمر سعد که آن شب را در خواب گذرانده بود، برخاستند.
امام سجاد(ع) در تب می سوخت و عمه اش زینب(س) پرستار او بود. زنان و کودکان با لباس های پاره پاره و بدن های تازیانه خورده و صورت نیلی از سیلی، منتظر اسرات بودند. گوش دخترکان در سرقت گوشواره ها پاره شده بود، پاها از تاول و زخم و خار سرشار بود و قلب ها اندوه خیز و آه ریز و چشم ها مهمان مداوم اشک ها.

بریدن سر شهدا
عمر سعد فرمان داد تا سرهای شهیدان را جدا کنند. برخی شهدا در همان صحنه نبرد سرشان از تن جدا شده بود. عبدالله بن عمیر کلبی، عمربن جناده، خلف فرزند موسم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر اسدی، عثمان بن علی بن ابی طالب و جعفر بن علی بن ابی طالب (برادران حضرت عباس)، و امام حسین(ع) از جمله این شهدا بودند.
جز این هفت شهید، گزارشی از جداکردن سر دیگر شهیدان در روز عاشورا ذکر نشده است. سر چند شهید هم هم جدا نشد که از آن میان حربن یزید ریاحی، حسن بن حسن و جون بن حوی ذکر شده اند.

سه تن از مبارزان کربلا نیز، شش ماه تا یکسال بعد از کربلا بر اثر زخم ها در اسارت و زنجیر به شهادت رسیدند. جز این سه تن، دو فرزند حضرت مسلم، محمد و ابراهیم را نیز باید افزود که از کربلا گریختند و پس از دستگیری و زندان و رهایی توسط زندانبان، در راه رفتن به مدینه دستگیر شدند و کنار فرات به شهادت رسیدند.
پس از جداکردن سرها، عمر سعد دستور داد سرها میان قبائل تقسیم شود. گویا میزان شرکت قبائل در کربلا معیار سهم آنان می شد. بعد از آنان فرماندهان و لشکر آماده حرکت به کوفه شدند.

فرشچیان عاشورا

تعداد کشته شدگان سپاه عمر سعد
هیچ آمار مشخص و دقیقی از میزان کشته شدگان سپاه عمر سعد، از نخستین مرحله جنگ -تیرباران صبح عاشورا و عکس العمل یاران امام- در دست نیست. درباره آمار کشته شدگان سپاه دشمن در دومین مرحله و رزم یاران امام ۲۶۸ تن حداقل و ۴۴۹ تن حداکثر در نبرد تن به تن گزارش شده است.
با افزودن آمار کشته شدگان به دست بنی هاشم بر آمار قبلی، ۱۱۴۲ نفر و آمار حداکثری ۱۳۵۱ کشته خواهد بود. این آمار غیر از افرادی است که به دست امام حسین(ع) کشته شدند.
عشق ورزی به اباعبدالله و نوعی جبران شکست -در ذهن کسانی که کربلا را با کشته شدن امام و یارانش نوعی شکست می دانستند- باعث شده تا در کتب مختلف آمارهای اغراق گونه از جمله کشته شدن ۴۵ هزار نفر از سپاه فقط به دست حضرت ابوالفضل و امام حسین، گزارش شود. بر این نیز باید افزود که گرایش به اسطوره و بهره گیری از عنصر تخیل در عرضه چنین آمارهایی بی تاثیر نیست.
در مجموع اگر ارقام بالای گزارش شده و اعداد مبهم را بر ارقام پیش گفته بیافزاییم، تعداد کشته شدگان دشمن از ۲۵۰۰ تن تجاوز نخواهد کرد.
ای نکته را هم باید افزود که در صحنه نبرد همه کشته شدگان با شمشیر و تیر نبوده اند، گاه در هجوم و گیر و دار نبرد سوارانی زیر دست و پای اسب ها بر اثر ازدحام کشته شده اند.

جدال بر سر تقسیم سرها

همان گونه که در غارت خیمه ها یا بر سر معلوم کردن قاتل هر شهید میان یاران عمر سعد کشمکش بود، در حمل سرها به کوفه نیز میان سپاهیان جدال رخ می داد. این جدال برای دریافت صله از عبیدالله زیاد، اثبات حضور در کربلا و گاه ریشه در عنادها و قساوت ها و انتقام ها داشت.
جدال وقتی به اوج می رسید که به سر بزرگانی چون حبیب، زهیر، بریر و مهم تر از آن سر بنی هاشم می رسیدند.
اختلاف تعداد سرها را از ۷۲ تا ۹۲ نوشته اند. به درستی نمی توان معلوم کرد که جز راس مبارک امام حسین(ع) که پیش تر به کوفه برده شد، دیگر سرها را همراه کاروان اسیران حمل کردند یا زودتر از آنان به کوفه ساندند.

ظهر و عصر روز یازدهم
در نیمروز روز یازدهم، عمر سعد آهنگ بازگشت به کوفه کرد. در این هنگام مجموعه ای از کودکان، زنان و امام سجاد(ع) آماده حرکت می شدند.
وضعیت کاروان اسیران بسیار دردناک و اندوه بار بود. حضرت زینب(س) جکع پراکنده را با سختی و دشواری گرد آورده بود. چشم ها همه به او بود و او پناهگاه و یاور این لحظه های بی پناهی و غربت و اسارت بود.

عبور از کنار قتلگاه
گزارش های تاریخی درباره گذار و بازماندگان کربلا از کنار گودال قتلگاه و زیارت پیکر به خون آغشته امام متفاوت است، گزارش ها گواه آن است که در لحظه های شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب شاهد صحنه بوده است و به گودال قتلگاه نزدیک شده است. اما در روز یازدهم و حرکت به سمت کوفه، چند قول وجود دارد.
الف- برخی گزارش ها نشان از آن دارد که عبور از کنار گودال قتلگاه، عمدی و برای آزار بیشتر روانی بازماندگان بوده است.
ب- در لهوف آمده است: آنگاه زنان را از خیمه بیرون آوردند و آن را آتش زدند. آنان سر و پای برهنه بیرون آمدند و به اسارت رفتند. در آن هنگام گفتند، شما را به خدا سوگند ما را از قتلگاه حسین(ع) عبور دهید. چون چشم زنان به پیگر شهیدان افتاد، ناله و شیون سردادند و بر گونه های سیلی نواختند.

شیوه به اسارت بردن اهل بیت

زنان که به گزارش «کامل بهایی» بیست تن بودند و کودکان و مردان را آماده حرکت کردند. اینکه اسیران را بر شتران کجاوه دار یا برهنه سوار کردند دو قول وجود دارد. قول نخست و مشهور آن است که اسیران را بر شترانی لنگ و بی روپوش قرار دادند. اما این که این قول از کربلا تا کوفه و دمشق را شامل می شود یا وضعیت کاروان را در حرکت از کوفه به شام، معلوم نیست.

به نظر می رسد تلاش عمر سعد بر آن بود که اسرا به گونه ای وارد کوفه شوند که هم توان و رمقی برایشان نمانده باشد تا بتوانند عکس العملی از خود نشان دهند و هم با تحقیرآمیزترین وضعیت درآیند تا پیروزی نظامی او شاخص تر و چشمگیرتر باشد.

آرامش و دلداری

در طول این راه، حضرت زینب، علی رغم همه رنج ها و داغ ها به دلداری و تسلی خاطر داغ دیدگان می پرداخت. مراقبت از کودکان و پرستاری از امام سجاد(ع) مهم ترین جلوه های این مهربانی و همدلی زینب در طول این راه توان فرساست.

ماندن کاروان اسیران کنار دروازه کوفه تا صبح روز دوازدهم

کاروان اسیران همراه با عمر سعد و جمعی از سپاهیانش فاصله دوازده فرسخی کربلا تا کوفه را از حدود ظهر تا شبانگاه طی کردند. لحظه ورود به شهر کوفه هوا تاریک شده بود و عمر سعد ناگزیر شد کنار دروازه کوفه درنگ کند و با استفاده از نگهبانان شب را بگذراند تا صبح هنگام اسیران را وارد کوفه کند و به دارالاماره ابن زیاد برساند.

به نظر می رسد در این هنگام عمر سعد پیکی را به کوفه اعزام و خبر را شبانگاه به عبیدالله بن زیاد رسانده باشد. قرائن نیز نشان می دهد که از صبح زود روز دوازدهم، شهر کوفه در محاصره و مراقبت شدید نیروها بوده است و جاسوسان، حرکات مشکوک را تحت نظر داشته اند و چند هزار نفر اوضاع را را بررسی می کردند و هیچ کس حق حمل سلاح یا خروج مسلحانه از خانه را نداشته است.





نظرات() 

برگزاری مراسم سوگواری عاشورای حسینی در جمهوری آذربایجان+گزارش تصویری

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 23 مهر 1395-12:56 ق.ظ


مراسم سوگواری عاشورای حسینی در مساجد و سایر امکان دینی باکو و اغلب شهرها و شهرستان های جمهوری آذربایجان برگزار شد.

a8c2453f-64f2-4c92-be76-289067fe36a2_w987_s_s

مراسم سوگواری عاشورای حسینی همچنین در شهرهای دیگر جمهوری آذربایجان از جمله گنجه و لنکران برگزار شد.

در شهرهای گنجه و لنکران همچنین راهپیمایی عاشورا با حضور جمع کثیری از ساکنان این دو شهر بزرگ جمهوری آذربایجان برگزار شد.

مراسم سوگواری عاشورا همچنین با حضور پرشور جمع کثیری از ساکنان باکو در حسینیه ایرانیان مقیم پایتخت جمهوری آذربایجان برگزار شد.

همزمان با برگزاری این مراسم ها، بمناسبت روز عاشورا مرکز اهدای خون در مساجد و اماکن دینی دیگر باکو و شهرهای مختلف جمهوری آذربایجان برگزار شد.

مرکز اهدای خون در مسجد ‘تازه پیر’ باکو با حضور تنی چند از مقامات و نمایندگان مجلس ملی جمهوری آذربایجان از جمله رییس اداره مسلمانان قفقاز ، مشاور رییس جمهوری آذربایجان در امور دینی و رییس کمیته دولتی امور تشکلهای دینی این کشور برگزار شد.

مراسم سوگواری عاشورا همچنین در مناطق شیعه نشین گرجستان برگزار شده است.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox