تبلیغات
انایوردم خطبه سرا
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 20 آذر 1395-09:09 ق.ظ

.jpg




انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif








نظرات() 

«مشهدالرضا» هم در حمایت از «سید ابراهیم رئیسی» به‌پا خاست/ یاران خراسانی «سید محرومان» را ستاره‌باران کردند+ تصاوی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-10:36 ب.ظ


*مردم از چند ساعت قبل از شروع رسمی مراسم در خیابان‌ها و میدان شهدا به استقبال رئیسی رفته‌اند.

  *خیابان‌‌های منتهی به میدان شهدا مملو جمعیت است  

17:40

دختر شهید محمود کاوه به نمایندگی از خانواده‌اش در حمایت از سید ابراهیم رئیسی سخنرانی کرد.

همزمان با این همایش باران شدیدی در شهر آغاز شده است.

صلوات خاصه امام رضا(ع) توسط خیل عظیم جمعیت قرائت شد.

17:45

صادق آهنگران، محمدرضا گلریز و سعید حدادیان در این همایش حاضر شدند.

18:20

تراکم جمعیت استقبال کنندگان در اطراف خودرو حامل «سیدابراهیم رئیسی» به قدری است که مانع از ادامه حرکت خودرو به سمت میدان شهدا شده است.

18:30

در حالی تا دقایقی دیگر سخنرانی حجت‌الاسلام رئیسی آغاز می‌شود که جمعیت چند صد هزار نفری میدان شهدای مشهد را پر کرده است و این جمعیت چندبرابر پیش‌بینی‌ها ارزیابی شده است.

18:52

شبکه اینترنت و تلفن‌های همراه در اطراف میدان شهدا محل تجمع حامیان رئیسی به صورت گسترده دچار اختلال شده است.

18:55

انتظار مردم مشهد پایان یافت و سید ابراهیم رئیسی که به دلیل تراکم جمعیت حامیانش مسیر 15 دقیقه‌ای فرودگاه تا محل سخنرانی را 2 ساعت در راه بود،‌ به جایگاه سخنرانی در میدان شهدا رسید.

 

19:08

سخنرانی حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی در تجمع بزرگ حامیان تغییر در مشهد مقدس آغاز شد.

19:20

سخنان رئیسی در اجتماع بزرگ مردم مشهد/ هیچ قراردادی در منطقه بدون حضور ایران ممکن نیست/ مردم دولتی می‌خواهند که اشرافی نشود.

20:07

سخنرانی حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی در تجمع مردم مشهد در میدان شهدا به پایان رسید و یاران خراسانی سید محرومان را ستاره باران کردند.

انتهای پیام/





نظرات() 

حمایت ۱۷ هزار هنرمند سراسر کشور از حجت‌الاسلام رئیسی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-10:31 ب.ظ


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس، بیش از 17 هزار هنرمند از سراسر کشور در عرصه‌های مختلف فرهنگی و هنری با نزدیک شدن به روز انتخابات حمایت خود را از ابراهیم رئیسی اعلام کردند. شاید حمایت این تعداد از هنرمندان گواه این مطلب باشد که تنها افراد سرشناس و سلبریتی که تعدادشان قطعا از این اعداد کمتر است و بعضا با مردم نیز فاصله زیادی دارند تنها هنرمند نیستند و هنر فقط در تهران خلاصه نمی شود. متن بیانیه حمایت بیش از 17 هزار هنرمند سراسر کشور از ابراهیم رئیسی «نامزد ریاست جمهوری» به این شرح است:

بار دیگر ملت بزرگ ایران را در آستانه خلق حماسه جدیدی قرار داده است. حماسه ­ای که بی شک برگ زرین دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی شکوهمند این آب و خاک خواهد بود و حرکت پر شتاب آن را به سوی افق­های روشن نوید خواهد داد.

ما هنرمندان ، نویسندگان و فعالان فرهنگی، هنری و سینمایی رشته های مختلف هنری از سراسرکشور ( هنرمندان و فعالان سینما، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی، معماری و .... از شهرها و استان های مختلف ایران بزرگ) با درک اهمیت و حساسیت این مقطع از تاریخ انقلاب اسلامی ضمن مهم خواندن حضور گسترده و یکپارچه آحاد ملت در این صحنه، با عنایت به موقعیت حساس کشور در فضای ملی، منطقه ای و بین المللی به تاسی از رهنمودها و فرامین رهبری معظم انقلاب و در راستای حرکت در افق ملاحظات و منویات رهبری، حجت الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی را به عنوان کاندیدای اصلح معرفی می نمائیم و بر این باوریم که این سید وارسته و انقلابی کاندیدایی است که بدون تردید، در مسیر حراست و صیانت از کیان نظام و گفتمان انقلاب اسلامی، هویت ملی و فرهنگ و هنر انقلابی هیچگاه، مقهور قدرت های استکباری و نظام سلطه نمی گردد و میراث دار دستاوردهای خون شهیدان و مجاهدت های ملت بزرگ ایران خواهد بود. کاندیدایی انقلابی و جسور برآمده از متن مردم، پرورش یافته در مکتب امام و رهبری عزیز، روئین تن شده در کوره مجاهدت ها و فداکاری ها و مبرا از آلودگی ها، رانت ها، اختلاس ها و اشرافیت و بی دردی. ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد.

از جمله هنرمندان امضاء کننده این بیانیه می‌توان جمال شورجه ، انسیه شاه حسینی، حبیب اله بهمنی، حمید بهمنی، محمد تقی فهیم، مهدی عظیمی میر آبادی، سید امیر سید زاده، احمد میرعلایی، مهدی فرجی،حبیب‌الله کاسه ساز، ، محمد حمز‌ه‌زاده،سید محمد میرزمانی،سعید الهی، علی غفاری، پرویز شیخ‌طادی، شفیع آقا محمدیان،  محسن پرویز، روح‌اله برادری، محسن علی‌اکبری، نادر طالب‌زاده، حسین نیرومند، مسعود ده‌نمکی، ولی ا... کلامی زنجانی، علی محمد مودب، مهدی فیوضی، ماشاالله شاه مرادی زاده، رضا برجی ، محمدعلی رامین، هوشنگ توکلی، وحید چاووش، عظیم محمدی،اکبر حر ، حسن رضوانی، پرویز فارسیجانی،مرتضی امیری اسفندقه،  احمد شاکری، علیرضا قزوه، اکبر صحرایی، عالیه محرابی، معصومه بهرامی، حسین عصمتی، هوشنگ جاوید، کوروش زارعی، محمد شفیعی،حمید نیلی،جهانگیر خسروشاهی، میلاد عرفان‌پور، رحیم مخدومی،  حسین دی‌پیر، مرتضی شعبانی، مرضیه صفا، علیرضا پاشایی، درایوش عسگری، احد ده بزرگی، سیده فاطمه حسینی،سید حسن اطیابی، هوشنگ توکلی، سیده معصومه حسینی، زهرا صالحی،فاطمه قنبری، رضا رستگار،حمید احمدزاده، مصطفی بافرونی، احمد جان میرزایی، فرنگیس المال،حسین حکمت جو ، رضا رسولی، روح اله شمقدری، عبداله عمیدی، محمد قهرمانی، حسن علیمردانی، علیرضا اسحاقی، سید هادی منبتی، ابوالفضل همراه ، غلامرضا منتظمی، حبیب کاوش، محمد گلریز، حسن لبافی، محمدرضا اسلاملو، حسن کاربخش، ناصر درخشان، ناصر عرفانیان، ابراهیم کیهانی، غلامرضا کافی، احد ده بزرگی، محمد سعید میرزایی، جواد حیدری، محمد حسین انصاری نژاد، علی درخشانی(کارگردان سینما و تلویزیون)، عباس ناصری، مریم پوریامین ، نادر هشامی، محمدتقی پاک سیما،عباس احدی، عباس خوش عمل کاشانی، رضا اسماعیلی، پروانه نجاتی... و محمد خزایی را نام برد.

فهرست کامل نزدیک به 17 هزار هنرمند امضاء کننده این بیانه از سراسر کشور را می‌توانید اینجا   -      _       ببینید. 

این لیست در حال تکمیل شدن است...

انتهای پیام/





نظرات() 

ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز اعلام کرد کشف‌محموله‌۵۰‌میلیاردی‌قاچاق‌کالا‌توسط‌وزارت‌اطلاعات

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-10:27 ب.ظ

به گزارش ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، قاسم خورشیدی با اعلام خبر انهدام یک شبکه بزرگ قاچاق و کشف ده‌ها هزار اسپیلت (کولر گازی) قاچاق توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) در استان تهران، اظهار داشت: سربازان گمنام امام زمان(عج) با همکاری دستگاه قضایی کشور و گمرکات موفق شدند پس از مدت‌ها کار اطلاعاتی، 6 انبار بزرگ اسپیلت غیرمجاز را در اشتهارد و اطراف شهر ری شناسایی و کشف کنند.

سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز افزود: براساس اقدامات انجام شده ماموران وزارت اطلاعات توانستند از این 6 انبار حدود 30 هزار دستگاه اسپیلت از برندهای مختلف خارجی را که بیش از 50 میلیارد تومان ارزش ریالی داشته شناسایی و کشف کنند.

وی با بیان اینکه به دنبال کشف این محموله بزرگ دو نفر از مالکین این کالاها دستگیر شدند گفت: به محض ورود سربازان گمنام امام زمان (عج) و مسئولان گمرک به این انبارها، قاچاقچیان کامپیوترها و اسناد و مدارک حاضر در این محل‌ها را آتش زدند تا دست ماموران وزارت اطلاعات به این اسناد نرسد، ولی ماموران حاضر در این عملیات موفق به شناسایی و دستگیری سه نفر از مالکان این کالاهای قاچاق شدند.

خورشیدی در مورد نحوه ورود این محموله بزرگ به کشور اظهار داشت: بررسی‌ اولیه نشان می‌دهد که بخش قابل ملاحظه‌ای از این کالا با سوء استفاده قاعده 2 الف مقررات گمرکی وارد شده که براساس آن افراد می‌توانند در هویت‌های مختلف قطعات منفصله یک دستگاه را از گمرکات گوناگون وارد کشور کنند, که اعضای این باند با سوء استفاده از این قاعده, کالاهای مذکور را تحت عنوان کالاهای اولیه با تعرفه گمرکی پایین به کشور وارد کرده بودند.

سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در پایان با تاکید بر اینکه دستگاه‌های عضو ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز بدون توجه به فضاسازی‌های انتخاباتی این روزها به وظایف قانونی خود عمل می‌کنند، خاطرنشان کرد: خوشبختانه وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی، گمرکات کشور و سایر دستگاه‌های عضو ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز همچون سالهای اخیر با شدت با ورود کالای قاچاق به کشور مبارزه می‌کنند و این بار نیز موفق شدند، قاچاقچیان دانه‌درشت را مورد ضربه قرار دهند.




نظرات() 

رئیسی: آقای روحانی شما رقیب هراسی می کنید/ مگر شما به زنان آزادی داده اید، خدا زنان را آزاد خلق کرده/ من بر خلاف شما اقدام می کنم و اعلام نمی کنم

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-10:26 ب.ظ


آقای روحانی شما را نصیحت می کنم منافع ملی را فدای منافع شخصی نکنید.
نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از تشکیل یک کمیته چندنفره برای فروش سری نفت خبر داد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، حجت الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی عصر امروز در جمع صدها هزار نفر از هواداران خود در میدان شهدای مشهد و خیابان های منتهی به این میدان سخنرانی کرد.

وی در ابتدای سخنرانی با طرح این پرسش که اساس مشکلات کشور ما کجاست؟ گفت: مشکل این است که آقایان به جای دست دراز کردن به توانایی های داخل کشور برای رفع مشکلات به سوی بیگانگان دست دراز کرده اند.

رئیسی با بیان اینکه مردم با مشکلات و کمبودها می سازند ولی با فساد اداری هرگز، افزود: معتقدیم کلید برون رفت از مشکلات رکود، بیکاری و فساد اداری در دست توانمند ایرانیان است.
وی گفت: مگر بیگانگان تا کنون گره از مشکلات کشوری گشوده اند که کشور ما دومی باشد.

این نامزد انتخاباتی با انتقاد از دولت مستقر در چهار سال گذشته افزود: چرا چهار سال اقتصاد، نیروی انسانی و امکانات کشور را معطل گذاشتید؟

رئیسی با یادآوری وعده های رئیس دولت مستقر در انتخابات چهار سال پیش گفت: مگر نگفتید ایران جای کالاهای چینی نیست، در حالی که هر سال 10 میلیارد دلار کالای چینی وارد کشور می شود.

وی با طرح این پرسش که آقای روحانی چرا عصبانی هستید؟ افزود: آیا از مردمی عصبانی هستید که سؤال می کنند در چهار سال گذشته چه کردید؟ آیا از بیکارانی عصبانی هستید که بیکاری آنان را به ستوه آورده است و آیا از مردمی عصبانی هستید که صادقانه می گویند دیگر تحمل شنیدن اخبار اختلاس را ندارند.

رئیسی گفت: آقای روحانی شما به جای اینکه پاسخ مردم را بدهید رقیب هراسی می کنید و می گویید آمده اند دیوارکشی کنند؟ ما آمده ایم دیوار بلند بین چپاولگران و حقوق مردم ایجاد کنیم.
وی افزود: می گویید آزادی اجتماعی را دچار خدشه می کنند؟ آقای محترم مگر شما به زنان آزادی داده اید، خدا زنان را آزاد خلق کرده است.

این نامزد انتخاباتی گفت: شما جلسه تشکیل می دهید و از حقوق شهروندی رونمایی می کنید ولی حقوق شهروندی ادعایی و گفتنی نیست بلکه قانون اساسی حقوق شهروندی است، حقوق شهروندی آن است که یک بیکار از خانواده اش خجالت نکشد و حق شهروندی آن است که سفره فقرا هر روز کوچکتر نشود. حقوق شهروندی یعنی اینکه دانشجو و فرهنگیان به صورت آزادانه انتقاد کنند.

رئیسی خطاب به روحانی گفت: چرا کسانی که از شما انتقاد می کنند به آنها برچسب می زنید و آنها را تحقیر می کنید؟ آیا برچسب زدن به منتقدان جزو حقوق شهروندی است؟ چرا اسم هنرمندان، زنان، اهل سنت و اقلیت های قومی و مذهبی را می برید اما در اجرا برای آنها کاری نمی کنید؟

وی افزود: می گویید شما مگر دیپلماسی بلدید؟ ولی ما می پرسیم مگر دیپلماسی این نیست که وزارت خارجه زمینه را برای صادرات تولید داخلی فراهم کند؟ مناسبات شما با 15 کشور همسایه چقدر است؟ 

رئیسی گفت: آقای روحانی توضیح دهید چرا یک نفر وام 300 میلیاردی با نرخ صفر درصد می گیرد و هر ماه دهها میلیارد تومان بابت آن سود به جیب می زند؟ چرا از پاسخ دادن طفره می روید؟
وی اضافه کرد: مردم دولت مردی می خواهند که اشرافی نباشد و حقوق نجومی را خلاف مصالح یک دولت مرد اسلامی بداند.

این نامزد انتخاباتی با اشاره به حضورش در آستان مقدس رضوی افزود: مردم نیک می دانند از وقتی که ما در آستان حضور پیدا کردیم جهت گیری ما به سمت حمایت از فقراست.

رئیسی درباره پرداخت مالیات نیز گفت: اساس اقتصاد آستان قدس رضوی، نذر و وقف است ولی ما مالیات بر ارزش افزوده و مالیات تکلیفی را پرداخت می کنیم و ده برابر پولی که بابت مالیات باید داده شود به فقرا و ایتام می دهیم.

وی در ادامه با بیان اینکه دولت باید از محرمانگی خارج شود، به نکته مهمی درباره فروش نفت اشاره کرد و افزود: یک دلال نفتی را دستگاه قضایی به مدت 10 ماه بازداشت کرده بود اما شما شکایت نمی کردید، الآن نفت را چگونه می فروشید؟ یک کمیته چند نفره تشکیل داده اید به صورت سری می فروشید و بعد از مدتی معلوم خواهد شد دلالی که شما یک نفر دیدید دلالهایی است که امروز کار نفتی را انجام می دهند.

رئیسی گفت: بارها گفته ام رقیب این دولت نیستم چرا که رقیب این دولت عملکرد چهار ساله اوست و من رقیب فقر، بیکاری، فساد اداری و ناکارآمدی هستم.

وی با بیان اینکه تأثیر تحریم علمی کشور کمتر از تحریم اقتصادی نیست، افزود: اگر تحریم ها برداشته شده است پس چرا پول نفت را نمی خواهند وارد کشور کنند؟

این نامزد انتخاباتی با اشاره به رویکرد دولتش درباره برجام، گفت: معتقدیم با دیپلماسی التماس نمی توانید سند برجام را نقد کنید اما ما این سند را نقد خواهیم کرد و ما می توانیم با کمک مردم تحریم ها را برداریم.

رئیسی ضمن تشکر مجدد از آقای قالیباف افزود: معتقدیم حتماً باید یک میلیون شغل هر سال ایجاد شود و این نص صریح قانون است.

وی با انتقاد از عملکرد دولت در آستانه انتخابات گفت: به ما می گفتند چگونه می خواهید یارانه افراد محروم را اضافه کنید ولی شب انتخابات یک باره اعلام کردند یارانه افراد تحت پوشش را سه برابر کردند، حالا اعلام کنند پول آن را از کجا آوردند و از کجا پول آوردند و به دهیاران داده اند.

رئیسی افزود: مشکل این کشور کمبود نقدینگی، نبود آب، زمین های حاصلخیز و نیروی انسانی کارآمد نیست بلکه مشکل این کشور ضعف اجرایی و اقتصادی است.

وی در ادامه با تأکید بر اینکه نباید از مفسد حمایت کنیم، گفت: از زمانی که در آستان قدس رضوی حضور پیدا کردم بازرسی را در همه شئونات آستان فعال و از همان ابتدا خانه خلوت ها را شناسایی کردم.

این نامزد انتخاباتی افزود: ضمن احترام به تولیت فقید سعید که روح ایشان را شاد کند اما در نوع مدیریت خودم یک بررسی نسبت به همه بخشها شروع کردم و احساس کردم در یکی از شرکت ها مشکلاتی اتفاق افتاده است، در همان ابتدای مدیریت سریع افرادی را جابجا کردم.

رئیسی خطاب به رقیب انتخاباتی خود گفت: شما اعلام می کنید و می گویید دزد دزد و هیچ اقدامی انجام نمی دهید اما من بر خلاف شما اقدام می کنم و اعلام نمی کنم.

وی با بیان اینکه افتخار من این است که 37 سال مدافع حقوق مردم بودم افزود: اگر دولت ولخرجی ها و پرهزینه بودن را کنار بگذارد بسیاری از مشکلات مردم حل می شود چرا که هزینه این دولت دو برابر شده است و باید اشرافی گری ها کنار گذاشته شود.

رئیسی گفت: این روزها شما که 20 سال کار امنیتی کردید حرفهایی می زنید که آبروی کشور فدای منافع شخصی شما می شود، آقای روحانی شما را نصیحت می کنم منافع ملی را فدای منافع شخصی نکنید.

وی تأکید کرد: آقای روحانی شما نگران آزادی های اجتماعی زنان و جوانان نباشید، ما آزادی های خدادادی و مصرح در قانون اساسی را برای آنها تضمین خواهیم کرد. 

این نامزد انتخاباتی گفت: آقای روحانی شما نگران مناسبات ما با کشورهای همسایه نباشید، ما دیپلماسی بلد هستیم، اگر معنی دیپلماسی این است که به کشورهای غربی بگویید هوای ما را در انتخابات داشته باشید؛ ما این نوع دیپلماسی را قبول نداریم.

رئیسی در پایان ضمن تشکر مجدد از آقایان قالیباف و میرسلیم افزود:  هیچ جایگاهی را برای نوکری مردم و خادمی امام رضا برای خودم نمی شناسم.




نظرات() 

جبهه یکتا با صدور بیانیه‌ای حمایت خود از حجت الاسلام رئیسی را اعلام کرد.

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-10:22 ب.ظ


به گزارش تسینم، جبهه یاران کارآمدی و تحول ایران اسلامی"یکتا" با صدور بیانیه‌ای حمایت خود از حمایت از حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی را اعلام کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

ملت عزیز ایران

 ناکارآمدی دولت فعلی باعث شد تا ظرف چهار سال گذشته، بسیاری از ظرفیت های مادی و معنوی کشور معطل بماند. روی آوردن اعضای دولت به امورات شخصی و اشرافی گری و از دست رفتن فرصت های بوجودآمده، باعث شد تا پروژه های عمرانی کشور یکی بعد از دیگری متوقف شود، واحدهای کوچک و بزرگ تولیدی تعطیل شده و با افزایش نقدینگی کشور تا مرز هزار و دویست هزار میلیارد تومان فضای کسب و کار را قفل کرد و در نتیجه موج بیکاری و رکود اقتصادی، سختی معیشت و ناهنجاری های اجتماعی فراگیر شد. متاسفانه این دولت که عاجز از رفع معضلات و مشکلات کشور بود، دائما درصدد تخریب و تحقیر مدیران کارآمد دولت قبل برآمد تا شاید بتواند ضعف های عملکردی خود را بپوشاند و بدتر آنکه به چانه زنی و دست بوسی قدرت های خارجی رفت. تداوم وضع موجود جز تخریب بیشتر اقتصاد، فرهنگ و اعتمادسوزی جامعه و سرتسلیم فرودآوردن در پیش بیگانه، دست آوردی در آینده به بار نخواهد آمد.

"جبهه یکتا" با شناختی که از حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدابراهیم رییسی دارد و ایشان را چهره ای کارآمد و پرتلاش، انقلابی و مردمی، ساده زیست و فسادستیز، مدیر، مدبر و حامی محرومان می شناسد، به او رأی خواهد داد. امید است ملت فهیم و بصیر ایران نیز متحد و یکپارچه با حضور حداکثری در پای صندوق ها و رأی به ایشان، عزت، سربلندی و اقتدار ایران را به عنوان ام القرای اسلام بار دیگر رقم بزند.




نظرات() 

محمد گلریز در گفت‌وگو با فارس:از حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات حمایت می‌کنم/ قالیباف گذشت بزرگی انجام داد

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-09:52 ب.ظ


محمد گلریز در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری فارس استان سمنان درباره ائتلاف قالیباف و رئیسی به نفع جریان خدمت به مردم و مبارزه با فساد اظهار کرد: قالیباف از برندگان مناظرات نامزدهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود؛ یکی از خبرهای خوبی که شنیدیم، ائتلاف قالیباف در ادامه جریان انتخابات ریاست جمهوری با حجت‌الاسلام رئیسی بود؛ زیرا هر دو کاندیدای جبهه مردمی نیروهای انقلاب بودند.
خبرگزاری فارس: از حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات حمایت می‌کنم/ قالیباف گذشت بزرگی انجام داد

هنرمند موسیقی کشورمان با بیان اینکه قالیباف گذشت بزرگ و امری ولایی انجام داد، گفت: قالیباف از وزنه‌های مهم انقلاب اسلامی است.

وی با تأکید بر اینکه قالیباف گذشتی بزرگ و امری ولایی انجام داد که در حمایت از جریان مبارزه با فساد صحنه انتخابات ریاست جمهوری را به نفع حجت‌الاسلام رئیسی مهیا کرد، اضافه کرد: قالیباف مدیریت خوبی در حوزه‌های مختلف داشته و از وزنه‌های مهم انقلاب اسلامی به شمار می‌رود.

این هنرمند موسیقی کشورمان با اشاره به اینکه حمایتی که قالیباف از رئیسی انجام داد، بسیار ارزشمند است، تصریح کرد: به‌عنوان عضو کوچک جامعه فرهنگ، هنر و حامی رئیسی از این اقدام قالیباف خوشحالم و از آن تقدیر می‌کنم.

گلریز با بیان اینکه این رفتار قالیباف کار بزرگی بود، اضافه کرد: او نشان داد که رأی‌ها در روز انتخابات ریاست جمهوری در حمایت از رئیسی باید یک کاسه شود.

وی با تأکید بر اینکه آشنایی گذشته با حجت‌الاسلام رئیسی دارم، تصریح کرد: با شخصیت، افکار و روحیه این کاندیدای ریاست جمهوری کاملاً آشنا هستم و با خلوص نیت وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری شده‌ و رئیسی مدافع مستضعفان و حامی ملت ایران و عزت آن‌ها در جهان است.

این هنرمند موسیقی کشورمان با اشاره به اینکه رئیسی دنبال ارتباط با جهان بر مدار حفظ عزت ملت ایران است، اضافه کرد: وی حامی جوانان است و می‌خواهد موانع اشتغال و سایر نیازهای آن‌ها را برطرف سازد.

گلریز اظهار کرد: رئیسی از فعالان جبهه انقلاب اسلامی در طول 38 سال از عمر انقلاب شکوهمند اسلامی ایران است و همواره جامه ولایی بر تن داشته و حامی ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی و شهدا بوده و خواهد بود.





نظرات() 

بیانیه حمایت احمدی نژاد از رئیسی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-09:46 ب.ظ


ساعتی پیش، کانال های تلگرامی منتسب به حجه الاسلام رئیسی، بیانیه ای را به نقل از روابط عمومی دفتر محمد احمدی نژاد منتشر کردند که طی آن، احمدی نژاد تصریح کرده بود که رئیسی کاندیدای اصلح است و باید به او رأی داد. بیانیه حمایت احمدی نژاد از رئیسی جعلی از آب درآمد!




نظرات() 

میرسلیم همراه با رئیسی عازم مشهد شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-09:41 ب.ظ







نظرات() 

اظهارات تتلو بعد از دیدار با ابراهیم رییسی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396-09:37 ب.ظ

اظهارات تتلو بعد از دیدار با ابراهیم رییسی

«امیرحسین مقصودلو» معروف به «امیر تتلو» بعد از دیدار با ابراهیم رییسی با انتشار یک پیام صوتی اظهاراتی را مطرح کرد. متن پیام به شرح زیر می باشد؛ پیشاپیش از اینکه بخش هایی از این پیام توهین آمیز است از مخاطب عذر خواهی میکنیم؛

«اونایی که میخوان من رو متقاعد کنن دشمن منن؛ اونایی که می خوان منو متقاعد کنن رو مخ من می خوان برن؛ اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ میدونن من متقاعد نمی شم. اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ میفهمن نباید زر بزنن وقتی من یه چیزی دارم میگم.

اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ میفهمن رای من بر نمیگرده. اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ منو عصبی نمیکنن. اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ زر مفت نمیزنن. اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ میفهمن بهشون ربط نداره من به هرکی میخوام رای می دم. اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ میفهمن من آتیشم، جای اینکه آب باشی بنزین میریزی  و هی میشی پاپیچم. اونایی که منو میشناسن؛ آدمن؛ میفهمن هرچی بیشتر پافشاری کنن من بیشتر دو آتیشه تر می شم. حالا اگر دوست دارید بی احترامی کنید تا بی احترامی ببینید.

امروز ۵ نفر نزدیک بود رو در رو از من چک بخورن. به خاطر چی؟ به خاطر بی تربیتیشون؛ به خاطر بی احترامی و فضولیشون. ربطی نداره... مگه من دارم تو خیابون رد میشم از تو می پرسم که تو از من بپرسی به کی رای میدی؟

کسی بخواد بی احترامی کنه بی احترامی میکنم. کسی فحاشی کنه بهش  فحش میدم. کسی فضولی کنه میزنم زیر گوشش تو خیابون. میگی نه؟ امتحان کن. چون با زبون خوش هزار بار گفتم. صد بار پست گذاشتم. اینستام رو بستید؛ باز منو میبینید گیر میدید. جالب اینجاست یارو میگه به کی رای میدی؟ میگم به تو چه؛ قرمز میکنه فرار میکنه. بزدل روانی! تو که انقدر ترسویی واسه چی می پرسی؟»

اظهارات تتلو بعد از دیدار با ابراهیم رییسی




نظرات() 

دستور دادم هیچ زن بی‌حجابی را راه ندهند

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-12:43 ق.ظ

برشی از خاطرات حسن روحانی درباره طرح اجباری کردن حجاب
طرح اجباری شدن حجاب در ادارات مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند.

دستور دادم هیچ زن بی‌حجابی را راه ندهند

به گزارششفاف به نقل از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ حسن  روحانی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده است در مورد الزامی کردن طرح حجاب در ارتش در سال 57 می‌گوید: طرح مسئله پوشش و حجاب زنان در اسفند 1357 بدون مشکل نبود و تا مدت‌ها مسؤلین را به خود مشغول کرد.


پس از 22 بهمن که سازمان‌ها و ادارات دولتی کار خود را آغاز کردند و مدارس نیز از اواسط اسفند به فعالیت پرداختند، شمار زیادی از خانم‌های کارمند و دانش‌آموزان دختر، بدون حجاب و با سر برهنه در ادارات و سازمان‌های دولتی حاضر می‌شدند و در میان آن‌ها، گاهی زنان با حجاب در اقلیت بودند.

بعضی پرستاران بیمارستان‌ها و پزشکان و معلمان زن نیز بدون روسری به محل کار خود می‌رفتند و در خیابان‌ها هم زنان بی‌حجاب رفت و آمد داشتند. البته زنان با حجاب نیز فراوان بودند و در همه جا به چشم می‌خوردند. به هر حال اول بار، علمای قم به بی‌حجابی زنان اعتراض کردند و گفتند: در حکومت اسلامی همه زنان باید با حجاب باشند. امام نیز در یکی از بیانات خود به لزوم حجاب برای زنان اشاره کردند و همین باعث شد، عده‌ای از زنان بی حجاب در خیابان ها تظاهرات کنند و در مقابل کاخ دادگستری و نخست وزیری تحصن نمایند. در این هنگام نیز آقای طالقانی پای پیش گذاشت و سخنانی درباره حجاب ابراز کرد و گفت: «حجاب اجباری نداریم و خانم‌ها باید خودشان حجاب را انتخاب کنند در اینجا نیز نظر آقای طالقانی با نظر علمای دیگر متفاوت بود.

به یاد دارم روزی آقای بنی صدر به سازمان رادیو-تلویزیون در جام جم رفته بود و در آنجا زنان بی‌حجاب دور وی جمع شده و پرسیده بودند که دلیل لزوم حجاب زنان چیست. بنی‌صدر در پاسخ بحثی کرد و در ضمن گفت: زن‌ها باید روسری سر کنند، زیرا از موی سر زنان اشعه‌ای متصاعد می‌شود که باعث می‌شود چنین و چنان شود! این سخنان، موجب تعجب همه شده بود.

گروهک‌ها و مجاهدین خلق هم اطلاعیه می‌دادند که حجاب نباید اجباری باشد. در دولت موقت هم بحث بود که آیا حجاب باید اجباری شود یا نه. خلاصه همان طور که اشاره کردم، آقای طالقانی در سخنرانی خود گفت: ما نمی‌توانیم زنان اهل کتاب را مجبور به پذیرفتن حجاب کنیم، ولی مسلمانان را می‌توانیم تشویق کنیم که حجاب داشته باشند و در هر صورت نباید کسی را به زور با حجاب کنیم. با وجود این، در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب را الزامی کنیم، که آغازی برای وزارتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد.

به دژبان دستور داده‌ایم هیچ زنی بدون حجاب وارد نشود

طرح اجباری شدن حجاب در ادارات مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند.

زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی‌حجاب بودند، شروع کردند به غرزدن و شلوغ کردن، ولی من محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم‌های بی‌حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند. پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سه گانه رسید.

در آغاز به پادگان دوشان تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آنها هم زیاد بود، در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم. در آنجا زن‌ها خیلی سر و صدا راه انداختند، اما من قاطعانه گفتم: «این دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست». بعد توضیح دادم که ما نمی‌گوییم چادر سر کنید، بحث چادر مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است. در نهایت، در آنجا هم گفتم به دژبان دستور داده‌ایم از فردا هیچ زن بی‌حجابی را به پایگاه راه ندهند.

در نیروی زمینی و نیروی دریایی نیز برای کارمندان زن صحبت کردم و با خواندن آیات و روایات و کشاندن بحث حجاب به مسائل اجتماعی و سلامت جامعه و ارائه دلایل مختلف درباره لزوم حجاب، موضوع را تبیین کردم و دست آخر نیز با بخشنامه، رعایت حجاب الزامی شد. بحمدالله این تلاش‌ها نتیجه مثبت داشت و پس از تعطیلات نوروز، همه زنان کارمند در ارتش با روسری به محل کار خود می‌آمدند.

در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و حتی صدا و سیما نیز به تدریج حجاب عملی شد و همه زنان با روسری از خانه بیرون می‌آمدند. البته در روزهای رفراندوم هنوز شماری از زنان بی‌حجاب بودند و با سر برهنه در پای صندوقهای رای حاضر شدند، ولی این معضل اجتماعی خیلی زود جمع و جور شد و به سامان مناسبی رسید.




نظرات() 

نگاهی به راه سوم در انتخابات

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-12:36 ق.ظ


در آستانه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری, مردم ایران بر سر یک دو راهی تعیین کننده قرار دارند. ما باید تصمیم بگیریم که از میان این دو راه, آیا میتوانیم راه سومی را برگزینیم که در درازمدت بسود امنیت ملی, آزادی و پیشرفت کشور باشد؟

راه نخست, موج بزرگ گردش به راستی است که از کشورهای دست چندم غربی و اروپای شرقی شروع و در ادامه به آمریکای ترامپ, انگلستان ترزا می, فرانسه مارین لوپن و . . . رسیده است. از ویژگی های منحصر بفرد این راه  تکیه جدی بر وطن پرستی افراطی است و اینچنین وانمود میکند که گویا اساس مشکلات این کشورها, مربوط به جمعیت قابل ملاحظه مهاجرانی است که جا را برای " خودی"ها تنگ کرده اند.

موج دوم, آنارشی و بی ثباتی است که بخشی, از افغانستان بعد دخالت اتحاد شوروی شروع و در ادامه با بی تفاوتی مردم و همیاری و کارگردانی عمدتا آمریکا, به عراق, لیبی, سوریه, یمن, سومالی, نیجریه و . . . پاکستان کشیده شده است. اما بخش اصلی و مادر این جغرافیای بی ثباتی, مرهون حکومت های استبدادی یا متوهمی است که در نهایت زمینه لازم برای ورود این کشورهای بظاهر با ثبات را به دوران آنارشی و جنگ داخلی فراهم نموده یا می نمایند. در اینجا فرق چندانی نمیکند که زعامت با کدام باشد. جوان بی کله و جویای نامی مثل کیم جونگ اون در کره شمالی یا شخصیت های متوهمی چون هوگو چاوز در ونزوئلا و اردوغان در ترکیه, همان راهی را هموار می کنند که دیکتاتورهای خشن و نیمه خشنی همچون صدام, قذافی, . . . یا [...] قبلا پیموده اند.

شاید این بار نیز بخت با ما یار بوده که در آستانه انتخابات اردیبهشت 96, دو تلنگر می تواند ما را به تامل بیشتر و تصمیم صحیح تر راهنمائی کند. اوضاع بسیار خطرناک و غیرقابل پیش بینی شبه جزیره کره و پیروزی مو به موی آقای اردوغان در مسیر دیکتاتوری, شاید همان رویدادهای ملموسی باشند که میتوانند ما را از غفلت بی تفاوتی یا تصمیم خطا برهانند.

سرمایه انتخابات در کشور اسلامی ایران، گوهری است که ما را به تنها کشور خاورمیانه تبدیل کرده است که انتخاباتی غیرقابل پیش بینی در آن برگزار می شود.




نظرات() 

خبرگزاری فارس، سند ملک 790 متری حجت‌الاسلام حسن روحانی در منطقه شهرک غرب تهران منتشر شد.

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-12:14 ق.ظ


براساس این سند، حسن روحانی رئیس‌جمهور یک قطعه زمین ویلایی را در شهر قدس(غرب) به مساحت 790 متر خریداری کرده است.

این در حالی است که حسن روحانی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است می‌گوید: وقتی در ابتدای اسفند 1357 از لندن به تهران آمدم، به سبب اینکه خانه خود را پیش از رفتن به انگلستان اجاره داده بودم، با مشکل مسکن مواجه شدم و تا مدتی گرفتار این موضوع بودم.

در همان روزها یکی از دوستان نزد من آمد و گفت: در قلهک خانه نسبتا بزرگ و نوسازی است که صاحبش آن را به قیمت مناسب، حدود دو میلیون تومان می‌فروشد و پیشنهاد کرد که من آن خانه را خریداری کنم. به او گفتم که چنین پولی ندارم. گفت: خانه‌ات را بفروش و یک مقدار هم من به شما قرض می‌دهم تا بتوانی خانه را بخری. گفتم : گذشته از مشکل تهیه پول خانه، من هیچ علاقه‌ای به زندگی در آن خانه نسبتا بزرگ را ندارم و همین خانه 140 متری خودم برای من و خانواده‌ام کافی است. منظور اینکه سال‌های اول انقلاب چنین جوی بر جامعه حاکم بود. چقدر مایه تأثر و تأسف است است که صفا و صمیمیت و بی‌اعتنایی به دنیا و مال و جاه، کم‌وبیش از میان رفته است. در‌ آن زمان به واقع همه کارها برای خدا بود و بسیاری از مردم آمادگی هر نوع ایثار و حتی شهادت را داشتند.

با این احوال او اکنون در ملکی به ارزش چند میلیارد تومان ساکن است.

انتهای پیام/







نظرات() 

مشروح/ رئیسی در جمع پرشور مردم تبریز

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-12:10 ق.ظ

به گزارش خبرنگار اعزامی حوزه انتخابات خبرگزاری فارس،  حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در ادامه سفرهای انتخاباتی خود با استقبال پرشور مردمی در جمع مردم تبریز حضور یافت و سخنرانی کرد. 

حجت‌الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رئیسی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم که امروز در جمع پرشور مردم تبریز حضور یافته بود با تشکر از مردم غیور این خطه گفت: سلام و درود خود را به مردان و زنان با شهامتی که نامشان در تاریخ ثبت شده و اهل بصیرت و ایستادگی بودند می فرستم. سلام بر شهید باکری ها و علامه طباطبائی و امینی و جعفری. سلام بر معلم اخلاف ما شهید مدنی بزرگ و درود بر همه افرادی که در خطه اذربایجان رشد کردند. خطه اذربایجان مردم غیور و شجاعی دارد.

 

رئیسی افزود: ابراز محبت شما به اعتبار شخص من نیست بلکه به اعتبار خدمتگزاری در آستان مقدس امام رضا و نظام جمهوری اسلامی است. هر کسی باید به حق قانونی خود برسد. اینکه به افرادی تسهیلات داده شود و ساختمانی که می سازند محرومین و فقرا به جایی برسند درست نیست. این نگاه درست نیست. نگاه دیگر این است که امکانات و ظرفیت های کشور در اختیار همه قرار بگیرد. شاید یک جوان روستایی در تبریز بتواند خلاقیت به خرج داده و کارآفرین شود. ما معتقدیم دولت کار و کرامت از کارآفرینان و سرمایه گزاران حمایت کند.

وی ادامه داد:باید امکانات در اختیار همه باشد تا ظرفیت های آنان شکوفا شود. زنان دارای شان اجتماعی هستند و می توانند در عرصه های مختلف ایفای نقش کنند.

این کاندیدای ریاست جمهوری گفت: آنچه از نعمت ها و امنیت کشور داریم به برکت حضور مردم و سلحشوری های هشت سال دفاع مقدس است. سایه جنگ را قراردادها دور نکرده بلکه حضور مردم از بین برده است. این نگاه باید اصلاح شود. گره گشای کشور کشور ما بیگانگان نیستند و کلید قفل مشکلات کشور مردم هستند.

*آیا در شان مردم است که با وجود امکانات کشور از فقر و بیکاری رنج ببرند

وی افزود:بیگانگان برای کدامین ملت گره گشادند که ما دومی باشیم. مگر منابع و ذخایر عظیم و نیروهای متراکم با سواد و فرهیخته کم داریم؟ هر عرصه ای به جوانان سپردیم موفق بودیم. نباید در عرصه حرف بلکه در عمل به جوانان میدان دهیم.

رئیسی تصریح کرد: آیا در شان مردم است که با وجود امکانات کشور از فقر و بیکاری رنج ببرند یا کارگاه ها تعطیل شود؟ سوال ما از دولت این است آیا حق و شان مردم است که از بیکاری رنج ببرند؟ امروز کیف و کفش به عنوان محصول تبریز و کار چرم به عنوان صنعت مادر است اما دچار مشکل شده اند. دویست و پنجاه هزار کارگاه تولیدی تعطیل شده است و کارگاه تولیدی به توزیعی تبدیل شده است. 

کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: منشا بیکاری وارداتی است که مشابه ان در داخل وجود دارد. مگر به مردم قول ندادید که واردات کالای چینی کم شود. در دولت قبل هر سال پنج میلیارد و در این دولت هر سال ده میلیارد دلار از چین وارد شده است.

* جوان بیکار نشاط ندارد

وی اضافه کرد:سوال مردم این است که چرا با قاچاق کالا برخورد نمی شود. 18 میلیارد دلار قاچاق کالا وجود دارد و می‌توان با کاهش ده میلیارد دلار قاچاق یک میلیون شغل ایجاد کرد. آقایان می‌گویند اینترنت را به روستا برده ایم و باعث نشاط جوانان شده است در حالی که جوان بیکار نشاط ندارد. می توان از ظرفیت های فضای مجازی برای تولید شغل استفاده کرد.

*نقدینگی در این دولت سه برابر شد

این کاندیدای ریاست جمهوری دوازدهم افزود: کشور ما کمبود نقدینگی ندارد. نقدینگی در این دولت سه برابر شد. کجا رفته است؟ به چند نفر تسهیلات دادند که پول را در بانک گذاشتند و سود ان را گرفتند.

رئیسی با بیان این که بنده زبان کارگران و کشاورزان و معلولان و افرادی که رسانه ندارند هستم گفت: سوال ما این است که در این چهار سال چه کردید نه اینکه جواب دهید چهار سال دیگر چه می کنیم.

وی ادامه داد: می‌گویند دیپلماسی بلد نیستید. اگر دیپلماسی این حرف است که به بیگانه بگویید این کار را کنید تا ما رای بیاوریم ما دیپلماسی بلد نیستیم. دیپلماسی به معنای استفاده از ظرفیت ها برای پیشرفت اقتصادی و فرهنگی است. چه قدر سرمایه بعد از برجام وارد شد؟ میوه برجام فقط پانصد میلیون دلار سرمایه گذاری بود.





نظرات() 

مدیریت امروز متعلق به 60 سال قبل است/ رکود را همین 4درصدی‌ها ایجاد کردند

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-12:01 ق.ظ

 خبرگزاری فارس، محمدباقر قالیباف کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه شنبه (23 اردیبهشت ماه 96) در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو سیما حاضر شد و طی آن به سوالات مجری برنامه پاسخ داد.

قالیباف در ابتدای سخنان خود در پاسخ به این سوال که کشور ما به چه تعداد شغل پایدار احتیاج دارد و این تعداد شغل با چه سرمایه‌ای باید ایجاد شود، اظهار داشت: موضوع جدی که امروز در کشور ما مطرح است و مردم ما از آن آسیب می‌بینند بحران اقتصادی است.

وی افزود: وقتی می‌گوییم بحران اقتصادی درواقع می‌خواهیم بگوییم دو، سه مشکل اساسی وجود دارد که یکی از آنها بیکاری است.

کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین رکود و گرانی را از دیگر موارد بحران کنونی کشور عنوان کرد و یادآور شد: اینها همه به هم متصل هستند و در حقیقت روی یکدیگر اثرگذارند،‌ همچنین باید با یک برنامه مدون و روشنی هم کار پیش برود.

قالیباف ادامه داد: مسئله‌ای که به آن اشاره می‌شود که البته روز گذشته در مناظره هم به آن اشاره کردند این ایت که هر نامزد برنامه او چیست که این سوال غلطی است؛ چراکه کشور یک سند چشم‌انداز دارد و این میثاق ملی همه ماست. این سند چشم‌انداز تا سال 1404 مشخص است.

کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین تصریح کرد: بر اساس آن سند سیاست‌های کلی نظام هم که همه نخبگان کشور گرد هم آمدند، تهیه و بررسی شده و به تصویب مقام معظم رهبری رسیده است و پس از آن ابلاغ شد.

وی بر همین اساس اضافه کرد: پس از این ابلاغ دولت و مجلس هم تلاش کردند برنامه ششم را نوشتند؛ پس اگر کسی بخواهد قانون را رعایت کند و قصد او خدای ناخواسته انتقال اطلاعات غلط به مردم نباشد، چه برنامه‌ای را می‌خواهد تنظیم کند؟ باید شیوه اجرایی آن برای تحقق این سیاست‌ها مشخص باشد.

قالیباف همچنین یادآور شد: دولت فعلی متأسفانه همین برنامه مصوب مجلس را از 15 روزی قانونی گذشت ابلاغ نکرد و ریاست مجلس شورای اسلامی آن را ابلاغ کرد؛ پس امشب هر سخنی می‌گوییم از یک برنامه مشخص و مدونی به نام برنامه ششم توسعه 5 ساله است.

این کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بخش دیگری از سخنانانش خاطرنشان کرد: در برنامه ششم توسعه طبیعتاً آمارهای اعلام شده در دولت یازدهم، نشان می‌دهد که ما حدود 3.5 میلیون نفر بیکار داریم،‌ یعنی از 10.5 درصد به 12.5 درصد افزایش پیدا کرده است و این یعنی در حال حاضر چند میلیون بیکار وجود دارد که به نظر می‌رسد 6 تا 7 میلیون نفر باشد.

قالیباف ادامه داد: ما متولدین سال‌های 64 را هم بررسی کردیم که یک میلیون و 284 هزار نفر هستند و اگر متوسط اگر آن 10 را بگیریم سالی یک میلیون و 200 هزار نفر هستند. این تعداد جوان داریم که از 22 تا 32 سالگی هر سال یک میلیون نفر در حوزه اشتغال به ما اضافه می‌شوند. پس ما باید یک تصویر داشته باشیم که وقتی می‌خواهیم بگوییم 5 میلیون شغل، باید اجرا کنیم، در حقیقت منطبق با برنامه باشد چرا که یک ضرورت است و کسی نمی‌تواند بگوید 5 میلیون از کجا آمده است.

وی افزود: مهم این است که یک نامزد ریاست جمهوری که می‌خواهد امروز وعده بدهد منطبق با برنامه باشد. سابقه بنده نشان داده که این برنامه مدون ششم را بر اساس همین 5 میلیون شغلی که پیش‌بینی شده است، با کمک جوانان عزیزمان محقق خواهیم کرد. ما برای این کار نیازمند سرمایه، نیروی کار و تکنولوژی هستیم.

قالیباف بر همین اساس اضافه کرد: بنده معتقدم ما هر سه این را در کشور امروز داریم. در کشوری که یک درصد جغرافیای ما وسعت دنیا را دارد، یک درصد جمعیت را داریم که جمعیت جوان و تحصیل‌کرده هستند و 5 درصد منابع کل را در بخش‌های مختلف داریم، پس بحران کجاست که ما بیکاری داریم؟ به نظر من بحران و کلید اصلی در اجرای تحقق اینها و عملیاتی کردن این کار است.

کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بابیان اینکه کار به‌عمل برمی‌آید و به سخنرانی نیست، گفت: تحقق این کار بسیار مهم و جدی است. با این مهم که رویکرد آن مشخص باشد و ما با چه مدیریتی این کار را انجام دهیم. متأسفانه در کشور ما امروز مدیریتی که حاکم است به 60 سال قبل برمی‌گردد، با این مدیریت نمی‌شود کار کرد.

وی ادامه داد: ما اگر بخواهیم درباره مدیریت بحث کنیم می‌گویند مثلاً 300 میلیون تومان هر شغل هزینه می‌خواهد، اما من معتقدم امروز رویکرد نسل چهارم به ما سرعت می‌دهد و سرمایه‌ها را به‌شدت ارزان می‌کند یعنی هزینه‌ها را کاهش می‌دهد.

قالیباف همچنین خاطرنشان کرد: زمانی که رویکرد عوض شود این اتفاق می‌افتد. اکنون برخی شرکت‌های دانش‌بنیان ما هستند که توزیع کالا می‌کنند.

کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین اضافه کرد: متأسفانه مدیریت در حوزه حمل‌ونقل و همچنین صادرات، مطلوب نیست. لذا تحول مدیریتی بسیار مهم است یا در بسیاری از موارد مثلاً سیستم‌های دانش‌بنیان، نانو و بیوتکنولوژی واقعاً ما می‌توانیم، بنابراین ما بحران مدیریتی را در اینجا می‌‌بینیم.

وی یادآور شد: برنامه‌ریزی ما برای این 5 میلیون شغل این است که یک میلیون و 250 هزار از این شغل را در مناطق روستایی با ظرفیت‌هایی که آنجا وجود دارد برای صنایع کوچک و هم برای توسعه کشاورزی بنا به مزیت‌هایی که آنجا دارد، صرف کنیم. ما مطالعه کردیم و برنامه‌هایی برای هر استان داریم تا بتوانیم این کارها انجام دهیم و به تعبیری جلوی مهاجرت از روستاها را هم گرفته باشیم.

قالیباف با اشاره به ظرفیت گردشگری کشور خاطرنشان کرد: ما در دو بخش گردشگری داخلی و خارجی باید توجه بیشتری داشته باشیم، بیش از یک میلیون شغل فقط در این حوزه می‌توانیم ایجاد کنیم، بخش قابل‌توجهی از ظرفیت‌های ما یعنی چند ده هزار کارخانه متأسفانه اکنون تعطیل شده‌اند. ما با هدایت نقدینگی و سرمایه‌ای که هست می‌توانیم این کارخانه‌ها را دومرتبه به کار برگردانیم و بخشی از آنها دوباره مشغول به کار شوند.

قالیباف همچنین یادآور شد: اگر وامی برای خودرو داده شد چقدر خوب بود که اولویت این وام را به تاکسی‌هایی که حمل‌ونقل عمومی را انجام می‌دهند اختصاص می‌دادیم نه به ماشین‌های شخصی. ما امروز به تاکسی‌های سراسر کشورمان که حمل‌ونقل عمومی انجام می‌دهند چه خدماتی ارائه می‌دهیم؟ نه بنزین به آنها می‌دهیم نه قیمت گاز برای آنها کم می‌کنیم حتی در بیمه دچار مشکل هستند. امروز واقعاً در حوزه حمل‌ونقل کامیون‌های ما دچار مشکلات جدی شده‌اند که می‌شود امتیازی به آنها داد. درواقع می‌شود کار ایجاد کرد که هم کارخانه‌ها راه بیفتند و هم عدالت در کار را می‌توان ایجاد کرد.

وی افزود: ما در حوزه ساختمان رکودمان منفی 16 است و می‌دانیم ساختمان پیشران ایجاد شغل است. آمارها نشان می‌دهد در حوزه ساختمان حدود 78 بخش اقتصادی قبل از ساختمان در آنها تولید کار انجام می‌شود تا به ساخت ساختمان برسیم. وقتی که ساختمان را می‌سازیم 56 بخش اقتصادی پس از آن می‌تواند ایجاد شود، اما متأسفانه امروز منفی 16 است. باید این کار را انجام دهیم ما امروز نیاز به مسکن و ساخت داریم و امروز این نیاز جامعه ما است.

کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر همین اساس اضافه کرد: جالب است که همه مواد اولیه این هم تولید داخلی است و من فکر می‌کنم یکی دیگر از علت‌های صنعت ما رونق پیدا نمی‌کند همان 4 درصدی‌هایی است که اصلاً رکود را همین‌ها درست کردند؛ چراکه چون در آن واردات نیست و نمی‌توانند از آن منفعت زیادی کسب کنند و تولید داخلی است در این بخش به آن توجه نمی‌کنند.

وی ادامه داد: بخش انحصار و تسهیل در فضای کسب‌وکار بسیار مهم است، امروز کسی که می‌خواهد مجوزی برای کاری بگیرد بعضاً بیش از یک سال و نیم باید رفت و آمد داشته باشد. ما در این حوزه می‌توانیم اشتغال ایجاد کنیم.







نظرات() 

یک کنسرت ویژه بانوان به پنج زبان از جمله تورکی آذربایجانی در تالار وحدت برگزار می شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 23 اردیبهشت 1396-11:51 ب.ظ





گزارش دورنانیوز، گروه موسیقی ستاره قطبی (پلاریس) در آخرین اجرای خود در سال ۹۵، با اجرای قطعاتی به پنج زبان مختلف به تالار وحدت می‌رود.
این گروه که بهار ایلچی سرپرستی آن را بر عهده دارد، بعد از چندین اجرای موفق برای بانوان در فرهنگسرای نیاوران و تالار وحدت شهر تهران، پنجم اسفندماه در تالار وحدت به روی صحنه می‌رود و قطعاتی را به زبان‌های فارسی، تورکی آذربایجانی، هندی، انگلیسی و فرانسه اجرا خواهد کرد.
مهشید مولایی خواننده زبان هندی، شقایق طهماسبی خواننده زبان فارسی، پریسا دلفانی خواننده فارسی و تورکی آذربایجانی، کیانا کرمانیان خواننده انگلیسی و فرانسه و ماری روت باتوآ خواننده انگلیسی و فرانسه، ۵ خواننده این گروه هستند.
سحر دزواریی (درامز)، سپیده ایلچی (گیتار باس)، مهرناز دبیرزاده (پرکاشن)، آرمیتا فهیمی (گیتار الکتریک)، پرنا کوه‌گیوی (گیتار اسپانیش)، آوا منبری (کیبورد)، پگاه ابراهیم (ویولن)، سارا پارسائی (فلوت)، ثمیلا تحولداری (ساکسوفون)، شانیا شهریاری (ترومپت) و بهار ایلچی (پیانو) اعضای گروه پلاریس هستند.
همچنین پوریا پیرزاده وظیفه تنظیم قطعات این کنسرت را بر عهده دارد و علی افشار تهیه کننده این کنسرت است.
کنسرت گروه موسیقی پلاریس به همت موسسه آوای باران ویژه بانوان برگزار می‌شود و بلیت‌فروشی آن در سایت ایران کنسرت صورت می‌گیرد.




نظرات() 

لبخند فقر

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 23 اردیبهشت 1396-11:47 ب.ظ






نظرات() 

جهانگیری در زنگ حساب هنوز انشاء می‌خواند/ بیانه‌خوانی کاندیدای پوششی حسن روحانی در مناظره+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 16 اردیبهشت 1396-12:12 ق.ظ

بیانیه‌خوانی جهانگیری در حالی است که وی در خوانش برخی از الفاظ این متن نیز تپق می‌زد که این موضوع نیز از دیده کاربران شبکه‌های اجتماعی پنهان نماند.

سرویس سیاست مشرق - در مناظره دوم که با موضوع سیاست و فرهنگ از رسانه ملی پخش شد کاندیداهای جریان اصلاح‌طلب جایگاه واقعی خود را به مردم نشان دادند.

پیش از این اسحاق جهانگیری خود را به عنوان کاندیدای رقیب روحانی و نماینده اصلاح‌طلبان در مقابل انتقاداتی که نسبت به پوششی و زاپاس بودن او می‌شد، ‌معرفی کرد اما در این مناظره وقتی به پای تریبون حاضر شد به جای پاسخ‌گویی به سئوالات کاندیداهای دیگر متنی را روخوانی کرد که به باور برخی از کارشناسان سیاسی متنی است که فقط برای پوشش حسن روحانی تهیه شده است.

بیانیه‌خوانی جهانگیری در حالی است که وی در خوانش برخی از الفاظ این متن نیز تپق می‌زد که این موضوع نیز از دیده کاربران شبکه‌های اجتماعی پنهان نماند.

اسحاق جهانگیری درشرایطی سرش به پایین و در حال خواندن متن دیکته‌شده بود که به نظر می‌رسد بعد از مناظره اول به وی دیکته شده است که تنها کاندیدای پوششی است و بایستی به مانند یک کاندیدای فدایی و ضربه‌گیر عمل کند نه به‌گونه‌ای دیگر.

جدای از فعالیت خاص جهانگیری در مناظره، به نوع نمایش سید مصطفی هاشمی‌طبا به عنوان یک کاندیدای اصلاح‌طلب می‌توان اشاره کرد که وی نیز خود را به عنوان کاندیدای پوششی دوم در این مناظره نشان داد و دقیقا سعی کرد در مقابل انتقاد کاندیدای دیگر روحانی را پوشش دهد.





نظرات() 

هویت ۷ هزار ساله آذربایجان در بناهای اورمیه خودنمایی می‌کند+تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 15 اردیبهشت 1396-11:41 ب.ظ


شهر اورمیه به دلیل دارای طبیعت بکر زیبا و تاریخ کهن خود که بَناهای متعددی از گذشته به یادگار مانده است این شهر را به‌عنوان بهشت سرسبز و نماد تاریخی ایران مطرح کرده که از دیده گردشکران پنهان مانده است.

کاظم داشی صخره‌ای جزیره‌وار در دریاچه اورمیه

اثر باستانی قالا داشی یا کاظم داشی در روستای گورچین قلعه در ۷۰ کیلومتری اورمیه واقع است که در زمان‌های مختلف از جمله جنگ جهانی اول پناهگاه اهالی هفت روستای اطراف بوده‌است و نام آن به یاد «کاظم خان»، فرمانده افراد محافظ روستا که خود اهل قوشچی بوده نام‌گذاری شده‌است.

نام اصلی کاظم داشی در اصل قالا داشی است و در قدیم به قیرخلار (۴۰ نفر) نیز معروف بوده، به روایت کهن سالان روستا در زمان‌های قدیم عده‌ای (گویا ۴۰ نفر) از دست حاکم ظالم منطقه فرار کرده و مدتی در این محل پناه گرفته‌اند و به همین مناسبت تا قبل از جنگ جهانی اول و حضور کاظم خان در این محل به اسم قیرخلار و نیز قالاداشی (نام روستای گورچین قلعه در خود روستا و روستاهای اطراف به قالا و گورچین قالا معروف است) معروف بوده‌است.

قلعه کاظم داشی در حدود ۵/۱ کیلومتری شرق روستای گورچین واقع‌شده است که در محل به قالاباشی معروف است، کاظم خان قوشچو در کشاکش جنگ جهانی دوم و حمله روس به این مناطق و نیز حمله و غارت‌های شورشیان کرد اهالی روستاهای اطراف ازجمله گورچین قلعه-قالقاچی- بویداش (نجف آباد)- قره باغ- قوشچی – باری و… را در این جزیره سنگی کوه مانند پناه داده و حفظ کرده‌است.

کاظم داشی یا کاظیم داشی قبلاً و موقعی که آب دریاچه اورمیه کم نشده بود به‌صورت شبه جزیره‌ای بود که با یک آبراه کم عرض به خشکی متصل می‌شد ولی اکنون (۱۳۹۶) تقریباً جزئی از خشکی شده در فاصله کمی از آن قلوی دیگرش قرار دارد که در اکثر سایت‌های اینترنتی به اشتباه عکس آن قرار داده شده است.

کاظم خان فردی بسیار جسور و بی باک و بسیار باهوش و فراست بود و خود تمامی امور نظامی و سیاسی و اقتصادی آن زمان مردم پناهنده در جزیره را کنترل می‌کرد. مناظر طبیعی زیبا و بقایای معماری و حجاری‌های صخره‌ای و گذرگاه‌های صعب‌العبور و پرتگاه‌های مخوف ارزش و اهمیت سوق‌الجیشی به این اثر داده است.

با توجه به بررسی‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی که توسط سازمان میراث فرهنگی کشور به عمل آمده مهم‌ترین آثار شناخته شده این محل مربوط به هزاره اول قبل از میلاد مسیح و دوره ایلخانیان می‌باشد که تحت محافظت و نگهداری سازمان میراث فرهنگی استان است.

بنا به نوشته مورخین اسلامی هلاکوخان مغول اموال قیمتی و خزائن نفیس خود را در این قلعه پنهان نموده بود. حتی معروف است که خود هلاکوخان نیز در این قلعه مدفون شده است. به نوشتهٔ یکی از شاهدان (ملأ اسماعیل سپهر) در زمان جنگ جهانی یکم سربازان روس پس از کاوش کاظم خان داشی بارهایی را سوار بر چهارپایان کرده و به روسیه برده‌اند.

در این قلعه به دستور کاظم خان ساختمان دو طبقه‌ای نیز بنا شده که زمانی مورد استفاده خود و خانواده‌اش بوده است، کاظم خان در این قلعه آهنگری، ریخته گری و قایق سازی دایر کرده بود و در ضمن به ساختن توپ سر پر و باروت و فشنگ و غیره نیز می‌پرداخت.

او در ساخت انواع بمب دستی نیز تبحر داشت ولی خود عاقبت به وسیله یکی از بمب‌های دست ساز خود کشته شد.

نکته جالب و شگفت اینکه خود جزیره کاظم داشی به شکل یک کلاه نظامی است.

بنای تاریخی سه گنبد اورمیه

برج سه گنبد، در گوشه جنوب شرقی شهر اورمیه در خیابان جانبازان و دریکی از کوچه‌های منشعب به خیابان استاد برزگر قرارگرفته است.

بَنای آجری سه گنبد و استوانه‌ای متعلق به قرن ششم هجری قمری و به دستور یکی از امرای سلجوقی ساخته‌شده و در کتیبه سردر ورودی سه گنبد نیز تاریخ ۵۸۰ هجری قمری که به خط کوفی نوشته‌شده، برخی از باستان شناسان معتقدند که درگذشته دو بَنای دیگر در اطراف این برج وجود داشته که مجموعاً به این سه بَنا، سه گنبد گفته می‌شد.


ادامه مطلب


نظرات() 

گذری بر کتاب «اصول دستور زبان سومری»

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 فروردین 1396-01:11 ق.ظ

کتاب «اصول دستور زبان سومری و تاریخ و باستان‌شناسی» زمینه آشنایی خواننده را با رویدادهای صد سال اخیر باستان‌شناسی و تاریخی در مورد سومریان فراهم می‌سازد. این کتاب که نخستین گنجینه شناخت فرهنگ و زبان سومری در ایران محسوب می‌شود، نوشته «جان لوییز هایز» است و فریدون عباسی آن را به فارسی برگردان کرده است.

روی جلد کتاب

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): کتاب «اصول دستور زبان سومری و تاریخ و باستان‌شناسی» با زبانی علمی، ولی ساده، آموزش‌های اساسی زبان سومری را ارایه می‌کند. اهمیت کتاب «هایز» در این است که شیوه «خودآموز» دارد و بدون معلم نیز قابل استفاده است. آنچه خواننده در این اثر آموزشی می‌تواند بیابد، عبارت‌های عمومی زبان سومری و نظام نگارشی آن است.

همراه با آن، یک رشته مباحث علمی هم مطرح شده است. هر درس شامل فهرست واژگان، نشانه‌های خط میخی، ترجمه و آوا نویسی آنهاست. در ضمن، تفسیر واژگان، تصویر دست‌نویس و عکس کتیبه، آوا نویسی، کلمه نویسی و ترجمه آنها نیز آورده شده است. از بحث‌های تاریخی نیز غفلت نشده و متن‌هایی برای تمرین و دوره کردن هر درس درج شده است.

هر چند که هنوز دانش زبان سومری در آغاز راه است و آن گونه که «هایز» نویسنده کتاب، گوشزد می‌کند، آثار گسترده‌ای درباره این زبان وجود ندارد. با این همه می‌توان این خودآموز زبانی را دریچه‌ای برای شناخت جهان رازآمیز و با شکوه سومری دانست.

کتاب با پیشگفتاری کوتاه درباره اهمیت زبان سومری، مشکلات این زبان و زمینه‌های تاریخی و کتیبه‌های مورد استفاده آغاز می‌شود. در این پیشگفتار، نویسنده یادآوری می‌کند که مطالعه سومر برای شناخت بین‌النهرین باستان، از بدیهیات است. افزون بر این که دانستن این زبان، مقدمه‌ای برای فهم زبان سامی هم است.

از نگاه «هایز»، «تنها از طریق دانش سومری می‌توان تفاوت بین ریشه سامی باستان کلمه اکدی و کلماتی را که تحت نفوذ زبان سومری ساخته شده‌اند، مشخص کرد» از سویی دیگر، همان گونه که مترجم کتاب اشاره می‌کند، برای ما شناخت زبان و تمدن سومری، آگاهی از بخش‌هایی از تاریخ سرزمین ایران، به ویژه در ناحیه جنوب، است. پیوند زبان سومری با گویش‌های شمال خلیج فارس نیز تاکید دیگری بر ضرورت شناخت این زبان است.

«هایز» می‌نویسد که دانشمندان زبان شناس، زبان سومری را به خوبی زبان اکدی نمی‌شناسند، زیرا شماری از ترکیبات صرفی (واژ شناسی) و نحوی زبان سومری روشن نشده‌اند. سپس برخی دیگر از دلایل ناشناخته ماندن بسیاری از جزییات این زبان باستانی را توضیح می دهد؛از جمله این که هنوز زبان هم خانواده سومری شناخته نشده است و از دید توارث زبانی پیدا نیست که این زبان مُرده است یا آن را باید زبانی زنده تلقی کرد.

«هایز» می‌نویسد که این مشکلات گاه ممکن است که دو ترجمه از یک کتیبه را آنقدر متفاوت کند که خواننده دچار این تصور بشود که با دو متن جداگانه رو به رو است. از این روست که محققان زبان سومری هنوز نتوانسته‌اند بر روی یک دستور زبان واحد توافق کنند،اما آنچه دلگرم کننده است و از میزان دشواری‌های زبان سومری می‌کاهد این است که این زبان صرف گسترده‌ای ندارد و فراگیری آن آسان‌تر از زبانی مانند زبان اکدی است.

نویسنده کتاب، این را یادآوری می‌کند که کتیبه‌های مورد استفاده او، همگی متعلق به سنگ نبشته‌های سلطنتی سلسله «اور» سوم (تقریبا ۲۱۱۲ تا ۲۰۰۴ پیش از میلاد) است. سلسله «اور» توسط «اور ـ نامو» تاسیس شد. حکومتگاه این پادشاه در شهر «اور» بود و فاصله زمانی سلطنت او از ۲۱۱۲ تا ۲۰۹۵ پیش از میلاد است.

در دوره فرمانروایی او و پسرش «شولگی»، قلمرو سومری‌ها تا جنوب بین‌النهرین گسترش یافت. با سقوط «اور» سوم و جانشینان «اور ـ نامو»، تمدن سومری نیز دچار انحطاط شد. «هایز» دوره «اور» سوم را دوران آرامش و ثبات بیشتر سرزمین‌های بین‌النهرین می‌داند و آن را «رنسانس سومری» می‌نامد. استحکام شهرها، بنای پرستشگاه‌ها، پاکسازی کانال‌ها و ترعه‌ها و تجارت با سرزمین‌های دیگر، از دستآوردهای این دوره است.

نکته مهم و دست کم امیدوار کننده از جهت شناخت زبان سومری ، آن است که «اور ـ نامو» و پسرش «شولگی» بسیار علاقه‌مند به تهیه متون فرهنگی بودند. چنین دلبستگی، سومرشناسان را یاری می‌کند تا این تمدن دیرینه و غنی را بهتر بشناسند. «هایز» در همین بخش، به صورتی گذرا، به کاوش‌های باستان‌شناسی قلمرو سومریان اشاره می‌کند.

کتاب «اصول دستور زبان سومری» به دو بخش تقسیم شده است و پیوست‌هایی ضمیمه کتاب است. در بخش اول، از طبقه بندی، لهجه‌ها، مشخصه‌های رده شناسی، زبان ترکیبی، زبان پیوندی، نظام نوشتاری، اصول ذاتی نگارش سومری، هجا نگاری، نظام آوایی یا واج‌شناسی، مصوت‌ها یا حروف صدا دار، صامت‌ها یا حروف بی صدای زبان سومری و مسایل زبان شناختی بسیار دیگر بحث می‌شود.

مطالب بخش دوم هم شامل دروس دستوری زبان سومری (۲۳ درس) است. پیوست‌ها دربردارنده موضوعات تاریخی، منابع بین‌النهرین، منابع فرهنگ لغت سومری، کتابشناسی و مرجع‌هاست.

بخش نخست شرح و توضیح این نکته‌هاست که زبان سومری، زبانی «منفرد و ایزوله» است،اما سومرشناسان می‌کوشند که این زبان را با زبان‌های دیگر مرتبط کنند. اختلاف درباره تلفظ لهجه‌ها خود مساله‌ای جداگانه است. از سویی دیگر، جدایی میان زبان سومری با زبان‌های هند و اروپایی و نیز زبان اکدی، دشواری‌های فهم زبان سومری را بهتر نشان می‌دهد.

از همین رو «هایز» مثال‌هایی در این باره می‌آورد؛ دو مولفه مشخصات ظاهری شیوه نگارش زبان سومری و اصول ثانوی این شیوه نیز مورد توجه او قرار می‌گیرد. این را نیز تذکر می‌دهد که خط مورد نگارش سومری، مجموعه‌ای از اندیشه‌نگاری و هجایی است. منظور از اندیشه‌نگاری، به کار بردن یک نشانه برای یک کلمه خاص است. درباره مشکلات نظام واجی و تلفظ هر صدای زبان سومری نیز اشاره‌های روشن گرانه‌ای آورده شده است.

بخش دوم «دروس دستوری» است. «هایز» متن‌هایی را از کتیبه‌های سومری می‌آورد و واژه به واژه درباره آنها توضیح می‌‌دهد. تفسیر واژه‌ها و هجانویسی آنها در تفهیم مطالب، خواننده را یاری می‌کند. بحث‌های تاریخی نیز بر آگاهی‌های او می‌افزاید.

بخش سوم شامل پیوست‌هاست. در این بخش درباره تاریخ سومر و دوره‌بندی آن سخن به میان می‌آید. این دوره‌ها شامل سومر کهن، سومر کلاسیک و سومر جدید است. منابع بین‌النهرین نیز پیوست دیگری است که خواننده را از دانش سومرشناسی آگاه می‌سازد. به همین گونه باید از پیوست سوم که درباره منابع فرهنگ لغات سومری است، یاد کرد. کتابشناسی انتهایی نام شماری از مهم‌ترین تحقیقات درباره سومر را در دسترس خواننده می‌گذارد.

چاپ نخست کتاب «اصول دستور زبان سومری و تاریخ و باستان‌شناسی» نوشته «جان لوییز هایز» با برگردان فریدون عباسی را موسسه فرهنگی انتشاراتی پازینه با شمارگان هزار نسخه با بهای ۱۸۷۵۰۰ ریال چاپ و منتشر کرده است.





نظرات() 

اوشتبین، یادگاری از گذشته، میراثی برای آینده

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 فروردین 1396-12:59 ق.ظ

http://www.aharri.com

روستای اشتبین در طول ۴۶ درجه و ۲۹ دقیقه و عرض ۳۸ درجه و ۵۱ دقیقه و ارتفاع ۳۶۲۰ متر از سطح دریا قرار دارد و از توابع بخش سیه رود و دهستان نوجه مهر شهرستان جلفا واقع در استان آذربایجان شرقی است. فاصله روستا از جاده اصلی و مرزی سیه رود-خداآفرین حدود ۷ کیلومتر است.
روستای اشتبین متشکل از سه آبادی به نامهای هراس، سیاوشان و جعفرآباد، نمونه ای از روستاهای کوهستانی – میان دره ای محسوب می شود.
محدوده روستا از نظر تقسیمات آب و هوایی جزء مناطق با اقلیم سرد و دارای زمستانهای طولانی بوده و برای چندین ماه از سال پوشیده از برف است.
بافت روستای اشتبین بواسطه احاطه باغات و سایر عوامل کالبدی نظیر ناهمواریها، بستر سنگی، شیب تند اراضی و شرایط اقلیمی خاص، کاملا فشرده و فقط در محدوده شمالی روستا امکان توسعه محدود وجود دارد.
در سال ۱۳۸۵ روستای اشتبین دارای ۷۷۳ نفر جمعیت در قالب ۱۵۰ خانوار بوده است.
این روستا با شماره ۲۶۹۲ در تاریخ ۱۷/۳/۷۹ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است. اسناد به دست آمده از سنگ نوشته های موجود در روستا تاریخ ۸۴۳ و ۹۷۶ هجری قمری را نشان می دهند، ولی به نظر میرسد معماری موجود در برخی بناها مربوط به دوره اشکانیان است.
در زمانهای گذشته روستای اشتبین حالت قلعه را داشته است و کسی نمی توانسته به آسانی به روستا دسترسی داشته باشد، به این ترتیب که روستا در دره ای واقع شده است که اطراف آن را از سه جهت کوههای بلند احاطه کرده است و در بالای هر کوه سنگری ساخته شده بود و این سه سنگر به روستا احاطه کامل داشتند و روستا از لحاظ امنیتی همانند دژی محکم بود و به این سان دسترسی دزدان و راهزنان به روستا امری دشوار بود و به این ترتیب در زمانی که مردم از دست دزدان و راهزنان امنیت نداشتند، چنین مکان امنی جهت زیستن مناسب به نظر می رسید از این رو بنا به شواهد موجود، تمدنی به مراتب بزرگتر و با رونق بیشتری در آن مکان شکل گرفت که بعدها بنام اشتبین نامیده شد. بعدها به همین دلیل از دو روستای دیگر «هراس» و «جعفر آباد» به این روستا کوچ کردند و به رونق این روستا افزودند. از دلایل دیگری که منجر به مهاجرت به این روستا از روستاهای دیگر شد، این بود که چون روستاهای دیگر همگی از روستاهای ارامنه بودند و فقط این روستا دارای دین اسلام بود، و همچنین دارای منابع آب، طبیعت، زمین مناسب و آب و هوای مساعد تری بود و در ضمن هیچ ارباب یا حاکمی که مردم را استثمار کند در این روستا وجود نداشت و روستا از قدیم به صورت خرده مالکی اداره می شد و هرکسی می توانست مالک قطعه زمینی باشد و امرار معاش نماید.
در مورد وجه تسمیه روستا دو روایت موجود است:
الف- این روستا از ترکیب سه روستای همجوار به نامهای «هراس»، «جعفرآباد» و «سیاوشان» تشکیل شده و از این رو به «اوشتبین» مرکب از دو کلمه «اوش» به معنی عدد سه و «تبین» به معنی طایفه در زبان تاتی تشکیل شده است.
ب- چون روستا در میان سه کوه بلند واقع شده است، نام روستا از ترکیب دو کلمه «اوش» به معنی عدد سه و «بیین» به معنی میان گرفته شده است.
از مشاهیر این روستا می توان از مرحوم سید ابوالقاسم نباتی نام برد که از موقعیت والایی در ادبیات ترکی و فارسی  برخوردار است. او را می توان خلف راستین خواجه حافظ و عمرخیام دانست. او شاعری عارف و استادی ماهر است که هم تراز غزلیات حافظ و رباغیات خیام شعر سروده است. جمع اشعار به جای مانده از وی بیش از پنجاه هزار بیت است که نصف آن به ترکی و نصف دیگر آن به فارسی است. اشعار نباتی در قفقاز، آذربایجان، ترکیه و ایران طرفداران زیادی دارد و عاشیقها و خواننده ها از اشعار وی استفاده می کنند.

آثار تاریخی روستا:

کتابها و اسناد تاریخی:
یکی از آثار بسیار نفیس و با ارزشی که در روستا وجود دارد، کتاب «تاریخ نادری» است که با خطی بسیار زیبا نوشته شده است. این کتاب خطی در خود روستای اشتبین توسط «مشهدی محمدعلی» نوشته شده است. در انتهای کتاب موارد زیر نوشته شده است:
راقم الحروف اقل الطلاب الکرم و احقر
العباد العظام عبدالله و له عزت آداب مشهدی محمدعلی
اتمام کتاب تاریخ نادری در روز پنجشنبه فی ایام ماه جمادی الثانی سنه ۱۲۳۱
خطم مشوش است و پریشان چو زلف یار عیبم مکن که در شب هجران نوشته ام
این نوشته تا بماند یادگار من نمانم خط بماند یادگار
وجود چنین کتابی با چنین دست خطی در چنین مکان دورافتاده ای نشان دهنده وجود تمدنی به مراتب بزرگتر و با رونق تر از آنچه که اکنون وجود دارد، است.
نزد روستائیان تعدادی کتب خطی دیگری نیز نگهداری می شود که منسوب به حکیم نباتی هستند. اغلب این کتب متعلق به اوایل قرن سیزدهم هستند و نزد آقای علی شاهی نگهداری می شوند.
قبرستان:
قبرستان یکی از مکانهایی است که در هر جایی معمولا از قدمت بیشتری برخوردار است. این روستا نیز از این مساله مستثنی نیست. در قبرستان قدیمی روستای اشتبین به سنگ نوشته قبرهایی برخورد می کنیم که تاریخی حدود ۸۰۰ سال قبل را نشان می دهند.
البته لازم به ذکر است که اکثر این سنگ نوشته های تاریخی به علت عدم نگهداری و توجه در حال از بین رفتن است به طوری که تکه های شکسته غالب سنگها در قبرستان پراکنده می باشند.

ushtubin2

خانه های قدیمی:
از دیگر آثار تاریخی مهم سنگهای سردرخانه هاست که یکی متعلق به خانه آقای سرخای است که متن آن به شرح زیر است:
در بالا: امر ببناء هذا العمارت فی الدولت السلطان ابی السلطان شاه محمد خدا بنده خلد الله ملاکه الحق هدایت الله ابن المرحوم مولانا احمد الشیرزادی
کنگره راست محراب از پایین تا راس محراب:
ز در درآ و شبستان ما منور کن یا علی دماغ مجلس روحانیان معطر کن
به چشم و ابروی ساقی سپرده ام دل و جان یا علی
کناره چپ محراب از بالا به پایین:
بیا و بیا و تماشای طاق و منظر کن یا باقی
جز آستان توام در جهان پناهی نیست یا علی سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست «حافظ»
سر محراب:
گشاده باد به دولت همیشه این درگاه به حق اشهد ان لا اله الا الله
گوشه راست و چپ محراب: یا الله یا الله
تاریخ سنگ بین سالهای ۹۸۶ و ۹۹۶ هجری قمری می باشد.
همچنین بالای این سردر لوح چوبی قرار دارد که در آن بعد از آیه «و ان یکاد» به سنه ۱۲۰۱ هجری قمری اشاره شده است.

یکی دیگر از این سنگهای سردر مربوط به خانه آقای سلمانزاده می باشد که در متن آن به سال ۹۷۷ هجری قمری و زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی اشاره شده است.
متن این کتیبه به شرح زیر می باشد:
امر ببناء هذه البیت المبارک فی ایام دولة السلطان الاعظم الخاقان الاکرم سید السلاطین فی العالم السلطان ابن السلطان ابن السلطان ابوالمظفر شاه طهماسب بهدر خان خلد الله ملکه الخواجه آقا محمد بن خواجه بیگلر دزماری.۹۷۷

از دیگر آثار تاریخی مهم این روستا می توان به سنگرهای موجود در کوههای اطراف روستا، آسیابهای آبی روستا و سر ستونهای چوبی باقیمانده از مسجد قدیمی روستا اشاره کرد.
معماری ابنیه روستا:
خانه های روستایی بسیار عملکردی و بی تکلف می باشند. این روستا نیز از این خصیصه به دور نبوده اما با این وجود فضاهای مشخصی مانند آشپزخانه، دهلیز، طنبی یا «گوناق اتاقی»، «ال اتاقی» یا اتاق دم دستی و بالکن را دربرمی گیرد. در خانه های این روستا معمولا حیاط عملکرد خاصی ندارد و این دهلیز است که به عنوان فضای ارتباطی کار می کند. در اکثریت خانه ها یک درب پایین برای طبقه اول ساختمان موجود است که از آن برای عبور حیوانات استفاده می کنند و یک درب مستقیم به دهلیز باز می شود که در طبقه دوم قرار دارد.
در تیپ دوم خانه ها یک درب عمومی وجود دارد که از آن درب هم دامها و هم ساکنان خانه استفاده می کنند. بعد از ورود به صحن خانه، معمولا با یک پله به دهلیز طبقه بالا ارتباط پیدا کرده و از آنجا فضاهای خانه تقسیم می شوند.
معمولا در روستا به علت محدود بودن توان اقتصادی و علل دیگر، خانه ها را به صورت مختصر و کاملا عملکردی می سازنند و در این خانه ها اثری از تجملات و تزئینات زیاد دیده نمی شود.

عناصر معماری خاص:
از عناصر معماری خاص این روستا می توان «بالگون» یا همان بالکن و یا به گویش خود روستاییان «آرتیرما» را نام برد که فضایی بیرون آمده از بنا است و بر روی معابر قرار گرفته و بر اساس شرایط اقلیمی این منطقه مورد استفاده روستاییان قرار می گیرد.
این عنصر از دو جهت باعث آسایش بیشتر اهالی می شود: اول اینکه جلوی تابش زیاد آفتاب تیز تابستان را به درون اتاقها می گیرد و دوم اینکه فضای بادگیر و نسبتا خنکی است که در تابستان مورد استفاده قرار می گیرد.
از دیگر عناصر معماری خاص روستا فضایی بنام «بنه گاه» یا « بنا گاه» است و بنا به گفته روستاییان به دلایل امنیتی شکل گرفته است. این قسمت از بنا هیچ روزنه ای به خارج ندارد و فقط از قسمت انتهایی سقف نورگیری می کند. ارتفاع آن تقریبا برابر دوطبقه ساختمان است و چهار ستون چوبی که معمولا دارای سرستونهایی حکاکی شده هستند، سقف هرمی و چوبی آن را نگه می دارند. معمولا در زیر این سقف تنوری برای پخت نان وجود دارد.

ushtubin3

تزئینات:
نرده های زیبا، سرستونهای منقش، ارسی ها و پنجره ها همه از هنر و تمدن والای اهالی این روستا حکایت می کنند. تزئینات در شکل گیری معماری زیبای این روستا نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند.

منبع: eachto.org





نظرات() 

کتاب گیلان از آغاز تا پایان حکومت های خان سالار محلی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 فروردین 1396-12:53 ق.ظ

کتاب گیلان از آغاز تا پایان حکومت های خان سالار محلی، جلد اول از کتابی است که ناصر عظیمی در دست انتشار دارد. این کتاب تاریخ گیلان را برای نخستین بار از دوره ی سنگ تا  ضمیمه شدن گیلان به حکومت مرکزی در سال 1001 هجری قمری بررسی می کند. برای معرفی کتاب به نظر می رسد بهتر از هر نوشته ای پیش گفتار باشد.

 

پدید آورنده: ناصر عظیمی

نشر ایلیا ، رشت،  اسفند 1394، 530 ص.

پیش‌گفتار

کتابی که پیشِ روی خواننده‌ی فرهیخته قرار گرفته، کتابی است که کوشش دارد تاریخِ سکو نت و فعّالیت انسان در محدوده‌‌‌ای که امروز «گیلان» نامیده می‌شود را از پیش از تاریخ تا سال 1001  ه. ق ، یعنی زمانی که گیلان برای نخستین‌بار در زمان شاه‌عباس اول جزئی از حکومت مرکزی ایران شد، بررسی کند. بنابراین کتاب حاضر به نوعی، تاریخِ دورانِ جدایی‌گزینی گیلان از حکومت مرکزی در ایران نیز محسوب می‌شود. دورانی که ساکنان این سرزمین در حکومت های محلی خان سالار متعدد، زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسیِ خود را به استقلال سامان داده بودند.

 در این کتاب روندی پی‌گرفته شده تا خواننده بتواند به دور از داستان‌گویی‌های معمول در عرصه‌ی تاریخ‌نویسی، مسیر و منظره‌ی تاریخی گیلان را بر پایه ی تزهای زیر از عصر سنگ تا سال 1001 هجری به تماشا بنشیند:

1 . جلگه ی گیلان(نواحی حدود کمتر از 100متری از سطح دریاهای آزاد)که بستر اصلی سکونت و فعالیت انسان ها محسوب شده و می شود،در حدود 8000 سال پیش(آغاز دوره ی نئولتیک یا نوسنگی) در اثر آخرین عقب نشینی دریای خزر به تدریج از آب خارج و هر بخشی از آن که از آب بیرون آمد، بلافاصله با جنگل های انبوه بارانی موسوم به هیرکانی پوشیده شد.

2 . گیلان در محدوده ی جنگل های انبوه بارانی خود ( هم در جلگه و هم در کوهستان جنگلی) از نظر میزان بارندگی نه فقط در فلات ایران بلکه در تمام محدوده ی خاورمیانه و شمال آفریقا از مراکش تا مرزهای غربیِ امروزیِ چین و هند پر باران ترین پهنه ی جغرافیایی محسوب می شود و از این منظر در تاریخ خود ویژگی منحصر به فردی برای سکونت وفعالیت  ایجاد کرده بود.

3 . جنگل های جلگه ای انبوه در گیلان همراه با شرایط ویژه ی گسترش وسیع زمین های باتلاقی و فقدان زهکشی زمین از آب های سطحی، استقرارهای انسانی عصر نئولتیک در جلگه را با دشواریهای بسیار مواجه کرد و در نتیجه استقرارهای انسانی نه فقط در دوره ی نئولتیک بلکه تا سالهای طولانی بعد حتا تا اواخر دوره ی آهن نیز در محدوده ی جلگه ی گیلان ناممکن بود.

4 . پیش از پیدایش جلگه ی گیلان، نواحی کوهستانیِ جنوبِ جنگلهای انبوه بارانی یعنی دشت ها و دره هایی که در نواحی مرتعی و حاشیه ی جنگل های بین دره ی رودخانه ی سفیدرود تا دره ی رودخانه ی پلرود واقع شده بود ، بستر منحصر به فرد استقرار گروه های انسانیِ کم شمار عصر سنگ محسوب می شدند.

5 . به طور کلی محدوده ای که امروز گیلان نامیده می شود به دلیل محصور بودن از شمال توسط دریای متلاطم خزر، در جنوب با ارتفاعات هلالی و دولایه ی البرز - قافلانکوه به همراه شرایط دشوار زیستی به ویژه در نواحی جلگه ای آن یکی از منزوی ترین پهنه های جغرافیایی در فلات ایران در آغاز تاریخ محسوب می شد و در نتیجه از جریان های تمدن حَضَری پیرامون و تاثیرات آن برای سالها دور ماند.

6 . جلگه ی گیلان به دلیل شرایط ویژه ای که داشته، خود خالق تمدن های حضری اولیه نبوده و در نتیجه با پیدایش تمدن های پیشین در پیرامون آن نظیر گوبوستان در شمال غربی گیلان( در ساحل جنوبی باکو)، قفقاز وآذربایجان در شمال غربی و غرب، زنجان و قزوین در جنوب ، دشت گرگان و کلاردشت در شرق متاثر بوده و به دلیل شرایط ویژه ی طبیعی و جغرافیایی خود برای تاثیر پذیری از این تمدن ها زمانی بس دراز ، فصل طولانی تدارک را برای پذیرش زیست گاه های انسانی  پشت سر گذاشته است.

7. در آغاز عصر فلز یعنی در دوره ی مس و برنز،جلگه ی گیلان به دلیل شرایط ویژه ی جغرافیایی هنوز فاقد سکونت وفعالیت بود و سکونت در نواحی کوهستانی خارج از جنگل نیز بسیار کم شمار و احتمالاً هنوز تنها از پهنه ی قابل استقرار این دوره یعنی از دره ی رودخانه ی سفیدرود تا دره ی رودخانه ی پلرود تجاوز نمی کرد اما به ناگهان در دوره ی آهن به ویژه از آغاز هزاره ی نخست پیش از میلاد دوبخش از گیلان یعنی ناحیه ی مارلیک – دیلمان(در دو حوزه ی آبخیزِ  همجوار یعنی حوزه ی سفیدرود و پلرود) و ناحیه ی تالش به سرعت با استقرارهای آهن روبرو شد که محصول پیدایش شرایط ژئوپولتیکی معینی در تحولات تاریخی پیرامون آن به ویژه در غرب و شمال غربی محدوده ی ایران امروزی بود.

8 . استقرارهای ناگهانی دوره ی آهن در خارج از پوشش های جنگلیِ جلگه ای و کوهستانی گیلان بدون پیشینه ی تمدنی مشخص و برجسته ی دوره ی مس و برنز در ناحیه ی مارلیک – دیلمان و تالش به ویژه از هزاره ی نخست پیش از میلاد نشان از تحول در ژئوپولیتک منطقه در غرب و شمال غربی ایران جایی که در معرض شدید غارتگری های آشوریان به ویژه در سرشاخه های دره ی قزل اوزن در جنوب دریاچه ی ارومیه قرار داشت و غارتگری های سالانه و مداوم و طولانی با خشونت عریان و کم نظیر در آن سبب ساز تاراندن ناگزیر ساکنان این ناحیه در امتداد دره ی قزل اوزن به نواحی دوگانه ی تمدنی دوره ی آهن گیلان با موقعیت ویژه ی استراتژیک و ایمنی خاص و در نتیجه ضمن آن که عامل اصلی پیوند با اورارتوئییان یعنی دشمن اصلی و قدرتمند آشوریان شد، به پیدایش تمدن های مارلیک – دیلمان و تالش نیز انجامید.

9. سقوط آشوریان در سال 614 پیش از میلاد به دست مادها، شرایط ویژه ی ژئوپولتیکی مولد و شکوفایی تمدن دوره ی آهن در گیلان را برای همیشه از میان برداشت و در نتیجه افول تمدن آهن گیلان در پهنه های خارج از  جنگل  جلگه ای و کوهستانی با تشکیل دولت ماد و با ناپدید شدن شرایط ژئوپولتیکی فوق آغاز و اگر چه با فراز و فرودهایی همچنان در همان حوزه های جغرافیایی پیشین در دوره ی باستان نیز تداوم یافت لیکن دیگر  چون گذشته فروغی نداشت.

10. تمدن دوره ی آهن گیلان در بین دره ی سفید رود تا دره ی پلرود و تا حدودی ناحیه ی تمدنی تالش علاوه بر شرایط ویژه ی ژئوپولتیکی بوجود آمده از هزاره ی اول پیش از میلاد تا سقوط دولت آشور ، محصول شرایط طبیعی ویژه ای است که این پهنه در تمام البرز از آن بهره مند بوده و آن برخورداری از دشت ها و دره های نسبتاً پهن با ارتفاع نسبتاً کم از سطح دریاهای آزاد در ارتفاعات خارج از جنگل که شرایط و زمینه های مناسب جاگیری و استقرارهای انسان را به لحاظ اقلیمی و دیگر شرایط طبیعی در این دوره فراهم می کرد و از این رو تنها در این محیط طبیعی و جغرافیایی بود که  همراه با برخورداری از  تنوع منابع غذایی گیاهی، آبزی و شکار فراوان برای تغذیه و موقعیت های جغرافیایی متنوعِ فصلیِ گرم و سرد در فواصل نزدیک برای پرورش دام داری شبانی، تنها محیط های نشو و نمایِ زیست گاه های انسانی و تمدن های این دوره محسوب می شد.

11 . جلگه ی گیلان در دوره ی آهن نیز هنوز به جز در نواحی پایکوهی که احتمالاً قشلاق دام پروران کوهستانی بوده و آثار آن ها تا ارتفاعات کمتر از حدود 100 متر نیز ممکن است یافت شود، فاقد سکونت و یکجانشینی بود.

12 . سکونت و فعالیت انسانی در نواحی خارج از جنگلِ گیلان با پیشینه های تمدنی پر رونق در دوره ی آهن در زمان هخامنشیان، سلوکیان و حتا اشکانیان هنوز به طرز عجیبی کم شمار، کم فعال و کم رونق بود و هیچگاه به دوره ی پیشین خود بازنگشت و نواحی جلگه ای گیلان نیز بر طبق دست کم فقدان شواهدی بارز تقریبا هیچ تحول نوین تاریخ ساز قابل ذکری در این دوره ها روبرو نبوده و در نتیجه فقدان جمعیت سازمان یافته در جلگه و فقدان تولید مازاد ، نظر حاکمان مرکزی فلات ایران را به خود برای اشغال آن چندان جلب نکرد.

13. نواحی مارلیک - دیلمان به ویژه در یکصد سال پایانی دوره ی ساسانیان با ظهور نظامی گری های اشرافیتِ این منطقه که در سپاه ساسانیان به صورت نوعی شوالیه گری،قدرتی بی رقیب تا دره ی چالوس به هم زده بود، همراه با موقعیت ویژه ی طبیعی و کوهستانی و جنگلی این ناحیه ، هویت مستقلی کسب کرد و هر چه در پنجاه سال پایانی حکومت ساسانیان؛ قدرت این سلسله رو به افول رفت، قدرت دیلمیان با ساخت قبیله ای و نظامی گری بیشتر رخ نمود و در تقابل با دولت مرکزی جایگاه شورشیان و مخالفان دولت مرکزی نیز قرار گرفت و در نتیجه آوازه ی ظهور دیلمیان نیز از این زمان به تاریخ راه یافت.

14.  ناحیه ی دیلمان در اواخر ساسانیان و با شروع زوال تدریجی آن حکومت ، محدوده ی مشخصی از دره ی سفیدرود و جنوب آن طارم تا دره ی رودخانه ی چالوس و دره ی رودخانه ی شاهرود به مرکزیت قلعه هایی در الموت و رودبار شهرستان(رازمیان کنونی در شمال قزوین)و اشکورات تحت حاکمیت خاندان های اشرافیِ نظامیِ تعلیم یافته در سپاه ساسانیان در آمد و هویت مستقل و بی همتای خود را برای بیش از سه قرن در همین محدوده جغرافیایی (از رودخانه ی چالوس تا سفیدرود) پس از اسلام حفظ کرد.

15 . غرب گیلان به جز تالش که در دوره ی آهن فروغی یافته بود ، ناحیه ی جلگه ای و کوهپایه ای فومنات و شفت در تاریکی مطلق تاریخی فرو رفته بود و داده های تاریخی مستند این تاریکخانه که در حصار ارتفاعات از جنوب و جنوب شرقی و موانع دیگر در شمال و شمال غربی محصور بود ، منزوی ترین بخش سرزمین امروزی گیلان محسوب می شد.

16. از اواخر دوره ی ساسانی و اوایل دوره ی اسلامی کشت برنج از سمت شرق (مازندران) به درون ناحیه ی جلگه ای دیلمیان انتشار یافت لیکن توسعه ی آن با توجه به اقتدار بی چون و چرای دیلمیان در مسیر انتشار این محصول و شیوه ی حاکمیت شبانی دیلمیان و بیم افزایش شمار جلگه نشینان و شیوه معیشت کشاورزی که دیلمیان آن را در تقابل با شیوه  ی معیشتِ شبانی خود می پنداشتند، توسعه ی کشاورزی و کشت برنج به کندی به سمت غرب  ناحیه و  جلگه ی مرکزی گیلان پیش رفت.

17. سلطه ی نظامیان اشرافی دیلمی با ساخت قبیله ای برای بیش از سه چهار قرن از پیش تا پس از اسلام بر دروازه و مرزهای جنوبی و شرقی گیلان یعنی سلطه ی بی چون و چرا بر محور هوسم – چالوس ( گلوگاه ارتباطی شرق گیلان) و همچنین دره ی سفیدرود که تنها محورهای اصلی ارتباطی شرق و مرکز گیلان با جهان بیرونی بود،سلطه ی یک قوم ستیزه جوی قبیله ای که از کشاورزی و یکجانشینی نفرت داشتند و در نتیجه با دشمن پنداری و دشمن سازی مصنوعی و ماهرانه و امنیتی کردن فضای این پهنه در پوشش بیگانه ستیزی افراطی، ضمن فراهم کردن اقتدار مستبدانه ی خود به طریقی سهل و آسان بر باشندگان اندک جلگه و کوهستان، دسترسی جلگه ی گیلان و شرق و غرب آن را از تماس با جوامع یکجانشین و پیشرفته تر پیرامون خود برای سال ها دور نگهداشته و از این طریق نه فقط نقش مثبتی در تاریخ این ناحیه ایفاء نکردند بلکه این قوم با ساخت قدرت قبیله ای و با نظامی گری و ستیزه جویی خود در روند یکجانشینی و توسعه ی اشتغال به کشاورزی و تولید خوراک در جلگه ی گیلان و به طریق اولی تمدن حضَری در آن مانعی جدی ایجاد کرده و در نتیجه یکی از دلایل اصلی تاخیر توسعه ی کشاورزی و یکجانشینی و البته شهر نشینی و نفوذ فرهنگ و تعلیم و تربیت و ظهور نهادهای سیستماتیک فرهنگی و در یک کلام مانع جدی در پیدایش تمدن حضَری در جلگه ی گیلان در سه قرن نخست پس از اسلام موثر بوده است.

18.  هویت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معماری جلگه ی گیلان یعنی اصلی ترین بخش سکونت و فعالیت  تنها با کشت برنج تشخص ویژه ی خود را پیدا کرد،چرا که با توجه به ویژگی اقلیمی جلگه ی گیلان تنها غله ی قابل کشت در این جلگه که اقتصاد غالب بخش کشاورزی را به خود اختصاص می داد، کشت برنج بود.

19. کشت برج در جلگه ی گیلان تنها اهمیت اقتصادی نداشت بلکه شیوه ی کشت این محصول کمک می کرد تا جنگل انبوه جلگه ای به سرزمین های باز، امن و زهکشی شده به سکونت، یکجانشینی و تمدن حضری امکان توسعه ی و گسترش بیشتری بدهد.

20. جنبش علویان زیدی در میانه ی قرن سوم هجری که به لحاظ محیط جغرافیایی در مرز دیلمان با طبرستان شکل گرفت و در آغاز با همیاری و همراهی نظامیان دیلمی در طبرستان به قدرت حکومتی دست یافت، در فرازهایی از حیات پر فراز و فرود خود به ناگزیر راهی جز پناه بردن به درون سرزمین قرق شده ی هم پیمان خود در دیلمان نیافت و در نتیجه این جنبش به صورت یک عامل ناهشیار تاریخی عمل کرد و سبب شد هم نیروی انسانی و هم اشکال گوناگون تمدن حضری پیشرفته ی ناحیه ی طبرستان و به ویژه تجربیات آن در زمینه ی کشاورزی، صنعتی و فرهنگی از جمله توسعه ی کشت برنج و ابریشم و تعلیم و تربیت سیستماتیک و شهرنشینی به ناحیه ی بسیار عقب مانده ی قلمرو دیلمیان که تا آن زمان در انزوای طولانی سیر می کرد، نفوذ کند.

21. گیلان تا زمان نفوذ جنبش علویان زیدی در اواخر قرن سوم هجری و پی آمدهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی این جنبش به درون محدوده ی امروزی گیلان و به ویژه ناحیه ی جلگه ای آن، فاقد شهر بود و هوسم به عنوان نخستین شهر در پرتو تحولات جنبش انقلابی زیدیان به مثابه ی یک جنبش نوین مذهبی دگراندیشِ اسلامی در شرق گیلان سبب پایه گذاری یک مرکز حکومتی برای زیدیان ناصری و برای نخستین بار زمینه های شکل گیری نخستین شهر و پویش های فرهنگی نظام یافته در گیلان شد.

22. با توسعه ی و تسریع کشت برنج و توسعه ی روستاها و تولید ابریشم پس از ایجاد جنبش انقلابی علویان زیدی در نواحی جلگه ای و آهنگ رشد توسعه ی کشاورزی به ویژه در دلتای رودخانه ی پلرود از نیمه ی دوم قرن سوم هجری و پیداشدن شهر ِکوچک هوسم به عنوان مرکز انباشت مازاد اقتصادی این ناحیه و احداث بندر تجاریِ مرتبط با سواحل مازندران در همین شهر، نوشتن و سواد آموزی نیز در پرتو همین تحولات نوین در شهر هوسم پا گرفت و سپس به دیگر نواحی غربی آن تسرّی یافت .

23 . همزمان با نفوذ تدریجی جنبش علویان زیدی به درون قلمرو دیلمیان تا رودخانه ی سفیدرود، نفوذ اسلامِ اهل تسنن نیز که پیش تر از مرکز اردبیل به درون غرب گیلان به کندی پیش می رفت، با هدایت و رهبری استاد جعفر الثومی مرشد مذهب حنبلی که از مرکز اردبیل حمایت و پشتیبانی می شد در غرب گیلان تا رودخانه ی سفید رود در تقابل با نفوذ زیدیان تسریع شد و از این زمان رودخانه ی سفیدرود به صورت یک گسل فرهنگی، تمایز دو بخش از گیلان که بعدها بیه پیش و بیه پس نام گرفت را تثبیت کرد.

24 . تجربه ی نوینی که گروهی از نظامیان اشرافی دیلمی تحت عنوان آل بویه در سرزمین گیلان در پرتو استحاله شدن در ایدئولوژی دگراندیش فرقه ی زیدیان علوی کسب کردند، زمینه ای فراهم کرد تا تجربه ی شکست خورده ی پیشین ایرانیان که از ایدئولوژی صرفاً ایرانی به عنوان پرچم ایدئولوژیک خود برای مبارزه بهره  میگرفتند، کنار گذاشته شود و سیاست به مفهوم «تحقق ممکن ها» از طریق پذیرش وگرویدن به یکی از مذاهب اسلامی مبارز از نوع دگراندیشانه،راهی به قدرت در جهان اسلام پیدا کنند و به طور نسبی مشروعیت ایدئولوژیک نیز بیابند.

25. گیلان غربی از آستارا  تا جنوب مرداب انزلی از آغاز قرون نخستین اسلامی از کانون تاثیر گذار اجتماعی و فرهنگی -  مذهبی مرکز آذربایجان یعنی اردبیل  متاثر بود لیکن ناحیه ی تالش که بین کانون اصلی اشاعه ی اسلام در قرون نخستین (اردبیل) در شمال غربی و ناحیه ی جنوب مرداب انزلی واقع شده بود با توجه به اشتغال دامداری شبانی و کوچندگی و ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متاثر از آن، حلقه ی واسط مناسبی برای انتقال پدیده های تمدنِ حضری به ویژه فرهنگی و فکری به ناحیه ی گیلان غربی در جنوب مرداب انزلی نبود و در نتیجه این ناحیه مضاف بر انزوای جغرافیایی و حصارهای طبیعی وسیاسی - نظامی برای ارتباطات با پیرامون خود، سخت با دشواری روبرو و ارمغان آن توسعه نیافتگی نسبی اش در گیلان بود.

26 . تلاش های ساکنان ناحیه ی گیلان غربی در جنوب مرداب انزلی با ویژگی شرایط اقلیمی مرطوب تر و باتلاقی تر نسبت به دیگر نواحی گیلان که امروزه شامل شهرستان های رضوانشهر، ماسال، فومن، صومعه سرا، شفت و حتا رشت با نواحیِ تمدنی پیرامونِ قابل دسترس در قرون نخستین اسلامی، « ناحیه ی تماسی» پیدا شد که حدوداً بین شهر تاریخی گسکر در جنوب رضوانشهر و بندر «رودسر» تازه آباد در دهانه ی رودخانه ی شفارود در شمال رضوانشهر کنونی را در بر می گرفت و در تمام دوره ی قرون نخستین اسلامی تا قرن نهم هجری به عنوان کانون یا ناحیه ی تماس با مراکز تمدنی شمال غربی ایران یعنی اردبیل، تبریز و قفقاز نقش آفرینی می کرد و در پرتو این تعاملات، اشکال گوناگون مبادلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بین آن ها برقرار بود.

27. اهمیتِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی -فرهنگیِ شهر هوسم(رودسرِ بعدی) پس از آن که خود را به عنوان جایگاه اصلی زیدیان ناصری در شرق گیلان تثبیت کرد تا اوایل قرن ششم تداوم یافت و تنها باقدرت گیری اسماعیلیان در دره ی رودخانه ی شاهرود و تصرف  قلعه های متعدد ناحیه ی الموت(در محدوده ی بخش معلم کلایه ی کنونی) ورودبار شهرستان(در بخش روبار شهرستان کنونی به مرکزیت رازمیان کنونی) و ناحیه ی اشکورات در جنوب دلتای پلرود و حملات پی در پی تروریستی این گروه به حوزه ی نفوذ هوسم وتنکابن( دو ناحیه ی زیدی نشین ناصری و قاسمیه که با اسماعیلیان جدال ایدئولوژیک نیز داشتند)و تشدید جدال های فرقه ای با زیدیان این ناحیه وبا پیدا شدن فقدان امنیت در ناحیه ی تنکابن و رانکو، مهاجرت وسیع نخبگان اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی این نواحی به لاهیجان (که ابتدا لیاهج و سپس لیاهجان نامیده می شد)، این شهر به کانون اصلی شرق گیلان تبدیل و جایگزین شهر هوسم شد.

28 . تا قرن ششم هجری شمال جلگه ی گیلانِ شرقی و مرکزی یعنی ناحیه ای که در شمال خط مستقیم از جنوب تالاب امیر کلایه، شمال رودبنه،شمال روستای دهشال(و شمال روستای داخل)، شمال آستانه ی اشرفیه، شمال لشت نشا و خشکبیجار و خمام،شمال نوخاله، شمال تولم،شمال صومعه سرا و ضیابر یعنی ناحیه ای که حدوداً در شمال منحنی تراز منفی 20 متر واقع شده بودند، به دلیل باتلاقی بودن ناشی از عقب نشینی دیر هنگام دریای خزر، هنوز مسکون نبوده و در آن زیستگاه انسانی دائمی پدید نیامده بود.

29 . یک ویژگی اصلی تاریخ قدیم گیلان فقدان شهر بوده است، زیرا در گیلان به دلیل نبود حکومت مرکزیِ واحد و وجود بلوک هایِ کوچکِ قدرتِ متعدد ملوک الطوایفی با قلمروهایی بسیارکوچک(که تا دوزاده بلوکِ قدرتِ مستقلِ را در بر می گرفت)،سبب عدم تمرکز مازاد اقتصادی قابل توجه در کانون های مشخص شد و در نتیجه بزرگترین شهر یعنی لاهیجان در دوره ی طولانیِ تاریخ قدیم گیلان تا ضمیمه شدن گیلان به دولت مرکزی در سال 1001 هجری قمری درشکوفا ترین دوران خود تنها حدود 5 هزارنفر جمعیت را در خود متمرکز کرده بود.


ادامه مطلب


نظرات() 

قاچاق عزت قوچاق نبی خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 فروردین 1396-12:38 ق.ظ

http://s5.picofile.com/file/8129674318/DSC_6089.jpg


 از مبارزانی كه در منطقه خطبه سرای تالش  در دوران ستم شاهی برعلیه رژیم پهلوی قیام مسلحانه كردند  باید از عزت (قاچاق عزت)واز برادران اش به نام های گول آقا و یول آقا ویكی از دوستانش بنام حسن نام برد .

رژیم پهلوی شایعه كرده بود كه گویا اینها  در زمانی که صدور شناسنامه تازه شروع شده بوده ،از همکاری با دولت وقت ( پهلوی اول) خود داری می کنند و با حکومت وقت به مبارزه بر می خیزند ولی عزت از طرف رژیم شاه یك عنصر مشكوك و ضد امنیتی تشخیص داده شده ومورد ازار و اذیت قرارگرفته بودولذا عزت برای رهایی ازستم رضاشاهی دست به مبارزه با حكومت می زند

عزت بعد از این مبارزات تحت تعقیب مامورین دولتی  به فرماندهی سروان دیلمی قرار گرفته و مدتها  در روستاهای مختلف به صورت مسلحانه به صورت اشكار و پنهان  واردمبارزه می شده ومردم را به مبارزه برعلیه شاه دعوت می كند و پس از مدتی  یکی از روستاهای خطبه سرا   به نام  روستای (تنبوه) را پایگاه  حود می سازد . 

نام عزت در منطقه تالش بر سر زبانها افتاده و به قاچاق عزت معروف می شود .ا

                                    

                                                  


Image result for ‫سرلشکر دیلمی‬‎                              


 

سرلشکر سیاوش دیلمی

سرلشکر سیاوش دیلمی رزمخواه (۱۲۸۲- ۱۳۷۳ ه.ش در دیلمان)از اعضای نهضت جنگل، از افسران عالی رتبه ارتش ایران، استاندار آذربایجان غربی و سناتور انتخابی گیلان در دوره هفتم مجلس سنا.

زندگی

غلامحسین(سیاوش) دیلمی رزمخواه فرزند جعفربیگ متولد ۱۲۸۲ ه.ش از نوجوانی به نهضت جنگلبه زعامت میرزا کوچک خان جنگلی پیوست و تعلیمات نظامی را تحت نظر افسران آلمانی و ایرانی و ترک و روس سفید فراگرفت .

پس از پایان کار نهضت در سال ۱۳۰۰ ه.ش مدتی زندانی بود ولی اندکی پس از آزادی، به ارتش ایران پیوست و در سال ۱۳۰۷ به دریافت درجه افسری نایل شد.

او به تدریج مدارج ترقی را طی کرد و در سال ۱۳۳۹ ه.ش استاندار آذربایجان غربی شد و تا سال ۱۳۴۲ این سمت را عهده دار بود

او در سال ۱۳۵۴ در دوره هفتم مجلس سنا به نمایندگی از اهالی گیلان عضویت یافت که کار آن با انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ خاتمه یافت. پس از انقلاب زندانی و محاکمه شد . نامبرده عاقبت در سال ۱۳۷۳ در سن ۸۱ سالگی بدرود حیات گفت.



ادامه مطلب


نظرات() 

سیادت شیخ العارفین سید صفی الدین اردبیلی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 فروردین 1396-12:07 ق.ظ


سنگ سیادت در اردبیل:

طبق گزارش منتشر شده در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، “همزمان با برگزاری همایش بین المللی شیخ صفی الدین اردبیلی درکتابخانه ملی ایران در تهران (۱۶ دی ماه ۱۳۹۲)، قدیمی‌ترین سنگ نوشته مرتبط با گرایش مذهبی صفویان و سیادت آنها در دارالارشاد اردبیل کشف و شناسایی شده است.

 براساس نتیجه بررسی های علمی دکتر حسن یوسفی باستان شناس دوره اسلامی و صفویه پژوه اردبیلی این سنگ نگاره با ابعاد ۱۱۷ در ۴۳ در ۶ سانتیمتر از جنس رسوبی آهکی سبز تیره وَ متن آن متشکل از ۱۰ سطر است. ۸ سطر سنگ نوشته تقریباً سالم و خوانا ست، اما ادامه متن در سطرهای نه و ده، به خاطر فرسودگی با عوامل طبیعی بیش از چند حرف آن مشخص نیست. طول و عرض هر یک از سطرها ۱۰ در ۴۳ سانتیمتر است که در داخل کادرهای چهارگوش با خطوط نواری ۲ سانتیمتری از یکدیگر متمایز می شوند. این سنگ نگاره منحصر به فرد که توسط دکتر یوسفی تحت عنوان کتیبه سیادت نام گذاری شده تا دهه ۱۳۷۰ شمسی در سمت غربی بدنه مناره برجی شکل مسجد جامع عتیق نگهداری می شد که در نیمه دوم دهه موردنظر برای حفاظت بهتر به محوطه شهیدگاه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی منتقل گردید. اثر مورد نظر که به زمان برادر ارشد بنیان گذار سلسله صفویه یعنی سلطان علی الصفوی سال ۸۹۵ هجری تعلق دارد، در ۱۳۸۱ توسط این باستان شناس اردبیلی شناسایی و متن آن خوانده شده است. بازخوانی و بازنگری متن کتیبه توسط این پژوهشگر صفویه شناس نه تنها بر سیادت در صفویان در دوره قبل از صفویه دلالت دارد، بلکه بیانگر قدرت رو به رشد نوادگان صفوی در عصر قراقویونلوها و اوج گیری اقتدار سیاسی – مذهبی فرزندان سلطان حیدر صفوی مقارن با حاکمیت رو به زوال آق قویونلوها در اردبیل برای تشکیل دولت ملی ایران در آینده نزدیک است.

با کشف و شناسایی و بازخوانی متن فرمان سنگی که از سلطان علی با عبارت “حضرت هدایت سماء، ولایت آثار و کرامت پناه، سیدالسادات” نام برده شده، فرضیه گزاف مورخانی چون احمد کسروی و ولیدی توغان – که اعتقاد داشتند در منابع رسمی شیوخ صفوی قبل از شاه اسماعیل از عنوان شیخ یا خواجه استفاده می‌کردند و هیچ عنوان افتخارآمیز دیگری که دلالت بر سیادت و نسبت علوی صفویان باشد وجود ندارد – را به طور کلی باطل می کند. نکته قابل توجه در ارتباط با تاریخ فرمان سنگی، انطباق تاریخ آن با یکی از نُـه نسخه موجود استنساخ شده صفوهالصفا است که اصل آن در کتابخانه ایاصوفیه ترکیه (استنساخ ۸۹۶ هجری) به شماره ۳۰۹۹ است و میکروفیلم آن به شماره ۱۱۱۸ در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود. این نسخه در ۱۸ جمادی الاخر ۸۹۶ هجری هم زمان با حیات سلطان علی پادشاه و قبل از تشکیل دولت صفوی مقارن با کتابت فرمان و کتیبه سنگی سیادت تحریر شده است.”[vii]  

سیادت شیخ در “سند وقف نامه امیر تیمور”:      

دکتر علی اکبر صفی پور معاون سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران می نویسد: “وقف نامه تیمور لنگ بر خاندان شیخ صفی الدین به همراه نسب نامه‌ ای که قبل از روی کار آمدن صفویان بر سیادت این خاندان تأکید می‌نماید در طوماری حدود شش متر و عرض ۳۷ سانتیمتر تنظیم گشته است و دارای تاریخ ۸۰۶ هـ.ق. است.”[viii]

  

سیادت شیخ در”موسوعه رجال المجد و العزه فی سلاله الشریف حمزه”:

اخیرا دکتر سید علاءالجوادی سفیر عراق در سوریه دانشنامه علمی بزرگی در ۲۰۰۰ صفحه پیرامون نوادگان حضرت حمزه بن امام موسی کاظم تألیف کرده که بخش مهمی از آن به شجره نامه سیادت شیخ صفی الدین اربیلی و اجداد و اولاد ایشان اختصاص دارد. وی خلاصه ای از این تحقیق ارزشمند را در قالب یک مقاله به نخستین همایش علمی بین المللی شیخ العارفین سید صفی الدین اردبیلی ارائه کرده است.[ix]  در مقاله کامل ایشان فهرست برخی منابع معتبر اسلامی و غربی که سیادت صفویه را قطعی دانسته اند ذکر کرده است که در اینجا مختصری از آن ذکر می شود:

۱- المحقق المورخ النسابه آیه الله العظمى الشیخ عباس القمی فی عدد من مؤلفاته مثل “الکنى والالقاب، ج۲ و منتهى الآمال فی تواریخ النبی والآل.

۲- المحقق المورخ آیه الله العظمى الشیخ محمدحسین المظفر فی کتابه “تاریخ الشیعه”.

۳- المحقق المورخ النسابه العلامه السید عبد الرزاق کمونه.

۴- شیخ الطائفه فی زمانه المحقق العلامه الشیخ بهاءالدین محمد الحارثی العاملی المعروف بالبهایی المتوفى فی ۱۰۳۱هـ فی کتابه “حرمه ذبائح اهل الکتاب” وغیره من کتاباته.

۵- المحقق المورخ الشیخ جعفر محبوبه.

۶- المحقق المورخ النسابه آیه الله العظمه السید محسن الامین العاملی فی عدد من مؤلفاته مثل “اعیان الشیعه: و “معادن الجواهر، ج ۲″.

۷- المحقق العلامه المتکلم الفقیه السید الامیرابوالفتح الجرجانی المتوفى سنه ۹۷۶ هـ. صاحب کتاب “تفسیر شاهی او آیات الاحکام”.

۸- المحقق العلامه القاضی الشهید السید نورالله الحسینی المرعشی التستری المستشهد سنه ۱۰۱۹ هـ. فی الهند فی کتابه “احقاق الحق”.

۹- المحقق الثانی العلامه الشیخ الکرکی المتوفى سنه ۹۴۰ هـ. فی کتاب “نفحات اللاهوت فی لعن الجبت والطاغوت”.

۱۰- العالم الفقیه المحدث الادیب الشیخ حسین بن عبد الصمد العاملی والد الشیخ البهایی المتوفى سنه ۹۸۴ هـ.

۱۱- شیخ الطائفه فی زمانه المحقق العلامه الشیخ المجلسی.

۱۲- المحقق المورخ النسابه العلامه السید المرزا محمد باقر الموسوی الخونساری صاحب “روضات الجنات”.

۱۳- المحقق المورخ النسابه العلامه الامیر السید صدرالدین الحسینی الدشتکی الشیرازی.

۱۴- المحقق العلامه الفقیه الادیب الشاعر السیدعلی خان المدنی الشیرازی المعروف بابن معصوم فی کتابه “ریاض السالکین فی شرح الصحیفه السجادیه”.

و یقول السید علی ابن معصوم ایضا فی کتابه الدرجات الرفیعه: سمیته “الدرجات الرفیعه فی طبقات الإمامیه من الشیعه” و رتبته على اثنتى عشره طبقه، السابعه: فی الساده الصفویه [۱۷].

۱۵- المحقق العلامه الفقیه الرجالی المعروف المیزرا عبد الله الافندی فی کتابه “ریاض العلماء”.

۱۶- المحقق العلامه السید محمد مهدی الموسوی فی کتابه “احسن الودیعه فی تراجم مشاهیر مجتهدی الشیعه”.

۱۷- المحقق العلامه الفقیه الشیخ محمد مغنیه فی کتابه “دول الشیعه”.

۱۸- المحقق العلامه الفقیه الرجالی الشیح محمد حرز فی کتابه “معارف الرجال”.

۱۹- العلامه المحقق الادیب الشیخ یوسف البحرانی فی “کشکوله”.

۲۰- ابن بزاز توکلی فی کتابه “صفوه الصفا” المتوفى فی سنه ۸۰۰ هـ.

۲۱- المورخ المعروف غیاث الدین بن همام الدین الحسینی المشتهر بخوانده میرالمولود فی سنه ۸۸۰ فی کتابه “تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد البشر” الجزء الثالث من المجلد الرابع ص۴۰۹، الطبعه الثانیه سنه ۱۳۵۳ هـ .ش، مطبعه کلجن – ایران.

۲۲- الشیخ حسین بن ابدال زاهدی فی کتابه “سلسله النسب صفویه”.

۲۳- السید حسن بن مرتضى الحسینی الاسترابادی فی کتابه “از شیخ صفی تا شاه صفی”.

۲۴- السید میرزا محمد خلیل المرعشی الصفوی فی کتابه “مجمع التواریخ” الذی کتبه بعید سقوط الدوله الصفویه.

۲۵- امام النسابین فی زمانه المحقق الکبیر السید ضامن بن شدقم المدنی الحسینی الذی کان حیاً سنه ۱۰۹۰هـ فی کتابه المرجع فی علم النسب “تحفه الازهار فی نسب ابناء الائمه الاطهار”. و فی کتب اخرى له.

۲۶- القاضی السید احمد بن شرف الدین الحسینی القمی المولود سنه ۹۵۳ فی مدینه قم. فی کتابه “خلاصه التواریخ”.

۲۷- العلامه السید صبغه الله الحیدری فی کتابه “عنوان المجد” فی احوال بغداد و البصره و نجدً الذی کتبه سنه ۱۲۸۶هـ. و هو من کبار علماء الدوله العثمانیه فی زمانه.

۲۸- المحقق المورخ الشیخ عبد العزیز الجواهری فی کتابه “دول الشیعه”.

۲۹- الدکتور الباحث خاشع المعاضیدی فی کتابه “من بعض انساب العرب اعالی الفرات”، ص۲۹۰٫ و بهذه الشهاده شجاعه من المؤلف اذ انه کتبه زمن نظام صدام.

۳۰- المورخ المعرف عثمان بن سنید الوائلی البصری المتوفى سنه ۱۸۲۶هـ فی کتابه “مطالع السعود”. وهو من مورخی الدوله العثمانیه.

۳۱- السیدابوالقاسم بن ضامن بن شدقم (۱۰۶۴هـ.). و هو عالم و نسابه ولد فی المدینه واثبت نسب الصفویه فی رساله باللغه العربیه أسماها ”رساله فی انساب ملوک الصفویه”.

۳۲- العالم المورخ السیدابوالقاسم بن میرزا بیک الموسوی الحسینی الفندرسکی (۹۷۰هـ. – ۱۰۵۰هـ.) فی کتابه “تاریخ الصفویه”.

۳۴- العلامه النسابه السیدابوالفتح بن محمدمخدوم الحسینی الشریفی القزوینی فی کتابه “تاریخ الصفویه” باللغه الفارسیه.

۳۵- العلامه النسابه السید احمد بن محمد بن عبد الرحمن کیا الکیلانی من علماء القرن العاشر الهجری فی کتابه “سراج الانساب” من منشورات مکتبه المرعشی النجفی.

۳۶- العلامه المورخ یحیى بن عبد اللطیف القزوینی فی کتابه “لب التواریخ” الذی ألفه سنه ۹۴۸هـ.

۳۷- المؤرخ محمد عارف اسبناقجی باشا زاده المتوفى فی ۱۳۱۰هـ. فی کتابه “إنقلاب الاسلام بین الخواص والعوام”.

۳۸- المؤرخ محمد هاشم أصف المعروف برستم الحکماء فی کتابه “رستم التواریخ”.

میرزابیک بن الحسن الحسینی الجنابدی فی کتابه “روضه الصفویه”.

۳۹- المورخ الایرانی الکبیر السید محمد محیط فی بحثه الذی یمکن ترجمه عنوانه بـ “الصفویون من بساط التصوف الى العرش الملکی”.

۴۰- المورخ الایرانی الکبیر الدکتور عبدالحسین زرین کوب فی بحثه الذی یمکن ترجمته عنوانه بـ “متابعه تحقیقیه حول التصوف فی ایران”.

۴۱- العلامه الخطیب المؤرخ المحقق الشیخ ذبیح الله المحلاتی فی کتابه الذی یمکن ترجمه عنوانه بـ “کشف الکواکب فی تراجم المشاهیر من أبنا الائمه وعلماء آل ابی طالب”.

۴۲- الباحث المحقق الدکتور عبدالجواد الکلیدار فی کتابه “تاریخ کربلاء وحائر الحسین علیه السلام”.

۴۳- الباحث المستشرق کارل بروکمان فی کتابه “تاریخ الشعوب الاسلامیه”.

۴۴- الباحث والمحقق والکاتب العربی الکبیر عباس محمود العقاد فی کتابه “الرحاله ک” حول حیاه عبد الرحمن الکواکبی.

۴۵- الباحثه الایرانیه الدکتوره مریم میراحمدی فی کتاب ” دین و مذهب در عصر صفوی” ۱۳۶۳ هـ. ش.

۴۶- الباحث المورخ لارنس لاکهارت فی کتابه المترجم للغه الفارسیه باسم “انقراض سلسله صفویه” المطبوع سنه ۱۹۵۸ م.

۴۷- المورخ الایرانی بوداق منشی قزوینی فی کتاب “جواهر الاخبار” المولود سنه ۹۱۸ هـ.

۴۸- الباحث المحقق والتر هینتس فی کتاب “تشکیل دولت ملی در ایران، الذی ینتقد الطاعنین بالنسب العلوی للصفویین معتبرا ایاها نوع من الغلو والمبالغه.

۴۹- آیه الله العلامه المحقق السید محمدالحسینی الشیرازی قدس، فی کتاب “ممارسه التغیر لانقاذ المسلمین” المطبوع سنه ۱۹۹۰ م. فی بیروت.

۵۰- آیه الله العلامه المحقق السید ابراهیم الموسوی الزنجانی فی کتابه “کشکول الزنجانی”.




ادامه مطلب


نظرات() 

شاه اسماعیل کبیرصفوی ذرباغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 10 فروردین 1396-07:40 ب.ظ

معادل ابجد واژه بغر برابر با 1202 می باشد.

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ غ ِ ] (ترکی ، اِ) ظاهراً باغر ترکی است بمعنی جگر. (شرفنامه ٔ منیری ). ...

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ / ب َ غ َ ] (ع اِ) دفعه ای سخت از باران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). باران سخت ناگهانی . (ناظم الاطباء). ..
شاه اسماعیل صفوی
درباره اتفاقات و حوادث زندگی دو پسری که از شیخ حیدر بجا ماند به ویژه اسماعیل به صورت اساسی فقط کتاب تاریخ اسماعیل که مؤلف آن تا کنون شناخته نشده، اطلاعاتی به ما میدهد. مطابق این مرجع، پس از مرگ سلطان علی سیر حوادث چنین بوده است:

شاهزاده خانم مارتا (عالمشاه بیگم) دو پسر خود را پس از مراسم ورودشان به اردبیل به بقعه فرستاد و خود دست بکار ترتیب مراسم تدفین پسرش سلطان علی شد. روزی پس از آن ایبه سلطان و ترکمن های تحت فرمانش به شهر وارد شدند و به جستجوی شاهزادگان پرداختند، بر اهالی ظلم ها کردند و دار و ندار مردم را به یغما بردند. اسماعیل از بیم آنان از بقعه خارج شد و در خانه قاضی احمد کاکلی که در آن نزدیکی بود پنهان گردید. این قاضی به مهربانی او را پذیرفت و سه روز تمام در خانه خود نگاهداشت. چون ترکمن ها گوشه و کنار خانه ها را جستجو و زیر و رو میکردند، به نظر قاضی چنین آمد که اسماعیل را بخانه زنی موسوم به خانجان ببرد. این زن، اسماعیل را که هفت ساله بود به مدت یکماه تمام در خانه خود نگاهداشت و سرپرستی کرد. فقط عمه اسماعیل موسوم به پاشاخاتون که دختر شیخ جنید بود و با ترکمنی به نام محمدی بیگ ازدواج کرده بود، گاه و بیگاه او را ملاقات میکرد، به استثنای پاشاخاتون احدی از اقامتگاه اسماعیل اطلاع نداشت، حتی مادرش. مادر اسماعیل را تا هنگامی که ایبه سلطان در اردبیل بسر میبرد از روی قصد و عمد از محل او بی خبر گذاشته بودند، زیرا این فرمانده جسور که در راه رسیدن به مقصود خود از توسل به هیچ وسیله ای خودداری نمی کرد از شکنجه دادن شاهزاده خانم مارتا نیز روی نگرداند، اما او چون خود خبری نداشت نتوانست خفاگاه اسماعیل را فاش سازد. پس از سپری شدن چهار هفته، پاشا خاتون ترتیب انتقال اسماعیل را به خانه زن دیگری از طایفه ذوالقدر که پیشه اش زخم بندی و جراحی بود، داد. این خانه در محله روملو یعنی اعقاب کسانی که با وساطت خواجه علی از اسارت تیمور آزاد شده بودند، قرار داشت؛ اما از آنجا که به دلیل اصرار و ابرام بیش از حد رستم در نابود کردن این دو شاهزاده صوفی، این ناحیه شهر نیز توسط ترکمن ها مورد جستجو قرار گرفت؛ او بچه را به مسجد جمعه که در اردبیل در موضع مرتفعی قرار دارد برد. در آنجا این زن در مقبره ای به جراحت اسماعیل پرداخت. در ضمن به مادر اسماعیل نیز پیامی فرستاد و او را از زنده بودن اسماعیل مطلع کرد. در آن مسجد یکی از صوفیان که در جنگ مصدوم و زخمی شده بود خود را مخفی کرده بود؛ هنگامی که او اسماعیل را به صوفی مزبور نشان داد، صوفی به اطلاع اسماعیل رساند که هشتاد تن از صوفیانی که از جنگ ترکمن ها جان سالم به در برده اند در کوهستان باغرو نزدیک اردبیل اقامت دارند و از دل و جان منتظر رسیدن فرمان های "پیشوای کامل" خود هستند. او آن صوفی را راضی کرد که از مسجد خارج شود و یاران خود را از ماجرا آگاه کند، بلافاصله رستم بیگ قره مانلو که بر آن صوفیان سمت ریاست داشت با همراهان خود نیمه شب به مسجد آمد، اسماعیل را همراه خود به کوه بغرو در روستای کرگان به خانه واعظی به نام فرخ زاد برد.

پس از آن چند تن از صوفیان که متنفذتر از دیگران بودند به شور نشستند تا دریابند کدام نقطه برای حفاظت اسماعیل از همه جا مطمئن تر است؛ و سرانجام همه به این نتیجه رسیدند که شاهزاده صوفی باید در اسرع وقت به رشت برود. ابتدا اسماعیل را به گسکر که در ولایت گیلات واقع است بردند؛ که خاندانی در آنجا امارت داشت که تا مقدار زیادی مستقل بود. حاکم گسکر امیره سیاوش خود از اسماعیل استقبال کرد و او را تا هنگامی که توانست به مسافرت خود به رشت ادامه دهد در خانه خود جای داد. امیره سیاوش تا نزدیکی رشت اسماعیل را بدرقه کرد و آنگاه به مقر خود بازگشت. اسماعیل پس از ورود به پایتخت گیلان غربی در "مسجد سفید" آنجا فرود آمد و اقامت گزید. در نزدیک آن مسجد زرگری دکان داشت به نام امیره نجم که از حراست و خدمت اسماعیل هیچ کوتاهی نمیکرد. اقامت اسماعیل در رشت دیری نپائید، زیرا در آن دیار نیز او را به قدر کافی در امن و امان نمی دیدند. حاکم لاهیجان واقع در مشرق گیلان اسماعیل را دعوت کرد که به نزد او برود. اسماعیل این دعوت را پذیرفت و بدین ترتیب کارگیا (یعنی امیر) میرزاعلی برای او در لاهیجان روبروی مدرسه کی افریدون جائی تهیه دید. در این میان ایبه سلطان در اردبیل دستور به توقیف اوبه زخم بند داد. چندان او را شکنجه کردند تا این زن ناگزیر به اعتراف جریان واقعه شد. رستم از این گزارش چنان به خشم آمد که دستور داد آن زن بیچاره را در بازار تبریز به ضرب خنجر بکشند. محمدی بیگ و سایر همدستان او نیز به زندان افتادند و سرانجام در برابر تأدیه جریمه ای نقدی به میزان سی هزار تنگه آزاد گردیدند.

امیر لاهیجان کارگیا میرزاعلی هر چه در قوه داشت، در مراقبت و تربیت اسماعیل بکار برد و استاد شمس الدین را که از اهالی لاهیجان بود به تعلیم او گماشت تا خواندن و نوشتن بدو آموخت و به او درس قرآن داد. حتی در این مدت هم پیروان صفوی از ارسال هدایا برای پیشوا و مرشد طریقت خود فروگذار نمی کردند و خود نیز به خدمت او میرسیدند. اما اینها برای آنکه اسماعیل را در مخاطره نیندازند همواره بدون تأخیر به آسیای صغیر، قره باغ و اهر باز می گشتند و همه این کارها همیشه در حد اختفا بود. نجم زرگر رشتی به دنبال اسماعیل به لاهیجان آمد، برادران امیر نیز خواهان معاشرت با او بودند، و بدین ترتیب کودک خردسال به خود بالید و به جوان برومندی بدل شد. برادر اسماعیل یعنی ابراهیم و همچنین برادر ناتنی دیگر او به نام سلیمان که با او بود پس از مدتی اقامت در گیلان خواستار رفتن به اردبیل شدند. پس ناچار آنها تاج دوازده ترک حیدر را از سر برگرفتند و به جای آن کلاه رایج ترکمنی را که مخصوص آق قویونلو بود بر سر گذاردند و آنگاه به اردبیل رهسپار شدند. پس از رفتن ابراهیم، اسماعیل بیمار شد و یکسال تمام بستری گردید؛ تا سرانجام شفا یافت. هر چند اسماعیل در نقطه دور افتاده ای همچون لاهیجان در سکوت و آرامش تمام رشد میکرد، باز پناه دادن او برای امیران گیلانی خالی از مخاطرات و گرفتاریها نبود. مرتب سفیرانی از دربار آق قویونلو به لاهیجان آمدند و نخست به صورت دوستانه و بعد به طرزی مصرانه و سرانجام به نحوی تهدیدآمیز تحویل اسماعیل را میخواستند. کارگیا میرزاعلی سرانجام به این راه چاره که صوفیان هواخواه اسماعیل بدو پیشنهاد کردند متوسل شد؛ او دستور داد سبدی را که به طنابی بسته بود از درختی بیاویزند؛ شاهزاده صوفی اسماعیل را در این سبد گذارند و طناب را کشیدند. آنگاه او در برابر نمایندگان رستم فرمانروای آق قویونلو ظاهر شد و سوگند یاد کرد اسماعیل در خاک و سرزمین او بسر نمی برد... پس از این کار نمایندگان ناگزیر شدند خواه ناخواه از لاهیجان بروند، اما رستم به این سوگند دلخوش نشد بلکه میخواست به گیلان لشکر بکشد که به دست پسر عمویش گوده (یعنی کوتوله) احمد و ایبه، تاج و سر خود را از دست داد. این واقعه در سال 902 هجری رخ داد. 

بعد از رستم زوال حکومت آق قویونلو که به صورت غیر قابل وقفه ای شروع شده بود از نظر تیزبین اسماعیل که شخصیت کامل و زودرس او یکی از جالب توجه ترین و بدیع ترین حوادث تاریخ جهان است پوشیده نماند. هنگامی که در سال 905 هجری او یعنی پسر بچه ای که هنوز سیزده سال تمام نداشت از لاهیجان خارج شد تا میراث جدش اوزون حسن را قبضه کند تاریخ حکومت روحانی اردبیل به پایان آمد و تاریخ دولت واحد ملی ایرانی سلسله صفوی آغاز گردید.

از حکومت مغولان فقط قسمت کوچکی تحت حکومت میرزا حسین بایقرا در هرات باقی مانده بود و در دیگر بخشهای ایران و ترکستان و عراق استیلاگران دیگر فرمان میراندند. با در نظر گرفتن استقبال مردم از دعوت نوربخش و اندیشه ظهور مهدی(عج) و فساد اوضاع که اذهان را انباشته بود. جنبش اسماعیل صفوی، پس از کوششهای گذشتگانش به مثابه حرکت نهایی شیعیان رخ داد و چنان توفیق بارزی یافت که تمامی شرق اسلامی را تکان داد. شاه اسماعیل توانست تمام ایران را زیر پرچم خود در آورد و نزدیک بود حتی آسیای صغیر را ضمیمه متصرفات خود سازد. 

این جنبش بیشتر سیاسی بود تا مذهبی و صوفیانه، ولیکن نمونه جالبی بود از بهترین روش دست یافتن به قدرت به شیوه ایرانی، که به عنوان یک نمونه بارز بیانگر کلیه جنبشهای ایرانی بر ضد تازیان و بیگانگان دیگر است و به روشنی نشان میدهد که داعیه داران ایرانی فقط از طریق تصوف و ولایت میتوانستند اذهان مردم را متوجه خود سازند. 

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام شهری به آذربایجان . (معجم البلدان ). ...

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ] (اِ) (از: برز بمعنی زراعت + هَ ، پسوند نسبت ) شاخ درخت . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : مکن بیش جهد و مزن آتشی که در برزه ٔ تر نخو ...

باغرو داغ


 


باغرو داغ
من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغ
 
سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ
 
بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا
 
سن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغ
 
بیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیره
 
باغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغ
 
بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله
 
ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغ
 
قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون
 
یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ
 
برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور
 
سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی وقارلی داغ
 
باغرچارتادان سیللی سویلی ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار
 
سن اولماسون هیچ اولار ای ارتالی داغ باغرو داغ
 
حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور
 
یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا یاش داغ
 
شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا
 

باغرو قله ای در ارتفاعات خطبه سرا
به ارتفاع 3197 متر


برا ی اطلاعات بیشتر از مسائل تاریخی برروی مطالب زیر لینك نمائید !
اردبیل در دورۀ حاکمیت فرقۀ دموکرت آذربایجان

باورها و وضعیت دینی در ارّان - 


اوضاع سیاسی ارّان در دوران خلافت امویان(41-132 هـ) 

سیمای ترکان در دیوان حافظ

اوضاع سیاسی ارّان پیش از اسلام 


داستانی تلخ درباره اعدام بابک

اصلاحات ارضی در ایران


ابن فندق(ظهیرالدین ابوالحسن علی بن ابی القاسم زید بیهقی )


اردبیل شهری در گذر تاریخ 

تبریز در گذر تاریخ


بابک خرمدین دلاوری از آذربایجان 

————————- ————————- ————————- —-
آنگاه که کوزه به دوش از راه باریکه ای به سوی چشمه دهکده پای می گذاشت از بزرگ و کوچک دل هر بیننده ای را به تپش رعد وار می انداخت. با همه این شور و زیبایی او در صبحگاهی عطر آمیز به عصیان دل چوپانی صمیمی از همان اهالی جوابی بس صمیمانه داده بود و از آن پس در قصر آرزوهایش با لباس سپید عروسی خود، همای سعادت ” خان چوبان ” شده بود.

عشق عریان آنها همچون اسبی سرکش در کناره های رود آرپا در جلگه مغان ، تپه های علف پوش ، باغها و گلها را در می نوردید و به پیش می تاخت.این عشق آتشین و صادق زبانزد همه مردمان روستاهای مغان شده بود. خان چوبان جوان تنومندی بود با سبیل های با مزه که یک لحظه نیز نی لبکش را زمین نمی گذاشت. وقتی در سایه درختی یا پای چشمه ای می نشست با نی خود سوزناکترین آهنگها را می نواخت و در هجران و درد اشتیاق سارا آشکارا می سوخت.

در دیدارهای گه گاه آنها رویاهای شیرین حیاتشان ترسیم می شد و این مسایل هر بار شکل و شمایل زیباترو بزرگتری به خود می گرفت. اما از شوربختی این دوجوان دلداده همه چیز گویا تصمیم داشت به گونه ای دیگر اتفاق بیافتد. بعد از مدتی کوتاه حکایت عشق آتشین سارا و خان چوبان با دخالت ها و دست درازی یکی از بیگ های منطقه رنگ و بوی تراژدی به خود گرفت و وارد مرحله تازه ای شد. بیگ با دارو دسته خود به روستای محل سکونت سارا آمده و پدر او را مرعوب کرده بود که اگر سارا را با خود نبرد روزگارشان سیاه خواهد شد.

آن زمان دوره خان خانی بود و هرکس که زر و زور بیشتری داشت در چپاول و غارت مال و ناموس مردم صاحب دست گشاده تری بود.از این رو طبعا آتش هوس و میل وحشیانه ” بیگ ” به سارا می توانست سرنوشت عشق و حیات آنها را به زیر هاله ای از تاریکی و بدبختی بکشاند.

در این ایام خان چوبان به اقتضای کارش از سارا دور بود. بیگ و اطرافیانش با فرصت طلبی برای بردن سارا به روستا بر آمدند. فضای حزن آلود این اقدام همه را در فکری عمیق فروبرده بود.مسلما در مقابل تصمیم بیگ هیچ کس را مخصوصا سارای نحیف و ظریف را یارای مقاومتی نبود. سارا که خود را در مقابل ستمی آشکار می دید نمی توانست خاموش و ساکت بنشیند و خود را به دستان آلوده بیگ بسپارد. به همین خاطر وی با تکیه بر نیروی بزرگ عشق خویش تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده اش ، او را در میان افسانه های حیرت آمیز تاریخ آذربایجان قرار داد.

سارا در یک غروب غم انگیز مغان برای رهایی از آن فتنه ستمبار ، جسم و قلب بزرگوار و پرشور خود را برای همیشه به ” آرپاچایی ” سپرد تا دنیا شاهد شهامت و بزرگی انسانهای پاک و با شرافت باشد.

امواج آرپا چایی ، سارای زیبا را همانند دسته گلی روی دستهای خود برد و بدین ترتیب دفتر عشق ناکام دیگری بسته شد و از میان رفت .بعدها شاعری از دیار ارسباران آذربایجان ، ابوالقاسم نباتی در میان چندین بند شعر تراژیک ، گوشه ای از این حکایت را چنین بیان نمود:

آرپا چایی آشدی داشدی*سئل سارانی آلدی قاشدی

رود آرپــــــــــا طغیان کــــــــــــرد و ســـــــیل سارا را با خود بـــرد

جوت باجی نین گؤزو یاشدی*آپاردی سئللر سارانـــی

چشم های خواهر دوقلویش پر از اشک است، سیل سارا را برد

بیـــــــــــر آلا گوزلی بالانی

یک دختر با چشمهان شهلا را

گئدین دئیین خان چوبانا*گلمه سین بــو ایـــــل موغانا
بروید و به “خـــــــان چوپان” بگویید امســـــــــال به مغان نیاید

گلــــــــسه باتار ناحـــــق قانا*آپاردی سئللر ســــارانی

اگر بیاید به خون نا حق آغشته میشود، سیل سارا را برد

بیـــــــــــر آلا گوزلی بالانی

یک دختر با چشمهان شهلا را

آرپا چایی درین اولماز* آخار ســـــــــولار ســـرین اولماز
رود آرپا عمیق نیست، آبهایی که از آن جاری میشود سرد نیست

سارا کیمی گلین اولماز* آپاردی سئللـــــر ســــــارانی

هیچ عروسی مانند سارا نیست، سیل ها ســـــــــــارا را بردند

بیـــــــــــر آلا گوزلی بالانی

یک دختر با چشمهان شهلا را


برچسب‌ها: ساراآپاردی سئللر سارانی





نظرات() 

خطبه سرا سرزمین زیبائیها

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 10 فروردین 1396-07:25 ب.ظ

مادران فداکار گیلان

.jpg

انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


 

————————- ————————- —

 عموچوپان خدا قوت!

چوبان عمی بركتی اولسون
چوبان عمی چال توتكی سسون گلسون
ازاد نغمه ایله گلسون


http://s5.picofile.com/file/8120653192/DSC_4985.jpg

دوشاب خطبه سرا
مادران فداکار گیلان
مادران فداکار گیلان
 

مادران فداکار گیلان

مادران فداکار گیلانمادران فداکار گیلان

برای نمایش تصویر در اندازه بزرگتر کلیک کنید 



مادران فداکار گیلان
مادران فداکار گیلان

مادران فداکار گیلان
مادران فداکار گیلان

مادران فداکار گیلان

مادران فداکار گیلان


مادران فداکار گیلان


گروه تعزیه حوانی كشاور محله حطبه سرا ازگروههای ممتاز تعزیه خوانی تالش


اسید مهدی میرستاری /غلامحسین اكبریان/شهریار كیانی /پورمافی/وسایرین


منبع /وبلاگ خطبه سرا سرزمین زیبائی ها





نظرات() 

یاغدی یاغشلار بانادی قوشلار/بیچارا تالشلار بیجاردا ایشلار/شعر از س.قارانقوش خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 10 فروردین 1396-07:18 ب.ظ

آتالار ،آنالاربیر گجه بیر یا تیلا ر

سنی ،  منی ، بو دنیا یا آتیلا ر

سن آ نا ئون ید یسی

من آ تا مون د وگوزی

سنی بیر پارچا شند را

منی بیر كهنه كیسه اونلیا

بوكوب یرد ن گوتیلا ر

گوبگیمیزی بیر كوت دهرید ن كسد یلا ر

سنه تاپتوق ، منه قیزقئیط آد  قویدولار

سن آتا ئون بیرینجی اوغلی

من آتامون دوگوزنجی قیزی

سنی قطور ا تدی كچل تا پتوق چلاق بایرام اوغلی

منی قزلجا  اتدی كر قیز قئیط توپا ل جنجول قیزی

سنی آ تون نظرخانا نوكر وردی

منی  ،آ تام حید رخا نا كلفت اتد ی

یا ز گلنده نوكر كنیز،بیجارد ا

جان ورردی  بیگون،خانون یریند ا

نوكر ، قیشی ،  یازی جوت سورا ردی

اوكوز كیمی ،اوكوزلرد ن یری دشیب ،گازاردی

كنیز ،كلفت،  دان یرینه ایشق  دوشوب (خروس بانی)

تا شفقون  قارانوقی (ایت بانی )

اكین اكیب، گوزل عمرین ،عزیز جانن ورا ردی

یاغش یاغوب ا لد روملا ر  شا قا ردی

كنیز ،نوكر باشدان دیبه یاش او لاردی

كنیز ،نوكر، ایشجی ،موژدی گوگه با خوب گولاردی

شكور تا ری ، شكور تاری، د یوب ، اغاج كورگسینه قاچا ردی

بیگ بالاسی ،خانزاد ه سی لمده قاچوب اوخیا ردی

یاغدی یاغشلا ر ،بانادی قوشلا ر                   

 بیچارا تالشلا ر بیجا رد ا ایشلا ر

عظیم تربه خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 21 شهریور 1393-12:50 ب.ظ

عظیم تربه یکی از مکانهایی هست که در مسیر جاده ییلاقی خطبه سرا در روستای اشیک آغاسی قرار دارد و با جاده اصلی حدود 3 کیلومتر فاصله دارد .
این زیارتگاه و نشانگاه از زمانهای دور مورد احترام مردم بوده و احتمالا این مکان ازمکانهایی بوده که حتی پیش از آمدن اسلام هم مکانی مقدس بوده ومردم به آن توسل می جستند.این مکان دارای سنگهای بزرگی می باشد و چشمه ای دارد ودر حاشیه رودخانه خطبه سرا قرار دارد .
علت نام گذاری عظیم تربه به این مکان احتمال زیاد به این علت بوده که زمانی شخصی بنام عظیم از خادمین این زیارتگاه بوده ودر سفرنامه ملگونف که در سال (1237-1238 ه.شمسی)از این زیارتگاه بنام عظیم تربه نام برده است .(155 سال پیش از سال 1393).

در کتاب گریگوری والریانویچ ملگونف در مورد جغرافیا و جغرافیای تاریخی سرزمینهای جنوبی دریای خزر همراه با ذکر بناها و آثارتاریخی و سلسله های محلی و موضوعات دیگر می باشد. در مورد خطبه سرا و این زیارتگاه آمده :خطیب سرا،(که در دامنه کوه افتاده با رودی به همین نام ).امامزاده ای دارد میر عظیم نام.
عده ای از اهالی ساکن حومه این زیارتگاه عقیده دارند نام اصلی این زیارتگاه "مرید تربه " می باشد و زمینهای اطراف این بقعه هم قبرستانی بوده و هم اکنون زمین های اطراف این بقعه فروخته شده ودر آن بناهای مسکونی احداث گردیده است .

هم اکنون آقای .........خدام این بقعه می باشد.


توضییحات بیشتر:

بنا به گفته عده ای از اهالی، زمینهای اطراف بقعه که در ظلع غربی بقعه قرار گرفته قبوری بوده ولی هم اکنون آثاری از آن مشهود نیست و این زمینها تبدیل به مناطق مسکونی شده است و اخیرا در میان عده ای نقل میشود که مقبره پسر عموی سید محمود دینوری بنام سید جلال دینوری هم در این مکان قرار دارد ....البته نظر اخیر با توجه به نبود مقبره مشخصی واقعیت نمی تواند داشته باشد .
در ضمن در بین عده ای از اهالی بابت نام این تربه به عظیم را مربوط به شخصی می دانند که چندین دهه قبل فوت کرده نمی تواند درست باشد چون در سفرنامه ملگونف که 155 سال قبل نوشته شده و نام این تربه را عظیم تربه نوشته

تُرْبَة : ج تُرَب : بمعناى ( التُّراب ) است ، قبر ؛- « تُربةُ الإنْسان » خاك قبر یا باقیمانده انسان .
نوشته شده در جمعه 1393/06/21ساعت 0 نویسنده اسفندیار آقاجانی


شعر از س -قارانقوش خطبه سرا / ای اوشاقلار ال الهای اوشاقلار ال اله/ال اله  ورون گیدك ارزو گیله

ارزو گیل بیزدن كوسوبلر بیلیروك

بو زمان بیز ال اله ورملیوك

چال توتگی سسون گلسون

ازاد نغمه ایله گلسون

ازاد ایلر ازا د یاشار

ازادلیق نغمه سی توتكدن تاردا ن/تفنگدن یوخ،قلمنن  ،سازدان

سماء نعمه سالار

قدیمنن ددیلر ازادلیق یازار  توكیلن قانلار

منیم ایلیم نازلی گولوم  / شانلی امیدیم

تفنگدد ن گلن ازادلیق/  قان یازوب قانلی اولار

الوا فلم گوتور یاز ازادور ازادلیق

ازاد یاشارام  چون قلمیم ازاد یازار





نظرات() 

نامه ای از یك قارانقوش خطبه سرائی به انایوردم خطبه سرا نگین تالش

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 10 فروردین 1396-07:17 ب.ظ


دوستان گرامی
درود
امیدوارم که همگی خوب و خوش و خرم باشید
چندی پیش با وبلاگی بنام « خطبه سرا نگین تالش » اشناشدم. از نویسنده آن سپاسگزارم.
من هم مدت زیادی بود که دوست داشتم، اطلاعات خودم در باره خظبه سرا را به روی کاغذ بیاورم. خواندن این مطلب دوستمانو سبب شد تا من هم چند کلمه ای در باره دیار و زادگاه خودم که ریشه در آنجا دارم، بنویسم.
البته چند سال است که نتوانسته ام پایم را به این دیار بگذارم. بنا بر این اطلاعات من متعلق به دوران گذشته و ناقص است و دسترسی به منابع و نوشته دیگران در باره تاریخ و وضعیت خطبه سرا ندارم.
اگر ایرادی بر نوشته من می بینید، به بزرگواری خود مرا ببخشید و برایم بنویسید تا نوشته خودم را اصلاح کنم.
در این نوشته، تنها به نام رروستاهای خطبه سرا و موقعیت آن ها پرداخته ام. بقیه موضوعات را به زودی برایتان خواهم فرستاد.
اگر دوست ندارید از من ایمیلی دریافت کنید، لطفا بفرمایید تا نام شما را از این لیست پاک کنم.
با سپاس از یکایک شما و به امید دیدار در خطبه سرا



خطبه سرا، سرای دلدادگان و عاشقان زیستگاه


این دهستان زیبا با تاریخ دیرینه خود، از چندین ده تشکیل شده است که عبارتند از:


  • آنبوه، بنون و تنبی، این دهات کوهستانی هستند و کاملاً در دل جنگل قرار دارند.متأسفانه جنگل های این منطقه از بین رفته استدرختان را قطع کرده و آن‌ها را برای گذران زندگی خود به صورت پارو به شهر و روستاهای اردبیل و یا به طور قاچاقی به شکل الوار، برای خانه سازی در شهر تالش و نقاط دور دست می فروشنددر این منطقه کوهستانی گندم و ذرت می کارندمردم این سه روستا، مانند دیگر مردمان کوه نشین نواحی دیگر خطبه سرا و سراسر تالش، ساکنین و مالکین اصلی تالش هستند که از پهلوی باستان می‌باشند و از کردستان باستان به این نواحی آمده اندزبان و مذهب آنان با زبان و مذهب مردم نواحی جلگه ای فرق دارداین اهالی سنی مذهب و تالشی زبان هستندتا چندی پیش هیچ راه اتومبیل رو به این منطقه وجود نداشتاز همه امکانات دولتی و سرویس های همگانی، محروم بودند.


  • اشیک اغاسی که گویا مردم این ده، از شیراز به این ناحیه در زمان نادر شاه تبعید شده انداشیک اقاسی در دربار ترکان افشار و صفویان به معنای وزیر امور خارجه بوده است.همیشه مهمترین روستای خطبه سرا، این ده بوده استاز لحاظ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نقش اول و دست بالا را داشته استرودخانه بزرگ و حیاتی خطبه سرا از میان اشیک اقاسی می گذردبیشتر خان ها و بیگ های خطبه سرا که با هم در رقابت قدرت هم بوده اند، در این روستا می نشستنداشیک آقاسی به معنای مرکز و مقر فرماندهی کل خطبه سرا بود و بیشتر مردم روستاهای دیگر برای آنان به عنوان رعیت و چوپان، کشاورزی و دامداری می‌کردند که در سال ۱۳۴۱، با انقلاب اصلاحات ارضی، به فرمانروایی آنان پایان داده شدشخصیت‌های سرشناس و تاریخی خطبه سرا، ساکن اشیک آقاسی بودند که تعدادی از آن‌ها را می‌توان در اینجا نام بردحاج مقصود ارجمندی و همسرش خوشقدم خاله، طاهر بیک مهروی و قیزلار خانم و یوسف بیک عبادی و بلقیس خانم خواهرزاده حاج یونس خان آقاجانی) (پدربزرگ و مادر بزرگ مادری حاج طهماسب روستا)، حوسنی خانم مادر بزرگ مرحوم حاج غلام روستا)، سعید بیگ ارجمندی و صدیقه خانم، حاج شفیع بنانی و حدیقه خانم ؛ مهر علی فرزانه و حاجیه شمسی خانم که همه این افراد با هم نسبت و فامیلی داشتند و میرزا عباداله یکی از اجداد بیشتر افراد ساکن بخشی از اشیک آغاسی است که دروازه گفته می‌شود و گویا دروازه ای برای ور،د به این محل در ورودی ده و پس از گورستان وجود داشته است که از بین رفته است و آثار آن، هنوز پا بر جاستحاج نعمت بیگ پورمهر و ...، حاج غلام رضا مهری و ربابه خانم، حاج حسین مهری و رقیه ستاری، مهری نژادها، … حاجی علیجان آقاجانی و هفت پسرش (هر پسر حاجی علی جان، در یک روستای خطبه سرا سکونت داشتند تا در زمان خان خانی، کل خطبه سرا را بتوانند کنترل کنندعسگر خان و حیدر خان در خواجه کری، اکبر خان بوراسرا، ...) ، حاجی فیضی بیگ، اسحاق مافی و ربابه خانم (کدخدای خطبه سرا)

    دبستان رضوان از منزل آقای اسداله حبیبی در ترک محله به ابتدای اشیک آقاسی منتقل می شودپدر آقای مجید آقا ارجمندی خانه بزرگ خود را به مدرسه اهدا می کندمن در این دبستان به مدت ۶ سال درس خوانده اماین مدرسه شامل شاگردانی از دورترین نقاط مانند کشلیک، خلج لر و سوست محمد حنیف رستمی فرزند بابا رستمی، کشاورز و خرده پا، بعدها وارد دانشکده افسری تهران شد و مدارج عالی نظامی را طی کرد )گرفته تا روستاهای دور دست و صعب العبور گوهستانی مانند بچه‌های اوستا خیراله آتش برگ از کلبه و دیگر روستاهای خطبه سرا می شد.

    محل و موقعیت جغرافیایی دبستان نسبت به تمام روستاهای خطبه سرا، مرکزیت داشت.دختر خانمی که بچه تهران و بهایی بود، در اوخر دهه ۲۰ در این دبستان آموزگار بود که در خانه پدر و مادر بزرگ مادری دوست من سکونت داشت و سر انجام با دایی دوست من که شاگرد او بود و چند سال تفاوت سنی داشتند، با هم ازدواج کردند.

  • باباسو در گذشته محله کوچکی از کشاور بود و در کوه پایه قرار داردمردم این محل در گذشته، فقط به دامداری می پرداختندبه خاطر دوری راه به دبستان، بچه‌های آنجا بی‌سواد بودند، اما اکنون تقریباً همه کودکان به مدرسه می‌روند و توان خواندن و نوشتن را دارندخانواده مشهدی قادر پناه و سلیمی خاله، مشهدی اسماعیل شبرنگ، مشهدی ابوذر و کبری خاله قودی و یدی و اوستا خیراله آتش برگ نسل های پیشین بابا سو بودندبه تازگی چوپانان کوه نشین خطبه سرا، به نواحی پایین کوچ کرده‌اند که بابا سو از آن جمله استامروزه بابا سو برای خودش یک ده کامل و مستقل با تمام امکانات امروزی و مستقل از کشاور است.


  • برزبیل، بی زر، کندی، عبادهونی، توج (تاج)دره، میسه چولی چاله مس)، کومیریک(گمرک، بین گیلان و آذربایجان)، آنا بلاغی، باقرو، آهار بهار، این نواحی ییلاق خطبه سرا هستند که چوپانان، گاو ، گوسفند و اسب و قاطر خود و یا خان ها را برای چرا از اوایل بهار تا اواخر تابستان به آن دیار می بردنددر تابستان ها، خود خان ها و کسانی که امکانات مالی داشتند، برای فرار از گرما، رطوبت و پشه های روستاهای جلگه ای، با خانواده‌های خود به این ییلاق ها کوچ می‌کردند و در پایان شهریور ماه به خانه‌های خود باز می گشتنداین مسافرت ها با اسب و قاطر و به دشواری صورت می‌گرفت و به مدت یک روز رفت و یک روز برگشت، انجام می گرفتاکنون به تمام این نقاط راه ماشین رو وجود دارد، با اینکه برای مردم، رفتن به کوهستان آسانتر شده استو اما زندگی ماشینی، طبیعت را در خطر جدی قرار داده است.


  • بوراسرا که منطقه ساحلی و ماهیگیری و کشاورزی استدر گذشته‌ای نه چندان دور، این ده از لحاظ فرهنگی با روستای همسایه خود، کشاور، به هم وابسته بودنداما امروزه بوراسرا، استقلال کامل خود را به عنوان یک دهکده دارددر گوشه ای از بوراسرا، در ساحل دنج و دور افتاده ای، ایلی بنام «خلج لر» زندگی می‌کردند که مهاجر بودند.می‌گفتند که از جنوب ایران به این منطقه به طور موقت آمده انداما خلج ها در بوراسرا ماندگار شدندگرایش مذهبی در بین آنان خیلی کم بود و افراد آزاده و آگاهی بودند.آقایان عظیم بهرام پور و … اکرامی، از سران خلج ها بودندگذشته این افراد را می‌توان با حاشیه نشین های شهرهای امروزی مقایسه کردآنان کشاورزی نمی‌کردند و به صیادی می پرداختنداز تولید کنندگان خاویار ایران بودنداز کربلایی فیضی و همسرش مشهدی لیلی، مشهدی یوسف فرضیائی، حاج عزت فرضی، مشهدی کامران و اکبر خان آقاجانی به عنوان قدیمی ترین افراد بوراسرا می‌توان نام برددر مراسم تعزیه خوانی عاشورا در مسجد مشترک کشاور و بوراسرا، کربلا فیضی، پسرش مشهدی علی یگانه، عظیم بهرام پور و صابر که همگی از بوراسرا می باشند، به ترتیب در نقش‌های امام حسین، شمر، این زیاد و حرمله بازی می‌کردند و آقای رضا نیازمند، کارگردان برنامه بود و نعش امام حسین را درست می کرد.


  • ترک محله، همانطوری که از نامش پیداست، محله ای است که آذربایجانی ها و مهاجرین در آن سکنه دارنداین ده در ساحل دریاست و مردم آن به ماهیگیری و کشاورزی و باغداری روزگار می‌گذراننداولین دبستان خطبه سرا در سال ۱۳۰۲، به نام دبستان دولتی رضوان خطبه سرا یا دبستان پردیس خطبه سرا در این روستا تاسیس شده استآقای اسداله حبیبی، فرد خوشنام و کدخدای کل خطبه سرا، بخشی از خانه خود را به دبستان اهدا نموده بوددر آن تاریخ، دختران و پسران در کلاس‌ها در کنار هم می نشستندخانم کوکب حبیبی و خانم پوراندخت فرزانه از اولین شاگردان دختر دبستان خطبه سرا بوده اند.آقای محمد مامقانی که سال‌ها تنها حکیم و صاحب داروخانه کل خطبه سرا بود، در این روستا زندگی می کردآقای دکتر منوچهر مامقانی، استاد فعلی دانشگاه گیلان که اولین خطبه سرایی است که مدرک دکترا دارد، فرزند آقای محمد مامقانی استتمام دختران خانواده محمد مامقانی و کوکب حبیبی دارای تحصیلات و دیپلم هستنداز افراد تاریخی ترک محله آقایان شامار بیگ، حسن و عزیز یحیایی و عصمت اله حبیبی کدخدای محل)را می‌توان نام بردآقای قدرت اله صدرایی که در آخرین دوران زمان شاه، رئیس سازمان سپاهی دانش کل ایران بود، فرزند شامار بیگ می باشد.


  • توربه شاه میلرزان، دورترین روستای خطبه سرا در دل کوهستان جنگلی استزیارتگاهی به همین نام در این روستا قرار دارد که خطبه سرایی های زیادی را به آنجا می کشانددر گذشته راه ماشین رو نبود و مردم با اسب و قاطر به آنجا می‌رفتند و در آنجا نظری می گذاشتند و گوسفند قربانی می کردندمعمولاً نذری متعلق به کسی بود که زایران در خانه او اصراق می کردخدامین این زیارتگاه، در فصل پاییز و زمستان به روستاهای پایین آمده و برنج به عنوان نظری جمع می کردندبه دلیل راه مالرو، رفتن به شاه میلرزان سخت بود و مسافرین حتماً باید حداقل یک شب در این روستای محروم از امکانات می ماندند.امروزه راه اتومبیل به این روستای زیبا وجود دارد.


  • چوبان محله، که زمانی وابسته به ترک محله بود، اکنون خودش، ده بزرگ و آبادی است.این ده در ساحل دریا و در بین رودخانه، کشلیک و جاده آستارا ـ تالش یا اردبیل به تهران قرار دارد و لوله گاز سراسری از آنجا نیز می گذردساحل بسیار زیبایی داردبه دلیل بودن یک شعبه شیلات ایران در این محل، چوپان محله، اولین ده خطبه سرا است که راه ماشین رو داشت و هر روز کامیون یخچال دار شیلات انزلی، برای جمع آوری خاویار و ماهی و آوردن آذوقه و مایحتاج ماهیگیران و پره کش های شیلات، هر روز به آنجا می آمد.چوبان محله، همان طوری که از نامش پیداست، منطقه ای است که چوپان ها در آنجا زندگی می کردند.

    یعنی یک جای جنگلی بودبه آنجا قره میشه یا سیاه بیشه گفته می شداما متأسفانه در زمانی که جاده آستارا ـ رشت ساخته می شد، مهندس راه با خان محل و صاحب جنگل انبوه و پرپشت کالو که حتی امروز خیلی زیباست، اختلاف پیدا می‌کند و تصمیم می‌گیرد به جای ادامه راه از ساحل و یا از میان شالیزار ها، راه را به یکباره از بالای کوه و از میان سیاه بیشه گردنه کالو ببردبا این کار، این آقای مهندس، بد ترین ضربه را به یکی از زیبا ترین طبیعت خطبه سرا زده استبدین ترتیب، بعد ها به مرور، افرادی جنگل تراشی کرده و همه درختان را از بین برده و آنجا را به برنجزار و یا باغ‌های توتون و سیفی جات تبدیل کردند، امروز دیگر هیچ اثری از آن جنگل های تاریخی در این ده بر جای نمانده است.از افراد شناخته شده این ده، می‌توان برادران نجفی و عمویی ها را نام برد که با هم فامیل هستند و پدرانشان بنام کریم از دومدومه (کرگن؟؟؟از دهات اردبیل به آنجا آمده اندخانواده‌های برادران نجفی، از لحاظ اقتصادی، اد افراد موفق خطبه سرا بشمار می روند.


  • خواجه کری، در کنار ساحل دریا قرار دارد و گرداگرد آن کشتزارهای برنجزار استبخشی از مردم این ده هم، ماهیگیر هستند و در شیلات کار می کنندلوله گاز ایران و روسیه کنونی از بوراسرا، خواجه کری، ترک محله و دیگر نواحی کرانه دریای خزر در این منطقه می گذردآقای ذوالفقار نوروزی از قدیمی ترین آموزگاران خطبه سرا و آقای یگانه دونده معروف گیلان به این ده تعلق دارند.


  • کشاور در سمت جنگلی و کوهستانی جاده آستارا ـ تالش قرار داردشغل اصلی بیشتر ساکنان آن، کشاورزی، باغداری، دامداری و زنبورداری است.


  • کشلیک، این روستا، امروز به خطبه سرا تعلق ندارد و استقلال خود را داردکشلیک در گذشته یک ده دورافتاده ای از دهستان خطبه سرا بودنسل اولیه ساکنان کشلی، از عنبران، نزدیک اردبیل و نمین به این دیار آمده اندآنان در ابتدای ورود خود به خطبه سرا، تنور، دیگ سفالی درست می‌کردند و با حمل آن‌ها بر پشت خرهای خود، در دهات دیگر خطبه سرا، آن‌ها را به فروش رسانده و در ازای آن از خریداران، برنج یا پول می گرفتند.بدین ترتنیب، با معامله پایاپا با دیگر روستائیان، امرار معاش می کردنددر دوران تحصیل من، دو نفر از کشلیک تا اشیک آقاسی برای درس خواندن می‌آمدند که یکی از آنان آقای برات پورجدی، تحصیلات خود را به پایان رساندامروزه، کشلیک یک شهرک صنعتی و پیشرفته استدر این روستا، جنگل های خوب از بین برده شده و به باغ‌های توتون و تنباکو و سیفی جات تبدیل شده است.


  • لیسارا، در حاشیه اشیک آقاسی قرار دارد و مردم آنجا، همگی کشاورز بودند و در زمین‌های مالکان اشیک آقاسی کار می کردندلیسارا در بین رودخانه خطبه سرا و کوهستان جنگلی و جاده سراسری فرار دارد.


  • هله دیمه، دهی است در بین کشاور و اشیک آغاسی و در بالای جاده اصلی و مردم آن کشاورز هستندمردم این ده، مانند کشاور و بوراسرا، از بومی ترین و اصیل‌ترین مردم خطبه سرا هستنددر سال‌های اخیر این ده افزایش جمعیت یافته و تراکم جمعیتی بیشتر شده استهله دیمه یک دید و منظره خوب رو به دریای خزر دارد.


سر فصل مطالب دیگر که باید نوشته شود:


  • تاریخ سیاسی و اجتماعی

  • وضعیت زنان

  • چوپانان، تالش های اصیل

  • خان خانی و ۲۸ مرداد سال ۳۲ و آقاجانی ها

  • اولین کسی که سوار هواپیما شد، حاج حسین مهری

  • اولین دانشجوهای خطبه سرا

  • اولین افسران

  • اولین دانشجویان اعزامی

  • نداشتن پاسگاه ژاندارمری

  • عظیم تربه سیخواب نما شدن عظیم کاغذی پسر حاج خداورن بیگ

  • آمدن روس ها در جنگ جهانی دوم

  • دبستان دولتی پردیس خطبه سرا ۱۳۰۲ در منزل شخصی اسداله حبیبی و اولین شاگردهای آن

  • دختر و پسر

  • دبیرستان، درمانگاه، باشگاه ورزش و زمین فوتبال و استخر شنا و بیمارستان، بانک

  • وضع راه‌ها

  • تعداد جمعیت

  • میزان تحصیل کرده ها

  • ماشینی شدن کشاورزی

  • نانوایی ها و فروشگاه ها

  • میوه‌های خطبه سرا و صادرات آن‌ها

  • دامداری

  • تلفن، لوله کشی آب و برق و انترنت

  • قوم های قدیمی خطبه سرا

  • عروسی ها و مراسم نوروز، چهارشنبه سوری و ۱۳ بدر و خوردن برنج تازه و ختنه پسر ها، داستان خوانی و موزیسین های خطبه سرا

  • عاشیق ولی، قنبر تارزن

  • وضعیت کشاورزی، آب و خشکسالی

  • خرمن کوبی های سنتی و مدرن

  • خلج ها

  • شرارت ها و نامه نویسی ها

  • سیفی کاریحیار، گوجه، هندوانه و خربزه

  • گیلاس قرمز و سیاه، آلبالو، گوجه، زردآلو، به های گوناگون، سیب، گلابی، گردو، انجیر، پرتقال، نارنج، لیمو، ترنج، کیوی، میوه‌های وحشی تمشک، ترش ازگیل، ازگیل، توت فرنگی، آنبوره برای دوشاب، انار شیرین و ترش و آب انار، رب انار، رب به و مربای به، مربای انجیر

  • غذاهای خطبه سرا:


  • گیاهان و درختان خطبه سرا:

  • ون، چنار، بید، موتال آقاجی، دمیر آقاجی، شوند، هل، بلاغ اوتی، کشکر، اولاس، کاکم آقاجی، توت، للکی، ویزیم

  • گل ها

  • حیوانات اهلی و وحشی خطبه سرا

  • پرندگان اهلی و شکاری

  • محصولات دامیگوشت، شیر، پنیر، شور (کشک)، سوزمه، کره، آیران (دوغ)

  • عسل

  • انواع برنج ها

  • اصلاحات ارضی و تأثیر آن در زندگی مردم





نظرات() 

زبان آرگو چیست؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 10 فروردین 1396-06:48 ب.ظ

همپای سوژه ها و شیوه های پردازش و عناصر داستان که جایگاه قابل تاملی در جاودانگی یک اثر داستانی دارند، بی شک، زبان، ابزار تعیین کننده ای است که هم در پوسته و هم در بطن، تاثیرات عمیقی بر ماهیت یک داستان دارد. از آنجا که گاهی نقش موثر زبان در آثار ادبی، سالها و قرن ها بعد قابل کشف و مشاهده است، در این مقاله سعی خواهیم کرد، داستانهایی را که غالبا نسل جوان حال حاضر کشور تولید می کنند، از منظر زبان و با معیار ماندگاری و یا عدم ماندگاری و به بیانی، جریان ساز بودن یا نبودن آنها در طول زمان، مورد 

آسیب شناسی قرار دهیم. با اینکه آنچه در اینجا ذکر می گردد، قابل بسط به همه ی 
قالب ها و گونه های ادبی می باشد، اما چون نسل حاضر، برای خلق داستانهای طنز، از طنز کلامی بیشتر از طنز موقعیت سود می برد و به دلیل نقش تعیین کننده ی گفتگوهای محاوره و استفاده از تکیه کلامها و سوژه های کلامی روز، این گونه از داستانها بستر مناسبی برای تجلی زبان آرگو به حساب می آیند.

 زبان آرگو چیست؟

زبان آرگو یا زبان مخفی، یکی از گونه های اجتماعی زبان است و نخستین بار سارقان و راهزنان و افرادی که رفتار خلاف قانون داشتند، چنین زبانی را فراهم آوردند. ولی به مرور زمان افراد عادی هم به صورت ناخودآگاه، بنیانگذار واژگان این زبان شده اند. واژه هایی که به صورت مقطعی در زبان مردم می چرخند، جزئی از این زبان است که در دوره ی معاصر ماهیتی متفاوت پیدا کرده است.

«آرگو زبان غیررسمی، مخفی، سخیف و کوچه‌بازاری‌ای است که ممکن است معنای خاص یا بدی نداشته باشد، اما حس بی‌ادبی به اطرافیان منتقل می‌کند. این ادبیات در بین جوانان ما خیلی رایج شده است و 90 درصد آنها حداقل پنج یا ده تا از این واژه‌ها را بلدند و در دیالوگ‌های روزانه‌شان از آنها استفاده می‌کنند. لفظ آرگو فرانسوی است و قدمت آن به قرن پانزدهم میلادی بر می گردد. »(1)

زبان مخفی معاصر را معمولا دو گروه ، بر اساس شرایط ویژه می سازند  و به کار می برند. گروه اول قانون گریزان هستند و برای اینکه افکار و نقشه هایشان مخفی بماند و اغیار نتوانند سر از کارشان درآورند، از این زبان استفاده می کنند. دومین گروه، کسانی هستند که خلاف هنجارهای جامعه رفتار می کنند. هنجارهایی که رعایت نکردنشان باعث شماتت و یا انگشت نما شدن می شود.

« زبان مخفی، در اصل یک زبان مستقل نیست و یکی از شکل ها و گونه های هر زبان معیار است. زبان مخفی عمدتا در حوزه واژگان و تا حدی اصطلاحات و عبارت های فعلی ابداع و زائده هر زبان می شود. بخشی از این واژه ها به سبب کثرت استعمال به زبان مردم کوچه و بازار راه پیدا می کند و جزیی از زبان معیار می شود.» (2)

اصناف و گروه ها درزمانهای مختلف ، اصطلاحات رایج خود را در قالب زبان آرگو به بدنه ی اجتماع کشانده اند. برخی اصطلاحات از حوزه ورزش آمده اند مانند:  «طرف تو آفسایده یا رو اعصاب من اسکی می‌ره.» بعضی‌ها از حوزه کشاورزی هستند مثل: «شلغم، داره دیمی حرف می‌زنه» و بعضی‌ها ریشه در فرهنگ شهری دارند مثل: «طرف کلنگیه و...» بعضی‌ها ریشه نظامی دارند مثل: «گروهبان گارسیا یا سه‌سوته» گروهی از صنف مکانیکی مانند«جوش آوردم یا آمپرم رفت بالا یا چارچرخش رفت بالا» و از این واژه‌ها در گفتگوهای داستانها طنز هر چقدر بخواهید هست.

 

کارکردهای زبان آرگو

زبانهایی ساختگی که در گذشته ای نه چندان دور مرسوم بودند، خود زبانی مخفی بودند. مانند زبان زرگری، زبان مرغی، زبان سیدی، زبان لامی، زبان گنجشکی که در لغت نامه دهخدا (3) به این زبانها عنوان لوتر یا لوترا داده شده است که مردم برای پنهان ماندن حرفهایشان از آنها استفاده می کردند. اما امروز، زبانهای مخفی بر پایه ی زبان اصلی شکل می گیرد با اندکی تغییرات در کلمات. البته در زبان مخفی معاصر هم فهم منظور گوینده و یا نویسنده برای مخاطب نا آشنا با این کلمات، ناممکن است. در زبان آرگو معمولا افعال و ضمایر و حروف تغییری نمی کنند، اما در زبانهای رایج گذشته، کل کلمات تغییر می کردند. مثلا در زبان زرگری، کلمه ی «بیا» به «بیزی یازا» تبدیل می شود.(4) در صورتی که در زبانهای مخفی امروزی غالبا این کلمات تغییر نمی کنند.

 

راهیابی زبان آرگو به ادبیات طنز

زبان مخفی شبیه زبان عامیانه است و زبان عامیانه دریچه ای است برای رسیدن به زبان مخفی. بیش ترین به كاربرنده ی زبان آرگو نوجوانان و پس از آن ها جوانان هستند و معمولاً این زبان، مطرود تحصیل كردگان و روشن فكران است. البته امروزه این موضوع صادق نیست. پسران نیز بیش از دختران به استفاده از این زبان تمایل نشان می دهند. واژگان زبان آرگو به زبان رسمی و حتی عامیانه آسیب می رسانند. زیرا واژگانی بی اصل و نسب، من درآوردی و بی بنیاد هستند و عمر كوتاهی دارند. با باب شدن استفاده از زبان آرگو، حتی مردم عادی نیز گاه اقدام به ساختن این واژگان و اصطلاحات می كنند.

آنچه در اینجا نگران کننده به نظر می رسد، استفاده اهالی ادبیات طنز از واژگان زبان آرگو است. البته باید به این نکته توجه داشت که گاهی برای نسل نو، تشخیص زبان معیار و زبان مخفی کمی دشوار است.  اما معمولاً مفاهیمی كه با آرگو منتقل می شوند، مفاهیمی بی ارزش هستند. بنابراین معمولاً آرگو هنگام انتقال مفاهیم ارزشمند - برای مثلا به هنگام سرودن شعر و ترانه و یا ایراد سخنرانی یا هر انتقال مفهوم  ارزشمند دیگری- از جملات رخت برمی بندد. زیرا اگر زبان آرگو وارد شعر و ترانه و متون جدی شود، اثر هنری را یا به ابتذال می كشاند. زیرا همان گونه كه گفته شد مفاهیمی كه با واژگان آرگو منتقل می شوند مفاهیم درخور و ارزشمندی نیستند. واژگان زبان آرگو در گفتگوهای محاوره ای که در داستانهای طنز نوشته می شوند بیشتر کاربرد را دارند.

  امروزه قالب افرادی که میانسال یا کهنسال هستند و جزء نسل طلایی داستان نویسان ایران هستند و یا حتی بازماندگان نشریات طنز مانند گل آقا، معنای صحبت ها و نوشته های جوانان و نوجوانان را نمی فهمند. آنها زبانی ساخته اند که شرط دانستن اش جوان بودن است. خیلی از ما معنای « مکش سیفه»، «رو نِروَمی»، «جواد مخفی»، «کلان»  را نمی دانیم و البته حدس هم نمی زنیم و شاید معانی دیگری از آنها برداشت می کنیم. اینها که به معنای «جایش امن است»، «پژو آردی»، «داری اعصابم رو خرد می کنی» و «پلیس» هستند، زاییده ی ذهن کاوشگر نسل جوان و نوجوان است که مسلح به ابزارهای ارتباط جمعی می باشند و با سرعت زیادی به ادبیات طنز راه پیدا کرده اند. چرا که خود این جایگذاری ها و تغییرات کلامی،  جنبه ای از طنز دارند.

استفاده از زبان آرگو ارتباط تنگاتنگی با مباحث جامعه شناختی دارند. مثلا اهالی پایتخت و شهرهای بزرگ نسبت به شهرستانها از ترکیبات نوظهور من درآوردی، بیشتر استفاده 
می کنند. که انصافا شنیدن بسیاری از آنها برای افراد شیرین است و خلاقیت سازنده ی این واژگان ستودنی است. استفاده از اینترنت و ورود به چت رومها یا اتاقها و تالارهای گفتگو و شبکه های اجتماعی در کنار ارتباطات پیامکی، سرعت شکل گیری این واژگان را بیش از پیش تشدید کرده است. البته تلویزیون نیز سهم به سزایی در گسترش این زبان داشته است.

در این میان باید توجه داشت که گاهی زبان آرگو برای استفاده در مواقع خاص شکل 
می گیرد. مانند زبان بیسیم چی های جبهه که در این مورد به علت کثرت آثار حوزه ادبیات دفاع مقدس در طول زمان ماندگار شده اند.

در اینجا به چند گونه ی مختلف از زبان آرگو که در کتب و مراجع مختلف به خصوص فرهنگ لغات زبان مخفی، تالیف دکتر مهدی سمائی گرد آورده شده است ، اشاره می کنیم:

الفاظ مربوط به زیبایی و زشتی: پت، پیست، اسکی، خفن، خیار، زابل، زاغارت، ستم، سه، ضایع، فخن و....

- الفاظ مربوط به جنس مخالف: زاخار، زیدوفسکی، دوخی، تصادفی، کینگ کونگ و....
الفاظ مربوط به نام اشخاص غیرمتجدد:  اشکول تپه، اف جی اس،  فول  سواد سیستم، جواد مخفی، منیجه، رپ مخفی و....

- الفاظ مربوط به نام اشخاص کودن: دامبولی، شیویل، تاپاله، دو نبش، شلغم، چپول، دنبه، قاق، غضنفر و ...

الفاظ مربوط به ایجاد ارتباط و ابراز عواطف: برای یکدیگر لاو ترکاندن، توکار کسیبودن، فاز دادن، تریپ لاو شدن، آماردادن، حال پخش کردن و....

الفاظ مربوط به حالات روانی: اعصاب کسی را تیلیت کردن، بی کلاج، تو حس بودن، چت اوغلی، روغن ریزی داشتن، قاط زدن و ...

الفاظ مربوط به مزاحمت: آویزان، تاول، زیگیل، گیر سه پیچ، کلیک کردن، سریش و...
الفاظ مربوط به نام خودروها: پژو حسرتی، پژو کارمندی، حاصل ازدواج فامیلی، جا صابونی، کوالا، رنو تحصیل کرده، اپل عقب افتاده و دوو منگل (به جای ماتیز) ،عروس دهاتی (به جای پژو پرشیاو....

 

آسیب هایی که زبان آرگو به ادبیات طنز می زند:

همانطور که معلوم است ، واژه های ذکر شده، جنبه ی طنز دارند و اندکی هم شیرین 
می باشند. اما این شیرینی تا زمانی به کام خوش می نشیند که وارد ادبیات رسمی این مملکت نشود و پا را از گفتگوهای روزمره و پیامک و چت فراتر نگذارد.

یکی از آسیب هایی که داستانهای طنز را تهدید می کند این است که به کارگیری برخی واژگان نوساخته و عجیب و البته طنز آلود و گاه طعنه آمیز، تا زمانی دارای شیرینی و حلاوت است که این عبارات کاربرد خود را از دست ندهند. برخی از واژه ها که با موجی ناشی از یک لطیفه یا یک برنامه تلویزیونی در زبان مردم جاری می شوند و به ادبیات هم تسری می یابند، در مدت کوتاهی مزه خود را از دست می دهند و به واژه ای مستعمل تبدیل می شوند. برخی دیگر اما به دلیل ظرافت های کلامی که در خود پنهان دارند، مدت زمان بیشتری در زبان مردم و در ادبیات طنز ماندگار می شوند و گاه به عرصه ی سیاست و ورزش هم رسوخ 
می کنند. از این جمله می توان به «پاچه خاری» به معنای تملق و چاپلوسی اشاره کرد. اما هر دو این گونه ها جایگاهی تاریخی در طنز مکتوب پیدا نمی کنند و دیر یا زود محو 
می شوند. چرا که ریشه ای در زبان رسمی این مملکت ندارند و تنها برای کارکرد کمدی یا هجو و هزل شکل گرفته اند. البته این میان عباراتی هستند که به فرهنگ لغات و متون رسمی هم راه پیدا کرده اند و جای خود را در زبان فارسی باز کرده اند. مانند «خالی بندی» به معنای دروغ گفتن.

استفاده از زبان آرگو ، متون ادبی را در زمان محدود می کند و دیگر سخت است که برای یک اثر طنز، کاربرد تاریخی و جریان سازی ادبی قائل بود. البته شاید با گذاشتن پانوشتها و توضیحاتی پیرامون برخی کلمات، تا حدودی این موضوع رفع شود. اما این به شرطی است که تعداد کلمات زبان مخفی محدود باشد. مانند آنچه در آثار جمال زاده مشهود است.

منتقدین به این نگرش، شاید به این موضوع اشاره کنند که به کارگیری کلماتی از این دست، در متون و اشعار کلاسیک تاریخ ساز هم قابل مشاهده بودند و مثلا تاریخ بیهقی یا کلیات سعدی نیز خالی از این عبارات نیستند. با اینکه برخی معتقدند که تاثیرات عبارات نامکشوف و غریب در این آثار هم تا حدودی به آنها لطمه می زند و علت عدم گرایش نسل جوان به این آثار همین است، اما باید توجه داشت که آنچه در آثار کلاسیک غریب به نظر می رسد، ناشی از پوست اندازی زبانی در طول چند قرن است و نه نفوذ زبان آرگو در آنها. از طرفی این اتفاقات آن قدر کند صورت گرفته اند که آموزه های ادبی و معانی واژگان سینه به سینه به گوش اساتید ادبیات رسیده و آنها برای مردم تبیین می کنند یا بر آثار کهن، پانوشت می نویسند. اما زبان آرگو در ادبیات معاصر، به قدری تابع تغییرات سریع شده است که گاهی حتی هم نسل ها هم زبان هم را نمی فهمند و اصطلاحات از منطقه ای به منطقه ای دیگر فرق 
می کند. مثلا عبارتی در بالا و پایین شهر، جایگزینی متفاوت دارد.          

در جستاری که میان بیش از سی داستان طنز، از نویسندگان معاصر داشتم به نمونه هایی از زیاده روی در استفاده از زبان آرگو برخوردم که ذکر آنها خالی از لطف نبود. اما از آنجائیکه بیم آن می رود خاطر دوستان نویسنده جوان از به کارگیری عباراتی از داستانهایشان مکدر گردد، به طرح مسئله بدون مصداق اکتفا کردم.

در کل، زبان آرگو، ریشه ای سبک و سخیف دارد و در صورت عدم توجه به گسترش روزافزون آن در ادبیات و طنز مکتوب و گفتگوهای روزمره، می تواند به توفانی مهلک تبدیل شود که آثار ادبی را مانند قایقی در دریایی پرتلاطم به هر سو که بخواهد، می برد. ادبیات و طنز، همواره نقش سازنده ای در فرهنگ جامعه ایفا کرده اند و راهی برای فرار از ملالت ها و نزدیک کردن انسانها به هم بوده اند. حال آنکه در شرایط کنونی به نظر می رسد، نوعی رمزگونگی بی مایه و دم دستی، که اوج آن در زبان آرگو تجلی یافته است، انسانها را بیشتر به انزوا می برد. انزوایی که ابتدا ادبیات را به چالش می کشد و بعد به سراغ روابط اجتماعی
می آید. شاید بهتر باشد زبان نسل جوان و نوجوان را به گونه ای دیگر شکل داد تا موجبات دوام و سربلندی اجتماعی و فرهنگی فراهم آید و انسان امروز هویت نامکشوف خود را کشف نماید.

زبان ارگو زبانیه که ویژگی خاص خودشو داره  و بستگی به شرایط  اجتماعی و حتی جغرافیای یا             محیط  دارد به طور مثال شیوه و طرز حرف زدن  کسی که در شمال شهری ساکنه با کسی که در جنوب همان شهر ساکن میباشدبا هم متفاوته  وحتی از کلماتی استفاده میکنن که این تفاوت رو هویداتر میکنه البته این موضوع  در صنف و شغل افراد اشکارتر به نظر میاد هر کسی در هر صنفی که۰ هست  از اصطلا حات و کلماتی استفاده میبره که شغلش ایجاب میکنه  یک راننده تاکسی یا یک راننده بیابانی اصطلا حات خاصی داره یا افرادی که در ترمینال شاغل هستند حرف زدنشان دارای ویژگی خاصیه که به اینجور حرف زدن  پا خطی یا دم گاراژی میگن  یا حتی سارقین هم یک سری واژه هایی دارند که این قشر از ان بهره میبرند  به این واژه ها ویا این طریق حرف زدن را به هش میگن زبان ارگو    





نظرات() 

یاران ترک امام حسین(ع) که در کربلا شهید شدند چه کسانی بودند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 9 فروردین 1396-07:41 ب.ظ

 

روز عاشورا كه اذن میدان گرفت، این گونه رجز مى خواند: البحر من طعنى و ضربى یصطلى و الجو من سهمى و نبلى یمتلى اذا حسامى فى یمینى ینجلى ینشق قلب الحاسد المبجل.

روز عاشورا

وی از نژاد ترک بود و افتخار کاتب بودن امام علی(ع) و سیدالشهداء را داشت ونیز قاری قرآن بود.امام او را نیز در آغوش گرفت و گونه بر گونه اش نهاد.او گفت: چه کسی مثل من است که پسر رسول خدا گونه بر گونه اش نهد؟

 روز عاشورا که اذن میدان گرفت، این گونه رجز مى خواند: البحر من طعنى و ضربى یصطلى و الجو من سهمى و نبلى یمتلى اذا حسامى فى یمینى ینجلى ینشق قلب الحاسد المبجل. دریا از ضربت نیزه و شمشیرم مى جوشد و آسمان از تیرم پر مى شود، آن‌گاه که تیغ در کفم آشکار شود، قلب حسود متکبر را مى شکافد. وى دلاورانه جنگید و بر زمین افتاد. به سپاه کفر حمله کرد و عده زیادی را به جهنم فرستاد که بعضی از مورخین تعداد کشتگان او را هفتاد نفر بحساب آورده اند.

 شخص دیگری که أباعبدالله الحسین(ع) بر سر بالین او حاضر شدند، “واضح ترکی” است که در آخرین لحظات زندگیش حضرت خود را به او رساند و او را در آغوش گرفت، در حالیکه به شدت به خود می پیچید به شهادت رسید.





نظرات() 

باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 9 فروردین 1396-07:37 ب.ظ

باغرو داغ


 


باغرو داغ
من سنی باغرما باسوب سنه من باش اگرم ای اوجا باش داغ
 
سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ
 
بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا
 
سن منیم ایلیمه دایاق اولدون ای ایللر دایاقی داغ
 
بیرگوزه خطوه سریه اخار بیرگوزه هیره
 
باغرمی باغروا باسارام ای كرملی داغ
 
بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله
 
ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور سنه ای اوجاباش داغ
 
قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون
 
یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ
 
برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور
 
سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی وقارلی داغ
 
باغرچارتادان سیللی سویلی ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار
 
سن اولماسون هیچ اولار ای ارتالی داغ باغرو داغ
 
حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور
 
یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا یاش داغ
 
شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا
 

باغرو قله ای در ارتفاعات خطبه سرا
به ارتفاع 3197 متر

 




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox