تبلیغات
انایوردم خطبه سرا
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 20 آذر 1395-09:09 ق.ظ

.jpg




انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif








نظرات() 

علت مرگ ماهی‌های شورابیل و سد یامچی مشخص شد/ آیا آب اردبیل آلوده است؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مهر 1395-01:23 ق.ظ

با گذشت نزدیک به یک ماه از مرگ ماهیان دریاچه شورابیل اردبیل و سد یامچی نیر، علت قطعی مرگ ماهیان مشخص شد.

۲۱۹۳۷۸۰

به گزارش یول‌پرس به نقل از مهر، در هفته‌های قبل خبر مرگ ناگهانی ماهیان دریاچه شورابیل و نیز سد یامچی منتشر شد، خبری که یک ماه از وقوع آن سپری شد و سکوت دستگاه‌های متولی را به دنبال داشت.

بطوریکه به غیر از پیگیری خبرگزاری مهر هیچ یک از نهادهای مسئول به صورت مستقیم نسبت به انعکاس این خبر زیست‌محیطی و نگرانی‌های به وجود آمده در سلامت و بهداشت دریاچه شورابیل و سد یامچی خبری انعکاس ندادند و بازدیدهای میدانی و جلسات پشت درهای بسته انجام شد.

در نهایت مدیر کل دامپزشکی استان اردبیل طی گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه هرگونه بیماری آبزیان توسط این دستگاه اجرایی بررسی می‌شود، از ابراز نظر غیر کارشناسی و غیرقانونی برخی مدیران و ادارات در خصوص مرگ ماهیان انتقاد کرد.

صادق صالحی با بیان اینکه بیماری آبزیان هیچ ارتباطی به شیلات و سایر دستگاه‌ها ندارد، معتقد است تنها مسئولیت شیلات در حوزه آبزی‌پروری است و بر اساس قوانین هرگونه اعلام نظر در خصوص بیماری آبزیان و علت تلفات باید از طریق دامپزشکی انجام شود.

نتیجه قطعی آزمایش‌ها مربوط به مرگ ماهیان در اردبیل

وی در خصوص نگرانی‌هایی از جمله سلامت آب شرب اردبیل که از سد یامچی تأمین می‌شود و همچنین در خصوص بهداشت آب تأکید کرد: دستگاه‌هایی از جمله علوم پزشکی می‌توانند صرفاً نسبت به سلامت آب ابراز نظر کنند.

مدیر کل دامپزشکی استان با اشاره به بروز این واقعه زیست‌محیطی ادامه داد: ما نتایج اولیه بررسی را در اختیار رسانه‌ها قرار دادیم اما مطالعه برای مشخص‌سازی علت قطعی مرگ ماهیان باید به غیر از استان توسط آزمایشگاه مرکزی در تهران انجام می‌شد.

بیماری باکتریایی عامل مرگ ماهیان

صالحی با اشاره به علت قطعی مرگ ماهیان در شورابیل و سد یامچی تأکید کرد: نتیجه آزمایش باکتریایی مرگ ماهیان در ۲۴ شهریور و نتیجه آزمایش ویروسی نیز در ۱۱ مهر ماه به دست ما رسیده است.

وی متذکر شد: نتایج آزمایش نشان می‌دهد دلیل اصلی مرگ ماهیان بیماری باکتریایی است و برخی اظهار نظرها مبنی بر ویروسی بودن علت تلفات صحیح نیست.

مدیر کل دامپزشکی استان تصریح کرد: در واقع با کاهش حجم آب مخزن سد یامچی و در عین حال افزایش جمعیت ماهیان کاراس موجب شده اکسیژن موجود در آب کاهش یافته و ماهی برای تغذیه لجن به کف سد که حاوی باکتری است نقل مکان کند.

وی اضافه کرد: بررسی‌ها نشان می‌دهد بیماری این ماهی به واسطه تغذیه از لجن حاوی باکتری بوده و این بیماری مشترک بین انسان و ماهی نیست و به همین دلیل نگرانی در سلامت آب وجود ندارد.

نتیجه قطعی آزمایش‌ها مربوط به مرگ ماهیان در اردبیل

صالحی افزود: علاوه بر این به دلیل اینکه بیماری در گونه خاص کاراس که ماهی مهاجمی است و در کوتاه مدت زاد و ولد بالا دارد، حادث شده هرگونه فرضیه مسمومیت با سم و آلودگی آب را رد می‌کند.

وی به وضعیت مطلوب کارشناسی بیماری‌های آبزی در استان اشاره و تأکید کرد: در واقع نتایج اولیه آزمایشات با نتایج قطعی تطابق دارد.

احتمال تکرار مرگ ماهیان

مدیر کل دامپزشکی استان همچنین با تأکید به اینکه لازم است جمعیت ماهیان کاراس کاهش یابد، اضافه کرد: این ماهی به لحاظ غذایی ارزش ندارد اما می‌تواند به مصرف صنعتی برسد.

وی به ضرورت صید ماهی و متعادل‌سازی آن اشاره و عنوان کرد: اگر این مهم اجرایی نشود سال آینده وضعیت به مراتب حادتری خواهیم داشت.

صالحی با تأکید به اینکه حذف این گونه زمان‌بر است، افزود: در حال حاضر باکتری به گونه‌های دیگر اثری نگذاشته و کیفیت آب مشکلی ندارد اما بی‌توجهی به متعادل‌سازی جمعیت ماهی موجب می‌شود سال آینده مرگ ماهیان تکرار شود.





نظرات() 

روز شمار تاریخ آذربایجان/ وقایع چهاردهم مهرماه

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مهر 1395-01:15 ق.ظ


دورنانیوز - سرویس تاریخی و فرهنگی : وقایع و حوادث چهاردهم مهر ماه تاریخ آذربایجان به شرح زیر منتشر میشود.

%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1



به گزارش دورنانیوز؛

۱۲۸۵/۷/۱۴.ش(۱۸شعبان ۱۳۲۴.ق)

روز یکشنبه.تاسیس انجمن ایالتی آذربایجان نخستین مجلس شورای مردمی ایران با استعداد واعضای ۳۴نفر از رهبران معروف انقلابی ومبارزان آزادیخواه رجال سیاسی ونظامی وفرهنگی مجاهدان آذربایجان در تبریز.
۱۲۸۷/۷/۱۴.ش

اعطای لقب سردار ملی وسردار ملی به ستارخان وباقرخان توسط انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز.
۱۲۹۰/۷/۱۴ش(۱۲رمضان ۱۳۲۹.ش)

روز چهارشنبه.روز اعدام رحیم خان چلبیانلو به حکم انجمن ایالتی در ارگ تبریز.رحیمخان قاتل هزاران انسان بی گناه آذربایجانی ومخصوصا تبریزی وهمچنین قاتل صدها مجاهد مشروطه خواه اردبیل وزنجان بود.

۱۲۹۴/۷/۱۴.ش(۱۶اکتبر۱۹۱۵.م)

روز پنجشنبه.اسقرار مارشمعون رهبر مذهبی جیلوها در سلماس.مارشمعون طی نامه ای به برادرش پول شمعون اسکان خود وخانواده اش رادرروستای خسرو آباد سلماس در این تاریخ اعلام می کند.






نظرات() 

شماره ۱۹۷نشریه پرمخاطب دعوت منتشر شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مهر 1395-01:10 ق.ظ

دورنانیوز - سرویس سیاسی و اجتماعی: شماره ۱۹۷ نشریه پرمخاطب دعوت را از دکه های مطبوعاتی بخواهید!

%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%aa


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دورنانیوز، شماره ۱۹۷ نشریه پرمخاطب دعوت را از دکه های مطبوعاتی بخواهید!

نشریه دعوت در نسخه ۱۹۷ خود صفحه ای ویژه  برای معرفی کتاب تازه منتشر شده مهندس اسفندیار سپهرنیا با عنوان “آذربایجان تاریخی آددا کوچورولموش یئنی کیتابی ایشیق اوزوگوردو”اختصاص داده است و به معرفی ابعاد متفاوت این کتاب تازه نشر یافته پرداخته است.
صفحه ترکی این نشریه نیز مقاله ای در مورد استاد شهریار با عنوان “اوستاد شهریار،چاغداش آذربایجان ادبیاتی نین ان ده یرلی واثر قویان شاعری“نوشته است.
همچنین در این نشریه یادداشتی از سردبیر این نشریه منتشر شده است که درآن انتقادی بر مختصر نویسی نام آدربایجان غربی باعنوان “استانی ناشناخته به نام آغ “داشته دیده می شود.
دعوت به لزوم اهتمام جدی نمایندگان برای تشکیل فراکسیون ترک زبانان مجلس پرداخته و واکنش خود را دراین نشریه باعنوان”لزوم اهتمام جدی نمایندگان آذربایجان برای تشکیل نهایی فراکسیون ترک زبانان مجلس”به نمایش گذاشته است.
تیتر یک نشریه دعوت نیز به طرح ناقص دولت برای تدریس زبان ترکی درمدارس آدربایجان پرداخته و با تیتر “بیر ایل ایچنده آنا دیلیمیزتوفان قوپاردی”به طرح نظرات خود درمورد این مساله پرداخته است.
در شماره ۱۹۷دعوت می توانید راز اخراج شدن سردار مهدی باکری که بعداز ۳۳سال از زبان سردار مهدی قلی رضایی فاش شده را مشاهده کنید.
صفحه سیاسی دعوت نیز به یادداشتی از سلیمانی افشار،سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان درمورد استفاده ابزاری آمریکا از کردهای منطقه اختصاص داده شده است.
صفحه تاریخی فرهنگی دعوت نیز با عنوان ” سال تحصیلی ۹۶-۹۵شروع شد؛اما امکان تحصیل کودکان آذربایجانی به زبان مادری هنوز یک رویاست”، به لزوم تدریس زبان ترکی در مدارس آذربایجان پرداخته و همچنین در این صفحه نیز یادداشتی از “دکتر محمد رضا کریمی”در پیرامون همین مساله به چشم می خورد.
همچنین این نشریه تحقیقی به قلم مهندس اسفندیار سپهری نیا با عنوان“آموزش وپرورش ومظلومیت معلمین دوره ابتدایی” به رشته تحریر درآورده که در آن وضعیت اسف بار معلمان ابتدایی به چشم می خورد!
صفحه ورزشی این نشریه نیز به درخواست هواداران از مسئولین باشگاه شهرداری اورمیه بر لزوم حک شدن اسم و لوگوی دریاچه اورمیه بر روی لباس های این تیم پرداخته و به طرح مسائلی پیرامون آن پرداخته است.




%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%aa






نظرات() 

از مشروطه چه می‌خواهیم: هیچ!

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مهر 1395-01:06 ق.ظ

۱۱۰ سال پس از افتتاح مجلس، مردم درباره مشروطه چه می‌دانند؟
 فرزانه ابراهیم‌زاده

 

تاریخ ایرانی: چندمین ‌روز است ملتی که نه همراه آقایان به قم و نه پی آن‌ها به باغ‌ سفارت رفتند، اینجا مقابل بازار تعطیل پایتخت بست نشسته‌اند. صدای زنی از میان جمعیت می‌پیچد: «ای مردم بعد از این دختران شما را نوز باید عقد کند. شهر خالی از علما شده است.» و مقنعه‌اش را که سر چوب کرده بود در باد پیچ می‌خورد.

 

***

 

«شال‌های نخی فقط ۱۰ تومان.» پارچه‌های رنگی در دست مرد با باد خنک پاییزی پیچ و تاب می‌خورد. همان‌طور که بالای این پله‌ها ایستاده‌ام از پشت شال‌ها، جلو خان مسجد امام را می‌بینم و تصویری که احمد کسروی به نقل قول از فرصت‌الدوله شیرازی در «تاریخ مشروطه» نوشته را در ذهنم بازسازی می‌کند. ۱۱۰ سال از آن گذشته؛ از روزهای منتهی به نیمه مرداد ۱۲۸۵ که اینجا در مقابل بازار، آشوبی برپا بود تا آن روزی که مظفرالدین شاه قاجار با تنی بیمار برای افتتاح خانه ملت به مدرسه نظام رفت. ملتی اینجا بودند که قانون و مجلس می‌خواستند و تا امضای آن را نگرفتند، دست برنداشتند و آن را به میدان بهارستان و مجلس شورای ملی رساندند. از ۱۴ مرداد تا ۱۴ مهر راهی طولانی مردم آمدند تا امروز که ۱۱۰ سال است مجلس افتتاح شده است.

 

۱۱۰ سال است که هزاران صفحه کاغذ و صدها کتاب درباره مشروطه و مجلس و موضوعات مرتبط با آن نوشته و میلیون‌ها کلمه، هزینه تعریف و تفسیر این جنبش شده است. ۱۱۰ سال گذشته و ساعت‌ها سمینار، برنامه و چندین نمایشنامه و فیلمنامه به مهم‌ترین رخداد یک قرن گذشته اختصاص داده شده و هنوز ده‌ها و شاید هم صدها سؤال بی‌پاسخ مانده است که مشخص نیست کی و کجا به پاسخ آن‌ها خواهیم رسید. یکی از این سؤال‌های ناتمام و بی‌شمار اما شاید این است که بعد از ۱۱۰ سال چقدر با مفهوم مشروطه و مجلس آشنا هستیم و آن را می‌شناسیم و بعد از این یک قرن و یک دهه چه از آن می‌خواهیم؛ سؤال‌هایی که این‌ بار به‌جای تاریخ‌نگاران و کارشناسان، از همین مردمی می‌پرسم که برای خرید و گردش به مرکز تاریخی تهران یا زادگاه اصلی مشروطه آمده‌اند.

 

***

 

پشت کتیبه لاجوردی مسجد امام در یکی از راهروهای شمالی ایستاده‌اند و همین‌طوری که می‌خندند، سلفی می‌گیرند. سه دختر و دو پسر جوان هستند. پشت سرشان تابلوی عکسبرداری ممنوع زردرنگی روی دیوار حیاط قرار دارد. همین‌جاست که ازدحام مردم ارابه «آب کر» مسجد را طوری به حرکت درآورد که صدایش همه را ترساند. از همین صدای خوفناک هم بود که خدمتکار آقای طباطبایی ترسید و همین‌طور که کفش‌های آقا زیر بغلش بود به سمت خانه فرار کرد و آقا مجبور شدند تا سنگلج پابرهنه روی سنگفرش‌های داغ خیابان راه بروند؛ اما حالا به‌جای ارابه کر، وضوخانه‌های بزرگی در سمت دیگر مسجد ساخته‌اند و آب تصفیه‌شده و متصل به کر هم در حوض بزرگ وسط مسجد جریان دارد که پشت سر این ۵ جوان زیر آفتاب پائیزی می‌درخشد. برای گشت و گذار به اینجا آمده‌اند؛ سه نفرشان دانشجو هستند و بقیه فارغ‌التحصیل شده‌اند؛ همه در رشته‌های فنی درس خوانده‌اند؛ وقتی می‌پرسم آیا مشروطه را می‌شناسند، یکی از دخترها می‌خندد و می‌گوید: «اینم سؤاله؟ خب معلومه که می‌‌دونیم چیه؟» یکی از پسرها هم می‌گوید: «همه ما در دانشگاه، درس انقلاب اسلامی را پاس کرده‌ایم.» و بعد توضیح می‌دهد که مردم دنبال قانون بودند و اعتراض کردند: «در نهایت هم مظفرالدین‌شاه پای فرمان مشروطه را امضا کرد.» وقتی می‌گویم که بخشی از اعتراض‌های مردمی در همین مسجد امام پای آن حوض بوده است، همان پسری که از مشروطه گفته، می‌گوید: «چه جالب!» از او می‌پرسم؛ حالا بعد از ۱۱۰ سال چه چیزی از مشروطه می‌خواهید؟ قبل از اینکه او پاسخ بدهد، پسر دیگری که همراهشان است، می‌گوید: «خانم ۱۱۰ سال گذشته، پدر جد مشروطه هم تمام شده است. آن زمان مردم مجلس و قانون نداشتند اما حالا وضع فرق کرده، کسی دنبال این حرف‌ها نیست.»

 

وقتی می‌پرسم پس دنبال چه چیزی هستید؟ می‌گوید: «دنبال کار، خانم! از ما ۵ نفر، ۳ نفرمان فارغ‌التحصیل شده‌ایم، اما همه دستمان در جیب خانواده‌هایمان است.» می‌خواهد ادامه بدهد که یکی از دخترها می‌گوید: «بی‌خیال مانی؛ ماجرا را خیلی جدی کردی، درباره مشکلات جوانان که سؤال نپرسیدند. خانم، بگذارید من جوابتان را بدهم. مشروطه خواست عمومی برای تشکیل مجلس بود که در همان زمان محقق شد و ما توانستیم مجلس قانونگذاری داشته باشیم. قانون همان چیزی است که اگر ما هم آن زمان بودیم، می‌خواستیم.»

 

***

 

زمان زیادی از اذان ظهر نگذشته و حیاط مسجد امام پر از رفت‌وآمد است. همین‌طور که از کنار حوض مسجد به سمت شبستان اصلی می‌روم به روزهایی فکر می‌کنم که مردم ناراضی به اینجا آمده بودند تا صدای اعتراضشان را به گوش شاه برسانند؛ مردمی که از ساخت بانک استقراضی روس‌ها در قبرستان قدیمی بازار و بی‌حرمتی مسیو‌ ‌‌‌نوز، رئیس کل گمرکات، به لباس روحانیت و ظلم‌های علاءالدوله، حاکم تهران و دردسرهایی که عسگر گاریچی در راه قم برایشان به وجود آورده بود به خانه خدا پناه آورده بودند. می‌دانم پشت آن در بزرگ منبری قرار دارد که سیدجمال واعظ، آن خطابه معروفش را گفت و صدای امام جمعه تهران را درآورد که گفت ای لامذهب به شاه چرا بد می‌گویی؟ همین اعتراض بود که آشوب به پا کرد. فکر می‌کنم از همین جایی که ایستادم، آقا سیدجمال واعظ را به سمت خانه آیت‌الله بهبهانی در سرپولک فراری داده بودند. به سمت قسمت زنانه مسجد می‌روم. زنان زیادی اینجا هستند. بعضی‌هایشان در حال نماز خواندن و بعضی هم آمده‌اند تا استراحت بازارگردی‌شان دربرود. نزدیک من دختر جوانی نشسته که چند لحظه قبل پشت تلفن با خواهرش درباره خرید چند قلم لوازم آرایش صحبت می‌کرد. در یک شرکت خصوصی کار می‌کند و امروز مرخصی گرفته تا چیزهایی که می‌خواهد را بخرد. اسم مشروطه را شنیده، اما یادش نیست که دقیقا ماجرا چه بوده است: «فقط می‌دانم زمان قاجار بوده است.» وقتی کمی یادآوری می‌کنم، می‌گوید: «آهان، آره، یادم آمد. همان‌وقتی که ستارخان و باقرخان هم در تبریز قیام کردند. درسته؟» تقریبا درست است. او هم فکر می‌کند که مشروطه تمام شده است و حالا چرا باید چیزی از آن بخواهد؟ اما زنی که تکیه‌اش را به دو پلاستیک بزرگ داده، می‌گوید؛ «خانم در روزنامه‌هایتان به‌جای مشروطه و این جریانات، از بدبختی مردم بنویسید. برای یک لقمه نان از شهرستان آمدم تهران خرید کردم، عصر هم بلیت دارم تا برگردم.»

 

***

 

برق طلاهای نو پشت ویترین زیر نور چراغ‌ مغازه‌ها بیشتر شده است. النگوهای ردیف‌شده کنار حلقه‌های جفتی که قرار است نشانه پیوند دو نفر باشند، پشت ویترین قرار گرفته‌اند. اینجا بازار طلافروش‌هاست؛ بازاری که در زمان مشروطه راسته مسگرها بود و رفته‌رفته تبدیل به بازار زرگرها شده است. یکی از بازارهایی که صاحبانش در روزهای مشروطه به جمع معترض‌ها پیوسته و کرکره‌های حجره‌ها را پایین آوردند. از همین‌جا بود که معترضان داخل مسجد امام با معترضان مسجد سرپولک رفت‌وآمد می‌کردند. زن و مرد جوانی که برای خرید سرویس عروسی آمده‌اند، عذرخواهی می‌کنند و نمی‌خواهند پاسخ سؤالم را بدهند، اما مرد جوانی که در یکی از حجره‌های طلافروشی است، می‌گوید: «بپرس آبجی، بتونم سؤالتو جواب میدم.» اما وقتی می‌گویم می‌داند که مشروطه چیست؟ می‌گوید: «اسم کسی بوده یا جایی؟ البته به گوشم خورده، فکر کنم اسم یک جایی تو تبریز باشه؟» می‌گوید که دیپلمه است. وقتی می‌گویم در کتاب تاریخ سوم دبیرستان درباره مشروطه نوشته شده، می‌گوید: «ای بابا کی کتاب تاریخ می‌خونه خانم. ما همین که تونستیم دیپلم بگیریم کلی کار کردیم. اونوقت شما می‌خواین از ما درس تاریخ بپرسید؟ من که با بدبختی نمره قبولی گرفتم.» به گردنش نگاه می‌کنم؛ پلاک بزرگی از فروهر با زنجیری طلایی از آن آویزان است. در ویترین مغازه هم کلی طلا با تصویر حجاری‌های تخت‌جمشید به چشم می‌خورد؛ می‌پرسم: «اینکه در گردنت هست، چیست؟» دستی به سمت پلاک می‌برد و می‌گوید: «فروهر را نمی‌شناسید؟ این علامت تاریخی اهورامزدا، خدای بزرگ ایرانی‌هاست. در تخت‌جمشید بالای سر داریوش کبیر هم هست. علامت پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک است.» می‌گویم شما که این علامت را به این خوبی می‌شناسید، چطور تاریخ ۱۰۰ سال پیش ایران را نمی‌شناسید؟ می‌گوید: «آخه دوره قاجارها که همه ایران را به باد دادند افتخار دارد که درباره‌اش بخواهم بدانم خانم! می‌دانید که افغانستان و آذربایجان شوروی و ارمنستان را همین قاجارها به باد دادند.» حرفش را تصحیح می‌کنم؛ هرات، شکی، گنجه، دربند و بخشی از جنوب ارمنستان، اما راضی نمی‌شود و بر خیانت قاجارها و شکوه ایران در دوران کوروش و داریوش تأکید دارد و از آنجایی که مشروطه هم به دوره قاجار باز‌می‌گردد، چیزی نیست که احتمالا او بخواهد بداند. همین‌طور که از مغازه بیرون می‌آیم برق طلاهای نو نگاهم را به سمت خودش می‌برد.

 

***

 

در راسته اصلی بازار، حتی برای قیمت کردن یک جنس هم نمی‌شود بیشتر از لحظه‌ای ایستاد، چه برسد به سؤال و جواب از مردمی که در شتاب خرید هستند. انگار‌نه‌انگار که همین یک قرن پیش اینجا مرکز حادثه‌ای بزرگ بوده است. همین‌طور که با جریان چرخ‌های باربری و جمعیتی که برای خرید آمده‌اند به سمت مرکز بازار به بازار فرش‌فروش‌ها می‌رسم، مردی به آرامی می‌پرسد فرش می‌خواهید؟ بی‌اختیار به ماجرای قبرستان چال و بانک استقراضی فکر می‌کنم. می‌دانم که بخشی از آن گورستان قدیمی همین‌جا بوده است؛ جایی که حالا سرای فرش‌فروشان بازار بزرگ تهران است. این همان نکته‌ای است که یکی از فرش‌فروش‌های بازار هم می‌گوید؛ تبریزی است و مشروطه را به‌خاطر همراهی همشهری‌هایش خوب می‌شناسد. او هم مانند بسیاری از تبریزی‌ها البته از ادامه مشروطه دلِ خوشی ندارد و معتقد است مشروطه به ستارخان و باقرخان و دیگر مجاهدان وفا نکرد؛ ماجرای پارک اتابک را خوب می‌دانست، «تبریز مه‌آلود» را خوانده بود. او معتقد بود که بعد از ۱۱۰ سال تنها چیزی که از مشروطه می‌خواهیم، درس گرفتن از گذشته است. او می‌گوید: «در همه این سال‌ها اشتباهاتی که در مشروطه داشتیم را تکرار کرده‌ایم. باید سعی کنیم این اشتباهات را تکرار نکنیم.»

 

***

 

تابلوی مسجد خازن‌الملک درست در مقابلم قرار دارد. ناظم‌الاسلام کرمانی در «تاریخ بیداری ایرانیان»، اینجا را به‌عنوان نخستین جرقه انقلاب می‌داند: «مدرسه مخروبه و قبرستان کهنه در قرب – نزدیکی - مدرسه خازن‌الملک و متصل به امامزاده ولی بود که نگارنده کرارا مدرسه را دیده و این اواخر اشخاصی که ذغال مو می‌فروختند، محل و مکان خود را در آن مدرسه قرار دادند. از برای این مدرسه موقوفاتی هم بود که دست تصرف و غصب، بلکه مالکیت رویش گذارده شد. به‌مرور زمان مردم، اطراف قبرستان را تصرف کرده و خانه ساختند...» اما حالا حجره‌های کوچک و بزرگی دورتادور مسجد را پر کرده‌اند، خبری از ذغال‌فروش‌ها نیست؛ بوی چسب و چرم را نفس می‌کشم.

 

بعد از ساعتی راه رفتن از چهارسوق‌های مختلف بازار باورم شده است که حرف ‌زدن با مردمی که برای خرید آمده‌اند کار سختی است به‌ویژه که بخواهی درباره ماجرایی تاریخی در ۱۱۰ سال پیش صحبت کنی؛ اما درست در همین جاست که حاج‌ نصیر را پیدا می‌کنم؛ خرازی دارد؛ یکی از پیرمردهای قدیمی بازار است که اتفاقا مشروطه را خیلی خوب می‌شناسد؛ می‌گوید که پدربزرگش مشروطه‌خواه بوده و از داستان‌های مشروطه برایش گفته است. او از پدربزرگش شنیده که همین مسجد خازن‌الملک جایی بوده که قرار بود بانک استقراضی ساخته شود و توصیه می‌کند سری به مسجد جامع تهران بزنم. درباره گور سیدعبدالحمید وفسی، شهید مشروطه، می‌پرسم که ظهر یکی از روزهای تیر ۱۲۸۵ در مقابل مدرسه معمارباشی تیر خورد و گفته می‌شود در مسجد جامع به خاک سپرده شده است. حاج‌ نصیر اما چیز زیادی نمی‌داند و می‌گوید تا جایی که یادش هست هیچ ‌کسی در مسجد جامع به خاک سپرده نشده است؛ می‌پرسد: مطمئن هستید؟ خیلی مطمئن نیستم، چراکه بعد از به توپ بستن مجلس، پیکر سیدعبدالحمید را از گور بیرون آوردند و به جای دیگری بردند. بعد از فتح تهران گفته می‌شد که آن را به مسجد جامع بازگرداندند، اما کسی دقیقا نمی‌داند کجا دفن شده است.

 

میدان بهارستان در ظهر پاییزی نیمه مهرماه مثل همیشه پر از رفت‌وآمد است. کتیبه‌های سرخ و سبز و سیاهی که به دیوار و سردر مغازه‌ها و بر بلندای گنبد مسجد سپهسالار به چشم می‌خورند و صدای روضه که از گوشه و کنار شنیده می‌شود. از مسیر اشاره مدرس در میدان، سردر مجلس شورای ملی دیده می‌شود که حالا کتیبه‌ای در مقابلش قرار دارد. نامه‌هایی که روی کتیبه نوشته شده را می‌خوانم: «حاج اسماعیل دبیری اصفهانی، میرزا مرتضی‌قلی‌خان نائینی، جمشید ارباب، موتمن‌الممالک، حاج محمدحسین بجنوردی، حاج میرزاعلی نقشینه، میرهاشم تبریزی، سیدحسن تقی‌زاده، حاج علی‌اکبر پلوئی، میرزا محمود کتابفروش، حاج محمدباقر صابون‌پز، ولی‌الله‌خان نصر و ... » این‌ها مردانی بودند که ۱۱۰ سال پیش در ۱۴ مهر از دروازه خانه سپهسالار گذشتد، روی زمین نشستند و قانون اساسی و قانون مطبوعات را نوشتند. همین‌طور که این نام‌ها را مرور می‌کنم به ۱۱۰ سال پیش پرت می‌شوم و روزهایی که بازار به اعتراض بسته شده بود؛ به مردمی که دنبال کلمه مقدس حریت (آزادی) و مشروطه بودند؛ به روزهایی که مردم نگران اینجا در میدان بهارستان گردهم آمدند تا شاهد برپایی نخستین جلسه مجلس در این میدان باشند؛ مردمی که بعد از ۱۱۰ سال در حافظه کلان‌شهر تهران در حال گم شدن هستند و به جمله آقا نصیر فکر می‌کنم، وقتی پرسیدم؛ امروز از مشروطه چه می‌خواهید، جواب داد: «هیچ خانم، هیچ...»






نظرات() 

خستگی ایالات متحده از دست دنیا

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مهر 1395-01:02 ق.ظ

بنوا برویل برگردان شهباز نخعی

از باراک اوباما تا دونالد ترامپ، مداخله گری دیگر دربرنامه نیست

خستگی ایالات متحده از دست دنیا

به نظرمی آید که نامزد جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری نوامبر ٢٠١٦، کمتر از حریف دموکرات خود نسبت به مداخلات نظامی نظر مساعد دارد.  وضعیتی که از زمان جنگ جهانی دوم بی سابقه است.  اما کوشش واپس نشینی، که از سال ٢٠٠٩ برسیاست خارجی آقای باراک اوباما سایه افکنده، از این پس هردو حزب را دربرمی گیرد.

«گیج»، «ضعیف»، «غیرمصمم»، «خائن»، «سست»، «ساده لوح»، «بی منطق»، «بی بصیرت» و «بی تجربه»؛ اینها واژه هایی است که جمهوری خواهان در مدت ٨ سال برای توصیف باراک اوباما و سیاست خارجی او به کار برده اند. [به زعم آنان] رئیس جمهوری با اجتناب از کاربرد زور به شالوده بزرگی و اعتبار ایالات متحده آسیب رسانده است

اگرچه جمهوری خواهان هیچ فرصتی را برای تاکید براین که آقای اوباما تا چه حد ایالات متحده را تحقیرکرده، ازدست نداده اند، دو کاندیدای اصلی حزب در انتخابات مقدماتی از گفتمان های افراطی  فاصله گرفته اند  .  در دسامبر ٢٠١٥، آقای تد کروز از «محافظه کاران نوی دیوانه ای که می خواهند همه کشورهای دنیا را اشغال کنند و فرزندانمان را به خاور نزدیک بفرستند و به کشتن بدهند (١)» انتقاد کرده است.  درهمان ماه، او دربرابر بنیاد خیلی محافظه کار «هریتیج» بر ویژگی مضر دخالت آمریکا، با تکیه بر نمونه لیبی تاکید کرد و افزود: «ما نباید از هیچ یک از جناح ها در جنگ داخلی سوریه حمایت کنیم».  گفته هایی که کمی با یک جمله آقای اوباما در ١٠ سپتامبر ٢٠١٣ مطابقت داشت که درگیری سوریه را «جنگ داخلی دیگری» عنوان می کرد.

آقای دونالد ترامپ نیز بیش از این خواهان اعزام نیرو به خاور نزدیک نیست.  او درتاریخ ٣ مارس گفت: «ما در آنجا هزاران میلیارد دلار هزینه می کنیم و زیرساخت های کشور خودمان درحال ازبین رفتن است».  در اینجا نیز، می توان پنداشت که این صدای مستاجر کنونی کاخ سفید است که شنیده می شود: «درطول دهه اخیر، جنگ برای ما هزار میلیارد دلار هزینه داشته و این در زمانی بوده که بر بدهی ما درشرایط اقتصادی دشوار به شدت افزوده شده بوده است (...) زمان آن رسیده که ما بر سازندگی کشور خود متمرکز شویم».  اینها گفته های آقای اوباما درسال ٢٠١١، هنگام اعلام عقب نشینی آتی سربازانی بود که هنوز در افغانستان بودند.

«معاینه مغز»

در جناح   دموکرات نیز درجریان رقابت های بین نامزدها غالبا از مداخله گری نظامی انتقاد شده است.  از جمله این موارد، مخالفت با جنگ ویتنام توسط جرج مک گاورن درسال ١٩٧٢، کشیش سیاه پوست جسی جکسون درسال های ١٩٨٤ و ١٩٨٨ – که به عنوان نمونه از اقدامات ایالات متحده برای سرنگون کردن دولت نیکاراگوئه انتقاد کرد -، یاحتی آقای اوباما منتقد سرسخت جنگ عراق در سال ٢٠٠٨ است.  اما، برای یافتن موردی از مخالفت یک جمهوری خواه با اعزام نیروی نظامی باید به سال ١٩٥٢ بازگشت که رابرت تفت توسط حزب خود  نامزد مطلوب ریاست جمهوری محسوب می شد.  او که سناتور ایالت اوهایو بود، با طرح مارشال مخالفت می کرد و سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) را ناکارآمد و خیلی پر هزینه می دانست و براین باور بود که ایالات متحده جز در موردی که «آزادی ملت» مستقیما مورد تهدید باشد، نباید به کاربرد زور دست زند.  او در رقابت با دوایت آیزنهاور در مرحله مقدماتی با فاصله ای اندک باخت.  ازآن پس، کلید موفقیت در مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری در میان جمهوری خواهان، تاکید بر نقش رهبری جهانی ایالات متحده است.  همین مورد موضوع مرکزی برنامه سیاست خارجی آقای جان مک کین درسال ٢٠٠٨ و آقای ویلارد («میت») رامنی درسال ٢٠١٢ بود.  چرخش کنونی جمهوری خواهان ازآن جهت بیشتر تعجب برانگیز است که جناح محافظه کار درمدت ٨ سال به «ضعف» آقای اوباما معترض بوده و ازاین که از بمباران کشورهای دیگر اکراه نشان می داده ابراز ناخرسندی می کرده است.

این چرخش با تحلیل تحول کلی سیاست خارجی آمریکا از سال ٢٠٠٩ بهتر قابل درک است.  اوباما در دو دوره اقامت درکاخ سفید متهم به اِعمال سیاستی است که هیچ اصلی آن را هدایت نمی کند.  سیاستی که متفاوت با سیاست های هری ترومن («ازبین بردن» اتحاد شوروی)، دوایت آیزنهاور («عقب راندن» کمونیسم)، ریچارد نیکسون («تنش زدایی» نیرومند)، جیمی کارتر («حقوق بشر»)، رونالد ریگان (رودررویی با «امپراتوری شر» اتحاد شوروی) یا حتی جرج دبلیو بوش («جنگ علیه ترور») است و اوباما پشت سرخود هیچ دکترینی که نام او را برخود داشته باشد به جا نمی گذارد و کارش تنها سرهم بندی گزینه هایی گاه متناقض بوده است.  او درسال ٢٠١١ با ائتلافی برای سقوط معمر قذافی در لیبی همراهی کرد و سپس علاقه خود به این کشور را ازدست داد، به بمباران های شدید کاملا غیرقانونی (ازنظر حقوق بین الملل و آمریکا) توسط هواپیماهای بدون سرنشین پرداخت و درپی آن به تلاش دیپلوماتیک چندجانبه برای امضای یک توافق درمورد برنامه هسته ای ایران دست زد و درمورد برقراری  روابط با کوبا به نمایش شجاعت پرداخت.

رئیس جمهوری می باید میان نیروهایی حرکت کند که همه می کوشند بر دیپلوماسی او نفوذ یابند: افکار عمومی  که به خاطر رویدادی مانند انجام یک سوء قصد یا گردن زده شدن یک روزنامه نگار آمریکایی، می تواند بین  انزواجویی  و مداخله گری نوسان کند  ؛ نمایندگان حزب حریف – که آماده اند او را به  ضعف متهم کنند ؛ مشاوران، وزیران، همکاران و متحدانی – که انتظار دارند واشنگتن مطابق با منافع آنان رفتار کند - و حریفان – که در کمین کوچک ترین گام خطا هستند تا مهره های خود را به پیش برانند.  برخی از رئیس جمهوری ها تصمیم های خود را با همکاری تنگاتنگ با وزیر خارجه خود می گرفتند: ترومن و دین آچسن، آیزنهاور و جان فاستر دالس، ریگان و جرج پی شولتز.  رئیس جمهوری های دیگری به مشاوران امنیت ملی یا وزیران خارجه خود متکی بودند: نیکسون و هنری کیسینجر، کارتر و زبیگنیو برژینسکی.  درمورد آقای اوباما، او به تنهایی یا با همکاران نزدیکش تصمیم می گیرد: آقایان بنجامین رودز، دنیس مک دونو، مارک لیپرت.  مردانی که کمتر از ٥٠ سال سن دارند و خدمت نظامی خود را نه درزمان جنگ سرد، بلکه پس از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ انجام داده اند و به جریان ضد مداخله گری تعلق دارند (٢).

البته رئیس جمهوری کنونی اشخاص با تجربه تری را نیز به سمت های کلیدی دستگاه دیپلوماتیک و نظامی گمارده است: آقایان رابرتز گیتز، لئون پانتا و چاک هیگل به وزارت دفاع، خانم هیلاری کلینتون و آقای جان کری به وزارت خارجه و غیره.  این افراد گاه بر تصمیم های او سنگینی کرده اند، مانند سال ٢٠٠٩، هنگامی که خانم کلینتون آقای اوباما را  به حمایت از کودتا علیه مانوئل زلایا در هندوراس متقاعد کرد.

اما در زمان های بحران، صدای ایشان همیشه گوش شنوا نیافت.  آقای گیتز در خاطراتش (٣) چنین روایت می کند که: «از زمان ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر، کاخ سفید در دوران او بیشترین حد تمرکز و اقتدارگرایی در زمینه امنیت ملی را داشته است». 

نخستین اختلاف نظرها بین آقای اوباما و اطرافیانش در سپتامبر ٢٠٠٩، درمورد افغانستان ظاهر شد.  درحالی که رئیس جمهوری وعده پایان این جنگ را داده بود، ژنرال استانلی مک کریستال، مسئول عملیات در محل، به خلاف او نظرش این بود که دستیابی به پیروزی مستلزم افزایش حضور نظامی آمریکا است و برآورد می کرد که به ٤٠ هزار سرباز نیاز است.  ظرف مدت ٣ ماه، جلسه پشت جلسه برگزارشد، وزیر خارجه، وزیر دفاع، رئیس آژانس مرکزی اطلاعات (سیا)، مشاور امنیت ملی و مدیر اطلاعات ملی کوشیدند آقای اوباما را به پذیرش این  خواست  وادارند.  رئیس جمهوری بی وقفه تکرار می کرد «این برمبنای منافع ملی نیست» و او نمی خواهد «هزار میلیارد دلار هزینه کند» و خود را درگیر «اقدام برای بازسازی ملی در درازمدت» کند (٤).  او با خودداری از انتخاب بین عقب نشینی و تعهد نظامی نامحدود مورد درخواست ژنرال مک کریستال، راه حلی بینابینی را برگزید: باقی ماندن ٣٠ هزار سرباز به مدت ١٨ ماه.  او در روز اول دسامبر ٢٠٠٩ در توجیه گزینه خود گفت: «آمریکا باید نیرومندی خود را به شیوه ای نشان دهد که بر پایان بخشیدن به جنگ ها و پیش بینی درگیری ها منجر شود».  بیشتر کارشناسان نظامی این راه حل میانه را خیلی ناکارآمد ارزیابی کردند زیرا به طالبان راه نشان می داد صبر پیشه کنند تا توفان بگذرد.

  درسال ٢٠١١، درآغاز «بهار عرب» ماجرایی مشابه رخ داد.  آیا باید در لیبی، برای سقوط معمر قذافی، به این بهانه که شورشیان بنغازی را به کشتار جمعی تهدید می کند، مداخله نظامی کرد؟  این بار، اطرافیان آقای اوباما، به استثنای خانم کلینتون، حزم اندیش تر بودند.  آقای گیتز حتی علنا  ابراز کرد که هرکس درنظرداشته باشد نیروهای جدیدی به خاور نزدیک بفرستد باید «اقدام به معاینه مغز خود» کند (٥).  اما فشارهایی ازجانب رسانه ها و خارج – به ویژه ازجانب فرانسه و انگلستان که مصمم به ترک ائتلاف بودند – و کنگره وارد شد که سناتور دموکرات جان کری و همتای جمهوری خواه او جان مک کین باهم خواستار برقراری یک منطقه پرواز ممنوع بودند.  ازنو، رئیس جمهوری به گزینه ای «میانه» دست زد: او مداخله را منتها در چهارچوب یک ائتلاف گسترده با مجوز ازسوی سازمان ملل متحد پذیرفت – مجوزی که تنها  ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع را پیش بینی می کرد و به سرعت از آن تخطی شد – و عملیاتی نیز انجام نشد.

آیا در اینجا می توان اثری از «دکترین اوباما» یافت؟  ایالات متحده قصد داشت برای دفاع از منافع خود «از طریق پشت جبهه»( lead from behind) مدیریت کند بدون آن که خود را نشان دهد: با بمباران هایی توسط هواپیماهای بدون سرنشین، ارجحیت دادن به استفاده مقطعی از نیروهای ویژه یا دیگران را به جای خود گماشتن.  روزنامه نگار محافظه کار نوی واشنگتن پست (٦) با خشم این کار را چنین توصیف می کند: «مدیریت از پشت جبهه ، مدیریت نیست، پا پس کشیدن است».  جنگ سوریه نشان داد که این امر یک دکترین برای رئیس جمهوری آمریکا نبوده بلکه مانند مورد افغانستان انتخابی موردی بوده است: آقای اوباما کوشید هواداران و مخالفان کاربرد زور را مدیریت کند، بدون آن که رضایت هیچیک را جلب نماید

هفت کشور بمباران شده ازسال ٢٠٠٩

سابقه لیبی تردید و اکراه او درمورد مداخله نظامی را بیشتر کرد.  درمدت دوسال، بین سال های ٢٠١١ و ٢٠١٣ او برشمار محکوم کردن های شفاهی افزود و خواستار کنار رفتن بشار اسد شد و از شورشیان حمایت لفظی کرد، اما هرگز به فکر استفاده از ارتش نیفتاد.  سوریه لیبی نیست که کشوری بدون متحدان واقعی باشد.  وضعیت درماه اوت ٢٠١٣ زمانی تغییر یافت که رژیم بشار اسد متهم به استفاده از سلاح شیمیایی در حومه دمشق شد و به این ترتیب خط قرمز ترسیم شده در یک سال پیش توسط آقای اوباما را زیرپا گذاشت.  آیا ایالات متحده، درحالی که پای اعتبارش درمیان بود، می توانست غیرفعال بماند؟  درکاخ سفید توافقی برمبنای ضرورت «تنبیه» بشار اسد شکل گرفت.  جو بایدن، معاون رئیس جمهوری که معمولا چندان هوادار اعزام نیروهای نظامی نبود می گفت: «ملت های بزرگ بلوف نمی زنند» (٧).  به نظر می آمد که آقای اوباما متقاعد شده باشد و حتی از پنتاگون خواست که هدف های بمباران را تعیین نماید.

اما در آخرین لحظه، درپی گفتگویی با آقای مک دونو، ضد مداخله جو ترین مشاورش، رئیس جمهوری اقدام به چرخش کرد و از گروه خود خواست که راه گریزی برایش بجویند.  این تصمیم با رگباری از مخالفت ها در فرانسه، عربستان سعودی اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس روبرو شد و موجب گردید که جمهوری خواهان به او نسبت «بزدلی» بدهند و شماری از دموکرات ها نیز به خشم آیند و آقای کری احساس کند که «سرش کلاه گذاشته شده» است (٨).  لئون پانتا، وزیر پیشین دفاع در خاطراتش می نویسد که آقای اوباما «پیام بدی برای دنیا فرستاد»، «این امر تاکیدی بر ضعف بیش از پیش او بود (...).  به نظر من، رئیس جمهوری غالبا منطق یک استاد دانشگاه را بر شور و شوق یک رهبر ارجحیت می دهد (٩)».

شماری از محافظه کاران تصمیم آقای اوباما را نقطه عطفی همانند توافق «مونیخ جدید» می دانند که پیامدهای طولانی ناگواری خواهد داشت: آنها تاکید می کنند که اگر ایالات متحده درسال ٢٠١٣ دمشق را تنبیه کرده بود، سازمان حکومت اسلامی (داعش) موفق به جهش نمی شد، ایران جایگاهی چنین قابل ملاحظه در صحنه سوریه اشغال نمی کرد، مسکو جرئت الحاق کریمه به خاک روسیه را نمی داشت و غیره.  آقای اوباما پاسخ می دهد که روسیه از لحن رزمجویانه آقای جرج دبلیو بوش و نیز حضور صدهزار سرباز آمریکایی در عراق نگرانی به خود راه نداد و درسال ٢٠٠٨ در درگیری گرجستان مداخله کرد.  به نظر او، مشاهده نشانه بازگشت به زورمداری روسیه در رفتار آقای ولادیمیر پوتین به خاطر «عدم شناخت ماهیت قدرت  در عرصه سیاست خارجی است.  معنای قدرت واقعی این است که بتوانید بدون توسل به خشونت به آنچه می خواهید دست یابید.  روسیه زمانی که اوکراین دولت فاسد دست نشانده ای بود که مسکو سرنخ های آن را دردست داشت، از قدرت بیشتری برخوردار بود (١٠)».  به علاوه، واشنگتن در دوران بحران اوکراین غیرفعال نمانده است.  آقای اوباما فزون بر تجدید فعالیت «ناتو» در اروپای مرکزی بر اتحادیه اروپا فشار می آورد تا درمورد روسیه تحریم های دیپلوماتیک و اقتصادی اِعمال کند.

به رغم همه اینها، تصمیم درمورد سوریه چرخشی همه جانبه در دیپلوماسی آمریکا است.  برای نخستین بار پس از سال ٢٠٠٩، آقای اوباما به یک راه حل میانه نظامی دست نزده و با مذاکره با روسیه درمورد برچیدن زرادخانه شیمیایی دمشق بر اندیشه اقدام نظامی و هرگونه «تحریک» دربرابر ایالات متحده نقطه پایان نهاد.  این گسست بر انتخاب واشنگتن درمورد راهبرد « عدم سنگر سازی مجدد » (١١) مهر تایید زد.  از عقب نشینی نیروهای نظامی از عراق و افغانستان تا کاهش بودجه و خودداری از اعزام نیروهای جدید نظامی، آقای اوباما کوشید از حضور نظامی آمریکا در دنیا بکاهد تا بتواند خود را روی مشکلات داخلی و چاره جویی برای دخالت های  بی ثبات کننده بوش متمرکز کند.  علاوه براین، ایده عدم سنگر سازی مجدد  آشکارا برمبنای «راهنمای راهبردی» منتشرشده توسط وزارت دفاع درسال ٢٠١٢ تدوین شده است: «برای دستیابی به هدف های امنیتی، ما به تاکتیک هایی نرم و کم هزینه دست خواهیم زد (...).  نیروهای آمریکایی دیگر در موقعیت انجام عملیات درازمدت درمقیاس وسیع نخواهند بود».

این موضع گیری چندان ربطی به انزواجویی ندارد: ایالات متحده دهها پایگاه نظامی خود درسراسر دنیا را حفظ می کند، بزرگ ترین ارتش جهان است، سرویس های اطلاعاتی آن ازهمه جهت رشد می یابند، ٧ کشور (عراق، سوریه، افغانستان، یمن، پاکستان و سومالی) را بمباران کرده و به دخالت در امور حکومت های دیگر و اقدام برای بی ثبات کردن دولت ها، عمدتا در آمریکای لاتین ادامه می دهد (١٢).  این عقب نشینی   ناشی از رویکرد ایده آلیستی، به مفهوم بازتوزیع قدرت درسطح جهانی یا صلح گرایی نیست.  آقای اوباما، چنان که مکرر می گوید مخالف جنگ نیست بلکه با «جنگ احمقانه» مخالف است، جنگی که درخدمت منافع آمریکا نبوده و تراز هزینه – فایده آن منفی باشد.  امروز، پناهجویان از ترکیه یا لبنان راه اروپا را درپیش می گیرند، بهای نفت پایین باقی مانده است، سوء قصدهایی در آنکارا، بروکسل، تونس و باماکو رخ می دهد: واشنگتن چرا باید خود را با اعزام نیرو به خاور نزدیک درگیر کند؟  اما یک حمله گسترده در خاک آمریکا – بزرگتر از تیراندازی ٢ دسامبر ٢٠١٥ در سن برناردینوی کالیفرنیا که موجب کشته شدن ١٤ تن شد -، در هرلحظه می تواند وضعیت را تغییر دهد.  آقای جرج دبلیو بوش در اکتبر سال ٢٠٠٠ می گفت: «اگر ما گستاخ باشیم، [کشورهای دیگر] نسبت به ما بغض خواهند داشت، اگر ملتی متواضع ولی قوی باشیم، ما را  تمجید خواهند کرد» و حتی  افزوده بود: «من فکر نمی کنم که از نیروهای ما باید در کارهایی استفاده شود که "سازندگی ملی" نامیده می شود».  وبعد، ١١ سپتامبر رخ داد...

آقای اوباما با تصمیم قاطع برای برگرداندن ورق دراین مورد، به کاخ سفید راه یافت تا بتواند توجه خود را بر «آسیا» متمرکز کند که سیر رویدادهای آن توجه برانگیز است.  این موضوعِ «چرخشی» بود که درسال ٢٠١٠ آغاز شد.  استفن سستانوویچ استاد دانشگاه کلمبیا می نویسد: « "برقراری مجدد تعادل" به سوی "آسیا" همان نقشی را در راهبرد عدم سنگر سازی مجدد  دستگاه مدیریتی اوباما دارد که گشایش به سوی چین در رویکرد آمریکا در پایان جنگ ویتنام داشت.  این ثابت می کند که ایالات متحده، چنان که نیکسون گفته بود درحال «ازبین رفتن به عنوان ابرقدرت» نیست (١٣).  با آن که این امر موجب اقدامات نمادینی مانند (دیدارهای حکومتی، گشایش یک پایگاه نظامی در استرالیا، تقویت ناوگان دریایی آمریکا در اقیانوس آرام...) شد و در ٤ فوریه ٢٠١٦ به امضای توافق دوسوی اقیانوس آرام انجامید، این جهت گیری جدید به نتیجه نهایی خود منتج نشد.  درواقع، «بهارعرب» درسال ٢٠١١ ایالات متحده را به خاور نزدیک فراخواند.  آقای اوباما در گفتگو با جفری گلدبرگ به ستوه آمدن، اگرنه بی علاقگی نسبت به این منطقه، که به نظر می آید آن را موردی ناامیدکننده می داند آشکار می کند.  او بر تمایل و ترجیح خود نسبت به مردمان «آسیا»، «آفریقا» و «آمریکای لاتین» تاکید می نماید که «ازخود نمی پرسند چگونه آمریکائیان را بکشند، بلکه خواستار آموزش بهتر و ایجاد چیزی ارزشمند هستند».  ایالات متحده برای «بازسازی» افغانستان بیش از بازسازی ١٦ کشور اروپایی در طرح مارشال پس از جنگ جهانی دوم (١٤) هزینه صرف کرده، بدون آن که بتواند نظمی ایجاد کند.  این شکست های پی درپی آقای اوباما را به شاخصه محدودیت قدرت آمریکا و این که نمی تواند خاور نزدیک را به دلخواه خود شکل دهد متقاعد کرده است.

اززمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده به تناوب در دوره های اطمینان و تردید درمورد توانایی خود در اداره مقتدرانه دنیا به سرمی برد.  شعف ناشی از پایان جنگ درسال های دهه ١٩٥٠ جای خود را به پرسش هایی درمورد برتری اش داد: آیا آمریکا آنقدر قدرتمند است که بتواند جلوی پیشرفت کمونیسم را بگیرد که با پیشروی هایش در انقلاب چین و دستیابی به بمب اتمی توسط اتحاد شوروی رو به گسترش بود؟  ازسال ١٩٥٢، داگلاس مک آرتور، که می خواست کره را با سلاح اتمی بمباران کند، اعلام خطر می کرد که «ناتوانی ما درحفظ منابع، سنگینی رشد یابنده تعهدات بودجه ای، افزایش سرسام آور بدهی عمومی» کشور ما را در سراشیب یک «انحطاط نسبی» می اندازد .  دهه بعد نشان از کوشش برتری طلبانه داشت.  جان اف کندی، در سخنرانی مراسم معرفی اش به عنوان نامزد ریاست جمهوری اعلام کرد: «ما هر بار سنگینی را تحمل خواهیم کرد، هر آزمونی را پذیرا خواهیم شد، ازهر دوستی حمایت خواهیم کرد.  ما برای تضمین پیروزی یا بقای آزادی، با هر دشمنی رودررو خواهیم شد».

مرحله های اطمینان غالبا مربوط به دوره هایی است که نابرابری های اقتصادی کاهش می یابد و به نظرمی آید که آینده برای طبقه متوسط مساعد است.  به محض آن که افق تیره می شود، قدرت به صورت یک بار سنگین درمی آید.  درسال های دهه ١٩٧٠، درحالی که نرخ بهره و بدهی خانوارها افزایش می یافت و دو شوک نفتی اقتصاد کشور را تضعیف می کرد، فاجعه ویتنام و پیشروی اتحاد شوروی در آسیا و آفریقا نقطه ضعف های برتری نظامی آمریکا را نشان داد.  و در سال ١٩٧٦، بنابر تحقیقی توسط «شورای روابط خارجی»،         ٤٣  درصد از آمریکایی ها براین نظر بودند که ایالات متحده می باید «در درجه اول به امور مربوط به خود بپردازد»، این رقم یک رکورد از زمان آغاز این تحقیق درسال ١٩٦٤ (٢٠ درصد) بود.

دوشکل یک نوع ملی گرایی

درسال ٢٠١٣ این رقم به ٥٢ درصد رسید که باز یک رکورد بود.  بنابر یک نظرسنجی در ماه مارس ٢٠١٤، تنها ٣٠ درصد آمریکاییان خواهان این بودند که درصورت حمله روسیه، کشورشان از لهستان دفاع کند.  این رقم برای لتونی ٢١ درصد بود وحتی درمورد انگلستان به زحمت به ٥٦ درصد می رسید.  درنظرسنجی های پی درپی، تنها حملات توسط پهبادها و بمباران علیه داعش، که پس از تصرف موصل و گردن زدن جیمز فولی روزنامه نگار آمریکایی درمورد آن تصمیم گرفته شد، از حمایت گسترده ای برخوردار بود.

بی گمان «برای ساخت افکار عمومی باید  کار کرد» و این امکان وجود دارد که جنگی که هوادار نداشته محبوبیت یابد (١٥).  آقای اوباما حاضر به انجام این کار نیست، آقایان کروز و ترامپ هم همین طور و حتی ترامپ پیشنهاد کرده که کشورش از پیمان «ناتو» خارج شود زیرا این سازمان «منسوخ» شده و بسیار پرهزینه است.  چنان که تاریخ دان انگلیسی پری آندرسون نشان داده، مداخله گری و انزواجویی دو وجه یک ملی گرایی را تشکیل می دهد.  یکی ازاین دو وجه به سلطه جویی آمریکا مشروعیت می دهد و جهانی گرایی آن را ارزش می شمارد (این وجه فعالیت منجی وار واشنگتن در رهنمونی دنیا به راه راست را توجیه می کند)، وجه دیگر  استثناگرایی (که حفظ ویژگی منحصر به فرد جامعه ای که در جهان  تافته جدابافته است را ترغیب می کند) را مشروعیت می بخشد.

انزواجویی که پیش از جنگ جهانی دوم چیرگی داشت، در دوران جنگ سرد تقریبا به کلی از اردوگاه محافظه کار محو شد، اما درپی فروپاشی اتحاد شوروی ازنو سربرآورد.  در آن زمان این جریان دو شکل به خود گرفت: یکی درخود فرو رفتن کامل، که توسط یک آزادی خواه به نام ران پل و یک ضد مداخله گری محافظه کار به نام پاتریک بوکانان، که پیشتر همکار نیکسون و ریگان بود نمایندگی و ترویج می شد.  بوکانان درسال ٢٠٠٦ می گفت: «اگر ما رفتار مشابه امپراتوری بریتانیا را متوقف نکنیم، به همان سرنوشت دچار خواهیم شد (١٧)».  این جریان که درسال های دهه های ١٩٩٠ و ٢٠٠٠ خیلی در اقلیت بود، در دوران ریاست جمهوری اوباما نیرویی تازه یافت.  این گروه با جمع شدن گرد محور «انستیتو کاتو» و نشریه «آمریکن کنسرواتیو» (که درسال ٢٠٠٢ توسط آقای بوکانان برای مخالفت با جنگ عراق بنیانگذاری شد)، به پیش بینی فاجعه های افغانستان و عراق، و نیز زمینه بحران اقتصادی و اجتماعی پرداخت.  درواقع، بدهی عمومی برخی از جمهوری خواهان را به گزینش کاهش هزینه ها و بودجه نظامی واداشت.  در ماه اوت ٢٠١١، کنگره به یک برنامه ریاضت اقتصادی (موسوم به « در بند نگهداشتن ») رای داد که کاهشی هزار میلیارد دلاری در بودجه ارتش درمدت ١٠ سال را پیش بینی می کرد.  به این ترتیب «بازهای بودجه ای» بر «بازهای نظامی» غلبه یافتند.

موفقیت نامزدی آقایان ترامپ و کروز تائیدی بر این گرایش جدید است و شکاف فزاینده بین سیاست خارجی رسمی و رای دهندگان خواهان عدم مداخله را نشان می دهد.  امروز هم هنوز، متنفذترین اندیشکده ها، مقامات بلندپایه پنتاگون و وزارت خارجه، تحریریه های «وال استریت جورنال»، «واشنگتن پست»، «فاکس نیوز» یا «سی ان ان» درحد وسیع خواهان مداخله گری هستند و صدایشان همچنان نیرومند است.  بنجامین فریدمن (١٨) می گوید: «دستگاه رسمی سیاست خارجی تقریبا به طور کامل از محافظه کاران نو در جناح راست و مداخله جویان   لیبرال در جناح چپ تشکیل شده است».  غالب ناظران مطلع گفته اند که اگر آقایان کروز یا ترامپ به عنوان نامزد حزب جمهوری خواه انتخاب شوند، از آنان دوری خواهند جست و حتی به خانم هیلاری کلینتون رای خواهند داد.  نامزد حزب دموکرات از جنگ عراق و بمباران سوریه و لیبی حمایت کرده و براین نظراست که توافق اتمی امضا شده با ایران فاقد قاطعیت است و از زمانی که وزارت خارجه را ترک کرده، در انتقاد از آقای اوباما تردید نکرده است.  او حتی با آن که اخیرا اظهارات خود را به خاطر مقابله با حملات رقیبش برنی ساندرز – که همواره به جناح ضد جنگ دموکرات تعلق داشته – تعدیل کرده و همچنان هوادار سرسخت مداخله گری و مطمئن ترین فرد برای نخبگان سیاست خارجی آمریکا است.  فریدمن تاکید می کند که: «واقع بینان و دیگر پژوهش گران درمورد مداخله گری ها افکاری نزدیک به هم دارند».

با تمرکز بر روی ایالات متحده: استدلال را غالبا می توان از زبان آقایان کروز، ترامپ و اوباما برای توجیه انفعال مبارزه جویانه شنید.  همچنین، هرسه اینها در این ایده سهیم اند که متحدان واشنگتن – از عربستان سعودی گرفته تا فرانسه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، آلمان و ژاپن – می باید از گذاشتن بار سنگین نظام امنیت بین المللی بردوش آمریکا دست بردارند.  سرانجام، با آن که همه اینها بر اراده خود برای جلوگیری از آسیب رسانی داعش تاکید می کنند، و حتی برخی پیشنهاد می نمایند که داعش زیر «فرش بمب» قرار گیرد، به صورتی متناقض براین نظر توافق دارند که «خاور نزدیک» دیگر کانون منافع آمریکا نیست.

این ایده که بی تردید درعرصه اقتصادی درست است، از دیدگاه اخلاقی و سیاسی پرسش برانگیز است: آیا ایالات متحده می تواند از امروز به فردا تصمیم بگیرد که دیگر نمی خواهد رهبری ای که در مدت ٦٠ سال به نیروی اسلحه به دست آورده را به عهده داشته باشد؟  آیا ایالات متحده می تواند بدون هیچ گونه ناراحتی روحی و بازپرداخت و جبران (مالی، حمایت دیپلوماتیک برمبنای همکاری دوجانبه وعادلانه و غیره) خود را از منطقه ای که مدت ها آن را بی ثبات کرده کنار بکشد؟  جِرِمی شاپیرو، پژوهشگر «بنیاد بروکینگز» و مشاور وزارت خارجه موضوع را به شکلی خلاف عرف چنین خلاصه می کند: « آنچه اهمیت دارد دستیابی به صلح [درخاورنزدیک] نیست، بلکه این است که ایالات متحده تا چه حد در بوجود نیامدن صلح مسئولیت دارد ».  اما تاریخ را نمی توان محو  کرد: حتی زمانی که ایالات متحده دیگر سربازی در منطقه نداشته باشد، مسئول هرج و مرجی است که ایجاد کرده است.

پی نوشت:

(1) Tim Alberta et Eliana Johnson, « Many GOP foreign-policy leaders are suspicious of Ted Cruz », National Review, New York, 14 décembre 2015.

(2) Justin Vaïsse, Barack Obama et sa politique étrangère (2008-2012), Odile Jacob, Paris, 2012.

(3) Robert M. Gates, Duty : Memoirs of a Secretary at War, Knopf, New York, 2014.

(4) Bob Woodward, Obama’s War, Simon & Schuster, New York, 2010.

(5) Greg Jaffe, « In one of final addresses to army, Gates describes vision for military’s future », The Washington Post, 26 février 2011.

(6) Cité dans Owen Harries et Tom Switzer, « Leading from behind : Third time a charm ? », The American Interest,vol. III, no 5, Washington, DC, mai-juin 2013.

(7) Cité dans Jeffrey Goldberg, « The Obama doctrine », The Atlantic, Washington, DC, avril 2016.

(8) Cité dans Jeffrey Goldberg, art. cit.

(9) Leon Panetta, Worthy Fights : A Memoir of Leadership in War and Peace, Penguin, New York, 2014.

(10) Cité dans Jeffrey Goldberg, art. cit.

(11) Colin Dueck, The Obama Doctrine : American Grand Strategy Today, Oxford University Press, New York, 2015.

(12) Lire Maurice Lemoine, « En Amérique latine, l’ère des coups d’Etat en douce », Le Monde diplomatique,août 2014.

(13) Stephen Sestanovich, Maximalist. America in the World from Truman to Obama, Knopf, New York, 2014.

(14) Le calcul est corrigé en fonction de l’inflation. Cf. Ian Bremmer, Superpower. Three Choices for America’s Role in the World, Portfolio Penguin, 2015.

(15Cf. Serge Halimi, Dominique Vidal, Henri Maler et Mathias Reymond, « L’opinion, ça se travaille ». Les médias, les « guerres justes » et les « justes causes », Agone, Marseille, 2014 (1re éd. : 2000).

(16) Perry Anderson, Comment les Etats-Unis ont fait le monde à leur image, Agone, 2015.

(17) Patrick J. Buchanan, « Why are we baiting Putin ? », antiwar.com, 9 mai 2006.

(18) Benjamin Friedman, « The state of the Union is wrong », Foreign Affairs, New York, 28 janvier 2014.

نویسنده:        Benoit Breville

لوموند دیپلماتیک مه 2016





نظرات() 

دختر دانشجو در وزارت کشاورزی ۱۲ میلیون حقوق می‌گیرد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-01:11 ق.ظ

قاضی‌پور:
قاضی پور با اشاره به اینکه در موضوع واردات انحصاری شکر چند صد میلیون پول میان چند نفر تقسیم شده گفت: رانت خواران درزمان تعطیلی کارخانجات قند ریزی ،‌شکرهای وارداتی خود را فروخته‌اند. وی با ذکر این نکته که رئیس دفتر یکی از معاونان وزیر 21 میلیون تومان حقوق می گیرد گفت: یک دختر دانشجو در وزاتخانه 12 میلیون حقوق می‌گیرد.

صراط: نماینده مردم ارومیه در مجلس با اشاره به اینکه در موضوع واردات انحصاری شکر چند صد میلیون پول میان چند نفر تقسیم شده است گفت: رانت خواران درزمان تعطیلی کارخانجات قند ریزی ،‌شکرهای وارداتی خود را فروخته‌اند.

به گزارش فارس، نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی امروز سه شنبه 13 مهر و در جریان طرح سوال خود از محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی درباره علت عدم کنترل قیمت شکر و تعطیلی اکثریت کارخانجات قند ریزی گفت: عدم کنترل قیمت شکر علاوه بر افزایش قیمت در بازار باعث تعطیلی کارخانجات و بیکار شدن کارگران شده است. 

وی با اشاره به اینکه دولت با سیاستهای اشتباه که به سود رانتخواران است باعث بیکاری تعداد زیادی کارگر شده است خاطرنشان کرد: کارخانجات شکلات سازی که چند هزار نفر در آن اشتغال دارند کارگران را به مرخصی اجباری می‌فرستند. 

قاضی‌پور خطاب به وزیر جهاد کشاورزی گفت چرا همزمان با تولید شکر در کارخانجات اجازه واردات شکر می‌دهید و تولید ملی را فلج می‌کنید. پشت پرده نوسانات قیمت چه کسانی هستند؟ 

وی ادامه داد: کدام زالو صفتان و رانت خواران به هنگام تعطیلی کارخانجات قند شکرهای وارداتی خود را فروختند؛ این ماشین‌های 4-5 میلیاردی در سطح شهر متعلق به همین رانتخواران است. 

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از ارائه آمارهای غلط از موجودی و قیمت شکر به مسئولان گفت: چرا مجوز انحصاری واردات شکر به دو نفر داده شده است؟ چرا اسم طرفهای قرارداد ذکر نشده است؟

وی با ذکر این نکته که رئیس دفتر یکی از معاونان وزیر 21 میلیون تومان حقوق می گیرد گفت: یک دختر دانشجو در وزاتخانه 12 میلیون حقوق می‌گیرد. چرا فرزندان خود و فرزندان رفقای خود را وارد وزارتخانه کرده‌اید؟

این نماینده مجلس گفت: در این قضیه شکر چند صد میلیون تومان پول میان چند نفر تقسیم شده است.

وی در بخش دوم توضیحات خود درباره سوالش از وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به اینکه وزیر کشاورزی موجب شد قیمت شکر در طول ۱۰ روز از ۲۲۰۰ تومان به ۳۸۰۰ تومان برسد خطاب به او اظهار داشت: سر ملت کلاه نگذارید! 

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی در پایان تصریح کرد: حجتی جهاد کشاورزی در پاسخ خود به نمایندگان درباره حقوق‌های ۲۰ میلیونی و استخدامات فامیلی در وزارت جهاد کشاورزی توضیح نداد.





نظرات() 

چرا رعد برق به هواپیماها آسیب نمی‌زند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-01:05 ق.ظ

اخیراً یک کارمند فرودگاه ایسلند تصویری مهیج از یک هواپیما را گرفت که مورد اصابت رعدوبرق قرارگرفته است. چگونه هواپیماها از چنین حملات سنگینی نجات می‌یابند؟
چرا رعد برق به هواپیماها آسیب نمی‌زند؟

فرادیداخیراً یک کارمند فرودگاه ایسلند تصویری مهیج از یک هواپیما را گرفت که مورد اصابت رعدوبرق قرارگرفته است. چگونه هواپیماها از چنین حملات سنگینی نجات می‌یابند؟

هالدور گودموندسون یک رعدوبرق بزرگ را در نزدیکی دفتر خود در شمال غرب فرودگاه بین‌المللی کفلاویک در ایسلند مشاهده کرد. تلفن همراه خود را برداشت و با دوربینش شروع به ضبط این لحظه کرد و امیدوار بود بتواند برق دیگری در آسمان را ثبت کند. ناگهان هواپیمایی از فرودگاه برخاست و وارد تصویر شد و بلافاصله مورد اصابت رعدوبرق قرار گرفت.

منظره‌ای فوق‌العاده بود، اما هواپیما بدون هیچ مشکلی در میان باران اوج گرفت. گودموندسون می‌گوید: "منظره جالبی بود، اما کمی هم ترسناک بود."

چرا رعد برق به هواپیماها آسیب نمی‌زند؟

پرواز از ریکیاویک به پاریس صحیح و سالم به مقصد رسید و ایرلاین Wow به بی‌بی‌سی گفت که هواپیما هیچ‌گونه آسیبی ندیده است. سخنگوی ایرلاین اشاره کرد که اصابت رعدوبرق به هواپیما پدیده‌ای غیرمعمول نیست. اما چگونه هواپیماها شوک ناگهانی بالغ‌بر حدود یک میلیارد ژول انرژی را تحمل می‌کنند؟

"پوسته" اطراف کابین و فضای داخلی محفظه هواپیما به‌گونه‌ای طراحی‌شده که برق را هدایت کنند و آن را از خدمه، مسافران و وسایل الکترونیکیِ داخل هواپیما دور نگاه‌دارند. 

کریس هموند خلبان بازنشسته و عضو انجمن خلبانان خطوط هوایی بریتانیا می‌گوید: "یک ورقه مشبک آهنی در پوسته هواپیما قرار دارد و این‌گونه جریان برق هدایت می‌شود."

بعلاوه، تجهیزات الکترونیکی و ارتباطات به مخزن سوخت به‌خوبی در مقابل انفجار الکتریکی خارجی محافظت می‌شوند. قبل از آغاز پروازهای هواپیما، تمام این مسائل با شبیه‌سازی حملات رعدوبرق به پوسته و اجزای داخلی هواپیما، به‌دقت مورد آزمایش قرار می‌گیرند. 

هموند می‌گوید تصویر گرفته‌شده توسط کارمند فرودگاه نشان می‌دهد که همه‌چیز آن‌طور که باید کار می‌کند. در تصویر به نظر می‌رسد که برق از دماغه هواپیما وارد و از دم و بخشی از بال آن خارج‌شده است. اما تمام اجزای داخلی سالم‌اند. 

 مسافران هواپیما متوجه اصابت برق می‌شوند. گزارش‌شده مسافران دو پروازی که مورد اصابت رعدوبرق قرار گرفتند، صدای بلندی را شنیده‌اند. 

سالیان گذشته، هواپیماها عایق نبودند. هموند به خاطر می‌آورد که خلبان هواپیمایی به مقصد سان‌فرانسیسکو بود. بعد از برخورد رعدوبرق، تمام صفحات نمایش خاموش شدند. خوشبختانه، هواپیما به سیستم آنالوگ مجهز بود. مادامی‌که کامپیوترها به‌تدریج آنلاین می‌شدند، هواپیما توانست با امنیت کامل فرود آید.

منبع: BBC
ترجمه: وب‌سایت فرادید




نظرات() 

تصاویر/ آموزش زنان کماندو وفادر به اسد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-01:01 ق.ظ


به گزارش فرادید، زنان داوطلب نبرد با معارضین و داعش در سوریه از تابستان سال 2014 در گردان کماندوهای ارتش آموزش می‌بینند و پس از گذراندن دوران آموزشی خود به مناطق عملیاتی اعزام می‌شوند.

زنان داوطلب در گردان کماندویی ارتش سوریه پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی، در منطقه "جوبر" در حومه دمشق به صف مبارزان می پیوندند. این گردان وفادار بشار اسد متشکل از هشتصد زن کماندوی سوری است که در مدرسۀ نظامی درس خوانده اند. "والری ملینکف" عکاس اسپوتنیک از محل آموزش این گردان کماندویی عکاسی کرده است.

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه

تصاویر/ زنان کماندو ارتش سوریه





نظرات() 

تصاویر/ کودکان کار در آمریکا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:59 ق.ظ


فرادید| کودکان کار پدیده‌ای ناپسند است که در کشورهای جهان سوم بیشتر به چشم می‌خورد. تماشای تصاویر مربوط به کودکان کار در حدود یک قرن بیش در آمریکا خالی از لطف نیست.
 
به گزارش فرادید، 
کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند که این امر آن‌ها را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربهٔ دوران کودکی بی‌بهره می‌سازد و سلامت روحی و جسمی آن‌ها را تهدید می‌کند. کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود.

در کنار حضور کودکان کار در کشورهای جهان سوم، پدیده کودکان کار در کشوری همچون ایالات متحده آمریکا نیز به چشم می‌خورد. در حدود ۵۰۰٬۰۰۰ کودک در حال کار در مزارع آمریکا هستند و قانون حمایت از این افراد از قبل از جنگ جهانی دوم تا به امروز دست‌خوش تغییر نشده است. این گروه را کودکانی تشکیل می‌دهند که غالباً از گروه مهاجرانی بوده‌اند که به طور غیرقانونی از آمریکای لاتین به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرده‌اند. بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر، حداقل ۴۳ کودک بر اثر سوانح در حین کار جان خود را از دست داده‌اند.

 
تصاویر/ کودکان کار در آمریکا

کالی کمپبل 11 ساله – سال 1916 میلادی

تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
دختر 11 ساله مشغول به کار – 1914 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
پنسیلوانیا – 1911 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
کلینتون استوارت 12 ساله – 1915 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
1910 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
1908 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
پسری 15 ساله – 1908 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
سال 1909 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
سال 1909 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
کودکانی که در معدن کار می‌کردند – سال 1911 میلادی

تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
سال 1908 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
سال 1911 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
پسر 5 ساله به نام مانوئل – 1908 میلادی

 تصاویر/ کودکان کار در آمریکا
روزنامه فروش‌ها





نظرات() 

سامانه پدافندی ممکن است جنگنده‌های امریکا را هدف قرار دهد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:54 ق.ظ


سامانه پدافندی ممکن است جنگنده‌های امریکا را هدف قرار دهد

فرارو- اظهارات سخنگوی کاخ سفید درباره احتمال حمله نظامی مستقیم آمریکا علیه نظام سوریه و ارتش این کشور با واکنش روسیه همراه بود. 

به گزارش فرارو، "جاش ارنست" سخنگوی کاخ سفید، روز گذشته در اظهارتی تازه درباره بحران سوریه اعلام کرد این کشور احتمال حملات هوایی علیه ارتش سوریه را منتفی نمی‌داند.

ارنست گفت: عملیات نظامی علیه نظام سوریه، که هدف از آن حل و فصل اوضاع در حلب است، ممکن نیست که اهداف تعریف شده را که کاهش سطح خشونت است، محقق سازد. این احتمال زیاد وجود دارد که آن پیامدهای پیش‌بینی نشده‌ای به‌دنبال خواهد داشت که با منافع ملی ما کاملاً سازگار نیست. ولی من، بررسی گزینه‌های مختلف را دور از ذهن نمی‌دانم.

این اظهارات به سرعت با واکنش روسیه مواجه شد و سخنگوی وزارت دفاع روسیه اعلام کرد، جنگنده‌های آمریکایی یا ائتلاف به رهبری آن کشور، در صورت حمله به نیروهای ارتش سوریه، ممکن است هدف سامانه پدافندی قرار گیرند.   

"ایگور کوناشنکف" سخنگوی وزارت دفاع گفت: من به دوستانمان در واشینگتن توصیه می‌کنم، پیامدهای هر گونه برنامه‌ریزی در این مورد (حملات احتمالی)، را با دقت، سبک‌و‌سنگین کنند.

وزارت دفاع روسیه، همچنین در بیانیه‌ای تصریح کرد روسیه و ارتش دولتی سوریه، برای مقابله با حملات احتمالی، مجهز به پدافند هوایی هستند. 

وزارت دفاع روسیه دربیانه خود اعلام کرد که در سوریه سامانه ضدموشکی اس-۳۰۰ نصب کرده و دلیل استقرار این سامانه «اطمینان از امنیت پایگاه دریایی بندر طرطوس، و افراد نیروی دریایی» آن کشور در سواحل سوریه است. یک سال پیش نیز مسکو از انتقال سامانه اس-۴۰۰ و همچنین سامانه موشک‌های کوتاه برد «پانتسیر» به سوریه خبر داده بود. کوناشنکف اعلام کرده است که بُرد سامانه‌های موشکی نصب‌شده در سوریه «برای هدف قرار دادن پرنده‌های ناشناس، می‌تواند همه را شگفت‌زده کند.

از سوی دیگر سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز در واکنش به اظهارات همتای آمریکایی خود یادآور شد، دیپلماسی و گفت‌وگو تنها گزینه حل بحران سوریه است.

بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان اظهار داشت: 6 سال جنگ، کشتار مردم بیگناه و بی دفاع، تخریب تمامی زیرساختها و آوارگی مردم سوریه، بی حاصلی توسل به خشونت، خونریزی و توسعه و ترویج تروریسم را بار دیگر به اثبات رساند.  

همچنین سفیر سابق سوریه در اردن نیز به تهدیدات آمریكا مبنی بر حمله گسترده به ارتش سوریه پاسخ داد و تاكید كرد كه كشورش پایگاه های اسراییلی را در سرزمینهای اشغالی به آتش خواهد كشید.

دكتر "بهجت سلیمان" با اشاره به اینكه تمامی تلاش های آمریكا در منطقه از جمله بحران سازی در سوریه با هدف تامین امنیت اسرائیل  است تهدید كرد در صورت اصابت هر موشك آمریكا یا ائتلاف ناتو ارتش سوریه 4 موشك زمین به زمین به سوری سرزمینهای اشغالی شلیك خواهد كرد.

اظهارت سخنگوی کاخ سفید و واکنش ها به آن در حالی مطرح می شود که چند روز پیش روزنامه آمریکایی "واشنگتن‌پست" گزارش داد، شماری از مسئولان آمریکایی ــ از سیا، وزارت خارجه و ستاد کل نیروهای مسلح آمریکا ــ در کاخ سفید موضوع حملات محدود علیه نظام سوریه را بررسی کرده‌اند. آنان هدف این کار را واداشتن نظام "بشار اسد" رئیس‌جمهوری سوریه به تغییر رفتارش در قبال آتش‌بس در منطقه حلب و ثمربخش کردن گفت‌وگوها با وی، عنوان کرده‌اند. 

واشینگتن‌پست در گزارش خود در مورد گزینه‌هایی که از آن مطلع شده، گفته بود حملات احتمالی به وسیله کشتی‌های جنگی و یا هواپیماهای ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا، به صورت محرمانه انجام خواهد شد تا جلوی مسائل حقوقی و قانونی و نیز رویارویی مستقیم با نیروهای روسی گرفته شود.

به‌نوشته واشنگتن‌پست، نشست شورای امنیت ملی آمریکا، اواسط هفته آینده به‌ریاست "باراک اوباما" تشکیل خواهد شد و احتمال می‌رود رئیس‌جمهوری آمریکا با بمباران "ضعیف" نیروهای ارتش سوریه موافقت کند.




نظرات() 

روند نگران‌کننده طلاق و خودکشی در جامعه

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:50 ق.ظ

ربیعی اعلام کرد:

وزیر رفاه با هشدار نسبت به حضور فعال مافیا در مناطق حاشیه‌نشین گفت:از اتباع خارجی مقیم ایران گروه کمی به صورت رسمی اقامت و اشتغال دارند اما اکثریت که حدود دو میلیون نفر است بدون داشتن این شرایط مشغول به کارند.

به گزارش پارسینه، علی ربیعی در برنامه تلویزیونی در مورد نقش بسترهایی که سکونتگاه‌های غیر رسمی در ایجاد آسیب اجتماعی دارند گفت: من نه تنها در مدتی که وزیر بودم بلکه از گذشته بخاطر کار علمی و تحقیقاتی که انجام می‌دادم با این مسائل درگیر بوده و آشنا هستم.


وی با انتقاد از اینکه مسئله حاشیه نشینی یک آسیب اجتماعی قلمداد شود، گفت: خود حاشیه نشینی یک مسئله بوده و آسیب اجتماعی نیست. ما باید در آسیب انگاری برخی مسایل تجدید نظر کنیم. معتقدم حاشیه نشینی فی نفسه یک مسئله است چرا که نمی‌توان حاشیه نشینی را مساوی با اعتیاد دانست.

ربیعی با بیان اینکه قطعا در مناطقی که شغل وجود ندارد و کودکان در معرض ترک تحصیل هستند، افراد در معرض آسیب قرار می‌گیرند اظهارکرد: اینکه بخواهیم پس از ابراز نگرانی مقام معظم رهبری از برخی آسیب‌های اجتماعی، در مرحله اول دست روی حاشیه نشینی بگذاریم و آن را علت اصلی آسیب‌ها بدانیم، درست نیست.

وی ادامه داد: آسیب‌های ما متحول شده و علت‌های آن نیز تغییر کرده است. در گذشته می‌گفتند فقر و بیکاری در حاشیه بوده که منجر به اعتیاد می‌شود و در نتیجه این یک آسیب است. اکنون دیگر این گونه نیست و معتقدم هر آسیبی از علل مختلفی ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه در استان‌هایی که بیشترین برخورداری را دارند شاهد بیشترین طلاق‌ها نیز هستیم گفت: تاکید می‌کنم ما نباید حاشیه نشینی را یک آسیب بدانیم چرا که آن یک مسئله است.

ربیعی در مورد سوالات مخاطبان برنامه در مورد مستندی که ابتدای برنامه از حاشیه نشینی و فقر در مناطق جنوبی کشور پخش شده بود، گفت: اینکه مخاطبان می‌پرسند مسئولان از چنین مسائلی آگاه هستند باید گفت که قطعا مسوولان از چنین مسایلی آگاه بوده و این مستند نیز توسط همکاران ما در وزارت کشور تهیه شده است.


وزیرکار با بیان اینکه حاشیه نشینی در ایران در دهه 40 اوج گرفته است گفت: پدیده حاشیه نشینی دو علت داشته است یکی همراه با صنعتی شدن مهاجرت از روستا‌ها به شهر‌ها بوده و عامل دیگر زمینی بوده که این افراد می‌توانستند تصرف کنند.

وی در مورد برنامه‌های وزارت خانه متبوع خود برای رفع این مسایل گفت: ما برنامه ایجاد اشتغال فراگیر فقرزدا و حفظ نیروهای شاغل را برای جلوگیری از گسترش جامعه بیکار اجرا کردیم. از سوی دیگر نیز در بخش تغذیه افراد حاشیه نشین نیز برخی بسته‌های حمایتی مواد غذایی توزیع کرده‌ایم.

ربیعی در ادامه برنامه پایش در پاسخ به پرسش بینندگان در رابطه با دسترسی به خدمات درمانی گفت: درحال حاضر شرایط به نسبت گذشته بسیار متفاوت شده و هموطنان می‌توانند به مراکز مربوطه مراجعه تا دفترچه درمانی دریافت کنند و این دفترچه در تمامی بیمارستان‌های دولتی و داروخانه‌ها قابل قبول است.

وی همچنین در خصوص سیاست‌های دولت در رابطه با اشتغال اتباع خارجی اظهار کرد: از اتباع خارجی مقیم ایران گروه اندکی به صورت رسمی اقامت و اشتغال دارند اما اکثریت که تعداد آن‌ها در حدود دو میلیون نفر است بدون داشتن این شرایط مشغول کارند.

وزیر کار ادامه داد: البته درمورد اشتغال اتباع بیگانه در کشور جدا از موضوعاتی مانند تحولات و اتفاقات منطقه، پای مسایل دیگری مانند فرهنگ کار در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی نیز نقش موثری دارد.

ربیعی ادامه داد: سیاست دولت در مواجه با این وضعیت محدود سازی و اولویت دادن به شهروندان ایرانی است.

وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر ناکافی بودن مستمری بازنشستگان برای تامین مخارج زندگی گفت: متاسفانه در 8 سال گذشته اتفاقاتی افتاد که باعث شد میان درآمد بازنشستگانبا هزینه‌های زندگی شکاف 67 درصدی تورم ایجاد شود و همین مسئله باعث شد تا قدرت خرید خانواده‌های بازنشسته پایین بیاید.

وزیر تعاون کار و رفاه با بیان اینکه دولت در سه سال گذشته به دنبال جبران شکاف به وجود آمده بوده است افزود: بر این اساس تنها در سازمان تامین اجتماعی مستمری کارگران بازنشسته به ترتیب 12 ،14 و 17 درصد افزایش یافته است.

ربیعی با بیان اینکه حتی در پیامی که رییس جمهور امسال به مناسبت روز سالمند صادر کرد نیز به موضوع جبران مستمری‌ها اشاره شده است، افزود: دولت حسب وظیفه‌ای که دارد در صدد جبران مشکلات مالی خانواده بازنشستگان است و این مساله را در چارچوب عقلانیت اقتصادی دنبال می‌کند.

وی ادامه داد: در همین راستا همچنین از طریق سازمان بهزیستی تلاش کردیم تا افرادی را که در تامین سبد غذایی خود دچار مشکل هستند را شناسایی و تحت پوشش قرار دهیم.
وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی گفت: البته امیدواریم با مساعدت مجلس از طریق تصویب لایحه‌ای که در دولت تهیه شده این مسائل هرچه هرچه زود‌تر برطرف بشود.

ربیعی همچنین با اشاره به بودجه 17 هزار میلیارد تومانی سازمان بهزیستی گفت: این بودجه به خودی خود پاسخگوی تمامی هزینه‌های مربوط به اقشار آسیب پذیر نیست و برای همین امیدواریم که با همکاری خیرین بتوانیم بهترین خدمات را در جهت بهبود مسئله ارایه کنیم.

وی در عین حال در پاسخ به این استدلال که چرا در جامعه‌ای ثروتمند مانند ایران، وضعیت معیشتی مردم باید در چنین سطح شکننده‌ای باشد؛ گفت: ما باید برای ایجاد یک تکاپو در همه سطوح جامعه تالاش بکنیم تا بتوانیم امکان استفاده از ثروت‌های کشور را فراهم بکنیم.

وی در تکمیل این صحبت خود به نقل قول مسوولان یکی از کشورهای ثروتمند آسیای جنوب شرقی اشاره کرد که با وجود داشتن ثروت فراوان، همچنان بر تلاش و فعالیت تاکید داشتند.

ربیعی همچنین با تاکید بر اینکه حاشیه نشینی دست آورد الگو توسعه و سیاست گذاری‌ها بوده است، افزود: معتقدم که حساب حاشیه نشینی از حاشیه نشینان جداست؛ موضوعاتی مانند حاشیه نشینی و بافت فرسوده یک بحث کالبدی است که به برنامه ریزی‌های خاص خود نیاز دارد اما در مورد مسایل مربوط به حاشیه نشینان نیازمند سیاست‌های هماهنگ اجتماعی و اقتصادی داریم.

وی با تاکید بر اینکه نباید برخلاف حاشیه نشینی به حاشیه نشینان برچسب زده شود، افزود: دولت در مواجه با معضلات مربوط به حاشیه نشینی کارگروهی را به مسوولیت وزیر راه و شهرسازی راه اندازی کرده است که در آن بحث‌های کالبدی مثل تغییر بافت فرسوده دنبال می‌شود.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تشریح اقدامات این کارگروه گفت: با مصوبه هیات وزیران دولت درصدد است تا معضلات حاشیه نشینی را به صورت عقلانی و به ترتیب در سه مرحله حل کردن مساله مالکیت طرح مباحث اقتصادی و در ‌‌نهایت مباحث نوسازی مرتفع کنیم.

ربیعی گفت: در همین رابطه الگوی موفقی در این در آمریکای جنوبی به اجرا درآمده و براساس آن در ‌‌نهایت درمناطق حاشیه نشینی سیاست‌های توانمندسازی اجرایی شد.

وی در ادامه با اشاره به سفرهای خود به استان‌های سیستان وبلوچستان، مازندران، اردبیل و فارس گفت: دولت در این سفر‌ها با نگاه سلامت اجتماعی درصدد بوده است تا با استفاده از ظرفیت تشکل‌های مردم نهاد و به صورت مشارکتی برای حل کردن مشکلات آسیبهای اجتماعی و حاشیه نشینی گام‌هایی بردارد.

وی با بیان اینکه رویکرد این سیاست‌های توانمندسازی در قالب حمایت‌های اجتماعی آموزش رایگان فنی و حرفه‌ای و آموزش‌های سیار بوده است افزود: تلاش ما بر این بوده که ظرفیت‌های موجود در این مناطق را رصد کنیم سپس با اقدامات حمایتی دست کم سرعت ادامه زندگی به شیوه نگران کننده را متوقف کنیم و بعد از آن در جهت کاستن از آسیب‌های موجود گام برداریم.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود در توضیح سیاست توانمندسازی دولت در حوزه آسیب‌های اجتماعی گفت: به طور مشخص دولت بخشی از اقدامات خود را بر روی مساله آموزش و شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل متمرکز کرده است چنانچه از طریق مصوبه شورای عالی رفاه برنامه‌ای را برای بازگرداندن این کودکان به مدارس آغاز کرده است.

ربیعی همچنین در بحث مربوط به زنانی که برای تامین معاش خود به رفتارهای غیر متعارف روی آوردن افزود: در این خصوص نیز برنامه دولت بر این بوده است تا پس از شناسایی این گروه، از طریق فراهم کردن معاش از ادامه این روند جلوگیری کند.

وی در مورد علل فراوانی آسیب‌های اجتماعی در مناطق حاشیه نشین گفت: واقعیت این است که در این مناطق عارضه‌ها جدی تری و عریان‌تر نسبت به سایر مناطق هستند.

ربیعی افزود: با بیان اینکه در مناطق حاشیه نشینی به دلیل کم رنگ بودن فعالیت نهادهای حکومتی، سازمان‌های غیر رسمی ومافیایی حضور پررنگ‌تر و فعال تری دارند افزود: با همه این اوصاف در بحث مناطق حاشیه نشینی از نظر حاکمیت انتظامی و بهداشتی حضور موثری داریم.

وی افزود: به طور مشخص در بحث خدمات بهداشتی در حال حاضر سیاست دولت بر توسعه مراکز بهداشتی بیشتر درمناطق حاشیه ایی است و در همین رابطه سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت و سازمان تامین اجتماعی به دنبال گسترش مراکز خود هستند و امیدواریم با این اقدامات، حاکمیت غیر رسمی مستقل در این مناطق هرچه بیشتر کمرنگ شود.
وی با تاکید بر مبارزه با فساد در برنامه دولت یازدهم جایگاه ویژه‌ای دارد دولت روحانی در صدد مبارزه اصولی و ساختاری با مقوله فساد است.

وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی در ادامه برنامه به بررسی آسیب طلاق در جامعه پرداخت و گفت: گاهی اوقات آمارهایی در کشور ارایه می‌شود که با میانگین جهانی فاصله دارد. به طور مثال ما در بحث طلاق و خودکشی از میانگین جهانی بهتر هستیم اما روند این دو مسئله در جامعه نگران کننده است.

وی با بیان اینکه در بحث بررسی طلاق باید به موضوع ازدواج نیز توجه کنیم اظهار کرد: بسیاری از آنهایی که طلاق می‌گیرند مجددا به دنبال ازدواج هستند.

ربیعی تغییر الگوی همسرگزینی، تغییر نقش زنان و عدم تطبیق مردان با آن و یا عدم مهارت روابط زناشویی، توهم خیانت یا خیانت، بروز خشونت، دخالت خانواده‌ها و اعتیاد را از علل طلاق در جامعه عنوان کرد و گفت: مهم‌ترین راه برای مقابله با آسیب اجتماعی و رفع آنچه دربحث حاشیه نشینی و چه طلاق این است که نهاد خانواده را قدرتمند کنیم. جا دارد از مقام معظم رهبری بابت ابلاغ سیاست‌های خانواده تشکر کنم که این مسئله در آن سیاست‌ها به خوبی دیده شده است.


وزیرکار به همکاری با قوه قضاییه برای راه اندازی مراکز مشاوره در دادگاه خانواده اشاره کرد وگفت: حدود 60 الی 70 درصد مراجعه کنندگان به این مراکز در یکی از استان‌ها از طلاق منصرف شده بودند. از برنامه‌های مهم ما این است که چنین مراکزی را در کل جامعه گسترش دهیم.

وی به کمرنگ شدن ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر اشاره کردو گفت: در گذشته جامعه ایرانی باپدیده شب نشینی همراه بود که به مرور با آمدن تلویزیون این رسانه محور قرار گرفت و افراد دور آن می‌نشستند و در مورد یک موضوع صحبت می‌کردند. اما امروز با پدیده‌ای مواجه‌ایم که هر یک از اعضای خانواه گوشی همراه یا تبلت خود را در دست گرفته و به نوع زندگی فردی را تجربه می‌کند.

دکتر ربیعی دربخش دیگری از این برنامه به بررسی معضل اعتیاد در جامعه پرداخت و گفت: اخیرا سازمان بهزیستی با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر کار تحقیقاتی در مورد شیوه و نوع مصرف انجام داده است که اطلاعات آن در حال بررسی است.

وی با ابراز نگرانی از اینکه مصرف مواد مخدر در کشور به سمت مواد مخدر صنعتی می‌رود گفت: علت اصلی گرایش افراد به مواد مخدر فقدان اعتماد، نداشتن پشتیبان اجتماعی و یا احساس یاس و ناامیدی است. با توجه به حساسیت بحث اعتیاد ما سامانه پابا را راه اندازی کردیم. این سامانه پایگاه اطلاعات بیمه معتادان است و در آن برای درمان معتادان برنامه ریزی شده است.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با بیان اینکه به دنبال احیای و فعال کردن مراکز مراقبتی بعد ازدرمان معتادان هستیم. رییس جمهور دستور داد تا کودکان و زنان معتاد را اولویت دهیم. در برخی مناطق اعتیاد به سمت کودکانه شدن می‌رفت که در آنجا فعالیت خود را بیشتر کردیم. در بحث زنان نیز چون اثر انتشار آن بیشتر است سعی کردیم این قشر را بیشتر مورد توجه قرار دهیم.

وی گفت: در این راستا در مورد افرادی که درمان شده‌اند 15 هزار شغل ایجاد و حتی هزار نفر از بهبود یافتگان را نیز صاحب مسکن کردیم.

ربیعی گفت: ایجاد شفافیت در نظام بانکی برای مقابله با پولشویی از طریق تجارت مواد مخدر و پمپاژ امید در جامعه از راه‌های اساسی برای ریشه کن کردن معضل اعتیاد در جامعه است.






نظرات() 

خرافات عجیب اما شنیدنی از کره شمالی!+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:48 ق.ظ

تعظیم به مجسمه و رشد محصول؛

در ماه اوت، اخباری مبنی بر اینکه "کیم جونگ اون" مردم کشورش را به خوردن گوشت سگ تشویق می‌کند، پخش شده بود. در آن گزارش‌ها آمده بود که گوشت سگ نسبت به گوشت گوساله، مرغ و اردک دارای ویتامین بیشتری است.کیم ایل سونگ، پدربزرگ رهبر کنونی کره شمالی، به یک مزرعه برنج سر زد و از آن پس، محصول مزرعه رشد ۳۰۰ درصدی داشت!
یک توریست چینی در سفری ۵ روزه به کره شمالی از تجاربی که کسب کرده می‌گوید.دیکتاتوری ظالمانه کره شمالی نزدیک به ۶۰ سال است که زمام امور را در این کشور به دست گرفته و آنجا را به منزوی‌تر کشور دنیا بدل کرده است.
 
به گزارش فرادید به نقل از دیلی میل، به استثنای روایت‌های شنیده شده از سوی افراد فراری از کره شمالی دیگر اطلاعات خاصی از این کشور در دست نیست. البته گاه‌گداری خبرهایی از اردوگاه‌های مرگ کره شمالی، قحطی و اشتیاق مردم به کیم جونگ اون به گوش می‌رسد.
 
یکی از گردشگرانی که اخیرا به کره شمالی سفر کرده از اتفاقات عجیب در این کشور می‌گوید؛ مثلا اینکه هر شهروند هنگام مشاهده مجسمه رهبران کره شمالی باید بالاجبار به آن تعظیم کند. این گردشگر حتی یک خبر داغ‌تر را نیز بازتاب داده است: اینکه "کیم ایل سونگ" فقط با سر زدن به یک مزرعه برنج باعث شده تا رشد محصول سرعت گیرد.
 
مقامات کره شمالی برنامه‌هایی را پیاده می‌کنند تا از طریق آن بتوانند نگاه خارجی‌ها را به کشورشان اصلاح کنند. به عنوان مثال، به گردشگران کره شمالی آنقدر غذا داده می‌شود که آن‌ها نمی‌توانند غذایشان را تمام کنند! سرو کردن انواع نوشیدنی الکلی و برگزاری مسابقات فوتبال با جوانان تنومند از دیگران برنامه‌های آنان است.
 
آن گردشگر چینی که نخواست نامش فاش شود، چندین نکته که آژانس مسافرتی پیش از سفر به کره شمالی به او گوشزد کرده بود را در پایگاه اینترنتی Reddit منتشر کرد. آن آژانس مسافرتی به او تذکر داده بود که در آنجا باید به قوانین سخت‌گیرانه پیرامون احترام به رهبر کره شمالی را رعایت کند.
 
وی می‌گوید: «واقعا نمی‌دانید که آن ایده چقدر مسخره است. شما باید به هر مجسمه‌ای از رهبر کره شمالی دیدید احترام بگذارید. رئیس‌جمهوری ابدی، رهبر عزیز و مارشال بزرگ القابی است که برای رهبر کره شمالی به کار گرفته می‌شود... اگر از تعظیم به مجسمه کیم ایل سونگ و کیم جونگ ایل ممانعت خودداری کنید، مجددا از شما خواسته می‌شود تا تعظیم کنید؛ اگر باز هم ممانعت به عمل آورید، مجبور خواهید شد که تا آخر سفر در اتاقتان در هتل بمانید.. سپس از شما به اجبار خواسته می‌شود تا یک نامه عذرخواهی به مقامات بنویسید و دلیل کارتان را توضیح دهید.»
 
خرافات عجیب اما شنیدنی از کره شمالی!
 کیم ایل سونگ، پدربزرگ رهبر کنونی کره شمالی، به یک مزرعه برنج سر زد و از آن پس، محصول مزرعه رشد ۳۰۰ درصدی داشت!
 
گردشگران در کره شمالی باید به مجسمه رهبر این کشور تعظیم کنند. در غیر این صورت، تا آخر سفر باید در هتل محل اقامت بمانند
 
آن گردشگر چینی اضافه کرد: «اگر نامه را ننویسید و یا بیشتر اعصاب مقامات کره شمالی را به هم بریزید، احتمال دستگیری وجود دارد؛ کار اجباری و یا حتی تیرباران.»
 
نکته دیگر این است که به هیچ وجه نباید صحت اخبار پخش شده از رسانه‌های کره شمالی را زیر سوال ببرید. آن گردشگر می‌گوید بیش از چیزی که فکر می‌کرده اخبار کذب و دروغ در آنجا شنیده است. به عنوان مثال در اخبار رسانه‌های کره شمالی آمده بود که «کیم ایل سونگ به یک مزرعه برنج سر زد و از آن پس، محصول مزرعه رشد ۳۰۰ درصدی داشت!»
 
خبر دیگر این بود که «آمریکایی‌ها محض خنده و سرگرمی بچه‌هایشان را داخل چاه می‌اندازند. آن امپریالیست‌ها آنقدر ترسو هستند که هنگام مواجهه با ارتش قدرتمند کره شمالی تسلیم خواهند شد.»
 
خرافات عجیب اما شنیدنی از کره شمالی!
گردشگران در کره شمالی باید به مجسمه رهبر این کشور تعظیم کنند. در غیر این صورت، تا آخر سفر باید در هتل محل اقامت بمانند  
 
 
صحت اخبار رسانه‌های کره شمالی را نباید زیر سوال برد!
 
آن گردشگر چینی که خود را "باسْتِد" معرفی کرده می‌گوید که چهار روز در پیونگ یانگ و یک روز را نیز در "کائِسونگ" سپری کرده است. به گفته وی، گرچه ساختمان‌های پیونگ یانگ کاملا مدرن به نظر می‌رسد، اما هتل محل اقامتش در کائسونگ اصلا برق نداشت و دسترسی آن به آب آشامیدنی نیز بسیار محدود بود.
 
باستد می‌گوید: «هتل بین‌المللی یانگاکدو در پیونگ یانگ طبیعتا بهترین هتل نبود اما می‌شد در آن وقت گذراند. آن هتل یک کازینو، چند استخر و یک مجموعه بولینگ داشت. اما هتل کائسونگ فاجعه بود. وان حمام که شکسته بود و فقط آب داغ (۷۰ درجه) از لوله خارج می‌شد. پنج دفعه برق در طول شب هتل رفت. حتی چند حشره هم در سوپم پیدا کردم.»
 
خرافات عجیب اما شنیدنی از کره شمالی!
 
صحت اخبار رسانه‌های کره شمالی را نباید زیر سوال برد!  
 
 
باستد می‌گوید که فارغ از آن سوپ، تمام غذاهایی که برای گردشگران سرو می‌شود معمولا حجیم است. این مسئله با اخبار مربوط به وجود قحطی در کره شمالی تناقض دارد.
 
در ماه اوت، اخباری مبنی بر اینکه "کیم جونگ اون" مردم کشورش را به خوردن گوشت سگ تشویق می‌کند، پخش شده بود. در آن گزارش‌ها آمده بود که گوشت سگ نسبت به گوشت گوساله، مرغ و اردک دارای ویتامین بیشتری است. باستد اما می‌گوید که حجم غذاهایی که به او می‌دادند آنقدر زیاد بود که تمام کردنش برایش دشوار بود. او می‌گوید: «مثلا در کائسونگ به هر نفر مرغ آب‌پز می‌دادند که برای سه نفر هم کافی بود.»
 
خرافات عجیب اما شنیدنی از کره شمالی!
 
پیونگ یانگ
 
باستد می‌گوید که گردشگران به نحوی با کره شمالی آشنا می‌شوند که فکر کنند آن‌ها آدم‌های خوشحالی هستند اما مشخص بود که یک نمایش است.
 
خرافات عجیب اما شنیدنی از کره شمالی! 
 
کائسونگ شهری نزدیک مدار ۳۸ درجه شمالی است که مرز بین کره شمالی و جنوبی را تعیین کرد 

او می‌گوید: «به نظرم آن‌ها تمام تلاششان را انجام می‌دهند تا بهترینشان را به ما نشان دهند... مثلا یک شب به پارکی در پیونگ یانگ رفتیم که در آستانه بسته شدن بود. اما با کمی چانه زنیِ راهنمای تور ما، آن‌ها به کارکنان پارک گفتند تا دوباره شروع به کار کنند. این را هم بگویم که سواد مردم اینجا بیشتر از چیزی بود که فکرش را می‌کردم، مثلا اکثرا می‌توانستند انگلیسی و چینی را خوب حرف بزنند. راهنماهای تور هم آدم‌های جالب و بامزه‌ای بودند. البته افرادی که ما اجازه داشتیم با آن‌ها صحبت کنیم، اشخاص تحصیل کرده و دارایی بودند. البته فرصت نشد در کائسونگ با کسی صحبت کنیم، زیرا آنجا ساکنین معمولی کره شمالی هستند. به همین دلیل نمی‌خواهم فقط یک بُعد ماجرا را ببینم و از روی پیونگ یانگ قضاوت کنم.» 




نظرات() 

تهران چند هزار تکیه و حسینیه دارد؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:41 ق.ظ

فرماندار تهران از فعالیت 17 هزار تکیه و حسینیه در استان تهران خبر داد که 10 هزار هیات مربوط به شهر تهران است.

به گزارش جمهوریت؛ عیسی فرهادی در جلسه کارگروه سلامت و امنیت غذایی تاکید کرد: لازم است نظارت مستقیمی بر عرضه مواد غذایی در هیات های مذهبی از سوی دانشگاه های علوم پزشکی انجام شود.

وی همچنین با ارایه گزارشی از وضعیت بهداشت و درمان شهرستان تهران به وجود آفت " سفید بالک ها" در سطح شهر اشاره کرد و مقرر شد دبیر کارگروه مسئول پیگیری برنامه ریزی ها نترل این آفت در سطح شهر باشد.

فرهادی به کیفیت آب تهران اشاره کرد و افزود:‌ امسال تاکنون هیچ گزارشی از آلودگی آب شرب در تهران ارایه نشده است.

براساس گزارش سایت استانداری تهران، در این نشست در مورد احداث درمانگاهی خیرساز با زیربنای 10 هزار مترمربع در شهرستان پیشوا و رفع مشکلات پیرامون آن تبادل نظر شد.

منبع: ایسنا




نظرات() 

عزاداری مردم سریش‌آباد استان کردستان

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:34 ق.ظ

عزاداری مردم سریش آباد در شب پنجم ایام محرم، سریش آباد از شهرهای ترک نشین، استان کردستان می باشد که بیش از 12 هزار نفر جمعیت دارد

photo_2016-10-07_12-40-05




نظرات() 

“گلین”، عروس نشریات گیلان؛ گلین اوجاغا گلر

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مهر 1395-12:31 ق.ظ

این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.

۳

نشریه گلین ازجمله نشریاتی هویتگرای آذربایجانی است که در شهرستان آستارا در استان گیلان منتشر می‌شود و در زمان مدت اندکی توانسته در این شهرستان جایگاهی درخور روی دکه‌های مطبوعاتی این شهرستان برای خود پیدا کند، به همین منظور گفتگویی با خسرو حسن‌پور صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول این نشریه ترتیب داده‌ایم.

خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه "گلین"
خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه “گلین”

خسرو حسن‌پور که نشریه وی فعلاً در حوزه فرهنگی به زبان ترکی و فارسی منتشر می‌شود در بیان هدف از این ایجاد نشریه به خبرنگار یول‌پرس، گفت ” می‌دانیم که نشریاتی (هرچند کم تعداد و کم وسعت) به زبان‌های مادری منتشر می‌شوند. اما این نشریات عمدتاً نشریات روشنفکری هستند و مخاطب خاص خود رادارند. هدف بنده این است که نشریه‌ای به زبان مادری و برای عموم مردم داشته باشم.”

وی همچنین هدف و برنامه این نشریه را این‌گونه بیان نمود ” هدف گلین همان‌طور که عرض کردم آمدن به سطح عموم مردم است و اخبار و مطالب عمومی را در نظر دارد. به امید خدا، اگر تصمیم گیران دولتی کمک نمایند، قصد گلین این است که گستره فعالیت خود را به همان رویکرد عمومی ، گسترش دهد تا حدی که علاقه‌مندان خود را از استان‌ها و شهرستان‌های دوردست نیز پیدا کند.”

حسن‌پور معتقد است آنچه این نشریه را از دیگر نشریات متمایز می‌کند شعار این نشریه و جامعه هدف است و دراین‌باره اضافه کرد ” تفاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.”

چرا گلین

مدیرمسئول نشریه گلین درباره اسم نشریه می‌گوید ” زیباترین زمان برای انسان ، روز عروسی اوست. درواقع خانم‌ها در روزی که «گلین» می‌شوند ، به اوج زیبایی خود می‌رسند و خاطره این زیبایی تا آخر عمر ، در ذهن آن‌ها می‌ماند. بنابراین اگر بگویم زیباترین نام را انتخاب کرده‌ام ، بیراه نگفته‌ام.”

خسرو حسن‌پور درباره عملکرد خبری یا تحلیلی نشریه گفت ” نه پژوهش و نه خبر، به نظر می‌رسد زمان پرداختن در یک مجله، باوجود وسایل ارتباط‌جمعی سریع و متعدد، گذشته است. کار پژوهشی هم تیم می‌خواهد. تیمی که اعضای آن در زبان مادری خود به معنی اخص کلمه «باسواد» باشند. نشریاتی که چنین کاری انجام دهند، وجود دارند مثل «بایرام»  کار گلین باید این باشد که با عموم مردم دمساز باشد، متخصصان مثلاً رشته تاریخ.

بنابراین اهمیت این مجله باید اطلاع‌رسانی و تحلیل خبرهای فرهنگی و برجسته کردن نقش و اهمیت زبان مادری





نظرات() 

لشکریان یزید در «کربلا» چند هزار نفر بودند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 16 مهر 1395-01:44 ق.ظ


یزید ملعون، پسر معاویه لشکری انبوه را برای جنگ با امام حسین (ع) راهی دشت نینوا کند.
حسینیه مشرق- واقعه کربلا و شهادت "امام حسین (ع)"، اتفاق جان‌سوزی است که دل محبین سرور و سالار شهیدان را به درد می‌آورد.

 اتفاقات سال 61 هجری نماد مظلومیت، شجاعت، بصیرت و نماد هیات منا الذله "حسین بن علی (ع)" در دشت کربلا بود که دست رد به بیعت خلیفه‌ای زد ستم به مظلومان و خوشگذرانی از ویژگی های بارز وی بود. 

"امام حسین (ع) " بیعت با یزید را رد کرد چون پسر معاویه را فاقد وجاهت قانونی برای خلافت می‌دانست و این موضوع (خلافت یزید) نقض کننده پیمان صلح "امام حسن (ع)" نیز بود و "خلافت موروثی امویان" را نشان می‌داد.

**تدارک انبوه یزیدیان برای جنگ کربلا 

اما یزید بن معاویه که این موضوع را برنمی‌تابید تلاش کرد تا با زور از "امام حسین (ع)" بیعت بستاند؛ در حالی که فرزند علی (ع) و نوع پیامبر با ظالم هیچگاه سازش نکرد و پسر معاویه لشکری انبوه را برای جنگ با "امام حسین (ع)" راهی دشت نینوا کند. به طور کلی لشکر  "حسین بن علی (ع)" هفتاد و دو نفر بود و لشکر یزیدیان هزاران نفر که تعداد نفرات لشکریان یزید به  فرماندهی عمر بن سعد 8 تا بیش از 30 هزار نفر عنوان شد.

**لشکریان یزید در "کربلا" چند هزار نفر بودند؟ 

لشکر یزید دو فرمانده ارشد و چند فرمانده گردان و تیپ داشت که فرماندهان ارشد لشکر عمر بن سعد و شمر بن ذی‌الجوشن با حمایت عبید‌الله بن‌ زیاد بودند و فرماندهان زیر رده یزید بن رکاب کلبی، حسین بن نمیر تمیمی، مغایر بن رحیمه، کعب بن طلعه، شبث بن ربعی، حجاز بن ابجد، عمر بن حجاج زبیدی، یزید بن حرث، عرزه  بن قیس بودند که کدام بین 500 تا 4هزار نیرو را فرماندهی می‌کردند که مجموع این نیروها در منابع بیش از 30 هزار نفر ارزیابی شده که در مقابل لشکر "امام حسین (ع)" که فقط هفتاد و دو نفر بود، لشکر انبوهی به حساب می‌آمد.

لشکر "حسین بن علی (ع)" با وجود قلت از نظر تعداد؛  ایمان و شجاعتی در ابعاد ده‌ها لشکر داشتند و همین موضوع باعث شد با علم به آن که می‌دانستند شهادتشان قطعی است اما راهبرد "هیات منا الذله " را عملیاتی کردند.

**فرماندهان لشکر "امام حسین (ع)"

فرماندهان لشکر "امام حسین (ع)"؛ "حسین زهیر بن قین"، "حبیب بن مظاهر" و "عباس بن علی‌ (ع)" بودند که دلاورانه و جوانمردانه در میدان یزیدیان وارد شدند و با کفرجنگیدند و به شهادت رسیدند و نگذاشتند که ظالمان بیعت خود را به زور به "امام حسین (ع)" تحمیل کنند.

**امربن سعد و شمر بن  ذی‌الجوشن 

بیشترین هجمه به سپاه "امام حسین (ع)" از سوی عمر بن سعد و شمر بن  ذی‌الجوشن بود که البته نباید نقش باقی فرماندهان و اعضای لشکر 30 هزار نفری یزید را همچون شبث بن عمر، مالک بن نسیر کندی، سنان بن انس، خولی بن یزید اصبحی، حرمله بن کامل اسدی، قیس بن اشعث کندی و ....  را نادیده گرفت که در این لشکر 30 هزار نفری در جنایت‌ها و خباثت‌ها ایفای نقش داشتند.

البته سردمداران این جنایت یزید بن معاویه و عبیدالله بن زیاد بودند که نقش ان‌ها در جنایات کربلا بی‌بدیل بود و از طمع برخی از افراد مثل عمر بن سعد سو استفاده کردند و فاجعه بزرگ کربلا را رقم زدند که البته که چه خوش گفت مولایمان حسین که عمربن سعد از گندم ری نخواهد خورد و چنین نیز شد.

هر چند که بعدها "مختار ثقفی" بعدها انتقام جنایت های یزیدیان را گرفت اما جنایت های امویان در کربلا هیچگاه از ذهن پاک نخواهد شد.




نظرات() 

جبهه متحد ترک‌های اصلاح‌طلب ایران تشکیل خواهد شد/انشالله برای همیشه بساط واژه نامانوس آذری برچیده شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 16 مهر 1395-01:19 ق.ظ

با هدف پیگیری مطالبات ترک‌ها:
مهندس حسین ذوقی

همچنین ایشان تأکید کرده‌اند برای توسعه فعالیت‌هایمان در استان‌ها نیروهای همسو با جمتا را منسجم خواهیم کرد.

جبهه متحد ترکان اصلاح‌طلب ایران اسلامی (جمتا) در قالب یک تشکل فعالیت خواهد کرد .

جمتا همچنین به‌عنوان شورای عالی سیاست‌گذاری ترکان اصلاح‌طلب و به دبیر کلی آقای مهندس حسین ذوقی  فعالیت خود را  دنبال و تلاش خواهد کرد تا مطالبات قانونی ترک‌ها را در جهت اتحاد و انسجام ایران اسلامی پیگیری کند.

فلذا در این راستا از چهره‌های ملی اعم از وزرا، استانداران، نمایندگان مجلس ادوار گذشته و فعلی، فرمانداران، مدیران کل و روسای سازمان‌ها و چهره‌های علمی اصحاب رسانه، هنرمندان و  ورزشکاران برای حضور در این جبهه دعوت به عمل‌آورده شده است.

بر اساس این تحولات تعداد پانزده نفر اعضای  شورای مرکزی از بین پنجاه نفر از گزینه‌های پیشنهادی مشخص خواهد شد و افراد دیگر جهت حضور در ارکان مختلف جمتا اضافه خواهند شد که متعاقباً اسامی همگی در آینده اعلام خواهد شد.

ذوقی همچنین درباره مجمع آذری و استفاده از عنوان مجعول آذری به خبرنگار یول‌پرس گفت “مجمع آذری‌ها و آذری زبان‌ها و کلاً واژه آذری درست بیست سال پیش ناچار استفاده شد جالب اینکه من ترک ساوه، آذری‌زبان برای من واقعاً یک واژه غریبی بود

حالا دیگر با ابتکار و کمک دوستان جمتا شکل‌گرفته و واژه ترک برای همیشه به‌جای آذری و آذری‌زبان نشسته است، باشد که انشا الله برای همیشه از واژه ترک به‌جای واژه نامأنوس و غریب آذری و آذری‌زبان استفاده کنند و باوجود جبهه متحد ترکان اصلاح‌طلب ایران اسلامی (جمتا ) برای همیشه بساط این مسائل برچیده شود





نظرات() 

انسان­ شناسی آگاهی در اندیشه­ ی کارل مارکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 16 مهر 1395-12:37 ق.ظ


علی­مراد عناصری

چکیده: مارکس در پی آن بود تا روشن نماید که اندیشه و آگاهی چیزی خودبسنده، خودفرمان و جدای از هستی نیست که پیش از آن، در جایی، جاودانه باشد، بل که فرآورده ای است از طبیعت، که در جهان اجتماعی آدمیان، در درازای تاریخ، پیاپی، با کردار اجتماعی آن ها برساخته شده، و چهارچوب های اندیشه ی آدمی و سرمشق های دریافتش را نیز می سازد. افزون بر پرداختن به این گزاره، کوشیده ام از ره گذر روشن نمودن تمایز میان  ایده آلیسم و ماتریالیسم، به پیشینی بودن ماده نسبت به ایده و آگاهی در نظریه ی مارکس بپردازم. سپس برای نشان دادن دامنه ی سخن مارکس درباره ی آگاهی، از اجتماعی بودن آگاهی، آگاهی راستین و دروغین، ایدئولوژی، ازخودبیگانگی، بت انگاری، و آگاهی طبقاتی (طبقه ی در خود، طبقه ی برای خود) سخن گفته ام.

واژگان کلیدی: کارل مارکس، آگاهی، شناخت، معرفت.


سنگ نخستین مارکس برای بنیان نهادن برنامه ی پژوهشی اش، نقد فلسفه ی پیش از خود، به ویژه فلسفه ی ایده آلیستی آلمانی بود. مارکس با آزمودن فلسفه ی آلمانی و اندیشه ی هگل با سنجه ی «هستی آن چنان که هست»[1]، در پی آن بود تا روشن نماید که آیا اندیشه و آگاهی چیزی است خودبسنده، خودفرمان و جدای از طبیعت، که پیش از آن، در جایی، جاودانه هست، یا فرآورده ای است از طبیعت، که در جهان اجتماعی آدمیان، در درازای تاریخ، پیاپی، با کردار اجتماعی آن ها برساخته شده، و چهارچوب های اندیشه ی آدمی و سرمشق های دریافتش را نیز می سازد؟
پاسخی که مارکس به این پرسش های همیشگی فلسفه داد را می توان در چند بخش روشن نمود؛ یا به سخن نیکوتر، می-توان در میان نوشته های مارکس در پی پاسخی برای این ها گشت. نخست آن که، از جای گاهی بیش تر فلسفی، بستگی میان آگاهی و هستی طبیعی را بجوییم؛ دو دیگر، به پیوند میان اندیشه ی آدمی با آدمی، و با جهان اجتماعی، یعنی برآیند تاریخی اندیشه ی دیگر مردمان نگاه اندازیم؛ و سوم، این که ببینیم از دید مارکس، آگاهی چیست و آیا خرد آدمی توان شناخت هستی، و جهان اجتماعی، را دارد یا نه. نمی خواهم بگویم که مارکس به این هر سه به یک اندازه پرداخته، یا هر سه، یک راست پرسش هایی مارکسی هستند، یا در  برنامه ی پژوهشی او، پرداختن به هر سه ی این ها بایستگی علمی یکسان دارد و به هم پیوسته اند، یا مارکس به همه ی آن ها پاسخی درخور داده است. هم چنین، همه ی یافته هایم، شاید سرراست در پهنه ی «انسان شناسی آگاهی» جای نگیرند اما، امید دارم که به روشن شدن سخن یاری رسانند.

آگاهی و هستی طبیعی
آیا «آگاهی» مطلق و دگرگونی ناپذیر است، چیزی است بی آغاز و بی انجام، بیگانه و جدای از هستی مادی و پیش از آن، که به آفریدن ماده تواناست، یا آن که تنها یک ویژگی است برای ماده؟ این که، جهان باید فرآورده ای از آگاهی فراگیر، ناب و مطلق به شمار آید، یا اندیشه، خود، برساخته ی هستی است؟ پاسخ به پرسش از جای گاه آگاهی در پیوندش با هستی، این که کدام پیشین است، روح یا طبیعت، این که جهان، آفریدگاری داشته یا از جاودانه ی بی آغاز باشنده بوده، فیلسوفان را به دو گروه بزرگ بخش کرده است. آنان که بر اندیشه ی پیشین بودن روح از طبیعت هستند، اردوی ایده آلیستی، و دیگرانی که طبیعت را پیشین می دانند، آیین های گونه گون ماتریالیستی را برساخته اند[2].
ایده آلیسم، ایده ی مطلق، یا آگاهی ناب فراگیر تنها را نیروی نخستین می داند که خودفرمان، و خودبسنده است، دگرگونی نمی پذیرد و تاریخ ندارد؛ و بر آن است که هستی، بازتابی از اندیشه است. نزد ایده آلیست ها، خرد ناب و جدا و ایده ی کلی، و یا اندیشه های خودبسنده ی آدمی، آفریننده ی هستی اند؛ و هرچه در جهان است، از دل آگاهیِ تنهای فراگیر بیرون آمده است. آن ها تنها ایده ها، اندیشه ها و پندارها را حقیقی می دانند و به جهانی جدای از دانایی کلی باور ندارند[3]. برای ماتریالیسم اما، همین «جهان مادی، که آدمی آن را از راه حس هایش درمی یابد، و خود، بخشی از آن است، تنها هستی حقیقی است؛ و شعور و اندیشه ی آدمی، هراندازه هم که فرای حس های او انگاشته شوند، ساخته ی یک اندام مادی تن آدمی، یعنی مغز هستند. ماده فرآورده ی اندیشه نیست، بل که اندیشه، خود، فرآورده ی ماده است»[4]. در بینش ماتریالیستی، و از جمله در نگاه مارکس، «نهاده ها، هم چون بازتاب چیزهای هستنده دریافت می شوند، نه آن که به هستی، به مانند بازتاب این یا آن دوره از ایده ی مطلق نگریسته شود»[5]. «آگاهی» دیگر چیزی از پیش ساخته شده نیست؛ چیزها دارای ذاتی دگرگونی ناپذیر، استوار، و نایافتنی برای خرد و حس آدمی نیستند که تنها، بر بنیاد سرمشق های آن چه نماینده ی آن ذات به شمار می آید، بر آدمی دانسته و روشن شوند. «آگاهی از کردار مادی آدمی سرچشمه گرفته، و از استعدادهای ویژه ی او در برقراری پیوندهای زبانی و بده بستان های اجتماعی مایه می گیرد. این نیرومندی های اجتماعی او را توانا می سازند که اندیشه هایی را از هستی پیرامون خود انتزاع کند، و به کمک آن ها، نه تنها درباره ی چیزهای کنار دستش که با آن ها یک راست در پیوند است، بل که درباره ی آن چه با آن، بستگی بامیانجی دارد نیز، بیاندیشد»[6]. در نگاه مارکس، چیزها، و هم چنین بازتابشان در خرد آدمی، پیاپی ـ در هستی اجتماعی آدمی با آدمی ـ، دگرگونی می پذیرند، تباه شده و ساخته می شوند.

آگاهی و هستی اجتماعی
    کوشش برای نشان دادن بستگی ماده با آگاهی، از ره گذر جدا نمودن ایده آلیسم و ماتریالیسم از هم، تلاشی است فلسفی در سطحی انتزاعی، که از گونه ی آدمی، هم چون باشنده ای تکین و جدای از دیگر آدمیان، و بیرون از هستی اجتماعی و تاریخی سخن می گوید. اما مارکس، از جای گاهی ماتریالیستی، همواره روشن می کند که در نگاه او، آدمی ـ به مانند هستی ای که هست و سپس از او آگاهی برساخته می شود، نه آن که 


ادامه مطلب


نظرات() 

آغاز برداشت گردو از باغ های آستارا / بیش از 42 میلیارد ریال برآورد درآمد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-01:28 ب.ظ

آغاز برداشت گردو از باغ های آستارا / بیش از 42 میلیارد ریال برآورد درآمد

گیلان انلاین- ایرج شیارکار گفت: میزان عملکرد و بهره برداری از باغ های گردوی آستارا در هر هکتار دو هزار و 500 کیلوگرم است و میزان درآمد گردوکاران این شهرستان از برداشت و فروش محصول گردو، 42 میلیارد و 700 میلیون ریال پیش بینی می شود. 


وی افزود: کاشت گردو در مناطق بالادست روستاهای حیران، چملر، کوته کومه و کانرود این شهرستان رایج است و برداشت محصول از باغ های گردو تا نیمه آبان ماه ادامه خواهد داشت. 

وی اظهار کرد: به لحاظ ضرورت بیمه محصولات کشاورزی و تحت پوشش بیمه قرار نبودن بیشتر باغ های گردوی آستارا به گردوکاران توصیه می شود با مراجعه به شرکت های بیمه نسبت به بیمه محصولات خود اقدام کنند.





نظرات() 

تغییرات در فرمانداری ها و دستگاه های اجرایی گیلان + اسامی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-01:20 ب.ظ

گزارش خزر به نقل از اعتدال شمال، بر اساس شنیده ها ، سید عیسی مهدوی (فرماندار کنونی رشت) که از ۲۳ بهمن ۹۲ در این کسوت حضور داشته به زودی به بزرگترین شهرستان گیلان (تالش) خواهد رفت و سیروس شفقی که او هم در ۲۳ بهمن ۹۲ به عنوان فرماندار شهرستان مرزی آستارا منصوب شده بود، بر کرسی فرمانداری رشت خواهد نشست  و در ادامه این جابجایی های درون سازمانی و گردشی! یونس رنجکش (مدیرکل فرهنگی و اجتماعی استانداری گیلان ) به عنوان فرماندار آستارا منصوب خواهد شد.

از گزینه های مدیریت کتابخانه های استان گیلان افرادی چون حجج الاسلام: (محمد رضا یوسفی ، فرامرز مباشر امینی) ،حسین اسماعیل پور (فرماندار صومعه سرا ) ، حمید امیدی و اسماعیل شفاهی  نام برده می شود حال باید دید با توجه به گرایش سیاسی علیرضا مختارپور (دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور ) کدام یک از گزینه هایی که تا به امروز مطرح شده اند  بر کرسی یکی از مهمترین نهاد های فرهنگی گیلان خواهند نشست.

در گزارش دیگر ، آریا جهانگیری ( معاون عمرانی فرمانداری لاهیجان ) از گزینه های مطرح مدیرکل دفتر امور روستایی و عشایری استانداری گیلان می باشد.

شنیده های دیگر حکایت از تغییرات فرماندارن رودسر ، صومعه سرا و لنگرود و مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب شهری گیلان در آینده دارد …







نظرات() 

نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-01:10 ب.ظ

این نوشتار در نقد بخشی از دیدگاه‏‌‌های نویسندگان ضد اسلامی است كه امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) را متهم به شركت در فتوحات و قتل‏‌عام‌ها در ایران  کرده‌اند. در این بخش این ادعا را مورد بررسی قرار داده و بطلانش را به اثبات رسانده‌ایم...

مقدمه:

نویسندگان این مقالات در برخی دیگر از ادعاهای خود اتهام زنی به امام دوم و سوم شیعیان را هدف خود ساخته‌اند. به گفته آن‌ها، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در فتح طبرستان شرکت کرده و تحت فرمان "سعید بن عاص" به قتل عام ایرانیان پرداخته‌اند. حسنین به عنوان اولین رهبران شیعی که ایرانیان علاقه فراوانی به آن‌ها دارند، به طور کلی عرب گرا و دشمن ایرانی بوده‌اند و حتی بعضاً دستور به اسارت گرفتن ایرانیان را صادر کرده‌اند».

چگونگی فتح طبرستان:

در رابطه با شركت داشتن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) در فتوحات و کشتار ایرانیان توجه به این نکات راه‏گشاست:
اولاً: بیشتر منابع دست اول تاریخی، فتح طبرستان را از راه صلح و بدون جنگ و خون‌ریزی نوشته‌اند.
ثانیاً: برخی از مورخان، نامی از امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در این فتح نبرده‌اند. برخی هم با ذکر عبارت «گویند که حسن و حسین در این جنگ شرکت داشته‌اند» به نوعی شک خویش را در این رابطه بیان کرده‌اند. ما ابتدا نظر مورخان دست اول همانند طبری، بلاذری، ابن قتیبه و... را ذکر می‌کنیم و سپس این اقوال را با نظر ابن خلدون که اشاره‌ای به قتل عام دارد، می‌سنجیم. طبری می‌نویسد: «سعید به سال سی‌ام، آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت. "عبدالله بن عباس" و "عبدالله بن عمرو بن زبیر" و "عبدالله بن عمرو بن عاص" با وی بودند... "کلیب بن خلف" گوید: سعید بن عاص با مردم گرگان صلح کرد... . ادریس بن حنظله می‌گوید: سعید بن عاص با مردم گرگان صلح کرد و چنان بود که گاهی یکصد هزار وصول می‌کردند و می‌گفتند صلح ما بر همین است و گاهی دویست هزار وصول می‌کردند و گاهی سیصد هزار و گاهی این را می‌دادند و گاهی نمی‌دادند».[1]
بلاذری نیز در فتوح البلدان می‌نویسد: «"عثمان بن عفان"، "سعید بن عاص" را در سال بیست و نه بر کوفه ولایت داد و مرزبان طوس به او و به "عبدالله بن عامر بن کریز بن ربیعة بن حبیب بن عبد شمس" والی بصره نامه نوشت و ایشان را به خراسان دعوت کرد که هر یک غالب و پیروز شود، خراسان را به تصرف او دهد. "ابن عامر" به قصد آن دیار رهسپار شد و سعید نیز رفت ولی "ابن عامر" بر او پیشی گرفت و سعید به غزای طبرستان رفت. گویند که حسن و حسین دو پسر علی بن ابی‌طالب علیهم السلام، در این جنگ با وی همراه بودند. به قولی سعید بی آنکه از کسی فرمانی دریافت کند، از کوفه به قصد جنگ طبرستان رفت و الله اعلم. سعید طمیسه و نامنه را که قریه‌ای است بگشود و با پادشاه جرجان به دویست هزار و به قولی سیصد هزار بغلیه وافیه صلح کرد».[2]
ابن قتیبه از مورخان صدر اسلام که وفات او در سال (276 هجری) بوده نیز می‌نویسد: «طبرستان توسط سعید بن عاص در زمان عثمان به صلح فتح شد».[3] مقدسی می‌نویسد: «به روزگار عثمان، "جریر بن عبدالله به جلی" ارمینیه را فتح کرد و سعید بن عاص به جنگ طبرستان رفت و حسن و حسین دو فرزند علی علیهم السلام با او بودند. آنجا را به صلح گشود».[4]
"ابن فقیه همدانی" نیز در البلدان می‌نویسد: «عثمان بن عفان، سعید بن عاص بن امیه را، در سال (29 هجری) والی کوفه کرد. مرزبان طوس، به او و عبدالله بن عامر بن کریز -والی بصره- نامه کرد و آنان را به خراسان خواند، بدین پیمان که هر یک پیروز شدند، او را بر خراسان فرمانروایی دهند. ابن عامر زودتر به سوی خراسان رفت. سعید از کوفه در آمد و به جهاد با طبرستان پرداخت. در این جنگ حسن و حسین دو فرزند علی، علیه السلام، با سعید بودند. سعید شهرهای طبرستان، طمیش و نامیه را گشود، و با شاه گرگان بر پرداخت دویست هزار درهم بغلیه وافیه صلح کرد. او آن درهم‌ها را به جنگندگان مسلمان می‌پرداخت».[5]
بنابراین بزرگ‌ترین مورخان جهان اسلام و بزرگ‌ترین کسانی که در باب فتوحات سخن گفته‌اند، فتح طبرستان را به صلح نوشته‌اند. حال اگر مورخی همانند ابن خلدون می‌نویسد: «سعید بن عاص در حالی‌که جمعی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جمله امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و ابن عباس و... همراه او بودند... پس از امان دادن به مردم جز یک نفر همه را کشت»،[6] به سخن این مورخ متأخر نمی‌توان چندان اعتماد کرد.[7]

در بخشی از نوشته‌های ضد دینی با استناد به روایاتی از «سفینه البحار» و «فی مدینه الحکم و الآثار» نوشته شیخ عباس قمی، آمده است که: «پایداری مردم ری در برابر تازیان به اندازه‌ای بر سران عرب گران آمد که امام حسین، پیشوای سوم شیعیان، در نامه‌ای به فرماندار ری نوشت: «ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی‌ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی‌ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد؛ زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت».

این روایت جعلی و ساختگی، هم از نظر تاریخی و هم از نظر قرآن و هم سیره معصومین، باطل است. نویسنده مزبور، بخش‌هایی از چند حدیث امام صادق (علیه السلام) (که لقب ایشان در منابع حدیثی "ابو عبدالله" است)[8] را گزینش کرده و به هم چسبانده و با اضافه کردن چند جمله، این حدیث را جعل نموده است و گمان کرده این حدیث از امام حسین (علیه السلام) است!
پیش از این‌که جعلی بودن این حدیث را برای شما آشکار سازیم بهتر است بدانیم که یکی از معیارهای سنجش درستی یا نادرستی احادیث، عرضه آن‌ها بر قرآن کریم است. بر این اساس، اگر روایتی مخالف قرآن باشد، هر چند در کتب مشهور حدیثی آمده باشد، مردود است. پیامبر اكرم در این خصوص فرموده‌اند: «اگر حدیثی از من برای شما روایت شد، آن را بر قرآن عرضه کنید، آنگاه آنچه را که موافق کتاب خدا و سنت من است قبول و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من است، ردّ کنید».‌[9] وی در حدیثی دیگر می‌فرماید: «وقتی حدیثی برای شما گفتند... اگر موافق قرآن بود من آن را گفته‌ام و اگر موافق قرآن نبود، من نگفته‌ام».[10] حضرت علی (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «آنچه را با کتاب خدا موافق باشد بگیرید و آنچه را با آن مخالف باشد رها کنید».[11]
بنابراین طبق این معیار، روایتی که به تصور نویسندگان ضد دین، از امام حسین نقل شده، چون مخالف قرآن است، مورد پذیرش نیست (از ایشان نیست و جعلی است). نکته دیگر در همین رابطه این که باید توجه داشت امام حسین (علیه السلام) در سال چهارم هجری متولد شده است [12] و ری در سال هجدهم [13] و حداکثر در سال بیست و چهارم هجری [14] فتح شده است؛ یعنی سن امام حسین (علیه السلام) در آن زمان بین 14 تا 19 سال بوده است. بنابراین آن حضرت در این زمان در سنین پایین بوده و خلافت هم در دست عمر یا عثمان قرار داشته است. حال این سؤال مطرح است که امام حسین در این زمان چه جایگاهی در لشکر داشته که به فرماندار ری نامه نوشته است؛ در حالی که پدرش از طرف حکومت وقت، طرد و خانه نشین شده بود؟ این مطلب درباره جاعلین حدیث و اسلام‌ستیزان از همان ضرب‌المثل قدیمی حکایت دارد که می‌گوید: ‌«دروغگو کم حافظه است».
علاوه بر این، ساختار حدیث و لحن آن به گونه ای است که گویا امام حسین (علیه السلام) دارای منصب حکومتی بوده است؛ در حالی که بر اساس منابع تاریخی وی در دوران خلفا هیچ منصب حکومتی نداشته است. باید توجه داشت از میان ائمه تنها امام علی (علیه السلام) در دوره‌ای کمتر از 5 سال و امام حسن (علیه السلام) در دوره‌ای کمتر از 7 ماه حکومت کرده‌اند.
نکته دیگر این که مرحوم شیخ عباس قمی، در سفینه البحار صفحه 164 این حدیث و چند حدیث دیگر را در کنار هم برای بیان فضیلت‌های عجم و خدمات آن‌ها به اسلام آورده است نه تقبیح ایشان؛ اما نویسنده شبه گر با ارائه‌ی ترجمه ای تحریف شده و ناقص از این روایات معنای آن‌ها را به کلی دگرگون کرده است. در این‌جا ترجمه درست مطالب را مرور می‌کنیم. امام صادق (ع) فرموده است: اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد عرب به آن ایمان نمی‌آورد. (خداوند) قرآن را بر عرب نازل نمود و عجم به آن ایمان آوردند و این فضیلتی برای عجم است. ابو عبدالله [امام صادق] فرمود: ما از قریشیم و شیعه ما عرب است و دشمن ما عجم است. منظور امام از این حدیث این است که شیعه ما، عرب ممدوح و قابل ستایش است؛ خواه از جماعت عرب‌ها باشد و یا از جماعت عجم‌ها، و دشمن ما عجم مذموم و قابل نکوهش است؛ گرچه از جماعت عرب‌ها باشد. [15] همین بیان را علامه مجلسی نیز در بحارالانوار آورده است.[16] اگر فرض کنیم که حدیث ذکر شده از نظر سند، صحیح باشد، با این معنی و مفهومی که در پرتو قرآن و سنت معصومین ارائه شد دیگر مشکلی نخواهد بود و اگر این مفهومی که توسط شیخ عباس قمی ارائه شد را نپذیریم باید بدانیم که در برابر این روایت، روایات دیگری وجود دارد، که در ادامه، به آن‌ها اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب


نظرات() 

داریو ش و سرکوب مردم معترض ماد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-01:03 ب.ظ

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ داریوش بزرگ، شاه هخامنشی، به استنادِ ادعاهایِ باستانگرایان، یكی از نقاط اوج در تاریخ ایران باستان است. كتیبه بیستون، كه به دستور او بر سینه‌ی كوهی در حوالی كرمانشاه نگاشته شده، گویای حقایق بسیاری از باورها و رفتارهای حكومت آرمانی هخامنشیان است. بخشی از آن را مرور میكنیم. در این کتیبه، پیرامون نارضایتی مردم ماد از حکومت هخامنشی و قیام آنان علیه حاکمیت داریوش آمده است:

داریوش شاه گوید: مردی مادی فرورتیش نام در ماد برخاست. چنین به مردم گفت که من از تخمه هوخشتر هستم. پس از آن مادها که در کاخ او [ بودند ] نسبت به من نافرمان شدند به سوی آن فرورتیش رفتند (گرویدند) او در ماد شاه شد. داریوش شاه گوید: سپاه پارسی و مادی که تحت فرمان من بود کم بود. پس از آن من سپاه فرستادم. ویدرن نام پارسی بنده من او را سرکرده آنان کردم. چنان به آنها گفتم: آن سپاه مادی را که خود را از آن من نمی‌خواند بزنید... اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد... (كتیبه بیستون، ستون 2، بند 5-6).[1]


ادامه مطلب


نظرات() 

کوروش بازیچه ناسیونالیسم افراطی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:56 ب.ظ


ادامه مطلب


نظرات() 

داعش آمریکایی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:52 ب.ظ


ادامه مطلب


نظرات() 

یاوه‌گویی و جهالت وهابیت نسبت به قیام امام حسین

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:49 ب.ظ



ادامه مطلب


نظرات() 

اراجیف باستانگرایان پیرامون علت نجاست سگ در فقه اسلام

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:45 ب.ظ



ادامه مطلب


نظرات() 

کوروش زرتشتی نبود!!!

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:40 ب.ظ

محل قرار دادن بدن مومیایی کوروش

 

 


ادامه مطلب


نظرات() 

جهل بستری برای پرورش وهابیت

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:35 ب.ظ



ادامه مطلب


نظرات() 

ریشه شیخیه و بهائیت در تصوف

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:29 ب.ظ

افندی ربانی، شوقی، قرن بدیع، ص 263


ادامه مطلب


نظرات() 

دختر امیرکبیر چرا در تاریخ بدنام شد؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 15 مهر 1395-12:14 ب.ظ






تاریخ ایرانی: عکس ۱۲‌ سالگی تنها نشانه به‌جای‌مانده از «ام‌خاقان» است؛ زنی که در تاریخ با روایت زندگی نزدیکانش، تصویری بدنام و مخدوش به یادگار گذاشته است؛ دختر بزرگ امیرکبیر و عزت‌الدوله، نوه مهدعلیا، خواهرزاده ناصرالدین شاه، همسر مظفرالدین شاه، مادر محمدعلی شاه... ردپایی از تاج‌الملوک فراهانی است که ۱۰ مهر ۱۲۸۷، چند ماه بعد از تبعید فرزندش از ایران در راه رسیدن به او با بیماری درگذشت.

 

در تاریخ ناگفته ایران، زنان زیادی هستند که جز نام، نشانه دیگری از آن‌ها نداریم. زنانی که به دنیا می‌آمدند تا پشت درهای بسته حرمسراها زندگی کنند و به عقد مردی درآیند و پشت همان درهای بسته بمیرند بدون اینکه کسی حتی نام آن‌ها را بداند اما همه این زن‌ها، این مرز تولد تا مرگ را بدون تأثیر‌گذاری در روند تاریخ طی نمی‌کردند. یکی از این زنان تاج‌الملوک ملقب به ام‌خاقان است؛ زنی که بی‌تردید وجودش در شکل‌گیری بخشی از تاریخ معاصر مؤثر بوده است. آنچه او را مشهور می‌کند، گزارش‌هایی است که در روزنامه‌های دوران مشروطه، نوشته و به او نسبت‌های غیراخلاقی داده شده است. شاید هیچ زنی به اندازه ام‌خاقان نباشد که به صراحت در روزنامه‌ها متهم به خیانت شده و این نسبت به جایی رسیده بود که محمدعلی شاه را فرزند مظفرالدین شاه ندانسته و او را فرزندی زنا‌زاده می‌دانند.

 

با این همه، هیچ روایت مدونی از زندگی‌اش وجود ندارد و هر چه از او می‌دانیم به اعتبار وابستگان به اوست. می‌دانیم که او دختر امیرکبیر و عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین شاه، بوده و از سمت مادری، نوه مهدعلیا، یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ معاصر، بوده است. مادرش، عزت‌الدوله هم زنی جسور بوده و بسیاری از کسانی که با او دیدار کردند، معتقد بودند زنی بی‌پروا با زبانی بسیار تند بوده که حتی شاه نیز از آن در امان نمانده بود. او زنی است که از شاهزاده‌ای که ولیعهد رسمی است، طلاق می‌گیرد و فرزندانش را که یکی از آن‌ها، ولیعهد بعدی است از پدر می‌گیرد و بار دیگر ازدواج می‌کند. این‌ها نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهند ام‌خاقان، زنی حرم‌نشین و مستوره نبوده و اگرچه تلاشی برای اینکه پا جای پای مهدعلیا بگذارد، ندارد اما بخش‌هایی از اخلاق‌های او را به میراث می‌برد که رسانه‌های دوران مشروطه جسارت می‌کنند تا به او بدترین تهمت‌ها را بزنند؛ اما این تنها جرم او نبود که نخواسته بود با فرزند قاتل پدرش زندگی کند. همچنین مادر شاهی بودن که مخالف خواست عمومی مردم برای حکومت مشروطه بود نیز دلیل بیشتری برای تهمت‌هایی است که نام ام‌خاقان را با خود همراه کرد. او همچنین نقطه تداوم سلطنت قاجاریه بعد از مشروطه بود و این نکته‌ای است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

 

زندگی ام‌خاقان هیچ‌گاه درست روایت نشده است و همه چیز درست مانند پازلی چند هزار تکه کنار هم قرار می‌گیرند. این نوشته نیز چهل‌تکه‌ای است از بخش‌هایی از زندگی ام‌خاقان به روایت زندگی دیگران.

 

 

دختر اتابک

 

نخستین قطعه پازل زندگی‌ ام‌خاقان با تولد او در خانه اتابک اعظم، میرزا‌تقی‌خان امیرکبیر پیدا می‌شود. او نخستین فرزند مشترک امیرکبیر و عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین شاه قاجار، است. ناصرالدین شاه که در سفر میان تبریز تا تهران مرید امیرنظام می‌شود، در نخستین حکمی که پس از تاجگذاری می‌دهد، میرزاتقی‌خان فراهانی را با لقب اتابک‌اعظم به عنوان صدراعظم منصوب می‌کند. او همچنین برای به دست آوردن بیشتر دل این صدراعظم جدی و کاربلد، هم لقب امیرکبیر به او داد و هم تنها خواهر تنی‌اش را به عقدش درآورد. این ازدواج که در سال اول سلطنت ناصرالدین شاه رخ داد، نخستین بخش از زندگی‌ ام‌خاقان را شکل می‌دهد. در نامه‌ای که امیرکبیر به ناصرالدین شاه می‌فرستد، خبر تولد نوزاد دختری را به او اعلام می‌کند؛ دختری که به نظر می‌رسد بسیار سخت به دنیا آمده و مادر را آن‌طور که امیر نوشته، زحمت زیادی داده است: «قربان خاکپای همایون مبارکت شوم. دستخط همایون زیارت شد. احوال این غلام را استفسار فرموده بودید از تصدق سر سرکار همایون٬ خوب و مشغول دعاگویی هستم. ملکزاده دیشب بعد از زحمت زیاد و بی‌خواب ماندن همه٬ یک نفر کنیز برای خانه‌زادی قبله عالم روحنا فداه زاییدند.» این تنها سند تولد دختری است که تا مدت‌ها کسی نمی‌داند نامش چیست و حتی در چه تاریخی این نامه نگاشته شده است اما قرائن موجود و رابطه امیر با شاه نشان می‌دهد که باید حدود سال ۱۲۶۵ یا ۱۲۶۶ یعنی اولین سال و شاید هم سال دوم سلطنت ناصرالدین باشد.

 

باز از خلال نامه‌های امیرکبیر است که متوجه می‌شویم این دختر هنوز شیر‌خواره است که ملکزاده خانم فرزند دیگری را باردار است؛ فرزندی که هرچند امیر آرزو می‌کند غلام خانزاد شاه شود اما دختر دیگری می‌شود که بعدها نامش به عنوان همدم‌الملوک ثبت می‌شود.

 

تاج‌الملوک هنوز به سن سه سالگی نرسیده بود که بر اثر اختلاف میان پدر و مادربزرگش، این مهدعلیا، مادربزرگش است که پیروز شده و حکم عزل و تبعید امیرکبیر را از ناصرالدین شاه می‌گیرد. در روایت‌هایی که از تبعید امیرکبیر ثبت شده، اشاره مستقیمی به دخترانش نشده است اما می‌دانیم که عزت‌الدوله، شوهر را رها نکرد تا به تنهایی به کاشان برود. ناصرالدین شاه از او می‌خواهد که با دو دخترش در تهران بماند و او می‌گوید که حاضر نیست همسرش را تنها بگذارد تا هر بلایی می‌خواهند سرش بیاورند. این نکته‌ای است که لیدی شیل، همسر سفیر انگلستان نیز در خاطراتش به آن اشاره می‌کند و معتقد است: «موقعی که تصمیم به تبعید او به کاشان گرفته می‌شود، همسرش - خواهر شاه - عزت‌الدوله که زن جوانی هجده‌ساله بود، با وجود ممانعت برادر و مادرش تصمیم گرفت شوهر خود را تا تبعیدگاه همراهی کند و این جز نشان‌دهنده علائق زن و شوهری در میان ایرانیان نبوده است. همین نکته‌ای است که نشان می‌دهد تاج‌الملوک و همدم‌الملوک که بین یک تا سه ساله بودند، همراه آن دو به کاشان می‌روند. نام این دو دختر در حکمی که ناصرالدین شاه برای حفاظت از امیر و عزت‌الدوله و همراهانشان به کاشان می‌دهد هم نیامده است اما در جایی از این حکم به همراهی طبیب همراه این کاروان اشاره می‌شود که از وجود کودکان در آن حکایت دارد.

 

حضور این دو کودک در کاروان تبعیدی‌های کاشان آن قدر تأثیرگذار است که حتی لیدی شیل، همسر سفیر انگلیس که در عزل امیرکبیر نقش مهمی داشته، دلش به حال آن‌ها می‌سوزد و می‌خواهد که برود و به آن‌ها در سفارت پناهندگی بدهد: «هر دو درون تخت روانی حرکت می‌کردند که در محاصره قراولان قرار داشت. این صحنه بی‌شباهت به تشییع جنازه نبود. به قدری منظره غمناکی داشت که من تاکنون شبیه آن را ندیده بودم و دلم می‌خواست آن‌قدر جسارت داشتم که پرده تخت روان را کناری بزنم و امیر محبوس را همراه زن جوان و بینوایش و دو بچه کوچک به درون کالسکه خود بیاورم و آن‌ها را به داخل سفارت خودمان ببرم.»

 

اما تاج‌الملوک خردسال به همراه پدر و مادر به کاشان می‌رود تا ۵۴ روز بعد از عزل پدر، نامه و خلعتی‌ای که سحرگاه می‌رسد، حکم فصد رگ امیر را با خود بیاورد. درباره اتفاقی که صبح روز ۲۰ دی ۱۲۳۰ خورشیدی در حمام فین کاشان رخ داد و امیرکبیر را به کام مرگ برد، روایت‌های زیادی وجود دارد. می‌دانیم مرگ امیرکبیر در روزنامه رسمی در اثر نقرس اعلام شده بود اما این دلیل آن نبود که درون درهای بسته حرم ناصری و در چشم شاه و مادرش، روایت اصلی گفته نشود. مادر چند هفته بعد از خاکسپاری امیر با دو کودکش به تهران بازمی‌گردد و یکسره به دیدار برادر تاجدار می‌رود و در مقابل چشم نمایندگان فرنگی و صدراعظم بعدی، هرچه فحش بلد است، نثار ناصرالدین شاه و مهدعلیا و کسانی که باعث مرگ امیر شدند، می‌کند.

 

‏کنت دوگوبینو که به نظر می‌رسد یکی از شاهدان این اتفاق بوده، نوشته است عزت‌الدوله که با خاطری سرگشته از کاشان بازگشت، در نخستین دیدارش با شاه «هرچه فحش بود به او داد». لیدی شیل که به محض رسیدن عزت‌الدوله به تهران برای سرسلامتی به دیدار او رفته، به یاد آورده بود: «در این ملاقات چون برخلاف انتظار، مادر (مهدعلیا) را هم در اندرون مشاهده کردم، یکه خوردم و از آنجا خارج شدم، زیرا ادب اقتضا نمی‌کرد که شاهزاده‌خانم در حضور ایشان لب به سخن بگشاید. بیوه امیر، زیبا بود و با لباس ماتم ساده به دخترکان دوازده، سیزده ساله شورانگیز شبیه بود تا مادر دو بچه.»

 مهدعلیا، سرپرست دختران یتیم

یتیم شدن، نخستین بخش از زندگی ام‌خاقان بود اما این یتیمی وقتی بیشتر معلوم شد که ناصرالدین شاه به خواست مادر به خواهر عزادار و عصبانی خود دستور داد تا با میرزا‌کاظم، فرزند میرزا‌ آقاخان نوری ازدواج کند؛ ازدواجی که خشم عزت‌الدوله و دخترانش را به شاه بیشتر کرد اما مهدعلیا به این نیز بسنده نکرد و سرپرستی دو دختر عزت‌الدوله را به عهده گرفت و آن‌ها را به خانه همسر تازه دخترش نفرستاد. به نظر می‌رسید با وجود اینکه مهدعلیا از ازدواج دخترش با آشپززاده قائم‌مقام رضایت نداشت، نمی‌توانست ببیند نوادگانی که حاصل این ازدواج بودند، زیر دست خاندان امیرکبیر یا همسر تازه دخترش بزرگ شوند. از سوی دیگر، امیرکبیر ماترک زیادی برای این دو دختر به جای گذاشته بود و او سرپرستی حفاظت از این ماترک را هم به دست می‌گرفت.  




ادامه مطلب


نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox