یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 20 آذر 1395-08:09 ق.ظ

.jpg




انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif








نظرات() 

چند نام و واژه تالشی خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 23 مرداد 1395-07:20 ب.ظ

اسفندیار آقاجانی 

نئواچل یا نواچول= نام روستایی کوهستانی در خطبه سرا  .به گفتته تعدادی از اهالی منظور از نْوا همان راه مستقیم هست و چول هم به معنی زمینی که در بین کوههای مرتفع و در چاله یعنی منطقه کم ارتفاع و چاله مانند قرار داره 

راه سربالایی =سَ‌په
راه سرازیری=سَ‌وی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کیاسِق یا کیا کِتْ =به اجاق و محل پخت نان می گویند که در سه قسمت آن تخته سنگهایی قرار داده شده ویک طرف آن باز هست که هیزم را در اون آتشگاه قرار می دهند و برای پخت و پز و یا پختن نان برروی سنگ و یا ساج.

کوابْنا یا گؤل =منطقه ای جنگلی و اجور گاهی که در آنجا آبگیر قرار دارد و به گؤل معروف هست.
اُوابیل =نام محلی در همان منطقه گؤل
بَلیه دو= درخت بلوط
کَشه مینه= محلی که در میان دو کش قرار دارد .کِش هم همان محل عبور رود از ارتفات کوه هست که شیاری در کوه به وجود آورده که در تالشی بهش کِشْ می گویند.
 و نام چند محل دیگر مانند 
آمبو چولا=محلی که دارای درختان آمبو (خرمالوی وحشی ) هست و در زمین چاله مانند قرار دارد .
دکاشا پِشت=منطقه ای بین دو کش
کِتَه چولا = کت یعنی سنگ و چولا یعنی چال 
سیاه پوری =مکانی که زمانی اونجا پوری و چادر گاه بوده و دارای چادر پشمی سیاه رنگی بوده 
حسنی بیل = هم گویا حسنی نام شخصی بوده که به اون مکان نهاده شده ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نتیجه دیدار با تعدادی از اهالی باصفای روستای کوهستانی لئوا چول خطبه سرا 
در ضمن اونها از گوجه فرنگی و سیب زمینی با نام پامادور و یر آلما استفاده می کنند و معادل تالشی این دو کلمه را نمی دونستند و به قول خودشون قدیمی ها به سیب زمینی یر آلماسی هم می گویند .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در گفتگو در مورد خطر نابودی تالشی هم با اهالی صحبت شد و اینکه با کودکان خودشون تالشی صحبت بکنند تا شاید فرجی باشه برای این زبان .در ضمن این را هم عرض کنم که دیدار با مردم با صفا و تالش زبان روستاهای کوهستانی قابل وصف نیست از توصیف مهربانی اونها ونکته ای را عرض می کنم و آن این هست که  منظره ای نه چندان زیبا هم در اون منطقه دیدم و آن این بود که چند کودک با تفنگ ساچمه ای مشغول نشانه روی پرندگان جنگلی بودند ...و واقعا نمی دانم چه کسی اجازه داده تا این همه تفنگ ساچمه ای در ایران زیاد باشه ...
.ری دادن برنج

ری به معنی (رِ) (اِ.) افزونی ، برکت است و اسم مصدر عربی (فرهنگ لغت عمید)

این واژه علاوه در پخت برنج در تجارت برنج هم بکاربرده می شود .معمولا کسانی که آشپزی می کنند بهتر می دانند که هر پیمانه برنجی که برای پخت آماده می کنند چه اندازه قد می کشد و نسبت به برنج سفید چقدر اضافه می شود . بعضی از انواع برنجها بیشتر قد می کشند وبعضی از گونه های برنج کمتر.
 و اینجاست که از این واژه استفاده می کنند و در زبان ترکی در خطبه سرا به جای "ری" از کلمه "آرتْمْ" یعنی اضافه شدن، استفاده می کنند .
همچنین تاجران برنج هم از کلمه "ری" استفاده می کنند چلتوکی(برنج با سبوس) که می خرند و انرا به کارخانه می برند تا سفید کنند .علاوه بر برنجسفید، مابقی به فیل و کپک تبدیل میشه و مقداری هم نیم دانه و لاشه به دست میاد و سپس خالص برنج سفید را حساب می کنند و درصد ری را با تعیین مقدار برنج سفید مشخص می کنند مثلا اگر از هر تن چلتوک 550 کیلو برنج سفید بدست بیاید می گویند 55 درصد ری داشته .

 


با سلام 
بعد از ظهرروز 19 مرداد 95 بود که خبری در بازار خطبه سرا پیچید مبنی بر غرق شدن یکی از جوانان لیسار.
این خبر باعث نگرانی مردم شد و حتی تعدادی آماده حرکت بودند به طرف ساحل تا شاید کمکی برای نجات این جوان انجام بدهند.
بعد از پرس و جو خبر آوردند که آمبولانس اومده و این فرد غرق شده را به بیمارستان برده و در راه از مرگ نجات یافته است با شنیدن این خبر همه خوشحال شدند و لی بعد از چند ساعت خبر تاسف بار دیگری در گروه های تلگرامی منتشر شد که خبر مرگ این جوان را دادند.
بنده هم به نوبه خودم این ضایعه تاسف بار را به بازماندگان و خانواده ایشان تسلیت عرض می کنم و جز تاسف و تاثر و آرزوی صبر و شکیبایی برای بازماندگان کاری دیگر نمی توان کرد ولی این سوال پیش می آید که چرا باید هر ساله شاهد خبر های اینچنینی باشیم .
چه باید بکنیم و یا مسیولین باید چه تدابیری را بیاندیشند و به اجرا بگذارند که این چنین حوادثی تکرار نشود.

مرحوم امین زیبایی به قصد تفریح و ورزش با دوستان خطبه سرایی اش به کنار دریا نزدیکی اداره شیلات می ره که به علت عدم تسلط کافی به فن شنا دچار این حادثه می شه .
به هر حال روحش شاد و تسلیت به باز ماندگان مرحوم .


یاد خداداد حبیب پور گرامی باد
خدمات و زحمات مرحوم (خداداد حبیب پور) در این سطور نمی گنجد یادش بخیر زحمات چند دهه ایشان در برگزاری مراسم مذهبی در مسجد صاحب الزمان خطبه سرا و خیرات و احسانات ایشان و همچنین کمک به جوانان و اهالی خطبه سرا ودیگر مردم در تهران و اخیرا هم که بازنشست شده بودند در تلاش بودند برای کمک به ابادنی محل ...
حتی یادمه پیشنهاد می دادندکه در خطبه سرا فضاهای ورزشی زیاد بشه  و اعتقاد داشتند که با ایجاد فضاهای ورزشی می توان جوانان را از قلیانسراها به میادین ورزشی کشاند ..  یادمه امسال در گفتگویی که در بازار داشتینم  ایشان پیشنهاد می کردند که در پایین پل بزرگ خطبه سرا می توان زمین والیبال درست کرد و جوانان را کشوند به ورزش و خودشون هم آمادگی خودشون را هم برای کمک مالی اعلام می کردند.مرحوم خداداد محبوب مردم بود و جز خوبی و خدمت به مردم هدف دیگری نداشت 
 ....به هر حال اجل مهلت نداد و ایشان دار فانی را وداع گفتند . وروز 14 مرداد 95 مراسم چهل برایش گرفتند..روحش شاد یادش گرامی 
مرحوم خداد زنده است و مرده کسی هست که نامش به نکویی نبرند .....
خداداد دهه چهلی بود و اون زمان که در محله روکی بودیم هم محلی ما بود و هم دوره ای ما در سپاهی دانش لیسارا محله .
روحش شاد ویادش گرامی
 در دبستان لیسارا محله دوسال رفتم ...البته حساب نشد فکر کنم حدود سالهای 46 47 بود ...با مهرداد و خداداد و حسین تعقیبی و شریفی و صمد دوستار و پورعبادی خیاط و تعدادی دیگر همکلاسی بودیم ......از معلمین سپاهی دانش یکی  نام ش شکوهی بود و نام یکی همزه  ..روز اول مقاومت می کردم از رفتن به سپاهی دانش و مرحوم پدرم مرا تا لب رودخانه برد  ....سپاهی دانش در کنار رودخانه یه چتری از جیبش دراورد به من نشون داد گفت این اسباب بازی هست بیا مدرسه من ترسم ریخت و رفتم به مدرسه ..کمتر کسی کیف مدرسه داشت در یک روز بارانی من و مهرداد در رود محله پَش کِش عبور می کردیم که من یهو افتادم در جوی اب و کیف منو رودخانه برد ..من و مهرداد دوان دوان بدنبال کیف دویدیم تا نزدیک خونه مرحوم قسمت عمو یکی از زنان مشغول شستن رخت و ظرف در روخونه بود که کیف مرا از اب گرفت ....دهه چهل مردم ظرف و رخت را در رودخانه می شستند و اب را از بولاغ های کنار رودخانه می اوردند .....



برچسب‌ها: خداداد حبیب پوردرگذشت خداداد حبیب پور
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۵ساعت   توسط اسفندیار  |  نظر بدهید




نظرات() 

سرانجام قاتل شیخ فضل‌الله نوری

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 19 مرداد 1395-07:13 ب.ظ


سرانجام قاتل شیخ فضل‌الله نوری

شاهد توحیدی
گروه تاریخی: عموم محققین و مورخین حتی اسمعیل رائین که سعی داشته‌ است از یپرم خان ارمنی و اقدامات او قهرمانی افسانه‌ای بسازد، نامی از پدر یپرم نبرده‌اند و همگی زادگاه او را در نزدیکی‌های گنجه از مادری بی‌نام و نشان ذکر کرده‌اند.
خود یپرم نیز در نامه‌هایش هرگز اسمی از پدر نبرده است. رائین می‌گوید: »در طفولیت به سبب طبع سرکش و روح عصیانگر خیلی زود درس و مدرسه را رها کرد و برای مبارزه با دولت عثمانی و تقویت ارامنه تابع آن دولت رهسپار ترکیه شد، ولی [به] وسیله دولت روس دستگیر و محاکمه و محکوم به ۲۴ سال زندان در دوردست‌ترین منطقه سیبری شد، اما پس از چندی توانست از زندان فرار و دست تقدیر او را به ایران کشانید. ابتدا در منطقه شمال به کار راه‌سازی مشغول شد، ولی بعد از به توپ بستن مجلس [به] وسیله محمدعلی‌شاه، در جرگه آزادی‌خواهان درآمد«. اولین اقدام او تسخیر شهر رشت بود که با عده معدودی به دستیاری معزالسطان، با یک یورش غافلگیرانه، سردار افخم حاکم رشت و مجتهد خمامی را کشت و تمام اموال دارالحکومه را تصرف کرد.
او با نیرنگ ناصرخان پسر غیاث نظام رشتی را که طرفدار دولت بود، در یوزباشی چای با اطرافیانش کشت و به نام اعانه به زور بیش از صد و پنجاه هزار تومان از مردم رشت پول گرفت !و قوای خود را تقویت کرد و عازم تهران شد.
در قریه »نگی« قزوین به قوای دولتی حمله کرد و بنا به اعتراف خودش ، عده‌ای زن و کودک و دهقان بی‌گناه را به‌طور عمدی به قتل رساند!
بعد از تصرف قزوین به دستور او شیخ‌الاسلام قزوینی و قاسم‌آقا میرپنج (سرتیپ) و عده‌ای از سرشناسان قزوین را به‌طرز فجیع و وحشیانه‌ای به قتل رسانیدند و عمارت ارک و چهلستون این شهر را به آتش کشیدند و از مردم به زور مقدار زیادی اعانه دریافت و غارت و بین افراد خود تقسیم کردند.
از قزوین عازم زنجان شدند. در آنجا آیت الله العظمی آخوند ملاقربانعلی زنجانی مجتهد عالی‌قدر را که طرفداران زیادی داشت دستگیر کردند، ولی از تهران دستور اکید آمد که این مجتهد نود و پنج ساله و محبوب عامه را نباید کشت و یپرم علی‌رغم میل خود، دستور تبعید او را به تهران و از آنجا به عراق صادر کرد، ولی عده‌ای از اطرافیان این مجتهد را تیرباران کرد.
از آنجا به »سرآب« و »اهر« و »قرچه‌داغ« حمله کردند. بعد از تصرف آنها خانه و اثاث سران و سرشناسان آن سامان با بی‌رحمی به غارت رفت و نصیب قشون ظفرنمون آزادی! شد.
در تهران او را به سمت ریاست پلیس منصوب کردند، اما او بارها قانون را زیر پا گذاشت و خودسرانه اقداماتی برخلاف قانون اساسی و دستورات دولت و مقررات می‌کرد.
او اداره تحقیقات و چند اداره دیگر را خودسرانه بست و کارمندان آن سازمان‌ها را با لگد و پس‌گردنی بیرون کرد. این مشروطه‌طلب آزادی‌خواه!
در جمادی‌الثانی ۱۳۲۹ عده‌ای پلیس فرستاد و عدلیه (دادگستری) را به زور بست، وقتی قضات فرمان دولت را مطالبه کردند، یپرم دستور داد آنها را در برابر این گستاخی توقیف کنند!
دو روزنامه »بهلول« و »چنته« یپرم را در مورد اخراج کارمندان پلیس و توقیف قضات سخت نکوهیدند، ولی پس از اینکه این دو روزنامه به دست یپرم رسید و از انتقاد آنها آگاه شد، چند نفر پلیس و مجاهد فرستاد تا روزنامه‌ها را توقیف و دفتر آنها‌ را غارت و میرزامحمود مدیر روزنامه چنته را بازداشت کردند.
وقتی میرزااحمدخان مفتش مالیه به‌موجب حکم وزیر مالیه (دارایی) مأمور رسیدگی به حساب صندوق پلیس شد، یپرم‌ فرمان او را پاره کرد و با سر و دست شکسته از نظمیه بیرونش انداخت.
دستور بازداشت اقتدارالسلطنه که از وجوه وزارت جنگ اختلاس کرده بود، از طرف دولت و وزارت جنگ به نظمیه صادر شد، ولی یپرم به‌طور علنی او را در منزل خود برد و در پاسخ نامه نوشت: »این شخص در تهران نیست«!
یپرم که خود را مجاهد و به رهبری آن افتخار می‌کرد، در ماجرای پارک اتابک به مجاهدین حقیقی آذربایجان به سرپرستی ستارخان و باقرخان حمله و پارک را محاصره کرد و به آتش کشید و با گلوله توپ و تفنگ درحالی که آنها بیرق سفید صلح‌طلبی خود را نشان می‌دادند، به آنان پاسخ داد و بسیاری از این فرزندان دلیر و سلحشور را به خاک و خون کشید.
او حتی به روحانیت مسیح اهانت می‌کرد، چنانچه پس از مرگش اسقف همدان او را ارمنی ندانست و از مراسم مذهبی خودداری کرد، ولی دوستان ارمنی او اسقف را به تیر بستند و کشتند.
اگر با نظری خوش‌بینانه‌ یپرم را در قتل آقای سیدعبدالله بهبهانی شریک ندانیم، از آنجا که این هفتجوش با روحانیت حتی روحانیت مسیحی عداوت داشت و طرفدار این‌گونه ترورها بود، قاتلین او را پناه داد و برخلاف میل و خواست اکثریت مردم از خاص و عام مانع از محاکمه آنها شد.
یپرم نه مسلمان بود و نه ایرانی ،ازاین روی نمی‌توانست هیچ‌گونه احساسی نسبت به مشروطه و استبداد ایران داشته باشد، به‌خصوص که مشروطه‌خواهان ایران نماینده نیروی ملی نبودند، که از اقلیت‌های کوچکی تشکیل شده بودند که بیشترشان تحریک شده و کمترشان احساس آزادی‌خواهی داشتند و سیاست خارجی نیز زیر بال آنان را گرفته بود، اما اگر باز هم با عینک خوش‌بینی بر ماهیت یپرم نظر افکنیم و او را عامل خارجی ندانیم، قدر مسلم این است که او کوره سوادی بیش نداشت و تقریبا همه او را عامی دانسته‌اند. نداشتن مربی صالح و احساسات تندو ماجراجویانه، او را به سوی یک زندگی ناراحت سوق داده و چون بی‌باک و قسی‌القلب بود، در این راه موفقیت‌هایی نیز به دست آورد. خودسری‌ها و قانون‌شکنی‌های او موجب شد که ازسوی دولت وبرای دورداشتن وی ازمرکز،برای خاموش کردن فتنه سالارالدوله به غرب کشور مأموریت یابد.
یپرم در کرمانشاه عده‌ای از رجال و روحانیون را به جرم ارتباط با سالارالدوله کشت و چون به قلعه »شورجه« از قراء »چاردولی« تابع »قروه«- که قبلاً محل برخورد قوای دولتی و سالارالدوله بود- رسید، از قوای مهاجم در آن قلعه کسی باقی نمانده بود و ساکنین قلعه عبارت بودند از: عبدالباقی‌خان چاردولی و محمدخان چناری از خان‌زادگان محل با جمعی از دهقانان و کشاورزان.
»اجل« یپرم را وادار به تخریب قلعه و تار و مار ساکنین قلعه کرد، لذا دستور داد توپ‌ها را رویِ تپه برابر قلعه نصب کنند و با خمپاره و توپ به قلعه حمله کنند.
وقتی صدای غرش توپ و ریزش دیوارها بلند شد، به‌ناچار از درون قلعه به این تجاوز پاسخ دادند.
با اینکه اکثریت سکنه قلعه در این یورش کشته شدند، از سنگرهای بالای قلعه چند نفر به تیراندازی برای دفاع مشغول بودند.
مجاهدین بر آن شدند که با یورش بعدی قلعه را خراب و تصرف و مدافعین را نابود کنند، در این هجوم چند تن از مجاهدین هدف گلوله‌ تیرافکن‌های قلعه قرار گرفتند و در خاک و خون غلتیدند، یکی از آنها دکتر سهراب‌خان معاون نظمیه و طبیب اردوی مجاهدین بود.
مرگ او یپرم را که در پشت تپه استراحت می‌کرد عصبانی ساخت و برخاست و پیشاپیش مجاهدین شخصاً به‌سوی قلعه هجوم برد، یکی از مجاهدین دلسوزانه مانع رفتن او به‌سوی مرگ شد، اما یپرم کشیده‌ای به گوش او زد و با حس شدید انتقام‌جویی پیش رفت، هنوز به قلعه نرسیده بود که گلوله‌ای به پشت گوش او اصابت کرد و از گونه راستش بیرون آمد !و همان‌جا به زندگی پرماجرایش خاتمه داد.
در پی این حادثه، مجاهدین ارمنی آشفته شدند و شیون‌کنان خود را به کنار دیوارهای قلعه رساندند و با وجود شدت آتش و رگبار گلوله‌ها با کمک یارمحمدخان کرمانشاهی قلعه را تصرف کردند و تمام اهالی بازمانده در قلعه را از زن و بچه و پیر و جوان به استثنای ۱۴ نفر مرد مسلح که برای محاکمه و یافتن قاتل یپرم زنده گذاشتند و دستگیر کردند، قتل‌عام کردند و در همان‌جا از اسیران شروع به تحقیقات کردند. در میان آنان جوانی بود بالابلند، چهارشانه، خوش‌قیافه و رشید که ارباب قلعه محسوب می‌شد.
نام او عبدالباقی‌خان بود و بیش از ۲۴ سال نداشت، چهره مردانه و اندام برازنده او توجه حاضران را جلب کرد، پس از تحقیقات بسیار معلوم شد که قاتل یپرم شخص عبدالباقی‌خان است. او با رشادت تمام به فرمانفرما گفت: »من یپرم را کشته‌ام، ولی قاتل نیستم!
اگر کسی خانه شما را هدف توپ و خمپاره قرار بدهد و افراد بی‌گناه شما را به خاک و خون بکشد و شما در مقام دفاع برآیید، قاتلید؟« فرمانفرما تأملی کرد و به رشادت این جوان پاک‌نهاد می‌اندیشید، عبدالباقی‌خان به کلام خود ادامه داد و گفت: »مرا بفرستید تهران، اگر خواستند مرا آنجا مجازات کنند«.
فرمانفرما با این پیشنهاد موافقت کرد و دستور داد تا مقدمات اعزامش را به تهران فراهم کنند، اما وقتی که از پیش فرمانفرما برمی‌گشت »ابرام ارمنی« یکی از یاران یپرم او را از پشت سر هدف گلوله قرار داد و کشت.
یپرم همیشه به یاران خود می‌گفت:‌ »باید ایران را از وجود کسانی مثل سپهدار و صمصام‌السلطنه و نظیر این گروه از رجال پاک کرد!!« شاید هم تصور می‌کرد بتواند با توسعه تروریسم در ایران به زمامداری مطلق برسد!
بی شک اگر او اگر به دست عبدالباقی‌خان کشته نمی‌شد ،در این کشور منشأ فتنه‌های بسیار می‌شد و نقشه‌های خطرناکی را به زیان استقلال و ملیت ایرانی اجرا می‌کرد.
گویی در »چاردولی« به این نکته پی برده بودند که از عبدالباقی‌خان به عنوان یک قهرمان ملی یاد می‌کردند و برای جوانی و برازندگی و دلیری او ترانه‌های محلی ساختند که هنوز ورد زبان‌هاست آنان تاهم اینک نیز دلاوری‌های این جوان اصیل ایرانی را می‌ستایند و بر زندگی کوتاه او اشک می‌ریزند.

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۵:۲۲ ق.ظ






نظرات() 

ناگفته‌هایی از عملیات مرصاد و سرکرده منافقین

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 19 مرداد 1395-07:01 ب.ظ

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
در روزهایی هستیم که همچنان با خاطرات عملیات مرصاد پیوند خورده است؛ خاطراتی از جنسی متفاوت. گویی در تنگه چهارزبر (مرصاد) این خاطرات دوباره مرور می‌شود. بعد از پذیرش قطع‌نامه (جام زهر امام) بغض‌های نترکیده بچه‌های انقلاب با حضور حماسی برای مقابله با حمله منافقین بغض‌گشایی شد. آن روز احمدآقای وحیدی فرمانده منطقه شد و همه در کنار او بودند. همه حاضر بودند؛ سپاهی، بسیجی و ارتشی و هیچ‌ کس هم در خواب نبود.

 

مرور حماسه مرصاد همچنین فرصتی است برای بررسی این موضوع که چگونه یک فرقه انحرافی شکل می‌گیرد، ایدئولوژی مبتنی بر قدرت می‌سازد و چگونه با توهمات خود خشونت و خونریزی را ترویج می‌کند. «اسلاوی ژیژک»، فیلسوف نواندیش مکتب لاکان، جستارهای بدیعی درباره نقش «توهمات ایدئولوژیک» در شکل دادن به رفتارهای جمعی دارد. توهمات ایدئولوژیک به دنبال خود انتظارات و چشمداشت‌هایی پدید می‌آورند که فرد متوهم را گرفتار خود می‌کنند. انسان مستغرق در وهم ایدئولوژیک به مرحله‌ای می‌رسد که به قول ژیژک «خود را از چشمداشت خود پس نمی‌کشد». توهمات ایدئولوژیک، توفانی خوفناک از چشمداشت‌ها و انتظارهای برآورده‌نشدنی پدید می‌آورد که عملیات تروریستی به‌ عنوان تنها راه برون‌رفت از بحران را جلوه‌گر می‌کند. به دنبال پذیرش قطع‌نامه ٥٩٨ از سوی امام خمینی(ره) و تهاجم ارتش عراق در محورهای جنوب و غرب در مرداد ٦٧، در محافل تصمیم‌گیری نظام، سؤالی نه‌چندان غیرمنتظره پدید آمد: سازمان منافقین چه واکنشی خواهد داشت؟ خیلی خوب به خاطر دارم وزیر اطلاعات وقت مطرح می‌کرد سؤال «نخست‌وزیر» این است که منافقین چه خواهند کرد؟ دولت می‌خواهد درباره تبعات و عواقب قطع‌نامه به بحث بنشیند و یکی از سؤالات، رفتارشناسی منافقین بعد از پذیرش قطع‌نامه است. آن ایام نادر که کارشناسی برجسته و خوش‌فکر در بخش «بررسی» بود، توانست تصویری روشن از واکنش پیش‌بینی‌پذیر رجوی ارائه دهد. آن تحلیل و گزارش را به‌عنوان بررسی‌های استراتژیک به همراه «نادر» در هیأت دولت ارائه دادم.


گزارش، یک تحلیل موشکافانه بود که بیشتر بر یک تخیل نیرومند و یک حدس جسورانه ابتنا یافته بود تا اطلاعات مشخص عملیاتی. تحلیلگر با تکیه بر اشراف کلی خود بر «سازمان» و اشراف دقیق بر ذهنیت «رجوی» می‌کوشید خود را در جایگاه وی قرار دهد و به این سؤال پاسخ دهد که چنین شخصی با چنین ذهنیتی در این شرایط مشخص چه تصمیمی خواهد گرفت. گزارشی که امروزه می‌توان آن را نوعی ساختارشناسی یک وهم در انطباق با شرایط عینی و مشخص جبهه‌ها در لحظه پذیرش قطع‌نامه و تهاجم گسترده ارتش بعث نامید. داده‌های خام اطلاعاتی که پیش‌بینی نهایی گزارش بر آن استوار شده بود، شامل دو بخش بود: ١- سازمان در لحظه احساس بن‌بست و احساس قفل‌شدگی محض اقدام به انجام عملیاتی خواهد کرد که پیش‌تر آن را «عملیات عاشوراگونه» نامیده بودند. (جلال گنجه‌ای از اعضای «شورای مقاومت» درباره چنین عملیاتی در روز مبادا مطالبی گفته بود که در گزارش مذکور مورد استناد قرار گرفت) ٢- در همان ابتدای تشکیل «ارتش آزادی‌بخش» در عراق، یکی از اعضای سازمان گفته بود تحلیل سازمان این است که در نهایت این جنگ به نقطه‌ای ختم خواهد شد که ارتش عراق موفق به انجام یک عملیات سراسری نظیر روزهای آغازین جنگ شده و در چنین لحظه‌ای یک «سوراخ» در یکی از محورهای عملیاتی ایجاد خواهد شد ...و سازمان می‌تواند از همان «سوراخ» به داخل ایران نفوذ کرده و تا تهران پیشروی کند.

 

گزارش تحلیلی مذکور، روی استعاره «سوراخ» در ذهنیت رجوی سرمایه‌گذاری به عمل آورده بود و مدعی بود که در لحظه کنونی (یعنی پذیرش قطع‌نامه)، از دیدگاه رجوی «شرایط عینی» برای ایجاد آن «سوراخ» فراهم شده و بنابراین باید منتظر رخنه و نفوذ عملیاتی سازمان باشیم! بنابراین مبانی استدلالی آن گزارش از یک‌ سو بر عامل «راندن» سازمان رجوی به جانب خاک ایران استوار بود و از سوی دیگر از عامل «جاذبه» و کشانده شدن سازمان سخن می‌گفت. رجوی با پذیرش قطع‌نامه از سوی ایران نمی‌توانست در عراق بماند. چیزی او را به جانب ایران هل می‌داد: مطابق این گزارش، لحظه پذیرش قطع‌نامه از سوی ایران حس بن‌بست و ضعف و غافلگیر شدن را در ذهنیت رجوی به نقطه اوج خود می‌رساند. رجوی همواره از آنچه که «هوشیاری...» امام می‌نامید وحشت داشت. در این گزارش به استناد رجوی آمده بود که امام خمینی(ره) «هوشیارترین سیاستمدار معاصر است».

 

از دید رجوی مواضع امام(ره) در لحظه گذار سازمان به جنگ مسلحانه و اعلام آمادگی برای پذیرش سازمان به شرط کنار نهادن سلاح از مصادیق بارز هوشیاری ایشان بود که موجی از تردید و بی‌انگیزگی برای رادیکالیسم را در میان اعضای منافقین دامن زد به‌طوری‌ که اگر رجوی با شتاب وارد جنگ مسلحانه نمی‌شد، حفظ نیروها و قطبی‌سازی فضا دیگر غیرممکن بود و نظام وارد دوره تازه‌ای از ثبات می‌شد. آغاز عملیات مسلحانه سازمان در٣٠ خرداد ١٣٦٠ را باید به این اعتبار «مرصاد نخست» نامید. رجوی در آن مقطع، گذار به عملیات مسلحانه را «ضرورت تاریخ» می‌نامید. «ضرورت» از آن‌ رو که اگر عملیات مسلحانه درست در همان لحظه آغاز نمی‌شد، سرنگونی نظام دیگر غیرممکن می‌شد. بنابراین پذیرش قطع‌نامه از سوی امام خمینی باید از سوی رجوی به‌عنوان عامل غافلگیرکننده «دوم» پس از روزهای پایانی خرداد ١٣٦٠ باشد. بی‌حرکتی سازمان در لحظه پذیرش قطع‌نامه نیز در نگاه رجوی به معنای چسبندگی به عراق، مرگ هویتی، ایدئولوژیک و مرگ حیثیتی تصویر می‌شد؛ مرگی که فقط یک عملیات نظامی می‌توانست از وقوع آن جلوگیری کند. این عوامل در «راندن» منافقین به‌ سوی جبهه‌های عملیاتی ارتش عراق نقش اصلی را داشت، اما همه عوامل منفی مذکور بدون یک عامل «جذبی» نمی‌توانستند منجر به عملیات شوند. چیزی که رجوی را به سوی عملیات جذب می‌کرد، توهم «سوراخ» بود؛ یعنی این توهم که «رژیم هرچه دارد به جبهه آورده» و «تمامی موجودیت رژیم همان چیزی است که جلوی چشم ما به نمایش درآمده» (تحلیل سازمان درباره استراتژی ارتش آزادی‌بخش که تقریباً در تمامی نشریات سازمان در ماه‌های پایانی سال ٦٥ و بهار ٦٦ موج می‌زد). در نتیجه به محض ایجاد یک خلل و یک «سوراخ بزرگ» در این موجودیت متجسد نظام در جبهه‌های نبرد، دیگر چیزی در پشت «سوراخ» وجود ندارد.

 

دوست عزیزی در آن دوران هم از احتمال «گرامشی‌خوانی» رجوی و هم از «غلط‌خوانی» او خبر می‌داد. «سعید» می‌گفت رجوی تصور می‌کرد در پسِ خاکریزها و خندق‌های نظامی ایران در جبهه‌های جنگ، چیزی به نام «خندق‌های جامعه مدنی» در پشت جبهه‌ها وجود ندارد و بنابراین همه چیز بستگی به زمان رخنه و به تعبیر گزارش پیش‌گفته، به ایجاد یک «سوراخ» در صف‌آرایی نظامی نظام دارد و از آن پس (آنچنان که گرامشی درباره جوامع فئودالی و نیمه‌فئودالی در دوران ماقبل جامعه مدنی گفته) تا «قلعه شاه»، یعنی تا نقطه کانونی قدرت، می‌توان تاخت و به پیش رفت! رجوی نهایتاً قربانی توهم خود شد؛ چه اینکه او خوانشی قالبی از متون تئوریک «انقلاب» داشت و از ماهیت انقلاب اسلامی و حقیقت جامعه مدنی در ایران بی‌اطلاع بود. این در حالی است که ایران دارای جامعه مدنی یا به تعبیر امام خمینی(ره) «مردم در صحنه» و «همه با هم» شکل‌گرفته‌ای داشت و بنابراین تقلیل کل نظام به نیروی نظامی فقط یک تحلیل وهم‌گونه بود. آنچه چشم وی را پر کرده بود همان حضور چشمگیر نظامی ایران در جبهه‌های نبرد بود. او نمی‌توانست نکته دیگری را در ورای این حضور نظامی مشاهده کند.

 

تجربه روزهای پایانی مرصاد، نشان داد ایران نه فقط جامعه مدنی دارد بلکه همان جامعه مدنی که در ایام ثبات و آرامش نقطه کانونی اتکای نظام را تشکیل می‌دهد، در لحظات بحرانی می‌تواند در مدت کوتاهی مردم را برای دفاع بسیج کند؛ چراکه سنگرهای جامعه مدنی درعین‌حال توان تولید رضایت از نظام هستند. در همان ایام سخنانی از «مهدی ابریشم‌چی» در توضیح و توجیه علل شکست رجوی در مرصاد از رادیوی سازمان در عراق پخش شد که نوعی اعتراف به وجود جامعه مدنی در ایران بود. او به نقش انجمن‌های اسلامی و به پیوند بسیج با جامعه اشاره می‌کرد و می‌گفت انجمن‌های پرشمار و «وابسته به رژیم»، احساس کردند «اگر پای مجاهدین به شهرها برسد» در معرض تصفیه خونین قرار خواهند گرفت و بنابراین به‌ سرعت مردم را برای حضور در جبهه‌های جنگ بسیج کردند!

 

امروز در پرتو اطلاعات «پسامرصادی»، سخن گفتن درباره عوامل کشانده شدن رجوی به «کمینگاه» آسان است؛ اما اگر به قول «پل ریکور» از تاریخ «تقدیرزدایی» کنیم یعنی به لحظه پذیرش قطع‌نامه بازگردیم و بنابراین خود را در موقعیتی قرار دهیم که «گویی از عاقبت امور بی‌خبریم»، بهتر می‌توان به چند ارزش پی برد. ارزش نیروهای نخبه، روشنفکر، خوش‌فکر، مؤمن و کیفی که در دوران دفاع مقدس در عرصه اطلاعاتی و عملیاتی فعال بودند و موفق شدند بر رژیم بعثی و منافقین که متکی بر پشتیبانی همه‌جانبه به‌ ویژه اطلاعاتی از سوی «ک‌گ‌ب» تا «سیا» بودند – به استناد اسناد منتشرشده - پیروز شوند. یاد آنان را گرامی می‌داریم. بسیاری از آنان هستند و در این ایام صدای آن ها در میان هیاهوی صدای بلند «مرصادندیده‌ها» کمتر شنیده می‌شود. ارزش دیگر همان ارزشی است که آن روز رجوی ندید، یعنی جامعه مدنی، نهادها و مردم حاضر در صحنه. آن روز جامعه مدنی حاضر در صحنه واقعیتی بود که توهم سوراخ را با ناکامی روبه‌رو کرد. نگارنده به جد معتقد است، حضور همین جامعه مدنی و نهادها در ایران پاسخی برای همه توهم‌ها خواهد بود و همینان قادر هستند چالش‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در منطقه پرآشوب کنونی تدبیر کرده و به بالندگی برسانند و امیدهای آینده را محقق کنند.

 

 

منبعروزنامه شرق






نظرات() 

مجاهدان روز شنبه چه کسانی بودند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 19 مرداد 1395-06:59 ب.ظ

 فرزانه ابراهیم‌زاده

 

تاریخ ایرانی: ظهر جمعه بود که خبر به محمدعلی شاه رسید که کار از دست رفته و او پنهانی به سمت سفارت روسیه رفت و پناهنده شد. حوالی عصر بود که سردار اسعد و محمدولی‌خان و مجاهدان بختیاری و گیلانی از یک سو و ستارخان و باقرخان و مجاهدان آذربایجان از سوی دیگر به سمت بهارستان رفتند و ویرانه‌های مجلس را فتح کردند. تهران دقیقاً جمعه ۲۴ تیرماه ۱۲۸۸ به‌ دست مجاهدان تبریز، گیلان و بختیاری فتح شد. اما درست یک روز بعد بود که فتح تهران به دست مجاهدانی که در روزهای کوتاه استبداد محمدعلی شاهی در گوشه‌ای به دعاگویی سلطان مشغول بودند، تسخیر شد. مجاهدانی که از پستوی خانه‌ها بیرون آمده بودند و سهمشان را طلب می‌کردند. مجاهدانی که از ۲۵ تیر ۱۲۸۸ در تاریخ به «مجاهدان روز شنبه» معروف شدند.

 

گرچه ضرب‌المثل «مجاهدان روز شنبه» بعد از فتح تهران در ادبیات فارسی مصطلح شد اما حضور چنین افرادی در تاریخ به این واقعه تاریخی منحصر نبود و این واقعه تنها لقبی برای آن‌ها به همراه داشت. تاریخ کشورهایی که سابقه انقلابی‌گری و تغییرات زیربنایی مانند ایران را دارند همیشه پر از افرادی به اصطلاح ابن‌الوقت است که ماهی از آب گل‌آلوده می‌گیرند. افرادی که به اصطلاح دیگر حزب باد هستند و هر طرف که منفعت داشته باشد همان سمت می‌روند.

 

ادبیات فارسی پیش از فتح تهران نیز بارها به چنین افرادی اشاره کرده است. معروف‌ترین نمونه آن شعر شیران علم مولانا است که معتقد است برخی از افراد مانند شیرهایی که روی پرچم هستند به هر سمتی که باد می‌آید حمله می‌کنند و درباره‌شان می‌سراید: «این همه شیران ولی شیر علم/ حمله‌شان از باد باشد دم ‌بدم/ حمله‌شان پیداست و ناپیداست باد/ آنک ناپیداست هرگز گم مباد.»

 

 

عموی محسن‌خان

 

جنبش مشروطه با افت‌وخیزهایی که به همراه داشت یکی از مهمترین بزنگاه‌های تاریخی بود که محلی برای رشد چنین افرادی شد. این واژه برای نخستین بار در تاریخ مشروطه «احمد کسروی» و بعد از فتح تهران مصطلح شد، اما این مهدی ملک‌زاده بود که در کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» با نمونه‌ای روشن این ضرب‌المثل را وارد ادبیات تاریخی ایران کرد.

 

ملک‌زاده در مقدمه کتاب می‌نویسد: «فتح تهران از پنجشنبه شروع شد و روز شنبه جنگ میان مشروطه‌خواهان و مستبدین با فتح تهران خاتمه یافت و تهران بلکه همه ایران به دست فاتحین ملی افتاد. همان روز صدها نفر از افرادی که در جنگ شرکت نداشتند و در خانه‌های خود مخفی بودند و بعضی از آن‌ها هم از مستبدین بودند به محض شنیدن خبر فتح مشروطه‌خواهان و فرار محمدعلی شاه از سوراخ‌ها بیرون آمده خود را چون مجاهدان ملی مسلح و ملبس نموده و بنای خودنمایی و اظهار رشادت گذارده و از فداکاری‌های خود در جنگ داستان‌ها سراییدند ولی به زودی عده‌ای از آن‌ها رسوا شدند و به نام مجاهد روز شنبه معروف شدند.»

 

ملک‌زاده از فردی یاد می‌کند که می‌شناخته و شاید بارزترین نمونه مجاهدان روز شنبه است. او که در کتابش نامی از این فرد نمی‌برد، وی را عموی محسن‌خان از دوستانش معرفی می‌کند. به گفته فرزند ملک‌المتکلمین، برخلاف عموجان، محسن‌خان نیکنام جوانی بود آزادیخواه که به زیور اخلاق پسندیده آراسته و در شجاعت و شهامت و پاکی نیت سرسلسله جوانان دمکرات به شمار می‌آمد: «در جنگ‌های مازندران شجاعت‌ها از خود نشان داد و در دستگیری و کمک به مستمندان سعی بسیار کرد. پس از تشکیل حزب دمکرات در ایران که در آن زمان به نام انقلابیون خوانده می‌شدند در آن حزب عضویت یافت و سپس در زمان تشکیل ژاندارمری به این گروه پیوست. او وصیت کرده بود که در صورت کشته شدن اموالش را فروخته و هزینه ساختمان مقبره سید جمال واعظ کنند. در نهایت نیز در نبردهای لرستان کشته شده و بازماندگانش به وصیتش عمل کردند و مقبره سید جمال واعظ را ساختند.»

 

محسن‌خان درباره عموی بزرگش گفته بود که شاید یکی از نمونه‌های دقیق مجاهدین روز شنبه بود. او از رجال دوران استبداد بود که بعد از فتح تهران به لباس مشروطه‌خواهان درآمد. به گفته محسن‌خان: «در طلوع مشروطه عموجان معتقد بود این سروصداها پایه و اساسی ندارد و این بازی‌ها را روحانی‌ها برای منفعت بیشتر خود فراهم کرده‌اند و با مختصر پولی که از طرف دولت به آن‌ها داده شود پایان می‌گیرد.»

 

اما این عموجان بعد از امضای فرمان مشروطه و افتتاح مجلس همراه بقیه مشروطه‌خواهان به مجلس رفت و در طرفداری از مشروطه قسم خورد و در زمان قسم خوردن هم اشک ریخت: «پس از چند روز در یکی از انجمن‌های مهم ملی عضویت یافت و با سران آزادی‌خواه بنای آمد و شد را گذارد و در مجالس و محافل از منافع حکومت ملی و قانون سخن می‌راند و از اظهار تنفر دستگاه استبدادی خودداری نمی‌کرد. ولی در همان حال به دربار می‌رفت و مثل پیش خود را به شاه و درباریان نزدیک و مقرب می‌ساخت.»

 

این ارتباط دوطرفه تا واقعه توپخانه ادامه داشت و کسی نمی‌دانست که این عموی محترم دقیقاً چه رابطه‌ای با شاه و مشروطه‌خواهان دارد. بعد از ماجرای توپخانه شم سیاسی او هشدار داد که از مشروطه‌خواهان فاصله بگیرد. او به بهانه بیماری در مجامع مشروطه‌خواهان شرکت نکرد و بعد از به توپ بسته شدن مجلس ارتباطش را به کل قطع کرد و رفت‌وآمد را به باغشاه و کاخ شاه بیشتر کرد. همین باعث شد تا شغل مهمی در دربار بگیرد.

 

اما چند ماه بعد که خبر خیزش مشروطه‌خواهان شنیده شد و معلوم شد که بساط حکومت محمدعلی شاه دیر یا زود برچیده می‌شود تغییر رویه داد. او وقتی مطمئن شد قشون ملی به سمت تهران حرکت کردند برادرزاده مشروطه‌خواهش را خواست و از او خواست تا نظر مشروطه‌خواهان را به سمت وی جلب کند.

 

یک روز پیش از فتح تهران عموجان ۲۵ نفر از جوانان خانواده را جمع و آن‌ها را آماده ورود کرد. او سخنرانی غرایی در جمع این جوانان کرد و از مشروطه‌خواهی خود و این که از زمان شاه شهید هم آرمان‌های آزادی‌خواهانه داشت صحبت کرد و با محافظه‌کاری اعلام کرد که نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم کدام طرف برنده می‌شود اما به یاد داشته باشید که باید به سمتی برویم که از این نمد کلاهی ببریم. بعد به دستور عموجان همه لباس‌های متحدالشکل پوشیده و از آن‌ها خواست تا در زمان شلوغی‌ها ریش‌های خود را نزنند و به حمام نروند و به پسرش گفت که یک گوسفند بخرد و به خانه بیاورد. او دو دست لباس مجاهدان و مستبدان فراهم کرده بود، لباس‌های گلی و خاکی و صورت برخی از افراد را زخمی و باندپیچی و بخشی از خانه‌اش را با شلیک گلوله خراب کرد. در تمام دوره فتح تهران او در خانه بود. مجاهدان وارد تهران شدند و محمدعلی شاه را از سلطنت خلع و پسر دوازده ساله‌اش احمد میرزا را به پادشاهی انتخاب کرده، عضدالملک رئیس ایل قاجار را نیز به نیابت سلطنت برگزیدند. روز شنبه که همه برای جشن و پایکوبی به میدان بهارستان رفتند عمو جان با لباس مجاهدان به همراه همان ۲۵ جوان که لباس‌هایشان کثیف و پاره شده بود از خانه بیرون آمد، با فریاد زنده‌باد مشروطه. او کوچه به کوچه حرکت و مردم را با خود همراه می‌کرد.

 

به میدان بهارستان که رسیدند به سمت مجاهدین رفت و آن‌ها را غرق بوسه کرد. عموجان که سابقه دوستی با محمدولی‌خان را داشت در کنار او قرار گرفت و در مسجد سپهسالار نطق غرایی برای مشروطه کرد. نطقی که حتی افرادی که همراهش در خانه بودند نیز باور کردند که در یک سال و یک ماه گذشته او در راه بازگشت مشروطه و فتح تهران چه دلاوری‌هایی کرده است. عمو جان از همان لحظه به عنوان یکی از مجاهدین بنام در کنار سرداران مشروطه قرار گرفت و خیلی زود توانست به دولت وارد شود و مانند بسیاری دیگری از مجاهدان روز شنبه سهم خود را از رنگ عوض کردن بگیرد. ماجرایی که البته در مهمترین وقایع تاریخی ایران از آن به بعد هم ادامه داشته و هرچند بسیاری این مجاهدان روز شنبه را می‌شناسند اما سهم تغییر مسیر در جهت باد را دست‌کم می‌گیرند.

شنبه 9 مرداد 1395  20:41




نظرات() 

رتبه یک کنکور تجربی گفت: علاقه زیادی به رشته پزشکی داشتم و به همین دلیل امسال در کنکور رشته تجربی شرکت کردم.

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 19 مرداد 1395-06:41 ب.ظ

محمد احمدی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در مشهد مقدس اظهار داشت: علاقه زیادی به رشته پزشکی داشتم و به همین دلیل امسال در کنکور رشته تجربی شرکت کردم و خوشبختانه لطف خدا نیز شامل حال من شد و رتبه نخست رشته تجربی را کسب کردم.

وی بیان کرد: برای کنکور امسال زحمت زیادی کشیدم و بازهم لطف خدا شامل حالم شد، بنده سال سوم رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف بودم و به دلیل علاقه زیادی که به رشته پزشکی داشتم از ادامه تحصیل انصراف دادم.

رتبه یک کنکور تجربی عنوان کرد: قصدم برای ادامه تحصیل دانشگاه تهران است و البته هنوز در حال رایزنی و مشورت هستم.

وی گفت: فکر می‌کنم کسب این رتبه لطف ائمه اطهار بوده است، مادرم دیشب تا صبح شبکه خبر را رصد می‌کرد و نخستین بار ایشان به من خبر دادند که رتبه نخست را کسب کرده‌ام.

احمدی در پاسخ به اینکه آیا انتظار چنین رتبه ای را داشت یا خیر افزود: با درصدهایی که زده بودم این احتمال را می‌دادم.




نظرات() 

واگذاری انرژی خورشیدی قابل حمل برای عشایری که از نعمت برق محروم هستند

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-07:05 ب.ظ


xorshid

به گزارش دورنانیوز ، قادر هنرمند در جلسه بررسی مشکلات عشایر شهرستان بیله‌سوار اظهار داشت: با توجه به اهمیت راه در زندگی عشایری به ویژه در ایام کوچ به دلیل تردد بالا در این محورها، بهسازی و بازسازی راه‌های عشیری نقش بسزایی در سهولت تردد این قشر ایفا می‌کند که در همین راستا یک هزار و ۶۵۰ کیلومتر راه عشایری در سطح استان اردبیل مرمت و بهسازی شده است.

وی با بیان اینکه قشر عشایر با تولیدات خود پشتوانه مهمی برای تحقق آرمان‌های جامعه هستند، گفت: انرژی خورشیدی قابل حمل برای عشایری که از نعمت برق محروم هستند، واگذار می شود که اولویت نخست با آن دسته از عشایر است که فاقد برق  در محل اسکان خود هستند.

مدیرکل امور عشایری استان اردبیل تصریح کرد:‌ در این زمینه برای عشایر شهرستان بیله‌سوار ۸۰ پنل خورشیدی در نظر گرفته شده است تا به آنها واگذار شود و از این طریق بتوانیم آسایش هر چه بیشتر را برای این قشر تولیدکننده و تلاشگر فراهم آوریم.

فرماندار شهرستان بیله‌سوار نیز در این جلسه  بیان کرد: امور عشایری شهرستان بیله‌سوار یکی از ادارات فعال در ارائه خدمات مطلوب به عشایر است که انتظار می‌رود در راستای تامین آرامش و راحتی هر چه بیشتر برای عشایر همکاری و مشارکت سایر دستگاه‌های با امور عشایری توسعه و گسترش یابد.

آرام حلیم با اشاره به تلاش دولت برای ارتقای سطح خدمات عشایر افزود: باید حمایت بیشتری از بخش تولیدات دامی و کشاورزی عشایر انجام شود و با واگذاری بسیاری از خدمات با ارزش بهداشتی و درمانی به علاوه در بخش راه از قشر زحمتکش و غیور عشایر قدردانی شود تا این امر زمینه‌ساز افزایش تولیدات آنها شود.

در این مراسم با قدردانی از عسگر توکلی، رئیس اداره امور عشایری شهرستان بیله‌سوار، ساسان محمودی به عنوان سرپرست جدید این اداره معرفی شد.






نظرات() 

شماره ۱۹۵ نشریه «دعوت» منتشر شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-07:01 ب.ظ

دورنانیوز - سرویس سیاسی و اجتماعی: شماره 195 نشریه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ورزشی دعوت به دو زبان تورکی و فارسی و در 8 صفحه در اورمیه منتشر شد، مخاطبان عزیز میتوانند این نشریه را از دکه های مطبوعاتی سراسر استان بخواهند.

195

 نشریه دعوت در نسخه ی جدید خود صفحه ای ویژه ای به مناسبت چهلمین روزدر گذشت مرحوم شامی، شاعر نامی آذربایجان اختصاص داده است که در آن زندگی نامه و اشعاری ازآن مرحوم به زبان ترکی آورده شده است.

همچنین نشریه در واکنش به توهین اخیر روزنامه طرح نو به مردمان ترک و رای ضعیف هیئت نظارت برمطبوعات در مورد این مساله با تیتر“تورکها شهروندان درجه ۴!” واکنش خود را به این مساله نشان داده است.

این نشریه بانگاهی طنزآمیز ولی انتقادانه و با تیتر“منطقه آزادتجاری ما…کو؟“سراغ منطقه آزاد ماکو رفته وبه طرح مسائلی پیرامون ضعف مدیریتی مدیران درمورد این منطقه پرداخته است.

دعوت در صفحه اقتصادی خود به عدم توجه مسئولان به شهرک های صنعتی پرداخته و از تعویض مکرر مدیران این بخش ها توسط مسئولین امر انتقاد به عمل آورده و از وضعیت اسف بار این شهرک ها گلایه کرده است.

صفحه ورزشی نشریه با تیتر“عملکرد هوشمندانه تیم های ورزش آذربایجان در فصل نقل وانتقالات تداعی گر یک فصل رویایی” نیزبه تمجید ازعملکرد تیم های ورزشی آذربایجان در فصل نقل وانتقالات پرداخته و به استقبال هواداران رفته است.

این نشریه همچنین به اعلام موضع خود در مورد گروهک های تروریستی پرداخته و وخبراز هلاکت ۱۳نفر ازگروهکهای تروریستی ضد انقلاب در مرزهای استان داده است.

دربخش سیاسی و اجتماعی انتقادی نیزبه عملکرد تلوزیون و رادیو آذربایجان غربی داشته که به قلم غلامرضا قوشچی نوشته شده است.
صفحه فرهنگی دعوت اشاره ای به تئاتر اغلاما اورمیا که به مدت ۱۰روزدر این شهرستان برگزار شده داشته و همچنین در این صفحه مطلبی با عنوان “شهر یئری عجیب ترین گورستان تاریخی مشکین شهر” که مربوط به محلی در خیاو است به چشم می خورد.

 

دعوت195







نظرات() 

لغو روادید میان ایران و آذربایجان

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-06:58 ب.ظ


125

 الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان در نشست خبری مشترک با حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان با تاکید بر اینکه ما به دنبال خط شمال به جنوب هستیم، گفت: تفاهم نامه هایی در اجلاس پیش رو در این خصوص امضاء خواهیم کرد.

وی با بیان اینکه تعاملات ایران و آذربایجان در نقطه خوبی قرار دارد، گفت: گفتگوهای اجلاس سه جانبه یک موضوع مهمی برای منطقه خواهد داشت.
رئیس جمهور آذربایجان ادامه داد: ما به دنبا گسترش مسیر شمال به جنوب هستیم و محور اصلی گفتگوهای ما موضوع راه آهن شمال به جنوب است.
علی اف همچنین در این نشست اعلام کرد: از این به بعد هموطنان ایران و آذربایجان بدون ویزا به کشورهای هم سفر می کنند.
وی با بیان اینکه ایران و آذربایجان اختلاف فکری ندارند، گفت: ما گام مهمی برای تعامل بیشتر میان کشور برقرار کرده ایم.
علی اف هم چنین تاکید کرد: در جلسه اخیر باید موضوع حمله ارمنستان مورد بررسی قرار گیرد.
رئیس جمهور آذربایجان از ملت ایران تشکر و عشق و علاقه خود را به آنان ابراز کرد.





نظرات() 

نماینده آستارا: حمایت از سرمایه گذاران زمینه توسعه کشور را فراهم می کند

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-06:55 ب.ظ


نماینده آستارا: حمایت از سرمایه گذاران زمینه توسعه کشور را فراهم می کند
 ولی داداشی روز دوشنبه در جلسه مجمع بسیج شهرستان آستارا برداشته شدن موانع سرمایه گذاری را در کشور لازم برشمرد و افزود: شهرستان آستارا به سبب برخورداری از مواهب خدادادی، زمینه و پتانسیل را برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف دارد. وی با اشاره به اینکه حمایت از سرمایه گذار مورد توجه دولت و مجلس است ، اضافه کرد: رفع معضل بیکاری با راه اندازی واحدهای مختلف صنعتی و تولیدی از جمله اموری است که سرمایه گذاران می توانند نسبت به اقدام آن همت کنند. وی راه اندازی سامانه دفع فاضلاب شهری آستارا را یک معضل خواند و گفت: نبود سامانه جمع آوری و دفع فاضلاب شهری می تواند خطرات زیست محیطی و بهداشتی را نیز برای شهروندان در پی داشته باشد که رفع این معضل را با تمام قوا پیگیر هستیم. وی خاطرنشان کرد: در این رابطه با دکتر نوبخت معاون رئیس جمهوری و همچنین وزیر نیرو رایزنی های لازم صورت گرفته و بنا بر این شده که از سرمایه و توان بخش خصوصی در این رابطه استفاده شود. داداشی در ادامه با اشاره به اینکه کشور ما هم اینک در جنگ نرم به مقابله با توطئه های دشمنان برخاسته است ، اظهار کرد: در این جنگ فرهنگی شایسته است از ایده و برنامه های بسیجیان در قالب اتاق های فکر به نحو شایسته ای استفاده شود.
برچسب ها: ولی داداشی




نظرات() 

طاووس‌ زیبابی گیلان بی نصیب از پرنده‌نگری جهان

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-06:48 ب.ظ


طاووس‌ زیبابی گیلان بی نصیب از پرنده‌نگری جهان
طاووسک پرنده ای نسبتا بزرگ و باتلاقی از خانواده یلوه متعلق به راسته درنا سانان است. بسیار محتاط است و معمولا خود را از انظار مخفی میدارد و كمتر در فضای باز دیده می شود. رنگ پر و بالش به طور کلی آبی مایل به بنفش است كه در سطح پشتی پررنگ‌تر و روی گلو و سینه اش جلای فیروزه‌ای دارد. پوشپرهای زیر دم آن سفید خالص است. پاهای قرمزش دراز و پنجه هایی با انگشتانی بلند دارد به طوری که وی را قادر می سازد تا بر روی برگها و گیاهان شناور به خوبی راه برود وغذای خود را جستجو کند. طاووسک صدایی خشن دارد احیانا مواد غذایی را با پا می گیرد و به آن نوک می زند. اغلب صدایی خشن و جیغ مانند در هنگام غروب و یا طلوع آفتاب از او شنیده می شود که حضورش را در لابلای نیزارها مشخص می کند. پرنده نر از نظر جثه کمی بزرگتر از ماده و از آن سنگین تر است و از لحاظ رنگ، تقریبا همشکل هستند با منقاری کوتاه وکلفت به رنگ قرمزکه متصل به سپر پیشانی او که گوشتی و قرمرز رنگ است. اغلب دم کوتاهش را بالا میگیرد و پوشپرهای سفید زیر دمش کاملا نمایان است. پاهایش قرمز روشن و در محل مفاصل پا و بند انگشتانش کبود و رنگ چشمانش قرمز است. بال هایی کو تاه و گرد دارد. پروازش کوتاه و بال زدنش سریع وکم دامنه است و در حالت پرواز پاها و پنجه های بلند و قرمز رنگش به صورت آویزان در زیر بدنش قرار می گیرد که به آسانی قابل تشخیص است. بدن جوجه ها پوشیده ازکرکهای سیاه و پرنده نابالغ به رنگ خاكستری مایل به آبی تیره است و گلو و طرفین سر آن خاكستری است. عباس عاشوری پرنده‌شناس گیلانی زیستگاه این پرنده را در باتلاقها ومرداب‌ها و نیزارهای کنار ماندابها، کانالها، رودخانه ها و مناطقی که نیزارهای زیاد و پوشش گیاهی انبوه، دارد زندگی می‌کند، دانست و گفت: این پرنده آشیانه خود را در میان نیزارها می‌سازد. طاووس های گیلان خورشت می‌شوند وی افزود:طاووسک که به ان طاووس گیلان هم می توان گفت پرنده ای بسیار زیبا است که به دلیل درشت بودن بسیار مورد طمع شکارچیان است. عاشوری با اشاره به اینکه این پرنده جزء پرندگان حمایت شده استان محسوب می شود،تاکید کرد: همچنان باید در جلوگیری از شکار این پرنده جدیت داشته باشیم. وی تصریح کرد:ما اگر طاووسک را برای نسل های آینده می خواهیم باید جور حفاظت از تالاب انزلی را نیز بکشیم تا علاوه براین پرنده زیبا دیگر پرندگان و جانوران و گیاهان ارزشمند این اکوسیستم همچنان زنده باقی بمانند. ثروت هایی که از تماشای طاووس گیلان به دست نمی‌آوریم این کارشناس ارشد اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان ادامه داد:در حال حاضر دنیا از پرنه نگری درآمد بسیار خوبی نصیب کشور ها می شود و از انجاییکه که گیلان یکی از امکان های امن پرندگان در خاورمیانه است می توان توریستها و علاقمندان به پرنده نگری زیادی برای تماسای طاووسک به گیلان کشاند. در سالهای اخیر به سبب تخریب نیزارهای محل زیست و شکار بی رویه این پرنده، جمعیت طاووسک کاهش پیدا کرده است. در استان گیلان این پرنده در زمره پرندگان در معرض خطر انقراض قرار گرفته،شکار آن ممنوع است و باید تحت برنامه های حفاظتی مناسبی قرار گیرد. توجه شهروندان به حفاظت از طاووسک ها میغی رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بندرانزلی نیز امروز از رها سازی یک قطعه طاووسک که توسط یکی از شهروندان شهرستان بندر انزلی به این اداره تحویل داده شده بود،خبر داد. میغی تصریح کرد:یک بهله عقاب تالابی و یک بهله پرنده شکاری دلیجه که توسط شهروندان شهرستان بندرانزلی به این اداره تحویل داده شد بلافاصله جهت معاینه نزد دامپزشک مستقر در شبکه دامپزشکی شهرستان فرستاده شدند. با اعلام این خبر گفت:مامورین یگان حفاظت محیط زیست شهرستان بندرانزلی پس از حصول اطمینان از سلامت پرندگان ،آنان در زادگاه طبیعیشان رها سازی کردند
ایسنا
برچسب ها: طاووسک




نظرات() 

زنده شدن مرده‌ای در سردخانه مراغه

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-06:28 ب.ظ

ماجرای بیمار 68 ساله‌ای که براساس نظر پزشکان، علائم حیاتی خود را از دست داده و نیم ساعت پس از انتقال به سردخانه دوباره به زندگی بازگشت، در حال پیگیری است.

زنده شدن مرده‌ای در سردخانه
به گزارش پارسینه خسرو طالب آغ‌بلاغ ساعت یک و 50 دقیقه بامداد 30 تیر امسال به علت عارضه قلبی همراه همسر خود به بیمارستان شهید بهشتی مراغه مراجعه و در حین انجام مراقبت‌های اولیه، دچار ایست قلبی شده و با آمبولانس به اورژانس بیمارستان امیرالمومنین(ع) این شهرستان منتقل می‌شود.

متخصص اورژانس همراه پزشک معین بیمارستان که متخصص قلب و عروق است، اقدام به احیای علائم حیاتی این بیمار می‌کنند اما به رغم این تلاش‌هاساعت 2 و 45 دقیقه بامداد، فوت این بیمار توسط پزشکان اعلام و به سردخانه منتقل می‌شود.

پس از حدود 30 دقیقه بیمار دیگری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان جان خود را از دست می‌دهد که هنگام انتقال بیمار دوم به سردخانه، کارکنان بیمارستان متوجه وجود علائم حیاتی در بیمار 68 ساله قبلی شده و این بیمار به سی‌سی‌یو منتقل و پس از اقدام‌های درمانی در این بیمارستان، برای تکمیل درمان به بیمارستان آیت‌الله مدنی تبریز (بیمارستان تخصصی قلب و عروق) منتقل می‌شود.

محمدعلی و رقیه طالب، پسر و دختر این بیمار 68 ساله می‌گویند: در حال حاضر بیمار ما هوشیاری خود را از دست داده و پاهایش به خاطر سرمای سردخانه فلج شده است. به دلیل نبود هوشیاری، مدتی آنژیوگرافی پدرمان به تاخیر افتاده و به منظور بازگشت سلامتی وی باید عمل باز روی او انجام شود.

سرپرست دانشکده علوم پزشکی مراغه نیز در این ارتباط به ایرنا گفت: این بیمار در مسیر انتقال به بیمارستان امیرالمومنین(ع) بدون علائم حیاتی در اورژانس پذیرش شده است.

علی جنتی افزود: طبق گزارش پرونده، علائم حیاتی این بیمار توسط پزشک متخصص اورژانس همراه با پزشک متخصص قلب (پزشک معین بیمارستان) بررسی و تلاش برای احیای علائم حیاتی توسط این دو پزشک حدود 45 دقیقه انجام شده است.پس از عملیات احیا و پاسخ ندادن بیمار و نبود علائم حیاتی، براساس علائم مشاهده شده در دستگاه مونیتورینگ، بیمار به عنوان فوتی به سردخانه منتقل شده که پس از نیم ساعت کادر بیمارستان متوجه علائم حیاتی وی در سردخانه می‌شوند.

وی با اشاره به این‌که در صورت اثبات هرگونه کوتاهی بشدت با عوامل آن برخورد می‌شود، گفت: این اتفاقات در گذشته در نقاط مختلف دنیا مشاهده شده که بیمار پس از اعلام پایان علائم حیاتی دوباره به زندگی بازگشته است.

علی دلداری، دادستان عمومی و انقلاب مراغه نیز در این‌باره گفت: دادستانی پیگیر این مساله است که مشخص شود صدمات وارده ناشی از اقدام‌های پزشکان بیمارستان امیرالمومنین(ع) در آن شب بوده یا پیش از آن وجود داشته است.

منبع: جام جم





نظرات() 

قبیله‌ آفریقایی رو به انقراض + تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-05:40 ب.ظ


بوشمن‌ها یا سان‌ها قبایل شکارچی صحرانشینی هستند که در جنوب قاره آفریقا زندگی می‌کنند. بوشمن‌ها اغلب در بوتسوانا، نامیبیا، آفریقای جنوبی و تعداد کمتری در آنگولا، زیمبابوه و زامبیا زندگی می‌کنند. ملخ، جیرجیرک، هزارپا، بید، پروانه و موریانه از حشراتی هستند که سان‌ها می‌خورند. مردان به شکار می‌روند و با دنبال کردن ردپاها مسیرهای طولانی و دشواری را برای یافتن طعمه‌ها می‌پیمایند. آنها بیش از هزاران سال در صحراهای وسیع جولان می‌دادند و زمین‌هایشان تحت تسلط خودشان بود. اما نسل این افراد این روزها کم کم در حال انقراض است.





نظرات() 

بانوی زنجانی بر فراز دومین قله مرتفع اروپا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-05:31 ب.ظ


قله کاز بک گرجستان توسط بانوی کوهنورد قیداری، آسیه بیگدلی فتح شد.

۸۷۸۴۷۷۵۰

این قله به اورست کوچک دنیا معروف است که این دو کوهنورد در روز جمعه ۱۱ مرداد بر فراز این قله ایستادند.

آسیه بیگدلی و حسین مصطفوی فاتحان این قله بودند.





نظرات() 

اشنائی بانام مكان های خطبه سرا /باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-12:15 ق.ظ

آنامین آغ ســاچینا جانـیمی قربان دئمیشم

سحر آخـشام یورولان اللرینه جان دئمیشم
قدریوی من بولَنه سن نه قوجالدین آنا جـان
آنامین بیر باخیشین دردیمه درمان دئمیشم
یاشاسین انالاریوردی انایوردم خطبه سرا


مادران فداکار گیلان
 
دهنز یعنی  دریا
خزر دریاسی
یه معنای دریای حزر است كه بزرگترین دریاچه حهان است.
كیشلیك كه به معنای محل رویش درخت كیش(شمشاد) است و افرادی كه در این منطقه به زبان بدوی سرزمین تالش كه به علت عدم برخورداری از قواعدو گرامر مدرن و خط و كتابت در حال ازبین رفتن است ولذا می باید روشنفكران تالش كه به زبان اذری تكلم می كنند در جهت احیای این زبان بدوی و باستانی كه با زبان اوستائی هم ریشه بوده وزبان اوستائی هم بدلیلی كه درباره قواعد دستوری متذكر شدیم علی رغم داشتن خط و كتابت ازبین رفته است ،صحبت می كنند مهاجر بوده و از عنبران محله اردبیل به این محل امده اند وسابقه سكونت اینان در این مخل كمتر از7
0سال است و اینان مردمانی بسیار شریف و زحمتكش وفعال می باشند .
كالو
بنابرگفته معمرین به علت سایه بودن و كمتر افتاب گیربودن معمولا میوه هایش دیررس و كال بوده اند به قول انان محل كشاورزی و باغداریش در زمان قدیم افتاب گیرنبوده وبه قول معروف( قوزی) بوده است .كال و قوزی در زبان اذری تالش ها به معنای نارس و مخلی كه كمتر افتاب می گیرد می باشد.
اشیك اغاسی
بزرگترین محله خطبه سراست وبدون توجه به این مخل خطبه سرا قابل مطرح شدن نمی باشد!این ایل به دنبال شورش خانهای تالش برعلیه دولت مركزی كه در راستای تضعیف دولت مركزی و مقتدر ایران بوسیله روس ها صورت می گرفت توسط نادر شاه از استان فارس به علت ترك بودن (چون ترك ها به نادرو یك پارچگی ایران زمین وفاداربودند) به این منطقه جهت حراست از یك پارچگی ایران زمین و مقابله با توطئه روسیه منتقل شده است و لذا خان های منطقه همیشه با این قوم ایرانی الاصل و وطن پرست جنگ و درگیری داشته اند برخی اسنادو شواهدحكایت از حركت این ایل قبل از پادشاهی نادرودر زمان صدارت نادر به خطبه سرا را دارد!

هله دومه

دومه یعنی پیچ و هل هم به معنای سرخس می باشدوبه معنای پیچ سرخس زار می باشد.

هله سو

سور به معنای اب و هل هم به معنای سرخس است یعنی چشمه یا ابی كه در منطقه سرخس زار جاریست.

باباسرا

سرزمین و یا خانه پدری

زیره قلم 
منطقه ای در همسایگی چیبینیگ و در غرب كشاوراست كه حالت دیده بانی از منطقه را داردو بركل منطقه مشرف است نام واقعی اش زیر قلعه است و لی اشتباها زیره فلم و یا باغ ازگیل معنا شده است در ضمن اثارقلعه درمنطقه تا سالها پیش موجود بوده است كه در اثر كشت محل از بین رفته است در ضمن باغ زیبای سردار پوریوسفی در این منطقه موجود بوده و ایشان شواهدی بر قلعه بودن اینجا به خاطردارند.

بوبوسو
اب یا چشمه ای كه مربوط به پدر بزرگ است .
كلبه
محلی كه دارای كلبه است.
داغ دیوی

زمینی كه در پائین كوه واقع است

بوراسرا

بور به معنای بوته تمشك است یعنی تمشك زار و بوروخ

كشاور محله
كش در زبان اذری تالش ها به معنای چشمه است و به معنای سرزمین پراز اب و چشمه است و این محل دارای حدود 10 تا چشمه است و یك رودخانه پرابی بوده كه در فصل بهار ماهی ازاد صید می شده است هیچ محلی به اندازه این محل چشمه ندارد!

باغ یری

منطقه بین كشاورمحله و باباسرا به معنای نخل باغ و گندم زار بوده است


دمیرریك

محل رویش درخت انجیری (دمیر اغاجی) محلی بین بوراسراو كشاور محله


دعوالی یر

محلی نزدیك دمیرریك به خاطر داشتن وراث زیاد به محلی كه م دعی زیاد دارد معروف بوده است.

سوست

به علت داشتن زمین باتلاقی و سست بودن خاك وبه قول محلی ها سوجاق بودن به این نام معروف گشته است

نصیر اوجوری

اجرگاهی كه به نصیر بیگ ازسران ایل اشیك اغاسی متعلق بوده است.

شونده بور

محلی كه شوند(اقطی) و بور یعنی بوته تمشك دران بسیار رشد می كند محلی بین باباسرا و گول می باشد.

متالا چول 

چول به معنای چاله است و متال هم نام محلی درختی در زبان اذری تالشی است یعنی زمین پستی كه درخت متال رشد می كند

گول 
درمسیر ییلاقی كشاورو باباسرا به مظله كم و برزه بیل است وبه معنای استخرو بركه در زبان اذری تالش است


مظله كم به معنای محل چادر نشین(پوری یری)  ومنطقه ای بین گول و بیله پشت است.


پوری یری

محل برپا كردن پوری در زبان اذری تالش است.

مسجد قاباغی

محلی روبروی مسجد

بولاغ باشی

به معنای سرچشمه است و در محلی كه چشمه وجود داشته باشد محلی نیز به این نام وجود دارد.


تپه باشی

منطقه ای در بالای تپه را گویند
نارنج اسلانان 

محلی كه نارنج اویزان شده است .


صوفی اتانان
محلی كه صوفی پریده است


چای غراغی

كناره رود خانه محلی در كناردریا و دربین ترك محله وخواجه كری خطبه سرا نیز نیز وجود دارد.

دهنز غراغی

كنارساحل دریا را گویند

دهنه

محل برخود دریا با رود خانه

توركه محله
محله ترك های مهاجر

چویانا محله 
محلی كه قبلا چوپان ها اطراق می كردند

قارا میشه

به علت داشتن درخت خارداری به نام قارا تیكان به این نام معروف است

اووا سنگ

محلی در ساحل بوراسرا به معنای اب دریا كه سنگلاخ است.

مردوب
به معنای مرداب منطقه ای بین سوست و بوراسراكه برنجزار معروفیست

ونه 
در زبان اوستابه محلی كه كلبه محقری وجود داشته باشد گویند ونك تهران وونه بین استارا نیز از این جهت نام یافته اندودر جوكندان هنوز این واژه استعمال دارد.

ووزمه یا ووزما

 به محلی كه در معرض بادخزری باشدگویند
خانلیق یولی
راهی كه بدستو رخاها ساخته شده باشد.

كیچیك تربه
تربه كوچك
اون ایكی علمدار تربه سی
تربه دوارده علمدار
كلات 
ا به معنای قلعه است كه كلات نادری شهره عام وخاص در استان خراسان است.
بنون 
 یعنی زمینی كه قلعه مانند باشد.
انبو
 زمینی كه باغات داشته باشد.
تنبو 
زمینی كه دارای میوه متنوع باشد.
تمیشه لانه
تمیشه شهرباستانی دركناردریای خزركه در حمله اعراب از بین رفته است .
شاه میلرزان
گویا درختی در انجا (برروی ارامگاه شیخ محمود دینوری )وجود داشته كه بین زمین و اسمان قرارداشته كه با دست تكان می خورده است
لازم است بدانیم دینور مركز و خاستگاه تصوف بوده است.
كوستان 
به معنای كوهستان است

عظیم تربه سی
تربه یا زیارتگاهی كه عظیم ساخته است
بیله پشت 
ابادی پشت كوه
ونه پشت 
ابادی كه دارای كلبه های كوچك و محقرباشد را گویندودر پشت كوه و یا زمین بلندی واقع باشد
برزه بیل
محل ویا ابادی كه سرزمین كشت و ذرع باشددر زبان باستان برزه به معنای كشت و بیل به معنای ابادی و محل و سرزمین است.
انا بولاعی 
چشمه ای كه پراب باشد وچشمه های دیگر از ان اب بگیرند.
هفت چشمه
هفت تا چشمه در انجا جاریست.
كنه دی
كنهدی همان كهنه ده یا ده قدیمیست
حلج لر
محل اطراق خلج ها
بیزیر
ابادی پائین دست
كومیرلیك
به روایتی محل تولید كومور و ذغال بوده و به روایتی دیگر حكم گمرك مابین تالش و اذربایجان(گمریكلی) بوده است .
هرتنگ
راه باریك سنگی را گویند.
سوباتان
محلی كه اب رد انجا فرو می رود و ربطی به سوالا كه به معنای گلپراست نداردو فرورفتن اب در این منطقه اظهر من الشمس است و صرف رو یش
چندبوته گلپر كه خیلی از جا های تالش می تواند رشد كند نمی تواند امر مهم فرورفتن اب در زمین را كه به باور قدیمی ها گویا در قلعه صلصال بیرون می اید را تحت الشعاع قراربدهد.
اگر درمحلی هم شیر زندگی بكند و هم خرگوش ،مطمئنا ان مخل به نام شیر نامگذاری می شودنه خرگوش !
اولاس خونی
چشمه ای كه در زیر درخت اولاس (ممرز )واقع است
سویوخ بولاغ

چشمه ای كه اب سرد دارد
ایوب اوچان 
جائی كه ایوب سقوط كرده است
میریش یودری
جانی كه یورد ویا محل اطراق و زندگی میریش (میرابیش)بوده است.

ولی اباد
محله ای كه به نام ولی است.
اهارباهار(اخار باخار)
ازسرزمینیكه بگذری به جائی می رسی كه سرزمین و مناظر دیگر مشاهده می شود.
قوروق چائی
رودخانه ای كه در محلی كه قوروخ یا قروق شده است جاری باشد.
باغرو تربه سی
تربه ایكه در باغرو قرار دارد.
.jpg

باغرو و یا بغرو.
محلی كه چنان باران شدیدی ببارد كه انسان رازهره ترك نمایدبغرو یا باغرو گویند.
باغر درتركی اذری یعنی جگر و كبد
باغرما یعنی طوری فریاد مكن تا جكرت پاره شود/باغری چاتادی یعنی جگر یا كبد ش از شدت ترس و گریه شدید پاره شد.
زین كت
سنگی كه شبیه زین اسب است.در انجا قراردارد.
گلین داشی
سنگی كه شبیه عروس است در انجا واقع است.
بشیك داشی
محلی كه سنگی شبیه به گهواره دارد
سوالا پشت یا زوغالا پشت
برخی رویش سوالا را در انجا اساس نامگذاری می دانند در حالیكه در برزه بیل بیشتر سوالا رویش دارد تا انجا و لی در جنگل های اطراف ان سوالا رویش
دارداما عقیده بنده براین است كه چون این منطقه بسیارافتاب تندی داشته و اوقات ظهر بسیار گرم شده و به قول اهالی زوغالا می شودولذا به معنای
پشته ایست كه زوغالای شدیدی دارد.
جهنم رو
محلی بسیار بد یمن و بد مسیر را گویند.
لیسارا
به علت داشتن رود پراب قسمتی از ان ابگیربوده و گیاه لی و یا نی رویش داشته است.
ركوع محله 
به علت سابق دراز در سكونت روحانی در این محل و به خاطر نمازو عبادت و ركوع در نماز به این نام موسوم گشته است!

برزو 
كوه بلند و پرشیب را گویند
توته باغ
محلی كه توت فراوان داشته باشد .
باش لیسارا
محلی كه بالای محله لیسارا باشد در ضمن گیاه لی در این منطقه نیز به خاطر رود پراب لیسارا كه از برزو جاری می شود .رویش داشته است.
تربه گورسنن
جائیكه تربه دیده می شود.
یاستی یول
راهی كه هموار و افقی باشد.
گولوما
گولومایاغلام محله است.
میسه چولی 
زمینیكه خاكش شبیه مس است.
سفلی كم 
كمره كوه سفلی یاپائینی 
بنون یوگوشی
سربالائی بنون
علی چول
زمین پستی كه به اسم علی نام گذاری شده است.
چیبینیگ
محلی كه زنبور عسل فراوان دارد
بند
یال كوه را گویند.
دروازه ایچی
محلی در ابتدای اشیك اغاسی است /داخل دروازه
بره اغزی
محل ورودی دروازه
الچالق
محل رویش الوچه
هندل لوق
محل رویش هندل یا تمشك
یوخاری محل 
محله بالائی
اشاقا محل 
محله پائینی
ای قلعه سی
قلعه خرس
نونجا بیل یا نارنج بیل .نو نجبیل
جائیكه نارنج رشد می كند. 
خطبه سراگل سرسبدسرزمین تالش
محلی كه در انجا خطبه خوانده شده است كه برخی معتقدند اوزون حسن خطبه خوانده است و لی واقعیت اینست كه شیخ صفی الدین داماد شیخ زاهد گیلانی ازمسیر اردبیل هیر/برزه بیل خطبه سرا و یا ازطریق لنكران و دریا به لاهیجان سفرمیكرده است ولذابرای اولین بارایشان در خطبه سرا خطبه خوانده اند
و........

باغرو و یا بغرو.
محلی كه چنان باران شدیدی ببارد كه انسان رازهره ترك نمایدبغرو یا باغرو گویند.
باغر درتركی اذری یعنی جگر و كبد
باغرما یعنی طوری فریاد مكن تا جكرت پاره شود/باغری چاتادی یعنی جگر یا كبد ش از شدت ترس و گریه شدید پاره شد.


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا








نظرات() 

“گلین”، عروس نشریات گیلان؛ گلین اوجاغا گلر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-12:13 ق.ظ

 تفاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.

۳
خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه "گلین"
خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه “گلین”

خسرو حسن‌پور که نشریه وی فعلاً در حوزه فرهنگی به زبان ترکی و فارسی منتشر می‌شود در بیان هدف از این ایجاد نشریه به خبرنگار یول‌پرس، گفت ” می‌دانیم که نشریاتی (هرچند کم تعداد و کم وسعت) به زبان‌های مادری منتشر می‌شوند. اما این نشریات عمدتاً نشریات روشنفکری هستند و مخاطب خاص خود رادارند. هدف بنده این است که نشریه‌ای به زبان مادری و برای عموم مردم داشته باشم.”

وی همچنین هدف و برنامه این نشریه را این‌گونه بیان نمود ” هدف گلین همان‌طور که عرض کردم آمدن به سطح عموم مردم است و اخبار و مطالب عمومی را در نظر دارد. به امید خدا، اگر تصمیم گیران دولتی کمک نمایند، قصد گلین این است که گستره فعالیت خود را به همان رویکرد عمومی ، گسترش دهد تا حدی که علاقه‌مندان خود را از استان‌ها و شهرستان‌های دوردست نیز پیدا کند.”

حسن‌پور معتقد است آنچه این نشریه را از دیگر نشریات متمایز می‌کند شعار این نشریه و جامعه هدف است و دراین‌باره اضافه کرد ” تفاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.”

چرا گلین

مدیرمسئول نشریه گلین درباره اسم نشریه می‌گوید ” زیباترین زمان برای انسان ، روز عروسی اوست. درواقع خانم‌ها در روزی که «گلین» می‌شوند ، به اوج زیبایی خود می‌رسند و خاطره این زیبایی تا آخر عمر ، در ذهن آن‌ها می‌ماند. بنابراین اگر بگویم زیباترین نام را انتخاب کرده‌ام ، بیراه نگفته‌ام.”

خسرو حسن‌پور درباره عملکرد خبری یا تحلیلی نشریه گفت ” نه پژوهش و نه خبر، به نظر می‌رسد زمان پرداختن در یک مجله، باوجود وسایل ارتباط‌جمعی سریع و متعدد، گذشته است. کار پژوهشی هم تیم می‌خواهد. تیمی که اعضای آن در زبان مادری خود به معنی اخص کلمه «باسواد» باشند. نشریاتی که چنین کاری انجام دهند، وجود دارند مثل «بایرام»  کار گلین باید این باشد که با عموم مردم دمساز باشد، متخصصان مثلاً رشته تاریخ.

بنابراین اهمیت این مجله باید اطلاع‌رسانی و تحلیل خبرهای فرهنگی و برجسته کردن نقش و اهمیت زبان مادری باشد.”






نظرات() 

نشست خبری هادی بهادری با حضور بیش از چهل خبرنگار برگزار شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-12:10 ق.ظ

بهادری


دورنانیوز، هادی بهادری چهارشنبه شب در جمع خبرنگاران با اشاره به پیگیریهای خود برای حل مسائل و مشکلات شهرستان ارومیه از آغاز بکار مجلس دهم اظهار داشت: موضوع منطقه ویژه اقتصادی شدن ارومیه، فراکسیون احیاء دریاچه ارومیه و تالابهای ایران در کنار راه اندازی دفتر ارتباطات مردمی و شکل دهی ۳ اتاق فکر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از مهمترین برنامه‌های این چند ماه بوده است.

وی با اشاره به تبعات فزاینده مشکلات جوانان که همگی ریشه در بیکاری دارد افزود: از زمان آغاز نمایندگی مجلس ۸۳۳ نامه به دفترم ارسال شده که ۲۴۰ مورد آن حاوی مشکل اشتغال بوده است که این امر نشان از اهمیت رسیدگی به معضل بیکاری در آذربایجان غربی دارد.

بهادری گفت: بر اساس هماهنگی‌های انجام شده با وزارت راه و شهرسازی مقرر شده اعتبار مورد نیاز برای ۵ طرح مهم کشور از جمله پروژه راه آهن مراغه به ارومیه از محل اعتبارات صندوق توسعه ملی پرداخت شود بنابراین نامه‌ای به دفتر مقام معظم رهبری ارسال شده تا از اعتبارات این صندوق اجازه استفاده صادر شود.

وی رسیدگی به وضعیت راههای روستایی، حل مشکل آب شرب و فاضلاب روستای ۱۲ هزار نفری ریحان آباد، حل مشکل صادرات قیر استان، حل مشکل انبار نفت ارومیه که ۹۵ درصد از احداث آن به اتمام رسیده، رفع مشکل زمین کشتارگاه صنعتی ارومیه و تسهیل انتخاب ۴ نفر از مهندسین استان در میان  اعضای شورای مرکزی نظام مهندسی کشور را از دیگر اقدامات مورد پیگیری قرار گرفته خود برشمرد.

تکمیل بیمارستان ۴۵۰ تختخوابی ارومیه

بهادری اظهار داشت: امروز در حوزه سلامت مهمترین مطالبه مردم تکمیل بیمارستان ۴۵۰ تختخوابی ارومیه است و تلاش می‌کنیم در سفر وزیر بهداشت و درمان موضوع این بیمارستان به کل حل شود و در کنار آن انتظار می‌رود با تدابیر وزیر بهداشت مشکل بغرنج و خطرناک اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه نیز حل شود.

وی رسیدگی به وضعیت زندانیان در شرف اعدام در زندان ارومیه را از دیگر اقدامات خود برشمرد و اظهار داشت: روشن است که در بحث قصاص کسی نمی‌تواند حق شهروندان را ضایع کند اما در میان زندانیان در صف اعدام افرادی هستند که نا خواسته و در یک حادثه مرتکب قتل شده‌اند که جا دارد برای ادامه حیات این افراد از سوی خیرین و نمایندگان مردم در مجلس تلاش شود و به همین خاطر در روزهای اخیر با حضور در زندان ارومیه و رایزنی‌های مختلف تلاش شد تا از اعدام حداقل ۴ نفر جلوگیری شود تا دوباره امکان بازگشت به زندگی را داشته باشند.

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی تشکیل فراکسیون نمایندگان ترک زبان را ظرفیت جدیدی برای مجلس دانست و گفت: از این ظرفیت برای ارتقاء فرهنگ ترک زبانان ایران اسلامی و تاثیرگذاری نمایندگان این اقوام در رویدادهای مجلس استفاده می‌شود.

طومار ۴۰۰ نفر از بازاریان ارومیه

بهادری رسیدگی به وضعیت تعدادی از شهروندان شاغل در بازار ارومیه را از دیگر اقدامات روزهای اخیر خود بر شمرد و اظهار داشت: چندی پیش حاشیه‌هایی در مورد نحوه حل مشکل سد معبر در محوطه بازار ارومیه به وجود آمد که نیاز بود نمایندگان مردم در مجلس بدان رسیدگی کنند و از این رو در میان بازاریان حضور پیدا کرده و دیدم که انصافاً برخی اتفاقات ناخوشایند در نحوه اجرای قانون پیش آمده است بنابراین به اصناف و کسبه بازار ارومیه قول رسیدگی داده‌ام و هم اینک بیانیه‌ای با مهر و امضای ۴۰۰ نفر از بازاریان ارومیه در خصوص نحوه برخورد با آنان جمع آوری شده که در اختیار متولیان مرتبط قرار خواهد گرفت.

وی با اشاره به چگونگی انتخاب خود به عنوان رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان غربی در مجلس شورای اسلامی رویکرد این مجمع را انسجام بخشی به فعالیتهای نمایندگان اعلام کرد و گفت: تلاش می‌کنیم هیچ اختلافی در موضوع توسعه و پیشرفت استان بین نمایندگان به وجود نیاید چرا که معتقدیم توسعه همه شهرهای استان اولویت همه نمایندگان استان است و باید با همین رویکرد در همه مباحث وارد شد و در این میان به هیچ تنش و جنجالی که در بین نمایندگان ایجاد شود وارد نخواهیم شد.

بهادری اختلاف سلیقه با سیستم مدیریت شهرداری ارومیه را طبیعی خواند و این اختلاف را ناشی از مشکلات شخصی ندانست و گفت: هم اینک شهردار ارومیه شخص فعالی است ولی این به معنی آن نیست که اشکال و انتقادی از شهرداری وجود ندارد بنابراین نقدها همچنان ادامه خواهد داشت چراکه نقد منصفانه سبب ترقی و پیشرفت شهر ارومیه می‌شود.

انتخاب مستقیم شهردار با رای مردم

وی وضعیت نا به سامان زمینهای پادگان لشگر ۶۴ ارومیه را تأسف بار خواند و گفت: بعد از استعفای بنده از معاونت عمرانی دو بار زمین‌های لشکر ۶۴ پیاده ارومیه با فشار ارتش تغییر کاربری داده شده‌اند که این کار اصلاً اصولی نبوده و منافع درازمدت شهروندان را تأمین نمی‌کند و برخلاف اهداف تعیین شده است.

بهادری گفت: گرچه از هم اکنون تب انتخابات شورای شهر بالا گرفته اما با تصویب قانون انتخاب مستقیم شهردار از سوی مردم در شهرهای بالای ۵۰۰ هزار نفر جمعیت عملاً این تب خواهد خوابید چراکه شوراها نقشی در انتخاب شهردار نخواهند داشت.

وی وضعیت سرمایه گذاری در شهر ارومیه را افتضاح خواند و گفت: ارتقاء وضعیت سرمایه گذاری در ارومیه منوط به وجود افراد متخصص در نهاد شورای اسلامی شهر است و شاید اگر یک متخصص در سرمایه گذاری در شورای شهر داشته باشیم مشکلات کنونی به وجود نمی‌آمد.

بهادری رسیدگی به موضوع تخریب آبشار سوله دوکل در منطقه سلیوانا را از دیگر برنامه‌های خود بر شمرد و اظهار داشت: به‌زودی با خبرنگاران حافظ محیط زیست برای بازدید از ابعاد این حادثه از پروژه نیروگاه در حال احداث بازدید خواهم کرد.

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی گفت: تله کابین ارومیه یک پروژه شخصی است که متاسفانه تابحال ۳ بار سرمایه گذار آن عوض شده و مشکلاتی متعددی دارد که باید توسط دستگاههای مختلف دولتی و خدمات رسان مرتفع شود.

وی با اشاره به شکایت خود از یکی از رسانه‌های محلی گفت: اسم من در انتخابات شوراهای اسلامی در سال ۹۲ در لیست آبادگران ارومیه قرار نداشت بنابراین به دلیل اصرار سایت آناج به انتشار خبر نا صحیح از این رسانه شکایت کرده‌ام اما در صورت تصحیح اشتباه خود انصرافم از شکایت را اعلام می‌کنم.

 

منبع: تسنیم








نظرات() 

آمار دقیق مدیران نجومی بگیر چقدر است؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 18 مرداد 1395-12:00 ق.ظ


صراط: فارغ از مباحثی که پیرامون عاملان و مباشران و مقصران فاجعه فیش‌های نجومی مطرح می‌شود، بحثی که اخیرا وجود دارد، نحوه برخورد دولت با این معضل است؛ و اینکه مقصران این فاجعه چگونه به سزای اعمالشان خواهند رسید.

 به گزارش میزان، در ماه‌های اخیر بحث فیش‌های نجومی به کرات در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است و بسیاری از مقامات و مسئولان کشورمان در قوا و دستگاه‌های مختلف در باب آن به اظهارنظر و اعلام موضع پرداخته‌اند.

در این میان برخی اعضاء و هواداران دولت فعلی، قوه مقننه و دولت سابق را به سبب صدور مجوز پرداخت فوق العاده‌های خاص به مدیران و اعضای هیئت مدیره بانک‌ها و بیمه‌ها، مقصر می‌دانند و معتقدند دولت یازدهم از قصور و غفلت در این زمینه بری است.

از سویی دیگر، منتقدان دولت یازدهم به بخشنامه‌ای استناد می‌کنند که امضای دو مقام ارشد دولتی یعنی محمدباقر نوبخت و علی طیب نیا در آن به چشم می‌خورد؛ بخشنامه ای که ناظر بر پرداخت فوق العاده‌های خاص به مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره بانک‌های دولتی و شرکت‌های بیمه مرکزی و بیمه ایران است.

اما فارغ از مباحثی که پیرامون عاملان و مباشران و مقصران فاجعه فیش‌های نجومی مطرح می‌شود، بحثی که اخیرا وجود دارد، نحوه برخورد دولت با این معضل است؛ دولتی‌ها و بویژه شخص رئیس جمهور از همان ابتدا وقوع معضل فیش‌های نجومی صریحا اعلام کردند که با هیچکس عقد اخوت نبسته‌اند و مقصران این فاجعه را به سزای اعمالشان می‌رسانند.

در 12 تیر در جریان جلسه هیئت امنای صندوق توسعه ملی با رئیس جمهور، استعفای دسته جمعی رئیس و اعضای هیئت عامل این صندوق مورد پذیرش قرار گرفت؛ صفدر حسینی را باید پنجمین قربانی ماجرای فیش‌های حقوق نجومی دانست؛ حدود دو ماه پیش بود که  فیش‌های حقوق و مزایا و دریافتی‌های وی با ردیف‌های متنوع به عنوان رئیس هیئت عامل صندوق توسعه ملی در رسانه‌های رسمی و غیررسمی منتشر شد و با جنجال‌ها و حواشی‌ ای همراه بود؛ در همان زمان خبر استعفای وی منتشر شد که البته بلافاصله از سوی روابط عمومی صندوق توسعه ملی تکذیب شد و اعلام شد که صفدر حسینی در دفتر کارش مشغول رایزنی با همتای چینی‌اش است.

البته سیل عزل‌ها و استعفاها و پیاده شدن از قطار دولت یازدهم بواسطه فیش‌های نجومی تنها به صفدر حسینی محدود نشده و پیش از او نیز چهار مدیر بانکی و بیمه‌ای به سبب مزبور، معزول و یا مستعفی شده بودند. محمد ابراهیم امین رئیس  بیمه مرکزی اولین قربانی فیش‌های نجومی بود؛ پس از وی به ترتیب، صدقی، للگانی، رستگار از ریاست بانک های رفاه، صادرات و ملت معزول و یا مستعفی شدند.

اما نکته‌ای که در این زمینه مطرح است این است که آمار دقیق مدیران معزول و مستعفی بواسطه فیش‌های نجومی چه مقدار است؛ این موضوع از آن حیث قابل پیگیری است که آمارهای مختلف و بعضا متناقضی از سوی مقامات دولتی در این باره مطرح شده است؛ رئیس جمهور سه‌شنبه در جریان گفت و گوی تلویزیونی، آمار مدیران متخلف در ماجرای فیش‌های نجومی را یک درصد دانست.

اظهارات روحانی مبنی بر یک درصدی بودن مدیران مقصر در ماجرای فیش‌های نجومی، در حالی است که محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت در 5 تیر در جریان نشست خبری خود، آمار 3 درصد را ارائه کرده بود و گفته بود، "تنها 3 درصد از مدیران که شامل 40 نفر می شوند، حقوق غیرمتعارف دریافت کرده‌اند". نوبخت چند هفته بعد از آن، در 22 تیر اظهار داشت که "13 مدیر در رابطه با فیش‌های نجومی استعفا کرده‌اند".

در شرایطی که نوبخت  تعداد مدیران متخلف در ماجرای فیش‌های نجومی را 40 نفر اعلام کرده بود، روحانی در 27 تیر در جریان سفر استانی به کرمانشاه، از 100 الی 300 مدیری سخن گفت که حقوق نامتعارف دریافت کرده اند.

اما ارائه آمار متناقض پیرامون مدیران دریافت کننده فیش‌های نجومی تنها منحصر به دولتمردان نماند و برخی اعضای پارلمان نیز در این رابطه به ارائه آمارهایی مبادرت ورزیدند. از جمله داود محمدی رئیس کمیسون اصل 90 مجلس در 13 تیرماه از 950 نفر مدیر دخیل در ماجرای فیش‌های نجومی سخن گفت.
برچسب ها: مدیران ، نجومی بگیر ، آمار ، صراط




نظرات() 

انتقاد شدید نماینده مرند از تبعیض اقتصادی علیه آذربایجان

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 17 مرداد 1395-11:49 ب.ظ

نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس گفت: در طی این چند سال ما را با این سخن که تبریز شهر اولین‌ها بوده فریب داده‌اند که نرخ بیکاری‌مان کم است اما نگفتند دلیلش را که چرا نرخ بیکاری کم است! دلیل این است که جوانان به دلیل ناامیدی از پیدا کردن کار مهاجرت کرده‌اند و نمانده‌اند تا در سرشماری به‌عنوان بیکار تلقی شوند.

hasannejad

به گزارش یول‌پرس، محمد حسن‌نژاد با بیان اینکه پنج درصد جمعیت کل کشور در آذربایجان‌شرقی است در حالی‌ که ۲.۵ درصد بودجه کل کشور به این استان تعلق دارد، گفت: بانک‌های بزرگ در استان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.

وی با بیان اینکه در مدیریت اولین گام مسئله شناخت علت مسئله است و تا زمانی که درد را شناسایی نکنیم نمی‌توانیم درمان کنیم، اظهار داشت: در طی این چند سال ما را با این سخن که تبریز شهر اولین‌ها بوده فریب داده‌اند که نرخ بیکاری‌مان کم است اما نگفتند دلیلش را که چرا نرخ بیکاری کم است! دلیل این است که جوانان به دلیل ناامیدی از پیدا کردن کار مهاجرت کرده‌اند و نمانده‌اند تا در سرشماری به‌عنوان بیکار تلقی شوند.

وی با تأکید بر اینکه اشتغال در سایه سرمایه‌گذاری دولتی یا خصوصی ایجاد می‌شود و در سرمایه‌گذاری دولتی، دولت بودجه می‌دهد، افزود: پنج درصد جمعیت کل کشور در آذربایجان‌شرقی است در حالی‌ که ۲٫۵ درصد بودجه کل کشور به آذربایجان‌شرقی تعلق دارد به عبارتی بودجه سرانه نصف است.

حسن‌نژاد اضافه کرد: بر اساس آمار رشد سرانه جمعیت در ایران ۱٫۳ درصد و در آذربایجان‌شرقی ۰٫۶ درصد است، اگر بیکاری کم است پس چرا جمعیت کمتر از میانگین کشوری رشد کمتری دارد و جمعیت کاهش می‌یابد.

بانک‌های بزرگ در استان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، بابیان اینکه بانک‌های بزرگ در استان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، ادامه داد: نسبت تسهیلات به سپرده نسبت به میانگین کشور کم است به عبارتی در استان ما که مهاجر فرست است به‌جای اینکه از استان‌های برای ایجاد اشتغال دیگر سپرده جذب کنند، برخلاف این امر بانک‌ها سپرده را جذب و در دیگر استان‌ها هزینه می‌کنند.

وی در ادامه با اشاره به عدم هزینه حق بیمه مردم استان در خود استان، گفت: تنها port.foy (پورت فوی = مجموعه یا سبدی از اوراق بهادار) بورسی شستا و شرکت‌های تأمین اجتماعی ۱۶۰ هزار میلیارد تومان است، با توجه به پنج درصد جمعیت کشور در استان، سهم استان ۸ هزار میلیارد تومان بوده، در حالی‌ که حق پورت فوی تأمین اجتماعی در استان ۸۰۰ میلیارد هم نمی‌شود به عبارتی حق بیمه‌ای که از ما جمع کرده‌اند حی برای استان هم هزینه نشده است.

حسن‌‌نژاد، ادامه داد: همچنین نزدیک به ۵ هزار میلیارد مردم آذربایجان شرقی در سهام عدالت سهم دارند، اما حتی ۵۰۰ میلیارد تومانی در استان پورت فُی وجود ندارد و به عبارتی مردم آذربایجان‌شرقی پول داده‌اند تا درجایی دیگر هزینه شود.

درآمد و گردش مالی مس سونگون در کرمان است

وی در ادامه بابیان اینکه حتی درآمد و گردش مالی مس سونگون نیز در کرمان است، خاطرنشان کرد همه این‌ها به‌عنوان معضلات استان محسوب می‌شوند که باید حل شوند وگرنه با ساخت سد و رودخانه مشکلی به آن صورت رفع نخواهد شد.

عضو شورای عالی اقتصاد کشور، بیان کرد: در کنار این مسائل با توجه به اینکه گفته می‌شد، آذربایجان دروازه تمدن به سمت غرب است، انگار این هم‌بسته می‌شود یکی از راه‌های مواصلاتی طرح مرند – بازرگان بوده که فاینانس هم تمام شد و به اینجا فعلاً نرسیده است.

خط آهن تبریز – میانه با اتصال تبریز به نخجوان استان از بن‌بست خارج شود

وی ادامه داد: دومین مسئله خط راه‌آهن تبریز- میانه بود که برای قزوین و رشت ۵۰ درصد بودجه کل کشور را داده‌اند تا خط آهن قزوین – رشت را به اتمام برسانند اما به‌اندازه یک تاریخ هنوز خط آهن تبریز – میانه تمام نشده تا با اتصال تبریز به نخجوان استان از بن‌بست خارج شود.

نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس شورای اسلامی، خاطرنشان کرد: با توجه به این مسائل عملاً استان به یک کویری تبدیل خواهد شد که هیچ‌کس سری هم به آذربایجان نخواهد زد.

حسن‌نژاد یکی دیگر از فرصت‌های توسعه استان را وجود منطقه آزاد ارس دانست و گفت: منطقه آزاد ارس می‌تواند آذربایجان را نجات دهد اما متأسفانه در سایه تنگ‌نظری‌ها به سمت تعطیلی پیش می‌رود.





نظرات() 

گردهمایی دو ایل بزرگ ترک شاهسون و قشقایی در هفته فرهنگی اردبیل

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 17 مرداد 1395-11:46 ب.ظ


مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل از برگزاری آیین هفته فرهنگی اردبیل با حضور ایلات شاهسون و قشقایی از استان‌های اصفهان و فارس خبر داد.

۲

وی برگزاری نشست تخصصی موسیقی (موسیقی مقامی آذربایجان و قشقایی)، نشست علمی ادب و هنر (فرهنگ و ادبیات عامیانه)، مردم‌شناسی (آیین‌ها و بازی‌های بومی) و اجرای موسیقی زنده توسط آشیق‌های شاهسون و قشقایی را از جمله برنامه‌های آیین هفته فرهنگی اردبیل عنوان کرد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل افزود: انتقال دانش و میراث فرهنگی و معرفی ظرفیت‌های منطقه با حضور اکیپ‌های فرهنگی و هنری از جمله هدف‌های برگزاری این آیین است که تلاش می‌شود برای دو گروه نخبه و عامه جامعه قابل استفاده باشد.
او همچنین بیان کرد: به منظور استفاده بیشتر مردم و ایجاد آرامش روانی جامعه، بخشی از برنامه‌ها در فضای باز و نقاط مرکزی شهر برگزار خواهد شد و تلاش می‌شود برنامه‌هایی از این دست در طول فصل تابستان ادامه یابد که می‌تواند در جلب گردشگران موثر واقع شود.
اسحاقی در ادامه گفت: برنامه مشابهی (هفته فرهنگی اردبیل) نیز برای معرفی ظرفیت‌های این استان در کیش پیشنهاد شده که مورد استقبال مسوولان منطقه آزاد قرار گرفته و در دست پیگیری می‌باشد.





نظرات() 

زندگی شاهسون‌ها به روایت تصویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 17 مرداد 1395-11:42 ب.ظ


ایل شاهسون از مهم‌ترین و معروف‌ترین ایل‌های آذربایجان به شمار می‌رود که دارای پیشینه تاریخی کهنی بوده و از ویژگی‌های خاص اجتماعی - فرهنگی برخوردار است.

s1

ادامه مطلب


نظرات() 

مرگ ٥ خرس در ١٨ روز

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 17 مرداد 1395-11:35 ب.ظ

دو روز پس از کشته شدن خرسی قهوه‌ای در جهان نمای گرگان، خبر رسیده که لاشه یک خرس قهوه‌ای در پادنای سمیرم پیدا شده است.

download مرگ خرس قهوه ای
 به گزارش شبکه خبری جمهوریت، با این رخداد شمار خرس‌های تلف شده در‌ سال ٩٥ در حالی به عدد ٥ رسید که مرگ این حیوانات تنها در ١٨ روز اتفاق افتاده است. از این بین دو مورد در تصادفات جاده‌ای از بین رفته و مابقی شکار شده‌اند. خرس قهوه‌ای یکی از گونه‌های گوشتخوار بزرگ‌جثه ارزشمند ایران است که به‌دلیل از بین رفتن زیستگاه (به‌ دلیل عوامل انسانی) و شکار، در معرض تهدید جدی است. به گفته کارشناسان تعداد این گونه در ایران انگشت‌شمار است و هیچ آمار مشخص و قابل اتکایی از تعداد اندک باقیمانده این گونه‌های آسیب‌پذیر در دست نیست. تخریب زیستگاه خرس قهوه‌ای در ایران به‌حدی پیش رفته که اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در گزارش سالانه خود از وضع حیات‌وحش جهان نام این جانور را از‌ سال ٢٠٠٤ در فهرست گونه‌های در معرض تهدید قرار داده است.
روز جمعه هشتم مرداد، لاشه یک خرس قهوه‌ای در منطقه شکار ممنوع پادنای سمیرم در حالی مشاهده شد که چندین روز از مرگ جانور گذشته بود. بررسی لاشه مشخص کرده است که این گونه ارزشمند بر اثر شلیک گلوله اسلحه شکاری از روبه‌رو و به ناحیه سر از بین رفته است. بر اساس اطلاعات دریافتی، نیروهای یگان محیط‌زیست لاشه این خرس نر بالغ را مشاهده و بررسی کرده‌اند اما تاکنون موفق به یافتن ردی از عامل شلیک نشده‌اند و اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان کهگیلویه و بویراحمد در این رابطه تاکنون واکنشی نشان نداده است.
پنجشنبه، ١٤ مرداد نیز یک خرس قهوه‌ای نر چهار ساله در جهان‌نمای گرگان با شلیک اسلحه شکاری کشته شد. محیط‌بانان به دنبال خبر افراد محلی، مبنی بر مشاهده یک خرس بی‌جان در کنار رودخانه میل رادکان در حاشیه منطقه حفاظت‌شده جهان‌نما، با خرسی مواجه شدند که بدنی گرم داشت و خونریزی نشان می‌داد که تا لحظاتی قبل زنده بوده است. این خرس بر اثر برخورد ساچمه‌های چهارپاره از اسلحه شکاری به ناحیه کمر و گردن از بین رفته بود.
درست یک هفته پیش از این در هفتم مرداد، یک خرس قهوه‌ای و توله‌اش بر اثر برخورد با خودرو در آباده از بین رفتند. اهالی روستایی در آباده فارس با اداره محیط‌زیست این شهرستان تماس گرفته و از برخورد یک خودرو با دو خرس قهوه‌ای در یکی از محورهای فرعی منطقه خبر دادند. نیروهای یگان محیط‌زیست آباده عازم محل شدند و با یک ماده خرس قهوه‌ای و توله‌اش مواجه شدند که هر دو بر اثر شدت ضربه از بین رفته بودند.
٢٩ تیرماه در حادثه‌ای دیگر، یک ماده خرس قهوه‌ای در سی سخت با شلیک اسلحه شکاری کشته شد. یکی از باغداران با دیدن لاشه این خرس در منطقه شرونی، اداره محیط‌زیست شهرستان را خبر کرد و لاشه خرس دو ساله ماده به اداره کل حفاظت محیط‌زیست منتقل شد. به گفته مدیرکل حفاظت محیط‌زیست کهگیلویه و بویر احمد، این خرس احتمالا برای خوردن میوه وارد باغ شده بود. در تصاویر منتشر شده نیز صورت حیوان خونین بود و به نظر می‌رسید توسط باغداران کشته شده است.
این‌ گونه در مناطق مرتفع و نیمه‌مرتفع رشته‌کوه زاگرس و البرز، مناطق جنگلی خزر، علفزارهای مرتفع کوهستانی، دره‌های پایین‌دست جنگل‌های ایران، خراسان شمالی تا آذربایجان و از آذربایجان تا لرستان بین سنگ‌های بزرگ، میان سوراخ‌های طبیعی یا ریشه‌های درختان زندگی می‌کند.
خرس‌های قهوه‌ای موجوداتی همه‌ چیز خوار و «صلح طلب» هستند و به گفته جانورشناسان وجود این گونه در یک منطقه باعث سلامتی‌ آن منطقه می‌شود؛ چرا که آنها با خوردن میوه‌ها و گیاهان به پخش بذر و دانه در گستره‌ای بزرگ کمک می‌‌کنند. آنها از سوی دیگر با خوردن حیوانات ضعیف و مریض به انتخاب طبیعی و درنهایت با خوردن لاشه حیوانات دیگر، باعث پاکی محیط و جلوگیری از انتشار مریضی‌ها می‌شوند.
جریمه شکار خرس قهوه‌ای چندی است که در افزایشی قابل توجه از ٥٠٠‌هزار تومان به ٥‌میلیون تومان رسیده است که هرچند ناکافی به نظر می‌رسد، اما اوضاع بهتر از پیش است و این شاید گامی در جهت اعمال بازدارندگی مناسب برای شکار غیرمجاز آن در زیستگاه‌ها باشد. با وجود این از بین رفتن زیستگاه‌ها، تغییر اقلیم، خشکسالی و کمبود غذا زیستگاه خرس‌ها را همچون این گونه، آسیب‌پذیر کرده و عواملی چون زمین‌خواری، شکار، توسعه بدون برنامه و بی‌رویه گردشگری و صنعت و معدن، نابودی این بستر آسیب‌پذیر را بیش از پیش سرعت بخشیده است؛ به‌طوری که جمعیت انگشت‌شمار این گونه نیز در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.
برای جمعیت خرس قهوه‌ای در ایران آمار قابل اتکایی وجود ندارد، به طوری که کارشناسان قدیمی جمعیت خرس قهوه‌ای را ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ عدد برای کل کشور عنوان می‌کردند؛ اما کارشناسان امروز معتقدند که این آمار اصلا منطقی نیست. به هر روی آمار رسمی‌ و قابل اتکا‌ از تعداد این گونه در ایران وجود ندارد و همین عامل، تهدید دیگری برای این گونه ارزشمند در کشور است./ پایان پیام




نظرات() 

کره شمالی به ماه فضانورد می فرستد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 14 مرداد 1395-11:41 ب.ظ


مقام های هوافضای کره شمالی بر روی یک برنامه پنج ساله برای دستیابی به پیشرفت هایی در زمینه ارسال ماهواره های بیشتر به فضا تا سال 2020 سخت کار می کنند و به دنبال این هستند که به ماه و سیارات دیگر بروند.

به گزارش خبرگزاری آسوشتیدپرس، یکی از مقام های ارشد در موسسه هوافضای کره شمالی گفت، تحریم های بین المللی نتوانسته مانع پیونگ یانگ برای دستییابی به پیشرفت در زمینه هوافضا شود و ما به دنبال این هستیم تا سال 2020 ماهواره های بیشتری را به فضا ارسال کنیم وامیدواریم که تا 10سال آینده پرچم کره شمالی را در ماه به اهتزاز دربیاوریم.

"هیون کوآنگ ایل"، مدیر دپارتمان علوم در موسسه ملی هوافضای کره شمالی گفت: حتی اگر آمریکا و متحدانش تلاش کنند تا مانع فعالیت ها و پیشرفت های هوا فضای ما شوند، دانشمندان ما فضا را فتح خواهند کرد و ما در نهایت پرچم کشورمان را بر روی ماه نصب میکنیم.

وی ادامه داد: این برنامه پنج ساله که ما بر رویش کار می کنیم به دستور کیم جونگ اون، رهبری کره شمالی است و بر پرتاب ماهواره های بیشتر به فضا تمرکز دارد. ما در حال بررسی و ساخت ماهواره های نظارت زمینی و حل مشکلات ارتباطی هستیم. تحریم هایی که غرب علیه ما اعمال کرده بسیار مضحک است. کشور تمامی تلاش خود را برای تحقق برنامه اعلام شده به کار می گیرد. اصلا اهمیتی ندارد که دیگران چه فکری می کنند بلکه این امر مهم است که ما می خواهیم ماهواره های بیشتری را پرتاب کنیم.

جاناتان مک‌داول، متخصص امور فضایی در مرکز هوافضای هاروارد – اسمیتسونیان گفت:‌ شما می توانید یک رشد چشمگیر در زمینه هوافضا در کره شمالی را شاهد باشید.




نظرات() 

آیا زبان تالشی می میرد؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 14 مرداد 1395-11:17 ب.ظ

آیا زبان تالشی می میرد؟
زبان ها همانند مردم متولد می شوند و از بین می روندمطالعه در مورد تولد ،تغبیرات و مرگ زبان در این نوشته مورد بررسی نیست و آنچه که در این باره می توان گفت این هست که از بین رفتن هر زبان و گویش به معنی گم کردن رد پای تاریخ است. و بنا به پیشبینی زبان شناسان بزرگ اگر اقدامی برای حفظ زبان ها و گویش های محلی در جهان صورت نگیرد ، قریب 80 در صد زبانها و گویش های رایج در جهان در پایان قرن منسوخ خواهد شد .
درمنطقه تالش علاوه بر زبان فارسی که زبان رسمی وکتابی کشور می باشد زبانهایی مانند ترکی ،تالشی ،کردی خلخال،گیلگی رایج می باشد ومانند بقیه استانهای کشوردرکتاب های درسی هم آموزش زبا ن انگلیسی و ادبیات عربی گنجانده شده است.
امروزه غالب مردم زبان قدیمی را کنار گذاشته و با فرزندانشان به زبان فارسی صحبت می کنند و نسل جوان و محصلین هم هیچ علاقه ای به یادگیری زبانهای رایج در گذشته نشان نمی دهند و بیشتر به فراگیری زبان های روز دنیا مانندانگلیسی علاقه مند هستند
چون زبان انگلیسی زبانی بین المللی و زبان کامپیوتر و اینترنت و علوم روز دیگر می باشدومهم‌ترین زبان دنیا در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و علمی در روابط بین‌الملل به شمار می‌آید.
با این تفاسیر مختصرملاحظه می شود که زبانهای رایج کم کم کنار گذاشته ی شوند و اثر این بی اعتنایی به زبانهای بومی ظاهرا مشخص نیست ولی در آینده ای نه چندان دور این زبانها هم به تاریخ خواهند پیوست مخصوصا گویش وران زبان تالشی نسل به نسل کمتر می شوند.
با اینکه پس از انقلاب به زبانهای بومی اهمیت داده می شود ولی اقدامات عملی برای نجات زبانهای محلی انجام نمی شود.
در مورد زبان ترکی که یکی از زبانهای بزرگ دنیاست این مسئله صدق نمی کند و ترکی رایج در منطقه شمال با ترکی آذربایجان ایرا ن زیاد فرقی ندارد و گویشوران این زبان می توانند علاوه بر ترکی رایج درایران زبانهای ترکی رایج در آذر بایجان شوروی و ترکی استانبولی را هم بفهمند .
ولی وضعیت زبان تالشی فرق می کند و اگر این طور پیش برود نسل به نسل از تعداد گویشوران این زبان کمتر شده و شاید در 150 سال اینده تالش زبانی باقی نماند و محققین در کتابخانه ها به دنبال یافتن واژ ه های تالشی بگردند.
اگر معتقدید زبان تالشی در حال ازبین رفتن هست چه راه حل هایی رابرای نجات این زبان پیشنهاد میکنید؟

نوشته  اسفندیار
برچسب‌ها: آیا زبان تالشی می میردhttp://baghro95.blogfa.com/




نظرات() 

تهراندا آذربایجان تورکجه‌سینده تئاتر: «آپاردی سئللر سارانی»

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 14 مرداد 1395-10:42 ب.ظ


«آپاردی سئللر سارانی» تئاتری آذربایجان تورکجه‌سینده صحنه‌ده‌دیر.

photo_2016-07-28_22-32-29-768x512

نمایشده تانینمیش آذربایجان‌لی صنعتکار آتش تقی‌پورلا برابر فاطمه شکری، علی بازرلو، سیاوش جامع، بهار محمودزاده، علی نکته‌سنج، میثم محب‌اللهی، امید سعیدپور، فرشید ابوالحسن‌زاده، جلال تبریزی، محمد یوسفی‌ده رول‌لاردادیرلار. عاشیق سیروس مهدی‌پورون‌دا هر آخشام بو صنعتکارلارلا یاناشی ایفاسی اولور.





نظرات() 

امحای بیش از ۵ تن فرآورده دامی فاسد در آستارا

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 14 مرداد 1395-10:35 ب.ظ


5 هزار و 289 کیلوگرم فرآوردهدامیفاسد و تاریخ مصرف گذشته امروز در آستارا امحاء شده است .

dam

بهرام پور ضرب افزود : مواد غذایی امحاء شده گوشت قرمز ، مرغ ، ماهی و دیگر فرآورده های دامی بود.

وی اضافه کرد : ۳۱ متخلف هم به مراجع قضایی معرفی شدند.





نظرات() 

اجرای طرح شهروند الکترونیک در آستارا

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 14 مرداد 1395-10:33 ب.ظ


اجرای طرح شهروند الکترونیک در آستارا
گیلان انلاین- مسئول مرکز شماره دو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آستارا گفت: شهروند الکترونیک کسی است که از حداقل دانش لازم درباره مفاهیم پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات برخوردار بوده و توانایی برقراری ارتباط با اینترنت و فضای مجازی را داشته باشد. میترا پوربهرام با اشاره به اینکه آموزش های شهروند الکترونیک مطابق با نیاز شهروندان طراحی شده است ، افزود: برنامه ریزی برای اجرای این طرح بر این هدف استوار است که هریک از شهروندان پس از گذراندن آموزش های لازم ، بتوانند از ابزارهای الکترونیکی برای تامین نیازهای خود و از ظرفیت هایی که در اختیار دارند، به خوبی استفاده کنند. وی اضافه کرد: برخورداری از بورسیه تحصیلی ، اعطای گواهینامه پایان دورهE-citizen با کد بین المللی زیر نظر سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور و دریافت کارت شهروند الکترونیک به منظور بهره مندی از تسهیلات و خدمات ارائه شده از جمله مزایای شرکت در طرح شهروند الکترونیک است. وی با تقدیر از تلاش های آموزشگاه اکباتان در راستای اجرای این طرح مهم در شهرستان آستارا ، اظهار کرد: دوره شهروند الکترونیک برای افراد بالای 16 سال تشکیل می شود و افراد برای ثبت نام می توانند به محل مرکز شماره دو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آستارا مراجعه کنند. وی در ادامه خاطرنشان کرد: در قالب این طرح برای گروه های سنی هفت تا 10 سال نیز با همکاری مرکز شماره دو کانون آموزش دوره های کامپیوتر با ساختن کتابهای الکترونیکی با موضوعات مفاهیم قرآنی ، نقاشی ، زبان انگلیسی و نتهای موسیقی برگزار می شود. مرکز شماره دو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آستارا حدود یکهزار و 300 نفر عضو فعال دارد


.





نظرات() 

قدمت چند هزار ساله رقص آذربایجانی یاللی «جلمان» در نقوش قوبوستان

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-09:34 ب.ظ

 

آثار باستانی که در قوبوستان در آذربایجان در نزدیکی باکو در سواحل خزر پیدا شده است مربوط به ۱۳۰۰۰ سال قبل از میلاد میباشند. عکس فوق مربوط به حکاکی رقص دسته جمعی یاللی پیدا شده در همین منطقه می باشد. تاریخ دانان زیادی همچون، هنری فیلد، آرتور کسیت، چارلز بارنی و غیره سرزمین آذربایجان را مهد تمدن بشری و سرزمین ظهور انسان متفکر میدانند. این حکاکی ها عبارتند از اشکال حیوانات مختلف، رقص دسته جمعی، قایق و آلات موسیقی مثل دایره زنگی و غیره و در نوع خود بی نظیر میباشد. پروفسور تور هئرئدال باستان شناس نروژی اشکال حک شده قایق و کشتی را در قوبوستان عین شکلهای سومری می باشند و ارتباط بین مردم ساکن آنجا ها را با هم ثابت کرده و شکل قایقها در قوبوستان را قدیمی ترین شکل پیدا شده قایق در دنیا میدانند.

ساکنان قدیمی قوبوستان رقص‌های دسته جمعی را با صدای دایره زنگی انجام می‌داده اند. به عبارتی رقص یاللی، رقص آئینی و مذهبی بوده است.
بعضی قوم ها ادعا دارند رقص های دسته جمعی از آن آنهاست . بایست در جواب گفت اینگونه نیست زیراکه رقص های دست جمعی به نام یاللی و یا جلمان هر دو کلمات ترکی هستند یاللی از کلمه یال نشات میگیرد ، یال لغتی است که در دیوان الغات ترک کاشغری و در کتیبه های اورخون و یئنی سئی آمده است و میتوان آن را در لغات سومری نیز یافت،

در واقع شکل دیگری از کلمه یول می باشد که به معنی راه است و یال به هرچیز ادامه دار و ممتد گفته میشود و جلمان نیز لغت تغییر یافته یلمان و یا یالمان می باشد از طرف دیگر وجود رقص های یاللی و جلمان در سنگ نگاره های قوبوستان نشان دهنده قدمت زیاد آنهاست، با توجه به اینکه قوبوستان منطقه ای در مرکز ترکان آذربایجان قرار دارد. در متعلق بودن این رقص ها به ترکان آذربایجان هیچگونه شک و شبهه ای وجود ندارد و هم چنین اسامی رقص هایی مثل توولاما ، اوچ آیاق و یان باسما ، عسگرالی، شئرخانی و… نشان دهنده ربشه ترکی این رقص ها می باشد.

منبع: روابط عمومی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی و ارک سؤزلویو.






نظرات() 

آیین بزرگداشت روز مشروطه در تبریز برگزار می‌شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-09:25 ب.ظ















۲۵۲۲

وی افزود: انقلاب مشروطیت، یکی از نقاط عطف و با اهمیت تاریخ ایران اسلامی و از رویدادهای مهم و تأثیرگذار در تاریخ تحولّات سیاسی ایران محسوب می‌شود که خاستگاه آن آذربایجان و تبریز است.

چمیده فر تاکید کرد: بزرگداشت روز مشروطه در واقع ضمن آنکه ادای دینی به کوشش‌ها و مجاهدت‌های رهبران و بزرگان این نهضت است، خود از بهترین و موثرترین شیوه‌ها در تحکیم مبانی دینی و ملی و تداوم بخشیدن به ارزش‌های اسلامی و هنجارهای فرهنگی ملت صاحب فضیلت ایران است و این آیین نیز در این راستا برگزار می‌شود.

وی همچنین از برگزاری آیین ویژه تجلیل از دو تن از اساتید برجسته حوزه تاریخ مشروطیت که بیش از نیم قرن در این راستا تلاش کرده‌اند، خبر داد.

گفتنی است این آیین با محوریت بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان و با همکاری استانداری آذربایجان شرقی، فرمانداری تبریز، شهرداری تبریز، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برگزار می شود.

آیین بزرگداشت روز مشروطه چهاردهم مردادماه ساعت ۱۸ در خانه مشروطه تبریز برگزار می‌شود.





نظرات() 

آشنایی با منطقه‌ تُرک‌نشین “گلوگاه” در قلب مازندران

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-09:14 ب.ظ


سخن از گلوگاه است. یکی از مناطقی که ترک‌نشین بوده و مردم آن با زبان ترکی آذربایجانی اما با ملغمه‌ای از فارسی و مازنی تکلم می‌نمایند و شاید برای برخی‌ها تازگی داشته و جای تعجب باشد؛ اما این شهرستان که منطقه‌ای بسیار زیبا بوده و در قلب استان مازندران و در کنار دریای خزر جای گرفته منطقه‌ای است بنام گلوگاه. این شهرستان که از زیباترین مناطق مازندران بوده و در جوار دریای خزر قرارگرفته، مکانی است که اکثریت جمعیت آن را ترک‌زبان‌ها تشکیل می‌دهد و به خاطر موقعیت خاص آن نقش مهمی در تعادلات فرهنگی، سیاسی و تعاملات اقتصادی منطقه ایفا می‌کند.

گلوگاه۱
اسفندیار سپهری‌نیا - روزنامه نگار
مهندس اسفندیار سپهری‌نیا – روزنامه نگار

با توجه به این مقدمه کوتاه می‌خواهیم در این شماره به یکی از مناطق ترک‌نشین کشور نگاهی ویژه داشته باشیم و آن را به مردم استان معرفی کنیم. کسانی که اهل سینما و فیلم هستند لابد فیلم گلوگاه به کارگردانی و نویسندگی محمدابراهیم معیری و به تهیه‌کنندگی جهانگیر کوثری و با هنرنمایی هادی دیباجی، لادن مستوفی، سیامک اطلسی، آناهیتا غفاریان و سایر هنرپیشه‌های سینمایی را دیده‌اند. فیلمی که هرچند از دید منتقدان سینما و همچنین مردم شهر دارای ایراداتی می‌باشد اما پروسه‌ای سینمایی است که به زندگی مردمانی در سرزمین مازندران پرداخته است. سخن از گلوگاه است. یکی از مناطقی که ترک‌نشین بوده و مردم آن با زبان ترکی آذربایجانی اما با ملغمه‌ای از فارسی و مازنی تکلم می‌نمایند و شاید برای برخی‌ها تازگی داشته و جای تعجب باشد؛ اما این شهرستان که منطقه‌ای بسیار زیبا بوده و در قلب استان مازندران و در کنار دریای خزر جای گرفته منطقه‌ای است بنام گلوگاه. این شهرستان که از زیباترین مناطق مازندران بوده و در جوار دریای خزر قرارگرفته، مکانی است که اکثریت جمعیت آن را ترک‌زبان‌ها تشکیل می‌دهد و به خاطر موقعیت خاص آن نقش مهمی در تعادلات فرهنگی، سیاسی و تعاملات اقتصادی منطقه ایفا می‌کند.

موقعیت جغرافیایی:

گلوگاه

ازنظر جغرافیایی شهر گلوگاه در شرقی‌ترین نقطه استان مازندران و در جنوب شرقی دریای مازندران و شمال خطالراس شمالی‌ترین رشته‌کوه البرز یعنی (جهان مورا) در مختصات جغرافیایی ۵۳ درجه و ۴۸ دقیقه طول شرقی، ۳۶ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی و در شرق شهرستان بهشهر و غرب استان گلستان واقع‌شده و مساحت آن با اراضی زراعتی جنگل، مرتع، بایر و دایر حدود ۶۵ کیلومترمربع است. ارتفاع مرکز شهر حدود ۴۰ متر از سطح دریای آزاد و ۶۷ متر از سطح دریای خزر است. شهرستان گلوگاه با وسعت ۴۲۶ کیلومترمربع که شهر گلوگاه در منتهی علیه شرقی مازندران و راه‌آهن تهران- گرگان از یک کیلومتری شمال آن و جاده آسفالت تهران- گرگان از شمال شهر می‌گذرد، ازاین‌جهت ازنظر ارتباطی جایگاه مهمی رادار است. شهر گلوگاه از شمال به خلیج گرگان، از جنوب به خط‌الرأس کوه جهان مورا (هزارجریب- چهاردانگه). از شمال به خلیج گرگان (دریای آرام گلوگاه و شبه‌جزیره میانکاله ) از جنوب به جنگل و رشته‌کوه البرز از غرب به شهرستان بهشهر و از شرق به رودخانه ملو (شهرستان بندرگز) واقع در استان گلستان محدود می‌شود.

پیشینه تاریخی:

گلوگاه در منطقه‌ای که در دوره اسلامی کبودجامه نامیده می‌شد واقع‌شده است. این شهر در حقیقت جانشین شهر تاریخی نامیه است و محل گلاب است. گلوگاه بعد از نمیشه در این منطقه بزرگ‌ترین شهر قرن اول هجری است و قدمت این شهر به ۱۲۶۰ سال پیش می‌رسد. طبق نوشته ملگونوف روسی در حدود ۱۷۸۰ میلادی آقای محمدخان قاجار ایل عمرانلو (ایمرن لو) را از قاراباغ و قاراداغ (قارا باغ جزء جمهوری آذربایجان کنونی و قاراداغ از مناطق آذربایجان خاوری در ایران) به این منطقه کوچانیده شده اند

از نظر تاریخی سرنوشت دو سلسله از سلسله‌های تاریخی ایران در این منطقه رقم خورده است اولی با شکست محمدحسن قاجار در سال ۱۱۷۱ هجری قمری در نزدیکی گراودین تپه به دست کریم‌خان زند که بعدازآن دولت مستقل زندیه تأسیس‌شده و دومی بعد از فوت کریم‌خان و اتحاد خاندان آقامحمدخان قاجار با یکدیگر که باعث شد بر سراسر مازندران، گیلان، آذربایجان و قفقاز استیلا یابند و در همان موقع یعنی سال ۱۱۹۵ هجری قمری توانستند ایل ایمرن لو یا عمرانلو را از قاراباغ و قاراداغ بکوچانند و در گلوگاه فعلی سکونت دهند تا از خندق کلباد و منطقه گلوگاه حفاظت کنند. آنان در هنگامه جنگ با سپاه زندیه موفق شدند در همین مکان زندیان را شکست سختی دهند و تعداد کثیری از نیروهای آنان را به اسارت بگیرند. همچنان که گفته شد ایل عمرانلو به‌منظور سرحد داری و جلوگیری از تهاجم ترکمن‌ها به منطقه فعلی به دنبال دستور آقا محمدخان قاجار به این منطقه آمدند. به‌طوری‌که سنگرهای موجود در ساحل خلیج گرگان و نیز قلعه‌ای در شبه‌جزیره میانکاله این ادعا را ثابت می‌کند. جوانان این ایل در مواقع و مراحل مختلف حتی در رکاب آقا محمّدخان علیه دشمنان منطقه و کشوری جنگیدند به همین جهت آقامحمّدخان قاجار اراضی فعلی و آب اوان را به‌طور رایگان به افراد این ایل هبه کرد.

وجه‌تسمیه گلوگاه:

کلوگاه به لحاظ معنایی و فحوایی دارای دو وجه‌تسمیه می‌باشد. ابتدا اینکه این کلمه در زبان فارسی به معنای محل استراتژیک و پررفت‌وآمد می‌باشد که کنترل بر آن در زمان وقوع جنگ و فنون جنگی بسیار مهم است و در وجه‌تسمیه دوم گلوگاه از دو کلمه “گلو” (مخفف گلاب) به معنی گلاب و «گاه» که صفت جایگاه و محل می‌باشد بدین ترتیب کلوگاه یعنی محل گلاب.

جمعیت شهرستان:

جمعیت شهرستان گلوگاه بر اساس آمار سال ۱۳۹۰ بالغ‌بر ۳۹۰۰۰ نفر شامل ترکان، مازنی‌ها و کل بادی‌ها می‌باشد که البته تعداد جمعیت ترک‌زبان در این شهرستان از اکثریت برخوردار می‌باشد.

زبان و قومیت:

مهم‌ترین گروه‌های اجتماعی در گلوگاه، دو ایل عمرانلو (ایمرن لو) و کلبادی هستند که این دو گروه غیر از اختلافات زبان، اختلافات مهمی باهم ندارند. علت این اختلاف این است که ایل عمرانلو (ایمرن لو) از سوی آغامحمدخان قاجار در سال ۱۲۹۶ هجری قمری از قارا باغ و قارا داغ (آذربایجان) برای سرحد داری و حفاظت از منطقه به آنجا کوچانده شدند و از این نظر به زبان ترکی صحبت می‌کنند، حال‌آنکه کلبادی‌ها با لهجه مازندرانی تکلم می‌کنند.

راه‌های ارتباطی بین گلوگاه و دیگر مناطق کشور
شهر گلوگاه در موقعیت ارتباطی بسیار مطلوبی واقع‌شده است که در اینجا به این موقعیت اشاره می‌کنیم:

۱ – قرار گرفتن درراه اصلی یعنی راه کناره مشهد – تهران.

۲- قرار گرفتن در مسیر راه‌آهن سراسری تهران – گرگان که از داخل و کناره شهر گلوگاه عبور می‌کند.

۳-جاده ارتباطی و حیاتی شمال – جنوب کشور از جنوب شهر گلوگاه به دامغان، اصفهان و بندرعباس.

۴-حمل‌ونقل دریایی که ساحل گلوگاه را به ساحل بندر ترکمن، ساری، بابلسر، نوشهر، رامسر و بندر انزلی می‌پیوندد.

 ۵- قرار گرفتن در مسیر جاده مهم مشهد – ساری.

گلوگاه از جنبه دیگری هم حائز اهمیت است. وجود بندر امیرآباد که یکی از بزرگ‌ترین بنادر ایران است، این شهر را به مسیری برای حمل کالاهای تجاری کشورهای آسیای مرکزی مانند ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان تبدیل کرده است.

آب‌وهوا:

۲

آب‌وهوای منطقه گلوگاه جلگه‌ای است و تغییرات درجه گرما در ساعات مختلف روز بسیارکم است. به‌طورکلی حداکثر درجه حرارت در مردادماه و حداقل درجه گرما در ماه‌های دی و بهمن اتفاق می‌افتد. از بادهای معروفی که در این منطقه می‌وزد می‌توان به وارش وا، دماوندی وا، گیل وا، چرخی وا، (باد سام) و دم وا (با دم) اشاره کرد.مشاهیر گلوگاه:

این شهرستان در طول تاریخ سیاسی و اجتماعی خود بزرگان مختلفی را به خود دیده است اما یکی از مشاهیری که در عصر حاضر می‌زیسته و به‌عنوان نویسنده و محقق برجسته ایران و جهان، از افتخارات ملی و بین‌المللی کشور بوده و اخیراً دار فانی را وداع گفته مرحوم علی‌بابا عسگری می‌باشد. فردی که تحصیلات ابتدایی را به علت فقر مالی خانواده از ۱۲ سالگی آغاز کرد و پس از طی مدارج عالی به مقام‌های علمی نائل شد و افتخارات بزرگی را برای کشور به ارمغان آورد. 

۱۳۹۵۰۱۱۹۰۰۰۵۰۵_PhotoL


بابا عسگری با توجه به استعدادی که داشت توانست در سال ۱۳۳۰ به‌عنوان معلم پیمانی در گلوگاه مشغول به کار شود. موفقیت در دانشسرای مقدماتی گرگان و گرفتن دیپلم با نمره عالی موجب شد تا در اولین کنکور سراسری دانشگاه‌های کشور شرکت کرده، مدرک لیسانس تاریخ و جغرافیا را از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دریافت کند. استاد عسگری از سال ۱۳۴۲ به‌عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد به دانشگاه تهران رفت و تدریس را در مدارس عالی و دانشگاه‌های کشور آغاز کرد. او علاوه بر تدریس، از سال ۱۳۴۳ آثار ارزشمند و گران‌سنگی را در حوزه تاریخ، جغرافیا و نقشه‌برداری از مناطق مختلف کشور به جامعه فرهنگی عرضه داشت و بیش از پنج دهه از عمر خود را وقف خدمت در مدرسه جغرافیایی سحاب کرد. استاد عسگری با تألیف کتاب‌های تاریخی – تحقیقی «بهشهر» (اشرف البلاد) در سال ۱۳۵۰، جغرافیای مفصل هزارجریب و نقشه هزارجریب (نکا، بهشهر و گلوگاه) در سال ۱۳۶۵ نسبت به زادگاه خود ادای دین کرد. کتاب بهشهر این استاد گران‌مایه به‌عنوان اولین کتاب تاریخی منطقه همچنان مورد استناد و استفاده پژوهشگران بومی مازندران و کشور است. از دیگر آثار ارزشمند استاد علی‌بابا عسگری می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: اطلس جهان تألیف در سال ۱۳۴۳ – تاریخ عمومی و جغرافیای عمومی تألیف در سال ۱۳۴۸ – جغرافیای کشورها سال ۱۳۵۱ – اطلس اسناد در تاریخ خلیج‌فارس به ۳ زبان در سال ۱۳۵۲ – تهیه نقشه کتاب دانشنامه علی ابن ابیطالب – تهیه نقشه کتاب دانشنامه امام حسین (ع) – تهیه نقشه کتاب دانشنامه غدیر عاشورا در سال ۱۳۹۱ – اطلس تاریخی ایران و جغرافیا – اطلس مناسک حج در ۱۰ جلد و نظارت بر ویراستاری و چاپ تمام کتاب‌ها، نقشه‌ها و اطلس‌ها از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۹۱ در مدرسه جغرافیایی.


ادامه مطلب


نظرات() 

نشریه ” صبح سهند” نویدبخش صدای جدید

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-08:39 ب.ظ

انتشار نشریه صبح سهند در شهرستان مراغه با گستره استان آذربایجان شرقی، نویدبخش صدای جدیدی در عرصه رسانه‌ای این استان است که در حوزه فرهنگی و اجتماعی فعالیت می‌کند

۴۲۶۳۰۳۲۵۵_۷۸۲۵_۲۴۱۸۱۳۵۰۹۴۵۸۶۷۵۱۵۹۹

سیاوش اتابک مدیرمسئول ” صبح سهند ” در گفتگو با “یول‌پرس ” در نقد وضعیت مطبوعات آذربایجان، ضمن اشاره به پیشرو بودن این منطقه در تاریخ مطبوعات ایران گفت ” مطبوعات آذربایجان متأسفانه تاکنون نتوانسته‎اند آن‌چنان‌که شایسته است حال‌وروز خوب خود را حفظ کند. ما اکنون شاهد هستیم که رسانه‌های چاپی و مجازی استان آذربایجان شرقی نتوانسته‌اند مردم را با خود همراه کنند و مردم استان بیشتر متأثر از رسانه‌های ملی هستند.”

سیاوش اتابک مدیر مسئول نرشیه " صبح سهند"
سیاوش اتابک مدیر مسئول نرشیه ” صبح سهند”

وی ادامه داد “نشریات استانی باوجود همه خوبی‌هایی که دارند بیشتر تبدیل به آگهی‌نامه شده‌اند؛ این آگهی‌ها عمدتاً دولتی و ارگانی هستند در چنین شرایطی مطبوعات از رسالت واقعی خود که نقد و اصلاح امور هستند فاصله می‌گیرند چون نمی‌توانند از ارگان یا فلان نهاد دولتی انتقاد کنند. ما تلاش داریم با حفظ چارچوب‌های قانونی قدم‌های جدی برای توسعه فرهنگ نقد داشته باشیم.”

اتابک همچنین درباره اهداف نشریه “صبح سهند ” گفت ” هدف توسعه فرهنگ نقد با رویکرد بومی است. متأسفانه این فرهنگ در مسئولان استانی و شهرستانی جا نیفتاده است من موارد زیادی را شنیده و دیده‌ام که مسئول اداره‌ای به دلیل یک انتقاد از خبرنگاری شکایت کرده است. چنین شرایطی برای یک خبرنگار به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و معنوی قدرتمند دردسرآفرین و خسارت‌بار است بنابراین روزنامه‌نگارها سعی دارند به سمت نق حرکت نکنند. باید قدرت تحمل در مسئولان افزایش پیدا کند.”

مدیرمسئول “صبح سهند ” نگاه حرفه‌ای به موضوع خبرنگاری را رویکرد اصلی این رسانه عنوان نمود و گفت ” شعار ما این است که محتوای مناسبی با بسته‌بندی حرفه‌ای در اختیار مخاطبان قرار دهیم.”

سیاوش اتابک نشریه را مستقل از هرگونه خط و مشی سیاسی دانسته و عنوان کرد ” ما وابسته به هیچ ارگان، گروه سیاسی یا جریان فکری نیستیم. ما این آمادگی راداریم که در چارچوب قانون و خط قرمز نظام، تندترین مطالب علیه هریک از جریان‌های سیاسی یا فکری را در نشریه منتشر کنیم. چون همان‌طور که گفتم می‌خواهیم فرهنگ نقد نهادینه شود.”

ضرورت انتشار نشریه سؤالی بعدی بود که مدیرمسئول “صبح سهند ” این‌گونه به آن جواب داد ” من قبل از اینکه درخواست مجوز بدهم یک بررسی اجمالی نسبت به نشریات استانی و منطقه‌ای انجام دادم. نتیجه بررسی‌ای که کردم برایم خیلی جالب بود؛ متأسفانه مدیران مسئول بیشتر نشریات ما اطلاعی از قوانین مطبوعات ندارند و همین خود منجر به بزرگ‌ترین آسیب می‌شود. ما در اولین شماره مطلبی منتشر کردیم در مورد دریاچه اورمیه، ولی در کمال تعجب تماس‌های پی‌درپی گرفته شد که شما باید سریعاً به فلان ارگان مراجعه کنید. وقتی مراجعه کردم به من گفتند که حق نداشتید به این موضوع ورود داشته باشید. من مقاومت کردم چون اینجا حیثیت روزنامه‌نگاری مورد تهدید قرار می‌گرفت و آن ارگان یا مسئول بر اساس نص صریح قانون چنین حقی نداشت. در کمال تعجب دیدم که وی جلسات منظم با نشریات مراغه برگزار می‌کند و به آن‌ها خط‌مشی می‌دهد که به فلان موضوع ورود کنید به فلان موضوع ورود نکنید. این اتفاقات یک تهدید برای روزنامه‌نگاری ما است که متأسفانه ریشه در ناآگاهی دارد.”

مدیرمسئول این نشریه؛ رویکرد نشریه خود را بیشتر تحلیلی دانست و گفت “سعی می‌کنیم با نگاه تحلیل محور به مشکلات استان بپردازیم. چون نشریات به دلیل حاکمیت فضای مجازی بر اخبار، کمتر می‌توانند در عرصه خبر عرضه اندام کنند. البته در عرصه خبر هم تلاش کردیم با راه‌اندازی یک کانال نیاز خبری و لحظه‌ای مخاطبانمان را تأمین کنیم.”

وی اکثر مخاطبان خود را در شهرستان‌های مراغه، بناب، عجب‌شیر و ملکان دانست و درعین‌حال اضافه نمود ” چون گستره توزیع ما استانی است پیام‌های دلگرم‌کننده‌ای هم از نواحی مختلف استان می‌رسد و آن‌ها با پیام‌های خود ما را در مسیری که انتخاب کرده‌ایم امیدوارتر می‌کنند.”

اتابک همچنین در مورد دلیل نام‌گذاری این نشریه به صبح سهند گفت ” سهند، نام کوهی در مراغه است و چون ازنظر فرهنگی قرابت نزدیکی بین مردم این منطقه وجود دارد می‌توان به آن عنوان فرهنگ سهند را داد؛ بنابراین با چنین پیش‌زمینه‌ای صبح را هم به آن اضافه کردیم تا نویدبخش صدایی جدید باشد.”

وی در همچنین با اشاره به نسل جدید روزنامه‌نگاری در آذربایجان و برنامه این نشریه برای تقویت این موضوع گفت ” بله قطعاً داریم. نسل جوان ما ترس از نوشتن دارند تلاش می‌کنیم با فراهم کردن این بستر که نشریه محلی برای درج اندیشه‌های آن‌ها است این ترس را از بین ببریم. از هریک از نویسندگان در هریک از شهرهای آذربایجان که تمایل دارند می‌خواهیم که نشریه ما را نشریه خودشان بدانند و دغدغه‌های خود را بنویسند و در برنامه بلندمدت ما تربیت روزنامه‌نگاران جوان یک جایگاه مهم دارد که امیدواریم بتوانیم با پشت سر گذاشتن موانع آغازین نشریه به این اهداف برسیم.”

۴۲۶۱۰۶۱۲۳_۷۶۳۵_۱۳۳۰۲۷۶۰۰۲۹۲۵۲۳۸۸۲۷۰





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox