تبلیغات
انایوردم خطبه سرا
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)و یاران باوفایش را تسلیت می گوییم

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مهر 1395-10:40 ب.ظ


 

 




 

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

.jpg



انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif






نظرات() 

قدمت چند هزار ساله رقص آذربایجانی یاللی «جلمان» در نقوش قوبوستان

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-10:34 ب.ظ

 

آثار باستانی که در قوبوستان در آذربایجان در نزدیکی باکو در سواحل خزر پیدا شده است مربوط به ۱۳۰۰۰ سال قبل از میلاد میباشند. عکس فوق مربوط به حکاکی رقص دسته جمعی یاللی پیدا شده در همین منطقه می باشد. تاریخ دانان زیادی همچون، هنری فیلد، آرتور کسیت، چارلز بارنی و غیره سرزمین آذربایجان را مهد تمدن بشری و سرزمین ظهور انسان متفکر میدانند. این حکاکی ها عبارتند از اشکال حیوانات مختلف، رقص دسته جمعی، قایق و آلات موسیقی مثل دایره زنگی و غیره و در نوع خود بی نظیر میباشد. پروفسور تور هئرئدال باستان شناس نروژی اشکال حک شده قایق و کشتی را در قوبوستان عین شکلهای سومری می باشند و ارتباط بین مردم ساکن آنجا ها را با هم ثابت کرده و شکل قایقها در قوبوستان را قدیمی ترین شکل پیدا شده قایق در دنیا میدانند.

ساکنان قدیمی قوبوستان رقص‌های دسته جمعی را با صدای دایره زنگی انجام می‌داده اند. به عبارتی رقص یاللی، رقص آئینی و مذهبی بوده است.
بعضی قوم ها ادعا دارند رقص های دسته جمعی از آن آنهاست . بایست در جواب گفت اینگونه نیست زیراکه رقص های دست جمعی به نام یاللی و یا جلمان هر دو کلمات ترکی هستند یاللی از کلمه یال نشات میگیرد ، یال لغتی است که در دیوان الغات ترک کاشغری و در کتیبه های اورخون و یئنی سئی آمده است و میتوان آن را در لغات سومری نیز یافت،

در واقع شکل دیگری از کلمه یول می باشد که به معنی راه است و یال به هرچیز ادامه دار و ممتد گفته میشود و جلمان نیز لغت تغییر یافته یلمان و یا یالمان می باشد از طرف دیگر وجود رقص های یاللی و جلمان در سنگ نگاره های قوبوستان نشان دهنده قدمت زیاد آنهاست، با توجه به اینکه قوبوستان منطقه ای در مرکز ترکان آذربایجان قرار دارد. در متعلق بودن این رقص ها به ترکان آذربایجان هیچگونه شک و شبهه ای وجود ندارد و هم چنین اسامی رقص هایی مثل توولاما ، اوچ آیاق و یان باسما ، عسگرالی، شئرخانی و… نشان دهنده ربشه ترکی این رقص ها می باشد.

منبع: روابط عمومی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی و ارک سؤزلویو.






نظرات() 

آیین بزرگداشت روز مشروطه در تبریز برگزار می‌شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-10:25 ب.ظ















۲۵۲۲

وی افزود: انقلاب مشروطیت، یکی از نقاط عطف و با اهمیت تاریخ ایران اسلامی و از رویدادهای مهم و تأثیرگذار در تاریخ تحولّات سیاسی ایران محسوب می‌شود که خاستگاه آن آذربایجان و تبریز است.

چمیده فر تاکید کرد: بزرگداشت روز مشروطه در واقع ضمن آنکه ادای دینی به کوشش‌ها و مجاهدت‌های رهبران و بزرگان این نهضت است، خود از بهترین و موثرترین شیوه‌ها در تحکیم مبانی دینی و ملی و تداوم بخشیدن به ارزش‌های اسلامی و هنجارهای فرهنگی ملت صاحب فضیلت ایران است و این آیین نیز در این راستا برگزار می‌شود.

وی همچنین از برگزاری آیین ویژه تجلیل از دو تن از اساتید برجسته حوزه تاریخ مشروطیت که بیش از نیم قرن در این راستا تلاش کرده‌اند، خبر داد.

گفتنی است این آیین با محوریت بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان و با همکاری استانداری آذربایجان شرقی، فرمانداری تبریز، شهرداری تبریز، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برگزار می شود.

آیین بزرگداشت روز مشروطه چهاردهم مردادماه ساعت ۱۸ در خانه مشروطه تبریز برگزار می‌شود.





نظرات() 

آشنایی با منطقه‌ تُرک‌نشین “گلوگاه” در قلب مازندران

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-10:14 ب.ظ


سخن از گلوگاه است. یکی از مناطقی که ترک‌نشین بوده و مردم آن با زبان ترکی آذربایجانی اما با ملغمه‌ای از فارسی و مازنی تکلم می‌نمایند و شاید برای برخی‌ها تازگی داشته و جای تعجب باشد؛ اما این شهرستان که منطقه‌ای بسیار زیبا بوده و در قلب استان مازندران و در کنار دریای خزر جای گرفته منطقه‌ای است بنام گلوگاه. این شهرستان که از زیباترین مناطق مازندران بوده و در جوار دریای خزر قرارگرفته، مکانی است که اکثریت جمعیت آن را ترک‌زبان‌ها تشکیل می‌دهد و به خاطر موقعیت خاص آن نقش مهمی در تعادلات فرهنگی، سیاسی و تعاملات اقتصادی منطقه ایفا می‌کند.

گلوگاه۱
اسفندیار سپهری‌نیا - روزنامه نگار
مهندس اسفندیار سپهری‌نیا – روزنامه نگار

با توجه به این مقدمه کوتاه می‌خواهیم در این شماره به یکی از مناطق ترک‌نشین کشور نگاهی ویژه داشته باشیم و آن را به مردم استان معرفی کنیم. کسانی که اهل سینما و فیلم هستند لابد فیلم گلوگاه به کارگردانی و نویسندگی محمدابراهیم معیری و به تهیه‌کنندگی جهانگیر کوثری و با هنرنمایی هادی دیباجی، لادن مستوفی، سیامک اطلسی، آناهیتا غفاریان و سایر هنرپیشه‌های سینمایی را دیده‌اند. فیلمی که هرچند از دید منتقدان سینما و همچنین مردم شهر دارای ایراداتی می‌باشد اما پروسه‌ای سینمایی است که به زندگی مردمانی در سرزمین مازندران پرداخته است. سخن از گلوگاه است. یکی از مناطقی که ترک‌نشین بوده و مردم آن با زبان ترکی آذربایجانی اما با ملغمه‌ای از فارسی و مازنی تکلم می‌نمایند و شاید برای برخی‌ها تازگی داشته و جای تعجب باشد؛ اما این شهرستان که منطقه‌ای بسیار زیبا بوده و در قلب استان مازندران و در کنار دریای خزر جای گرفته منطقه‌ای است بنام گلوگاه. این شهرستان که از زیباترین مناطق مازندران بوده و در جوار دریای خزر قرارگرفته، مکانی است که اکثریت جمعیت آن را ترک‌زبان‌ها تشکیل می‌دهد و به خاطر موقعیت خاص آن نقش مهمی در تعادلات فرهنگی، سیاسی و تعاملات اقتصادی منطقه ایفا می‌کند.

موقعیت جغرافیایی:

گلوگاه

ازنظر جغرافیایی شهر گلوگاه در شرقی‌ترین نقطه استان مازندران و در جنوب شرقی دریای مازندران و شمال خطالراس شمالی‌ترین رشته‌کوه البرز یعنی (جهان مورا) در مختصات جغرافیایی ۵۳ درجه و ۴۸ دقیقه طول شرقی، ۳۶ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی و در شرق شهرستان بهشهر و غرب استان گلستان واقع‌شده و مساحت آن با اراضی زراعتی جنگل، مرتع، بایر و دایر حدود ۶۵ کیلومترمربع است. ارتفاع مرکز شهر حدود ۴۰ متر از سطح دریای آزاد و ۶۷ متر از سطح دریای خزر است. شهرستان گلوگاه با وسعت ۴۲۶ کیلومترمربع که شهر گلوگاه در منتهی علیه شرقی مازندران و راه‌آهن تهران- گرگان از یک کیلومتری شمال آن و جاده آسفالت تهران- گرگان از شمال شهر می‌گذرد، ازاین‌جهت ازنظر ارتباطی جایگاه مهمی رادار است. شهر گلوگاه از شمال به خلیج گرگان، از جنوب به خط‌الرأس کوه جهان مورا (هزارجریب- چهاردانگه). از شمال به خلیج گرگان (دریای آرام گلوگاه و شبه‌جزیره میانکاله ) از جنوب به جنگل و رشته‌کوه البرز از غرب به شهرستان بهشهر و از شرق به رودخانه ملو (شهرستان بندرگز) واقع در استان گلستان محدود می‌شود.

پیشینه تاریخی:

گلوگاه در منطقه‌ای که در دوره اسلامی کبودجامه نامیده می‌شد واقع‌شده است. این شهر در حقیقت جانشین شهر تاریخی نامیه است و محل گلاب است. گلوگاه بعد از نمیشه در این منطقه بزرگ‌ترین شهر قرن اول هجری است و قدمت این شهر به ۱۲۶۰ سال پیش می‌رسد. طبق نوشته ملگونوف روسی در حدود ۱۷۸۰ میلادی آقای محمدخان قاجار ایل عمرانلو (ایمرن لو) را از قاراباغ و قاراداغ (قارا باغ جزء جمهوری آذربایجان کنونی و قاراداغ از مناطق آذربایجان خاوری در ایران) به این منطقه کوچانیده شده اند

از نظر تاریخی سرنوشت دو سلسله از سلسله‌های تاریخی ایران در این منطقه رقم خورده است اولی با شکست محمدحسن قاجار در سال ۱۱۷۱ هجری قمری در نزدیکی گراودین تپه به دست کریم‌خان زند که بعدازآن دولت مستقل زندیه تأسیس‌شده و دومی بعد از فوت کریم‌خان و اتحاد خاندان آقامحمدخان قاجار با یکدیگر که باعث شد بر سراسر مازندران، گیلان، آذربایجان و قفقاز استیلا یابند و در همان موقع یعنی سال ۱۱۹۵ هجری قمری توانستند ایل ایمرن لو یا عمرانلو را از قاراباغ و قاراداغ بکوچانند و در گلوگاه فعلی سکونت دهند تا از خندق کلباد و منطقه گلوگاه حفاظت کنند. آنان در هنگامه جنگ با سپاه زندیه موفق شدند در همین مکان زندیان را شکست سختی دهند و تعداد کثیری از نیروهای آنان را به اسارت بگیرند. همچنان که گفته شد ایل عمرانلو به‌منظور سرحد داری و جلوگیری از تهاجم ترکمن‌ها به منطقه فعلی به دنبال دستور آقا محمدخان قاجار به این منطقه آمدند. به‌طوری‌که سنگرهای موجود در ساحل خلیج گرگان و نیز قلعه‌ای در شبه‌جزیره میانکاله این ادعا را ثابت می‌کند. جوانان این ایل در مواقع و مراحل مختلف حتی در رکاب آقا محمّدخان علیه دشمنان منطقه و کشوری جنگیدند به همین جهت آقامحمّدخان قاجار اراضی فعلی و آب اوان را به‌طور رایگان به افراد این ایل هبه کرد.

وجه‌تسمیه گلوگاه:

کلوگاه به لحاظ معنایی و فحوایی دارای دو وجه‌تسمیه می‌باشد. ابتدا اینکه این کلمه در زبان فارسی به معنای محل استراتژیک و پررفت‌وآمد می‌باشد که کنترل بر آن در زمان وقوع جنگ و فنون جنگی بسیار مهم است و در وجه‌تسمیه دوم گلوگاه از دو کلمه “گلو” (مخفف گلاب) به معنی گلاب و «گاه» که صفت جایگاه و محل می‌باشد بدین ترتیب کلوگاه یعنی محل گلاب.

جمعیت شهرستان:

جمعیت شهرستان گلوگاه بر اساس آمار سال ۱۳۹۰ بالغ‌بر ۳۹۰۰۰ نفر شامل ترکان، مازنی‌ها و کل بادی‌ها می‌باشد که البته تعداد جمعیت ترک‌زبان در این شهرستان از اکثریت برخوردار می‌باشد.

زبان و قومیت:

مهم‌ترین گروه‌های اجتماعی در گلوگاه، دو ایل عمرانلو (ایمرن لو) و کلبادی هستند که این دو گروه غیر از اختلافات زبان، اختلافات مهمی باهم ندارند. علت این اختلاف این است که ایل عمرانلو (ایمرن لو) از سوی آغامحمدخان قاجار در سال ۱۲۹۶ هجری قمری از قارا باغ و قارا داغ (آذربایجان) برای سرحد داری و حفاظت از منطقه به آنجا کوچانده شدند و از این نظر به زبان ترکی صحبت می‌کنند، حال‌آنکه کلبادی‌ها با لهجه مازندرانی تکلم می‌کنند.

راه‌های ارتباطی بین گلوگاه و دیگر مناطق کشور
شهر گلوگاه در موقعیت ارتباطی بسیار مطلوبی واقع‌شده است که در اینجا به این موقعیت اشاره می‌کنیم:

۱ – قرار گرفتن درراه اصلی یعنی راه کناره مشهد – تهران.

۲- قرار گرفتن در مسیر راه‌آهن سراسری تهران – گرگان که از داخل و کناره شهر گلوگاه عبور می‌کند.

۳-جاده ارتباطی و حیاتی شمال – جنوب کشور از جنوب شهر گلوگاه به دامغان، اصفهان و بندرعباس.

۴-حمل‌ونقل دریایی که ساحل گلوگاه را به ساحل بندر ترکمن، ساری، بابلسر، نوشهر، رامسر و بندر انزلی می‌پیوندد.

 ۵- قرار گرفتن در مسیر جاده مهم مشهد – ساری.

گلوگاه از جنبه دیگری هم حائز اهمیت است. وجود بندر امیرآباد که یکی از بزرگ‌ترین بنادر ایران است، این شهر را به مسیری برای حمل کالاهای تجاری کشورهای آسیای مرکزی مانند ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان تبدیل کرده است.

آب‌وهوا:

۲

آب‌وهوای منطقه گلوگاه جلگه‌ای است و تغییرات درجه گرما در ساعات مختلف روز بسیارکم است. به‌طورکلی حداکثر درجه حرارت در مردادماه و حداقل درجه گرما در ماه‌های دی و بهمن اتفاق می‌افتد. از بادهای معروفی که در این منطقه می‌وزد می‌توان به وارش وا، دماوندی وا، گیل وا، چرخی وا، (باد سام) و دم وا (با دم) اشاره کرد.مشاهیر گلوگاه:

این شهرستان در طول تاریخ سیاسی و اجتماعی خود بزرگان مختلفی را به خود دیده است اما یکی از مشاهیری که در عصر حاضر می‌زیسته و به‌عنوان نویسنده و محقق برجسته ایران و جهان، از افتخارات ملی و بین‌المللی کشور بوده و اخیراً دار فانی را وداع گفته مرحوم علی‌بابا عسگری می‌باشد. فردی که تحصیلات ابتدایی را به علت فقر مالی خانواده از ۱۲ سالگی آغاز کرد و پس از طی مدارج عالی به مقام‌های علمی نائل شد و افتخارات بزرگی را برای کشور به ارمغان آورد. 

۱۳۹۵۰۱۱۹۰۰۰۵۰۵_PhotoL


بابا عسگری با توجه به استعدادی که داشت توانست در سال ۱۳۳۰ به‌عنوان معلم پیمانی در گلوگاه مشغول به کار شود. موفقیت در دانشسرای مقدماتی گرگان و گرفتن دیپلم با نمره عالی موجب شد تا در اولین کنکور سراسری دانشگاه‌های کشور شرکت کرده، مدرک لیسانس تاریخ و جغرافیا را از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دریافت کند. استاد عسگری از سال ۱۳۴۲ به‌عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد به دانشگاه تهران رفت و تدریس را در مدارس عالی و دانشگاه‌های کشور آغاز کرد. او علاوه بر تدریس، از سال ۱۳۴۳ آثار ارزشمند و گران‌سنگی را در حوزه تاریخ، جغرافیا و نقشه‌برداری از مناطق مختلف کشور به جامعه فرهنگی عرضه داشت و بیش از پنج دهه از عمر خود را وقف خدمت در مدرسه جغرافیایی سحاب کرد. استاد عسگری با تألیف کتاب‌های تاریخی – تحقیقی «بهشهر» (اشرف البلاد) در سال ۱۳۵۰، جغرافیای مفصل هزارجریب و نقشه هزارجریب (نکا، بهشهر و گلوگاه) در سال ۱۳۶۵ نسبت به زادگاه خود ادای دین کرد. کتاب بهشهر این استاد گران‌مایه به‌عنوان اولین کتاب تاریخی منطقه همچنان مورد استناد و استفاده پژوهشگران بومی مازندران و کشور است. از دیگر آثار ارزشمند استاد علی‌بابا عسگری می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: اطلس جهان تألیف در سال ۱۳۴۳ – تاریخ عمومی و جغرافیای عمومی تألیف در سال ۱۳۴۸ – جغرافیای کشورها سال ۱۳۵۱ – اطلس اسناد در تاریخ خلیج‌فارس به ۳ زبان در سال ۱۳۵۲ – تهیه نقشه کتاب دانشنامه علی ابن ابیطالب – تهیه نقشه کتاب دانشنامه امام حسین (ع) – تهیه نقشه کتاب دانشنامه غدیر عاشورا در سال ۱۳۹۱ – اطلس تاریخی ایران و جغرافیا – اطلس مناسک حج در ۱۰ جلد و نظارت بر ویراستاری و چاپ تمام کتاب‌ها، نقشه‌ها و اطلس‌ها از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۹۱ در مدرسه جغرافیایی.


ادامه مطلب


نظرات() 

نشریه ” صبح سهند” نویدبخش صدای جدید

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-09:39 ب.ظ

انتشار نشریه صبح سهند در شهرستان مراغه با گستره استان آذربایجان شرقی، نویدبخش صدای جدیدی در عرصه رسانه‌ای این استان است که در حوزه فرهنگی و اجتماعی فعالیت می‌کند

۴۲۶۳۰۳۲۵۵_۷۸۲۵_۲۴۱۸۱۳۵۰۹۴۵۸۶۷۵۱۵۹۹

سیاوش اتابک مدیرمسئول ” صبح سهند ” در گفتگو با “یول‌پرس ” در نقد وضعیت مطبوعات آذربایجان، ضمن اشاره به پیشرو بودن این منطقه در تاریخ مطبوعات ایران گفت ” مطبوعات آذربایجان متأسفانه تاکنون نتوانسته‎اند آن‌چنان‌که شایسته است حال‌وروز خوب خود را حفظ کند. ما اکنون شاهد هستیم که رسانه‌های چاپی و مجازی استان آذربایجان شرقی نتوانسته‌اند مردم را با خود همراه کنند و مردم استان بیشتر متأثر از رسانه‌های ملی هستند.”

سیاوش اتابک مدیر مسئول نرشیه " صبح سهند"
سیاوش اتابک مدیر مسئول نرشیه ” صبح سهند”

وی ادامه داد “نشریات استانی باوجود همه خوبی‌هایی که دارند بیشتر تبدیل به آگهی‌نامه شده‌اند؛ این آگهی‌ها عمدتاً دولتی و ارگانی هستند در چنین شرایطی مطبوعات از رسالت واقعی خود که نقد و اصلاح امور هستند فاصله می‌گیرند چون نمی‌توانند از ارگان یا فلان نهاد دولتی انتقاد کنند. ما تلاش داریم با حفظ چارچوب‌های قانونی قدم‌های جدی برای توسعه فرهنگ نقد داشته باشیم.”

اتابک همچنین درباره اهداف نشریه “صبح سهند ” گفت ” هدف توسعه فرهنگ نقد با رویکرد بومی است. متأسفانه این فرهنگ در مسئولان استانی و شهرستانی جا نیفتاده است من موارد زیادی را شنیده و دیده‌ام که مسئول اداره‌ای به دلیل یک انتقاد از خبرنگاری شکایت کرده است. چنین شرایطی برای یک خبرنگار به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و معنوی قدرتمند دردسرآفرین و خسارت‌بار است بنابراین روزنامه‌نگارها سعی دارند به سمت نق حرکت نکنند. باید قدرت تحمل در مسئولان افزایش پیدا کند.”

مدیرمسئول “صبح سهند ” نگاه حرفه‌ای به موضوع خبرنگاری را رویکرد اصلی این رسانه عنوان نمود و گفت ” شعار ما این است که محتوای مناسبی با بسته‌بندی حرفه‌ای در اختیار مخاطبان قرار دهیم.”

سیاوش اتابک نشریه را مستقل از هرگونه خط و مشی سیاسی دانسته و عنوان کرد ” ما وابسته به هیچ ارگان، گروه سیاسی یا جریان فکری نیستیم. ما این آمادگی راداریم که در چارچوب قانون و خط قرمز نظام، تندترین مطالب علیه هریک از جریان‌های سیاسی یا فکری را در نشریه منتشر کنیم. چون همان‌طور که گفتم می‌خواهیم فرهنگ نقد نهادینه شود.”

ضرورت انتشار نشریه سؤالی بعدی بود که مدیرمسئول “صبح سهند ” این‌گونه به آن جواب داد ” من قبل از اینکه درخواست مجوز بدهم یک بررسی اجمالی نسبت به نشریات استانی و منطقه‌ای انجام دادم. نتیجه بررسی‌ای که کردم برایم خیلی جالب بود؛ متأسفانه مدیران مسئول بیشتر نشریات ما اطلاعی از قوانین مطبوعات ندارند و همین خود منجر به بزرگ‌ترین آسیب می‌شود. ما در اولین شماره مطلبی منتشر کردیم در مورد دریاچه اورمیه، ولی در کمال تعجب تماس‌های پی‌درپی گرفته شد که شما باید سریعاً به فلان ارگان مراجعه کنید. وقتی مراجعه کردم به من گفتند که حق نداشتید به این موضوع ورود داشته باشید. من مقاومت کردم چون اینجا حیثیت روزنامه‌نگاری مورد تهدید قرار می‌گرفت و آن ارگان یا مسئول بر اساس نص صریح قانون چنین حقی نداشت. در کمال تعجب دیدم که وی جلسات منظم با نشریات مراغه برگزار می‌کند و به آن‌ها خط‌مشی می‌دهد که به فلان موضوع ورود کنید به فلان موضوع ورود نکنید. این اتفاقات یک تهدید برای روزنامه‌نگاری ما است که متأسفانه ریشه در ناآگاهی دارد.”

مدیرمسئول این نشریه؛ رویکرد نشریه خود را بیشتر تحلیلی دانست و گفت “سعی می‌کنیم با نگاه تحلیل محور به مشکلات استان بپردازیم. چون نشریات به دلیل حاکمیت فضای مجازی بر اخبار، کمتر می‌توانند در عرصه خبر عرضه اندام کنند. البته در عرصه خبر هم تلاش کردیم با راه‌اندازی یک کانال نیاز خبری و لحظه‌ای مخاطبانمان را تأمین کنیم.”

وی اکثر مخاطبان خود را در شهرستان‌های مراغه، بناب، عجب‌شیر و ملکان دانست و درعین‌حال اضافه نمود ” چون گستره توزیع ما استانی است پیام‌های دلگرم‌کننده‌ای هم از نواحی مختلف استان می‌رسد و آن‌ها با پیام‌های خود ما را در مسیری که انتخاب کرده‌ایم امیدوارتر می‌کنند.”

اتابک همچنین در مورد دلیل نام‌گذاری این نشریه به صبح سهند گفت ” سهند، نام کوهی در مراغه است و چون ازنظر فرهنگی قرابت نزدیکی بین مردم این منطقه وجود دارد می‌توان به آن عنوان فرهنگ سهند را داد؛ بنابراین با چنین پیش‌زمینه‌ای صبح را هم به آن اضافه کردیم تا نویدبخش صدایی جدید باشد.”

وی در همچنین با اشاره به نسل جدید روزنامه‌نگاری در آذربایجان و برنامه این نشریه برای تقویت این موضوع گفت ” بله قطعاً داریم. نسل جوان ما ترس از نوشتن دارند تلاش می‌کنیم با فراهم کردن این بستر که نشریه محلی برای درج اندیشه‌های آن‌ها است این ترس را از بین ببریم. از هریک از نویسندگان در هریک از شهرهای آذربایجان که تمایل دارند می‌خواهیم که نشریه ما را نشریه خودشان بدانند و دغدغه‌های خود را بنویسند و در برنامه بلندمدت ما تربیت روزنامه‌نگاران جوان یک جایگاه مهم دارد که امیدواریم بتوانیم با پشت سر گذاشتن موانع آغازین نشریه به این اهداف برسیم.”

۴۲۶۱۰۶۱۲۳_۷۶۳۵_۱۳۳۰۲۷۶۰۰۲۹۲۵۲۳۸۸۲۷۰





نظرات() 

یک بهله پرنده شکاری سنقر توسط یک شهروند آستارایی تحویل محیط زیست شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-09:35 ب.ظ

رئیس اداره حفاظت محیط زیست آستارا از تحویل یک بهله پرنده شکاری سنقر توسط یک شهروند آستارایی به اداره محیط زیست این شهرستان خبر داد.

سنقری

به گزارش یول پرس ، محمد رضا روشنی روز دوشنبه با اعلام این خبر به خبرنگار ایرنا اظهار داشت: یک بهله سنقر توسط یکی از شهروندان و دوستداران حیات وحش در روستای عباس آباد شهرستان آستارا کشف و تحویل اداره حفاظت محیط زیست آستارا شد.
وی با اشاره به اینکه سُنقُر یا سُنقار پرنده‌ای شکاری و روز پرواز است ، افزود: این پرنده به علت برخورد با سیم های برق از ناحیه بال آسیب دیده بود که تحویل محیط زیست شد.
روشنی با بیان اینکه این پرنده هم اینک در مرکز اورژانس پناهگاه حیات وحش لوندویل نگهداری می شود ، اضافه کرد: سنقر پس از طی مراحل تیمار و بهبودی کامل به طبیعت بازگردانده شود.
وی در ادامه اظهار کرد: پیش از این هفت پرنده در سال جاری در مرکز اورژانس پناهگاه حیات وحش تیمار و به آغوش طبیعت برگشته است.
وی در ادامه با تقدیر از تلاش ماموران یگان حفاظت محیط‌ زیست آستارا در محل پایگاه اورژانس محیط‌ زیست شهرستان ، گفت: این مرکز درمانی با یک نفر دامپزشک و دو نفر همیار تجربی در حال ارائه خدمات است و در طول سال انواع پرندگان نظیر پلیکان، قو، پرندگان شکاری، حواصیل ، اگرت، باکلان بزرگ ، مرغابی سرسبز ، خوتکا ، جغد و سایر گونه‌ها در این مرکز مورد درمان قرار می گیرند.
سنقر از خانواده عقابیان است ، این پرنده ها مشخصا به هنگام شکار در ارتفاع پایین و بر فراز زمین‌های باز پرواز کرده و از پستانداران کوچک، خزندگان و یا پرندگان تغذیه می‌کنند.
بدن سنقرها باریک است و منقاری نه چندان ضخیم، دم و پاهایی بلند و بال‌هایی کشیده و زاویه‌دار دارند؛ سنقرها آشیانه‌شان را بر روی زمین و یا درون نیزارها می‌سازند.
شهرستان آستارا در منتهی الیه غرب مرکز استان گیلان و در نوار مرزی جمهوری آذربایجان واقع است.





نظرات() 

آقای رئیس‌جمهور از کدام عزت حرف می‌زند!

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-09:05 ب.ظ

به گزارش بی‌باک،‌ سخنان رئیس‌جمهور درباره عزت دادن برجام به کشورمان این سئوال را به‌وجود می‌آورد که منظور روحانی از عزت، کدام مصادیق را شامل می شود؟

حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در همایش پنجاهمین سالگرد تأسیس شرکت ملی گاز درباره برجام گفته است که «تحریم بود عزت نبود؛ برجام برای ما عزت آورد.».

آنچه در ادامه ذکر می‌شود، مصادیقی از عزت مورد نظر رئیس جمهور است:

1- نماینده‌ای که آمریکایی‌ها به سازمان ملل راه ندادند: راه ندادن حمید ابوطالبی، نماینده ایران در سازمان ملل به نیویورک با اتهام شرکت داشتن وی در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و تروریست خواندنش یکی از این موارد است که بعد از مدتی دولت یازدهم فرد دیگری را به جای ابوطالبی به سازمان ملل معرفی کرد.

2- فاجعه منا و برخورد زشت عربستان با مقامات ایرانی: در فاجعه منا که منجر به فوت تعداد بشماری ازهموطنانمان حین ادای فرایض دینی شد، رفتار عربستان با مقامات ایرانی بسیار زشت و دور از شأن نمایندگان ملت ایران بود. در زمانی که روحانی در نیویورک به سر می‌برد، سعودی‌ها به وزیر ارشاد ویزا ندادند و رایزنی‌های ظریف برای دیدار با وزیر خارجه عربستان به ثمر ننشست و با وجود قصور سعودی‌ها مقامات این کشور رفتار زشت و زننده‌ای با مقامات ایران که پیگیر حال و اوضاع زائران ایرانی بودند، داشتند.

3- بی‌احترامی به معاون اول روحانی: دیدار اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور با رجب طیب اردوغان هم در ترکمنستان یکی دیگر از این بی‌احترامی‌ها بود. مسئولان ترکیه‌ای در اقدامی گستاخانه ترتیبی دادند که اردوغان روی صندلی سلطنتی جلوس کرده و برای آقای جهانگیری یک صندلی معمولی تهیه کردند و رجب پاشا درنهایت بی‌شرمی حتی به رئیس محترم جمهوری ایران هم توهین کرده و وی را دروغ‌گو خطاب می‌کند درحالی‌که حتی پرچم ایران نیز در کنار معاون اول رئیس‌جمهوری ایران در دیدار اردوغان و جهانگیری قرار داده نمی‌شود.

با عزت‌هایی که برجام به همراه خود آورده است، آشنا شوید + فیلم

 

 

 

4- نواختن سیلی به گوش دختر ایرانی در ترکیه: روزنامه دولتی ایران با بیان اینکه ترکیه برای ایرانیان امن نیست درباره ماجرای سیلی پلیس ترکیه به دختر ایرانی در یکی از فرودگاه‌های این کشور می‌نویسد: «در فرودگاه استانبول مسافرانی که مقصد بعدی‌شان شهر اسلو بوده، متوجه می‌شوند که باید ۳ روز منتظر پرواز بعدی باشند. مسافران از شرکت هواپیمایی می‌خواهند که با پرواز دیگر و زودتر حرکت کنند. صحبت‌ها بالا می‌گیرد و کارمند شرکت پگاسوس بی‌احترامی و پرخاش می‌کند که این بی‌احترامی‌ها با اعتراض مسافران همراه می‌شود و چند نفر از مسافران برای ثبت و ارائه این حرکت به مسئولان بالاتر، شروع به فیلمبرداری می‌کنند. درباره حادثه فرودگاه کارمندان پگاسوس، پلیس فرودگاه را در جریان می‌گذارند و پلیس فرودگاه بدون لباس پلیس و نشان دادن مدارک اقدام به درگیری با مسافران می‌کنند. در این میان یک دختر نروژی- ایرانی را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و به‌صورت وی سیلی می‌زنند. آن‌ها ۳ نفر از مسافران را که خانم‌هایی جوان بودند، بازداشت می‌کنند.»

5با عزت‌هایی که برجام به همراه خود آورده است، آشنا شوید + فیلمهتک حرمت دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده:‌هتک حرمت سعودی‌ها در تعرض به دو زائر نوجوان ایرانی در اوایل سال 94 خشم و نفرت ملت را برانگیخت تا جایی که در همین راستا آیت‌الله مکارم شیرازی خواستار تعطیلی عمره مستحب برای عزت ایران شده و همچنین طرح لغو اعزام زائران به حج عمره در مجلس اعلام وصول شد. اما اینک رئیس سازمان حج و زیارت درباره پرونده تعرض به 2 نوجوان ایرانی در فرودگاه جده و پیگیری‌های صورت گرفته می‌گوید:«2 مأمور متجاوز محاکمه نشده‌اند!»

6- تراشیدن موی سر ۹ معلم ایرانی به دست اماراتی‌ها: در مهرماه سال گذشته 9 معلم ایرانی مدرسه ایرانیان در العین بازداشت شدند. دلیل این اتفاق، نداشتن ویزای العین عنوان شد؛ این در حالی بو که معلمان ایرانی ویزای دبی داشتند و تا زمان دستگیری با ویزای دوبی برای حضور در العین مشکلی ایجاد نشده بود.از سوی دیگر امارات از دادن ویزای العین به معلمان ایرانی خودداری کرد. اماراتی‌ها این معلمان را زندانی کردند و موهای سر آنان را تراشیدند و رفتار بدی با این افراد داشتند.

7با عزت‌هایی که برجام به همراه خود آورده است، آشنا شوید + فیلم- قطع رابطه کشورهای ذره‌ای با ایران:‌ در دولت یازدهم سطح خصومت عربستان علیه ایران بالا رفت و از سوی دیگر دولت ایران با مسامحه با اعمال ضدایرانی سعودها رفتار کرد که در چند مرحله با راه‌اندازی جنگ نفت علیه کشورمان و توهین و اتهام‌پراکنی به مقامات ایرانی همراه بود و بعد از آن به تهییج کشورهای میکروسکوپی از جمله کومور و جیبوتی برای قطع رابطه با ایران انجامید و سعودی ها بعدها موفق به این امر شدند در میان انفعال سیاست خارجی ایران شدند. این درحالی بود که روابط این کشورها در دولت‌های گذشته با ایران خوب بود.

8- تحریم پسابرجامی آمریکا برای محدودیت سفر به ایران: کنگره آمریکا طرح محدودیت سفر به ایران را تصویب و این طرح با امضای اوباما به قانون بدل شد. دولت اما در برابر این موضوع عنوان همیشگی مغایرت با «روح توافق» و «روح برجام» که در حوزه دیپلماتیک هنوز معنای خاصی را متبادر نمی‌سازد را بر این کار مشترک دولت و کنگره آمریکا نام نهاد.

9- 52 قطعنامه و طرح آمریکایی‌ها علیه ایران:اخیرا علی لاریجانی، رئیس قوه مقننه درنطقی دراین‌باره خطاب به بان کی مون گفت:‌ «آقای دبیر کل! پس از توافق هسته‌ای تاکنون 52 لایحه و قطعنامه در کمیته‌های مختلف مجلس نمایندگان و سنای آمریکا علیه کشور ما طرح شده که اکثر قریب به اتفاق آن کاملاً با روح برجام مخالف است. گرچه همه آن‌ها مسیر تصویب را طی نکرده، اما سه مصوبه اخیر در مجلس نمایندگان آن‌قدر صراحت در مخالف با برجام دارد که مقامات کاخ سفید هم با آن اعلام مخالفت کرده‌اند، چطور در این زمینه‌ها سکوت کرده‌اید؟! آیا مصوبه مجلس آمریکا در مورد روادید مخالف روح برجام نبود؟ چرا در گزارش خود ذکر نکردید؟» رئیس قوه مقننه در پایان نطق خود نیز تأکید کرد:‌ لازم است سازمان انرژی اتمی مطابق قانون مربوطه، طرح راه‌اندازی کارخانه هسته‌ای برای غنی‌سازی در درجات مورد نیاز کشور را آماده نموده و مجلس شورای اسلامی را در جریان امر قرار دهد.» 

10- خدشه‌دار شدن مراودات و ارتباطات علمی پس از برجام: اخیرا علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی به وضع قانون روادید در کنگره آمریکا پس از برجام اشاره کرد و گفت: حالا من این را می‌توانم بگویم و دوستی نمی‌تواند به من اعتراض کند که مثلاً آقا شما وزیر اقتصاد و یا رئیس بانک مرکزی و یا وزیر امور خارجه نیستید چرا که حداقل از نظر علمی 40 سال استاد دانشگاه هستم، لذا این را می‌توانم بگویم‌. پیش از این دانشگاه‌های ما با دانشگاه‌های خارج در تماس بودند و تزهای مشترک داشتند و به ویژه دانشمندان اروپایی به راحتی به ایران می‌آمدند و در کارگاه‌های فنی ، آموزشی و تحقیقاتی مشارکت داشتند و این در حالی بود که هیچ مسئله‌ای در رفت و آمد آنها وجود نداشت. هم اکنون و پس از پیش آمدن قضایای روادید تعداد زیادی از دانشمندان اروپایی که مقداری احتیاط می‌کنند از آمدن به ایران استنکاف دارند‌. به قول دانشگاهی‌ها این یعنی وضعیت آنها پیش از برجام بهتر از پس از برجام بوده است.

11- تنزل رتبه پاسپورت ایرانی:علیرغم شعار دولت یازدهم مبنی بر تعامل و آشتی با جهان، درسال اول دولت تدبیر و امید، در ارزش‌گذاری به پاسپورت کشورها، رتبه گذرنامه ایرانی با پله سقوط به رتبه 87 جهان تنزل پیدا کرد. در جدول ارزش‌گذاری پاسپورت‌های جهان، گذرنامه ایرانی با 37 امتیاز به‌صورت مشترک با کشورهای اریتره، اتیوپی، نپال و سودان در یک جایگاه قرارگرفته است.






نظرات() 

اطلاعات جدید از دستگیری بدهکار بزرگ بانکی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-08:54 ب.ظ

بدهکار بزرگ بانکی که اخیراً دستگیر شد، ۱۵۰ میلیارد تومان به بانک سپه بدهکار بود که از سال ۸۶ متواری شده بود و حکم دستگیری وی نیز ۴ سال پیش صادر شده بود.
صراط: بدهکار بزرگ بانکی که چهارشنبه هفته گذشته دستگیر شد، ۱۵۰ میلیارد تومان به بانک سپه بدهکار بود. وی از سال ۸۶ متواری بوده و حکم دستگیری وی نیز ۴ سال پیش صادر شده بود.

به گزارش تسنیم، به‌تازگی با همکاری پلیس، قوه قضائیه و کارکنان بانک سپه یکی از بزرگترین بدهکاران بانک دولتی شناسایی و پس از بررسی‌های لازم و حکم قضایی روز گذشته بازداشت شد.

این فرد که "ح.د." نام دارد، از سال 86 تاکنون متواری بود و حکم دستگیری وی نیز ظاهراً 4 سال پیش صادر شده بود. وی چهارشنبه هفته گذشته پس از طی مراحل قانونی روانه زندان شد و پرونده وی در اختیار مقام قضایی قرار گرفت.

وی با 150 میلیارد تومان بدهی یکی از بزرگترین بدهکاران بانکی به بانک سپه محسوب می‌شود که صدور چک بلامحل و تحصیل مال از شیوه‌های نامشروع بخشی از اتهامات وی هست.
برچسب ها: بدهکار ، بانک ، دستگیر ، صراط




نظرات() 

مدیر «بازداشتی» پرونده «فساد بزرگ» عضو هیات مدیره بانک ملت شد+ سند

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-08:51 ب.ظ

علی رستگار مدیرعامل سابق بانک ملت که پیشتر به دلیل فیش حقوق نجومی و نقش آفرینی در فساد بزرگ بانکی بازداشت شده بود، در تاریخ ۴ مرداد ۹۵ به عنوان عضو هیات مدیره بانک ملت انتخاب شد.
download علی رستگار

تسنیم نوشت:

خبرها و اسناد رسیده حکایت از اتخاذ تصمیمی عجیب و قابل تأمل از سوی دولت دارد که نقدهای فراوانی را متوجه کابینه یازدهم می کند.
براساس سندی که در اختیار تسنیم و سایر خبرگزاری ها قرار گرفته، دولت به تازگی علی رستگار مدیرمعزول بانک ملت که چندی قبل از سوی سازمان اطلاعات سپاه به اتهام حضور در فساد بزرگ بانکی بازداشت شده بود، را به عضویت هیات مدیره این بانک درآورده است.
جدا از اینکه دولت چطور برای یک فرد بازداشتی آنهم به اتهام حضور در فساد بزرگ بانکی حکم عضویت در یکی از بزرگترین بانک های کشور را صادر کرده این ابهام وجود دارد که چطور می شود فردی که اسناد بریز و بپاش هایش از سوی تسنیم منتشر شده بار دیگر در این دولت سمت بگیرد؟! آیا قحط الرجال بوده است؟!
ولی نگاهی به ارتباط رستگار و برخی مسئولان کمی ما را به جواب نزدیک تر می کند؛ به احتمال قوی اینبار هم پای حسین فریدون در میان است. همچنین در روز تودیع رستگار از بانک ملت وی از هیات مدیره خواسته بود این تصمیم را به روز دیگری موکول کنند تا وی به جلسه ای که در همین ارتباط با یکی از مردان ارشد دولت داشت برسد.
با توجه به بریز و بپاش‌های مدیرعامل معزول بانک ملت در زمان ریاستش و همچنین ارتباط فریدون با برخی بانک‌های بزرگ در یک محاسبه سرانگشتی حداقل هزار میلیارد تومان از پول بیت المال توسط این افراد حیف و میل شده است، ضمن آنکه رستگار سرخه در همان زمان فقط در یک مورد که رسانه‌ای شد کمک ۵۰ میلیاردی به برادر رئیس جمهور داشته است.
نمونه بارز حیف و میل اموال بیت المال از سوی رستگار سرخه‌ای و شرکایش قبلاً از سوی خبرگزاری تسنیم در خبرهای جداگانه رسانه‌ای شده بود ولی در اینجا بد نیست بار دیگر به برخی از آنها اشاره کنیم.
مدیرعامل برکنارشده بانک ملت تنها از دو شرکت در خارج کشور طی سال گذشته مبلغ ۱۲۵هزار دلار و ۲۰۰ هزار پوند پاداش گرفته که بالغ بر یک‌میلیارد و ۴۰۰میلیون تومان می‌شود.
علی رستگار سرخه‌ای در مسافرت‌های خارج از کشور و برخی مأموریت‌های بانکی به‌صورت اشرافی و با سوء استفاده از بیت‌المال در هتل‌های گران‌قیمت و لوکس اقامت داشته است و از جیب ملت هزینه‌های گزافی پرداخته است.


مدیر «بازداشتی» پرونده «فساد بزرگ» عضو هیات مدیره بانک ملت شد+ سند
هزینه بیش از ۹۴۴ میلیون ریالی رستگار سرخه‌ای برای اقامت در هتل‌های مجلل و خریدهای میلیونی، اقامت در اتاق ۵۰۰متری در هتل مجلل Presidential Suite (هر شب ۵ هزار دلار) اجاره خودروی لیموزین و بادی‌گارد شخصی از جیب مردم و بیت‌المال تنها گوشه‌ای از زندگی اشرافی این مدیر دولتی است.
"فساد بزرگ" بانکی مهمترین خبری است که حدود دو هفته پیش از سوی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسانه‌ای شد ولی با توجه به هیاهوی حقوق‌های نجومی چندان مورد توجه قرار نگرفت.
مدیرعامل معزول بانک ملت یکی از عوامل اصلی این فساد بزرگ بانکی می‌باشد چراکه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از دستگیری علی رستگار سرخه اعلام کرد که وی در جریان "کشف یک باند سازمان یافته فساد بانکی" دستگیر شده است.
یک روز پس از آن سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در توضیحی بیشتر درباره این دستگیری، منحصر بودن اتهام رستگار سرخه به موضوع حقوقهای نجومی را از اساس رد کرد و از مسئله بالاتری سخن گفت. فرمانده کل سپاه می‌گوید: "مردم تصور می‌کنند این دستگیری در رابطه با دریافت حقوق‌های نجومی بوده است؛ قطعاً دریافت آن حقوق‌ها یکی از تخلفات بوده است، اما فرد مذکور به‌دلیل حضور در یک فساد اقتصادی بزرگ‌تر دستگیر شده است".
سرلشکر جعفری خبر جدید و مهمی درباره جزئیات این باند سازمان یافته افشا کرد و  گفت که "در این پرونده برخی سیاسیون نیز حضور داشته‌اند".

همچنین طبق اعلام سخنگوی دستگاه قضا علاوه بر رستگار سرخه و معاونش، ۲ نفر دیگر هم بازداشت هستند و عده دیگری نیز تحت تعقیبند.
محسنی اژه‌ای می‌گوید: "در این پرونده ۴ نفر بازداشت هستند و تعداد دیگری هم تحت تعقیب قرار گرفته‌اند که برخی از آنها خارج  از کشور هستند. این پرونده که در مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارد، در ارتباط با مسائل مالی تشکیل شده است اما صرفاً مربوط به بحث دریافت حقوق‌های نامتعارف نیست".
خبرهای جدید تسنیم از ردپای یکی از چهره های مشهور بخش خصوصی که با یکی از مسئولان ارشد دولتی هم در ارتباط است، در پرونده فساد بزرگ بانکی حکایت دارد. قرار است تحقیقاتی از فعالیت های وی در حوزه بانکی و صرافی صورت گیرد.
همچنین شنیده ها حکایت از حضور ۲ زن در پرونده فساد بزرگ بانکی دارد. این افراد برای عملیات انتقال پول توسط مفسدان حاضر در پرونده انتخاب شده بودند.
یکی از این متهمان که هم اکنون متواری است، خانمی هندی می باشد که ۲۵۰ میلیارد تومان پول را از افراد حاضر در پرونده فساد بزرگ بانکی دریافت کرده و تاکنون این پول را پس نداده است.
متهم خانم دیگری هم که در این پرونده حضور دارد همسر یکی از بدهکاران بزرگ بانکی می باشد که وی نیز ۳۵۰ میلیارد تومان از اموال بیت المال را گرفته و هم اکنون متواری است.
جعفری دادستان تهران هم درباره "فساد بزرگ" بانکی که اخیراً کشف و افشا شده، از جابجایی ۸۰۰ میلیارد تومان در بانک ملت،بازداشت ۴ متهم و بسر بردن چند متهم دیگر در خارج کشور خبر داد و گفت: درباره نحوه اقدامات متهمان از وزیر اقتصاد و رییس‌کل بانک مرکزی درخواست گزارش شد.





نظرات() 

محکومان گروهک تروریستی «توحید و جهاد» اعدام شدند

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 13 مرداد 1395-08:45 ب.ظ

download اعدام

به گزارش جمهوریت ، دادگستری استان کردستان اعلام کرد: اقدامات تروریستی گروهک موسوم به توحید و جهاد، موجب شهادت تعدادی از شهروندان، پرسنل نظامی و ماموران انتظامی در شهرهای سنندج، قروه، همدان و زنجان شده بود.

دادگستری استان کردستان اعلام کرده است: بررسی این پرونده به علت ابعاد گسترده جنایات و نیز وجود وجوه مختلف حقوقی و تعدد آسیب‌دیدگان و همچنین به منظور رعایت حداکثری جوانب حقوق شهروندی بیش از شش سال به طول انجامید که با اتمام مراحل قضایی و تکمیل تحقیقات پرونده و رفع ایرادات و حفظ و رعایت کامل حقوق دفاعی و استفاده آنان از وکلای متعدد با نظر رأفت اسلامی و تخفیف در مواردی که قانوناً زمینه آن وجود داشت، مجازات برخی از محکومان تخفیف یافت.

بر این اساس، راه‌اندازی گروهک تروریستی تکفیری به قصد محاربه و انجام عملیات‌های مسلحانه در داخل کشور، ترور و کشتار مردم بی‌گناه و بعضی از علما از جمله شهیدان ماموستا شیخ‌الاسلام و ماموستا برهان عالی، به شهادت رساندن تعدادی از محیط‌بانان شهرستان سنندج، ربایش و به شهادت رساندن برخی از شهروندان از جمله خلیفه فرهادی اهل قروه و هدایت حسن خانی اهل ایلام، تهیه سلاح‌های متعدد جنگی و ساخت بیش از 50 بمب آماده انفجار، بمب‌گذاری در نقاط مختلف شهرستان سنندج، انجام چندین فقره سرقت مسلحانه از طلا فروشی‌های شهرهای قروه، زنجان و همدان، توزیع مواد غذایی مسموم برای ترور برخی از شهروندان کردستانی، حمله به مراکز انتظامی و پلیس راهنمایی و رانندگی، تلاش برای سرقت مسلحانه از بانک‌های استان و تیراندازی کور و بی‌هدف به سمت مردم در میدان آزادی سنندج و کشته و زخمی شدن تعدادی از هموطنان، تنها بخشی از جنایات این گروهک تروریستی و ضد مردمی بوده است.





نظرات() 

با دستور وزیر ارشاد “طرح نو” فردا محاکمه می شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-09:13 ب.ظ

وزیر ارشاد ایران طی دستوری به هیات نظارت بر مطبوعات کشور، پرونده تخلف نشریه موهن "طرح نو" مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

جنتی وزیر ارشاد

حسین نوش آبادی، معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌ها و سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن محکوم کردن اقدام غیرحرفه‌ای، غیرفرهنگی و توهین آمیز یکی از نشریات داخلی کشورمان نسبت به آذربایجانیان که از اقوام بزرگ ایران اسلامی است، اعلام کرد:

پرونده این نشریه فردا صبح در هیات نظارت بر مطبوعات با دستور صریح دکتر جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح و متناسب با تخلف و جرم صورت گرفته اقدام قانونی صورت خواهد گرفت.

سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: جمهوری اسلامی ایران کشوری بزرگ و صاحب بزرگترین تمدن بشری است که همه اقوام ایرانی اعم از ترک و لر و کرد و بلوچ و عرب در تکوین این تمدن نقش مهمی داشته اند و در طول تاریخ پرافتخار این سرزمین، همواره در کمال وحدت و همزیستی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند و در برابر دشمنان مشترک و بدخواهان این سرزمین ایستادگی و مقاومت کرده‌اند.

نوش آبادی افزود: اقوام ایرانی از سرمایه‌های بزرگ ملت  ایران هستند که علقه‌های دینی، فرهنگی، سیاسی و سرزمینی آنها را به هم پیوند داده است و مجموعه این اقوام هویت ملی و تاریخی ایران اسلامی را تشکیل داده‌اند.

سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: هر گونه تعرض و جسارت و توهین به اقوام ایرانی بر خلاف مصالح عمومی و امنیت ملی است و براساس قانون اساسی و قوانین عادی جرم محسوب می‌شود و مرتکبن به رفتارها و اعمال تفرقه افکنانه بموجب قانون تنبیه و مجازات خواهند شد.





نظرات() 

ریشه یابی نام اربیل

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:34 ب.ظ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


اَربیل (کردیهه‌ولێر،[۲] Hewlêr، با تلفظ: هاؤلِر، عربیأربیل‎) یکی از شهرهای کردستان عراق و مرکز استان اربیل است. مختصات جغرافیایی آن ۳۶٫۱۲ شمالی و ۴۴٫۰۱ شرقی است و در ۸۰ کیلومتری شرق موصل قرار گرفته‌است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۹ (میلادی) ۲٬۲۹۳٬۸۳۹ نفر برآورد شده‌است. قدمت شهرنشینی در این شهر به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد[۳][نیازمند منبع] و یکی از قدیمی‌ترین شهرهای مسکون دنیاست.[۳][نیازمند منبع]

نام اربیل بر اساس قواعد زبان کردی با قلب آوایی روبه‌رو شده و توسط کردها به صورت «هه‌ولیر» تلفظ می‌شود.[۴] (مقایسه شود با حه‌مه که تلفظ کردی محمد است یا وه‌فر که شکل کردی برف است)


ریشه یابی نام

۱. نام آن از ریشهٔ سامی «اربع ئیلا» به معنای «چهار ایزد» است. نام امروزی کردی آن یعنی هه‌ولیرهم دگرگون‌شدهٔ همان واژهٔ اربیل است. اربیل در زمان آشوریان مرکز دینی مهمی برای آیین پرستش ایزد ایشتار(اشتاروت)[۵] بود.

۲. نام «اربیل» از دو بخش تشکیل شده، بخش اول آن (ار) به معنای ، سنگ و بخش دوم آن (بیل) یا ویل به معنای شهر است؛. البته در خور یادآوری است که پسوند ویل یا بیل به معنای شهر یکی از پسوندهای بسیار پرکاربرد  است، و با واژه ville (شهرستان در زبان فرانسه) و Village (روستا در زبان انگلیسی) هم ریشه می‌باشد؛ در زیر چند نمونه از آن بیان می‌شود: اربیل، خزرویل، لوندویل (ایران)، الفورویل، شربورگ-اکتوویل، ابوویل (فرانسه) نشویل، براونزویل، ناکسویل، هانتسویل (آمریکا).





نظرات() 

ایرانی‌ترین ایرانی‌های ایران!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:31 ب.ظ

دکتر مرتض مجدفر / دکترای مدیریت آموزشی

سال تحصیلی 93 /94 آغاز شد وارد ماه آذر شده است ، ولی به رغم اعلام در مجموعه راهبردها و سیاست‌های تبلیغاتی دکتر حسن روحانی، در هنگامۀ کارزار انتخاباتی، امسال هم از اجرای اصل 15 قانون اساسی خبری نشد و کودکان مناطق دوزبانه، به‌ویژه مناطق ترک‌نشین، کردزبان، عرب‌زبان، ترکمن، بلوچ و ... صرفاً برای یادگیری زبان رسمی خود به مدرسه‌ها رفتند و آموزش زبان مادری به مثابه یکی از حقوق اساسی این کودکان بار دیگر در محاق قرار گرفت.

نگارنده این سطور خود در آموزش‌وپرورشی تربیت یافته‌ است که آموزش الفبا را به زبانی غیر از زبان مادری خود تجربه کرده است. به دیگر سخن من و همسالان ترک زبانم برای آن که خواندن و نوشتن یاد بگیریم، همزمان با یادگیری الفبا، به یادگیری زبان نیز پرداختیم. اگر یک کودک فارس زبان در سال آغازین تحصیل خود در دبستان، فقط الفبا می‌آموزد، ما کودک دوزبانه را مجبور می‌کنیم الفبا را با زبانی بیاموزد که معنی واژه‌ها و عبارت‌های آن را نمی‌داند.

این نوعی ستم آموزشی و تحمیل حجم زیادتری از آموخته‌ها به یک کودک غیرفارس زبان است. حتی سیاست‌های سال‌های اخیر آموزش‌وپرورش کشورمان مبنی بر افزایش زمان سال تحصیلی برای کلاس‌اولی های مناطق غیر فارس زبان هم همان اعمال ستم آموزشی در شکلی دیگر است. چرا بچه‌های این مناطق یک ماه زیادتر از همسالان فارس زبان خود در مدارس حضور داشته باشند؟ چرا به جای توجه به حق اساسی یک کودک و حل مسئله از راه‌های طبیعی، دست به پاک کردن صورت مسئله می‌زنیم؟ مگر این مسئله در کشورهای دیگر وجود ندارد؟ مگر کشورهای توسعه یافته پس از تبدیل این  مشکل به مسئله، آن را حل کرده و کنار نگذاشته‌اند؟ اصلاً چرا راه دور برویم. در قانون اساسی جدید دو کشور افغانستان و عراق، مسئله زبان ‌های قومی به راحتی مورد توجه قرار گرفته و اصل تنوع زبانی و از این طریق پذیرش تنوع آموزش زبانی به رسمیت شناخته شده و مشکل از میان برداشته شده است. در حال حاضر در افغانستان سه زبان که ترکی ازبکی هم یکی از زبان‌هاست، در مدارس کشور تدریس می‌شود و هیچ اتفاق دور از ذهنی هم رخ نداده است.

 

به نظر می‌رسد عده‌ای با امنیتی و سیاسی انگاشتن مسئله تفاوت زبانی – که یکی از زمینه‌های مشاهدۀ قدرت آفریدگار توانا در تنوع قوم‌ها و زبان‌هاست – و الحاق این موضوع به وحدت ملی و یکپارچگی ارضی، و حتی ارائه تفاسیری از این اصل‌، درصددند به هر نحو ممکن از اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی جلوگیری کنند. حتی بعد از اعلام راهبردها و برنامه‌های اجرایی رئیس‌جمهور و انتخاب مشاور ویژۀ اقوام و زبان‌ها از سوی ایشان(آقای یونسی)، و اعلام برنامه‌های آموزش‌وپرورش مبنی بر اجرایی کردن اصل یادشده، باز شاهد بودیم که با هجمۀ این گروه – که سرپرست و سردمدارشان نیز شناخته شده‌ است - دولت و آموزش‌وپرورش به یک‌باره تغییر موضع داده و اجرای این اصل را منوط به شرطها و شروطها کرده‌اند و برای خالی نبودن عریضه، ستادی را در وزارتخانه تشکیل داده‌اند که از قرار در حال پژوهش برای اجرایی کردن اصل ۱۵ است .

گویی ۳۵ سال زمان کمی است برای اجرا نشدن یک اصل از قانون اساسی، که این گروه می‌خواهند چند سالی دیگر را هم به تأخیر بیندازند. به طوری که روشنفکران اقوام که در آغاز به کار دولت جدید، با خوش‌بینی منتظر آموزش زبان مادری در مدارس بودند، عملاً  قطع امید کرده و دوباره در پیگیری خواسته‌ها و نظرات خود تا تحقق کامل این مقوله  کوشا شده‌اند. شاید هم منتظرند مدافعان قلع‌و قمع زبان مادری که حتی اهانت به زبان‌های غیرفارس زبان را هم جائز می‌شمارند، پا پس کشند که ظاهراً حالا- حالاها منتفی است.

به نظر می‌رسد اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی نیاز به پیش‌نیازهایی دارد . این پیش‌نیازها موانعی است که به دلیل وجود همین گروه‌فشارهایی که از آن‌ها نام بردیم، ایجاد شده است.  به اعتقاد من تا زمانی که این موانع از بین برده نشود، اجرای اصل ۱۵ با مشکل مواجه خواهد بود. بد نیست به نمونه‌هایی از این موانع اشاره شود. بدیهی است به دلیل ترک بودن اینجانب، مثال‌هایم بیشتر ناظر بر این سپهر زبانی خواهد بود:

* تابو بودن زبان ترکی در برنامه‌های سیما

 ترکی رایج در صداوسیمای ۴استان ترک‌نشین شمال‌غرب کشور، به غیر از چند برنامۀ معدود، زبانی من‌درآوردی و مشحون از کلمات فارسی است که در جملات اداشده، فقط افعالش ترکی است. این زبان را افرادی که فارسی نمی‌دانند، نمی‌فهمند. این زبان، تحقیر زبان اصیل پدران و مادران ماست. از این‌که بگذریم، تلقین غیرعلمی بودن زبان ترکی در بخش‌هایی از کار تولیدات این رسانه است. مثلاً تیتراژ هیچ برنامه‌ای، حتی اگر تمام برنامه ترکی پخش شود، ترکی نوشته نمی‌شود. اسامی برنامه‌ها به عمد غلط نوشته می‌شود (قیش گجه‌لری، آی ایشیقی، اوشاخلار و... که نگارش هر ۳ از لحاظ رسم‌الخط ترکی غلط است)، برنامه‌های علمی، سیاسی و تحلیلی اصلا و ابدا به این زبان پخش نمی‌شود و...

از شاهکارترین مواردی که اخیراً دیدم، برنامۀ کودکی بود که در روز شهادت امام‌رضا(ع) از سیمای آذربایجان‌غربی پخش می‌شد. دخترخانمی مؤقر، با ترکی نسبتاً قابل قبولی از امام‌رضا(ع) و فضایل ایشان سخن می‌گفت. اگر برنامه به خوبی پیش می‌رفت، می‌توانستیم تأثیر تربیتی آن را شاهد باشیم. این مجری نوجوان، در بخش‌هایی از پلاتویی که می‌خواند، به بیان احادیثی از امام‌رضا(ع) می‌پرداخت و آن‌ها را از روی متنی که در دست داشت، می‌خواند و جالب این‌جا بود که هر جا می‌خواست احادیث را بخواند، از ترکی به فارسی تغییر زبان می‌داد و دوباره ادامۀ صحبتش را ترکی بیان می‌کرد. این یعنی القای این‌که زبان تو، حتی قابلیت این را ندارد که روی کاغذ نوشته شود و حدیث را فقط می‌توان فارسی خواند.

از این‌ها که بگذریم، اصرار عجیب صداوسیمایی‌ها در «آذری» خواندن ما «ترک»‌هاست، به نظر می‌رسد نوعی عمد و عناد در این ارتباط وجود دارد. حتی دیده شده است که مجری برنامه‌ای، بلافاصله بعد از ترک نامیدن میهمانی در یک برنامه، عذرخواهی کرده و او را آذری خطاب کرده است. این کار، استمرار سیاست رژیم ستم‌شاهی است. البته از حق نگذریم که در ادبیات دولتمردان فعلی، کمتر شاهد بروز این اشتباه رایج بوده‌ایم و حتی آقای یونسی، به صراحت ما را ترک می‌نامد که فعلاً از ایشان سپاسگزاریم.

بی‌سیاستی آموزش‌وپرورش دربارۀ کتاب‌های ترکی

سال گذشته آموزش‌وپرورش، برای تجهیز کتابخانه‌های مدارس کشور رقمی معادل ۱۶ میلیارد تومان کتاب توزیع کرد. این کار و نیز فعالیت‌های برخی شهرداری‌ها و استانداری‌ها و نیز رقم ۱۶ میلیارد تومان، هرچند بسیار کم و در مقابل حیف‌ومیل‌ها و اختلاس‌هایی که در ۸سال دولت قبلی در برخی سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی صورت پذیرفته، ناچیز است، ولی برای سازمانی مانند آموزش‌وپرورش، بسیار قابل توجه است. پرسش ما دست‌اندرکاران زبان و ادبیات ترکی از مسئولان آموزش‌وپرورش در مورد این‌که از این رقم، چه سهمی به استان‌های شمال‌غرب کشور رسیده و از این سهم چه میزان کتاب ترکی بین مدارس توزیع شده است، هنوز پاسخی دریافت نکرده است. اگر کتاب‌های  ترکی که به طور رسمی منتشر شده‌اند، نتوانند در مدارس دیده شوند، چگونه می‌توان از اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی سخن گفت؟

در این ارتباط، اشاره به یک مورد خاص که برای خودم رخ داده است، خالی از لطف نیست. سال گذشته توسط یک ناشر، دو کتاب از اشعار کودکانۀ من و استاد حبیب فرشباف در تهران منتشر شد. در برنامۀ درسی دورۀ پیش از دبستان که توسط شورای عالی آموزش‌وپرورش (بالاترین نهاد قانون‌گذاری در نظام آموزشی کشور) تصویب شده، از استان‌ها و مدیران و مربیان پیش‌دبستانی خواسته شده است، در کنار سرودها و اشعار فارسی، شرایطی فراهم شود که کودکان هر منطقه حتماً (این تأکید در برنامه وجود دارد) سرودها و اشعاری به زبان مادری خود را هم در مرکز پیش‌دبستانی فرا بگیرند.این بسیار عالی و دقیقاً بر اساس خواسته‌های فعالان قومی است. بر اساس مفاد همین برنامه، شرحی برای هر دو کتاب آماده کردیم و چون رسمی بودن زبان فارسی در کشورمان را قبول داریم، در هر دو کتاب فقط اشعار را که بر اساس واحدکارهای مصوب آموزش‌وپرورش سروده شده بودند، به ترکی نوشتیم و همۀ توضیحات و راهنمایی‌های مربیان را به فارسی درج کردیم. هر دو کتاب، به تأیید طرح سامان‌بخشی کتاب‌های آموزشی وزارتخانه هم رسید و ما امیدوار از این‌که کتاب‌ها به راحتی به مدارس راه خواهند یافت با هر ۴ استان شمال‌ غرب کشور مکاتبه و با همین توضیحاتی که ذکر شد، نسخه‌ای از کتاب‌ها را برای مسئولان استان‌ها ارسال کردیم.

خبری نشد. من به دلیل آشنایی با مسئولان آموزش‌وپرورش استان‌ها و ارتباطاتی که از طریق کارهای آموزشی و البته کتاب‌های فارسی‌امبا آن‌ها دارم، شخصاً به مذاکرۀ و در دو مورد، ارتباط حضوری با مسئولان ارشد استان‌ها روی آوردم. هر چند برخی از این افراد در دولت جدید نیستند، ولی به دلیل ملاحظات شخصی و شغلی، اسامی آن‌ها را ذکر نمی‌کنم.‌ ولی مسئول ارشد هر ۴ استان به من گفتند درست است که کتاب‌ها بر اساس برنامۀ درسی مصوب آموزش‌وپرورش نوشته شده و از هر لحاظ مورد تأیید است، ولی ما نمی‌توانیم آن‌ها را به مدارس معرفی کنیم. در این میان، یکی از آن‌ها از قوانین نانوشته حرف زد، دیگری پای مسئولان امنیتی استانش را پیش کشید و آن یکی گفت نمی‌خواهد سری را که درد نمی‌کند، دستمال ببندد و کتاب‌های ما تنها به لطف برخی از مدیران و مربیان پیش‌دبستان‌ها که واهمۀ سیاسی- امنیتی نداشتند، در برخی مراکز توزیع شد.

تابو بودن صحبت کردن دربارۀ حقایق زبانی

 اکنون آن‌چنان شرایطی پدید آمده است که صحبت کردن دربارۀ حقوق زبانی، به یک تابو تبدیل شده و دم‌دست‌ترین برچسب هم، انگ «تجزیه‌طلبی» و «پان‌گرایی» است. من هر گاه خودم را معرفی می‌کنم، می‌گویم: «ایرانی ترک‌زبان، که رسمی بودن زبان فارسی در چارچوب قوانین موجود را می‌پذیرم و بر اساس همین قوانین موجود، دوست دارم به زبان مادری خودم بنویسم، سخن بگویم و آثارم را منتشر کنم.»

بد نیست به موردی در این ارتباط اشاره کنم. در پاییز سال ۱۳۹۱مقاله‌ای از من در مطبوعات، برخی سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر شد. در این نوشته به درج شعری از آقای حدادعادل در کتاب درسی سال ششم ابتدایی که در مورد فارس کردن جعلی مردم تبریزبود، متعرض شده بودم. ۳ ماه بعد از انتشار نوشتۀ من، با صدور بخشنامه‌ای از سوی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، این شعر از برنامۀ درسی دانش‌آموزان ۴ استان شمال‌غرب کشور حذف و در مهرماه ۹۲ کلاً از کتاب درسی فارسی ششم کنار گذاشته شد؛ ولی باعث برکناری ناگهانی من از کلیۀ سمت‌های اداری- آموزشی‌ام در معاونت پژوهشی وزارت آموزش‌وپرورش نیز شد. پیام غیرمستقیم این اقدام، آن است که صرفاً رسمی بودن زبان رسمی را بپذیریم و کاری به کار توهین به زبان مادری‌خودمان و از همه مهم‌تر  اجرای اصل ۱۵ و آموزش زبان مادری‌مان نداشته نباشیم. آین همان چیزی است که می‌گوییم سال‌هاست عده‌ای یک‌تنه در نهادهای تصمیم‌گیرنده، در مقابل خواست قومیت‌های گوناگون کشور دربارۀ حقوق زبانی ایستاده‌اند و هر طرح و مصوبه و اقدامی را که درصدد است حق را به شهروندان ایرانی غیرفارس‌زبان اعطا کند، وتو می‌کنند.

من ایرانی ترک‌زبانم که می‌خواهم وقتی ترکی می‌نویسم، ترکی می‌خوانم، برنامه و فیلم ترکی می‌شنوم و می‌بینم، به آموزش زبانی فرزندانم می‌اندیشم، تاریخ، فولکلور، ادبیات و گذشتۀ هم‌زبانانم را مرور می‌کنم، احساسی همانند همۀ شهروندان این کشور داشته باشم و به هیچ روی، به گفتۀ دکتر روحانی، ریاست محترم جمهوری، به دنبال کشاندن این حس به زیرزمین و فعالیت‌های دور از چشم نباشم. اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی و اعطای حق آموزش دیدن به زبان مادری- لااقل در سال‌های آغازین تحصیل و تا گذر از آموزش‌های اولیه که چگونگی آن را در مقاله‌ای مفصل و با بهره‌گیری از سیاستهای آموزش جهانی، به‌ویژه یونسکو توضیح داده‌ام- اقوام و گویشوران زبان‌های ایرانی غیر فارس زبان را ایرانی‌تر از هر زمان دیگری خواهد کرد؛ اقوامی که تاریخ، ایرانی بودن واقعی آن‌ها را در روزها و سال‌های سخت دفاع از میهن اثبات کرده است










نظرات() 

افسانه محبت- به قلم بهروز دهقانی(صمد از زبان نزدیکترین دوستش)

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:20 ب.ظ

«ال چکمه ین ال چکمز

گرک جان چکه دردی»

ساده تر از او نمی شود زندگی کرد.برای زنده ماندن به هر چیزی قناعت می کرد اما برای زنده بودن هیچ چیزی را نمی پذیرفت:هیچ نوع آداب و سنت و قرارداد از پیش معینی را،مگر آنکه به معیار سود و زیان خلق خورده باشد،نمی پذیرفت.و اینکه دکتر ساعدی در موردش نوشته«آزمون تنها معیار زندگی اش بود»،در مورد همه چیز صحت داشت.روش بزرگ زندگی صمد، ایمان بزرگی بود که به زندگی و آینده داشت.

نه بدبین بود و نه خوش بین،که واقع بین بود. زندگی آینده مثل چیز قابل لمسی جلوی چشمانش بود. خودش می گفت ممکن است ما آن را نبینیم، حتی فرزندانمان. اما به هر حال نمی توان واقعیت را انکار کرد. از این رو کمتر برای بزرگسالان می نوشت که به فکر سود و زیان و ناو و نانند،برای کودکان می نوشت که آینده متعلق به ایشان است.

کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن،وجدان خود را به اجاره می دهند،از اینکه صمد به هیچ روی فریفته پول و مقام نمی شد،متحیر بودند.جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه ها، دهاتیها،خود را آسوده حس می کرد. مثل ماهی توی آب.

شاید او را بهتر از جلیل،قهوه چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می گفت:«صمد از آدمهای این زمانه نیست.»

از زندگی شهری مد روز به شدت متنفر بود.از روشنفکربازی،حرفهای قلمبه، هنر خیلی مدرن،از کسانی که ادای زندگی طبقه متوسط شهری را در می آورند. از جوانانی که مهمترین مساله دور و برشان را نمی فهمند،اما از ماشینیزم انتقاد می کنند به شیوه روشنفکران فرنگی یا فرنگی مآب. جوانان تحصیل کرده شهری سر هیچ و پوچ به هم می پرند. مهمترین مساله ای که ذهنشان را مشغول می کند این است که فلان شعر یا نمایش نامه با معیاری که ایوت و یونسکو و بکت داده اند مطابق است یا نه. حرفشان آلوده به غرض و حسادت است. در پوچی و بیهودگی و بی هدفی زندگی می کنند و به خیال خود کار دارند.

صمد نمی توانست در چنین جایی بماند،از این رو به روستا رو کرد که با صفا و همتش، دردها را می شود شفا داد.

کار ادبی و هنری برای او وسیله ای بود برای رسیدن به هدف بزرگش. در همه قصه ها و مقاله هایش با مردم عادی و بچه ها حرف می زد.آن هم با زبان مردم ساده کوچه و بازار و روستا.

در «افسانه محبت» گل لاله خود را قربانی زمین و مردم می کند که تخم گل در نیفتد و با مرگ سرخ خود به زمین زندگی دوباره می دهد. دریغ از لاله ام با داغ سینه اش! دریغ از صمد!

چناری که به طوفان سر خم نکرد،به تبری شکست و مردی که نخواست در خوشیهای تهران غرق شود،در آبهای ارس غرق شد..1347


 صمد بهرنگیصمد عمیصمد بهرنگی و بهروز دهقانیارس

صمد عمی را از زبان «غلامحسین ساعدی» بهتر بشناسیم.

صمد بهرنگی تاریخ تولد و تاریخ مرگ ندارد. برای او نمی شود شرح احوال و تراجم ترتیب داد. مرگ او آنقدر باورنکردنی است که زندگی اش بود. و زندگی اش همیشه آن چنان آمیخته با هیجان بود که بی شباهت به یک افسانه نبود.یک معلم بود.اگر چه تبعیدی روستاها،ولی عاشق روستاها. توی دهات بین او و دهاتی جماعت هیچ فرقی نبود. او با آن کت مشکی اش سالهای سال توی جاده ها بود. پای پیاده از دهی به دهی دیگر می رفت.همه او را میشناختند...

شاهکار او،زندگی اش بود..... او تمام مدت در حال یاد گرفتن و یاد دادن بود.در ساعات فراغت و استراحت، در کتابفروشی ها کمین می کرد تا جوانانی را که برای خرید کتاب می آیند، راهنمایی کند. گاه جلوی مشتری یک کتابفروشی پرت،خیلی جدی می ایستاد و بحث می کرد و چانه می زد و او را قانع می کرد که کتاب دیگری انتخاب کند.در کتابخانه های عمومی می گشت و میزها را نگاه میکرد و بعد سر بحث باز می شد...

...بعد از چاپ هر کتاب،هزاران نامه از بچه ها می رسید و او برای همه جواب می نوشت و چه حوصله عجیبی در این کار داشت و جیبهایش همیشه پر بود از نامه هایی که بچه ها برایش نوشته بودند....

مرگ او برای هیچ کس باورکردنی نیست و واقعا آیا صمد مرده است؟امکان ندارد. صمد نمرده است.صمد زنده است.او همین حالا توی راه ممقان با بچه ها بحث می کند.به «پکه جین»رفته است.در دهات اطراف مراغه به میوه چن ها کمک می کند.پای صحبت پیرزنها نشسته است. پشت باغ گلستان پای معرکه گیری پهلوان دوره گردی نشسته،صلوات می فرستد.توی کتابخانه هاست. و توی چاپخانه ها مشغول تصحیح «افسانه محبت» دیگری است...

نه. دروغ است. باور نکنید. صمد نمرده است. صمد زنده است. صمد زنده است.


 صمد بهرنگیاولدوز و کلاغهاصمد بهرنگی و غلامحسین ساعدی

صمد چه بود؟

خیلی وقتا با خودم فکر میکنم که اصلا عمو صمد به دنیا اومده بود، که بمیره؟؟؟


با خودم میگم صمد عمو چی بود؟کی بود؟از کجا اومده بود؟ زمینی بود؟آسمونی بود؟اصلا مثل ما از پوست و گوشت و استخون بود؟ مگه میشه؟


راست گفتن که هرچی بیشتر بدونی،بیشتر رنج میکشی. اگر صمد مرده باشه،رنج آگاهی اونو کشته، اگر مرده باشه....



بچه باید بداند که پدرش با چه مکافاتی لقمه نانی به دست می آورد و برادر بزرگش چه مظلوم وار دست و پا میزند و خفه می شود....

«صمد بهرنگی»


 صمد بهرنگیصمد عمیفقر

نقدی بر اولدوز و کلاغها-به قلم نسیم خاکسار(قسمت دوم)

ننه کلاغه

اولدوز به ننه کلاغه می گوید:به من می گن تو هر کاری بکنی کلاغه می آید خبرم می کند. کلاغه گفت:بچه نشو جانم.

و بعدها خود اولدوز فهمید چقدر حرف بعضی از بزرگترها دروغ و بی خود است و چقدر دوست دارن از نادانی بچه ها سواستفاده بکنند.

برای اولدوز،دزدی کردن مساله ایست.وقتی ننه کلاغه می گوید که کار من دزدیدن صابون و ماهی های حوض است،اولدوز میگوید:ننه کلاغه دزدی چرا؟دزدی گناه دارد.

گفته اند دزدی کار بدیست. آدمهای بد دزدی می کنند و یا جوابی که اولدوز به ننه کلاغه داد. هیچ کدام از این جملات چیزی را برای کودک روشن نمی کند. همه شان یک معنی می دهد،با اشکال مختلف.

اما باید این مساله روشن شود که دزدی چیست؟

چرا به وجود می آید؟

چرا بعضی آدم ها دزد می شوند؟

آیا دزدها با ما فرق دارند؟

اینها باید برای کودک حل شود تا ذهن او وسعت بیشتری پیدا کند و بتواند با استفاده از چگونگی حل آن، به حل دیگر قضایا بنشیند.

به خاطر همین هم هست که ننه کلاغه در جواب حرف اولدوز می گوید:بچه نشو جانم. گناه چیست؟ این گناه است که دزدی نکنم،خودم و بچه هایم از گرسنگی بمیرند؟این گناه است جانم؟ این گناه است که نتوانم شکمم را سیر کنم؟ این گناه است که صابون بریزد زیر دست و پا و من گرسنه بمانم؟من دیگر آنقدر عمر کرده ام که این چیزها را بدانم. این را هم بردانکه با این نصیحت های خشک و خالی نمی توان جلوی دزدی را گرفت.

شاید شما بپرسید خوب حالا که احتیاج دارد،خب برود کار کند.اما من از شما سوال می کنم.مگر مادر یاشار کلفتی نمی کرد؟پس چرا خواهر یاشار از بی ذغالی توی سرما مرد؟ باید فکر کنیم و بیخود حرف نزنیم و در همین جاست که می فهمیم بعضی ها هر چقدر هم کار می کنند،ولی چون به اندازه کارشان،مزد نمیگیرند،نمی توانند احتیاجات خود را رفع بکنند و طبیعی است که یا باید مثل خواهر یاشار از سرما بمیند یا مثل ننه کلاغه دزدی بکنند.

نقدی بر اولدوز و کلاغها-به قلم نسیم خاکسار(قسمت اول)
اولدوز و کلاغ ها.

نویسنده:صمد بهرنگی

تعداد صفحات کتاب:27 صفحه

انتشارات شمس-تبریز

ویژه کودکانی که سوار پونتیاک نمی شوند و ناز و افاده ندارند.

خلاصه داستان

کتاب،زندگی بچه 5 یا 6 ساله ای را شرح می دهد به نام اولدوز.(اولدوز در زبان ترکی معنای ستاره را می دهد.)

اولدوز دختر کوچکی است که زیر دست زن بابا زندگی می کند.پدرش وقتی اولدوز کوچک بود،مادرش را طلاق داد.حالا او در ده زندگی می کند و کاملا از بچه اش بی خبر است.

اولدوز دختر مهربان و خوبی است،اما زن بابا قدر او را نمی داند و به حساب اینکه اولدوز بچه او نیست،او را اذیت می کند و آزادیش را می گیرد، عروسکش را پرت می کند و نمی گذارد که او با تنها دوستش «یاشار» که بچه فقیر و مهربانی است،بازی کند. بعدها اولدوز با ننه کلاغ دوست می شود و او برایش یک بچه کلاغ می آورد،اما زن بابا هر دوی آنها را از بین می برد.

بالاخره دوستان ننه کلاغه و آقاکلاغه به کمک اولدوز و یاشار می آیند و آنها را با خود به سرزمین خودشان می برند.

این خلاصه داستانی بود که آقای بهرنگی،دوست خوب بچه ها،نوشته است.

البته نمی شو در این خلاصه از تمام آدمهایی که در داستان اولدوز و کلاغها کارهایی کرده اند یا اعمالی انجام داده اند،نام برد.

اولدوز کیست؟

اولدوز بچه کوچکی است.کارهایش اصلا غیرعادی نیست. یعنی کارهایی نیست که آقای بهرنگی از خودش ساخته باشد. کارهای یک بچه است.

اولدوز عروسک بازی می کند.عروسکش را خیلی دوست دارد.اگر عروسکش را از او بگیرند یا از او بدزدند ناراحت می شود و غصه می خورد. او مثل همه بچه ها دوست دارد با بچه های هم سن خود بازی کند.اگر جلویش را بگیرند،می رود گوشه ای می نشیند و با انگشتانش بازی می کند و به فکر می رود.

اولدوز در این داستان بچه ای نیست که همه مردم با او خوب رفتار کنند.

پدرش اصلا به او توجهی نمی کند و زن بابا را آزاد گذاشته است که او را اذیت کند.

زن بابا کیست؟

زن بابا آن قدر که غذاها و شیرینی ها و میوه ها را مواظبت می کند،از اولدوز نگهداری نمی کند. او فقط به خودش می رسد.حمام می رود. روی لپایش لیف می کشد که سرخ و سفید شود.اما یک لحظه حاضر نیست به اولدوز حتی فکر هم بکند.

بابا هم همینطور است.او حاضر نیست که به درد دل اولدوز گوش دهد.

یعنی رفتار و کردارش طوری است که اولدوز خود را با او خیلی غریبه و بیگانه احساس می کند و همین تنها ماندن و تنها گذاشتن اولدوز است که به ما اجازه این قضاوت را می دهد که بگوییم زندگی اولدوز از چند جانب و از چند سوی مورد مشاهده قرار گرفته است،نه از یک جهت و ناشیانه.زندگی یاشار هم ساده و طبیعی به نظر می رسد.

یاشار کیست؟

یاشار در خانواده فقیری زندگی می کند.مدرسه می رود.درس می خواند.مشق می نویسد.بی اجازه مادرش کاری نمی کند.مثل تمام بچه ها اگر اتفاقی برایش بیفتد غصه می خورد.گریه می کند.مثلا یاشار غصه مرگ خواهرش را می خورد که از سرما زیر کرسی بدون ذغال و آتش گرم،خشکش زده بود.او غصه می خورد از اینکه می بیند توی کوچه آنها خوانواده هایی یافت می شود که انبارشان پر از ذغال است اما خودشان حتی یک پاکت خاکه ذغال هم ندارند.

برچسب‌ها: صمد بهرنگیاولدوزاولدوز و کلاغها






نظرات() 

باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:13 ب.ظ

باغرو و یا بغرو.
محلی كه چنان باران شدیدی ببارد كه انسان رازهره ترك نمایدبغرو یا باغرو گویند.
باغر درتركی اذری یعنی جگر و كبد
باغرما یعنی طوری فریاد مكن تا جكرت پاره شود/باغری چاتادی یعنی جگر یا كبد ش از شدت ترس و گریه شدید پاره شد.


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا







نظرات() 

نگاهی به کتاب عباس میلانی درباره شاه

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:11 ب.ظ


خواندن متن پی‌دی‌اف کتاب "نگاهی به شاه" کار دشواری بود. تا اینکه دوست نازنینی، سخه چاپی و تر و تمیز آن را بزرگوارانه به من هدیه داد.
کتاب در دست مطالعه را کنار گذاشتم و بی‌درنگ شروع به مطالعه کردم. اکنون به بخش هشتم رسیدم. هفت بخش اول خلاصه‌ای از دوران رضاشاه تا انتقال جنازه ایشان به تهران بود. کتاب خیلی خواندنی است. اما نگرش دکتر میلانی هم در این کتاب دیدنی است. به تفصیل نظرم را در نهالستان خواهم نوشت. اجازه بدهید چند نکته که از همین بخش‌ها به نظرم رسیده، اجمالاً عرض بکنم. فی الواقع طاقت نیاوردم که به پایان کتاب برسم.

همین کتاب از دو منظر کاملاً متفاوت علاقه من را به آقای محمد قائد بیشتر کرد. اول اینکه ایشان از هر موضوعی تحلیلی منصفانه و همه‌جانبه و دقیق ارائه می‌دهند. از ناشر تا نویسنده و روزنامه‌نگار و کلاً هر صاحب‌نظری، مردم ایران را متهم می‌کنند که کتاب‌خوان نیستند و ایران در انتهای لیست کشورهای کتاب‌خوان جهان است.

 آقای قائد چند سال پیش مطلبی با این مضمون نوشت، در خارجه هم که آمار کتاب‌خوان بالاست، همه کانت و پوپر و هایدگر نمی‌خوانند. همین کتاب‌های معمولی را می‌خوانند. به عبارت دیگر، اگر کتاب خوب و خواندنی و معمولی به بازار عرضه شود، خوانده ایرانی هم اهل خواندن است. حتی آن را از بازار سیاه هم تهیه می‌کند و می‌خواند. تیراژ بالای کتاب " نگاهی به شاه" مؤید این موضوعست. متن کتاب ساده و روان و صمیمی است. منابع زیادی برای آن مطالعه شده و نویسنده صرفاً تحلیل و نظریه‌پردازی نمی‌کند. سرشار از اطلاعاتی است که برای خواننده تازگی دارد. به دوران معاصر و بسیار حساسی از تاریخ ایران پرداخته، و در یک کلمه کتاب خواندنی است و خوب هم خوانده می‌شود.

نگاه میلانی به دوران رضاشاه در مجموع جنبه انتقادی دارد. اما و به نظر من نسبت به این دوران بیشتر جانبدارانه برخورد می‌کند. در بخشهائی که به شخصیت ولیعهد رضاشاه می‌پردازد، نوعی حسرت "به مانند پدر نبودن” را نیز در آن می توان دید. اما هر جا وقتی پای ایرانی و فرهنگ ایران پیش می‌آید، دکتر عباس میلانی به یک روشنفکر کاملاً معمولی تبدیل می‌شود. نه تنها انتقادی و نکته‌ای در کار نیست، بلکه خواننده با سیاست‌مداری مواجه است که سیاست‌مدارانه مجیز فرهنگ ایرانی را هم می‌گوید. نویسنده هر جا به گزارش‌هائی از دیپلمات‌های غربی رسیده‌، که حاوی اظهاراتی تند علیه فرهنگ ایرانی است، بی‌درنگ آن را به تفرعن و روحیه استعماری و نژادپرستی و خودبرتربینی تعبیر می‌کند. و باز برمی‌گردم به مقایسه ایشان با بررسی‌های آقای محمد قائد از همین دوران. 

محمد قائد که به واقع روشنفکری درجه یک است، جهانی فکر می‌کند، اما به فارسی و در خصوص مردم ایران می‌نویسد. عباس میلانی در این کتاب کاملاً ایرانی فکر می‌کند، اما به انگلیسی می‌نویسد. در بررسی این دوران، آقای قائد اتفاقاً دنبال منابعی است که اهل خارجه بدون لحاظ کردن مسائل دیپلماتیک نظرشان را صریح گفته باشند. و بعد مطابق چنین اطلاعاتی تحلیل درجه یک ارائه می‌دهند، که البته و لزوماً سیاست‌مدارانه نیست. و حتی برای کسانی که ایران و ایرانی را نقطه پرگار تمدن می‌دانند، دل‌آزار هم هست. به نظر می‌رسد آقای محمد قائد قصد دارد تا پایان عمر شریف خود یک منتقد درجه یک باقی بماند. و لزومی نمی‌بیند که از هم اکنون برای کاندیداتوری احتمالی ریاست‌جمهوری در آینده، رأی جمع کند. وقتی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا آن افتضاح را بالا آورد، قائد چنین نوشت :

«اگر قاجاریه را هیئت حاكمۀ فئودالها، و نظام اسلامی را عمدتاً فرزندان رعایای آنها بگیریم، طرز فكر این دو طبقه روی خطی قرار دارد كه تلقی هیئت حاكمۀ تكنوكرات پهلوی هم بر آن قرار داشت. بنابراین، در زمینۀ انظار خارجیان كه رودربایستی‌اش همه را كشته است، یا مشكلی وجود ندارد و این روال طبیعی امور در نیرنگستان آریایی‌ـ اسلامی بوده و هست و خواهد بود؛ یا اگر مشكلی هست در خود سرزمین، در فكر مردم و در فضای این جامعه است. وقتی سه رژیم متفاوت طی صد سال نسبت به تأیید خارجی تلقی یكسانی داشته‌اند و روی یك خط مستقیم قرار می‌گیرند، پس این لابد طرز فكر مردمشان است و جماعت باید به همان اندازه پاسخگو باشند كه اربابان. حرف دل‌آزاری است اما برای درك صریح قضایا ضرورت دارد. اگر وجود دو نقطه، به بیان اهل هندسه، به معنی خط باشد، وجود سه نقطۀ دارای تقدم و تأخر زمانی، جهت حركت خط را تعیین می‌كند.»

همین نگرش را با عکس‌العمل عباس میلانی به اظهارات سفیر وقت انگلیس نسبت به محمدرضا شاه جوان مقایسه بفرمائید : «در بخش آخر گزارشش از این دیدار با شاه، بولارد بار دیگر کلماتی به کار برد که همه بوی عفن نژادپرستی و تحقیر شخصیت ایرانیان می‌داد. بولارد نوشت. "در طول این دیدار شاه نشان داد که چقدر شخصیتش در کنه و اساس ایرانی است و چقدر آنچه در سوئیس گفته صورتکی بیش نیست"»

از این نکات در این کتاب زیاد است. اما به راستی! مگر سفیر خلاف گفته؟ همین عبارت را ما همه‌روزه در خصوص خودمان، و مرتباً به کار می‌بریم. حال که یک خارجی در یک گزارش وزارت خارجه انگلیس این حرف را زده، حتماً باید از آن نژادپرستی برداشت کنیم؟ در ادامه خواهم نوشت که آقای میلانی با اینکه خیلی از جزئیات را در این کتاب آورده، اما از فجایعی به سادگی گذشته که اتفاقاً تفسیر سخن سفیر در خصوص خود ایشان هم هست.

در جای جای دوران رضاشاه، مدام صحبت از سفرای روس و انگلیس و آلمان و بعضاً امریکاست. هیچ اتفاقی بدون نظر آنها نمی‌افتد. رضاشاه در اوج قدرت، اما به مانند یک ببر توخالی، بر اساس تصمیم متفیق سوار یک اتومبیل معمولی عازم ناکجاآباد می‌شود. بی‌آنکه به طور جدی کسی و یا بخشی از جامعه معترض شود. حتی نویسنده جائی از قول سفیر انگلیس نقل میکند که محمدرضا شاه را بطور "آزمایشی" پادشاه و جانشین پدر گذاشته‌اند. تا نتیجه را ببینند. در این دوران تقریباً تمام تصمصم‌های ریز و درشت کشوری، مربوط به سفارت‌های خارجی است. بنیانگذار ایران نوین مدام باید جوابگوی سفرای روس و انگلیس باشد. وقتی عرضه را تنگ می‌بیند، از آنها اجازه می‌خواهد که همه آلمانی‌های مقیم ایران را اخراج کند و کاری به سلطنتش نداشته باشند.

اما همین آقای میلانی وقتی به فرقه دموکرات آذربایجان می‌رسد، انگار نه انگار که پیشه‌وری رهبر یک جریان بود. در خصوص فرقه فقط از سیاست خارجی سخن می‌راند. در آن تاریخ، تفکر چپ در اوج دوران بالندگی خود بود. پیشه‌وری علاوه بر شخصیت آذربایجانی، تفکر چپ هم داشت. و باز در همان تاریخ، شاهد اوج نفرت روشنفکران ایران و جهان و حتی امریکا، از امپریالیسم انگلیس هستیم. در چنین فضائی سلطنت پهلوی اینگونه منتظر نظر سفارتخانه بریتانیا بود، اما میلانی سعی درستی می‌کند که دوران این دو پادشاه همه‌جانبه بررسی شود. ولی در حرکت فرقه، یکسره وابستگی می‌بیند. از شاهراده‌های قاجار با عنوان تحقیرآمیز "کالیبان شده" یاد می‌کند. دست‌کم آقا محمد خان قاجار، شخصیتی مستقل داشت و سلسله‌ خود را بر اساس روش‌های متداول در این صحاری بنیان گذاشت. و مدام گوش به زنگ سفارت انگلیس نبود. جانشین او هم به اراده او قدرت را به دست گرفت و منتظر جواب "آزمایش" سفارت انگلیس نبود. این معیار دوگانه نشانه همان چیزی است که سفیر انگلیس گفته است. در خارجه و استفورد درس خواندن و درس دادن هم حریف تلقی ایرونی از زمین و زمان نیست.

هر کس دوران رضاشاه را مطالعه می‌کند، یکی از عمده‌ترین مسائل این ایام، تأسی و تقلیدی بود که رضاشاه از از آتاتورک می‌کرد. تنها سفر خارجی که رضاشاه رفت، ترکیه بود. تنها رهبر خارجی مهم که ملاقات کرد، آتاتورک بود. در آن ملاقات که خوشبختانه فیلم کوتاهی هم از آن باقی مانده، رضاشاه به ترکی سلیس خطاب به آتاتورک می‌گوید که این دیدار به تاخیر افتاده و باید زودتر اتفاق می‌افتاد. کلاً نگاه به جمهوری ترکیه در این دوران بسیار مهم است. اما در کل این هفت بخش، دکتر میلانی فقط دوبار و به صورت گذرا اسم آتاتورک را می‌آورد. آن هم وقتی که مسئله حجاب مطرح است و پای روحانیان و برخورد با آنها به میان می‌آید. وقتی دوران رضاشاه با دقت درخورتوجه و اندکی هم به تفصیل، در این کتاب بررسی می‌شود، دست‌کم من خودم را آماده کرده بودم که از این بابت نیز مطالب دست اولی بخوانم. در کتاب‌های عادی هم از این موضوع صرفنظر نمی‌شود. به چه دلیلی این بخش از دوران رضاشاه کُلّهم حذف شده، معلوم نیست. اما قطعاً نقیضه بزرگی برای این کتاب پرخواننده است.

وقتی رضاشاه به دستور خارجی‌ها از سلطنت خلع شد، مقرر می‌شود که در اصفهان و در یک محضری، کل دارائی خود را به نام فرزند ارشد منتقل کند. آنطور که در این کتاب نوشته، فقط یک قلم 46 درصد کل نقدینگی کشور متعلق به رضاشاه بود. این علاوه بر زمین‌های بی‌شماری است که داشت. بعداً نیز معلوم می‌شود که در خارج و محلی امن، یک میلیون دلار ذخیره ارزی برای روز مبادا داشته‌اند. در آن دوران کل بودجه کشور در همین حدود بود. ملاحظه بفرمائید؛ صحبت از 46 درصد کل نقدینگی کل کشور است! رئیس یک فوج قزاق، که خود را بنیان‌گذار ایران نوین می‌داند، بعد از چند سال سلطنت تقریباً نصف ثروت کشور را بالا می‌کشد. دقیقاً نمی‌دانم که در این ارقام و با معیارهای امروزی، چند تا بابک زنجانی جا می‌شود، اما نویسنده به سادگی از کنار این مسائل رد شده و با این همه فساد تقریباً عادی برخورد می‌کند. حتی به نوعی با اخبار بی‌بی‌سی که گویا این ارقام را منشتر می‌کرده، برخورد منفی هم دارد. می‌گوید خطوط اصلی برنامه‌های بی‌سی‌سی را سفیر به تعبیر خودش مغرور انگلیس در تهران تهیه می‌کرد.

گویا این مبلغ فقط در حساب پس انداز رضاشاه بوده، و مبالغ هنگفت دیگری هم طبق گزارش فروغی در جساب چکی رضاشاه موجود بوده است. این در حالی است که نویسنده در مسائل به مراتب عادی‌تر، مانند دوستی یهودیان با ایرانیان هم به مسائل روز گریزی می‌زند. و مثلاً به اظهارات محمود احمدی‌نژاد در خصوص هولوکاست می‌پردازد. من نمی‌دانم نصف نقدینگی کشور را بالا کشیدن در کجای دنیا سابقه دارد، اما چنین شخصیتی هنوز مورد علاقه کثیری از ایرانیان است. از صادق زیباکلام تا عباس میلانی به نوعی جانبدارانه از این دوران سخن می‌گویند، که علی‌القاعده باید اسباب شرمساری باشد. صحبت از چند کاخ و چند ویلا نیست. ظاهراً رضاشاه در جبهه‌های متفاوت، مشغول نبرد بوده تا کُلُهم کشور را بالا بکشد. مردم ایران که از پس او بر نمی‌آمدند، شاید و در مجموع باید سپاسگزار متفقین هم باشند که این روند را متوقف کردند. در دوران محمدرضا شاه پهلوی هرگز و در این حجم سرقت بیت‌المال صورت نگرفت.

به هر جهت دوران رضاشاه، دوران ورود بسیاری از پدیده‌ها مثل دانشگاه و راه آهن به ایران است. این حجم دزدی از مال مردم در این دوران، قطعاً ارزش بررسی مقایسه‌ای با کشورهای دور و نزدیک جهان، و صد البته تاریخ فساد در ایران معاصر را داشت .به نظر می‌رسد چنین بی‌توجهی از طرف نویسنده، اتفاقاً یکی از موفقیت‌های دوران رضاشاه است. حیف و میل بیت المال و تملک زورکی املاک مردم، بقدری بزرگ و متداول بوده که کم کم به امری عادی تبدیل می‌شود و چندان ارزش بررسی ندارد.

محمد قائد اصطلاحی دارد که می‌گوید "همه ما به طرز غم‌انگیزی ایرانی هستیم". این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که رضاشاه در حساس‌ترین شرایط ایران، به طرز غم‌انگیزی فقط یک پادشاه ایرانی بود. ولیعهد او هم چیزی جز اسکی از سوئیسی‌ها یاد نگرفت. تشخیص سفیر بریتانبا هم کماییش درست بود. محمدرضا شاه به طرز غم‌انگیزی یک متوهم ایرانی بود که بعدها با پول نفت به ملکه بریتانیا هم درس سیاست می‌داد. و البته نویسنده این کتاب خواندنی هم به طرز غم‌انگیزی فقط یک روشنفکر ایرانی است. با معیارهای آشکارا دو گانه و بلکه چندگانه، در خصوص موضوعات واحد.

وقتی پای محمدرضاشاه در میان است، که سفیر انگلیس مطابق نوشته همین کتاب گفته او را "آزمایشی" نصیب کرده‌اند، تا اگر انتظارات را برآورد نکرد، فرد مناسبی به جای او نصب کنند، حتماً باید بررسی‌ها همه‌جانبه باشد. طبق نوشته همین کتاب، شاه بقدری سست و بی‌ارداده بود که حتی می‌خواست مانند بقیه اعضاء خانواده و همراه پدر به تبعید برود. جرات و جسارت برخورد با مصائب را نداشت. اما وقتی صحبت از فرقه دموکرات آذربایجان و رهبر بسیار تاثیرگذار آن میر جعفر پیشه‌وری است، حتماً لازم است که موضوع صرفاً از منظر وابستگی بررسی شود. رضاشاه که جای خود داشت، حتی بعید است ولیعهد در سوئیس درس خوانده او هم قادر بود که نوشته‌های پیشه‌وری را بخواند و درست هم درک بکند. در دورانی بسیار کوتاه، فرقه و پیشه‌وری تصمیم‌های بسیار دشواری گرفت. بعید است این موضوع حتی یک نمونه مشابه نیز در تاریخ سلسله چند ده ساله پهلوی داشته باشد.

همین اندازه که این کتاب را خواندم، احساس دوگانه‌ای‌ پیدا کردم. هم کتاب سرشار از اطلاعاتی است که آن را بسیار خواندنی می‌کند. و هم نگرش نویسنده مهر تائید بر نوعی ایرونی‌بازی واگیردار است که ظاهراً سرنوشت محتوم و غم‌انگیز ما با آن گره خورده است. محکوم هستیم که تا ابدالآباد، با هم‌میهن روشنفکر و نویسنده و عامی و خاص و استنفورددیده و کوروش‌پرست و دموکرات و چپ و راست و مذهبی و رئیس فرهنگستان و راننده تاکسی و حجت‌الاسلام و عضو ناسا و .... سر بدیهیات چانه بزنیم. و البته همه ما به طرز غم‌انگیزی ایرانی هستیم.

محمد بابایی





نظرات() 

ایران ترانسفو شناسنامه صنعت زنجان است/ مشکل به وجود آمده در آستانه حل شدن است

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:07 ب.ظ

دبیر کمیسیون امنیت کارگری استان زنجان با تاکید بر حساسیت مسؤولان استان نسبت به وضعیت شرکت ایران ترانسفو گفت: ایران ترانسفو شناسنامه صنعت استان زنجان به شمار می‌رود.

photo_2016-07-27_17-21-40

به گزارش یول‌پرس، امیر حسین اسکندری امروز در گفت‌وگو با فارس در زنجان با تاکید بر لزوم اطلاع‌رسانی دقیق و صحیح در مورد شرکت ایران ترانسفو اظهار کرد: اغلب مطالب منتشر شده طی چند روز گذشته در مورد شرکت واقعیت ندارد.

وی با تاکید بر اینکه بسیاری از نگرانی‌های ایجاد شده در بین کارگران شرکت ایران ترانسفو درست نیست، اضافه کرد: فروش اموال شرکت توسط سهامداران درست نیست و نمی‌دانم این شایعات از کجا نشأت گرفته است.

دبیر کمیسیون امنیت کارگری استان زنجان با بیان اینکه مسئولان استان از سال ۹۳ تاکنون به صورت مرتب امور شرکت ایران ترانسفو را پیگیری و در صدد حل مشکلات هستند، ادامه داد: استاندار زنجان هم در این مورد دستور اکید برای پیگیری امور برای ممانعت از بروز هر نوع مشکلی که اقتصاد استان را تحت تاثیر قرار دهد، داده است.

اسکندری با تاکید بر اینکه به مسئولان شرکت در مورد تعدیل نیرو و ورود نیرو از بیرون هشدار داده شده است، ادامه داد: همه باید بدانند که فروش اموال بدون طی تشریفات قانونی، امکان عملیاتی شدن ندارد.

وی با بیان اینکه هیئت مدیره قول توسعه شرکت ایران ترانسفو در صورت تحقق برنامه‌ها از جمله دریافت مطالبات را داده‌اند، افزود: همه از جمله کارگران باید مطمئن باشند که امنیت شغلی و حفظ، رونق و بقای تولید از اولویت‌های مسؤولان استانی محسوب می‌شود.

مدیر کل دفتر امنیتی و انتظامی استانداری زنجان با تاکید بر تلاش همه برای حل مشکل به وجود آمده در این شرکت و توجه به دغدغه کارگران ادامه داد: ایران ترانسفو شناسنامه صنعت استان زنجان به شمار می‌رود و برای حل مشکل، همه از جمله هیأت مدیره شرکت و مسؤولان استان تلاش می‌کنند.

اسکندری با تاکید مجدد بر حساسیت مسؤولان استان نسبت به وضعیت شرکت ایران ترانسفو افزود: منتهی این حساسیت به هیچ‌وجه دلیلی بر دخالت در امور شرکت از جمله جابه‌جایی نیروها نمی‌شود و حق اعمال مدیریت در امور داخلی را برای آن‌ها محفوظ است.

وی به مصوبات سفر روحانی به استان اشاره کرد و گفت: بسیاری از این مصوبات با محوریت برق است و بسیاری از پروژه‌های تعریف شده در این سفر در آستانه اجرایی شدن قرار گرفته است.

دبیر کمیسیون امنیت کارگری استان زنجان با اشاره به ادامه برگزاری جلسات متعدد برای حل مشکل و نگرانی به وجود آمده برای جامعه کارگری ایران ترانسفو تصریح کرد: در این جلسات اقدامات و اهداف پیش‌رو تبیین شده است.

اسکندری به حساسیت بالای موجود در بین کارگران اشاره و تاکید کرد: باید متوجه بود که وسواس زیاد در نهایت به ضرر اقتصاد و تولید استان تمام می‌شود.

وی با ابراز امیدواری برای حل مشکل به وجود آمده در شرکت ایران ترانسفو گفت: با همراهی طرفین و تلاش انجام شده، مشکل به زودی حل می‌شود.

مدیر کل دفتر دفتر امنیتی و انتظامی استانداری زنجان با بیان اینکه پیگیری خواسته‌ به حق کارگران مورد تاکید موکد استاندار و مسئولان استان بوده است، ادامه داد: پیگیری‌ها در این مورد ادامه دارد و از قشر عزیز کارگر درخواست می‌شود، به مسؤولان اعتماد کرده و درخواست‌های خود را از مسیر قانونی مطالبه کنند و مطمئن باشند که به هیچ‌وجه اجازه انجام اقداماتی که موجبات بروز بی‌نظمی در امور اقتصادی استان شود به کسی داده نمی‌شود.





نظرات() 

“توقف تولید در ترانسفو زنجان غیرقابل قبول است/ مطالبات کارگران پیگیری می‌شود”

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:05 ب.ظ


نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر پیگیری مطالبات ایران ترانسفو از دستگاه‌های دولتی گفت: شبهات مطرح شده در مورد خصوصی‌سازی بنگاه اقتصاد ترانسفو برای پیگیری در دستور کار قرار گرفته است.

۴۸۹۷۱۹۰_۷۴۰

شرکت ایران ترانسفو بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده ترانسفورماتور تحت لیسانس شرکت زیمنس آلمان در خاورمیانه است و با ۴ هزار کارگر، ۵۰ سال سابقه فعالیت دارد.

اما خبر تجمع شماری از کارگران این شرکت در اعتراض به برخی شبهات در روزهای اخیر موجب شد تا همه نگاه‌ها به سوی این شرکت مادر استان زنجان که زیر بنای تبدیل استان در کنار شرکت “پارس سویچ” به قطب صنعت برق و آی تی کشور است معطوف شود.

این اعتراض‌ها پس از آن آغاز شد که سال گذشته به دنبال خصوصی‌سازی این واحد صنعتی ۳۰ درصد از سهام شرکت به صورت اقساطی به فردی به نام مؤمنی طاهری واگذار شد.

پس از این واگذاری نقل قول‌‎هایی مبنی بر کوچک‌سازی شرکت، فروش اموال آن، تغییر محل فروش، قطع بیمه تکمیلی، هلدینگ شرکت و… مطرح شده که همین امر اعتراض کارگران را بر انگیخته است.

اما تلاش کردیم در این زمینه در گفت‌وگویی اختصاصی و تفصیلی شبهات مطرح شده را با نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی مطرح و پاسخ‌های ایشان را در این زمینه منعکس کنیم.

فریدون احمدی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زنجان با اشاره به اینکه از طریق کارکنان ایران ترانسفو در جریان مشکلات پیش آمده در شرکت قرار گرفته است، اظهار کرد: بعد از جمع‌آوری اطلاعات، در جلساتی با مسئولان ترانسفو شرکت کرده و در جریان مشکلات قرار گرفته‌ام.

غیر قابل قبول بودن توقف تولید

وی نکته نخست در مورد مشکل پیش آمده در ایران ترانسفو را غیر قابل قبول بودن اصل توقف تولید دانست و اضافه کرد: به هیچ وجه این اتفاق را در سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل که باید سال اهتمام جدی برای تولید آن هم، در صنعتی که مزیت رقابتی برای صنعت استان دارد، را تایید نمی‌کنم.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی حفظ تولید و بازار ناشی از آن را در سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل از اوجب واجبات برشمرد و اضافه کرد: در حال حاضر حفظ تولید است که به حل مسائل موجود کمک می‌کند، از این رو رونق تولید باید سرلوحه کار قرار گیرد به ویژه ترانسفو که صنعت بارز استان با کارکنانی فرهیخته و باانگیزه دارد که باید از این ویژگی در راستای توسعه شرکت استفاده شود.

دغدغه‌ها و مطالبات مطرح شده توسط کارکنان ایران ترانسفو پیگیری می‌شود

احمدی به دغدغه‌ها و نگرانی‌های مطرح شده توسط کارکنان شرکت ایران ترانسفو طی طومار امضا شده، اشاره و تاکید کرد: پر واضح است که نگرانی‌ها و مطالبات مطرح شده باید مورد توجه قرار گیرد.

وی نیروی انسانی شرکت ایران ترانسفو را سرمایه استراتژیک اعلام کرد و ادامه داد: این شرکت به عنوان صنعتی با داشتن تولید رقابتی و یک بنگاه اقتصاد موفق مرهون نیروی انسانی متخصص و باانگیزه خود است و گرنه این شرکت بدون سرمایه انسانی خود یک انبار آهن به شمار می‌شود.

لزوم توجه سهامداران به سرمایه انسانی

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی توجه صاحبان سهام شرکت ایران ترانسفو را به ارزش نیروی انسانی در تولید معطوف کرد و افزود: یادمان باشد نیروی انسانی محور تولید و تولید محور اقتصاد در یک چرخه محسوب می‌شوند.

احمدی به مطرح شدن شبهاتی در مورد خصوصی سازی و روند واگذاری سهام شرکت ایران ترانسفو اشاره و تاکید کرد: اسناد و مدارک موجود در مورد روند واگذاری این سهام بعد از مطالبه از مسؤولان سازمان خصوصی سازی به صورت شفاف در اختیار عموم مردم با اولویت کارکنان ایران ترانسفو قرار می‌گیرد.

وی به حضور خود در جمع کارکنان شرکت ایران ترانسفو با هماهنگی‌های انجام شده و اینکه به حرف‌های مطرح شده در تجمع کارکنان گوش داده است، اشاره و تاکید کرد: من اطمینان می‌دهم که نگرانی‌های مطرح شده را پیگیری می‌‌کنم، کما اینکه مکاتباتی را با سازمان خصوصی سازی انجام داده‌ام و به محض آغاز روز کاری هفته، امور را از مراجع ذیصلاح از جمله وزیر اقتصاد پیگیری می‌کنم.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: پیگیری دغدغه‌های مطرح شده کارکنان شرکت ایران ترانسفو را از وظایف خود می‌دانم و به طور حتم بعد از گرفتن پاسخ شفاف، آن را در اختیار مردم استان از جمله کارکنان قرار خواهم داد.

احمدی به مسائل مطرح شده در مورد اهلیت سهامداران در واگذاری سهام شرکت‌ها اشاره و تاکید کرد: اهلیت سرمایه‌گذار جنبه‌های مختلف دارد و باید توسط سازمان خصوصی سازی احراز شود، چرا که اولا همه سهام واگذار نمی‌شود، در ثانی کار سرمایه‌گذار مدیریت نیست و اداره امور به متخصصان واگذار می‌شود.

وی با تاکید بر پیشگیری از ورود فضای حاشیه‌ای به اقتصاد استان از جمله شرکت‌های مهمی مانند ترانسفو ادامه داد: این حاشیه‌ها نگرانی‌هایی در حوزه اقتصاد سرمایه‌ای ایجاد می‌کند.

توجه به پیشگیری از بروز نگرانی برای سرمایه‌گذاری در استان زنجان

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر وجود نگرانی برای حوزه انتخابیه در مورد زمینه‌های سرمایه‌گذاری ابراز کرد: اظهار نظرهای غلط در مورد مسائل موجب از بین رفتن زمینه سرمایه‌گذاری می‌شود.

احمدی باتاکید بر وجود مشکل اشتغال در استان و لزوم مراقبت از سرمایه‌های موجود در این حوزه گفت: یادمان باشد حل مشکل اشتغال استان نیاز به راه‌اندازی ماهانه یک ایران ترانسفو دارد.

وی با تاکید بر پیگیری موضوع مطرح شده در مورد فروش اموال شرکت برای پر کردن اقساط افزود: این نگرانی‌ها به حق است و باید به صورت دقیق پیگیری شود، ضمن اینکه باید به مشکل مطرح شده از طرف مسؤولان شرکت در مورد فروش توجه شود.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به وجود مشکل نقدینگی و سرمایه در گردش در شرکت ایران ترانسفو اضافه کرد: پیگیری دریافت مطالبات شرکت ایران ترانسفو را از دولت و شرکت‌هایی مانند مبنا را یکی از وظایف خود می‌دانم.

احمدی به فرصت‌های ایجاد شده برای توسعه شرکت ایران ترانسفو در عرصه جهانی بنا به ادعای دولت اشاره کرد و گفت: توسعه شرکت نیازمند سرمایه‌گذاران خارجی است، کما اینکه بر اساس فرصت پیش آمده در پسابرجام می‌توان برای پیشبرد اهداف توسعه‌ای اقدام کرد.

در اقتصاد مقاومتی با رعایت ملاحظاتی اولویت با تولید داخل است

وی در پاسخ به سؤالی در مورد مطالب مطرح شده در مورد عقد قرارداد با کشور کره جنوبی برای تعمیر و تعویض ۴۳ هزار ترانس‌ قدیمی استان تهران افزود: به شخصه اعتقادی به انحصار در اقتصاد و صنعت ندارم و هر انحصاری در این حوزه کیفیت و قیمت را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد.

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه شرکت ایران ترانسفو رقیب داخلی دارد، افزود: اتفاقات روی داده زنگ خطری برای این مجموعه محسوب می‌شود، چرا که دوام آوردن در فضای رقابتی نیازمند انسجام است، ضمن اینکه قرار نیست تا ابد درهای کشور را به روی رقیبان شرکت‌های تولید داخل بسته بماند، بلکه باید به سمت رقابت حرکت کرد.

احمدی با تاکید بر اینکه در اقتصاد مقاومتی با رعایت قیمت و کیفیت اولویت با تولید داخل است، ادامه داد: انحصار و عدم وجود رقیب در اقتصاد ضمن تنبل بار آوردن تولید کننده، آسیب‌هایی را موجب می‌شود که نمونه آن درصنعت خودرو مشهود است و باید از این مسئله عبرت بگیریم.

وی تاکید کرد: با شرط ملاحظات مطرح شده در مورد کیفیت و قیمت تولیدات، تاکید می‌کنم که اولویت با تولید داخل است و مسائل مطرح شده در مورد خرید خدمت از کشور کره جنوبی پیگیری می‌شود.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به برنامه‌ریزی انجام شده برای تبدیل استان زنجان به قطب آی‌تی و برق کشور ادامه داد: ترانسفو صنعت مادر برای تبدیل استان به قطب مورد نظر است، از این رو پر واضح است که نگاه‌ها به ایران ترانسفو ملی و ویژه است.

نگاه توسعه‌ای سهامداران باید ثابت شود

احمدی نگاه توسعه‌ای به ایران ترانسفو را انتظار استان از سهامداران ترانسفو اعلام و تاکید کرد: آن‌ها باید نگاه توسعه‌ای خود را ثابت کنند و صرف دادن شعار در این مورد کافی نیست و نگرانی‌ها را رفع نمی‌کند.

وی با بیان اینکه مسؤولان استان منتظر ارائه برنامه‌های توسعه‌ای سهام‌داران شرکت ایران ترانسفو هستند، افزود: اگر نگاه توسعه‌ای آن‌ها مورد تایید قرار گرفته و ثابت شود به صورت همه جانبه مورد حمایت قرار می‌گیرند.

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس از پیگیری موضوع واگذاری سهام بانک ملی در ایران ترانسفو خبر داد و اضافه کرد: اگر شرایط فراهم شود می‌توان با فراهم کردن تسهیلات مورد نیاز و با تشکیل یک شرکت در استان با هدف خرید سهام مورد نظر اقدام کرد.

احمدی تاکید کرد: اگر شرایط خرید سهام برای هم استانی‌ها فراهم شود، نگرانی‌های ناشی از رسیدن منافع توسعه ایران ترانسفو به استان هم رفع می‌شود، ضمن اینکه کارکنان شرکت هم می‌توانند سهامدار شوند.

نباید به فرصت طلبان اجازه عرض اندام داده شود

وی با تاکید بر اینکه عده‌ای به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود هستند، افزود: باید متوجه بود که تولید، صیانت از نیروی انسانی و حفظ سرمایه‌گذار همه از عوامل توسعه و تداوم امنیت شغلی محسوب می‌شوند و نباید به فرصت طلبان اجازه عرض اندام داده شود و این حفظ و صیانت نیازمند مراقبت و توجه توسط این عناصر است.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تعطیلی تولید در ترانسفو اقدام خوبی نبوده است، ادامه داد: مسببان این اقدام، کار خوبی انجام نداده‌اند و نباید از کنار آن به راحتی گذشت.

احمدی با تاکید بر ریشه یابی مشکلات به وجود آمده در شرکت ایران ترانسفو تصریح کرد: ریشه یابی این مسائل مانع بروز ناامنی برای مشتریان داخلی و خارجی شرکت می‌شود.

لزوم امن نگه داشتن استان برای سرمایه‌گذاران

وی موفقیت استان در جذب سرمایه، اشتغال و مبارزه با بیکاری را نیازمند امن کردن استان برای سرمایه‌گذاری دانست و تاکید کرد: دغدغه‌های مطرح شده توسط کارکنان ایران ترانسفو به صورت جدی پیگیری خواهد شد.

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی با اشاره به در پیش بودن تعطیلات تابستانی کارکنان ایران ترانسفو ادامه داد: آن‌ها می‌توانند مسائل و مشکلات را از طریق نمایندگان خود در شرکت و همچنین نمایندگان مجلس و مسئولان استان پیگیری کنند.

احمدی با ابراز امیدواری برای دریافت و ارائه پاسخ‌های قانع کننده به دغدغه‌های مطرح شده در مورد ترانسفو افزود: ای کاش دیگر شاهد وقوع چنین حوادثی در استان و شرکت ایران ترانسفو نباشیم.





نظرات() 

مسئولین یک‌بار برای همیشه راهِ توهین به مردم آذربایجان را ببندند/ در کنار مردم ایستاده‌ایم و اهانت روزنامه “طرح نو” را به شدت محکوم می‌کنیم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:02 ب.ظ

رمانده سپاه عاشورا:

سردار کریمیان گفت: سپاه پاسداران در کنار مردم ایستاده و از مسئولین می‌خواهد یک‌بار برای همیشه راه توهین به آذربایجانی‌ها را ببندند تا ما شاهد تکرار چنین وقایعی نباشیم.

سردار کریمیان فرمانده سپاه عاشورا

وی افزود: ما باید مستند حرف بزنیم، تاریخ یک مردم نشان دهنده مشخصه های اجتماعی، دینی و فرهنگی آنهاست؛ حال یک فرد حماقت به خرج داده و به مردم غیرتمند آذربایجان توهین کرده است؛ سپاه پاسداران به عنوان فرزندان این ملت و سپاه عاشورا به عنوان فرزندان غیور آذربایجان و آقا مهدی باکری به عنوان تبلور غیرت آذربایجان همیشه در کنار مردم بوده اند و این‌بار نیز در کنار مردمند.

این رزمنده و آزاده دوران دفاع مقدس تصریح کرد: مجموعه سپاه عاشورا توهین روزنامه مذکور را به شدت محکوم کرده و از متولیان امر می خواهد سریعاً با نشر اینگونه مطالب برخورد نموده و یک‌بار برای همیشه راه توهین به مردم غیور آذربایجان را ببندند.

گفتنی است روزنامه طرح نو در تاریخ سی‌ام تیرماه طی مطلبی با تیتر “هفت خوان رستم” داستانی را از شاهنامه روایت کرده بود که در آن کلماتی زننده و توهین آمیز به کار برده شده بود.





نظرات() 

پیگر جرم انگاری توهین های قومی هستیم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-08:01 ب.ظ


نماینده مردم اورمیه گفت "در مجلس شورای اسلامی پیگیر تصویب قانون جرم انگاری توهین های قومی و نژادی هستیم"

IMG_4112

طبق قوانین ایران توهین نژادی و قومی جرم نبوده و این خلا قانونی براها موجب سواستفاده جریانات تندرو و پهلویستی گشته است





نظرات() 

” انتشار متن مذموم در طرح نو احمقانه و غرق در فضای جاهلانه است”

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-07:58 ب.ظ

نماینده مردم میاندوآب، تکاب و شاهین‌دژ:

نماینده مردم میاندوآب تکاب و شاهین‌دژ در مجلس شورای اسلامی گفت " نگاه توهین‌آمیز به اقوام احمقانه و غرق در فضای سمی و جاهلانه است که بهترین اسم برای این متن‌ها در قالب ژاژخواهی قابل‌شناسایی است."

۸۹۰

وی ادامه داد: به‌صورت جدی ناراحتی خودم را از این اقدام زشت و شنیع اعلام می‌نمایم و به‌عنوان نماینده ملت از مسئولان کشور می‌خواهم با چنین اقدامات غرض‌آلود برخورد نمایند.

محبی نیا در جواب این سؤال که در چنین اقداماتی بیشتر به جهت وجود خلأ قانونی در مورد توهین قومی و نژادی در کشور است و نمایندگان مجلس اقدامی در این خصوص انجام خواهند داد گفت ” به نظر من نیاز به قانونی نداریم چراکه شورای امنیت ملی می‌تواند این مسائل را جز تهدیدهای تمامیت ملی قرار داده و برخورد نماید ولی بعد از تعطیلات مجلس شورای اسلامی این موضوع را موردبررسی قرار می‌دهیم که در صورت وجود خلأ قانونی در این مورد، اقدام خواهیم نمود. ”





نظرات() 

“طرح نو ” درگی‌سی محکمه‌یه گؤندریلدی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-07:53 ب.ظ

بوگون "هئیت نظارت برمطبوعات" آدلی قورومون اوتوروموندا طرح نو درگی‌سی تذکر آلاراق محکمه‌یه گؤندریلدی.

download

آلتینجی ماده نین دؤردونجو بندی:
توپلومون اویه(عضو) لری آراسیندا اختلاف سالماق،اؤزلیکله ده ایرقی و ائتنیک یازی لاری یازماق یاساقدیراشتراک گذاری





نظرات() 

“توهین به اقوام و زبان‌ها نشانه جهالت است”

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-07:51 ب.ظ


نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه اورمیه وجود اقوام و ادیان مختلف را از نشانه‌های الهی دانست و گفت: توهین به هر کدام از قومیت‌ها و زبان‌ها نشانه جهالت و بی‌فکری است.

۴۰۹۶۸۷۴-۸۶۶۶-l

به گزارش یول‌پرس، حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی قریشی در خطبه‍های این هفته نماز جمعه اورمیه که در مصلای امام خمینی (ره) این شهر برگزار شد ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) گفت: امیدواریم خداوند ما را از شیعیان واقعی آن حضرت قرار دهد.

وی در بیان ویژگی ها و فضایل شخصیتی این امام بزرگوار تصریح کرد: شروع قیام نهضت علمی و تاسیس دانشگاه وسیع مذهبی و دینی از جمله اقدامات شاخص است که توسط آن، مبانی تشیع و اسلام ترویج شد.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غری و امام جمعه اورمیه تعداد شاگردان امام صادق(ع) را حدود چهار هزار نفر عنوان کرد و افزود: همانطوریکه در کتاب مرحوم شهید اول نیز آمده چهارصد کتاب فقط توسط خود حضرت نوشته شده است.

وی اظهار کرد: از علمای اهل سنت نیز آمده که ریشه فقه اهل سنت نیز به امام صادق(ع) بر می گردد.

قریشی در بخش دیگر سخنان خود به ادامه سلسله مباحث خانواده پرداخت و افزود: مومنان و مسلمانان بایستی رفتار با اعضای خانواده را به خوبی بلد باشند و با یکدیگر با احترام، عزت و عطوفت برخورد کنند.

امام جمعه اورمیه با اشاره به حضور شهدای گمنام در جمع نمازگزاران مومن اورمیه نیز گفت: امروز شهر ما میزبان چهار شهید گمنام است که همه ما مدیون این شهدا هستیم.

وی با بیان اینکه مقام و منزلت شهدا بسیار والا و برجسته است، افزود: اکنون نیز این نعمت آسایش و امنیتی که داریم به احترام خون شهدا است.

قریشی در ادامه ضمن عرض تسلیت وفات پیر غلامان اهل بیت حاج حمید صادقی تأکید کرد:هر کسی که در راه اهل بیت قدم بگذارد قطعا به سعادت خواهد رسید.

پرهیز از اشرافی گری و اسراف از دیگر موضوعاتی بود امام جمعه اورمیه در خطبه های این هفته نسبت به آن تاکید کرد و گفت:بنابه تعبیر رهبر معظم انقلاب، ایمان انسان توسط اینگونه اعمال فرسایش پیدا می کند.

وی تصریح کرد: ساده زیستی از جمله نکات با اهمیتی است که مردم و به ویژه مسئولین بایستی به آن توجه داشته باشند .

قریشی وجود اقوام و ادیان مختلف را از نشانه های الهی دانست و گفت: توهین به هر کدام از قومیت ها و زبان ها نشانه جهالت و بی فکری است.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه اورمیه با بیان اینکه معیار اسلام تقوا است، گفت: لذا افتخار تنها به دین؛اعتقاد و ترس از خدا حاصل می شود.





نظرات() 

با آریائی ها شوخی نکنید!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-07:43 ب.ظ



بعد از نان باگت شاید بتوان گفتCroissant دومین نان فرانسوی است که جهانی هم شده است. نام این نان در زبان فرانسه به معنای هلال ماه است.
در اصل هم یک نان اتریشی است. اتریشی‌ها هم از عثمانی‌ها یاد گرفته‌اند. و یا پس از آشنائی با عثمانی‌ها آن را ابداع کرده‌ و به شکل علامت سپاه عثمانی که هلال ماه بوده پخت کرده‌اند. بعدها این نان به فرانسه رفته و در اشکال دیگر هم تولید شده است. اما نوع  کلاسیک آن هنوز به شکل هلال ماه پخت می‌شود.

در تهران هم چند شیرینی‌فروشی این نان را با کیفیت خوب پخت می‌کنند. خواهان زیادی هم دارد. تلفظ صحیح نام این نان در زبانهای ما کار دشواری است. کرواسان شاید از همه نزدیکتر به تلفظ اصل آن باشد. اما فروشندگان چیزی شبیه کِراسان به آن می‌گویند و همین تلفظ هم بیشتر متداول است.

با آریائی ها شوخی نکنید!

به یکی از این شیرینی‌فروشی‌ها برای خرید شیرینی رفته بودم. مردی میانسال با ظاهری بسیار مرتب و شیک‌پوش وارد شد. اولین برخورد او با فروشنده هم "درود بر شما" بود.

 کمی متفاوت و متشخصانه حرف می‌زد. فروشنده مشغول فروختن کراسان به کس دیگری بود که مرد شیک‌پوش از او در خصوص کیفیت و تازگی کراسان سؤال کرد. فروشنده گفت مطمئن باشید در خود فرانسه هم به خوبی ما درست نمی‌کنند. مرد شیک‌پوش بدون هیچ معطلی و با لبخندی گفت باید هم هنر ایرانی چنین باشد. شیوه مکالمه و شادابی ایشان باعث شد که تصمیم بگیرم کمی با او گپ بزنم.

خیلی جدی سخنم را شروع کردم. اما فقط می‌خواستم با هنرنمائی نانوا و شیرینی‌پز ایرانی شوخی کنم و سپس اصل مطلب را بگویم. در ادامه موضوع چنان جدی شد که کنترل آن به کلی از دستم در رفت... 

خیلی جدی به ایشان گفتم، قربان! باید هم کراسان ایرانی بهتر از فرانسوی باشد. بعد گفتم استحضار دارید که این نان در اصل ایرانی بوده است؟ با تعجب پرسید چطور؟ گفتم وقتی قرنها پیش فرانسوی‌ها به خراسان بزرگ ما آمدند، با شیوه پخت این نان آشنا شدند و آن را خراسان نامیدند. چون در زبان فرانسه حرف خ نیست، تلفط آن در نهایت به همین شکل کراسان در آمد. بعد با کمی خنده گفتم حال که مردم قورباغه‌خور فرانسه نان خود ما را به خودمان می‌فروشند، باید هم ما بتوانیم بهتر از آنها این نان را بپزیم.

گوئی مرد شیک‌پوش پی به راز بزرگی برد. بسیار خوشحال شد و گُل از گُل او شکفت. خیلی جدی و طوری که انگار با خود حرف می‌زند گفت هر چه داشتیم نصیب دیگران شد ولی خوشبختانه هنر ایرانی همچنان باقی است و باقی هم خواهد ماند. اصلاً فرصتی به من نداد که ادامه حرفهایم را بزنم. هندوانه بزرگی هم زیر بغل من گذاشت و کلی تعریف و تمجید کرد که با مطالعه این موارد و یادآوری به موقع آن اجازه نمی‌دهیم تاریخ و داشته‌های این کشور فراموش شود.

من حقیقتاً آچمز شدم. از کرده خود بسیار پشیمان بودم. شرمسار بودم که ایشان شوخی من را کاملاً جدی گرفته‌اند. اما نمی‌دانستم چه بگویم. احساس کردم هر توضیحی بدهم، بدتر خواهد شد. خیلی زود سر و ته قضیه را هم آوردم و خداحافظی کردم. فقط امیدوارم مرد شیک‌پوش برای کسانی که این قضیه را تعریف می‌کند، اهل شبکه‎های اجتماعی نباشند. هیچ بعید نیست که به زودی شاهد تصاویری از ارشک دوم در حال بازدید از بزرگترین مرکز پخت نان کراسان در عهد باستان باشیم.

در شهر مونیخ آلمان یک جوان آلمانی ایرانی به نام علی سُنبلی چندین شهروند این کشور را به گلوله بسته که نه نفر آنها نیز کشته شده‌اند. اغلب کشته‌شده‌ها هم مثل خود او تباری غیرآلمانی داشته‌اند. همه شواهد حاکی از این است که اقدام بی‌رحمانه علی ناشی از مشکلات شخصی او بوده است.

اما مسائل دیگری هم حین کشتار اتفاق افتاده است. مردی آلمانی به هوای اینکه عامل کشتار خارجی و احیاناً تروریست داعشی است، وارد بگو مگوی تندی با او می‌شود و به خارجی‌ها فحش می‌دهد. اما علی درجواب اصرار می کند که آلمانی است

شعاری تندی هم علیه تُرک‌ها می‌دهد تا انزجار خود را از خارجی‌ها بیشتر نشان دهد. بر اساس آنچه منتشر شده کار او با برنامه بوده و هفت نفر از مقتولان را به طریقی فریب داده و به پیتزافروشی دعوت کرده است. چند نفر از دعوت‌شدگان تُرک و عرب بوده‌اند. گویا در مدرسه هم چندان برخورد خوبی با تُرک‌ها و عرب‌هانداشته است.

یک شهروند معمولی آلمانی چندان قادر به تشخیص ایرانی و عراقی و سوری و ترکیه‌ای نیست و همه را کله‌سیاه می‌بیند. همانطور که برای ما نروژی و سوئدی و فنلاندی چندان فرقی با هم ندارند. بیگانه‌هراسی و مخصوصاً اسلام‌فوبیا هم با حوادث پی‌در‌پی تروریستی داعش روز به روز در کشورهای غربی بیشتر می‌شود. علی‌الاصول باید این شهروند ایرانی‌تبار آلمانی با این فضا کاملاً آشنا بوده باشد.

 خاصه که پدر و مادر او در سال 1990 به آلمان پناهنده شده‌اند. یک ضرب‌المثل تُرکی می‌گوید که مهمان مهمان را نمی‌خواهد و صاحبخانه هیچکدام را. اما در خارج از کشور چنین شخصی در چنین فضائی و با چنین پیشنه‌ای، چرا چنین خارجی‌ستیز شده است؟ او مشخصاً با عرب‌ها و تُرک‌ها چندان میانه‌ای نداشته است. اصرار هم داشته که خود را یک شهروند محترم آلمانی معرفی بکند که مثل دیگران سربار مالیات‌دهندگان این کشور نیست.

خیلی بعید است چنین موضوعی در میان مهاجران سایر کشورهای جهان یافت شود. بسیاری از هموطنان مهاجر با مهاجران سایر کشورها در کشور میزبان چندان مهربان نیستند. بعضاً از گروههای راست افراطی و اشخاص مسلمان‌ستیزی مثل دونالد ترامپ هم حمایت می‌کنند. این روحیات محصول چه فرهنگی است؟ 

هیچ بعید نیست که همه این روحیات کم‌نظیر و احتمالاً بی‌نظیر ایرانی ریشه در همین شوخی‌ها داشته باشد. وقتی از چند کتیبه میخی، نخستین اعلامیه حقوق ‌بشر و برقراری بیمه و مالیات و حداقل دستمزد و حقوق بیکاری در عهد ایران باستان قرائت می‌شود، چرا نباید فرض کرد که همه این مسائل از جنس کراسان و خراسان نیست؟

هیچ بعید نیست این جوان ایرانی هم در همین فضا بزرگ شده و از بچگی به او یاد داده‌اند که از کرمان تا ژرمان راهی نیست و ایرانی و آلمانی هر دو از نژاد پاک آریائی است. به نظر می‌رسد او حتی کوزووئی‌ها و یونانی‌ها را هم به اندازه کافی اروپائی اصیل نمی‌دانسته و شخصاً برای نجات آلمان دست به کار شده است. گویا با گروههای نژادپرست ارتباط داشته و قهرمان او هم آندریاس برویک نژادپرست نروژی بوده که دهها نفر را کشت.

 آلمانی‌های مهاجرستیز مهاجران را باعث و بانی فقر خود می‌دانند. او هم هنگام کشتار به محله فقیرنشین خود اشاره می‌کند تا هر چه بیشتر نشان دهد چه نفرتی از مهاجران دارد.
چنین انسانی محصول معجون عجیبی است. کاری هم نمی‌توان کرد. در خارج هم ادامه دارد. به نظر می‌رسد تنها راه ممکن شوخی نکردن با انسان آریائی است.

 آریائی هیچ توهمی ندارد و کاملاً جدی است. تُرک‌ها عرب‌ها به طور خاص نباید با آریائی‌ها شوخی کنند. انسان آریائی در یک کشور بیگانه به مرحله جنون هم برسد، باز آنها را فراموش نخواهد کرد. آریائی کاملاً جدی است. سر به سر آریائی نگذارید. با آریائی شوخی نکنید. 

محمد بابایی /روزنامه نگار

ایران به معنی سرزمین آریاییها نیست . در اسطوره های های ایرانی آمده کیومرث دو پسر بنام های ایرج و تورج داشته که وقتی می خواست این سرزمین را بین پسرانش تقسیم کند جنوب را به ایرج داده و آن را ایران نامیده است و شمال را به تورج داده و ان را توران نامید.
در پارسی باستان، " آن" معادل مال امروزی بوده مثلا می گوییم از آن تو یعنی مال تو . پس ایر آن یعنی مال ایرج.




نظرات() 

کولی ها؛ ازاقو ام اریایی ساکن در ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-07:05 ب.ظ


کولی‌ها در همه جای دنیا یک معضل اجتماعی هستند. آن‌ها دزدی و گدایی را کار محسوب می‌کنند. افسانه‌ای دارند که خدا دزدی را برای کولی‌ها مجاز کرده چون در هنگام به صلیب کشیدن عیسی مسیح یک کولی یکی از میخ‌ها را می‌دزدد و به این ترتیب مسیح درد کمتری می‌کشد. این قطعا صحت ندارد چون کولی‌ها در آن زمان در فلسطین نبودند و اصلا هنوز آواره نشده بودند.
 
ممکن است مسئول آوارگی کولی‌ها ایرانیان باشند. کولی‌ها بدون شک ریشه هندی دارند چون هم زبان‌ آن‌ها در گروه زبان‌های هندی اروپایی  است و هم مشخصات ژنتیکی آن‌ها کاملا تایید می‌کند که متعلق به شمال شبه قاره هند وازاریایی ها هستند. اما مساله اینجاست که چه زمانی از هند خارج شدند و چرا؟ جدیدترین تحقیق ژنتیکی در سال ۲۰۱۲ نشان داده که کولی‌ها ۱۵۰۰ سال پیش از شمال غرب هند خارج شده‌اند. در علم ژنتیک امروزی چیزی که بهتر از همه می‌توان مشخص کرد زمان مهاجرت‌هاست. وقتی ژن‌هایی را پیدا کردند که که فقط در کولی‌هاست و در بقیه مردم دنیا نیست و بعد مشخص کردند این ژن‌ها ۳۲ تا ۴۰ نسل قبل شکل گرفتند و در آن زمان تداخل با شبیهترین اقوام قطع شده معنیش این است که در آن زمان مهاجرت انجام شده.
 
۱۵۰۰ سال پیش در دوره ساسانی است و در منابع تاریخی قدیمی ایران روایت معروفی وجود دارد که بهرام گور چند هزار نوازنده و رقاص را از هند به ایران آورد. مهارت شگفت انگیز کولی‌ها در موسیقی و رقص هم که کاملا شناخته شده‌است.
 
یک تحقیق قدیمی‌تر گفته بود زمان جدایی و مهاجرت کولی‌ها همزمان با حمله محمود غزنوی به هند است. در این تحقیق هم جمعیت‌های بنیانگذار تانویه و ثالثه در ۱۶ تا ۲۵ نسل قبل مشاهده شده و نتیجه گرفته آن‌ها در قرن ۱۲ وارد بالکان شدند. در واقع آن‌ها تا آن زمان در ایران و اطراف آن بودند و سپس به اروپا و شمال آفریقا مهاجرت کردند. گزارش‌های تاریخی در اروپا مورد مردمی با مشخصات شبیه به کولی‌ها هم از قرن چهاردهم شروع می‌شود. البته اگر بررسی ژنتیکی روی کولی‌های ایران هم انجام می‌شد مسلما به نتایج خیلی بهتری می‌رسید.




نظرات() 

شائبه جاسوس بودن برخی فارسی‌آموزان بنیاد تحت ریاست حداد عادل +واکنش رییس بنیاد

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-06:57 ب.ظ

غلامعلی حداد عادل وظیفه بنیاد سعدی را آموزش درست زبان فارسی عنوان کرد و گفت: پیدا کردن انگیزه‌های منفی زبان‌آموزان وظیفه دیگر دستگاه‌هاست که حتما کارشان را درست انجام می‌دهند.
شائبه جاسوس بودن برخی فارسی‌آموزان خارجی +واکنش حداد عادل
صراط: غلامعلی حداد عادل وظیفه بنیاد سعدی را آموزش درست زبان فارسی عنوان کرد و گفت: پیدا کردن انگیزه‌های منفی زبان‌آموزان وظیفه دیگر دستگاه‌هاست که حتما کارشان را درست انجام می‌دهند.

به گزارش ایسنا، نشست خبری هشتادوسومین دوره دانش‌افزایی زبان و ادبیات فارسی روز سه‌شنبه 12 مردادماه در بنیاد سعدی برگزار شد.

در این نشست غلامعلی حداد عادل رئیس بنیاد سعدی با اشاره به اینکه در این دوره تعدادی از فارسی‌آموزان از سراسر جهان به ایران سفر می‌کنند، گفت: بنیاد سعدی بنیادی است که سه، چهار سال از تأسیس آن گذشته و موسسه‌ جدیدی برای یکپارچه کردن فعالیت‌های آموزشی زبان فارسی به خارجی‌ها است.

او ادامه داد: در حال حاضر در سراسر جهان بیش از 200 کلاس آموزش زبان فارسی داریم که توسط بنیاد سعدی پشتیبانی می‌شود و زیر نظر ما است. شاید به همین تعداد هم دانشگاه در سراسر دنیا وجود دارد که در آن‌ها زبان فارسی تدریس می‌شود. همچنین در سراسر جهان افراد دیگری هم هستند که به صورت منفرد زبان فارسی را در دنیا آموزش می‌دهند.

رئیس بنیاد سعدی با بیان اینکه ما در بنیاد سعی می‌کنیم نرم‌افزارهای زبان‌آموزی و نیروی انسانی برای آموزش زبان فارسی تربیت کنیم، گفت: یکی از فعالیت‌های ما آموزش‌های کوتاه‌مدت برای کسانی است که فارسی می‌آموزند. مفصل‌ترین این دوره‌ها دوره‌های تابستانی است که روز پنج‌شنبه هفتادوسومین آن در دانشگاه علامه طباطبایی افتتاح می‌شود.

او افزود:‌ برای شرکت در این دوره 514 نفر از 41 کشور تقاضای شرکت در دوره را داده‌اند. با بررسی‌هایی که ما انجام داده‌ایم انتظار داریم حدود 200 نفر از این متقاضیان به ایران برسند و در این کلاس‌ها شرکت کنند. تعدادی از این افراد هم‌اکنون وارد ایران شده‌اند و بقیه هم ظرف امروز و فردا وارد می‌شوند. از این تعداد 110 نفر خانم و 90 نفر مرد هستند.

حداد عادل درباره ملیت شرکت‌کننده‌ها در این دوره گفت: فارسی‌آموزان در این دوره از کشورهایی همچون پاکستان، هند، تاجیکستان، انگلستان، فرانسه، آلمان، آمریکا، مجارستان، کلمبیا، الجزایر، استرالیا، چین و... هستند.

او اظهار کرد: این دوره از کلاس‌ها با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی و همچنین حمایت شهرداری تهران برگزار می‌شود. محل اقامت فارسی‌آموزان نیز در مجموعه خوابگاهی دانشگاه علامه طباطبایی است.

رئیس بنیاد سعدی همچنین درباره چگونگی آموزش زبان فارسی به فارسی‌آموزان اظهار کرد: در ابتدای دوره یک امتحان تعیین سطح از فارسی‌آموزان گرفته می‌شود و پس از سطح‌بندی، آن‌ها به پنج سطح مختلف تقسیم می‌شوند و به آن‌ها فارسی تدریس می‌شود. صبح کلاس‌های فارسی‌آموزی برای آن‌ها برگزار می‌شود و بعدازظهرها آن‌ها به بازدید از مکان‌های فرهنگی، علمی، هنری و اجتماعی می‌روند. این برنامه در کنار آموزش زبان فارسی برای آشنا کردن آن‌ها با ایران و جامعه ایرانی است و مایلیم که آن‌ها در طول این دوره با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشنا شوند. به همین منظور برنامه‌های بازدید مفصلی برای‌شان تدارک دیده‌ایم؛ بازدیدهایی از موزه دفاع مقدس، مجموعه کاخ‌های سعدآباد، برج میلاد، جماران، بوستان نهج‌البلاغه، موزه ایران باستان، دریاچه شهدای خلیج فارس و بازدید از بازارهای سنتی. همچنین ممکن است در برخی از برنامه‌های تلویزیونی شرکت کنند. سال گذشته فارسی‌آموزان در برنامه «خندوانه» تلویزیون شرکت کردند که بازتاب خوبی داشت.

او گفت: فارسی‌آموزان یک سفر سه‌روزه هم به اصفهان خواهند داشت که در این سفر شهرداری اصفهان و دانشگاه اصفهان با ما همکاری می‌کنند.

وی همچنین بیان کرد: بنیاد سعدی برای پیش‌برد اهداف خود کتاب‌های درسی خاصی برای فارسی‌آموزان تألیف کرده که برخی از آن‌ها منتشر شده و تعداد بیشتری از آن‌ها در دست تألیف است.

حداد عادل در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید حضور این فارسی‌آموزان در کشور در سال‌های گذشته باعث شده که برخی از آن‌ها در ادامه جاسوس از آب درآیند و برنامه‌های شما برای جلوگیری از این اتفاق چیست، گفت: هر دستگاهی باید وظیفه خودش را انجام دهد. کار وقتی درست انجام می‌شود که هر کسی وظیفه خودش را انجام دهد. وظیفه ما آموزش درست زبان فارسی است. پیدا کردن انگیزه‌های منفی زبان‌آموزان وظیفه دیگر دستگاه‌هاست که حتما کارشان را درست انجام می‌دهند.

او همچنین در پاسخ به سوالی درباره کم بودن تعداد زبان‌آموزان گفت: در دو سال اخیر که بنیاد سعدی این آموزش‌ها را بر عهده گرفته صددرصد به تعداد آن‌ها اضافه شده است. در دوره‌های قبلی ما تعداد فارسی‌آموزان 100 نفر بود اما امسال این رقم به 200 نفر ارتقا پیدا کرده است و سعی هم می‌کنیم در آینده بیشتر شود؛ اما باید دانست مدیریت کردن بیش از این تعداد کار آسانی نیست ضمن اینکه ما محدودیت‌های بودجه‌ای داریم.

حداد عادل افزود: این تنها دوره‌ای نیست که ما در سال برگزار می‌کنیم و شاید مجموعا در سال 30 دوره کوتاه‌مدت فارسی‌آموزی در بنیاد سعدی برگزار می‌کنیم.

او افزود: نسل دوم و سوم ایرانیان مهاجر خارج از کشور از مخاطبان بالقوه ما در بنیاد سعدی هستند که برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرده‌ایم. در حال برنامه‌ریزی هستیم که سال آینده نظیر این دوره را برای نسل دوم و سوم خارج از کشور در بنیاد سعدی برگزار کنیم.

حداد عادل در ادامه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا مسئولان و همچنین بنیاد سعدی تمام مهمانان خارجی را که به ایران می‌آیند فقط به اصفهان می‌برند و آیا ایران فقط اصفهان است، گفت: ایران فقط اصفهان نیست، البته اصفهان نصف جهان است.

او در همین باره توضیح داد: ما محدودیت داریم و به این دلیل اصفهان را انتخاب کردیم. اصفهان هم نزدیک است و هم شهرت جهانی دارد و هم از برخی از شهرها امکانات بیشتری دارد وگرنه شمال کشور جذابیت‌های خودش را دارد و شیراز، مشهد، تبریز و دیگر شهرها هم اهمیت دارند اما ما یک انتخاب بیشتر نداریم، این است که تصمیم گرفتیم فارسی‌آموزان را در این دوره به اصفهان ببریم.

حدا عادل در پاسخ به سوال ایسنا درباره افق دید بنیاد سعدی از برنامه‌های فارسی‌آموزی خود گفت: سعی ما این است که شرکت‌کنندگان در این دوره‌ها دو برداشت مثبت از ایران داشته باشند؛ یکی از حیث مدیریت و دیگر از حیث تصحیح تصویری که رسانه‌های استکباری از ایران در ذهن آن‌ها ساخته‌اند. فارسی‌آموزان وقتی به ایران می‌آیند و پیشرفت‌ها و امنیت ما را می‌بینند خود این بهترین تأثیر را در بازگشت به کشورشان دارد.

او همچنین در سخنانش به پشتیبانی رسانه‌ها از زبان فارسی تأکید کرد و گفت: رسانه‌ها خیلی می‌توانند زبان فارسی را پشتیبانی کنند. اهالی رسانه غیرت ملی خود را در این زمینه به کار گیرند.

همچنین رضامراد صحرایی معاون آموزشی بنیاد سعدی در پاسخ به سوال ایسنا مبنی بر بازخورد و بازتاب فعالیت‌های سه، چهارساله بنیاد سعدی در حوزه فارسی‌آموزی به متقاضیان شرکت‌کننده در این دوره‌ها گفت: برای دیدن بازتاب تأثیر این برنامه‌ها در تقویت زبان فارسی کافی است اول دوره با زبان‌آموزان صحبت کنیم و زبان فارسی آن‌ها را با پایان دوره مقایسه کنیم.

او گفت: یک ماه حضور این فارسی‌آموزان در ایران و شرکت در کلاس‌های بنیاد سعدی حداقل ارزش یادگیری معادل 18 ماه زبان‌آموزی در داخل کشورشان است. ضمن اینکه کسی که به ایران می‌آید با عینک و زاویه دید دیگری از ایران به کشورش برمی‌گردد.

محمدرضا دربندی معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی نیز درباره میزان هزینه‌های بنیاد سعدی گفت: هزینه‌های فارسی‌آموزان به این نحو است که آن‌ها خود بلیت رفت و برگشت به ایران را تهیه می‌کنند و در مدت بیست و چند روز هزینه‌ها بر عهده ما است.

همچنین سخایی معاون پشتیبانی بنیاد سعدی درباره بودجه بنیاد سعدی گفت: بودجه بنیاد حدود هفت میلیارد تومان تصویب شده ولی تا به حال 85 درصد آن تخصیص داده شده است.

برچسب ها: حدادعادل ، زبان فارسی ، جاسوس ، صراط




نظرات() 

ماجرای کمک ۵۰ میلیون دلاری هم‌پیمان امروز منافقین به میرحسین

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-06:50 ب.ظ


ابومازن اکنون در کنار همسر سرکرده گروهک منافقین به عنوان یکی از دشمنان جمهوری اسلامی عکس یادگاری می‌گیرد، اما این تنها حمایت رئیس تشکیلات خودگردان از مخالفان جمهوری اسلامی نبوده است.
صراط: به دوربین ها لبخند می زنند تا نشان دهند روابط صمیمانه ای بین آنها برقرار است و شاید سرآغاز یک دوره جدید از همکاری های مشترک باشد.

محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان حالا در کنار مریم رجوی همسر سرکرده ناپدید سازمان منافقین عکس های یادگاری گرفته است؛ حالا خیلی ها درباره دلیل این دیدار سوال می کنند.

دیدار رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با مریم رجوی حاوی پیام های مهمی است؛ پیام هایی که برخی صاحب نظران معتقدند سال هاست جنبش فتح سعی دارد به مخالفان سیاست های منطقه ای و جهانی ایران منتقل کند.

اخبار درز کرده از این دیدار نیز این گمانه زنی مطرح شده را تائید می کند که محمود عباس تلاش دارد برای تحت تاثر قرار دادن نفوذ و رابطه ایران با حماس (به عنوان گروه مخالف سازش با رژیم صهیونیستی) و حزب الله لبنان، با مخالفان جمهوری اسلامی ایران رابطه جدی برقرار کند؛ رابطه ای که انتخاب سازمانی مانند منافقین که تروریستی بودن آن دوره ای حتی مورد تائید غرب نیز قرار گرفته بود، حکایت از برنامه ریزی جدی در پشت پرده دارد.

اما این اولین بار نیست که تشکیلات خودگردان و در راس آن محمود عباس تلاش می کند در مقابل ایران خود را به غرب و سیاست های منطقه آن، نزدیک کند؛ از دید محمود عباس جمهوری اسلامی ایران به عنوان مخالفت سازش با رژیم صهیونیستی و مدافع خط مقاومت، به ویژه بعد از جنگ 22 روزه در اواخر سال 1387 و شکست حمله اسرائیل به غزه، دشمن اصلی تشکیلات خودگردان بود چون حمایت های ایران از دولت قانونی وقت (به رهبری حماس) یکی از دلایل پیروزی مقاومت شناخته می شد.

محمود عباس اما چند ماه بعد فرصت مناسبی برای جبران آنچه دشمنی ایران با سیاست های صلح جویانه تشکیلات خودگردان و حمایت از گروه های شیعی! می خواند، پیدا کرد؛ «انتخابات ریاست جمهوری دهم»

هم‌پیمان امروز منافقین حامی چه گروهی در ایران بود؟/ کاندیدای 50 میلیون دلاری!

تاریخ اوایل بهمن ماه سال 89 را نشان می دهد؛ هنوز فضای سیاسی ایران تحت تاثیر انتخاباتی است که پس از آن سلسله ای از آشوب های ادامه دار رخ شکل گرفته است.

برخی بازیگران سیاسی بین المللی و منطقه ای به فکر بهره برداری از وقایع داخلی ایران هستند؛ غرب مذاکرات هسته ای را به حالت نیمه تعلیق درآورده و امیدوار است که ضعف داخلی، ایران به وادار به پذیرش شروط غرب کند؛ در این میان محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان نیز انتخابات ایران را فرصت مناسبی برای گرفتن امتیازات ویژه از غرب وهمچنین کاهش نفوذ ایران در بین گروه های مقاومت فلسطینی می بیند.

سند این موضوع اما نه از داخل نشریات ایران بلکه از روزنامه انگلیسی گاردین منتشر می شود؛ سندی که نشان می دهد محمود عباس در کوران انتخابات 88 در پی تاثیرگذاری در انتخابات ایران با حمایت از کاندیدایی خاص داشته است.

روزنامه انگلیسی گاردین طی گزارشی در شماره 26 ژانویه 2011  خود براساس اسنادی، فاش کرد که محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان  به دنبال متقاعد کردن یک بازرگان فلسطینی به منظور اعطای کمک 50 میلیون دلاری به میرحسین موسوی برای تاسیسی یک ایستگاه رادیویی در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 2009(1388) بوده است.

گاردین می نویسد: «صائب عریقات مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین در دیدار با جرج میچل فرستاده آمریکا به خاورمیانه، این اقدام عباس را مدرکی دال بر حمایت تشکیلات خودگردان فلسطین از اهداف استراتژیک آمریکا در منطقه به ویژه در تلاش هایش به منظور مقابله با نفوذ ایران نقل کرده که از جنبش های مقاومت مسلحانه حماس و حزب الله، حمایت مالی می کند.»

 ماجرای کمک ۵۰ میلیون دلاری هم‌پیمان امروز منافقین به میرحسین

بر این اساس، عریقات خطاب به میچل در اکتبر 2009 اعلام کرد: «این لحظه واقعیت در خاورمیانه است. احمدی نژاد در غزه و لبنان است. پاکستان در حال اضمحلال است. دولت‌های عربی کاری انجام نمی دهند. شما می دانید که ابومازن/محمود عباس مجبور بوده بازرگانی را متقاعد به پرداخت به موسوی برای راه‌اندازی {یک} ایستگاه رادیویی کند.»

به نوشته روزنامه انگلیسی گاردین، این مقام ارشد تشکیلات خودگردان در دیدار اکتبر 2009  خود با ژنرال جیمز جونز مشاور امنیت ملی آمریکا رقم کمک اعطایی به مبارزات انتخاباتی میر حسین موسوی را اعلام کرده و گفت:« 10 روز قبل ما مجبور شدیم یک بازرگان فلسطینی را به پرداخت 50 میلیون دلار به موسوی برای راه اندازی یک ایستگاه رادیویی متقاعد کنیم.»

گاردین از منابع مخالف ایرانی دریافته که این اقدام از سوی ایرانی‌ها که به دنبال بهره‌برداری از تماس‌های قدیمی با تشکیلات خودگردان بوده‌اند، صورت گرفته اما در این مساله ناکام ماندند.

 گاردین در ادامه می نویسد: «اوایل سال جاری، این مقام تشکیلات خودگردان تصریح کرده بر این باور است که برای رهبری تشکیلات فلسطینی – که از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا حمایت مالی می شود- ضروری است که خود را در ارتباط با اولویت ها در خط مشی آمریکا و حوزه‌های مداخله نظامی آمریکا در خاورمیانه بزرگ، مفید فایده جلوه کند.»

در ادامه سند گاردین، اظهارات صائب عریقات مشخصا هدف تشکیلات خودگردان از این کمک 50 میلیون دلاری را فاش می کند؛ اظهاراتی که نشان می دهد تحلیل ها درباره حمایت فتح از گروه های مخالف ایران برای نشان دادن دوستی با غرب چندان دور از واقعیت نیست؛ «ما این رفتار عربی را نقض کردیم که به آمریکا برویم و صرفاً به آنها بگوییم چه نیازهایی داریم. بر عکس ما به اوباما می گوییم که ما توان کمک داریم...در پاکستان، سومالی، افغانستان، عراق و جاهای دیگر و سوریه، عربستان سعودی، مصر و اردن همه باید به اوباما بگویند که چگونه می توانند به وی کمک کنند. اگر کشورهای دیگر فکر می کنند می توانند از حماس به عنوان برگی استفاده کنند ما نیز اقدامی مشابه ای با آنها خواهیم کرد. ما خیریه‌ای را اداره نمی کنیم. ایران در حال بازی است، آنها از حماس به عنوان برگی استفاده می کنند.»

 ماجرای کمک ۵۰ میلیون دلاری هم‌پیمان امروز منافقین به میرحسین

بر اساس سند منتشره (صفحه دوم سند) صائب عریقات مذاکره کننده ارشد فلسطینی در دیداری با جیمز جونز مشاور امنیت ملی آمریکا در تاریخ 21 اکتبر 2009 در کاخ سفید با اشاره تلویحی به سفر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری وقت ایران به لبنان می گوید:«10 روز قبل ما مجبور شدیم یک بازرگان فلسطینی را متقاعد به پرداخت 50 میلیون دلار به موسوی کنیم. در گذشته ما وارد مذاکرات می شدیم و به افراد اعتماد می کردیم و آنها ما را ناکام کردند؛ ما می خواهیم به شما{آمریکا} کمک کنیم.»

پس از افشای این سند مسئولان تشکیلات خودگردان آن را تائید کردند و آنرا تلاشی برای مقابله با آنچه سیاست های مداخله جویانه ایران می خواندند، عنوان کردند.

در این سو اما کاندیدای مورد نظر تنها به انتشار یک تکذیبیه کوتاه بسنده کرد و گزارش گاردین را «تلاشی برای بدنام کردن جنبش سبز!» عنوان کرد؛ اما برخی ناظران با توجه به حمایت های غرب از معترضان پس از انتخابات، انتشار چنین سندی در یک روزنامه انگلیسی (به عنوان حامی معترضان) و نه یک نشریه داخلی حامی ایران را، نشانه درست بودن سند منتشر شده می دانستند.

امروز اما برقراری رابطه رسمی تشکیلات خودگردان با گروهک منافقین می تواند جدی بودن سند ادعایی 6 سال پیش گاردین را به اثبات برساند و هدف برنامه ریزی شده غرب برای حمایت از مخالفان و چهره هایی که ظرفیت ایجاد جنجال در ایران را دارند، افشا کند.




نظرات() 

سگ‌آزاری دلخراش در مشهد+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-06:36 ب.ظ

ضاربی که با کمان حرفه ای یک سگ را مجروح کرده بود، بازداشت شد.

«علی کشمیری» فعال حقوق حیوانات با بیان این موضوع گفت: صبح جمعه هشتم مرداد یک نفر از شهروندان به تلفن همراه من زنگ زد و گریه کنان گزارشی از یک حیوان آزاری دیگری داد.

وی افزود: بعد از گرفتن آدرس به همراه چند نفر از اعضای تیم پناهگاه مهر به آنجا رفتیم.

کشمیری افزود: آنچه می دیدیم باور کردنی نبود؛ یکی از ساکنان مجتمع آسمان با کمان حرفه ای سگ پنج ماهه ای را هدف تیر قرار داده بود و تیر به طرز دلخراشی وارد بدن حیوان شده و نوک آن از سمت دیگر بیرون زده بود.

این فعال حقوق حیوانات گفت: همانطور که اقدامات اولیه برای نجات جان سگ نگون بخت را آغاز کردیم، با پلیس 110 هم تماس گرفتیم.

وی گفت: ما از فرار متهم جلوگیری کردیم تا مامورین کلانتری محل از راه رسیدند و پس از معرفی خودمان، متهم به بازداشتگاه هدایت شد تا ساعت 17 به دادسرا و نزد قاضی کشیک منتقل شود.

کشمیری می گوید: از متهم پرسیدم به چه جرمی با این حیوان چنین رفتاری کردی؟ با خونسردی تمام پاسخ داد چون وارد حیاط مجتمع شده بود و دنبال غذا می گشت.

وی بیان داشت: ساعت 17 ماجرا را برای قاضی کشیک شرح دادم؛ برخورد قاضی بسیار انسانی بود ولی علیرغم همدردی و انزجار از این جریان، گفت: هیچ قانونی برای مجازات این متهم نداریم و علی رغم میل باطنی مجبورم آزادش کنم. به اصرار من که به عنوان شاکی طرح دعوا کرده بودم پرونده را نبست تا شاید با کمک یکدیگر بتوانیم ماده قانونی را برای مجازات متهم بیابیم.

کشمیری با بیان اینکه پرونده این ماجرا باز است گفت: مجتمعی که این اتفاق آنجا رخ داده در مرز کوه های جنوبی مشهد و محل زیست حیوانات قرار گرفته و عملاً خود مردم به حریم حیوانات تجاوز کرده اند و این متهم حداقل برای سومین بار چنین جنایتی مرتکب شده است.

وی در پایان افزود: حیوان فعلاً زنده است و تحت پوشش پناهگاه مهر مشهد قرار گرفته اما شانس زیادی برای زنده ماندن ندارد.

 





نظرات() 

نوبخت: "صفدرحسینی" یکی از ذخایر نظام و امانت‌دار بزرگ کشور است

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 12 مرداد 1395-06:31 ب.ظ

دفاع سخنگوی دولت از مدیر ۵۷ میلیونی

رئیس سازمان مدیریت از سید صفدر حسینی به عنوان یکی از ذخیره های نظام یاد کرد و گفت: گذشته از ارادت شخصی بنده به دکترحسینی، سایر اعضاء هیأت عامل سابق صندوق توسعه ملی نیز از بزرگان اقتصاد کشور هستند و الحق در دوران مسئولیت خود امانتداران بزرگی بودند.

download نوبخت

به گزارش جمهوریت، دو روز پس از صدور حکم انتصاب احمد دوست‌حسینی به‌عنوان رئیس هیات عامل صندوق توسعه ملی از سوی رئیس جمهور، معارفه او در این سمت، ظهر امروز  در محل صندوق توسعه ملی برگزار شد.

این مراسم با حضور محمدباقر نوبخت رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و دبیر هیأت امنای صندوق توسعه ملی ، ولی الله سیف رئیس کل بانک مرکزی وعضو هیأت امنا، همچنین سید فرید موسوی، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو هیأت امنای صندوق در جمع مدیران و کارشناسان صندوق برگزار شد.

در این مراسم مسعود مزینی، عضو هیأت عامل قبلی صندوق به نمایندگی از اعضاء پیشین هیأت عامل صندوق حضور داشت.

نوبخت با اشاره به سوابق شناخت خود از دوست حسینی، ایشان را فردی خوشنام در مدیریت اقتصادی کشور یاد کرد و تاکید کرد: انتصاب دوست حسینی با تحسین نهادهای نظارتی مواجه شده است.

نوبخت ضمن قدردانی از زحمات هیأت عامل قبلی صندوق ابراز امیدواری کرد که از منابع موجود در صندوق چه منابع مالی و چه منابع انسانی به نیکی استفاده شود.

رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور از سید صفدر حسینی به عنوان یکی از ذخیره های نظام یاد کرد و افزود: گذشته از ارادت شخصی بنده به دکترحسینی، سایر اعضاء هیأت عامل سابق صندوق توسعه ملی نیز از بزرگان اقتصاد کشور هستند و الحق در دوران مسوولیت خود امانتداران بزرگی برای کشور بودند.

به گزارش جمهوریت، درپی افشای حقوق نجومی 57 میلیون تومانی صفدرحسینی مدیرعامل صندوق توسعه ملی و دیگر اعضای هیات عامل این صندوق، هیات امنای صندوق توسعه ملی در تاریخ 12 تیرماه سال جاری با استعفای اجباری تمامی اعضای هیات عامل موافقت کرد تا برکناری 5 مدیر عالی این صندوق رقم بخورد.

صفدر حسینی طبق اسناد و مدارک موجود، از فروردین تا اسفند سال 94 به‌طور میانگین، 57 میلیون و 400 هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرده است؛ به‌ عبارت دیگر حسینی در سال گذشته جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته است، جالب اینکه رئیس صندوق توسعه ملی 300 میلیون تومان نیز تسهیلات وام آن هم با نرخ سود چهار درصد دریافت کرده است. کمک‌‌هزینه ورزش، خرید کتاب و اوقات فراغت فرزندانش نیز در فیش حقوقی وی لحاظ می‌شد."

رییس جدید هیات عامل صندوق توسعه ملی هم در آغاز سخنان خود از حسن نظر رئیس جمهور به عنوان رئیس هیات امناء صندوق و نیز سایر اعضای آن تشکر کرد و گفت: امیدوارم بتوانم از عهده امانت بزرگی که بر دوش من گذاشته شده است به خوبی برآیم.

دوست حسینی نیز ضمن قدردانی از تلاش های صورت گرفته در هیأت عامل های سابق صندوق توسعه ملی ابراز امیدواری کرد: انشاءلله بتوانم از منابع موجود در صندق توسعه ملی خصوصا منابع انسانی و تجربیات کسب شده در راستای الزامات قانونی به منظور خدمت رسانی بهتر و بیشتر بهره لازم را ببرم.

رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی شرط خزانه داری موفق را امانتداری و علم به امانتداری عنوان کرد و افزود: ضمن حفظ امانت صندوق تلاش خواهم کرد تا با استفاده از تجارب کارشناسان و مدیران صندق عالمانه در جهت حفظ این امانت گام برداریم. وی از نوبخت به عنوان دبیرهیات امناء، درخواست کرد که هیأت امناء صندوق روند معرفی سایر اعضاء جدید هیأت عامل صندوق توسعه ملی را تسریع کند.

مسعود مزینی از اعضای هیأت عامل سابق صندوق ضمن آرزوی موفقیت برای رئیس جدید هیأت عامل صندوق با اشاره به سوابق و تجربیاتش در نمایندگی بانک مرکزی در بانک جهانی گفت : به علت گردش منابع در صندوق توسعه ملی و بازگشت این منابع به صندوق این نهاد اقتصادی می تواند در آینده نقش بسیار موثرتری در اقتصاد کشور داشته باشد و از این حیث جایگاه این صندوق در اقتصادملی فراتر از بانک مرکزی است. مزینی همچنین از تلاش های همکاران خود در هیات عامل صندوق توسعه ملی یاد کرد و برای آنها و نیز مدیران و کارکنان صندوق آرزوی توفیق روز افزون کرد.

در پایان لوح سپاسی از سوی نوبخت به عنوان دبیر هیأت امناء صندوق توسعه ملی به اعضای سابق هیأت عامل صندوق تقدیم شد و حکم انتصاب رییس جمهور و رییس هیات امناء صندوق به طور رسمی به دوست حسینی ابلاغ شد./






نظرات() 

قله صبای خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 11 مرداد 1395-10:05 ب.ظ


img_2440.jpg

خطبه سرا سرزمین زیبائبیست كه همانندشبه جزیره ای در میان كوه های زیبا واقع است وهركوهی از چشم انداز زیبای منحصر به فردی برخورداراست كه قله صبا كه در جنوب خطبه سرا و كشاورمحله و باباسراواقع است یكی از این كوههاست.قله صبا برزیبائی های خطبه سرا و لیسار و محلاتی مثل سوست خطبه سرا و هره دشت و ایری بوجاق و كشاورمحله و باباسرا و هله دومه مشرف است ویكی ازمسیرهای كوه پیمائی ان از بوراسراكه داغ یولی خوانده می شود ودارای مسیرماشین روست شروع می شود و تا قله­ صبا دارای 2تا 3ساعت بسته به امادگی افراد راه است!بدون شك قله صبا اززیباترین جاهای ایران بویزه تالش است كه هربازدیدكننده ای همواره دلتنگ دیدار مجدد انست قله صبا در مسیر ییلاق باستانی برزبیل از طریق مسیر قدیمی گول /مظله كم /بیله پشت/تمیشه له­ استكه­ برای افراد ورزیده حدود 7ساعت راه است !





نظرات() 

باغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 11 مرداد 1395-10:02 ب.ظ


 باغرو  داغ
من سنی باغرما باسوب سنه  من باش اگرم ای اوجا باش  داغ

سن منیم ایلیمی ایللربویی باغروا باسدون ای قوجا یاش داغ 

بیرگوزون خزره باخار بیرگوزون ساوالانا

سن منیم  ایلیمه  دایاق اولدون   ای ایللر دایاقی  داغ 

بیرگوزه خطوه سریه  اخار  بیرگوزه  هیره

باغرمی باغروا باسارام ای   كرملی داغ

 بیرچایون خزره اخار برچایون ارتا بیله 

ارتا بیل ارتا یردور اورگی باقلیدور  سنه  ای اوجاباش داغ

قیش پاییز حاجی اولوب اغ پاپاقون واردور سنون

یا ی یازی سید اولوب یاشیل بوركلی ، جدوئه قزبان باغرو داغ 

برزه بیل ،سوباتان،اخارباخار،كیسالا ،شبلی ،نئور

سن اولماسون هیچ اولار ای وارری دولتلی  وقارلی داغ 

باغرچارتادان سیللی سویلی  ایلد یروملار،قوشا قوشا بولاغلار

سن اولماسون هیچ اولار   ای ارتالی داغ باغرو  داغ

حزر سنه جوشقانلانور ،یوردوم سنه ارخالانور 

یاشا یاشا ای اوجا باش ا ی قوجا  یاش   داغ

                                                                    شعر ازیارالی دورنا از خطبه سرا







 




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox