یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

وبلاگ آنایوردم خطبه سرا نگین تالش

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 6 مرداد 1394-04:02 ب.ظ


  آنایوردم ایران سرای امید 


سلام    به 
 

وبلاگ آنایوردم  خطبه سرا نگین تالش 
خوش اومدین






نظر ندی این بلا سر من میاد

کجا میری؟؟!! 

صب کن

.

.

.

این بلا هم سر شما میاد

اگرنظر ندین

http://www.8pic.ir/images/35548403467023009503.gif


توجهنم دیدم بعضیا از انگشت آویزونن...!!!!

پرسیدم اینا چکار کردن؟

ندا آمد که اینا کسایی بودن که میومدن وب  فقط نگاه میکردن و کامنت هم نمیزاشتن !!!


اگه کسی خواست اینجا افتخار بده و


 نویسنده باشه بگه.منتظرم


 امیدوارم لحظات خوشى رو تو وبمون سپرى کنید!



کپى  ختی بدون ذکر منبع آزاد  است
ایمیل:gharanghosh@yahoo.com





نظرات() 

فریاد ظریف در مذاکرات: هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکنید

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 17 تیر 1394-07:33 ب.ظ


ظریف در واکنش به تهدید علنی طرف آمریکایی، با لحنی قاطعانه و فریادی بلند خطاب به تیم مذاکره کننده آمریکا مشکلات موجود در منطقه را متاثر از حمایت مالی و تسلیحاتی غرب از تروریست ها عنوان کرده و به آنها می گوید شما اساسا در جایگاهی قرار ندارید که برای توان موشکی ما تعیین تکلیف کنید.
عصر ایران - در 24 ساعته گذشته رسانه‌ها به نقل از منابع آگاه خود چه اروپایی و چه روس‌ها و چه آمریکایی‌ها از بگو مگوها و فریادهایی صحبت کرده‌اند که در جلسه دوشنبه شب ایران و 1+5 میان ظریف و وزیران خارجه طرف مقابل و نیز موگرینی صورت گرفته است.

‎به گزارش ایسنا زیاده‌خواهی‌ها همچنان ادامه دارد و کشورهای 1+5 هر لحظه و هر جا که بتوانند از خواست‌ها و امتیازات باربط و بی‌ربط به موضوع هسته‌ای دست بر نمی‌دارند.

مذاکرات هسته‌ای به جایی رسیده است که دو طرف بر روی برخی مسایل فنی و سیاسی مهم در حال چانه زنی هستند هر چند که به گفته دیپلمات های عمده مسایل بررسی و تکمیل شده است.

تلاش 1+5 برای وارد کردن موضوعات دفاعی و نظامی به توافق جامع هسته ای و در این چارچوب تاکیدشان به حفظ تحریم های تسلیحاتی موضوعی است که از ابتدای مذاکرات طرف مقابل به ویژه آمریکایی‌ها بر روی آن مانور داده‌اند و همواره نیز این مساله به طور جدی از سوی ایران رد شده است.

نشست مشترک وزیران خارجه ایران و 1+5 در دوشنبه شب که دومین نشست وزیران بود با حاشیه‌هایی همراه بوده است که شاید برای اولین بار در مذاکرات اتفاق افتاده است. تاکنون بسیار شنیده‌ایم که ظریف بر سر دفاع از مواضع ایران بر سر همتای آمریکایی خود فریاد کشیده است به نحوی که محافظان در بیرون از اتاق نگران شده و به داخل رفته‌اند، اما این بار در نشست وزیران خارجه که تمامی معاونان و کارشناسان هیات ها در آن حضور داشتند و به گفته برخی منابع روسی، اروپایی و ایرانی موضوع بحث تحریم‌های تسلیحاتی بوده است، ظریف از موضع این کشورها در مقابله با رفع تحریم های تسلیحاتی به شدت عصبانی شده و با فریادهای بلند با آنها صحبت می‌کند.

مهر نیز گزارش داد: دوشنبه شب گذشته، مذاکرات فشرده و چالش برانگیزی میان ایران و اعضای ۱+۵ پای میز مذاکرات وجود داشته است. در این جلسه، تیم مذاکره کننده هسته ای آمریکا ضمن تهدید خواندن توان موشکی ایران برای ثبات خاورمیانه، با لحنی تهدید آمیز از ایران خواسته است تا به خواسته های دقیق واشنگتن در قبال تحریم تسلیحاتی و توان موشکی خود تن دهد.»

یک دیپلمات روس در تشریح واکنش محمد جواد ظریف به این رویکرد و رفتار طرف آمریکایی ادامه داد: «وزیر امور خارجه ایران در واکنش به تهدید علنی طرف آمریکایی، با لحنی قاطعانه و فریادی بلند خطاب به تیم مذاکره کننده هسته ای آمریکا تمام مشکلات موجود در منطقه را متاثر از رفتار آنها و حمایت مالی و تسلیحاتی غرب از تروریست ها عنوان کرده و به آنها می گوید شما اساسا در موقعیت و جایگاهی قرار ندارید که برای توان موشکی کشور ما تعیین تکلیف کنید.»

این منبع مطلع روسی ادامه داد: «پس از این واکنش قاطع ظریف، خانم موگرینی وارد بحث شده و ایران را تهدید به ترک مذاکرات می کند که وزیر خارجه ایران عقب ننشسته و با قاطعیت خطاب به غربی ها می گوید: یادتان باشد هیچ گاه یک ایرانی را تهدید نکنید. »

وی در پایان گفت:  «این موضع گیری قاطعانه محمد جواد ظریف با استقبال سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه مواجه شد و او در پی این جمله ظریف بلافاصله گفت: همچنین یک روس را»!




نظرات() 

عمامه منسوب به امیرالمومنین (ع) /عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 17 تیر 1394-06:31 ب.ظ


تصویری از عمامه منسوب به امیرالمومنین (ع) در هنگام ضربت خوردن را مشاهده می کنید.
download عمامه منسوب به امیرالمومنین (ع)




نظرات() 

توزیع غذا میان کارتن خواب ها /عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 17 تیر 1394-06:30 ب.ظ


اعضای موسسه خیریه «طلوع بی نام و نشانها» سه شنبه شب همزمان با شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان (شب قدر) تعدادی غذا برای کمک به کارتن خوابها تهیه و میان آنان توزیع کردند.




نظرات() 

پیشنهادات جدید ایران برای حل اختلافات هسته ای

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 17 تیر 1394-06:27 ب.ظ


یک دیپلمات ایرانی در وین خبر داد: ایران پیشنهادهایی برای حل موضوعات مورد اختلاف ارائه کرده است
download هیات مذاکره کننده هسته ای ایران به ریاست محمد جواد ظریف در مذاکره با وزرای خارجه 5+1

یک دیپلمات ایرانی در وین گفت ایران پیشنهادهای سازنده‌ای برای حل موضوعات مورد اختلاف ارایه کرده است.

 

به گزارش ایسنا ، این دیپلمات ایرانی گفت: هیچ انعطافی برای تغییر خطوط قرمز نیست و این خطوط قابل شکستن هم نیست، ما از خط قرمزها عبور نمی کنیم.

 

وی در عین حال تاکید کرد: فکر می‌کنیم خطوط قرمز ایران مانع توافق نیست.

 

این دیپلمات ایرانی درباره راه حل هایی که ممکن است در ساعات آخر ارایه شود گفت: ما راه حل‌های جادویی نداریم. ممکن است کسی ایده‌هایی داشته باشد تا در فرصت مناسب مطرح کند، اما الان از این مرحله هم عبور کرده ایم.

 

وی افزود: چند موضوع اختلافی خاص باقی است، درعین حال که خیلی از مسائل حل شده است.

 

این دیپلمات ایرانی تصریح کرد: هر دو طرف باید درباره موضوعاتی که اکنون مطرح است تصمیم بگیرند. ما پیشنهادهای سازنده‌ای ارائه کردیم که می تواند تعیین کننده باشد.

 

وی گفت که در بحث هسته‌ای و تحریم‌ها و برخی موضوعات مهم دیگر هنوز اختلافات باقی است.







نظرات() 

سرا لِس ( چوب دستی)

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 17 تیر 1394-12:53 ق.ظ



گیلان شناسی و گیلانگردی - سرا لِس ( چوب دستی)

 ی مَنَ لِس : اِی مَن یمعنی یک مَن (سه کیلو) که نام نوع دیگری از انواع چوب دستی ها است . دلیل این نامگذاری ، سنگین بودن این نوع چوب دستی است . از این چوب دستی در جنگها و درگیری ها بعنوان سلاح سرد استفاده می کردند و گویا سربازان تالشی در جنگ ایران با یونان از این نوع چوب دستی استفاده می کردند . به دلیل صاف و لیز بودن چوب دستی ، جنگجویان و مبارزان تالشی به قسمت بالا و دستگیره آن مقداری پارچه می پیچیدند تا هنگام مبارزه لِس از دستشان لیز نخورد و هم چنین بعضی ها سر چوب دستی را سوراخ کرده و بند محکمی را به آن انداخته و هنگام درگیری دست خود را از داخل بند رد می کردند تا با اطمینان بیشتری وارد صحنه نبرد شوند . ضمناً گفته شده تالشان در هنگام در گیری چوخای پشمی و شال خود را دور ساعد و بازوی دست چپ خود محکم می پیچیدند تا در هنگام حمله دشمن آن را بعنوان سپر جلوی ضربات چوب دستی طرف مقابل بگیرند و ضربات دشمن را دفع کنند .
چوب دستی نازک و بلند را دسته لِس و کلفت و کوتاه را اِی مَنَ لِس می گویند .
طریقه ساخت لِس بسیار مهم است :
ابتداء چوپانان شاخه مورد نظر را در میان درختان جنگلی انتخاب کرده و با داس بطور استادانه برشهای منظمی را روی آن ایجاد کرده تا برای سال بعد محل برشها رشد اضافی کرده و در قسمت پایین لِس بطور خاصی برآمدگیهایی ایجاد شود که این امر هم باعث زیبایی و هم محکم بودن لِس می شود . سال بعد شاخه مورد نظر از درخت قطع شده و در اندازه مورد علاقه برش داده میشود و روی شعله آتش داغ و بریان می شود تا پوست آن کنده شود . سپس چوب دستی را زیر خاکستر داغ و یا پهن گاو و یا در زمین باتلاقی در داخل گِل قرار می دهند تا رنگ قرمز مخصوص خود را پیدا کند . اگر لیس کج شده باشد آن را به چوب راست و محکمی می بندند تا صاف شود . دامداران خوش سلیقه برای برّاق شدن چوب دستی خود هر چند وقت یکبار مقداری کره طبیعی یار روغن دمبه را با دست و محکم به لیس خود می مالند که این امر باعث زیبایی ، شفافیت و ماندگاری بیشتر چوب دستی می شود . لِس پدران و پدر بزرگها یکی از اشیاء به یادگار مانده برای فرزندان است و چنین میراثی دهها سال بعنوان تحفه ای ارزشمند در خانواده ها نگهداری می شود .

.
منبع پره سر تالش ایران عکس از نت




نظرات() 

آبشاری گمنام درویزنه

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 17 تیر 1394-12:46 ق.ظ

بشاری گمنام درویزنه

آبشاری گمنام درویزنه: درییلاقات ویزنه بهشت تالش وتالشان در محلی بنام لوشکی یالیشکی آبشاری وجوددارد که درزیبایی بی نظیر است این آبشاردرمنطقه جنگلی ییلاقی قراردارد وارتفاع این آبشار گمنام حدود۲۰متراست که با توجه به ریزش آب ازارتفاع درپای آن چاله ای بوجودآمده که درپیکرشناسی زمین به دیگ غول مشهوراست ایجادشده است ،که تند آب این آبشار زیبا باعث بوجودآمدن این دیگ شده است ،منتهی بدلیل ناآشنائی این آبشارزیبا گمنام مانده است حجم آب این آبشاردرفصول مختلف سال متفاوت است ولی درتمام فصول آب دارد،این آبشاربا زیبایی خاصی آغوشش را برای پذیرائی بازدیدکنندگان وتوریستهابازکرده است.
مسیرآبشارتپه های جنگلی وبسیار زیباودیدنی وجاذب است که در طول مسیر درختان سرسبز وسایرگیاهان خودروی وحشی و چشمه های زیبا با آبی خنک ونوشیدنی گورا دیده میشود.
منتهی گمنامی محل وبی توجه ای مسئولین کشوری وحتی منطقه به ویزنه ونبودن راه عمومی ماشین رو برای اهالی ییلاقات ویزنه این محل واین آبشارگمنام وناآشنامانده،وهمانطورکه مشخص است تاآخرهم همانطور خواهد ماند وگمنامی اکثردیدنی هاوزیبایی های ویزنه وییلاقات کاملا مشخص است،واگرراهی عمومی وماشین رو برای ییلاقات ویزنه بود،مردم ازاکثردیدنی ها وجاهای جالب وجاذب وبکرییلاقات دیدار میکردند،جادارد مسئولین گردشگری استان درمورد جاذبه های گردشگری اشاره ای به این آبشار زیبا ومکان گمنام وبکر بنمایند.

گردآورنده :  محمدهزاری ویزنه ازآستارا






نظرات() 

از صبحانه ظریف تا سفره افطاری حشد الشعبی + عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-11:00 ب.ظ



به گزارش اویس، چند روز قبل تصویری از دیپلمات های مذاکره کننده ایرانی با غرب در وین منتشر شد که مشغول صرف صبحانه بودند. این تصویر در حالی منتشر شده که دیپلمات های ایران مصداق کثیر السفر هستند و باید روزه می گرفتند

۵

کثیر السفر کیست؟

حضرت آیه الله خامنه ای (دامت برکاته):

اگر فاصله وطن فعلی شما تا محل کارتان ۵/۲۲ کیلو متر یا بیشتر باشد و شما حداقل هفته ای یک بار یا هر ده روز یک بار به آنجا می روید به عنوان دائم السفر(کسی که شغل او در سفر است)، نمازتان کامل و روزه گرفتن شما صحیح است.

حضرت آیه الله مکارم شیرازی (دامت برکاته):

چنانچه حداقل دو ماه و هر ماه سه روز درهفته در رفت و آمد باشید (در ماه ۱۲ روز)، در حکم کثیرالسفر هستید و نماز و روزه‌ی شما در بین راه و محل کار کامل است در غیر این صورت شکسته می‌باشد. (استفتا از دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی)، توسط سایت اسلام کوئست)

حضرت آیه الله سیستانی (دامت برکاته):

عنوان کثیر السفر بر کسى صدق مى‌کند که حداقل در هفته سه روز یا در ماه ده روز در مسافرت باشد و تصمیم بر ادامه‌ی این وضع براى حداقل شش ماه در سال و یا سه ماه در دو سال به بالا داشته باشد (البته در ماه اوّل باید احتیاطاً بین شکسته و تمام جمع کند)، ولى کسى که در هفته یک روز در سفر است عنوان کثیر السفر بر او صدق نمى‌کند و اگر در هفته دو روز در سفر باشد بنا بر احتیاط واجب هم شکسته بخواند هم تمام. (سایت معظم له)

حضرت آیه الله گلپایگانی (رحمهالله علیه):

در صورتى که تصمیم دارد در مدّت قابل اعتنائى هر هفته، مسافرت مزبور را ادامه دهد، حکم دائم السّفر را دارد و روزه و نمازش کامل است. (گلپایگانى، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج ‌۱، ص ۲۱۲)

 حضرت آیه الله تبریزی (رحمهالله علیه):

چنانچه براى کار که مدت آن دو ماه یا بیشتر باشد بین محل کار و وطن به اندازه‌ی مسافت شرعى حداقل هفته‌اى یک بار تردد کند نمازش در این سفرها تمام و روزه‌اش صحیح است. (تبریزى، جواد، استفتاءات جدید، ج ‌۲، ص ۸۱)

حضرت آیه الله بهجت (رحمهالله علیه):

کثیرالسّفر کسى است که غالباً در کمتر از ده روز به حدّ مسافت شرعى رفت و آمد کند. به حدّى که عرفاً مصداق کثیر السّفر شود. (بهجت، محمد تقى، استفتاءات، ج‌۲، ص ۴۲۵)

حتی بر فرض اینکه تمام افراد حاضر در این تصویر مریض هستند سوال اینجاست که چرا مسئولین وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران باید به خود چنین جسارتی بدهند و به نشر چنین تصویری بپردازند؟ آیا دیپلمات های ایرانی نمی دانند حتی شخصی که مریض هست باید حرمت ماه رمضان را نگه دارد؟  به راستی چرا باید باشگاه فوتبال بایرن مونیخ آلمان به دلیل انتشار تصویر آب خوردن بازیکنان این تیم در اینترنت عذرخواهی کرد و چنین نوشت: «به خاطر انتشار عکس آب خوردن بازیکنان متأسفیم. به زودی آفتاب غروب خواهد کرد. موفق باشید.» اما دیپلمات های ایرانی؟؟

CHlI0fMXAAAjzDQ

تصاویر صبحانه کاری دیپلمات های ایرانی در حالی منتشر شد که این روزها تصاویر مختلفی از سفره های افطاری و سحری مجاهدین حشد الشعبی در خط مقدم مبارزه با داعش منتشر می شود

 ۶

به اشتراک بگذارید...



نظرات() 

استخدام 23 رفتگر لیسانس و فوق لیسانس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-10:48 ب.ظ


شهردار خرم آباد گفت: 150 نیروی جدید توسط بخش خصوصی برای رفتگری و خدمات تنظیف این شهر بکار گرفته شده اند که در بین آنها 23 نفر دارای مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس هستند.
خبرگزاری ایرنا: یحیی عیدی بیرانوند افزود: امسال درمجموع حدود 200 نفر در بخش خدماتی و رفتگری شهرداری مشغول بکار شده اند که با توجه به وسعت شهر بکارگیری 200 نفر دیگر نیز در دستور کار قرار دارد.

وی افزود: نیروهایی که برای تنظیف شهر به کارگیری شده بودند از هفته گذشته فعالیت خود را آغاز کرده اند.

برخی سایت های خبری به نقل از مدیرعامل شرکت خصوصی طرف قرارداد با شهرداری خرم آباد از متقاضی شدن چندین فوق لیسانس برای رفتگری در شهر خرم آباد خبر داده بودند.

شهر خرم آباد مرکز استان لرستان بیش از 450هزار نفر جمعیت دارد.

استان لرستان طی چند سال گذشته در رتبه نخست بیکاری در بین استانهای کشور قرار داشت که در بهار امسال دو رتبه تغییر کرده است.

بر اساس آمارها 120 هزار جویای کار در 15 مرکز کاریابی این استان نام نویسی کرده اند.



نظرات() 

آشوریان ایران ( قسمت اول )

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-10:21 ب.ظ


فرزانه سجادپور
مجسمه گاو بالدار آشوری

آشوری‌ها درایران حضوری چند هزار ساله دارند. گرچه گوشه‌هایی از تاریخ پر ماجرای دولت آشور در پرده ابهام فرو رفته  اما حضور گروه قومی که خود را آشوری تعریف می کنند ، به آنان هویتی باستانی و اساطیری بخشیده است. آشوریان امروز نه دیگر "آشور" ،خدای بزرگ را می پرستند و نه پیرو ایشتار و آربل و سایر خدایان جنگ جوی اند. امروزه ،آشوریان  اقلیتی قومی – مذهبی در خاورمیانه اند که آرام آرام سرزمین اجدادیشان را در پس مشکلات موجود در منطقه – خصوصا بعد از جنگ عراق و ناآرامی های سوریه- برای رسیدن به آرامشی از دست رفته ، به سوی غرب رها می کنند و راهی دیاری می شوند که شاید تنها نقطه اشتراکشان با آن ، مسیحیت است.

 در این مقاله پیشینة تاریخی، حضور قوم آشور در ایران و جایگاه امروزی آشوری‌ها در ایران و جهان   در دو بخش به صورت مختصر ، معرفی می شود.

 

برای خواندن مقاله در زیر کلیک کنید

 

 






نظرات() 

با «جهنّم دره‌سی» خوی بیشتر آشنا شوید

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-10:13 ب.ظ

تصاویر


cahhanam
دورنانیوز- سرویس خواندنی‌ها: شاید بخاطر دور بودن و صعب العبور بودن این منطقه آن را جهنم دره (جهنم دره سی) نامیده اند شاید هم بخاطر اینکه عده ای زیادی قصد کرده اند به ته این دره برسند ولی ناکام مانده اند.
به گزارش دورنانیوز، اگر از شهر خوی در استان آذربایجان غربی به سمت چالدران از جاده زرآباد حرکت کنید در بین راه به منطقه‌ای خواهید رسید به نام جهنم دره.در نزدیکی روستای قریس که منطقه‌ای کوهستانی است جهنم دره واقع شده است.کمتر کسی به سمت جهنم دره می‌رود جز کسانی که به قصد کوهنوردی و شکار به این منطقه کوهستانی نزدیک می‌شوند.
این منطقه به قدری برای بومی‌ها حواشی دارد و با مسئله مواجه است که کسی برای گشت و گذار به این منطقه نمی‌آید. اما علت اینکه این منطقه تحت این عنوان نامگذاری شده است این است که اطراف این منطقه را کوه‌های بلندی دربرگرفته و در دوران‌های گذشته تا سال‌های اخیر مأمن کسانی بوده است که با حکومت‌های مختلف وقت خود مشکل داشته‌اند و در این منطقه صعب العبور از مردم عادی دور می‌شده‌اند.
جهنم دره هم از نظر وضعیت فیزیکی و هم از نظر روانی به علت حضور افراد خاطی برای مردم منطقه‌ای منفور و خطرناک است.این منطقه در گذشته در محدوده جاده ابریشم قرار داشته است.
از کف این دره رودی همیشه در جریان است. به علت وجود شیب بسیار تند ۷۰ درجه این دره، سقوط در این دره برای شناسایی کامل آن بسیار خطرناک بوده و گروه‌های کوهنوردی خاصی که مجهز به وسایل کامل کوهنوردی بودند، تا به حال موفق به فتح آن شده‌اند. و چندین بار عده ای که برای رفتن به این دره تلاش کرده‌اند پس از ناکامی و مرگ، حتی جنازه آنها نیز به علت صعب العبور بودن به دست خانواده آنها نرسیده‌است.
طول این دره ۱۳ کیلومتر و عمق آن بین ۱۷۰۰تا۲۸۰۰ متر متغیر است. و حیواناتی وحشی چون خرس ، قوچ ، آهو ،گراز ،کفتار… و پرندگانی چون عقاب و شاهین در این منطقه هنوز زیست می کنند.
cahhanam
cahhanam2 cahhanam3




نظرات() 

تاثیر یافته‌های باستان‌شناسی در شناخت تاریخ آتروپاتن (آذربایجان)

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-10:10 ب.ظ

  • پرویز شاهمرسی


    دورنانیوز- سرویس تاریخی و فرهنگی: ‎آثار تاریخی که بطور تصادفی در اطراف اردبیل، ماکو، سراب، تبریز و مرند یافت شده اند، به نوبه خود در بررسی تاریخ آتروپاتن اهمیت دارند. این بخشها از کشور آتروپاتن که در زمان خود یکی از دولتهای پیشرفته از جهت اقتصادی و اجتماعی در منطقه بوده، نقش بزرگی در تشکیل مردم آذربایجان بازی کرده‎اند.





نظرات() 

دكتر بختیار حیدرنیا كاندیدای مطرح دوره دهم مجلس -آستارا

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-09:56 ب.ظ


http://www.axgig.com/images/96881371269252207815.jpg

 سوابق : مشاور قایم مقام وزیر بهداشت و درمان  استان گیلان
مدیر بسیج جامعه پزشكی  شهرستان بندر آستارا
-ریس سازمان نظام پزشكی آستارا
-ریس اسبق ریس شبكه بهداشت آستارا
- عضو مجمع عمومی سازمانه نظام پزشكی كل كشور
-عضو هیات مدیره نظام پزشكی آستارا
- عضو شورای هماهنگی نظام پزشكی گیلان
- مدرس دانشگاههای گیلان
-خیرین مطرح آستارا
--------------------
در حال حاضر فعالیت بسیار عالی   رد بین اقشار مختلف مردم آستارا ولو ندویل و روستاها دارد  و با جوانان و دانشگاهیان و فرهنگیان و اهل قلم و نخبگان  ارتباط بسیار عالی  بر قرارنموده است  و اكثریت هنرمندان واهل قلم و نخبگان و فرهنگیان و جامعه پزشكان از ایشان حمایت می كنند.

تفكرات دكت حیدر نیا بدنبال عقل گرایی  و منطق گرایی است و بدنبال شایسته سالاری است 
- شعارهای اصلی ایشان از بین بردن حاكمیت افراد كارآمد  و نخبه رد شهرستان آست  و رد سخنان خود  به همه كاندیداها  و نمایندگان اسبق احترام قایل است  و در صدد تخریب هیچ كس نیست ..


زند گی نامه دكتر (پزشك )بختیار حیدرنیا استاد دانشگاه  و  ریس اسبق  شبكه بهداشت  و درمان آستارا  و مشاور  قایم مقام  وز یر بهداشت  كشور  و مسئول بسیج جامعه پزشکی شهرستان آستارا از خیرین مطرح شهرستان - اصلاح طلب


دكتر حیدرنیا( پزشك ) كه مورد حمایت جمعی از اهل قلم وروز نامه نگاران و پزشكان و پرستاران  و فرهنگیان و تاجر منطقه و دانش  اموختگان استارا  و اصلاح طلب ها و اعتدالیون  شهرستان استارا است  ودر مدت كوتاهی كه بعنوان كاندیدا دیده شده با تیم بر نامه ریز ی شده انتخاباتی  و كارشناسی كه دارد خوب توانسته در بین مردم استارا و لوندویل و حومه جایگاه ویژه ای بعنوان كاندیدای مطرح باز كند و از افراد مطرحی است كه در انتخابات دوره دهم شانش پیروزی دارد .

دکتر بختیار حیدر نیا در تیرماه ۱۳۵۰ در یک خانواده مذهبی در  چوبر  بدنیا آمد ودر کودکی علاقه وافری به فعالیت های مذهبی وورزشی داشت  و بیشتر مواقع زندگی خود را در شهر استارا گذارنده  است  ( مردمان چوبر و حویق  همین الان هم بیشتر با مردمان استارا در امور تجاری و كاری در ارتباط هستند تا تالش  و مردمان چوبر تحصیلات دبیر ستانی و دانشگاهی  را بیشتر ترجیح می دهنددر آستارا انجام دهند تا تالش  با اینكه طبق تقسیمات كشوری بخش حویق جزو تالش است اما مردمان بخش حویق و چوبر  خود را آستارا یی  می دانند)ودر همان دوران کودکی پدر خود را ازدست داد و در دامان مادری شجاع ،با غیرت وعلاقه مند به اهل بیت(ع) پرورش یافت .به این دلیل در فعالیت های مسجد محل ومدرسه حضور فعال داشت ودر مسابقات مختلف مدرسه در زمینه های علمی و مذهبی همیشه جزء نفرات ممتاز  گیلان  بود ودر امتحانات  چهارم دبیرستان در رشته تجربی بعنوان شاگرد ممتاز  استان گیلان  شناخته شد . ودر سال ۱۳۶۹ در کنکور سراسری از منطقه ۲ در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گیلان پذیرفته شد.و در دانشگاه همیشه جزء دانشجویان ممتاز دانشگاه بود ودر برنامه های علمی حضور چشمگیر داشت و بار ها مورد تشویق مسئولین و استانداران وقت قرار گرفت و در مهر ماه ۱۳۷۶ با معدل ۱۷٫۲۳ در رشته پزشکی فارغ التحصیل شد وپس از فارغ التحصیلی وگذراندن دوره طرح در راستای خدمت به ایران اسلامی مسئولیتهای متعددی را عهده دار شد ودر طول مسئولیت صادقانه بارها توسط مسئولین استانی و کشوری مورد تقدیر و تشویق قرار گرفت . باتوجه به اینکه بسیاری از بستگان ودوستان نزدیک در شهرستان آستارا ساکن بودند و همچنین عشق و علاقه ای که به  زادگاه   و خود و مردم نجیب و بافرهنگ آستارا داشت  و ریشه خانواده اش آستارایی بود بعداز  فارغ التحصیلی از دانشگاه محل کار و زندگی خود را شهرآستارا اقامت دایمی نمود   و بیش از 25 سال است در این دیار فرهنگ در میان مردم زندگی می کند در خدمت  رسانی در امور پزشكی ... مردم است  و همه وی را آستارایی  می شناسند و همچنین تمام توان خود را در راستای توسعه و رشد و بالندگی این شهرستان استارا  بکار برده و از هیچ تلاشی دریغ نکرده است و امروز این دیار فرهنگ و ادب را به عنوان زادگاه و ملجاء خود می پندارد. در ذیل به گوشه ای از فعالیتهای علمی ،پژوهشی ،اجتمای از دوران دانشجوی تا به امروز اشاره می شود

۱)بازرس انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ در رشت.

۲)سردبیر بولتن علمی و آموزشی دانشجوی .

۳)ترجمه کتاب پزشکی (موزبی ،بخش شکم ) و انتشار در دانشگاه علوم پزشکی گیلان ۱۰۰۰ جلد.

۴)مدرس کارگاههای روش تحقیق دانشجوی.

۵)ارائه مقا لات متعدد پژوهشی در زمینه مدیریت جامع کیفیت(TQM) و پزشکی در سمینارها و همایش های استانی.

۶)ارئه مقاله وسخنرانی در همایش های مرتبط با توسعه واقتصاد مقاومتی وگردشگری.

۷)مسئول دانشجوی طرح غربالگری سرطان مری در غرب گیلان .

۸)عضو تیم تحقیقاتی غربالگری سرطان مری در بندر ترکمن.

۹)مدرس کارگاههای مدیریت جامع کیفیت (TQM) دانشگاه علوم پزشکی گیلان.

۱۰)حضور در مناطق محروم استان گیلان در قالب طرحهای ویزیت رایگان.

۱۱)گذراندن دوره های متعدد مدیریتی و سیاستگذاری بالغ بر ۲۰۰۰ ساعت از جمله الف)دولت الکترونیک ب)تفکر سیستمی پ)اصول و مبانی امنیت ملی و سیاستگزاری ج)مدیریت بحران چ)شناسای و استفاده از ظرفیتهای ذهنی ت)رهبری تحول در سازمانها ث)شفافیت و سلامت اداری د)اندیشه های نو در مدیریت ذ)برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر کیفیت ل)فرایند وفنون تصمیم گیری م)راهبردهای آموزش وتوان افزای ک)مدیریت عملکرد گ)مدیریت منابع انسانی ع)برنامه ریزی در دستگاه های دولتی غ)طراحی فرایند ساختارهای سازمانی ف)مدیریت منابع ق)اصول برنامه ریزی ص)حل مسئله ض)فن اداره جلسات س)مدیریت خصوصی سازی ش)سیستم های اطلاعات مدیریت MIS ل)برنامه ریزی در اصلاحات نظام سلامت م)کارگاه تربیت مربیگری ارتقاء کیفیت.

۱۲)عضویت در هیات های اجرای انتخابات.

۱۳)عضویت در کمیته های اجتماعی،فرهنگی،سیاسی ، عمرانی فرمانداریهای استان گیلان. ۱۴)عضویت در عوامل اجرای حج تمتع وحج عمره وتوفیق خدمتگذاری حجاج بیت الله الحرام وعتبات عالیات بعنوان پزشک ،معاون ومدیر کاروان.

۱۵)عضو معتمدین شهرستان آستارا.

۱۶)مدیریت بسیج جامعه پزشکی شهرستان آستارا.

۱۷)انتخاب بعنوان مدیر نمونه شهرستانی و استانی برای سالهای متمادی و دریافت تقدیرنامه از استانداران ،مدیران کل وفرمانداران وقت از جمله ۱۷٫۱)سلطانی فر استاندار وقت ۱۷٫۲)عبدالهی    استاندار وقت ۱۷٫۳)قهرمانی چابک  استاندار وقت ۱۷٫۴)نورمحمدی قائم مقام وزیر در استان گیلان ۱۷٫۵)منصور قناعی قائم مقام وزیر بهداشت در اسان گیلان ۱۷٫۶)بهبودی ریس دانشگاه علوم پزشکی گیلان ۱۷٫۷)تشویقی های متعدد از از معاونین وزیر بهداشت وسازمانهای کشوری  

18) مشاور قایم مقام وزیر بهداشت كشور

19) از خیرین  و حامیان  مطرح ورزشكاران  در  شهرستان بندر آستارا


IMG1106     IMG1126

۷۲۰۸۳۷۲۱۷۱۹۴۱۳۷۴۵۹۱۲

http://drheydarnia.ir/wp-content/uploads/2014/06/IMG_4100-1024x768.jpg

IMG_4778








نظرات() 

كاندیدای مطرح دوره دهم نمایندگی مجلس در گیلان

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-09:51 ب.ظ



«رشت»

1.هاجر تحریری نیک صفت (نماینده فعلی مجلس)

2.دکتر مظفر نامدار(دانشگاهی،اصولگرا)

3.محمد جلوه (دانشگاهی،اصولگرا)

4.علی آقا زاده (فرمانده سابق سپاه گیلان،حامیان دولت)

5.جبار کوچک نژاد(مدیر سابق آموزش و پرورش گیلان ، حامیان دولت)

6.محمد علی علوی (رایحه خوش خدمت)

7.زبردست(حامیان دولت)

8.رمضانعلی صادق زاده (نماینده فعلی مجلس)

9.احمد رمضانپور (نماینده دوره ششم مجلس ، مشارکت)

10.فیاض زاهد (اعتماد ملی)

11.روشنک سیاسی (کارگزاران)

12.حاجی پور(معاون سابق فرماندار رشت، جبهه دوم خرداد)

13.سروش اکبرزاده(جبهه دوم خرداد)

14.سهیلا مدارایی (جبهه دوم خرداد)

15.کیوان محمدی(حزب اعتدال و توسعه)

16.الیاس حضرتی(نماینده سابق رشت، اعتماد ملی)

17.سارنگ(جبهه دوم خرداد)

 

«رودبار»

1.فرامرز گلشنی(نماینده ادوار گذشته مجلس،جبهه دوم خرداد)

2.سید ابوالحسن مغزن موسوی (نماینده سابق مجلس ، دانشگاهی)

3.عطاالله حکیمی(نماینده فعلی مجلس)

4. صمد مرعشی(کارمند کمیته امداد،جبهه دوم خرداد)

5.مهرداد چگینی(رئیس دانشگاه آزاد آستارا)

7.قربانی(بازنشسته سپاه،جبهه متحد)

8.حجه الاسلام حسینی

9.مهندس نصری (مدیر کل سابق منابع طبیعی گیلان)

10.محمد گلی کلیشمی(منفرد)

 

«تالش ، رضوانشهر، ماسال»

1.بهمن محمد یاری(نماینده فبلی مجلس)

2.عسگراسلام دوست (نماینده ادوار گذشته مجلس ، جبهه دوم خرداد)

3.نعمت الله اصلانی(وکیل ، اصولگرا)

4.دانش تیموری(دانشگاهی)

5.علی خندستانی(وکیل، اصولگرا)

6.اسماعیل حسن زاده(رئیس شعبه یک دادگستری رشت)

7.سیروس شفقی(شهردار سابق تالش)

8.سید مجتبی عرفانی(نماینده ادوار گذشته مجلس)

9.غلامرضا هاتفی(نایب رئیس سابق شورای اسلامی شهر رشت ، جبهه دوم خرداد)

10.دکتر علیرضا جباری

11.نیکخو(جبهه دوم خرداد)

12.عزیز پور عزیزی

13.شادپور شیرزاد

14.فدایی رجبی (اهل تسنن)

 15-شكری نمایمده فعلی

«فومن، شفت»

1.ناصر عاشوری قلعه رودخانی

2.مصطفی حائری فومنی

3.رسول جماعتی (نماینده دوره ششم مجلس، مشارکت)

4.زهرا نظری (عضو شورای شهر دوم ، مشارکت)

5.محمد رضا شفیعی (نماینده ادوار گذشته مجلس)

6.حجت جعفر زاده (عضو شورای شهر شفت)

7.حبیب اشرافی

8.محسن صادق زاده(جبهه دوم خرداد)

 

«آستارا»

 

-   حاج  سیروس خالقوردی پور

2- علی پویا

3- دکتر کیوان اسدپور ..

4- استاد حاج  محمد صادق برنچ چی

5- حاج شاپور مرحبا؛ مرحبا

6-  حاج  دکتر صفر نعیمی؛

7-  مهندس عسگر غنی؛

8- مهندس علیرضا نعمتی؛ 

9- الیاس دیاریپور؛

10-میثم ضارب نیا؛

11-دکتر حیادخت؛

12-محمدتقی مرحبا؛

13-خلیل توشه؛

14- سرهنگ بازنشسته سپاه  حاج  جلیل کریم نزاد

15- دکتر گیلاخانی

16-فرهاد دلقپوش؛ 

17- مهندس نیما سیفی نزاد .

18- حاج فرداد پورامن -

19- محمود ساسانیان -

20- اقای داداشی

 

«صومعه سرا»

1.حسن جوادی (فرماندار سابق صومعه سرا، جبهه دوم خرداد)

2.محمد تقی رنجبر(نماینده ادوار گذشته مجلس، موتلفه)

3.سید کاظم دلخوش اتابری(نماینده فعلی مجلس)

4.قاسم رمضانپور(نماینده ادوار گذشته مجلس، مشارکت)

 5.میر شمس الدین جلالی چمنی

6.علیرضا قریب پور

7.داوود نعمتی

8.میر شمس مومن زاده(معاون سابق فرماندار ، جبهه دوم خرداد)

9.ابراهیم مسافری

 

«رودسر و املش»

1.اسدالله عباسی(نماینده فعلی مجلس ، جبهه متحد)

2.علی اکبری(کاندیدای دوره های پنجم و ششم مجلس)

3.محمد زارع(موتلفه)

4.دکتر صادق محبوبی(رئیس سابق هیئت کشتی گیلان)

5.دکتر فخیمی (رئیس سابق مرکز بهداشت رودسر)

6.حجه الاسلام صدیق (رایحه خوش خدمت)

7.حجه الاسلام رضا مظفری (کاندیدای جریان دوم خرداد)

8.کمال محمد بیگی (فرمانده بسیج اصناف شمال تهران )

9.عزت الله تقواییان (مشارکت)

10.مژگان نوری (شهردار سابق املش ، جبهه دوم خرداد)

11.محمد علیجانی ( مدیر حراست شرکت پارس خودرو)

12.علی طاهری فرد( کارشناس وزارت آموزش و پرورش )

13.حسین بادفر(رییس اولین دوره شورای اسلامی شهر ، جبهه دوم خرداد )

14.دکتر حسن زاده ( کاندیدای دوره هفتم مجلس ، روانپزشک )

15.مهدی فرض پور ماچیانی ( دانشگاهی )

16کاظم کسرایی ( شهردار سابق رحیم آباد ، جبهه دوم خرداد )

17.خانم رضایی فر ( دکترای حقوق )

18.حسن کهن روز (دانشگاهی )

19.همت شاه نظری ( مدیر گروه در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور )

20.بابک شعبان نژاد (فرمانده اسبق یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی گیلان )

 

«لاهیجان»

1. ایرج ندیمی(نماینده فعلی مجلس)

2.علی زلفا (اصولگرا)

3.نیک فر(رایحه خوش خدمت)

4. علی محرر (مدیر کل سابق چای شمال)

5.دکتر احمدیان(معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی ، اعتماد ملی)

6.یعقوب قاسمی (معاون سابق سپاه سیاهکل ، اصولگرا)

7.حمید کریم حدیثی(دبیر آموزش و پرورش)

9.محمود سابق همیشگی (نماینده سابق تهران ، جمعیت ایثارگران)

10.بهمن یعقوبی

11.مدامی(اصولگرا)

 

«لنگرود»

1.عبدالکریمی(حامیان دولت)

2.صیقلی(نماینده ادوار گذشته مجلس)

3.محمد بندرچی(موتلفه)

4.محمدعلی حیدری شلمانی (نماینده فعلی مجلس)

5.عیسی مولایی(حامیان دولت )

6.فرهاد لاهوتی

 7.محمد دهگان (معاون فرماندار -دوم خرداد)

 8- نصرت نادم (مدیرکل پست بانک تهران -دوم خرداد)

 9- شیخیان (کارشناس وزارت راه و ترابری )

 10- ابراهیم زمانی (مشارکت )

11- دکتر حبیب ا... اسدی (رئیس سابق آموزش پرورش و هلال احمر -جبهه دوم خرداد)

12- محمد اخوان (فرماندار سابق شهرستانهای رودسر و آستارا -مشارکت )

 13- سید علی موسوی (مدیر مسئول نشریه گلبانگ گیلان )

14- رضا محمدی

 

«آستانه اشرفیه»

1. دکترکیانوش صادق دقیقی(نماینده فعلی مجلس)

 2 محمد .پاک نعمت (مدیر و موسس مدرسه غیر انتفاعی -جبهه متحد)

3. نادر رسولی(پزشک پاسدار)

 4.نادر محمد دوست (پاسدار بازنشسته ، جبهه متحد)

 5.علیرضا غلامی (فرماندار سابق لنگرود ، اصلاح طلب)

 6.حسن شاخصی (نماینده سابق آستانه -اصلاح طلب)

 7.رمضان سیرتی

 8.محمد علی رمضانی (پاسدار بازنشسته ، جبهه اصلاحات)

9- یونس رنجکش (روزنامه نگار )

 10- کامل خیرخواه (دودورنماینده مردم لا هیجان - اصولگرا)

 11- جهانبخش رضاپور

12-رضا صالح (نماینده دوره ششم -مشارکت)

 13- علیرضا غلامی (فرماندار سابق -دوم خرداد)

 14- رضا پرستش

 

«بندر انزلی»

1. هادی حق شناس(نماینده فعلی مجلس)

2.امید عزیزی(رایحه خوش خدمت)

3.حسن خسته بند(نماینده دوره ششم ، اعتدال و توسعه)

4.شجاع (نماینده ادوار گذشته مجلس)

5-میرشمس الدین پورباقری (دانشگاهی)

6-محمد نادم (کارشناس ایران خودرو ،جبهه دوم خرداد)

7- محمد صالح سری بازاری

8-امید نوروزی

 9- علی شیر افکن

 10- سید محمد پیشوایی





نظرات() 

یادگار پینوشه؛ ورزشگاهی که شکنجه‌گاه شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-08:18 ب.ظ







دیوید والدشتاین/ ترجمه: شیدا قماشچی
تاریخ ایرانی: نور زرد رنگی از نیمکت‌های چوبی پشت دروازۀ شمالی استادیوم ملی ساطع می‌شود. محوطه پر از سر و صداست: ۴۷ هزار نفر از هواداران فوتبال با هیجان و خوشحالی گردهم جمع شده‌اند تا بازی شیلی و اکوادور را در آغاز این دوره از مسابقات کوپا آمریکا تماشا کنند. اما هیچ‌کس روی آن چند نیمکت ننشسته است. این نیمکت‌ها همیشه رزرو شده‌اند: یادمان غم‌انگیزی از هزاران نفری که ۴۲ سال پیش در این استادیوم شکنجه شدند.

 

استادیوم ناسیونال که امسال میزبان شش بازی از مسابقات کوپا آمریکاست شاید بدنام‌ترین ورزشگاه جهان باشد. دو ماه پس از ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، کودتای نظامی که رئیس‌جمهور مارکسیست و منتخب مردم را ساقط کرد، این استادیوم به زندان موقتی بدل شد که در آن قریب به ۲۰ هزار زن و مرد به دست نظامیان شکنجه شدند، نظامیانی که رهبری‌شان را ژنرال راست‌گرای شیلی، آگوستو پینوشه به عهده داشت.

 

رنه کاسترو از کسانی است که بیشترین مدت را در این زندان سپری کرده است. او می‌گوید: «این استادیوم به مظهر قساوت رژیم پینوشه بدل شده است. رفتاری که با ما در اینجا کردند قابل وصف نیست. حالا اینجا مکان برگزاری بازی‌های فوتبال است. مردم برای تفریح به اینجا می‌آیند.»

 

آمار مختلفی از تعداد زندانیان وجود دارد و مقامات می‌گویند در طول هشت هفته‌ای که این استادیوم به زندان تغییر کاربری داد، ۴۱ نفر به قتل رسیدند. استادیوم ناسیونال در سال ۱۹۳۸ تاسیس شد و میزبان جام جهانی ۱۹۶۲ بود. در فینال آن دوره از مسابقات برزیل با نتیجۀ ۱-۳ چکسلواکی را مغلوب کرد. نظامیان چند هفته پس از کودتا فعالان سیاسی، اجتماعی و مظنونین به طرفداری از سالوادور آلنده، رئیس‌جمهور سابق را دستگیر کرده و به این ساختمان سیمانی منتقل می‌کردند. آقای کاسترو می‌گوید: «یادم می‌آید برخی از زندانیان تعریف می‌کردند که برای دیدن مسابقات به این استادیوم می‌آمده‌اند.»

 

این ورزش فوتبال بود که دولت پینوشه را مجبور کرد تا زندان را در ۹ نوامبر ۱۹۷۳ تعطیل کند. در آن ماه شیلی آماده می‌شد تا در مسابقات مقدماتی جام جهانی به مصاف اتحاد جماهیر شوروی برود. تیم شیلی در بازی رفت در مسکو به نتیجۀ مساوی دست یافته بود اما بازیکنان تیم شوروی از محل برگزاری مسابقات برگشت شکایت کردند چرا که در این استادیوم خون به زمین ریخته شده بود؛ فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، دستور تحقیق و بازرسی داد.

 

روزی که بازرسان فیفا به استادیوم آمدند رنه کاسترو و تعداد دیگری از زندانیان به رختکن‌های پایین استادیوم برده شدند. جایی که در دیدرس قرار نداشت. آقای کاسترو می‌گوید که به زور اسلحه آن‌ها را ساکت نگه داشتند. برخی دیگر از زندانیان در سکوها باقی مانده بودند و به یاد می‌آورند که بازرسان فیفا برای تحقیق آمدند.

 

یکی از زندانیان، فیلیپو آگوئرو، که یک ماه در این زندان بوده است، می‌گوید: «می‌خواستیم فریاد بزنیم و بگوییم: ما اینجا هستیم، ما را ببینید، ولی به نظر می‌رسید که آن‌ها فقط به شرایط چمن ورزشگاه توجه دارند.» آقای آگوئرو به فوتبال علاقه دارد و در جوانی بارها به این استادیوم آمده بود، او دانشجویی ۲۱ ساله بود و در حزب سیاسی کوچکی از ائتلاف سوسیالیست آلنده فعالیت داشت. با او در دفترش در بنیاد فورد در سانتیاگو مصاحبه کردیم، وی اکنون مدیر برنامه‌های حقوق بشر در منطقۀ آند است. او شرایط زندان استادیوم ناسیونال را برایمان بازگو کرد.

 

آگوئرو گفت که به او چشم‌بند می‌زدند و به طور مرتب مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. او را به دیوارهای بتونی ورزشگاه می‌کوبیدند و گاهی سرش نیز به دیوار می‌خورد؛ «میزان بسیار زیادی شوک الکتریکی» به او داده‌اند و تنش را نیز با سیگار سوزانده‌اند. او گفت که از آن به بعد برای تماشای مسابقه به استادیوم آمده است ولی «زمان بسیار زیادی طول کشید تا بتوانم به آنجا بازگردم.»

 

امروز آقای آگوئرو و کاسترو، علیرغم رنج‌هایی که در این استادیوم متحمل شده‌اند مایلند تا مردم برای سرگرمی و تفریح به این مکان بروند. در طی این سال‌ها استادیوم ناسیونال محل برگزاری کنسرت‌های موسیقی و گردهمایی‌های سیاسی بوده است و ۷۰ مسابقۀ کوپا آمریکا نیز در آنجا برگزار شده است. (از جمله بازی‌های این دوره از جام آمریکا، بازی شیلی و اکوادور که ۲ بر صفر به سود شیلی پایان یافت و بازی در مقابل مکزیک که ۳ بر ۳ مساوی شد.)

 

در سال ۱۹۸۷، یعنی سال‌های پایانی دیکتاتوری پینوشه، پاپ ژان پل دوم مراسم عشای ربانی در این استادیوم برگزار کرد و در اقدامی جسورانه این ورزشگاه را مکان رنج و درد نامید. در پایان حکومت پینوشه، دولت شیلی تلاش کرد تا لکه‌های خون را از نام این ورزشگاه بشوید. استادیوم به محل برگزاری همه‌پرسی سال ۱۹۸۸ تبدیل شد. در این دوره، دیکتاتوری پینوشه پایان یافت و ریاست جمهوری و پارلمان نیز به صورت دموکراتیک انتخاب شدند. در سال ۱۹۹۰ یک همایش سیاسی عظیم در آنجا برگزار شد تا پیروزی پاتریسیو آیلوین - نخستین رئیس‌جمهور منتخب مردم پس از کودتا - جشن گرفته شود. ادوارد ام. کندی سناتور ماساچوست در آن زمان، میهمان ویژۀ این مراسم بود.

 

این ورزشگاه به نقش دموکراتیک خودش تا به امروز ادامه داده است و انتخابات در آنجا برگزار می‌شود ولی برای بیشتر مردم شیلی این استادیوم خانۀ تیم ملی شیلی - لاروخا - است. زندانیان سابق می‌گویند که دوست دارند تا تلاش بیشتری برای یادبود آن دوران صورت بگیرد. اضافه بر نیمکت‌های چوبی که در پشت دروازۀ شمالی قرار گرفته‌اند، موزۀ نمناک، کوچک و غبارآلودی نیز در پایین سکوها تعبیه شده که عکس‌های مشهور آن دوران را در خود جای داده است؛ یادبود دورانی که (به گفتۀ آقای کاسترو) ذهنیت «بیمارگونه» بدون هیچ دلیلی خشونت را ترویج داد. مجسمۀ یادبودی در بیرون استادیوم قرار دارد و محوطه‌های اطراف نیز به همان صورت دوران وحشت ۱۹۷۳ حفظ شده‌اند.

 

آقای آگوئرو می‌گوید: «آنچه که تا حالا انجام داده‌اند خوب است ولی کاش دولت تلاش بیشتری بکند تا این محل به یک یادمان مهم تبدیل شود. اگر این کار صورت بگیرد مردم واقعه را فراموش نخواهند کرد.» آقای کاسترو هم با این نظر موافق است. همین‌طور روبرتو ناوارته، دانشجوی ۱۸ سالۀ رشتۀ پزشکی که در سال ۱۹۷۳ دستگیر شد و به بازوی چپش گلوله اصابت کرد. او می‌گوید در شب کودتا - که با حمایت آمریکا صورت گرفت - در حالی دستگیر شد که در محله‌های فقیرنشین سانتیاگو مشغول کمک‌رسانی بود. او می‌گوید که در چند روز اول دستگیری‌اش به جراحت بازوی او توجهی نکردند و در عوض او را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

 

آقای ناوارته می‌گوید زمانی که او را به زندان دیگر سانتیاگو که شرایطش اندکی انسانی‌تر بود منتقل کردند تا یکسال حبس خود را سپری کند، خوشحال شد. در ماه نوامبر در زندان به او اجازه دادند تا فیلم ۱۹ ثانیه‌ای پیروزی شیلی در مقابل شوروی را ببیند. هنگامی که بازرسان فیفا اعلام کردند که بازی باید انجام شود، تیم شوروی بازی را تحریم کرد. فیفا برای اینکه حضور شیلی را در جام جهانی ۱۹۷۴ قطعی کند باید یک گل را ثبت می‌کرد. در نتیجه بازیکنان شیلی موظف شدند با یونیفورم‌هایشان حاضر شوند و در میانۀ زمین به صف بایستند، به هوادارانشان دست تکان بدهند و توپ را ۹ بار پاس داده و گل را وارد دروازۀ خالی حریف کنند و پیروزی پوچ ۱ بر صفر را به دست بیاورند.

 

آقای ناوارته به لندن مهاجرت کرد و امروز نیز در این شهر پژوهش علمی انجام می‌دهد. او گفت: «به یاد دارم که به خودم می‌گفتم من درست همین جا ایستاده بودم.» آقای ناوارته می‌گوید که هنوز هم از منزلش در انگلستان بازی‌های لاروخا در کوپا آمریکا را دنبال می‌کند، او از همه بیشتر طرفدار الکسیس سانچز است؛ بازیکنی که برای باشگاه آرسنال بازی می‌کند. آقای ناوارته می‌گوید که سال‌ها پس از پیروزی دولت منتخب دموکراتیک، برای نخستین بار به همراه برادرش به استادیوم بازگشت. تجربه‌ای که بسیار دردناک بود: «نمی‌توانی به اطراف نگاه کنی و خاطراتت را به یاد نیاوری، ولی من این خاطرات را پشت سر گذاشتم.»


آقای کاسترو که ۷۴ سال دارد نخستین بار ۴ سال پیش به این استادیوم بازگشت تا کنسرت گروه U2 را ببیند. او یک هنرمند است و در دوران تبعیدش در سانفرانسیسکو با این گروه همکاری کرده و رهبر گروه - بونو - از دوستان اوست. در میان کنسرت بونو فریاد زد:«رنه کاسترو، اینجا خانۀ توست!»

 

آقای کاسترو در خانۀ ساحلی‌اش در کن کن به ما نشان می‌دهد که چگونه سربازان آن‌ها را در کنار دیوار به صف می‌کردند تا با اسلحه به کمرشان بکوبند. کاسترو می‌گوید از ما می‌پرسیدند: «تفنگ‌ها کجا هستند؟ نقشه‌هایتان چیست؟ با چه کسی همکاری می‌کنید؟ من هیچ پاسخی به این سؤال‌ها نداشتم.»


یک آمریکایی به نام فرانک تروجی در این استادیوم کشته شد، او دانشجوی اقتصاد و فعال اجتماعی بود. زندگی‌اش در سال ۱۹۸۲ در فیلم «گمشده» به تصویر درآمده است. خواهر جوان‌تر فرانک، جنیس پِیج، استادیار رشتۀ روزنامه‌نگاری و ارتباطات جمعی در دانشگاه ایالت نیومکزیکو است. او نخستین بار در سال ۲۰۰۷ به سانتیاگو سفر کرد. می‌گوید زمانی که احساس کرد به استادیوم نزدیک شده است، تلاش کرد تا از آنجا دور شود. اما خوشحال است که ورزش، موسیقی و دموکراسی به این مکان بازگشته است و دیگران می‌توانند از آن لذت ببرند. گفت تا زمانی که یادمان کشته‌شدگان و بازماندگان این واقعه، از جمله برادر بزرگترش، در آنجا حفظ شود او راضی است. جنیس پیج در ایمیلش نوشت میان جوانانی که از ورزش لذت می‌برند و جوانانی که برای عدالت اجتماعی تلاش می‌کنند رابطۀ مستقیمی وجود دارد. «در نهایت این همان چیزی است که باعث شد تا برادرم به استادیوم برود.»

 

 

منبع: نیویورک تایمز





نظرات() 

هوشنگ طالع در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: خیانت شاه در بحرین، مهمترین دلیل سقوط ۵۷ بود

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-08:16 ب.ظ

تاریخ ایرانی: هوشنگ طالع جزو پنج نماینده حزب پان‌ایرانیست در مجلس بود که روز نهم فروردین ۱۳۴۹ تقاضای استیضاح دولت هویدا را ارائه دادند که در آن آمده بود اقدام دولت در مورد بحرین، موافقت با تجزیه ایران و بر خلاف قانون اساسی است. طالع در گفت‌وگو با «تاریخ ایرانی» خیانتی که شاه در بحرین کرد را مهم‌ترین دلایل سقوط ۵۷ می‌داند و می‌گوید:« هر دیکتاتوری که خاک کشورش را از دست بدهد مردم می‌فهمند که می‌شود او را سرنگون کرد.»

 

***

 

موضوع مالکیت ایران بر بحرین و اعمال حق حاکمیت بر آن همواره دو مسیر متفاوت را طی کرده است. چرا ما نتوانستیم حق حاکمیت خود بر بحرین را تحقق ببخشیم؟

 

در سال ۱۳۳۶ در جلسه‌ای با حضور شاه، بحرین به عنوان یکی از استان‌های ایران شناخته می‌شود، یعنی ایران دارای سیزده استان بود و بحرین و دیگر جزیره‌ها را تبدیل به یک استان می‌کنند و به آن استان چهاردهم می‌گفتند و در مجلسی هم که من در آن بودم به صورت نمادین دو کرسی نمایندگی بحرین خالی بود؛ چون ما به این دلیل که بحرین زیر سلطه انگلیس‌ها بود نمی‌توانستیم در آنجا انتخابات برگزار کنیم. سال‌ها بود که ایران بر آن مناطق مالکیت داشت اما نمی‌توانست حاکمیتش را اعمال کند، البته ایران تا میانه‌های دوره قاجار هم بر بحرین اعمال حاکمیت می‌کرد اما بعد از باز شدن پای انگلیسی‌‌ها به آنجا در این حق حاکمیت اخلال می‌کنند و با این حال دولت ایران همیشه بر حق حاکمیت خودش بر آنجا تاکید داشته است. دولت‌های بعد از شهریور بیست نیز همواره بر حق حاکمیت ایران تاکید کردند، البته پیشتر هم در مجلس پنجم عده‌ای از بحرین آمده بودند و می‌گفتند که ما نمایندگان بحرین هستیم و می‌خواهیم در مجلس ایران شرکت کنیم ولی به این دلیل که باید آنجا انتخابات برگزار می‌شد و مراحل آن طی نشده بود آن افراد را به عنوان نماینده در مجلس نپذیرفتند که شاید کار اشتباهی بود و می‌توانستند‌‌ همان موقع آنها را بپذیرند.

 

 

موضوع تجزیه بحرین از ایران از چه زمانی جدی شد؟

 

این یک فراگشت طولانی بود. از اسفندماه ۱۳۴۸ خبرهایی از وزارت امور خارجه به بیرون درز می‌کرد که نشان می‌داد توافق‌هایی بر سر تجزیه بحرین از ایران صورت گرفته که البته قرار بود گزارش آن هم در مجلس قرائت شود. جلسه علنی مجلس برای بررسی این موضوع هم قرار بود نهم فروردین ماه ۱۳۴۹ برگزار شود، البته ظاهرا آنها می‌خواستند این جلسه فوق‌العاده مجلس را در‌‌ همان روزهای آخر اسفندماه برگزار کنند اما سفیر انگلیس به علم وزیر دربار شاه گفته بود: «کار اوتانت قرار است تا هشتم فروردین تمام شود.» به همین دلیل پاسخ موافق اوتانت (دبیرکل سازمان ملل) چند ساعت پیش از جلسه فوق‌العاده مجلس در روز نهم فروردین به وزارت امور خارجه رسیده بود. متن سخنرانی اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه در این جلسه مجلس چند روز پیش از آن و با آگاهی از پاسخ مثبت اوتانت آماده شده بود، بخش مهم آن این بود که اعلیحضرت در دهلی‌نو درباره موضوع بحرین فرمودند که ما هیچ کجا را نمی‌خواهیم به زور بگیریم، بنابراین ما می‌خواهیم این را به آرای عمومی بگذاریم در حالی که بحرین جزو خاک ما بود و ما هم به عنوان نماینده مجلس، دولت را به علت گذشت از حق حاکمیت ملت ایران که یک خیانت است، استیضاح و مخالفتمان را اعلام کردیم.

 

 

طراحان استیضاح چه کسانی بودند؟

 

گروه پارلمانی پان‌ایرانیست که آن روز پنج نفر بودند، آقایان دکتر عاملی تهرانی، دکتر اسماعیل فریور، دکتر فضل‌الله صدر، محسن پزشکپور و من. البته آقای دکتر صدر در جریان استیضاح به دلیل تهدیداتی که شده بود و ترسیده بود حضور پیدا نکرد و در ‌‌نهایت هم رای موافق دادند. بنابراین چهار نفر باقی ماندیم که در چندین مرحله رای دادیم و بعد از رای آوردن طرح استیضاح، دولت هویدا را استیضاح و دلایل مخالفتمان را با این کار اعلام کردیم، البته دولت از مجلس رای اعتماد گرفت ولی باز بعد از آن هم ما مخالفتمان را اعلام کردیم. اول قرار بود که در این رابطه در بحرین همه‌پرسی انجام شود اما انگلیسی‌‌ها گفته بودند که اگر همه‌پرسی انجام شود مردم می‌گویند نه. بنابراین گفتند از تعدادی از سازمان‌ها نظرخواهی شود و آقای گیچیاردی، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل مامور این کار شد، خود او می‌گوید که به من فهرستی دادند که از میان آن فهرست نظر مردم را استمزاج کنم. این فهرست عبارت بود از سازمان بلدی، سازمان وکلا و سازمان زنان که اصلا در آنجا وجود نداشت و در واقع همه مربوط به شیخ بحرین و استعمار انگلیس بود. او می‌گوید که این فهرست مخدوش بوده است اما چون هیات حاکمه ایران پذیرفته بودند، نظرخواهی شد و بعد از آن نماینده انگلیس شعری را در تجلیل از اعلیحضرت خواند که واقعا خیلی ننگین است. به باور من یکی از مهم‌ترین دلایل سقوط ۵۷ همین خیانت شاه در مورد بحرین بود، هر دیکتاتوری که خاک کشورش را از دست بدهد مردم می‌فهمند که می‌شود او را سرنگون کرد.

 

 

بنابراین سال ۴۹ بحرین رسما واگذار می‌شود؟

 

خیر. باز رسمی نمی‌شود. چون مصوبه‌ای که به مجلس آوردند نه در قالب لایحه بود و نه در قالب طرح. نمایندگان مجلس نظر شورای امنیت را پذیرفتند، اما این رای به امضای شاه نرسید. بنابراین آنچه که انجام شده از نظر قوانین مشروطیت هم قانونی نیست.

 

 

وقتی این اتفاق رخ داد هیچ صدای اعتراضی از سوی گروه‌های سیاسی و یا روحانیت بلند نشد؟

 

متاسفانه خیر. به نظر من یکی از مهم‌ترین عوامل این تجزیه سکوت روحانیت بود. روحانیت همواره در ایران نیروی قوی بوده و هست. هر موقع که وظایفش را انجام داده به یاری مردم آمده است. روحانیون با این وجود که اکثریت قریب به اتفاق مردم بحرین شیعه بودند و هستند و بسیاری از آنها دارای مقلدان زیادی در بحرین بودند، سکوت اختیار کردند. اگر یکی از مراجع تقلید آن روز صدایش را با ما بلند می‌کرد من حتم دارم که محمدرضا شاه از این تصمیم عقب می‌نشست. آن موقع غیر از داریوش فروهر هیچ کس واکنشی نشان نداد. تنها حضرت آیت‌الله سیدصادق روحانی چند روز بعد از انقلاب اعلامیه‌ای دادند مبنی بر اینکه باید بحرین به ایران بپیوندد و گفت‌و‌گویی هم در این باره با یک روزنامه کویتی کردند.

 

 

یعنی شما با هیچ کدام از روحانیون برجسته آن زمان در این‌باره دیدار و رایزنی نکردید؟

 

آن روز‌ها فقط با آقای شریعتمداری رابطه داشتم که به ایشان مراجعه کردم. دوستان من هم به دیدار مراجع ثلاثه رفتند اما آنها هیچ واکنشی نشان ندادند. جو خاصی بود. کسانی هم که در مجلس نشسته بودند من حتم دارم که همه‌شان خائن نبودند اما جرات نداشتند کلامی علیه منویات اعلیحضرت بگویند. بعد از این جریان مخالفت و استیضاح هم کسانی که مرا می‌شناختند و مراوده‌ای داشتند سعی می‌کردند کمتر با من مواجه شوند و حتی سلام علیک هم نداشته باشند.

 

 

بعد از این قضایا چه برخوردهایی با شما صورت گرفت؟

 

مشکلات زیادی برای ما ایجاد شد. تمام تشکیلات ما را ریختند و گرفتند و بستند. افراد زیادی را زندانی کردند، تعدادی را نفی بلد کردند و از کار بیکار کردند. با ما کاری نمی‌توانستند بکنند. چون نماینده مجلس بودیم باید سلب مسوولیت می‌کردند و این به نفعشان نبود و هزینه‌های زیادی برایشان داشت. روزنامه ما را بستند و هر کار که می‌توانستند، کردند. بعد هم شاه چون از این مجلس کینه داشت به بهانه جشن‌های شاهنشاهی در اول فروردین سال ۱۳۵۰ مجلس را منحل کرد، در حالی که تا تشکیل مجلس بعدی در مهرماه مدت زمان زیادی باقی مانده بود ولی شش ماه زود‌تر مجلس را منحل کرد.





نظرات() 

پست رسایی از فنلاند +عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-08:06 ب.ظ


حمید رسایی نماینده مجلس که در ایام تعطیلات مجلس برای تبلیغ دین اسلام به فنلاند سفر کرده است با انتشار عکسی نسبت به انتقادات از این سفر واکنش نشان داد.
download پست  رسایی از فنلاند
حمید رسایی نماینده مجلس که در ایام تعطیلات مجلس برای تبلیغ دین اسلام به فنلاند سفر کرده است با انتشار عکسی نسبت به انتقادات از این سفر واکنش نشان داد.

رسایی در دو پست خود در اینستاگرام و با انتشار این عکس سفرش به فنلاند را تایید کرده است.




نظرات() 

بزرگترین دبیرستان پسرانه آستارا با صدور حکم «خلع ید و قلع و قمع»، تخریب شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-07:42 ب.ظ



مدیر آموزش و پرورش شهرستان آستارا عصر سه شنبه در مصاحبه با خبرنگار ان گفت: با ادعای مالکیت زمین مدرسه توسط وراث یکی از شهروندان آستارایی، این درخواست در سال 91 در قالب شکایتی به مقام قضایی ارائه شد.
 ادعای وراث با نخستین رای دادگاه در سال 92 و نیز رای دادگاه تجدیدنظر در سال 93 به اثبات رسید و رای مقام قضایی مبنی بر قلع و قمع ساختمان مدرسه امام علی (ع) صبح روز 16 تیرماه با تخلیه تجهیزات، اجرایی شد.
دبیرستان پسرانه دوره دوم امام علی (ع) آستارا در زمینی به مساحت چهار هزار و 200 مترمربع با 12 کلاس درس ساخته شده و با داشتن حدود 350 دانش آموز به صورت مجزا از امکاناتی نظیر سالن سرپوشیده ورزشی برخوردار است.






داغ کن - کلوب دات کام  



نظرات() 

دبه جدید آمریکایی‌ها/ بخشی از تحریم‌ها نباید لغو شود!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-02:39 ب.ظ

واکنش ایران چیست؟

آمریکا و هم پیمانان غربی آن در جریان مذاکرات باز دبه درآورده اند و می گویند بخشی از تحریم های شورای امنیت علیه ایران نباید لغو شود.

صراط: در حالی که در مقدمه توافق ژنو به صراحت تاکید شده بود که راه حل جامع (برجام) باید «به رفع همه جانبه تمامی تحریم‌های شورای امنیت» بیانجامد، آمریکایی ها و هم پیمانان غربی آنها طی یکی دو روز اخیر با برداشته شدن بخشی از تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران مخالفت می کنند. 

به طور مشخص، آمریکایی ها بر خلاف نص صریح توافق ژنو درباره لغو تحریم های هسته ای، می گویند حاضر به پذیرفتن لغو قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل که به بهانه برنامه هسته ای، خرید و فروش تسلیحات متعارف توسط ایران را تحریم کرده بود، نیستند. 

قطعنامه 1747 کاملا مرتبط با برنامه هسته ای ایران صادر شده است و اگر درباره ماهیت چندجانبه دیگر تحریم ها تردیدی وجود داشته باشد، درباره صرفا هسته ای بودن این قطعنامه هیچ تردیدی نیست. مذاکره کنندگان ارشد کشورمان طبق توافق اولیه در ژنو بارها تاکید کرده اند که همه قطعنامه های مرتبط با هسته ای شورای امنیت باید لغو شود. اما یک دیپلمات ارشد غربی به خبرنگاران گفته است که «برداشته شدن این تحریم اصلا محل بحث نیست»، یک دیپلمات دیگر به رویترز گفته است «ایرانی ها می خواهند تحریم موشک های بالستیک لغو شود. انها می گویند دلیلی ندارد که این ماجرا به بحث هسته ای مرتبط شود، اما پذیرش این دیدگاه سخت است و از جانب ما هیچ اشتیاقی برای این امر وجود ندارد».

نکته جالب توجه این است که غربی ها طی یک عملیات روانی، یک موج قدرتمند رسانه ای ایجاد کرده اند و بدون اشاره به اینکه تحریم تسلیحاتی شورای امنیت به قطعنامه 1747 مربوط می شود و جزو تعهدات غرب بوده است که این قطعنامه لغو شود، می گویند ایران در اقدامی زیاده خواهانه، خواهان برچیده شدن تحریم های تسلیحاتی نیز هست و غرب قبول نمی کند. خبرگزاری آسوشیتدپرس تصریح کرده است که «روسیه موافق برداشته شدن این تحریم است اما آمریکا مخالفت می کند».

غربی ها تاکنون تقریبا در همه سطوح توافق سعی کرده اند مطالبات غیرمعقولی از ایران طرح کرده و در مقابل، مطالبات منطقی ایران را نپذیرند. بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان، محدودسازی تحقیق و توسعه، تعلیق برخی تحریم ها به جای لغو تمامی آنها، موکول کردن همان تعلیق تحریم ها به اجرای یکجانبه تعهدات از جانب ایران و اخیرا عدم لغو قطعنامه تحریم شورای امنیت از جمله این موارد است.

منبع: فارس




نظرات() 

پاسخ شریعتمداری به روحانی درباره مقایسه صلح امام حسن با توافق هسته‌ای

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-02:38 ب.ظ

کدام فرماندهان ما خودشان را فروخته‌اند


آیا شرایط کنونی با دوران صلح امام حسن(ع) کمترین شباهتی دارد؟ کدامیک از فرماندهان -نستجیر‌بالله- خود را به دشمن فروخته اند؟!
 حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان با عنوان «سه کلمه حرف حساب!» نوشت:

حرف اول: پنج‌شنبه گذشته، آقای دکتر روحانی در ضیافت افطار با استانداران و معاونان‌ وزرا، که همزمان با سالروز میلاد حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام بود، شرایط کنونی کشورمان را با دوران امام حسن(ع) مقایسه کرد و بی‌آن که برای این مقایسه، دلیل و سند و نمونه‌ای ارائه کند از صلح آن حضرت به عنوان الگویی یاد کرد که می‌تواند برای این روزهای کشورمان نیز کارساز و گره‌گشا باشد.

آقای رئیس‌جمهور گفت: امام حسن(ع) تصمیمی گرفتند که مقام معظم رهبری از آن با عنوان نرمش قهرمانانه یاد کردند. زمانی که امام مجتبی(ع) تصمیم به صلح گرفتند، یکی از یاران امام علی(ع) پیش ایشان آمد و گفت؛ ای‌کاش من مرده بودم و این منظره را نمی‌دیدم. امام در پاسخ وی گفت؛ وقتی دیدم اکثریت مردم این - صلح با معاویه- را می‌خواهند، نخواستم چیزی که مردم نمی‌خواهند بر آنها تحمیل شود... امام مجتبی(ع) آن تصمیم سخت را اتخاذ کردند و ما هم باید راه و مسیر امام مجتبی(ع) را دنبال کنیم»!

درباره اظهارات جناب روحانی گفتنی است:

الف: در این که صلح امام حسن علیه‌السلام با توجه به شرایط آن زمان، عاقلانه‌ترین و شجاعانه‌ترین تصمیم بوده است، جای کمترین تردیدی نیست ولی با عرض پوزش مقایسه آقای رئیس‌جمهور در هر دو بخش «مفهوم» و «مصداق» نابجا و از نوع قیاس‌مع‌الفارق است.

در دوران امام حسن علیه‌السلام تقریباً تمامی سرداران سپاه ایشان، با تطمیع و تهدید معاویه، اردوگاه حضرت را ترک کرده و به دشمن پیوسته بودند و از سوی دیگر مردم در آن زمان نیز به دلیل بی‌بصیرتی و فریب‌خوردگی، دست از حمایت امام مظلوم‌ما(ع) کشیده و یا جانب بی‌تفاوتی برگزیده بودند. آیا شرایط کنونی ایران اسلامی با آن‌ دوران کمترین شباهتی دارد؟ کدامیک از فرماندهان و سرداران سپاه و ارتش و بسیج -نستجیر‌بالله- خود را به دشمن فروخته و میدان را به نفع حریف ترک کرده‌اند؟! آنان که اگر اجازه ولی امر مسلمین و فرمانده کل ‌قوا را واجب نمی‌دانستند، تاکنون هزاران بار بر دشمن تاخته بودند و به قول حضرت آقا، برای جنگیدن با دشمنان لحظه‌شماری می‌کنند و چه وصف‌الحال است این بیت که در حماسه بی‌نظیر 9 دی زیرتصویر حضرت آقا نقش بسته بود؛

این گردبادهای به غیرت درآمده

تسلیم رهبرند که طوفان نمی‌کنند

و از سوی دیگر باید از جناب روحانی پرسید حضرتعالی از کدام مردم سخن می‌گویید؟ مگر حضور حماسی و ایثارگرانه ملت را در تمامی روزهای حادثه شاهد نبوده‌اید؟ و مگر عبور آنها از عقبه‌های سخت و نفس‌گیر را مشاهده نفرموده‌اید؟!

آمیختگی‌ شور و شعور توده‌های میلیونی مردم در تشییع اخیر شهدای غواص را چگونه با دوران امام حسن(ع) قابل مقایسه می‌دانید؟! کاش می‌دانستید چه غلغله‌ای است از مراجعه جوانان برای اعزام به جبهه‌های نبرد علیه تکفیری‌ها و صهیونیست‌ها و سعودی‌ها و ...؟! و کاش می‌دیدید راضی کردن آنها به بازگشت و ... تا چه اندازه‌ برای فرماندهان سپاه و ارتش و بسیج سخت و دشوار است و...

خدا بر درجات امام راحلمان(ره) بیفزاید که می‌فرمودند «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده‌های میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله(ص) و مردم کوفه در عهد امیرالمومنین(ع) هستند.»

ب: بسیار بعید است که جناب رئیس‌جمهور از واقعیت جامعه امروز ایران و شیفتگی توده‌های مردم به اسلام و انقلاب بی‌خبر باشند. بنابراین مقایسه مورد اشاره و نتیجه‌گیری از آن را با چه منظوری پیش‌ کشیده‌اند؟ مردم این مرز و بوم که از ایستادگی و مقاومت خود اطمینان دارند و مقایسه جناب رئیس‌جمهور را اشتباه فاحش می‌شمارند و از سوی دیگر، دشمنان بیرونی هم، ملت مسلمان و مقاوم ایران را می‌شناسند و آقای رئیس‌جمهور می‌داند که آنها نیز تحلیل ایشان را باور نخواهند داشت. پس چه ماجرایی در پیش است که دکتر روحانی را به ارائه این تفسیر و مقایسه غلط کشانده است؟

با عرض پوزش از رئیس‌جمهور محترم، مقایسه یاد شده به این تردید دامن می‌زند که ایشان در چالش هسته‌ای چاره‌ کار را تن دادن به باج‌خواهی دشمن دیده‌اند و برای توجیه آن، پای امام حسن علیه‌السلام را به میان کشیده‌اند! همین جا گفتنی است که مراجعه به تاریخ، اگر برای «شبیه‌سازی»! باشد، نه فقط خطا، بلکه خطرناک است اما چنانچه این مراجعه برای «شبیه‌یابی» باشد، نام آن عبرت‌گیری و درس‌آموزی خواهد بود، که متاسفانه باید گفت؛ مقایسه جناب رئیس‌جمهور بی‌آنکه بخواهند یا بدانند، از نوع اول است.

کاش آقای روحانی فقط یک مرور گذرا بر متن پیمان صلح امام حسن(ع) نیز  داشتند و آن را با توافق‌نامه‌‌های ژنو و لوزان مقایسه می‌کردند و سپس درباره صلح آن امام بزرگوار اظهارنظر می‌فرمودند.

حرف دوم: آقای دکتر علی لاریجانی، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، پنج‌شنبه شب گذشته در مراسم تجلیل از صنعتگران و معدن‌کاران نمونه استان قم به روند مذاکرات هسته‌ای اشاره کرد و ضمن تقدیر از تلاش تیم مذاکره‌کننده کشورمان و یادآوری حمایت کم‌نظیر رهبر معظم انقلاب از آنان گفت؛ «متأسفانه برخی افراد احساس وظیفه‌ شرعی به آنها دست داده و در جلساتی سخنانی می‌گویند که بسیاری از این سخنان غلط است».  آقای لاریجانی خطاب به منتقدان گفت؛ «شما اگر خودتان مشکل دارید، لازم نیست پشت سر رهبری مخفی شوید».

آنجا که آقای لاریجانی از برخی نقدهای توأم  با اهانت یاد می‌کنند، حق با ایشان است، ضمن آن که اینگونه نقدها دامنه وسیعی ندارند و مخصوصا بعد از تذکرات حضرت‌آقا نمونه قابل ملاحظه‌ای از آن گزارش نشده است. و در هر حال، این سخن دقیقی است که تمجید رهبر معظم انقلاب از تیم هسته‌ای باور و اعتقاد ایشان است و تخطی از آن نه شرعی است و نه عاقلانه و صد البته، شایسته ملامت و اعتراض. اما در اظهارات جناب لاریجانی دو نکته دیده می‌شود که می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

الف: رئیس ‌محترم مجلس شورای اسلامی می‌فرمایند منتقدان «پشت سر رهبری مخفی می‌شوند»! که باید گفت؛ استناد به نظرات رهبر معظم انقلاب در نقد بخش‌هایی از روند مذاکرات هسته‌ای، فقط هنگامی ناشایسته است که اینگونه استنادها با واقعیات همخوانی نداشته باشند مانند آن که نظری به حضرت آقا نسبت داده شود که نظر و دیدگاه ایشان نباشد و یا خدای نخواسته از استناد به نظرات حضرت ایشان، به عنوان یک بهانه برای اهانت به تیم محترم مذاکره‌کننده استفاده شود که هر دو حالت ناپسند و درخور ملامت خواهد بود. اما، نظرات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، می‌تواند و باید ملاک ارزیابی مواضع و عملکرد تیم و یا روند مذاکرات باشد و در این صورت استناد به آن نه فقط مذموم و ناپسند نیست بلکه نشانه پیروی از رهبر انقلاب است و متهم کردن منتقدان به پنهان شدن پشت سر رهبری که در اظهارات آقای لاریجانی آمده است، درخور ملامت و اعتراض است و بسیار خطرناک و گمراه‌کننده. زیرا مفهوم و ترجمان دیگر این بخش از اظهارات آقای لاریجانی- بی‌آن که بخواهند- این است که هیچکس حق ندارد از نظرات رهبر معظم انقلاب به عنوان ملاک و میزان برای ارزیابی مواضع و عملکرد این و آن و از جمله مسئولان نظام، استفاده کند! نتیجه این دیدگاه، بی‌آن که ایشان بخواهند دور کردن منتقدان و در مقیاس وسیع‌تر، دور کردن مردم از فصل‌الخطاب دانستن نظرات و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب خواهد بود.

ب: آقای لاریجانی خطاب به منتقدان می‌گوید «رهبر انقلاب صراحتا فرموده‌اند که حرف من در همه جا یکی است و هیئت مذاکره‌کننده هسته‌ای افرادی متدین، متعهد، شجاع و غیور هستند، پس مشخص است که حرف‌های شما با سخنان رهبری یکی نیست»!

رئیس محترم مجلس در این بخش از اظهارات خود نیز- باز هم به طور ناخواسته- مرتکب خطای فاحش دیگری شده است. زیرا تعهد و دیانت و امانت‌داری تیم هسته‌ای که رهبر معظم انقلاب با اصرار کم‌نظیری بر آن تاکید ورزیده‌اند، نشانه و شاخصه‌های سلامت تیم است و نه میزان و شاخص برای ارزیابی نتیجه مذاکرات و اگر اینگونه نبود، ترسیم خطوط قرمز از سوی حضرت آقا ضرورتی نداشت. بنابراین نمی‌توان و نباید، این دو موضوع جداگانه را در هم آمیخته و با استناد به سلامت و امانت‌داری تیم هسته‌ای، نتیجه گرفت  هرگونه توافقی که از جانب آنان به دست می‌آید قابل قبول بوده و همان «توافق خوب» خواهد بود!

حرف سوم: رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر مسئولان، برخی از اصلی‌ترین خطوط قرمز نظام در چالش هسته‌ای پیش‌روی را برشمردند و سوال این است که در این میان، چه کسانی مخاطب ایشان بوده‌اند که ترسیم خطوط قرمز یاد شده برای آنان ضرورت داشته است؟

الف: به یقین و بدون کمترین تردید می‌توان گفت تیم هسته‌ای کشورمان تنها مخاطب حضرت آقا نبوده‌اند. چرا که ایشان در همان جلسه می‌فرمایند؛ «آنچه رهبری در جلسات عمومی می‌گوید عینا همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان ذیربط می‌گوید».

ب: تیم‌های مذاکره‌کننده حریف یعنی کشورهای 5+1 هم نمی‌توانند، تنها مخاطب رهبر معظم انقلاب باشند، زیرا این خطوط قرمز در جریان مذاکرات به اطلاع آنها رسانده شده است.

ج: اکنون به وضوح می‌توان نتیجه گرفت که تمامی ملت و مخصوصا صاحبنظران و کارشناسانی که در تیم هسته‌ای کشورمان حضور ندارند نیز مخاطب سخن حضرت‌آقا بوده و هستند و ایشان اصرار داشته‌اند که این طیف هم از خطوط قرمز ترسیم شده باخبر باشند. اما، چرا؟! آیا پاسخ غیر از این است که صاحبنظران بیرون از تیم هسته‌ای نیز ملاک و میزان لازم برای ارزیابی روند مذاکرات را در اختیار داشته و بتوانند «خوب» یا «بد» بودن توافق احتمالی را تشخیص بدهند؟

پایان سخن این که تنها ملاک و میزان برای ارزیابی توافق احتمالی، انطباق کامل آن با معیارهایی است که حضرت آقا در قالب «خطوط قرمز» ترسیم کرده‌اند و بهانه‌هایی نظیر، همخوانی شرایط امروز کشور با دوران امام حسن علیه‌السلام - که قیاس مع‌الفارق است- و توصیه به کنار آمدن با دشمن که اولا از ساحت مقدس حضرت امام حسن(ع) به دور است و ثانیا انحراف از مسیری است که آن حضرت پیموده‌اند، نمی‌تواند نگاه مردم را از «توافق خوب» دور کند. و برخلاف آنچه جناب لاریجانی مطرح کرده‌اند، استناد به نظرات حضرت آقا برای ارزیابی روند مطلوب مذاکرات و توافق احتمالی پس از آن، نه فقط پنهان شدن پشت سر رهبری نیست، بلکه پیروی جانانه از نظرات حضرت ایشان است و...





نظرات() 

از ۳۷۵ روستای این شهرستان، ۱۸۵ روستا از نعمت آب آشامیدنی سالم بهره‌مند نیستند.

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-02:30 ب.ظ




محمود شکری امروز در همایش دهیاران این شهرستان اظهار کرد: 70 درصد شبکه آب‌رسانی روستاهای آب‌دار این شهرستان قدیمی و فرسوده است.

وی قطع مداوم آب آشامیدنی روستاییان، افت فشار آب و شکستگی لوله‌ها در اکثر روستاها را ناشی از فرسوده بودن شبکه آب رسانی روستایی دانست و افزود: مسئولان شرکت آب روستایی باید چاره‌ای بیندیشند تا شبکه‌های قدیمی و‌ فرسوده بازسازی شوند.

نماینده مردم شهرستان تالش در خصوص مخاطرات بهداشتی ناشی از شبکه های فرسوده آب روستایی گفت: این بدان معنا نیست که چون شبکه فرسوده است آب نیز آلوده باشد اما کارشناسان باید روستاهایی که شبکه آب آشامیدنی آنان قدیمی است را بیشتر مدنظر داشته باشند.

شکری در خصوص آب‌رسانی به  روستاه‌های فاقد آب آشامیدنی سالم و بهداشتی گفت: ما در کمیته برنامه‌ریزی استان و رایزنی در سازمان آب و فاضلاب کشور تلاش می‌کنیم امسال اعتبارات بیشتری برای آب‌رسانی به روستاهای این شهرستان جذب کنیم.

وی دهیاران را سربازان خط مقدم سازندگی در روستاها دانست و از آنان خواست برای زیباسازی محیط روستا بیشتر تلاش کنند.

فرماندار تالش هم در این گردهمایی گفت: با صرف بیش از 30 میلیارد ریال اعتبار آب‌رسانی به 21 روستای جلگه ای و 20 روستای ییلاقی در دست اجراست که با توجه به پیشرفت کار از این تعداد روستا 4 روستا در هفته دولت آب‌دار می شوند.

علی فتح الهی با بیان اینکه برای اصلاح و بازسازی و نگهداری شبکه‌های فرسوده و قدیمی آب روستایی 10 میلیارد ریال و آب رسانی به 40 روستای جلگه ای و ییلاقی 100 میلیارد ریال پیشنهاد شده است گفت: در صورت اختصاص این مقدار اعتبار بیش از 50 درصد روستاهای فاقد آب آشامیدنی در طول 2 یا 3 سال آب‌دار می‌شوند.

نماینده عالی دولت در شهرستان تالش گفت: از دهیارانی که برای توجه به عمران و آبادانی روستاها تلاش می‌کنند حمایت می‌کنیم./تسنیم






نظرات() 

رضایی: اگر صدام یا مسعود رجوی در انتخابات روبه‌روی من بودند بیش از ۳۰ میلیون رای می‌آوردم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-02:08 ب.ظ


هرجا خطر برای کشورم ومردم واسلام بوده درانجا حاضر شده ام ومعنای پاسداری هم همین است. دقیقا به همین دلیل، وظیفه ام این بود به خاطر احساس خطری که از محاصره اقتصاد کشورم می کردم بعد از جنگ از سپاه بیرون بیایم.
download محسن رضایی با لباس سپاه

به گزارش جمهوریت ، محسن رضایی در مصاحبه با نشریه دانشجویی "57" به سوالات زیادی که طی این سال ها حول وی در رسانه های منتشر شده است، پاسخ میدهد. در ادامه این مصاحبه را می خوانید:

*لباس سبز آقای محسن رضایی برای ما جوانان خیلی جذاب به نظر می­رسد. خود آقای محسن رضایی بازگشت به این لباس را چگونه می بینید و برای خودش چه حسی را تداعی می کند؟

هر فردی دو شناسنامه دارد که یک شناسنامه فردی و یک شناسنامه هویتی است. شناسنامه شخصی آدم ها این است که کجا متولد شده، اهل کدام شهر هستند و پدر و مادرش چه کسی است تاریخ تولدش چطور است. شناسنامه هویتی شناسنامه معنوی-فرهنگی فرد را شکل می دهد که این فرد از چه حزب و گروهی است و اعتقاداتش چیست. همه آدم ها دو شناسنامه ای هستند. شناسنامه دوم من همین لباس سپاه و پاسداری است چون هویت من با این لباس قابل تعریف و بیان است و از زمانی که خودم را شناختم این حس پاسداری از اسلام و انقلاب در وجودم شکل گرفت. در همان دوران دبیرستان هم که برای پیروزی انقلاب مبارزه می کردم ساواک من را دستگیر کرد درسن 18-19 ساله و جوان ترین زندانی رژیم شاه بودم و شعار من هم الله اکبر و اسلام و پیروی از امام (ره) بود. در حقیقت هویت سیاسی و فرهنگی من با دفاع از پاسداری از اسلام و انقلاب شکل گرفت. طبیعی بود که من هیچ وقت این لباس را به هیچ چیز دیگری ترجیح نخواهم داد و افتخار زندگی من است  زندگی من با ان معنا پیدا می کند و هویت خودم را در این لباس سبز می بینم

*اگر بخواهیم مقایسه ای بین دو برهه زندگی شما داشته باشیم؛ دوره خدمت­تان در سپاه و فعالیت در عرصه سیاست را  چگونه ارزیابی می کنید؟

هدف من حضور در صحنه مقاومت و دفع خطر بوده است حالا چه شهید شویم، چه پیروز شویم. من اگر در صحنه جنگ مثل برادران دیگرم توفیق شهادت را پیدا می کردم شاید در ادامه فرماندهی عملیات ها و پیروزی­های بعدی حضور نداشتم. درشانزده سال فرماندهی سپاه بزرگترین ارتش منطقه را شکل دادیم وبه تعبیر رهبر انقلاب چشم ناظران بین المللی خیره ماند ودهها استراتژیست نظامی تربیت شد وتمامی سرزمینهای اشغالی کشورمان ازاد گردید.

هرجا خطر برای کشورم ومردم واسلام بوده درانجا حاضر شده ام ومعنای پاسداری هم همین است. دقیقا به همین دلیل، وظیفه ام این بود به خاطر احساس خطری که از محاصره اقتصاد کشورم می کردم بعد از جنگ از سپاه بیرون بیایم. با همان هدف و آرمان سپاه از سپاه بیرون آمدم، آن هم با امضاء و توافق رهبر انقلاب. البته تا دو سه سال اول من هم­چنان پاسدار بودم، کما اینکه مقام معظم رهبری با عنوان سرلشگری من را برای دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند. منتهی چون در شرایط انتخابات ما باید قانون را رعایت می کردیم، ناچار شدیم برای شرکت در انتخابات و برای حفظ و رعایت قانون مخصوصاً در بحث مجلس شورای اسلامی لباس را از تن بیرون بیاوریم وگرنه اگر قانون راه می داد با همان لباس در انتخابات شرکت می کردیم.

آن خطری که باعث شد من به جمع بندی برسم که باید به عرصه سیاست وارد شوم همین تحریم های اقتصادی بود. برخی ممکن است بگویند ایشان دارد توجیه می کند. انسان برای حرفش باید سند داشته باشد دیگر! چون که تحریم اقتصادی در سال های اخیر تشدید شد و آن موقع که من از سپاه بیرون آمدم که تحریم اقتصادی به این صورت نبود. اما اگر کسی می خواهد بداند واقعا انگیزه من این بوده است، باید به خاطرات شهید باقری مراجعه کند.

یکی از اسناد شهید حسن باقری این است که در بهمن 1360 که هنوز هم عملیات فتح المبین انجام نشده می گوید برادر محسن در عملیات فتح المبین برای ما فرماندهان صحبت کرد و گفت ما در این جنگ پیروز می شویم و آمریکا چیزی به دست نمی آورد ولی بعد از جنگ آمریکا ایران را محاصره اقتصادی می کند و بعد هم به جای اسرائیل، اعراب را روبروی ما قرار می دهند. به محض اینکه جنگ تمام شد ما قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) را در سپاه تاسیس کردیم. برای همین بود که می خواستیم از خطرات آینده جلوگیری کنیم. اما به نقطه ای رسیدم که احساس کردم دیگر در سپاه نمی توانم جلوی آن خطر را بگیرم و باید بدون اینکه از لباس پاسداری خارج شوم از سپاه بیرون بیایم. بعد  که در عمل وادار شدم  به خاطر شرکت در انتخابات و رعایت ضوابط و مقررات کشور -که ما پاسدارها باید بیش از همه خودمان را به آن مقید بدانیم-  ناچار شدم این لباس را از تن بیرون بیاورم. پس در حقیقت من برای یک خطری از سپاه بیرون آمدم، آن هم با اجازه آقا.

*البته گفته می­شود رهبری در ابتدا با خروج شما از سپاه موافقت نکردند

این حرف درستی نیست. من سه سال بود که از خدمت ایشان تقاضا کرده بودم. ایشان فرموده بودند صبر کن، من خودم شما را خبر می کنم. بعد از سه سال ایشان ما را خبر کردند گفتند حالا بیایید استدلال هایتان را برای من بگوئید، اگر قانع شدم موافقت می کنم و اگر قانع نشدم باید به عنوان فرمانده سپاه باشید. جلسه ما یک ساعت و چهل پنج دقیقه طول کشید بعد آقا فرمود الان ساعت چند است؟ تقریبا بیست دقیقه یا نیم ساعت هم از اذان گذشته بود. ایشان گفتند ما یک ساعت و چهل  پنج دقیقه با هم صحبت کردیم؛ الان من به شما می گویم که قانع شدم ولی یک شرط دارد. من خدمتشان گفتم چه شرطی؟ آقا فرمود اول ما کسی را جای شما پیدا کنیم بعد شما بروید. من ترسیدم این چیزی که آقا می گوید شاید 4-5 سال طول بکشد. گفتم آقا چقدر طول می کشد ایشان فرمود از دو هفته تا دو سال. گفتم من تابع جناب­عالی هستم. بعد که بیرون آمدیم مقام معظم رهبری گفتند حالا چون ممکن است بحث شما کمی پخش شده باشد همه فرماندهان را فردا شب یا پس فردا شب در اینجا جمع کنید تا برای برایشان صحبت بکنم. دو روز بعد مقام معظم رهبری همه فرماندهان را بعد از نماز مغرب در حیاط بیت جمع کردند و ایشان بالای پله ها، من سمت راست ایشان، آقای موحدی کرمانی هم سمت چپ ایشان و همه فرماندهان هم در پله های پائین نشسته بودند.

ایشان هم با لباس عادی خودمانی بودند. ایشان فرمودند که من همین الان هم اگر بخواهم برای سپاه فرمانده تعیین کنم آقا محسن را تعیین می کنم. ایشان از اول با من بوده الان هم هست در آینده هم خواهد بود. آقا آن­قدر محکم صحبت کرد که من شک کردم نکند در این چهل و هشت ساعت نظرش عوض شده باشد. بعد از جلسه گفتم آقا شما خیلی محکم صحبت کردید که من فرمانده هستم. دلیلش چه بود؟ آقا فرمودند بله؛ چون ما که نمی دانیم کی جانشین شما تعیین می شود من طوری صحبت کردم که این بچه ها آرامش پیدا کنند که یک وقت متزلزل نشوند. بعد گفتم شما اگر بگویید من در سپاه بمانم تا محاسنم سفید شود و با عصا هم به سپاه بیایم من خواهم ماند. با اینکه نظر من این بوده ولی شما تا هر مدت که بگویید تابع هستم و خواهم ماند. آقا فرمودند نه. چیزی که با شما صحبت کردیم، همان است و در همان چهارچوب جلو می  رویم که سه چهار ماه بعد آقای رحیم صفوی تعیین شد و من از سپاه بیرون آمدم. ولی عجیب است که رهبر انقلاب فرمودند که" ببینید اقا محسن ازاول با ما بوده والان هم هست وتازمانی که ماهستیم ایشان با ما هست.." امروز که یکبار دیگر لباس به تن کرده ام بیشتر به پیش بینی های اقا اعتقاد دارم.

*در زمینه ورود شما به دنیای سیاست، می­بینیم شما با وجود این که ظاهرا یک تیم مشاوره ای اقتصادی و برنامه­ریزی شده دارید. با این وجود علت اینکه در انتخابات­های اخیر موفقیت کسب نکردید چیست؟

دلیل آن این است که ما در چهارچوب ارزش های پاسداری عمل کردیم. اولاً دروغ نگفتیم و بعد هیجان سازی نکردیم و همه آن منطقی و با اعداد و ارقام و بحث های اقتصادی جلو می رفتیم. برای من اقتصاد مهم بود و اقتصاد را نقطه آسیب پذیر کشور می دیدم و  بیشتر تاکیدات من این بود. هیچگاه حس رقابت نسبت به این رقبا در من شکل نگرفت. اگر صدام حسین یا مسعود رجوی در انتخابات روبه­روی من بودند شاید بیش از سی میلیون میلیون رای می آوردم ولی این هایی که جلوی من بودند هیچگاه حس رقابت را در من تحریک نکردند که بخواهم هیجانی و انتخاباتی صحبت کنم. روحیه این را هم نداشتم که تصنعی حرف بزنم. هیچ گاه حاضر نبودم ارزش های پاسداری خودم را زیر پا بگذارم که بخواهم رای بیاورم.

*یعنی سخت است که کسی بخواهد در انتخابات جمهوری اسلامی پیروز شود اما دروغ و تزویر را به کار نبرد؟

دروغ و تزویر نمی گویم. ولیکن انتخابات متاسفانه در سراسر دنیا از جمله کشور ما به تحریک هیجانات و احساسات تبدیل شده است و این چیزی است که عقلانیت و تشخیص را تضعیف می کند کما اینکه تا الان هم ما دیدم که مردم پس از مدتی از کسانی که انتخاب می کنند رویگردان می شوند. اگر این انتخاب درستی بوده که بعدش نباید از آن افراد رویگردان شوند. این بیانگر این است که الان تبلیغات به یک صنعت و هنر تبدیل شده است و ما هیچ وقت نمی خواستیم وارد این چهارچوب ها شویم.

*در چند سال اخیر نسبت به فرماندهی شما نقد هایی مطرح شده و خصوصا پس از آن ­که کتابی توسط موسسه کیهان به نام «راز قطعنامه» منتشر شد که ادعاهایی در خصوص عملکرد شما در خصوص پایان جنگ مطرح می­کرد. شما همان زمان هم نسبت به این کتاب موضع گرفتید. آیا آقای غضنفری –پژوهشگر  و نویسنده کتاب- قبل از انتشار با شما در خصوص این ابهامات گفتگو کرده بودند؟

خیر، اصلا به من مراجعه نکردند و صحبت­های من را نشنیده بودند. به نظرم این کتاب در حقیقت می­خواسته با شخص دیگری تسویه حساب سیاسی کند و این وسط مرا هم از اتهاماتش بی­نصیب نگذاشته است.

* شما همان موقع ادعا کردید مطالب این کتاب واقعی نیست و مدعی بودید آن را به رهبری نشان داده­اید و ایشان گفته بودند شما که فرمانده جنگ هستید از زبان خودتان اتفاقات را بازگو کنید. اما در این مدت همچنان شاهد پاسخ به بسیاری از ابهامات در خصوص فرماندهی دفاع مقدس از سوی شما نبودیم.

بعد از انکه مقام معظم رهبری فرمودند شما دفاع کنید دیگر هیچ سوالی نیست که شخصی بپرسد و من آن را بدون پاسخ بگذارم. از جمله اینکه همین بحث پایان جنگ را هم من مفصل کتبی کردم. چون بعضی از حرف هایی که شفاهی گفته می شود به لحاظ استنادات تاریخی اعتبار لازم را ندارد. من در رابطه با مسئله پایان جنگ مکتوب گفتم و روزنامه جوان هم چاپ کرد. از همان شما می توانید استفاده کنید چون کتبی هست و کاملاً توضیح دادم که چطور بوده است.

*به غیر از موضوع پایان جنگ برخی نکات خاص دیگری هم در خصوص عملکرد شما در دفاع مقدس مطرح است. مثلا این­که در قضیه بازپس گیری فاو شما با علم به اینکه عراق قصد حمله دارد در تاریخ 28 فروردین 67 یک همایش غیرضروری در کرمانشاه ترتیب داده­اید و فرماندهان سپاه به آنجا فراخوانده شدند و این باعث شد عراق بتواند از این خلاء استفاده کند و بدون دردسر در فاو پیش­روی کند. چنین ابهامی مطرح هست و در جایی ندیدم که شما به آن پاسخ دهید.

این بحث را برای کربلای4 هم می گویند. معمولا هیچ شکستی نیست که این حرف را نزنند. بالاخره همه عملیات های جنگ ها که موفق نیست. هیچ جنگی در دنیا نداریم که پیروز شده باشد ولی یک یا دو عملیات در آن شکست نخورده باشد. مثل جنگ های پیامبر اکرم (ص). بالاخره ایشان که پیامبر خدا بوده است! اسلام پیروز شد و سرزمین عربستان را گرفت، ولی آیا می­توانیم بگوییم هیچ عملیاتی  نبوده که پیامبر اکرم (ص) شکست نخورده باشد؟ جنگ احد و جنگ های دیگر بوده ولی در جنگ یک عملیات و دو عملیات مهم نیست؛ برآیند عملیات­ها مهم است. اینکه هر جا ایران شکست خورده است عده ای بیایند دست بگذارند که فرماندهان آگاهانه در اینجا شکست خوردند پس درباره پیروزی­ها چه می گویند که همین فرماندهان به دست آوردند؟ در حقیقت این حرف برای محکومیت فرماندهان است نه برای تحقیق در وقایع و حوادث جنگ. این حرف که می گویند اینها مطلع بودند که عراق می خواهد همین فردا به فاو حمله کند کاملاً خلاف است. در عملیات کربلای4 یکی از دلایلی که من گفتم باید الان بلافاصله کربلای5 را انجام دهیم همین بوده است که آنجا تحلیل این بود که اگر ما کربلای5 را انجام ندهیم و عراق فرصت پیدا کند، به فاو که مهمترین نقطه در دست ماست حمله می کند. اینکه انسان بیاید و پیش بینی کند که ممکن است در آینده به فاو حمله کنند با اینکه اطلاع دقیق داشته باشد که مثلا همین فردا می خواهد به فاو حمله کند، دو بحث مجزاست. آن اولی را برای پیش بینی و پیشگیری می گویند این دومی را برای حضور در صحنه می گویند که انسان پشت تیربار برود و خودش را برای پدافند کردن آماده کند. بنابراین به طور کلی این که معلوم بود در اواخر جنگ عراق می خواست برای حمله کردن به ما آماده شود حرف درستی است، اما علت اینکه ما کربلای پنج و والفجر ده را انجام دادیم برای حفظ فاو بوده است. چون برای ما ثابت شده بود که بدون آفند کردن نمی توانیم فاو را حفظ کنیم.

یعنی اگر تمام نیروهای ما برای والفجر10و کربلای5 به حلبچه نمی رفت و همه به فاو می رفتیم و منتظر حمله عراق می ماندیم، صد درصد عراق فاو را می گرفت. تنها راهی که ما به نتیجه رسیده بودیم که عراق را بازبداریم این بود که فرصت حمله کردن به او ندهیم. مطمئن بودیم که اگر عراق فرصت پیدا کند، به ما حمله می کند. چون برتری قوای او مشخص بود. برتری ما هیچ وقت در دفاع و پدافند نبوده است. همیشه در مشت زدن بود. اگر می­ماندیم که مشت بخوریم، خورده بودیم و به همین دلایل وقتی دیدیم کربلای4 موفق نشد بلافاصله آن را به یک فریب تبدیل کردیم و همان­جا کربلای5 را انجام دادیم و یک سال حمله ارتش عراق به فاو عقب افتاد. گفتیم حالا باید چه کار کنیم؟ نه در شلمچه، نه در منطقه عملیاتی خیبر می توانستیم وارد عمل شویم بهترین راه را این دیدم که یک عملیات موفق انجام دهیم تا قوای صدام را دوباره برای یک­سال دیگر درگیر کنیم. اگر دولت به جنگ کمک می­کرد و امکانات لازم را به ما می داد و می­توانستیم قوای­مان را بیشتر کنیم، قطعا از این معادله خارج می شدیم منتهی دیگر در اواخر جنگ ما باید با حمله کردن حتی آن نقاطی را هم که در دستمان بود را حفظ می کردیم.

* همان­طور که اشاره کردید این بحث هم مطرح است که شما قبل از عملیات کربلای4 اطلاع داشتید که عملیات لو رفته اما با این وجود دستور عملیات دادید.

البته اگر مطمئن بودیم که عملیات کاملا لو رفته بازهم درانجا برای شناسایی بارزم وپیدا کردن نقاط ضعف عراق با نیروی کمتری حمله می کردیم لذا تنها چند ساعت پس ازشروع عملیات که متوجه شدیم عملیات لو رفته ونقاط ضعف دشمن را هم شناسایی کردیم عملیات را متوقف وانرا تبدیل به یک رودست بزرگی کردیم . در این خصوص چند ادعا مطرح شده است. یکی این­که گفتند ایران در این جنگ 12000 هزار شهید داده است، در صورتی که شهدای ما زیر 1200 نفر هستند. دوم اینکه ما در این عملیات یک پنجم قوای مان را بیشتر وارد عمل نکردیم. سوم اینکه ما در این جنگ بیش از شش هفت ساعت نجنگیدیم و قطع درگیری دادیم در حالی که در عملیات های بزرگ ما بالای بیست روز می جنگیدیم. همه اینها بیانگر این است که این عملیات اصلی ما نبودو البته ما برای انجام عملیات اصلی رفتیم ولی به محض اینکه فهمیدیم غافلگیری وجود ندارد، دستور قطع درگیری دادیم و این عملیات به ظاهر شکست خورده را تبدیل به یک فریب کردیم. یک رودست به عراق زدیم و به عراق وانمود کردیم که عملیات سالیانه ما همین بوده است. شروع کردیم به تبلیغات کردن و او باور کرد که ایران عملیات سالانه دیگری ندارد و فقط همین بوده است. نیروها را به سمت اهواز بردیم. 12 روز بعد، در همان نقطه کربلای5 را انجام دادیم. ولی هیچ وقت فکر نمی کردیم عده ای از نیروهای ایرانی و روشنفکران ایرانی هم فریب بخورند! ما فکر کردیم سر عراق کلاه گذاشتیم، ولی معلوم شد بعضی ها هم در داخل کشور ما هستند که این­ها هم فریب خوردند و باورشان شده که عملیات اصلی سالانه ما همان کربلای4 بوده که به آن صورت انجام شده است.

*یکی دیگر از ابهامات مطرح در خصوص اسارت حاج احمد متوسلیان است که گفته می شود علی رغم اینکه جانشین متوسلیان در سوریه (آقای کوچک محسنی) در عملیاتی توانسته بودند تعدادی از فالانژهای لبنانی را اسیر کنند و می­خواستند آن­ها را با اسرای ایرانی مبادله کنند، اما شما دستور بازگشت آن­ها را می­دهید و آقای شمخانی شخصا به آنجا می روند و می گویند لازم نیست این اتفاق بیفتد. آیا چنین چیزی وجود داشته است؟

این هم جزء همین شایعات و دروغ هایی است که ساختند. ما اگر می دانستیم احمد در کدام نقطه چه در لبنان و چه در فلسطین است حتماً نیرو می فرستادیم و ایشان را می آوردیم ولو شده با عملیات این کار را می کردیم. اصلاً چنین چیزی نبوده است.

*مجموعاً گفته می شود در اواخر جنگ آقای محسن رضایی به سمت استراتژی صلح شرافتمندانه آقای هاشمی معتقد شده بودند و در استراتژی آفندی عقب نشینی داشتند و برای همین جنگ را به سمت جبهه های شمال غرب کشاندند که برای فضای جبهه جنوب رمقی نماند.

برای اثبات دروغ بودن این ادعا نقل نامه امام در خصوص جنگ کافی است. در این نامه حضرت امام (ره) نوشته اند به نقل از جانشین فرماندهی تنها کسی که معتقد به ادامه جنگ است آقای محسن رضایی است. من تا آخر معتقد بودم که کشور به کمک ما بیاید و ما مسئله عراق را با دست خودمان حل کنیم

*در خصوص نامه ای که شما درباره تجهیزات مورد نیاز برای جنگ نوشته بودید و امام در نامه پذیرش قطع­نامه به آن استناد می کنند و آقای هاشمی چندسال پیش آن را منتشر کرد، ایشان می­گویند شما نامه را با علم به این که قرار است به امام داده شود نوشتید، اما گویا شما از این که آقای هاشمی می­خواهند آن را به امام برسانند مطلع نبودید و ایشان از شما صرفا خواسته بودند که تجهیزاتی را که در جبهه ها نیاز دارید برای ایشان بنویسید تا تهیه شود و نه به منظور اصرار بر پذیرش قطع­نامه؟

بله. آن هم نه فقط تجهیزات برای سقوط صدام، بلکه برای بیرون کردن آمریکا از خلیج فارس همه را لیست کردیم. چون آن زمان مطمئن بودیم که اگر خیز برداریم و به سمت بغداد برویم، آمریکایی­ها وارد جنگ با ما بصورت مستقیم می شوند. لذا گفتیم حالا که می خواهیم به سمت بغداد برویم این­طور نباشد که از پشت سر ضربه بخوریم و قدرت دفاع در مقابل آمریکا نداشته باشیم. آن تجهیزات در نامه اولا برای سقوط صدام و ثانیا برای بیرون کردن آمریکا از خلیج فارس بود که آن تجهیزات را تقاضا کرده بودیم و بعدا توسط آقای هاشمی به اطلاع حضرت امام رسید. با توجه به این شبهاتی که مطرح می­شود، من برای اینکه ملت ایران ارادت و اعتقاد حضرت امام(ره) را نسبت به فرماندهان جنگ مخصوصاً فرماندهان سپاه و دیدگاه­شان را در این زمینه بدانند انشاءالله یک نامه دیگر از امام(ره) را که تقریبا دو ماه بعد از پذیرش قطع­نامه در پاسخ به نامه من برای فرماندهان نوشتند را در ایام سالگرد پذیرش قطعنامه 598 برای اولین بار منتشر می کنم که یکی از بی نظیر ترین احساسات باطنی امام نسبت به مدیران کشور را می شود در آن نامه دید.





نظرات() 

بازگشت عباس محمد پور از آلبانی به وطن و آغوش خانواده

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-12:51 ق.ظ


آقای محمد پور در بحبوحه جنگ بین ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ به اسارت گروه تروریستی مجاهدیندرآمد. ایشان در سال ۱۳۹۳ از کمپ لیبرتی عراق به کشور آلبانی منتقل شد و توانست پس از سالها تحمل مناسبات فرقه ای رجوی خود را از بند آنها نجات دهد.

انجمن نجات فارس بعد از ظهر روز ۲۵ / ۳/ ۱۳۹۴ جلسه ای به مناسبت ورود ایشان و اولین دیدار با خانواده ترتیب داد.

Mohamadpur_Abbas_1

Mohamadpur_Abbas_2

در این جلسه تعدادی از خانواده های اسرای فرقه ی رجوی از جمله: خانواده ی ایران پور ، زارع مهذبیه ، رحمتی ، کوهپیما ، امین ، چیت ساز ، محمدی ، هوشمند ، ترابی زاخردی ، دلاور و همچنین چند نفر از اعضای جدا شده از فرقه ی رجوی: آقایان علیرضا قاسمی، کامبیز باقرزاده، محمود دشستانی نژاد، حامد صرافپور و خانم زهرا میرباقری حضور داشتند.





نظرات() 

بصیرت بازیافته – قسمت دهم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-12:47 ق.ظ


خاطرات عضو پیشین فرقه مجاهدین – علی پوراحمد

پروسه جدایی ازفرقه رجوی وبازگشت به دنیای آزاد

پس ازدرخواست خروج ازفرقه با من چه برخوردی کردند ؟
شخصا درپس بسا فراز و نشیبها وازسرگذراندن سختیها ومشکلات عدیده درتشکیلات مافیایی رجوی وقتی به ته خط رسیدم ومطلقا انگیزه ای برادامه حضوردرمناسبات فریب ونیرنگ ودغل ودروغ ومافیایی رجوی نداشتم درمورخه ۱۲ خردادماه ۱۳۸۳ با نوشتن متنی کوتاه درخواست خروج ازفرقه را به مسئول وقت قرارگاه اشرف عذرا علوی طالقانی ( سوسن ) دادم ودرذیل متن درخواست خروج تاکید کردم چنانچه تا ۴۸ ساعت آینده جواب نگیرم شخصا و بلاواسطه خود را به نیروهای امریکایی معرفی خواهم کرد. ازآن پس گرسنه و تشنه درآسایشگاه بست نشستم و بیرون نیامدم تا اینکه ۳۶ ساعت بعدازدرخواستم فرهاد الفت ( منوچهر) گماشته فرشته یگانه مسئول پرسنلی وقت فرقه رجوی به آسایشگاه آمد وبی آنکه مطلبی بگوید یکراست مرا به ستاد پرسنلی نزد فرشته یگانه هدایت کرد.
فرشته یگانه برخلاف قبل که خیلی مهاجم و وحشی تشریف داشتند اینباربسیارمهربان وخاضع وبا روسری افتاده وخیلی خودمانی درمقابلم حاضرشد وانگارنه انگارکه بنده بقول خودشان عنصر” بریده ” ام وقصد خروج دارم !
فرشته یگانه بلافاصله به منشی خواهرشورای رهبری که البته سرآشپزمخصوص ایشان هم بودند وهم به منوچهرنهیب زدند که معطل چه هستند وزودی ازاتاق بیرون رفته وتنهایمان بگذارند . پیشاپیش هم میوه وشیرینی وآجیل جورواجور دراستقبال ازبنده ی بریده مهیا شده وبا دیزاین تحسین برانگیزی روی میزچیدمان کرده بودند.
خودم که دروغ چرا سراپا دراسترس بودم ودرانتظارشنیدن افاضات خواهرفرشته ! ایشان ضمن خوش وبش بسیارصمیمانه وبدون توجه به وضعیتم گفتند ” والله ازصبح تا شب کارم شده برخورد با خواهران شورای رهبری وبرادران مسول که مدام به زیردستان خود سیخ میزنند وبلد نیستند نیروداری کنند !. فقط بلدند آدمها را ازرهبری قطع کنند وازمناسبات ببرانند. شخصا که تورا میشناسم برادرقدیمی وبا سابقه ومسول ودلسوزبا بالاترین رده تشکیلاتی برادران که mo باشد یعنی معاون آزمایشی ستاد . اصلا دلم نمی خواهد که برادر(رجوی ) بویی ازاین ماجرا ببرد وبفهمد که توچنین درخواستی کرده ای چونکه خیلی ناراحت میشود ویقه من را میگیرد ! . منهم موضوع را نشنیده میگیرم وزودی برو سرکارت و از فردا پرانرژی کار و مسولیتت را استارت بزن .”
درپاسخ خیلی کوتاه گفتم بحث اصلا اینها نیست من دیگرخسته شدم ومیخواهم بروم پی زندگیم .
خواهرفرشته انگارکه پاسخ مرا نشنیده باشد درجواب گفت: ” باشه مهم نیست اگرنمی خواهی دردستگاه خواهرسوسن بمانی وازوی دلخورهستی سازماندهی ات را عوض میکنم و برو در دستگاه امدادپزشکی خواهر زهره بنی جمالی و چفت برادرمحمود عضدانلو در کار روابط فعال باش . زودی بروکلاس عربی تا بتوانی مسلط برزبان عربی درکناربرادرمحمود در کار روابط مشغول شوی .”
اما من که تصمیم نهایی خودم مبنی برخروج را گرفته بودم درجواب گفتم من اقامت سوئد را دارم میتوانم درقالب یک هوادارساده درخارجه کارکنم که موافقت کرد وگفت فعلا به ستاد امداد پزشکی برو ومشغول باش تا درفرصت مناسب که سه ماه بیشترطول نمی کشد به خارجه اعزامت خواهیم کرد.
حقیقت را بگویم خام شدم وپسندیدم با این شرط که تا هنگام اعزام به خارجه درهیچیک ازنشستها وجلسات جورواجور ازجمله جلسات عملیات جاری وغسل هفتگی شرکت نخواهم کرد که ازقضا فرشته یگانه این مرزسرخ رد کردنم را براحتی پذیرفت و قول مساعدت داد !
یکماه از حضورم درتشکیلات امداد پزشکی نگذشته بود که ایشان صدایم زدند وخبرخوش دادند که با عمل جراحی فتق که سال پیش درخواستش را داده بودی موافقت شده است واین هفته برایت قرارعمل جراحی گرفتم که زیردست دکترخودی عمل بشوی !
با شنیدن این خبرغیرمترقبه خیلی ترس ورم داشت که نکند توطئه ای درکار است ومیخواهند سربه نیستم بکنند که با این شک وتردید واشرافی که به موارد اینچنینی داشتم عجالتا جواب رد دادم وگفتم که فعلا مشکل من حاد نیست ونمی خواهم ازتشکیلات انرژِی وهزینه بگیرم. متعاقبا ازسرکنجکاوی وبا هشیاری تمام قضیه را ازکارکنان امداد پزشکی پیگیرشدم که ازقضا یکی ازامدادگران آن قسمت که باهم چفت بودیم ومحفل داشتیم و اکنون درآلبانی بسرمیبرد به من رساند که مواظب خودت باش ومشخصا زیر بارعمل جراحی نرو خبرموثق دارم که کاسه ای زیرنیم کاسه است ومیخواهند جانت رابگیرند!
شش ماه را کج دارومریز درآن قسمت سپری کردم ودیدم که مطلقا اعتمادی به من ندارند وحتی اجازه نمی دهند که درکادر روابط بعنوان حتی اسکورت به بغداد بروم لذا برآن شدم که از برای جلب اعتماد وعملی کردن طرح خودم تنظیم دیگری داشته باشم و براین اساس گزارشی نوشتم مبنی براینکه دیگرازموضع قبلی خود کوتاه آمدم ونه تنها درخواست خروج ندارم بلکه میخواهم بعنوان کادرمسول درتمامی جلسات عملیات جاری وهفتگی شرکت کنم که خوشبختانه موفق شدم ووضعیتم روال عادی پیدا کرد. نه اینکه پارگی فتق درگذرزمان زیاد شده بود وداشت اذیتم میکرد شرایط را مناسب دیدم ودرخواست عمل جراحی کردم وچنین شد ودرادامه پس ازبرخورداری ازسلامت کامل مجددا در اسفند ۱۳۸۳ درخواست خروج دادم . چندروزبعد به اتاق زهره بنی جمالی احضار شدم که دیدم فرشته یگانه حضوردارد وخیلی خشمگین است . در راهروی جانبی اتاق از بابت احتمال درگیری وبرخورد و کتکاری علیه من فرهاد الفت ومحمود عضدانلو وعلی فیضی وحمید آراسته وشماری دیگرازنوچه ها وعوامل سرکوب صف کشیده بودند. فرشته یگانه دیگرظاهرمهربان وخندرویی نداشت چونان خوک شده بود ومثل سگ پارس میکرد وبا فحش وناسزای چاربداری مدام پاچه مرا میگرفت ومی گفت:
” بریده خائن. بخاطر روی آوردن به زن و زندگی عادی برادر(رجوی ) را تنها گذاشتی وخیانت میکنی .اینهمه سال ازحق رهبری خوردی و پس ندادی . با وجود مشکلاتی که داشتیم هزینه عمل جراحی ات را پرداختیم وخوب مارا فریب دادی وجان سالم دربردی درحالیکه حقت بود زیرعمل برای همیشه بیهوشت میکردیم وازدستت راحت می شدیم .
حال هرچه من میگویم توبنویس وامضاء کن ! درجواب گفتم من درخواست خروج نوشتم ودرجریان هستی . فرشته یگانه ضمن فحاشی شدید به من با سروصدای زیاد گماشته های خود که بیرون اتاق منتظرسرکوب بودند را به داخل اتاق کشاند وفحش و ناسزا و برخوردفیزیکی شروع شد و دقایقی بطول انجامید.
نه اینکه صرفا خروج از مناسبات مدنظرم بود به خواسته فرشته یگانه تن دادم وگفتم احیانا اقرار و کاغذ پاره هایی که ازمن برای پرونده سازی خواهید گرفت مطلقا برایتان کاربردی نخواهد داشت ضمن اینکه پیشتر در دستگاه عملیات جاری و غسل هفتگی وسلسله نشستهای بازخوانی کم ازمن وامثال من پرونده سازی نکردید و درآرشیو دارید!
فرشته یگانه با عصبانیت و فحاشی تمام گفت ازگنده تراز تو اقرارگرفتیم و تو خیلی خوش اقبال هستی که داری به کمپ امریکایی انتقال داده میشوی درحالیکه حقت بود همین قرارگاه دفنت میکردیم وقضیه تمام شده تلقی میشد( لازم به ذکراست که پیشتر به بهانه ورزش کردن به خیابان مزار مروارید که تیف درآنجا دایربود ومدام گشت امریکاییها حضور داشتند ؛ رفته بودم و اسم خودم را بعنوان عضو ناراضی و خواهان جدایی به گشت امریکاییها داده بودم که گویا این قضیه را امریکاییها روی میز مسولین فرقه رجوی گذاشته بودند و از این بابت دست فرشته یگانه بسته بود و بالاجبارمی بایست مرا تحویل امریکاییها درتیف میدادند)
درآن جلسه چندبرگ ازمن اقرارنامه گرفتند وگفتند ومن نوشتم ازجمله اینکه ” من هیچگاه درسازمان مجاهدین مسول نبودم ومسولیتی نداشتم وصرفا به کاراجرایی مشغول بودم و……. حالا هم ضمن خیانت به رهبری دارم پی زندگی ام میروم و……”
متعاقبا دوروزدرخروجی بودم ونهایتا بدون آنکه حتی وسایل فردی ام را به من بدهند با دست خالی به نزد امریکاییها درتیف رفتم .
لازم به ذکراست که متعاقب سرنگونی صدام بالغ بر۱۴۰۰ تن ازاعضای سابق رجوی درسطوح مختلف جدا شدند وبه دنیای آزاد گام گذاشتند وجالب است که ازاین تعداد بالغ بر۸۰۰ تن ازجمله خودم به اختیارخود گزینه ایران را انتخاب کردیم وسالیان است که متعاقب بازگشت به ایران چون سایرشهروندان خویش داریم درکنارخانواده زندگی میکنیم بدون آنکه کمترین مواخذه ای ازجانب دستگاه امنیتی ایران شده باشیم .

تیف محل جداشده ها ی تحت پوشش امریکاییها چگونه جایی بود؟
کمپ آمریکائی ،‌راه نفس اعضای دربند فرقه رجوی درکمپ اشرف
روزگاران پیشتردرسازمان برای جذب نیرو و عضوگیری جدید شعاراین بود که : روزنه ورود به سازمان بسیارتنگ مثل سوراخ سوزن وخروج ازسازمان بسیارسهل و آسان مثل خروج از دروازه است . درگذرزمان وسخت شدن عرصه برسازمان ،‌جذب و دفع نیرو خلاف آنچه واقع شد که گفته میشد . خصوصا درایام بعد ازدهه ۱۳۷۰ ،‌فی الواقع رهایی ازشرسازمان برای اعضای آن درخاک عراق ،‌بسیارطاقت فرسا وبا قیمت گزاف بود . آنقدرگزاف که خروج ازسازمان کمتربه ذهن و مخیله کسی خطورمیکردوبدین صورت آدمها ، ازسرجبرو استیصا ل درآن جنهم ماندگارمی شدند . اما بعدازاشغال عراق توسط قوای امریکایی وبه حفاظت درآوردن تک تک اعضای سازمان مجاهدین توسط امریکا ، مطابق اصل چهارم کنوانسیون ژنو که به استاتو لقب گرفته بود ،‌آدمهای ناراضی سازمان دل و دماغ گرفتند وراه نفسی برایشان بازشد . بسان قبل دیگر سازمان جرئت نداشت ادمهای معترض و بریده ازسازمان را تحویل زندان ابوغریب صدام بدهد ویا اینکه درزندانها ی خودش به بند بکشد ، چرا که با وجود قوای آمریکایی درکمپ اشرف ،‌دستش زیر تیغ و ساطورآنها بود . لذا به یکباره درمقاطع مختلف دیدیم که آدمهای ناراضی وبه جان آمده درکمپ اشرف به ناچاربه تنها راه نجات یعنی کمپ تحت حمایت وحفاظت امریکایی ها پناه برده ونفسی تازه کردند . این کمپ بمثابه طناب دارسازمان بود که بسیارازاینکه درچند صدمتری کمپ اشرف واقع بود ،‌رنج میبرد . روزی یا شبی نبود ،‌یا به عبارتی دقیقترساعتی نبود که درقرارگاههاو یکانهای مختلف کمپ اشرف ،‌خبربه گوش فرمانده نرسد که آقا یا خانم فرمانده ۲نفردیگررفتند ،‌۴نفردیگررفتند ونه اینبار۱۱ نفردیگربا یک خودروی آیفا ی سازمان بطوردستجمعی ازاشرف به سمت کمپ امریکایی فرارکرده اند و…. قدرمسلم این است که ازاین دست اخباربرای فرماندهان سازمان بسیارنا خوشایند بود. آنقدراینگونه خبرها کشنده و نفس گیربود که آرزومیکردند ایکاش اصل خبر دروغ باشد،بی پایه و شایعه باشد، گاهاً شکشان بر میداشت و خوش خیالانه منتظر می ماندند شاید که به پارک و یا به استخررفته باشند ویا که به مزار مروارید که در نزدیکی کمپ لعنتی امریکایی هاست ، لابد هنگام نهار بر میگردند یا که هنگام شام. و گرنه هنگام نشست عملیات جاری که بر میگردند چونکه عدم شرکت در این نشست و یا نشست غسل هفتگی جمعه ها ، مرز سرخ است. هیچکس نبایستی از این مرز سرخ که مسعود گذاشته است عدول کند…. در آن دیار وحشت یکی نیست که جرئت داشته باشد و خطاب به فرمانده! بگوید: بس کنید. دیگرخزئبلات نگوئید. دوران عوض شده و کسی پایبند به مرز سرخ یعنی که نشست عملیات جاری آن بندهای نامرئی تنیده شده بر جسم و جان و اندیشه آدم ها، نیست. کدام پارک،کدام استخر و کدام قبرستان، آدم ها کرور کرور نزد آمریکایی ها میروند. اینها هم آخر عمری موی توی دماغ ما شده اند، چرا به عراق آمدند. حال که آمدند چرا، چند قدمی ما لانه کردندو آدم های ما را تحریک میکنند. دیدند این طوری جواب ندارد و اگر بیش از این تعلل بکنند، دیگر کمپ اشرف و امریکایی ها در هم می آمیزد و یکسر ، کمپ جداشدگان میشود. لذا که دیدند فحش و ناسزا جواب ندارد، عملیات جاری و نشست تعیین و تکلیف جواب اعضای ناراضی نیست فکری اساسی کردند و علیه کمپ امریکایی شوریدند و هر چه که ناسزا بود نثارش کردند شاید که آدم ها ترسیده و فکر رفتن به کمپ امریکایی در سر نپرورانند. لذا عجولانه در هر ستادی و مکانی جلسه عمومی گذاشتند و آدم ها را نسبت به کمپ امریکایی ها توجیه کردند که ” این چند ده نفر بریده از ما که به کمپ امریکایی خزیدند و به ذلت تن در دادند، دیگر نه تنها از غذای گرم و لذیذ ما محروم شدند بلکه از یک تکه نان خشک نیز محروم هستند، به آنها بسته های غذایی جنگی(اماری) میدهند که سگ هم نمی خورد.” ” این آدم ها که ما را تنها گذاشتند و رفتند. ما که می دانستیم بخاطر زن و زندگی رفتند. رفتند آنجا ماهواره نگاه میکنند و لذت میبرند و فیلم های مستهجن می بینند و همچنین عکس هایی از همین جنس از امریکایی گرفته و به چادرهایشان می برند و بدین صورت حسابی به انقلاب مریم تف کرده و مورد اهانت قرار دادند. از اول هم معلوم بود اینها از بند الف (طلاق) عبور نکرده اند و مشکل انقلاب دارند.” ” آدم های بریده از ما،هر چه بودند اینجا که بودند عزت و احترام داشتند، آخرغذایمان کم بود ، عزت و احترام مان کم بود و یا کم به پارک مریم و یا به استخر و…. می رفتند، که فیل شان یاد هندوستان کرد و نزد امریکایی جماعت رفتید. به تازگی خبر رسید ۲ تا ۲ تا آدم ها را با زنجیر به هم می بندند و به هوا خوری می آورند. آدم های ما فکر میکردند بمجرد ورود به کمپ ، آنها را به خارج می فرستند. خوب شد حق تان است که به زنجیر کشیده شوید و زندان واقعی را به عینه ببینید و لمس کنید. ” “این آدم ها وقتی پیش ما بودند ، آنقدر هم بد نبودند ،آنجا که رفتند همه عادی شدند و عادیگری را پیشه کردند طوریکه ،در جای جای کمپ امریکایی با هم دعوا میگیرند- عربده می کشند فحاشی میکنند. تازگی خبر رسیده با چاقو ۳ نفر را بشدت مجروح کرده و امریکایی ها در ابتدا هیچ اقدام امدادی نکردند، مجدداً وقتی دیدند نفرات مجروح در اثر شدت خونریزی در شرف مرگ هستند آنها را مدارا کردند. *این آدم ها اینجا که بودند نمیشد به آنها گفت بالای چشمتان ابروست. حتی آنقدر پررو شده بودند که در نشست عملیات جاری مرز سرخ رد کرده و جواب انتقاد (بخوانید فحاشی) را میدادند، ما اخبار موثق داریم که امریکاییها روزانه۳-۲ نوبت با باطوم و سلاح به چادرهایشان حمله و رشده و آنها را به بهانه های واهی مورد ضرب و جرح قرار میدهند. همین دیروزx ، y و چند نفر دیگر بشدت کتک خورده بودند و امریکایی ها آنها را جهت مداوا به بیمارستان خودمان آوردند !؟ اما ما تحویل نگرفتیم و جواب رد دادیم و خلاصه در کمپ امریکایی ، تنها چیزی که اهمیت ندارد آبرو و جان بریدگان و جدا شدگان ما می باشد که البته حق شان است که از دست امریکایی ها کتک بخورند. چرا ما را تنها گذاشتند و دنبال زن و زندگی که مغایر با انقلاب است ، رفتند. * وضعیت زنان جدا شده ،بمراتب بدتر از وضعیت مردان هست چرا که خبر دار شدیم امریکایی ها همین زنان نگون بخت را به اتاق های خودشان می برند. به آنها غذای خوب میدهند و مقداری دلار.ا ما در عوض به آنها تجاوز می کنند و بخاطر اینکه این روند ادامه داشته باشد ، این زنان قول ازدواج با امریکایی ها می گیرند و اینکه بعد از اتمام دوره خدمت سربا زان ، با آنان به امریکا جهت زندگی مشترک بروند. خیلی خوب شد که این زنان تجاوز بشوند ما اینجا به آنها رده و کرسی شورای رهبری داده بودیم و انبوهی مردان مجاهد را زیردست آنان قراردادیم ، آنها فکرکردند که درکمپ آمریکائی حلوا توزیع میکنند وسپس به خارجه اعزام میشوند درحالیکه تا بحال از خارجه خبری نشده است ودرذلت و خفت و خواری ،‌درچادرها ی آمریکائی روزگاررا به سختی سپری میکنند . * دراثرفشارهای روزافزون آمریکائی نسبت به آدم های جداشده ما ،‌خبررسیده چندین نفردست به خودکشی زده اند . همین دیروزیکنفردرچادرخودش اقدام به خودکشی کرده و مرده است . سایرین هم چاره ای جزاین ندارند که بدین صورت به زندگی خائنانه خودشان پایان ببخشند . اخرکسی نیست به آنها بگوید که : چرا مریم و مسعود را تنها گذاشتید و رفتید !؟ حالا حقتان است که درخفت و خواری بمیرید ”
آنچه که ذکرشد صرفا مشتی ازخرواربود که سازمان علیه کمپ آمریکائی تبلیغ سوء میکرد تا مانع جداشدن ادم های باقی مانده ازکمپ اشرف وسرازیرشدن شان به کمپ آمریکائی بشود . خلاصه فریب و نیرنگ ودروغ ازشخصیت حقیقی سازمان وبه عبارتی دقیق تر ، فرقه رجوی است . چرا که فی الواقع خودم نیزدراثرآن فضای شانتاژ علیه کمپ آمریکائی تحت تاثیرقرارگرفتم ودراتخاذ تصمیم مبنی بررفتن به کمپ تعلل داشتم ومطمئن هستم بخوبی سازمان درک میکند همین که آدم ها ازچارچوب کمپ اشرف فاصله بگیرند ،‌بسیاری ازذهنیات بافته شده درسازمان ،‌خش برداشته و نیروهای متزلزل به واقعیت جهان خارج پی میبرند . کمااینکه دیدیم تا بحال بالغ بر ۵۰۰ نفر بمجرد فاصله گرفتن ازسازمان ،‌به واقعیت موجود جامعه ایران پی برده وروانه خانه وکاشانه خودشان شده وزندگی نو و دوباره ای با خانوادهایشان آغازکرده اند . بعضا ازهمین جداشدگان ازدواج کرده وبه کوری چشم سازمان ورهبران آنها به زندگی آرام و طبیعی خود بازگشتند ومثل سایرشهروندان ازحقوق اجتماعی بهره وربوده و روزگاررا بدورازفرهنگ فریب و نیرنگ ومغزشوئی درسازمان می گذرانند .

بله . کمپ آمریکائی آنهم دربیخ گوش کمپ اشرف که سهل الوصول برای ادم های ناراضی ،‌واقع شده است برای سازمان خیلی گران تمام شده است وآرزومیکردند که چنین امکانی نبود تا آدم ها با لاجبار درهمان لعنت آباد کمپ اشرف با قی می ماندند . نگوکه بیش ازهمه خواهرمریم ! ازوجود چنین راه نفسی برای نارضا ئیان، به هم ریخته وهراسان است . چطورمگه ؟ یک روزصبح زود دراواخرپائیز و اوائل زمستان ۸۳ بودکه به یگانها اطلاع دادند که پیام آمده ،پیام آمده . زود باشید خواهرمریم پیام داده است . ماها که به پیام رهبری ! عادت کرده بودیم با خونسردی روانه سالن شدیم . دیدیم یکی فریا د میزند عجله کنید. پیام جدید است . پیام مهم است . هنوزتمام نیروهای یگان آمده یا نیامده ،‌درب سالن بسته شد وپیام خیلی مهم ! خوانده شد
” …….مادیگرطاقت نداریم . مادیگرکوتاه نمی آئیم . فکرکردند ما خرهستیم و نمی فهمیم . نه . ما همه چیزرا میدانیم . امریکا ورژیم ایران دست بدست هم داده اند تا ما را نابود کنند . میخواهند بتدریج نیروهای ما را بگیرند و…… بله . کمپ آمریکائی سگ دانی است . کانون انفعال و بریدگی ازمبارزه است . ما آنجارا جمع میکنیم !. نمی خواهیم درجوارکمپ اشرف یک کمپ دیگری باشد که ادمهای مارا عضوگیری کند تا آنها بتوانند با خانوادهایشان تماس تلفنی داشته باشند . ازآنجا با وزارت اطلاعات تماس تلفنی داشته باشند و سپس مقدماتش را فراهم کنند وادمها کرورکرور به ایران سرازیر شوند . این همکاری مشترک آمریکائی ها و سازمان ملل (صلیب سرخ) است درارتباط با وزارت اطلاعات که تلاش میکنند آدمها به ایران بروند وبدین صورت ادمهای کمپ اشرف نیزهوائی ! بشوند ودرخواست بدهند که آنها را به نزد آمریکائیها بفرستیم . اصلا چرا درخواست بدهند ،‌کمپ امریکائی دردو قدمی ما است ،‌خودشان با کوله یا بی کوله ،‌شبانه یا روزانه راه می افتند وازقضا مورد استقبال امریکائیها قرارمیگیرند . بله . ما این کانون انفعال و بریدگی را جمع میکنیم . بروند جای دیگری بساط پهن کنند . ”





نظرات() 

درپاسخ به پرسش مسعود طوسی بخش – گروگان رجوی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-12:41 ق.ظ


ابتدا به ساکن صمیمانه میخواهم به دوست عزیز به اسارت رفته مسعود طوسی بخش سلام وعرض ادب داشته باشم وبه ایشان بگویم دلم برای خنده هایت تنگ وبرای اخم هایت بسا آزرده ترشده است . موهایت هم درفازسالمندی بیش ازتصورم البته ازظلم وجور رجوی بسا سپید ترشده است که موجب بسی تاسف است.Tusibakhsh_Masud
مسعود جان . یادت هست خیلی پیشتر آشنایم بودی وخصوصا سال ۱۳۷۸ درقرارگاه همایون العماره عراق وقتی فرمانده یکانت تنبیه وتحت برخورد وبنگالی شده بود. تو و دوستانت یکان مخابرات موقتا کارهایتان را با من دنبال میکردید ودرآن دوران چقدرباهم بگووبخند داشتیم وازمشکلات وسختیهای تشکیلات بسته رجوی گله مند بودی . ازدو فرزند برومندت حرف میزدی و یواشکی میخواستی اشکهایت را ازمن مخفی کنی !؟.
یادت هست ازنگاه تشکیلات سیاه رجوی آنقدرضعیف وناتوان وبریده می نمودی طوری که من را وادارمی کردند که درکارمخابرات وسیم کشی تلفن صحرایی درگرمای سوزان العماره کوبل توبشوم شاید که نتوانی درخلوت وتنهایی ات به زن وزندگی خصوصا به فرزندانت بیندیشی !؟
حال بعداز۲۷ سال اسارت چه شده است که به اسم تومطلبی درسایت شان درج کردند تا تورا درمقابل خانواده خصوصا فرزندانت قراردهند وتلاش کنند مثلا بخواهند با این موضعگیری منتسب به تو پلهای بازگشتت به کانون خانواده ات را خراب کنند!؟
راستی خودت میدانی که تیترمطلب منتسب به تو” چه کسی مدافع زندگی است ؟ ” می باشد !؟ راستی خبرداری که یکی ازفرزندانت خود داوطلبانه با مشقات زیاد به جانب عراق ولیبرتی طی طریق کرد تا تورا درآغوش بکشد!؟
ازقول تونوشته بودند که خیلی دوست داشتی درمسند یک معلم ودبیرتدریس کنی ! غصه نخورالان دوفرزند برومندت به همت مادرصبور و سخت کوششان آنچنان پله های ترقی را یکی پس ازدیگری طی کردند که با اخذ لیسانس وفوق لیسانس بسا بالاترازآنچه درآرزویت بود ؛ با افتخاردرمملکت خودشان صعود کردند.
رجوی با به اسارت کشیدنت دریک دستگاه مخرب کنترل ذهن تورا ازهمه چیزت دورکردند ازجمله کانون گرم وپرمهرخانواده ات . با توجه به شناختی که ازتودارم برایم بوضوح مشخص است که می فهمی رجوی مدافع زندگی نیست بل مخالف است با یک زندگی شرافتمندانه وهرآنچه مهرومحبت وعشق وجاودانگیست .
آنکس که مدافع زندگی است کسی نیست الا همسر جسور و بردبار و سختکوش و دو دلاور مرد که الان درنبود پدربه نیکی عصای دست مادرشده اند.
آنکس مدافع زندگی است که شرافت دارد وغیرت ومسول است ودلسوزخانواده با وجود همه مشکلات وناملایمات زندگی . اندک تامل کن وبیشک مدافعان واقعی زندگی را به درستی خواهی دید وخواهی شناخت وآنگاه با یک ” نه ” قاطع به رجوی بسوی شان عاشقانه پرخواهی کشید.

مسعودجان . درآخرمیخواهم چنانچه رجویها بگذارند وبخواهند به دستت برسد یک هدیه ارزشمند به تو بدهم و آن تصاویرهمسر و فرزندانت است که در پاییز۱۳۹۳ با افتخار ملاقاتی با آنان درمسافرت به مازندران داشتم . با نگاه کردن به تصاویرآن عزیزان که بوی عشق و زندگی میدهند آرزومندم به خود آیی .Tusibakhsh_Families
پوراحمد





نظرات() 

یادداشتهای مهناز افخمی مهناز افخمی با نام اصلی مهناز ابراهیم زاده (1319ه.ش) دومین زن در تاریخ ایران است که به مقام وزارت رسید

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 16 تیر 1394-12:02 ق.ظ


یادداشتهای مهناز افخمی

مهناز افخمی با نام اصلی مهناز ابراهیم زاده (1319ه.ش) دومین زن در تاریخ ایران است که به مقام وزارت رسید. وی در سال 1354(ه.ش) بنا به پیشنهاد امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت به عنوان وزیر مشاور در امور زنان معرفی شد و این سمت را تا پایان دولت جمشید آموزگار در سال 1357 (ه.ش) حفظ نمود. دوره تصدی وی در وزارت امور زنان مصادف...

ماهرخ صادقی درویشی

 

مهناز افخمی با نام اصلی مهناز ابراهیم‌زاده (1319ه.ش) دومین زن در تاریخ ایران است که به مقام وزارت رسید. وی در سال 1354(ه.ش) بنا به پیشنهاد امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت به عنوان وزیر مشاور در امور زنان معرفی شد و این سمت را تا پایان دولت جمشید آموزگار در سال 1357 (ه.ش) حفظ نمود. دوره تصدی وی در وزارت امور زنان مصادف با جنبشهای انقلابی در ایران بود. اسناد مورد بررسی در این مقاله که در مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران نگهداری می‌شود حاوی یادداشتهایی خصوصی است که وی هنگام حضور در جلسات هیئت وزیران نگاشته است و احتمالاً  آنها را برای یکی از دوستانش که در جلسات هئیت وزیران حضور داشته نوشته است.

 

یادداشتهای مهناز افخمی اغلب کوتاه بوده و به مسائلی از قبیل: تظاهرات مردم، طرز لباس پوشیدن اعضاء هئیت وزیران، خبر سقوط هواپیمای ایران ایر، اظهار کسالت و خستگی به علت حضور در جلسات، بی توجهی به حضور وی توسط اعضاء هیئت وزیران، لزوم محدود کردن جشنها، جشنواره‌ها و فستیوالها به علت مخارج سنگین آنها، تخصیص اعتبار برای احداث مهد کودک برای کارمندان وزارت خانه‌ها، تأخیر اعضای هیئت دولت در جلسات و...می‌پردازند. در یادداشتهای مهناز افخمی به چگونگی برگزاری جلسات هئیت وزیران اشاره شده و آن را به بندبازی تشبیه کرده است که هر لحظه ممکن است تعادل خود را از دست بدهد. نکوهش اعضای هیئت وزیران جهت پرداختن به امور اقتصادی از قبیل فروش بلیط، نوشابه، ساندویچ، تمبر و... هم جزو موضوعاتی است که در این یادداشتها به آنها اشاره شده است. مهناز افخمی از سال 1357-1349 ه.ش به مدت 8 سال دبیرکل سازمان زنان ایران بود، این سازمان فعالیت حزبی خود را با حزب ایران نوین آغاز کرد و با تشکیل حزب رستاخیز توسط شاه به حزب رستاخیز پیوست.در یادداشتی محرمانه از سوی شخصی به نام مرتضی وصال عضو حزب رستاخیزکه برای مهناز افخمی ارسال شده نظر وی را در خصوص انتخاب قائم مقام حزب رستاخیز جویا شده است.

 جلسه شورای مرکزی سازمان زنان ایران با حضور عبدالرضا انصاری، مهناز افخمی و اشرف پهلوی
شماره آرشیو عکس: 759- 113ق 


[1]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

شما امروز سر حال نیستید، انگار برای شورای اقتصاد پشیزی قائل نیستید! اولاً از بس نیمرو و اسفناج به تنهائی می‌خورم، ثانیاً حس می‌کردم که جلسه امروز داغ است، ثالثاً اگر در تظاهرات امروز شرکت می کردم حالم بهتر می‌شد.

[3-10- 6298ـ الف]

 

[2]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

نظرت را بگو! توچه شیکی! پیشنهاد من این است که یا تو و منسوژه¬های دیگری برای صحبت پیدا کنیم یا اقلاً این "فعل" را صرف کنیم به این صورت من چه شیکم ــ تو چه شیکی ــ ما چه شیکیم؟

[6-10-6928ـ الف]

 

[3]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

تو بعد از ظهر جلسه داری؟ یا خودت وقت داری P.M را ببینی؟ نه گزارش مرتبط به نخست وزیری را به PM مخصوص داد. وقت ملاقت گذاشته‌ام. P.M را هفته گذشته دیدم.

[10-10-6298 ـ الف]

 

[4]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

نخست وزیری

20/4/36

جلسه هیئت وزراء

روجانی

یا سوت بزنیم، یا راه برویم، مثل کشتیهای می سی سی پی در مورد خبر انهدام ایران ایر "شاه می‌بخشد، شیرعلی خان نمی‌بخشد"! راجع به سانسور باز کنید.

[12-10-6298 ـ الف]

 

[5]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

تیر 136

جلسه هیئت وزیران مثل بندبازی است که هر حرکتی ممکن است تعادلش را به هم بزند، فقط منتظر است!. به هیچ وجه به این مطلبی که نوشته‌ای معتقد نیستم.......... درست نیست! او اصلاً بندبازی بلد نیست و به این آسانی نمی‌افتد و به قول

[حاشیه سمت راست صفحه]: .................................آن هم نداریم که ...........و غیره شود. باور بفرمائید خانم!.

[13-10-6298 ـ الف]

 

[6]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

صلاح می‌دانید که یادآوری شود که همکاران در جریان کارها گذاشته شوند تا بتوان دفاع کرد. 26 اردیبهشت P.M  دولت را جدی می‌گیرد.

[15-10-6298 ـ الف]

 

[7]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

از نظر رئیس دفتر مخصوص بنده وجود ندارم! سرکار جزو آقایان هستید، به خدا از بیشتر آقایان "آقاترم".

[20-10-6298 ـ الف]

 
 جشن تولد کریم پاشا بهادری در محفل دوستان؛
از چپ : کریم پاشا بهادری، لیلی امیر ارجمند، مهناز افخمی، داریوش همایون، رضا صدقیانی، هما زاهدی
شماره آرشیو عکس: 1310- 11ع 


[8]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

اگر قرار باشد: بلیط بفروشند، روزنامه بفروشند، ساندویچ بفروشند، نوشابه بفروشند، تلفن اداره کنند، تمبر بفروشند و غیره و غیره، پس بگو سوپرمارکت باز کنیم.

[23-10-6298 ـ الف]

 

[9]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

جناب رئیس: پیشنهاد می‌شود که منشی جلسه خلاصه تصمیمات هیئت را تهیه کند.

[26-10-6298 ـ الف]

 

[10]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

چون آموزگار نیست که از نخست وزیر تشکر کند، پیشنهاد می‌شود مهناز صحبت کند.

[38-10-6298 ـ الف]

 

[11]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

5- برای صرفه‌جوئی یکی از راههای خوب، کنار گذاشتن تعدادی از جشنها، جشنواره‌ها و فستیوالها است که با مخارج سنگین برگزار می‌شود و مورد توجه گروه محدودی که به هر حال امکانات شخصی دارند، قرار می‌گیرد. از محدود کردن این جشنها هم مردم شاد می‌شوند، هم مشکل دولت تا حدی کم‌تر می‌شود. اگر مایل باشید لیست و بودجه جشنواره‌ها تهیه شود.

با حترام

افخمی

[41-10-6298 ـ الف]

 

[12]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

[حاشیه سمت چپ:] با احترام به استحضار می‌رساند: در مورد بانوان به کلی خلاف به عرض رسانیده‌اند، اگر کناره‌گیری می‌کنم به علت التفات زیاد است! در مورد اطفال نیز باید به عرض برسانم که بنده اعتبار تعیین کرده‌ام و عمل می‌کنم، این همبه جای تشویق است!

 

جناب وزیر راه عزیز

می‌گویند شما به بانوان زیاد التفاتی ندارید و به اطفال حتی کم لطف‌تر هستید؛ با اینکه اعتبار قابل توجهی را برای مهدکودک تخصیص داده شده، هنوز هیچ اقدامی نشده و خانمهای کارمند تقاضای کمک دارند.

[42-10-6298 ـ الف]

 

[13]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

جناب نخست وزیر

مورد سؤال قرارداد دیر آمدن جنابان وزرا را که باید برنامه‌ریزی قبلی بکنند که اگر که ترافیک ناجور است زودتر از خانه حرکت کنند که به موقع به هیئت دولت برسند. اشراف و امراء (مقصود لردهاست) زودتر از خواب بیدار شوند.

[44-10-6298 ـ الف]

 

[14]

[تاج کیانی، خورشید، شیر ایستاده و شمشیر]

 

نخست وزیری

به نظر می‌رسد که وزارت به تو بهتر از دیگران ساخته شده، هر روز بهتر و قشنگ‌تر می‌شوی.

[45-10-6298 ـ الف]

 

[15]

کنگره فوق‌العاده حزب رستاخیز ملت ایران

 

تهران دی ماه 2536

به کلی محرمانه

 

جناب بانو افخمی

تو را به حضرت عباس قسم! بگو چه کسی قائم مقام می‌شود؟

مرتضی وصال

[49- 10-6298 ـ الف]





نظرات() 

مرگ و پرگار نویسنده: خورخه لوئیس برگس

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 15 تیر 1394-11:49 ب.ظ

مترجم: احمد میرعلایی

موضوع: مجموعه داستان

صفحات: 167

حجم فایل: 1.90 مگابایت

توضیحات:

تحصیلات «خورخه لوییس بورخس» تا سن یازده سالگی در داخل خانه انجام می‌شد و او به فراگیری دو زبان اسپانیایی و انگلیسی مشغول بود.

کل افراد خانواده در سال ۱۹۱۴ به خاطر کاهش بینایی پدر و برای درمان این مشکل، به شهر «ژنو» در سوییس رفتند و تا پایان این دهه، در اروپا ماندند.

در آنجا «بورخس» به مدرسه رفت و زبان‌های فرانسوی و آلمانی را آموخت.

در سال ۱۹۲۱ آنها به «بوئنوس آیرس» بازگشتند.

«بورخس» نخستین دفتر شعر خود با عنوان «شور بوئنس آیرس» را در بیست و چهارسالگی منتشر کرد. سال‌ها بعد به عنوان استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه «بوئنوس آیرس» منصوب شد. قبل از آن، رئیس کتابخانه ملی آرژانتین هم بود.

وی هیچ‌گاه به گونه ادبی رمان علاقه‌ای نداشت. داستان های کوتاه‌ وی، انقلابی در فرم داستان کوتاه کلاسیک ایجاد کرد. بعدها منتقدین از وی به عنوان نویسنده پست مدرن نام بردند.

با اینکه بارها نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات شد، هیچگاه برنده آن نشد. با وجود این، جایزه ملی ادبیات آرژانتین را از آن خود کرد.

به مرور زمان، بینایی خود را از دست می‌داد و قبل از مرگ، کاملاً نابینا شد.

وی در زمان تصدی پست ریاست کتابخانه ملی آرژانتین، تقریباً نابینا بود.

 دانلود کتاب مرگ و پرگار





نظرات() 

اس ام اس شبهای قدر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 15 تیر 1394-10:42 ب.ظ

 پیامک ویژه شبهای قدر, اس ام اس التماس دعا شبهای قدر

اس ام اس التماس دعا شبهای قدر

 

من از عمق وجود خود خدایم را صدا کردم ، نمیدانم چه میخواهی ولی امشب ، برای تو ، برای رفع غم هایت ، برای قلب زیبایت ، برای آرزوهایت ، به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد .

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس شبهای قدر

 

هنوز آخرین جمله ی خدا تو گوشم زنگ می زند :
“از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است ؛ اگر گم شدی از این راه بیا …”
بلند شو ، از دلت شروع کن …
و پرواز را بیاموز ، زیرا باید روزی از خودت تا خدا پرواز کنی …

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس شب قدر

 

با خودم میگفتم
که چگونه خواهی بخشید
این شکننده توبه های مکرر را
و نومید میشدم ...
اما تو در جانم زمزمه کردی
که کریمی
و با کریمان کارها دشوار نیست ...
التماس دعا

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس شهادت امام علی (ع)

 

آدم خلیفه ی تنهای خدا روی زمین است
امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاحش
و سلاح او گریه است …
و سِلاحُهُ البُکاء …
التماس دعا

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

پیامک ویژه شبهای قدر

 

خــدایا !
امشـب امـضا بزن بـه پـرونده هـامون
تـایید کـن خواسـته هـامون
به حـق امام زمـانمــون
{التمـاس دعا}

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس التماس دعا شبهای قدر

 

آری ما را بر عظمت و شناسایی شب قدر راهی نیست . تنها می توان در زیر باران رحمتش ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . .

 

اس ام اس شبهای قدر, پیامک شب قدر

 اس ام اس مخصوص شب قدر

 

امشب سرمهربان نخلی خم شد/دركیسه ی نان به جای خرما غم شد/ دركنج خرابه ها زنی شیون كرد/همبازی كوكان كوفه كم شد...

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس شبهای قدر

 

یارب اگر نگذری از جرم و گناهم چه کنم ؟
ندهی گر به در خویش پناهم چه کنم ؟
گر برانی و نخوانی و کنی نومیدم
به که روی آورم و حاجت ز که خواهم ؛ چه کنم ؟

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس مخصوص شب قدر

 

ای خدا ، اجابت کن امشب این دعا  برای من کافیست فقط یک نیم نگاه منتظر می مانم ، یا علی مولا.

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس  لیلةُ القدر

 

در این ایام که از رحمت و برکت انباشته است
در این روزها که فرشته ها راحت میان ما قدم می زنند
و در این شب ها که از انوار خدا سپیدی گرفته اند
ما را از نسیم دعا فراموش نکنید

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس شبهای قدر

 

قــرآن بــه ســر بگیـــر تــا کـه حــس کـنی نیـــزه چقـــدر گریـــه بـــرای " حـسـیـن" کــرد ...

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

متن التماس دعای شب قدر

 

شب عفو است و محتاج دعایم،
زعمق دل دعایی كن برایم،
اگر امشب به معشوقت رسیدی،
خدا را در میان اشك هایت دیدی،
كمی هم نزد او یادی زما كن،
كمی هم جای ما او را صدا كن،
بگو یارب فلانی روسیاهست،
دو دستش خالی و غرق گناه است،
بگو یارب توی دریای جوشان،
دراین شب بروی بنوشان.

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

اس ام اس شبهای قدر

 

امشب رحمت دوست جاریست مانند رود، نه!
مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید
کسی اینجا محتاج دعاست
اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید

 

اس ام اس شبهای قدر, اس ام اس شب قدر

پیامک شب قدر

 

خدایا در این شبهای قدر قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن تا در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و در هایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم . . .
التماس دعا

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته



مرتبط با سرگرمی





نظرات() 

اس ام اس ضربت خوردن حضرت علی (ع)

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 15 تیر 1394-10:37 ب.ظ


اس ام اس ویژه شب نوزدهم رمضان, ضربت خوردن حضرت علی

اس ام اس ویژه شب نوزدهم رمضان و ضربت خوردن حضرت علی (ع)

 

دانی زچه رو دیده ما میگرید / در ماتم شاه اولیا می گرید
تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست / عیسی به فلک از این عزا میگرید
با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان
در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس ضربت خوردن حضرت علی(ع) ∞∞∞∞∞∞∞

 

دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد
وقتی تو را بابای من دنیا ندارد
رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه
حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس شب 19 ماه رمضان ∞∞∞∞∞∞∞

 

بر روح تمام شیعیان تیغ زدند
بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد
انگاربه فرق آسمان تیغ زدند.
سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) تسلیت باد

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس مذهبی ∞∞∞∞∞∞∞

 

زهر روی تیغ بی تابی می کند و خون برای محراب
 از قبله می آیی و به سوی قبله می روی
پس از تو در زمین، این یتیم دردآلود
 حکایتِ بی کسی است یا علی!

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس شهادت امام علی(ع) ∞∞∞∞∞∞∞

 

در برج ولا مهر جهان تاب علیست / در شهر علوم نبوی، باب علیست
از اول خلقت بشر تا امروز / مظلوم ترین شهید محراب علیست . . .
التماس دعا

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس ویژه شب نوزدهم رمضان ∞∞∞∞∞∞∞

 

دیشب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد
یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد
دیشب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود
امن یجیب ورد لبان زینبت بود

 

اس ام اس ضربت خوردن حضرت علی, ضربت خوردن حضرت علی

متن تسلیت شهادت حضرت علی (ع)

 

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را / به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم / که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند / ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را . . .

 

∞∞∞∞∞∞∞ پیامک شب نوزدهم رمضان ∞∞∞∞∞∞∞

 

ناله کن اى دل به عزاى على / گریه کن اى دیده براى على
کعبه ز کف داده چو مولود خویش / گشته سیه پوش عزاى على
ماه دگر در دل شب نشنود / صوت مناجات و دعاى على
واى امیر دو سرا کشته شد / خانه غم گشته،سراى على
شهادت مولای مظلوم عدالت ، تسلیت و تعزیت

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس شب های قدر ∞∞∞∞∞∞∞

 

وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود
کعبه می رفت در دل محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود

 

∞∞∞∞∞∞∞ پیامک شب قدر ∞∞∞∞∞∞∞

 

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
با عرض تسلیت و التماس دعا

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس ضربت خوردن حضرت علی ∞∞∞∞∞∞∞

 

برای صیقل روح و روان ها /  به دل دریائی ازایمان نشانیم
 برای اولین مظلوم عالم /  بسی خون دل ازچشمان چکانیم
 هزاران لعنت و نفرین بسیار /  به قاتل های مولا مان رسانیم . . .

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس شب 19 ماه رمضان ∞∞∞∞∞∞∞

 

علی امـــــشب چه خوش با ما مدارا می کنی
شد شب قـدر و تو خود دردم مداوا می کنی
درکـنار ذکـر حـقّ و جـــوشن و احیای شب
با نــماز آخرت دل را مــصـفا مـی کـنی

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس شهادت امام علی(ع) ∞∞∞∞∞∞∞

 

امشب ، شب ناله در فراق پدری مهربان است
که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود
پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم شریک بود
و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد
ولی کسی از غربت او و دردهای دلش
با خاری در چشم و استخوانی در گلو ، خبر نداشت . . .

 






نظرات() 

طرز تهیه‌ آش ماست؛ افطاری به سبک آذری

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 15 تیر 1394-10:32 ب.ظ


طرز تهیه آش برای افطاری,نحوه پخت آش ماست

زمان افزودن ماست، مهم‌ترین نکته در تهیه آش ماست است


آش ماست همانطور که از نامش پیداست، با ماست میل می‌شود. شما می‌توانید این ماست را چند دقیقه قبل از سرو در آش بریزید (البته آش باید از روی حرارت برداشته شده باشد) یا اینکه سر میز، ماست را به آش اضافه کنید. این ماست می‌تواند ترش یا شیرین، چکیده یا معمولی باشد که با توجه به ذائقه‌تان می‌توانید از هر نوع آن استفاده کنید. برخی افراد خوردن ماست را با آش دوست ندارند که در این صورت می‌توانند به آن کمی چاشنی آبلیمو یا سرکه اضافه کنند.

مواد لازم برای آش ماست : برای 4 نفر

برنج  0/5 لیوان  50 کیلوکالری
لپه 0/5 لیوان  50 کیلوکالری
سبزی آش (تره و جعفری) 4 لیوان  100 کیلوکالری
گوشت چرخ کرده  300 گرم  550 کیلوکالری
نعناع خشک 4 قاشق غذاخوری 0 کیلوکالری
روغن کانولا 5 قاشق غذاخوری 450 کیلوکالری
پیاز متوسط 1 عدد 25 کیلوکالری
ماست 2 لیوان 110 کیلوکالری
نمک، زردچوبه و فلفل سیاه به میزان دلخواه 0 کیلوکالری


طرز تهیه آش ماست :
ابتدا لپه‌ها را در قابلمه‌ای بریزید و بگذارید کاملاً پخته شوند.برنج را هم اضافه کنید و اجازه دهید آنقدر حرارت ببینند تا لعاب بیندازند.

حالا ادویه‌ها و سبزی را بریزید و بگذارید تا محتویات آش با حرارت ملایم پخته شود.در ظرفی دیگر، گوشت را با پیاز رنده شده و کمی زردچوبه و فلفل سیاه مخلوط کنید و به صورت کوفته ریزه درآورید و با کمی روغن تفت دهید. بعد آن را در آش بریزید.

نعناع را در کمی روغن تفت دهید و به سایر محتویات آش بیفزایید و بگذارید 10 دقیقه دیگر آش روی حرارت بماند.پس از این مدت آش شما آماده سرو خواهد بود. در این زمان می‌توانید به آن ماست را اضافه کنید. البته می‌توان ماست را سر سفره برد تا هر کس هنگام کشیدن آش، آن را اضافه کند.

در آش آذری برنج هندی نریزید
آش ماست از غذاهایی است که نه تنها ایرانی‌ها بلکه مردم افغانستان و حتی ترکیه نیز آن را طبخ و میل می‌کنند با این تفاوت که به آن تخم مرغ می‌زنند یا آن را با لوبیا سفید تهیه می‌کنند. در ایران نیز مردم تبریز بیش از همه این آش را می‌پزند و آن را در ایام خاص مانند ماه رمضان بیشتر میل می‌کنند. البته برخی در آن بلغور می‌ریزند و معتقدند افزودن نصف به نصف برنج و بلغور طعم بهتری به این غذا خواهد داد. طبخ این آش ساده و خوشمزه نکته‌هایی دارد که هنگام تهیه آش باید به آن‌ها دقت داشت از جمله اینکه :

 

هرگز در تهیه این آش ماست از برنج هندی استفاده نکنید زیرا هم دیرپز است و هم دانه‌های بلندش ظاهر آش را نامناسب می‌کند. بهترین برنج برای تهیه آش ماست، برنج‌های شکسته نیز برای تهیه این غذا مناسب هستند.


در یک آش ماست واقعی باید از گوشت بره یا گوسفند استفاده کرد. البته اگر بوی گوشت را دوست ندارید، می‌توانید از گوشت گوساله استفاده کنید. برای طعم‌دار کردن گوشت می‌توانید به آن کمی زردچوبه، فلفل سیاه و نعناع خشک بزنید و حتماً آن را کمی تفت دهید.

برخی افراد به دلیل نداشتن تمایل به خوردن گوشت، آن را با سویا مخلوط و آش را با گوشت مخلوط شده با سویا تهیه می‌کنند، در حالی که تهیه غذاهای ایرانی با سویا طعم غذا را خراب می‌کند. از آنجا که طعم سویا با غذاهای فرنگی هماهنگی دارد و در واقع برخاسته از مکزیک است، می‌توان آن را در تهیه غذاهایی مانند ماکارونی، لازانیا و... به کار برد اما افزودن آن به آش ماست طعم این غذا را از میان می‌برد.

زمان افزودن ماست، مهم‌ترین نکته در تهیه این آش است. به این ترتیب که وقتی آش کاملاً پخته شد و جا افتاد، آن را از حرارت بردارید و ماست را به آن اضافه کنید زیرا در غیر این صورت ماست در آشتان بریده بریده خواهد شد.

آشتان باید با حرارت ملایم پخته و با زمان قرار دادن آن روی حرارت غلظتش تنظیم شود بنابراین افزودن آرد به آش، برای ایجاد غلظت در آن، به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود.

بهترین قابلمه‌ها برای تهیه این آش، دیگ‌های مسی هستند، قابلمه‌هایی که دهانه‌ای تنگ و انتهایی پهن دارند.

اگر آشتان شور شد، مقدار ماست را در آن افزایش دهید و اگر سفت شد، کمی به آن آب اضافه کنید. هنگام پخت نیز مرتب آن را هم بزنید تا ته نگیرد زیرا در صورت ته گرفتن آش، طعم آن به سرعت خراب می‌شود و دیگر راه چاره‌ای باقی نخواهد ماند.


اگر یبوست دارید
افزایش مصرف مایعات و دریافت فیبر بیشتر به کاهش شدت یبوست کمک می‌کند. البته افزودن کمی آلوی خشک به این آش نیز از شدت یبوست خواهد کاست. البته افزودن آلو به این آش کمی طعم شیرین به آن می‌دهد و مزه اصلی‌اش را از بین می‌برد بنابراین اگر طعم شیرین را دوست ندارید، می‌توانید حجم سبزی را در آن افزایش دهید و کمی به آن سبوس اضافه کنید.

اگر فشارخون دارید
می‌توانید به این آش سیر سبز بزنید. فراموش نکنید عادت به خوردن سیر تازه به تنظیم فشارخونتان کمک خواهد کرد. اگر کم شیر می‌خورید، بهتر است ماست اضافه‌شده به این غذا را نیز افزایش دهید زیرا دریافت کلسیم نیز به کاهش فشارخونتان کمک می‌کند. به جای گوشت قرمز نیز می‌توانید از گوشت سینه مرغ چرخ شده استفاده کنید.

اگر نقرس دارید
این آش ماست برای افطار شما بهترین گزینه است، البته اگر گوشت را از این آش حذف کنید، از آنجا که آش ماست، حبوبات هم ندارد، می‌توانید آن را با خیال راحت میل کنید زیرا مواد غذایی به کار رفته در این آش، سطح اسید اوریک خون شما را بالا نخواهند برد.

 

مقدار کالری آش ماست
مجموع این مواد غذایی 1335 کیلوکالری انرژی دارد و اگر از این مقدار 10 لیوان آش به دست آید، هر لیوان تقریباً دارای 133 کیلوکالری انرژی خواهد بود و با مصرف هر لیوان به همین میزان کالری دریافت می‌شود. در صورت خوردن آش با برش‌های نان یا ماست بیشتر، مقدار انرژی یادشده حداقل 80 کیلوکالری دیگر نیز اضافه خواهد شد.






نظرات() 

شناخت عسل طبیعی از تقلبی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 15 تیر 1394-10:30 ب.ظ


 شناخت عسل طبیعی , راههای شناخت عسل طبیعی

دلیل كیفیت بالای عسل طبیعی آن است كه به طور كامل حاصل عصاره شهد گل‌های طبیعی و فرآوری زنبور بوده است.

 

عسل مصنوعی كیفیتی بسیار كمتر دارد، زیرا یا با كمك زنبور ساخته شده، یا كاملا بدون كمك زنبور كه در این صورت فقط حاصل فعالیت و فرآوری بشر است. هر دو روش اخیر در دسته عسل‌های تقلبی جامی‌گیرد.

 

در عسل‌های تقلبی فرآوری شده با كمك زنبور معمولا آب و شكر به تغذیه زنبورها افزوده می‌شود و واضح است كه چنین تغذیه‌ای صددرصد حاصل شهد گل‌ها نیست.

 

شناخت عسل طبیعی , راههای شناخت عسل طبیعی

 

عسل‌های تقلبی فرآورده شده بدون دخالت زنبور نیز از مواد گلوكزی مثل شربت قند یا مواد نشاسته‌ای، یا شیره میوه‌هایی همچون خرما و توت یا تركیبی بین آنها به دست می‌آید بنابراین، هر چه عصاره شهد گل‌های طبیعی و فعالیت طبیعی زنبور در تهیه عسل كمتر یا هیچ باشد، عسل به دست آمده مصنوعی‌تر و صنعتی‌تر بوده، خاصیت عسل طبیعی را نداشته و تقلبی محسوب می‌شود.

 

برای عموم مردم، شناخت عسل طبیعی از تقلبی بسیار سخت است اما با عمل به برخی موارد پی‌آمده می‌توان به صورتی مطمئن‌تر اقدام به خرید عسل طبیعی كرد

 


 


 

عسل طبیعی,عسل تقلبی,عسل مصنوعی

سلامتی هدیه طبیعت

 

عسل را به طور عمودی درون لیوانی از آب بریزید، در صورتی كه ته آن جمع شد و در آب حل نشد، كیفیت طبیعی عسل در حد مطلوب است. هر چه سرعت حل شدن عسل در آب بیشتر باشد، خلوص آن كمتر، و در نتیجه غیرطبیعی‌تر است.

 

شیشه عسل را برگردانید و به سرعت بالا یا پایین رفتن حباب‌های درون عسل دقت كنید. هر چه كندتر حركت كند، بهتر است.

 

مقدار كش‌آمدن عسل نیز تا حدودی در تشخیص عسل طبیعی از نیمه طبیعی و صنعتی مؤثر است. عسل طبیعی به دلیل داشتن رطوبت كمتر، روان‌شدگی كمتری دارد.

 

عسل,عسل طبیعی,عسل تقلبی

 

شناخت عسل طبیعی , راههای شناخت عسل طبیعی

 

عسل طبیعی، شیرینی، مزه، طعم و بوی مشخصی دارد. شیرینی عسل طبیعی برخلاف نوع مصنوعی هیچ شباهتی به مزه شكر و قند ندارد و به محض برداشتن درپوش آن، بو و رایحه مطبوع آن به مشام می‌رسد.

 


 





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox