یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 20 آذر 1395-08:09 ق.ظ

.jpg




انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif








نظرات() 

آغاز بارندگی در نیمه شمالی کشور

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-08:02 ب.ظ

با نفوذ توده هوای خنک در نیمه شمالی کشور، از روز پنجشنبه تا روز شنبه هفته آینده علاوه بر ابرناکی و بارش باران، وزش باد و کاهش محسوس دما در این مناطق پیش‌بینی می‌شود، این کاهش دما در سواحل شمالی ۷ تا ۱۲ درجه، در شمال‌غرب ۵ تا ۷ درجه و با قدری تأخیر در شمال‌شرق ۵ تا ۷ درجه خواهد بود.

به گزارش جمهوریت، براساس تحلیل آخرین نقشه‌های پیش‌یابی هواشناسی در ۳ روز آینده در مناطقی از استان‌های شمال‌غرب، سواحل دریای خزر، ارتفاعات البرز مرکزی و به تدریج شمال‌شرق کشور در ساعات بعد از ظهر بارش باران گاهی رعد و برق و وزش باد رخ خواهد داد.

انتظار می‌رود، بعد از ظهر امروز و فردا افزایش نسبی دما در نیمه شمالی کشور رخ دهد که به دنبال آن با نفوذ توده هوای خنک به این مناطق از روز پنجشنبه تا روز شنبه هفته آینده علاوه بر ابرناکی و بارش باران، وزش باد و کاهش محسوس دما در این مناطق پیش‌بینی می‌شود؛ این کاهش دما در سواحل شمالی ۷ تا ۱۲ درجه، در شمال‌غرب ۵ تا ۷ درجه و با قدری تأخیر در شمال‌شرق ۵ تا ۷ درجه خواهد بود.

شدت بارش‌ها روز پنج‌شنبه در استان‌های گیلان، مازندران و گلستان و روز جمعه علاوه بر مناطق فوق در استان خراسان شمالی خواهد بود.

در ۳ روز آینده در برخی نقاط شرق و جنوب شرق کشور در برخی ساعات وزش باد و در برخی نقاط گرد و خاک مهمترین پدیده جوی خواهد بود؛ همچنین در جنوب غرب و غرب کشور نیز در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه وزش باد و گرد و خاک دور از انتظار نیست در ضمن روزهای پنج‌شنبه و جمعه دریای خزر مواج خواهد بود.

‌طبق اخطاریه سازمان هواشناسی، تصاویر ماهواره‌ رشد ابرهای جوششی را در شمال خراسان شمالی، شمال غرب خراسان رضوی، ارتفاعات جنوبی و جنگل گلستان نشان می‌دهد؛ باتوجه به تحلیل شرایط هواشناسی به تدریج طی ساعات آینده تا اوایل شب رگبار و رعدوبرق، وزش باد شدید موقت، صاعقه و احتمال سیلابی شدن مسیل‌ها در مناطق یاد شده پیش‌بینی می‌شود، از این‌رو توصیه می‌شود اقدامات لازم برای اجتناب یا کاهش خسارت به عمل آید.

آسمان تهران طی ۲ روز آینده صاف تا کمی ابری گاهی همراه با وزش باد پیش‌بینی می‌شود؛ بیشینه و کمینه دما فردا در تهران ۳۵ و ۲۵ خواهد بود.

روز آینده اهواز با دمای ۴۸ درجه بالای صفر و پس از آن قم و بندرعباس با دمای ۴۰ درجه بالای صفر گرمترین شهرهای کشور و شهرکرد با دمای ۱۱ درجه بالای صفر و کرمان با دمای ۱۲ درجه بالای صفر خنک‌ترین شهرهای کشور خواهد بود.




نظرات() 

حضرتی به پزشکیان:هیات‌رییسه به‌خاطر برخورد نماینده ارومیه با خبرنگار عذرخواهی کند

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:57 ب.ظ

آذرقلم: نماینده فراکسیون امید مجلس در تذکری با اشاره به درگیری نماینده ارومیه با خبرنگار یک روزنامه در مجلس گفت: هیات رئیسه باید از خبرنگاران معذرت‌خواهی کند.

به گزارش آذرقلم به نقل از خبرآنلاین، الیاس حضرتی با تکیه به ماده ۸۰ آیین نامه داخلی مجلس گفت: نمایندگان براساس مسئولیت نمایندگی،‌متعهد و مستلزم به حفظ حیثیت مجلس هستند و در صورتی که رعایت نکنند باید با تذکر شفاهی و اخطار در جلسه علنی و حتی احضار و توبیخ از سوی هیئت رئیسه روبرو شوند.

وی افزود:روز یکشنبه حادثه وحشتناکی در لابی مجلس اتفاق افتاد، من خطابم به نماینده‌های مجلس نیست بلکه خطابم به هیات رئیسه است که باید از خبرنگاران معذرت‌خواهی کند.

مسعود پزشکیان نایب رییس دوم مجلس که مسئولیت اداره جلسه علنی را برعهده داشت، با قطع صحبت‌ حضرتی گفت: این بحث مربوط به دستور نیست، به شما اجازه خواهیم داد که بعدا در این مورد حرف بزنید.






نظرات() 

رمز گشایی از جعبه سیاه ماجرای درگیری قاضی پور و خبرنگار ایران!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:49 ب.ظ



یادداشت روز: جهانبخش احمدیان

جهانبخش احمدیان

آذرقلم: روز گذشته خبری تحت عنوان ضرب و شتم خبرنگار روزنامه ایران توسط نماینده اورمیه نادر قاضی پور به سرعت در فضای مجازی پخش شد و متعاقب آن گمانه زنی افراد و خبرگزاریها درباره چند و چون این واقعه و همچنین روایتهای متفاوتی که از سوی برخی از خبرنگاران و شخص آقای قاضی پور و خبرنگار مذکور مطرح شد که تماما ضد و نقیض همدیگر بودند .


ماجرا از آنجا آغاز شده است که خبرنگار روزنامه ایران خواسته بود مصاحبه ای را درباره فراکسیون ترک زبانان مجلس با آقای قاضی پور ترتیب بدهد و اینکه چه سوال و جوابی بین این دو نفر مطرح شده است و چرا سرانجام این مصاحبه به قول خبرنگار مذکور به ضرب و شتم وی منجر شده است ، بر ما پ.شیده است . اما آن چیزی که مسجل و عیان است ، این است که شرایط مناسبی در این مصاحبه و سوالات و جوابهای این دو نفر حاکم نبوده است . هر دو نفر روایت متفاوت خود را دارند که هیچگاه نمی تواند مبنایی برای قضاوت افکار عمومی باشد .
زیاد طول نکشید که جعبه سیاه این ماجرا و محتوای آن نیز منتشر شد . ولی در انتشار محتوای این جعبه سیاه یعنی فایل صوتی مصاحبه زیرکی خاصی به کار گرفته شده بود که هر شنونده ای را مجاب می کرد تا آقای قاضی پور را مقصر اصلی این ماجرا بداند ،اما بررسی دقیق این فایل صوتی نشان از عدم صداقت و عدم رعایت اصل امانتداری آن دارد . یعنی یه جورایی ناشیانه فایل صوتی مذکور را بصورت نصفه و نیمه منتشر کرده اند و آن قسمت از فایل صوتی را که متعلق به پرسشهای مصاحبه گر یعنی خبرنگار روزنامه ایران است ، از فایل اصلی بریده اند و فایل صوتی منتشر شده، حکایت از مباحثه دو طرف درباره جنگ تحمیلی و مذهب تشیع دارد که ناگهان با صدای هیاهوی افراد حاضر در سالن پایان می یابد . اینکه خبرنگار مذکور چه چیزی پرسیده است ، و با چه لحنی پرسیده است که اینچنین واکنش قاضی پور را برانگیخته، معلوم نیست .
البته قصدمان دفاع و یا حمایت از اقدام نماینده اورمیه آقای قاضی پور نیست و علاوه بر این معتقدیم که هر گونه برخورد فیزیکی و قهرآمیز و بی احترامی نسبت به قشر زحمتکش جامعه در عرصه اطلاع رسانی محکوم بوده و نمایندگان ما در مجلس و دولت بایستی در نحوه برخورد با این قشر تجدید نظر بفرمایند . اما سوالاتی در ذهن ما پدیدار می شود که بد نیست همکاران و دوستان خبرنگار ما پاسخی برای آنها پیدا کنند.
سوال اول ما در رابطه با فراکسیون ترک زبانان مجلس است . تشکیل فراکسیون در مجلس محدودیت قانونی ندارد و بسته به عملکرد و میزان علاقه مندی نمایندگان تا بی نهایت می توان فراکسیون تشکیل داد . مجلس شورای اسلامی هم فراکسیونها متعددی اعم از فراکسیون اهل سنت ، فراکسیون نمایندگان کرد و… دارد . چرا این دوستان ما برای تشکیل یک فراکسیون قانونی در مجلس این قدر حساسیت نشان می دهند ؟ دلیل بولدسازی و ایجاد حاشیه در مجلس و کشور برای تشکیل چنین فراکسیونی چیست ؟
سوال دوم : اساس کار خبرنگاری صداقت و امانت در گفتار و نوشتار است . یعنی رسالت خبرنگاری حکم می کند که بدون کوچکترین دخل و تصرفی محتوای مصاحبه و خبر را در اختیار مخاطبان قرار دهند و قضاوت را به آنها بسپارند . چرا فایل صوتی این مصاحبه را دستکاری کرده و قسمت اصلی آن یعنی سوال و نحوه پرسش و لحن آن را حذف کرده و با انتشار قسمت انتهایی آن در صدد القای مظلومیت خویش بوده و همه تقصیرها را گردن آقای قاضی پور انداختند ؟ مگر این سوال چه بوده است که افکار عمومی نباید از آن اطلاع داشته باشند ؟

سوال سوم : چرا از بین این همه نماینده ای که برای تشکیل فراکسیون امضا داده اند ، به سراغ نادر قاضی پور رفته اند ؟ چرا سراغ دکتر پزشکیان به عنوان اولین امضا کننده و نائب رئیس اول مجلس که اتفاقا سوژه مطبوعاتی خوبی هم هست نرفته اند ؟ و یا دیگر نماینده هایی که این درخواست را امضا کرده اند ؟
و سوالات دیگری که ذهن خبرنگار ما را آشفته کرده است ولی هر چه فکر می کنیم پاسخ قانع کننده ای برایشان پیدا نمی کنیم . اما آنچه که می توان حدس زد اینست که سوالات و نحوه پرسش مصاحبه گر جنجالی بوده و واکنش و عکس العمل شدید آقای قاضی پور را به همراه داشته است .

اما در باب آن قسمت از سخنان منتشر شده در فایل صوتی مصاحبه باید بگوییم که روزگاری این سرزمین مورد هجوم ایادی شرق و غرب قرار گرفت . هر شهروندی که دل در گرو اسلام و ایران داشت ، اسلحه به دست گرفته و در برابر دشمن بعثی به دفاع از اعتقادات و باورهایی پرداخت که بخاطرش انقلاب کرده بود . و در این راه هیچ منتی بر گردن دیگر شهروندان نگذاشتند ، و آنچه که بوده انجام وظیفه ملی و دینی افراد بوده است .آن روزها قومیت مطرح نبود ، ترک و فارس و کرد و بلوچ و عرب و … همگی دست در دست هم گذاشتند و لشگر اسلام و ایران را یاری نمودند. شاید سنگرهایشان اسم داشت و سنگر ترکها ، سنگر کردها ، سنگر تهرانیها و… اما هدف یکی بود ، خوساته یکی بود و آن دفاع از کیستی و هستی خویش یعنی انقلاب اسلامی ایران بود . و همین هدف و خواسته بود که سرداران رشید اسلام را همچون باکری ، همت ، خرازی ، متوسلیان ، کاوه ، رضایی و …گرد هم آورد تا به مفهوم واقعی کلمه ، وحدت ایران اسلامی را در برابر هر گونه کژاندیشی و تهاجم به رخ جهانیان بکشد . امروز هم اگر سنگرها نامهای متفاوتی چون فراکسیون نمایندگان کرد ، فراکسیون ترک زبانان و… به خود می گیرد ، هدف همان است . حفظ وحدت و یکپارچگی امت اسلامی و پیشرفت و شکوفایی روزافزون جمهوری اسلامی ایران که اساس انقلابمان بود . چرا بایستی نگاهمان به این سنگرها متفاوت از قبل باشد ؟پیشرفت و آبادانی هر نقطه از این سرزمین ، یعنی افتخاری برای تمامی آن و چه خوب که این پیشرفت ها متمرکز به نقطه ای خاص نباشد و جای جای ایران اسلامی از دستاوردهای علمی و فرهنگی و اجتماعی کشور بهره مند شوند .

و نکته آخر خطاب به آن همکار مطبوعاتیمان است . حرفه خبرنگاری مستلزم داشتن آگاهی سیاسی، تاریخی ،اجتماعی و فرهنگی از اوضاع کشور در سده های گذشته و حال است. ما انتظار نداریم که شما و یا دیگر دوستان خبرنگار تمامی کتب تاریخ ایران و اسلام و تشیع را ازبر باشید ، ولی پدرآمرزیده حداقل کتاب تاریخ مقاطع راهنمائی و دبیرستان را هم که بخوانید متوجه خواهید شد که چرا تبریز لقب پایتخت جهان تشیع را به خود گرفته است . صفویان اولین سلسله ای بودند که تشیع را مذهب اصلی مسلمانان ایرانی انتخاب کردند . یعنی تشیع به عنوان هویت مذهبی کشور از زمان صفویان رسمیت یافت . قبل از آن هم شیعه داشتیم ولی بصورت رسمی و قانونی این صفویان بودند که تشیع را به عنوان عامل همبستگی ملی مذهب اصلی کشور قرار دادند. شاید شباهت آوایی صفوی و تصوف شما را به این اشتباه انداخته که صفویان صوفی بودند در حالیکه نام صفویان برگرفته از جد پدری شاه اسماعیل صفوی یعنی شیخ صفی الدین اردبیلی بود .





نظرات() 

قاضی پور: برای تمامی اصحاب رسانه و خبرنگاران احترام خاصی قائلم

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:36 ب.ظ

نماینده اورمیه با ارائه توضیحاتی درباره درگیری پیش آمده بین او و یک خبرنگار در راهروی مجلس گفت: بنده برای تمامی اصحاب رسانه و خبرنگاران احترام خاصی قائلم، در روز یک‌شنبه نیز با شوخی عکس‌العمل نشان دادم که ناخوشایند بود.

IMG11102048

وی افزود: در روز سه‌شنبه بنده به واسطه پیگیری‌های مستمر مسائل و مشکلات مردم با سرعت به سمت دفترم برای دیدار مردمی بودم که چند خبرنگار محترم در بین راه سوالاتی پرسیده و جواب دادم. ولی پرسش یکی از خبرنگاران عزیز توام با سماجت بود و سوال بدی را مطرح کردند بنده که می‌خواستم با سرعت به ملاقات مردمی برسم با شوخی عکس‌العمل نشان دادم که ناخوشایند بود. بنده مثل تراکتور از هرچه سر راهم بود رد شدم.

نماینده اورمیه در ادامه گفت: بنده همواره برای اصحاب رسانه و خبرنگاران احترام خاصی قائلم و مواردی همچون مسکن، بیمه خبرنگاران و وام آنها را پیگیری کرده و می‌کنم. مدافع گردش آزاد اطلاعات و تلاش خبرنگاران در این عرصه بوده و خواهم بود. از دوستان بسیار خوبم در مجلس نیز که به بنده کمال لطف را داشتند تشکر می‌کنم.

در روز یکشنبه جاری و بعد از جلسه علنی نادر قاضی‌پور با خبرنگار ایران درگیری فیزیکی پیدا کرد که این موضوع باعث بروز عکس‌العمل های متعددی از سوی اصحاب رسانه شده است.

مسعود پزشکیان رئیس جلسه در پاسخ به این تذکر گفت: این اتفاق خوشایند نبود باید نماینده و خبرنگار حق و حقوقشان رعایت شود.





نظرات() 

دلجویی حسین‌زاده (نماینده‌ی سولدوز) از خبرنگار روزنامه ایران،تقابل با قاضی‌پور یا …

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 9 شهریور 1395-07:30 ب.ظ

اختصاصی یول‌پرس 

انجام این اقدام از سوی حسین‌زاده، با درک ترکیب جمعیتی حوزه انتخابیه‌اش و نیز محبوبیت قاضی‌پور در سولدوز و کل مناطق ترک‌ایران و باتوجه به سستی‌های وی در صادر کردن بیانیه‌هایی مبنی بر تسلیت گفتن شهدای اخیر منطقه و شهدای قاراسقل و همچنین وجود ذهنیت بد از وی در اذهان عمومی سولدوز که نتیجه‌ی عملکردهای خود است، نوعی پارادوکس سیاسی قلمداد می‌گردد که توجیه‌هایی برایش وجود ندارد..! همچنین عدم ابراز علاقه و ارزش به خبرنگاران حوزه انتخابیه‌خود،سولدوز؛ درحالی که اقدام به دلجویی از خبرنگار روزنامه‌ایران (با درک اشتباه وی) کرده‌است نیز، برای مردم مبهم است ...

حسینزاده

شایان هوشیار

امروز اخباری تعجب‌برانگیز در خبرگزاری‌ها مبنی بر دلجویی برخی از نمایندگان اصلاح‌طلب از خبرنگار روزنامه‌ایران به دلیل درگیری فیزیکی با نماینده مردم اورمیه،نادر قاضی‌پور منتشر شد.

عبدالکریم حسین‌زاده نماینده مردم سولدوز در مجلس از جمله نمایندگانی بود که اقدام به دلجویی از خبرنگار روزنامه‌ ایران کرده‌بود؛و این عمل به گونه‌های مختلفی تعبیر می‌شد.

در این بین، اقدام حسین‌زاده برای حفظ منزلت خبرنگاران تهرانی و تقابل وی با نماینده آذربایجانی‌ها (قاضی‌پور) قابل تأمل است…
انجام این اقدام از سوی حسین‌زاده، با درک ترکیب جمعیتی حوزه انتخابیه‌اش و نیز محبوبیت قاضی‌پور در سولدوز و کل مناطق ترک‌ایران و باتوجه به سستی‌های وی در صادر کردن بیانیه‌هایی مبنی بر تسلیت گفتن شهدای اخیر منطقه و شهدای قاراسقل و همچنین وجود ذهنیت بد از وی در اذهان عمومی سولدوز که نتیجه‌ی عملکردهای خود است، نوعی پارادوکس سیاسی قلمداد می‌گردد که توجیه‌هایی برایش وجود ندارد..! همچنین عدم ابراز علاقه و ارزش به خبرنگاران حوزه انتخابیه‌خود،سولدوز؛ درحالی که اقدام به دلجویی از خبرنگار روزنامه‌ایران (با درک اشتباه وی) کرده‌است نیز، برای مردم مبهم است …

حال پس از جریحه‌دار گشتن اذهان عمومی سولدوز، این سؤال در بین مردم به وجود می‌آید که این اقدام وی باتوجه به اعلام حمایت‌های شهرهای مختلف آذربایجان از نماینده محبوب خویش و محکوم کردن خبرنگار روزنامه‌ایران به ایجاد اغتشاش در کشور، تقابل با قاضی‌پور است یا دلجویی همگام با سایر اصلاح‌طلبان و خودشیرینی پس از چرخش‌های سیاسی برای آنان؟





نظرات() 

نهم شهریو ماه سالروز مرگ “صمدبهرنگی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:45 ب.ظ



مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید،
اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز
مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو
شوم که می‌شوم، مهم نیست. مهم این است
که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران
داشته باشد». ماهی سیاه کوچولو

سالگرد مرگ صمد / حمید احمدزاده

به پیشواز روزی دردناک می رویم ، دردناک و واقعی ، نهم شهریو ماه سالروز مرگ “صمدبهرنگی” دررودخانه ارس است. “صمد بهرنگی “معلم، مترجم و نویسنده ای زحمتکش وخلاق بود . انسانی متواضع که با مردم زیست و با مردم ماند. برای همین هم وقتی مرد، هیچ‌کس باور نکرد به مرگ طبیعی مرده باشد و دریاد و خاطره جمعی مردم به یک افسانه شیرین بدل شد. هم زندگی‌اش هم مرگش وهم قصه هایش، بسیاری از ما با کتاب‌های این نویسنده بزرگ کتاب‌خوان شدیم.
خودش درباره قصه هایش می گوید: بچه ها قصه و داستان را با میل می خوانند. قصه های با ارزش می توانند آن ها را با مردم و اجتماع و زندگی آشنا كنند و علت ها را شرح دهند. قصه خواندن تنها برای سرگرمی نیست. بدین جهت من هم میل ندارم كه بچه ها قصه های مرا تنها برای سرگرمی بخوانند.
“بهرنگی ” اوایل تابستان دریک روز آفتابی به دنیا آمد، و اواخر تابستان، دریک روز ابری ازدنیا رفت. او مثل “ماهی سیاه کوچولو”قهرمان قصه های خودش ، با موج های بی قرار ارس به دریای بی کران مردم وآینده وتاریخ پیوست.
به نظر بنده، در دنیای معاصر، بجای قلمفرسائی درباب وجه شخصییتی و تمایزهای فردی صمد برای آشنائی بیشترنسل امروز مخصوصا بچه ها که دردنیای مجازی گرفتارآمده اند،کادودادن کتابهای صمدبه بچه های امروزی است، و برای آشنایی بیشترباشخصیت نامبرده بنده کتاب برادرم صمد به قلم اسد بهرنگی رامعرفی میکنم، وبهترین راه برای آشنائی بااندیشه وآثارصمدمطالعه آثار صمد و توجه به زمانی است که این کتابها درآن سالها به چاپ رسیده میباشد، چراکه مستندات و توضیحات درباره صمد هرچه بود در گذشته مانده، اینک باید از طریق اشاعه و تشویق بچه ها وهمه کسانی که کتابی ازاین نویسنده نخوانده اند میباشد.
یادوراهش گرامیباد.





نظرات() 

ماجرای اقدام به خودکشی علیرضا نابدل (اوختای ) در بیمارستان شهربانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:32 ب.ظ

 Image result for ‫علیرضا نابدل‬‎

                                       

                                                    از کتاب 

                                         " خاطرات من و پدرم "

                                            دکتر جواد هئیت

 

 بعد از شروع مبارزه مسلحانه توسط مخالفین رژیم شاه، در شهربانی کمیته‌ای مرکب از مأمورین اطلاعات شهربانی و ساواک به‌نام "کمیته‌ی ضدخرابکاران" تشکیل شد‌. مأمورین کمیته منزل و محل مخالفین را که بیشتر آن‌ها از چریک‌‌های فدایی خلق و مجاهدین تشکیل شده بودند شناسایی و آنجا را محاصره می‌کردند‌. وقتی که با چریک‌ها درگیر می‌شدند، تیراندازی می‌کردند‌. بعد آن‌ها را لت و پار کرده  به‌بیمارستان شهربانی می‌آوردند ما هم با تیمی که برای جرّاحی قلب تشکیل داده بودیم آن‌ها را به‌طور اورژانس عمل می‌کردیم تا زنده بمانند‌. گاهی هم روحانیون مخالف رژیم را می‌گرفتند و بعد از ضرب و شتم به‌بیمارستان می‌آوردند‌....

چریک‌ها را وقتی به‌بیمارستان می‌آوردند، بدون ذکر نام و هویت آنها، با شماره‌‌‌های مخصوص در بخش جرّاحی بستری می‌کردند‌. در بخش جرّاحی اُتاقی را در انتهای کُریدور (راهرو) به‌آنها اختصاص داده بودند. اوّلین چریک زخمی که نصف شب به‌بیمارستان آوردند و بعدا اسمش را دانستم علیرضا نابدل بود، او از چریک‌‌های فدایی خلق بودکه به‌علت تیرخوردگی از شکم مبتلا به‌خونریزی داخل شکم شده بود‌،  همان شب با اکیپ جرّاحی او را به‌طور اورژانس عمل کردیم و خونریزی را بند آوردیم و بعد از دادن دستورات لازم به‌منزل رفتیم‌. فردا صبح وقتی برای ویزیت وارد اُتاق او شدم، بنا بر عادت خودم سلام کردم و حال او را پرسیدم‌. بیمار ما که اسمش را هم نمی‌دانستیم، با بی‌اعتنایی به‌من جواب داد.

 وقتی از اُتاق او خارج شدم، به‌نرس‌‌های همراهم گفتم: این مرد پررو چرا با ما این طور رفتار می‌کند، مگر ما او را تیر زده‌ایم‌. یکی از نرس‌ها گفت:«آقای دکتر دیشب نگذاشتند او بخوابد و مأمور کمیته که بالای سرش کشیک می‌داد، او را شکنجه داده است!»

 من از این گفتار بسیار ناراحت و عصبانی شدم و خودم تنها به‌اتاق بیمار برگشتم و از او جویای واقعه شدم ، دیدم لهجه ترکی دارد‌. با او به‌ترکی صحبت کردم و خودم را معرفی کردم و گفتم :«من از اینها نیستم» . خواستم هرچه به‌او گذشته برای من تعریف کند‌. گفت:«دیشب بعد از این که به‌هوش آمدم خواستند از من اعتراف بگیرند و سراغ رفقایم را می‌گرفتند."

 گویا در پامنار وقتی اعلامیه‌ی چریک‌هارا به‌دیوار می‌چسبانیده،مأمورین به‌سراغش می‌روند و او هم پا به‌فرار می‌گذارد.که مأمورین برای دستگیری او تیراندازی می‌کنند و بعد او را به‌بیمارستان منتقل می‌نمایند‌. بعد گفت:« برای گرفتن اعتراف با آتش سیگار پوست شکم و پشت دست‌‌های مرا سوزاندند‌.» بعد شکم و پشت دست‌هایش را نشانم داد‌. من بسیار آشفته شدم و گفتم: تو دیگر چنین چیزی را در اینجا نخواهی دید و یا این که مرا در این بیمارستان نخواهی دید‌!»

فوراً به‌اتاقم برگشتم و به‌مرحوم سپهبد جعفری که رییس کمیته مشترک ضد خرابکاران بود، تلفن کردم‌. با او از قبل دوست بودم‌. به‌او گفتم:« تیمسار ازکی تا حالا شما سرپاس مختار و من پزشک احمدی شده‌ام؟» سپهبد جعفری حرف مرا نفهمید، دوباره تکرار کردم، علت را پرسید. گفتم: «دیشب مأمور شما "نیک طبع" در اطلاعات شهربانی که حالا در کمیته کار می‌کند بیمار را که تازه عمل کرده‌ایم، برای گرفتن اعتراف مورد شکنجه قرار داده و مانع خواب و استراحت او شده است‌.  تیمسار مبصر مرا برای این که شماها برای اعمال جرّاحی از اروپا رفتن بی‌نیاز شوید به‌بیمارستان شهربانی آورده است‌، اگر وضع بدین منوال باشد از امروز بیماران کمیته را نخواهم پذیرفت و یا از فردا به‌بیمارستان نخواهم آمد و استعفا خواهم داد‌.»

 سپهبد جعفری برخلاف انتظار من، در حالی که بسیار ناراحت شده بود گفت: «هر کس این کار را کرده، غلط کرده‌. بیمارستان جای این کارها نیست‌. شما از طرف من به‌او بگویید که دیگر در آنجا دیده نشود‌. » من هم تشکر کردم و آمدم پرسنل بخش را جمع کردم‌. گفتگوهایم را با تیمسار جعفری بازگو کردم و دستور دادم نیک طبع را به‌بخش راه ندهند و مراقب اوضاع باشند تا دیگر چنین اتفاق سوء و ننگینی در بخش ما روی ندهد‌. بعد از چند دقیقه سرلشکر دکتر مختاری رییس بهداری از جریان باخبر شد وبه‌اُتاق من آمد و از لبان من بوسید و گفت: «از تو سپاسگزارم، تو دکتر هیئتی و می‌توانی این حرف‌ها را بزنی، من نظامی هستم و نمی‌توانم در مقابل این‌ها بایستم، خدا از تو راضی باشد و ما را از شر این‌ها حفظ کند‌.» بعد از این واقعه بخش ما پناهگاه اینگونه بیماران شد‌. هرکسی را می‌آوردند چون خبر حادثه توسط پرسنل بخش و بیماران درز می‌کرد، خیالشان از شکنجه راحت بود و به‌راحتی با پرسنل بخش دوست می‌شدند‌.....

در سال 1350مرحوم استاد شهریار به‌دعوت من، با خانواده‌اش به‌تهران آمدند و در منزل ما در امیرآباد شمالی، خیابان هیئت مهمان بودند‌. مرحوم سهند شاعر ملّی آذربایجان که داستانهای دده قورقورت را به‌نظم درآورده و دو جلد آن را با هزار زحمت و به‌طور قاچاق به‌نام "سازیمین سؤزو" چاپ کرده بود، برای آوردن استاد شهریار و خانواده‌اش،خودش به‌تبریز رفت و در مراجعت با موافقت من دو هفته استاد را در منزلش مهمان کرد‌. استاد شهریار و خانواده‌اش پنج ماه و نیم در خانه ما که سه طبقه بود ماندند و بعد به‌منزل رو به روی خانه ما منتقل شدند‌. منظور ما از دعوت شهریار بیشتر به‌این خاطر بود که او را تشویق کنیم که او به‌زبان مادری نیز شعر بگوید و محفل ادبی فارسی-ترکی در اطراف او تشکیل دهیم‌. همین کار را در منزل ما انجام دادیم و تا استاد در تهران بود محفل ادبی تشکیل می‌شد‌. یکی از اعضای اصلی این محفل سهند بود‌. من جریان چریکی را که عمل کرده بودم با سهند بازگو کردم و بعد از دادن مشخصات، او را شناخت و گفت:« او علیرضا نابدل شاعر آذری گو است» و او را سفارش کرد‌.

دو هفته بعد از عمل جرّاحی نابدل، در مطب مشغول دیدن بیماران بودم که از بیمارستان تلفن کردند و گفتند: «دکتر فوراً خودتان را برسانید‌. بیمار خودش را با سر از پنجره‌ی اُتاق که در طبقه سوم بود به‌بیرون پرت کرده و چون به‌ایوان همان طبقه برخورد نموده با پا به‌زمین افتاده و روده‌‌هایشاز شکمش بیرون ریخته است‌. »

 من علت را جویا شدم‌. گفتند :«امروز صبح مأمورین کمیته خبر دادند که بعد از ظهر او را از بیمارستان خواهند برد‌. »

من فوراً به‌بیمارستان رفتم و وارد اُتاق عمل شدم‌. در اُتاق مجاور اُتاق عمل، نابدل را دیدم که روی برانکارد خوابیده بود و به‌محض دیدن من، از من خواست که او را به دست مأمورین ساواک ندهم‌. گفت: «سن الله منی ساواک مأمورلارینا وئرمه‌یین‌. »

من هم برای اصلاح روحیه‌یِ او گفتم:« خاطر جمع باش، ما ترا به‌دست مأمورین ساواک نخواهیم داد. » - در حالی که این کار از دست ما بر نمی‌آمد . بعد او را معاینه کردم‌. بخیه‌‌‌های شکم در اثر ضربه‌ی سقوط پاره شده بود و روده‌ها ازشکمش خارج شده بود‌. به‌ علاوه پاشنه پا هم شکسته بود‌. فوراً اورا به‌اُتاق عمل منتقل کرده و دوباره عمل کردیم و بعد از بیهوشی، روده‌ها رابا سرم استریل شست وشو دادیم و وارد شکم کردیم و جدار را محکم دوختیم‌. خوشبختانه بیمار بدون عارضه خوب شد و شکستگی پا را بهانه کردم و بیش از یک ماه او را در بخش نگه داشتم‌. یک روز به‌من گفتند که:« مأمورین کمیته دیروز عصر آمدند و بیمار را بدون اینکه از طرف شما مرخص بشود، بردند!»

بعدها شنیدم که او را تیرباران کرده‌اند! این واقعه را بعدها‌دکتر رضا براهنی نویسنده مشهور، در رمان تاریخی "راز‌های سرزمین من" منعکس کرد و در آنجا نام مرا دکتر نجومی (به جای هیئت) ذکر کرده است‌.

یک روز یک روحانی را با حال نزار آوردند و گفتند:« آقای دکتر قلب ایشان ناراحت است و احساس درد می‌کند‌.» ابتدا او را نشناختم و چون روحانی بود و من هم از طرف پدر و مادر روحانی‌زاده بودم و برای روحانیون محبّت و احترام بیشتری احساس می‌کردم او رابه‌اُتاق خودم آوردم و در رابستم و شروع به‌معاینه کردم‌. نبض‌اش120 می‌زد، گفتم:«چه شده؟» گفت:« این قدر مرا زده اند که دارم می‌میرم‌.» من با آقای خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی در یک اُتاق بودیم، آن‌ها را زدند ولی نه به‌اندازه من!»

بعد مرا به‌اسم صدا کرد و گفت : « مرا نشناختید؟ من با آقای یاسینی به مطب شما آمدیم و درباره دکتر علی شریعتی بحث کردیم‌. شما کتاب‌‌های او را خوانده بودید و از او دفاع می‌کردید‌. ما هم ایراداتی بر عقاید ایشان داشتیم‌.» آن وقت گفت: «من واعظ دکتر جواد هشترودی هستم و خدمت مرحوم پدرتان هم ارادت دارم‌.» از من سیگار خواست‌. گفتم:« صبحانه خورده اید؟» گفت:« نه‌.»فوراً دستور دادم صبحانه و سیگار برایش آوردند‌. به‌مأمورین هم گفتم حالش خوب نیست و باید بستری شود و دستور بستری شدنش را دادم‌. به‌آقای هشترودی تا می‌توانستم کمک کردم‌. این قدر او را نگه داشتم تا زمان نخست وزیری دکتر بختیار ساواک تعطیل و او هم مرخص شد‌.

در سال 1354 مرحوم دکتر علی شریعتی را از طرف کمیته زندانی کردند‌. من بعد از اطلاع به‌مرحوم تیمسار زندی‌پور رییس کمیته تلفن کردم و از او جریان را پرسیدم‌. گفت:«پیش ماست‌. »

گفتم:« او یکی از عزیزترین کسان من است‌. با آن که هنوز او را ندیده‌ام ولی اغلب کتاب‌‌های او را خوانده‌ام‌. در بعضی از مسائل اسلامی با او اختلاف نظر دارم ومی‌خواهم مذاکره کنم‌. »

قرار گذاشتند اوّلین پنجشنبه ساعت 11 به‌دفتر او بروم و دکتر شریعتی را ملاقات کنم‌. مأمورین کمیته به‌علت نیازی که به‌من داشتند، به‌من احترام می‌کردند‌. چون جان آنهاهم در خطر بود‌. وقتی آنهاهم تیر می‌خوردند، من آنهارا عمل می‌کردم‌. روز پنجشنبه ساعت 11 من به‌دفتر سرتیپ زندی‌پور رفتم‌. کمیته در داخل شهربانی بود‌. زندی‌پور تلفن کرد‌. بعد از چند دقیقه دکتر شریعتی همراه یک نفر وارد اُتاق شد‌. سرتیپ زندی‌پور به‌او گفت:«استاد دکتر هیئت برای دیدن شما آمده است‌. ایشان رییس بخش جرّاحیِ بیمارستان شهربانی و جرّاح مشهور ایران است‌. » دکتر شریعتی گفت:« اسماً می‌شناسم‌. »

در این اثناء من پا شدم و با او دست دادم و او را بوسیدم و گفتم: «من یکی از ارادتمندان پروپا قرص شما هستم و تقریباً تمام کتاب‌‌های شما را خوانده‌ام‌. خانواده هیئت همه شما را دوست دارند و کتاب‌‌های شما را می‌خوانند. »

 بعد با او دوست شدیم و هر هفته و یا دو هفته یک بار، در اُتاق سرتیپ زندی‌پور همدیگر را می‌دیدیم و صحبت می‌کردیم‌. روز اوّل بعد از معارفه یک نفر با کله‌ی طاس وارد اتاق شد و پیش ما آمد و به‌دکتر شریعتی گفت:« تو یا خائنی یا جاهل‌. »

من به‌قول معروف یکّه خوردم، گفتم:« شما کی هستید؟»

فوراً زندی‌پور گفت: «ایشان معاون من، دکتر حسین زاده است!»

 گفتم:« این چه برخوردی است؟»- بعد رو به‌دکتر حسین زاده کردم و گفتم:« دکتر شریعتی فارابی معاصر است‌. چنین شخصی نمی‌تواند خائن یا جاهل باشد‌. »

حسین زاده گفت: «شما او را نمی‌شناسید و رفت!»

بعد فهمیدم که حسین زاده نه دکتر بود و نه حسین‌زاده، اسم اصلی او عطارپور بود و شکنجه‌گر معروف‌. به‌طوری که رییس خودش را قبول نداشت و می‌گفت: « تیمسار زندی‌پور برای پست ریاست تشریفات وزارت خارجه خوب است! چون از جیبش پول می‌دهد و برای خرابکاران میوه می‌خرد!» او در موقع انقلاب به‌اسراییل گریخت!

 دکتر شریعتی به‌عنوان دوست من معروف شده بود‌. هر وقت زندی‌پور نیاز به‌معاینه بیماری داشت که نمی‌خواست او رابه‌بیمارستان اعزام کند، به‌من تلفن می‌کرد و می‌گفت:«نمی‌خواهی دوستت را ببینی؟»

من هم از خدا می‌خواستم و در اوّلین فرصت به‌کمیته می‌رفتم و در اُتاق رییس، ضمن معاینه بیمار، دکتر را ملاقات می‌کردم‌.

یک روز ضمن صحبت به‌دکتر گفتم:« این کتاب "امت و امام"را چرا نوشتی؟ چون از محتوای آن نه عوام راضی می‌شود و نه خواص‌. »

گفت: «من این قدر نوشتم‌. به‌من تهمت سنی‌گری می‌زنند‌. شما بیایید در حسینیه ارشاد هر چه می‌خواهید بگویید‌. »

گفتم: «من پزشکی را انتخاب کردم که چنین مشکلاتی نداشته باشم وگرنه حالا که من به‌خاطر حرفه‌ام شفیع شما هستم‌. عقایدم نسبت به‌رژیم شاه مخالف‌تر از شماست!»

بعد درباره کتاب "فاطمه فاطمه است" گفتم:« بهتر بود در مورد حضرت زینب کتاب می‌نوشتی‌. چون او هم مبارز بوده و اسطوره مبارزه زنان اسلامی است‌. »

گفت:« در مورد آن هم خواهم نوشت‌. »

گفتم:«ممکن است فرصتی نباشد‌. » - ومتأسفانه همانطور هم شد و دکتر بعد از رهایی از زندان به‌لندن رفت و در آنجا فوت کرد!





نظرات() 

تعداد امضاهای نامه تاریخی نمایندگان ترک مجلس در حال افزایش است+تصویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:25 ب.ظ

تعداد امضاکنندگان نامه تاریخی نمایندگان مجلس به رئیس‌جمهور ایران در راستای تدریس زبان و ادبیات ترکی در مدارس ابتدائی و دبیرستان در حال افزایش است.

۱

به گزارش یول‌پرس، یک منبع آگاه در دفتر روح‌الله حضرت پور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی اصل نامه و امضاهای آن را مورد تائید قرارداد.

در همین حال پیش‌تر که تصویری از این نامه منتشرشده بود و تنها ۸ نماینده مجلس ذیل آن را امضا نموده بود، صبح امروز تعداد امضا از بیست گذشت.

این برای اولین بار است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی با جمع‌آوری امضا مشترکا خواهان تدریس زبان و ادبیات ترکی در مدارس می‌شوند.

در ذیل این امضا برخی نمایندگان آذربایجان، نام نمایندگانی از تهران، بجنورد، نیشابور و … دیده می‌شود

لازم بذکر است لیست منتشره ۴۲ نفره نمایندگان ترک مجلس شواری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی مربوط به اعضای فراکسیون نمایندگان مناطق ترک‌نشین است.

photo_2016-08-28_17-26-26تصویر





نظرات() 

پست اینستاگرامی روح الله حضرت پور، در خصوص نامه جمعی از نمایندگان مناطق ترک نشین به روحانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:20 ب.ظ




دورنانیوز - سرویس تاریخی و فرهنگی : روح الله حضرت پور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی با انتشار متنی درصحفه ی شخصی اینستاگرامی خود نسبت به تدریس زبان تورکی واکنش نشان داده است.


روح الله


به گزارش دورنانیوز ،

آذربایجانین عزیز میلتینه سلاملار اولسون

آذربایجانین ایگید اوغوللاری ایللردیر یاسال حاقلاری اولان آنادیللری آذربایجان تورکجه سینده یازیب اوخوما حاقلارینی ایسته مکده دیرلر. کئچن گونلرده بنده نیز ایله مجلیسده کی میللت وکیللرینیز جمهور باشقانینا خطاب یازدیغیمیز بیر مکتوبلا بو اونملی و حیاتی ایسته یین گئرچکلشدیریلمه سینی طلب ائتمیشیک. بیز، آذربایجان کولتورونو و تورکجه نی دیریلتمک و یایماق ایسته مکله بیرلیکده وارلیغیمیزی بو فخر ائدیلن و گووه نیلیر قایناغا بورجلو بیلیریک.

یاشاسین آذربایجان

ترجمه فارسی :
مردم عزیز آذربایجان سلام

سالهاست که سلحشوران آذربایجانی به دنبال احقاق حق قانونی خود مبنی بر آموزش زبان ترکی آذربایجانی هستند، در روزهای گذشته بنده و نمایندگان شما در مجلس با امضا نامه ای از رییس جمهور خواسته ایم که درخواست مهم را تحقق ببخشد. ما به دنبال احیا و گسترش فرهنگ و زبان آذربایجانی خود هستیم و خود را مدیون این هویت افتخارآمیز میدانیم.

زنده باد آذربایجان





نظرات() 

یک کارشناس رسانه: این خبرنگار است که رفتار غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای نشان داده است

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:15 ب.ظ

یک کارشناس رسانه به یول‌پرس گفت: به  نظر می‌رسد این خبرنگار باید از مردم آذربایجان و نمایندگان ترک عذرخواهی کند و ایرنا نیز باید وی را تأدیب و اخراج نماید.

خبر

در همین ارتباط مصاحبه‌ای با یک کارشناس رسانه‌های انجام داده‌ایم که به دلایلی نخواست نامش فاش شود.

وی در جواب این سؤال به نظر شما علت درگیری دیروز در راهروی مجلس چه بوده است، گفت “مصاحبه با محاکمه متفاوت است. خبرنگار ایرنا کار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی انجام داده است.وی به‌جای مصاحبه‌ی خبری قاضی پور را محاکمه می‌کرد و این با اصول حرفه‌ای خبرنگاری و روزنامه‌نگاری منافات دارد. عمداً با صدای بلند و غیرمحترمانه‌ای با نماینده ملت حرف می‌زد. به‌شدت رفتار تندی با قاضی پور داشت و به‌نوعی با سوگیری، مخالفت خود را با تشکیل فراکسیون نمایندگان ترک در مجلس  نشان می‌داد که این هم در تضاد آشکار با اصول حرفه‌ای خبرنگاری است. خبرنگار سؤال خود را مطرح می‌کند و مصاحبه‌شونده نظر خود را بیان می‌کند. در خصوص پاسخ خبرنگار حق قضاوت را ندارد. قضاوت با مخاطبین و شهروندان است؛ یعنی جریان مصاحبه نباید به مناظره‌ای بین خبرنگار و مصاحبه‌شونده تبدیل شود. زیرا خبرنگار شانیت قاضی، مناظره کننده و محاکمه گر را ندارد. این شانیت ها از آن شهروندان و مخاطبین است.

وی ادامه داد: از طرفی خبرنگار باید در زمان انجام مصاحبه باید بی‌طرف و مستقل باشد و نباید سوگیری داشته باشد.خبرنگار یک رسانه ملی باید کاملاً حرفه‌ای عمل بکند. وی می‌تواند مخالف تشکیل فراکسیون نمایندگان ترک در مجلس و هر رفتار دیگری باشد ؛ ولی در زمان مصاحبه فقط حق پرسش را دارد نه قضاوت ک مخالفت را!

این کارشناس رسانه همچنین با اشاره به شخصیت نادر قاضی پور گفت: آقای قاضی پور فردی با اصول رفتاری مشخص است و باکی از این برخوردها ندارد و به‌شدت به دلیل رفتار غیراخلاقی خبرنگار عصبانی شده بود و در مقام نماینده‌ی ملت حق داشت ناراحت شود ؛ اما به‌نوعی در این حادثه این خبرنگار است که از خود رفتاری غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای نشان داده است و به حیثیت حرفه‌ای اصحاب خبر لطمه وارد ساخته است. به  نظر می‌رسد این خبرنگار باید از مردم آذربایجان و نمایندگان ترک عذرخواهی کند و ایرنا نیز باید وی را تأدیب و اخراج نماید.





نظرات() 

نگاهی بر درگیری فیزیکی نماینده مردم اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:08 ب.ظ


نه رفتار غیر حرفه‌ای و نامتناسب خبرنگار روزنامه دولتی ایران که ید طولانی در پرداختن به مسائل مربوط به ترکها دارد، قابل دفاع است و نه رفتار خشونت ­آمیز نماینده‌ای که برای دفاع مسالمت ­آمیز از حقوق مردمش راهی بهارستان شده است.

e04ed599125b892665a6eeb9ada6e858
سیدعلی ضیا- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس
سیدعلی ضیا- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس

چند ماه پیش در حالی که آسمان سیاست اورمیه فضای سنگین و پرالتهابی را می‌گذراند و بلند کردن دست روح­‌الله حضرت پور اصولگرا و هادی بهادری اصلاح طلب در سالن شش هزار نفری الغدیر اورمیه توسط قاضی­پور اصولگرا از شدت نگرانی‌های مردم اورمیه در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات تا حد زیادی کاسته بود، روزنامه قانون مطلبی تند بر علیه نادر قاضی پور تنها منتخب مردم اورمیه در دور اول انتخابات منتشر کرد که در آن حرف‌های توهین آمیز قاضی­پور در یک محفل خصوصی در زمان تبلیغات انتخابات مورد حمله قرار داده بود. به دنبال انتشار مقاله تند این روزنامه اصلاح‌طلب، یک فایل ویدئویی که در آن قاضی­پور با لحنی خودمانی و گاه توهین‌آمیز حرف می‌زد، در سطح وسیعی در دنیای مجازی منتشر شد. دو گروه از رسانه­‌ها در پروژه تخریب قاضی­پور سهیم بودند: گروه اول اصلاح طلبانی بودند که به دنبال لغو اعتبارنامه نماینده اصولگرا برای افزایش احتمال کسب یک کرسی دیگر توسط اصلاح طلبان در مجلس بودند؛ گروه دوم نیز جریانات نژادپرست پان‌ایرانیستی و رسانه‌­های وابسته به گروههای تروریستی کرد بودند که با انتصاب قاضی­پور به جریان هویت‌گرایی (با کلید رمز پانترکیسم) و تضعیف روحیه مردم آذربایجان، سعی بر آن داشتند تا مقدمات پیروزی دو نامزد ضدآذربایجانی را در دور دوم انتخابات فراهم کنند. قاضی­پور در دور اول انتخابات سرلیست جریان هویت‌گرایی اورمیه بود و همواره نیز در طول دوران نمایندگی‌اش در بسیاری از موارد مدافع مطالبات هویت­گرایانه بوده است اما این به هیچ وجه نمی‌تواند به منزله هویت‌طلب بودن کامل قاضی­پور تلقی شود چرا که در بسیاری موارد دیگر نیز در موضع مخالف این جریان ظاهر شده است و بی‌­شک اشتباهات این شخص یا حتی یک شخص تماما هویت­گرا را نمی‌توان به حساب تفکر هویت‌گرایانه نوشت.

امروز نیز اتفاقی مشابه آنچه که چند ماه پیش شاهدش بودیم دوباره تکرار شد؛ برخی رسانه­‌های اصلاح‌­طلب خبری مبنی بر درگیری نماینده اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران منتشر کردند؛ در متن این اخبار آمده بود: خبرنگار در حال مصاحبه با آقای قاضی­پور درباره فراکسیون ترک­های ایران بود که ناگهان با چالشی شدن سوالات قاضی­پور عصبانی شده و با خبرنگار درگیر شد. با گذشت مدت کوتاهی، رسانه‌­های آذربایجانی نقل متفاوتی از ماجرا را از زبان قاضی­پور بیان کردند. یول­پرس در این باره نوشت: نادر قاضی‌­پور درگیری فیزیکی خود با خبرنگار روزنامه ایران را چنین نقل کرد: «این آقا می‌گفت که شما چرا فراکسیون مناطق ترک‌نشین را راه انداختی؟ این آقا که قصد داشت ما را از ایران جدا کند گفت: چرا فراکسیون مناطق ترک‌نشین را تشکیل می‌دهی؟ چرا ترک‌ها رامطرح می‌کنید؟ ترک‌ها نیازی به مطرح کردن ندارند. ترک‌ها اصلا زمان صفویه شیعه نبودند! و هزاران حرف بی‌خود علیه ترک‌ها زد و من با وی درگیر شدم»

پس از این نیز در حالی که برخی از کانال‌ها مشغول درست کردن جوک و کاریکاتور مرتبط با این اتفاق بودند، رسانه‌­های مرکز، یک فایل صوتی یک و نیم دقیقه‌­ای را منتشر کردند که از ابتدای آن قاضی­‌پور به شکل عصبانی در حال حرف زدن نه چندان منطقی با خبرنگار روزنامه ایران است اما به هیچ وجه دلیل عصبانیت و اینکه مکالمه این دو نفر چه مدتی است شروع شده است مشخص نبود. این صوت کوتاه با شنیده شدن صدای زد و خورد بین نادر قاضی­پور و احسان بداغی پایان می‌­یابد و همزمان برخی در حال تشکیل کمپین بر علیه قاضی پور توهین و تمسخر ترک‌ها هستند و در آن سوی دیگر هم عده­‌ای با ایجاد کمپین دفاع از مشت­ زدن قاضی پور در صحن مجلس این مسئله را به ماجرای تشکیل فراکسیون ترک‌زبانان پیوند داده و به شکل غیرمنطقی در حال دفاع از این اقدام زشت نماینده خوش­ قلب مردم اورمیه هستند.

به هر حال نه رفتار غیر حرفه‌ای و نامتناسب خبرنگار روزنامه دولتی ایران که ید طولانی در پرداختن به مسائل مربوط به ترکها دارد، قابل دفاع است و نه رفتار خشونت ­آمیز نماینده‌ای که برای دفاع مسالمت ­آمیز از حقوق مردمش راهی بهارستان شده است.






نظرات() 

سخه‌پیچی فاشیسم برای ترک‌های ایران: افراط‌گرایی به‌جای فعالیت‌های مدنی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-11:02 ب.ظ

هدف و غایت نهایی فاشیسم جایگزینی افراط‌گرایی و خشونت به جای مبارزه و فعالیت مدنی، صلح‌آمیز و قانونی هویت‌گرایان ترک و در نتیجه درگیر ساختن کشور با یک جنگ فرسایشی با بن مایه قومی و سوق دادن آن به سوی تجزیه و نابودی است. ترس سرسپردگان حکومت منحوس پهلوی نه از تجزیه و تکه تکه شدن کشور، بلکه از اتحاد و یکپارچگی آن بوده و می‌توان اذعان داشت که فاشیسم پان آریایی اندیشه‌ای ضد ایرانی است که از سوی سرویس‌های امنیتی خارجی نظیر موساد، سیا و... مامور تفرقه افکنی میان اقوام ایران از طریق انکار حقوق قانونی آنها گشته است.

patch2image
رضا اصغری- سردبیر یول‌پرس
رضا اصغری- سردبیر یول‌پرس

اما خوشبختانه در بسیاری از جوامع امروزی، مبارزه مدنی و صلح آمیز از ظرفیت و پتانسیل قابل توجهی برخوردار بوده و از اولویت بسیار بالایی برای فعالین راه حق و آزادی برخوردارد است. به نظر نگارنده جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. از آنجایی که قانون اساسی هر کشوری، رکن اساسی حکومت محسوب شده و حرف و آخر را می‎زند، نگاهی بر قانون اساسی کشور ما را با این حقیقت روبه رو می‌سازد که می‌توان با استفاده از مسیرهای قانونی تعبیه شده در بطن اصول مختلف قانون اساسی که بر اساس شاخصه‌های مردم‌سالاری دینی مصوب گشته است، مدنیت و صلح را سرلوحه فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی با هدف رسیدن به مطالبات و حقوق گروه‌های مختلف اعم از قومی، مذهبی، حزبی و… قرار داد.

از آنجایی که تنوع قومی و زبانی از جمله ویژگی‌های شاخص ایران بوده و تلاش قومیت‌ها برای بدست آوردن حقوق ابتدایی خود و برقراری عدالت و برابری در تمامی زمینه‌ها از جمله کنش‌های پویا و دنباله‌دار عرصه سیاست کشور می‌باشد، از این رو حرکت در مسیر فعالیت‌های مدنی و استفاده از تمامی ظرفیت‌های قانونی می‌تواند تا حد زیادی کارگشا باشد. در این بین ترک‌ها به عنوان بزرگ‌ترین گروه قومی کشور از بدو شروع سیاست‌های قوم‌ستیزانه و یکسان‌سازی فرهنگی حکومت پهلوی تا به اکنون روند فعالیت‌های صلح‌آمیز خود برای رسیدن به مطالبات و حقوقشان را آغاز نموده و همواره با توسل به مدنیت و پرهیز از خشونت و فعالیت علیه منافع و مصالح کشور، وفاداری و پایبندی خود به وطنشان ایران را اثبات کرده‌اند. اصولا نباید تفکراتی نظیر تجزیه طلبی و جدایی طلبی جایگاهی در میان نظام فکری و اندیشه سیاسی فعالین ترک در ایران داشته باشد، چرا که در حقیقت ترک‌ها از ساکنین دیرین و از پایه‌گذاران نظام حکومتی این سرزمین بوده و ایران بدون عنصر ترکیت و ترکیت بدون عنصر ایران معنا و مفهومی ندارد. از این روست که جنبش‌ سیاسی ترک در ایران هرآنقدر که تا به امروز بر ضرورت تحقق مطالبات و حقوق خود تاکید ورزیده، از ضرورت ممانعت از ورود عنصر خشونت و رادیکالیسم به خطی مشی، اهداف و آرمان‌های این جنبش که امروز از آن به عنوان “هویت گرایی” یاد می‌شود نیز سخن گفته است.

با وجود آنکه “مبارزه مسلحانه” امروزه تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از فعالیت‌های گروه‌های رادیکال وابسته به برخی از اقوام کشور شده و همواره شاهد وقوع درگیری‌های خونینی میان این گروه‌ها و نیروهای نظامی و امنیتی کشور و در نتیجه افزایش ناامنی در مناطق مختلف بوده‌ایم، اما جنبش سیاسی ترک ایران هیچ گاه راهکار مبارزه رادیکال و مسلحانه را در اولویت کاری خود قرار نداده و آن را با اصول و موازین خود در تضاد آشکار دیده است. از این رو تمام توان خود را در بهره گیری از ظرفیت های قانونی برای زدودن غبار تبعیض و نابرابری از چهره آذربایجان و سایر مناطق ترک نشین کشور به کار بسته، که تلاش برای تشکیل فراکسیون نمایندگان تُرک در مجلس شورای اسلامی و پیگیری مطالبات و خواسته‌های میلیون‌ها ترک ایرانی از طریق بسترهای قانونی و مشروع از جمله برنامه‌ها و راهکارهای این اندیشه سیاسی و فکری بسیط و ریشه‌دار در کشور است. جنبش سیاسی ترک ایران تشکیل فراکسیون ترک را راهکاری برای جلوگیری از ورود و تقویت عنصر افراط‌گرایی در میان نسل جوان هویت گرایان آذربایجان و سایر جوامع ترک ایران تلقی نموده و آن را پتانسیل و ابزاری قدرتمند جهت مشارکت بزرگ‌‎ترین گروه قومی ایران در میدان سیاست و قانون گذاری کشور و تحقق مطالبات ترک‌ها به خصوص در حوزه‌های فرهنگی نظیر زبان، اقتصاد و اجتماعی و در نتیجه برقراری عدالت و ریشه کن ساختن نابرابری در میان اقشار مختلف ملت ایران قلمداد می‌کند. شکل گیری این فراکسیون که از جمله مهمترین مطالبات مردم ترک در چهار گوشه ایران اعم از آذربایجان، خراسان، ترکمن صحرا، مناطق قشقایی نشین و… بوده است، با تلاش و اهتمام اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان ترک حاضر در مجلس دهم روند ابتدایی خود را آغاز نموده و به اذعان نادر قاضی پور نماینده مردم اورمیه، با امضای نزدیک به ۱۰۰ نماینده ترک، در آستانه شکل گیری می‌باشد. خبری که مطابق با پیش‌بینی‌ها چندان به مذاق محافل فاشیستی خوش نیامده و آنانی که همچنان خود را ادامه دهنده راه رضا شاه و سیاست‌های هویت زدایی قومی وی می‌دانند را دچار آشفتگی و ترس و اضطراب فراوان نموده است. چرا که محافل فاشیستی به عنوان دشمنان درجه یک اتحاد و برابری اقوام ایرانی، تشکیل این فراکسیون را مقدمه‌ای بر پایان تبعیض و نابرابری میان اقوام مختلف ایران و در نتیجه افزایش اتحاد، همدلی و یکپارچگی میان آنان تلقی نموده و آن را با سیاست‌های تفرقه‌افکنانه خود در تضاد آشکار می‌بینند. فاشیست‌ها که هیچ گاه چشم دیدن تنوع زبانی و قومی در ایران را نداشته و این سرزمین را همواره با عینک آریایی – پارسی نگاه کرده و هرگونه عنصر ترک، عرب و… را بیگانه و غیرایرانی خوانده‌اند، حال از تلاش جنبش سیاسی ترک ایران برای تحکیم پایه‌های هویت ایرانی میلیون‌ها ترک دچار عصبیت گشته و نتیجه آن را امروزه در سنگ اندازی‌های عناصر وابسته به فاشیسم نژادپرست در مسیر تلاش‌ها و فعالیت‌های قانونی ترک‌ها قابل مشاهده است. فاشیسم لجام گسیخته و مضطرب در حالی با بر تن کردن لباس ظاهری ایران دوستی بر تن، تشکیل فراکسیون ترک در مجلس دهم را اقدامی تجزیه طلبانه و ضد ایرانی قلمداد می‌کند که اساسا نباید استفاده از ظرفیت‌های قانونی نظیر مجلس قانون گذاری جایگاهی در نظام فکری معتقدین به تجزیه طلبی داشته باشد. سوال این است؛ با کدام عقل و منطقی میتوان جنبشی را که به قانون اساسی و مجلس قانون گذاری کشورش اعتقاد و ایمان دارد را جنبشی تجزیه طلبانه معرفی نمود؟ البته که فاشیسم نه بر پایه عقل و منطق، بلکه بر پایه نژادپرستی و انسانیت ستیزی بنا گشته و استفاده ابزاری این اندیشه خطرناک و ضدایرانی از گفتمان میهن پرستی سو استفاده و فریبی بیش نیست.

اگر حقیقتا دنباله‌روهای تفکر پان آریائیسم از صمیم قلب به تمامیت ارضی ایران اعتقاد داشتند، اساسا امروز باید از تلاش فعالین ترک برای ورود سیستماتیک به عرصه سیاست و قانون‌گذاری کشور که نشانی آشکار از ایران‌دوستی و میهن‌پرستی این جنبش است، خوشحال شده و با حمایت از این روند رضایت خود را نشان می‌دادند، حال آنکه هر آنقدر که ترک‌ها قدمی به سوی تقویت اتحاد و برقراری عدالت در ایران برمی‌دارند، فاشیسم عصبی‌تر گشته و واکنش‌های تند و تیزتری از خود نشان می‌دهد. در واقع هدف و غایت نهایی فاشیسم جایگزینی افراط‌گرایی و خشونت به جای مبارزه و فعالیت مدنی، صلح‌آمیز و قانونی هویت‌گرایان ترک و در نتیجه درگیر ساختن کشور با یک جنگ فرسایشی با بن مایه قومی و سوق دادن آن به سوی تجزیه و نابودی است. ترس سرسپردگان حکومت منحوس پهلوی نه از تجزیه و تکه تکه شدن کشور، بلکه از اتحاد و یکپارچگی آن بوده و می‌توان اذعان داشت که فاشیسم پان آریایی اندیشه‌ای ضد ایرانی است که از سوی سرویس‌های امنیتی خارجی نظیر موساد، سیا و… مامور تفرقه افکنی میان اقوام ایران از طریق انکار حقوق قانونی آنها گشته است.

اگر امروز ترک‌ها به بهانه‌های واهی از تشکیل فراکسیونی قانونی در مجلس برای مشارکت در عرصه سیاست کشور منع شوند، مسلما اندیشه‌های رادیکال قومی و مبارزات خشونت آمیز جایگزین فعالیت‌های مدنی و صلح‌آمیز گشته و مناطق ترک‌نشین کشور و به خصوص آذربایجان تبدیل به آوردگاه ناامنی و بی‌ثباتی خواهد شد. چنین روندی در تقویت تمایلات تجزیه طلبانه بسیار موثر بوده و هیچ عقل سلیمی خواهان حاکمیت چنین وضعیتی در هیچ نقطه‌ای از کشور نیست.

مخلص کلام اینکه رمز برقراری و تقویت اتحاد و همدلی در کشور، خشکاندن ریشه فاشیسم و تقویت ریشه همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق متقابل است. سکوت در برابر خیانت نژادپرستان در حق ایران و سنگ اندازی این عناصر وابسته به بیگانه در مسیر تحقق حقوق و مطالبات اقوام، خیانتی است نابخشودنی.

اختصاصی یول‌پرس – بازنشر با ذکر منبع بلامانع است.





نظرات() 

دردسر جدید قاضی پور در مجلس

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-07:56 ب.ظ


در حالی‌که فراکسیون امید مجلس شورای درگیری دیروز نادر قاضی پور با یک خبرنگار را در دستور کار خود قرار داده، عضو هیات نظارت بر رفتار نمایندگان از پیگیری این موضوع در این هیات خبر داد

نادر قاضی پور

بهرام پارسایی روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا ضمن محکوم کردن اقدامات توهین آمیز به خبرنگاران افزود: نظر اعضای فراکسیون امید درمورد این گونه موضوعات کاملا مشخص است. ما زمانی که فایل صوتی برخورد نماینده اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران را گوش دادیم، بسیار متاسف شدیم.

وی خاطرنشان کرد: در کشوری که بالاترین امنیت را به برکت نظام جمهوری اسلامی دارد متاسفانه هنوز امنیت اهل قلم و رسانه وجود ندارد، این حرکات به ما لطمه می زند.

سخنگوی فراکسیون امید مجلس ادامه داد: قطعا در این راستا ما تذکرهای جدی را در جلسات علنی این هفته مجلس و در نطق های میان دستور خواهیم داد.

پارسایی تاکید کرد ما از هیات رییسه و رییس مجلس می خواهیم در این زمینه موضع گیری شفاف داشته باشند.

وی با یادآوری این که مجلس جای اینگونه ادبیات و صحبت ها نیست، گفت: این افراد اگر در محافل شخصی خود این گونه حرف می زنند باید بدانند مجلس جای این حرف ها و این حرکات نیست و بر طبق فرموده امام راحل(ره) مجلس در راس امور است و باید شان همگان حفظ شود.

 برخورد قاضی پور با خبرنگار روزنامه ایران در جلسه فردا فراکسیون امید

سخنگوی فراکسیون امید مجلس ادامه داد: ما این موضوع را در جلسه فردا هیات رییسه فراکسیون امید بررسی خواهیم کرد.

پارسایی اضافه کرد: ما همچنین با تهیه نامه ای به رییس مجلس درخواست می کنیم با این گونه افراد که به خود اجازه می دهند به خبرنگاران توهین کنند، برخورد کند.

ورود هیات نظارت

عضو هیات نظارت بر رفتار نمایندگان از پیگیری موضوع درگیری نماینده اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران در این هیات خبر داد. محمدجواد جمالی، در مورد نحوه ورود هیات نظارت بر رفتار نمایندگان به موضوع درگیری نماینده اورمیه با خبرنگار روزنامه ایران اظهار کرد: اولین جلسه هیات نظارت بر رفتار نمایندگان بعد از تعطیلات مجلس و در مهر ماه برگزار می شود که در این جلسه مواردی که این هیات می تواند به آن ورود پیدا کند ، مشخص می شود.

وی توضیح داد: اگر نماینده ای رفتاری خلاف شئون نمایندگی در هر زمینه ای داشته باشد و یا اظهارنظری در مسائل داخلی و خارجی بر خلاف شئون نمایندگی انجام دهد، این هیات ورود می‌کند، همچنین اگر نماینده‌ای حق کسی را ضایع کرده و یا ارتباطات ناسالم اقتصادی داشته و یا ارتباطات ناسالمی با بیگانکان برقرار کرده باشد نیز طبیعتاً هیات بررسی های لازم را انجام خواهد داد.

این عضو هیات نظارت بر رفتار نمایندگان با اشاره به درگیری قاضی پور با خبرنگار روزنامه ایران اظهار کرد: حرکت آقای قاضی پور نوعی رفتار خارج از شئون نمایندگی است و طبیعتاً اگر کسی شکایت کند این موضوع در هیات نظارت قابل طرح خواهد بود  وتذکرات لازم داده خواهد شد چون رفتار صورت گرفته صحیح نبوده است البته اگر شکایتی صورت نگیرد و به ما گزارشی ارائه شود و یا خودمان از این موضوع آگاه شویم نیز می توانیم در هیات بررسی کنیم ولی اگر شکایت صورت گیرد دستمان برای بررسی بازتر است.

جمالی با اشاره به ترکیب هیات نظارت بر رفتار نمایندگان اظهار کرد: هیات نظارت متشکل از سه نفر با جایگاه حقوقی یعنی رئیس کمیسیون اصل ۹۰، رئیس کمیسیون حقوقی و یکی از نواب رئیس و ۴ نماینده از سایر کمیسیون هاست. ما در این هیات به دنبال مچ گیری نیستیم بلکه می‌خواهیم هشدارهای لازم را بدهیم.

وی افزود: ممکن است از کانال های مختلفی به ما گزارشاتی از انحراف نماینده ای از شئونات برسد که ما در بررسی ها بر این موضوع تاکید داریم که نماینده را به جاده اصلی برگردانیم و طبیعتاً این کار در جوی آرام انجام می شود.





نظرات() 

عکس قدیمی مربوط خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-07:47 ب.ظ












مرحومین حاج علیجان آقاجانی و کربلایی هاجر خانم پولادی چله وند (لوندویل_حدود سال 1339 خورشیدی(بیش از 50 سال پیش)




نظرات() 

۸ درمان خانگی برای دفع سنگ کلیه

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 8 شهریور 1395-07:31 ب.ظ

سنگ کلیه زمانی رخ می دهد که کلیه ها دیگر قادر به پردازش سموم از بدن به طور موثر نیستند. این عارضه با درد و انسداد در جریان ادرار خود را نشان می دهد.

به گزارش جمهوریت؛ در اینجا درمان های طبیعی و ساده خانگی برای کمک به تسکین درد و و ناراحتی ناشی از سنگ کلیه و سرعت بخشیدن به روند درمان طبیعی بدن بیشتر معرفی شده است:

نوشیدن آب لیمو: یک راه کار ساده، موثر و در عین حال ارزان‌قیمت برای درمان سنگ کلیه و کاهش درد ناشی از آن، مصرف آب مرکبات بویژه‌ آب لیموست که راه‌ حلی کارآمد و امیدبخش برای این بیماران است.

برگ توت فرنگی: برگ توت فرنگی می تواند به درمان سنگ کلیه کمک کند. افرادی که به سنگ کلیه مبتلا هستند می توانند ۴۰ گرم از برگ توت فرنگی را با یک لیتر آب به مدت ۳ تا ۴ دقیقه بجوشانند. سپس، این محلول را هر ۵ ساعت یک بار بنوشند.

ریشه قاصدک: این گیاه پاک کننده کلیه است و مصرف آن به میزان ۵۰۰ میلی گرم دو بار در روز می تواند برای دفع سنگ کلیه بسیار مفید باشد. ریشه قاصدک از صدها سال پیش به عنوان روشی درمانی برای دفع سنگ کلیه به کار رفته است.

لوبیا: لوبیا سرشار از پتاسیم و یک درمان خانگی موثر برای سنگ کلسیه است. به گفته متخصصان ۶۰ گرم لوبیا قرمز باید برای ۶ ساعت در آب گرم جوشانده شود. این آب را باید از صافی رد کنید و اجازه بدهید مایع به دست آمده برای ۸ ساعت خنک شود. به مدت یک روز و هر دو ساعت یک بار می توان یک لیوان از این مایع نوشید و آنهم برای کاهش درد و وخامت سنگ کلیه.

چای ریحان: چای ریحان و به طور کلی ریحان از جمله سبزی ‌های مفیدی است که مصرف آن به طور روزانه سلامت کلیه‌ ها را تضمین می‌ کند. در صورت ابتلا به سنگ کلیه می‌ توانید طی شش ماه، هر روز یک قاشق چایخوری آب ریحان را با عسل مخلوط و میل کنید. این ترکیب به دفع سریع‌ تر و آسان ‌تر سنگ کمک می کند.

انار: همیشه شنیده‌ ایم انار فواید زیادی برای سلامت دارد ولی هسته‌ ها و آب آن به عنوان یک درمان طبیعی برای دفع سنگ‌ های کلیوی به شمار می‌ رود. دلیل آن هم ویژگی ترش و قابض بودن آن است که کلیه‌ ها را شست و شو داده و به دفع راحت ‌تر سنگ کمک می ‌کند.

منیزیم: مطالعات نشان می دهد که مردم با سنگ های راجعه کلیوی هنگامی که مکمل های کلسیم را دریافت می کنند، نرخ بهبودشان به ۹۲.۳ درصد می رسد. دریافت روزانه ۳۰۰ میلی گرم منیزیم برای پیشگیری و کاهش علائم سنگ کلیه توصیه می شود.

کرفس: افرادی که به سنگ کلیه مبتلا هستند می توانند نصف فنجان آب کرفس را قبل از هر وعده غذایی بنوشند.




نظرات() 

قَییش‌گؤتدی (قاییش گؤتوردو)

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-07:27 ب.ظ

اویونلار

یازار : آیدین(علی محمد) خلفی زنگیر

http://milmugan.arzublog.com/

قَییش‌گؤتدی (قاییش گؤتوردو)

چمبر شكلینده تخمیناً 3 ارشین بویوندا بیر جیز چكیلیر، اویونچولار اؤزلرینه یولداش گؤتوروب ایكی بؤلومه بؤلونورلر. پوشك آتیلیر. پوشكو اودوزان یولداشلارییلا بیرلیكده جیزین ایچینده اولور.

جیزین ایچینده اویونچولارین سایی قدر گؤن قاییش سریلیر. قاییشین توققاسی جیزین قیراغینا بیر قاریش قالان و او بیری باشی جیزین اورتاسینا دوغرو اولور و هر اویونچو اونلاری چؤلده‌كی اویونچولاردان ساخلاماق اوچون قاییشین بیری‌نین اوستونده دورور اما تاپدامیر.

اویون باشلانیر. جیزین چؤلونده اولان اویونچولار قاییشی جیزین ایچیندن گؤتورمه‌یه و ایچینده اولانلار اونلارین آیاقلارینی اؤز آیاقلاری ایله وورماغا چالیشیرلار. ایچه‌ریده‌كی اویونچولار چؤلده‌كیلرین آیاقلارینی وورماق اوچون بیر آیاقلاری جیزین ایچینده اولما‌لیدیر. بو ایشی چؤلده اولان اویونچولارین بیرینی توتوب ایچه‌ری چكمكله ده گؤره بیلرلر. آیاغی باسیلان اویونچو یولداشلاری ایله بیرلیكده جیزین ایچینه و ایچه‌ریده‌كیلر چؤله یئر دییشیرلر.

چؤلده‌كی اویونچولار دا آیاقلاریندان موغایات اولا‌راق جیزین ایچینه سریلن قاییشلاری اله كئچیرمه‌یه چالیشیرلار. قاییشین بیرینی اله كئچیرندن سونرا، ایچه‌ریده اولانلار اوچون ایش بیر آز چتینلشیر. چونكی او قاییشلا ووراراق، قاییشلارین قالانینی دا اله كئچیرمك راحت اولور. قاییشلار اله كئچدیكدن سونرا جیزین ایچینده اولانلاری قاییشلارلا وورماغا باشلاییرلار. ایچه‌ری‌ده‌كیلر اونلارین بیری‌نین آیاغینی، آیاغییلا وورونجا اویون بئله گئدیر. بئله اولاندا جیزداكیلار قاییشلاری چؤلده‌كیلردن آلیب یئرلرینی دییشیرلر و قاییشلا وورماغا باشلاییرلار.

اویونون قورالینا گؤره قاییشین توققاسییلا یوخ او بیری باشییلا قورشاقدان آشاغا تكه‌جه قیچا وورما‌لیدیرلار. بو اویونو گنجلر، پاییز فصلی و بایرام قاباغی اویناییرلار. بو اویونو اویناماغا جسارت گؤسترن اویونچو اؤزونه فخر ائده‌بیلیردی، چونكی اوركلی و قورخماز اولدوغونو هامییا گؤستَریردی. دوغرودان دا بئله ایدی. چونكو گون قاییشین آغریسینا هر آدام دؤزه بیلمز.





نظرات() 

قارداش‌لار ساواشدی اَبلاهلار ایناندی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-07:18 ب.ظ

قدیم زامان بیر کندده بیر بی قولدورلوق ائدیرمیش، کند اهلی اونا بویون اَی‌سه ده ایکی قارداش وار ایمیش کی اونا بویون اَی‌میرمیش، گوجلو و ایگید اولدوقلاری اوچون ده بی و آدام‌لاری اونلارا باتیشا بیلمیرمیش.

بی اونلاری بیر- بیریندن آییریب، ضعیف‌لدیب و سونوندا قول ائتمک اوچون مختلف حیله‌لر ایشلدیردی. بی‌ین دیللی باشلی آدام‌لاری قارداش‌لاری آیری آیری گؤروب او بیریسین پیسله‌ییردیلر تا بلکه اونلارین آراسیندا محبت، قارداشلیق و بیرلیک یئرینه نفرت و دشمنلیک حاکم اولا.

بیر گون کیچیک قارداش او بیریسینه دئییر؛ بَی بو قدر بیزی آییرماغا زحمت چکیر گؤره‌سن نه فیکیری وار، گل بو بهانه‌لرین بیرینده اوزده ساواشاق گؤرک نه اولاجاق. و ائله ده ائدیرلر.

بی بو حادثه‌دن سونرا اونلاری تماماً قول ائتمک اوچون باشیندا ایکی- اوچ یانچی‌سی ایله کیچیک قارداشین قاپیسینا گئدیب دئییر؛ سنین کئچی‌لرین منیم زمیمی یئییب، اکدیگین تاخیلین یاریسی منیم اولاجاق یوخسا زورلا هامیسینی آلیب سنی کنددن قووارام. کیچیک قارداش بَی‌ین اوزونه آغاریر، بی قامچینی قالدیریب اونون باشینا چالاندا آرخادان بر گوجلو ال اونون بیلنگیندن یاپیشیب سیخیر. بَی‌ین الی بوشالیر و قامچی یئره دوشور. بَی گؤرور بؤیوک قارداش ...

بی دئییر؛ به سیز ساواشمیشدیز !

بؤیوک قارداش دئییر؛ قارداش‌لار ساواشدی اَبلاهلار ایناندی.

بؤیوک قارداشین بو سؤزو ایندی ده آتا سؤزو کیمی ائل آراسیندا ایشلَنیر.

 





نظرات() 

عصبیت و عوام فریبی مخالفین تدریس زبان ترکی (درپاسخ به یادداشت روزنامه شرق)

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-06:59 ب.ظ

محمد مجنونی

آقای روزنامه‌نگار، آمریکا از بحران آزادی بردگان عبور کرد و اعتقاد لینکلن بر برابری انسانها به کرسی نشست و سالها بعد یک سیاهپوست نه به عنوان برده بلکه به عنوان یک انسان و یک آمریکایی به ریاست جمهوری رسید و نام لینکلن و مارتین لوتر کینگ برای همیشه در تاریخ ماندگار شد نه نام افرادی که به خاطر منافع شخصی خود و کسری منطق با آنها به مبارزه برخواستند. و اکنون نیز در ایران ما افرادی که شایسته نام کوکلاس کلان (۲) فرهنگی هستند سعی در جلوگیری از به کرسی نشستن دموکراسی اقوام و تدابیر دولت وقت دارند که هیچوقت به نتیجه نخواهند رسید چون بشریت حق و حقوق خود را شناخته و برای کسب آن مبارزه خواهد کرد و مردم آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نیست.

روزنامه شرق
محمد مجنونی
محمد مجنونی

در کشورمان ایران سه سال پیش دولت آقای روحانی با شعار تدبیر و امید به پیروزی رسید و توانست با شعارهای انتخاباتی از جمله اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی و تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی از مناطق ترک نشین رای خوبی را کسب کند اما در طول این سه سال با توجه به مذاکرات هسته‌ای و آنچه تعامل با دنیا خوانده می‌شد این شعارها و قول‌های انتخاباتی را تحت‌الشعاع قرار داده و کسی به غیر چند تن از روشنفکران و فعالان مطبوعاتی پیگیر این موضوع نبود اما با توجه به نتیجه رسیدن برجام و نزدیکی انتخابات سال آینده ریاست جمهوری کشور، دولت از روی تدبیر خود به امیدهای مردم ترک جواب داده و اقدام به گنجاندن رشته زبان ترکی آذربایجانی در دفترچه انتخاب رشته دوره کارشناسی نموده است. اما این کار دولت به مذاق بعضی‌ها خوش نیامده و این کار را خطری برای تجزیه ایران دانسته‌اند؛ بخصوص روزنامه شرق به تاریخ ۳ شهرویور ماه ۹۵ مقاله‌ای تحت عنوان “سیاست هویت و کمپین انتخابات” به قلم فردی معلوم‌الحال که به عنوان کارشناس مسائل قومی! معرفی شده، چاپ نموده که سعی دارد به شیوه یکی به نعل و یکی به میخ و پنهان کردن افکار خطرناک نژادپرستانه خود، این تصمیم دولت را یا یک فریب انتخاباتی و یا شاید سیاست واقعی دولت در قبال اقوام بداند. اگر هم‌نظر با نویسنده مقاله این کار دولت یک فریب انتخاباتی باشد پس باید از وی پرسید در طول این ۳۸ سال که از پیروزی انقلاب اسلامی و تدوین قانون اساسی کشور می‌گذرد چرا حقوق اقوام داده نشده است و شما که خود را به اصطلاح روزنامه نگار و کارشناس مسائل قومی میدانید چرا روزه سکوت گرفته بودید، آیا این حرکت لنگان دموکراسی را در کشور نشان نمی‌دهد که موقع انتخابات، دولتمردان به خاطر می‌آورند که قومیت‌هایی نیز در کشور زندگی می‌کنند. و اگر این سیاست هویتی دولت در قبال قومیت‌ها باشد سیاستی است که باید سال‌ها پیش اجرا می‌شد اما باز هم مردم آذربایجان دیدی مثبت به این مسئله داشته و این تصمیم دولت را آغازی بر حرکت مثبت دولت حال و دولت‌های آینده بسوی دموکراسی قومیت‌ها می‌دانند اما آقای به اصطلاح روزنامه‌نگار که آشکار است از درخواست‌ها و هویت طلبی مردم آذربایجان بی‌خبر می‌باشد بصورت موذیانه و طرح اینکه بهتر بود از مردم در خصوص ترجیح “رفاه اجتماعی” یا “سیاست هویتی” نظرسنجی شود، سوال و نظرسنجی که ذاتا از بن و ریشه اشتباه می‌باشد یعنی از مردم پرسش شود آیا رفاه میخواهید یا هویت؟ پرسشی لوئرزی (۱) که فرد را در دو راهی حقوق خود قرار میدهد آقای سیف الدینی این “انتخاب” نیست بلکه این”واگذار کردن” می‌باشد و نتیجه این نظرسنجی حتما باخت میباشد و هر دو طرف این انتخاب جزو حق و حقوق یک ملت میباشد نه لطف و مرحمت.

سوال دیگری که بنده از آقای به اصطاح روز‌نامه‌نگار دارم این است که آیا امکان دارد فردی با مطالعه کتب و منابع اعلامی از طرف سیستم آموزشی کشور به افکار “پان” گرایش کند؟ اگر جواب جنابعالی منفی باشد پس دغدغه شما بی‌مورد میباشد. و اگر جواب شما مثبت باشد پس احتمال نفوذ افکار “پان” برای شما نیز وجود دارد که در دامن این سیستم آموزشی تربیت یافته و به مقام روزنامه نگاری رسیده‌اید؛ سیستمی که شعار پارسی را پاس بداریم گوش فلک را کر کرده است، سیستمی که اشعار شاهنامه فردوسی و تمجید وی درصدی بالایی از کتب را به خود اختصاص داده اند اشعار شاهنامه‌ای که در تحقیر قومیت‌ها بخصوص ترک‌ها سروده شده است، اشعار و آثار افرادی مانند مانند کسروی، افشار، فروغی و… که نه تنها زبان ملت آذربایجان را نمی‌پذیرند بلکه افکاری هیتلر گونه نیز در خصوص نژاد مردم آذربایجان دارند.

آقای روزنامه‌نگار سخن دیگر اینکه مردم آذربایجان همواره در خصوص شیعه و اسلام بیشترین دغدغه را در مقایسه با اقوام دیگر داشته و دارند هنوز هم عزاداری ایام محرم در آذربایجان بی‌نظیرتر از اماکن دیگر برگزار میشود پس باید این مردم آذربایجان باشند که دغدغه اسلام و شیعه داشته باشند نه افرادی که به اسلام به عنوان وسیله نگریسته و هرگاه آن را نیاز دارند و خواهان کوبیدن فرد یا ملتی را هستند از آن استفاده نموده و سپس دور می‌اندازند و متاسفانه بوی چنین افکاری از نوشته‌های شما به مشام میرسد و سعی دارید با به میان کشیدن اسلام و شیعه افکار ناثواب خود را به کرسی بنشانید و جناب روزنامه نگار شما بهتر از بنده میدانید که علم و دانش بشری همواره بدون مرز و تقسیم بندی بوده است و ادبیات نیز از این غائله مستثنی نیست، آیا شما نوشته‌های نویسندگانی مانند داستایوسکی، جرج اورول، تولستوی، همینگوی، مارکز و… را باید با استدلال خودتان مبنی بر کمونیست و لیبرالیست و بی‌دین بودن و… تکفیر و از خواندن آنها امتناع کرد، نه تنها من بلکه هر فرد دیگری از بی‌غرضی شما به شک می‌افتد.

سخن آخر اینکه آقای روزنامه‌نگار، آمریکا از بحران آزادی بردگان عبور کرد و اعتقاد لینکلن بر برابری انسانها به کرسی نشست و سالها بعد یک سیاهپوست نه به عنوان برده بلکه به عنوان یک انسان و یک آمریکایی به ریاست جمهوری رسید و نام لینکلن و مارتین لوتر کینگ برای همیشه در تاریخ ماندگار شد نه نام افرادی که به خاطر منافع شخصی خود و کسری منطق با آنها به مبارزه برخواستند. و اکنون نیز در ایران ما افرادی که شایسته نام کوکلاس کلان (۲) فرهنگی هستند سعی در جلوگیری از به کرسی نشستن دموکراسی اقوام و تدابیر دولت وقت دارند که هیچوقت به نتیجه نخواهند رسید چون بشریت حق و حقوق خود را شناخته و برای کسب آن مبارزه خواهد کرد و مردم آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نیست.

آقای روزنامه‌نگار پس باید دوباره در خصوص شرف روزنامه نگاری خود بیاندیشید و دوباره بی‌طرفانه نوشته‌های خود را بازنویسی کنید که شاید بدون غرض و بدون افکار فاسد به نتیجه‌گیری درستی برسید وگرنه زیر سنگ بناهای حقوق مردم دفن خواهید شد.

۱- استاد علم مذاکره در دانشگاه کلمبیا و یکی از سیاستمداران مهم آمریکا در خصوص مذاکرات ایالت متحده با ایران با سیاست کسب منفعت بدون دادن هیچگونه نفعی به طرف مقابل.

۲- گروهی از نژادپرستان آمریکا که مخالفت شدیدی با برابری و آزادی سیاهان داشته و اقدام به قتل عام و جنایت علیه آنها نمودند.

اختصاصی یول‌پرس – بازنشر با ذکر منبع بلامانع است. 

 





نظرات() 

تلاش برای انکار متون نظم و نثر زبان و ادبیات تورکی آذری

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-06:54 ب.ظ

کارشناس مسائل قومی فارغ‌التحصیلان این رشته را اژدها نامید!

نویسنده به‌قصد بعید دانستن این اقدامات از سوی حجت‌الاسلام یونسی شروع به تعریف و تمجید از ایشان کرده است وی با افزودن چاشنی‌های عقیدتی مسئولین را از عاقبت این کارها برحذر کرده و در کمال بی‌ادبی از اکنون فارغ‌التحصیلان زبان و ادبیات تورکی آذری را اژدها نامیده است!

روزنامه شرق
مجتبی نجفی- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس
مجتبی نجفی- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس

پیش و پس از اعلام رسمی این خبر، ابراز نظرهای بسیاری از سوی افراد با دیدگاه‌های متفاوت در رسانه‌های مختلف منتشرشده است. افراد بسیاری از این امر استقبال کردند و عده‌ای ابراز نگرانی و ناخشنودی. در شماره ۲۶۶۴ روزنامه شرق به تاریخ سوم شهریورماه یادداشتی تأمل‌برانگیز با تیتر «سیاست هویت و کمپین انتخاباتی» به قلم آقای سالار سیف‌الدینی به‌عنوان کارشناس مسائل قومی در پنج بند با اهداف جداگانه تنظیم و به چاپ رسیده است که عصبیت، غرض‌ورزی و بی‌منطقی در آن موج می‌زند.

اینکه از روزنامه شرق بعید باشد یا قریب، انتظار چاپ چنین مطالبی را داشته باشیم یا نه به کنار، به‌هرحال سابقه فعالیت رسانه‌ای این روزنامه و جهت‌گیری‌های آن پیش چشم و در دسترس همگان می‌باشد. مسلماً چاپ و نشر چنین مطالب سخیف و مغرضی تأثیر سوء خود را در ذهنیت خوانندگان آن خواهد گذاشت. در این نوشته سعی بر این است که با رعایت اختصار، تک‌تک بندهای آن را واکاوی کرده و نیت سوء پشت آن فاش گردد.

دربند اول با این عنوان که همه جوانب سیاسی در نظر گرفته نشده است، یک اجماع کشوری در این زمینه وجود ندارد و روحانی به دنبال بهره‌برداری انتخاباتی می‌باشد، سعی شده است اساساً تدریس زبان تورکی در دانشگاه زیر سؤال برود. ایشان خودشان را به فراموشی زده‌اند که تدریس زبان تورکی آذری متکی بر چند اصل قانون اساسی می‌باشد و رئیس‌جمهور که با همین تبلیغات و وعده توانسته رأی استان‌های تورک نشین را کسب نماید، مسئول اجرای قانون اساسی می‌باشد. لازم به ذکر است که کارشناسان واقعی چندین سال است که در این زمینه گمانه‌زنی و نظرسنجی انجام داده‌اند و امروزه همه دلسوزان و وطن دوستان به این نتیجه رسیده‌اند که تدریس زبان مادری را باید پیش‌ازاین‌ها شروع می‌کردند.

دربند دوم نوشته تلاش بر این است که تدریس زبان مادری تورکان آذری اصولاً مطالبه‌ای غیر مردمی و خواسته‌ای تنها در بین نخبگان معرفی گردد. ایشان برای سوءاستفاده از وضعیت معیشتی و اقتصاد عقب‌مانده مردمان مناطق تورک نشین (لازم به ذکر است که وی آذربایجان و استان‌های تورک نشین را تنها تبریز و اردبیل می‌دانند) سیاست فریب افکار عمومی را به کار می‌گیرند به‌این‌ترتیب که در یک‌طرف مطالبه هیجان‌انگیز «سیاست هویت» در حوزه نخبگی و در طرف دیگر «سیاست رفاه و تأمین اجتماعی» را ذکر و رودرروی هم قرارداده و در ادامه بودجه استانی را مطرح ساخته‌اند. این امر به‌خوبی نشان می‌دهد که دست این کارشناس محترم از تمام استدلال‌های منطقی کوتاه است. چراکه هزینه تحصیل ۴۰ نفر دانشجوی کارشناسی در رشته ادبیات تورکی آذری آن‌هم در دانشکده‌ای که رشته‌های زبان و ادبیات عربی، فارسی و انگلیسی تا مقاطع دکتری تدریس می‌شود هیچ دردی از معیشت مردم تورک دوا نمی‌کند همچنین بودجه این رشته تحصیلی از ردیف بودجه استانی نبوده و از طرف وزارت علوم باید تأمین گردد. از طرفی هم چنانچه منطق کارشناسی ایشان را بپذیریم آن‌وقت دولت باید به‌عنوان‌مثال هزینه‌هایی را که صرف آموزش زبان و ادبیات فارسی در کشورهای خارج می‌کند قطع کرده و به رفاه و معیشت مردم ایران بپردازد.

دربند سوم کارشناس مسائل قومی سرفصل‌های رشته زبان و ادبیات تورکی را موردبررسی قرار داده‌اند که بایستی از ایشان سؤال کرد آیا صلاحیت علمی این کار رادارند؟ آیا سرفصل‌های یک‌رشته در سطح کارشناسی را هرکسی می‌تواند موردنقد و بررسی قرار دهد؟ به‌هرحال در این بند به‌صورت ناشیانه‌ای فرار به جلو صورت گرفته به‌نحوی‌که چشم بر تمام اصول و استانداردهای علمی و تاریخی بسته‌شده است. باوجوداینکه آقای یونسی اعلام کرده‌اند که سرفصل‌های زبان و ادبیات تورکی آذری فعلاً منتشرنشده است، کارشناس محترم با رجوع به اطلاعات من عندی به تاریخ ۱۳۸۲ شروع به معرفی و انحراف بیشینه و مبدأ سرفصل‌های خود نوشته کرده است. این بند ضمن اینکه طولانی‌ترین بند نوشته می‌باشد عصبیت کارشناس محترم را به‌وضوح نشان می‌دهد. بررسی سرفصل‌های زبان و ادبیات تورکی آذری آن‌قدر غیرعلمی، سخیف و مغرضانه می‌باشد که تنها می‌توان به نویسنده توصیه کردن سرفصل‌های زبان و ادبیات سایر رشته‌ها را مطالعه نمایند تا قدری دیدگاهشان به مرزهای فرهنگی ادبیات فراختر گردد. البته پرواضح است که قصد ایشان تنویر افکار نیست و چه‌بسا خودشان اطلاع کامل دارند و از روی سوءنیت چنین نوشته‌اند. خلاصه مطلب ایشان در این بند این است که هیچ کتابی خارج از مرز کشورمان نباید در این سرفصل‌ها قرار گیرد و از نویسندگان داخلی نیز تنها آن‌هایی که عقاید سیاسی مطلوب نظر داشته‌اند بایستی تدریس گردد!! کارشناس مسائل قومی در این بند به‌عنوان‌مثال عمادالدین نسیمی را سوری معرفی کرده و ایراد گرفته است که چرا باید دیوان این شاعر را دانشجویان زبان تورکی آذری در دانشگاه بخوانند! اینجاست که شعر آقای هوشنگ جعفری شاعر معاصر آذربایجانی اهل زنجان در ذهن خودنمایی می‌کند؛

 او کی بیلمیر نبی کیمدیر، قویون آذر ائلینی مسخره سانین

بیر عومور دور کی “فضولی ” نی “نسیمی ” نی دانیب ایندی ده دانسین

او کی تورکون دیلین اسکیلتمگه تصویره سالیبدیر…

او تفاله بیلیرم فیکرینی طاغوتدان آلیبدیر

او رژیمدن دی قالیبدی!

 چنانچه با استدلال ایشان نگاهی به زبان و ادبیات فارسی بی اندازیم (این زبان به علت آشنایی خوانندگان با آن مثال زده می‌شود) بایستی به‌عنوان‌مثال کتاب کلیله‌ودمنه، کشف‌المحجوب، اشعار اقبال لاهوتی، رودکی، مسعود سعد سلمان، نظامی گنجه‌ای و… به دلیل قرار نگرفتن در داخل مرز سیاسی کنونی کشور ایران از سرفصل‌ها حذف گردد همچنین آثار نویسندگانی چون محمدعلی فروغی، علامه دهخدا، صادق هدایت به دلیل عقاید سیاسی یا عقیدتی خاص خود از بین سرفصل‌ها حذف گردد.

نکته جالب‌توجه توصل کارشناس محترم به مذهب تشیع و ساحت روحانیت می‌باشد. دراین‌باره ما شاهد هستیم که حضرت امام (ره) خودشان از منتقدان روحانیون درباری بودند و آن‌ها را تقبیح می‌کردند. این‌که نویسنده‌ای در برهه‌ای از زمان‌بر برخی از روحانیون خرده گرفته باشد دلیلی نمی‌شود تمام آثار وی را ممنوع التدریس نماییم.

در اینجا لازم می‌دانم توضیح مختصری ارائه دهم، کارشناس ذکرشده و همفکران ایشان که بعضاً صاحب قدرت سیاسی، رسانه‌ای و منصبی هستند توان و قابلیت پذیرش غیر را نداشته و در گردآب مطالب تجویزی و تزریقی پان ایرانیست ها مستغرق هستند. در اولین بندی که این کارشناس نوشته است ترکیب اسمی‌ای قرار دارد با عنوان «زبان‌های محلی ایران». با این مختصات اگر به زبان تورکی آذری نگاه شود که امید است از سر جهل باشد نه غرض، آقای سیف‌الدینی نخواهد توانست نسیمی، ده ده قورقود، دیوان اللغات الترک، کتیبه‌های اورخون و …را بپذیرد. باید به امثال ایشان گفت زبان تورکی آذری یک‌زبان محلی نبوده و علاوه بر کشور ایران در کشورهای دیگر به‌عنوان زبان‌اصلی مردم می‌باشد. از طرفی هم ویژگی التصاقی زبان تورکی باعث شده است تمام زیرشاخه‌ها و به عبارتی لهجه‌های مختلف زبان تورکی تفاوت چندانی با یکدیگر خصوصاً در حوزه نوشته‌های ادبی نداشته باشند. وقتی‌که نوشته‌های کتیبه‌های اورخورن (اورخون یازیلاری) به‌رسم الخط امروزی نوشته شود به‌رغم اینکه مربوط به صدها سال پیش می‌باشد تفاوت فاحشی با تورکی امروزی آذری نخواهد داشت.

امروز به‌جای آنکه کتاب واکاوی کتیبه‌های اورخون، تصحیح دیوان اللغات تورک، شرح ده ده قورقود و… به قلم و چاپ متخصص آکادمیک جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه‌های مطرح جهان تدریس گردد تازه در دانشگاه تبریز رشته زبان و ادبیات تورکی آذری بنیان‌گذاری می‌شود. این ضعف مدیران و تنگ‌نظری پان ایرانیست ها را نشان می‌دهد.

دربندهای پایانی نویسنده به‌قصد بعید دانستن این اقدامات از سوی حجت‌الاسلام یونسی شروع به تعریف و تمجید از ایشان کرده است وی با افزودن چاشنی‌های عقیدتی مسئولین را از عاقبت این کارها برحذر کرده و در کمال بی‌ادبی از اکنون فارغ‌التحصیلان زبان و ادبیات تورکی آذری را اژدها نامیده است!

دربند پنجم پیشنهاد خلق زبانی تازه به نام «زبان آذربایجانی» را ارائه کرده است همچنین از دولت خواسته است به افراد کارشناسی همچون خودشان اعتماد نماید تا تمام متون و سرفصل‌های این زبان من‌درآوردی را از داخل مرزهای سیاسی خود آذربایجان ایران و مردم تورک که ۱۰۰ سال است (از ابتدای شروع به کار مدارس مدرن) زبان و ادبیات خودشان را نخوانده‌اند انتخاب نمایند!

منطق نوشته و استدلال‌های آن، ارتباط دادن مسائل غیر مرتبط به همدیگر، چشم‌پوشی بر مسائل علمی و تاریخی، توهین و همه و همه نشان از عصبیت این قبیل افراد از تدریس زبان تورکی آذری در دانشگاه تبریز را دارد. بر تمام دلسوزان و ترقی خواهان واجب است در برابر این قبیل توهین‌ها و عوام‌فریبی‌ها ایستادگی نمایند و با قلم خود آن‌ها را رسوا سازند تا به‌زودی علاوه بر دانشگاه در مدارس نیز زبان تورکی تدریس گردد. به امید روزی که افراد توانایی کنار آمدن با حقیقت را داشته باشند.

اختصاصی یول‌پرس – بازنشر با ذکر منبع بلامانع است.





نظرات() 

افتتاح اولین شعبه بنیاد فرهنگ و ادب و هنر آذربایجان در اورمیه

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-06:48 ب.ظ


شعبه اورمیه بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان با حضور مسئولان استانی و جمعی از شعرا، نویسندگان و محققان آذربایجانی غربی در مدرسه تاریخی هدایت اورمیه افتتاح شد.

۴۲۵۲۲۲۰۷۷_۱۳۲۸۴۶_۳۴۷۵۷۲۴۹۹۵۴۶۲۵۱۵۲۶۷

وی بابیان اهمیت ادبیات آذربایجانی ، استفاده از نام فرهنگ و هنر و ادب برای بنیاد را دلیل اهمیت این موضوع عنوان کرد.

۴۲۶۱۲۶۴۳۰_۴۱۹۶۶_۵۲۸۸۳۴۹۸۳۴۸۶۵۷۸۹۶۱۷

آنانی که نگاه به بیرون دارند، نگاهشان را اصلاح کنند

عباس خورشیدی رئیس هیئت‌مدیره بنیاد فرهنگ و ادب و هنر آذربایجان ، افتتاح این بنیاد را نشانگر توجه ویژه رئیس‌جمهور به فرهنگ آذربایجان دانست. خورشیدی با تأکید بر لزوم توسعه فرهنگی آذربایجان با توجه به فرهنگ ترکی گفت : «بنیاد خانه‌ای برای همه آنانی است که ایران را برای همه ایرانیان می‌دانند. این بنیاد متعلق به افرادی است که به توسعه منطقه با توجه به توسعه کشور می­اندیشند.»

 خورشیدی همچنین درباره لزوم مشارکت اهالی فرهنگ در اداره این بنیاد گفت : «بنیاد باید توسط اهل موسیقی ، شعر و ادب اداره شود و ما تنها کارگزاران اجرایی آن باشیم.»

فرماندار سابق تبریز تصریح کرد : «از روز اول دودسته با ما مخالف بودند. یکی آن دسته­ای که می‌گفتند بنیاد کاری نمی‌تواند بکند و یک حرکت نمادین و سیاسی دولت در آستانه انتخابات است. و دسته دیگر آنان که فعالیت بنیاد را به معنای تضعیف وحدت ملی ایرانیان می‌دانند. هدف این بنیاد تقویت اتحاد مردم ایران است و هرکس هم نگاهش به خارج از مرزها است باید نگاهش را اصلاح کند ؛ ریشه بنیاد در عمق آذربایجان است و شاخه‌های آن در آسمان سراسر ایران.»

اول انقلاب قرار بود به مناطق خودمختاری اعطا شود

قربانعلی سعادت استاندار آذربایجان غربی دیگر سخنران این برنامه بود که بدون اشاره به برخی وعده­های انتخاباتی رئیس‌جمهور ازجمله تأسیس فرهنگستان زبان ترکی و اجرای کامل اصل ۱۵ قانون اساسی که تا این لحظه جامه عمل نپوشیده‌اند ، از کارنامه دولت روحانی در عمل به وعده­هایی که به اقوام داده بود دفاع کرد. سعادت گفت : «بعد از سی‌وهفت سال دولت روحانی روی کار آمده و اقوام توانسته­اند ساختار تشکیل بدهند و فرهنگ عمیق خود را به همه بشناسانند.»

استاندار آذربایجان غربی درباره علل تأخیر اجرای برخی سیاست‌های مربوط به اقوام که از آرمان‌های انقلاب اسلامی بود نیز تصریح کرد : «آیت‌الله طالقانی در اوایل انقلاب گفتند قرار بود به همه اقوام خودمختاری بدهیم تا هرکس بتواند منطقه خود را مدیریت کند ولی با سفر به سنندج فهمیدم که اختلافات ما اختلاف داخلی نیست و از بیرون هدایت می‌شود. اسلحه کشیدن‌ها و اشغال پادگان‌ها در اوایل انقلاب کار دشمنانی بود که نتوانستند دولت و حکومت اسلامی را تحمل کنند و بدین‌جهت سعی کردند تا آن را تضعیف کنند.»

سعادت همچنین با اشاره به اینکه حکومت جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک حکومت مستقل درزمانی تأسیس شد که تمام حکومت‌ها به یکی از دو بلوک شرق و غرب وابسته بودند و همگی وضعیت شکننده­ای داشتند، اهمیت حفظ وحدت ملی در آن زمان را خاطرنشان کرد.

بعد از فروپاشی شوروی می‌توانستیم کارهای زیادی در حوزه اقوام کنیم

وی ادامه داد : بعدازآن شرایط هم جنگ تحمیلی هشت‌ساله شروع شد و ما نتوانستیم به مطالبات قومی برسیم. در زمان بعد از فروپاشی شوروی هم کارهای زیادی می‌توانستیم بکنیم اما یک سری بدگمانی‌هایی به وجود آمده بود و عده‌ای معتقد بودند ممکن است به سمت تجزیه حرکت شود.

 عده­ای انتظار دارند مملکت با تندروی اداره شود اما این‌طور به مشکل برمی‌خوریم.

استاندار آذربایجان غربی بر لزوم اتخاذ مشی غیرسیاسی توسط این بنیاد نیز تصریح کرده و ادامه داد : «این ترک‌ها هستند که ادبیات فارسی را رونق داده­اند و همین ترک‌ها هم می‌توانند زبان و ادبیات خود را تا سطح بسیار بالایی توسعه دهند. این بنیاد باید توجه کند که اینجا یک پایگاه سیاسی نیست و هرکسی با هر گرایش فکری باید بتواند در اینجا حضور پیدا کند.»

قربانعلی سعادت با اشاره به موقعیت استراتژیک استان آذربایجان غربی و پیشینه آن در دفاع از تمامیت ارضی کشور افزود : «آذربایجان غربی در منتهی علیه شمال غرب کشور قرار دارد و همیشه درگیر دفاع از کیان مملکت بوده است. همین  مردمی که همیشه از کشور دفاع کرده‌اند ، در حوزه فرهنگی هم باید راه خود را ادامه دهد.»





نظرات() 

افزایش برخوردهای ایران و آمریکا در خلیج فارس در سال ۲۰۱۶

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-06:41 ب.ظ

یک مقام پنتاگون اعلام کرد:

به گفته یک مقام رسمی وزارت دفاع آمریکا، برخوردهای بین شناورهای جنگی ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۶ نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

به گزارش «پارسینه» به نقل از فاکس نیوز، بنابر ادعای ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده، در سال ۲۰۱۵ تقریبا ۳۰ برخورد خطرناک بین شناورهای جنگی ایران و آمریکا در خلیج فارس رخ داده است که همیشه شناورهای ایرانی رفتاری تهاجمی داشته اند.

در سال جاری میلادی هم تاکنون دستکم ۳۰ برخورد مشابه وجود داشته است که ۲۶ مورد آنها در شش ماهه نخست سال رخ داده که افسران ارتش آمریکا آن را «خطرناک و غیرحرفه ای» می خوانند. به گفته این مقام آمریکایی، تعداد برخوردهای دو کشور در خلیج فارس افزایش 50 درصدی نسبت به سال گذشته داشته و درگیری با شناورهای تندروی سپاه هم به همین میزان افزایش پیدا کرده است.

افزایش برخوردهای ایران و آمریکا در خلیج فارس در سال ۲۰۱۶

این مقام آمریکایی می گوید حادثه روز سه شنبه که توسط آمریکایی ها فیلم برداری شد، تنها یکی از چهار مورد در طول هفته گذشته است و فردای آن درگیری، یک شناور گشت ساحلی، سه بار به سمت یک کشتی ایرانی که به فاصله ۱۸۰ متری آن رسیده بود، تیر هشدار شلیک کرده است.

بازداشت ۱۰ ملوان نیروی دریای آمریکا در نزدیکی جزایر فارسی در ژانویه گذشته و شلیک یک راکت غیرهدایت شونده از سوی یک قایق موشک انداز ایرانی به نزدیکی یک ناو هواپیمابر آمریکایی در تنگه هرمز  در ماه دسامبر، از جمله درگیری های مهم دو کشور در طول یک سال گذشته بوده اند.

در موردی دیگر، چهار خبرنگار آمریکایی، از جمله خبرنگار فاکس نیوز، که برای بازدید از شناور آبی خاکی «یو.اس.اس نیواورلئان» که در حال عبور از تنگه هرمز بوده است، داخل کشتی حضور داشته اند، یک شناور موشک انداز و سه قایق تندروی ایرانی آنها را تعقیب می کرده اند.

افزایش تنش میان شناورهای جنگی ایران و آمریکا در خلیج فارس در حالی صورت می گیرد که دو کشور طی یک سال گذشته تعاملات دیپلماتیک گسترده ای داشته اند و علاوه بر اجرایی شدن توافق هسته ای، در مورد برخی مسائل منطقه ای و حتی آزادی ملوان های آمریکایی هم با هم گفتگو کرده اند.





نظرات() 

از پیامدهای برهم زدن برجام نمی‌ترسیم/ روسیه جدید با روسیه ماقبل پوتین تفاوت دارد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-06:31 ب.ظ

شمخانی:
هم اکنون میان ما و سعودی هیچ گفتگویی وجود ندارد و میان ما تنها اظهارات مخالف یکدیگر رد و بدل می شود.
صراط: دبیر شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه دولت آمریکا پیام های آشکار به ما می‌دهد اما در نهان بانک‌ها و وزارت خزانه داری این کشور پیام‌های متناقضی به کشورها می دهند، گفت: آنها به اشکال مختلف می‌کوشند بانک‌های ایرانی را برای سرمایه گذاران ناامن کنند.
به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس به نقل از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، علی شمخانی نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفتگوی اختصاصی با شبکه تلویزیونی روسیا الیوم در پاسخ به این سوال که چرا جنگنده بمب افکن های روسی از پایگاه همدان استفاده کردند و چرا به یکباره این همکاری پایان یافت، اظهار داشت: رابطه ایران و روسیه در موضوعات مختلف یک رابطه راهبردی است، روسیه در دوره پوتین یعنی روسیه جدید، هویتی مستقل و شکل متفاوتی با روسیه ماقبل پوتین دارد.
 
وی افزود: سران دو کشور ایران و روسیه بارها بر روابط راهبردی سیاسی، اقتصاد و نظامی موجود دو کشور تاکید کرده اند. دیدارهای بسیاری میان مسئولان ایرانی و روس در سطوح مختلف در تهران و مسکو انجام شده و خواهد شد. این طبیعی است که بخشی از این روابط بر مبنای مبارزه با تروریسم شکل گرفته باشد. مقابله با تروریسم نیازمند مبادله توانمندی ها در زمینه های مختلف است. عملیات اخیر با همکاری مستشاران نظامی ایران، حمایت هوایی روسیه و مشارکت موثر ارتش سوریه در عرصه زمینی صورت گرفت. این عملیات، نیازمند آن بود که برخی از توانمندی های ایران برای برهه زمانی مشخص و محدودی بکار گرفته شود. بکارگیری این توانمندی ها در پایگاه همدان انجام شد و پایان یافت.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید کرد: روابط راهبردی میان ایران و روسیه پایان نیافته است. اما این عملیات به شکل طبیعی یک عملیات محدود بود و پایان یافت. روزی که این عملیات شروع شد ما توافق کرده بودیم که این عملیات چند روز بیشتر به طول نیانجامد.
 
 * همکاری نظامی میان ایران و روسیه بر اساس تحولات میدانی سوریه
شمخانی در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است ما بار دیگر شاهد استفاده روسیه از پایگاه هوایی همدان باشیم، گفت: همانطور که این نوع همکاری نظامی میان ایران و روسیه بر اساس تحولات میدانی سوریه بوده است، از سرگیری این نوع از همکاری در آینده نیز به تحولات میدانی در سوریه بستگی دارد. از این رو ممکن است بار دیگر در این زمینه با روسیه همکاری صورت گیرد.
 
وی خاطرنشان کرد: ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران همواره سیاست اصولی مان بر این اساس بوده است که دولت ها باید بدون مداخله گری بیگانگان به کار خود ادامه دهند.  ما هرگونه مداخله از جانب بیگانگان را مغایر با مصالح منطقه خود تلقی می کنیم. ما اگر بخواهیم به تاریخ مراجعه کنیم می بینیم که در پیام تاریخی امام خمینی (ره) به اتحاد جماهیر شوروی در آستانه فروپاشی اش این بود که عزت و کرامت روسیه در دنباله روی از غرب نیست. امروز ما می بینیم که روسیه شیوه ای مستقل از غرب در پیش گرفته است. چنانچه ما این مساله را با سیاست های دنباله روانه گورباچف و یلتسین مقایسه کنیم می بینیم که سیاست های جدید  روسیه را از شرایط زیان بار گذشته خارج کرده است.
 
* امیدواریم سخنان اخیر مقامات ترکیه عملی شود
دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره سفر اخیر وزیر خارجه ترکیه به ایران و روابط میان دو کشور ایران و ترکیه گفت: در حادثه اخیر ترکیه، ما معتقد بودیم که دولت ترکیه یک دولت قانونی و منتخب مردم محسوب می شود و این امر حتی پس از کودتای نافرجام نیز ثابت شد. طبیعتا این دولت مردمی باید با قوت به کار خود ادامه دهد. این اعتقاد ماست. این رویکرد ما در حالی است که ما در برخی مسائل منطقه با ترکیه اختلاف نظر هم داریم. این حادثه منجر به آن شد که دوستان ما در ترکیه به این نتیجه برسند که بسیاری از کشورهای غربی و عربی نمی پسندند که ترکیه یک کشور همسایه و دوست برای سوریه باشد. در این چارچوب به نظر می رسد سخن نخست وزیر ترکیه در حال به وقوع پیوستن است. ترکیه در کنار حفظ استقلال خود و مخالفت با برنامه های بیگانگان که به دنبال برهم زدن ثبات منطقه هستند، می خواهد به ثبات سوریه کمک کند. از این رو امیدواریم این سخنان که بر زبان مسئولان ترک جاری می شود به صورت عملی محقق شود.
 
شمخانی گفت: ما هم اکنون در ایران با ترکیه همکاری می کنیم تا این مساله به صورت عملی محقق شود. ما دغدغه های مشترکی با ترکیه در جهان اسلام داریم و امیدواریم که ترکیه اجازه ندهد که دیگران با سواستفاده از این دغدغه ها اقدام به برهم زدن امنیت منطقه کنند. این دغدغه ها از تلاش برای برهم زدن امنیت برخی کشورهای منطقه یا تشکیل ائتلاف میان برخی از این کشورها ناشی شده است. امیدواریم که با یکدیگر به راه حل های مشترک دست پیدا کنیم و به یکدیگر کمک کنیم این راه حل ها به صورت عملی پیاده شود.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: در مورد مساله سوریه ما از ترکیه می خواهیم که اجازه ارایه هیچگونه کمک نظامی به گروه های تروریستی را ندهد و در نابودکردن گروه های تروریستی مشارکت کند. همچنین امیدواریم که مرزهای خود را بر روی تروریست ها ببندد و در گفتگوی سوری-سوری کمک کند. تمام این مسائل این امکان را برای ما فراهم می کند که با یکدیگر همکاری کنیم و برای تحقق این مسائل با طرف ترک همکاری داشته باشیم.
 
* مستشاران نظامی ایران چکیده تجربه 37 ساله مبارزه با تروریسم را در اختیار عراق می گذارند
در ادامه گفتگو مساله روابط ایران و عراق و سفر اخیر سلیم الجبوری رئیس پارلمان عراق به ایران مطرح شد؛ شمخانی در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به رابطه نزدیکی که ایران با برخی جریان ها دارد تهران در حل و فصل اختلافاتی که میان سلیم الجبوری رئیس پارلمان و خالد العبیدی وزیر دفاع بروز کرده است نقش آفرینی خواهد کرد، گفت:  ایران در حل و فصل اینگونه اختلاف ها مشارکت کرده است. ایران با کمک دولت عراق جنبش طائفه گرایانه ای که در بغداد رخ داده بودرا پایان داد. این جنبش برای بر هم زدن ثبات عراق شکل گرفته بود. ایران همچنین در حل و فصل اختلاف ها میان برادران سنی مان در عراق نیز همواره نقش آفرینی کرده است. معتقدیم که برادران سنی ما جزء جدایی نشدنی از مدیریت صحیح حکومت در عراق هستند.
 
شمخانی افزود: ایران جریان های میانه رو اهل سنت را به هم نزدیک کرده و اجازه نداده است که اختلاف های مقطعی یا شخصی موجب شکست تفکرات میانه رو سنی شود. این تفکرات در افرادی چون خالد العبیدی وزیر دفاع و سلیم الجبوری رئیس پارلمان عراق نمود یافته است. هر دو این افراد از تشکل اهل سنت هستند و هر دو نیز میانه رو هستند از همین رو ما با هدف حفظ ثبات عراق نقش خود را در این خصوص ایفا می کنیم و تلاش می کنیم گام هایی برای پیشبرد فرایند سیاسی برداریم. ما پیش از این نیز در این خصوص تلاش کرده ایم و همه از این مساله آگاه هستند. امروز یکی از مهم ترین عوامل پسرفت داعش در جذب نیروها و عناصر جدید این است که در عراق و سوریه به آنها ضربات سنگینی وارد شده است. اگر هزینه هایی که جمهوری اسلامی ایران در این زمینه داده است نبود این مساله محقق نمی شد. شما در ایران می بینید که به صورت مستمر شهدایی  که در ماموریت های مستشاری به شهادت میرسند  تشییع می شوند. ما از طریق مستشاران نظامی خود برای مبارزه با داعش کمک ارائه می کنیم. مستشاران نظامی ما چکیده تجربه 37 ساله مبارزه با تروریسم در داخل و خارج از کشور را در اختیار آنها می گذارند. ما همه این تجارب خود را در اختیار نیروهای عراقی قرار داده ایم. از این رو جمهوری اسلامی ایران با اعزام مستشاران نظامی از عراق برای مبارزه با تروریسم حمایت کرده است. ما از اربیل و بغداد حمایت کردیم. در زمینه سیاسی ما برای ایجاد همبستگی و دوستی میان برادران کُرد، اهل سنت و شیعه در زیر پرچم عراق واحد تلاش کردیم.
 
* حضور ایران در عراق به درخواست رسمی و علنی مسئولان شیعه، سنی و کرد عراقی
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه سیاست هایی که شما در مورد عراق در پیش گرفته اید باعث شد که در تابستان امسال راهپیمایی هایی در بغداد علیه ایران انجام شود، آیا شما در اتخاذ سیاست های خود در عراق به اعتراض های اینچنینی توجه می کنید؟ گفت: در واقع این اعتراض ها ربطی به مخالفت با ایران نداشت . برخی از سفارتخانه هایی که در عراق فتنه انگیزی می کنند و برخی کشورها که متاسفانه نمی خواهند عراق سر و سامان بگیرد تلاش کردند این راهپیمایی ها را به اعتراض هایی علیه ایران تبدیل کنند. چیزی از این قبیل راهپیمایی ها در آنجا وجود نداشت. شعارهای ضد ایرانی هرچند که از سوی معترضان سر داده می شد اما این شعارها را صرفاً دو یا سه یا چهار نفر نفوذی سر می دادند. این افراد با هدف فتنه انگیزی دست به چنین اقدام هایی می زدند. اما این فتنه سریعاً خاموش شد و هیچ اثری از آن باقی نماند. وجود ایران در عراق به صورت های مختلف بر اساس درخواست رسمی و علنی تمامی مسئولان عراقی چه شیعه، چه کرد و چه سنی صورت گرفته است.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سوال که آیا سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، فرماندهی عملیات آزاد سازی موصل را بر عهده خواهد داشت، تصریح کرد: در عراق، ما فرماندهان بزرگی داریم که در زمان جنگ ایران و عراق در سازمان بدر علیه صدام می جنگیدند. پاکسازی فلوجه در مقایسه با پاکسازی شهر الرمادی مبتنی بر ویران کردن نبود بلکه مبتنی بر پاکسازی تروریست ها و جدا کردن تروریست ها از صفوف ملت بود در پاکسازی فلوجه از تاسیسات زیربنایی شهر به شدت محافظت به عمل آمد درست بر عکس آنچه در شهر الرمادی رخ داد. در نبرد آزادسازی موصل جمهوری اسلامی ایران خدمات مستشاری خود را بر مبنای درخواست مسئولان نظامی و سیاسی عراق ارائه خواهد کرد. ما این امر را وظیفه خود می دانیم زیرا تروریسم حد و مرز نمی شناسد. علت همکاری میان روسیه و ایران نیز ناشی از همین امر است. تروریسمی که در مکتب وهابیت و با پول وهابیت نشأت گرفته است در پشت مرزهای عراق یا مرزهای سوریه متوقف نمی شود. ما شاهد توسعه تفکر و عملیات تروریستی در فرانسه بودیم. ما انفجارهایی که در بلژیک و آلمان صورت گرفت را دیده ایم از این رو نمی توانیم در مقابل این حوادث دست بسته باقی بمانیم. در نتیجه پیش از اینکه این حوادث درکشور ما رخ دهد ما باید به صورت پیشگیرانه جلوی هرگونه آثار منفی را بگیریم.
 
* حضور مستشاری ایران در یمن یک ادعای تبلیغاتی بزرگ است
شمخانی در پاسخ به این سوال که آیا شما در یمن مستشار نظامی دارید، گفت: این یک ادعای تبلیغاتی بزرگی است. من طی 18 ماه گذشته به عناوین خبری ای که رسانه های سعودی منتشر می کنند می نگرم می بینم که آنها همیشه می گویند تعدادی از مستشاران ایرانی در یمن را بازداشت کرده اند اما آنها نتوانسته اند حتی یک تن از آنها را در رسانه ها نشان دهند. این خود دلیلی بر آن است که چیزی از این قبیل وجود ندارد. اما ما از هر مظلومی دفاع می کنیم. ما از ملت مظلوم بحرین، ملت مظلوم سوریه، ملت عراق اعم از کردها، اهل سنت و شیعیان دفاع می کنیم ما همچنین از ملت یمن نیز دفاع می کنیم. ملت یمن یک ملت بسیار فقیر است. هجده ماه پیش عملیات پیاپی با بکارگیری مدرن ترین تسلیحاتی که سعودی ها از همپیمانان غربی اشان دریافت کرده اند علیه ملت یمن به راه افتاد. همان همپیمانان غربی که خود عملیات های سعودی را محکوم کردند.
 
شمخانی ادامه داد: 6 میلیون یمنی زیر خط فقر زندگی می کردند این تعداد هم اکنون افزایش یافته است و به 13 میلیون تن رسیده است. چرا؟ چرا باید امنیت یمن به این شکل برهم زده شود. آیا راه حل دیگری وجود ندارد. ما طی دو روز گذشته دیدیم که چگونه یمن شاهد راهپیمایی های بسیار گسترده بود، راهپیمایی هایی که در کل منطقه نظیر نداشت. این راهپیمایی بی نظیر برای حمایت از تدابیر سیاسی اخیر که گروه های انقلابی مانند جنبش انصارالله و دیگران اتخاذ کرده اند برگزار شد. این راهپیمایی برای حمایت از اعلام تشکیل شورای عالی سیاسی برای اداره یمن انجام شد.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: ما از همه کشورها می خواهیم که بمباران های یکجانبه، ویران کردن زیرساخت های یمن، کشتار و از بین بردن نسل ها را که متاسفانه توسط یک کشور عرب مسلمان صورت می گیرد محکوم کنند. مسلماً روسیه می تواند در این زمینه قدرتمندانه حضور یابد. روسیه نیز باید به عنوان یک کشور موثر در سازمان ملل متحد  حمایت بیشتری از ملت یمن انجام دهد. روسیه می تواند بیش از گذشته نقش فعال تری برای دفاع از ملت یمن ایفا کند. ما هم اکنون شاهد آن هستیم که بخشی از شهر عدن تحت سیطره تروریسم قرار دارد و در دست سازمان القاعده است. تداوم بمباران یمن موجب فقیرتر شدن ملت یمن می شود و باعث رشد و گسترش تروریسم خواهد شد.
 
* ائتلاف عربی وجود خارجی ندارد و سعودی تنها مانده است
شمخانی تصریح کرد: این عملیات نظامی که علیه یمنی ها صورت می گیرد سرنوشتی جز شکست نخواهد داشت. حضور گسترده مردمی در صنعا بدون هیچگونه پوشش هوایی نشان می دهد که عملیات نظامی سعودی ها علیه ملت یمن به هیچ وجه کارآمد نبوده است. از این رو هرگونه دولتی که بر اساس رای مردم در صنعا تشکیل شود مورد حمایت ما خواهد بود و ما به آن دولت کمک خواهیم کرد تا این دولت بتواند مشکلات ملت یمن را حل کند و با کشورهای منطقه ارتباط برقرار کند و به صورت بین المللی به رسمیت شناخته شود.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سوال که حتی اگر حمایت های شما از دولت جدید صنعا باعث افزایش تنش با ائتلاف عربی به رهبری سعودی شود باز هم از این دولت حمایت خواهید کرد، گفت: ائتلاف عربی که وجود خارجی ندارد. در واقع سعودی تنها مانده است و امروزه به نام ائتلاف عربی عملیات نظامی را رهبری می کند. حتی امارات متحده عربی که از نزدیک ترین کشورها به سعودی است از ادامه حضور نظامی در یمن کنار کشیده است.
 
* فهرست بلند بالایی از اقدام های سعودی علیه ایران وجود دارد
شمخانی ادامه داد: سعودی هر کاری که می توانست علیه ایران  انجام داده است. توانمندی های جهان اسلام باید بر مشکلات اساسی که جهان اسلام با آن دست و پنجه نرم می کند متمرکز شود اما بخشی از این توانمندی ها برای تشکیل گروه های تکفیری به کار گرفته می شود گروه هایی که باعث ایجاد تفرقه های خونین میان کشورهای جهان اسلام می شوند و این امر تنها به افزایش تنش میان این کشورها منتهی می شود. برخی کشورها گروه های تکفیری را ایجاد و از آنها حمایت می کنند و آنها را مورد پشتیبانی مالی قرار می دهند که این مساله منجر به دامنه افراط گرایی و تندروی در منطقه شده است. در نتیجه برخی کشورهای اسلامی امنیت برخی دیگر از کشورهای اسلامی را به خطر می اندازند.
وی با بیان اینکه متاسفانه فهرست بلند بالایی از اقدام های سعودی علیه ایران وجود دارد که نشان می دهد سعودی در عراق و سوریه علیه ایران اقدام انجام داده است، عنوان کرد: سفارتخانه های عربستان در سراسر جهان علیه ما تبلیغ می کنند. سعودی با توافق هسته ای به مقابله برخاست و در مناطق جنوبی و شرقی، جنوب غربی و شمال غربی تلاش می کند که امنیت ایران را بر هم بزند. عربستان با برخی از عناصر ضد انقلاب و تروریست همپیمان شده است. عربستان به امنیت و عزت حجاج ما در مراسم حج توجهی نشان نمی دهد. سعودی به خاطر حادثه منا معذرت خواهی نکرد. این ها بخشی از فهرست بلندبالای اقدام های ضد ایرانی سعودی است، با وجود این اقدام ها ما خویشتنداری کرده ایم زیرا راهبرد ما اینگونه نیست که در چنین دام هایی که طرف ثالث برای ما گسترده است بیافتیم طرفی که مصالح آنها در حدوث درگیری میان ماست.

* میانجیگری کشورها بین ایرن و عربستان
 
شمخانی در پاسخ به این سوال که آیا راه گفتگو میان ایران و عربستان بسته شده است، گفت: نه راه گفتگو میان ایران و عربستان بسته نیست. ما باب گفتگو را با هیچ کشوری به جز رژیم غاصب اسرائیل نمی بندیم. ما حتی با آمریکا نیز گفتگو کرده ایم اما آمریکایی ها به پیمان های خود پایبند نبودند و تعهدات شان در توافق هسته ای زیر پا گذاشتند. البته ما انتظار چنین مساله ای را داشتیم اما با این حال با آنها به گفتگو پرداختیم. بسیاری برای میانجیگری آمدند تا ما مذاکره با سعودی را آغاز کنیم. برخی کشورها که روابط خوبی با عربستان داشتند از جمله کشورهای منطقه، کشورهای اسلامی و غیر اسلامی احساس می کردند که می توانند برای آغاز مذاکرات بین ایران و عربستان میانجیگری کنند. اما عربستانی ها به صورت مستقیم با این میانجیگری ها مخالفت کردند.
وی افزود: هم اکنون میان ما و سعودی هیچ گفتگویی وجود ندارد و میان ما تنها اظهارات مخالف یکدیگر رد و بدل می شود. ما شاهد عملکرد غیرعقلانی سعودی ها هستیم، آنها علیه ما تبلیغات رسانه ای انجام می دهند و به اتهام زنی علیه ما می پردازند.
 
* آمریکایی ها به برجام پایبند نیستند
دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به اینکه شما از نقض عهد آمریکا در توافق هسته ای سخن می گویید آیا هم اکنون می توان گفت توافق هسته ای که میان ایران و کشورهای پنج به علاوه یک منعقد شده است در معرض آن است که به شکست بیانجامد؟ اظهار داشت: این را تنها من نمی گویم بلکه غربی ها نیز همین حرف را می زنند. سایر اعضای گروه پنج به علاوه یک می گویند چنانچه آمریکایی ها به نقض توافق هسته ای ادامه دهند اساس این توافق را تضعیف می کنند. آمریکایی ها باید مسئولیت این مساله را بپذیرند. فهرستی از اقدام های آمریکا که با روح برجام منافات دارد وجود دارد و نشان می دهد که آمریکایی ها به برجام پایبند نیستند.
شمخانی ادامه داد: آنها می گویند هر کس که به ایران برود و بعد از آن بخواهد به آمریکا سفر کند باید روادید بگیرد این مساله با روح برجام و ماده نوزدهم برجام منافات دارد. در کنگره آمریکا و سنای آمریکا همچنان به نفع قوانین ضد ایرانی رای می دهند و تلاش می کنند تا تحریم های جدیدی علیه ایران وضع کنند. دولت آمریکا پیام هایی علنی به ما می دهد اما در نهان بانک های آمریکایی و وزارت خزانه داری آمریکا پیام های متناقضی را به کشورها می دهند. آنها به شکل های مختلف برای برهم زدن روند کار بانک های ایرانی تلاش می کنند و می کوشند بانک های ایرانی را برای سرمایه گذاران ناامن کنند. آمریکا باید بداند که در عملکرد خود باید صداقت بیشتری به خرج دهد. زیرا دولت اوباما وقت چندانی ندارد و پیش از آنکه دوره ریاست جمهوری اوباما به پایان برسد باید زمینه را به گونه ای فراهم کند که دولت آتی آمریکا با صداقت رفتار کند. متاسفانه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در تبلیغات انتخاباتی شان به گونه ای سخن می گویند که با توافق هسته ای تناقض دارد.
 
* از پیامدهای برهم زدن برجام نمی ترسیم
دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به آخرین سوال مبنی بر اینکه اگر آمریکا به نقض برجام ادامه دهد گزینه های پیش روی ایران چه خواهد بود، خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود به این موضوع اشاره کرده است و گفته است اگر آمریکایی ها برجام را پاره کنند ما برجام را به آتش می کشیم. ما گزینه های متعددی برای مقابله با نقض برجام از سوی آمریکا داریم.
شمخانی تصریح کرد: دولت ایران از پیامدهای برهم زدن برجام ترسی ندارد. چنانچه ما  بین استقلال ایران و تبعیت ایران از منویات آمریکا قرار بگیریم مسلماً ما به هر قیمتی که شده راهی را که به استقلال ایران منتهی می شود در پیش خواهیم گرفت.
برچسب ها: صراط ، شمخانی ، روسیه




نظرات() 

زمان اعلام نتایج آزمون ارشد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 6 شهریور 1395-06:23 ب.ظ

مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور گفت: فهرست اسامی پذیرفته‌شدگان نهایی آزمون ورودی دوره‌های کارشناسی ارشد ناپیوسته سال 95 دوشنبه 8 شهریورماه روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور به نشانی www.sanjesh.org قرار می‌گیرد.

download آزمون ارشد

به گزارش جمهوریت، حسین توکلی با اعلام خبر فوق افزود: کلیه داوطلبانی که اسامی آنها به عنوان پذیرفته‌شدگان نهایی هر یک از کدرشته‌های تحصیلی اعلام  می‌شود، لازم است ضمن توجه به ضوابط و شرایطی اعلام شده در اطلاعیه‌ای که همراه نتایج منتشر می‌شود، برای کسب اطلاع بیشتر و دقیق‌تر در مورد تاریخ، نحوه و مدارک لازم برای ثبت‌نام به پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی ذی‌ربط مراجعه کنند.

وی افزود: در صورتی که دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی محل قبولی تاریخ مشخصی برای ثبت‌نام اعلام نکرده‌اند، داوطلبان باید در یکی از روزهای یکشنبه، دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه 14، 15، 16 و 17 شهریورماه برای ثبت‌نام به موسسه محل قبولی مراجعه کنند. بدیهی است عدم مراجعه در تاریخ یا تاریخ‌های تعیین‌کننده برای ثبت‌نام به منزله انصراف داوطلب از ثبت‌نام و ادامه تحصیل تلقی می‌شود.

منبع: ایسنا





نظرات() 

“گلین”، عروس نشریات گیلان؛ گلین اوجاغا گلر

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-11:25 ب.ظ


فاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.

۳

نشریه گلین ازجمله نشریاتی هویتگرای آذربایجانی است که در شهرستان آستارا در استان گیلان منتشر می‌شود و در زمان مدت اندکی توانسته در این شهرستان جایگاهی درخور روی دکه‌های مطبوعاتی این شهرستان برای خود پیدا کند، به همین منظور گفتگویی با خسرو حسن‌پور صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول این نشریه ترتیب داده‌ایم.

خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه "گلین"
خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه “گلین”

خسرو حسن‌پور که نشریه وی فعلاً در حوزه فرهنگی به زبان ترکی و فارسی منتشر می‌شود در بیان هدف از این ایجاد نشریه به خبرنگار یول‌پرس، گفت ” می‌دانیم که نشریاتی (هرچند کم تعداد و کم وسعت) به زبان‌های مادری منتشر می‌شوند. اما این نشریات عمدتاً نشریات روشنفکری هستند و مخاطب خاص خود رادارند. هدف بنده این است که نشریه‌ای به زبان مادری و برای عموم مردم داشته باشم.”

وی همچنین هدف و برنامه این نشریه را این‌گونه بیان نمود ” هدف گلین همان‌طور که عرض کردم آمدن به سطح عموم مردم است و اخبار و مطالب عمومی را در نظر دارد. به امید خدا، اگر تصمیم گیران دولتی کمک نمایند، قصد گلین این است که گستره فعالیت خود را به همان رویکرد عمومی ، گسترش دهد تا حدی که علاقه‌مندان خود را از استان‌ها و شهرستان‌های دوردست نیز پیدا کند.”

حسن‌پور معتقد است آنچه این نشریه را از دیگر نشریات متمایز می‌کند شعار این نشریه و جامعه هدف است و دراین‌باره اضافه کرد ” تفاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.”

چرا گلین

مدیرمسئول نشریه گلین درباره اسم نشریه می‌گوید ” زیباترین زمان برای انسان ، روز عروسی اوست. درواقع خانم‌ها در روزی که «گلین» می‌شوند ، به اوج زیبایی خود می‌رسند و خاطره این زیبایی تا آخر عمر ، در ذهن آن‌ها می‌ماند. بنابراین اگر بگویم زیباترین نام را انتخاب کرده‌ام ، بیراه نگفته‌ام.”

خسرو حسن‌پور درباره عملکرد خبری یا تحلیلی نشریه گفت ” نه پژوهش و نه خبر، به نظر می‌رسد زمان پرداختن در یک مجله، باوجود وسایل ارتباط‌جمعی سریع و متعدد، گذشته است. کار پژوهشی هم تیم می‌خواهد. تیمی که اعضای آن در زبان مادری خود به معنی اخص کلمه «باسواد» باشند. نشریاتی که چنین کاری انجام دهند، وجود دارند مثل «بایرام»  کار گلین باید این باشد که با عموم مردم دمساز باشد، متخصصان مثلاً رشته تاریخ.

بنابراین اهمیت این مجله باید اطلاع‌رسانی و تحلیل خبرهای فرهنگی و برجسته کردن نقش و اهمیت زبان مادری باشد.”





نظرات() 

مدیر کل اطلاعات آذربایجان شرقی: باید مرز بین تجزیه‌طلبی و هویت‌طلبی را جدا کنیم

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-10:57 ب.ظ

مدیر کل اطلاعات آذربایجان شرقی گفت: باید مرز بین تجزیه‌طلب و هویت‌طلبی را جدا کنیم و در رابطه با افرادی که در چارچوب قانون و مقررات تلاش کرده و از زبان آذربایجان، موسیقی و تاریخ آن دفاع می‌کنند مشکلی نداریم.


۳۸۲۰۰۸۴_۳۲۱


به گزارش یول‌پرس، رضایی، مدیرکل اطلاعات آذربایجان‌شرقی با بیان اینکه آذربایجانی‌ها در دفاع از تمامیت ایران زبان‎زد خاص و عام هستند، اظهار داشت: آذربایجانی‌ها در دوره‌های مختلف از جمله مشروطیت، انقلاب، دفاع مقدس نقش مهمی ایفا کرده‌ و اکنون نیز مردمی ولایت‌مدار و انقلابی و وفادار به کشور و عاشق ایران اسلامی و تمامیت آن هستند.

وی در جمع خبرنگاران افزود: ولی تعداد اندکی هستند که هیچ گونه عرق دینی و ملی ندارند و وابسته به نگاه خارج هستند و به دنبال موج‌سواری هستند.

رضایی تصریح کرد: باید مرز بین تجزیه‌طلب و هویت‌طلبی را جدا کنیم و در رابطه با افرادی که در چارچوب قانون و مقررات تلاش کرده و از زبان آذربایجان، موسیقی و تاریخ آن دفاع می‌کنند مشکلی نداریم.

وی خاطرنشان کرد: مردم با بصیرت و تیزبین آذربایجان تفاوت افراد تجزیه‌طلب و هویت‌طلب را تشخیص می‌دهند.

رضایی با بیان اینکه با افراد تجزیه‌طلب قاطعانه و بدون اغماض برخورد می‌کنیم، افزود: تجزیه‌طلبی را خیانت به کشور می‌دانیم و برخورد با آن وظیفه خود می‌دانیم.

*در برخی مواقع دشمن رغبت ندارد با پرچم خود وارد کشور شود

مدیرکل‌ اطلاعات آذربایجان‌شرقی در پاسخ به این سئوال که مهم‌ترین تهدید یا مشکل امنیتی استان را چه می‌دانند، گفت: امنیت تنها کار خشن نیست امنیت شاخص‌های مختلف در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد و در این حوزه‌ها اگر  چارچوب‌ها را رعایت نکینم با مشکل مواجه شده که می‌تواند مشکل امنیتی به وجود آورد.

وی با بیان اینکه دشمن بعد از پسابرجام به دنبال نفوذ در عرصه‌های مختلف است، اظهار داشت: تسخیر افکار جامعه مهم‌ترین آیتم است که می‌تواند وارد کشور شود زیرا در برخی مواقع دشمن رغبت ندارد با پرچم خود وارد کشور شود و به دنبال ضربه‌زدن به عرق ملی و وطن دوستی و باورهای دینی است.





نظرات() 

دکتر سید‌جواد میری جامعه شناس: افرادی چون کسروی، پاد گفتمان آذری را آغاز کردند که آذربایجانی ها ترک نیستند+فایل صوتی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-10:40 ب.ظ

دکتر سید‌جواد میری جامعه شناس:

افرادی چون کسروی، پاد گفتمان آذری را آغاز کردند که آذربایجانی ها ترک نیستند+فایل صوتی

وقتی طرف اهل آذربایجان است به باکو، ترکیه، آسیای مرکزی یا حتی به مناطق ترک‌نشین چین می‌رود می‌بیند که خیلی راحت شما می‌تواند با مردم حرف بزند و حرف آن‌ها را بفهمد. پس چگونه می‌شود که زبان ما ترکی نیست و یک‌زبانی است که ریشه فارسی دارد ولی واقعیت امر چیز دیگری را نشان می‌دهد.

سید جواد میری - جامعه شناس

خلیج همیشه اسلامی است. ولی بعد از یک مدت که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس با توجه به تضادهایی که باسیاست‌های جمهوری اسلامی داشتند از خلیج عربی استفاده کردند که درنتیجه ما دنبال این افتادیم که دوباره آن را باز پس بگیریم. ولی یک اتفاقاتی که در داخل ایران می‌افتد عدم نهادینه شدن مفهوم یا نهاد امت اسلامی که در ذات خودش دولت ملت محور نیست و حتی Territorialize هم نیست یعنی مبتنی بر یک واحد سیاسی خاص نیست است که سعی می‌کند که فراسوی مرزهای سیاسی خودش را تعریف کند و قاعدتاً نیز باید International باشد ولی با جبهه‌گیری‌ای که دول منطقه و تضاد منافعی که با سیستم کلان World System دارد و انقلاب ایران را به‌گونه‌ای ???? Sestem می‌بیند به سمت این می‌رود که ایران، خواسته‌های ایران و ایده آل‌هایی که جمهوری اسلامی دارد را به‌گونه‌ای تهدید کند.

بعد از تأسیس دولت ملت مدرن که بعضی‌ها از آن به‌عنوان Persian State یعنی دولتی که به‌گونه‌ای فارسی شده است. شاید قبل از این‌چنین مفهومی در ایران نداشتیم. آن‌هم دوره‌ای است که مصادف است با دوره پهلوی اول یعنی رضاشاه که ما یک سیاست Assimilation داریم. یعنی به‌گونه‌ای به سمت ادغام کردن یا به سمت اینکه همه اقوام به‌گونه‌ای شبیه هم دیگر باشند و یک‌زبان واحد داشته باشند، یک قومیت واحد داشته باشند حرکت کردیم.

نتیجه این می‌شود که در داخل خود ایران هم بالأخص بعد از پایان جنگ ما شاهد یک تغییر و تحولاتی در گفتمان‌های داخل ایران هستیم. نمونه‌اش این است که آن اخوت اسلامی آرام‌آرام رنگ و بوی خودش را از دست می‌دهد. من خودم یادم هست که اوایل انقلاب وقتی کسی، کسی را می‌دید از عبارت‌های برادر خواهر استفاده می‌کرد ولی آرام‌آرام بعد از یک دهه یا دو دهه گذشته است اگر به کسی بگویی برادر یا خواهر بیشتر یک ناسزاست تا اینکه حرفی باشد که بویی از ایمان داشته باشد. نتیجه این می‌شود که با سست شدن ایده ملت توسط دولت که به‌نوعی تلاش می‌کند تا ایده امت را مطرح کند. ولی وقتی امت به‌گونه‌ای نمی‌تواند خودش را نهادینه کند ما با یک تغییر تحولاتی در خرده گفتمان‌های موجود در ایران مواجه می‌شویم که مبتنی بر ایده یا مفهوم Ethnos است یا همان قومیت. به‌جای اینکه Natio باشد یا اینکه امت باشد. یک اتفاقی هم بیرون مرزهای ایران می‌افتد که فکر می‌کنم این مسئله تأثیر زیادی بر منطقه آذربایجان داشته است و آن‌هم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تولد دولتی با عنوان جمهوری آذربایجان در شمال غربی ایران است.

من خودم مثلاً سی سال پیش یادم می‌آید که اگر از کسی می‌پرسیدی که شما کجایی هستی؟ اگر از تبریز آمده بود می‌گفت من ترک هستم. ولی بعد از ۲۵ سال بعد که دوباره به ایران برگشتم اگر از کسی می‌پرسیدند که کجایی هستی اگر طرف از تبریز یا اردبیل آمده بود می‌گفت من آذری هستم. به نظر می‌آید یک تغییر گفتمانی صورت گرفته است. در صداوسیمای ایران هم خیلی اصرار بر این است که کلمه آذری را استفاده کند. اگر مقداری ریشه کلمه آذری را واکاوی کنیم این موضوع به اوایل مشروطیت و دوران پهلوی اول برمی‌گردد که اصرار شدیدی است که در برابر حرکت‌های پان ترکیستها و مخصوصاً دولت عثمانی که صحبت از ایجاد جهان ترکی است در داخل ایران – که اتفاقاً خیلی از آن‌ها هم اتفاقاً خود ترک‌های ایران بودند که می‌توان به کسانی چون سید احمد کسروی اشاره کرد- پاد گفتمانی را آغاز کردند که این‌ها ترک نیستند بلکه این‌ها آذری هستند و آذری هم یکی از زبان‌های پهلوی است و ریشه در زبان‌های فارسی دارد. ولی جالب است که وقتی طرف اهل آذربایجان است به باکو، ترکیه، آسیای مرکزی یا حتی به مناطق ترک‌نشین چین می‌رود می‌بیند که خیلی راحت شما می‌تواند با مردم حرف بزند و حرف آن‌ها را بفهمد. پس چگونه می‌شود که زبان ما ترکی نیست و یک‌زبانی است که ریشه فارسی دارد ولی واقعیت امر چیز دیگری را نشان می‌دهد. این اصرار شدیدی که اصحاب اندیشه که به‌گونه‌ای می‌توان گفت به‌صورت استراتژیک به مسئله زبان نگاه می‌کنند تقلیل دادن یا تغییر دادن گفتمان ترک بودن به آذری بودن است که یک سری مسائلی هم ایجاد می‌کند که این‌ها دنبال ابداع مفاهیمی مانند آذری هستند یا اینکه نمی‌گویند طرف ترک است بلکه می‌گویند ترک‌زبان است به‌جای اینکه بگویند مردم آذربایجان ترک هستند یا ترک‌های ایرانی هستند می‌گویند که نه این‌ها آذری و یا ترک‌زبان هستند. آیا واقعاً به‌عنوان‌مثال ما بخواهیم رویکرد تعاملی در این زمینه داشته باشیم چکار باید کرد؟ مورخینی که به این مسئله می‌پردازند سعی می‌کنند مسئله را به گونه باستان‌شناسانه بررسی کنند. به‌عنوان‌مثال می‌آیند می‌گویند که در سه هزار سال قبل یا چهار هزار سال قبل در اینجا افرادی زندگی می‌کردند و منطقه آتورپاتکان بوده است و دارای ریشه مادی بوده و یا هر چیز دیگه. ولی وقتی با یک نگاه جامعه‌شناختی نگاه می‌کنیم یکی از مدل‌هایی که برای مطالعه اقوام یا مطالعه موضوعات مختلف در حوزه جامعه‌شناختی هست اینکه به‌جای اینکه ما بیاییم نگاه سوژه، ابژه داشته باشیم. یعنی اینکه بیاییم بگوییم به‌عنوان‌مثال من درباره این موضوع چه فکر می‌کنم. حالا آن موضوع، یا آن گروه یا آن قوم در مورد خودش چه برداشتی دارد این مهم نیست. من می‌خواهم به‌عنوان‌مثال مفهوم‌سازی کنم و بعد ببینم آیا درواقع یا در عمل این درست است یا خیر؟ مدل‌هایی که امروز برای مطالعات قومیت‌ها یا مطالعات مردم‌شناسی مطرح است نگاه‌های سوژه به سوژه است یعنی نگاه‌های Interpritative است. به‌عنوان‌مثال یعنی اینکه ما ببینیم افرادی که در اینجا زندگی می‌کنند چه برداشتی از خودشان دارند یا چه نگاهی به خودشان دارند. بعد آن نگاه را بیاییم معیار مطالعات خود قرار بدهیم. فکر می‌کنم این‌یک مقداری بتواند حداقل برای برون‌رفت از حوزه مفهوم‌سازی و نه در سیاست‌گذاری‌ها کمک کند.

گر طرف از تبریز یا اردبیل آمده بود می‌گفت من آذری هستم. به نظر می‌آید یک تغییر گفتمانی صورت گرفته است. در صداوسیمای ایران هم خیلی اصرار بر این است که کلمه آذری را استفاده کند. اگر مقداری ریشه کلمه آذری را واکاوی کنیم این موضوع به اوایل مشروطیت و دوران پهلوی اول برمی‌گردد که اصرار شدیدی است که در برابر حرکت‌های پان ترکیستها و مخصوصاً دولت عثمانی که صحبت از ایجاد جهان ترکی است در داخل ایران – که اتفاقاً خیلی از آن‌ها هم اتفاقاً خود ترک‌های ایران بودند که می‌توان به کسانی چون سید احمد کسروی اشاره کرد- پاد گفتمانی را آغاز کردند که این‌ها ترک نیستند بلکه این‌ها آذری هستند و آذری هم یکی از زبان‌های پهلوی است و ریشه در زبان‌های فارسی دارد. ولی جالب است که وقتی طرف اهل آذربایجان است به باکو، ترکیه، آسیای مرکزی یا حتی به مناطق ترک‌نشین چین می‌رود می‌بیند که خیلی راحت شما می‌تواند با مردم حرف بزند و حرف آن‌ها را بفهمد. پس چگونه می‌شود که زبان ما ترکی نیست و یک‌زبانی است که ریشه فارسی دارد ولی واقعیت امر چیز دیگری را نشان می‌دهد.

یک نکته‌ای که من فکر می‌کنم خیلی مهم است این است که به‌موازات اینکه در مرکز نهادهای دموکراتیک یا مسئله دموکراسی تضعیف می‌شود در حاشیه یک اتفاقاتی می‌افتد. مثلاً اگر در مرکز تظاهراتی اتفاق می‌افتد یا یک ناآرامی‌های مدنی اتفاق می‌افتد بیشتر رنگ و بوی جهان‌شمول دارد. مثلاً چرا عدالت محور نیست؟ مثلاً رأی من کجاست؟ چرا در حوزه اقتصاد اختلاس شد؟ ولی هرچقدر به سمت حاشیه و مرزهای کشور نزدیک‌تر می‌شویم رنگ و بوی جهانی شمولی کم شده و بیشتر رنگ و بوی زبانی و نژادی و یا بعضاً رنگ بومی قومی یا مذهبی به خود می‌گیرد. اگر ما بتوانیم به‌موازات تقویت نهادهای دموکراتیک این مسئله را دامن بزنیم که حالا می‌شود گفت نهادهایی که می‌توانند در حوزه عمومی و در عرصه عمومی نقش تعدیل‌کننده داشته باشند. اگر نگاهی بندازیم تقریباً می‌شود گفت حداقل در این هشت سال گذشته اتفاقی که افتاد یکی این بود که نهاد دانشگاه بسیار تضعیف شد. تضعیف دانشگاه در شهری مثل تهران ممکن بود باعث این شود که اساتید یا کسانی که در این حوزه می‌اندیشند خواسته‌ها و درخواست‌های مدنی خودشان را به‌گونه‌ای بیان کنند. ولی وقتی می‌رویم در منطقه‌ای مثل تبریز یا در کردستان یا در بلوچستان رنگ و بوی دیگری می‌گیرد و به‌گونه‌ای دیگری فرموله و گفتمان سازی می‌شود. حالا تضعیف دانشگاه در تهران به دلیل اینکه در اینجا یک تمرکزگرایی خاصی هم است شاید آسیب‌های شدیدی نتوانسته باشد بزند به آن اندازه که در منطقه‌ای مثل تبریز یا منطقه آذربایجان که باعث شده که عملاً نهاد دانشگاه هیچ نقش تعیین‌کننده‌ای در گفتمان سازی یا پاد گفتمان‌هایی که ممکن است وجود داشته باشند در آنجا ایجاد کند.

یک نکته‌ای هم که شاید جالب باشد این است که جنگ جهانی دوم باعث می‌شد که چین و کره توسط ژاپنی‌ها اشغال‌شده بود ولی بعد جنگ جالبه حتی تا همین ۶-۵ سال قبل که من اطلاع داشتم اینکه وقتی ژاپنی‌ها می‌آیند در کتاب‌های درسی‌شان واقعه جنگ جهانی دوم را روایت می‌کنند هم چینی‌ها و هم کره‌ای‌ها اعتراض کرده بودند که شما چرا آمدید اشغال چین و اشغال کره را به‌گونه‌ای در کتاب‌های خودتان انتقال دادید که جنایت‌هایی که مثلاً ژاپنی‌ها بر ضد چینی‌ها و کره‌ای کردند را رعایت نکردند. درنهایت تصمیم بر این شد تا یک گروه کره‌ای و چینی بر نحوه روایت این واقعه نظارت داشته باشند. من بین سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ زیاد به باکو رفت آمد داشتم. اولین باری که به باکو رفتم در موزه ملی باکو وقتی وارد موزه می‌شوی یک نقشه بزرگی زده‌اند که تا نزدیکی‌های قزوین نیز امتداد دارد و پایین آن نوشته‌اند بنیان‌گذار امپراتوری آذربایجان شاه اسماعیل صفوی. درحالی‌که قلمرو امپراتوری صفوی در زمان شاه اسماعیل خیلی وسیع‌تر بود. در یک سالن دیگری هم که راجع به انقلاب مشروطه بود و تصاویر آن دوره نمایش داده‌شده بود. ازقضا تصویر به دار آویخته شده ثقه‌الاسلام، تصویر خیابانی و … بود. نکته‌ای که جالب است این بود که در توضیح آن نوشته‌شده بود که این‌ها درنتیجه حمله فارس‌ها به ترک‌ها کشته‌شده‌اند.

Audio Player

Audio Player

 اختصاصی یول‌پرس- باز نشر با ذکر منبع بلامانع می باشد






نظرات() 

ریشه‌های هویت‌گرایی در آذربایجان و جامعه ترک‌های ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-10:20 ب.ظ

سخنرانی اخیر رئیس‌جمهور در جمع مردم اورمیه و مصاحبه‌ای که مدیرکل اطلاعات آذربایجان شرقی راجع به هویت طلبان انجام دادند، نشان می‌دهد که مسئولین به این نتیجه رسیده‌‎­اند که هویت‌گرایان را (کنشگران اصلی و غالب در جامعه آذربایجان) به رسمیت بشناسند و تر و خشک را باهم نسوزانند.

هویت گرایییول‌پرس- مجتبی نجفی: سخن از هویت آذربایجان و ترکان ایران می‌باشد که سال‌هاست بسیاری از فرزندان این خطه به دنبال حفظ و نگهداری آن می‌باشند. واژه هویت همان کیستی یا identity مفهوم بحث‌برانگیزی می‌باشد اما به دلیل رعایت موضوع نوشته از طولانی‌تر کردن آن پرهیزکرده و همان مفهومی را که با خواندن واژه هویت در ذهن خوانندگان محترم نقش می‌بندد مدنظر قرار می‌دهم. شاید برای غیر آذربایجانی‌ها این سؤال پیش بیاید که مگر هویت ترک‌ها مسئله‌ای پیداکرده است که آن‌ها هویت گرا شده‌اند؟!
مجتبی نجفی- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس
مجتبی نجفی- عضو هئیت تحریریه یول‌پرس

در پاسخ باید گفت بله از روزی که رضاخان میرپنج با کودتای انگلیسی‌ها در ممالک محروسه به قدرت رسید و خاندانی برای خودش برپا نمود، تحت عنوان یک ملت-یک دولت با کج‌فهمی هرچه‌تمام‌تر مفهوم ملت، هویت ترک‌ها در سرتاسر ایران مورد هجمه قرار گرفت. پهلویست‌ها و غرب‌گرایان به‌ظاهر روشنفکر که در تلاش بودند تا بر پایه تئوری یک ملت- یک دولت کشوری مدرن بسازند، چشمانشان را بر روی اصول اولیه حقوق بشر بستند. این تنور را آن‌چنان داغ کردند که پان فارسیسم به عمل آمد، کار تا سخن گفتن با قبر کوروش ادامه یافت و چنانچه می‌توانستند ژن تمام ساکنین ایران را تغییر می‌دادند تا مگر همه از یک نژاد و یک‌زبان باشند! این منورالفکران درک درستی از مفهوم ملت نداشتند و آن را مترادف با جامعه‌ای از یک قوم و نژاد خالص و یکدست می‌دانستند که به یک‌زبان سخن می‌گوید. درصورتی‌که هیچ تعریفی ملت را چنین معنی نکرده است. همین برداشت غلط پهلویست‌ها شروع برنامه‌ای گسترده برای انکار زبان و نژاد اقوام غیر فارس در سرتاسر ایران بود.

تاریخچه‌ای بر پایه مهاجرت برای آذربایجان، به‌عنوان ایالتی کاملاً ترک‌نشین، ساختند که بر اساس آن بتوانند زبان و نژاد مردمان این ایالت را قلب کنند. هم‌زمان تئوری زبان آذری را مطرح کردند تا بدیلی مثلاً علمی برای کلمه ترکی ساخته باشند. برای اینکه در عرصه عمومی که سروکارش با تئوری‌های علمی نیست، کاری کرده باشند، جوک‌ها و تبلیغات تحقیرآمیزی ضد ترک‌ها ساختند. آن‌چنان فضای جامعه را مسموم کردند که نهایتاً آذربایجانی که تا دیروز سابقه چندین سال حکومت و امپراتوری داشت امروز نژاداً و زباناً زیرشاخه قوم فارس بود! ترکی صحبت می‌کرد اما این زبان، زبان بیگانگان بود که تحمیل‌شده بود و باید هرچه زودتر فراموشش می‌کرد. موسیقی آشیقی به‌عنوان اصیل‌ترین موسیقی مردمان این خطه را هم قدغن کردند. آن‌هایی که با موسیقی آشیقی آشنایی دارند می‌دانند که عصاره زندگی مردم آذربایجان همان اشعار آشیق‌ها می‌باشد که سینه‌به‌سینه در دستگاه‌های موسیقی خاص منتقل‌شده است. اسامی شهرها، روستاها، مکان‌ها و… هم در یک‌چشم برهم زدنی تغییر و هزاران برنامه‌ریزی و اقدام پان گونه در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و … انجام دادند. شوربختانه برنامه‌های جامع آموزش همگانی در این برهه زمانی جان می‌گرفت و پرواضح است که رژیمی با چنین افکار نژادپرستانه هرگز اجازه تدریس زبان ترکی را نمی‌داد. این‌چنین بود که ترکان ایران با بحران هویت مواجه شدند و از آن زمان در برهه‌های مختلف تاریخی پاسخ‌های درخوری به این برنامه‌ریزی‌های نژادپرستانه داده‌اند.

پس از انقلاب اسلامی که خون آذربایجانی‌ها در حمایت از آن ریخته شد (و به‌حق بود) بسیاری از این دستورالعمل‌ها و برنامه‌ها متوقف شدند و پان پهلویست‌های مطرح یا فرار کردند یا جان باختند. کتب، مجلات و روزنامه‌ها توانستند به زبان ترکی چاپ و نشر شوند، موسیقی آذربایجانی خصوصاً آشیقی از آن خفقان رهایی جست. ولی اگر تعارف نکنیم باید بگوییم مدت‌زمان درازی است تحت عناوینی که لااقل برای نگارنده قابل‌درک نیست (با توجه به ظرفیتی که نظام و قانون اساسی دارد) آموزش زبان مادری ترکان در مدارس همچنان معلق مانده است.

چالش‌های امروزی

هنوز اثرات تبلیغات گسترده‌ای که در زمان پهلوی‌ها علیه زبان ترکی انجام می‌گرفت به‌طور کامل از اذهان پاک نشده است، به‌عنوان شاهد می‌توان کلمه آذری را بیان کرد که مسئولان منطقه‌ای از ترس انگ پان ترک بودن! به‌جای واژه ترک کلمه آذری را بکار می‌برند. همچنین بسیاری از مسئولان نگاه امنیتی به مسئله تدریس زبان ترکی در مدارس دارند و این امر را موجب تضعیف زبان فارسی و به‌تبع آن تزلزل در اتحاد ملی می‌دانند، باید به کسانی که چنین دیدگاهی دارند (و یا اینکه مغرضانه چنین وانمود می­کنند) عرض نمایم آن روزی که در تمام ایالت آذربایجان به تعداد انگشتان دست شهروندی که فارسی بداند پیدا نمی‌شد، این مردم آذربایجان بودند که در جنگ‌های مختلف مانند جنگ علیه روسیه تزاری درراه دفاع از اسلام و مام میهن به میدان نبرد رفتند. امروز هم اگر همه آذربایجانی‌ها در مدارس به زبان مادری خود تحصیل کنند بنا به گواه تاریخ هیچ گسستی پیش نخواهد آمد.

پرواضح است وقتی‌که هویتی مورد هجمه قرار گیرد و انکار شود، هویت گرایی رواج خواهد یافت. در این راه افراد مختلف برحسب روحیات، میزان تحصیلات، طبقه اجتماعی و … شیوه‌های متفاوتی انتخاب می‌کنند. اینک پس از سال‌ها فرازوفرود در جامعه آذربایجانی و تجربیات مختلفی که کنشگران اجتماعی و مسئولین امر کسب کرده‌اند، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که می‌تواند آغازگر فصل نوینی باشد. سخنرانی اخیر رئیس‌جمهور در جمع مردم اورمیه و مصاحبه‌ای که مدیرکل اطلاعات آذربایجان شرقی راجع به هویت طلبان انجام دادند، نشان می‌دهد که مسئولین به این نتیجه رسیده‌‎­اند که هویت‌گرایان را (کنشگران اصلی و غالب در جامعه آذربایجان) به رسمیت بشناسند و تر و خشک را باهم نسوزانند. دلسوزان امر می‌دانند که انکار و نادیده گرفتن مطالبات هویت طلبان هیچ دردی را دوا نکرده و نه‌تنها موجب نارضایتی قاطبه مردم می‌شود بلکه عرصه را برای حضور و رشد عده‌ای انگشت‌شمار اما رادیکال (که خود معلول شرایط هستند) مساعد می­نماید.

امید است طرفین با رعایت اصول اخلاقی، حقوقی و منافع ملی در جهتی پیش رویم که حق‌وحقوق زبانی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی آذربایجانیان و ترکان ایران احقاق گردد. می‌توان برای حرکتی منطقی، توأم با آرامش در جهت تعالی هم‌زیستی اسلامی – انسانی تمام اقوام امت اسلامی ایران مواردی از قبیل ذیل مدنظر قرار گیرد؛

زبان مادری ترک‌زبانان در مدارس تدریس گردد.

گذشته از تعریفی که خود ملت دارد و در آن می‌توان چندین قوم هم جا داشته باشد، مفهومی که انقلاب اسلامی با آن سروکار دارد بسیار غنی‌تر از تعاریف موجود در دایره المعارف های غربی‌هاست و آن همان کلمه امت اسلامی می‌باشد. بهتر است به‌جای غالب کردن عناصری بحث‌برانگیز به‌عنوان حلقه اتحاد، این قبیل مفاهیم وحدت‌آفرین در جامعه اسلامی ایران تبیین و رواج داده شود.

استفاده از کلمه پان ترک به‌شدت کنترل شود. هرکسی که می‌خواهد بی‌محابا از این مارک در رسانه ملی، روزنامه، سایت و … برای انگ زدن به تمام فعالین بهره می‌گیرد و این امر مغرضانه نباشد نادانی یا بی‌انصافی است.

هویت تورک آذربایجانی در ادبیات رسمی و غیررسمی انکار نگردد. آذری میراث پان پهلویست‌ها می‌باشد (البته عده‌ای منظورشان از این کلمه اشاره به مکان دارد ترکی آذری مانند ترکی استانبولی بهره می‌گیرند).

سازوکاری اتخاذ گردد که هر گوینده و نویسنده‌ای به‌راحتی نتواند فعالین هویت طلب آذربایجانی یا اتفاقات رخ‌داده در آذربایجان را با نگاهی تجزیه طلبانه و پان ترکی به جامعه عرضه دارد.

تئوری یک دولت –یک ملت رضاخان با این نگاه که تمام افراد یک ملت باید از یک نژاد باشند و به یک‌زبان سخن بگویند شکست‌خورده است. زمینه‌های اجتماعی لازم را در جامعه فراهم آوریم تا همگان بپذیرند امت مسلمان ایران به هر زبانی سخن بگویند و بخوانند هم‌وطن هستند و در این راه حاضر به جان‌فشانی می‌باشند.

 





نظرات() 

وحید معینی فر هویت‌گرایی جوانان تُرک ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-10:16 ب.ظ


جریان «هویت گرایی» مانند نیرویی خودساخته، مردمی، بارور و رشدکننده است، که متأسفانه به جای اینکه از ظرفیت آن به درستی استفاده شود، به نادرستی و حرکاتی ناشیانه به مقابله با آن پرداخته می‌شود و متأسفانه این مقابله از جانب لایه‌های مختلف اعم از روشنفکران ملی گرای جدید، قدیم و وابسته به سلطنت طلبی پهلوی و حتی برخی مسئولین فعلی و حتی لایه‌هایی از مردمان عادی است، که تقابل لایه‌های مردمان عادی در کوچه و بازار و اخیراً مشهود در شبکه‌های اجتماعی است که این سطح دوم از تقابلها منجر به ناسزا گفتنها، ایجاد انزجار، تفرقه ی قومی و شکافهای عمیق فارس و ترک و ... می‌شود.

Screen-Shot-2016-03-17-at-5.09.46-PM-e1458249035314



یول‌پرس – وحید معینی فر – شیراز: اگر «هویت» را یک نگرش بنامیم، صرف نظر از تعریف آن، بی‌شک واژه «هویت گرایی» باید اشاره‌ای مستقیم داشته باشد به جریان یا مکتبی که شالوده آن را، طرفداران آن یا به قسمی «هویت‌گرایان» یا «هویت‌خواهان» تشکیل می‌دهند. مسلماً در یک تقابل نابرابر و از منظر مکاتب سیاسی، به واژه‌هایی مانند اسلام‌گرایی، چپ‌گرایی، اقتدارگرایی، جهانی‌گرایی و… دست می‌یابیم. به این دلیل گفته شد تقابل نابرابر، چون بی‌شک می‌توان برای هریک از مکتب‌های دیگر نقطه عطفی متصور بود. مثلاً اسلام‌گرایی به خودی خود، تا قبل از بوجود آمدن اسلام، بار معنایی خود را از دست می‌دهد. چون اساساً مدیون هستی خویش است؛ و آن ذات خود را که همان اسلام است را به دست نیاورده است. لذا این مکتب‌ها، ذات و هستی خود را وام‌دار از اتفاقی هستند که سبب پیدایش آنها شده است. لذا برای یافتن زمان بوجود آمدن اسلام به این پرسش پاسخ می‌دهیم که اسلام از چه زمانی بوجود آمد؟ و به راحتی به پاسخ می‌رسیم. هرچند شاید از نظر عده‌ای اسلام‌گرایی واژه‌ای مدرن باشد. در پاسخ باید گفت که: آری. واژه‌ای است مدرن، اما ماهیت آن از همان زمانی پدید گشت که اسلام بوجود آمد.

 وحید معینی فر
وحید معینی فر

اما با یک بررسی مختصر تاریخی، نمی‌توان به راحتی برای زمان تولد «هویت‌گرایی» نقطه عطفی پیدا کرد. اگر بخواهیم «هویت‌گرایی» را هم خانواده با «ملی‌گرایی» بدانیم باید به این پرسش پاسخ دهیم که: «از چه زمانی ملت‌ها بوجود آمده‌اند؟ که به طبع آن ملی‎گرایی آغاز شد؟» به درستی نمی‌توان پاسخی یافت. چه بر فرض محال هم که تاریخ مشخصی برای تشکیل ملت‌ها بیابیم، باز نمی‌توانیم ملی گرایی را متولد همزمان با تشکیل ملتها دانست. ظاهراً ملی گرایی زایده ی تفکری بوده است که نخست بار توسط رجال سیاسی برای متحد کردن یک ملت بکار برده شده است که در باورهای مذهبی یا باستانی خود دچار سستی عقیده شده اند و این همان اتفاقی بود که بعد از فروپاشی قرون وسطا و سیطره ی کلیساها و آغاز جنبش رنسانس اروپایی حادث گشت و تا قبل از آن مفهومش خاکستری و خاموش بود. این آغاز ملی گرایی را عده‌ای از زمان «ناپلئون» قرن هفده و عده‌ای هم آن را مدیون «جفرسون» و «پین» قرن نوزده در آمریکا می‌دانند. لذا با این توضیحات میتوان تاریخ ملی گرایی و مترادف با آن «هویت گرایی» را به همین چند قرن اخیر محدود کرد. اما آنچه از «هویت گرایی» مورد بحث این مقاله است، جدای از مفهوم ملی گرایی معمول است. نه در کُل، بَل در این مورد خاص، منظور ما از «هویت گرایی» مفهومیست که در میان مردمان ترک ایران بخصوص جوانها پدید آمده است و در کمال ناباوری، این مفهوم نه تنها مترادف با ملی گرایی نیست، بلکه پاسخیست مستقیم به آن و در تقابل با آن. با توصیفی بیشتر، با توجه به وقایع قرون اخیر که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، «هویت گرایی» از این نوع خاص که در میان ترکان ایران پدید آمده جدای از مفهوم ملی گرایی و حتی «هویت گرایی» است که در اعصار و مکانهای دیگر معمول بوده است.

در ابتدا برای کنکاش این پدیده بهتر است سوالی را از خود بپرسیم که هر ترکتباری در ایران در ناخودآگاه خود از خود می‌پرسد، چه همین سؤال شالوده ی «هویت گرایی ترکان ایران» را بنا مینهد: «من کیستم؟» نخست بارقه ی این سؤال بی‌شک هم زمان با آغاز تبلیغات گسترده و هدفدار پدر و پسر پهلوی و استعمار، برای تزریق «هویت گرایی آریایی» به اذهان جوانان بود. «آیا من یک تُرک هستم؟ آیا من تاریخ ندارم؟ آیا من وحشی هستم؟ آیا زبان من عاجز است؟». یک ترکتبار در برابر آن هجمه از تبلیغات آریایی گرایی و در مقابل، تحقیر کردن ترکان، بی‌شک دو راه بیشتر نداشت. یا اینکه هویت قبلی خود را فراموش کند و همه جا اعلام دارد که او نیز آریاییست  ومتصل به بدنه ی جامعه ی فارس و یا ترک بماند و تحقیر سیستم راشیستی و به طبع تحقیر جامعه ی آن زمان شود. اما گزینه ی اول در تضاد با ذات «هویت خواه» جوانان بود و همانگونه که تاریخ نیز به ما گفت، با هر حربه‌ای که پهلوی‌ها به کار بستند نتوانستند این ذات را از ترکان دور کنند. مانند استخدام کسروی‌ها و افشاریزدی‌ها و…

لذا اکنون «هویت گرایی» ترکان ایران که می‌شود نقطه عطف آن را از زمان ترویج ملی گرایی ایرانی-آریاییِ پهلوی و در تقابل آن دانست. در مقابل آن هجمه از تبلیغات جوانان ترک ایران نیز مقابله به مثل کردند و تاریخ و زبانشان را که می‌رفت به دست همین تبلیغات از بین برود را زنده نگه داشتند و پروژه ی عظیم هویت زدایی پهلوی با انقلاب اسلامی، به کلی رو به نابودی رفت.

از نقطه نظری دیگر و در ادامه ی بررسی چرایی پدید آمدن این پدیده، و در مقام پاسخ به رویکرد تشکیل هویت گرایی ترکی در ایران، بی‌هیچ قضاوت ناعادلانه‌ای نمی‌توان آن را متصل به جریان ملی گرایی ترکیه یا جمهوری آذربایجان دانست اما می‌توان اینگونه بیان کرد که جریان‌های ملی گرایی ترکی در کشورهای مذکور، بی‌اثر به جریان هویت گرایی ترکی در ایران نبوده است، اما بی‌شک مولود آن نیست. عاقبتِ امر، «هویت گرایی» ترکی در ایران با یک داوری منصف به هیچ وجه نمی‌توان قابل قیاس با ملی گرایی دانست، بخصوص از نوع ملی گرایی افراطی مرسوم در خاورمیانه و اروپای قرون اخیر. چون آنچه موجب ملی گرایی است، نیاز به تشکیلات سازمان یافته آن هم عموماً در سطح حکومتیست؛ چه، همه میدانیم که هیچ حکومتی چه ترکی چه غیر ترکی در ایران، هرگز مبادرت به ایجاد ملی گرایی ترکی نکرده اند، حتی در مقابل مبادرت به ترویج فرهنگ، زبان و آداب سایر ملل ایرانی کرده اند.

این جریان «هویت گرایی» مانند نیرویی خودساخته، مردمی، بارور و رشدکننده است، که متأسفانه به جای اینکه از ظرفیت آن به درستی استفاده شود، به نادرستی و حرکاتی ناشیانه به مقابله با آن پرداخته می‌شود و متأسفانه این مقابله از جانب لایه‌های مختلف اعم از روشنفکران ملی گرای جدید، قدیم و وابسته به سلطنت طلبی پهلوی و حتی برخی مسئولین فعلی و حتی لایه‌هایی از مردمان عادی است، که تقابل لایه‌های مردمان عادی در کوچه و بازار و اخیراً مشهود در شبکه‌های اجتماعی است که این سطح دوم از تقابلها منجر به ناسزا گفتنها، ایجاد انزجار، تفرقه قومی و شکافهای عمیق فارس و ترک و… می‌شود. همین تقابلهای نادرست و موضع گیری‌ها در سطوح مختلف، خود باعث نمود «هویت گرایی» ترکی در قالبهای گوناگون است. به عنوان مثال، تمام جوانهای ترکی که به مقابله با آریایی گرایی بر می‌خیزند و گاه به شعارهای نژادپرستی، جوکهای قومیتی، تخریب شاعران، بزرگان، تاریخ فارسها و موارد دیگر روی می‌آورند، خود نمود مقابله به مثلیست که در برابر همان جریان «ملی گرایی آریایی» به وجود آمده است و پاسخیست مستقیم به تخریب تاریخ، زبان، هویت و قهرمانان و شخصیتهای ترکی.

از تازه ترین نمودهای «هویت گرایی» ترکی در ایران، می‌توان به طرفداری از تیم‌های فوتبال اشاره کرد که در سالهای اخیر در آذربایجان در حمایت از تیم «تراکتورسازی» و اخیراً در میان جوانان قشقایی در حمایت از تیم «قشقایی» به وجود آمده است. اگر گاهاً به ورزشگاه‌ها سر بزنید خواهید دید که این جوانها، عقده‌های تحقیرهای ادامه دارِ سیستمیِ پهلوی و حتی تحقیرهایی در لایه‌های پایین اجتماعی (مردم کوچه و بازار)، را در قالب نمادها و نمودهای هویتی مانند همان شعارهای کذایی، رفتارهای اجتماعیِ «هویت خواهی»، نشان دادن علامت «بزقورت» به معنای «هویت ترکی» و موارد دیگر، بروز می‌دهند.

لذا، حمله بردن بی‌تدبیرانه یِ ملی گراهای آریایی- ایرانی، سلطنت طلبها، پان ایرانیست‌ها و سایر کسانی که از این جنبش «هویت خواهی» احساس ترس کرده اند و برچسب زدن‌های بی‌اساس مانند پان ترکیسم، جیره خوار، وطن فروش و… که هیچ مناسبتی با طلبِ «هویت خواهی» این مردمان ندارد، نه تنها باعث دست کشیدن ترکان از این طلب نخواهد شد، بلکه در جبهه‌ای متقابل، به واکنش مشابه بدل خواهد شد و نتیجه ی آن جز بیشتر شدن دامنه ی انزجار قومیتی نخواهد بود که از دیر باز آرزوی استعمارِ  شرق و غرب بوده است.

اختصاصی یول‌پرس – بازنشر با ذکر منبع بلامانع است.






نظرات() 

نسبت جریان هویت‌طلبی با جریان‌های اصلاح‌طلبی و اصولگرایی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-10:11 ب.ظ

در کنار گفتمان هویت طلبی، دو گفتمان مرکزگرای کلان هم وجود دارد که عموماً در عرصه سیاست ایران کنش‌های خاص خود را دارند. دو گفتمانی که پیش‌تر از آن‌ها با عناوین «راست و چپ» و اینک با عنوان «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا» یاد می‌شود؛ اما این گفتمان‌ها که مابه‌ازای خارجی و مصداق‌های عینی هم در عرصه سیاست ایران دارند چه نسبتی باهم دارند؟ نسبت گفتمان هویت طلبی با دو کلان گفتمان اصلاح‌طلبی و اصولگرایی چیست؟

هویت گرایی آذربایجانی

یول‌پرس – علی‌اصغر احمدزاده: با توجه به مؤلفه‌های موجود در بستر اندیشه‌ورزی در میان قوم ترک ایران، تردیدی نیست که گفتمان ریشه‌دار «هویت طلبی» این بار با شمایل جدیدی پا به عرصه اندیشه و حتی سیاست ورزی گذارده است. در چنین فضایی، هویت‌طلبان آذربایجانی که متأسفانه همواره از سوی جریان‌های باستان‌گرایانه به تجزیه‌طلبی متهم شده‌اند، اینک با اثبات راه خود و وفاداری به تمامیت ارضی ایران اسلامی، مؤلفه‌های گفتمانی خود را به‌گونه‌ای بازتولید و بازنمایی کرده‌اند که به سهولت در عرصه سیاست ایران و خصوصاً آذربایجان وارد می‌شوند. این گزاره در انتخابات اخیر دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در مناطق ترک‌نشین ایران عینیت یافت و شاهد بودیم که تقریباً همه کنشگران سیاسی که دستی بر آتش انتخابات داشتند، سعی می‌کردند به نحوی با جریان و گفتمان هویت طلبی وارد تعامل شوند. البته این جریان در مناطق خاصی هم به‌صورت مستقل وارد عمل شد و توانست در عرصه قدرت جای پایی برای خود باز کند و باوجود برخی از موانع به توفیق‌هایی هم‌دست یافت.

اما در کنار گفتمان هویت طلبی، دو گفتمان مرکزگرای کلان هم وجود دارد که عموماً در عرصه سیاست ایران کنش‌های خاص خود را دارند. دو گفتمانی که پیش‌تر از آن‌ها با عناوین «راست و چپ» و اینک با عنوان «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا» یاد می‌شود؛ اما این گفتمان‌ها که مابه‌ازای خارجی و مصداق‌های عینی هم در عرصه سیاست ایران دارند چه نسبتی باهم دارند؟ نسبت گفتمان هویت طلبی با دو کلان گفتمان اصلاح‌طلبی و اصولگرایی چیست؟ طبیعی است که برای پاسخ دادن به چنین پرسش‌هایی باید شاخص‌های همه این گفتمان‌ها احصا شوند و این شاخص‌ها به‌صورت ماتریسی نسبت‌دهی شوند تا در برآیند کلی به نتیجه تقریباً متقنی رسید اما در یک شمای کلی می‌توان به مجموع کنش‌های سیاسی جریان‌های سیاسی در کشور اشاره کرد. جریان اصولگرایی با مبانی بسته و خاصی که دارد، همواره درصدد برآمده است مسائل سیاسی را سانسور یا حذف کند و تقریباً به دلیل نزدیکی باقدرت سیاسی و دارا بودن فاکتورهای اساسی قدرت، نظیر رسانه، اقتصاد و نیروی قهری تلاش کرده مسائل قومی را به حاشیه براند و در برخی موارد چنین مسائلی را امنیتی جلوه دهد و از آب گل‌آلود ماهی بگیرد. در آن‌سوی میدان جریان اصلاح‌طلبی قرار دارد که طی چند دهه فعالیت در عرصه سیاست ایران بیشتر در مقام نظریه‌پردازی و روایت‌سازی بوده است. این جریان سیاسی که از گفتمان روشنفکری در ایران بهره زیادی نیز برده، برخلاف جریان سیاسی اصولگرا، گفتمان هویت طلبی را قبول داشته و دارد و آن را به‌مثابه یک جریان سیاسی هم به رسمیت می‌شناسد اما این جریان نیز در نسبت با گفتمان هویت طلبی سابقه چندان درخشانی ندارد. در نسبت این گفتمان‌ها به نظر می‌رسد اگر جریان اصولگرایی و هویت طلبی باهم نسبت تباین داشته باشند، جریان اصلاح‌طلبی و هویت طلبی دست‌کم نسبت عموم خصوص من‌وجه دارند؛ یعنی به‌نظر می‌رسد در ساحت اندیشه قرابتی بین جریان اصلاح‌طلبی و هویت طلبی وجود دارد که این نزدیکی بین جریان اصولگرایی و هویت طلبی به‌جز چند مورد جسته‌وگریخته و چند شخصیت سیاسی هیچ‌گاه صادق نبوده است. با توجه به اقلیم گفتمانی جریان اصلاح‌طلبی که از کلیدواژه‌هایی نظیر حقوق بشر استفاده می‌کند و در برخورد با مسائل نگاه بازتری دارد، تردیدی نیست که نزدیکی دو جریان سیاسی اصلاح‌طلبی و هویت طلبی می‌تواند برآیند مطلوبی در مناطق ترک‌نشین ایران داشته باشد؛ اما اگر این نزدیکی با تعهدهای نانوشته‌ای همراه باشد، می‌توان به پیوند این دو جریان امیدهای زیادی بست. بدین‌صورت که جریان اصلاح‌طلبی با به‌رسمیت شناختن جریان هویت طلبی در مجامع سیاسی در راستای مطالبات هویت‌طلبان برآید که البته تاکنون این رویه چندان مطلوب نبوده و حتی تعارض‌هایی بین این جریان‌ها به‌وجود آمده است که نمونه این تعارض‌ها در موضوع تنش‌های ایجادشده در رابطه با اعتراض به برنامه مخصوص کودکان (یعنی برنامه فیتیله) مشاهده کردیم. جریان اصلاح‌طلبی اگر می‌خواهد در مناطق ترک‌نشین ایران در رقابت با جریان اصولگرایی از اقبال بیشتری برخوردار شود، لازم است در مبانی و مبادی فکری خود تجدیدنظری اساسی داشته باشد و یا دست‌کم از بیان مبادی و مبانی فکری خود (مثلاً درباره حقوق بشر و حق تحصیل به زبان مادری) عدول و استنکاف نکند. شاید این موضوع یکی از نقدهای اساسی به اشخاص شاخص جریان اصلاح‌طلبی است که مدام از حقوق بشر و قانون‌مداری و قانون‌گرایی سخن می‌گویند، اما در مقام عمل وقتی نوبت به مسائل محیط زیستی و فرهنگی اقوام و مخصوصاً ترکان ایران می‌رسد، مبانی فکری خود را فراموش می‌کنند و در برابر چنین مطالباتی سکوت می‌کنند که گاه حتی جریان اصولگرایی هم از این سکوت گفتمانی بهره می‌برد.





نظرات() 

رحیم شهریاری: “در مشکین‌شهر عده‌ای قصد برهم زدن جو سالن را داشتند/ من پرچم‌دار موسیقی آذربایجان هستم!”

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 30 مرداد 1395-10:04 ب.ظ

download


 یول‌پرس، رحیم شهریاری خواننده آذربایجانی موسیقی پاپ در تازه‌ترین نشست رسانه‌ای خود که ظهر پنجشنبه ۲۹ مردادماه برگزار شد، ضمن تشریح آخرین فعالیت‌های موسیقایی خود به حاشیه‌های کنسرت گذشته‌اش در شهرستان مشکین‌شهر اشاره کرد و گفت: به هر حال خطوط قرمزی در کنسرت‌های موسیقایی وجود دارد که ما خوانندگان فعال نسبت به آنها واقف هستیم. در کنسرت شهرستان مشکین‌شهر هم که با حضور قابل توجه علاقه‌مندان برگزار شد، تعدادی از تماشاگران با در دست داشتن نمادی سعی در بر هم زدن جو کنسرت داشتند که من تا پایان برنامه تلاش خود را انجام دادم تا از این حاشیه‌ها جلوگیری کرده و جو را آرام کنم.

وی افزود: تماشاگران فعال کنسرت می‌دانند که وقتی یک کنسرت در ورزشگاه برگزار شود، انتظامات آن نیز به مراتب مشکل‌تر از تالارهای دیگر خواهد بود به همین جهت هیچ مامور انتظاماتی در آن لحظه نمی‌توانست نزدیک ردیفی قرار بگیرد که این تعداد تماشاگران حضور داشتند و ناخودآگاه مسئولیت ماجرا به گردن من افتاد. این در حالی بود که تا دو ساعت پایانی اجرا که بنده آهنگ «یاشاسین آذربایجان» را که محتوایی هویت‌طلبانه و آذربایجان‌دوست داشت اجرا کردم، یک نفر سعی در قطع کردن این اجرا داشت که بنده در همان جا به این تماشاگر گفتم حق و حقوق را رعایت نمی‌کند، اما او بی‌ادبانه به من گفت که این موضوع ربطی به من ندارد و در همین نقطه زمانی بود که من از انتظامات خواستم تا با این شخص برخورد کرده و او را از سالن بیرون کند. متاسفانه یکسری از رسانه‌های بیگانه هم که دوست دارند از چنین اتفاقاتی به اهداف خود دست پیدا کنند، همواره تلاش می‌کنند که ماجرا را طوری انعکاس دهندکه چندان خوشایند نیست.

وی در ادامه در پاسخ به اینکه چرا غیر از شهر تبریز حاضر به برگزاری کنسرت در دیگر شهرهای آذربایجانی نیست، توضیح داد: برای من این موضوع جالب است که می‌توانم در آمریکا و اروپا کنسرت‌های متعددی را برگزار کنم، اما نمی‌توانم در شهرهایی همچون اردبیل، زنجان، ارومیه، میانه و سایر شهرهای آذربایجانی کنسرتی را برپا کنم. به اعتقاد من یکسری از مشکلات در برخی از مراکز دولتی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان‌ها اجازه برگزاری کنسرت را از ما گرفته و این برای من به عنوان یک خواننده آذربایجانی بسیار ناراحت‌کننده است که در پایتخت و تبریز می‌توانم بیشتر از سایر نقاط دیگر کنسرت برگزار کنم.

شهریاری با اشاره به جزئیات کنسرت‌های آینده خود، گفت: گروه موسیقی «آراز» ۲۵ شهریورماه در رامسر، چهارم شهریور در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران، ۹ شهریور در تبریز، ۲۳ و ۲۴ شهریور در تالار وحدت تهران برنامه‌های خود را به تهیه‌کنندگی رسول ترابی مدیر موسسه فرهنگی و هنری آوای دوران برای مخاطبان عزیز اجرا خواهد کرد که امیدواریم با انرژی کاملی که می‌خواهیم در این کنسرت به تماشاگران منتقل کنیم، آنها با آمادگی کامل به سراغ آغاز فصل مدارس بروند. البته طبق برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته قرار بر این است که در کشورهای انگلستان، نروژ، هلند، دانمارک، آلمان تور اروپایی گروه «آراز» را برگزار کنیم که این برنامه‌ها نیز از فضای متفاوتی برخوردار خواهد بود که امیدوارم هموطنان ایرانی من در خارج از کشور نیز از آن لذت ببرند.

سرپرست گروه موسیقی «آراز» درباره قطعاتی که برای این کنسرت‌ها انتخاب کرده است، توضیح داد: علاوه بر اجرای قطعات منتخب از ۱۲ آلبومی که تاکنون در بازار موسیقی منتشر کرده‌ام، یک موزیک ویدیوی جدید با محتوای تیم‌های ورزشی آذربایجانی در تمامی رشته‌ها آماده شده که در این کنسرت رونمایی خواهد شد.

شهریاری تصریح کرد: ای کاش این فرصت را داشته باشم که در یک مقاطع ویژه زمانی کنسرت‌های مجانی را برای مخاطبان در فضای باز اماکن تاریخی و برخی از بوستان‌ها اجرا کنم، اما متاسفانه سیاست کاری اداره ارشاد استان‌ها هیچ وقت به من این اجازه را نداده که بتوانم در شهرستان‌ها با این شیوه کنسرت برگزار کنم. کما اینکه یکی از آرزوهای قلبی من این است که بتوام روزی در مجموعه ائل‌گلی تبریز کنسرتی را برگزار کنم که می‌دانم فعلا این اقدام مقدور نیست.

این خواننده موسیقی آذربایجانی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: من مشکلی با خواننده‌های فارسی‌زبان پایتخت ندارم، اما خودم را یکی از پرچم‌داران موسیقی آذربایجانی می‌دانم که دوست دارم فضا به گونه‌ای هموار شود که من در شهرستان‌ها به ویژه شهرهایی که مردمان آن آذربایجانی هستند، کنسرت برگزار کنم. این موضوع ناراحت‌کننده‌ای است که از اردبیل به من پیغام بدهند که موسیقی من، موسیقی مجاز نیست، بنابراین اجازه اجرا در این شهرستان را نداشته باشم. جالب اینجاست که ائمه محترم جمعه بسیاری از شهرستان‌ها همراهانی شریف و همیشگی موسیقی فولکلور آذربایجان هستند اما این اداره ارشاد شهرستان‌ها غیر از تبریز هستند که به تمام خوانندگان فارسی‌زبان توجه می‌کنند اما این چنین به یک خواننده آذربایجانی بی‌توجهی می‌کنند.

شهریاری با اشاره به عملکرد نامطلوب انجمن موسیقی اردبیل نیز گفت: چندی پیش انجمن موسیقی اردبیل از من ۵ میلیون تومان پول گرفت که بتواند مجوز اجرای کنسرت من در این شهر را فراهم کند، اما متاسفانه زمانی موفق به دریافت مجوز شد که فقط یک روز از کنسرت من در این شهر باقی مانده بود و من نه تنها ضرر زیادی را از این برنامه متحمل شدم، بلکه هنوز نتوانسته‌ام به شکایت خود از این اقدام انجمن موسیقی رسیدگی کامل داشته باشم. به همین جهت همین جا از آقای مرادخانی به عنوان معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌خواهم که هر چه سریعتر به این موضوع رسیدگی کند.

سرپرست گروه آراز تبریز در پاسخ به اینکه چرا از وی در جشنواره‌های موسیقی فجر استفاده نمی‌شود، گفت: دوستان تمایلی به دعوت من ندارند. البته من خوب یادم می‌آید در زمانی که خوانندگانی چون شادمهر عقیلی، خشایار اعتمادی، محمد اصفهانی و گروه آرین وارد موسیقی پاپ ایران شدند، من نیز روی صحنه‌ها موسیقی آذربایجانی را وارد سبد شنیداری مخاطبان کردم، اما نمی‌دانم چه اتفاقی پیش آمد که بعد از مدتی دیگر از ما برای حضور در جشنواره دعوتی به عمل نیامد.

وی با اشاره به عدم حضور همیشگی خود در کنسرت‌های خارجی کشورهای همسایه نیز توضیح داد: طی سال‌های اخیر دعوتنامه‌های بسیار زیادی از آنتالیا و دبی برای برگزاری کنسرت به دست من می‌رسد، اما با توجه به اینکه حامیان این کنسرت‌ها در برخی از موارد شرکت‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی هستند، حاضر به همکاری با آنها نیستم. البته که در ترکیه و آذربایجان کنسرت‌هایی را برگزار کردم و اتفاقا در سال ۲۰۱۷ نیز برنامه‌ای در ترکیه خواهم داشت، اما با توجه به شرایط موجود تصمیمم بر این است که کمتر در این برنامه‌ها حضور داشته باشم.

شهریاری با ذکر خاطره‌ای از دیدار خود با مهران مدیری طی تولید و ضبط مجموعه «قهوه تلخ» گفت: زمانی که مجموعه «قهوه تلخ» از شبکه خانگی توزیع می‌شد، من متوجه شدم که تعدادی از آهنگ‌هایم از این مجموعه بدون اطلاع بنده پخش می‌شود. در همان مقطع دوستان به من گفتند که اگر پیگیر قانونی این موضوع باشم می‌توانم علاوه بر احقاق حقوق مادی اثر، نسبت به تعطیلی این پروژه نیز اقدام کنم، اما بنا بر این شد که جلسه‌ای را با مهران مدیری در لوکیشن مجموعه «قهوه تلخ» برگزار کنم.

وی افزود: در همان جلسه آقای مدیری به من گفت با چه مبلغی رضایت می‌دهم که آثار من در این مجموعه پخش شود که من با رد این پیشنهاد، به او گفتم همین که شما مردم را شاد می‌کنید، برای من بس است. همین که شما با شخصیت تمام از من برای حل این مساله دعوت کرده‌اید تا در اینجا حضور پیدا کنم، کفایت موضوع را می‌کند و این مهمترین نکته‌ای بود که در این جلسه با او بازگو کردیم.

رسول ترابی مدیر موسسه فرهنگی هنری آوای دوران هم در این نشست رسانه‌ای گفت: همیشه سعی کرده‌ایم کنسرت‌هایمان متفاوت‌تر از کنسرت‌های قبلی رحیم شهریاری باشد. در این اجرا هم مشغول فراهم کردن امکاناتی هستیم که بتوانیم کنسرت متفاوتی را به مخاطبان عزیز ارائه دهیم. این در حالی است که بسیار خوشحالم در شلوغی کنسرت‌های پایتخت، موسیقی محلی آذربایجان می‌تواند این چنین مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد که چند بار تمدید می‌شود.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox