یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

كوبا نی / شعر

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 مهر 1393-03:33 ق.ظ

پخش زنده شبکه سبلان پخش زنده رادیو اردبیل


پخش زنده رادیو و تلویزیون

روی تصویر کلیک کنید.
پخش زنده رادیو و تلویزیون


این شعر را به مردم دلاور و مقاوم كوبانی كه روزهاست دلاورانه مقاومت می كنند تقدیم می كنم !
كوبا نی
كوبانی من سنه باش اگورم
همتو ئه فرح لنو ب محنتو ئه درد چكورم
من بیر مسلمان و علی اولادیم  
من بو شیطانان كی خلافت ایستیور نفرت  ایدورم
من ازلدن باش كسوب گوز چاقادانا نفرت ایدورم
من كی بیر توركم ولی عثمانیا شرم ایدورم
من بیر ازاده ام ،ازادیاشارام
من بو یالانچی غربی دموكراتلارا شرم ایدورم
من بیر بشر و اولاد بشر م
 بو یالانچی حقوق بشر چیلره شرم ایدورم
كوبانی من  بو یاجوج و ماجوج قومی تا نورام
من سنه جنگ نهرو ا نی یاد ایدورم
كوبانی من بو قومی تا نورام
من سنه هیتلر و شارو نی یاد ایدورم
كوبانی من بو قومی تانورام
من سنه خو نین شهرو غزه نی یاد ایدورم
سنی سسلیورم قهرمان كوبانی
قولی سینسون سنه گوله اتا نی
بیز بیر اولسوخ بیزه دشمن باتامز
ظالم اوچی بیزه گوله اتامز
قارانقوش
ترجمه شعر
این شعر را به مردم دلاور و مقاوم كوبانی كه روزهاست دلاورانه مقاومت می كند تقدیم می كنم!
          كوبانی

كوبانی من در برابر مقاومت تو  تعظیم می كنم
من به همت و اراده تو مباحات می كنم واز درد و محنتت رنج می كشم
من یك مسلمان و اولاد علی ام
من از این شیطان كه ادعای خلافت داردنفرت دارم
من از روز ازل به هركسیكه سر بریده یا چشم در اورده نفرت می كنم
من كه خود یك توركم  دولت عثمانی راشرم می دانم
من كه خود یك انسان ازاده ام این مدافعین كاذب غربی دموكراسی را شرم می دانم
من كه یك انسان واز اولاد بشرم این مدافعین كاذب حقوق بشر را شرم می دانم
كوبانی من این قوم یاجوج و ماجوج را می شناسم
من برای شناخت این قوم جنگ نهروان را به یاد شما می اورم
كوبانی من این قوم رامی شناسم
من برای شناخت این قوم هیتلر و شارون را به یادشما می اورم
كوبانی من این قوم رامی شناسم
من برای شناختن  این قوم خو نین شهر و غزه را به یادشما می اورم
من تورامی خوانم و فریاد میز نم  ای كوبانی قهرمان
بشكند  دست كسیكه به سوی تو گلوله شلیك می كند
ما اگر متحد شو یم دشمن نمی تواند برما غلبه كند
شكارچی ظالم نمی تو ا ند برما گلوله شلیك كند

قارانقوش




عصر روز چهارشنبه تجمعی در حمایت از مقاومت مردم کوبانی در برابر گروه تروریستی داعش در تهران برگزار شد.

 با حضور تعدادی از فعالان مدنی از جمله فعالان مدنی و دانشجویان کرد تجمعی در حمایت از مردم کوبانی در برابر دفتر سازمان ملل در تهران برگزار شد.

در این تجمع شعارهایی در حمایت از مقاومت مردم کوبانی با مضمون «زنده باد مقاومت کوبانی» ،‌«زنده باد کوبانی، ننگ بر جامعه جهانی» ، «حمایت از کوبانی وظیفه انسانی است»، «یاشاسین کوبانی» ، «بژی کوبانی»، «درود بر شیرزنان کوبانی»، «کوبانی تو شرف کردهایی» و هم‌چنین شعارهایی علیه ترکیه و مقامات ترکیه از جمله «اردوغان فاشیسته، حامی تروریسته»، «مرگ بر ارتجاع،‌ چه داعش چه ناتو»، «مرگ بر حکومت فاشیستی ترکیه» و ... سردادند.

در این تجمع که حدود دو ساعت به طول انجامید در دست برخی از تجمع کنندگان پلاکاردها با مضمون شعارهای ذکر شده نیز دیده می شد.

توضیح انایوردم خطبه سرا نگین تالش
دوستان وبلاگ انایوردم خطبه سرا نگین تالش ضمن اینكه دوستان دیگری را از طریق گروه وایبری همبستگی بین المللی نوع بشرـ(انترناسیونال نوع بشر )
به این تجمع فراخوانده بودند حود نیز در این تجمع فعالانه شركت نموده بودند ووبلاگ انایوردم خطبه سرا نگین تالش تنها وبلاگ وگروه مدنی حاضر از منطفه تالش در این تجمع همبستگی با مردم كوبانی بودشعر بالا در این مراسم سروده شده و در اختیار تعدادی از حاضرین قرار داده شد











نظرات() 

طرز تهیه چای گیلدیک (نسترن وحشی) _(Gildik Çayi(yemişan

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 27 مهر 1393-10:07 ق.ظ



طرز تهیه چای گیلدیک (نسترن وحشی) _(Gildik Çayi(yemişan


۱۵عدد میوه گیلدیک را در یک قوری آب دم کنید.

خواصطبیعت آن معتدل و خشک است، پایین آورنده فشارخون، ضد قند خون، ضد ورم و درد کلیه، شست و شو دهنده کلیه، سرشار از ویتامین ث، ضد سرماخوردگی، مقوی معده و ضد اسهال است.



برچسب ها : ننه کران وگیاهان داروئی - گیلدیک (نسترن کوهی) , بلاغ اوتی ... , دانستنی هایی در خصوص گیلدیک( نسترن وحشی) - علمی ... , طرز تهیه گیلدیک آشی (نسترن وحشی) از آشهای سنتی اردبیل ,
دنبالک ها : طرز تهیه گیلدیک آشی (نسترن وحشی) از آشهای سنتی اردبیل , ننه کران وگیاهان داروئی - گیلدیک (نسترن کوهی)،بلاغ اوتی ... ,




نظرات() 

وزیر کشور: انحراف و کج‌اندیشی دشمنان موجب به وجود آمدن داعش شده است

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 27 مهر 1393-10:04 ق.ظ


وزیر کشور:

انحراف و کج‌اندیشی دشمنان موجب به وجود آمدن داعش شده است

وزیر کشور گفت: انحراف و کج‌اندیشی دشمنان موجب به وجود آمدن داعش شده است. به گزارش اداره کل روابط عمومی استانداری اردبیل، عبدالرضا رحمانی‌فضلی امشب در جلسه شورای فرهنگ عمومی که در دفتر امام جمعه اردبیل تشکیل شده بود، اظهار داشت: مشکلات و مسائل بعد از جنگ به مراتب بیشتر از خود جنگ است و انقلاب اسلامی ایران و 8 سال دفاع مقدس زبانزد خاص و عام در دنیا شده است و استقامت مردم ایران بر همگان روشن است.

وی ادامه داد: دشمنان ایران همیشه در کمین جامعه ما هستند و به هر نحوی سعی دارند که جامعه را به گمراهی بکشانند، اما چیزی که اهمیت دارد، فرهنگ دینی و انقلابی ما است و فتنه‌ها و دسیسه‌های دشمنان نمی‌تواند برای ما مشکل ایجاد کند.

وزیر کشور خاطرنشان کرد: باید به توطئه‌های دشمنان نیز توجه داشته باشیم و اگر نتوانیم تغییرات اجتماعی را مهندسی کنیم مشکلاتی به وجود خواهد آمد که با پیچیدگی‌های بسیاری در رفتار جامعه مواجه خواهیم شد.

رحمانی‌فضلی تصریح کرد: انحراف و کج‌اندیشی دشمنان موجب به وجود آمدن گروهک تروریستی داعش شده است که نتیجه فعالیت این گروه تروریستی را در خون‌ریزی مردم بی‌گناه می‌بینیم.

وی عنوان کرد: مسوولیت وزارت کشور هماهنگی بین دستگاه‌ها و ارگان‌های مختلف برای ایجاد امنیت و برقراری آرامش در کشور است و هم چنین به عنوان متولی اصلی شورای اجتماعی این وزارتخانه وظیفه نظارت بر فعالیت‌های فرهنگی را نیز دارد.

این مسوول یادآور شد: شورای فرهنگ عمومی استان‌ها از جمله جلسات حائز اهمیت است که برای الگوسازی فرهنگی و ارتقای فرهنگ جامعه مؤثر است؛ اگر بتوانیم مردم را در قالب سمن‌ها در بخش فرهنگی سازماندهی کنیم و دانشگاه‌ها نیز در بحث فرهنگ فعال‌تر باشند، شاهد نتایج خوبی در جامعه خواهیم بود.

رحمانی‌فضلی در پایان متذکر شد: ظرفیت دولت در حوزه‌های رسمی و غیررسمی در اختیار پیشرفت استان‌ها خواهد بود و نقش صدا و سیما در ارتقای فرهنگ جامعه بسیار پررنگ‌تر است که امیدواریم در صدا و سیمای استان اردبیل نیز این موضوع بیشتر از قبل مورد توجه قرار گیرد.






نظرات() 

اطلاعیه اداره کل مدیریت بحران استان اردبیل

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 27 مهر 1393-09:58 ق.ظ



ا

اداره کل مدیریت بحران استان اردبیل اعلام کرد به موجب اعلام اداره کل هواشناسی استان :

1. از بعد از ظهر و عصر فردا ، سامانه قوی و ناپایداری وارد استان خواهد شد.

2. با ورود این سامانه ، بادهای تند شمالی استان را فرا خواهد گرفت.

3. آسمان تمامی مناطق استان پوشیده از ابر و در مناطقی مه آلود خواهد شد.

4. دمای هوا از فردا شب تا روز چهارشنبه بین 10 تا 18 درجه کاهش خواهد یافت.

5. فعالیت بارشی آن به صورت باران متناوب تا روز سه شنبه پیش بینی می شود.

6. اوج بارندگی ها از یکشنبه شب تا دوشنبه خواهد بود.

7. با توجه به شدت بارش در مناطقی از استان آب گرفتگی معابر عمومی و سیلابی شدن رودخانه ها دور از انتظار نخواهد بود.

8. بارش در ارتفاعات و شهرهای کوهستانی استان به صورت برف پیش بینی می شود بر این اساس اختلال در تردد وسایط نقلیه در جاده های مواصلاتی استان به دلیل مه غلیظ و بارش برف انتظار می رود.

9. بارش این سامانه از روز سه شنبه قطع ولی هوای سرد تا روز چهارشنبه در منطقه ماندگار خواهد شد.

به گزارش اداره کل روابط عمومی استانداری اردبیل، این اداره کل موارد ذیل را توصیه نموده است:

1. راه اندازی سیستم های گرمایش مدارس، ادارات و اماکن عمومی در سطح استان.

2. تسریع در کاشت محصولات پاییزه و برداشت باقی مانده و حمل محصولات به انبارهای سرپوشیده.

3. تنظیم دمای گلخانه ها، دامداری ها و مرغداری ها.

4. اجتناب از چرای دام در حاشیه رودخانه ها و مناطق کوهپایه ای.






نظرات() 

کوبانی در آستانه آزادی

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 27 مهر 1393-12:00 ق.ظ


 

 فرمانده نیروهای کرد در شهر کوبانی سوریه، از عقب نشینی نیروهای گروه تروریستی داعش از اکثر نقاط مهم این شهر خبر داد.

 

 کوبانی در آستانه آزادی   

 
 
 
   

به گزارش کوردپیام؛ به نقل از بی بی سی عربی، 'بهارین کندال' از فرماندهان نیروهای کرد گفت: نیروهای داعش از اکثر پایگاه های کوبانی عقب رانده شده اند و حملات هوایی نیروهای ائتلاف نقش خوبی در این عقب نشینی داشته است.

کندال اظهار امیدواری کرد که تمام نقاط کوبانی به طور کامل آزاد شده و تروریست ها زمین گیر شوند.

رویترز نیز گزارش داد تنها در روز پنجشنبه 14 حمله از سوی جنگنده های آمریکایی به مواضع داعش صورت گرفته است

پایگاه اطلاع رسانی روزنامه آ.ب.ث اسپانیا هم در گزارشی به قلم 'میکل آیستاران' خبرنگار خاورمیانه ای خود گزارش داد: کوبانی پس از یک ماه کشمکش نفس راحتی کشید و بمباران های هوایی اعضای داعش را ناچار به عقب نشینی کرد.

آب ث افزود: اکنون فقط دو نقطه در شرق کوبانی همچنان در کنترل داعش قرار دارد.

بر اساس این گزارش، 'جان کربی' سخنگوی پنتاگون گفت: 50 حمله علیه مواضع داعش در 48 ساعت گذشته صورت گرفته و طی آن 50 داعشی کشته شده اند.

رسانه های اسپانیایی به نقل از ناظر حقوق بشر سوریه در لندن اعلام کرده اند که طبق مدارک مستند، تعداد 662 تن در درگیری های چند هفته اخیر در کوبانی از دو طرف کشته شده اند که 330 تن از آنها تروریست های داعش بوده اند.

وی افزود: احتمالا آمار واقعی کشته ها بیش از دو برابر این رقم است ولی این دفتر فقط توانسته است همین تعداد را ثبت کند.

رسانه های غربی در حالی تلاش می کنند علت عقب نشینی و شکست داعش را حملات نیروهای ائتلاف معرفی کنند که گزارشهای منابع موثق حاکی از آن است ساکنان شهر کوبانی از جمله زنان و دختران آن با تمام توان به مقابله مسلحانه با گروه تروریستی داعش پرداخته اند و به آنها اجازه پیشروی نمی دهند.





نظرات() 

ماه امـام حسیــن علیه السلام

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-11:42 ب.ظ





مشک را که پــُر آب کــرد ، از خوشحالی حتــی حواسش نبــود ،
دستانــش را قطع کرده انــد !
بعد از ریختــه شدن آب هم آنقدر ناراحت بــود که باز فرصت نــکرد
سراغی بگیــرد از بازوانــش !
فقط وقتـی امـام حسیــن علیه السلام آمد بــالای سرش
می خواست دست بــه سینــه سلام دهد که تازه فهمیــد
دستانش نیستنــد . . .


من از کودکی عاشقت بوده ام....



♥•٠·˙ 
ای وای از این قِصّه یِ جانسوز جدایی
ای وای از این دوریِ شب های گدایی

تا خشک نگشته عَـــرَقِ سینه زنانت
آقا بــده یک تذکــره یِ کــرب و بلایی



حسین علیه السلام ، زنده ی جاویدی ست که هر سال دوباره شهید می شود و همگان را به یاری حق فرا می خواند.

صدایش را می شنوی؟؟؟



بـا روضـه ی حـسـیـن نـفـس تـازه مـیـکـنـم وقـتـی هـوای شـهـر نـفـس گـیـر مـی شـود . . .

السـلام عـلـیـک یـا سـلـطان کـربــلا . . . 

السـلام عـلـیـک یا قمر بنی هاشم . . .

7 روز تـا مـحـرم . . .






نظرات() 

عاقبت کسروی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-11:26 ب.ظ

در سال ۱۳۲۳ احمد کسروی کتاب شیعه گری و جزوه بخوانید و داوری کنید را منتشر کرد. متقابلا آیت الله خمینی با کتاب کشف الاسرارپاسخ کسروی را داد. آیت الله شیخ عبدالحسین امینی صاحب کتاب الغدیر نیز علیه کسروی اعتراض کرده تا آنجا که در محفلی می گوید : یک مرد پیدا نمی شود که به حساب این شخص برسد؟ در آن محفل طلبه جوانی به نام نواب صفوی منقلب شد و تصمیم گرفت تا شر کسروی را کم کند. نواب صفوی برای اجرای این فتوا احتیاج به کمک مالی داشت. آیت الله مدنی (شهید محراب) در آن موقع ۱۳ دینار پس انداز جهت ازدواج داشت که تمام مبلغ را به نواب داد.مبلغ دو دینار هم آیت الله خویی و مبلغ پنجاه تومان هم شخص علامه امینی هم جهت خرج سفر از نجف به تهران به نواب دادند. نواب به تهران می آید و یکسره به مسجد مروی نزد حجت الاسلام مهدی حائری می رود.نواب درچند نوبت کسروی را امر به معروف می کند و چون نتیجه نمی گیرد ، به فکر تهیه سلاح می افتد. اول یک شمشیر می خرد ولی متوجه می شود که با شمشیر نمی تواند کسروی را بکشد. پس به دیدن آیت الله شاه آبادی و حجت الاسلام محمد حسن طالقانی می رود و تقاضای پول جهت خرید تپانچه می کند. طالقانی مبلغ چهارصد تومان وجه نقد که در آن زمان پول زیادی بوده است را به نواب می دهد.روز هشتم اردیبهشت ۱۳۲۴ ،نواب و دوستش محمد خورشیدی در کوچه محل سکونت کسروی کمین می کنند. آنها کسروی را هنگامیکه با درشکه عازم خانه بود به چنگ می آورند. نواب پس از کشیدن اسلحه دو تیر به کسروی شلیک می کندو گلوله سوم در اسلحه گیر می کند. در این هنگام مامورین سر می رسند و کسروی را به بیمارستان و ضاربین را به زندان می برند. نواب و خورشیدی با ضمانت تاجری به نام اسکویی از زندان آزاد می شوند. کسروی به تندروی خود ادامه می دهد. گروهی به سرکردگی حاج سراج انصاری و دکتر فقیهی شیرازی و آیت الله نورالدین شیرازی علیه کسروی تنظیم شکایت می کنند. این افراد به همراه نواب صفوی و مهدی شریعتمداری گروهی به نام جمعیت مبارزه با بی دینی تشکیل داده بودند. در این زمان قوام السلطنه به نخست وزیری می رسد و دستور رسیدگی به این پرونده را می دهد. روز بیستم اسفند ۱۳۲۴ کسروی به همراه محافظش به شعبه بازپرسی دادسرای تهران می رود. بازپرس این شعبه که بلیغ نام داشت بر اساس شکایت رسیده ، کسروی را احظار می کند. کسروی حدود ساعت هشت و نیم صبح به دادگستری می آید. اندکی بعد گروهی از فدائیان اسلام متشکل از سید حسین امامی، سید محمد علی امامی، مظفری قوام، فدایی، الماسیان، گنج بخش، صادقی و یک درجه دار ارتش به نام علی قیصر به دادگستری وارد و به اتاق بازپرسی هفت می روند. صدای گلوله و فریاد الله اکبر سکوت دادگستری را بهم می ریزد. پس از اطمینان از مرگ کسروی ، فدائیان اسلام الله اکبر گویان از دادگستری خارج می شوند.برادران امامی و فدایی که در جریان ترور زخمی شده بودند به بیمارستان رازی رفتند و آنجا بازداشت شدند. هشت ماه بعد دادگاه بدوی برای متهمان قتل کسروی مبلغ ده هزارتومان وثیقه معین کرد. بازاریان تهران مبلغ را آماده کردند. پنج نفر از اعضای گروه آزاد می شوند ولی برادران امامی در زندان می مانند.
در چهاردهم آبان ۱۳۲۵ یک هیئت بلندپایه ایرانی برای شرکت در مراسم ترحیم آیت الله ابوالحسن اصفهانی به عراق می رود. در آنجا از محضر آیت الله قمی که جانشین آیت الله اصفهانی شده بود سوال می کنند که چه کسی فتوای مرگ کسروی را داده است؟ آیت الله قمی اظهار می کند کشتن کسروی مثل نماز از ضروریات بوده و احتیاجی به فتوا نداشته است و خواستار آزادی قاتلین می شود. با این حمایت مرجعیت ، دادگاه تجدید نظر حکم به آزادی تمام ضاربین کسروی می دهد.
هیچ گورستان یا مسجدی حاضر نبود جسد کسروی در آن دفن شود. عاقبت دوستان کسروی جسد او را به کوههای شمیران بردند و در گودالی ، کنار یک درخت دفن کردند.
داستان فوق برگی از تاریخ معاصر ایران است. از لابه لای این داستان حقایق جامعه ایرانی و اوضاع و احوال آن مشخص است. البته تا خواننده که باشد.






نظرات() 

احمد كسروی بین ایرانگرائی و آذربایجانگرائی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-11:23 ب.ظ

احمد كسروی بین ایرانگرائی و آذربایجانگرائی

iran.qlineorientalist.com/.../KasraviIranAzerbaijan/Kas...Translate this page
اگر چه كه شهرت احمد كسروی بیشتر به عدوان یك ملیگرای افراطی است، ر. ك. به. Ervand Abrahamian, “Kasravi: The Integrative Nationalist of Iran,” Elie Kedourie and ...

نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی

pakzaban.mihanblog.com/Translate this page
زبان آیینه‌ی اندیشه‌هاست. زبان نمونه‌ی خویهاست ... » احمد كسروی. یادداشت گردآورنده‌ی كتاب نوشته‌های كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی : از سالها باز ، از آغاز جنبش مشروطه در .

  1. حمد کسروی - Khajjam - Der Deutsch-Iranische Kulturverein

    www.khajjam.de/14.htmlTranslate this page
    در سال ۱۳۲۳ احمد کسروی کتاب شیعه گری و جزوه بخوانید و داوری کنید را منتشر کرد. متقابلا آیت الله خمینی با کتاب کشف الاسرارپاسخ کسروی را داد. آیت الله شیخ ...
  2. صوفی گری احمد كسروی - Internet Archive

    archive.org › ... › Community TextsTranslate this page
    Internet Archive
    صوفیگری، شامل مقدمه، صوفیگری چگونه پیدا شده، بدیهائی که از صوفیگری توان شمرد، رفتار بدی که با اسلام کرده اند، صوفیگری جز مایه ی ناتوانی روانها نمیبوده، ...
  3. دانلود کتاب دوجلدی تاریخ مشروطه ایران نوشته احمد کسروی ...

    paniranist.net/1388/05/14/396/Translate this page
    ۱۴ امرداد ۱۳۸۸یکسد و سومین سالگرد انقلاب مشروطه بر آزادگان ایران زمین خجسته باد. نوشته احمد کسروی – چاپ شانزدهم ۱۳۶۳- چاپخانه سپهر تهران. دریافت جلد نخست.
  4. شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی - گنجور

    یک ایرانی نوشته: شادروان احمد کسروی، بزرگمرد تاریخ ایران است. سزا نیست مشتی یاوه گوییها و دشنام های یک شاعرک بی همه چیز و بی آبروی افیونی را درباره این ...
  5. عقیده - احمد کسروی

    www.aqeedeh.com/author/164/Translate this page
    او احمد میر قاسم بن میر احمد کسروی، در تبریز مرکز آذربایجان در سال 1267ه‍.ش مطابق با 1309هـ. ق متولد شده است، بر مبنای آنچه یکی از نویسندگان ذکر کرده است او از

كسروی - Khajjam - Der Deutsch-Iranische Kulturverein

www.khajjam.de/14.htmlTranslate this page
در سال ۱۳۲۳ احمد کسروی کتاب شیعه گری و جزوه بخوانید و داوری کنید را منتشر کرد. متقابلا آیت الله خمینی با کتاب کشف الاسرارپاسخ کسروی را داد. آیت الله شیخ ...




نظرات() 

احمد كسروی «وحی» را دروغ می‌دانست1

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-10:52 ب.ظ




 

پاسداشت پنجاه و چهارمین سالگرد شهادت نواب صفوی و یارانش

احمد كسروی «وحی» را دروغ می‌دانست

خبرگزاری فارس: احمد كسروی در مورد گرفتن‌ وحی‌ توسط‌ پیامبر گوید: "درباره‌ پیامبر كه‌ فرشته‌ از آسمان‌ بیاید و پیام‌ آورد چنین‌ چیزی‌ به‌یكباره‌ دروغ‌ است‌."


**فصل اول: چگونگی‌ پیدایش‌ فدائیان‌ اسلام‌ بعد از شهریور 1320 كه‌ ایران‌ به‌ اشغال‌ قوای‌ خارجی‌ درمی‌آید و دولت‌مركزی‌ و ارتش‌ و نیروهای‌ انتظامی‌ به‌ شدت‌ تضعیف‌ میشوند و جو خفگان‌رضاخانی‌ از بین‌ رفته‌ دوباره‌ یك‌ جو فكری‌ و فضای‌ باز سیاسی‌ ایجاد میشودو روزنامه‌های‌ توقیف‌ شده‌ شروع‌ به‌ فعالیت‌ می‌نمایند و روزنامه‌هاو نشریات‌جدیدی‌ هم‌ منتشر میشود و به‌ انتقاد از دوران‌ 16 ساله‌ اختناق‌ می‌پردازند. ازطرف‌ دیگر میراث‌ دوران‌ دیكتاتوری‌ رضاخان‌ مثل‌ بی‌حجابی‌، فساد اداری‌ وغیره‌ نیز در جامعه‌ رواج‌ فراوان‌ دارد و روحانیون‌ مبارز دوران‌ رضاخان‌ پس‌ ازرفع‌ تبعید با مختصر احساس‌ آزادی‌ شروع‌ به‌ مبارزه‌ با این‌ مفاسد می‌كنند. اشغال‌ كشور توسط‌ بیگانگان‌ نیز تبعات‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌ناهنجاری‌ برای‌ جامعه‌ ایران‌ داشت‌. نیاز به‌ وحدت‌ اجتماعی‌ و مذهبی‌ درجامعه‌ بیش‌ از پیش‌ احساس‌ میشود، در حالی‌ كه‌ باز بودن‌ فضای‌ سیاسی‌اجتماعی‌، نوعی‌ مبارزه‌ عمیقی‌ را در جامعه‌ رواج‌ داده‌ است‌ مثل‌ فعالیتهای‌حزب‌ توده‌، حزب‌ ایران‌، حزب‌ اداره‌ ملی‌ و حزب‌ كبود كه‌ در نشریات‌ خودهر كدام‌ از موضع‌ خاص‌ به‌ مسائل‌ جامعه‌ می‌نگرند ولی‌ هیچ‌ كدام‌ درمان‌شفابخش‌ برای‌ دردهای‌ عمیق‌ جامعه‌ نمی‌توانند ارائه‌ بدهند. در كنار اینهااحمد كسروی‌ نویسنده‌ مشهور آن‌ دوران‌ نیز با كتابها و نشریات‌ خود به‌ نشرعقاید دینی‌ خاص‌ خود می‌پرداخت‌. *بخش‌ اول‌ : كسروی‌ و اندیشه‌هایش‌ سید احمد كسروی‌ در روزهای‌ چهارشنبه‌ هشتم‌ مهرماه‌ 1269 هـ .ش‌در هكماوار (قریه‌ حكم‌ آباد) تبریز متولد شد و در پنج‌ سالگی‌ به‌ مكتب‌ رفت‌و در سیزده‌ سالگی‌ بدلیل‌ درگذشت‌ پدر از تحصیل‌ باز ماند و بكار قالی‌ بافی‌پرداخت‌ و پس‌ از سه‌ سال‌ عمامه‌ بر سر نهاده‌ و مجدداً به‌ مكتب‌ رفت‌. در این‌ دوران‌ بود كه‌ از گوشه‌ و كنار سخنان‌، زمزمه‌هایی‌ بر خلاف‌بعضی‌ از مطالب‌ اسلامی‌ بگوش‌ می‌رسید كه‌ نام‌ او بعنوان‌ یك‌ فرد منحرف‌ برسر زبان‌ اهالی‌ حكم‌آباد افتاد و از آن‌ پس‌ سید احمد نتوانست‌ در آنجا بماندناچار به‌ تبریز آمد. كسروی‌ دوران‌ جوانی‌ را در تبریز سپری‌ كرد. او خود درخاطراتش‌ می‌گوید: در همان‌ جا بود كه‌ نخست‌ بار شادروان‌ خیابانی‌ را دیدم‌ و شناختم‌ او درمسجد "خاله‌ اغلی‌" تدریس‌ داشت‌ و از هیئت‌ بطلمیوسی‌ و از كتاب‌ تشریح‌الافلاك‌ درس‌ می‌گفت‌. یاد دارم‌ روز نخست‌ كه‌ دیدم‌ از "جو زهره‌" سخن‌می‌راند و آن‌ را روشن‌ می‌گردانید." در 1285 ش‌ (1324 قمری‌) جنبش‌ مشروطه‌ در ایران‌ دامنه‌ گسترده‌تری‌یافت‌ و جوانان‌ تبریز را نیز به‌ تكان‌ آورد كسروی‌ مشروطه‌خواه‌ شد او باشنیدن‌ نام‌ مشروطه‌ و هدفهای‌ آن‌ به‌ مشروطه‌ دل‌ بست‌ و در این‌ راه‌ به‌كوششهای‌ سخت‌ برخاست‌. در (1289 ش‌) كه‌ بیست‌ ساله‌ شده‌ بود پس‌ از چند سال‌ آموزش‌ دینی‌در اثر پافشاری‌ خانواده‌اش‌ مدتی‌ به‌ كار تبلیغ‌ و موعظه‌ اشتغال‌ می‌یابد و درمنبر بدون‌ آنكه‌ ذكر مصیبت‌ نمایدموعظه‌ می‌كرد او خود در این‌ باره‌ می‌گوید. "من‌ خود به‌ شیوه‌ ملایان‌ رفتار نمی‌كردم‌ عمامه‌ سترگ‌ شول‌ و ول‌ به‌سر نمی‌گذاردم‌ كفش‌ زرد یا سبز به‌ پا نمی‌كردم‌ شلوار سفید نمی‌پوشیدم‌ ...بارها در مسجد و در جاهای‌ دیگر به‌ دروغگویی‌ روضه‌ خوانان‌ ایراد گرفتم‌خود نیز بالای‌ منبر در پایان‌ موعظه‌ روضه‌ نخوانده‌ مردم‌ را نمی‌گریاندم‌." پس‌ از مدتی‌ موعظه‌ و تبلیغ‌ را كنار می‌گذارد و در 1294ش‌ در مدرسه‌آمریكائیان‌ با سمت‌ دبیر عربی‌ استخدام‌ می‌شود در 1295 ش‌ به‌ قفقازمی‌رود و در تفلیس‌ می‌ماند و با آزادیخواهان‌ آنجا آشنا می‌شود پس‌ ازبازگشت‌ از قفقاز در تبریز در فرقه‌ دمكرات‌ فعالیت‌ می‌كند ولی‌ به‌ واسطه‌اختلاف‌ با خیابانی‌ گروه‌ دیگری‌ از دمكراتها را به‌ نام‌ تنقیدیون‌ تشكیل‌می‌دهد و چون‌ نمی‌توانسته‌ در تبریز بماند به‌ تهران‌ می‌آید و دروزارتخانه‌های‌ فرهنگ‌ و عدلیه‌ مشغول‌ كار می‌شود. كسروی‌ در 1299 ش‌ كارمند استیناف‌ تبریز شد و به‌ این‌ شهر رفت‌ در(1300 ش‌) كارمند استیناف‌ مازندران‌ شد و چهار ماه‌ در آنجا خدمت‌ كردپس‌ از آن‌ به‌ دماوند رفت‌ و سپس‌ به‌ تهران‌ آمد و كسروی‌ مدتی‌ رئیس‌ عدلیه‌زنجان‌ بود و از 1301 به‌ مدت‌ 18 ماه‌ رئیس‌ عدلیه‌ خوزستان‌ بود و با شیخ‌خزعل‌ و یارانش‌ به‌ مبارزه‌ و مقابله‌ می‌پرداخت‌ كسروی‌ پس‌ از اینكه‌ به‌ تهران‌ فرا خوانده‌ می‌شود از فرصت‌ بهره‌ گرفت‌و به‌ دیدن‌ شهرهای‌ عراق‌ می‌رود. "از سامرا به‌ بغداد بازگشته‌ از آنجا با راه‌ آهن‌ آهنگ‌ بصره‌ كردیم‌." كسروی‌ در بصره‌ میهمان‌ خان‌ بهادر می‌شود خان‌ بهادر سالها منشی‌مخصوص‌ و مشاور شیخ‌ خزعل‌ بود كه‌ پس‌ از شیخ‌ خزعل‌ در بصره‌ به‌ شغل‌وكالت‌ عدلیه‌ اشتغال‌ داشت‌ و در مقاله‌ای‌ در مجله‌ خوشه‌ درباره‌ ارتباط‌ خان‌بهادر و كسروی‌ آمده‌ است‌. "خان‌ بهادر نامی‌ كه‌ در بصره‌ می‌گفتند از اعمال‌ مشهور سیاست‌انگلیس‌ است‌ به‌ خرید و ترویج‌ نشریات‌ كسروی‌ علاقه‌ زیادی‌ از خود نشان‌می‌داد و سعی‌ می‌كرد موجبات‌ نشر و ترویج‌ افكار و آثار او را فراهم‌ بیاوردالبته‌ میگویند خان‌ بهادر عامل‌ سیاست‌ خارجی‌ بود شایعه‌ای‌ است‌ كه‌شنیده‌ام‌ ولی‌ هیچ‌ مدركی‌ هم‌ جهت‌ اثبات‌ آن‌ ندارم‌ و نیز نمی‌دانم‌ كه‌ اوخودش‌ شخصاًدوستدار آثار كسروی‌ بود یا به‌ مناسبت‌ دیگر مروج‌ آثاراوشده‌ است‌." تیمسار سرتیب‌ شمس‌الدین‌ رشدیه‌ فرزند مرحوم‌ حاج‌ میرزا حسن‌رشدیه‌ پدر فرهنگ‌ ایران‌ و استاد تاریخ‌ و ادبیات‌ دانشكده‌ افسری‌ معتقداست‌ كه‌ كسروی‌ مستقیماً با یك‌ سیاست‌ خارجی‌ ارتباط‌ داشته‌ است‌.كسروی‌ در بصره‌ بوسیله‌ خان‌ بهادر وارد فراماسونـری‌ شد. كسروی‌ درسال‌ 1304 هـ.ش‌ بار دیگر خان‌ بهادر را ملاقات‌ كرد و در مورد دیدار خود ازنجف‌ می‌گوید "آن‌ دستگاه‌ بت‌پرستی‌ را مشاهده‌ كردم‌" كسروی‌ در ادامه‌می‌گوید: "سه‌ شب‌ مهمان‌ خان‌ بهادر بودم‌ و سه‌ تن‌ از نویسندگان‌ مصری‌ كه‌یكی‌ نصیب‌ افندی‌ الشغلانی‌ بود برای‌ پدید آوردن‌ فراماسونری‌ به‌ بصره‌آمده‌ بودند دو شب‌ با آنان‌ گذرانیدم‌" بعد از اینكه‌ كسروی‌ به‌ تهران‌ آمد داور او را به‌ عدلیه‌ دعوت‌ كرد.كسروی‌ پذیرفت‌ و دادستان‌ تهران‌ شد. كسروی‌ پس‌ از بیرون‌ آمدن‌ ازدادگستری‌ به‌ شغل‌ وكالت‌ اشغال‌ داشت‌ وی‌ در سال‌ 1311 هش‌ كتاب‌ "آئین‌"را كه‌ رد اروپاییگری‌ بود انتشار داد و بعد به‌ زبان‌ عربی‌ منتشر ساخت‌، و دراول‌ آذر 1312 مجله‌ پیمان‌ را بنا نهاد و هر پانزده‌ روز یك‌ شماره‌ بیرون‌ داد واز نیمه‌ سال‌ تا هفت‌ سال‌ ادامه‌ داشت‌ و یك‌ شماره‌ در هر ماه‌ منتشر ساخت‌.كسروی‌ در پیمان‌ شروع‌ كرد به‌ نوشتن‌ سخنان‌ دو پهلو، هم‌ می‌خواست‌ به‌مردم‌ بگوید من‌ پیغمبرم‌ و هم‌ آن‌ را صریح‌ نمی‌گفت‌.كسروی‌ روزنامه‌ پرچم‌ رااز سوم‌ بهمن‌ ماه‌ 1320 تا هفتم‌ آذر 1321 ه ش‌ منتشر ساخت‌ و در آن‌ روزتمامی‌ روزنامه‌ها توقیف‌ شد و مجدداً در اسفند 1322 هـ ش‌ مجله‌ هفتگی‌پرچم‌ را منتشر ساخت‌. كسروی‌ حدود 27 كتاب‌ در موضوعات‌ مختلف‌تاریخی‌، سیاسی‌، اجتماعی‌، مذهبی‌ نگاشته‌ است‌. كسروی‌ در سال‌ 1322 شمسی‌ دست‌ به‌ انتشار دو كتاب‌ یكی‌ به‌ نام‌ "درپیرامون‌ اسلام‌" و دیگری‌ بعنوان‌ "شیعه‌ گری‌" زد كه‌ در آنها ابتدا نسبت‌ به‌مذهب‌ شیعه‌ و پیشوایان‌ بزرگ‌ جهان‌ تشیع‌ مانند حضرت‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) وسپس‌ نسبت‌ به‌ اساس‌ اسلام‌ و آیین‌ پیامبر اسلام‌ حملات‌ شدیدی‌ كرد و ازجسارت‌ و اسائه‌ ادب‌ و هتاكی‌ نیز خودداری‌ ننمود. و كم‌كم‌ زمزمه‌ آئینی‌ به‌نام‌ پاكدینی‌ را آغاز كرد و در واقع‌ بنا به‌ گفته‌ خودش‌ "بنیاد این‌ زمزمه‌ جز "هواو هوس‌" و انگیزه‌ آن‌ جز خودخواهی‌ و مایه‌اش‌ جز نادانی‌ نبوده‌ و اینست‌ كه‌باز بگفته‌ خود او "فیروزی‌ نیافته‌ و كاری‌ از پیش‌ نبرد." كسروی‌ بجای‌ حملات‌ منطقی‌ اصرار عجیبی‌ در بكار بردن‌ كلمات‌ وعبارات‌ زننده‌ای‌ كه‌ عواطف‌ مذهبی‌ مسلمانان‌ را جریحه‌دار می‌كرد داشت‌ ونسبت‌ به‌ همه‌ مقدسات‌ دینی‌ صریحاً ناسزا می‌گفت‌ و هرگز حاضر به‌ بحث‌ وگفتگوی‌ منظم‌ و مودبانه‌ نبود. كسروی‌ علاوه‌ بر مكتب‌ پاكدینی‌ حزبی‌ بنام‌ حزب‌ آزادگان‌ تاسیس‌ كردكه‌ هر كس‌ كه‌ وی‌ را متابعت‌ می‌نمود می‌بایست‌ هر دو مشرب‌ وی‌ را بپذیرد وپیروانش‌ می‌بایست‌ كتباً متابعت‌ خود را اعلام‌ نمایند. كسروی‌ اگر فقط‌ اوقات‌ خود را صرف‌ تحقیقات‌ تاریخی‌ می‌نمود شایدمی‌شد تصور كرد كه‌ آثار ارزنده‌ای‌ از خود بیادگار می‌گذاشت‌ و نامش‌ به‌نیكی‌ بر سر زبانها باقی‌ می‌ماند. اما متاسفانه‌ وی‌ در همه‌ مسائل‌ عقیدتی‌ و دینی‌ حتی‌ اگر تخصص‌ كافی‌نداشت‌ دخالت‌ كرد و نیز در كتب‌ تحقیقی‌ از جنبه‌ بی‌ طرفی‌ خارج‌ شد همه‌اینها باضافه‌ اشتباهات‌ و خطاهای‌ فاحش‌ او در برداشتهایش‌ از اسلام‌ و تشیع‌باعث‌ شد كه‌ از راه‌ صواب‌ به‌ خطا رفت‌ و علیرغم‌ تذكر لغزشهایش‌ توسط‌دانشمندان‌ معاصر، وی‌ حاضر به‌ قبول‌ آنها و رفع‌ معایب‌ خود ننمود و حتی‌آن‌ دانشمندانی‌ را كه‌ قبل‌ از ادعیه‌ پیامبری‌ با آنان‌ یار غار بود و در مدعای‌ وی‌هم‌آهنگ‌ نشدند به‌ زشتی‌ از آنان‌ نام‌ برد. "كسروی‌ در عین‌ اینكه‌ از طرز نویسندگی‌ و تاریخ‌ معاصر اطلاعاتی‌داشت‌ مسلماً خالی‌ از یك‌ نوع‌ ناراحتی‌ روحی‌ و بیماران‌ روانی‌ نبود. این‌ناراحتی‌ و بیماری‌ معلول‌ عوامل‌ گوناگون‌ و عقده‌های‌ سركوفته‌ دوران‌ جوانی‌و ملایمی‌ بود و حس‌ شهرت‌ طلبی‌ و نوآوری‌ و احساس‌ لذت‌ از مخالفت‌ باافكار عمومی‌ كه‌ از خصایص‌ روحی‌ او بود آن‌ را تشدید می‌كرد موضوع‌ عدم‌اعتدال‌ روحی‌ او در ضمن‌ گفتار و حركات‌ و حالات‌ مختلف‌ او چنان‌ نموداربود كه‌ حتی‌ عده‌ای‌ از طرفداران‌ وی‌ نتوانسته‌اند آن‌ را انكار نمایند. یكی‌ ازقرائنی‌ كه‌ ناراحتی‌های‌ روحی‌ او را در او تایید می‌كند موضوع‌ جشن‌كتابسوزان‌ كسروی‌ است‌. جشن‌ كتابسوزان‌ كسروی‌ بدین‌ ترتیب‌ بود كه‌ در شب‌ معینی‌ در سال‌یاران‌ و هم‌ باوران‌ دور هم‌ جمع‌ می‌شدند هر كس‌ كتابی‌ از مولوی‌، حافظ‌،سنایی‌، عطار یا امام‌ محمد غزالی‌ ، رازی‌ ، ابولخیر ، سهروردی‌ و مفاتیح‌الجنان‌ و هر كتاب‌ دعای‌ دیگری‌ همراه‌ می‌آورد آن‌ را در آتش‌ می‌انداختند واین‌ را جشن‌ كتاب‌ سوزان‌ می‌گفتند. كسروی‌ خود در این‌ باره‌ می‌گوید: "چون‌ دیدیم‌ سرچشمه‌ گمراهها و نادانیها كتاب‌ است‌ این‌ است‌ كه‌داستان‌ كتاب‌ سوزان‌ پیش‌ آمده‌ است‌. "جشن‌ كتابسوزان‌ در یكم‌ دی‌ ماه‌است‌ و یك‌ دسته‌ سوزانیدن‌ مفاتیح‌الجنان‌ و جامع‌ الدعوات‌ و مانند اینها رادستاویز گرفته‌ و هوچیگری‌ راه‌ انداختند، قرآن‌ هر زمان‌ كه‌ دستاویزبدآموزان‌ و گمراه‌ كنندگان‌ گردید. باید از هر راهی‌ قرآن‌ را از دست‌ آنان‌گرفت‌ گر چه‌ به‌ نابود گردانیدن‌ آن‌ باشد." كسروی‌ كه‌ در دوران‌ وكالت‌ خود، وكیل‌ مدافع‌ دكتر ارانی‌ و پنجاه‌ و سه‌نفر بود وی‌ در مدافعات‌ خود گفته‌ است‌: "اینها شبیه‌ درآورده‌اند، اینها حزب‌ نداشتند و حزب‌ بازی‌ كرده‌ بودنداینها بزه‌كارند اما بدگهر نیستند اینها را باید گوشمالی‌ داد نه‌ كیفر، بهمین‌اندازه‌ از زندان‌ كه‌ كشیده‌اند باید بسنده‌ كرد." و نیز كسروی‌ مدافعان‌ سرپاسبان‌ مختاری‌ را بعهده‌ داشت‌ و بخوبی‌ دفاع‌نمود و پولی‌ نگرفت‌ پیغام‌ داد كه‌ هر وقت‌ داشتید بپردازید. و نیز كسروی‌وكیل‌ مدافع‌ تسخیری‌ پزشك‌ احمدی‌ در سال‌ 1322 بود. كسروی‌ به‌ پیروان‌ خود دستور میداد كه‌ پلاكی‌ كوچك‌ را كه‌ نقش‌خورشید داشت‌ و رنگ‌ پلاك‌ آبی‌ بود بر لبة‌ كت‌ خود الصاق‌ نمایند و نیزپرچمی‌ تهیه‌ كرد و برنگ‌ آبی‌ تند كه‌ در وسط‌ آن‌ پرچم‌ خورشید با اشعه‌اش‌منقوش‌ بود و در كنار خورشید این‌ جمله‌ نوشته‌ شده‌ بود (خدا با ماست‌) واین‌ پرچم‌ را در اعیاد به‌ سالن‌ اجتماع‌ وارد می‌كرد. كسروی‌ معتقد بود كه‌ مانند دیگر انبیاء به‌ وی‌ نیز وحی‌ می‌شود والقائاتی‌ در خود می‌یافت‌. خدا بنده‌ یكی‌ از پیروان‌ كسروی‌ در این‌ باره‌می‌گوید: ".... پیامبران‌ الهی‌ چون‌ زردشت‌ و موسی‌ و عیسی‌ و محمّد چنین‌مردانی‌ بوده‌اند و كسروی‌ نیز از برگزیده‌گان‌ خداوند است‌ و سراسر ازآمیغ‌ها و حقایق‌ سخن‌ رانده‌ است‌." كسروی‌ منكر اعجاز انبیاء بود و خیلی‌از آیات‌ معجزه‌ قرآن‌ را قبول‌ نداشت‌: "ما سراسر گفتار قرآن‌ را باور نداریم‌ قرآن‌ برای‌ برگزیده‌گان‌ خدا،نتوانستی‌ها و معجزاتی‌ بیان‌ می‌كند لیك‌ راهنما این‌ نتوانستنیها را باورنمی‌داند راهنما به‌ ما می‌گوید نتوانستنیهاو معجزاتی‌ بر خلاف‌ آیین‌ گیتی‌هستند و آنچه‌ بر خلاف‌ آیین‌ گیتی‌ باشد، هرگز راست‌ نخواهد بود و درحقیقت‌ نخواهد داشت‌ معجزات‌ پیامبران‌ بیرون‌ از آیین‌ گیتی‌ است‌ وناشدنی‌ است‌ و هرگزنتواند كه‌ خورشید برگردد و ماه‌ بشكافد هرگز نتواندشد كه‌ نوزادی‌ بدون‌ پدر زاده‌ شود و هرگز نتواند شد كه‌ گروهی‌ در غاری‌بیش‌ از صدها سال‌ به‌ خواب‌ روند و زنده‌ بمانند و هرگز نتواند شد كه‌ مردی‌هزار سال‌ زنده‌ بماند. اینها ناشدنی‌ است‌ و راهنما اینها را آخشیج‌(مخالف‌) خردها و دانشها می‌داند و ما نیز بر این‌ باوریم‌." كسروی‌ علاوه‌ بر عید نوروز به‌ سه‌ عید دیگر اعتقاد داشت‌: 1ـ روز مشروطه‌ كه‌ 13 مرداد بود كه‌ كسروی‌ می‌گفت‌ فرمان‌ مشروطیت‌در این‌ روز به‌ امضاء رسیده‌ نه‌ 24 خرداد 2ـ روز یكم‌ دی‌ كه‌ جشن‌ كتاب‌ سوزان‌ بود. 3- روز یكم‌ آذر كه‌ اولین‌ شماره‌ پیمان‌ بیرون‌ آمد. كسروی‌ در سال‌ 1322 شمسی‌ با انتشار كتاب‌ "امروز چاره‌ چیست‌ "ضرورت‌ تشكل‌ و انتخاب‌ خط‌ مشی‌ مستقل‌ سیاسی‌ مورد نظرش‌ را خاطرنشان‌ كرد.در این‌ سال‌ است‌ كه‌ پیروان‌ او در حزبی‌ بنام‌ "با هماد آزادگان‌"سازمان‌ یافتند. كسروی‌ با بنا كردن‌ حزب‌ باهماد ضمن‌ طرح‌ اصول‌ و مبانی‌اندیشه‌های‌ خود به‌ تبلیغ‌ آئین‌ پاكدامنی‌ می‌پردازد و بنا به‌ نوشته‌هایش‌ هدف‌وی‌ همساز كردن‌ دین‌ با آئین‌ خرد است‌ .اصول‌ و عقاید پاكدامنی‌ كسروی‌ دركتاب‌ "ور جاوند بنیاد" یا "اصول‌ مقدس‌ " مطرح‌ شده‌ است‌. ناشر افكاركسروی‌ ماهنامه‌ پیمان‌ است‌. كسروی‌ در كتاب‌ "ور جاوند بنیاد" نام‌ پیغمبر را برای‌ فرستاده‌ خداوندغلط‌ می‌داند و برای‌ فرستاده‌ خداوند لغت‌ "برانگیخته‌ "را پیشنهاد می‌كند وپس‌ از شرح‌ اینكه‌ چگونه‌ بر او وحی‌ شده‌ است‌ چنین‌ می‌گوید: "این‌ بود داستان‌،این‌ بود راز آنكه‌ می‌گویم‌: من‌ باین‌ راه‌ با خواست‌ خدابر خاستم‌ و با راهنمائیهای‌ او پیش‌ آمدم‌ خدا پرده‌ از جلو بینش‌ من‌ برداشت‌ ـفرهش‌ هم‌ جز این‌ نمی‌باشد در قرآن‌ نیز همین‌ را گفته‌ .... آمدن‌ و رفتن‌فرشته‌ و پرده‌ برخاستن‌ با خدا همه‌ افسانه‌ است‌. كسروی‌ پاكدامنی‌ را جانشین‌ اسلام‌ میداند و میگوید: "پاكدینی‌ دنباله‌ای‌ از اسلام‌ است‌ ودر گوهر جدائی‌ بین‌ اسلام‌ وپاكدینی‌ نمی‌باشد" كسروی‌ اعتقاد دارد كه‌ این‌ اسلام‌ كنونی‌ مایة‌ گمراهی‌ و نادانی‌ مردم‌است‌ و خود شاهراههای‌ اسلام‌ از میان‌ رفته‌ واین‌ كوره‌ راههای‌ گمراه‌ كننده‌جای‌ آنرا گرفته‌ است‌ و كسروی‌ خود را بر انگیخته‌ای‌ میداند كه‌ باید جهان‌ رااز گمراهیها نجات‌ دهد و برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ خود را مجاز به‌ هر كاری‌میداند: "این‌ كار ماست‌ كه‌ جهان‌ را از گمراهیها از هر گونه‌ كه‌ باشد بپیرائیم‌ این‌گنبدها را براندازیم‌ بتخانه‌ها را ویران‌ كنیم‌ كتابهای‌ بد آموزی‌ را نابودسازیم‌ با هرگونه‌ دسته‌بندی‌ دشمن‌ باشیم‌. اینهابا یاهای‌ ماست‌ و باید درزمینه‌ پافشاریم‌ و استوار باشیم‌ باید بگفته‌های‌ خیره‌ رویانه‌ و ریشخندهای‌بی‌ فرهنگان‌، ناكسان‌ ارجی‌ نگذاریم‌ باید پاسخ‌ آنانرا با مشت‌ و سیلی‌ دهیم‌این‌ ناكسان‌ كه‌ سرمایه‌شان‌ جز ریشخند وخیره‌ روئی‌ نیست‌ به‌ پاسخی‌ جزمشت‌ و سیلی‌ نیاز نمی‌دارند." كسروی‌ در آیات‌ نیز آیه‌ها را غلط‌ و به‌ همدیگر مختلط‌ و ناقص‌ و غیرمرتبط‌ نقل‌ نموده‌ است‌ واین‌ غلط‌ نقل‌ كردن‌ وغلط‌ معنی‌ كردن‌ در چند كتاب‌وی‌ بوضوح‌ دیده‌ شده‌ است‌. كسروی‌ درباره‌ قرآن‌ پریشان‌ گوئیها و سخنان‌ ضد و نقیضی‌ دارد گاه‌میگوید "قرآن‌ كتاب‌ آسمانی‌ است‌" و گاه‌ می‌نویسد:"قرآن‌ ساخته‌ خودپیغمبر است‌"گاه‌ مردم‌ را به‌ داوری‌ می‌طلبد گاه‌داوری‌ قرآن‌ را نمی‌پذیرد ونسبت‌ ناتوانی‌ بداوری‌ قرآن‌ میدهد و گاه‌ قرآن‌ را به‌ تنهائی‌ كافی‌ نمیداند گاه‌ ازقرآن‌ نكوهش‌ میكند و مایة‌ اختلاف‌ انداختن‌ میان‌ مسلمانان‌ میداند. كسروی‌ دربارة‌ دین‌ و معنی‌ آن‌ هم‌ سخنان‌ ضد و نقیضی‌ دارد. او درجائی‌ می‌ نویسد: "باید دانست‌ كه‌ بنیاد اینها یكی‌ است‌. یك‌ رشته‌ خواستهائی‌ است‌ كه‌در همه‌ دین‌ها بوده‌ است‌ و باید باشد وما اینك‌ در پائین‌ فهرست‌ وار می‌شماریم‌ : 1ـ هستی‌ آفریدگار و اینكه‌ در جهان‌ جز او كس‌ را دستی‌ نیست‌. 2ـ اینكه‌ جهان‌ دستگاه‌ بسامانی‌ هست‌ و خواستی‌ از آن‌ در میان‌ میباشد. 3ـ اینكه‌ آدمی‌ برگزیده‌ آفریده‌گار است‌ و در او گوهر جداگانه‌ای‌ بنام‌روان‌ میباشد. 4ـ اینكه‌ در جهان‌ نیك‌ و بد توام‌ است‌ وهر آدمی‌ باید همیشه‌ خواهان‌نیكی‌ها باشد و با بدی‌ها در نبردند. 5ـ اینكه‌ مرگ‌ پایان‌ زندگی‌ نیست‌ و در پی‌ آن‌ زندگانی‌ دیگری‌ باید بود. 6ـ اینكه‌ در پشت‌ سر این‌ گمراهیها و نادانی‌هایك‌ شاهراهی‌ برای‌ زیستن‌و آسایش‌ و بخوشی‌ میباشد. 7ـ باز نمودن‌ حقایق‌ زندگانی‌ وتكان‌ دادن‌ بخردها. اینهاست‌ بنیاد هر دینی‌ از این‌ رو در بسیار جا كه‌ دین‌ گفته‌ میشودهمین‌ها خواسته‌ میشود. هنگامی‌ كه‌ ما میگوئیم‌ "دین‌ نه‌ چیزی‌ است‌ كه‌ كهنه‌ و نو گردد" اینها را مامیخواهیم‌ چیزی‌ كه‌ هست‌ هر دینی‌ برای‌ پیشرفت‌ دادن‌ باین‌ خواستها بایدبخواهش‌ زمان‌ راهی‌ را پیش‌ گیرد." و در كتاب‌ شیعه‌گری‌ می‌نویسد: دین‌ شناختن‌ معنی‌ جهان‌ و زندگانی‌ و زیستن‌ به‌ آئین‌ خرد است‌ دین‌آن‌ است‌ كه‌ امروز ایرانیان‌ بدانند كه‌ این‌ سرزمینی‌ كه‌ خدا بایشان‌ داده‌چگونه‌ آباد گردانند و از آن‌ سود جویند و همگی‌ با هم‌ آسوده‌ زیندوخاندانهائی‌ به‌ بینوائی‌ نیفتند و كسانی‌ گرسنه‌ نمانند و دهی‌ ویرانه‌ نماند وزمینی‌ بی‌ بهره‌ نباشد. دین‌ آن‌ است‌ كه‌ امروز توانگران‌ ایران‌ سرمایه‌های‌ خود را در راه‌كشیدن‌ جویها و پدید آوردن‌ چشمه‌ها وآباد گردانیدن‌ ده‌ها بكار اندازند كه‌همه‌ ویرانی‌هااز میان‌ برخیزد و هم‌ هزاران‌ و صد هزاران‌ خاندانهائی‌ گرسنه‌و بینوا از بدبختی‌ رها گردند. دین‌ این‌ است‌ ـ از این‌ است‌ كه‌ خدا خشنود خواهد بود گفتگو ازكشاكش‌ علی‌ و ابوبكر چیست‌؟ كه‌ آنرا خوش‌ دارد و به‌ چه‌ كسی‌ باین‌ نام‌مزدی‌ دهد؟ اینها را میگوئیم‌ تا این‌ آقایان‌ بدانند و معنی‌ درست‌ را دریابند." و در كتاب‌ دیگری‌ چنین‌ گوید: "دین‌ چیست‌؟ دین‌ آن‌ است‌ كه‌ مردمان‌ جهان‌ را نیك‌ شناخته‌ آئین‌آنرا خوب‌ درك‌ كنند حقایق‌ زندگانی‌ را در یابند، گوهر انسانیّت‌ را بدانند،زندگانی‌ از راه‌ عقل‌ كنند. دین‌ آنست‌ كه‌ هر چیزی‌ را اعم‌ از پیشه‌ و داد و ستد، بازرگانی‌ وكشاورزی‌ صنعت‌ و افزار سازی‌، زناشوئی‌ و حیات‌ اجتماعی‌، حكومت‌ وفرمانداری‌ و امثال‌ این‌ كارها را به‌ معنی‌ راستش‌ بشناسند و به‌ معنی‌صحیحی‌ كه‌ دارد بكار بندد. دین‌ آن‌ است‌ كه‌ مردم‌ به‌ آراستن‌ جهان‌ كوشند و تا می‌ توانند آنرا ازبدیها و پلیدیها به‌ پیرایند وپاك‌ گردانند.





نظرات() 

احمد كسروی «وحی» را دروغ می‌دانست2

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-10:51 ب.ظ

دین‌ آن‌ است‌ كه‌ روانها نیرومند شوند، جانها و هوسهای‌ آن‌ زیر دست‌روانها گردد زندگانی‌ از روی‌ روان‌ و بر حسب‌ خواهشهای‌ آن‌ باشد. دین‌ آن‌ است‌ كه‌ هر شخصی‌ بر كارهاو خواستهای‌ خود آسایش‌ عموم‌را براحتی‌ شخص‌ مقدم‌ شمرد و دین‌ آن‌ است‌ كه‌ آدمیان‌ از آفریدگار وخواست‌ آن‌ بی‌اطلاع‌ نمانند و دنبال‌ هوسها و خواهشهای‌ خود را نگیرند." كسروی‌ در مورد امامت‌ هم‌ نوشته‌های‌ متناقضی‌ دارد. در جائی‌ می‌نویسد: "برای‌ هر پیغمبر صاحب‌ شریعت‌ و كتابی‌ لازم‌ است‌ كه‌ جانشینانی‌برای‌ خود تعیین‌ نماید كه‌ پس‌ از وفات‌ به‌ ترویج‌ و نشر واجرای‌ احكام‌پرداخته‌ و شریعت‌ و كتابش‌ را از تغییر و تحریف‌ نگاه‌ دارد و اختلافاتی‌ كه‌در میان‌ امت‌ آن‌ پیغمبر روی‌ می‌دهد رفع‌ نماید. جانشین‌ پیغمبر را (امام‌)نامند." ولی‌ در كتاب‌ دیگری‌ درست‌ خلاف‌ این‌ بیانات‌ را دارد: "اما درباره‌ امامان‌ نخست‌ باید پرسید پس‌ از پیغمبر چه‌ نیازی‌ به‌ آنان‌بوده‌؟ مگر پیغمبر كار خود را نا انجام‌ گذارده‌ بود كه‌ اینان‌ به‌ انجام‌ برسانند." ودر همان‌ كتاب‌ امامت‌ را یك‌ جنبش‌ سیاسی‌ دانسته‌ و یك‌ رشته‌ تاریخی‌ دراین‌ زمینه‌ نقل‌ كرده‌ است‌ و بعد از آن‌ هر یك‌ از امامان‌ را مورد تعرض‌ خودقرار داده‌ و پس‌ از آن‌ امام‌ دوازدهم‌ را انكار نموده‌ و هفت‌ ایراد را در این‌ زمینه‌بیان‌ كرده‌ است‌. كسروی‌ در همان‌ كتاب‌ می‌نویسد: "می‌ گویند در قرآن‌ گفته‌ نوح‌ نهصد وپنجاه‌ سال‌ در میان‌ مردم‌ ماندپس‌ به‌ آن‌ چه‌ پاسخی‌ میدهید؟ میگوئیم‌: آن‌ خود جای‌ ایراد است‌ اینگونه‌چیزها در قرآن‌ از متشابهات‌ آن‌ می‌ باشد و باید به‌ حال‌ خود بماند وگفتگوئی‌ از آنهانرود." نیز دیگر بیانات‌ ایشان‌ راجع‌ به‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) چنین‌ است‌: "امام‌ حسن‌ عسگری‌ فرزندی‌ نداشته‌ ..... چگونه‌ تواند بودكسی‌فرزندی‌ داشته‌ باشد و كسی‌ از آن‌ آگاه‌ نباشد.... هزار سال‌ زندگی‌ باوركردنی‌ نیست‌. خدا را چه‌ نیازی‌ بود كه‌ كس‌ را هزار سال‌ زنده‌ نگه‌ دارد...." همچنین‌ كسروی‌ منكر آمدن‌ فرشته‌ بود و اساس‌ شیعه‌ را منكر گشته‌ وبه‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) تاخته‌ و روضه‌ بپا داشتن‌ وتعزیه‌ داری‌ و زیارت‌ رفتن‌ و گنبدو بارگاه‌ امامان‌ را سخت‌ انكار كرده‌ عكس‌ زنجیر زنان‌ و قمه‌ زنان‌ وحجله‌حضرت‌ قاسم‌ را از كتب‌ سفرنامه‌هائی‌ از جمله‌ سفرنامه‌ مادام‌ "دیالافو" را به‌نكوهش‌ منعكس‌ كرده‌، نواب‌ اربعه‌ امام‌ قائم‌ (عج‌) را محق‌ نشاخته‌ است‌. در جای‌ دیگر كسروی‌ گوید: "ما با چهارده‌ كیش‌ به‌ مبارزه‌ برخواسته‌ایم‌ و من‌ از آن‌ پیغمبری‌ كه‌فرشته‌ از آسمان‌ برای‌ او خبر آورد بی‌زارم‌ اكنون‌ كه‌ میخواهد نامی‌ برای‌ من‌عنوان‌ كنید "رهنما" نامید." و در مورد گرفتن‌ وحی‌ توسط‌ پیامبر گوید: "درباره‌ پیامبر كه‌ فرشته‌ از آسمان‌ بیاید و پیام‌ آورد چنین‌ چیزی‌ به‌یكباره‌ دروغ‌ است‌." كسروی‌ مربوط‌ بودن‌ واقعه‌ غدیر خم‌ را به‌ تعیین‌ خلیفه‌ و جانشین‌ پیامبرمردود شمرده‌ است‌. و همینطور بحث‌ ولایت‌ بر ائمه‌ را منكر شد و سخنان‌درشت‌ برزبان‌ جاری‌ ساخته‌ است‌. در صفحه‌ 43 كتاب‌ شیعه‌ گری‌ روضه‌خوانی‌ را نكوهیده‌ و زیارت‌ ائمه‌ و توسل‌ بدانان‌ را رد نموده‌ است‌. نوشته‌های‌ كسروی‌ مملو از انواع‌ بدگوییها و ناسزا و هتاكی‌ نسبت‌ به‌مخالفین‌ و نسبت‌ به‌ مقدسات‌ است‌ نشانه‌ روشنی‌ بر وجود عقده‌های‌ روانی‌وی‌ میباشد كسروی‌ برای‌ گشودن‌ این‌ عقده‌ها و ارضای‌ تمایلات‌ سركوفته‌خود از هر گونه‌ وسایل‌ غیر منطقی‌ استفاده‌ می‌كرد مثلاً برای‌ مبارزه‌ با عقایداسلامی‌ مخصوصاً عقاید شیعه‌ روی‌ خرافاتی‌ كه‌ در میان‌ عوام‌ رایج‌ است‌فوق‌العاده‌ تكیه‌ می‌كرد و وجود اینگونه‌ خرافات‌ عامیانه‌ را دلیل‌ بر بطلان‌مذهب‌ می‌گرفت‌. وی‌ در كتاب‌ "بخوانید و داوری‌ كنید" به‌ مبانی‌ تشیع‌ می‌تازد و برای‌ تاییدسخنان‌ خود یك‌ سلسله‌ عكسهای‌ مضحك‌ از زعفر جنی‌ و لشكریان‌ او وامثال‌ آن‌ گردآوری‌ كرده‌ است‌ كه‌ گویا آنها را از روی‌ پرده‌هایی‌ كه‌ درویشهای‌دوره‌ گرد در اطراف‌ دهات‌ می‌گردانند تا چهار شاهی‌ پول‌ گدایی‌ كنندعكسبرداری‌ كرده‌ است‌ و به‌ این‌ وسیله‌ می‌خواهد چنین‌ وانمود كند كه‌ اسلام‌یعنی‌ اینها! كسروی‌ به‌ علمای‌ شیعه‌ بدگوئی‌ میكند و به‌ خواجه‌ نصیر طوسی‌ اهانتهامیكند و این‌ مرد را ماجراجو، بی‌دین‌ و شكم‌ پرست‌ معرفی‌ كرده‌ است‌.كسروی‌ آغاز برانگیختگی‌ خود را از یكم‌ آذر 1312 میگیرد و همه‌ ساله‌ درچنین‌ روزی‌ انجمن‌ جشن‌ برپا میكند و یاران‌ او هم‌ همین‌ روز را به‌ دستور او"روزبه‌" می‌نامند و انجمن‌ جشن‌ در آن‌ روز اقامه‌ میكند و دفترچه‌ یكم‌ آذر رادر همین‌ زمینه‌ نوشته‌ است‌. در این‌ دفتر آورده‌ است‌: "مرا اگر نامی‌ می‌باید كلمة‌ "راهنما" را كه‌ یاران‌ می‌نویسدبرمی‌گزینم‌" كسروی‌ در كتاب‌ پیرامون‌ ادبیات‌ به‌ شعرای‌ بزرگی‌ مثل‌ حافظ‌ و مولوی‌ ونظامی‌ هم‌ حملات‌ سختی‌ كرده‌ و به‌ فروغی‌ و حكمت‌ و عباس‌ اقبال‌ و ادواردبراون‌ انتقاد كرد و كلمات‌ توهین‌ آمیز بسیار ناپسند برای‌ آنها نوشته‌ است‌. كسروی‌ نوشته‌ "حافظ‌ یاوه‌ گوئی‌ بوده‌ گاهی‌ نیز چرند گفته‌ است‌" درجای‌ دیگر نوشته‌ "شعرهائی‌ كه‌ از سعدی‌ و حافظ‌ و خیام‌ و مولوی‌ و ماننداینها بازمانده‌ بیكباره‌ باید نابود شوند و باید همه‌ را به‌ آتش‌ كشید" و نیزجای‌ دیگر حافظ‌ را خرافاتی‌ و مفتخوار و جبری‌ و میخوار معرفی‌ كرده‌است‌. كسروی‌ در پایان‌ هر كتاب‌ چند صفحه‌ را اختصاص‌ به‌ ذكر لغات‌ابداعی‌ خود و معانی‌ آنها میداد بعنوان‌ نمونه‌ چند لغت‌ ذكر می‌شود: شلب‌: شیرین‌ فهلش‌: شغل‌ زیاد دادن‌: قول‌ دادن‌ بزنده‌: مجرم‌ بزیدن‌: جرم‌كردن‌ خواهیدن‌: اجتماع‌ شعرسا: محسوس‌ چاپاك‌: مطبوعات‌ پافه‌: اجازه‌ فرهیدن‌: وحی‌ پلشت‌: ناپاك‌ بایار: اعتقاد فرهش‌: وحی‌ آخشیع‌: مخالف‌ سال‌ 1344 در مجله‌ خوشه‌ سلسله‌ مقالاتی‌ راجع‌ به‌ كسروی‌ منتشر شدو در یكی‌ از مقالات‌ آمده‌ است‌: "میدانید كه‌ كسروی‌ دچار مالیخولیای‌ فارسی‌ نویسی‌ شده‌ بود و كارزبان‌ او كم‌كم‌ بجائی‌ كشیده‌ شده‌ بود كه‌ زبانش‌ بكلی‌ یك‌ زبان‌ بیگانه‌می‌نمود و خواننده‌ فارسی‌ زبان‌ از فهم‌ معنی‌ بسیاری‌ از كلمات‌ مورداستعمال‌ وی‌ ناتوان‌ بود او كه‌ با فرهنگ‌ و ادب‌ گذشته‌ ایرانی‌ مخالف‌ بودبدین‌ وسیله‌ میخواست‌ زبانی‌ بیافریند كه‌ با زبان‌ مولانا و سنائی‌ و عطار وحافظ‌ فرق‌ داشته‌ باشد. و بهمین‌ جهت‌ حتی‌ از جعل‌ كلمه‌ هم‌ مضایقه‌ نمی‌كرد یك‌ روز عصر درخانه‌ كسروی‌ نشسته‌ بودم‌ صحبت‌ از كلمه‌ شیرینی‌ شد. كسروی‌ گفت‌:شیرین‌ آنچنان‌ چیزی‌ است‌ كه‌ با شیر ساخته‌ شده‌ باشد و برای‌ ادای‌ مفهوم‌فعلی‌ خود شیرین‌ راست‌ و روا نیست‌ و در فرهنگهای‌ فارسی‌ هم‌ كلمه‌ای‌نیست‌. پس‌ بهتر است‌ خودمان‌ كلمه‌ای‌ بسازیم‌ آنگاه‌ گفت‌ : چون‌ موقع‌خوردن‌ شیرینی‌ صدائی‌ شبیه‌ سین‌ و شین‌ از دهان‌ خارج‌ میشود خوبست‌بجای‌ شیرینی‌ بگوئیم‌ شلب‌ بر وزن‌ قلب‌ !!! او این‌ كلمه‌ من‌ درآوردی‌ را تصویب‌ كرد و در تمام‌ نوشته‌هایش‌ هم‌بكار برد از آن‌ پس‌ از كلمه‌ شیرین‌ وگیرای‌ شیرین‌ در منشات‌ كسروی‌ خودرا به‌ كلمه‌ شلب‌ داد... ولی‌ معلوم‌ نیست‌ در كجای‌ دنیا یك‌ نفر می‌آید و دركنج‌ اتاقش‌ برای‌ ملتی‌ كلمه‌ وضع‌ میكند ..." كسروی‌ فلسفه‌ و علم‌ اصول‌ و منطق‌ را هم‌ نكوهش‌ نموده‌ و نوشته‌: "نكوهش‌ ما از فلسفه‌ بیشتر از جهت‌ گفتگوهائی‌ است‌ كه‌ در بارة‌آفریدگارو چگونگی‌ آفرینش‌ در آن‌ كرده‌و میشود از قبیل‌ عقادل‌و عشره‌وموضوع‌ حدوث‌و قدم‌ است‌ تنها راهی‌ كه‌ ما به‌ شناخت‌ خدا داریم‌ باین‌جهان‌ است‌و بس‌و اینكه‌ كسانی‌ دم‌ از عشق‌و اشراف‌ و كشف‌ شهود زده‌اندجز لافهای‌ بی‌پایه‌ نمی‌ توانند بود چنین‌ كتابهائی‌ را باید آتش‌ زد ونشانه‌ای‌ از آنها باقی‌ نگذاشت‌ در جهان‌ یكراه‌ بیشتر نیست‌ و آن‌ راه‌ خرداست‌ كسروی‌ در جواب‌ كسانی‌ كه‌ باو ایراد میگرفتند هرگز حاضر به‌ مباحثه‌نمی‌شدواحیاناً با تندی‌ و خشم‌ باآنان‌ برخورد میكرد و احیاناً اگر می‌توانست‌آنان‌ را مورد ضرب‌ و شتم‌ قرار میداد برای‌ نمونه‌؛ چون‌ مدیر روزنامه‌ آفتاب‌گفتاری‌ بر علیه‌ نظریات‌ كسروی‌ نوشت‌ او با چند تن‌ از یارانش‌ بدفتر روزنامه‌آفتاب‌ رفت‌ و با عصای‌ خود كه‌ در جوف‌ آن‌ سرنیزه‌ تفنگ‌ سه‌ تیر تعبیه‌ شده‌بود چند بار بسر و صورت‌ مدیر روزنامه‌ نواخت‌ و بعد همراهان‌ به‌ ضرب‌ وشتم‌ او پرداختند. بعد از وقوع‌ واقعه‌ سوم‌ شهریور 20 كه‌ سه‌ دولت‌ قوی‌ به‌ ایران‌ روی‌آوردند تمامی‌ جراید و روزنامه‌ها بالاتفاق‌ از دربار و دوران‌ اختناق‌ رضا خانی‌انتقادات‌ شدید نمودند كسروی‌ در روزنامه‌ پرچم‌ عكس‌ رضا خان‌ را درصفحه‌ اول‌ گراور كرده‌ و در هر شماره‌ مبسوط‌تر از دیگر نوشته‌های‌ خود درتمجید و توصیف‌ رضاخان‌ نوشته‌ و انتشار میداد. محمدرضا در سال‌ 1323هـ. كسروی‌ را به‌ دربار احضار نمود و از وی‌ تمجید و قدردانی‌ نمود و به‌كسروی‌ گفت‌ چیزی‌ از من‌ مطالبه‌ كنید، كسروی‌ پشتیبانی‌ شاه‌ را در حمایت‌ ازخود و گسترش‌ مرامش‌ خواستار شد، شاه‌ به‌ كسروی‌ قول‌ داد كه‌ در اشاعه‌مرامش‌ بدون‌ تظاهر حمایت‌ نماید. پیروان‌ كسروی‌ در آبادان‌ و خرمشهر بیش‌ از تهران‌ بوده‌ ولی‌ احیاناً دربعضی‌ از شهرها مخالفین‌ كسروی‌ شورش‌ میكردند و صدماتی‌ میزدند برای‌مثال‌ در 24 بهمن‌ 1322 در تبریز مردم‌ به‌ كانون‌ آزادگان‌ حمله‌ كرده‌ كتابهای‌كسروی‌ را سوزانیدند كانون‌ را غارت‌ و ویران‌ كردند و دو تن‌ را مضروب‌ساختند در مراغه‌ و میاندوآب‌ و اهواز نیز این‌ اعمال‌ تكرار گردید. حكومتهای‌ دوران‌ در باطن‌ اقدامات‌ كسروی‌ را حمایت‌ میكردند این‌برای‌ این‌ بود كه‌ علمای‌ ایران‌ را تضعیف‌ كرده‌ و با ایجاد تفرقه‌ در جامعه‌،علماء را بخود مشغول‌ كنند. كسروی‌ دربارة‌ ایذاء و آزار نسبت‌ به‌ پیروانش‌ كه‌ در تبریز سكونت‌داشتند گوید: "پارسال‌ كه‌ در تبریز آن‌ وحشیگری‌ بسیار بسیار پست‌ رخ‌ دادنمایندگان‌ شوروی‌ در آن‌ شهر رنجیدگی‌ نمودند و به‌ دولت‌ آگهی‌ دادند كه‌اگر بار دیگر چنان‌ شود و وحشیگری‌ رخ‌ دهد آنان‌ ناچار خواهند بود به‌سركوب‌ وحشیان‌ و آشوبگران‌ برخیزند." در طول‌ زندگی‌ كسروی‌ دخالت‌ مامورین‌ سیاسی‌ شوروی‌ را مشاهده‌می‌كنیم‌ و پس‌ از درگذشت‌ كسروی‌ رادیو مسكو برنامه‌ای‌ در تعریف‌ وتمجید او بر پا داشت‌ و در این‌ ایام‌ عده‌ای‌ از افراد بنام‌ پیروان‌ كسروی‌ به‌حزب‌ توده‌ پیوستند. در جائی‌ هم‌ نقل‌ شده‌ كه‌ مخارج‌ كارهای‌ كسروی‌ را خان‌ بهادرمی‌پرداخته‌ است‌ و میگویند كسروی‌ یك‌ بار هم‌ عكس‌ او را بعنوان‌ پاكدینان‌چاپ‌ كرده‌ و از او تقدیر نموده‌ است‌. از مرامنامه‌ حزب‌ آزادگان‌ و با آشنائی‌ به‌ حالات‌ كسروی‌ و نیز از روی‌آثار قلمی‌ وی‌ درمی‌یابیم‌ كه‌ كسروی‌ در اندیشه‌های‌ خود، ریاست‌ ملی‌ وسیاسی‌ توام‌ با رهبری‌ عقاید دینی‌ داشته‌ است‌ ولی‌ كسی‌ را به‌ جانشینی‌ خودتعیین‌ نكرد. كسروی‌ سلامی‌ خاص‌ در بین‌ پیروان‌ خود ابداع‌ كرد سلام‌ این‌بود "پاك‌ زی‌" و در پاسخ‌ گفته‌ میشد "پاك‌ زی‌" یا اینكه‌ می‌گفت‌ بی‌ آك‌ زی‌(بی‌عیب‌ زندگی‌ كنی‌) كسروی‌ از زمانی‌ كه‌ عنوان‌ پاكدینی‌ را عرضه‌ داشت‌هیچگاه‌ یك‌ تن‌ از بازرگانان‌ و دانشمندان‌ و علمای‌ هم‌ عصر او با وی‌ همراهی‌نشان‌ نداشتند و دوستان‌ و نویسندگان‌ و اساتید آن‌ ایام‌ كه‌ اكثراً قبلاً با وی‌دوستی‌ نزدیك‌ داشتند روی‌ از وی‌ برتافتند بعنوان‌ مثال‌ آقایان‌ عباس‌ اقبال‌آشتیانی‌، ملك‌الشعراء بهار، تقی‌زاده‌، هیئت‌، تربیت‌، ایرانشهر،صدرالاشرف‌، و بهروز را می‌توان‌ نام‌ برد. همگی‌ این‌ افراد به‌ سابقه‌ دوستی‌ با كسروی‌، سكوت‌ كردند و چیزی‌درباره‌ وی‌ نگفتند اما كسروی‌ لب‌ فرو نبست‌ و آن‌ افراد دانشمند را به‌ بدی‌ وزشتی‌ نام‌ برد. ادامه دارد *ویژه نامه شهید نواب صفوی و شهدای فدائیان اسلام در خبرگزاری فارس/2-1 انتهای پیام/




نظرات() 

كسروی و تحریفهای او

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-10:28 ب.ظ

بنا به ادعای كسروی و همفكران وی چون محمدعلی فروغی, اقبال آشتیانی, عبدالعلی كارنگ, جمال­الدین و دیگران اگر گفته می­شود كه بیشتر روستاهای باصطلاح آذری زبان بر اثر زور و اجبار و تحمیل از بین رفته­اند و فقط چند روستای غیرترك در آذربایجان باقی مانده است, اولاً باید دلیل و برهان مستند و قانع­كننده­ای ارائه شود كه این چهار روستای غیر ترك اطراف مرند در عین حالی كه در میان هزاران روستای ترك در محاصره بوده­اند چطور و با چه ابزاری از خود محافظت و دفاع كرده و مثل بقیه روستاهای غیرترك از بین نرفته­اند؟ !

اگر بقیه آبادیهای غیر ترك آذربایجان به زور و اجبار و تحمیل و یا به هر طریق غیر طبیعی دیگر از بین رفته­اند منطق حكم می­كند كه این چند تا روستا هم باید از بین می­رفتند, چه, وجود و ادامه حیات چند روستای غیر ترك در میان هزاران روستای ترك بدون داشتن ابزار مقاومت قابل قبول, مثلاً هنگام تهاجمات تركها, آنهم در طول چندین قرن, غیر منطقی و غیر عقلانی به نظر می­رسد, مگر اینكه قبول كنیم ساكنین این روستاها در دوره­هایی از تاریخ, و همانطوری كه اشاره شد مثلاً در زمان انوشیروان ساسانی و یا در زمان دیگر حاكمان ایران از مكانهای اصلی خودشان از مناطق مركزی و جنوبی و پهلوی زبان ایران برای حفظ منافع استراتژیك شاهان و به عنوان «چشم و گوش» پادشاهان پارس به این مناطق و مناطقی در آذربایجان شمالی و گرجستان كوچانده شده باشند[۱] و در طول قرون متمادی هم در كنار روستاهای ترك و بومی آذربایجان با حفظ زبان و لهجة محلی خود به زندگی مسالمت­آمیز ادامه داده­اند و هیچ تحمیل و اجباری هم­جهت تغییر زبان و لهجة آنها در كار نبوده است. البتة وجود بعضی از روستاهای تات و تالش زبان در پاره­ای از مناطق آذربایجان چون خلخال و اردبیل و قزوین, به علت همجوار بودن این شهرها با استانها و مناطقی است كه ساكنین بومی تات و تالش دارند.

جالب است كه كسروی برای رسیدن به اهداف خود و یا رساندن ناسیونالیستهای افراطی به اهدافشان, به تحریف ناشیانه تاریخ متوسل می­شود. وی برای سرعت بخشیدن به تئوری مورد ادعای خود, یعنی اینكه زبان تركی تنها در مدت ۷۰ سال زبان آذری از نوع فارسی ! را در آذربایجان از میان برده است در كتاب «آذری یا زبان باستان آذربایجان » می­نویسد:

«پس از مغولان در ایران شورش بس سختی برخاست زیرا چون ابوسعید در سال ۷۳۵ در گذشت و او را جانشینی نبود میان سران مغول كشاكش افتاد كه هر یكی پسری را بپادشاهی بر داشتند و با هم به جنگ و كشاكش برخاستند و هنوز یكسال از مرگ ابوسعید نمی­گذشت كه سه پادشاهی بنیان یافت و برافتاد و تا سالیانی این كشاكش و لشكركشی پیش می­رفت و ایرانیان [پارسیان] كه این زمان بسیار خوار و زبون می­بودند زیر پا لگد مال می­شدند. . . . پس از این گزندها نوبت تیمور و لشكركشیهای او رسید. در زمان او آذربایجان چندان آسیب ندید. لیكن چون دورة او به سر رسید آذربایجان بار دیگر میدان كشاكش گردید. زیرا چنانكه در تاریخهاست نخست خاندان قره قویونلو با دسته­های بس انبوهی از تركان به آنجا در آمدند و بنیاد پادشاهی نهادند و همیشه در جنگ می­بودند و پس از آن نوبت آق قویونلویان رسید كه همچنان با ایل­های انبوهی باینجا رسیدند و بنیاد پادشاهی نهادند و همیشه در جنگ و كشاكش می­بودند و تا برخاستن شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۶ كه هفتاد سال از تاریخ مرگ ابوسعید می­گذشت آذربایجان همیشه میدان لشكركشی­ها و جنگها می­بود و به گمان من باید انگیزه بر افتادن زبان آذری را در شهرهای آذربایجان و رواج تركی را در آنها این پیش آمدهای هفتاد ساله دانست. زیرا در این زمان است كه از یك سو بومیان لگد مال و نابود شده­اند و از یك سو تركان به انبوهی بسیار رو باینجا آورده­اند و بر شمارة ایشان بسیار افزوده.» [۲]

كسروی و كسرویستهای بعدی بارها به این هفتاد سال تأكید كرده و از بین رفتن زبان باصطلاح آذری را در طول این هفتاد سال دانسته­اند؛[۳] و این, تحریف آشكار و ناشیانه تاریخ است كه كسروی دست به آن یازیده و به خیال خود تركی شدن زبان مردم آذربایجان را در كوتاه مدت میسر ساخته است ! در حالیكه با اندك دقتی كه به فاصله مرگ سلطان ابوسعید آخرین پادشاه مقتدر مغول در سال ۷۳۵ هـ . ق و برخاستن شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۶ هـ . ق شود معلوم می­گردد كه فاصله زمانی بین مرگ سلطان مغول و شروع حاكمیت اولین پادشاه صفوی, یعنی شاه اسماعیل, صد و هفتاد و یك سال است نه هفتاد سال !

دلایل كسروی برای تبدیل شدن یك زبان به زبان دیگر در مدت ۷۰ سال آنهم در آن دوران, آنچنان كودكانه و غیر علمی است كه هیچ عقل سلیمی نمی­تواند آنرا بپذیرد !

اولاً سالهایی را كه كسروی ادعا می­كند آذربایجان میدان لشكركشیها و جنگها بوده است بزرگ­نمایی بیش نیست؛ چه در این دوره هم مثل هر دورانی دیگر و مثل بقیه جاهای ایران درگیریهایی بین حاكمان محلی رخ می­داده كه افتادن این اتفاقات طبیعی بود, ثانیاً در این جنگ و لشكركشیها چه علت و عاملی باعث «لگدمال شدن» باصطلاح بومیان آذری می­شد؟!

مگر در جنگ و لشكركشی و كشت و كشتار, بومی و غیربومی را از هم جدا می­كنند؟ اگر قتل و غارتی صورت می­گیرد این ظلم بر همة ساكنین منطقه می­رود چه بومی باشد, چه غیربومی !

ثالثاً در این جنگها بیشتر تركان كشته می­شدند و از بین می­رفتند, چون حاكمان درگیر در این جنگها از هر دو طرف, از طایفه­های ترك بودند, مثل جنگ بین قوتولموش و آلپ ارسلان كه در این جنگ آلپ ارسلان شمار زیادی از هم زبانان خود را كه از قوتولموش حمایت می­كردند به قتل رساند؛[۴] همچنین در جنگ بین آغ قویونلوها و قره قویونلوها تركیب لشكریان درگیر جنگ, از فرماندهان ردة بالا گرفته تا سربازان جنگجو هم همه از تركان بوده­اند, چون «پارسیان و تاجیكان را به سربازی قبول نمی­كردند».[۵] در جنگها هم اصولاً سربازان و مبارزان درگیر در جنگ, بیشتر كشته می­شوند تا ساكنین شهرها, بخصوص روستاهای دور افتاده !

رابعاً در این كشت و كشتار و جنگ چه عاملی باعث می­شد كه زبان تغییر كند؟ ! فاتحین جنگ اصولاً بعد از پیروزی به غنائم مادی فكر می­كنند نه به زبان و لهجة مغلوبین !

با همة این احوال, هشتاد سالی كه از اجرای برنامة نژادپرستانه رضاخان برای نابودی زبان تركی در ایران می­گذرد و در طول این مدت از اجباری كردن خواندن و نوشتن به فارسی, قدغن كردن صحبت به تركی در مدارس آذربایجان, تحقیر و توهین تركها از طُرق مختلف گرفته تا بكارگیری ابزارهای بسیار مدرن رسانه­ای معاصر برای نابودی زبان و فرهنگ تركی مردم آذربایجان بهره گرفته شده است ولی تاكنون زبان هیچ شهر و روستایی در آذربایجان تغییر پیدا نكرده و فارسی نشده است, حال در آن دورانی كه مردمان یك روستا سال به سال افراد آبادی همسایه خود را نمی­دیدند و بیشتر آنان در طول عمرشان پایشان به شهر نخورده بود و فقط زمانی می­فهمیدند كه تابع كدام كشور و كدام پادشاه هستند كه مأمورین مالیات به منطقه آنها پا می­گذاشتند, چطور ممكن است در طول هفتاد سال زبان ملّتی با گسترة آذربایجان تاریخی و یا به بیان دیگر از اراك و ساوه در مركز ایران امروزی گرفته تا در بند در داغستان قفقاز[۶] تبدیل به زبان دیگری شده باشد؟ !

اساساً قبل از انتشار جزوه ۵۶ صفحه­ای « آذری یا زبان باستان آذربایجان» احمد كسروی در اوایل حكومت رضاخان, در ایران چیزی به نام زبان آذری مطرح نبود. در تاریخ هم در هیچ دوره­ای توسط هیچ مورّخی, نامی از زبان آذری كه نشاندهنده زبان غیرتركی و از نوع زبانهای پهلوی باشد برده نشده است و هیچ نمونه­ای از این زبان خود ساخته كسروی, قبل از كشف ! ایشان هم اثری دیده نشده است.

كسروی در رسالة ۵۶ صفحه­ای كه در زمان رضاخان به چاپ رساند از زبان غیرتركی با نام آذری در آذربایجان صحبت به میان ­آورد كه در طول تاریخ هیچگونه آثار و نشانه ادبی و مكتوب هر چند اندك از این زبان دیده و یا شنیده نشده بود و خود كسروی هم به آن اعتراف می­كند:

«چنانكه باز نمودیم آذری زبان گفتن بوده و همیشه در پیش روی او زبان همگانی روان, و برای نوشتن جز این یكی بكار نمی­برده­اند. از این رو نوشته­ای به آذری در دست نبوده و یا اگر بوده از میان رفته»[۷]

اما كسروی از زبان بعضی افراد جملاتی را نقل می­كند كه مربوط به قرنهای گذشته است و به قیاس ایشان آذری از نوع غیر تركی می­باشد ! و این در حالی است كه آنچه كسروی به عنوان نمونه­ای از باصطلاح آذری از تاریخ نقل می­كند هیچگاه با نام آذری معرفی نشده است بلكه جمله­های كوتاه و یا دوبیتی­هایی است از زبان بعضی افراد كه نام زبان خاص بر آنها نهاده نشده است و هرگاه هم سخنی از «آذری» یا زبان آذری رفته نمونه­ای از نظم و یا نثری داده نشده است كه نشانگر باصطلاح آذری بودن آن جملات باشد, بلكه هر زمان و در هر جا از آذری, آذربی, آذربیجی و آذربیجیه سخن به میان آمده منظور گوینده و یا نویسنده اشاره به چیزی است كه منسوب به آذربایجان است نه به زبانی كه نام آذری داشته و غیرتركی باشد. حال این منسوبیت ممكن است مربوط به زبان مردمی باشد كه در آذربایجان زندگی می­كنند, یا به محصولات كشاورزی این خطه اشاره كند و یا بر چیزی شبیه به «صوفی الآذربی»[۸] یعنی «پشم آذری» و غیره دلالت كند.

كسروی بر مستشرق مشهور و اهل انگلستان «لی استرنج» كه مقالة سوّم نزهـه­القلوب حمداله مستوفی را چاپ كرده و آذری را یكی از لهجه­های زبان تركی می­داند كه در آذربایجان مرسوم است[۹] ایراد گرفته و بر كتاب «نامه دانشوران» كه در زمان ناصرالدین شاه قاجار نوشته شده و «آذریه» یا «آذربیجیه» را «لغات­التركان»[۱۰] نامیده­اند اعتراض كرده است ! كسروی همچنین با تكیه بر بعضی گفته­ها و تحریف آنها, جملاتی را از زبان افراد صاحب نام در تاریخ نقل می­كند كه گویا این جمله­ها آذری مورد ادعای وی است ! وی به نقل از كتاب صفوه الصفا ابن بزاز, از زبان شیخ صدرالدین فرزند شیخ صفی الدین اردبیلی می­گوید: «ادام الله بركته (صدرالدین) گفت كه باری شیخ [شیخ صفی] در این مقام كه اكنون مرقد مطهر است نشسته بود و به كلمات دلپذیر مشغول بود و جمعی از حضرتش خوش نشسته و مجلس روحانی پیوسته ناگاه علیشاه جوشكابی در آمد كه از اكابر دنیاداران ابناء زمان بود و پادشاه ابوسعید او را پدر خویش خواندی و شیخ اعزاز فرمود و قیام نمود. علیشاه چون در آمد گستاخ­وار شیخ را در كنار گرفت و گفت حاضر باش به زبان تبریزی گوحریفر ژاتـه یعنی سخن به صرف [به طرف] بگو حریفت رسیده در این گفتن دست بر كتف مبارك شیخ زد شیخ را غیرت سر بر كرد.»[۱۱]

كسروی ادعا می­كند كه جمله «گوحریفر ژاتـه» به زبان تبریزی, یعنی زبان آذری مورد ادعای وی است؛ درحالی كه اگر به این جمله دقت شود علیشاه جوشكابی این جمله را نه به شیخ صفی, بلكه به فرد دیگری گفته است تا وی به شیخ بگوید كه حریفش آمده است, و علیشاه مستقیماً با شیخ صفی صحبت نكرده و نگفته است «حریفرژاته» یعنی «حریفت آمده» است!

در اصل, علیشاه جوشكابی گرچه می­خواهد به زبان تبریزی (تركی) با شیخ صفی صحبت كند امّا این پیام را به زبان دیگری و به شخص دیگری می­گوید كه در نزدیكی او است و آن شخص به احتمال قوی ترجمه این جمله را باید به شیخ صفی برساند, به همین خاطر جمله را با «گو» یعنی بگو, (به او بگو یعنی به شیخ صفی بگو) شروع كرده است. اگر علیشاه جوشكابی به صورت مستقیم با شیخ صفی صحبت می­كرد دلیلی نداشت جمله را با: «گوحریفرژاته» یعنی «بگو حریفت آمده» شروع كند, بلكه با گفتن جمله «حریفرژاته» یعنی «حریفت آمده است» كه جمله خبری است نه امری, شروع به صحبت می­كرد. در حقیقت علیشاه جوشكابی بوسیلة فرد دیگری می­خواسته به شیخ صفی برساند كه وی نیز به زبان تبریزی كه همان تركی است آشناست و می­خواهد به این زبان با شیخ گفتگو كند.

اگر بعد از این پیام جملاتی بین شیخ صفی و علیشاه جوشكابی رد و بدل می­شد نام آن را می­شد زبان تبریزی گذاشت كه متأسفانه از این گفتگو سخنی به میان نیامده است.

كسروی در صفحه ۳۹ كتاب آذری یا زبان باستان خود تلاش دارد نشان دهد زبانی كه در زمان شیخ صفی در اردبیل و اطراف آن صحبت می­شده است نوعی از زبان باصطلاح «آذری» مورد ادعای ایشان بوده و دو بیتی­هایی را هم باصطلاح از زبان شیخ صفی و یا منتسب به وی نقل كرده است:

هر كه بالایوان دوست اكیری هارا واسان بروران اوریری

من چو مالایوان زره باوو خونیم زانیر اوزاكیری[۱۲]

سپس كسروی می­افزاید: «این دو بیتی اگر هم ساخته خود شیخ صفی نبوده چنین پیداست كه جز به زبان آذری نیست. ولی از معنای آن چیزی فهمیده نشد جز این كه «بالایوان» یا «مالایوان» كه از خود داستان بمعنی دیوانگان فهمیده می­شود . . . »[۱۳]





نظرات() 

كتاب/راه پنهان ازادی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-10:22 ب.ظ


با درودهای فراوان به مدیر وبلاگ انا یوردم خطبه سرا نگین تالش

کتابی را که چند سال پیش به پارسی برگردانده ام، در سایت قرار دادم.واز طریق سایت انایوردم خطبه سرا به همولایتی های خطبه سرا تقدیم می دارم .امیدوارم که وقت و علاقه خواندن آنرا داشته باشید . ودر سایت انا یوردم خطبه سراقراردهید تا مورداستفاده همولایتی ها ی محترم قرارگیرد

دانلود کتاب

در این ترجمه :

تا آنجا که توانسته ام مفهوم کلمات و جمله را از دست ندهم، با ساده ترین کلمات و واژه های پارسی آنرا برگردانده ام، بدون آنکه به واژه های عربی، انگلیسی و فرانسوی حساسیت داشته باشم.

وقتی عربی حرف می زنیم، بهتر است از کلمات عربی استفاده کنیم و در جملات از واژه های غیر عربی استفاده نکنیم، در باره انگلیسی و پارسی و دیگر زبان ها هم همین طور است، وقتی پارسی حرف می زنیم، چرا باید از کلمات زبان های دیگر کمک بگیریم.

مرغ خانه همسایه غاز است...

این کتاب برای سن شما نیست، اما با خواندن آن، می توانید آن را به نوجوانان نزدیک به خود سفارش کنید

با مهر
انور ستاری خطبه سرا


پخش این کتاب در سایت ها و ایمیل ها، از دید من اشکالی ندارد.





نظرات(0) 



نظرات() 

نقش ۱۰۰ هزار ساله در کوهدشت

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-10:07 ب.ظ


نقش ۱۰۰ هزار ساله در کوهدشت
 
 

نقوش صخره‌ای هومیان(Homian cave paintings) برروی غاری در شمال شهرستان کوهدشت و در شمال غرب استان لرستان نقش بسته‌اند.

اطلاعات دقیقی از زمان ایجاد این نقوش در دست نیست اما احتمال می‌رود مربوط به دوره‌ی پارینه سنگی باشند. این نقوش اغلب آرزوهای نقاش را به تصویر می‌کشد، وجود این نقوش نشان از دیرینگی سکونت انسان در این مناطق دارد.

نقوش صخره‌ای هومیان با نقش لنگر کشتی آغاز و سپس نقش‌هایی از میادین شکار گوزن به صورت‌های فردی و جمعی پایان می‌یابد. شمار این نقش‌ها در غار هومیان ۱۰ نقش و در دره‌ی میرملاس ۱۸ نقش است که بیشتر آنان به رنگ‌های سیاه و زرد کشیده شده‌اند.

به گزارش ایسنا، منطقه‌ی لرستان، «عطا حسن‎پور»، کارشناس باستان‌شناسی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری لرستان، در این‌باره خاطرنشان کرد: قدمت محوطه‎ای که نقوش صخره‎ای هومیان در آن قرار دارند بر اساس تاریخ‌گذاری به عمل آمده بر روی یک قطعه استخوان از کاوش پروفسور «مک بورنی» از دانشگاه کمبریج مربوط به ۱۴۹ هزار سال پیش است.

وی ادامه داد: اما قدمت نقوش بین ۹۰۰۰ تا ۲۰۰۰ سال پیش است. ضمناً نقوش صخره‎ای هومیان و میرملاس درون غار نیستند و برروی چند صخره درون پناهگاه‎های صخره‎ای نقش شده‎اند.

کارشناس باستان‌شناسی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری لرستان افزود: این مجموعه نقوش، پس از پیگیری‎های فراوان، حدود یکماه پیش پروژه‌ی مرمت، حفاظت و ساماندهی آنها آغاز شد و هم‌اکنون این پروژه مشترک ایرانی اروپایی در حال انجام است.

این کارشناس میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان لرستان افزود: طبق آخرین بررسی‎ها، در باستان‌شناسی کوهدشت تعداد این نقوش صخره‎ای بیشتر شده است.

حسن‌پور خاطرنشان کرد: محوطه‎هایی چون بَرداِسپی ۱ و ۲، سنگ مهرداد، ارارمیا، گالگه شهره و... در آن وجود دارد که از این حیث در دنیا جایگاه ارزنده‎ای داریم.

وی تصریح کرد: متأسفانه برخی نقوش در معرض نابودی هستند که به فرهنگسازی گسترده در منطقه نیاز دارد تا با عزمی جدی در راستای نگهداری از این میراث گران‌سنگ بکوشیم.





نظرات() 

روشنگری استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق به مدافعان نظریه آذری احمد کسروی/

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-08:58 ب.ظ



  ذره‌جه عشق اولانین دریا قده‌ر تابی گره‌ك!



 

دکتر حسین محمدزاده صدیق

- 1 –

احمد كسروی در سال 1317 ش. تئوری «زبان آذری» را مطرح كرد. طبق این تئوری گویا در آذربایجان زبان تركی بعدها رایج شده است و تركان به تدریج آمده، اسكان یافته‌اند و قبل از آن‌ها مردمی زندگی می‌كردند كه زبانشناسان «آذری»‌ بوده و این زبان موهوم در نقطه‌ی وسیعی از شمال غرب كشورمان رایج بوده و در اثر غلبه‌ی تركان آن مردم و زبانشان از بین رفته است. من در این كتاب نشان داده‌ام كه این تئوری در دنیای زبانشناسی اثبات نشده است و چنین زبان هم تا كنون در تاریخ بشریت متولد نشده است و زبان‌هایی كه در آذربایجان امروز رایج است از تركی، كردی، تاتی، گیلكی، طالشی، آسوری، ارمنی و گویش‌های هرزندی، كرینكانی و غیره و غیره همگی هزاران سال است كه در این منطقه بوده‌اند و دارای تاریخ ادبیات و فولكلور و پیشینه و نیز صرف و نحو مدوّن دارند و در گویش‌شناسی ایرانی قابل اعتنا و بررسی هستند. اما زبان فرضی كه كسروی ادعا كرده است كه در منطقه‌ای به وسعت آذربایجان رواج داشته، هیچ چیزش تا كنون معلوم نشده است، حتی یك نسخه‌ی خطی به این زبان یافت نشده است و امثله و شواهدی كه كسروی و پیروان او برای اثبات این تئوری پیش كشیده‌اند، به نیم زبان‌ها و گویش‌هایی مانند گیلكی، طالشی و تاتی منسوب‌اند و این تئوری در رژیم شاهنشاهی به جهت مقابله با حوادث سیاسی در آذربایجان و مآلاً بلحاظ سركوب زبان تركی جعل و تبلیغ شد. حاصل كلام آن كه این فرضیه تبدیل به حكم نشده است.

 - 2 –

من با این فرضیه در اوایل دهه‌ی چهل كه دانشجوی مقطع لیسانس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز بودم، آشنا شدم. یكی از پیروان كسروی كه درس «درآمد بر زبانشناسی عمومی» به ما تدریس می‌كرد، در كلاس با سیاسی‌بازی‌های خاصی به تبلیغ این تئوری می‌پرداخت. استاد دیگری كه شیفته‌ی زرتشتی‌بازی بود و از تهران با هواپیما به تبریز می‌آمد و به ما درس «پارسی باستان» را تدریس می‌كرد، بی آن كه حتی یك كلمه‌ی تركی بداند، به تحقیر و توهین به زبان تركی می‌پرداخت و به ما می‌گفت كه شما آذری هستید. ترك نیستید. یك روز من در كلاس گفتم كه:«بهتر است یك درس دو واحدی برای زبان آذری بگذارند و این زبان را به ما یاد بدهند و ادبیات آن را تدریس كنند و به ما یاد بدهند تا به اصل خود بازگردیم.» همین حرف من

همین حرف من سیاسی شد و سبب شد من كه هنوز پشت لبم سبز نشده بود، به اسارت ساواك درآیم و به زندان بیفتم. نفوذ و احترام قابل توجه پدرم در تبریز سبب شد كه سه شب بیشتر در زندان نخوابم. اما برایم پرونده درست شد و سال‌ها گرفتارم كرد.

من با آن شور و كنجكاوی كه داشتم، واقعاً می‌خواستم این زبان و ادبیات آن را فراگیرم. اما دریغ از یك دوبیتی و یك ضرب‌المثل و یك قصه كه به این زبان یافت نشد كه نشد. من عاشق زبان‌شناسی بودم. در آن سن جوانی‌ام اوستا و پهلوی و سانسكریت را آموخته بودم، اسپرانتو یاد گرفتم، روسی یاد گرفتم، هر روزم در كتابخانه‌ی تربیت تبریز می‌گذشت، با كارمندها وارد می‌شدم و با آن‌ها خارج می‌شدم. هر كتابی مربوط به گویش‌شناسی و زبان‌شناسی بود، می‌خواندم. جعلی بودن این تئوری برایم اثبات شده بود و شاید همین هم سبب عشق روزافزون من به زبان مادری‌ام یعنی «تركی» گشت و سال‌های عمر خود را وقف تحقیق در ادبیات این زبان كردم.

 

 

-۳-

در اواخر دهه‌ی چهل و اوایل دهه‌ی پنجاه به تهران آمدم و در مقطع فوق لیسانس به تحصیل پرداختم. در آن سال‌ها در تهران كتابم با عنوان «گفتاری پیرامون زبان‌های ایرانی رایج در آذربایجان» توسط انتشارات بابك چاپ شد. گرچه كتاب از اداره‌ی نگارش رژیم پهلوی مجوز نشر داشت، اما ساواك دو ماه بعد از انتشار، كتاب را جمع كرد و من را هم دستگیر كرد و به ساواك تبریز اعزام كرد. شش ماه به زندان و پنج سال به محرومیت از حقوق اجتماعی محكوم شدم. وقتی از زندان آزاد شدم، بی‌كار بودم و از ادامه‌ی تحصیل هم محروم شده بودم. اما به هر حال من نمی‌توانستم با تئوری مجعول كسروی كنار بیایم. كتابی با عنوان «مسایل زبانشناسی ایران» نوشتم و توسط انتشارات بامداد چاپ كردم. در آن كتاب به چند گویش ایرانی پرداخته بودم و تئوری كسروی را زیر سؤال می‌بردم. پس از انتشار كتاب، «صادق رضازاده‌ی شفق» و «یحیی ذكاء» كه اولی سناتور رژیم منحوس پهلوی و دومی از پیروان پر و پا قرص كسروی بودند و هر دو با پدرم دوستی و نسبت داشتند، به اشاره‌ی پدرم و عموهایم مرا در تهران احضار كردند، به قول خودشان من جوان خام را نصیحت كردند. شفق سه ساعت با من حرف زد و چندین توصیه به مقامات رژیم شاه نوشت و وعده‌ها داد و تلاش كرد همه‌ جور من را تطمیع كند و «ذكاء» هم مرا به دفترش در خیابان حافظ برد و در شأن كسروی با من سخن گفت و پیشنهاد مدیریت چندین مؤسسه و مجله را كرد. اما من با هیچ یك از این‌ها كنار نمی‌آمدم. قبلاً هم «منوچهر مرتضوی» و «عبدالعلی كارنگ» درباره‌ی لزوم تركی‌ستیزی با من حرف‌ها زده بودند، زیر بار حرف‌هایشان نمی‌رفتم. من جور دیگر بودم، با آن‌ها فرق داشتم. نه از مادرم، نه از كس دیگری نشنیده بودم كه ما آذری هستیم. نوجوان كه بودم سیزده روز محرم را در مسجد محله‌مان «مسجد آقامیرعلی» كه به نام پدر بزرگ پدرم نامیده می‌شد، به اشاره‌ی «آقا میر تقی» نوحه‌های تركی می‌خواندم. «آقا میرتقی» هیچ گاه به من نمی‌گفت نوحه‌ی آذری بخوان، می‌گفت:«توركی نوحه‌لریوی گتیر اوخو!»

 

- 4 –

در رژیم شاه نگارش به زبان تركی ممنوع بود. جز موارد استثنایی، حتی یك كتاب به زبان تركی چاپ نشد. تمام كتاب‌های من كه پیش از انقلاب اسلامی چاپ شده، فارسی است آن هم مُثله شده و سانسور شده. اخیراً كتابی با نام «در آینه‌ی سانسور» درآمده كه در آن كتاب‌های سانسور شده در رژیم شاه و نظرات سانسورچی‌های آن رژیم جمع‌آوری شده است. من در آن كتاب دنبال آثار خودم گشتم دیدم همه را «مغایر با وحدت ملی، زهر هلاهل، تفرقه افكن» و غیره نامیده‌اند. همان حرف‌ها كه امروزه سانسورچی‌های پیر و پاتال آن‌ها با نگرش‌های پان ایرانیستی و ایرونی‌بازی‌های لس‌آنجلسی آن نسبت‌ها را به كتاب «فرضیه‌ی زبان آذری و كسروی»‌می‌دهند و گرد و خاك به پا می‌كنند و به وزیر ارشاد گله می‌كنند كه «چرا به این كتاب اجازه دادید اما به كتاب من اجازه نمی‌دهید؟» و یا این كه «چرا كتاب من را نمی‌خرید و كتاب او را می‌خرید؟» و از این قبیل!

این آقا وقتی سفرنامه‌ی ایران‌ستیز او مجوز نشر نگرفته است، ناراحت از این شده است كه چرا در وزارت ارشاد ممیزی وجود دارد. و وقتی كتاب علمی من در افشای تئوری شاهنشاهی كسروی مجوز نشر گرفته است، به ممیزان توپیده است كه «چرا اجازه‌ی نشر داده‌اید و چرا ممیزی وجود ندارد!» یك بام و دو هوا.

در رژیم گذشته كه در بوق وحدت ملی شاهنشاهی می‌دمید آیا اصلاً كتاب منتشر می‌شد؟ كدام كتاب در معنای واقعی كلمه‌ از تیغ سانسور رهایی می‌یافت؟ آن همه نویسنده و شاعر را كشتند، آن همه كتاب‌ها را خمیر كردند. ما یادمان نرفته است حتی بسیاری از اقوام حق حیات نداشتند. شهروند درجه‌ی 2 رژیم شده بودند. حریف ما در آرزوی تحقق چنین جامعه‌ای است.

 

 

- 5 –

شخص موصوف اخیراً در جایی به اسم «كافه‌ خبر» حاضر شده و از ممیزی ارشاد درباره‌ی كتاب‌های خودش گله كرده است. گویا همان گونه كه خودش گفته اخیراً به چند كشور و شهر از جمله هنگ‌كنگ و امارات متحده عربی سفر كرده و پس از بازگشت، سفرنامه‌ای نوشته است. از فحوای سخنش پیداست كه در آن سفرنامه،‌ ایران‌ستیزی كرده است و ایران اسلامی را با كشورهایی كه چند روزی در آن‌ها بوده، مقایسه و تحقیر كرده است و چون حاضر به رفع این ایران‌ستیزی‌ها نشده، وزارت ارشاد اجازه‌ی چاپ به كتابش نداده است. و به دنبال آن، وی در چندین خبرگزاری، وزارت ارشاد را به «پادگان» تشبیه و مظلوم‌نمایی كرده است. او، در كافه‌ خبر در این باره چنین افاضه فرموده است:

« . . . این در حالی است كه اخیراً كتابی خواندم كه نویسنده، همه‌ی آذری‌های ایران را ترك تبار دانسته و به طور ضمنی چنین القاء می‌كند كه زبان تركی در كشور باید هم‌ردیف فارسی ترویج و تبلیغ شود . . . نكته‌ی جالب در خصوص نویسنده‌ی كتاب این است كه او در ابتدای انقلاب به خاطر چاپ نشریه‌ی یولداش به زبان تركی تحت پیگرد قرار داشت و به آذربایجان شوروی و به تركیه فرار كرد و حالا به سادگی به ایران برگشته و كتابی چاپ كرده، مغایر وحدت ملی و هویت ایرانی . . . »

این حرف‌ها را درباره‌ی من زده است كه خود را لیسانسیه‌ی زبان و ادبیات فارسی و دارنده‌ی دیپلم انگلیسی از آمریكا و اقبال‌شناس می‌شناسد و افتخار می‌كند كه از دست ژنرال مشرّف، لوح افتخار معادل دكترای افتخاری گرفته است.

دروغ‌های بالا بر هر كسی كه اندك آشنایی با من دارد، معلوم است. من از مهرماه 1340 تا كنون یكسره درس گفته‌ام و جز سفرهای علمی به دانشگاه‌ها و كنگره‌های ادبی و یا اعزام‌های مأموریتی چند روزه، پا را از كشور خودم بیرون نگذاشتم و كلیه‌ی كتاب‌های تحقیقی من به زبان تركی (شاید بیش از صد عنوان)‌ در جمهوری اسلامی چاپ شده است و تا كنون حتی یك كتابم در ممیزی گیر نكرده است و حتی برخی از آثارم لوح تقدیر از كشور خودمان ایران دریافت كرده است.

 

- 6-

البته من این دهان را می‌شناسم. این همان دهانی است كه من جملاتش را در نوجوانی از كارگزاران رژیم شاهنشاهی می‌شنیدم. مشتی كه در 22 بهمن سال 1357 به دهان آن‌ها نواخته شد، هفت ركن رژیم پان‌ایرانیستی را به لرزه درآورد. اینان همان مشت‌خورده‌ها هستند كه امروزه می‌خواهند به هر صورت شاید بتوانند كشور ما را جورهایی ناامن نشان بدهند و یا مسأله‌ی قومی ایجاد كنند. به خیال خودشان به خال زده‌اند. خواننده‌ی جوان امروزی خام نیست كه خیال كند هر نگاشته‌ای به یك بار خواندن می‌ارزد! خواننده‌ی امروزی دنبال استدلالات علمی و منطقی است. هوچیگری و گرد و خاك به پا كردن، فقط شخص را ذلیل می‌كند.

مگر تركان ایران با دیگر اقوام ایرانی در حفظ تمامیت ارضی كشورمان فرقی دارند كه پان‌ایرانیست‌ها از كلمه‌ی ترك و تركی می‌ترسند؟ عشق تركان ایرانی به كشورشان اگر بیشتر از دیگر اقوام ایرانی نباشد، یقیناً كم‌تر نیست. آقایان فراموش می‌كنند كه ما مسلمان هستیم. ستون خیمه‌ی وحدت ما اسلام و آرمانخواهی اسلامی است. زبان نیست. زبان هیچ گاه نمی‌تواند عامل وحدت باشد. یك فارس زبان مسلمان ایرانی چه كار با یك فارس‌زبان بی‌دین لوس‌آنجلسی دارد؟ اما همه‌ی مسلمانان ایران در هر كجا كه باشند می‌توانند زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران جمع بشوند.

رژیم شاهنشاهی نیم قرن به طبل «وحدت ملی» زد، اما دیدیم كه با چه افتضاحی از هم پاشید. آدمی مگر كر و كور باشد كه این را نفهمد و به دهل ایرونی‌بازی از نوع لوس‌آنجلسی بنوازد!

 

- 7 –

ببینید من در جایی از كتاب چنین گفته‌ام:

«. . . این مقلّد كسروی همه جا مسلمین را «ارتش عرب» نام می‌نهد و از «ملت نوین» كه رضاخان سواد كوهی پالانی بنیان گذاشت، ستایش می‌كند و تركان آذربایجان را به جای ایرانی، «گروهی قومی»‌به شمار می‌آورد . . . »

شخص موصوف می‌نویسد:

« . . . به یكی از آنان ایراد می‌گیرد كه چرا تركان آذربایجان را «قوم» خوانده است. لابد به زعم او باید «ملت» بخواند تا به مذاق پان تركیست‌ها سازگار باشد و آرزویشان زودتر جامه‌ی عمل بپوشد.»

این همه تحریف واقعاً از نجابت و نزاكت ایرانی به دور است. من باورم نمی‌شود كه تحریف‌كننده و افترا زننده‌ای این‌چنینی و مدافعان كسانی مانند «محمد علی فروغی» معروف به یهودی میهن‌فروش، برای بر هم زدن امنیت كشور مباحث علمی صرف را با هوچیگری‌های سیاسی در هم می‌آمیزند.

 

- 8 –

اینان به ظاهر به زبان فارسی دلسوزی می‌كنند، اما این‌ها همه بهانه است. ما دیدیم كه در رژیم شاهنشاهی چه قدم‌هایی در تخریب زبان و ادبیات فارسی برداشتند. فارسی را ناب و سره و خالص و ضعیف و خفیف كردند. سعی كردند فارسی را از محتوای اسلامی، معنوی و عرفانی آن خالی كنند. تلاش داشتند هر لغت قرآنی در فارسی است، آن را بیگانه قلمداد كنند و كلمات عجیب و غریبی كه من در كتاب «فرضیه‌ی زبان آذری و كسروی» كم و بیش برشمرده‌ام به جای لغات قرآنی به زبان فارسی وارد كنند. حتی اینان از وارد كردن تنوین به زبان فارسی ناراحت بودند. چرا كه تنوین ریشه در زبان قرآن داشت. نقش ما تركان ایرانی را در تقویت زبان فارسی كم‌رنگ جلوه می‌دهند. سعی می‌كنند بگویند كه نظامی، خاقانی، مولوی، ابن‌سینا، فارابی، پروین اعتصامی، علی اكبر دهخدا، شهریار و . . . تركی بلد نبودند و اصلاً ترك ایران نبودند. پس چه بودند؟ از كره‌ی مریخ آمده بودند؟ البته كه ایرانی و ترك بودند و گرچه فارسی برای آن‌ها زبان مادری (Native Language) و حتی زبان دوم (Secound Language) نبود، بهترین و زیباترین نمونه‌های ادبیات ایرانی را هم به زبان فارسی و هم به تركی آفریده‌اند. غزلیات تركی مولوی[1] از مآخذ شعری ادبیات اسلامی به شمار می‌رود. علی اكبر دهخدا كه دیوان تركی دارد، برای فارسی لغت‌نامه نوشت. یكی دیگر پیدا كنند كه چنین خدمتی به فارسی كرده است. مرحوم دكتر جعفر شعار كه تبریزی بودند برای زبان فارسی «فرهنگ املایی» نوشته‌اند. این حرف‌ها كه می‌زنند آیا تفرقه افكنانه نیست؟ جریحه‌دار كردن احساسات تركان ایرانی نیست؟ اینان بروند خودشان را اصلاح كنند.

خاقانی درباره‌ی خودش می‌گوید:«تركی عجمی، ولی دری گوی/ یلواج‌شناس تنگری جوی.» و نظامی پس از فوت همسرش «آپّاق» با تضرع به درگاه خدا درباره‌ی پسرش می‌گوید:«الهی تُرك‌زادم را تو دانی» و در جایی وقتی سخن از خود دارد، می‌فرماید:«پدر بر پدر مر مرا ترك بود.» و مولوی علاوه بر ترك‌ستایی درباره‌ی منسوبیت قومی خود نیز می‌گوید:«بیگانه مگوئید مرا، زین کویم، / در شهر شما خانه‌ی خود می‌جویم. / دشمن نی‌ام ار چند که دشمن رویم، / اصلم ترک است گر چه دری  می‌گویم.»

 

ترك‌ستایی‌های مولوی و سعدی و حافظ و دیگران را بگذاریم كنار، آیا این كه آدمی به اصلیت منسوبیت قومی خود اشاره كند، توهین می‌شود؟ این فقط در قاموس پان‌ایرانیست‌ها است كه در رژیم سلطنتی جوك‌های تركی نُقل محافلشان بود. این بزرگان نگفته‌اند ما ایرانی نیستیم و ما هم چنین حرفی بر زبان نیاورده‌ایم. وقتی شهید مطهری می‌گوید:«فارابی تا آخر عمر در زی تركان زیست.» آیا منظورش این است كه او ایرانی نبوده است؟ البته كه نه. به نظر ما همه‌ی ترك‌های داخل و خارج ایران، همگی ایرانی‌اند و ایرانی‌تر از هر ایرانی‌اند كه بیش از هزار سال بر ایران حكومت كرده‌اند و پرچم اسلام را از دوش خود پایین ننهاده‌اند و حتی ما رسمیت یافتن مذهب حقّه‌ی جعفری را مدیون تركان و قزلباشان صفوی هستیم كه از شهر مذهبی اردبیل بلند شدند و تبریز را پایتخت جهان تشیع قرار دادند. اگر شمشیر پولادین نظر كرده‌ی شاه اسماعیل صفوی نبود نقشه‌های جغرافیایی الان یقیناً طور دیگر بود. من بسیار متأسف هستم كه حریف، مرا وادار ساخته است این همه از ترك و فارس صحبت كنم. می‌خواهم پیروان و اذناب كسروی معدوم یكبار برای همیشه بفهمند كه در كشور اسلامی جایی برای جولان آن‌ها وجود ندارد، بروند خودشان را اصلاح كنند. بحث مهم ما الان دوش به دوش هم سائیدن و مقابله با سكولاریست‌های دین‌ستیز است. كسانی كه بحث‌های فرعی این چنینی را پیش می‌كشند و جوانان ما را اغفال می‌كنند تا به خیال خود سد مقاومت، شجاعت و شهامت مسلمانان میلیونی ما را در مقابل هیمنه‌ی پوشالی غرب، آمریكا و اسرائیل بشكنند و جان می‌كنند كه به هر ترتیبی شده، كشور ما را ناامن و مسأله‌دار نشان دهند و خوراك تبلیغاتی برای دشمن آماده سازند.

وقتی ما می‌گوئیم: زبان دوم (Secound Language) یعنی زبانی كه غیر از زبان رایج در منزل آدمی، در كوچه و بازار حرف زده شود. ما می‌گوئیم وقتی مولوی از مادر ترك خوارزمشاهی متولد شده بود و در محیط تركان سلجوقی صد در صد ایرانی زندگی می‌كرد، نیز در شهر قونیه زبان فارسی رایج نبود، یعنی فارسی برای مولوی ایرانی، نه زبان مادری بود و نه زبان دوم. با این همه شاهكار جهانی خود را به زبان فارسی آفرید. فارسی زبان بلیغ و مكتوب شعر و عرفان بوده است. این تركان سلجوقی بودند كه زبان ادبی فارسی را به اوج قله‌ی عرفان رسانیدند و در فهم فارسی از همه جلو زدند. دیگران نیز همین طور بودند تا شهریار و . . . اما این حریف كه زبان‌ مادری‌اش و زبان دوّمش فارسی است چرا از درك دو تا جمله‌ی ساده‌ی فارسی عاجز است و یا طفره می‌رود و مسأله را وارونه نشان می‌دهد؟

 

- 9 –

او كه ادعا می‌كند نزدیك سی جلد از كتاب‌های فلسفی و عرفانی «اقبال لاهوری» را خوانده و انتشار داده و در مكتب او تلمذ كرده است، اصولاً باید بداند كه «عدم اطلاع شخص دلیل بر عدم وجود شیء نیست.» اگر وی تركی بلد نیست و مهارت فهم و درك زبانشناسی ندارد، دلیل بر این نیست كه «زبان تركی در ایران وجود ندارد.» اجازه بدهید من به خبری خیلی كوتاه از نمایشگاه كتاب امسال در تهران به نقل از خبرگزاری ایكنا اشاره كنم:

« . . . ایشان (مقام معظم رهبری) همچنین در بازدید از غرفه‌ی نشر تكدرخت درباره‌ی كتاب «تورك بایاتیلاری» - نوعی شعر تركی- توضیح خواستند و در پاسخ به سخنان ناشر كه كلمات عربی و فارسی را سبب درك مفاهیم تركی عنوان كرده بود، نكاتی ارزنده را ایراد فرمودند. . .»[2]

 

زبان تركی در ایران وجود دارد از سواحل دریای خزر تا جزایر آب‌های نیلگون خلیج فارس. حتی در جزیره‌ی قشم هم امروزه می‌توان با زبان تركی زندگی كرد. اگر وجود نداشت چرا لسان الغیب، حافظ آسمانی از «ترك شیرازی» سخن می‌گوید؟ ما تركان ایرانی در همه‌ی استان‌ها هستیم و از خونمان در سر تا سر مرزهای جمهوری اسلامی لاله روئیده است. این حرف‌های من كه درباره‌ی زبان تركی ایرانی است و در این كتاب هم آورده‌ام از سوی این شخص چنین تعبیر شده است كه گویا مثلاً علیه فارسی برخاسته‌ام! در حالی كه باز عرض می‌كنم این مدعی تحصیل در فلسفه چگونه این اصل فلسفی را از یاد می‌برد كه «اثبات شیء، نفی ماسوی نمی‌كند.» این جا درباره‌ی زبان تركی و تركان ایرانی كه رژیم شاهنشاهی بساط تحقیر آن‌ها را راه انداخته بود حرف زده‌ایم. درباره‌ی زبان‌های دیگر هم در جای خود داد سخن داده‌ایم و خواهیم داد.

اینان وقتی اهدافشان بر ملا می‌شود، سعی می‌كنند با اتهام زدن به فعالین فرهنگی اقوام ایرانی، حاكمیت را به مقابله با آنان بكشند و كشور را ناامن نشان دهند. مانند ماجرای سوسك كه همین سكولاریست‌ها چند سال پیش در روزنامه‌ی ایران ایجاد كردند. جوانان ما باید چنان هوشیار باشند كه در دام‌های گوناگون این ایرونی‌بازان لوس‌آنجلسی نیفتند.

 

- 10 –

مدیر محترم انتشارات تكدرخت در جوابیه‌ای كه به مقاله‌ی «اینجا ایران است» تهیه كرده بود، گفته بود كه:«جمهوری اسلامی ایران در سی سال اخیر به سی‌هزار كتاب تركی مجوز نشر صادر كرده است.» من می‌خواهم به این حرف ایشان اضافه كنم كه ده‌ها روزنامه و هفته‌نامه نیز انتشار یافته است. در چهار استان، صدا و سیما چهار كانال تركی دارد، حتی رادیو همدان نیز برنامه‌ی تركی دارد. زیرا در آن جا زبان تركی شیرینی رایج است و این زبان در ایران عزیز ما رواج دارد و جزو ذخیره‌های فرهنگی اسلامی ایرانی ما است.

زبان تركی در ایران خودی است،‌ بیگانه نیست، تفكر پان ایرانیستی و ایرونی‌بازی از نوع سلطنت‌طلبی بیگانه است. ما آن تفكر را به زباله‌دان تاریخ سپرده‌ایم. بنابر این حق داریم كه در پناه احكام اسلام، معارف قرآن و قانون‌های مصوبه‌ی جمهوری اسلامی زبان خود را ترویج دهیم، از آن لذت ببریم، ادبیات آن را تحصیل و تدریس كنیم و بدین وسیله ایران اسلامی را قوی‌تر سازیم. ناسیونالیسم زبانی به دنبال حذف ما است، اگر می‌تواند، بسم الله، این گوی و این میدان. ما نخواهیم گذاشت ایران خفیف بشود و بر بال ناسیونالیسم زبان از نوع سلطنت‌طلبی سوار شود.

 

- 11 –

من مسلمان و ایرانی و ترك هستم و این مصراع تركی پیوسته ورد زبانم است كه:«ذره‌جه عشق اولانین دریا قده‌ر تابی گره‌ك.» از سوی دیگر پیر و پاتال‌های امروزی كه زمانی مجیزگوی اداره‌ی نگارش رژیم شاهنشاهی بودند، البته باید كه بر من بتازند. این عجب نیست، جز این بودی، عجب بودی!

این اشخاص سیاسی‌باز و سیاسی‌كار، مثلاً وزیر ارشاد را تهدید می‌كنند كه اگر كتاب من را یكجا نخری یا حمایت مادی نكنی، من هم زشت را زیبا و زیبا را زشت جلوه می‌دهم و ده‌ها مقاله می‌نویسم و در كیهان سلطنتی در لندن به چاپ می‌رسانم!

بوق‌های تبلیغاتی آمریكا، غرب و اسرائیل سال‌هاست كه می‌خواهند كشور و حاكمیت اسلامی را در منطقه ناامن نشان دهند و اینان آب به آسیاب آن‌ها می‌ریزند و جالب آن كه به ظاهر از زبان فارسی و تمامیت ارضی ایران هم دفاع می‌كنند! آیا دفاع از تمامیت ارضی ایران این است كه احساسات قومی تركان ایرانی را با وارونه نشان دادن زبان و فرهنگ بومی ایرانی آنان تحریك كنند. این همه هوچیگری و تلاش برای سوق دادن حاكمیت به مقابله با تركان ایرانی و انكار و نفی و طرد زبان تركی برای چیست؟ آیا این هوچیگران واقعاً دل به تمامیت ارضی ما می‌سوزانند؟

 

- 12 –

در كشور ما خطر اصلی سكولارهایی هستند كه وابسته به غرب‌اند. از نظر آن‌ها سمت خارجی رفتن و دنبال آمریكا و اسرائیل بودن مشكلی ندارد، اما توجه به تركی و زبان‌های دیگر عالم اسلام مشكل دارد، ایرانی نامیدن زبان تركی مشكل دارد! این همه كتب سكولاریستی را با محتوای ضد دین و اسلام به خورد جوانان ما می‌دهند، اما از نشر یك كتاب علمی زبانشناسی كه باید در محافل علمی و دانشگاهی تجزیه و تحلیل شود، برمی‌آشوبند و گرد و خاك به پا می‌كنند و شلوغ می‌كنند.

تركی و فارسی دو بال‌اند كه اسلام با آن در ایران گسترش یافته است. اینان ظاهراً به نفع فارسی حرف می‌زنند، اما آیا واقعاً به دنبال چه هدفی شوم هستند؟ پان ایرانیست‌ها دنبال تفرقه و تجزیه‌اند، نه ترك‌ها كه زبان خود را بلحاظ وفور نوحه‌های پرتأثر و سوزناك كربلایی «مقدس» می‌نامند. البته مقدس است. زبانی است كه سه علامه (طباطبایی، امینی، جعفری) منویات دل خود را با آن بیان كرده‌اند. زبان شهید آیت‌الله غفاری‌ها و شهید باكری‌ها است. زبان دخیل و قمری است. زبان صراف و راجی است و برتر از همه زبان ایرانی و اسلامی است. در میان صدها دیوان شعری كه به این زبان ایرانی تدوین یافته است، حتی یك بیت تملق‌آمیز كه بخواهد خورشید را زیر پای قزل ارسلان بنهد نخواهید یافت. رواج این زبان چه خطری می‌تواند برای اسلام وایران داشته باشد؟ اما سركوب آن، میدان را برای سلطنت‌طلب‌ها و لوس‌آنجلسی‌ها باز خواهد كرد. حریفان بی‌دانش، ما را به كجا دعوت می‌كنند؟ دانش ما ناشی از قرآن است، ناشی از نهج البلاغه و احادیث معصومین – علیهم السلام- است.

 

- 13 –

درباره‌ی مجله‌ی ضد سلطنتی «یولداش» كه اوایل انقلاب منتشر می‌شد، می‌نویسد:«نویسنده‌ی كتاب در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی نشریه‌ی افراطی و چپ‌گرای «یولداش» را به گویش آذری منتشر می‌كرد كه پس از چندی به دلیل محتوای تجزیه‌طلبانه و مخالفت آذربایجانی‌ها توقیف شد.»

در مطلب فوق چند دروغ و عدم اطلاع نهفته است. اولاً این كه این مجله در بهمن 1357 متولد شد و ماهیت ضد سلطنتی داشت كه حریف، آن را «افراطی» می‌نامد. ثانیاً به تركی انتشار می‌یافت كه حریف، این زبان را گویش موهوم آذری می‌نامد. ثالثاً شعار اصلی مجله‌ی «یولداش»، «ایرانلیلارین و مسلمانلارین اتحادی» (یعنی: اتحاد ایرانیان و مسلمین) بود كه حریف آن را تجزیه‌طلبانه می‌نامد. رابعاً این مجله اصلاً توقیف نشد و در آن زمان دولتی هم نبود كه توقیف كند، بلكه نام عوض كرد و با عنوان «انقلاب یولوندا» از سال 1358 به بعد ماه‌ها انتشار یافت. این تحریفات را البته ناشی از عدم اطلاع حریف می‌دانم. اما متأسفانه تحریفاتش همیشه ناشی از جهالت نیست.

من این را قبلاً هم می‌دانستم و از همین روست كه كتاب خود را با حدّت و غیرت دینی نوشته‌ام، هدفم افشاء كردن اهداف پنهانی پیروان كسروی است. اگر كسروی حداقل این شهامت را داشت كه بتواند حرف آخرش را اول بزند، پیروان جاهل آنان بسیار محیلانه دست به قلم می‌برند، ولی به قول مثل تركی ایرانی:«كور هر اویوندان چیخار دئیر بس هئچ كیم گؤرمور!»

 

- 14 –

كسروی محقق بود، من نمی‌گویم نبود. اما محقق بودن بدون داشتن تقوا كافی نیست. منظورم تقوای علمی است، وجدان علمی است. كسروی در تحقیق در باب شخصیت حضرت علی (ع) هم بی‌راهه رفته است و بی‌پروا و بی‌تقوا حرف زده است. در باب حافظ هم با وجدان علمی سخن نگفته است. اگر نبوغ داشت، نبوغ منفی داشت، منحرف بود، بی‌ذوق و بی‌سلیقه بود. با این همه اعتراف می‌كنم كه او محقق بود، اما بقیه كه پیروی او را كرده‌اند، مقلدند. من تمام كسانی را كه اهدافشان را در پیروی از تئوری آذری كسروی برملا ساخته‌ام، مقلد می‌دانم. به قول مولانا:«از محقق تا مقلّد فرق‌هاست / كان چو داود است و این همچون صداست.» اینان صداهای نتراشیده و نخراشیده‌ای هستند كه از امر آزادی بیان سوء استفاده می‌كنند و هر چه دلشان از تهمت، افترا و نشر اكاذیب می‌خواهد بر زبان می‌آورند.

 

- 15 –

من البته به دلیل افترا و توهین و نشر اكاذیب و به لغو كشاندن یك بحث لغوی و سیاسی بازی بر سر منافع مادی، حق شكایت به قوه‌ی قضائیه را از خود سلب نكرده‌ام. من خود 25 سال است كه كارشناس رسمی قوه‌ی قضائیه هستم. كتب قانون‌های مختلف جمهوری اسلامی ایران را از قانون اساسی تا قانون مجازات اسلامی به تركی ترجمه كرده‌ام كه چاپ شده است، قراردادهای حقوقی فیمابین كشورمان با كشورهای تركی زبان را نوشته‌ام و می‌دانم كه «نشر اكاذیب»‌ و «افترا» و «توهین» چه عواقب قانونی دارد، آن هم از سوی كسانی كه افتخارشان گرفتن لوح تقدیر از ژنرال‌های بیگانه است.

حریف، تهمت، افترا و اكاذیب را انتشار داده است و قانون به من حق دفاع می‌دهد. اینك من در مقام دفاع هستم و حریف را پای میز محاكمه خواهم كشاند. این جا، فرد نه، بلكه جریان فكری شاهنشاهی محاكمه خواهد شد و فكر می‌كنم با تشكیل چنین جلسه‌ی محاكمه‌ای، بساط ضد فرهنگی شاهنشاهی كاملاً رسوا خواهد شد و بلحاظ قضایی محكوم خواهد گشت.

اما بلحاظ علمی، من از همه‌ی پیروان كسروی و مدافعان تئوری «زبان آذری» دعوت به مناظره‌های صرفاً علمی می‌كنم و آمادگی دارم به هر صورت كه بخواهند در این مناظره حاضر شوم. اگر در برداشت‌های علمی خود سهوی دارم، اصلاح كنم و اگر آن‌ها به این نتیجه رسیدند كه فریب خورده‌اند، اقرار نمایند.

 

- 16 –

من چشم داشتم كه پژوهش‌های چهل ساله‌ام در باب فرضیه‌ی زبان آذری كه از سوی كسروی پیش كشیده شد و سال‌ها زبانشناسان ما را سركار گذاشت، مورد نقدی عالمانه و حرفه‌ای قرار گیرد. نقد علمی با هوچیگری‌های بی سر و ته سیاسی فرق دارد. منتقد از فحش دادن و دشنام و ناسزاگویی و جوسازی و ننه من غریب درآوردن احتراز می‌كند. منتقد واقعی مشعلی به دست خواننده می‌دهد كه وی در ظلمات آفرینش علمی خالق اثر دنبال دردانه‌های علمی بگردد. مرحوم آل احمد در رژیم گذشته پیوسته از نقد موجود در جامعه گله داشت. می‌گفت:«این خزعبلات كه می‌نویسند، نقد نیست، نان قرض دادن است یك روز كتابی موسوم به «برای گونگادین بهشت نیست» را یك شبه با شِبه نقدها بالا می‌برند و روز دیگر با هوچیگری زرتشتی‌بازی یا فردوسی‌بازی می‌كنند.»

امروزه اگر آل احمد سر از خاك بردارد خواهد دید كه هوچیگری‌های سیاسی پان ایرانیست‌ها، هنوز گه گاه در اینجا و آنجا به چشم می‌خورد. در ایران شاهنشاهی، اغلب از انتقاد جز «تقریظ» و یا «ناسزا گویی» چیزی فهمیده نمی‌شد. انتقاد را وسیله‌ای كرده بودند برای جلب دوستی و یا تصفیه حساب‌های خصوصی و فردی. برای نقد یك اثر هنری و ادبی به تعارف و تحسین بی‌جا و یا تقبیح غرض‌آلود و بی‌مورد برمی‌خاستند و چه بسا كه اثری را نخوانده و ندیده نقد می‌كردند و با یك مشت جملات فورموله ماهیت و چبود اثر را تستیر می‌كردند. ناقدان این دیار به رأی جلال آل احمد از صد سال پیش به این سو نیامده‌اند و در بحث از ادبیات زنده‌ی معاصر خطری برای اسب و علیق خود می‌بینند.

ما هم از چنان بیراهه‌ای منزجریم و هم انتقاد را – در هر مورد كه حق اظهارنظر به خود می‌دهیم- وظیفه‌ی مسلم خود می‌دانیم و عدم توجه بدان را به مثال بی‌توجهی به پیمودن صحیح راه درازی كه به خون صدها و هزاران قربانی جانباز آب‌پاشی شده است، تلقی می‌كنیم.

انتقاد یاور و رهبر نویسنده، افشا كننده‌ی كاهش‌ها، دست‌آویز و انگیزه‌ی پیشرفت و دستموزه برای رقع نقایص است. باید مؤلف و هنرمند را به خاطر اثر فایده‌بخشش ستود و از برای اثر زیان‌مند و یا ناپسندش سخت نكوهش كرد. از آشكار ساختن درد و نقص نباید هراس داشت. هراس باید از پنهان داشتن نقص باشد.

منتقد سالم به همان گونه كه غرض‌ورز نیست، از این نیز باكی ندارد كه به سبب نقد سالم اثری، به گفته‌ی پرویز خانلری «یك گروه برای خود دشمن بتراشد و روزگارش سیاه شود!» بنابراین در انتقاد سالم محبوبیت و مقام اجتماعی هنرمند و مؤلف مورد نظر منتقد نیست و بلكه می‌كوشد كه بی‌چرب‌زبانی و مهرنمایی و مجامله، نقایص را افشا نماید و واقعیت را نشان دهد و هرگونه كجروی و لغزش را شدیداً بكوبد و خود را به ناآگاهی نزند و سكوت نكند، زیرا لغزش – از سوی هر كسی كه باشد- لغزش است و باید محكوم شود و رفع گردد. هنرمند و نیز مؤلف آن گاه برای ما بزرگ است كه اثرش تا حد قانع‌كننده‌ای به نفع توده‌های رنجبر و مبرا از حس نام‌جویی و نان‌یابی و هوس‌بازی باشد.

هنرمند واقعی برای خودنمایی و شهرت كتاب و مقاله تدوین نمی‌كند. هنرمند بهترین ایام زندگی خود را فنا می‌سازد كه برای چیرگی بر خصم تاریخی خود گامی مؤثر بردارد و دستی به دست‌های سازنده‌ی فردای روشن بیافزاید.

وقتی یكی به خود اجازه می‌دهد كه اثری را نقد كند علاوه بر شجاعت اخلاقی، شهامت، وجدان علمی و انصاف، باید تسلط به موضوع نیز داشته باشد. من تعجب می‌كنم كسی كه حتی یك جمله‌ی تركی نمی‌تواند بر زبان بیاورد، از كنار دانش زبانشناسی نگذشته است و افتخارش فقط نشر آثار اقبال لاهوری و گرفتن لوح افتخار از دست یك ژنرال نظامی است، چگونه در این مملكت به خود اجازه می‌دهد كه با شلوغ‌بازی‌های سیاسی كتابی را تخریب كند و نام آن را نقد بگذارد؟

وی حتی به حافظ شیراز بی‌مهری دارد و در «كافه خبر» در باب او چنین افاضه می‌كند:

« . . .اقبال، حافظ را مشخصا به عنوان نماد این جریان فكری مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد . . . البته نباید فراموش كرد كه متفكران دیگری هم در آن ایام در دیگر كشورهای اسلامی همین اعتراض را به ادب صوفیه بخصوص به حافظ داشته‌اند و از میان آن‌ها می‌توان به كسروی اشاره كرد كه دیدگاه‌های اقبال در باب تصوف، قرابت بسیاری با وی دارد. . . .»

می‌بینیم كه در اینجا «كسروی» را به عنوان یكی از متفكرین ذكر می‌كند و من فكر می‌كنم انتقادات بجایم به كسروی (پیغمبر بی‌دینان) سبب برآشفتگی شده است. به نظر می‌رسد كه مدعی علاوه بر آن كه با مقوله‌ی نقد آشنا نیست از انصاف هم به دور است. زیرا اگر انصاف می‌داشت در انتهای مقاله‌اش به دریوزگی نمی‌افتاد كه فلان كتاب من را بخرید و یا هزینه‌ی چاپش را پرداخت نمایید و یا مجوز نشر بدهید. این خوی‌ها از نجابت ایرانی به دور است. گونه‌ای دریوزگی است.

 

- 17 –

این جانب در نوعبندی نگاه به تاریخ زبان در آذربایجان از دو گونه نگرش اسم برده‌ام. گونه‌ی نخست، نگرش عثمانی‌زدگانی كه تاریخ فرهنگ آذربایجان را تابعی از تاریخ عثمانی می‌دانند كه آن را رد كرده‌ام و در مورد گونه‌ی دوم گفته‌ام:

«اما گونه‌ی دوم نگرش خصمانه و موذیانه‌ی كج‌روانی است كه در فرایند تدوین و تنسیق فعالیت‌های خود و برآیند استنتاجات بیمارگونه‌ی خویش به القائات شبه عالمانه می‌پردازند و تئوری پوچ و در هم تنیده و بر هم ریخته‌ی كسروی را اساس كار خود قرار می‌دهند.»

حریف، این سخنان را با هوچیگری چنین تحریف می‌كند:

«پیدا نیست این مؤلف پشت به كجا دارد . . . كه منكر آن است كه كلمه‌ی «آذر» از اگورپاتكان و از اصیل‌ترین واژه‌های فارسی است. او به لطف كدام ممیزی به خود حق داده تا دیدگاه همه‌ی ایرانیان – از صدر تا ذیل- را كه نظری جز این ندارند، «نگرشی بیمارگونه» بخواند.»

این، اوج عوام‌فریبی و نشر اكاذیب و افترا است. من خودم در صفحه‌ی 34 از كتاب در باب معنای كلمه‌ی آذر نوشته‌ام:

«كلمه‌ی آذر در فارسی دوره‌ی اسلامی و واژه‌ی adir در گویش پهلوی دوره‌ی ساسانی به همین معنا (= آتش) به كار رفته است. هنوز هم در روستاهای اطراف كرمان و یزد، زرتشتیان به آتش، adir می‌گویند . . . »

یك ضرب‌المثل تركی می‌گوید:

«نئجه‌سن قانمایام، قالاسان یانا یانا!»

 

آیا حریف واقعاً‌ جهالت دارد، یا خود را به آن راه زده است؟

 


برچسب‌ها: دکتر حسین محمدزاده صدیق, دکتر حسین محمدزاده صدیق را بهتر بشناسیم, حسین دوزگون, حسین صدیق, فرضیه زبان آذری و کسروی




نظرات() 

دلیل تجمع دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر چه بود؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-08:09 ب.ظ

معاون دانشگاه خواجه نصیر/

معاون دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی گفت: دانشگاه بخشی از هزینه سرویس های حمل و نقل دانشجویی را پرداخت می کند اما مساله اینجاست که دانشجویان می خواهند سرویس های حمل و نقل دانشجویی رایگان شود که این مسئله امکان پذیر نیست .
به گزارش پارسینه،  روز گذشته تعدادی از دانشجویان دانشکده هوا فضای دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی به دلیل عدم رایگان بودن سرویس‌های حمل و نقل دانشجوی و وضعیت نامطلوب خوابگاه‌ها اقدام به تجمع کرده و خواستار رسیدگی مسئولان شدند.

دکتر سید محمدرضا خلیلی- معاون دانشجویی دانشگاه خواجه در خصوص تجمع روز گذشته دانشجویان این دانشگاه گفت: بحث این است که دانشجویان نمی خواهد هزینه سرویس پرداخت کنند.

وی بابیان اینکه دانشگاه نیز نمی تواند تمام هزینه را پرداخت کند، افزود: دانشگاه بخشی از هزینه سرویس های حمل و نقل دانشجویی را پرداخت می کند اما مساله اینجاست که دانشجویان می خواهند سرویس های حمل و نقل دانشجویی رایگان شود که این مسئله امکان پذیر نیست .

خلیلی افزود: چون سرویس تعهد دانشگاه نیست بنابراین نمی توان به صورت رایگان در اختیار دانشجویان قرار داد و باید دانشجویان در پرداخت هزینه‌های آن مشارکت داشته باشند.

معاون دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در خصوص اعتراض دانشجویان نسبت به کیفیت نامطلوب خوابگاه ها گفت: سازمان سنجش ظرفیت دانشگاه را افزایش داده است برای همین ما مجبور شدیم مقداری ظرفیت خوابگاه ها را افزایش دهیم .

وی ادامه داد: یکی از خوابگاه های دانشگاه در حد استاندارد نیست و نیاز به تعمیرات اساسی دارد برای همین قرار بود دانشجویان ورودی جدید را در یک خوابگاه خودگردان اسکان دهیم تا وضعیت خوابگاه درست شود که دانشجویان این مساله را نپذیرفتند برای همین دانشجویان خوابگاهی رضایت دادند که این دانشجویان در ساختمان آنها اسکان یابند تا وضعیت خوابگاه درست شود اکنون دانشجویانی که خود رضایت داده بودند نسبت به افزایش تعداد دانشجویان معترض هستند برای همین دوباره مقرر شد این دانشجویان در یک خوابگاه خودگردان اسکان یابند دانشگاه خود نیز بخشی از هزینه ها را پرداخت کرده و به دانشجویان کمک خواهد کرد.




نظرات() 

توضیح «ستایش» درباره حاشیه یک مراسم

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-08:03 ب.ظ


در حالی که برخی منابع از بر هم ریختن مراسم جشن عید غدیر در شهر حاجی‌آباد به دلیل قهر نرگس محمدی نسبت خبر دادند، او می‌گوید: قبل از برنامه، امام جمعه زرین‌دشت و فرماندار بر سر مسائل دیگر مشکل داشتند و برنامه به خاطر این مساله لغو شد.
در حالی که برخی منابع از بر هم ریختن مراسم جشن عید غدیر در شهر حاجی‌آباد به دلیل قهر نرگس محمدی نسبت خبر دادند، او می‌گوید: قبل از برنامه، امام جمعه زرین‌دشت و فرماندار بر سر مسائل دیگر مشکل داشتند و برنامه به خاطر این مساله لغو شد.

این بازیگر که با ایفای نقش «ستایش» در تلویزیون شناخته می‌شود، با اعلام اینکه کنسل شدن مراسم جشن عید غدیردر شهرستان زرین دشت استان فارس به او مربوط نمی‌شود، گفت: مسئولان وظیفه‌شان است که به مردمشان احترام بگذارند؛ آنها ضمن اینکه به همه ما بی‌احترامی کردند، به مردم شهرشان هم بی‌احترامی کردند.

او با اشاره به گفته‌های امام جمعه زرین‌دشت که مطرح کرده بود، در پایان برنامه نرگس محمدی با چادر و حجاب برتر به روی صحنه خواهد آمد، گفت: دقیقا همین طور بود؛ امام جمعه زرین‌دشت از من خواست تا با چادر به روی صحنه بروم، در حالی که من چادری نبودم اما حجاب مناسب خود را داشتم.

محمدی اظهار کرد: قرار نیست هر کسی که نقش یک زن چادری را ایفا می‌کند، خودش نیز چادری باشد. اگر این‌گونه باشد از این به بعد اگر نقش قاتلی را بازی کنم، پس باید قاتل باشم.

وی درباره اعتراض‌های مردم در این مراسم و رفتارهای فیزیکی که در آن جا به بر هم خوردن مراسم منتهی شده بود، مطرح کرد: من در آنجا بودم؛ مردم به خاطر این اتفاقات کاملا حق داشتند، به خاطر اینکه هزینه کرده‌ بودند.
در حالی که برخی منابع از بر هم ریختن مراسم جشن عید غدیر در شهر حاجی‌آباد به دلیل قهر نرگس محمدی نسبت خبر دادند، او می‌گوید: قبل از برنامه، امام جمعه زرین‌دشت و فرماندار بر سر مسائل دیگر مشکل داشتند و برنامه به خاطر این مساله لغو شد.
در حالی که برخی منابع از بر هم ریختن مراسم جشن عید غدیر در شهر حاجی‌آباد به دلیل قهر نرگس محمدی نسبت خبر دادند، او می‌گوید: قبل از برنامه، امام جمعه زرین‌دشت و فرماندار بر سر مسائل دیگر مشکل داشتند و برنامه به خاطر این مساله لغو شد.

این بازیگر که با ایفای نقش «ستایش» در تلویزیون شناخته می‌شود، با اعلام اینکه کنسل شدن مراسم جشن عید غدیردر شهرستان زرین دشت استان فارس به او مربوط نمی‌شود، گفت: مسئولان وظیفه‌شان است که به مردمشان احترام بگذارند؛ آنها ضمن اینکه به همه ما بی‌احترامی کردند، به مردم شهرشان هم بی‌احترامی کردند.

او با اشاره به گفته‌های امام جمعه زرین‌دشت که مطرح کرده بود، در پایان برنامه نرگس محمدی با چادر و حجاب برتر به روی صحنه خواهد آمد، گفت: دقیقا همین طور بود؛ امام جمعه زرین‌دشت از من خواست تا با چادر به روی صحنه بروم، در حالی که من چادری نبودم اما حجاب مناسب خود را داشتم.

محمدی اظهار کرد: قرار نیست هر کسی که نقش یک زن چادری را ایفا می‌کند، خودش نیز چادری باشد. اگر این‌گونه باشد از این به بعد اگر نقش قاتلی را بازی کنم، پس باید قاتل باشم.

وی درباره اعتراض‌های مردم در این مراسم و رفتارهای فیزیکی که در آن جا به بر هم خوردن مراسم منتهی شده بود، مطرح کرد: من در آنجا بودم؛ مردم به خاطر این اتفاقات کاملا حق داشتند، به خاطر اینکه هزینه کرده‌ بودند.




نظرات() 

ستایش چادر سر نکرد، برنامه به جنجال و درگیری کشید!/تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:44 ب.ظ


شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۰۱
کد مطلب: 263361
 
مراسم جشن عید غدیر در شهر حاجی آباد مرکز شهرستان زرین دشت استان فارس، به خاطر قهر مجری اصلی، به بر هم ریختن سالن توسط حاضران کشیده شد.
ستایش چادر سر نکرد، برنامه به جنجال و درگیری کشید!/تصاویر
 
در هفته ای که گذشت مراسم جشن عید غدیر در شهر حاجی آباد مرکز شهرستان زرین دشت فارس به اغتشاش کشیده شد. این مراسم که سه شنبه با بلیط فروشی و استقبال گسترده مردم در سالن ورزشی ۲۲ بهمن حاجی آباد  برگزار شد به علت تناقض محتوای برنامه با بیلبوردهای تبلیغاتی به اغتشاش کشیده شد.
 
در بیلبورد های تبلیغاتی این مراسم که در سطح شهر نصب شده بود ذکر شده بود که برنامه با حضور نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش برگزار خواهد شد اما اتفاقاتی افتاد که علیرغم حضور این بازیگر در سالن وی به روی سن نرفت.
 
به گزارش خبر پارسی، در ابتدای مراسم یکی از مسئولان زرین دشت سخنرانی داشت که در پایان سخنان خود اعلام می دارد که خانم نرگس محمدی امشب با چادر و حجاب برتر به روی صحنه خواهند آمد. پس از اطلاع یافتن نرگس محمدی از این سخنان وی ابراز می دارد که حجاب وی کامل است و به هیچ وجه با چادر به روی سن نخواهد رفت. اصرار بیش از حد برگزار کنندگان نیز تاثیری در تصمیم وی نمی گذارد و این مساله باعث قهر این بازیگر از سالن می شود.
 
جمعیت زیاد  حاضر در سالن که با وعده حضور نرگس محمدی بلیط تهیه کرده بودند وقتی که متوجه می شوند قرار نیست وی به روی سن بیاید شروع به اعتراض می کنند که در این بین اعتراضات به اغتشاش، زد و خورد و آسیب رساندن به وسایل سالن می شود.

 




نظرات() 

لندن، پایتخت طلاق در جهان

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:38 ب.ظ


«ساندرا دیویس»، مدیر دپارتمان حقوق خانواده در این کشور گفت:‌ انگلیس برای زنان از نظر جدا شدن از همسرانشان بسیار مناسبتر است چرا که میزان مقرری و سهمی که پس از جدایی عاید آنان می‌شود نسبت به دیگر کشورهای جهان بیشتر است.
لندن به عنوان پایتخت طلاق در جهان شناخته شد.

به گزارش ایسنا، بنابر یک گزارش جدید هزاران نفر از اتباع چینی، روسی، آمریکا و اروپایی ساکن در لندن در مقابل قضات انگلیسی زندگی زناشویی خود را پایان می‌دهند.

«ساندرا دیویس»، مدیر دپارتمان حقوق خانواده در این کشور گفت:‌ انگلیس برای زنان از نظر جدا شدن از همسرانشان بسیار مناسبتر است چرا که میزان مقرری و سهمی که پس از جدایی عاید آنان می‌شود نسبت به دیگر کشورهای جهان بیشتر است.

در حالی که آمار دقیقی از تعداد طلاق‌های انجام گرفته در لندن وجود ندارد بسیاری از وکلای این شهر معتقدند بیشتر اتباع این شهر خواهان جدا شدن از همسرانشان هستند. در این شرایط این پرسش مطرح می‌شود که چرا انگلیس مقصد جذابی برای طلاق به حساب می‌آید؟

«الیزابت هیکس» از وکلای این شهر گفت: پاسخ این پرسش تنها پول است. طبق قوانین ثبت شده در این شهر که از سال 2000 میلادی اجرایی شد پس از جدایی، دارایی‌های زناشویی به طور برابر میان زن و مرد تقسیم می‌شود و این قانون برای زوجی که وضعیت اقتصادی خوبی ندارد خوشایند است. این تضاد در بسیاری از کشورهای دیگر وجود دارد به این مفهوم که مقرری‌ها در انگلیس چند برابر بیش از دیگر نقاط جهان است.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، همچنین دلیل دیگر این است که توافق‌نامه‌های پیش از ازدواج که برای حفاظت از دارایی‌های همسرمتمول‌تر امضا می‌شوند به طور قانونی در انگلیس اجرا نمی‌شوند.




نظرات() 

رابطه جنسی با حیوانات در دانمارک ممنوع می شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:37 ب.ظ


کارولین لاندستورم، فعال دانمارکی حقوق حیوانات گفته است که به نظر من دولت دانمارک اقدامات کافی برای حمایت از حیوانات را انجام نداده است.
دانمارک که یکی از آزادترین کشورهای اروپایی در صنعت فحشا است، اکنون به دنبال ممانعت از آزادی برقراری رابطه جنسی با حیوانات در این کشور است تا از ورود آسیب‌های بین‌المللی به شهرت این کشور جلوگیری شود. صنعت زوفیلیا یا استفاده جنسی از حیوانات یکی از جاذبه‌های توریستی دانمارک است.

به گزارش مشرق برخی از کشورهای اروپایی در راستای هدونیسم یا لذت‌گرایی قبول کرده‌اند که برای رسیدن به لذت جنسی می‌توان از هر چیزی استفاده کرد اما اکنون وزیر غذا و کشاورزی دانمارک اعلام کرده است که این کشور در حال طراحی قانونی برای تبعید کسانی است که رابطه جنسی با حیوانات دارند. این لایحه مدت زمانی بسیار طولانی در انتظار تصویب بود.

دن جورجن‌سن وزیر غذا و کشاورزی دانمارک گفته است: تصمیم گرفته‌ام که انجام عمل جنسی با حیوانات را ممنوع اعلام کنیم. دلایل زیادی هم دارد که مهمترین آن این است که در بیشتر موارد این کار یک حمله به حیوانات است.

بنا به گفته‌های وی، یکی از مسائلی که باعث شده این تصمیم را بگیرد آسیبی است که به شهرت کشورش توسط قانون اجازه عمل جنسی با حیوانات زده شده اشت. وی همچنین گفته است که حیوانات نمی‌‌توانند بگویند که این کار را نکنید بنابراین باید ممنوع شود.

طبق آخرین نظرسنجی موسسه گالوپ، هفتاد و شش درصد از مردم دانمارک موافق این ممنوعیت هستند.

این لایحه که نیاز به یک سری تغییرات دارد در سال 2015 اعلام عمومی خواهد شد. غیاب چنین قانونی در دانمارک باعث رشد توریسم سکس با حیوانات در این کشور شده بود.

کارولین لاندستورم، فعال دانمارکی حقوق حیوانات گفته است که به نظر من دولت دانمارک اقدامات کافی برای حمایت از حیوانات را انجام نداده است.

اما آنچه که مشهود است این است که این عمل شینع تا حدی در میان این مردم شیوع داشته که دولت مجبور به ورود به این میدان شده و برای جلوگیری از آلوده شدن گوشت حیوانات و جلوگیری از بیماری‌های مشترک انسان و حیوان، دست به چنین قانون‌گذاری‌ای بزند.




نظرات() 

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:31 ب.ظ


کم‌خونی یکی از مشکلات زنان و دختران در اغلب رده‌های سنی بویژه در دوره بلوغ و پس از بارداری است. بنابراین مصرف موادغذایی حاوی فولات یا اسید فولیک یکی از نیازهای ضروری زنان در رده‌های سنی مختلف است. مارچوبه، پرتقال و انواع لوبیاها حاوی فولات هستند.‌
انسان از همان آغاز خلقت به‌دنبال اکسیرجوانی بوده تا بتواند سالم و شاداب زندگی کند و طول عمر بیشتری داشته باشد. گرچه هنوز هم نتوانسته به این معجون خالص دست یابد، اما مصرف بعضی غذاها در رژیم غذایی روزانه دست‌کمی از اکسیر جوانی ندارد.

این ده خوراکی نمونه‌ای از این اکسیر جوانی و سلامت است. تاثیر و ارزش غذایی بالای این غذاها به تائید مرکز تحقیقات تغذیه‌ و سلامت آمریکا رسیده است.

لوبیای قهوه‌ای را نادیده نگیرید

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

سویا یا لوبیای سویا یکی از خوراکی‌های مهم و ضروری برای زنان است. دلیل آن نیز کیفیت پروتئین آن است. این دانه‌ بیشتر برای تهیه غذاهای مختلف استفاده می‌شود. آجیل سویا، شیرسویا و کره سویا نیز از دیگر محصولات این دانه معجزه‌گر هستند.
پروتئین گیاهی سویا باعث کاهش میزان کلسترول خون بویژه کلسترول بد شده؛ بنابراین سلامت قلب و رگ‌ها تضمین می‌شود.
فیتوکمیکال‌ها از دیگر ترکیب‌های مهم سویا هستند که عوارض ناشی از یائسگی را کنترل می‌کنند.


* بهترین میزان مصرف: روزانه تا 25 گرم سویا.


خوردن غلات با پوست

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

اگر غلات با سبوس مصرف شود، فیبر و ویتامین B مورد نیاز بدن تامین می‌شود و به این ترتیب مشکلات گوارشی بویژه پیش از شروع عادت ماهانه و در دوران یائسگی کنترل خواهد شد. با مصرف غلات کامل و دریافت فیبر، خطر ابتلا به بیماری‌های گوارشی بویژه سرطان کلون نیز کاهش می‌یابد.

 

* بهترین منابع فیبر: برنج قهوه‌ای، جو، نان سبوس‌دار، نان جو و چاودار.
* بهترین میزان مصرف: روزانه یک فنجان غلات پخته یا سه تکه نان حاوی سبوس.


فولات معجزه می​کند

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

کم‌خونی یکی از مشکلات زنان و دختران در اغلب رده‌های سنی بویژه در دوره بلوغ و پس از بارداری است. بنابراین مصرف موادغذایی حاوی فولات یا اسید فولیک یکی از نیازهای ضروری زنان در رده‌های سنی مختلف است. مارچوبه، پرتقال و انواع لوبیاها حاوی فولات هستند.‌ مصرف این خوراکی‌ها در دوران بلوغ، بارداری و پس از آن ضروری است.

 

* بهترین منابع فولات: انواع آجیل‌های خام، سبزی‌های پهن برگ و مکمل‌های حاوی این ویتامین.
* بهترین میزان دریافت: روزانه 400 میکروگرم.

 

آجیل‌ها دوست شما هستند

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

این خوراکی‌ها سرشار از چربی‌های تک غیراشباعی هستند. بنابراین مصرف آنها میزان چربی خون و چربی‌های چند اشباعی تجمع یافته در بدن را کاهش می‌دهد. به این ترتیب این چربی‌ها در دیواره رگ‌ها رسوب نکرده و باعث بروز سکته قلبی نمی‌شوند. از طرفی با از بین رفتن چربی‌های اضافی، مشکل اضافه وزن نیز برطرف می‌شود. این دانه‌ها منبع خوب پروتئین گیاهی هستند. از دیگر ترکیب‌های مهم این دانه‌ها می‌توان به ویتامین‌های E، A، کلسیم، فسفر، روی، مس، سلنیوم و فولات اشاره کرد.

 

* نکته: آجیل‌ها سرشار از انرژی هستند. در واقع میزان کالری آنها بالاست. بنابراین باید میزان مصرف آنها کنترل شود.

 

بهترین میزان مصرف روزانه: 28 عدد بادام زمینی یا 14 عدد مغز گردو یا 7 عدد فندق است. با تامین کالری به این شیوه، باید میزان جذب کالری از دیگر روش‌ها را کاهش دهید.

 

خوراکی بنفش را به خاطر بسپارید

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

خوراکی‌های بنفش حاوی «پروآنتی‌سیانیدین» یکی از قوی‌ترین آنتی‌اکسیدان‌ها هستند. این ترکیب‌ها مانع ابتلا به سرطان بویژه سرطان‌های رایج زنان یعنی سینه و گردن رحم می‌شوند. از طرفی مصرف این خوراکی‌ها مانع رسوب چربی در دیواره رگ‌ها شده و به این ترتیب خطر بروز سکته قلبی و مغزی کاهش می‌یابد.

 

* بهترین میزان و منابع مصرف: روزانه یک تا دو فنجان آبمیوه طبیعی میوه‌های بنفش ـ قرمز یا مصرف ده عدد گیلاس، هشت عدد توت فرنگی، یک حبه انگور و سه عدد آلوی سیاه.

 

زندگی شیرین با لیمو​ترش

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

ویتامین C مهم‌ترین ویتامین برای زنان است. نخست این‌که این ویتامین آنتی‌اکسیدان است.
به همین دلیل مصرف آن خطر ابتلا به سرطان را تاحد زیادی کاهش می‌دهد.


دوم این‌که این ویتامین باعث شادابی پوست می‌شود. بنابراین خوردن میوه‌های حاوی ویتامین C یا استفاده از ماسک‌های خانگی حاوی این ویتامین می‌تواند خستگی پوست را از بین برده و روند پیری سلول‌های پوست را به تعویق بیندازد.

 
سوم این‌که با مصرف موادغذایی حاوی ویتامین C خطر رسوب چربی در دیواره رگ‌ها به حداقل می‌رسد. این نکته بویژه برای زنانی که در دوره یائسگی به سر برده یا اضافه وزن دارند، بسیار مهم است.


* بهترین منابع ویتامین C:
لیموترش، نارنج، کیوی، سیب‌زمینی، توت‌فرنگی، گوجه‌سبز، کلم بروکلی، اسفناج و گریپ فروت

* بهترین مقدار مصرف: روزانه 75 میلی‌گرم

 

آب بنوشید

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

تعجب نکنید؛ آب بهترین نوشیدنی ممکن برای تنظیم عملکرد دستگاه‌های مختلف بدن است. به این دلیل که تمام فعالیت‌های متابولیک بدن در محیط آبی انجام می‌شود. از طرفی نوشیدن آب به هضم بهتر غذا کمک می‌کند. با دریافت آب کافی، وزن متعادل شده و پوست لطافت و شادابی‌اش را از دست نمی‌دهد. بنابراین نوشیدن روزانه تا هشت لیوان آب یا خوردن میوه‌های آبدار ضروری است. بهتر است میوه‌های آبداری که انتخاب می‌کنید شیرین باشند تا به این ترتیب میزان قند خون نیز کنترل شود.

بنابراین در فصل گرما بهترین نوشیدنی آب و سپس میوه‌های آبدار است.

 

* بهترین میوه‌های آبدار: هندوانه، طالبی، گرمک، خربزه، هلو و شلیل.


پهن برگ‌های تیره‌رنگ بخورید

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

مهم‌ترین ویژگی این خوراکی‌ها، فیبر موجود در آنهاست. بنابراین مصرف این خوراکی‌ها باعث کاهش و کنترل وزن می‌شود چون با خوردن آنها حجم معده پرشده و احساس سیری در فرد ایجاد می‌شود. از طرفی این خوراکی‌ها حاوی مقدار زیادی املاح و ویتامین هستند. برای آن‌که از دریافت میزان کافی این خوراکی‌ها مطمئن شوید، مصرف روزانه سه وعده از این خوراکی‌ها را در
برنامه‌غذایی‌تان قرار دهید.

 

* بهترین منابع فیبر: کاهو، کلم و اسفناج.
* بهترین میزان مصرف: روزانه بین 20 تا 35 گرم.

زیاد آهن بخورید

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست

میزان نیاز زنان به این ماده معدنی چند برابر مردان است. به این دلیل که در هر بار عادت ماهانه یا زایمان، مقدار زیادی آهن از بدن خارج می‌شود. کمبود آهن باعث کم‌خونی می‌شود که این مساله عوارض بسیاری را نیز به‌دنبال دارد. میزان نیاز روزانه زنان به آهن حدود 12 تا 15 میلی‌گرم است در حالی که مردان به روزانه 10 تا 12 میلی‌گرم آهن نیاز دارند. مقدار مورد نیاز زنان در شرایط عادی محاسبه شده و بدیهی است در زمان عادت ماهیانه، بارداری و پس از آن میزان نیاز به آهن افزایش می‌یابد.

 

* بهترین منابع آهن: زردآلو و برگه‌ آن، آلوی تازه، پسته، جگر و گوشت قرمز بدون چربی.

کلسیم را فراموش نکنید

اکسیر جوانی در نزدیکی شماست


کلسیم یکی از مهم‌ترین املاح مورد نیاز زنان است. به این دلیل که زنان همواره در معرض خطر پوکی استخوان بویژه پس از شروع دوره یائسگی قرار دارند. مصرف موادغذایی حاوی کلسیم همراه با ورزش روزانه، اسکلت استخوانی را در برابر پوکی استخوان مصون می‌کند.

 

* بهترین منبع: انواع لبنیات کم چرب بویژه شیر و کشک.

 

جدول میزان مصرف روزانه کلسیم براساس سن

 

سن به سال

 

میزان نیاز روزانه به میلیگرم

 

 4 تا

 

800

 

 9 تا 13 

 

1300

 

 14 تا  18

 

1300

 

 19 تا 50 

 

1000

 

 51 به بالا

 

1200

 

 
منبع: سیمرغ



نظرات() 

جلسات سازش درباره پرونده ریحانه به نتیجه نرسید

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:23 ب.ظ


خانواده مقتول بارها اعلام کرده اند از خون پدرشان نمی گذرند و در صورتی که ریحانه اسرار پرونده را برملا نکند، قصاص خواهد شد.
جلسه صلح و سازش خانواده ریحانه جباری با اولیا دم مرحوم سربندی که روزهای سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته برگزار شد به نتیجه نرسید.

'فریدون جباری' پدر ریحانه جباری روز شنبه در گفت و گو با ایرنا، ضمن اعلام این خبر افزود: جلسات صلح و سازش با اولیا دم مرحوم سربندی، 20 و 21 مهر ماه برگزار شد.
 
وی اضافه کرد: در این جلسات پسر مرحوم سربندی و چند تن از خانواده وی حضور داشتند که در نهایت رضایت ندادند.
 
به گفته پدر ریحانه جباری، خانواده مرحوم سربندی خواهان گفتن حقیقت از سوی ریحانه بودند.
 
نامبرده اضافه کرد: امروز (شنبه) وکیل مدافع ریحانه برای اطلاع از آخرین وضعیت پرونده به دادسرا مراجعه کرد.
 
شعله پاکروان مادر ریحانه جباری نیز  ضمن انتقاد به اخباری که طی روزهای گذشته به نقل از وی در رسانه ها منتشر شده است،گفت: بعد از جلسه صلح و سازش با هیچ رسانه داخلی یا خارجی صحبتی نداشته ام.
 
ریحانه جباری هفت سال قبل به اتهام قتل دکتر سربندی بازداشت شد و اکنون حکم قصاص وی قطعی شده است.
 
خانواده مقتول بارها اعلام کرده اند از خون پدرشان نمی گذرند و در صورتی که ریحانه اسرار پرونده را برملا نکند، قصاص خواهد شد.
 
حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری نیز هفته گذشته در حاشیه مراسم ختم ولی الله خبره قائم مقام سازمان بازرسی کل کشور درباره این پرونده گفت: مهلت 10 روز خانواده ریحانه جباری برای جلب رضایت اولیا دم مقتول پایان یافته است.



نظرات() 

پای درد دل قربانیان اسید‌پاشی های اصفهان

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:22 ب.ظ


ندا هیچ گاه نمازش ترک نشده است. همیشه وقتی می‌خواستم به دخترم پول دهم زیر جانمازش می‌گذاشتم. او کسی نبود که در قید و بند حجاب نباشد این را همسایه‌ها، فامیل و آشنایان همه شاهد هستند.
از پل بزرگمهر عبور می‌کند صدای زنگ گوشی موبایلش را می‌شنود، نوشته مامان؛ باید پاسخش را بدهد حتما مانند همیشه دل نگران دخترش است، خودروی خود را به سمت باغ گل‌ها هدایت می‌کند و گوشه‌ای متوقف می‌شود تا دل نگرانی‌های مادر را با صدای گرم خود پاسخ دهد که نگران نباشید هر چه زودتر می‌رسم خانه، اما مادر تا سلام می‌کند صدای فریاد "سوختم سوختم" دختر را می‌شنود...

به گزارش ایسنا، زنان اصفهانی مهر ماه را با ترس و وحشت آغاز کردند. ترسی که از اسید پاشی‌های زنجیره‌ای یک ماه اخیر به بانوان راننده ناشی می‌شود. مقامات استان آمار را دو نفر اعلام کردند، اما پیگیری‌های خبرنگار ایسنا برای قربانیان آمار را بیش از دو نفر نشان می‌دهد.‌

"ندا- م" 27 ساله مورد اسید پاشی قرار می‌گیرد، بدون اینکه بداند گناهش چیست و چه کسی با او خصومت داشته است؟ شماره پدر ندا را از باشگاه یوگایی که زمانی به آنجا می‌رفته پیدا می‌کنیم. صدای خنده و حرف زدن خانم‌ها از اتاق باشگاه به سالن می‌آید، بی‌گمان روزی صدای خنده ندا هم از این اتاق شنیده می‌شده، خنده‌ای که به گفته پدرش دو هفته است به طور کامل بر لب‌های دختر و خانواده‌اش خشکیده است.

پدر ندا که این روزها همه زندگی خود را رها کرده و در تهران به دنبال معالجه دخترش است، حادثه را مربوط به چهارشنبه دو هفته پیش و حوالی میدان بزرگمهر می‌داند و می‌گوید: ندا ماشین را گوشه خیابان متوقف می‌کند تا جواب تلفن مادرش را بدهد، اما یک موتور با دو سرنشین به ندا اسید می‌پاشند و فرار می‌کنند و او اکنون از ناحیه چشم، گوش چپ، گردن، دست و پاها آسیب دیده است.

او می‌افزاید: وقتی اسید به صورت ندا پاشیده می‌شود از ماشین پیاده شده و همچون کبوتری خود را به شمشادهای اطراف می‌زده و از مردم کمک می‌خواسته اما متاسفانه دیگران نمی‌دانستند، چگونه باید به او کمک کنند و منتظر اورژانس می‌مانند. متاسفانه مردم ایران کوچکترین اطلاعی درباره کمک به قربانیان اسیدپاشی ندارند.

او با بیان اینکه روحیه ندا از این جنایت بسیار آسیب دیده است، ادامه می‌دهد: دیروز دخترم چهار ساعت در اتاق عمل بوده است در این دو هفته مرتب حالت تهوع داشته و غذا نمی‌خورد تازه امروز کمی از تخت پایین آمده و چند قدمی راه رفته است.

پدر قربانی می‌گوید: گناه ندا چه بوده است؟ هیج کسی تاکنون از این دختر کوچکترین خلافی ندیده است، او همیشه آبرومندانه زندگی کرده و با هیچ کسی خصومت شخصی نداشته است.

او با بیان اینکه آنها که به دخترم تهمت بی حجابی می‌زنند باید در آخرت پاسخ دهند، می‌افزاید: ندا هیچ گاه نمازش ترک نشده است. همیشه وقتی می‌خواستم به دخترم پول دهم زیر جانمازش می‌گذاشتم. او کسی نبود که در قید و بند حجاب نباشد این را همسایه‌ها، فامیل و آشنایان همه شاهد هستند.

این پدر با بیان اینکه ندا روحیه خاص خود را دارد، ادامه می‌دهد: صندوق عقب ماشین ندا را که بالا زدم یک ساک پر از لباس بود که می‌خواسته برای کمک به دختری که پدرش در زندان بوده است، ببرد.

او می‌گوید: ندا باید چهار مرحله عمل شود دکترها از یک چشم او کاملا نا امید شده‌اند و چشم دیگرش 20- 30 درصد شانس بینایی دارد. تاکنون او را پیش چندین پزشک برده‌ایم تا شاید رسیدگی کنند.

پدر ندا با بیان اینکه دختر من تنها قربانی اسید پاشی یک ماه اخیر در اصفهان نبوده است، ادامه می‌دهد: ندا همیشه با روحیه قوی و مردانه در جامعه حضور داشت و مطمئن هستم امروز هم با همان روحیه در برابر این آسیب مقاومت می‌کند و امیدوارم آنها که چنین جنایتی را مرتکب شدند، هر چه زودتر نتیجه اعمال قبیح خود را ببینند و شهر برای دیگر خانم‌ها امن شود.‌

"مریم- د" تولد پسرش را قرار است جشن بگیرد به او می‌گوید که با هم برای تدارک این جشن بیرون بروند، اما پسر می‌خواهد درس بخواند و مادر اصراری نمی‌کند و خودش در حالی که از دانشگاه آمده و خسته است با همان مانتو و شلوار دانشگاه راهی خیابان می‌شود. شیشه ماشینش اندکی پایین است تا از هوای پاییزی مهر ماه لذت ببرد اما ناگهان این هوا برایش جهنم می‌شود...

مریم در اولین جمله خود به خبرنگار ایسنا می‌گوید: فقط خدا را شکر می‌کنم که پسرم با من نیامد، چون اگر صندلی کنار من نشسته بود، معلوم نبود چه بلایی بر سر او می‌آمد؟

او ادامه می دهد: یک موتورسوار نزدیک به دو لیتر اسید از شیشه پایین ماشین و سمت راننده به صورت، دست، پا و همه بدنم پاشید. تا کنون در خصوص این اسیدپاشی زنجیره‌ای در اصفهان نشنیده بودم و فکر می‌کنم جزء اولین افرادی هستم که قربانی شدم.

این خانم جوان می‌گوید: من بارها سوختن دست را با بخار آب یا قابلمه و ... تجربه کردم اما این سوختن متفاوت بود، لباس‌هایم در تنم پودر شد. مردم من را به مغازه‌ای بردند و سریع به صورتم آب پاشیدند.

او می‌افزاید: یکی از قرنیه‌هایم را از دست دادم و باید پیوند قرنیه انجام دهم. بدنم به شدت آسیب دیده، یک قسمت از سر من سوراخ شده و هنوز شوک هستم که چطور یک نفر با انسان این کار را می‌کند؟ آیا او هم انسان است؟!

مریم با بیان اینکه تا کنون با هیچ کسی خصومت شخصی نداشته است، می‌گوید: در آگاهی متوجه شدم تنها من نیستم که قربانی این جنایت شده‌ام و چندین نفر دیگر از نقاط مختلف شهر مورد این جنایت مشابه قرار گرفته‌اند.

او با اشاره به اینکه گفته می‌شود خانم‌های بد حجاب مورد اسیدپاشی قرار گرفته‌اند، ادامه می‌دهد: من در یک خانواده مذهبی بزرگ شده‌ام و هیچ وقت به خود اجازه نداده‌ام که با پوشش نامناسب از منزل بیرون بیایم. من آن روز فرم دانشگاه را به تن داشتم.

این قربانی اسیدپاشی زنجیره‌ای در اصفهان با انتقاد از بیمارستان سوانح و سوختگی می‌گوید: متاسفانه آن شب هیچ کسی رسیدگی نمی‌کرد و با من مانند یک بیمار معمولی برخورد می‌شد.

او می‌گوید: خدا برای هیچ کسی نخواهد که چنین اتفاقی رخ دهد. آیا این جنایت کاران فکر نمی‌کنند شاید یک زن راننده باردار باشد؟ کاش زودتر پلیس، امنیت را به زنان این شهر بازگرداند.‌

"سارا- ق" در حالی که مشغول پارک خودروی سمند خود در حوالی خیابان مهرداد اصفهان است، شیشه سمت چپ را تا نیمه پایین می‌کشد که ناگهان احساس گرمایی شدیدی در سمت چپ صورت خود می‌کند...

‌پیدا کردن یکی از آشنایان سارا در میان افرادی که برای ملاقات پشت در بیمارستان در انتظار هستند، دشوار به نظر می‌رسد. دختر جوانی که به گفته شایعات یکی از قربانی اسید پاشی در اصفهان به دلیل بدحجابی است، اما تمام زنانی که در انتظار ملاقات با او هستند، چادر به سر دارند.

"سارا- ق" 25 ساله و متاهل، چهارشنبه گذشته (23 مهرماه) برای مراجعه به دندان پزشک قربانی اسید پاشی مهاجمان ناشناس شده است. زن جوانی که یکی از چهار قربانی قطعی اسید پاشی در اصفهان، از دو هفته پیش تاکنون است، جنایت‌هایی که اگرچه تا‌کنون برخی مسئولان آن را خصومت شخصی عنوان کرده‌اند، اما قربانیان وجود هرگونه خصومت شخصی را به جد رد می‌کنند و تاکید دارند در زمان حادثه غافل گیر شده‌اند.

ملاقات با سارا به دلیل شرایط روحی و جسمی او ممکن نیست. "علی- ع" همسر او در خصوص شب حادثه می‌گوید: حادثه حدود ساعت 6 بعد از ظهر اتفاق افتاده است، سارا مهاجمان را ندیده اما احتمالا موتورسوار بوده‌اند.

مرد جوان که به نظر هنوز شوکه است، ادامه می‌دهد: سارا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری و از ناحیه چشم چپ دچار آسیب جدی است، بینایی او کاهش یافته و پزشکان برای بررسی آسیب باید تا زمان از بین رفتن التهاب چشم منتظر بمانند.

"علی- ع" با وجود شایعات در خصوص اسید پاشی به زنان بد حجاب، اصرار دارد نامی از همسرش برده نشود با این حال تاکید دارد که همسرش نه قربانی بد حجابی است و نه خصومت شخصی. این دو مورد را تمام آشنایانی که به ملاقات سارا آمده‌اند نیز بیان می‌کنند.

تقریبا تمام بستگان سارا از حوادث مشابهی که در اصفهان اتفاق افتاده اطلاع دارند، همسر سارا می‌گوید: حمله به سارا نمی‌تواند به دلیل خصومت شخصی باشد زیرا هر دوی ما خانواده‌های محترمی داریم، مهاجمان ناشناس بوده‌اند و پلیس از روز حادثه پیگیر است، اما تاکنون اطلاعات جدیدی به ما داده نشده است.

12 درصد سوختگی! اما به گفته همسر سارا 12 درصد حیاتی. این زن جوان نیمی از صورت خود را از دست داده است و مانند چهار قربانی دیگری که خبرنگار ایسنا با آن ها گفت وگو کرده (یکی از قربانیان حاضر به انتشار مصاحبه‌اش نشد) و یا در جریان جنایت انجام شده بر علیه آنها قرار گرفته هنوز نمی‌داند قربانی چه شده است؟!

در همین رابطه سرهنگ ستار خسروی، رییس پلیس اگاهی استان اصفهان در گفت‌و گو با خبرنگار ایسنا خبر از کشف سرنخ‌های خوبی از خاطیان داد.

وی ارتباط مجرم یا مجرمان به گروه‌های خاص را رد و با تأیید اینکه حملات توسط یک شخص انجام شده، اطلاع رسانی‌های بیشتر در این خصوص را موکول به بررسی حوادث در کمیسیون اطلاع رسانی استان کرد.

‌به گزارش ایسنا، پاییز 93 در حالی با سرمای زود هنگام در اصفهان آغاز شده است که زنان این شهر با صدای عبور هر موتورسواری از پیاده روهای این شهر ترس را تجربه و شایعات هر روز سایه امنیت را در نصف جهان کمرنگ‌تر می‌کند.

به گزارش ایسنا، فضل‌الله کفیل، فرماندار اصفهان در پاسخ به پرسش ایسنا که گفته می‌شود آیا علت اسیدپاشی‌ها در اصفهان می‌تواند مربوط به مطالب منتشر شده مبنی بر اسیدپاشی بر زنان بدحجاب باشد یا خیر گفت: یکی از خانم‌ها که مورد اسیدپاشی قرار گرفته متأهل است و احتمال دارد این حادثه مربوط به اختلافات شخصی باشد.

فرماندار اصفهان تاکید کرده بود: موضوعات این‌چنینی باید با دقت بررسی و سپس منتشر شود. باید حواشی کار را بررسی کنیم زیرا اگر خبر خامی در این خصوص منتشر شود به ایجاد نگرانی و عدم احساس امنیت در مردم کمک می‌کند و به پلیس اعلام شده که هر چه سریع‌تر در این زمینه اطلاع‌رسانی کند.

هم چنین معاون سیاسی امنیتی استاندار اصفهان در خصوص پرونده اسیدپاشی‌های اخیر گفت: پیگیری‌ها به شدت ادامه دارد.

رسول یاحی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه اصفهان، در خصوص اقدامات امنیتی استان برای مقابله با پدیده شوم اسیدپاشی در شهر اصفهان اظهار کرد: پیگیری‌ها به شدت ادامه دارد.

وی افزود: اقدامات امنیتی که برای مقابله و دستگیری عاملان این جنایت انجام شده است قابل رسانه‌ای شدن نیست، اما شهروندان استان اصفهان بدانند که مسئولان استانی همه توان و انرژی خود را برای رسیدن به نتیجه نهایی به کار گرفته‌اند.

خبر اسیدپاشی به 4 زن در اصفهان که از روز پنج‌شنبه رسانه‌ای شده و از سوی جانشین فرمانده ناجا نیز مورد تایید قرار گرفته باعث ایجاد نگرانی‌های در میان مردم اصفهان شده است، این در حالی است که مسئولان سیاسی امنیتی استان اطمینان داده‌اند که موضوع را تا حصول نتیجه نهایی، پیگیری خواهند کرد.




نظرات() 

آمار ارتکاب جرائم خشن در استان اردبیل روبه کاهش است

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:17 ب.ظ

عتباتی
دادستان اردبیل:

آمار ارتکاب جرائم خشن در استان اردبیل روبه کاهش است

خبرگزاری تسنیم: دادستان اردبیل گفت: خوشبختانه استان اردبیل از نظر ارتکاب جرائم خشن دسته اول در رتبه های پائین کشوری قرار دارد ولی اکثر پروندهای کیفری متشکله در استان مربوط به جرائمی است که بر اثر عدم کنترل رفتار از سوی افراد ناشی شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، دادستان عموم و انقلاب اردبیل، صبح امروز در نشستی ضمن تشریح اهمیت افزایش اطلاعات حقوقی مردم اظهار کرد: آگاهی مردم از حق و حقوق خویش و دیگران مسلما در مراودات روزانه مردم بسیار موثر بوده و مردم را بیشتر به قانونمند بودن سوق می‌دهد.

وی گفت: در این بین نباید از نقش نهادهای فرهنگی، رسانه ها  به ویژه صدا و سیما در فرهنگ سازی به سادگی گذشت.

عتباتی در تبین جرائم، ضمن برخورد قاطع با هرگونه جرائم ارتکابی، آن را به دو دسته اصلی جرائم خشن که شامل قتل آدم ربایی، سرقت های مسلحانه می باشد و نیز جرائم که منشأ آن عدم کنترل رفتارهای آنی می باشد تقسیم بندی کرد.

وی بیان کرد: خوشبختانه استان اردبیل از نظر ارتکاب جرائم خشن دسته اول در رتبه های پائین کشوری قرار دارد ولی اکثر پروندهای کیفری متشکله در استان مربوط به جرائمی است که بر اثر عدم کنترل رفتار از سوی افراد ناشی شده است.

دادستان عمومی و انقلاب اردبیل  افزود: برای مقابله با این امر و در راستای کاهش جرائم شورای عالی مدیریت پیشگیری از وقوع جرائم، در استان فعال بوده که به صورت مستمر تشکیل جلسه داده و راهکارهای لازم در زمینه کاهش جرائم در آن شورا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

انتهای پیام/ج





نظرات() 

فردا؛ تجمع دانشجویان کشور در اعتراض به حکم اعدام آیت‌الله نمر

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:14 ب.ظ

تجمع طلاب در قم

ریحانی در گفت‌وگو با تسنیم خبر داد

خبرگزاری تسنیم: مسئول تحلیل و بررسی سازمان بسیج دانشجویی گفت: دانشگاهیان سراسر کشور فردا با حضور در تجمعات دانشجویی در مساجد دانشگاه‌ها حکم اعدام آیت‌الله نمر را محکوم می‌کنند.


سجاد ریحانی مسئول تحلیل و بررسی سازمان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم، گفت: با توجه به حکم اعدام آیت‌الله نمر که نشان بارزی از تحجر و توحش رژیم آل‌سعود دارد، دانشجویان سراسر کشور فردا در اعتراض به این حکم تجمعی اعتراضی خواهند داشت.

وی در تشریح جزئیات این اعتراض، گفت: دانشگاهیان فردا بعد از نماز ظهر و عصر در واحدهای دانشجویی سراسر کشور با قرائت بیانیه و شعار در محکومیت این عمل خصمانه رژیم آل‌سعود اعتراض خود را به این حکم اعلام می‌کنند.

ریحانی با اشاره به لزوم ورود وزارت امور خارجه به این موضوع، گفت: جمهوری اسلامی ایران باید از تمامی ابزارهای ممکن برای جلوگیری از اجرای این حکم استفاده کند. ما از وزارت امور خارجه مطالبه می‌کنیم که دستگاه دیپلماسی باید برای لغو این حکم فعال شود. با جدیت از این وزارتخانه می‌خواهیم با تمام توان و ظرفیت‌ها برای حل این مشکل به این موضوع ورود کند.

وی در پایان گفت: دانشگاهیان کشور فردا 27 مهرماه بعد از نماز ظهر و عصر در اعتراض به حکم اعدام آیت‌الله نمر در مساجد دانشگاه‌ها تجمع می‌کنند.

انتهای پیام/*

اخبار مرتبط





نظرات() 

اعدام آیت‌الله نمر رژیم سعودی را ساقط خواهد کرد/ نهادهای حقوق بشری مُرده سیاسی‌اند

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-07:08 ب.ظ

حیدرپور
حیدرپور در گفت‌وگو با تسنیم:

خبرگزاری تسنیم: عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه نهادهای حقوق بشری در مورد صدور حکم اعدام شیخ نمر نقش مُرده سیاسی را ایفا می‌‌کنند، گفت: در حال حاضر عملکرد نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری به گونه‌ای است که گویا این نهادها مُرده‌اند.

عوض حیدرپور عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم در واکنش به صدرو حکم اعدام برای آیت‌الله شیخ نمر توسط رژیم آل سعود، این حکم را ضد حقوق بشری دانست و گفت: صدور حکم اعدام برای آیت‌الله شیخ نمر، به عنوان یک عالم و مرجع شیعی با همه بندهای آزادی بیانی که نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری که از آن دم می‌زنند، در تضاد است.

وی با بیان اینکه صدرو حکم برای آیت‌الله شیخ نمر در مرحله صدور حکم است و دیوان عالی عربستان هم آن را تأیید کرده است، افزود: حقیقت موضوع این است حتما آیت‌الله نمر یکی از آرزوهایش این است که در راهی که آغاز کرده، به شهادت برسد.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در ادامه با بیان اینکه همه آزادی‌خواهان، شیعیان جهان و مسلمانانی که به معنای واقعی مسلمان هستند، چه اهل سنت و چه اهل تشیع، از صدور حکم اعدام برای آیت‌الله شیخ نمر ناراحت و ناراضی هستند، تأکید کرد: با توجه به اینکه صدور حکم اعدام برای این عالم شیعی خشم ملت‌های آزادی‌خواه و مسلمان را برانگیخته و هنوز این حکم اجرا نشده است، قطعا پس از اجرای حکم ملت‌های مسلمان عکس‌العمل سنگینی از خودشان بروز خواهند داد.

حیدرپور با بیان اینکه در صورت اجرای حکم اعدام آیت‌الله شیخ نمر توسط رژیم آل سعود، این رژیم با اعتراضات مردمی سقوط خواهد کرد، اظهار داشت: بنده معتقدم که اجرای این حکم آغاز حرکت نزولی و سقوط قطعی رژیم آل سعود خواهد بود.

وی با بیان اینکه طبیعتا دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران صدور حکم اعدام برای آیت‌الله شیخ نمر توسط رژیم آل سعود را محکوم می‌کند، تأکید کرد: از دستگاه‌های مربوطه و وزارت خارجه می‌خواهم که مراتب اعتراض ملت ایران را به گوش جهانیان و نهادهای حقوق بشری و بین‌المللی نظیر سازمان ملل و کمیته حقوق بشر این سازمان برسانند و بگویند که آنها باید بیدار و هوشیار باشند که رژیم سعودی چنین رفتار جنایتکارانه و جفاکارانه‌ای در قبال عالم شیعی که فقط درصدد امر به معروف و نهی از منکر بوده را مرتکب می‌شوند.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ضمن انتقاد از عملکرد نهادهای حقوق بشری و بین‌المللی در زمینه صدور حکم اعدام برای اسن عالم شیعی، گفت: در حال حاضر عملکرد نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری به گونه‌ای است که گویا این نهادها مُرده‌اند. بنده معتقدم که آنها در این رابطه نقش یک مُرده سیاسی و نه سازمان فعال حقوق بشری را ایفا می‌کنند.

**در برخورد با عربستان باید سنجیده عمل کنیم

حیدرپور ضمن درخواست از دستگاه دیپلماسی کشورمان برای تجدیدنظر در برقراری روابط دیپلماتیک با عربستان سعودی، افزود: ما در مجلس کاملا نحوه فعالیت دستگاه دیپلماسی کشورمان در برابر رژیم آل سعود را رصد کرده و می‌کنیم. تأکید ما همیشه این بوده که آنها سردمدار وهابیت و حرکت‌های تکفیری منطقه هستند و کل حوادث تلخی که در منطقه در سال‌ها و دهه‌های گذشته اتفاق افتاده زیر نظر آنها بوده که باید خیلی با حساب و کتاب و سنجیده در قبال آنها حرکت و رفتار کنیم تا مشکلاتی برای مسلمانان بیش از مشکلات و دردسرهایی که تاکنون درسته کرده‌اند؛ ایجاد نکنند.

حیدرپور در پایان با تأکید بر اینکه مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران امیدواری پیدا کرده‌اند، خاطر نشان کرد: خدایی نکرده اگر ما در زمینه برخورد با ظالمان و مستبدان در هر جای دنیا درست عمل نکنیم، این امیدواری از بین خواهد رفت بنابراین برای حفظ امیدواری مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان لازم است در روابط‌مان با رژیم آل سعود خیلی دقیق و حساب‌شده عمل کنیم.

انتهای پیام/





نظرات() 

اعدام شیخ نمر جنگ داخلی در عربستان راه می اندازد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-06:59 ب.ظ

محمدی عبدالله
امام جمعه تکاب:

خبرگزاری تسنیم: امام جمعه تکاب گفت: بی شک اجرای حکم اعدام شیخ نمر سبب ایجاد جنگ داخلی در عربستان می شود چون شیعیان عربستان از آزار و اذیت حکومت به سطوح آمده اند.

حجت الاسلام عبدالله محمدی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در ارومیه، اظهار کرد: آیت الله شیخ باقر النمر از علمای مجاهد و مبارزه تشیع عربستان است که از سال های گذشته ملجاء و پناهگاه مردمان این خطه بوده است.

امام جمعه تکاب گفت: وی از مبارزان جنجالی عربستانی نبود بلکه او تنها چند درخواست از حکومت عربستان کرد که مهمترین آن اجرای عدالت بین تشیع و تسنن، پذیرش شیعیان به عنوان شهروندان عادی و از سوی دیگر رعایت حق و حقوق اقلیت های دینی بود اما متاسفانه دولت عربستان شیعه را همواره مورد ظلم و ستم قرار داده و حرکت های آنها را سرکوب می کند.

وی تصریح کرد: حتی دولت عربستان به جای دستگیری عادی وی، شیخ نمر را با تیراندازی و زخمی کردن بازداشت کردند و هم اینک نیز حکم اعدام برای وی صادر کرده اند و طبیعی است که این اقدام طبعات مختلف بسیاری برای دولت عربستان خواهد داشت.

محمدی افزود: بی شک اگر شیخ نمر اعدام شود سبب راه اندازی جنگ داخلی در عربستان می شود چون شیعیان منطقه الشرقیه این کشور از آزار و اذیت حکومت به سطوح آمده اند و حتی با اجرای این حکم، شیعیان منطقه خاورمیانه نیز بر علیه این دولت عربی قیام می کنند.

امام جمعه تکاب بیان کرد: حتی با اجرای حکم اعدام شیخ نمر ممکن است که عربستان منطقه الشرقیه خود را از دست بدهد چون تاکنون عمده مبارزه های آنها به صورت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود ه و تظاهرات و تجمعات آنها به صورت آرام بود اما با این حکم حیات حکومت عربستان به خطر می افتد.

محمدی افزود: با اجرای حکم اعدام، قیام شیعیان توسط دولت عربستان انجام شده و این دولت توانایی سرکوب آنها را نخواهد داشت بنابراین با وجود حمایت استکبار جهانی مثل آمریکا و انگلیس از عربستان سعودی اما تبعات مالی، نظامی و سیاسی بسیاری برای این کشور داشته و آنها باید سالیان سال خسارت ناشی از آن را بپردازند.

وی تصریح کرد: حکومت عربستان شاید در نهایت بتواند شیخ نمر را فقط به حبس ابد محکوم کند و شاید در اجرای اعدام وی عاجز و ناتوان باشد چون در صورت اجرای اعدام، نمی تواند خود را از تبعات سنگین آن رهایی دهد.

انتهای پیام/





نظرات() 

اعدام شیخ نمر و سکوت مجامع حقوق بشری

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-06:57 ب.ظ

محمد اسماعیلی
/یادداشت/محمد اسماعیلی دهقی

اعدام شیخ نمر و سکوت مجامع حقوق بشری

ساده اندیشی است اگراز مجامعی چون موسسه غیر دولتی وودرو ویلسون, کمیساریای عالی حقوق بشر,اتحادیه ضد افترا, دیدبان حقوق بشر و یا گزارشگران بدون مرز که ساخته و پرداخت غرب است انتظار داشته باشیم که دراعتراض حکم اعدام آیت الله نمرحرکت‌کنند.

متن یادداشت محمد اسماعیلی دهقی کارشناس مسایل سیاسی و بین الملل با عنوان «اعدام شیخ نمر و سکوت مجامع حقوق بشری» را که برای درج در اختیار تسنیم قرار گرفته را در ذیل از نظر می گذرانید:

کمی ساده اندیشی است اگر از مجامع و سازمان هایی همچون موسسه غیر دولتی وودرو ویلسون, کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد ,اتحادیه ضد افترا, دیدبان حقوق بشر و یا گزارشگران بدون مرز که ساخته و پرداخته دنیای غرب است انتظار داشته باشیم که در اعتراض به حکم اعدام  شیخ نمر حرکتی انجام دهند ولی....
از باب اینکه یکبار دیگر ماهیت اصلی این سازمان ها وسیاست های یک بام ودو هوای آنها برای خوانندگان روشن شود به طرح چند سوال در این زمینه می پردازیم.
بر اساس آنچه که سابقه فعالیت چند ساله اخیر این استاد علوم دینی نشان میدهد و براساس آنچه که دولت عربستان در کیفرخواست این عالم دینی ذکر کرده است هیچ اثری از واکنش مسلحانه و خشونت بار دیده نمی شود و ایت الله نمر  همواره معتقد به حفظ ارامش و پرهیز از خشونت بوده است و اساسا جنس صحبت های شیخ نمر بیان عقیده و اعتراض کلامی به شرایط شیعیان در عربستان است بنابر این طبیعی است که سازمان ها و مجامع بین الملی که دفاع از ازادی بیان را سرلوحه اهداف خود میدانند به این سوال پاسخ دهند که چرا در هنگام دستگیری و پس از صدور حکم اعدام برای این شخصیت علمی هیچ واکنش قابل توجهی از سوی  این مجامع در دنیا مشاهده نمی شود؟
مگر نه این است که آیت الله نمر به لحاظ رتبه بندی علمی از اساتید برجسته علوم دینی در محافل علمی به شمار می رود بنابراین چگونه است که صدور حکم اعدام برای یک استاد علوم دینی با واکنش مراکز آکادمیک و دانشگاهی در کشورهای مدعی آزادی بیان مواجه نمی شود ؟ اگر چه در داخل کشور نیز هنوز آنطور که باید و شاید اقدام شایسته ای در این خصوص انجام نشده است .
نکته قابل توجه دیگر این است که صدور حکم اعدام علیه آیت الله نمر تنها گوشه ای از فشاری است که در طی سال های گذشته بر شیعیان ساکن عربستان وارد شده است به طوری که ساکنین سه منطقه محل اجتماع شیعیان یعنی استان قطیف، الاحنسی و دمله از لحاظ امکانات |آموزشی و بهداشتی و عمرانی در وضعیت اسف باری به سر می برند و شیعیان بدون کمترین گناهی  توسط رژیم آل سعود سر از زندان های مخوف ال سعود در می آورند و هیچ مرجع و محفل حقوق بشری تا کنون از سرنوشت و وضعیت آنها گزارشی را منتشر نکرده است. شدت فشار بر شیعیان درحدی است که ساکنین مناطق شیعه نشین در مکه و مدینه از حجاج و زائرین شیعی دیگر کشورها عاجزانه درخواست می کنند که کسی به دیدن آنها نرود چراکه بازدید از این مناطق و سرکشی به مساجد انها نیز عواقب دردناکی را برای شیعیان به دنبال دارد.
نکته قابل توجه دیگر بی تفاوتی این سازمان ها و محافل بین المللی نسبت به تبعاتی است که در نتیجه اجرای این حکم دامنگیر منطقه خواهد شد چراکه شواهد و قرائن و همچنین اعتراضات گسترده ای که توسط خطبای شیعه و سنی صورت گرفته است  نشان میدهد که اجرای حکم اعدام عواقب و صدمات غیر قابل پیش بینی برای حکومت عربستان در پی خواهد داشت به طوری که  براساس آنچه که هواداران شیخ نمر تاکنون اعلام کرده اند در صورت اجرای این حکم هیچ سعودی و هیچ مکان وابسته به عربستان در منطقه در امان نخواهد بود و این به معنای اغاز یک دور جدید از اعتراضات و اقدامات خشونت بار حکومت آل سعود علیه مخالفین و خصوصا شیعیان در این کشور خواهد بود.
در پایان متذکر میشویم صدور حکم اعدام برای ایت الله نمر هیچ گونه توجیهی از منظر قوانین و اصول حقوق بشر ندارد و تنها نشان دهنده گوشه ای از ظلم و ستمی است که در این کشور بر علیه شیعیان در جریان است بنابر این شایسته است رسانه های کشور های اسلامی با مخاطب قرار دادن دبیر کل سازمان ملل و همه سازمان های مدافع حقوق بشر که فلسفه وجودیشان دفاع از حقوق بشر است لغو این حکم ظالمانه را به صورت مجدانه پیگیری نمایند.  

انتهای پیام/





نظرات() 

نامه علی مطهری به آیت الله جنتی درباره موسوی و کروبی

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-06:55 ب.ظ


نماینده مردم تهران ، ری، شمیرانات و اسلامشهر درمجلس در نامه سرگشاده‌ای به آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان سخنان وی در یک برنامه تلوزیونی را مورد انتقاد قرار داد.
download علی مطهری

به گزارش جمهوریت به نقل از خبرگزاری خانه ملت، علی مطهری در این نامه عنوان کرده که تا زمانی که عملکرد دو طرف حوادث سال 88 در دادگاهی صالح رسیدگی و نتیجه اعلام نشود وجدان جامعه آرام نمی‌گیرد. متن پیام مطهری به آیت الله جنتی به شرح ذیل است.

«آیت الله جنتی دامت برکاته

دبیر محترم شورای نگهبان

با اهداء سلام، در برنامه شناسنامه مورخ 93.7.25 شبکه 3 سیما مطالبی در خصوص آقایان موسوی و کروبی فرمودید که اگر آنها محبوس نبودند و علیه شما شکایت می‌کردند بعید بود که پاسخ قانع‌کننده‌ای برای دادگاه صالح می‌داشتید. فرموده‌اید «حرکت آنها با حمایت و پشتیبانی جدی آمریکا و اسرائیل بوده است.»

این که پس از برخورد خشونت‌آمیز با یک اعتراض آرام مدنی و تبدیل آن به یک بحران، آمریکا و اسرائیل از معترضان حمایت کرده‌ باشند، دلیل بر این نمی‌شود که آن حرکت از ابتدا با حمایت و پشتیبانی آنها انجام شده است. جناب عالی هم اگر به رویه‌ای در جمهوری اسلامی اعتراض کنید آنها پشت سر شما قرار می‌گیرند. آنها همیشه در فکر استفاده از فرصت‌ها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده و هستند، همان طور که ما از بحران‌های اجتماعی و اقتصادی که در غرب پدید می‌آید به نفع خود و در جهت تضعیف آنها استفاده می‌کنیم.

فرموده‌اید: «مسئله، براندازی نظام بود به اسم تقلب.» سؤال می‌کنم اگر مردمی بعد از یک انتخابات به نتیجه آن اعتراض داشتند و احساس کردند که مسئولان با برگزاری جشن ملی برای پیروز انتخابات مسئله را تمام شده تلقی کرده‌اند، چگونه باید رفتار کنند که متهم به براندازی نشوند؟ آنها راه‌پیمایی آرام میلیونی انجام دادند، اما این که چگونه پایان آن به خشونت کشیده شد معلوم نیست و مورد مناقشه است.

فرموده‌اید: «اگر بنا به محاکمه اینها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جز حکم اعدام برای آنها صادر نمی‌کرد.» اولا چرا بنا به محاکمه اینها نیست؟ چرا این قدر از محاکمه اینها هراس دارید؟ آیا جز این است که نگران روشن شدن برخی حقایق هستید و تبلیغات چندساله نقش بر آب خواهد شد؟ ثانیا جناب‌عالی بدون آنکه دفاعیات آنها را بشنوید برایشان حکم اعدام صادر کرده‌اید. آیا این امر عدالت شما را زیر سؤال نمی‌برد و مخل عضویت شما در شورای نگهبان نیست؟ اکنون که آنها اصرار به محاکمه خود دارند چرا آنها را محاکمه نمی‌کنید و علاقه‌مند به حصر شبیه حبس هستید که توجیه قانونی و شرعی و اخلاقی ندارد و خلاف اصول متعدد قانون اساسی است.

جالب‌تر این است که آقایان موسوی و کروبی را با موسولینی دیکتاتور و فاشیست ایتالیا قیاس کرده‌اید که همان طور که موسولینی را بدون محاکمه و فقط با شناختن او اعدام کردند، اینها نیز باید بدون محاکمه اعدام شوند. قطع‌نظر از این قیاس مضحک که «از قیاسش خنده آمد خلق را» اساسا مگر معیار قضاوت ما عدالت نیست؟ و آیا الگوی عمل و رفتار ما در حکومت، پیغمبر اسلام و علی علیه‌السلام هستند یا فلان قاضی ایتالیا؟ شما که همه کارهای غربی‌ها را رد می‌کنید چطور این جا طرفدار آنها شده‌اید؟! آیا جز این است که به مذاق و روحیه شما خوش آمده است؟ و این یعنی خلل در عدالت ما.

فرمودید در ماه‌های اول پیروزی انقلاب به امر شهید مطهری برای قضاوت به خوزستان رفتم. امیدوارم در آن دوره این گونه قضاوت نکرده باشید.

درباره رفتار برخی اعضای شورای نگهبان در انتخابات سال 88 که از کاندیدای خاص حمایت کردند و برخی انتقاد کرده‌اند، فرموده‌اید «این یک مغالطه است، ‌مهم این است که این طرفداری خود را در رأی خویش اثر ندهند.» اما از یک نکته غفلت ورزیده‌اید و آن این که این گونه اعلام حمایت‌ها اعتماد مردم و کاندیداها به قاضی و داور را به شدت کاهش می‌دهد و حتی صلاحیت او را زیر سؤال می برد اگرچه او تمایل قلبی‌اش را در رأی خود دخالت ندهد، اتفاقی که در سال 88 افتاد.

در پایان به عرض می‌رسانم که انتقادات اینجانب به سخنان امثال جناب‌عالی به این معنی نیست که آن دو محصور را مبرّا از خطا می‌دانم، بلکه مسئله، اجرای عدالت است که قُتل امیرالمؤمنین لشدة عدله، و الحق القدیم لایبطله شیء، و تا زمانی که عملکرد دو طرف فتنه سال 88 در دادگاه صالح رسیدگی و نتیجه اعلام نشود وجدان جامعه آرام نمی‌گیرد، و اگر به قول شما بنا بر عدم محاکمه است پس هیچ یک از دو طرف نباید در حصر باشند و البته آنها پس از آزادی، مصالح کشور و انقلاب را رعایت خواهند کرد. مسئله، فراتر از این دو نفر، اصلاح یک رویه براساس عدالت است. امیدوارم حضرت‌عالی به جای کوبیدن بر طبل اختلاف،‌ به حل این معضل که آینده انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند کمک نمایید./





نظرات() 

تظاهرات بی سابقه حامیان رهبر ایران در ترکیه علیه اردوغان+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 26 مهر 1393-06:45 ب.ظ


download تظاهرات بی سابقه حامیان رهبر ایران در ترکیه علیه اردوغان
در پی اظهارات اردوغان رئیس جمهور ترکیه در باره ایران و سخنان وی پیرامون رهبر ایران جمعی از حامیان ایران با در دست داشتن تصاویر رهبر انقلاب در خیابان های استانبول و آنکارا راهپیمایی کردند.
تظاهرات بی سابقه حامیان رهبر ایران در ترکیه علیه اردوغان

به گزارش عصرایران و بر اساس فیلم های منتشر شده از این راهپیمایی بی سابقه،تظاهرکنندگان شعارهایی از قبیل الله اکبر خامنه ای رهبر،خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست ،زبانی که به رهبر ما اهانت کند را می بریم،خامنه ای قهرمان ماست،لبیک یا حسین،اردوغان خائن است و ...سر دادند.

فیلم این تظاهرات در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.




نظرات() 

دکتر شاپور رواسانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 25 مهر 1393-11:26 ق.ظ


دکتر شاپور رواسانی (متولد ۱۳۱۰، رشت) استاد دانشگاه ایرانی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و نهضت جنگل و رئیس بنیاد پژوهشی- فرهنگی میرزا کوچک خان جنگلی است.[۱] او استاد بازنشسته دانشگاه الدنبورگ است.

او از نظریه پردازان شیوه تولید در جوامع مستعمراتی محسوب می‌شود.

زندگینامه

در سال ۱۳۱۰ در رشت متولد شد. از جوانی وارد سیاست شد بعدها عضو حزب ایران شد و به حامیان دکتر محمد مصدق پیوست. در زمان محمد رضا شاه پهلوی به جرم شرکت ماجرای پایین کشیدن مجسمه شاه در میدان پهلوی رشت در دادگاه محکوم شد در نتیجه پنهانی به شوروی گریخت و از آنجا نیز به آلمان رفت. دکترای علوم سیاسی اش را از دانشگاه هانوفر آلمان گرفته از ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۸ در دانشگاه اولدنبورگ درس اقتصاد اجتماعی کشورهای در حال رشد را ارائه کرده‌اند. رساله او با عنوان «جنبش سوسیالیستی در ایران از قرن ۱۹ تا ۱۹۲۲: جمهوری شورایی گیلان» از جمله آثار مرجع در این خصوص محسوب می‌شود.[۶][۷] وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۷۷ با حفظ عضویت در هیئت علمی دانشگاه الدنبورگ برای اقامت دائم به ایران بازگشت. [۸]. در بازگشت به ایران تلاش‌های فراوانی برای احیای نام و خانه میرزا کوچک خان جنگلی انجام داد.[۹]

کتاب‌ها

  • جمهوری شورایی سوسیالستی گیلان؛ اولین جمهوری شورایی در ایران، انتشارات بازیس، برلین، ۱۹۸۰
او تحقیق جامعی در خصوص نهضت جنگل انجام داده‌است.[۱۰]

از آخرین مطالب منتشره از وی می‌توان به کتاب‌های اتحادیه مردم شرق و مفاهیم اجتماعی در جوامع استعماری است که به بررسی اجتماعی تاریخ ایران پرداخته‌است

  • اتحادیه مردم شرق: در این کتاب به رد نظریه‌های نژادی می‌پردازد و جامعه شرق را از نگاه تاریخی و با بررسی کتیبه‌های موجود و شباهت‌های آثار باقی مانده بر نظر خود تأکید می‌ورزد. او معتقد است که استعمارگران مسائل نژادی را در شرق مطرح کرده‌اند و روشنفکران بومی را از شناخت جامعه خود بازداشته‌اند. می‌گوید برای مثال زمانی که ایرانیان با اروپایی‌ها مقابل شدند این آن‌ها بودند که برای ما تاریخ نوشته‌اند تاریخی که از واقعیت دور نبود. او خود درباره این کتاب می‌گوید:

من بر اثر مطالعاتی که در تاریخ مردم شرق انجام می‌دادم، با این حقیقت مواجه شدم که یک فرهنگ و تمدن مشترک چند هزارساله اقوام خویشاوند شرقی را از دوران باستان تا امروز و از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی به یکدیگر مرتبط می‌کند[۱۱]

  • نادرستی فرضیه‌های نژادی آریا، سامی و ترک: در این کتاب نویسنده از وحدت ساکنان ایران دفاع می‌کند و تقسیم ساکنان سرزمین ایران به آریا، سامی و ترک را ترفند کشورهای استعماری برای تثبیت سلطه شان می‌داند و نه علم.[۱۲]

رواسانی در پیشگفتار این کتاب آورده‌است: «طرح عمومی استعمار سرمایه‌داری برای تثبیت قدرت و ادامه غارت اقتصادی کشورهای مستعمره و مناطقی که مورد هجوم و تجاوز نظامی و اقتصادی استعمارگران اروپایی قرار داشتند و دارند، در زمینه فرهنگی بر تحقیر و تجزیه قومی و فرهنگی ساکنین این نواحی استوار بوده و هست. ابزار کار برای تحقیر و تجزیه قومی و فرهنگی علاوه بر تاریخ‌نویسی استعماری، بکار گرفتن مردم‌شناسی و نژادشناسی بوده و هست. تقسیم ساکنین این سرزمین بزرگ به نژادهای آریا، سامی و ترک که ترفند است تا علم، اعتبار خود را از دست داده‌است» (همان کتاب، صفحه‌های ۹ و ۱۰).

دیدگاها

رواسانی نظریه‌های نژادی را به شدت رد می‌کند. به نگاه او از نظر زیست شناسی تنها یک نژاد انسانی وجود دارد. او تقسیم مردمان شرق به سه نژاد آریایی، ترک و سامی را رد می‌کند. برای نمونه می‌گوید که اصطلاح قوم سامی از زبانشناسی وارد جامعه شناسی و تاریخ شده و اختراعی است که بعدها معلوم شده مبنی ندارد از آن گذشته کتیبه ای نیست که در آن از سامی نام برده شده باشد. یا واژه آریا که در برخی کتیبه‌ها به کار برده شده اصلا ربطی به نژاد ندارد. هرودت در لشگرکشی خشیارشا از چند قوم نام برده که یکی از آن‌ها آریا است.[۱۳]

رواسانی می‌گوید "باستان شناسی که در ایران الان منتشر می‌شود باستان شناسی سیاسی است زیرا عده‌ای حفار که نام خود را باستانشاس گذاشته‌اند آمده‌اند و همان فرضیات نژادی را به اشکال مختلف به عنوان کشفیات باستانشاسی در نوشته‌های خود مطرح می‌کنند و ما آن‌ها را ترجمه می‌کنیم و تحویل روشنفکران می‌دهیم " او دلیل این امر را ترجمه‌ای بودن تاریخ می‌داند و اینکه شرق شناسان اغراض سیاسی دارند.[۱۴]

رواسانی مرزهای موجود در شرق را نتیجه سیاست‌های استعماری دو قرن اخیر می‌داند و سیاسی و نظامی. و در تقابل با حقایق فرهنگی، زبانی یا دینی. او مستشرقان را به تلاش برای تاریخ سازی برای این مرزها متهم می‌کند:

مثلابنویسند ۳۰۰۰ سال پاکستان، ۵۰۰۰ سال اردن. ما می‌دانیم پاکستان پس از جنگ دوم جهانی تشکیل شد و تا جنگ اول جهانی هم سوریه و اردنی وجود نداشت و همگی جزو حکومت عثمانی بودند.[۱۵]

رواسانی فرهنگ تحقیق درباره تاریخ و جامعه شرق را یک فرهنگ ترجمه‌ای می‌داند که به جای بررسی منابع دست اول به منابع دست چندمی خارجی رو آورده‌است. وی همچنین اکثر ترجمه‌ها را نادرست و آلوده به اغراض سیاسی می‌داند به عنوان مثال روشن ترجمه فارسی کتیبه بیستون را می‌آورد که در آنجا به نقل از داریوش آمده: «من از نژاد آریا هستم.» وی در این باره توضیح می‌دهد:

من با چند نفر از همکاران در اروپا که به خط میخی آشنایی دارند مکاتبه کردم و از آنها پرسیدم که به نظر شما معنی این کلمه چیست؟ آنها به من پاسخ دادند که این کلمه حداکثر به معنی طایفه و خاندان است و به هیچ وجه معنی نژاد از آن استنباط نمی‌شود. حال شما ملاحظه کنید این دو چقدر با یکدیگر متفاوتند که سلطانی بگوید من از فلان طایفه‌ام یا بگوید من از فلان نژادم. ملاحظه می‌کنید که ترجمه‌های ما تا چه حد در جهت اغراض سیاسی به غلط دست برده شده‌اند [۱۶]

منابع

  1. {«رواسانی: میرزا کوچک خان نمی‌خواست جمهوری اسلامی تشکیل دهد». تاریخ ایران.
  2. دکتر شاپور رواسانی، مهمان امروز کافه خبر/ بررسی شخصیت سردار جنگل
  3. شاپور رواسانی:مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی، انتشارات امیرکبیر، پشت جلد
  4. http://www.springerlink.com/content/5312646317l52873/
  5. مجله فرهنگ - شماره ۲۷ - نقد سه دیدگاه در توسعه نیافتگی ایران معاصر (نقش عامل خارجی)
  6. شاپور رواسانی:مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی، انتشارات امیرکبیر، پشت جلد
  7. محمدرضا اسدزاده. «شاپور رواسانی از ایرانیت مزدک و انوشیروان می‌گوید». تاریخ ایران، ۱۲ فروردین ۱۳۹۰.
  8. پروفسور شاپور رواسانی: نژادی به نام آریایی نداریم
  9. محمدرضا اسدزاده. «شاپور رواسانی از ایرانیت مزدک و انوشیروان می‌گوید». تاریخ ایران، ۱۲ فروردین ۱۳۹۰.
  10. http://www.iranicaonline.org/articles/germany-iv
  11. پروفسور شاپور رواسانی: نژادی به نام آریایی نداریم
  12. نادرستی فرضیه‌های نژادی آریا، سامی و ترک
  13. پروفسور شاپور رواسانی: نژادی به نام آریایی نداریم
  14. پروفسور شاپور رواسانی: نژادی به نام آریایی نداریم
  15. پروفسور شاپور رواسانی: نژادی به نام آریایی نداریم
  16. پروفسور شاپور رواسانی: نژادی به نام آریایی نداریم

پیوند به بیرون





نظرات() 

راه‌اندازی شبکه تلویزیونی به زبان آذری

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 25 مهر 1393-11:24 ق.ظ


رئیس سازمان صداوسیما اعلام کرد که به‌زودی یک شبکه مستقل تلویزیونی به زبان آذری و با رویکرد فرهنگی، هنری و اجتماعی راه‌اندازه می‌شود.

به گزارش ایسنا، عزت‌الله ضرغامی، رئیس سازمان صداوسیما، که به دعوت وزیر ارتباطات و فن‌آوری پیشرفته جمهوری آذربایجان به این کشور سفر کرده است، امروز، سه‌شنبه 22 مهرماه، در یک کنفرانس مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی حاضر شد و با اشاره به استقبال کم‌نظیر مردم آذربایجان از پخش سریال‌های ایرانی در این کشور، گفت: به‌زودی شبکه مستقل تلویزیونی به زبان آذری و با رویکرد فرهنگی، هنری و اجتماعی راه‌اندازی خواهد شد. این شبکه بستر مناسبی برای پخش انواع فیلم، سریال، مستند، انیمیشن و گزارش‌های علمی، آموزشی و خبری خواهد بود.
ضرغامی همکاری های اقتصادی و فرهنگی بین دو کشور را بسیار خوب و کم‌نظیر توصیف کرد و افزود: در نشست با وزیر اقتصاد و صنعت و رئیس کمیسیون همکاری‌های مشترک، قرار شد برنامه‌ریزی مستقلی برای انعکاس این همکاری‌ها در دو کشور انجام شود. شبکه تلویزیونی جدید با اولویت به این موضوع خواهد پرداخت.

او در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران در مورد پخش برنامه‌های آذربایجان در این شبکه گفت: شبکه جدید با اولویت و بر اساس ضوابط نظارتی خود، تولیدات فرهنگی، هنری هنرمندان آذری را پخش خواهد کرد.

رئیس سازمان صداوسیما در ادامه با اشاره به ملاقات‌های انجام شده با وزرا و مقام‌های ارشد اقتصادی، فرهنگی و دینی گفت: دیدگاه مسئولان جمهوری آذربایجان در همه بخش‌ها، توجه به حفظ استقلال و هویت فرهنگی و ملی است و از هرگونه تعامل در جهت جلوگیری از نفوذ فرهنگ غرب و تخریب فرهنگ غرب و تخریب فرهنگ و تمدن ملی خود استقبال می‌کنند. در این زمینه دو کشور همکاری‌های سازنده با هم خواهند داشت.
ضرغامی با دعوت از رسانه‌های آذربایجان به حفظ وحدت وتقویت روابط حسنه دو کشور گفت: من به عنوان همکار شما توصیه می‌کنم از برجسته کردن موضوعات فرعی و حاشیه‌ای و بعضاً نادرست و بی‌پایه خودداری کنید و اخبار و گزارش‌های مثبت و سازنده بین دو کشور را محور اطلاع‌رسانی خود قرار دهید. این رویکرد در جهت منافع ملی دو کشور خواهد بود.

 

دانلود نسخه فارسی کتاب "تاریخ دیرین ترکان ایران"

پرفسور "محمد تقی زهتابی کیریشچی"  یکی از روشنفکران و ایده پردازان معاصر در ایران بود که به واسطه دانش فراوانی که داشت،کمک های زیادی به ارتقا و شناساندن فرهنگ و تاریخ ترکها در ایران نمود.



از جمله آثار وی که در دوران تبعید و مهاجرت به خارج کشور به چاپ رسیده است میتوان به



 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://guneyebakan.blogfa.com/post-1469.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه یکم شهریور 1392ساعت 12:4 PM | توسط : وطن دیلی نیوز  | آرشیو نظرات

درباره زبان مادری/آنا دیلینه گؤره


دانلود تاریخ دیرین تركان ایران


تاریخ دیرین تركان ایران ( ترجمه فارسی )


- نام کتاب : تاریخ دیرین ترکهای ایران
- اثر: پرفسور دکتر محمد تقی زهتابی
- زبان کتاب: فارسی
- فرمت فایل : ۱۳ فایل پی دی اف PDF
- تعداد صفحات : ۲۶۴
- حجم : جمعا ۴۸ مگابایت
- پسوورد و منبع : www.aharri.com

http://www.aharri.com/?page_id=2235







نظرات(0) 



نظرات(0) 



نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox