یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 11 تیر 1395-08:26 ب.ظ

.jpg



انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif





نظرات() 

كوبا نی / شعركوبا نی / شعر

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-11:16 ق.ظ


پخش زنده شبکه سبلان پخش زنده رادیو اردبیل


پخش زنده رادیو و تلویزیون

روی تصویر کلیک کنید.
پخش زنده رادیو و تلویزیون


این شعر را به مردم دلاور و مقاوم كوبانی كه روزهاست دلاورانه مقاومت می كنند تقدیم می كنم !
كوبا نی
كوبانی من سنه باش اگورم
همتو ئه فرح لنو ب محنتو ئه درد چكورم
من بیر مسلمان و علی اولادیم   
من بو شیطانان كی خلافت ایستیور نفرت  ایدورم
من ازلدن باش كسوب گوز چاقادانا نفرت ایدورم
من كی بیر توركم ولی عثمانیا شرم ایدورم
من بیر ازاده ام ،ازادیاشارام 
من بو یالانچی غربی دموكراتلارا شرم ایدورم
من بیر بشر و اولاد بشر م
 بو یالانچی حقوق بشر چیلره شرم ایدورم
كوبانی من  بو یاجوج و ماجوج قومی تا نورام
من سنه جنگ نهرو ا نی یاد ایدورم
كوبانی من بو قومی تا نورام
من سنه هیتلر و شارو نی یاد ایدورم 
كوبانی من بو قومی تانورام
من سنه خو نین شهرو غزه نی یاد ایدورم
سنی سسلیورم قهرمان كوبانی
قولی سینسون سنه گوله اتا نی
بیز بیر اولسوخ بیزه دشمن باتامز
ظالم اوچی بیزه گوله اتامز
قارانقوش
ترجمه شعر 
این شعر را به مردم دلاور و مقاوم كوبانی كه روزهاست دلاورانه مقاومت می كند تقدیم می كنم!
          كوبانی 

كوبانی من در برابر مقاومت تو  تعظیم می كنم
من به همت و اراده تو مباحات می كنم واز درد و محنتت رنج می كشم
من یك مسلمان و اولاد علی ام
من از این شیطان كه ادعای خلافت داردنفرت دارم
من از روز ازل به هركسیكه سر بریده یا چشم در اورده نفرت می كنم
من كه خود یك توركم  دولت عثمانی راشرم می دانم
من كه خود یك انسان ازاده ام این مدافعین كاذب غربی دموكراسی را شرم می دانم
من كه یك انسان واز اولاد بشرم این مدافعین كاذب حقوق بشر را شرم می دانم 
كوبانی من این قوم یاجوج و ماجوج را می شناسم
من برای شناخت این قوم جنگ نهروان را به یاد شما می اورم
كوبانی من این قوم رامی شناسم
من برای شناخت این قوم هیتلر و شارون را به یادشما می اورم 
كوبانی من این قوم رامی شناسم
من برای شناختن  این قوم خو نین شهر و غزه را به یادشما می اورم 
من تورامی خوانم و فریاد میز نم  ای كوبانی قهرمان
بشكند  دست كسیكه به سوی تو گلوله شلیك می كند
ما اگر متحد شو یم دشمن نمی تواند برما غلبه كند
شكارچی ظالم نمی تو ا ند برما گلوله شلیك كند

قارانقوش 




نظرات() 

شعر/ ای اوشاقلار ال اله

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-11:15 ق.ظ


ای اوشاقلار ال اله

ال اله  ورون گیدك ارزو گیله

ارزو گیل بیزدن كوسوبلر بیلیروك

بو زمان بیز ال اله ورملیوك

چال توتگی سسون گلسون

ازاد نغمه ایله گلسون

ازاد ایلر ازا د یاشار

ازادلیق نغمه سی توتكدن تاردا ن 

تفنگدن یوخ،قلمنن  ،سازدان

سماء نعمه سالار

قدیمنن ددیلر ازادلیق یازار  توكیلن قانلار

منیم ایلیم نازلی گولوم  / شانلی امیدیم

تفنگدد ن گلن ازادلیق/  قان یازوب قانلی اولار

الوا فلم گوتور یاز ازادور ازادلیق

ازاد یاشارام  چون قلمیم ازاد یازار


شعر از س -قارانقوش خطبه سرا 





نظرات() 

مصاحبه /دکتر صدیق: پیشنهاد من آموزش درس «زبان و فرهنگ بومی» در مدارس است.

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-11:13 ق.ظ


دکتر ح. م. صدیق در آستانه‌ی حلول سال جدید 1393 پیشنهاد خود را جهت اجرای کامل مفاد اصل 15 قانون اساسی طی مصاحبه‌ای مطرح کردند، که در زیر می‌خوانید:




سوال: کسانی که با اجرای اصل پانزدهم مخالفت می‌کنند،‌ چه می‌خواهند؟

پاسخ: سخنان مخالفان اجرای کامل اصل پانزدهم قانون اساسی، بسیار مضحک، ناپخته و نسنجیده است. یکی از آن‌ها در مصاحبه با ایسنا گفته است:«در ایران همه‌ی جمادات هم فارس هستند و ما غیر فارس اصلا نداریم.» می‌بینید که این سخن، هم خنده‌دار و هم بسیار تحریک‌آمیز است. چنین زخم زبانی، مطالبات قومی را به سمت و سوی سیاسی سوق خواهد داد. جوانان، آن را توهین قومی تلقی خواهند کرد و یقیناً معترض خواهند شد و امنیت ما به خطر خواهد افتاد. من فکر می‌کنم که اگر ادعا کنم این مدعیان، پس‌مانده‌های اعضای کودتای نافرجام نوژه هستند بیراهه نرفته‌ام. کسی که چنین سخن لغو و جلفی بر زبان می‌راند و آن را توسط یک سازمان خبرگزاری اصلی به گستردگی در سطح جهان پخش می‌کند و گروه‌های سیاسی خارج‌نشین را به حرکت وامی‌دارد، چه خیالی جز ویران سازی شهرهای زیبای ما می‌تواند داشته باشد؟ جوانان ما باید بیدار باشند. دسیسه‌های ملی‌گرایان را خنثی کنند، مراقب باشند که خزعبلات آنان را به حساب مسئولان نگذارند و بلکه به هشیارسازی مردم و مدیران محلی در کشف و افشاء حیل و دسائس آنان بپردازند.

یکی دیگر از این مخالفان از یک تریبون دولتی گفته است که تدریس زبان ترکی خطرناک است! او تدریس انگلیسی را که این همه در کشور گسترش یافته و حتی در بسیاری از جاها از مهد کودک به آن می‌پردازیم، خطرناک نمی‌داند، آموزش دو ساعت ادبیات اسلامی ترکی در مدارس را خطرناک می‌نامد!

 

سؤال: ترکی ستیزی از کی و چگونه شروع شده است؟

پاسخ: سیاست رژیم طاغوت به حاشیه راندن و منزوی کردن زبان ترکی بود. ببینید، وقتی یک زبان، زبان مدرسه نشود و تنها در دایره‌ی محاورات توده‌ی مردم و یا در حوزه‌ی فولکلور و ادبیات قدیمه محدود گردد و زبان علم و فن هم نشود، زبان سیاست و دانش هم نشود، به تدریج به حاشیه رانده می‌شود و حتی بر اثر آمیختگی با لغات و اصطلاحات زبان رایج علمی و رسمی، زیبایی، خوش آوایی، هماهنگی و آیین‌مندی خود را از دست می‌دهد، رنجور و بیمار می‌شود. رنجوری و بیماری یک زبان، سبب رنجوری و بیماری اهل زبان نیز می‌شود و افراد اهل زبان پیوسته در مقابل غیر اهل زبان احساس کهتری و شرمندگی می‌کنند و برای نجات خود از این احساس زجرآور، سعی می‌کنند در خود شخصیت ثانوی ایجاد نمایند و گام به گام خود را از وابستگی به زبان خویش دور سازند و در نتیجه به کمتربینی و کهترسازی هم‌ولایتی‌های خویشتن می‌پردازند و باعث ایجاد برخی تشنج‌های اجتماعی و سیاسی می‌شوند.

اما، اگر علم و فن به زبان آن مردم تعلیم داده شود، اولاً یاددادن و یاد گرفتن آن علم آسان‌تر می‌شود و ثانیاً توده‌ی مردم احساس عزت می‌کنند که خود یکی از اسباب مهم توسعه و ترویج دانش است،‌ ثالثاً هر گونه تشنج اجتماعی و سیاسی قومی رنگ می‌بازد و به صفر می‌رسد و به تحکیم امنیت ملی یاری می‌رساند.

 

سؤال: شما در جایی گفته‌اید که فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم به سیاست دورسازی زبان فارسی از زبان قرآن ادامه می‌دهد.

پاسخ: ببینید، ایجاد و ابداع واژه‌های جدید در مقابل واژه‌ها و اصطلاحاتی که در سایه‌ی ترقی علوم در دنیا به وجود می‌آیند، امری واجب و لازم است. فرهنسگتان باید و وظیفه دارد که در مقابل هجوم لغات اروپایی، واژه‌های پرمعنا و زیبای ایرانی و اسلامی برگزیند و یا ابداع کند. اما حرف من این است که در این کار واجب و لازم، فرهنگستان به جای گورکاوی‌های پیش از اسلام،‌ به دو زبان عربی و ترکی که قرن‌ها با فارسی همزیستی داشته‌اند، توجه کند. باید تاکید کنم که دو زبان عربی و ترکی برای ما مسلمانان بیگانه نیستند. چنان که فارسی هم همین طور است. مگر می‌توان زبان قرآن را برای ترک و فارس، زبان بیگانه نامید؟ زهی بی‌انصافی اگر کسی بخواهد لغات قرآنی را در فارسی با گورکاوی‌های پیش از اسلام، تغییر دهد.

مثلاً کلمه‌ی «بشقاب» که یکی از زیباترین کلمات ترکی رایج در فارسی است، چرا باید فرهنگستانی‌ها را ناراحت کند؟ آیا کلمه‌ی «زیرکش» بهتر از «بشقاب» است؟ ترکی و فارسی دو بال نیرومند هستند که قرن‌ها شاهین فرهنگ اسلام و ایران را در آسمان این کشور به پرواز درآورده‌اند و بر اقالیم وسیعی گسترده‌اند. این دو زبان موازی هم و یار و مددکار هم و پشتیبان یکدیگر، زنده به اسلام و قرآن بوده‌اند. دورسازی این دو زبان از همدیگر و دورسازی هر دو از زبان قرآن،‌ به نابودی هر دو و سیطره‌ی غربزدگی و غرب‌ْجبرانی، خواهد انجامید.

 

سؤال: منظور شما از اصطلاح «دور سازی فارسی از زبان قرآن» چیست؟

پاسخ: در رژیم طاغوت دورسازی مردم ایران از زبان قرآن ابعاد بسیار گسترده و وسیعی داشت و رژیم در تلاش بود که این کار را توسط کسانی که دارای موقعیت‌های علمی و فرهنگی بودند، انجام دهد. مثلاً ابراهیم پورداود که در دانشگاه تهران تدریس می‌کرد در اواخر دهه‌ی سی به وزارت فرهنگ وقت پیشنهاد کرد که درس عربی از برنامه‌ی مدارس حذف شود. به دنبال پیشنهاد او، طومارهایی از سوی ملی‌گرایان تهیه شد و انتشار یافت. در یکی از این طومارها آمده است:«ما از شنیدن این پیشنهاد بسیار خرسند گردیده‌ایم و از پیشنهاد این استاد غیرتمند و نیکخواه ایرانی (!) پشتیبانی می‌کنیم. این، یکی از آرزوهای ایرانیان دلبسته به میهن است. گذشته از این، زبان عربی با داشتن صیغه‌های گوناگون برای نر و ماده و افعال گیج کننده مایه‌ی تباهی مغز نوآموزان ما و ویران کننده‌ی زبان شیرین فارسی ماست (!) . . . همه‌ی میهن پرستان، خواهان به کار بسته شدن پیشنهاد استاد پورداود هستند تا آرزوی ناسیونالیست‌های غیرتمند ایران برآورده شود و ریشه‌ی نیرومند ناسیونالیسم ایران،‌ نیرومندتر گردد.»

این گونه تفکرات در تمام بدنه‌ی کشوری و لشکری در رژیم طاغوت تسری داشت. اصلا هدف از درس «آئین نگارش» در مدارس و دانشگاه‌ها، خدمت به همین تفکرات بود. هدف، فقط دورسازی فارسی از قرآن بود.

 

سؤال: نقش احمد کسروی در این دور سازی چه بود؟

پاسخ: کسروی، زبان فارسی من‌درآوردی خودش را «زبان پاک» می‌نامید. کتابی هم به همین نام انتشار داد و در آن به صراحت گفت که دو زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را «آکدار» (= ناپاک) کرده‌اند. در جایی می‌گوید:«یکی از آک‌های زبان فارسی در آمیختگی آن با واژه‌های تازی می‌بود. این در آمیختگی در نتیجه‌ی چیرگی تازیان به ایران . . . الخ» (زبان پاک،‌ص 2) و در جای دیگر می‌گوید:«این در آمیختگی فارسی با واژه‌های تازی و باز بودن درهای این زبان به روی واژه‌ها آن، یک تاریخچه‌ی سرافرازانه نمی‌دارد ...»

خلاصه آن که کسروی وجود کلمات قرآنی در فارسی را که او «تازی» می‌نامید، «آک» (= عیب) بزرگی برای فارسی می‌شمرد و در مقابل آن‌ها کلمات عجیب و غریبی اختراع کرد و در واقع سنگ بنای فرهنسگتانی را که هدفش دورسازی زبان فارسی از زبان قرآن بود،‌ پایه‌ریزی کرد. مثلا به جای کلمه‌ی اتحاد، «باهماد» گذاشت، اتحاد کردن را «باهمیدن» نامید. به عکس العمل «پادکار» گفت و انعکاس را «پادواز» کرد، اجازه را «پرک» گفت، اشتغال را «فهلیدن»، اثاثیه را «کاچال»، مجادله را «چخیدن»، خاصیت را «مون»، سفره را «گستراک»، تواضع را «نیاییدن»، ضامن را «پایندا»، تاثیر را «هنایش»، معجزه را «نتوانستنی» و . . . !

 

سؤال: یکی گفته است که «حیدربابای شهریار برای ما کافی است، آن را می‌خوانیم و لذت می‌بریم و بیشتر از این از ترکی توقع نداریم.» چرا او چنین سخنی بر زبان می‌آورد؟

پاسخ: من نمی‌خواهم درباره‌ی افراد، شخصیت آن‌ها و گذشته‌ی سیاسی‌شان حرفی بزنم. اما می‌گویم که هرگونه اظهارنظر ناشی از گونه‌‌ای تفکر سیاسی است. جوان امروز باید دهان‌ها را بشناسد، دهان استالین، دهان رضاخان، دهان هیتلر و . . . حرف بالا حرف دهان رژیم ستمشاهی است. گوینده‌ی آن نیز یقیناً دل در گرو آن دارد.

 

سؤال: پیشنهاد شما برای دولت تدبیر و امید در زمینه‌ی تدریس زبان‌های محلی چیست؟

 پاسخ: پیشنهاد من آن خواهد بود که آموزش زبان و ادبیات ترکی از همان ابتدایی شروع شود. من طرحی دارم که طبق آن از کلاس سوم ابتدایی درسی با عنوان «زبان و فرهنگ بومی» در برنامه‌ی درسی مدارس گنجانده شود. این درس تا پایان دبیرستان ادامه یابد و در دانشگاه‌ها در همه‌ی رشته‌‌ها در کنار سه واحد درس زبان فارسی، این درس هم در سطح عالی تدریس گردد.

آموزش زبان به غیر از انتقال پیشینه‌ی ادبی به نسل‌های بعدی، عامل حفظ و حراست از فرهنگ و رسوم هر منطقه نیز هست. این، می‌تواند شامل رسوم مذهبی ، اعیاد، همه‌ی ابعاد و جهات فولکلور، ادبیات شفاهی، بازی‌های محلی، غذاها، مشاغل و ... بشود. اتکاء فرزندان ما به داشته‌ها و اندوخته‌های پدرانشان و ریشه گرفتن در این آداب و رسوم پسندیده می‌تواند با پدیده‌ی شبیخون فرهنگی نیز مقابله کند و بسیاری از بزهکاری‌های اجتماعی را کاهش دهد. برای تالیف و تدوین کتاب «زبان و فرهنگ بومی» می‌بایست در هر استان کارگروهی متشکل از افراد صاحب نظر، متعهد و دلسوز پدید آید و با کار کارشناسی، دروس آن را پایه‌ریزی کنند. حتی می‌توان در شهری مثل تهران که تنوع اقوام و فرهنگ‌ها وجود دارد، در هر یک از مناطق و نواحی، یکی از زبان‌ها و فرهنگ‌های اقوام تدریس شود.

این، حداقل کاری است که دولت محترم در راستای اقدام به اجرای کامل اصل پانزدهم می‌تواند انجام دهد. البته طبیعی است که از سوی لابی‌های اجنبی و بیگانه‌پرستان داخلی کم و بیش مخالفت‌ها هم خواهد شد. مگر در موارد دیگر سر و صدا راه نیانداختند؟ ایادی دشمن نمی‌خواهند ایران اسلامی جزیره‌ی امن در منطقه باشد، نمی‌خواهند ایران اسلامی به ابر قدرتی در منطقه تبدیل شود.

به نظرم می‌رسد که عملی‌ترین و کاربردی‌ترین برنامه را می‌توان بر مبنای این پیشنهاد طرح و اجرا کرد. در واقع یک درس به همه‌ی دروس در کلیه‌ی مقاطع تحصیلی افزوده می‌شود. می‌توان درس غیر مفید فعلی استان‌شناسی را هم در آن ادغام کرد. به هر حال نیاز به بررسی و کار کارشناسی دارد که باید انجام شود.


قایناق : یوردوموز یووامیز


منبع : http://guneyebakan.blogfa.com/post-2927.aspx





نظرات() 

چکیده‌ی سخنرانی دکتر ح. م. صدیق در میان تورکولوگهای جهان

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-11:12 ق.ظ




نویسنده : سید احسان شکر خدا

اشاره : سخنرانی جناب دکتر صدیق در میان تورکولوگهای جهان، حرفی نو بوده است: یکی، کتاب قارا مجموعه شیخ صفی (تقریرات) و دیگری، فرضیه زبان آذری کسروی.

میتوان گفت که طرح این دو مسئله، از وقایع مهم زندگی علمی ایشان است که در طول حیات خود آن را به دست اهل علم سپرده‌اند. کسروی سعی داشت با توسل به چند شعر از شیخ صفی اثبات کند که ایشان ترک نیستند و این اشعار به همان زبان آذری مورد نظر وی سروده شده است. او برای اثبات فرضیه خود بر روی شیخ صفی بسیار سرمایه گذاری منفی کرده بود (از جمله این که سید و شیعه هم نیستند). خوشبختانه کشف تقریرنگاریهای شیخ صفی الدین توسط دکتر صدیق به زبان ترکی همچنین شجره‌نامه و اقرار ارادت این پیرمرشد به خاندان نبوت، هم ترک بودن و هم سید و شیعه بودن ایشان را اثبات و ادعاهای احمد کسروی در کتاب «شیخ صفی و تبارش» را باطل کرد. و اما باید گفت استاد دکتر صدیق اثبات کردند که چند شعر مورد نظر کسروی،‌ آذری نیست بلکه گیلکی است و شیخ صفی به احترام شیخ زاهد - مرشد گیلانی‌اش- به گیلکی سروده است



چکیده‌ی سخنرانی دکتر ح. م. صدیق به شرح زیر است:

«احمد کسروی، تئوری «آذری‌ یا زبان باستان آذربایگان» را بر اساس هفده بیت گیلکی بازمانده از شیخ صفی الدین اردبیلی پی‌ریزی کرد. گذشته از آن، وی برای تخریب شخصیت این سید عالیقدر و جداسازی وی از فرهنگ تشیع، کتاب «شیخ صفی و تبارش» را انتشار داد و در آن انتساب وی به سلسله‌ی جلیله‌ی سادات علوی را زیر سؤال برد و وی را به اکراد منسوب کرد.

وی، جزوه‌ای با نام «شیخ صفی و تبارش» انتشار داد. وی در این جزوه‌ی به اصطلاح علمی، ادعا می‌كند كه ثابت خواهد كرد شیخ صفی الدین اولاً سیّد نبوده، ثانیاً تركی نمی‌دانسته و ثالثا شیعه نبوده است. بگذریم كه در همین جزوه نیز، مانند دیگر آثارش دچار تناقض گویی می‌شود و مثلا یك جا می‌گوید كه مطلقاً تركی و فارسی نمی‌دانسته و آذری (!) حرف می‌زده است.

تناقض گویی دیگر وی در آن است كه 17 بیت گیلكی منسوب به شیخ صفی را یك بار تالشی و بار دیگر آذری می‌نامد و بر اساس آن هم جزوه‌ای تحت عنوان «آذری یا زبان باستان آذربایگان» انتشار می‌دهد و نظریه‌ی «زبان آذری» را بر اساس این 17 بیت پی‌ریزی می‌كند. گرچه اهانت‌های دور از نزاكت كسروی به ساحت مقدس شیخ صفی الدین اردبیلی نتوانست شخصیت والای این سید تركی سخن و شیعه‌ی مخلص آل علی (ع) را زیر سؤال ببرد.

در پژوهش‌های معاصر، زمینه‌های نگرش منفی به شخصیت شیخ صفی الدین اردبیلی را «ادوارد براون» فراهم ساخت. و سپس احمد كسروی برای ترور كامل شخصیت وی، جزوه‌ای با نام «شیخ صفی و تبارش» انتشار داد. احمد کسروی برای اثبات ادعای شیعی نبودن شیخ صفی، دلایل مضحکی می‌آورد نظیر این که «احادیث اهل سنت را ذکر می‌کند». جالب است که دلایلی مانند سند زیر را از صفوة الصفا نیز نمی‌پذیرد:

«وقتی از مذهب شیخ – قدس سرّه- سوال کردند، فرمود: ما مذهب اهل بیت پیغمبر (ص) را داریم.»

 

قارا مجموعه (مجموعه‌ی کبیر)

غریبی تبریزی در مقدمه‌ی کتاب «تذکره‌ی مجالس شعرای روم» از کتابی موسوم به «قارا مجموعه» نام می‌برد و آن را تحریر سلطان سید صفی الدین و تحریر سید صدر الدین می‌نامد. می‌گوید که در رؤیا آن را در دست سید صفی الدین دیده و غزلی از آن را از او آموخته است و از زبان او نقل می‌کند که گفته است:

«اهل حق را بخل نشاید. بیا اگر قابلیتی در تو است، غزلی از آن را به تو یاد دهم.»

شاردن، سیاح فرانسوی که در سده‌ی پانزدهم میلادی به ایران آمده،‌ گوید:

«شاهان صفوی چون به جنگ می‌رفتند، قارا مجموعه را باز می‌کردند و اندرزهایی از آن می‌خواندند. این کتاب 9000 بیت دارد. در هر بیت آن 50 حرف موجود است و از آثار شیخ صفی به حساب می‌آید.» (سیاحت نامه‌ی شاردن، ج. 8.)

مینورسکی آن را سیر الصفیه نام می‌دهد و گوید که کتاب مقالات و مقامات شیخ صفی که نام آن در افضل التواریخ آمده، همین کتاب است. (شیخ صفی الدین اردبیلی، 1381،‌ص 6.)

مرحوم تربیت، میرزا عباسلی و دیگران نیز از این اثر یاد کرده‌اند.

 

صاحب این قلم، کتاب «قارا مجموعه» را با تدوین و تألیف رسالات و اشعار منسوب به شیخ صفی فراهم آوردم، صد البته کتابی نیست که در این گفتار به توصیف آن می‌پردازم. به قصد یادآوری آن اثر گم شده در تاریخ، این نام را بر مجموعه‌ی فراهم آورده‌ی خود گذاشتم که بخش‌های آن را در این جا نام می‌برم:

1- اشعار ترکی، 2- اشعار گیلکی، ‌3 - اشعار فارسی، ‌4- رساله‌ی البویوروق، ‌5- قلاووز اهل راه (یول  ا هلینه قیلاووز)،  6- فرمان طریقت،  7- رساله‌ی دل ( کؤنول رساله‌سی)،  8- صفوة الصفا، ‌9- کلمات و تحقیقات،  10- مناقب الاسرار و بهجت الاحرار،  11- تذکره‌ی شیخ صفی.


نتیجه :

حاصل کلام آن که شیخ صفی الدین اردبیلی یکی از طرائق شیعی موسوم به صفیه را بر اساس معارف قرآنی پی‌ریزی کرد و به تربیت مریدان پرداخت. او، گذشته از فارسی، ترکی و عربی به گویش گیلکی نیز مسلط بود و آثار تعلیمی چندی از خود بر جای گذاشته است. قارا مجموعه یا مجموعه‌ی کبیر مهم‌ترین اثری است که مریدان از راه تقریرنگاری، مطالب آن را از زبان سید صدر الدین نقل کرده‌اند.»


(عکسها : از جناب عیسی مجیدی)






نظرات() 

فرزندان‌ شیخ‌ صفی‌ الدین‌ اردبیلی‌ در تالش‌ امروز

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-11:03 ق.ظ

شیخ صفیعلی عبدلی

 تاکنون‌ سخن‌ براین‌ بوده‌ که‌ تالشان‌ در شکل‌گیری‌ و استقرار دولت‌صفویه‌ نقش‌ اساسی‌ داشته‌اند. برای‌ پی‌ بردن‌ به‌ چگونگی‌ این‌ موضوع‌کافیست‌ به‌ سرگذشت‌ شاه‌ اسماعیل‌ از زمان‌ مرگ‌ سلطان‌ علی‌ تا وقتی‌ که‌بر اریکه‌ سلطنت‌ ایران‌ تکیه‌ زد به‌ روایت‌ انبوه‌ منابع‌ موجود، از جمله‌ به‌احسن‌ التواریخ‌ و جهانگشای‌ خاقان‌، نگاهی‌ افکنده‌ شود .

 در ادامه‌ پژوهشهایی‌ که‌ صورت‌ می‌گیرد و با پیدا شدن‌ اسناد و مدارک‌موثق‌ کهن‌، اکنون‌ در شناخت‌ خاندان‌ شیخ‌ صفی‌ ، با به‌ دست‌ گرفتن‌ سراین‌ رشته‌ که‌ زبان‌ شیخ‌ صفی‌ به‌ استناد فهلویات‌ بازمانده‌ از او، تالشی‌ بوده‌،سالهای‌ متمادی‌ از عمر خود را در روستای‌ هلیه‌ کران‌ تالش‌ سپری‌ کرده‌،در محضرو مکتب‌ شیخ‌ زاهد تالش‌ گیلانی‌ تربیت‌ شده‌، همسر تالشی‌ زبان‌اختیار کرده‌ ، خرقه‌ ارشاد از شیخ‌ زاهد ستانده‌ و مقام‌ اورا به‌ ارث‌ برده‌است‌ وبالاخره‌ این‌ که‌ نزدیکترین‌ و بیشترین‌ وابستگان‌ِ نخستین‌ِ خانقاهش‌،مردم‌ و صوفیان‌ و پیران‌ تالش‌ از مغان‌ و گشتاسپی‌ تا گسکرو فومن‌ بوده‌اند،می‌توان‌ بر تبار، هویت‌ ایلی‌ و شاخه‌های‌ مختلف‌ نسل‌ او نیز نگاهی‌ تازه‌افکند.

 چنان‌ که‌ می‌دانیم‌ که‌ باروی‌ کار آمدن‌ سلسله‌ افشار، دوره‌ سلطنت‌صفویه‌ به‌ پایان‌ رسید اما بی‌ تردید دودمان‌ او هرگز برچیده‌ نشد وخاندانهای‌ متعددی‌ از نسل‌ او همچنان‌ در گستره‌ جامعه‌ ایران‌ به‌ زندگی‌خویش‌ ادامه‌ دادند.اما به‌ راستی‌! چه‌ اتفاقی‌ رخ‌ داد که‌ دیگر کسی‌ ازحضورآنان‌ در کنار و در پیرامون‌ ما سخن‌ نمی‌گوید؟.غبار کدام‌ حادثه‌، در کدام‌مقطع‌ از تاریخ‌،چنان‌ بر آینه‌ ی‌ هویتشان‌ نشست‌ که‌ زان‌ پس‌ کسی‌ آنان‌ رانشناخت‌؟. اکنون‌ توفیقی‌ حاصل‌ شده‌ است‌ که‌ دست‌ کم‌ در حد گشودن‌باب‌ یک‌ گفتگو ،موضوع‌ جالب‌ توجهی‌ در این‌ مورد مطرح‌ گردد و به‌استناد اسناد و شواهدی‌ متعدد، خبرِ حضورِ بازماندگان‌ شیخ‌ صفی‌ الدین‌اردبیلی‌ در تالش‌ ، اطلاع‌ داده‌ شود .

 در اوایل‌ سال‌ ۸۳ نامه‌ای‌ به‌ دست‌ نگارنده‌ رسید از شخصی‌ به‌ نام‌سید کاووس‌ میر مسعودی‌، بزرگ‌ِیکی‌ از خاندانهای‌ سرشناس‌ تالش‌. به‌پیوست‌ آن‌ نامه‌، شجره‌ نامه‌ای‌ نیز ارسال‌ شده‌ بود که‌ نشان‌ می‌داد خاندان‌میر مسعودی‌ تالش‌ که‌ تا اواخر دوره‌ قاجار، نام‌ فامیلی‌ شان‌ «موسوی‌صفوی‌» بوده‌ خلف‌ِ بلا واسطه‌ شیخ‌ صفی‌ الدین‌ اردبیلی‌ می‌باشد. به‌ لحاظ‌این‌ که‌ چنان‌ شجره‌ نامه‌ هایی‌ در مورد اشخاص‌ مختلف‌ در همه‌ جا و جوددارد و اغلب‌ آنها نیز قابل‌ اعتنا نیستند، شجره‌ نامه‌ مذکور هم‌ در یک‌ نگاه‌متعارف‌ نمی‌توانست‌ چیز قابل‌ توجهی‌ باشد ولی‌ اصالت‌ و اعتبار خانوادگی‌نویسند نامه‌ و وجود برخی‌ نکات‌ تأمل‌ برانگیز در آن‌ نامه‌ موجب‌ گردیدکه‌ نگارنده‌ با آقای‌ سید کاووس‌ میر مسعودی‌، در منزل‌ ایشان‌ واقع‌ درجوکندان‌ تالش‌ ملاقاتی‌ داشته‌ باشد. در آن‌ دیدار اسناد متعددی‌ رؤیت‌گردید که‌ مفاد و مطالب‌ آنها تأیید می‌نمود که‌ شخص‌ یاد شده‌ با واسطه‌چهارده‌ پشت‌، خلف‌ شیخ‌ صفی‌ الدین‌ اردبیلی‌ می‌باشد .

 چهرده‌ پشت‌ مذکور به‌ شرحی‌ که‌ در شجره‌ نامه‌ ی‌ مربوطه‌ آمده‌،عبارت‌ است‌ از: روح‌ الله‌، فضل‌ الله‌، سیفعلی‌ «مشهور به‌ خانجان‌»، اسدالله‌،نورالله‌، صدرالدین‌، قطب‌ الدین‌، صادق‌، فضل‌ الله‌، هاشم‌، ابراهیم‌،عبالرحمن‌، خواجه‌ علی‌، صدرالدین‌ موسی‌، شیخ‌ صفی‌ .

 در این‌ ترتیب‌ و توالی‌ نسل‌ وقتی‌ به‌ سید سلطان‌ خواجه‌ علی‌ می‌رسیم‌،دوتن‌ از پسرانش‌ به‌ نامهای‌: ابراهیم‌ و عبدالرحمن‌، در صدر دوشاخه‌نسبی‌ قرار میگیرند. شاخه‌ ی‌ ابراهیم‌ با جنید و حیدر و سلطان‌ علی‌ و شاه‌اسماعیل‌ ادامه‌ می‌یابد. شاخه‌ عبدالرحمن‌ پس‌ از یازده‌ نسل‌ در زمان‌حاضر به‌ خاندان‌ میر مسعودی‌ تالش‌ می‌رسد.

 در شرایطی‌ که‌ نسل‌ ابراهیم‌ سلسله‌ پادشاهی‌ صفوی‌ را در ایران‌ بنیان‌می‌گذارند، نسل‌ عبدالرحمن‌ به‌ صورت‌ موروثی‌ عهده‌ دار رهبری‌ دینی‌ وخلافت‌ ولایات‌ تالش‌ می‌گردند .و از زمانی‌ که‌ فرزندان‌ ابراهیم‌ در صددکسب‌ قدرت‌ سیاسی‌ بر می‌آیند، پسر عمو هایشان‌ در دیار تالش‌ با تمام‌توان‌ به‌ یاری‌ آنها می‌شتابند. چنانکه‌ در جنگ‌ با شیروانشاهان‌ و امیران‌آق‌ قویونلو، تالشان‌ از عمده‌ترین‌ همراهان‌ شیخ‌ حیدر بوده‌اند (خنجی‌۱۳۸۲/ ص‌ ۲۶۷ و ۲۵۷) و بعدها نیز با مساعدت‌ و حمایت‌ سرنوشت‌ساز صوفیان‌ و امیران‌ تالش‌، اسماعیل‌ به‌ پادشاهی‌ می‌رسد .

 اسنادی‌ که‌ مؤید اصالت‌ شجره‌ نامه‌ ی‌ خاندان‌ میر مسعودی‌ و ارتباط‌نسبی‌ آن‌ خاندان‌ با شیخ‌ صفی‌ الدین‌ می‌باشد، مطعلق‌ به‌ چند مقطع‌تاریخی‌، از دوره‌ صفویه‌ تا قاجاریه‌ است‌. سند اول‌ حکمی‌ ست‌ که‌ از سوی‌شاه‌ طهماسب‌ اول‌ صادر شده‌ و به‌ موجب‌ آن‌ سید فضل‌ الله‌ «نهمین‌پشت‌ کاووس‌ میر مسعودی‌» به‌ خلافت‌ ولایات‌: توالش‌، لنکرکنان‌، آستاره‌،فومن‌، تول‌ وناو و توابع‌ آن‌ منصوب‌ گردیده‌ است‌. با توجه‌ به‌ این‌ که‌ شاه‌طهماسب‌ در سالهای‌ بین‌ ۹۳۰ و ۹۸۴ هـ. ق‌ سلطنت‌ کرده‌ است‌ وصفویان‌ تالش‌ نیز در تول‌ تالش‌ (لیسار و جوکندان‌ کنونی‌) ساکن‌ بوده‌اندوبنابه‌ نوشته‌ جنابی‌ (رابینو۱۳۶۴ / ص‌ ۵۷)در سال‌ ۹۹۰ حاکم‌ لیسارشخصی‌ بوده‌ به‌ نام‌ شیخ‌ فضل‌ الله‌، مفاد سند مذکور در منابع‌ تاریخی‌ نیزتأیید می‌گردد.

 سند دوم‌ که‌ تاریخ‌ ۱۰۳۰ را در ذیل‌ خود دارد، حکمی‌ ست‌ که‌ از سوی‌شاه‌ عباس‌ بزرگ‌ صادر شده‌ و به‌ موجب‌ آن‌ «سید الخلفا قطب‌ الدین‌خلیفه‌، به‌ خلافت‌ محال‌ آستاره‌، لنکر کنان‌، گسکر و فومن‌ منصوب‌ شده‌است‌» به‌ استناد مفاد همین‌ حکم‌ قطب‌ الدین‌ خلیفه‌ فرزند سید صادق‌خلیفه‌ صفوی‌ بوده‌ و این‌ دو تن‌ به‌ ترتیب‌  در مکان‌ هفتمین‌ و هشتمین‌پشت‌ میر مسعودی‌ها قرار می‌گیرند. شایان‌ ذکر است‌ که‌ قطب‌ الدین‌خلیفه‌ را پس‌ از فوت‌ در جوکندان‌ تالش‌ دفن‌ می‌کنند و آرامگاه‌ او وبرخی‌از اخلافش‌ در آن‌ محل‌، اکنون‌ با نام‌ قوشه‌ جد، از جمله‌ زیارتگاههای‌تالش‌ می‌باشد .

 بعد از قطب‌ الدین‌ خلیفه‌، اخلاف‌ او تا دوره‌ مشروطیت‌ به‌ ترتیب‌زمانی‌ عبارت‌ بوده‌اند از: سید صدر الدین‌، سید نورالله‌، سید اسدالله‌، سیدسیفعلی‌ مشهور به‌ خانجان‌، سید فضل‌ الله‌ و سید روح‌ الله‌ و همه‌ ی‌ اینهادر زمان‌ حیات‌ خود از جمله‌ خلفا و مراجع‌ دینی‌ تالش‌ بوده‌اند. در تأییداین‌ موضوع‌ نیز اسناد معتبری‌ در دست‌ می‌باشد. یکی‌ از آن‌ اسناداستشهادیه‌ای‌ ست‌ که‌ در سال‌ ۱۲۷۳ هـ. ق‌ نوشته‌ شده‌ و در آن‌ ۳۶ تن‌از علمای‌ برجسته‌ وقت‌ تالش‌ شهادت‌ داده‌اند که‌ سید سیفعلی‌ موسوی‌الصفوی‌ مشهور به‌ خانجان‌ فرزند سید اسدالله‌ از سادات‌ صفوی‌ النسب‌می‌باشد .و اجداد او نسل‌ اندر نسل‌ به‌ خلافت‌ تالش‌ و لنکر کنان‌ و فومن‌ وگسکر منصوب‌ بوده‌اند .اسناد دیگری‌ هم‌ که‌ تقریبا” چنین‌ مضمونی‌ دارندودر زمانهای‌ پس‌ از سال‌ ۱۲۷۳ هـ. ق‌ نوشته‌ شده‌اند، موجود می‌باشد.

 استشهادیه‌های‌ مذکور به‌ این‌ دلیل‌ تنظیم‌ شده‌اند که‌ حکام‌ کرگانرودخصوصا” سردارامجد تالش‌ «عمید السلطنه‌»پیوسته‌ در صدد بوده‌اندکه‌ازشدت‌ نفوذ خانواده‌ سادات‌ موسوی‌ صفوی‌ «بعدهامیرمسعودی‌ » را دربین‌ مردم‌ از بین‌ ببرند تا مانعی‌ در مسیر یکه‌ تازی‌ و سلطه‌ ی‌ مطلقه‌ ی‌خود نداشته‌ باشند. اما این‌ امر ممکن‌ نمی‌شد مگر با تبلیغ‌ کردن‌ این‌موضوع‌ که‌ خانواده‌ مذکور سید و اخلاف‌ شیخ‌ صفی‌ نیستند. سی‌ سیفعلی‌ وفرزندش‌ سید فضل‌ الله‌ نیز به‌ منظور دفع‌ دسیسه‌های‌ خان‌ حاکم‌ تالش‌،هرچندگاه‌ ناگزیر به‌ تنظیم‌ استشهادیه‌هایی‌ می‌شدند .

 جنگ‌ پنهانی‌ و طولانی‌ صفویان‌ تالش‌ با خوانین‌ کرگانرود، سر انجام‌ دراوایل‌ نهضت‌ مشروطیت‌ صورت‌ علنی‌ می‌گیرد و هردو خانواده‌ در آن‌جنگ‌ دچار پیامدهای‌ سنگینی‌ می‌گردند. جای‌ آن‌ دارد که‌ در اینجا شرحی‌مجمل‌ از حوادثی‌ که‌ دربین‌ صفویان‌ تالش‌ و سردار امجد در زمان‌مشروطیت‌ رخ‌ داد، گفته‌ آید :

در زمان‌ یاد شده‌، سید سیفعلی‌ مشهور به‌ خانجان‌، بزرگ‌ خاندان‌صفوی‌ تالش‌ در جوکندان‌ تالش‌ ساکن‌ بود. خانجان‌ با این‌ که‌ هیچ‌ سمت‌رسمی‌ ای‌ نداشت‌، در مقابل‌ خوانین‌ منطقه‌ و عمال‌ و پشتیبانان‌ آنها،پناهگاه‌ مردم‌ و محضرش‌ محلی‌ برای‌ رسیدگی‌ به‌ دعاوی‌ و اختلافات‌اهالی‌ منطقه‌ به‌ شمار می‌آمد. از سوی‌ دیگر وجود یک‌ رشته‌ روابط‌خویشاوندی‌ بین‌ او و چند خانواده‌ بزرگ‌ و متنفذ تالش‌ مانند اللهقلی‌ بیگ‌تولی‌ و مجاهد مشهور نهضت‌ مشروطیت‌، سید اشرف‌ کرگانرودی‌،خاندان‌ وی‌ را در مقام‌ یک‌ مرکز قدرت‌ رقیب‌ در مقابل‌ خان‌ حاکم‌کرگانرود قرار داده‌ بود ازاین‌ رو خان‌ مقتدر تالش‌ که‌ «شاه‌ گیلان‌» خوانده‌می‌شد  و خود را حاکم‌ مطلق‌ و صاحب‌ جان‌ و مال‌ مردم‌ اهالی‌ تالش‌می‌دانست‌، و جود چنان‌ رقیبی‌ را بر نمی‌تابید و مدام‌ در اندیشه‌ تضعیف‌ وسر کوبی‌ آن‌ بود.

 با گسترده‌ شدن‌ دامنه‌ نهضت‌ مشروطیت‌ از تبریز و تهران‌ به‌ دیگرایالات‌ و ولایات‌ خصوصا” گیلان‌، حرکتهایی‌ اعتراض‌آمیز نسبت‌ به‌ مظالم‌عمید السلطنه‌ در تالش‌ نیز آغاز می‌شود. سید فضل‌ الله‌، پسر سیدخانجان‌ که‌ جوانی‌ رشید و آزادیخواه‌ بود، در زمره‌ نخستین‌ افرادی‌ قرارمی‌گیرد که‌ علنا” خواهان‌ برچیده‌ شدن‌ سلطه‌ مطلقه‌ خان‌ حاکم‌ و احقاق‌حقوق‌ رعایای‌ تحت‌ ستم‌ منطقه‌ بودند و با استفاده‌ از هرفرصتی‌ شعارهای‌مشروطه‌ خواهی‌ را تبلیغ‌ می‌کردند .

 فعالیتهای‌ سید فضل‌ الله‌ که‌ بطور منظم‌ و با آب‌ و تاب‌ زیاد به‌ سردارامجد گزارش‌ داده‌ می‌شد، هر روز برشدت‌ خشم‌ و کینه‌ ی‌ او می‌افزود. تااین‌ که‌ یک‌ روز در حال‌ مستی‌ مفرط‌ «به‌ روایت‌ یک‌ شاهد عینی‌» دستورمی‌دهد که‌ سید فضل‌ الله‌ را دست‌ بسته‌ به‌ حضور او ببرند. پس‌ از اجرای‌آن‌ دستور، در محوطه‌ کاخ‌ حکومتی‌ خود ابتدا سید یاد شده‌ را با چوب‌وفلک‌ شدیدا” شکنجه‌ می‌دهد و سپس‌ شخصا” با فرو کردن‌ یک‌ تیرک‌چوبی‌ نوک‌ تیز در سینه‌اش‌، اورا به‌ قتل‌ می‌رساند و آنگاه‌ پدر او، سیدخانجان‌ را بازداشت‌ وبه‌ به‌ زندان‌ قصر ییلاقی‌ خود واقع‌ در نوئه‌ دی‌ (آق‌اولر کنونی‌) می‌فرستد و پس‌ از مدتی‌ دستور می‌دهد که‌ اورا نیز خفه‌ کنند .

 آن‌ دو. قتل‌ فجیع‌ با عث‌ شعله‌ ور شدن‌ خشم‌ و نفرت‌ اهالی‌ کرگانرودنسبت‌ به‌ سردار امجد و فراگیر شدن‌ جنبش‌ مشروطه‌ خواهی‌ در تالش‌می‌گردد و سر انجام‌ پس‌ از وقوع‌ حوادثی‌ مفصل‌ که‌ شرح‌ آن‌ را نگارنده‌ درجای‌ دیگر آورده‌ است‌  سردار امجد از حکومت‌ تالش‌ ساقط‌وخانواده‌اش‌ سرکوب‌ و متواری‌ می‌شوند و کاخهای‌ حکومتی‌ اش‌ به‌ وسیله‌مردم‌ غارت‌ و سپس‌ به‌ آتش‌ کشیده‌ می‌شوند .

 پس‌ از سید فضل‌ الله‌، ریاست‌ خاندان‌ او به‌ فرزندش‌ سید روح‌ الله‌محول‌ می‌گردد




نظرات() 

شیخ صفی‌یه منسوب گیلكجه شعر (دکتر حسین محمدزاده صدیق)

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-11:01 ق.ظ

اؤن سؤزده قئید ائتدیگیمز كیمی، شیخ صفی الدین اسحاق، شیخ زاهد گیلانی‌نین قیزی «بی‌بی فاطمه» ایله ائولنمیش و ایگیرمی ایلدن زیاده شیخ زاهیدین اؤلومونه قده‌ر، گلیك‌لر آراسیندا یاشامیشدیر. اودور كه، شیخ صفی، گیلك دیلینی‌ده یاخشی اؤیره‌نه بیلمیشدیر.

سلسلة النّسب صفویه[1] كیتابیندا، شیخ زاهد گیلانی‌نین نوه‌سی شیخ حسین، بیر نئچه قوشا بئیت و بعضی فارسجا شعرلر شیخ صفی‌یه منسوب ائدیر. البته بو شعرلرین شیخ صفی‌دن اولماسیندا شك‌ده واردیر.[2]

بیز،‌ بو شعرلرین شیخ صفی‌یه منسوب اولماسیندا شك ائتمیریك. او، هر بیر تورك عالیمی و دوشونجه صاحیبی كیمی، اطرافیندا اولان بیر چوخ دیللری و یاری دیللری اؤیرنمیشدیر. گیلكجه، تالیشجا، تاتجا یاری دیللری، فارسجا و عربجه دیللرینی یاخشی بیلیردی و بو دیللرده و یا یاری دیللرده بعضا دانیشماسی و یا بعضی شعر و قیسسا سؤزلر یازماسی‌دا شكّه شایان بیر حادثه دگیلدیر. مرحوم علی اكبر دهخدا دا فارسجا قایناقلارا اساسلاناراق یازیر:«او ابیاتی هم به زبان گیلانی سروده است.»[3]

«ایلك اؤنجه اونا منسوب توركجه اولمایان بئیتلره، سلسلة النّسب صفویه كیتابی‌نین مؤلفی فارسجا شرحلرده یازمیشدیر. شعرلری همین فارسجا شرحلر ایله برابر نشر ائدیریك، شعرلر فارس دیللی‌لرین فولكلوریك شعر قالیبلاری اولان «فهلویات» آدلاندیردیقلاری اون بیر سیلابلی مصراعلاردا یازیلمیشدیر. بو قالیبلاردا باباطاهر عریان، فائز دشتستانی و شاطر عباس صبوحی ‌نین یازدیقلاری قوشا بئیتلر، ان تانینمیش شعرلر ساییلیر.

 

2- 3. گیلكجه قوشا بئیتلر و شرحلری

اؤنجه دئدیگیمیز كیمی، سلسلة النّسب كیتابیندا همین قوشا بئیتلره فارسی شرح‌ده یازیلمیشدیر. بورادا شیخ صفی‌نین گیلكجه شعرلرینی، همین شرحلر ایله نقل ائدیریك:

در باب كسر نفس و فروتنی می‌فرماید:

صفیم صافیم گنجان نمایم،

به دل درده‌ژرم تن بی‌دوایم،

كس بهستی نبرده‌ره به اوغان،

از به نیستی چو یاران خاكپایم.[4]

 

شرح:

صفیم كه صاف دلم و دلیل و راه نماینده‌ی طالبانم به گنج‌های اسرار حق با وجود آن همه به دل دردمند بیچاره‌ام زیرا كه هیچ كس به عجب و پندار راه به عالم وحدت و اوغان (= خداوند) نبرده و من از بی‌تعینی و فروتنی خاك پای درویشانم.

 

در باب دلجویی از دردمندان می‌فرماید:

تبه[5] درده‌جر[6] ان از بوجینم درد،

اندی[7] پاشان برم چون خاك چون كرد.

مرگ ژیریك بمیان دردمندان بور،

ره باویان بهمراهی شرم برد.

 

شرح:

از غایت محبت و احسان در باب دلجویی دردمندان می‌فرماید كه بگذار تا درد همه دردمندان بر جان حزین من باشد و خاك پای قدم‌های ایشان باشم و حیات من و ممات من در میان دردمندان باشد كه ایشان همراه من و رفیقان من‌اند در معرفت حقایق عالم توحید.

 

در انبساط دل می‌فرماید:

موازش[8] از چه اویان مانده دوریم،

از جو اویان خواصان پشت زوریم،

ððð

دهشم[9] دوش با عرش و به كرسی،

سلطان شیخ زاهد چوگان كویم.

 

شرح:

مگویید كه من یك لحظه از عالم وحدت دور باشم و حال آنكه قوت و توانایی و پشت گرمی من از خاصان عالم وحدت است. این كه نگذاشته‌ام دوش به زیر عرش و كرسی یعنی بامداد حاملان آن‌ها دوش داده‌ام و به آن شرف مشرف گشته‌ام از جهت آن است كه گوی چوگان سلطان شیخ زاهدم یعنی دست پرور استاد كاملم و مطیع و فرمانبردار اویم.

 

در نفس‌كشی می‌فرماید:

شاهبازیم جمله ماران بكشتیم،

وفاداریم، بی‌وفایان بهشتیم،

قدرت زنجیریم به دست استاد،

چخمقم آتشم دیكم نوشتیم.

 

شرح:

شاهباز عالم وحدتم كه همه‌ی مارانِ صفت ذمیمه را از وجود طالبان محو و ناچیز نمودم و وفاداریم كه رسم بی‌وفایان را بر انداختم و حبل المتین قدرت الهیم كه مطیع و فرمانبردار استاد كاملم كه با وجود استیلای صفت جلال كه تقاضای آن صفت آتش سوزان است به آب حلم و بردباری تسكین داده كسی را نیازردم.

 

در عظمت و كبریایی خداوند می‌فرماید:

همان هوی همان هوی همان هوی،

همان كؤشن، همان دشت، همان كوی.

آز واجم[10] اویان تنها چو من بور،

بهر شهری بشم[11] هی های و هی هوی.

 

شرح:

همان خدای است و همان خدای جل شأنه كه یكتای بی‌همتای است و منفرد در ذات و صفات و دنیا كه عبارت از عالم ناسوت است همان صحرا و همان دشت است و خواهش دل من آن بود كه محبت حق - جل شأنه- كه محبوب حقیقی است مخصوص به من باشد و حال آنكه در هر شهری و بلادی مملو از شورش و غوغای محبان و مشتاقان حق است.

 

در خطاب با شیخ زاهد- قدّس سرّه-  می‌فرماید:

بشتو بر آمریم حاجت روا بود،

دلم زنده به نام مصطفی(ص) بور،

ایه‌ر[12] دوار بو بوردام بو پورسن[13]

هر دو دستم به دامن مرتضی بور.

 

شرح:

چون به درگاه تو كه استاد كاملی ملتجی شدم و پناه آوردم كل حاجت‌های من همه روا شد و از یمن توجه تو دلم زنده به نام حضرت مصطفی (ص) شد. فردا كه روز محشر است از من كه سؤال اعمال كنند دست التجای من به دامن حضرت علی مرتضی – علیه التّحیه و الثّناء- و آل مجتبای او باشد.

 

شیخه شیخی كه احسانش با همی نی،

تنم بوری عشقم آتش كمی نی،

تمام شام شیراز از نوریریم،

شخم سر پهلوانی از خبرنی.

 

شرح:

شیخ من الحمد لله و المنّه كه شیخی است، مكرمت و احسان او شامل طالبان است و وجود من كه مملو است از شرار محبت و شعله‌ی عشق و ارادت در او هیچ كمی نیست و تمام شام  و شیراز در ظاهر و باطن در طلب استاد كامل سیر نمودم و گرد گوشه‌نشینان عالم بر آمدم شیخ من سر و سردار همه‌ی مبارزان میدان جهاد بوده و مرا خبر نبوده است.

 

ایضا خطاب به استاد می‌كند:

به من جانی بده از جانور بوم،

به من نطقی بده تا دم آور بوم،

به من گوشه بده آر جشن نوا بوم،

هر آنكه وانكه بو از آخبر بوم.

 

شرح:

به من حیاتی بخش و دلم را به نور معرفت زنده گردان كه عدم و زوال پیرامون آن نگردد و شنوایی بخش كه ندای عالم غیب از هواتف و الهامات بدان استماع نمایم و گویایی كرامت كن تا مدام دم از محبت توانم زد تا از جمله‌ی گفتنی‌ها و شنیدنی‌ها باخبر باشم.

 

ایضا در تعریف استاد خود می‌فرماید:

دلر كوهی سراودنده نه‌بور،

عشقر جویی كه وریان بسته نه‌بور،

حلم باغ شریعت مانده زیران،

روحربازر به پرواز دنده نه‌بور.

 

 

شرح:

دل بلند همت تو مثل كوه بلندی است كه ارتفاع آن پدیدار نیست و عشق والا همت تو عین الحیات است كه پیش او را نتوان بست و حلم و بردباری تو مثل باغ و بستان شریعت است كه همیشه معمور است و روح مقدس تو مثل شهبازی است كه نهایت سیرانِ او را نتوان دید چون بال به اهمال گشاید عرصه‌ی كونین را به یك طرفة العین طی و سیر فرماید.

 

سخن اهل دلان در بكوشم،

دو كاتب نشته دایم بدوشم،

سوگندم هرده بدل چو مردان،

به غیر از تو به جای جشن نروشم.

 

شرح:

كلام اهل دلان پند و نصیحت ایشان مثل درّی است در گوش من، همیشه مراقب آنم، زیرا كه كرام الكاتبین كه نویسندگان اعمال بندگانند و همیشه حاضرند از خیر و شر، آنچه بندد به قید كتابت در می‌آورند و سوگند خورده‌ام از ته دل كه همچو مردان چشم به مادون حق بیاندازم.

 

اویانی بنده‌ایم اویانی خوانم،

ار ان بوری به بر اویانی رانم،

اویانی عشق شوری در دل من،

اننك زنده‌ام چه عشق نالم.

 

شرح:

پرورده‌ی  عالم وحدتم و دایم ورد زبان من وصف حال عالم وحدت است از آن جهت است كه اسب همت در عالم وحدت می‌تازم و عشق و شور عالم وحدت مملو است در دل من و تا مادام كه زنده‌ام از عشق نالانم.

 

3- 3. كسروی‌نین ادعاسی

قید ائتمك لازمدیر كه «احمد كسروی» و اونون ال اوشاقلاری، شیخ صفی الدین اردبیلی‌یه منسوب همین قوشا بئیتلرین گیلكجه اولدوغونو آنلامامیشلار، اونلاری مجعول «آذری یا زبان باستان آذربایجان!» دیلینه منسوب ائتمیشلر و آذربایجاندا آسیمیلیزه سیاسی حركتلرین اؤنجوسو اولموشلار. بو سیاسی اویونون باشچیلاری تهرانین روتاری كلو‌پ‌لاری و فراماسونری لژلارین عضولری و «پاكدین»لر ایدیلر و كسروی‌نین پیغمبرلیگینی قبول ائدیردیلر!  



[1] بو كیتاب 1303- نجو ایلده برلین‌ده ایرانشهر كیتابخاناسی طرفیندن چاپ اولموشدور.

[2] احمد كسروی اؤزو سلسلة النّسب صفویه كیتابی‌نین ردّینده شیخ صفی و تبارش آدلی اثر یازمیشدیر و اونون شعرلری و سؤزلری حاققیندا دئییر:«این دعوی‌ها . . . دروغ و . . . است!» و لاكین سونرالار اؤز جعلی «آذری» دیلی نظریه‌سینی همین شعرلر اساسیندا قورموشدور!

[3] علی اكبر دهخدا، لغت نامه، تهران، 1333، ماده صفی الدین اردبیلی، ص 268.

[4] بو قوشا بئیتین توركجه اصلی اؤنجه نقل اولوندو.

[5] تبه: دولو،‌شیشمیش (فرهنگ گیلكی ستوده، ص 49).

[6] درده‌جر: توركجه تركیبدیر. «عیبه‌جر» سؤزو كیمی بیر كؤك (درد) و بیراك (-acar) ایله دوزلمیشدیر.

[7] اندی: بو قده‌ر، بیرآز (فرهنگ گیلكی، ص3).

[8] موازش: حدس وورمایین، دوشونمه‌یین. گیلكجه‌ده «ازمه» azme فعلی، حدس وورماق معناسیندادیر. (ستوده، ص 8). همین فعل بو بیئتین ایكینجی مصراعیندا «ازجو» فورماسیندا و «حدس وورمایین» معناسیندا صرف اولونموشدور.

[9]  دهشم: گیلكجه‌ده، وئرمیشم معناسیندادیر.

[10] واج: آشنا (ستوده، ص 248).

[11] بشم: گئدیم. گیلكجه‌ده «شدن» مصدری، گئتمك معناسیندادیر.

[12] ایه‌ر: اگر

[13] پورسن: «پرسیدن» مصدریندن آلینمیشدیر.





نظرات() 

شاه اسماعیل کبیرصفوی درباغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-10:54 ق.ظ



معادل ابجد واژه بغر برابر با 1202 می باشد.

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ غ ِ ] (ترکی ، اِ) ظاهراً باغر ترکی است بمعنی جگر. (شرفنامه ٔ منیری ). ...

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ / ب َ غ َ ] (ع اِ) دفعه ای سخت از باران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). باران سخت ناگهانی . (ناظم الاطباء). ..


شاه اسماعیل صفوی


درباره اتفاقات و حوادث زندگی دو پسری که از شیخ حیدر بجا ماند به ویژه اسماعیل به صورت اساسی فقط کتاب تاریخ اسماعیل که مؤلف آن تا کنون شناخته نشده، اطلاعاتی به ما میدهد. مطابق این مرجع، پس از مرگ سلطان علی سیر حوادث چنین بوده است:

شاهزاده خانم مارتا (عالمشاه بیگم) دو پسر خود را پس از مراسم ورودشان به اردبیل به بقعه فرستاد و خود دست بکار ترتیب مراسم تدفین پسرش سلطان علی شد. روزی پس از آن ایبه سلطان و ترکمن های تحت فرمانش به شهر وارد شدند و به جستجوی شاهزادگان پرداختند، بر اهالی ظلم ها کردند و دار و ندار مردم را به یغما بردند. اسماعیل از بیم آنان از بقعه خارج شد و در خانه قاضی احمد کاکلی که در آن نزدیکی بود پنهان گردید. این قاضی به مهربانی او را پذیرفت و سه روز تمام در خانه خود نگاهداشت. چون ترکمن ها گوشه و کنار خانه ها را جستجو و زیر و رو میکردند، به نظر قاضی چنین آمد که اسماعیل را بخانه زنی موسوم به خانجان ببرد. این زن، اسماعیل را که هفت ساله بود به مدت یکماه تمام در خانه خود نگاهداشت و سرپرستی کرد. فقط عمه اسماعیل موسوم به پاشاخاتون که دختر شیخ جنید بود و با ترکمنی به نام محمدی بیگ ازدواج کرده بود، گاه و بیگاه او را ملاقات میکرد، به استثنای پاشاخاتون احدی از اقامتگاه اسماعیل اطلاع نداشت، حتی مادرش. مادر اسماعیل را تا هنگامی که ایبه سلطان در اردبیل بسر میبرد از روی قصد و عمد از محل او بی خبر گذاشته بودند، زیرا این فرمانده جسور که در راه رسیدن به مقصود خود از توسل به هیچ وسیله ای خودداری نمی کرد از شکنجه دادن شاهزاده خانم مارتا نیز روی نگرداند، اما او چون خود خبری نداشت نتوانست خفاگاه اسماعیل را فاش سازد. پس از سپری شدن چهار هفته، پاشا خاتون ترتیب انتقال اسماعیل را به خانه زن دیگری از طایفه ذوالقدر که پیشه اش زخم بندی و جراحی بود، داد. این خانه در محله روملو یعنی اعقاب کسانی که با وساطت خواجه علی از اسارت تیمور آزاد شده بودند، قرار داشت؛ اما از آنجا که به دلیل اصرار و ابرام بیش از حد رستم در نابود کردن این دو شاهزاده صوفی، این ناحیه شهر نیز توسط ترکمن ها مورد جستجو قرار گرفت؛ او بچه را به مسجد جمعه که در اردبیل در موضع مرتفعی قرار دارد برد. در آنجا این زن در مقبره ای به جراحت اسماعیل پرداخت. در ضمن به مادر اسماعیل نیز پیامی فرستاد و او را از زنده بودن اسماعیل مطلع کرد. در آن مسجد یکی از صوفیان که در جنگ مصدوم و زخمی شده بود خود را مخفی کرده بود؛ هنگامی که او اسماعیل را به صوفی مزبور نشان داد، صوفی به اطلاع اسماعیل رساند که هشتاد تن از صوفیانی که از جنگ ترکمن ها جان سالم به در برده اند در کوهستان باغرو نزدیک اردبیل اقامت دارند و از دل و جان منتظر رسیدن فرمان های "پیشوای کامل" خود هستند. او آن صوفی را راضی کرد که از مسجد خارج شود و یاران خود را از ماجرا آگاه کند، بلافاصله رستم بیگ قره مانلو که بر آن صوفیان سمت ریاست داشت با همراهان خود نیمه شب به مسجد آمد، اسماعیل را همراه خود به کوه باغرو در روستای کرگان به خانه واعظی به نام فرخ زاد برد.

پس از آن چند تن از صوفیان که متنفذتر از دیگران بودند به شور نشستند تا دریابند کدام نقطه برای حفاظت اسماعیل از همه جا مطمئن تر است؛ و سرانجام همه به این نتیجه رسیدند که شاهزاده صوفی باید در اسرع وقت به رشت برود. ابتدا اسماعیل را به گسکر که در ولایت گیلات واقع است بردند؛ که خاندانی در آنجا امارت داشت که تا مقدار زیادی مستقل بود. حاکم گسکر امیره سیاوش خود از اسماعیل استقبال کرد و او را تا هنگامی که توانست به مسافرت خود به رشت ادامه دهد در خانه خود جای داد. امیره سیاوش تا نزدیکی رشت اسماعیل را بدرقه کرد و آنگاه به مقر خود بازگشت. اسماعیل پس از ورود به پایتخت گیلان غربی در "مسجد سفید" آنجا فرود آمد و اقامت گزید. در نزدیک آن مسجد زرگری دکان داشت به نام امیره نجم که از حراست و خدمت اسماعیل هیچ کوتاهی نمیکرد. اقامت اسماعیل در رشت دیری نپائید، زیرا در آن دیار نیز او را به قدر کافی در امن و امان نمی دیدند. حاکم لاهیجان واقع در مشرق گیلان اسماعیل را دعوت کرد که به نزد او برود. اسماعیل این دعوت را پذیرفت و بدین ترتیب کارگیا (یعنی امیر) میرزاعلی برای او در لاهیجان روبروی مدرسه کی افریدون جائی تهیه دید. در این میان ایبه سلطان در اردبیل دستور به توقیف اوبه زخم بند داد. چندان او را شکنجه کردند تا این زن ناگزیر به اعتراف جریان واقعه شد. رستم از این گزارش چنان به خشم آمد که دستور داد آن زن بیچاره را در بازار تبریز به ضرب خنجر بکشند. محمدی بیگ و سایر همدستان او نیز به زندان افتادند و سرانجام در برابر تأدیه جریمه ای نقدی به میزان سی هزار تنگه آزاد گردیدند.

امیر لاهیجان کارگیا میرزاعلی هر چه در قوه داشت، در مراقبت و تربیت اسماعیل بکار برد و استاد شمس الدین را که از اهالی لاهیجان بود به تعلیم او گماشت تا خواندن و نوشتن بدو آموخت و به او درس قرآن داد. حتی در این مدت هم پیروان صفوی از ارسال هدایا برای پیشوا و مرشد طریقت خود فروگذار نمی کردند و خود نیز به خدمت او میرسیدند. اما اینها برای آنکه اسماعیل را در مخاطره نیندازند همواره بدون تأخیر به آسیای صغیر، قره باغ و اهر باز می گشتند و همه این کارها همیشه در حد اختفا بود. نجم زرگر رشتی به دنبال اسماعیل به لاهیجان آمد، برادران امیر نیز خواهان معاشرت با او بودند، و بدین ترتیب کودک خردسال به خود بالید و به جوان برومندی بدل شد. برادر اسماعیل یعنی ابراهیم و همچنین برادر ناتنی دیگر او به نام سلیمان که با او بود پس از مدتی اقامت در گیلان خواستار رفتن به اردبیل شدند. پس ناچار آنها تاج دوازده ترک حیدر را از سر برگرفتند و به جای آن کلاه رایج ترکمنی را که مخصوص آق قویونلو بود بر سر گذاردند و آنگاه به اردبیل رهسپار شدند. پس از رفتن ابراهیم، اسماعیل بیمار شد و یکسال تمام بستری گردید؛ تا سرانجام شفا یافت. هر چند اسماعیل در نقطه دور افتاده ای همچون لاهیجان در سکوت و آرامش تمام رشد میکرد، باز پناه دادن او برای امیران گیلانی خالی از مخاطرات و گرفتاریها نبود. مرتب سفیرانی از دربار آق قویونلو به لاهیجان آمدند و نخست به صورت دوستانه و بعد به طرزی مصرانه و سرانجام به نحوی تهدیدآمیز تحویل اسماعیل را میخواستند. کارگیا میرزاعلی سرانجام به این راه چاره که صوفیان هواخواه اسماعیل بدو پیشنهاد کردند متوسل شد؛ او دستور داد سبدی را که به طنابی بسته بود از درختی بیاویزند؛ شاهزاده صوفی اسماعیل را در این سبد گذارند و طناب را کشیدند. آنگاه او در برابر نمایندگان رستم فرمانروای آق قویونلو ظاهر شد و سوگند یاد کرد اسماعیل در خاک و سرزمین او بسر نمی برد... پس از این کار نمایندگان ناگزیر شدند خواه ناخواه از لاهیجان بروند، اما رستم به این سوگند دلخوش نشد بلکه میخواست به گیلان لشکر بکشد که به دست پسر عمویش گوده (یعنی کوتوله) احمد و ایبه، تاج و سر خود را از دست داد. این واقعه در سال 902 هجری رخ داد. 

بعد از رستم زوال حکومت آق قویونلو که به صورت غیر قابل وقفه ای شروع شده بود از نظر تیزبین اسماعیل که شخصیت کامل و زودرس او یکی از جالب توجه ترین و بدیع ترین حوادث تاریخ جهان است پوشیده نماند. هنگامی که در سال 905 هجری او یعنی پسر بچه ای که هنوز سیزده سال تمام نداشت از لاهیجان خارج شد تا میراث جدش اوزون حسن را قبضه کند تاریخ حکومت روحانی اردبیل به پایان آمد و تاریخ دولت واحد ملی ایرانی سلسله صفوی آغاز گردید.

از حکومت مغولان فقط قسمت کوچکی تحت حکومت میرزا حسین بایقرا در هرات باقی مانده بود و در دیگر بخشهای ایران و ترکستان و عراق استیلاگران دیگر فرمان میراندند. با در نظر گرفتن استقبال مردم از دعوت نوربخش و اندیشه ظهور مهدی(عج) و فساد اوضاع که اذهان را انباشته بود. جنبش اسماعیل صفوی، پس از کوششهای گذشتگانش به مثابه حرکت نهایی شیعیان رخ داد و چنان توفیق بارزی یافت که تمامی شرق اسلامی را تکان داد. شاه اسماعیل توانست تمام ایران را زیر پرچم خود در آورد و نزدیک بود حتی آسیای صغیر را ضمیمه متصرفات خود سازد. 

این جنبش بیشتر سیاسی بود تا مذهبی و صوفیانه، ولیکن نمونه جالبی بود از بهترین روش دست یافتن به قدرت به شیوه ایرانی، که به عنوان یک نمونه بارز بیانگر کلیه جنبشهای ایرانی بر ضد تازیان و بیگانگان دیگر است و به روشنی نشان میدهد که داعیه داران ایرانی فقط از طریق تصوف و ولایت میتوانستند اذهان مردم را متوجه خود سازند. 

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام شهری به آذربایجان . (معجم البلدان ). ...

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ] (اِ) (از: برز بمعنی زراعت + هَ ، پسوند نسبت ) شاخ درخت . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : مکن بیش جهد و مزن آتشی که در برزه ٔ تر نخو ...

برا ی اطلاعات بیشتر از مسائل تاریخی برروی مطالب زیر لینك نمائید !
اردبیل در دورۀ حاکمیت فرقۀ دموکرت آذربایجان

باورها و وضعیت دینی در ارّان - 


اوضاع سیاسی ارّان در دوران خلافت امویان(41-132 هـ) 

سیمای ترکان در دیوان حافظ

اوضاع سیاسی ارّان پیش از اسلام 


داستانی تلخ درباره اعدام بابک

اصلاحات ارضی در ایران


وجه تسمیۀ ارّان و علّت فراموش شدن نام آن 

مذهب شیخ صفی الدین اردبیلی 



ابن فندق(ظهیرالدین ابوالحسن علی بن ابی القاسم زید بیهقی )


اردبیل شهری در گذر تاریخ 

تبریز در گذر تاریخ



بابک خرمدین دلاوری از آذربایجان 





نظرات() 

علمای گمنام از آل حیدر در معرفی کتاب «رجال دینور» /سید محمد رضوی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 24 تیر 1395-10:45 ق.ظ

 آدرس: تهران - ضلع جنوب شرقی میدان بهارستان - کتابخانه مجلس شورای اسلامی

تلفن: ٣٣١٣٠٩١١-٠٢١   http://ical.ir/index.php?option=com_

کتابخانه مجلس شورای اسلامی در راستای رسالت پژوهشی خود ، اقدام به چاپ اثری جدید بنام "رجال دینور" کرده است.این کتاب که در شرح احوال یکی از خاندان های اصیل و ریشه دار سرزمین آذربایجان می باشد ، توسط یکی از علمای این خطه بنام آیه اله حاج میرزا محمد دینوری تالیف گردیده و توسط محقق گرامی آقای محمد الوانساز خویی تحقیق و تعلیق شده است.

محقق این اثر ، در مقدمهُ خود ، امتیازات این کتاب را چنین ارزیابی می کند :

" 1. معرفی تفصیلی تعدادی از بزرگان این خاندان که شرح حالشان در جایی چاپ نشده و یا خیلی مختصر و گذرا آمده است.

2. استفاده از تصاویر ، مدارک و اسناد خانوادگی که از ارزش بالائی برخوردارند.

3. تهیهُ نمودار خانوادگی و دریافت اطلاعات از بازماندگان شخصیت ها."

تاثیر خاندان های اصیل و بنام ، همواره در تاریخ اسلام و سیرهٌ انبیای عظام و نیز کشور عزیز ایران مورد توجه و دقت بوده ، بطوری که در حوادث زمانه ، همواره حضور آنان محسوس و موثر بوده است.

برای نمونه می توان به برانگیختن و بعثت پیامبران در خاندان حضرت ابراهیم ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) اشاره کرد که توجه شریعت مقدس را به این مقوله مهم دارد.

درکشور پهناور ایران ، نام خاندان ها و خانواده های بزرگ ، جزئی لاینفک از آن بشمار رفته ، و بعنوان هویت و شناسنامه این سرزمین شناخته میشود. برای نمونه به خاندان سادات دشتکی در شهر شیراز یا خاندان سادات طباطبائی در شهر بروجرد و قاضی طباطبائی در شهر تبریز میتوان اشاره کرد.

یکی از خاندان های اصیل و ریشه دار در منطقه آذربایجان ، خاندان دینوری میباشد که قدمت علمی این دودمان به مولی پیر محمد دینوری ، صحابهٌ حضرت رضا ( سلام الله علیه ) میرسد بطوری که بازماندگان این صحابی اهلبیت (علیهم السلام ) بعد از او ، قدم در وادی علم و دانش و نیز تفقه در دین نهادند و چندین سده به ترویج و تبلیغ  مکتب امامیه و دفاع ازاین مذهب حقه پرداختند. 

در رابطه با جایگاه علمی و شخصیت معنوی این صحابی امام هشتم ، در کتابتی که مولف به نقل از آباء و اجداد خود ذکر کرده و متاسفانه از بین نیز رفته است ، وجود حضرت ثامن الحجج ( علیه السلام ) به مردم آذربایجان سفارش فرموده اند که در احترام و اکرام آن رجل بزرگ علم ( مولی پیر محمد دینوری ) نهایت سعی را بنمایند.

مولف کتاب بعد از مقدمه ، ابتدا به تشریح مختصری از جغرافیای تاریخی و کرونولوژی وقایع تبریز پرداخته و سپس اطلاعات مختصری از منطقه قراجه داغ دینور و اجاق کندی که مسقط الراٌس رجال بزرگ خاندان دینوری آذربایجان میباشد را بیان میدارد و نکته قابل توجه ای که در این بخش از کتاب آمده ، اشاره به یکی از خاندان های علمی و روحانی که منسوب به این آبادی بوده ،یعنی خاندان شیخ محمد سعید فرزند شیخ یوسف دینوری قراجه داغی نجفی است که شیخ اعظم ، شیخ مرتضی انصاری در بالای منبر به دریافت اجازه روایی از وی افتخار می کرده است.ایشان از افاضل شاگردان آیه اله سید مهدی بحرالعلوم بوده و از صاحب مفتاح الکرامه و علامه وحید بهبهانی اجازه روایت دارد.وی رساله ای در مناظره استادش سید بحرالعلوم با یکی از علمای یهود در ذالکفل تالیف نموده است.

در بخش های بعدی کتاب ، مولف به معرفی تفصیلی تعدادی از بزرگان این خاندان که شرح احوالشان در جائی چاپ نشده و یا خیلی مختصر و گذرا آمده ، پرداخته است.اسامی علماء و رجالی که از آنان در این کتاب نام برده شده ، بدین قرار است :

  1. مولی پیر محمد دینوری 2. مولی میرزا عبدالصمد ( 868 – 953 ق ) 3. پیر محمد طالب العلم ( 929 – 1029 ق ) 4. میرزا محمد علی مجتهد قره داغی ( 1164 - 1226 ق )؛ ایشان جزء شاگردان سید بحرالعلوم و نیز صاحب حدائق بشمار میرفت و در عداد مدرسین حوزه نجف اشرف محسوب می شد و پس از مراجعت به وطن خویش به تدریس و تالیف و نیز تربیت طلاب علوم دینی پرداخت و بعد از مدتی تعداد کثیری از اهالی منطقه مرجعیتش را پذیرفته و از وی تقلید کردند.وی از همسر اولش که در اواخر سنه 1226 ق به رحمت ایزدی پیوست ، دارای 3 دختر و 4 پسر بود که اسامی پسران وی به ترتیب سن عبارت بودند از : 1. میرزا محمد بالا مجتهد ( 1219 – 1296 ق ) ؛ شخصیتی که جامع معقول و منقول بود و از کبار شاگردان صاحب جواهر الکلام در حوزه نجف بشمار میرفت ، بطوری که از محارم و نزدیکان معظم له گردید. ایشان پس از بازگشت به تبریز ، عهده دار زعامت دینی و مرجعیت فقهی در بین مردم آذربایجان گردید. 2. میرزا علی مجتهد ( 1223 ق - ......) ؛ از این عالم بزرگوار ، یک دختر ( همسر آیه اله میرزا صادق آقا مجتهد ) و یک پسر (مرحوم آیه اله میرزا یوسف آقا ) به یادگار مانده است. 3. میرزا حسین مجتهد ( 1225 ق - ......) 4. میرزا زین العابدین مجتهد ( 1227 ق - .....).

یکی دیگر از علمای بزرگ این سرزمین مرحوم آیه اله میرزا یوسف آقا مجتهد ابن میرزا علی مجتهد ابن میرزا محمد علی مجتهد قره داغی ( 1279- 12337 ق ) است.ایشان پس از عزیمت به حوزه علمیه نجف و شاگردی آیه اله مولی محمد فاضل ایروانی ونیز آیه اله شیخ محمد هادی تهرانی ( صاحب محجه العلماء در علم اصول و ذخایره النبوه در فقه ) به درجه اجتهاد نائل آمدو سپس به شهر تبریز مراجعت فرمودند. در احوالات ایشان آمده است که سخنوری توانا و نیز صاحب نفوذ کلام بودبطوری که فرد مستمع در مجلس وعظ ایشان که از عقوبات یوم القیامه صحبت می شد بر خود لرزیده و تائب از ذنوب ، از مجلس بیرون می آمد.وی پس از مراجعت به وطن ماٌلوف خود بیش از 6 سال بدون وقفه ، فعالیت علمی و ارشادی داشته ، جذبات معنوی و عدم توجهش به دنیا او را محبوب العام و القلوب کرده بود.سرانجام ایشان در سال 1337 ق به قصد زیارت عتبات عالیات به همراه خانواده خود ، بسوی عراق مهاجرت نمود لکن در مسیر راه بیمار گردیده و در اثر این بیماری در شهر کاظمین از دنیا رفت و پیکر پاکش در رواق کاظمین ( علیهم السلام ) دفن گردید.

مرحوم میرزا یوسف آقا مجتهد تالیفات و تصنیفات زیادی داشت ، ولی آنچه را که تذکره نویسان اشاره نموده اند و نیز از اولاد آن مرحوم شنیده شده است بدین قرار است : 1. لسان الحق در رد تثلیث ( فارسی ، تبریز ، 1336 ق ) ؛ 2. ابتلاء ائمه – علیهم السلام- ( خطی ) ؛ 3. تقریرات مباحث مرحوم آقا شیخ هادی تهرانی ( خطی ) ؛ 4. حواشی کتب فقه و اصول ( خطی ) ؛  5. دیوان اشعار ( خطی ) در مدح و مراثی اهلبیت ( صلوات الله علیهم ) و مواعظ و نصایح که هزار بیت میباشد.

 از دیگر علمای بزرگ خاندان دینوری ، مرحوم میرزا محسن آقا مجتهد ( 1267- 1352ق ) است .وی که بزرگترین اولاد ذکور میرزا محمد آقا مجتهد بشمار میرفت ، فقیهی متقی و جامع منقول و معقول بود.ایشان پس از اتمام دوره سطح در حوزهٌ تبریز با تشویق و راهنمائی والد بزرگوار خود مرحوم آیه اله میرزا محمد آقا بالا مجتهد به آستان مقدس علوی مشرف شده و بمدت ده سال از محضر آیات عظام فاضل ایروانی ، ممقانی ،فاضل اردکانی ،کوه کمری ، فاضل شربیانی بهره ها برد و به درجه اجتهاد نائل گشت.

معظم له در سال 1297 ق بنابر تقاضای مردم تبریز ، حوزهٌ منورهٌ نجف اشرف را ترک گفته و راهی سرزمین پدری خویش گشت و در آنجا به انجام کارهای علمی و دینی پرداخت.ایشان دارای خط زیبائی بود و نسخ و نستعلیق را بسیار خوب مینوشت. از تالیفات ایشان به موارد ذیل میتوان اشاره کرد : 1. تبیین المحجه الی تعیین الحجه ( عربی ، تهران ، 1346 ق ) ؛ 2. نموذج الصرف ( خطی ) ؛ 3. کتاب ایمان ابوطالب ( خطی ) ؛ 4. رساله فی الید و کیفیه اجابها من الملک فی بیان تلک القاعده ( خطی ) ؛ 5. احادیث الخمسه فی فضائل الائمه ( عربی و فارسی ، تبریز ، 1346 ق ).

از دیگر علمای این بلاد ، میتوان به آیه اله میرزا محمد آقا مجتهد ( 1287 – 1359 ق ) فرزند ارشد مرحوم آیه اله میرزا محسن آقا مجتهد اشاره کرد.ایشان پس از طی دروس مقدماتی در مدرسه طالبیه تبریز ونیز استفاده از محضر والد بزرگوار خود ، رهسپار حوزه عالیه نجف اشرف گردید.وی مدت نوزده سال از محاضر بزرگان نجف بهره ها برد ، خصوصا که سالیان متمادی در درس فقیه بزرگ و نامور، مرحوم آیه اله سید کاظم یزدی صاحب کتاب عروه الوثقی ، شرکت و از نزدیکان معظم له گردید.مرحوم آسیدکاظم یزدی نیل به درجه اجتهاد وی را تائیدکرده و اجازه اجتهاد ایشان را مرقوم فرمود.از ایشان تالیفاتی مانند حاشیه بر بعضی از کتب فقهی و تقریرات مباحث مرحوم آیه اله سید کاظم یزدی و نیز کتابی در علم نجوم به یادگار مانده است.

یکی دیگر ازعلمای خاندان دینوری ، مرحوم آیه اله حاج سید ابراهیم علوی خوئی ( 1333- 1409 ق ) است.ایشان که پنجمین داماد آیه اله حاج میرزا محسن آقا مجتهد تبریزی میباشد ، از سلسله جلیله عالم عامل و فقیه صاحب کرامات ، مرحوم آقا سید یعقوب حسینی صاحب مزار و مقبره معروف در شهرستان خوی که به سادات مقبره مشهورند ، بشمار میرود.وی پس از تلمذ در نزد بسیاری از اساتید و نیز کسب فیض از درس مدرسین بزرگ از مراجع بزرگواری همچون آیه اله سید ابوالحسن اصفهانی ، آیه اله حجت کوه کمری و آیه اله سید محسن حکیم اجازه اجتهاد داشته و تصدیق فلسفه را از امام خمینی ( ره ) اخذ نموده است. ایشان سالها در حوزه های خوی و تهران به امر تدریس و تالیف اشتغال داشتند.از تالیفاتشان میتوان به کتب ذیل اشاره کرد : 1.آئینه پرهیزگاران ( فارسی ، تهران ، 1382 ق ) ؛ 2. شرح الاسماء الحسنی (خطی ) 2جلد ؛ 3. آئین جهان داری از نقطه نظر علی- علیه السلام- (خطی ) 4 جلد ؛ 4. الغرر فی الاصول ( یک دوره اصول ) ( خطی ) ؛ 5. یک دوره فقه ( خطی ) ؛ 6. رسائل ( خطی ) ؛ 7. جنگ ( خطی ) ؛ 8. شرح حال خودم و جنگ.

مرحوم میرزا صادق آقا مجتهد ( 1269 – 1351 ق ) نیز یکی دیگر از علمای ربانی و صاحب کرامت این سرزمین است.وی فرزند فقیه بزرگوار ، آیه اله میرزا محمد آقا بالا مجتهد میباشد.

این عالم پرهیزگار پس از گذراندن دوره مقدمات و تحصیل متون فقه و اصول در سال 1288ق در بیست سالگی به همراه برادر بزرگ خود مرحوم آیه اله حاج میرزا محسن مجتهد به آستان شاه ولایت – حضرت امیرالمومنین ( سلام الله علیه )- عازم گردید و متجاوز از 24 سال از محاضر بزرگان علم و مشایخ عظام ، حضرات آیات فاضل ایروانی ، فاضل شربیانی و ممقانی بهره برد لکن بیش از همه ، استفاده وی از محضر آیه اله شیخ هادی تهرانی صاحب ذخایر النبوه بود.معظم له سر انجام پس از تلاش های فراوان در راه تحصیل علم به درجه اجتهاد در فقه و اصول و فلسفه نائل آمد.ایشان با وجود آیات بزرگ در حوزه نجف ، در عداد مدرسین شناخته شده بشمار میرفت و شاگردان زیادی در مکتبش تعلیم یافتند که بعدها از اعلام بزرگ شیعه گردیدند.از این فقیه فرزانه ، کراماتی نیز نقل شده که در این مقال ، فرصت بازگوی آن نیست.ایشان دارای تالیفاتی بود که اهم آنها به این قرار است : 1. المقالات الغرویه ( عربی ، تبریز ، 1317 ق ) ؛ 2. رساله فی المشتقات ( رساله المشتقات الفواید فی شرح بعضی المباحث المشکله فی الفقه ) ( عربی ، تبریز ، 1319 ق ) ؛ 3. رساله در بعضی مسائل صلوه ( فارسی ) ؛ 4. حاشیهٌ منهج الرشاد ؛ 5. حاشیه بر وسیله النجاه و چندین رساله فارسی و عربی دیگر.

از دیگر علمای خاندان دینوری که در کتاب رجال دینور به شرح حال آنها پرداخته شده است میتوان به مرحوم میرزا عبدالحسین اهری ( 1294 – 1330 ق ) ، مرحوم میرزا عبدالحسین آقا مجتهد ( 1280 – 1340 ق ) و مرحوم آیه اله میرزا احمد آقا مجتهد ( 1283 – 1320 ق ) صاحب کتاب نظام العالم در علم سیاست ( که پدر مرحوم آیه اله میرزا کاظم دینوری است )  و نیز برادر مجاهدشان ، مرحوم آیه اله میرزا عبدالعلی آقا مجتهد ( 1286 – 1360 ق ) که  بعلت دفاع از شعائر و معارف دین ، سابقه مبارزه با رژیم رضاخانی را داشته ، میتوان اشاره کرد.

حسن ختام این مقاله را با شرح حال دو تن دیگر از علمای این بلاد ، یعنی مرحوم آیه اله میرزا کاظم آقا دینوری ( پدر مولف ) و مرحوم آیه اله شیخ علاء الدین دینوری به پایان میبریم.عالم ربانی و جامع معقول و منقول مرحوم آیه اله میرزا کاظم آقا دینوری ( 1320 – 1416 ق ) فرزند مرحوم میرزا احمد آقا مجتهد تبریزی است.ایشان از 5 سالگی در مدرسه حکمت تبریز شروع به تحصیل نمود و سپس در مدرسه طالبیه مقدمات را به اتمام رساند و مدت 6 سال از محضر بزرگان فقه و مدرسین حوزه تبریز بالاخص از عموهای بزرگوار خود ، مرحومین میرزا عبد العلی آقا مجتهد و میرزا صادق آقا مجتهد استفاده کرد.وی برای گذراندن مدارج عالی علمی با مشقات زیاد عازم حوزه علمیه نجف اشرف گردید و مدت پانزده سال از در درس حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی و آقا ضیاء عراقی و شیخ محمد حسین اصفهانی حاضر گردید و بخاطر بینش ویژهٌ علمی ایشان در فقه و اصول مورد توجه اساتید خود واقع گردید تا جائی که مرحوم میرزای نائینی در اجازهٌ اجتهاد ایشان چنین مرقوم داشتند : "حتی بلغ درجه عالیه من الاجتهاد" و آیات دیگر هر کدام اجازهٌ جداگانه ای در مقام علمی ایشان و نیل به درجه اجتهاد مرقوم داشته اند.

ایشان مدت هشت سال نیز در علوم عقلی از محضر آیه اله بادکوبه ای شاگرد مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه رموز حکمت را فرا گرفت و استاد گردید. در سال 1358 ق بنابر تقاضای والد بزرگوارش مرحوم میرزا احمد آقا مجتهد تبریزی از آیه اله سید ابوالحسن اصفهانی به تبریز مراجعت کرد و به انجام وظیفه در زمینه های مختلف مذهبی پرداخت. از تالیفات وی میتوان آثار مشروحه زیر را بیان کرد :

1.معدن الحکمه ( خطی ) ، در فقه ؛ 2. اساس الفقاهه ( خطی ) ، در اصول ؛ 3. الاحکام فی مباحث الاٌلفاظ ( خطی ) ؛ 4. تقریرات مباحث مرحوم میرزای نائینی ( خطی ) ؛ 5. حاشیه بر رسائل مرحوم شیخ انصاری ( خطی ) ؛ 6. حاشیه بر کفایه الاصول ( خطی ) ؛ 7. رساله ای به نام عجمهٌ ابراهیم – علیه السلام- ( خطی ) ؛ 8. شرح حال خواجه نصیر الدین طوسی ( خطی ) ؛ 9. رسالهٌ عملیه ( فارسی ، تبریز ، 1332 ش ) ؛ 10. آثار الاٌعیان ( خطی ).

دیگر عالم این خاندان اصیل ، مرحوم آیه اله شیخ علاء الدین دینوری ( 1327- 1402 ق ) عموی مولف کتاب و کوچکترین فرزند مرحوم میرزا احمد آقا مجتهد تبریزی است.ایشان پس از گذراندن دورهٌ مقدمات و استفاده های علمی و عملی از والد بزرگوارش ، در فقه و اصول  از محضر بزرگانی همچون آیه اله حاج سید محمد آقا مولانا و آیه اله حاج سید مرتضی خسرو شاهی ، بهره برد و آنگاه عازم حوزه مشهد مقدس شده و از دروس اساتید آنجا بالاخص از درس آیه اله آقا شیخ آقا محلاتی مستفیذ گردید.وی پس از وفات پدر بزرگوارش ، وطن خویش را ترک و عازم شهر قزوین شد و در آنجا به تدریس و تبلیغ و ترویج مکتب اهل البیت – صلوات الله علیهم – پرداخت.از تالیفات ایشان میتوان کتب ذیل را نام برد :

1. الشباب و الحیاء ، کتابی است در شرح زندگانی خویش ( عربی ، خطی ) ؛ 2. خدمات گزیده ، در محاکمه و بررسی های تاریخی ( فارسی ، خطی ) ؛ 3. علیُ معلم العربیه و مصلح البشریه ( عربی ، خطی ) ؛ 4. رساله ای در وضع الفاظ ( خطی ). 

لازم بذکر است ، تعدادی اسناد و تصاویر از علمای خاندان دینوری در بخشهای پایانی کتاب آمده است.

کتابخانه شمارهٌ 2 ( اسلام شناسی و ایران شناسی )









نظرات() 

سعدی شیرازی‌نین آذربایجان توركجه‌سینده غزلی وارمیش /اشعارنوركی سعدی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-11:07 ب.ظ

حاضیرلایان: حسین واحدی

فیلولوگیا[دیل تانیما] علم‌لری دوكتورو، پروفئسور شامیل جمشیدووون “علم و حیات” ژورنا‌لی‌نین 1987-جی ایل 10-جو ساییندا درج ائدیلمیش “سعدی شیرازی‌نین آذربایجان توركجه‌سینده بیر غز‌لی” یازی‌سینی و همین غز‌لی تقدیم ائدیر.

XIII [13-جو میلادی] عصر فارس پوئزیاسی‌نین[شعرینین] بؤیوك كلاسیكی مصلح‌ددین شئیخ سعدی شیرازی‌نین اثرلرینی آذربایجان اوخوجولاری همیشه بؤیوك ماراقلا اوخویورلار. حتی بیر زامان‌لار شاعرین مشهور “گولوستان” كیتابی مكتب و مدره‌سه‌لریمیزده درس‌لیك كیمی تدریس اولونموش‌دور. بو یاخین‌لاردا ال‌یازما‌لار خزینه‌سین‌دكی قدیم جونگ‌لر و توپلولار اوزرینده آراشدیرما‌لار آپاراركن شاعرین XVIII[18-جی میلادی]عصرده یازیلمیش نادیر بیر غزلی دقتیمیزی جلب ائتدی. باشلیقدا “كلامی شئیخ سعدی شیرازی” یازیلمیش، سون بئیتی “سعدی” تخللوصو ایله قورتاران بو غزل آذربایجان توركجه‌سینده یازیلمیش‌دیر. اثرین ترجومه و یاخود اوریژینال اولماسینی گؤسترن هئچ بیر قئید و علامت یوخدور.

معلوم اولدوغو كیمی، سعدی‌نین اثرلری آذربایجان دیلینه XX [20-جی میلادی]عصرین اول‌لرین‌دن ترجومه اولونماغا باشلانمیش‌دیر. اونون “گولوستان” اثری میرزه صادق راهیل طرفین‌دن آذربایجان توركجه‌سینه ترجومه اولونا‌راق 1911-جی ایلده باكیدا “بحرالحقایق”، “بوستان” اثری ایسه سید زرگر تخلص‌لو میرزه عبدول واهاب بادكوبه‌یی‌نین چئویرمه‌سی ایله “میزان العدالت” آدییلا 1912-جی ایلده نشر اولونموش‌دور. سونرا‌لار ایسه هر ایكی اثر م. سولطانوو، ایسماعیل شمس و م. سیدزاده‌نین یئنی ترجومه‌سی ایله چاپ ائدیلمیش‌دیر. شاعرین غزل‌لری‌نین ده معین حیصه‌سی آذربایجان توركجه‌سینه ترجومه اولونموش‌دور.

سعدی دیوان‌لارینی دقتله نظردن كئچیردیكده، شاعرین بو شعری‌نین فارسجا اوریژینالینا راست گلمه‌دیك. خئیلی آختاریش‌دان سونرا معلوم اولدو كی، “گولوستان” اثری‌نین “دیباچه”سینده شاعرین عربجه دئدیگی بیر بئیتین آیری-آیری ایفاده‌لری همین غزلین قافیه‌لرینه اویغون گلیر. بوتؤولوكده ایسه او، آذربایجان توركجه‌سینده سعدی تخللوصو ایله یازیلمیش اوریژینال بیر اثر كیمی دقتی جلب ائدیر.

شعر او قدر اوریژینال سس‌له‌نیر كی، آذربایجانجا بیلمه‌سینه شوبهه ائتمیرسن. معلوم‌دور كی، شاعر آذربایجانی گزمیش، خالق آراسیندا تانینمیش، معلومات‌لی آدام‌لارلا گؤروشوب صحبت ائتمیش‌دیر. او، گنج‌لیك یاش‌لاریندا ایكن بؤیوك و آباد شهرلریمیزدن ساییلان بئیله‌قاندا [Beyləqan] اولدوغونو، مودریك[عاقل] بیر قوجا‌دان نصیحت آلدیغینی “گولوستان” اثرینده قئید ائدیر. بلكه سعدی آذربایجانجا بیلیرمیش، ائله همین غز‌لی ده او، اؤزو یازیب! بونا حؤكم وئرمك چتین‌دیر. اونو دئمك كیفایت‌دیر كی، همین غزل بدیعی [هنری] ترجومه تاریخیمیزده كیچیك بیر یارپاق اولسا بئله، یئنه ده قیمت‌لی‌دیر.

اثرین سعدی یارادیجی‌لیغی فونوندا [زمینه‌سینده] میللتلر آراسی ادبی علاقه‌لرین اینكیشافی [توسعه‌سی] و كلاسیك بدیعی ترجومه تاریخیمیز اوچون اهمیتینی نظره آلا‌راق اونو اوخوجولارا تقدیم ائدیریك

Image result for ‫/ سعدی‬‎Image result for ‫/ سعدی‬‎Image result for ‫/ سعدی‬‎


كلامی- شئیخ سعدی شیرازی

صنَما! سنین جمالین كشف-اد دوجا دئگیلمی؟

حبیبا! سنین كمالین بلق-ال اولا دئگیلمی؟

ایكی قاش‌لارین قراسی تبی-قدرو قابی-قؤوسئیی،

بیری قافی-قول‌فی‌واللاه، بیری قول-كفا” دئگیلمی؟

ایكی لب‌لرین دمین‌دن آخیر آبی-حؤوضی-كؤوثر،

بیری‌سی نباتی-شككر، بیری‌سی صفا دئگیلمی؟

ایكی زولف‌لرین حقیقت اوخویور براتی-سانی،

بیری‌سی دوخانی-یاسین، بیری “حل-عطا” دئگیلمی؟

ایكی برگوزیده آدین سنین ائی حبیبی-رحمان،

بیری احمدو محمد، بیری موصطفا دئگیلمی؟

گل اونون یولوندا سعدی، سرو جانو دیل فدا قیل،

نه عجب صفاسی واردیر، نه عجب شفا دئگیلمی؟

***

Kəlami- Şeyx Sədi Şirazı

Sənəma! Sənin cəmalin kəşəf-əd düca degilmi?

Həbiba! Sənin kəmalın bələq-əl üla degilmi?

İki qaşların qərası təbi-qədrü qabi-qövseyi,

Biri qafi-qolfivallah, biri “qül-kəfa” degilmi?

İki ləblərin dəmindən axır abi-hövzi-kövsər,

Birisi nəbati-şəkkər, birisi səfa degilmi?

İki zülflərin həqiqət oxuyur bərati-sani,

Birisi düxani-yasin, biri “həl-əta” degilmi?

İki bərgüzidə adın sənin ey həbibi-rəhman,

Biri Əhmədü Məhəmməd, biri Müstəfa degilmi?

Gəl onun yolunda Sədi, sərü canü dil fəda qıl,

Nə əcəb səfası vardır, nə əcəb şəfa degilmi?

قایناق: huseynvahedi.ir





نظرات() 

سوسن چلچراغ ، گلی به جمال طبیعت گیلان

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-10:39 ب.ظ

سوسن چلچراغ ، گلی به جمال طبیعت گیلان
گیلان انلاین- محلی ها می‌گویند این گل ها در تاریکی شب‌ نورافشانی می‌کنند و از این رو نام چلچراغ بر آن نهاده اند. گیاه شناسان وجود مواد فلئورسانس در پرچم این گل را علت نورانی بودن آن می دانند . این گل نادر بعنوان اثر ملی طبیعی در کشور به ثبت رسیده و بسیاری از مردم ایران و جهان مشتاق تماشای آن هستند؛ فرصتی که در صورت رعایت موازین گردشگری سنجیده، می تواند منجر به رونق منطقه و در اثر بی توجهی موجب نابودی این گیاه ارزشمند شود. معاون فنی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان در خصوص ارزش این گیاه نادر گفت: رویشگاه این گیاه ارزشمند در سال 1354 در ارتفاعات داماش از توابع عمارلوی شهرستان رودبار توسط کارل فردریش فون لدبور شناسایی شد و به خاطر بزرگداشت این دانشمند آلمانی ( لیلیوم لدربوری ) نام گرفت . منصور سربازی روز یکشنبه اظهار کرد: سوسن چلچراغ طی مصوبه شورای عالی محیط زیست در سال 1355 جزو آثار ملی طبیعی کشورمان به ثبت رسید و بیش از چهار دهه تحت حفاظت قرار گرفت . وی افزود: این گیاه در منطقه داماش و در دامنه های شمالی کوه های درفک از توابع شهرستان رودبار حداکثر دو هفته بعد از آب شدن برف ها سر از خاک بیرون می آورد و از اواخر خرداد تا اوایل تیرماه شروع به گلدهی می کند . سربازی تصریح کرد: زمان گلدهی سوسن چلچراغ به ابری یا آفتابی بودن هوا بستگی دارد و طولانی شدن روزهای ابری، زمان گلدهی را تا اوایل تیرماه به تاخیر می اندازد . وی یکی از مشکلات موجود در عرصه طبیعی برای این گیاه را وجود یک نوع سوسک آجری رنگ خواند و گفت: تنها این دلیل عامل انقراض سوسن چلچراغ نیست . به گفته سربازی، از آنجا که این گل رویشگاه و زیستگاه محدودی شامل جنس و ضخامت خاک، دما، طول مدت تابش آفتاب و ... دارد، تغییرات هرچند جزئی می تواند موجب انقراض و حذف دائمی آن از طبیعت شود. وی متذکر شد: در صورتی که رویشگاه این گیاه در اثر عوامل غیرطبیعی مثلا چرای بیش از حد دام در منطقه یا گردشگری بی ضابطه یا بی توجهی به حفاظت آن تخریب شود، اثری از این گیاه در طبیعت باقی نخواهد ماند. معاون اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان خاطرنشان کرد: رویش گل سوسن چلچراغ به عنوان گونه ای منحصر بفرد در این منطقه نه تنها برای روستای داماش که برای استان گیلان فرصت مغتنمی است. به گفته سربازی، بهره برداری مناسب از این گیاه از طریق گردشگری می تواند منشاء فواید فراوانی باشد . وی تصریح کرد: حفظ و بقای سوسن چلچراغ و پایداری منطقه با جلب سرمایه گذاران به منطقه داماش، منجر به اشتغالزایی و بهبود شرایط زندگی در روستا می شود. وی ادامه داد: دو اهرم سازنده مشارکت مردمی و سمن ها در کنار سرمایه گذاری مناسب، راهی به سوی توسعه و بهبود تاسیسات زیربنایی مثل راه روستا، ساماندهی زباله، تامین سرویس بهداشتی منطقه و حضور رو به افزایش گردشگرانی که هر ساله از اقصی نقاط کشور به منظور دیدار از این اثر طبیعی ملی به منطقه سفر می کنند، موجب دوام و بقای این گیاه و حفاظت از آن خواهد بود. معاون اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان خاطرنشان کرد: بدون حضور و همکاری مردم به عنوان ذینفعان اصلی منطقه، آینده ای برای سوسن چلچراغ و عواید حاصل از آن وجود نخواهد داشت. استان گیلان با مساحت تقریبی 14 هزار و 711 کیلومترمربع و دارا بودن اکوسیستم های متنوع دریایی ، تالابی ، رودخانه ای ، جنگلی و مرتعی از تنوع زیستی بالایی برخوردار است . وجود جنگل های هیرکانی با مساحت 565 هزار هکتار، 55 رشته رودخانه اصلی و پهنه های جلگه ای و دریای خزر مجموعه ای منحصر بفرد و متنوع را تشکیل داده که حضور بزرگترین گیاهخوار (مرال) ، بزرگترین گوشتخوار (خرس قهوه ای ) و بزرگترین گربه سان (پلنگ) کشور ، تنها پستاندار گوشتخوار آب های داخلی (شنگ) و تنها پستاندار دریای خزر (فک خزی) از جمله ویژگی های مهم آن است . صرف نظر از وجود بیش از یک هزار و 800 گونه گیاهی، استان گیلان حدود 45 درصد گونه های جانوری کشور را نیز در خود جای داده است . 500 گونه از یک هزار و 131 گونه مهره دار ایران که شامل 78 گونه ماهی ، شش گونه دو زیست، 42 گونه خزنده، 326 گونه پرنده و 48 گونه پستاندار است، در این استان وجود دارد. هفتمین جشنواره سوسن چلچراغ، عصر امروز (یکشنبه) در داماش عمارلو برگزار می شود. داماش از روستاهای ییلاقی دهستان جیرنده بخش عمارلو در 48 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان رودبار و 130 کیلومتری رشت واقع است و دو مسیر لوشان به جیرنده و مسیر توتکابن به بخش خورگام، به روستای داماش راه دارند. به دلیل وجود گل سوسن چلچراغ و استقبال علاقه مندان طبیعت ایران از این گل، روستای داماش در سال 1387 به عنوان روستای نمونه گردشگری به ثبت رسیده است


.





نظرات() 

مصرف برنج قهوه ای نقش مهمی در سلامت بشر دارد

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-10:36 ب.ظ


مصرف برنج قهوه ای نقش مهمی در سلامت بشر دارد
گیلان انلاین- دکتر فاطمه حبیبی، در خصوص شناخت عوامل تعیین کننده‌ی کیفیت پخت و خوراک در برنج گفت:هنگامی که برنج سفید به بازار عرضه می شود، کیفیت نقش مهمی در قیمت و پذیرش آن محصول دارد،به طوری‌ که در عرصه تحقیقات نیز اصلاح گران برنج را به توسعه ژرم پلاسم با کیفیت مورد تقاضای بازار وا می دارد. وی اضافه کرد:ارزیابی های کیفی می تواند شامل اندازه‌گیری ویژگی های فیزیکی، پخت و شیمیائی باشد. در برنامه های تحقیقاتی و اصلاح برنج نیاز است روش‌های استانداردی برای اندازه‌گیری شاخص های کیفیت ارایه شود به طوری‌که قبل از معرفی ارقام جدید این اطمینان وجود داشته باشد که توسط کشاورزان استقبال شده و توسط مصرف کننده پذیرفته می شود. دکتر حبیبی ادامه داد:در کنار ارزیابی های روتین و معمول تعیین کیفیت پخت برنج، استفاده از روش هایی مانند ارزیابی گرانروی یا ویسکوزیته،مطالعه در خصوص ساختار نشاسته و تعیین ترکیبات اصلی تعیین کننده عطر و طعم می تواند بسیار کمک کننده باشد. عضو هیات علمی موسسه تحقیقات برنج کشور خاطر نشان کرد:استفاده از خواص ارگانولپتیکی یا حسی نیز در کنار آزمون های فیزیک و شیمیایی مفید است و اگر آزمون های حسی و دستگاهی منطبق هم باشند می توان نتایج معتبری را در مقایسه محصولات از نظر کیفیت ارائه داد. وی تصریح کرد:نتایج مطالعات جهانی نشان داده است که به خاطر وجود فیبر،مواد معدنی،ویتامین ترکیبات فنولی،فیتو استروژن ها (لیگنان ها)و دیگر ترکیبات فیتوشیمیائی در برنج قهوه ای، مصرف آن می تواند نقش مهمی در سلامت بشر داشته باشد. فاطمه حبیبی افزود:شناسایی ارقامی با محتوی شاخص گلایسمی پایین برای بیماران دیابتی و ارقامی با محتوی نشاسته پایدار بالاتر در درمان بعضی از سرطان ها نیز مفید است


.





نظرات() 

بازدید بیش از 341 هزار نفر از جاذبه های گردشگری آستارا در تعطیلات عید فطر

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-10:34 ب.ظ


بازدید بیش از 341 هزار نفر از جاذبه های گردشگری آستارا در تعطیلات عید فطر
  بزرگنمایی:  
یکشنبه 20 تیر 1395 - 9:24:42 AM

گیلان انلاین- سیروس شفقی گفت: از تاریخ 16 تا 18 تیرماه 341 هزار و 217 نفر از جاذبه های تاریخی ، طبیعی و تجاری آستارا بازدید کردند. وی با اشاره به اینکه هتل ها ، هتل آپارتمان ها و مهمانپذیرهای آستارا ظرفیت شب اقامت شش هزار و 296 نفر را دارا هستند ، افزود: این واحدهای اقامتی در کنار ظرفیت اسکان مدارس و کمپینگ ها ، مسافر کاشانه ها و مراکز اقامتی دیگر به جذب و ماندگاری بیش از پیش مسافران در آستارا کمک می کنند. شفقی ادامه داد: آمار بازدید کنندگان از نقاط شاخص گردشگری شهرستان نظیر بازارچه ساحلی ، باغ پرندگان ، آستان امام زادگان ابراهیم و قاسم (ع) ، پارک جنگلی بی بی یانلو ، دهکده گردشگری حیران ، تالاب استیل ، آبشار لاتون ، روستای کوته کومه ، طرح های سالمسازی سفیر امید ، لوندویل و صدف و موزه مدرسه تاریخی حکیم نظامی جمع آوری شده است. فرماندار آستارا گفت: برابر آمار بیشترین بازدید گردشگران در تعطیلات عید فطر از بازار ساحلی آستارا بوده که گردشگران با حضور در آن بازارچه ضمن خریدهای تابستانی، موجب رونق توریسم تجاری در این شهرستان مرزی شدند. شفقی ادامه داد: از مجموع بازدیدکنندگان از جاذبه های گردشگری ، 156 هزار و 989 نفر شب اقامت در حاشیه خیابان ها ، بلوارها و پارک ها ، کمپینگ های شهرداری ، مدارس ، تاسیسات گردشگری و شخصی داشتیم. شهرستان آستارا با دارا بودن 13 هتل ، 9 هتل آپارتمان ، هفت مهمانپذیر ، 26 واحد پذیرایی بین راهی ، 700 مسافر کاشانه ، چهار کمپینگ با حدود 466 سکو ، 169 کلاس درس و با داشتن جاذبه هایی نظیر منطقه ویژه توریستی و گردشگری حیران ، پارک جنگلی بی بی یانلو ، آبشار یکصد متری لاتون ، آبگرم های طبیعی علی داشی و کوته کومه ، پارک حیات وحش لوندویل، تالاب آق ،گمرک ، باغ چای و مدرسه تاریخی حکیم نظامی جزو مناطق پرگردشگر در ایام تعطیلات عید فطر بود.

ایرنا




نظرات() 

ناجیان غریق 19 نفر را از خطر مرگ در سواحل آستارا نجات دادند

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-10:31 ب.ظ


ناجیان غریق 19 نفر را از خطر مرگ در سواحل آستارا نجات دادند
گیلان انلاین- حسین انزابی در جمع خبرنگاران اظهار داشت: ناجیان غریق شهرستان آستارا به صورت رسمی کار خود را از یکم تیرماه با استقرار یافتن در سه طرح سالمسازی سفیر امید ، صدف و طرح سالمسازی بخش لوندویل آغاز کرده اند. وی افزود: با توجه به استقبال زودهنگام مسافران تابستانی از نوار ساحلی آستارا ، از سیزدهم خرداد ماه 29 ناجی مرد و زن در طرح های سالمسازی شهرستان مستقر شده بودند. وی با بیان اینکه هم اینک در مجموع 54 ناجی دارای کارت های درجه یک و دو در نوار ساحلی آستارا مستقر هستند ، اضافه کرد: از ابتدای فصل تابستان تاکنون ناجیان غریق دو نفر را از محدوده طرح های سالمسازی و 17 نفر را از نقاط خطرآفرین نجات داده اند. انزابی با اشاره به اینکه 14 منطقه با 28 نقطه خطرآفرین در نوار ساحلی آستارا شناسایی شده است ، اظهار کرد: با وجود اطلاع دادن به گردشگران از خطرات شنا در نقاط آفرین ، متاسفانه افراد زیادی آن نقاط را برای شنا انتخاب می کنند که این امر می تواند امنیت جانی آنها را با خطر رو برو کند. انزابی ادامه داد: خوشبختانه تا کنون هیچ غریقی در سواحل آستارا نداشتیم. وی از برگزاری کلاس آموزشی درجه دو نجات غریق در هفته پایانی تیرماه خبر داد و بیان کرد: این دوره آموزشی که با آزمون انفرادی از شرکت کنندگان همراه خواهد بود به مدت یک هفته در بخش لوندویل و با همکاری اداره ورزش و جوانان آستارا برگزار می شود. وی ادامه داد: افراد علاقمند و نیز مسلط به فنون شنا می توانند در این دوره آموزشی شرکت کنند.




نظرات() 

آغاز رکوردزنی شناگر ایرانی به مسافت یک هزار و 300 کیلومتر از آستارا

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-10:30 ب.ظ


آغاز رکوردزنی شناگر ایرانی به مسافت یک هزار و 300 کیلومتر از آستارا
گیلان انلاین- رئیس اداره ورزش و جوانان شهرستان آستارا در حاشیه آغاز حرکت ورزشی این شناگر تهرانی گفت: این اقدام فرهنگی ورزشی با شعار حمایت از کودکان کار انجام می شود که ورزشکار ایرانی حمایت خود را از این کودکان با شنا در عرض دریای خزر از بندر آستارا در استان گیلان تا بندر ترکمن در استان گلستان به معرض نمایش می گذارد. وحید خاصی پور با اشاره به اینکه رکورد شنا در آب های آزاد در دست شناگر ایرلندی است ، افزود: این شناگر ایرانی طی 90 روز با گذر از 14 ایستگاه در استان های گیلان، مازندران و گلستان رکورد جدیدی را ثبت خواهد کرد. وی با اشاره به اینکه پیام رفیعی پور و کیهان ساسانیان به عنوان ناجیان غریق شهرستان آستارا این شناگر را همراهی می کنند ، اضافه کرد: شعبانی فرد پیش از این مسافت 28 کیلومتری آب های آزاد را در استان مازندران طی 13 ساعت طی کرده بود. شهرستان آستارا در منتهی الیه غرب استان گیلان واقع شده و دارای 18 و نیم کیلومتر نوار ساحلی است


.





نظرات() 

خزرآنلاین را به انصاف و بی طرفی قبول دارم/اگر رسانه ای انتقاد می کند دلیلی بر مریض بودن آن نیست

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-10:19 ب.ظ

نماینده مردم آستارا در مجلس شورای اسلامی؛

خزر: مسئولین باید خود را برای شنیدن انتقادهای بجا و بحق آماده کنند و صرف مطرح کردن انتقادات توسط رسانه ی خاصی، دلیل بر مریضی آن رسانه نمی شود.


به گزارش خزر، نماینده مردم آستارا در مجلس شورای اسلامی در خصوص اظهارات اخیر آقای استاندار مبنی بر مریض بودن یکی دو رسانه در استان اظهار کرد: همانطور که بنده شما را به انصاف و بی طرفی قبول دارم مطمئنا مردم هم همین نظر را دارند.

وی افزود: خزرآنلاین رسانه ای اخلاق مدار است اما متاسفانه همه رسانه ها مانند شما اخلاق مدار نیستند و برخی با گذاشتن چوب لای چرخ بعضی سیاسیون موجب توقف خدمات رسانی آنها به مردم میشوند.

داداشی بیان کرد: مسئولین باید خود را برای شنیدن انتقادهای بجا و بحق آماده کنند و صرف مطرح کردن انتقادات توسط رسانه ی خاصی، دلیل بر مریضی آن رسانه نمی شود، هرچند آقای استاندار فقط نظر خودشان را گفتند.





نظرات() 

(( آنـــامــــدی آنـــام ))

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-07:45 ب.ظ


            (( آنـــامــــدی آنـــام ))

گؤزومــون نورودی باشیــمیــن تاجــــــی 

دؤنه ریــخ باشیـــنا بیزقــارداش باجــــــی

یـاددان چیخـــماز قــدیم تنــدیری ساجــــی 

................... یادیـــنا ســالانیـــم آنامــــدی آنام 

................... قایـــــدیما قالانیـــم آنامـــدی آنام

دیــزلــریـــمه قـــووه قــلبیـــمه قانـــــــدی 

اونــا تــای تاپـیلمـــاز جــانیــما جانــــــدی

تانــری عـومـــرون اوزون ایـــله آمانـــدی

................... قــــاپیمی چـالانیـــم آنامــدی آنام 

.... .............. قـــــایدیما قالانیـــم آنامــــدی آنام 

چـاغیــراندا جــانـــا دئیــه ر ســـوزومـــــه 

راضـــی اولـــماز آغــری گلـــه گؤزومـــه

محببتـــله گــــؤزون تیــــکـــر اوزومـــــــه

.................. یــــــانیمی آلانیـــم آنامـــــدی آنام 

.................. قــــــایدیما قالانیـــم آنامــــدی آنام

شـــکردن شیــریندی گـــؤزه ل  کلمه سی 

روحــا صیــغال وئــریر گئدیـب گلمه سی 

غمــلی کونــلو آچـــیر دئــیوب گولمه سی 

.................. آلا گـــؤز طرلانیـــم آنامـــــدی آنام 

.................. قـــــــایدیما قالانیــــم آنامـــــدی آنام

صــوفــاتی گویچـکدی قیرمیــزی گولــدن 

ســاچلاری اوزونــــدی ساری سونبــولدن

سئـسی سیبــــقت آلیــــــــر آلا بولبـــــولدن 

................... وار یــــوخدا اولانیـــم آنامـــدی آنام 

................... قـــــــایدیما قالانیـــــــم آنامــدی آنام

دانیشانـــدا بــال تــــؤکوله ر دوداخــــدان

خوش ایی گئــلر اوتــوردوغی اوتاخــدان

گـــؤروم  الله تـــئزدوشمه سین ایاخــــدان

................... غـــــــم گونده سولانیــم آنامــدی آنام 

................... قــــــایدیمـــا قــالانیـــم آنامـــدی آنام 

ایستــه مزتـــوکــوجن آغــریسین باشیـــم 

ال آتـــاراوزونـــه  آخســـا گـــؤزیاشیـــم 

ائــوه گــــئج گلنـــده  باجیـــم قارداشیــــم 

.................. ســـــاچلارین یولانیـــم آنامــــدی آنام 

.................. قـــــــایدیــما قالانیــــــم آنامــــدی آنام

((عبـــــادی)) آنــادی آغیــــزلار ســـوزی

ائــولادیننـــان ساری آغلـــیوب گــــــؤزی 

دانیشجــــاخ دیــلینـــه باسمیــــاخ کــــؤزی 

................. جـــننتیـــــم جینانیــــــم آنامــــــدی آنام 

.................. قـایـــــدیمـــا قالانیـــــم آنامــــــدی آنام






نظرات() 

معرفی کتاب: سرمایه‌داری، خانواده و زندگی شخصی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-07:35 ب.ظ

شایسته مدنی

زارتسکی، ایلای (1390)،سرمایه‌داری، خانواده و زندگی شخصی، ترجمه منیژه نجم‌عراقی، نشرنی/ کتاب حاضر به بررسی تقسیم میان خصوصی و عمومی، یا جهان‌های درونی و بیرونی جامعه‌ی ما می‌پردازد. این بررسی با نگاهی به تاثیر سرمایه‌داری بر خانواده صورت می‌گیرد که از سویی به اضمحلال خانواده‌ی مردسالار سنتی انجامیده که بر بنیان مالکیت خصوصی تولید استوار بود و از سویی دیگر، برداشت تازه‌ای از زندگی شخصی به میان آورده که بر حفظ فاصله‌ی آن از کار و جامعه تاکید دارد.

فصل اول نشان می‌دهد که جنبش معاصر زنان گرچه به این کشف رسید که اقتصاد و خانواده دو قلمرو جداگانه و مستقل‌‌اند، اما به چون و چرای این جدایی نپرداخت.

فصل دوم این بحث را مطرح می‌کند که این دوشاخگی ویژه‌ی جامعه‌ی سرمایه‌داری است، وگرنه باید این دو قلمرو را به صورت نظامی واحد دید. در همین فصل شرحی کلی نیز به دست می‌دهد از مطالب تاریخی که پی‌آمد این دو شاخگی است.

فصل سوم، با ریشه‌یابی معنایی که خانواده در جامعه‌ی سرمایه‌داری داشته نشان می‌دهد که چگونه این معنا از تغییر جایگاه خانواده در نظام تولید تاثیر پذیرفته است. این فصل نقشی را پی می‌گیرد که طبقات تاریخی پیاپی – اشرافیت، بورژوازی، کارگر- هم در تداوم و هم در تحول آرمانهای شخصی و خانوادگی پیشینیان خود بازی کرده‌اند.

فصل چهارم بر نهاده‌ی زیربنای این کتاب را به میان می‌نهد و ادعا می‌کند که پیدایش سرمایه‌داری صنعتی، اگر چه شکل سنتی زندگی خانوادگی را از میان برد، جست و جوی تازه‌ای در پی هویت شخصی پدید آورد که در بیرون از تقسیم کار رخ می‌دهد. به عبارتی: پرولتاریایی شدن سبب پیدایش ذهنیت‌گرایی شد. بسیاری از روندهای آشکارا مدرن، از خانواده‌ی «فرزندمحور» تا هنر رمانتیک تا تاکید بر گرایش جنسی، بازتاب همین پدیده‌اند. با ظهور صنعت زنان از بسیاری از قید و بندهای سنتی مردسالارانه رها شدند، اما گسترش زندگی شخصی مبنایی تازه برای ستم بر آنان پدید آورد، مسئولیت برقرار نگه داشتن پناه‌گاهی خصوصی برای فرار از جامعه‌ای بی‌چهره.

فصل پنجم موشکافی جنبش‌های مدرن گوناگونی است که در پی دگرگون ساختن خانواده بوده‌‌اند – سوسیالیسم اوتوپیایی و مارکسی، انقلاب‌های روسیه و چین، فمینیسم، گرایش‌های بوهمی و رادیکالیسم فرهنگی – و نشان می‌دهد که همگی در اندیشه و عمل خود از دوشاخگی نهفته در جامعه حکایت می‌کرده‌‌اند.

فصل ششم اهمیت روانکاوی و ارتباط آن را با این موضوع بررسی می‌کند. پیوستی کوتاه نیز به بحث درباره‌ی پی‌آمدهای سیاسی این تحلیل می‌پردازد.

فصل اول: فمینیسم و سوسیالیسم

فصل دوم: خانواده و اقتصاد

فصل سوم: سرمایه داری و خانواده

  • نکته‌ای درباره اشرافیت
  • خانواده در مراحل آغازین بورژوازی در انگلستان
  • زوال خانواده‌ی بورژوایی

فصل چهارم: پرولتاریایی شدن و پیدایش ذهنیت

  • تحول فردگرایی بورژوایی
  • خانواده‌ی پرولتاریایی
  • زندگی شخصی و ذهنیت در امریکای سده‌ی بیستم

فصل پنجم: سیاست و زندگی شخصی

  • سیاست فردگرایی: شارل فوریه
  • فردریک انگلس و سیاست طبقاتی
  • روسیه و چین: انقلاب بر پایه‌ی توسعه‌ی اقتصادی
  • ظهور سپهر جداگانه‌ی زندگی شخصی
  • به سوی سیاست زندگی شخصی
  • جدایی امر شخصی و امر سیاسی

فصل ششم: نگاهی به روانکاوی

 





نظرات() 

انتقاد جمعی از فرهیختگان، وکلا و بازاریان شهرستان نقده نسبت به انتخاب رئیس اییل قره پاپاق نقده

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-07:20 ب.ظ

نامه-سرگشاده-

به گزارش دورنانیوز، جمعی از نویسندگان، روزنامه نگاران، استادان دانشگاه‌ها، فرهنگیان، وکلای دادگستری، اصناف و بازاریان و … شهرستان نقده طی نامه سرگشاده نسبت به انتخاب رئیس ائل قره پاپاق انتقاد کردند که نسخه ای از این نامه در اختیار پایگاه خبری و تحلیلی دورنانیوز قرار گرفته به این شرح است:

 

بسمه تعالی

نامه سرگشاده جمعی از نویسندگان، روزنامه نگاران، استادان دانشگاه­ها، فرهنگیان، وکلای دادگستری، اصناف و بازاریان و … به حضور مردم فهیم و شریف شهرستان نقده

احتراماً به استحضار می رساند – اخیراً در یک ضیافت شام  که توسط آقای فرود خسروی در ارومیه برگزار شده است تعدادی از افراد خاص که فاقد درک مسایل اجتماعی – سیاسی و فرهنگی شهرستان نقده هستند با اقدامی کاملاً خودسرانه و ارتجاعی، بدون درنظر گرفتن تاریخ سرشار از غرور این سرزمین و باتوهین آشکار به سطح شعور اجتماعی – سیاسی و فرهنگی ساکنین و نخبگان این منطقه، اقدام به انتخاب مسعود خسروی به ریاست ایل قاراپاپاق نموده­اند. که هر فرد آگاه به مسایل روز  جامعه به خوبی می­داند در این عصر مدرنیسم و قرن بیست و یکم صحبت از ایل و تعیین نمودن یک نفر به عنوان رئیس یک ایل بزرگ با تاریخ درخشان در یک گستره جغرافیایی وسیع به غیر از پایین بودن سطح تحلیل مسائل اجتماعی سیاسی امضاء کنندگان صورتجلسه انتخاب رئیس ایل نمی­­تواند توجیه گردد. زیرا که: در جوامع امروزی عقب مانده­ترین سطح نظام اجتماعی همان حاکمیت انتخاب رئیس ایلی، قبیله­ای و سلطنتی می باشد که می توان ادعا نمود در همه جوامع پیشرفته و مترقی ملل دنیا به غیر از موارد معدودی در قاره آفریقا (قاره برده­داری) منسوخ گردیده است. در چنین وضعیتی صحبت از انتخاب رئیس ایل به هیچ وجه توجیه عقلانی نداشته و برازنده و در خور شأن و منزلت ساکنین شهرستان نقده که از قومیت­ها و طوایف مختلف هستند نمی­باشد. زیرا که: تمامی شهروندان شهرستان نقده از هر خطه­ای از این سرزمین که باشند در طول تاریخ دوشادوش همدیگر با درک حساسیت منطقه و لزوم حفظ اتحاد و انسجام به پاسداری از خاک مقدس این مرز و بوم نموده­اند. لذا درچنین وضعیتی انتخاب یکنفر به عنوان رئیس ایل قاراپاپاق که در حال حاضر چنین زندگی ایلی بصورت عشایری هم وجود ندارد، صرفنظر از عدم درک حساسیت و موقعیت خاص جغرافیایی منطقه و توهین به سطح شعور اجتماعی این سرزمین با داشتن حداقل چندین هزار نفر تحصیل کرده در مقاطع تحصیلی عالی و ممتاز دانشگاه­های معتبر داخلی و خارجی، می­تواند موجب رنجش و دل­آزردگی همشهریان غیر از ایل قاراپاپاق نیز گردد. به هر حال مردم فهیم و شریف شهرستان نقده به خوبی واقف هستند که قبل از اصلاحات ارضی (سال ۱۳۴۱شمسی) و تبدیل نقده به شهرستان و فرمانداری در سال ۱۳۳۷ یعنی نزدیک به بیش از (شصت و پنج سال پیش) با انتخاب مرحوم آقای حسین پاشاخان امیرفلاح به عنوان آخرین رئیس ایل از سوی مراجع دولتی وقت ریاست ایلی کاملاً منسوخ گردید. همچنین بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران با فتوای امام راحل مبنی بر ضرورت حفظ برادری و برابری حاکمیت فئودالیته و خوانین کاملاً پایان پذیرفت. لذا در چنین وضعیتی صحبت از تعیین رئیس ایل به هیچ وجه جنبه قانونی نداشته و نداردلذا انتخاب رئیس ایل از سوی امضاءکنندگان صورتجلسه مربوطه که افراد معدود و خاصی بوده اند ، قیم یکصد و پنجاه هزار مردم منطقه نبوده و حق انتخاب رئیس ایل به هیچ وجه از جنبه قانونی و حقوقی را نداشته و صلاحیت انجام چنین اقدامی به نام یک ایل را که اکنون فاقد ساختار تشکیلاتی ایلی و عشایری است، به هیچ عنوان ندارند. در پایان امضاء کنندگان ذیل ضمن اعلام تنفر و انزجار شدید خویش نسبت به بانیان و طراحان این گونه حرکات مطرود و زشت ضمن اعلام هشدار تأکید می دارد که مسئولیت هر گونه سوء استفاده، جعل و مصادره از ارزشهای تاریخی – اجتماعی – سیاسی و مسایل امنیتی شهرستان نقده در داخل و خارج کشور کاملاً بر عهده آنان بوده و از لحاظ حقوقی پیگرد قانونی خواهد داشت. اینک از همه مسئولین و نهادهای رسیدگی به مشکلات مردم از جمله ائمه جمعه محترم شهرستان­های ارومیه، نقده و محمدیار، فرمانداری محترم شهرستان نقده و شوراهای اسلامی و جامعه روحانیت محترم و سایر نهادهای ذیربط تقاضا دارد قاطعانه با بانیان این چنین حرکات ارتجاعی، زشت و کاملاً خودسرانه اقدام شایسته و قانونی معمول فرمایند.

با تقدیم احترام

جمعی از شهروندان شهرستان نقده

 

علی خلخالی – غلام بناوند – پروفسور عباس منافی – محمد برزگر – بهارعلی ثروت –           علی خدایی – حاج علی برزگر – مهندس اسماعیل بهرامی – یداله ملکی – حسنعلی تمدن – کریم صادقی – سلیم چاخرلو – سید هاشم موسوی – اسفندیار حاجی لو – اسفندیار سپهری نیا – شاهرخ نجفی – حاج عزیز رحیمی – دکتر نعمت اله قاسمی – دکتر ولی بابوسه –             حجت الاسلام دکتر حسن مهدیفر – دکتر جعفر احمدی – دکتر بهرنگ دیلمقانی –            دکتر یعقوب برزگر – دکتر فرشید دیلمقانی – خانم دکتر پری آقاعلی نژاد –                     دکتر یوسف مسعودی – دکتر داریوش آذریفر – دکتر سیدحسن هراتی – دکتر مهدی ریماز – دکتر محمد عبدلی – دکتر بهنام افشانی – علی کیانور – سلطانعلی عالی- علی علیالی –    جمشید جمشیدی – اسد داغستانی – یعقوب دیلمقانی –  علی خجسته – ایوب قربانی –    سلطان (سلیمان) حسین زاده – هوشنگ اسماعیل زاده – مرتضی ایران نژاد – عسگر خلیل زاده – امیر حیدری – صولت بنی­آدم – امیراله دیلمقانی – رشید ارسی – مهدی شادلو –            مهندس علیرضا پرتو – بهزاد برزگر – احمد معبودی – احمد رحیمی – مقصود فخاری –        داود بالغ – مجید نوری – محمد محرر – اکبر زرگرزاده – شهریار چاخرلوئی – حسن محرر –   بابک حیدرلو – وهاب جعفری – محسن شادی – منصور باختری – یداله آقایی – علی شرفیان – جلال پاکدل – یوسف نویدی – قاسم سولدوزی – جلال عبدلی – نورالدین غریبی –            سجاد ساجدی – احسان بیگ محمدی – محمد آزادشیر – فیروز ابراهیمی – صادق رضوی –   ستار آبادی – نقی آهنگری – علیرضا مسعودی – عسگر خلیل­زاده – امیرعلی اسماعیل­دخت – امید جعفری – جواد حاجی­پور – مجید ساجدی فر – قاسم قاسمی – جواد بابایی –         مصطفی فارغبال – هوشنگ قلندرزاده – ناصر برزگر – ارژنگ ارسی – فریدون بهادری –      حسین علیزاده- محمد عزیزی – حسن بهادری – جعفر رضایی – جواد برزگر – حجت رستمی – ایرج همتی – یوسف سلیم­زاده – داود جعفرزاده – عبدل خوش نیت – جلیل محرم زاده –    جواد ابراهیم پور – خلیل جعفرزاده – اکبر احمدی – محبوب ابراهیم پور آذر – حمید مقتدر – شهروز محمدی – ایرج ابراهیم پور – محمد باباپور – اسماعیل ملازاده – غلام بیگی





نظرات() 

عکس:حامیان فاطمه حسینی در انتخابات مجلس دهم چه کسانی بودند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-01:49 ب.ظ







نظرات() 

جعل فیش حقوقی برای حسین شریعتمداری +حقوق واقعی

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-01:29 ب.ظ

سیدیاسر جبرائیلی در کانال تلگرامی خود نوشت:
جریان ویژه خوار برای حاج حسین شریعتمداری فیش حقوقی 178 میلیونی جعل کرده است. حسب اطلاع دقیقی که دارم دریافتی ایشان با احتساب کارانه و اضافه کار حدود 4 میلیون تومان است.




نظرات() 

پزشکان بی‌سواد و جراحان بی‌عرضه کیارستمی را کشتند

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-01:18 ب.ظ

مهرجویی:
مهرجویی ادامه داد: نمی توان امروز حرف های قشنگ زد بلکه باید گفت چرا پزشکان بی مسوولیت و دکترهایی که معالج وی بودند به جای آن که او را نجات دهند با بی عرضگی و بی دقتی او را کشتند.
پزشکان بی‌سواد و جراحان بی‌عرضه کیارستمی را کشتند
 داریوش مهرجویی کارگردان سینمای ایران طی سخنانی از وضعیت بهداشت و درمان کشور و رفتار پزشکان با بیماران انتقاد کرد.

به گزارش ایلنا، داریوش مهرجویی طی سخنانی در مراسم بزرگداشت عباس کیارستمی گفت: من امروز نمی‌توانم حرفهای قشنگ بزنم و خاطره از کیارستمی تعریف کنم زیرا به شدت از رفتن کیا رستمی عصبانی هستم.

وی ادامه داد: امروز برخی دکترهای بی سواد، قاتل و جراحان بی عرضه، کارگردان سینمای ایران را کشتند و با وی با بی‌مسئولیتی رفتار کردند .

مهرجویی ادامه داد: نمی توان امروز حرف های قشنگ زد بلکه باید گفت چرا پزشکان بی مسوولیت و دکترهایی که معالج وی بودند به جای آن که او را نجات دهند با بی عرضگی و بی دقتی او را کشتند.

کارگردان فیلم گاو که بسیار عصبانی بود و فریاد می‌زد، گفت: امروز قاتلین کیا رستمی میان ما هستند. باید این پزشکان محاکمه شوند و خانه سینما و وزارت ارشاد باید این مساله را پیگیری کند زیرا ما گوهر بزرگی را از دست دادیم.





نظرات() 

کیهان: تقریباً هیچ» یک ساله شد/ عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-01:12 ب.ظ

روزنامه کیهان در صفحه نخست خود با اشاره به سالگرد توافق هسته ای ایران و غرب نوشت: ««تقریباً هیچ» یک ساله شد/هسته‌ای رفت تحریم‌ها ماند».

download روزنامه کیهان: ««تقریباً هیچ» یک ساله شد/هسته‌ای رفت تحریم‌ها ماند».
یک سال پیش در چنین روزی بود که ایران توانست از زمین مذاکرات 1+5 با پیروزی خارج شود و مذاکرات فشرده درمقرهای مختلف سازمان ملل در اروپا بالاخره در وین به سرانجام رسید.

روزنامه کیهان در صفحه نخست خود با اشاره به سالگرد توافق هسته ای ایران و غرب نوشت: ««تقریباً هیچ» یک ساله شد/هسته‌ای رفت تحریم‌ها ماند».

این روزنامه در ادامه با انتقاد از روند اجرای برجام آورده است: با گذشت 12 ماه از امضای توافق هسته‌ای و همچنین با گذشت 6 ماه از روز آغاز اجرای تعهدات 1+5 ذیل برجام، نه تنها پول‌های بلوکه شده به کشور بازنگشت بلکه آمریکا در اقدامی گستاخانه، 2میلیارد دلار از اموال ایران را نیز غارت کرد. علاوه بر این، نه تنها تحریم‌ها لغو نشد بلکه در پسابرجام تحریم‌های جدیدی نیز به فهرست قبلی اضافه شد.




نظرات() 

شرایط شجریان خوب نیست، درصددیم او را برای ادامه معالجه به کشور بیاوریم

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 23 تیر 1395-01:06 ب.ظ

شرایط شجریان خوب نیست، درصددیم او را برای ادامه معالجه به کشور بیاوریم / درخواست از وزیر بهداشت برای پیگیری پرونده کیارستمی


علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی:

/ درخواست از وزیر بهداشت برای پیگیری پرونده کیارستمی

وزیر ارشاد در هنگام خروج از مراسم و در جمع خبرنگاران به سوالاتی پاسخ داد. وی در پاسخ به پیگیری‌های وزارت فرهنگ و ارشاد در خصوص پرونده تشکیل شده قصور پزشکان و درگذشت عباس کیارستمی گفت: من از وزیر بهداشت خواهم خواست تا شخصا موضوع را با جدیت پیگیری کند.
جنتی همچنین در پاسخ به اینکه آیا نماینده‌ای از ورارت ارشاد در شورای پیگیری پرونده پزشکی این کارگردان فقید حضور دارد اظهار بی اطلاعی کرد.
علی جنتی همچنین در مورد شایعات مطرح شده درباره وخامت حال محمدرضا شجریان اظهار داشت: ما به طور مرتب پیگیر شرایط و حال و روز استاد شجریان هستیم. معاونت هنری ما به شدت این موضوع را دنبال می‌کند. 
وی همچنین گفت: همانطور که گفتید شرایط جسمانی او خوب نیست و ما پیگیر هستیم تا شرایط را برای حضور وی در کشور و درمان نهایی فراهم آوریم. ما تلاش می کنیم اوضاع را برای حضور او در تهران آماده کنیم و به سرعت روند درمانی او را پیگیری می‌کنیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص تغییر اعضای شورای پروانه ساخت نیز اظهار داشت: جابجایی در این گونه سمت‌ها هست اما این موضوع به معنای آن نیست که اعضای قبلی مشکلی داشته‌اند.








نظرات() 

واگذاری زمینهای کشاورزی خطبه سرا به افراد غیر بومی

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-08:10 ب.ظ

                  Image result for ‫خطبه سرای تالش‬‎

 با سلام 
یک خبر جدید از خطبه سرا
(واگذاری زمینهای کشاورزی خطبه سرا به افراد غیر بومی)
بنا به اظهار تعدادی از اهالی  روستای بورِسرای خطبه سرا چند هکتار از اراضی ساحلی مستعد به کشاورزی این روستا که قبلا در اختیار 12 نفر از ساکنان فعال و کوشای منطقه  بوده  به علت نامشخصی از طرف سازمان های  مسئول به یکی از اهالی احتمالا اردبیل واگذار شده است  واگذاری این زمین به غیر بومیان برای مردم و اهالی هنوز مشخص نیست و  سوال برانگیز هست که  وقتی اهالی این روستا با کمبود زمین برای کشت مواجه هستند و خیلی از جوانان این روستا بیکار هستند و یا از سر ناچاری به شهر های دیگر مهاجرت کرده اند چه دلیلی دارد که این زمینها به اشخاص غیر بومی واگذار شود .
به هر حال هدف از اطلاع رسانی این هست که امیدوارم مسئولین محترم عنایت بفرمایند وبا واگذار کردن این زمین ها به افراد بومی کمکی به اقتصاد منطقه و رفع بیکاری بنمایند .
در ضمن ازنماینده محترم  هم تقاضا داریم تا با توجه به مسئولیت قانونی  و اختیاراتشان عنایت کنند  و لطف
 و مرحمتشان را ازاهالی زحمتکش و بومی دریغ نفرمایند .

 اسفندیار آقاجانی http://sfandiar91.blogfa.co
    

                                                      Image result for ‫خطبه سرای تالش‬‎    






نظرات() 

سرانجام تالشی را چگونه خواهیم نوشت؟ ( گفتار پانزدهم )

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-07:33 ب.ظ


http://s6.picofile.com/file/8251559476/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86.jpg


کسره نویسی بجای کسره گذاری در الفبای مؤسسه تالش شناسی


نگارنده: رضا نعمتی کرفکوهی ( aftavadima.blogsky.com )

دراین گفتار موقتا بحث واکه مختص تالشی را به پایان می بریم و به بحث کسره در زبان تالشی می پردازیم. از آنجا که زبان تالشی از نظر آوایی و لهجه ای نزدیک ترین زبان به فارسی است بنا براین است  سبک نگارش تالشی همانند آیین نگارش فارسی، برخلاف سبک نگارش انگلیسی و کُردی که در آن واکه نویسی به جای واکه گذاری صورت می گیرد، واکه گذاری انجام بگیرد.

برای مثال کلمه تالشی  " لِلِکی" عیناً با همان چهار حرف و سه واکه،« لِلِکی» نوشته شود. این کلمه در انگلیسی با شش حرف به صورت LELEKI با سه حرف صامت « L - L - K » و سه حرف E - E - I که نقش واکه را انجام می دهند نوشته می شود.

در نگارش "کُردی" که تقلیدی از سبک نگارش انگلیسی به حساب می آید،کلمه ی لِلِکی به صورت  "لـێـلـێکـێ " نوشته می شود و کسره با نشانه های " ـێـ ێ ) " ی هفتک دار" در کلمه به نگارش در می آید، یعنی اصوات در آن دو زبان (انگلیسی و کردی ) هم نوشته و هم خوانده میشوند. اما در فارسی نگاری واکه ها خوانده میشوند ولی نگارش آنها اختیاری است مگر در کلمه ای که برای خواندن آن نیاز مبرم به واکه گذاری باشد.

عدم واکه گذاری در نگارش فارسی به این مفهوم نیست که صامت ها خودبخود خوانده میشوند. هیچ حرف صامتی بدون واکه خوانده نمیشود و هویت صامت ها، واکه های آن می باشد.لیکن برحسب شناخت کلمه ها معمولا واکه ها به هنگام نگارش، واژه ها را همراهی نمی کنند. عدم واکه گذاری مثل این می ماند که ما شناسنامه خود را همراه نداشته باشیم و مردم بدون شناسنامه ما را بشناسند. اما به هنگام ضرورت، داشتن شناسنامه که هویت ماست الزامی است.

در آیین نگارش تالشی مقرر است بدون تقلید از الفبای انگلیسی و کردی مبنای نگارش بر اساس آیین نگارش فارسی، در آن واکه گذاری صورت گیرد. این واکه گذاری شامل تمام واکه ها میشود: از قبیل واکه ی کسره ــِــ واکه ی فتحه ــَــ  و واکه ی مخصوص تالشی ــٛــ . اما واکه های بلند مانند  "ایی و او " و اوی مختص تالشی  « ۊ » همچنان به نگارش در می آیند.

        فارسی                                                کردی

زرشک : (ز+ِ+ر+ِ+ش+ک)     >> زێرێشک  (ز+ـێـ+ر+ـێـ+ش+ک)


بهشت : (ب+ِ+هــ+ِ+ش+ت) >> بێهێشت  (ب+ـێـ+هــ+ـێـ+ش+ت)


دفاع : ێفاع)---بهنام (بِێهنام)---کلاس (کێلاس)---انسان (ئێنسان)


مثالهای کردی : (دێ - سێ - خێر - شێت – تێر)



مشاهده می گردد که صدای( ِکسره)  تبدیل به شکل نوشتاری ( ـێـ ـێ ) شده است.

واکه ی کسره ــِــ در آیین نگارش مؤسسه ی تالش شناسی:

مؤسسه محترم تالش شناسی واکه ی کسره را به دو قسمت واکه ی کوتاهو واکه ی بلند تقسیم نموده است. چنانکه در گفتارهای پیشین نیز اشاره گردیده این تقسیم بندی اساساً به اشتباه صورت گرفته است زیرا ما در آیین نگارش یک کسره بیشتر نداریم. براین اساس کسره ی کوتاه و کسره ی بلند مفهومی ندارد.

مؤسسه محترم تالش شناسی در صفحه ی هفت الفبای تالشی، به اصطلاح خود، e کشیده یا کسره بلند را به صورت « ئـ  ـئـ  ه  ـه » ارائه داده است. اما واقعیت امر در این است که در باب واکه های بلند، ما چهار واکه به صورت آ ، ایـ ، او ، وَ اوی مختص تالشی « ۊ » داریم. واکه ای که مؤسسه ی محترم تالش شناسی آنرا اِ e بلند خوانده همان کسره معمولی می باشد که در زیر حروف قرار می گیرد و چون در زیر حروف قرار میگیرد نام ایرانی اش « زیر» است. مانند کلمه های تالشی زیر:

لِدو ، ( قهرمان داستان معروف تالشی) نِبو ، ( نمی شود) نِشام ،(نمی توانم) تِشیر ،(تشنه) وِشیر ،(گرسنه) پِشت ، (پشت) نِشیرَه؟ ،(نرفتی)لِلٛشک ، (نام گیاه خوراک دام ) پِکَش ،(بکش بالا) پِشٛۀ ،(برو بالا)پِسا (بهم زدن)، پِرا ، (بیا بالا) لِلِکی ، (نام درختی جنگلی) گِرَک ، ( گیره ) گِرٛۀ ، ( می گیرد) دِلَه ،(سگ ماده) نِر ، ( نَر - میش) نِرَه ،( مشک کره گیری) خٛلِه ،(آوایی تالشی) گاگٛرِه ، (صدای گاو)پِخَرپِخَرِه (نوعی بازی تالشی) دِه دِه ،( مادر ) آبَردِه ، (قاپیدن) ، یِن =ژِن ( زن ) مِرد = مِردَک ، ( مرد) دَنٛشتِه ، ( فراری دادن) دوئِه ، (دادن) ،نوئِه ، ( گذاشتن)

اما مؤسسه ی محترم تالش شناسی در باب واکه ی کسره به غیر از های غیر ملفوظ ( ه ـه ) در سایر موارد نیز به جای واگه گذاری واکه نگاری نموده است . همان کاری که در آیین نگارش کردی صورت گرفته است منتها با شکلی دیگر. برای مثال کلمه ی ژِن را بصورت « ژه ن » نوشته است. در آیین نگارش کردی کلمه ی  " ژن " به صورت « ژێن » نوشته می شود که شکل کسره ها باهم عوض شده اند. بنابراین براساس تئوری مؤسسه در باب کسره ،واژه های بالا  بایستی به صورت زیر نوشته شوند :

لئدو - نئبو - نئشام - تئشیر - وئشیر - پئشت - نئشیرَ -لئلئشک - پئکَش - پئشِ - پئسا - پئرا - لئلئکی - گئرَک - گئرِ - دئلَ - نئر - نئرَ - خئله  - پئخَرپئخَره - ژهن - مئرد - مئردَک .

( قابل توجه خوانندگان عزیز:واکه هایی که با رنگ قرمز مشخص گردیده است کسره می باشند). 
حال برای خواننده این سوال پیش می آید که اگر قرار بوده در نگارش تالشی بجای واکه گذاری بر حروف ،واکه  نویسی صورت گیرد چرا این عمل فقط در مورد کسره صورت گرفته است؟ وبقیه واکه ها در کلمات نشانه گذاری می گردند؟ آیا این دوگانگی در واکه گذاری آیین نگارش تالشی را زیر سوال نمی برد؟

خُب دوستان، فکرمیکنم وقت آن رسیده که تا به نحوی به این گفتارها خاتمه داده شود و سوال تیتر گفتارها که سرانجام تالشی را چگونه خواهیم نوشت؟ را همچنان به سرانجامی که هنوز خیلی برای آن زود است قضاوت نمودن موکول کرد. زیرا قطعا باز طرحها و سبکهایی مانده است تا ارائه گردد.

باز باید گفته آید که راه نجات زبان تالشی نشستن پشت کامپیوتر و فتوا صادر کردن و دیگران را امر ونهی کردن که آقا آنگونه ننویس اینگونه که من حکمش را صادر میکنم بنویس،نیست. زنده ماندن زبان مادری به گویشگرانش برمی گردد که تا چه اندازه روند تاریخی و شرایط اجتماعی این بستر را برای آنان فراهم میکند تا بتوانند زبان مادری خود را حفظ نمایند. گر خدا توفیق نماید بحث آیین نگارش تالشی را در آینده با عنوان دیگری دنبال خواهیم کرد.

از کلیه دوستان و خوانندگان که ما را در این پانزده گفتار همراهی نمودند و گاها آمدند مطالب را مورد مطالعه قرار دادند و شاید بخاطر مصلحت هایی از نوشتن نظر پرهیز نمودند از تک تک این عزیزان قدردانی میگردد. دراین 10 گفتار نقدو بررسی بنا همواره براین بوده که حرمت و حقوق نقد شونده محفوظ بماند.به مطالب توجه گردد و نه به نویسنده ی مطلب. بنده نظر خود را ارائه نموده حال هرکسی مختار است در پذیرش آن یا در پذیرش هر نظری دیگر.ما وظیفه نداریم مدعی این باشیم که الفبای تالشی و آیین نگارشش همینی باید باشد که ما می گوییم.مارا در این گردونه هیچ ادعایی در سر نباشد نه برای خوشایند جمعی و نه برای تخریب و از سر راه برداشتن کسی. این افتخار را همیشه داشته ام و دارم که به وجدان خودم وابسته بوده ام و هستم. مقصود از این چندگفتارِ نقد و بررسی،شمشیر از رو بستن در تخاصم با شخص خاص یا مجموعه ای که درسایتها و وبلاگهایشان طرحها و نظراتی درباب آئین و چگونگی نگارش زبان تالشی داشته اند و دارند نبوده است. بلکه باب گفتمانی  را برای شنیدن و گفتن باز نمودن و نه ازباب کوبیدن و تخریب و طرد نمودن و از صحنه فرهنگ تالش خارج کردن،چشم وگوش و دهانی را بستن و قلمی را شکستن که ما را نه مقصود آن و نه داشتن آن درتوان و نه نیّتی برای کسب نان، که برعکس آن، مقصود در یک تصادم دائمی باهم در اندیشیدن بود. نیز فرسایش قلمی را درصفحه نگارش بسان رانش سخنی از ره صدق بر زبان تالشی بی آلایش که درآن نه از برآشفتن خبری و نه از شوریدن اثری.

تادرودی دیگر بدرود. شاگرد کوچک شما: نعمتی کرفکوهی





نظرات() 

مسعود رجوی پیداش شد!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-07:24 ب.ظ

کاریکاتور ؛

download مسعود رجوی پیداش شد!

طرح از حسین صافی / شرق





نظرات() 

نشست منافقین، «جمع خائنین» بود

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-07:23 ب.ظ

دکتر پیروز مجتهدزاده: نشست منافقین، «جمع خائنین» بوده است/ حضور عربستان نشان داد این کشور حامی «تروریسم» است/ ایران در برابر «حماس» تصمیم مناسبی بگیرد/ رفتار «خصمانه» عربستان ادامه می یابد

download دکتر پیروز مجتهدزاده، ژئوپولیتیسین و استاد دانشگاه
در ادامه کارشکنی‌های عربستان سعودی علیه جمهوری اسلامی ایران، (شنبه/ 19 تیرماه) نشست حامیان گروهک منافقین با حضور نماینده عربستان سعودی در پاریس برگزار شد.  در این نشست، تعدادی از حامیان عرب و غربی گروهک منافقین حضور داشتند که در این میان با توجه به سیاست‌های ضدایرانی ریاض، حضور پررنگ نماینده عربستان سعودی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
 
در این ارتباط، خبرنگار نواندیش گفتگویی با دکتر پیروز مجتهدزاده، ژئوپولیتیسین و استاد دانشگاه انجام داده است که در آن به واکاوی اقدام اخیر عربستان مبنی بر حضور در نشست منافقین علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است که در ادامه می‌خوانید:
 
از دکتر مجتهدزاده درباره اهداف عربستان سعودی در زمینه همدستی با منافقین پرسیده شد و وی توضیح داد: ریاض در ائتلافی ننگین با متحدانش (رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای غربی و...) علیه مسلمانان جهان فعال شده است و اقدام اخیر ریاض نیز در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل است.
 
وی تصریح کرد: به نظر می‌رسد که عربستان از هیچ اقدامی برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران کوتاهی نمی‌کند و دشمنی با جمهوری اسلامی را به صورت یک وضعیت ایدئولوژیکی و دشمنی خانوادگی در آورده است. به طوریکه حتی در این راستا حاضر است که از یکی از منفورترین گروه‌های ترورریستی (منافقین) حمایت کند. 
 
دکتر مجتهدزاده درباره تبعات اقدام اخیر عربستان بر روابط ریاض-تهران تصریح کرد: ایران و عربستان در حال حاضر نیز رابطه‌ای با یکدیگر ندارند و بر اثر سوءمدیریت دو طرف روابط به قهقرا کشیده شده است و این اقدام نیز بر بدتر شدن روابط منجر می‌شود. 
 
وی تصریح کرد: زمانی که قرار بود شیخ نمر باقر النمر توسط عربستان اعدام شود، جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت به وقوع پیوستن این اقدام، ایران روابط خود را به صورت کامل با ریاض قطع می‌کند. امّا؛ در عمل ما شاهد اعدام شیخ نمر و قطع نشدن روابط جمهوری اسلامی با ریاض بودیم و این مسائل به معنای سوءمدیریت روابط با ریاض است. 
 
وی همچنین در ادامه تصریح کرد: مسائل مربوط به سفارت عربستان در تهران که توسط نیروهای خودسر انجام گرفت نیز یکی دیگر از مواردی بود که تنش در روابط دو کشور را به دنبال داشت.
 
دکتر مجتهدزاده توضیح داد: روابط ایران و عربستان در حال حاضر به مرز جنون رسیده است تا جایی که عربستان گروه حماس را نیز به سمت خودش متمایل کرده است. 
 
وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی باید با بیداری در مقابل مسائل منطقه‌ای اقدام کند و شرایط موجود نشان می‌دهد که باید قبل از اینکه حماس جمهوری اسلامی را رها کند، لازم است ایران در مقابل این گروه تصمیم مناسبی اتخاذ نماید. 
 
وی در ادامه گفت: دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی باید با هشیاری کامل در مقابل دسیسه‌چینی‌های عربستان واکنش نشان دهند، در غیر این صورت ما شاهد اقدامات بیش از پیش ریاض علیه ایران خواهیم بود. 
 
مجتهدزاده به سیاست‌های ضدایرانی حماس نیز اشاره کرد و گفت: حماس حیات خود را به جمهوری اسلامی مدیون است و با این وجود علیه جمهوری اسلامی در منطقه فعالیت می‌کند  و این موضوع نشان می‌دهد که دستگاه دیپلماسی ایران باید میزان بیشتری از هشیاری را در سیاست‌های منطقه‌ای خود به اجرا بگذارد. 
 
ژئوپولیتیسین و استاد دانشگاه در ادامه گفتگو با خبرنگار نواندیش تصریح کرد: دسیسه‌های ریاض علیه جمهوری اسلامی در آینده نیز ادامه خواهد یافت و لازم است که تهران به دقت فعالیت‌های ریاض را رصد کند و برای واکنش در مقابل آنها چاره‌اندیشی نماید. 
 
وی ضمن اشاره به این موضوع که آنچه شما نشست می‌خوانید در واقع نشست نبوده و جمع خائنین است، تصریح کرد: تا کنون عربستان سعودی مدعی بود که به تروریست‌های القاعده، طالبان و داعش ارتباطی ندارد و در پرورش آنها نقش نداشته است، امّا؛ اقدام اخیر ریاض به وضوح به جهانیان نشان داد که عربستان حامی تروریسم است.
 
مجتهدزاده توضیح داد: حضور پررنگ نماینده عربستان در جمع خائنین در پاریس نشان داد که سناریوی حمله گروه تروریستی تکفیری داعش به مکه نیز نوعی صحنه‌سازی ریاض بوده و صحت نداشته است.
 
ژئوپولیتیسین و استاد دانشگاه تصریح کرد: البته، پرورش دهنده اصلی تروریسم در خاورمیانه صدام حسین بوده، امّا؛ در غیاب وی ریاض وظیفه ایدئولوژیکی پرورش تروریسم را در این منطقه برعهده گرفته است.




نظرات() 

خودروی سفارشی شاهزاده خانم ابوظبی+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-07:07 ب.ظ

این خودرو در رنگ قرمز تیره به صورت منحصربه فرد تنها برای یک نمایندگی فروش از طرف خودروسازی "بی ام و" ساخته و طراحی شده است.

کلید خودروی سفارشی و ویژه "بی ام و" سری i8 طی مراسمی به دختر شیخ ابوظبی اعطاء شد.

خودروی سفارشی شاهزاده خانم ابوظبی

به گزارش گروه خودروی عصر ایران به نقل از "کاراسکوپ"، مهم‌ترین ویژگی و عنصر این خودرو رنگ و طرح آن است. این خودرو در رنگ قرمز تیره به صورت منحصربه فرد تنها برای یک نمایندگی فروش از طرف خودروسازی "بی ام و" ساخته و طراحی شده است. اگرچه رنگ خودرو با عنصرهای ویژه تعریف شده از طرف شرکت خودروسازی تفاوت دارد.

خودروی سفارشی شاهزاده خانم ابوظبی

این خودرو تغیرات زیادی یافته و شرکت "اشنیتزر" متولی این تغییرات است. این تغییرات "افترمارکت"ها شامل اسپلیترهای جلو خودرو، باله‌های جانبی کنار درها، تایرهای دوقلوی 5 پر چرخ‌ها و اسپویلرهای برجسته ثابت در عقب می‌شوند.

خودروی سفارشی شاهزاده خانم ابوظبی

نمای خارجی این خودرو کاملا سفارشی ساخته شده، چرم مشکی و سفید روی پایه اهرم تعویض دنده، صندلی‌ها، بدنه داخلی درها، داشبورد و فرمان دیده می‌شود. 

خودروی سفارشی شاهزاده خانم ابوظبی





نظرات() 

دورهمی میلیاردی‌ها در بام تهران+عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-07:06 ب.ظ

تردد خودروهای میلیاردی در خیابانهای تهران یکی از پدیده های شایع این روزهای پایتخت شده است،پدیده ای که روز به روز در امنیت روانی و افکار عمومی رخنه کرده تا بچه پولدارها از غافله عقب نمانند.

download دورهمی میلیاردی‌ها در بام تهران




نظرات() 

پژوهشی در اسطوره گیل گمش و افسانه‌ی اسکندر

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 22 تیر 1395-06:53 ب.ظ

مهتا مهدی زاده

ستاری، ج.، پژوهشی در اسطوره گیل گمش و افسانه‌ی اسکندر، 1380 ، تهران: نشر مرکز این کتاب پژوهشی است در سرگذشت و حیات دو روایت از دو پهلوان خورشیدی؛ یکی اسطوره و دیگری افسانه. گیل گمش اسطوره است چرا که پیچش‌ها و شاخ و برگ‌ها در آن حضور ندارد و مسیر محوری روایت، بدون پراکندگی و با صراحت و صلابت بیشتری پیش می‌رود و در خدمت هدف داستان است. اسکندر اما آمیختگی بیشتری با تاریخ دارد، نام و نشان بلند آوازه‌اش در نقاط مختلف، اسکندرهای متعددی رقم زده است که جامه‌های متنوعی از آداب، رفتارها، بزرگ‌منشی‌ها، طماعی‌ها، کشور گشایی‌ها، غرائب و انجام امور خارق العاده به تن کرده است و در نمونه‌های آمده در این کتاب، غالباً در آمیخته با امور مذهبی، نکات اخلاقی، آموزه‌ها و رموز فلسفی و عرفانی است و بدین روی، دستمایه‌ی مناسبی برای مثنوی سرایان حماسی و عرفانی در زبان فارسی بوده‌است. در ابتدا، در بخش «در ماندگاری اسطوره»، علل بقای اساطیر نسبت به سایر آثار ادبی، در طی اعصار را بیان می‌کند. در نهایت، جوهر و درونمایه‌ی ثابت اسطوره‌ها را دلیل ماندگاری می‌داند و در رابطه با گیل گمش، همان «مرگ گریزی»، مبارزه‌ی بیهوده در برابر قدرت مرگ، درماندگی انسان در برابر آن و محکومیت او به فنا، همان مفهوم و جوهره‌ی اصلی ماندگاری اسطوره‌ی «گیل گمش» می‌داند؛ چیزی که همواره به عنوان مطلوب انسان‌ها بوده‌است. اما گیل گمش با تمام تلاش‌ها و بی‌باکی‌هایش، با آن‌که نیمه خداست و با همه‌ی قهرمانی‌ها و فتوحاتش، بر آن چیره نمی‌گردد. چنان‌که نویسنده می‌گوید، این اسطوره، که از نخستین کند و کاوهای به جای مانده از اندیشه‌ی هراسان انسان، در مواجهه با مرگ است، «همانند تراژدی(یونان) است که قهرمانانش در میدان نبرد میان انسان و تقدیرش، می‌رزمند و هر چه می‌کنند، باز شکست می‌خورند.» در ادامه ذیل عنوان «هراس از مرگ»، کیهان‌شناسی بد بینانه‌ی تمدن‌ سومری در ارتباط با زندگی پس از مرگ را مطرح می‌کند. در این دیدگاه، پس از مرگ، آدمی سراسر در مواجهه و هم‌سازی با تاریکی، ناپاکی، نابودی و ناکامی است و گیل گمش برآمده از چنین جهان‌بینی، پس از مرگِ دوست و نیمه‌ی تکمیل‌کننده‌اش «انکیدو»، که گویی پاره‌ای از وجود خود اوست؛ این‌بار نه در پی نام جاوید، که به جست‌و‌جوی زندگی جاوید برمی‌خیزد و علیه خدایان می‌شورد، خدایانی که در چنین جهان‌بینی تیره و تاری، مرگ را سهم انسان قرار داده‌اند. اما گیل گمش چنان‌که گفته شد، «پهلوانی خورشیدی است نه فقط بدین جهت که ضرباهنگ زندگانیش بسان ضرباهنگ زندگی هرکس، همانند ضرباهنگ خورشیدِ مشرق و خورشیدِ مغرب است، خورشیدی که در سمت‌الرأس می‌درخشد و در نظیر (وتدالارض) فروغش کاستی می‌گیرد، بلکه خاصه بدین سبب که در حسرت بیمرگی گویی آرزومند است که چون خورشید هر شب در دریای مادری غوطه زند و هر بامداد، نو و جوان گشته دوباره ولادت یابد، خورشیدی که گاه در سمت‌الرأس است و گاه غوطه‌ور در ظلمت شب، اما از این ظلمت دوباره زاده شده با فروغی نوین می‌درخشد. این دو جنبه، پشت و روی یک سکه‌اند یا به هم پیوسته و بسته‌اند و معهذا قابل تمییز‌ند.» در همین بخش از رابطه میان خورشید و شیر و همان ویژگی‌های دوگانه‌ی مشترکشان (سوزانندگی و خشم/ روشنی بخشی و وجه حمایتی) صحبت می‌کند و از گیل گمش به‌عنوان قهرمانی شیر افکن یاد می‌کند. این کتاب، همراه با تفاسیر و تبیین‌ها، داستان را خُرد خُرد روایت می‌کند. در هر بخش از کتاب ما با بخشی از این اسطوره آشنا می‌شویم و قطعات کم‌کم در کنار هم معنا می‌یابند. در باب «ناکامی» ما به مواجهه‌ی «اوتناپیشتیم»، که عمر جاودانه یافته‌است، با گیل گمش برمی‌خوریم و نهایت داستان با به خواب رفتن گیل گمش که شکست نهایی او یعنی دزدیده شدن گیاه سحر انگیز است، رقم می‌خورد. و گرچه گیل گمش راه و خطرهای بسیار برخود هموار ساخته‌ بود و از بسیاری وسوسه‌ها و نصایح رهیده بود، در نهایت بر سرنوشت محتوم آدمی و میرایی او سر فرود می‌آورد و از لطف و نظر خدایان بی بهره می‌ماند. قسمت دوم کتاب پیرامون افسانه‌ی اسکندر است. درباره‌ی تأثیر پذیری‌اش از اسطوره‌ی گیل گمش روایات و سخنانی بیان می‌شود و بخشی به خورشیدی بودن اسکندر اختصاص می‌یابد. در این بخش، مفهوم و تفاسیر «ذوالقرنین» نقش مهمی دارند، در حقیقت آن‌چه ما را به خورشیدی بودن اسکندر رهنمون می‌گردد همین مفهوم است. ویژگی‌های متعددی از اسکندر و ذوالقرنین بیان می‌شود که تأییدی بر مطابقت این دو است. «شاخ، رمز پرتو خورشید است و بنابراین «اسکندر یونانی که به گفته‌ی بیرونی، پاره‌ای از مردم او را ذوالقرنین دانسته‌اند»، و در طلب آب چشمه‌ی حیوان، به ظلمات می‌رود چه «آب حیوان درون ظلمت است» هم‌چنان‌که آفتاب چون به مغرب می‌رسد، فرو می‌شود و سپس بر می‌آید، همانند گیل گمش پی سپر خورشید است. پس بجاست که از این دیدگاه در رمز ذوالقرنین بنگریم و اعتراف کنیم که در نمیابیم چرا «در شخصیت بعد از اسلام اسکندر، دارای دو شاخ بودن نشانِ خدمت و انجام وظیفه در راه خداوند است». » در بخش «افسانه‌ی اسکندر در جست‌وجوی چشمه‌ی زندگانی»، چند روایت مختلف از این داستان به صورت خلاصه نقل شده‌است که امکان فهم نکات محوری داستان، شاخ و برگی که متناسب با نوع اثر به آن افزوده شده، شباهت‌ها و تفاوت‌های این داستان‌ها و تمنیات و افکار منعکس نویسندگانشان را فراهم می‌کند. چند روایت از متون نثر و بعد خلاصه‌های چند آثار منظوم مانند: شاهنامه، شرفنامه، اقبال‌نامه، آیینه‌ی اسکندری، خردنامه‌ی اسکندری و... با تکیه بر نکات اساسی قصه به صورت آمیخته‌ای از نظم و نثر آورده شده است. در بخش «نتیجه» جمع بندی چرایی همراهی این دو روایت با یکدیگر است. شباهت‌هایی که این دو را به یکدیگر مرتبط می‌سازد از جمله: هر دوی این قهرمان‌ها ادعای نیمه خدایی دارند، در پی یافتن راز نامیرایی و چشمه‌ی آب حیات‌اند و برای آن پای در راهی پر نشیب و فراز می‌نهند، در این راه با نصایح بسیاری مبنی بر بهره گرفتن از زندگی و ناپایداری این جهان مواجه می‌شوند ولی اعتنایی نمی‌کنند، هر دو در راه، راهنمایانی دارند که عمر جاوید می‌یابند، هر دو پیش از این ریشه‌هایی در تاریخ داشته، نیز پهلوانانی دلیر و شناخته شده‌اند و هر دو محکوم به شکست‌اند. و آن چیزی که سبب تمایز این دو و اسطوره شدن یکی و افسانه بودن دیگری می‌شود، همین آمیختگی داستان‌ اسکندر با مباحث مذهبی و مفاهیم دینی است و نیز خطر پذیری کم‌تر اسکندر نسبت به گیل گمش. دیگر تمایز اساسی که از آن یاد می‌کند ایمان است. گیل گمش « از فرجام چاره ناپذیر آدمی ناخشنود است، اما سر آشتی ندارد و برای تسکین و تشفی آلامش، به جهان مابعدالطبیعی پناه نمی‌برد و بنابراین می‌توان گفت که بی پشتی و زنهار است و سرنوشت پوچ بشر را در دنیایی بی روزنه‌ی امید رقم می‌زند. اسکندر که قصه‌اش بی‌بهره از صلابت و بساطت اسطوره‌ی گیل‌‌گمش است، بسان الگویش، از دستیابی به آب زندگی محروم می‌ماند، اما با تسلیم و رضا مرگ را می‌پذیرد، چون در روایات اسلامی، به مشیت الهی قویدل و مستظهر است و باور دارد که خواستِ خدا همه خیر و عین صواب است.»





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox