یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

به مناسبت کوچ عمو صمدمان

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 30 مرداد 1394-07:50 ب.ظ



روح بزرگوار صمد بهرنگی، اینک در آرامشی وصف نشدنی به سر می برد.

چون به هدف خود، یعنی پروردن ماهی های سیاه کوچولو، رسید.

دریغ، که به چشم خود ندید......




 9 شهریور باز میرسد...

سالمرگ صمد باز میرسد.

نمی دانم چرا،دوست ندارم فکر کنم که صمد کشته شده.دوست دارم حرفهای حمزه فراهتی را باور کنم.دوست دارم باور کنم که صمد واقعا غرق شده.و کشته نشده. 

دوست دارم باور کنم غرق شده، به این دلیل که مطمئنم هیچ انسانی جرات کشتن صمد را نداشت... صمد همانند یک موجود ماورایی در مقابلشان ایمن بود.

دوست دارم باور کنم که فقط آراز بود که از پس صمد عمو برآمد. تا زودتر او را به دربا برساند. صمد عمو مال این برکه نبود...

و صمد در مقابل دعوت آراز مقاومت نکرد.....


 ع.فرزانه

ارس قربانی گرفت.قربانی یک انسان بود،انسانی از بهترین انسانها. ارس خون کرد. شهید یک فرشته بود.فرشته ای از میان فرشتگان افسانه ها....

نمی توان باور داشت و حتی نمی توان به خیال آورد.ولی این فاجعه دردانگیز و هولناک اتفاق افتاد.

ارس،صمد بهرنگی را از میان ما،جمع دوستان و علاقمندان و شاگردانش ربود و در میان امواج بیکران خود غرق ساخت.

مرگ،مرگ نابهنگام و رنج آور،بدون آنکه بتوان انتظارش را داشت در گردابهای جان فرسای ارس کمین گرفت و زندگی بارور یک انسان پاک و صدیق و خلیق را به تاراج برد و همه آن ها را که با خلق و خوی و وارستگی و مناعت او مانوس بودند، در غم و اندوه نشاند.

قلبی که برای بهروزی انسانها تپید و روحی که از عشق به مردم لبریز بود. در شاداب ترین دوران حیات،از تپش و اندیشه بازماند و گلی که در بهترین روزهای طراوت و عطرافشانی بود،پژمرده و پرپر شد و فروریخت.


صمد در زندگی،جویای حقیقت و دانش بود.او در راه وصول به این هدف همه کوشش و نیروی خود را به کار گرفت.اگر می خواهیم خاطره صمد را زنده نگه داریم،باید سعی کنیم بسان او جویای حقیقت و دانش باشیم.

صمد به مردم و به سرزمین و به خانواده خود عشق می ورزید و آنها را در حد پرستش دوست داشت.اگر می خواهیم خاطره صمد را زنده نگه داریم،باید سعی کنیم از رهسپاران  راه پرافتخار او باشیم.


صمد با وارستگی و صفا و صداقت خود یک انسان نمونه بود.


 برای بزرگداشت خاطره او بکوشیم انسانی از طراز او باشیم.




آیا صمد هم عاشق شده بود؟!!!

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 4 شهریور 1394-01:24 ق.ظ


چیزی که در زندگی کوتاه اما مفید صمد عمی، کمتر به آن پرداخته شده، مساله ازدواج و زندگی شخصی اوست. خیلی دوست داشتم در مورد آن بدانم، وقتی که برایم روشن شد، گفتم خوب است با سایر علاقه مندان هم در میان بگذارم. 

«علی اشرف درویشیان» در گفتگویی با «غلامحسین فرنود» از او پرسید:صمد بهرنگی درباره ازدواج چه فکری میکرد و چه نظری داشت؟

فرنود جواب داده: «با این جور مسائل همیشه با حالت طنزآمیزی برخورد می کرد و نمی شد فهمید که می خواهد ازدواج کند یا نه. از این مسائل صحبتی نمی شد.البته فاصله سنی من و صمد کم بود.اما جو طوری بود که از این صحبتها نمیشد...... دوستان ما از قبیل بهروز دهقانی، علیرضا نابدل و مناف فلکی که هر کدام بعدها در راه آرماهای خود،جان فدا کردند، فکر میکردند که برای ازدواج همیشه فرصت هست و در آن زمان ازدواج را امری دست و پاگیر می دانستند.»

«رحیم رئیس نیا» نیز در پاسخ به این سوال گفت:«روزی به خانه آنها رفتم. عکس یک دختر قشنگ روی در اتاقش زده بود. احتمالا دختر روسی بود.مادر صمد هر وقت به او میگفت ازدواج کن، صمد به آن عکس اشاره می کرد و می گفت من ازدواج کرده ام و آن هم عکس زن من است. من با آن دختر ازدواج کرده ام.به شوخی این را می گفت و عکس دختر را نشان می داد. با اشرف دهقانی مثل خواهر و برادر بودند. با دخترهای آشنا و دور و نزدیک، رابطه ای خیلی اخلاقی و انسانی داشت. یک شاعر ترک می گوید:قهرمانانه زندگی کردن، بهتر از قهرمانانه مردن است. اما صمد بهرنگی قهرمانانه زندگی کرد و قهرمانانه هم مرد....»


برچسب‌ها: صمد بهرنگی, زندگی شخصی صمد بهرنگی, صمد بهرنگی و رحیم رئیس نیا








نظرات() 

كاندیداهای مجلس دهم اورمیه

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-11:15 ب.ظ



مسلما علی رغم اینکه هرانتخاباتی آرایش وویرایش مخصوص خودرا دارداما بنظرمیرسد ورژن  انتخاب دهم  بی شباهت به نسخه دوره ششم مجلس نیست ودرعین حال هیچ شباهتی با ورژن تک قطبی دورۀ نهم  هم ندارد.

 

 

فارغ از اگر ومگرهای انتخاب دهم که یکی ازاگر های موثرش تحقق توافق  مذاکرات  پیش روست، که کلا طومار اکثریت جناح های دلواپس  را درهم خواهدپیچید وتحلیل پیش رو را هم کمی تاقسمتی متغیرومتحول خواهدکرد، به هرروی آرایشی که درحال حاضر درشهرستان ارومیه وحومه اش درتلاطم  امواج  پر نوسان انتخاباتی این شهرستان درجریان است  ازپنجره ای واقع گرا ازچند منظر  متصوراست.

پدیده انگاری یا پدیده شناسی مسئله اینست

قبل از تشریح اصل مطلب باید این را اذعان کرد ازآنجا که در برخی محافل نه چندان آشنا با مسائل عمیق سیاسی همواره سعی دارند برای تحمیل دیدگاه ومانورقدرت سیاسی به تحلیل رفته خود به شهروندان عامی کاندیداهای خودرا که درسایه تزریق پول  رایی داشته اند آنهارا به مردم پدیده معرفی کنند! هرچندنیازی  به تشریح  وتفریق پدیده حقیقی ازپدیده های تحمیلی  نیست لیکن به این اکتفا میکنیم که پدیده هایی که استاد مدرس سخنران اجیرمیکنندوباولیمه های میلیاردی آنها را در بوقهای تبلیغاتی  دم میزنند شاید درمیان نخبگان هیچگونه رنگی به غیرازرنگ ریا نداشته باشد اما باید برای آگاهی آن بخش ازجامعه که باگرفتاری فقرمادی ،فقرفرهنگی  هم دارند،نخبگان جامعه وظیفه خطیری برای آگاه ساختن این قشرمستضعف فرهنگی دارندکه درغیراینصورت  یکی ازمعضلات  این دورۀ ازانتخابات همین پدیده سازی وپدیده های تحمیلی خواهدبود.

urmia-Candidates

 

ائتلاف  سرخ وسبز پدیده انتخابات دهم

دربرخی ازمحافل سیاسی گفته میشود ۲ ائتلاف سه گانه درپیش است که درصورت تحقق آن ،طومار کاندیداهای سه گانه شهردارارومیه  را درهم خواهدپیچید .یکی ازاین ۲ ائتلاف، ائتلافِ سبز یا ائتلاف   شورای هماهنگی جبهه اصلاحات وحامیان حماسه ۲۴ خرداد است که  بعلت ضدونقیض بودن اسامی سه نفری آن  صرفا به این نکته می پردازیم که قطع یقین درمیان این اسامی هیچ ردی ازاسامی کاندیداهای شهردار،حضرت پورنیست  واحتمالش یک اپسیلون است وانشالله  درآینده نزدیک بطورمفصل درباره نقش کلیدی ائتلاف سبز پس از تحقق اگر ومگرهای پیش رو خواهیم پرداخت.،علی الخصوص که شورای نگهبان غلیظی که دراین استان نسبت به استانهای دیگر حضوردارد نگارنده مایل نیست کوپنهای  این ائتلاف را زودترازموعدلیست کند. اما ذکر نکته مهمی که برای ائتلاف سبز متصوراست یکی از کلیدی ترین قفلهای این ائتلاف ،حامیان استانداراذربایجان غربی است که اینروزها صدای گردش کلیدحامیان تدبیروامیددران  بگوش میرسدکه بارقۀ امیدبه پایان هرگونه اختلاف افکنیها را دراذهان زنده خواهدکرد .

مثلث سرخ (قاضی پور،بهادری وپیری)

اما ائتلاف دومی که  ازآن نام برده میشود مثلث ائتلاف (ب.ق.پ) که آرای اردوگاه اصولگرایان وبخشی از آرای مستقل وبخش اعظم اردوگاه آبادگرانی را به خوداختصاص خواهددادوطومارائتلاف حضرت پوری (جهانگیرزادۀ کویرآبادکن ،حضرت  پورخیلی جوانِ پولداروصفری معاون عمرانی شهردار،سازندۀ پلهای ضربۀ فنی!) را باز درصورت تحقق اگر ومگرهادرهم خواهدپیچید.ائتلافی که نگارنده  ازآن کودتای سرخ دراردوگاه  اصولگرایان نام میبرد.

قاضی پور: کسی که با رای اول دردقیقه ۹۰  با حمایت آراء هویت طلبان وارد مجلس نهم شد بواسطۀ نداشتن پایگاهی درنزد حامیان حماسۀ تدبیروامید وبودنش درجرگه استیضاح کنندگان دلواپس  بنظرمیرسد ریزش آرائ  وی نیز کمتراز سایرین نیست گرچه ممکن است حمایت استادخودرا بهمراه داشته باشدواگرمورد غضبِ استادش قرارنگیردانهم با دوپینگ ائتلافی ،شایدشانسی برای راهیابی به دوردوم داشته باشدباید دید جوراستادبه ازمهرپدری چه سرنوشتی برایش رقم خواهدزد.

دکترپیری  هرچند یکی از پدیده های  انتخابات دوره چهارم شورای شهربود اما به نظر برخی کارشناسان سیاسی ، بعداز موردغضب قرارگرفتنش توسط شهردار انتظارمیرفت وی برای پدیده بودنش بیش از آنچه که رای دهندگانش ازوی انتظارداشتند خودی نشان دهد که ظاهرا هنوزنتوانسته است بواسطه محبوبیت دانشگاهی وتنهامنتقد شورای شهر آرائی را درحومه شهر بهم بزند.برخی معتقدند وی میتوانست با حفظ جایگاه  منتقدانه ومردمی خود درشورای شهربرای دوره یازدهم مجلس گام محکمی برداردبه هرروی آرائ شهری وی با این ائتلاف یا هرائتلاف دیگری افزایش آراء چشمگیری را برای راه یابی این استاد دانشور دانشگاه ها به دوردوم  انتخابات مجلس دهم متصورنمیکند.

واما دکتر هادی بهادری  که با شیوه های نوین درراه مبارزات انتخاباتی گام نهاده ، کسی که ازبالاترین مقام نظارتی واجرایی استان صرف نظرکرد، بنظر میرسدبعداز تحقق یا عدم تحقق اگرومگرها یکی از پدیده های  انتخابات این دوره ازمجلس باشد. وی درحال حاضر به همان میزان آرائی که قاضی پوردرمیان آراء روستائی وشهری دارد شناخته شده است . یکی از اگرو مگر های مطرح درزمینۀ وی حرکتهای تخریبی نمایندگان مجلس  ازجمله هم ائتلافیش قاضی پوراست که درسودای  متوقف ساختن وی است که احتمال این ائتلاف را ازوی سلب میکندووی را بسوی اعتدالگرایان حامی دولت سوق میدهدکه بایددیددکتربهادری،چه تدبیری برای آینده خودباتوجه به شرایط پیچیده ترین ورژن انتخابات مجالس اندیشیده است.امابه هرروی  بدون ائتلاف برای وی نیز راه یابی به مرحله دوم انتخابات متصورنیست.

 

مثلث (نارنجی):جهانگیرزاده،حضرت پور وصفری

این مثلث که نگارنده  ازآن  بعنوان  مثلث نارنجی نام میبرد به غیرازتزریق پول درانتخابات حرفی برای گفتن ندارد.

جهانگیرزاده که بواسطۀ پرداختن به مسائل کلان وعدم توجه به مسائل بومی وحوزه انتخاباتی اش محبوبیتش را درمیان عموم وعلی الخصوص اردوگاه همسویان چندجبهه ای اصولگرایان ازدست داده است تنهاامیدنجاتش رادربازسازی ونوسازی آراء خود ازطریق همین ائتلاف می بیند .

اما صفری وحضرت پورِپسر که یک چهرۀ شهریست نه استانی ،برسیهای  همۀ ورژنهای دوره های قبل نشان داده بدون درنظرگرفتن حومه وروستاهاکه بالاترین آراء را درانتخابات بخوداختصاص داده  وهمواره روستائیان بوده اندکه نقش اساسی وتعیین کننده ای  را ایفانموده اندومسلما  کسی نتوانسته بدون جذب حداکثری آراء روستاها با ائتلاف یا بدون ائتلاف به مجالس راه یابد.دراین حیس وبیس شاید حضرت پورجوان که سن وسالی هم نداردوبه غیرازچندروستای اطراف طلاتپه  قدم  به دیگرروستاننهاده  شاید باتزریق پول بتواندرایی آبرومندانه داشته باشدولی احتمال رهیافتش بمجلس  درمقابل افرادشاخص وشناخته شده بخصوص  رهیافتش به دور دوم  انتخابات ۱ به ۹است.

صفری هم که  علاوه برناشناخته بودنش درشهر،درحومه وروستاها کاملا ناشناخته است سهمی ازآراء برایش متصورنیست وصرفا نقش رای جمع کن قبیله ای ماکوئیهای مقیم ارومیه وچندرای از کانون مهندسین( که اغلب درجرگه نخبگان جامعه قرار دارندوکمترتحت تاثیرآراء باندی قرارمیگیرند )برای هم ائتلافیهایش خواهدداشت تا پس ازانتخابات مجددا درپست بزرگ معاونت عمرانیش  ابقاء شود.

بنابراین تلاش این ائتلاف ترمیم آراء ریزشی جهانگیرزاده است که نهایتا بتوانندوی را با دوپینگ انتخاباتی وچراغ نارنجی چشمک زن واردمرحله دوم  انتخابات کنند.

مثلث نسکاف ای ائتلاف کُردهای مقیم ومهاجرارومیه

قبل ازهرچیز باید اذعان کرد ائتلاف کردها که دردوره های قبل با جناح های مختلف سیاسی اعم ازچپ یا  اصلاح طلب واصولگرا وحتی مستقل رخ داده یک نسخه واحدرا برای همه جناح ها به اثبات رسانده وآن اینکه درهمه این ائتلافها برندۀ اصلی کُرد مؤتلف بوده ودراغلب صندوقهای محال کردنشین تَک رای ها برآرائ ائتلافی غالب بوده است. وبلعکس درمحالِ صندوقهای دیگر آرائ قابل توجهی برای این کاندیداهای کُرد حاصل شده ،چراکه کُردها به تنهایی حائظ کسب رای کافی نبوده اند.

عابدفتاحی مرد شماره یک این ائتلاف : چهره ای ملون اما مقبولتراز سایرکاندیداهای کُردها دردوره قبل توانست با آرائ ائتلافی اصلاح طلبان  واردمجلس  هفتم وبا ائتلاف با اصولگرایان واردمجلس  نهم شود. که بنظر میرسد تزلزل دیدگاه ها وگرایشهای سیاسی واجتماعیش دراین دوره بیش ازگذشته  جایگاه وی را علی الخصوص درمیان آراء ائتلافیش  متزلزل ترنمود بطوریکه دراین اواخر حرکتهایی که درباره مسائل قومی برای همزبانانش ازخودبروز داد بخصوص درجریان انتصابات بخشداریها  واغلب مصاحبه هایی که با خبرگزاریها وسایتهای مخالف دولت انجام داده وپس ازآنکه رسما عدم تمایل به شرکت دردوره دهم مجلس را دررسانه ها اعلام کرد و اخیرا نیز تصمیم خودرا عوض نموده وقصددارد وارد میدان رقابت نفس گیری شودکه  چه با ائتلاف یا بدون ائتلاف با کاندیداهای همزبانش ، بسبب مقبولیت عمومیش نسبت به سایررقبای همزبانِ افراطی وقوم گرایش ،همچنان یک گام جلوتراز رقبایش متصور است.

مردشماره ۲ این ائتلاف  دکتر کریم فتاح پور کسی است که ،یکبار انهم با آرای ائتلاف اصلاح طلبان به مجلس ششم راه یافته بود که بعداز عابدفتاحی جایگاه وپایگاه قومی خوبی را درمیان اکراد برخورداراست اما بدون ائتلاف با گروه های غیرکُرد احتمال رهیافتش به مرحله دوم انتخابات متصورنیست والبته آمدنش به اندازۀ دو هم ائتلافیش  چندان محتمل نیست.گفتنی است وی بیش از سایر هم ائتلافی هایش به اصلاح طلبان نزدیک است.

مردشماره ۳ این ائتلاف  سیدفتاح حسینی عضوشورای راهبردی استانداردولت تدبیردرآذربایجان غربی وکسی که در دوره  چهارم  منتصب به تقلب درانتخابات به مجلس راه یافت ولی رای اعتماد نگرفت ودرمحافل سیاسی ازوی بعنوان تندروترین کُردقوم گرا یادمیشوداما ازانجا که  درسفرهای بین المللی ازجمله همراهی کردن معاون برنامه ریزی استاندار به ترکیه نشان ازحمایت استاندار محترم آذربایجان غربی داردوبه احتمال قوی وی با عابد فتاحی  دردور اول به رقابت بپردازدتا ائتلاف  واحتمال رهیافتش به دوره دوم  درصورت نیامدن فتاح پوروائتلاف با گروه های دیگر بیش از عابدفتاحی نمودپیداکند.

بایددید شکَّر شِکنِ نسکافۀ این ائتلاف کدامیک از این سه کُردکاندیدای احتمالی کردها خواهدبود.اما مسلما کاپوچینویی دراین ائتلاف دیده نمیشود.

مثلث زرد جبهه پایداری

این جریان سیاسی  معروف به دلواپسان و از منتقدین همیشگی دولت تدبیروامید  منتسب به حامیان  احمدی نژادکه یکی ازبالاترین پشتیبانیهای مالی بعداز مثلث نارنجی دراستان را همراه داردبنابه پیش فرضهای بدست آمده با توجه به اُفول جایگاه وپایگاه خود در لایه های همسوی جناحی اعم از اصولگرا وغیرهمسو ، به نظرمیرسد درهمان مرحلۀ اول انتخابات درسطح استان  متوقف شوندوقطع یقین شانسی ندارندوهیچیک ازکاندیداهای احتمالیش به مرحله دوم راه نمی یابند.

دراین مثلث ازچهره هایی  همچون  وحیدجلال زاده استاندارسابق، طیبه صفائی همسررحیم قربانی استاندارسابق دولت نهم  وابراهیم بازیان یارگرمابه سیاسی صادق محصولی وحجت الاسلام سلمان  ذاکر وراضیه پورحیدرنام برده میشد که نامزدی وحیدجلال زاده بسبب ارزیابی هوشمندانه خوداز غیرممکن بودن کوچکترین  اقبال  خوددرانتخابات پیش رو ازهمان اول منتفی شد.

طیبه صفائی  اولین مهرۀ سوخته این مثلث است که درصورتیکه به سرنوشت تصمیمات هوشمندانه جلال زاده دچارنشودصرفا نقش رای جمع  کن ازقشربانوان  برای هم ائتلافیهایش بمیدان خواهدآمدوهیچ شانسی برایش حتی آراء آبرومندانه درمرحله اول متصورنیست وقطع یقین نصف پایگاه پورحیدررا درارومیه ندارد.

سلمان ذاکر: مردی که علی رغم محبوبیتی که درمیان روستائیان داشت با زاویه ای که باحامیان تدبیروامیدیافته چه با ائتلاف وچه بدون ائتلاف  شانسی برای راه یافتن به مرحله دوم ندارد.

واما ابراهیم بازیان (آن یارشفیق صادق محصولی  از تسویه کنندگان شهیدان حمیدومهدی باکری از سپاه سابق ) این چهره میانسال اورمیه ای تهران نشین وحامی سرسخت احمدی نژاد که درجهادآسفالت ریزی اورمیه مشهورشداما بخاطر شانس بداقبالش ازناحیه دوست دیرینه اش (شهردارفعلی وهمسویانش) ازیکسو ورژه رفتن شنهای روان آسفالت ها بخصوص خیابان ولی عصرکه پدرزن باوفایش را بیش ازهرکسی به مخاطره انداخت وبنا به شنیده های روایت شده ازاو موجب بازماندن وی ازصندلی سبز مجلس شد،این دامادنگون بخت اخراجی ازشهرداری با انگیزه کارزار رقابت مجلس نهم  به خواستگاری کرسی مجلس رفت ومشعوف از اقدامات تبلیغاتی دوران شهرداریش هرآنچه درتوان داشت به میدان آورد اما غافل ازاینکه همانطورکه قبلا اشاره شد تجربه نشان داده که “شهروندان اورمیه” هنوز نتوانسته اندبتنهائی  کاندیدایی را به مجلس بفرستندوبازیان  غافل از این معمای آسان بود.هرچندهنوزهم اگرازوی بپرسند معترض همیشگی به آراء جهانگیرزاده  هست وخواهدبود. به هرروی او که تنها چراغ سوسو زن این ائتلاف کمی تا قسمتی منفوراست هیچ شانسی برایش  درراه یابی به مرحله دوم انتخابات متصورنیست.

 

مثلث بنفش  ائتلاف “اورمو آذربایجان سسی”

روی پرده  یکی از ریشه دارترین جریان فرهنگی وسَمَنی که ازان  مغرضین وناآگاهان بعنوان جریان هویت طلب افراطی نام میبرند تشکلی بنام “اورموآذربایجان سسی” است که درانتخابات نقشی اساسی وروبه رشد داشته بطوریکه درانتخابات دورۀ نهم مجلس جهانگیرزاده وقاضی پوربیش ترین درصد آرائ وتوفیق پیروزیشان را به این تشکل مدیونند وهمچنین ده نفر از اعضای شورای شهر فعلی که اگر حمایت این تشکل نبودهرگز لیست شهردارآبادگرانی، این ده کرسی پارلمان شهری را تصاحب نمیکرد.

این با نفوذترین تشکل  که سطح نفوذش استانی است  هردوره بیشتراز دوره های قبل نقشی تعیین کننده درانتخابات شهرها واستان  پیدا کرده وخواب را برباندهای قدرت که هیچگونه دلخوشی ازاین تشکل مردمی ندارندبه کابوسی همیشگی تبدیل نموده وهمواره سعی دارندبه هرترفندی که شده براین تشکل تسلط یابند. علی رغم اینکه این تشکل از بنای تاسیس گرایشهای سیاسیش به اصلاح طلبان نزدیک  بوده اما دربرخی دوره های انتخاباتی  درجهت همسویی با مطالبات اذربایجان جانباز وحفظ ثبات نظام درلیست انتخاباتی خوداز چهره های اصولگرا نیز درلیستش گنجانده وبه پارلمان های شهری وملی گسیل داشته است.

آنچه که اخیرا ازنجواهای اردوگاه ” اورموآذربایجان سسی” بگوش میرسد حضرت پورِپسر قطع یقین درلیست انتخاباتی اش حضورنخواهدداشت وازسویی این تشکل به ضرس قاطع سه کاندیدا را معرفی خواهدکردکه اگر با پرهیزاز روال سابق:( ورژنِ دمودۀ دقیقه ۹۰ که برای ورژن این انتخابات کارسازنیست) بموقع لیست خودرا عیان کند درصورت ائتلاف با لیست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات حداقل دونفراز سه نفر لیستش وارد مرحله دوم رقابتها خواهدشد والبته درصورت تحقق برخی اگرومگرها امکان ورود هرسه نفرکاندیدایش را به مرحلۀ دوم قطعی میکند.

شنیده ها ازمنابع موثق حاکی ازاینست که دکتربیداردل یکی ازموسسین ولیدرهای اصلی  سرلیست این  تشکل درانتخابات پیش رو خواهدبود .بیداردل اگرورودکند از پدیده های بی بدیل این انتخابات خواهدبود که شانس وی برای حضوردرمرحله دوم انتخابات صرفا با ائتلاف متصوراست. دراین میان بنظرمیرسد فعالین این تشکل تنها رهیافتی که برای کاندیدای اصلی خودبرای رقابتهای انتخاباتی دارندائتلاف با اصلاح طلبان است وراه دومی برایش متصورنیست  وهرگونه  ائتلاف با گروه های مقابل حامیان تدبیر وامید  منجربه حذف وشکست هرسه نفر لیست انتخابی اش خواهدشد. نگارنده ، رنگ بنفش رابرای این تشکل نشان کرده است.

 

به هر حال ما نیز مثل اغلب شهروندان وعلی الخصوص نخبگان  منتظریم تا اگر ومگرها تا روزپایانی  ثبت نام  کاندیداها وسپس  باگذراز “آخرین مگر” بنام فیلترینگ شورای نگهبان ،ببینیم  ائتلاف های مطرح شده دستخوش چه تغییروتحولی  خواهند شد و چندچهرۀ سیاسی دیگربه لیستها ومستقلها اضافه یا کم خواهندشدو سرنوشت رگ حیات حامیان تدبیروامید درانتخابات دهم  به کجا سوق می یابد.

درپایان باذکر این نکتۀ مهم که نباید تاثیرپذیری  دو انتخابات خبرگان رهبری  ومجلس دهم  ازهمدیگر که همزمان برگزارمیشوند غافل شد بایددید کدامیک بردیگری تاثیرپذیرترخواهدبود.اسامی احتمالی خبرگان رهبری  که  تاکنون ازآنها نامبرده میشود :  حجج اسلام سید مهدی قریشی، سید طاهر قره باغی، سید محمد فخری،سلامتی،نمازی وشکوری  است.

چیچست نیوز: مطلبی که  خواندید از سری یادداشت های خوانندگان چیچست نیوز  بودکه  انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. خوانندگان عزیز می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تحلیل یا نقد کنند.





نظرات() 

سقوط دارالسلطنه ایران

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-10:58 ب.ظ



همانطورکه میدانید تبریز در دوره های بعد از پایتختی ایران و اواسط صفویان تبدیل به دارالسلطنه کشور شد. هر چند از اهمیت سیاسی و اجتماعی تبریز کاسته شد اما بازهم از نظر تحولات فرهنگی و اقتصادی و فعالیتهای مذهبی و مدنیت بازهم کانون تحولات ایران بشمار میرفت.
تبریز در دوره قاجار لقب تاریخی دارالسلطنه را گرفت و تمام ولیعهدهای سلسله قاجار در این شهر اقامت می‌گزیدند.

تبریز قدیم
در رویداد نهضت تنباکو شهر تبریز چون بسیاری دیگر از شهرهای ایران نقش ارزنده‌ای را ایفا کرد. تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهم داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی، ثقه‌الاسلام، شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسین‌خان باغبان به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد.پس از سرکوب مشروطه توسط محمد علی شاه قاجار تمام حرکتهای مشروطه خواهانه در کشور خاموش شدند اما در تبریز و تنها در چند محله آن هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست آورد پاسداری کنند . ستارخان و پیروانش در محله امیر خیز شروع به مقاومت کردند و به تدریج چند محله دیگر نیز به آنها ملحق شدند.مقاومت آنها در مقابل نیروهای محمد علی شاه ، قزاقان و دیگر مدافعان استبداد ماهها ادامه داشت تا اینکه مجددا از گوشه و کنار کشور مردم به پا خواستند و مشروطه خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند.در واقع باید گفت پیروزی مجدد مشروطه خواهان بر استبداد محمد علی شاهی در واقع ناشی از مقاومت تبریز بود .در ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپائی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت این گروه بود.ولی با بیرون رفتن نیروهای شوروی فرقه نیز با شکست سختی روبرو شد.تبریز در نهضت ملی نفت نیز یکی از ارکان حرکت‌های آن زمان در سراسر کشور به شمار می‌رفت. در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطیبان تبریز باایراد سخنرانی‌های مهم و پخش شب نامه‌ها شرکت داشتند.

اما در دوره ننگین پهلوی بخاطر افکار نژادپرستانه و عوامانه و ترس از تجربه مردم تبریز در مبارزه با استبداد، تخریب و تضعیف تبریز و آذربایجان و نیز هویت زدایی آن سرعت بیشتر گرفت تا جایی که همه نمادهای مدنیت و آزادی و پیشرفت و ظلم ستیزی تبریز نابود و نمادهای سلطنتی خود را جایگزین و نیز افکار سلطنت طلبانه شاهنشاهی خرافی و استبدادی و تجملگرایانه و غیرواقعی را در ذهن مردم و طرفداران گسترش و طوری رسوخ داد که هنوز هستند کسانی که آنها را باور و نماد میدانند!

لینک پست هویت زدایی تبریز و آذربایجان


تخریب آثار تاریخی تبریز وآذربایجان بدست رضاخان و بعد آن



حتی اگر بخواهیم مقایسه ای بین دوره قاجاری و پهلوی انجام دهیم اگر واقع بین و منطقی و علمی برخورد کنیم خواهیم دید اولین تکنولوژیها در دوره قاجاری وارد ایران شد و نیز لکه های ننگ استعمار و تکه تکه شدن ایران در دوره پهلوی بصورت مدرن بمراتب شدیدتر از قاجاری بود و طاغوت پهلوی به مدد چند جنگده و ماکت ظاهری دست ساخت شرق و غرب ادعای قدرت میکرد که در یک آن همه آنها از دست رفت!
بعد از قاجارها از یک طرف فرقه ها و توده ها و از یک دولت رژیم طاغوت پهلوی و از طرفی دیگر شوروی سابق، تبریز را آنچنان فشردند که دارالسلطنه عملا سقوط و از آن چیزی باقی نماند.
قصد داریم در این مطلب، تصاویری مختصر از منبع مازگامئت درباره آن دوران قدیمی تبریز که چه بود و حالا اثری از آنها باقی نیست ارائه دهیم. شاید قبلا این تصاویر را دیده باشید اما اشاره مجدد و عبرت گیری از آن خالی از لطف نیست که چگونه تبریز و آذربایجان هویت تاریخی ایران اسلامی بخاطر افکار نژادپرستانه پهلوی دوره اول و دوم عملا مسیر سقوط طی کرد!

همه این آثار و باغها و کاخها بدستور رژیم پهلوی تخریب شد در حالیکه عین همین آثار یعنی عالی قاپو و هشت بهشت در اصفهان با کلی جذب گردشگر مایه مباهات ایران شده است!

 حاشیه هایی از کاخ عالی قاپو تبریز - کاخ شمس العاره تبریز
عالی قاپو
همه این مجموعه ها بخاطر افکار مخرب نابود شدند!
آیا از تاریخ عبرت گرفته ایم؟!

تبریز دوره پهلوی

 شیرین فرهاد هشت بهشت - مجموعه کاخهای باغشمال تبریز
هشت بهشت
خیابان باغ ملک زاده تبریز تخریب شد!
باغهای قدیمی تبریز

من بعنوان نه یک تبریزی بلکه بعنوان یک ایرانی متعصب از این فجایع تاریخی و هویتی نخواهم گذشت و همواره در ذهن تبریزیها بصورت تصویری مه آلود از تاریخ باقی خواهند ماند اما مهم اینست که حال از گذشته عبرت گرفته و نگذاریم بیشتر از این میراث و هویت ما بر باد رفته و فقط یک قاب عکس گردند.
قابل توجه مسئولین که ارک علیشاه، ربع رشیدی، حسن پادشاه، مسجد کبود، موزه عصرآهن، باغ گلستان، بازار تاریخی، چرنداب، مقبره الشعرا و صدها آثار دیگر که فقط متعلق به یک تاریخ و یک تبریزی نیست بلکه میراث همه ایران و هر انسانی در جهان است.
در ادامه بهمراه تصاویر منبع مازگامئت به چکیده آنچه در دوره پهلوی آذربایجان شرقی گذشته اشاره میشود.





نظرات() 

دوره پهلوی اول در استان آذربایجان شرقی

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-10:54 ب.ظ





قیام شیخ محمد خیابانی
شیخ محمد خیابانى یكى از روحانیون برجسته تاریخ ایران است كه در برابر استبداد و استعمار تا بذل جان ایستادگى نمود.

آنچه كه تاریخ را در مقابل دوران زندگى سراسر مبارزه خیابانى به تحسین واداشته، این است كه على‏رغم كثرت دشمنان و قلت یاران، این روحانى، چون سدى مرصوص در برابر قراردادهاى ننگین وطن فروشى و اولتیماتوم‏هاى ابرقدرت‏هاى زمان خود (روس و انگلیس) پایدارى نموده و با ضربات كوبنده‏اى كه نشأت گرفته از ایمان و عشق به اسلام و ایران بود، استعمارگران را در تعقیب اهداف شومشان ناكام گذاشت. خیابانى در انقلاب مشروطیت، به زندگى سیاسى وارد شده و در زمانى كه قواى استبداد و ارتجاع محمدعلى شاه دور تا دور تبریز را محاصره كرده و مردم شهر را به جرم دفاع از مشروطیت و آزادى و كیان اسلام، هدف قرار داده بودند، تفنگ بر دوش، همراه آزادى‏خواهان مسلمان آذربایجان با نیروهاى استبداد و ضد مشروطه به جنگ برخاست.

روزنامه ها و کاخهای عالی قاپلو و باغشمال
تاریخ تبریز
حاشیه هایی از عالی قاپو - شمس العماره تبریز
شمس العماره تبریز

تبریز قدیم


وى علاوه بر دفاع مسلحانه، مسئولیت حفظ روحیه و تحریك مجاهدین را بعهده داشت و با خطابه‏هاى شیرین و مهیج روح تازه‏اى در كالبد مدافعان آزادى مى‏دمید. با اینكه شیخ در سنین جوانى بود به سبب اظهار لیاقت و شجاعت به عضویت انجمن ایالتى آذربایجان درآمد و زمانى كه محمدعلى شاه به منظور سركوبى آزادى خواهان و تثبیت نظام استبداد، از دولت فرانسه وام درخواست كرده بود، به پیشنهاد وى، تلگرافى از طرف انجمن تبریز به مجالس سنا و شوراى ملى فرانسه مخابره گردید كه: «در غیبت مجلس شوراى ملى ایران هیچگونه وامى را ملت ایران نخواهند پذیرفت».

بعد از شكست استبداد صغیر و فرار محمدعلى شاه، مجلس شوراى ملى مجددا افتتاح گردید و در دوره دوم مجلس خیابانى با اكثریت آراء به نمایندگى مردم آذربایجان انتخاب شد. وى از همان ابتدا در سال 1329 ه .ق دولت متجاوز روسیه از وضع آشفته ایران استفاده كرده و اولتیماتوم معروف خود را كه حاكى از تسلط رسمى روس‏ها بر شمال و تجزیه ایران بود به مجلس داد. با اینكه وثوق الدوله نمایندگان مجلس را براى موافقت با مفاد اولتیماتوم در فشار گذاشت ولى شیخ محمد خیابانى به عنوان وكیل ملت با سخنرانى آتشین خود در مجلس شوراى ملى خطاب به نمایندگان گفت:

«ارزش زندگى موقعى است كه انسان سربلند و شرافتمند زندگى كند وگرنه مرگ بهترین نعمت است بر انسانى كه نمى‏تواند به زیر بار ننگ وطن فروشى و خیانت برود».

به دنبال پیروزى بلشویكها در روسیه (1917 م)، قواى ارتش روس از ایران خارج گردیده و پس از شكست عثمانى‏ها در جنگ بین الملل اول، نیروهاى عثمانى نیز آذربایجان را تخلیه كردند.

در این زمان استعمارگر پیر انگلیس از فرصت استفاده كرد و بى سر و صدا قرارداد ننگین 1919 را كه تضمین كننده همه منافع ظالمانه امپراطورى بریتانیا بود بر دولت ایران تحمیل نمود.

کاخ عالی قاپو

پهلوی

جشنهای ملی

مقارن با این جریان سیاسى، انتخابات دوره چهارم مجلس برگزار گردید و على‏رغم توطئه، تهدید و تقلب دولت مركزى، خیابانى در تدارك تشكیل فراكسیونى در برابر قرارداد وطن فروشانه 1919 بودند كه نوكران اجانب براى جلوگیرى از این اقدام ملى، دو تن از افسران سوئدى را با یك دسته از مزدوران وطن فروش براى نابودى آزادى‏خواهان و ترور آنان مأمور ساختند.

اما قبل از اینكه نقشه وثوق الدوله به مرحله اجرا گذاشته شود، در 16 فرودین ماه 1299 ه .ش، قیام سراسرى مردم آذربایجان به رهبرى خیابانى با هدف اعتراض به قرارداد وطن فروشانه 1919 آغاز شد.

قیام شیخ محمد خیابانى همه شهرهاى آذربایجان را فرا گرفت و وى نام آزادستان را بر آذربایجان ایران نهاد.

لازم به ذكر است كه انتخاب این نام به جهت استفاده پان تركیستهاى قفقاز (حزب مساوات) از نام تاریخى آذربایجان بر منطقه ترك نشین قفقاز بوده كه شیخ با آگاهى از مقاصد توسعه طلبانه پان تركیستهاى عثمانى و قفقاز، بدین كار اقدام كرد.

در صبحگاه هجدهم فرودین 1299 ه .ش مردم تبریز به دستور شیخ محمد خیابانى، به شهربانى حمله كرده و آزادى‏خواهان را آزاد ساختند.

خیابانى، به حاكمان اجنبى و نمایندگان حكومت وثوق الدوله اخطار نمود كه تبریز را ترك كنند و با خروج آنها تبریز به دست آزادى‏خواهان افتاد و خیابانى مسئولیت اداره شهر را به عهده گرفت.

با گسترش قیام تبریز به دیگر شهرهاى آذربایجان، همه شهرها و بخش‏هاى استان، تحت حاكمیت خیابانى قرار گرفت.

بعد از سقوط دولت وثوق الدوله و فرار او به اروپا، مشیرالدوله از طرف احمد شاه به نخست وزیرى منصوب شد. وى مخبرالسلطنة حیله‏گر را بدون سرباز و سلاح به حكمرانى آذربایجان فرستاد.

مخبرالسلطنة از راه مذاكره با خیابانى، وارد شد و از او خواست كه دولت مركز را به رسمیت بشناسد و دست از شورش بردارد، ولى خیابانى دست رد بر سینه او زد و مخبرالسلطنة ریاكار كودتاى خزنده‏اى بر علیه قیام مردم تبریز طراحى نمود و با هماهنگى قزاق‏ها آنرا به مرحله اجرا درآورد. سرانجام در 22 شهریور 1299، زمانى كه نیروهاى خیابانى در قره‏جه داغ با اشرار امیر ارشد مشغول نبرد بودند و نیروى كمى در تبریز مانده بود، با یك شبه كودتا كه به وسیله قزاقان به فرماندهى مخبرالسلطنه انجام گرفت، عالى قاپو (ستاد قواى شیخ) را تسخیر كرده و خانه خیابانى را غارت نمودند. سپس شیخ را به شهادت رساندند و بدین ترتیب مشعل بزرگ آزادى ایران خاموش گردیده و مسیر كودتاى اسفند 1299 عوامل انگلیس (سید ضیاء و رضاخان) هموار شد.

میدان قدیمی شهر

سلطنتی

قانون اتحاد شكل لباس

با توجه به موقعیت جغرافیایى و نقش موثر آذربایجان و تبریز در نهضت مشروطه، روحانیون این منطقه زودتر از سایر نقاط وارد درگیریهاى سیاسى ـ اجتماعى شدند و بسیارى از آنها پس از پى بردن به ماهیت مشروطه طلبان، از امور سیاسى ـ اجتماعى كنار كشیدند. این انزوا به مفهوم بى اعتنایى و بى تفاوتى همه روحانیون آذربایجان به سرنوشت مردم نبود، بلكه چهره‏هاى برجسته روحانیت این دیار همچون آیت الله میرزا صادق تبریزى و سید ابوالحسن انگجى همزمان با قدرت یابى رضاخان، ماهیت ضد دینى او را افشا كردند و پس از سلطنت او نیز با اقدامات ضد اسلامى دست گماشتگان رژیم به مقابله برخاستند.

از ابتداى سال 1308 قانون تغییر لباس به مرحله اجرا درآمد و مردم با مراجعه به منازل روحانیون به كسب تكلیف در این باره پرداختند وقانون اتحاد شكل شامل طلاب نیز شد. یكى از روحانیون خوى در نامه‏اى به میرزا صادق‏آقا از رهبران مبارزه علیه رضاخان در تبریز چنین نوشت: «بسم‏ا... تعالى و له‏الحمد. حضور باهرانور مبارك حضرت مستطاب آیه‏ا... آقا میرزا صادق دامة افاضاته (خط خوردگى) خاك نكبت بر سر و لباس مذلت در بر كرده یا لها من مصیبته ما اعظمها على المسلمین، خانه دین خراب، جگر عالم كباب شود. از استماع این خبر اهالى... فعلاً جز از گریه و عزادارى چاره نمى‏دانند و هر ساعت منتظر صدور تكلیف شرعى از ناحیه آن وجود مقدس هستند.»

اما به هر ترتیب نهضت روحانیون آذربایجان سریعا سركوب شد كه علت آن هم عدم حمایت همه جانبه مردم از آنان بود و حتى گفته شده كه به هنگام هجوم پلیس به خانه میرزا صادق آقا، مردم از ترس جانشان از ایشان اعلام بیزارى و تنفر جستند. پس از دستگیرى، میرزا صادق آقا به سنندج و آیت الله انگجى به سمنان تبعید شدند. گروه دیگرى از روحانیون درگیر در این نهضت نیز به اطراف اردبیل تبعید شدند و گروهى فرار كرده و مخفى شدند.

البته در این زمان علمایى مانند حاج میرزا خلیل آقا مجتهد كه از علماى نجف از جمله آخوند خراسانى اجازه اجتهاد داشت، نیز در تبریز حضور داشت. ایشان معتقد بود كه علما باید فقط به امور روحانى اشتغال ورزیده و جز در مواقع ضرورى در امور سیاسى دخالت نكنند. آنچه وى را به دین اعتقاد كشانده بود همانگونه كه خود بیان داشته، تجربیات دوران مشروطه و چگونگى رفتار مردم با پدرش (میرزا حسن آقا مجتهد) و سایر روحانیون مانند شیخ فضل الله نورى و شیخ محمد خیابانى بود.

واقعه كشف حجاب

همزمان با بازگشت رضاشاه از تركیه و دستور كشف حجاب در سال 1314 به تمامى كشور، مردم متدین آذربایجان كه متوجه نقشه خائنانه رضاشاه شده بودند به خاطر داشتن تعصب نسبت به نوامیس خود براى ایفاى وظیفه خود در مقابل این بى‏شرمى آشكار، به منزل علما و روحانیون شهر پناه برده و از آنان كسب تكلیف كردند.

رژیم كه متوجه خطر شده بود با كمال شقاوت و بى‏رحمى به سركوب مردم و علما پرداخت ولى على‏رغم این تمهیدات، مقاومت‏هاى مردمى حتى در سطح مأموران، در برابر این قانون ادامه داشت، به یك گزارش در این زمینه توجه مى‏كنیم:

[استاندارى آذربایجان شرقى به ریاست وزراء، 19 بهمن 1316]

محرمانه وزارت داخله، استاندارى آذربایجان شرقى،شماره: 953

مستقیم تاریخ: 19/11/1316

باغ حاجی فرخ موثق الملک
باغشمال تبریز

باغ جناب حاجی نظالم الدوله
تبریز قدیم

باغهای دیگر
عالی قاپو

باغ رفیع الدوله تبریز


ریاست وزراء ـ چند ماه قبل گزارش محرمانه به عرض رساندم كه در بعضى از شهرها و قصبات و قراء آذربایجان نهضت نسوان به خوبى پیشرفت ننموده و استدعا كرده بودم كه به مامورین شهربانى و امنیه دستورهاى موكدى صادر فرمایند. در نتیجه توجهات مبذوله و دستورهایى كه از ادارات مذكور به مامورین خودشان داده شده و مراقبت مستمرى كه بنده حسب الوظیفه در این راه نموده و مى‏نمایم، این موضوع به خوبى پیشرفت نموده و از همه جا اخبار خوب مى‏رسد و اگر دو سه نقطه تا به حال مانده باشد تا اول سال نو به كلى خاتمه خواهد یافت. لكن موضوعى كه باید به عرض برسانم این است كه متاسفانه مامورین دولتى در تبریز و سایر نقاط آن طورى كه باید و شاید اظهار علاقه به این موضوع مهم اجتماعى نمى‏نمایند.

مثلاً در جشن 17 دى كه اختصاص به این امر دارد و طرف توجه ذات مقدس ملوكانه است، با وجود دعوت اداره معارف و تاكیدات استاندارى باز غالب رؤساى ادارات دولتى به عذرهاى غیرموجه حاضر نشده و یا در صورت حضور تنها آمده بودند و در بسیارى از شهرها به طورى كه گزارشهاى محرمانه رسیده همین وضعیت بوده است.

بدیهى است كه وقتى اهالى و تجار و اصناف متعصب اینجا این رفتار را از رؤساى ادارات دولتى ببینند، آنها هم سست شده و اگر یك دفعه حاضر شوند دفعات دیگر شانه خالى مى‏كنند.

به طور كلى رؤساى ادارات دولتى در اینجا كمتر جنبه اجتماعى دارند و غالبا از حضور در محافل و مجالس سخنرانیها و نمایشهاى اخلاقى كه انجمن ادبى و كاركنان معارف تشكیل مى‏دهند و در كلوب و غیره كه وسیله معاشرت تماس با اهالى و تربیت و تشویق آنها است خوددارى دارند و هر قدر بنده راهنمایى و دلالت مى‏كنم و تاكید مى‏نمایم مفید فایده نمى‏شود ... .

استاندار آذربایجان شرقى [امضاء]: كاظمى

[حاشیه]: بخشنامه به وزارتخانه‏ ها داده شود كه به مأمورین خود در آذربایجان شرقى دستور دهند حضور در اینگونه مجالس از وظایف مأمورین است. هر كدام حضور نیابند منفصل و از خدمت دولت محروم خواهد بود. رونوشت براى اطلاع استاندار فرستاده شود. 28/11/16 به هر حال قانون كشف حجاب تا پایان حكومت رضاشاه در شهریور 1320 ه .ش ادامه داشت و با سقوط رضاشاه، زنان مسلمان و شجاع آذربایجان توانستند با حجاب دلخواه در صحنه حاضر شوند و مجالس روضه‏خوانى و ذكر مصیبت خامس آل عبا علیه‏السلام نیز برقرار گردید.

از مجموعه کاخ های باغشمال تبریز
باغ شمال

دوره پهلوی دوم در استان آذربایجان شرقی


حزب دمكرات آذربایجان
پس از پایان جنگ جهانى دوم، شوروى ناچار بود بر طبق تعهداتى كه در جریان كنفرانس سران سه كشور (متفقین) در تهران پذیرفته بود، قواى خود را از آذربایجان خارج كند، لكن به پیروى از سیاست استعمارى پطر كبیر و آرزوى دست یافتن به منابع عظیم نفتى و موقعیت استراتژیكى ایران و در نتیجه تسلط یافتن بر این كشور و سوریه و لبنان و آرزوى بسط كمونیسم در آسیا، به فكر افتاد تا قبل از تخلیه ایران، جاى پایى را براى خود فراهم كند و ضمن اعمال فشار به دولت ایران براى گرفتن امتیازهاى سیاسى و اقتصادى، مقدمات انضمام آذربایجان را به خاك خود فراهم سازد. در همین راستا، از سال 1320 تا نیمه دوم سال 1324، شاخه حزب توده با پشتیبانى مسلحانه قواى شوروى در آذربایجان فعالیت كرده و زمینه را براى سلطه دراز مدت كمونیست‏ها فراهم نمود.

اما این حزب به علت آشكار شدن وابستگى آن به شوروى و ترویج مرام كمونیستى (با پوشش‏هاى فریبنده)، و مقابله علما آگاه و شخصیت‏هاى مردمى و وطن‏خواه با آن و همچنین مخالفت‏ها و رقابت‏هاى انگلیس و آمریكا، موانع و محدودیت‏هاى زیادى در مقابل پیشرفت آن ایجاد گردید.

این وضعیت ایجاب مى‏كرد كه مانور سیاسى تازه‏اى به كار گرفته شود و عوامل و اشخاص جدیدى به میدان وارد شوند.

در این هنگام پیشه‏ورى كه اعتبار نامه‏اش در مجلس چهاردهم لغو و روزنامه‏اش توقیف شده بود، روز سوم شهریور 1324 ه .ش وارد تبریز شد و در دنباله مكاتبات خصوصى سابق كه با میرزا على شبسترى داشت و طبق تعلیماتى كه قبلاً در كشور بیگانه اخذ كرده بود، با همكارى صادق پادگان، اساس فرقه یا حزب دمكرات آذربایجان را طرح و روز دوازدهم شهریور 1324 ه .ش بیانیه معروف فرقه را صادر كرد.


باغ خیابان ملک زاده تبریز

خیابان قدیمی تبریز




ادامه مطلب


نظرات() 

این مثنوی حدیث پریشانی من است

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-08:25 ب.ظ



این مثنوی حدیث پریشانی من است

بشنو که سوگنامه زندگانی من است

 امشب نه اینکه شام غریبان گرفته‌ام

بلکه به یمن آمدنت جان گرفته‌ام

گفتی غزل بگو، غزلم شور و حال مرد

بعد از تو حس شعر فنا شد، خیال مرد

گفتم نرو که تیره شود زندگانیم

با رفتنت به خاک سیه می‌نشانیم

گفتی زمین مجال رسیدن نمی‌دهد

به چشم باز فرصت دیدن نمی‌دهد

 وقتی نقاب محور یکرنگ بودن است

معیار مهر ورزیمان سنگ بودن است

دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است

آخر کدام احمق از این عشق راضی است

 این عشق نیست فاجعه قرن آهن است

من بودنی که عاقبتش نیست بودنست

 حالا به حرف‌های غریبت رسیده‌ام

فهمیده‌ام که خوب تو را بد شنیده‌ام

 حق با تو بود از غم غربت شکسته‌ام

بگذار صادقانه بگویم که خسته‌ام

 بیزارم از تمام رفیقان نا رفیق

اینها چقدر فاصله دارند تا افق

 من را به اقتضای نبودن کشانده‌اند

روح مرا به مسند پوچی کشانده‌اند

 تا این برادران ریا کار زنده‌اند

تا این گرگ صفتان جفا کار زنده‌اند

یعقوب درد می‌کشد و کور می‌شود

یوسف همیشه وصله ناجور می‌شود

 اینها نقاب شیر به کفتار می‌زنند

منصور را هر آینه بر دار می‌زنند

 اینجا کسی برای کسی کس نمی‌شود

حتی عقاب در خور کرکس نمی‌شود

 جایی که سهم من به جز تازیانه نیست

حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست

ما می‌رویم چون دلمان جای دیگر است

ما می‌رویم هر که بماند مخیر است

ما می‌رویم گرچه از الطاف دوستان

بر جای جای پیکرمان جای خنجر است

 دلخوش نمی‌کنیم به عثمان و مذهبش

در دین ما که مسلمان ابوذر است

 ما می رویم قصه‌مان نامشخص است

هر جا رویم از این شهر بهتر است

از سادگیست گر به کسی تکیه کرده‌ایم

اینجا که گرگ با سگ گله برادر است

 ما می‌رویم نشستن با درد فاتحست

در عرف ما نشستن یک مرد فاجعست

 دیریست رفتن ‌امیران قافله

ما مانده‌ایم غافل و پیران قافله

 اینجا دگر چه باب پای لنگ من نیست

باید شتاب کرد مجال درنگ نیست

 بر درب آفتاب پی باج می‌دهیم

ما هم بدون بال به معراج می‌رویم







نظرات() 

خدایا خودت کمک کن شنیدم اگه نمک اورومیه بیاد این...

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-03:41 ب.ظ




خدایا خودت کمک کن شنیدم اگه نمک اورومیه بیاد این...

خدایا خودت کمک کن شنیدم اگه نمک اورومیه بیاد این طرف من دیگه نمیتونم برم پارک

نمیتونم برم مدرسه، خیلی زود مریض میشم، درخت ها همش خشک میشن

همه حیوون ها میمیرن

آخه چرا نمیذاری بارون بیاد اگه بارون بیاد دریاچه یکم پر بشه دیگه باد نمک ها رو نمیتونه بیاره خودت کمک کن.

تانری اوزون یاردیم ائد اورمو گولوم قورودی

سین قارانقوش

نویسنده : سین قارانقوش









نظرات() 

ناوگروه روسی متشکل از دو فروند ناو به فرماندهی ناخدا یکم کریل تارننکو ، عصر یکشنبه با استقبال ناوشکن دماوند در بندرگاه انزلی پهلو گرفت.

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-03:07 ب.ظ


 

نظرات (0)





نظرات() 

محاصره نینوا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-03:05 ب.ظ

تصویر آشوربانیپال

محاصره شهر نینوه (نینواNinua= Nineveh) پایتخت امپراتوری آشور Assur توسط نیروهای نظامی ایران و بابل (مشتركا) از دهم آگوست سال 612 پیش از میلاد آغاز شد. برخی از مورخان، این تاریخ را روز سقوط نینوه و كشته شدن «سینشاریشكون Sinsharishkun» پادشاه وقت آشور ذكر كرده اند كه مورخان دیگر، سقوط شهر را دهم دسامبر این سال و در پی یك محاصره چهار ماهه نوشته اند. بعضی مورخان نیز نوشته اند كه محاصره از ماه می سال 612 پیش از میلاد آغاز و تا جولای كه شهر سقوط كرد ادامه داشت. این اختلاف تاریخ، نتیجه محاسبات متفاوت تقویمی است. 
    شرح سقوط شهر را یک مورخ بابلی وقت (آن زمان) نوشته و كتیبه آن موجود است و در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می شود. سینشاریشكون پسر آشوربانیپالAssurbanipal بود كه در قصر خود كشته شد. برخی از مورخان نوشته اند كه وی هنگام سقوط شهر خودكشی كرد. او 11 سال حكومت كرده بود.
     
کتیبه شرح سقوط نینوا

در پی تصرف نینوا، نیروهای فاتح این شهر را با خاك یكسان ساختند و آشوری ها را به نقاط دور دست تبعید كردند تا دولت آشور دیگری تشكیل نشود. نینوا كه اینك در دل و قسمتی از آن در حاشیه شهر موصل قرار گرفته در ساحل شرقی دجله و نزدیك به كوههای زاگرس ساخته شده بود و سالها از آنجا بر منطقه وسیعی تا مدیترانه و از سوی دیگر تا قفقاز و آناتولی حكومت می شد. از خصوصیات دولت آشور ظلم و استثمار نسبت به ملل دیگر و به بردگی گرفتن افراد آنها و به بیگاری گماردنشان بود تا برای آشوری ها ثروت تولید كنند. آشوری ها درعین حال در هنر و خط و ثبت تاریخ و رویدادها پیشرفته بودند.






نظرات() 

برخورد با خاطیان حادثه بیمارستان امیراعلم

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-02:19 ب.ظ


رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران از برخورد با خاطیان تعطیلی اتاق‌های جراحی بیمارستان امیراعلم به دلیل اعتراض و تجمع پرستاران خبر داد.
اواخر تیرماه خبرهای به گوش رسید مبنی بر اینکه اتاق عمل‌های بیمارستان امیر اعلم به دلیل امتناع پرستاران و تکنسین‌های این بیمارستان چند ساعتی تعطیل شد، به طوری که وزیر بهداشت در این مورد به صورت شفاهی به رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران تذکرات و توصیه‌های داشتند و خواستار برخورد با خاطیان این رویداد شد.

در این رابطه علی جعفریان رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران با حضور در خبرگزاری تسنیم درباره این رویداد و تذکراتی که وزیر بهداشت به وی برای تعطیلی اتاق عمل‌های بیمارستان امیر اعلم داده است، عنوان کرد: درباره بیمارستان امیراعلم وزیر بهداشت به بنده تذکری ندادند، جریان هم تجمع پرستاران بود، مشکلی هم که پرستاران اعتراض می‌کنند قابل درک است و مشکلی نیز نیست؛ منتها خط قرمزی در این زمینه داریم و آن هم تعطیلی خدمت به بیماران است.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد: اشکالی هم که در بیمارستان امیراعلم پیش آمد این بود که 4 ساعت اتاق عمل‌های این بیمارستان تعطیل شد و متعاقباً تعدادی از جراحی ها کنسل شد و این امر قابل قبول نیست.

جعفریان در نهایت خاطرنشان کرد‌: دکتر هاشمی نیز این مسئله را تاکید داشتند که چرا این اتفاق (تعطیلی اتاق‌های جراحی) افتاده است، بنابراین چرایی این اتفاق را باید از کسانی که مسبب آن بودند پرسید! ولی ما نیز برخورد قانونی در این باره انجام دادیم و پیگیری‌های این مسئله ادامه دارد.

بیمارستان امیراعلم یکی از قدیمی‌ترین بیمارستانهای آموزشی تهران است که در سال 1325 ه .ق به همـت مرحوم دکتر امیراعلم و به منظور ایجاد زایشگاه و تربیت پرستار و ماما تاسیس شد. این بیمارستان که به نام بیمارستان نسوان نامیده شده بود تا سال 1319 ه .ش یکی از موسسات تابعه کل مملکتی و سپس وزارت بهداری بود. در سال 1322 ه .ش بخش و درمانگاه بیمارستان زنان این بیمارستان به محل کنونی بیمارستان زنان واقع در خیابان انقلاب منتقل شد و به جای آن بخش‌های گوش، حلق و بینی، چشم پزشکی، اطفـال و دندانپزشکی دائر شد. چند ماه بعد یعنی در سال 1323 شمسی به تصویب شورای دانشگــاه و به پاس خدمات گرانبهای بهداشتی و فرهنگی بنیانگذار آن بنام "بیمارستان امیراعلم" نامیده شد.

این بیمارستان در خیابان انقلاب، دروازه دولت، خیابان سعدی شمالی واقع شده است . این مرکـــز آموزشی درمانی و پژوهشی در حال حاضر دارای 186 تخت فعال و 348 تخت مصوب (120 تخـــت در بیمارستان جدید پروژه طرح توسعه) است و خدمات تخصصی و فوق تخصصی را به‌صورت 24 ساعته به مراجعین ارائه می‌دهد.

اصلی ترین بخش بیمارستان امیراعلم بخش، گوش و حلق و بینی است. اکنون این بیمارستان علاوه بر بخش گوش، حلق و بینی دارای بخش‌های متعددی از قبیل جراحی، طبی، سی سی یو، ای سی یو، دیالیز، کاشت حلزون، دندانپزشکی و دارای بخش‌های پیراپزشکی، رادیویولوژی، سونوگرافی، سی تی اسکن، پاتولوژی، آزمایشگاه، ادیومتری، آندوسکوپی، شیمی درمانی، داروخانه و درمانگاه‌های تخصصی گوش و اورژانس گوش و داخلی است.
منبع: تسنیم




نظرات() 

«کی بهت زنگ زد؟» دلیل اصلی طلاق در ایران!

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-02:05 ب.ظ


عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت:۹۸درصد از خانم‌های تازه ازدواج کرده در تهران گوشی موبایل همسر خود را چک می‌کنند و دائما از او می‌پرسند:"کی بهت زنگ زد؟"، "به کی پیامک دادی؟" که این موضوعات متأسفانه یکی از عوامل مهم طلاق در ایران است.
عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت: یکی از مشکلات عمده طلاق در ایران عدم اعتماد بین زوجین و خیانت به یکدیگر است، آمارهای تکان دهنده ای در این زمینه ها وجود دارد که گویای چنین مشکلاتی است؛ 98 درصد از خانم های تازه ازدواج کرده در تهران گوشی موبایل همسر خود را چک می کنند و دائما از همسر خود می پرسند: "کی بهت زنگ زد؟"، "به کی پیامک دادی؟" و ... که این موضوعات متأسفانه یکی از عوامل اصلی طلاق در ایران می باشد.

دکتر فرشته روح‌افزا عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور این خبر را در هفدهمین مراسم ازدواج دانشجویی دانشگاه پیام نور استان اصفهان بیان کرد.

اهم اظهارات وی بدین قرار است:

مدل زندگی در جامعه کنونی ما مدل زندگی صحیحی نیست و اگر مدل زندگی اسلامی در جامعه ما وجود داشت زندگی های مشترک بهتری میان زوجین بود.

درست است که دنیای غرب در تکنولوژی از ما پیشرفته تر هستند و ما به دلیل آنکه بشر نیاز به پیشرفت دارد می بایست از آنها علم بیاموزیم ولی این دلیل نمی شود که در مباحث سبک زندگی ما بخواهیم از آنان تقلید کنیم چرا که آنها خود در این مسائل با مشکل مواجهند و در مسائل خانواده به صورت علمی پیشرفتی نداشته و موفق نبوده اند.

اگر بخواهیم سبک زندگی اسلامی را برای شروع یک زندگی مشترک انتخاب کنیم نمی توانیم قسمتی از آن را حذف کنیم و فرهنگی غربی جایگزین آن کنیم چرا که اینگونه شیوه ها برای زندگی به نتیجه نمی رسد و باعث پاشیده شدن زندگی ها از هم خواهد شد.

مدل زندگی در جامعه ما مدل زندگی اسلامی نیست و نشأت گرفته از سبک زندگی غربی است که در آن نگاه به "زوجیت" جایگاهی ندارد و این خود باعث جدایی پس از ازدواج خواهد بود.

البته قوانین خوبی هم در دولت های غربی وضع شده که امنیت در ازدواج ها را بالا می برد؛ برای مثال قانونی که می گوید نصف درآمد حاصل از دست رنج شوهر متعلق به همسر او خواهد بود. حدود 70 درصد از خانواده های آمریکایی به صورت قراردادی زندگی می کنند و متعهدانه با هم ازدواج می کنند.

دوره نامزدی در فرهنگ جوامع غربی گاها تا 15 سال یا بیشتر ادامه می یابد و ممکن است زوجین هنوز برای ازدواج اطمینان کاملی نداشته باشند حتی اگر دارای فرزند هم شوند و عقد نکرده باشند به زندگی خود ادامه می دهند تا شاید پس از آن به کلیسا بروند و مراسم ازدواج خود را برگزار کنند.

در فرهنگ غربی به دلیل اینکه زوجین از انتخاب خود مطمئن نیستند رابطه های عاطفی ناپایدار شکل می گیرد، حال اینکه ریشه ناپایداری عاطفی چیست و این ریشه ها در فرهنگ ما هم وجود دارد یا خیر بحث قابل توجهی است که نیاز به تحقیق و بررسی دارد.

طبیعی است که در هر موضوعی از زندگی بخواهیم رفتاری را الگو قرار دهیم می‌بایست دستاورد های آن الگو را هم بپذیریم و چون ما در ایران عمدتاً روش غربی را برای زندگی جامعه خود در نظر گرفته ایم باید منتظر دستاورد آن که بالا رفتن آمار طلاق است باشیم.

مشکل دیگری که در دنیا وجود دارد این است که هویت بسیاری از کودکان به دلیل عدم ازدواج والدین نامعلوم است و حدود 20 میلیون فرزند در دنیا وجود دارند که پدران خود را نمی شناسند، این موضوعی بود که چندی پیش باعث شد تا یکی از این کودکان 17 نفر را در مدرسه ای در آمریکا بکشد چرا که به گفته خودش مادر او تا کنون 5 مرد را به عنوان پدر به او معرفی کرده و بعدا هم در دادگاه گفته که بی تقصیر است.

همچنین آماری در سال 2007 منتشر شد که در سال رقمی بالغ بر 1714643 کودک (در جهان) از زنان ازدواج نکرده متولد می شوند و آماری غیر رسمی و نگران کننده هم از ایران درباره سقط جنین گویای مرگ روزانه 1000 انسان به وسیله سقط جنین است.

آماری دیگر از کشور آمریکا متوسط مردم آمریکا عمده عمر خود را در زندگی ازدواج نکرده به سر می برند و موفق به ازدواج نمی شوند. راضی نشدن به یک نفر در زندگی مشترک یکی از مهمترین مشکلات خانواده در غرب است.

متأسفانه دختران در ایران به دلیل بالا بردن سطح توقعات خود در ابعاد مختلف تحصیلی، مادی و ... موفق به ازدواج نشده و آمارها نشان می دهند که بالای 70 درصد از دانشجویان دختر مقاطع دکتری مجرد می‌مانند و نیمی از دخترانی که وارد دانشگاه می شوند موفق به ازدواج با هم کُفو سطح تحصیلات خود نمی شوند که فاصله سطح تحصیلات باعث سرکوب‌های خانواده و نهایتا به طلاق منجر می شود.




نظرات() 

دستان کیله لی جان زلیخا صبا ماسالی تالش

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-09:51 ق.ظ


یکی از نواهای قشنگی که حکایت از داستان رمانتیکی میکرد که دختر وپسری که باهم هم قسم شده بودند ولی دختر به خواست خانواده با کسی که هم قسم شده بوده ازدواج نکرده وبا یکی دیگر ازدواج کرده که دراین صورت دستان خوان در عروسیها این طور سر میداد.
هیچی موایه کیله خِته2... چِ یاری قسمی اَی گته2
کیله لی جانم کیله لی2.... نومر مرجانه کیله لی2
کیله دریه بزینه.2. نونم هَرده پیازینه2
بِرون بَرشیمه وازینه..کیله مِن ژنده دازینه2
کیله دریه رمه نه..نونم هرده دلمه نه 2
بِرون بَرشیمه وهمه نه... کیله مِن ژنده قمه2
کیله لی جانم کیله لی2 ..نومر مَرجانه کیله لی2
کیله پریه سیا آفتاوه .. بِرون دی یَسه منگه تاوه2
کیله لی دیلنی بی تاوه2
کیله لی جانم کیله لی2
متن وگرد اورنده زلیخا صبا





نظرات() 

عکس ییلاق برزیبل خطبه سرا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-09:35 ق.ظ




کس از فرید مهروی / خطبه سرا, تالش

عکس فرید مهروی خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا



تصویر ییلاق خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا


تصویر ییلاق خطبه سرا


تصویر ییلاق خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا


تصویر ییلاق خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا

-تصاویر ییلاق برزبیل
عکس ونه پشت


خطبه سرا, تالش
تصویر ییلاق خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا


تصویر ییلاق خطبه سرا

عکس :فرید مهروی خطبه سرا


تصویر ییلاق خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا

خطبه سرا, تالش
تصویر بازار خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا


خطبه سرا, تالش
تصویر قبرستان خطبه سرا

عکس:فرید مهروی خطبه سرا


خطبه سرا, تالش

تصویر قبرستان خطبه سرا

عکس از فرید مهروی خطبه سرا


خطبه سرا, تالش




نویسنده : باغرولی

.jpg

انا یوردم خطبه سرا

­




نظرات() 

عکس‌های تاریخی از زنان و دختران ایرانی در ۱۲۰ سال پیش

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-09:28 ق.ظ


شفقنا نوشت: آنتوان سوروگین پرکارترین عکاس دوران قاجار و پدر عکاسی اجتماعی ایران است. در سال ۱۹۰۸ میلادی سوروگین با مشروطه‌‌طلبان در ارتباط بود. عاملان محمدعلی شاه در عکاسخانه او بمب گذاشتند و حدود ۵ هزار نگاتیو شیشه‌ای او نابود شد.
download عکس‌های تاریخی از زنان و دختران ایرانی در ۱۲۰ سال پیش






نظرات() 

شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) پیشوای ششم مسلمانان(148 ق)

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-09:18 ق.ظ



حضرت امام جعفر صادق(ع) پیشوای ششم مسلمانان، در این روز به دست خلیفه ی عباسی، منصور دوانیقی مسموم و در مدینه به شهادت رسید. امام صادق(ع) به شیخ الائمه نیز معروف است زیرا عمر ایشان از تمامی ائمه اطهار(ع) طولانی تر است. حضرت را در قبرستان بقیع در كنار پدر، جدّ و امام حسن مجتبی(ع) دفن كردند.

آن امام به هنگام شهادت شصت و پنج سال داشته و مدت سی و چهار سال از امامت حضرتش می گذشت.

در میان امامان معصوم(ع)، برای هیچ كدام همانند امام صادق(ع) فرصت و شرایط مساعدی پیش نیامد تا بتوانند در سطح وسیع به انقلاب فرهنگی بپردازند و با تشریح فرهنگ غنی و پُرمایه ی اسلام، بر گسترش این دین آسمانی بیفزایند. ولی برای امام صادق(ع) این فرصت، در گیر و دار كشمكش ها و رودرویى بنی امیه و بنی عباس و جنگ قدرت به دست آمد. آن بزرگمرد علم و عمل از این فرصت استفاده ی كامل كرد و اسلام و فقهِ آن را از دیدگاه ائمه ی اهل بیت(ع) معرفی نمود و با تربیت شاگردان بسیار و برجسته، حیات تازه ای به اسلام و مسلمین بخشید و فرهنگ ناب تشیّع را كه از متن اسلام محمدی و علوی نشأت گرفته بود به جهانیان عرصه كرد. امام صادق(ع) به عنوان رییس مذهب جعفری حوزه ی علمیه ی اسلامی در سطح عمیق و وسیع تشكیل داده و علوم اسلامی را تدریس می نمود. در این حوزه، چهار هزار نفر به فراگیری علوم آل محمد(ص) می پرداخته و حضرت در این زمان، اسلام اصیل را از زیر حجاب تیره و تار اسلام بنی امیه و بنی عباس آشكار ساخت.

 


آیات و روایات متناسب :

شهادت امام صادق علیه السلام

امام كاظم علیه السلام :

كانَ یُعرَفُ مَوضِعُ سُجُودِ أبی عَبدِاللَّهِ بِطیبِ رِیحِهِ

سجده گاه امام صادق علیه السلام از بوی خوش آن شناخته می شد

الكافی ، ج 6 ، ص 511 .

مالك بن أنس (فقیه المدینة) :

كانَ الصادقُ علیه السلام رَجُلاً لایَخلُو مِن إحدی ثَلاثِ خِصالٍ : إمّا صائماً و إمّا قائماً و إمّا ذاكِراً و . . . طَیِّبُ المُجالَسَةِ ، كَثیرَ الفَوائدِ

امام صادق علیه السلام همیشه در یكی از سه حالت بود : یا روزه دار بود یا در حال نماز و یا ذكر می گفت . . . مجلسش نیكو و نفعش فراوان بود

بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 16 .

سخنان برگزیده

امام صادق علیه السلام :

الغِیبَةُ أن تَقولَ فی أخیكَ ما سَتَرهُ اللَّهُ عَلَیهِ

غیبت آن است كه درباره برادرت چیزی بگویی كه خداوند آن را پنهان كرده است

میزان الحكمه ، ح 15510 .

امام صادق علیه السلام :

لایَتِمُّ المَعروفُ إلاّ بِثَلاثٍ : تَعجیلِهِ و تَصغیرِهِ و تَستیرِهِ

كار نیك تمام نمی شود مگر به سه چیز : شتاب در انجام دادن ، كوچك شمردن و پنهان داشتن آن

خصائص الائمه ، ص 100 .

امام صادق علیه السلام :

أروَحُ الرُّوحِ الیَأسُ عَنِ النّاسِ

خوش ترین آسایش ، نومیدی از مردم است

مشكاة الأنوار ، ص 324 .

امام صادق علیه السلام :

صِلَةُ الرَّحِمِ تُهَوِّنُ الحِسابَ یَومَ القیامَةِ

صله رحم حساب را در روز قیامت آسان می كند

بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 210 .

امام صادق علیه السلام :

مَن یَثِقَ بِاللَّهِ یَكفِهِ ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنیاهُ و آخِرَتِهِ

هر كه به خدا اعتماد كند ، خداوند كارهای دنیا و آخرتش را ، كه او را بی قرار كرده اند، كفایت می كند

تحف العقول ، ص 304 .

امام صادق علیه السلام :

إعمَلِ الیَومَ فِی الدُّنیا بِما تَرجُو بِهِ الفَوزَ فِی الآخِرَةِ

امروز در دنیا كاری كن كه به وسیله آن امید رستگاری در آخرت داری

تحف العقول ، ص 306 .

امام صادق علیه السلام :

مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّی یَرتَكِبَهُ

هر كس مؤمنی را بر انجام دادن گناهی سرزنش كند ، نمی میرد تا آن كه خود آن گناه را مرتكب شود

الكافی ، ج 2 ، ص 356 .

امام صادق علیه السلام :

ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أن لایَفتَقِرَ

من ضمانت می كنم كه هر كه میانه روی پیشه كند ، فقیر نشود

الخصال ، ص 9 .

امام صادق علیه السلام :

إعرِفُوا مَنازِلَ النّاسِ عَلی قَدرِ رِوایَتِهِم عَنّا

منزلت مردم را به اندازه نقل حدیث شان از ما بشناسید

الكافی ، ج 1 ، ص 50 .

امام صادق علیه السلام :

بَرُّوا آبائكُم یَبَرَّكُم أبنائُكُم

به پدرانتان نیكی كنید تا فرزندانتان به شما نیكی كنند

تحف العقول ، ص 359 .

 






نظرات() 

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-12:51 ق.ظ

.jpg

انا یوردم خطبه سرا

­

تاریخ بوئی اوجا یاشا

­

اوزون قوجا باشون اوجا

­

ادون اوجا سسون اوجا

­

علم و هنر اوجاقیسان

­

ایگید لرون ماواسیسان

­

گوزلرون گوزلیسن

­

جنت لرون جنتیسن

­

برزوكیمین دایاق وارون

­

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

­

داغ دیوینن كالویجك

­

جنتلی بیر مكان وارون

­

باشون اوسته باغرو كیمین

­

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

­

انایوردم خطبه سرا

­

تاریخ بوئی اوجایاشا

­

قارانقوش


­مادران فداکار گیلان


مادران فداکار گیلان

مادران فداکار گیلان

­ مادران فداکار گیلان

­مادران فداکار گیلان
­

­










رضا نعمتی کرفکوهی
یکشنبه 18 مرداد 1394 11:14 ب.ظ
زنده باد خطبه سرای سرسبز
مسیح
یکشنبه 18 مرداد 1394 10:46 ق.ظ
وب خوشگل و نازی داری حیفه که بازدیدش اینقدر کم باشه برای افزایش بازدید راهکارهای جدیدی دارم پس به وبلاگ من سر بزن مطمئن باش پشیمون نمی شی
نایس بای
یکشنبه 18 مرداد 1394 10:43 ق.ظ
ای پسر من نیکو کار باش نه بدکار زیرا زندگانی انسان جاودان نیــســـت و هـــیچ چیز از کــــردار نیک لازمــتر نمی باشد




نظرات() 

مرثیه برای جنگل‌های از نفس افتاده شمال

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-12:15 ق.ظ

با توجه به سابقه ۵۰ ساله طرح های جنگلداری، مخالفان طرح استراحت جنگل ها، مطرح می کنند که علت و دلیل تغییر رویکرد سازمان در طرح های جنگلداری چیست و چرا رویه طرح های جنگلداری و پرورش جنگل که بیش از ۵ دهه جریان داشته، تغییر کرده است
سال ۹۲ بود که موضوع توقف بهره برداری و تنفس جنگل ها اتفاقا از سوی یک نماینده مازندران در مجلس مطرح شد و سپس از سوی سازمان محیط زیست به عنوان طرحی برای نجات جنگل های کشور در دستور کار قرار گرفت اما با گذشت حدود دو سال از مطرح شدن، طرح استراحت یا تنفس جنگل های شمال، همواره این موضوع مورد چالش بین دوستداران جنگل و محیط زیست قرار گرفته و مخالفان و موافقان خاص خود را دارد.

موافقان طرح استراحت جنگل ها، اجرای آن را در بازیابی و احیای دوباره عرصه های طبیعی موثر می دانند و از آن به عنوان راهکاری برای نجات جنگل ها یاد می کنند و مخالفان نیز دلایل قانع کننده خود را دارند.

با توجه به سابقه ۵۰ ساله طرح های جنگلداری، مخالفان طرح استراحت جنگل ها، مطرح می کنند که علت و دلیل تغییر رویکرد سازمان در طرح های جنگلداری چیست و چرا رویه طرح های

جنگلداری و پرورش جنگل که بیش از ۵ دهه جریان داشته، تغییر کرده است.

همچنین چرا عرصه های فاقد طرح های جنگلداری یا مجری باید توسط اندک نیروهای منابع طبیعی حفظ شوند و میزان تصرف، قطع و قاچاق چوب و آتش سوزی آنها با مناطق دارای مجری چقدر فرق دارد.

پرسش دیگر آنکه، بری حفظ مرز مشترک اراضی زراعی و باغات داخلی جنگل و حاشیه جنگل حقدرنیرو و امکانات کنترلی و سرکشی وجود دارد.

رئیس سندیکای کاغذ و مقوای کشور و از مخالفان طرح توقف بهره برداری از جنگل ها، با اشاره به نیاز دو میلیون تنی کشور به کاغذ به خبرنگار ما می گوید: در حال حاضر سرانه مصرف کاغذ در برخی کشورها ۱۵ کیلوگرم، متوسط سرانه جهان ۵۵ کیلوگرم ولی در ایران بین ۲۰ تا ۲۲ کیلوگرم است.

وی ظرفیت تولید کاغذ در کشور را یک میلیون تن برشمرد و با عنوان اینکه مابقی از طریق واردات تامین می شوند، گفت: ۱۷۵ هزار تن از تولید کاغذ کشور در کارخانه چوب و کاغذ مازندران انجام می شود.

روغنی کمبود کاغذ در کشور را حدود ۱.۲ میلیون تن اعلام و با اشاره به تصمیم غیرکارشناسی درباره تنفس و استراحت جنگل های شمال افزود: در حالی قانون حمایت از تولید و رفع موانع تولید را مصوب می کنیم که برخی تصمیمات آنی و فاقد پشتوانه علمی از جمله توقف بهره برداری و تنفس جنگل ها، مشکلاتی ایجاد می کند.

تنفس جنگل مساوی با بیکارشدن هزار کارگر

روغنی بر ضرورت اصلاح طرح تنفس یا توقف بهره برداری از جنگل ها تاکید کرد و گفت: یک شبه نمی توان در این زمینه تصمیم گرفت و این تصمیم در شرکتهایی مانند، صنایع چوب و کاغذ، با بیکار شدن هزار نفر مساوی است.

مدیرعامل شرکت چوب و کاغذ مازندران با اشاره به اینکه در جاهایی که طرح های جنگلداری داریم، وضعیت و شرایط جنگل ایده آل است، طرح تنفس جنگل ها را غیرکارشناسی برشمرد و تصریح کرد: وقتی جنگل بدون مجری طرح باشد مساوی با تخریب جنگل خواهد بود.

مدیرعامل شرکت چوب و کاغذ مازندران با اشاره به اینکه مصرف چوب این کارخانه ۳۰ درصد کاهش یافته است گفت: وقتی قرار است طرح تنفس از جنگل ها اجرایی شود باید حداقل زمان پنج تا ۱۰ ساله داده شود.

وی با اشاره به کاهش برداشت چوب از جنگل ها تصریح کرد: اقتصاد چوب یکی از ثروتهایی است که در هر کشور می توان از آن بهره برد و دولت باید از بحث توسعه زراعت چوب بهره گیرد زیرا این طرح فرصت مناسب برای تامین مواد اولیه است.

ابوالفضل روغنی با اشاره به فعالیت دو هزار و ۵۰۰ نفر بصورت مستقیم و ۱۵ هزار نفر بصورت غیرمستقیم در کارخانه چوب و کاغذ بیان داشت: همچنین اگر قرار است، طرح تنفس جنگل ها اجرایی شود، شرایط برای واردات چوب در کشور باید تسهیل شود و باید از بانک بزرگ چوب در روسیه بهره بگیریم.

وی با بیان اینکه اگر فضا برای فعالیت از شرکتها گرفته شود، بیکاری افزایش می یابد و بحران هایی همانند نساجی مازندران دوباره بروز می یابد، خواستار بازنگری در طرح تنفس از جنگل ها شد.

جنگل

از جنگل به عنوان بستر حیات و توسعه پایدار یاد می شود و این درحالیست که در سالهای اخیر مصرف چوب و کاغذ در کشور به شکل قابل توجه ای افزایش یافته است که توسعه شهرنشینی و تغییر صنایع الگوی مصرف نیز به این امر کمک کرد.

طبق اعلام وزارت صنایع و معادن، مصرف فراورده های فشرده چوبی مانند ام دی اف در سالهای اخیر در کشور رشد یافته و بر اساس هر هزار نفر ۲۲ متر مکعب سرانه مصرف ام دی اف در کشور بوده در حالیکه مصرف جهانی آن ۱۲ متر مکعب است، از سوی دیگر نیاز به واردات چوب در کشور، لزوم بهره برداری بهینه از جنگل های کشور را الزامی می سازد.

معاون صنایع شیمیایی و سلولوژی وزارت صنعت، معدن و تجارت در حاشیه گردهمایی مجریان جنگلداری در ساری در گفتگویی تعدد واحدهای صنعتی گروه صنایع سلولوژی کشور را شش هزار و ۱۱۹ واحد معادل هفت درصد بیان کرد و گفت: ۴.۵ درصد کل صنعت کشور را تشکیل می دهند.

محمدعلی اسفندیاری با بیان اینکه میزان چوب قابل استحصال از منابع داخلی کشور از طرح های جنلگدرای ۶۷۰ متر مکعب بوده است گفت: چوب وارداتی ۶۶۰ هزار مکعب مکعب و مجموع چوب استحصال شده بیش از چهار میلیون متر مکعب بوده است.

اسفندیاری با بیان اینکه در سال های گذشته حدود یک میلیون متر مکعب چوب وارد می کردیم، گفت: برداشت چوب از طرح های جنگل داری کشور در سال ۹۲ به ۶۷۰ هزار متر مکعب و سال گذشته به ۵۳۰ هزار مترمکعب تقلیل یافته است.

لزوم توسعه زراعت چوب در کشور

وی بر لزوم توسعه زراعت چوب تاکید کرد و با بیان اینکه زراعت چوب در سال ۹۳ به ۳.۵ مییلون متر مکعب رسید گفت: در این حوزه باید بیشتر توجه و به عنوان یک قانون مدنظر شود.

وی با بیان اینکه از ۴.۸ میلیون متر مکعب چوب، حدود سه میلیون مترمکعب در اوراق فشرده مصرف می شود گفت: نیاز فعلی و آتی چوب و صنایع کشور ۲.۸ میلیون مترمکعب است و در مجموع یا احتساب طرح های در دست اقدام به بیش از پنج میلیون مترمکعب چوب نیاز داریم.

اسفندیاری گفت: تامین سوخت مورد نیاز، وجود دام، تغییر کاربری جنگل و تبدیل آن به اراضی زراعی، دفع زباله، برداشت غیرقانونی و برداشت چوب از جمله عوامل تخریب جنگل های کشور در سنوات اخیر است.

زراعت چوب

به گفته اسنفدیاری، تهیه بذر، کاشت نهال، انتقال هال، حصارکشی، سله شکنی، استقرار ایستگاههای ثابت بازرسی از مهمترین اقدمات در طرح های جنگل داری از سوی مجریان طرح هاست.

معاون صنایع شیمیایی و سلولوژی وزارت صنایع و معادن با بیان اینکه ۱۵۰ هزار هکتار از جنگل ها تحت پوشش شرکت صنایع چوب و کاغذ استان است، میزان تولید نهال را ۱.۵ میلیون اصله و سطح جنگل کاری انجام شده را ۶۰۰ هکتار بیان کرد.

اسفندیاری با بیان اینکه طرح پایش در جنگل های دارای طرح، محدودیت ایجاد کرده است و تاثیری در جنگل های بدون طرح ندارد، گفت: در سال گذشته میزان برداشت ۵۱۴ هزار متر مکعب و کمتر از نیم متر مکعب در هر هکتار بوده است.

وی با اظهار اینکه در ماده ۶ مصوبه دولت مبنی بر طرح تنفس و توقف بهره برداری از جنگل ها، برداشت چوب از طرح های جنگلدرای صرفا به درختان آسیب دیده، شکسته، افتاده، ریشه کن، آفت زده محدود شده است گفت: در طرح های جنلگداری کشور برخی برشهای چوبی بنا به ضرورت و بر اساس اصول باید تعریف شود.

وی گفت: وزارت صنعت و معدن عنوان کرده که سازمان جنگل ها موظف است اجرای طرحهای جنگلداری را در شمال کشور به نحوری برنامه ریزی کند که بهره برداری از جنگل در چارچوب مدیریت پایدار و رعایت اصول پرورش جنگل صورت گیرد.

سابقه طرح های جنگلداری به بیش از ۵۵ سال بر می گردد و به تاکید کارشناسان امور جنگل، تجربیات گرانقدری در این سالها بدست آمده است و هر جا طرح های جنگلداری اجرای شده، دستاوردهای داشته است.

حفاظت عرصه های جنگلی، جوان شدن توده های جنگلی، افزایش میانگین رشد سالانه از ۰.۷ تا یک درصد به دو تا سه درصد، ارتقای کیفی جنگل، احیای مناطق مخروبه، ایجاد زمینه های لازم برای تجدید حیات طبیعی، برنامه ریزی برای ساماندهی دام، توسعه جنگل با هدف دستیابی به مرز اکوتیپ، مبارزه با قاچاق چوب، تسریع در مبارزه با آفات و امراض درختان جنگلی، تسهیل و سرعت عمل در مهار آتش از جمله دستاوردهای طرح های جنگلداری است که رئیس طرح های جنگلداری شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران به آن اشاره می کند.

رمضانعلی اصغری تسریع در مبارزه با آفات و امراض درختان جنگلی، ایجاد اشتغال، ترویج فرهنگ منابع طبیعی و حفظ محیط زیست را از دیگر دستاوردهای طرح های جنگلداری برشمرد و تاثیر اقتصادی و اجتماعی اجرای طرح های جنگلداری را، ایجاد اشتغال، حفظ جنگل، تامین مواد اولیه صنایع، تاثیر در معیشت جنگل نشینان بیان کرد.

اصغری، کاهش برداشت از جنگل را یک موضوع حقوقی و مهم دانست و با بیان اینکه در شرکت نکاچوب سالانه ۳۰ میلیارد تومان برای جنگل هزینه می کنیم گفت: کل گردش مالی شرکت در سال قبل ۴۰ میلیارد تومان بوده و این شرکت را زیان ده کرده است.

وی سطح جنگل تحت پوشش شرکت نکاچوب را ۱۵۰ هزار هکتار بیان کرد و گفت: برای هر هکتار ۲۰۰ هزار تومان و به ازای هر روستا نیز ۳۰۰ میلیون تومان هزینه و همه روستاییان از طرح متنفع می شود.

وی بیان داشت: همچنین نشانه گذاری جاری باید طبق قرارداد صورت گیرد و با توجه به بیلان طرح های جنگلداری نیروهای بکار گرفته شده در اجرای طرح های جنگلداری متعلق به سازمان جنگل هاست.

قاچاق چوب

وی یادآور شد: اجرای طرح های جانبی مدنظر سازمان از قبیل پرورش ماهی، زنبور و اینگونه طرح ها ابتدا در عرصه های جنگلی فاقد طرح بصورت الگو اجرا شود و در صورت مثبت بودن به سایر مناطق جنگلی تعمیم داده شود.

درحالی مصوبه توقف بهره برداری و تنفس جنگل های شمال مطرح است که ۹۱۰ هزار هکتار جنگل های بدون طرح جنگلداری است و به تاکید کارشناسان، اگر قرار است طرح تنفس یا استراحت جنگل داشته باشیم در سطح این جنگل ها انجام شود.

طرح های جنگلداری با تجربه و سابقه نیم قرنی، ساختار تکاملی پیدا کرده و این سند رسمی از نظر علمی در سطح بین المللی زبانزد شده است و در این شرایط، سازمان حفاظت محیط زیست کشور، طرح توقف بهره برداری و تنفس جنگل ها را مطرح می کند.

عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه منابع طبیعی در مازندران به برنامه بهینه سازی، پایش، حفاظت بهرداری و مدیریت جنگل های کشور اشاره کرد و گفت: این برنامه، برنامه خوبی است ولی ماده ۶ مصوبه دولت در زمینه تنفس جنگل ها نیاز به اصلاح و بازنگری دارد.

محمد امینی با بیان اینکه، طبق ماده ۶ سازمان جنگل ها موظف است که اجرای طرح های جنگلداری را به گونه ای برنامه ریزی کنند که از درختان آسیب دیده چوب مورد نیاز را تامین کند، گفت: بطور متوسط ۳۰ درصد خشکه دارها سرپا و ۷۰ درصد آنها درختان افتاده است و مطابق یافته های علمی و رویکرد نوین جهانی باید هفت تا ۱۰ درصد حجم توده های جنگلی را خشکه دارها تشکیل دهند و ۵۰ درصد با پراکنش مناسب در جنگل باقی ماند.

وی یادآور شد: در حال حاضر سهم خشکه دارها ۳.۱ درصد است و اکثر خشکه دارها دارای حفرات ریز بودند که نشان از حضور دارکوب و شانه بسر دارد و ۳۷ درصد دارای اندازه متوسط بودند.

این استاد دانشگاه، درباره ذهنیت استراحت و تنفس با بیان اینکه در آبخیزداری شمال کشور تقریبا در هر دوکیلومتر مربع یک آبادی وجود دارد، مطرح کرد: علت و دلیل تغییر رویکرد سازمان در طرح های جنگلداری چیست و رویه طرح های جنگلداری و پرورش جنگل که بیش از ۵ دهه جریان داشته چرا تغییر کرد و برپایه کدام مطالعات و کدام نهاد علمی برآن صحه گذاشته است.

توسعه و پرورش اردک و ماهی در جنگل

بر اساس طرح تنفس جنگل ها که موافقان خاص خودش را دارد، باید از همه ظرفیتهای جنگل بهره برد و در کنار آن می توان به توسعه و پرورش ارک، ماهی، غاز و دیگر طرح های اشتغالزا در جنگل پرداخت که مخالفان، ارائه این طرح را نوعی کم توجهی به مجریان و بهره برداران طرح های جنگلداری قلمداد می کنند.

همچنین عضو کمیسیون کشاورزی و منابع طبیعی مجلس نیز به ماده ۶ مصوبه آذرماه سال گذشته دولت مبنی بر توقف بهره برداری از جنگل ها اشاره کرد و گفت: یکی از دلایل ارائه چنین طرحی ناشی از آن است که تعامل مجریان و متخصصان منابع طبیعی با نمایندگان مجلس کم است.

شمس الله شریعت نژاد در جمع مجریان طرح های جنگلداری با عنوان اینکه سیاستگذاری در حوزه جنگل دچار مشکل اساسی است گفت: از یکطرف پروانه چرای دام نمی دهیم و از سوی دیگر مخالف حضور می شویم که این امر تهدید جدی است.

شریعت نژاد با عنوان اینکه، سیاستگذاریهای ما همواره عقب است گفت: ما باید از جنگل برای جنگل هزینه کنیم زیرا مزیت شمال کشور به جنگل است ولی سیاستی در پی آن است که این مزیت را از منطقه بگیرد و مردم را در جلگه حبس کند.

عضو کمیسیون کشاورزی و منابع طبیعی ادامه داد: باید ایرادات و نواقص طرح جنگلداری را رفع کنیم زیرا بخش عمده ای از معیشت مردم مربوط به جنگل هاست.

وی با بیان اینکه، یک فوریت طرح توقف بهره برداری از جنگل ها در کمیسیون رد شده است، ناآشنایی نمایندگان را دلیل ارائه این طرح بیان کرد، حقوق شمال کشور با اجرای این طرح پایمال می شود.

شریعت نژاد با اشاره به اینکه ۴۵ درصد جنگل های شمال فاقد طرح های جنگلداری هستند گفت: نداشتن توجیه اقتصادی و پرشیب بودن سبب شده تا طرح اجرا نشود.

در جال حاضر بیش از دو هزار نفر در حدود ۱۷۰ مجری طرح های جنگلداری در جنگل های شمال کشور فعالیت می کنند که در صورت اجرای طرح تنفس یا استراحت جنگل ها، علاوه برای پیامدهایی نظیر تخریب جنگل، قاچاق چوب و تصرف اراضی باید شاهد بحران های کارگری و بیکاری بر اثر پیامدهای طرح تنفس و توقف بهره برداری از جنگل ها باشیم./مهر





نظرات() 

آه کجایی جنگلم

نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 19 مرداد 1394-12:05 ق.ظ



http://s6.picofile.com/file/8195347450/10458165_293715364138922_6645944242584472180_n.jpg


نسیم صبح تالش

برای رقصاندن

در پی برگیست

فاخته در تعمق راشی

که دگر نیست

سار به دنبال شاخه ای

برای لحظه ای درنگ

بلبل بهر دمی نالیدن

بر پیکر الاشی(1) بی تن

دیگر شاخه ای  تکان نمی دهد خود را

بهنگام پرنده ای برخاستن

آه جنگلم

برای قامت خمیده ی تو

درکویرستان میگردم

به دنبال عصایی!

نگاه کن

جاروکش خصم روزگار

درحال روبیدن سبزینه هاست

نفس گیر عدمت

 میخواهد ریزگرد کند برپا

دیگر نفس کشیدن را

مجالی نیست در دل تو

دیگر دشت غربت کویر را

غم تنهایی

بسر خواهد رسید

غبار اینبار

همراهی میکند باد را

از دل جنگل

تا آغوش کویر

به تک درخت غریب گفته بودم

باز اگر جنگل شوی

من گوشه اخم سایه ات را

به تمام لبخند خورشید

نخواهم فروخت

لیک

دیگر باید چشمها را دوخت

بر قامت الاشی

که دیگر روی پایش نیست

کوکو (2) اینبار

شاخه ای برای نشستن ندارد

پشت پلکهای بسته ی زمان

وجدانیست

که انگار نمی خواهد بیدار شود !

من آوای غربت جنگل را

تا اعماق کویر شنیدم

من پیچش دود را

بربالین خاکسترشده ای یافتم

که میگفت:

تا لحظه ای پیش جنگل بودم!

دیر رسیدی

نایست برو...

من در درونم بوی دلی شنیدم

که داشت می سوخت

برای کودک ده ساله ی گیلانی

که دیگر در خواب می شنود

صدای شور شور بارانی

که برگ راشی را خیس نمیکند!

سوختم برای میرزایی

که نمی ماند برایش جایی

کجاست جنگلی

تا درخود بپیچاند از میرزا

صدایی، فریادی

کجاست جنگلی

تا برآرد از فاخته

نوایی

تا تالش مردی با این نوا

باورش آید

صدای پای بهار را

کجاست جنگل...؟!

آه کجایی جنگلم

آه کجایی جنگلم

1- الاش در زبان تالشی به درخت راش گفته میشود

2- کوکو در تالشی به فاخته میگویند

از: رضا نعمتی کرفکوهی (خله لون)

کرج- چهاردهم مرداد یکهزاروسیصدونودوچهار


http://s4.picofile.com/file/8173374876/a_127_.jpg




آه ! کجایی جنگلم
میلاد فروهر
چهارشنبه 14 مرداد 1394 ساعت 01:10 ب.ظ
با سلام دوست عزیز لطفا مارا با نام (بیمه عمر پاسارگاد ) و به نشانی (http://plifei.blogsky.com/)
لینک نمایید سپس اعلام فرماید تا لینک شما در وبلاگهای ما قرار گیرد .
ضمنا بابت لینکهای دریافتی از وبلاگ شما تخفیفی نیز جهت خرید بیمه عمر برای شما درنظر گرفته خواهد شد.موفق باشید.
هانیه
چهارشنبه 14 مرداد 1394 ساعت 02:34 ب.ظ
سلام . دست مریزاد. پیوسته قلمتان نویسا
پاسخ:
عزت زیاد خواخور زا
فریدون فیض زاده
چهارشنبه 14 مرداد 1394 ساعت 06:25 ب.ظ
درودبرجناب نعمتی عزیز.
به درختان جنگل گیلان گفتند:شما بااین عظمت چرا ازتکه آهنی به نام تبر می رنجید ومی لرزید؟
درختان گفتند:رنج ولرزش ما ازتبر نیست بلکه ازدسته ی تبر است که خود ازجنس ماست!!که اینگونه بامارفتار می کند.
موفق باشی
پاسخ:
برشما نیز درود جناب استاد فیض زاده گرامی .
امروز تکنولوژی هم با تمام قواه برای نابودی جنگل ما به کمک دسته ی چوبی تبر آمده .
ما فرزندان جنگل باید با تمام گوشت و جان خود جنگل را برای نسل فردایمان به امانت بگذاریم.
همانگونه که گذشتگان ما با وجودی که در آن دوران ساخت وسازها و حتی سیستم گرمایششان هم از چوب بوده باز جنگل را نابود نساختند و برای ما به یادگار گذاشتند.
اندیشه تان پویا ،رقص قلمتان پایا. شوق نگارشتان مانا .
همواره منتظر نگاه سبزتان به این تارنمای محقر هستم .
سیدیعقوب آل شفیعی
پنج‌شنبه 15 مرداد 1394 ساعت 12:48 ق.ظ
دردها را در پوشش شعر بیان کرده اید.امروز از در صد جنگل کشور کاسته شده است حدود دهه قبل میزان آن 7درصد ؛امروز در رسانه های رسمی از 6درصد سخن می رود!!!!
.استاندارد جهانی 25در صد خااک کشور باید دارای پوشش جنگلی باشد تا در نرمال جهانی قرار بگیرند کشور ها.
پاسخ:
درود بر شما .
نابودگران جنگل خواسته یا ناخواسته در پی بریدن ریه تنفسی نسل آینده ما هستند.
میشین
پنج‌شنبه 15 مرداد 1394 ساعت 10:21 ق.ظ
فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! " صادق هدایت
مثل همیشه عالی بود
پاسخ:
همواجم خیلی خوش آمدی .
میشینم چه زیبا با این متن گویا در زیر شاخه خشک درختان زندگی ( جنگل ) روییدی . نگاهت عالیست.
قابل توجه دوستان غیر تالش ام: میشین در زبان تالشی به بنفشه گفته میشود.
کاظم از هوانیروز تهران
پنج‌شنبه 15 مرداد 1394 ساعت 03:33 ب.ظ
کجاست جنگل
تابرآرد از فاخته نوایی!؟

به به که اینبار چه دلنشین سروده ای برادر
هر اشکی را از نرگسش میچکاند تا شاید برگ گلی را آب دهد در سوگ جنگل!
پاسخ:
شاد زی مهر افزون برادر
انایوردم خطبه سرا نگین تالش
پنج‌شنبه 15 مرداد 1394 ساعت 06:09 ب.ظ
با سلام و ارادت
بسیار زیباست
ولی دردیست که باید یاداورشد کارخانه چوب بری و چوب و کاعذسد شفارود هیچکدام دسته چوبی ندارندو .......
دردا و دریغا که اجلاس تالش شناسی هم برگزار می کند و به برخی به اصطلاح تالش شناس دفتر و ا اتاق هم می دهند
ودرد بزرگتر اینکه عزیزی مثل شما که چنین دردمندانه برای جنگل می سرایدچگونه می تواند گاهی ازبرخی ازانها به عنوان تالش شناس وفعال قرهنگی یاد نماید
امیدوارم منظورم را رسانده باشم
پاسخ:
سلام ممنون. ولی منظور شما از آن افراد و فعال فرهنگی تالش کیانند.
خود میدانید که سیستم فکری من قومیتگرایی نیست . ولی خواهان جلوگیری از نابودی فرهنگ و زبان اقوام ایرانی هستم.
تاکنون در سطح تالش در هیچکدام از این دفترها و سمینارهای تالش شناسی شرکت نداشته ام .
شاید منظور شما از آن شخص ع - ع باشد که بنده حتی یکبار هم ایشان را از نزدیک ندیده ام بهرحال نظرم اینه که به سوابق فرهنگی ایشان باید احترام گذاشت و جهتگیری های سیاسی ایشان مربوط به خودشان است.
به نظر من باید به ایشان احترام گذاشت و فعالیت چندین ساله اش را ارج نهاد. ولی شما که آذری زبان هستید نباید نگران این موضوع باشید زیرا از نظر زبانی شما مفاخر خودتان را دارید.
اگر از طرف اینگونه افراد آسیبی به جامعه ی آذری زبان تالش رسیده متاسفانه از دست من از جنابعالی جز پوزش خواستن کاری بر نمی آید.
بهرام(جغرافیا از نو)
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 03:00 ق.ظ
سلام بر استاد سخن
جناب آقای نعمتی، فرزند برومند تالش
آفرین بر این همه چشمه احساس تون که بر قامت خیمده جنگل می جوشد و می سُراید. تا شاید جنگل های گیلان قامت راست نماید و دوباره باز باران در جنگل های گیلان بر برگ ها بر زند و ترانه رویش دگر بار را بخواند.
درود بر شرف و قلم تون که برای جنگل نوحه جان سوز می نویسد تا دل آهنین تبر نرم شود. تبرک که نرم شد، بر جای جای زخم های جنگل بوسه می زند. بوسه تبر، تبرکی خواهد بود تا طبیعت جنگل های به تاراج رفته، جامه سبز و الوان بپوشد
به امید روزی که فهم انسان فراتر از تاج بلند درختان شمشاد اوج گیرد و بر پیکر جنگل، بارانی از مهربانی و عاطفه ارزانی دارد. شاد باشید و سر فراز
پاسخ:
سلام نازنینم
این متن ادبی شیوای شما برایم بسی فخرآفرین است که حقیر ناچیز در میان دوستان ادیب و فرزانه و اهل قلم زندگی میکنم . به موضوع فهم انسان اشاره نموده اید که از همه چیز مهمتر است .
خداوند به زندگی علمی و عرفانی شما برکت عطا فرماید.
ضمنا از اینکه با حضور ادیبانه و فرهنگی تان مفختر مان ساختید سپاسگزارم آقا بهرام عزیز
نیک نهاد
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 10:00 ق.ظ
درود برشما جناب نعمتی گرامی
دلنوشته شما برای حفظ و پاسداری از جنگل ستودنی است جنگل به درستی چون مادریست که به همه فرزندانش زندگی می بخشد ونتاسفانه خود فدا میشود بخصوص ما تالشان که با جنگل همزیستی و پیوند خاص داریم باید جنگل را خانه اول خود بدانیم . ایلاهی هَمیشَه سَغَه جان و دیلخشی بداری
پاسخ:
شادزی مهرافزون خدانگهدارتان جناب نیکنهاد دوست داشتنی ام. لطفتان جاوید و نقش قلمتان بر نگارستان امید پرنگار
صحرائی چاله سرایی
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 11:08 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
...
آه جنگلم
برای قامت خمیده ی تو
درکویرستان میگردم
به دنبال عصایی!
...
سلام تالشه‌برا، نعمتی عزیز
درد مرا تازه کردی با این مرثیه‌ات در سوگ الاش و الاشستان.
گاهی که دیر به دیر به شمال و تالش می‌روم برایم کاملا محسوس است که درختان چه مظلومانه پر کشیده‌اند بی‌آنکه صدایشان را کسی شنیده باشد.
بی‌انکه گوشی برای شنیدن صدایشان وجود داشته باشد ...
دریغ و دریغ و دریغ
پاسخ:
سلام ودرود برشما و به اندیشه ی متعهد ووالای شما وبه تدیّن و ایمان و اخلاص شما و به حس وطن دوستی و مردم نوازی شما.
...پرتپش باد قلبی که در سینه شما می تپد برای جنگل تالش.
انایوردم ایران سرای امید
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 11:57 ق.ظ
باسلام
به خدا ما به شما وبه همه مردم نازنین تالش ارادت داریم .مشکل فقط نشحوارکنندگان یاوه های کسروی اند که الحمدالله شما همانند بارش تالش ازان پاک و مبرایید
فقط خواستم با برادری فهیم درد دلی کرده باشیم و الا اگر به چاهی دست رسی داشتیم مزاخم ان برادر نمی شدیم
پاسخ:
سلام . مهرتان افزون . شما عزیز من هستید . خدا کسرویان را لعنت کند.
مجتبی از کرج
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 03:11 ب.ظ
سلام
جنگل و درخت و نهر و آب و چشمه های زلال ، نماد این جهانی وعده بهشت خداوندی برای دنیای آخرت است که چه زیبا و شاعرانه قرآن کریم بهشت برین را به آن توصیف میکند.
فکر میکنم با نابودی جنگل ها و درختان بیش از همه به آیات خداوند ظلم خواهد شد.
متن زیبا در قالب شعری نو بیان داشته اید که قابل ستودن است.
پاسخ:
مجتبی جان عزیزم
احسنت برشما که به چه درک زیبایی از این پست ناقابل رسیده اید. به راستی که جنگل ها و کوه ها و جویبارها ی این جهان نماد بارز مثال باریتعالی در توصیف بهشت موعود است، ولی متاسفانه ما داریم بادست خودمان این نماد عظیم آیت الهی را از صفحه زمین و متن زندگی مان پاکش میکنیم.
با تشکر از حضور شریفتان که همواره در کنار خله لون بوده اید
باغروی خطبه سرا بام تالش
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 10:07 ب.ظ
باسلام
شما را به پاس این شعرزیبایت لینک کردم
پاسخ:
سلام - لطفتان بیکران جانم ، به سرای خودتان خوش آمدید. ممنون از اینکه تارنمای ناقابل مارا مورد لطفتان قرار دادید.
شادزی مهرافزون-خوش گلدی قارداش
سعید موسی پور
شنبه 17 مرداد 1394 ساعت 06:52 ب.ظ
سلام
با اینکه می دانم و امیدوارم که آن روز نرسد،که برای تکه چوبی حسرت ببرند نه ما بلکه آیندگان،تمامی کسانی در اعصار آتی خواهند زیست،روزی میرسد که با حسرتی تلخ و با آه و فغانی در دل فقط و فقط به فکر درختان خواهند بود نه با درختان،چه بخواهند و چه نخواهند این روزگار تبر به دست ریشه لطیف زندگیشان را خواهد خشکاند،فقط و فقط تنها دلخوشیم این است که بر روی زمین نیستم تا صدای زجه آسمان را بشنوم،همین و بس.
کوکو تی تی(زلیخاصبا)
شنبه 17 مرداد 1394 ساعت 07:22 ب.ظ
درود ها چه زیبا از اوای سوزناک جنگل گفتی این افسونگر سبز پوش طبیعت واین مأوای عالم وادم از جمال وکمالش واز ایستادگی واز صلابتش با وجود جنگل زندگی زیباست وجاری .. هرکه بر جنگل گزندی ساز کرد..چنگ در قلبش کنم تا ریشه اش را برکنم
دلخوش باشید و پایدار
پاسخ:
درود بر بانوی شعروشعور.سلام بر آشنای دردهای خطه سبز تالش .
چه متن شعرگونه ی جانسوزی را سرداده اید که تااعماق دل جنگل فریاد جانتان را منتشر داده اید.
شادزی مهرافزون خدانگهدارتان ای بانوی شعر سبز تالش
ماسال نیوز
یکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت 04:39 ب.ظ
پاسخ:
سلام. قدم حضور اهل فرهنگ ماسال "ماسال نیوز" را گلباران
انارک
یکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت 05:44 ب.ظ
آه جنگلم

برای قامت خمیده ی تو

درکویرستان میگردم

به دنبال عصایی!



زیبا بود... با وجود اینکه غمی رسا در اون موج میزد...

جنگل امیدتون همیشه سبز...
پاینده باشید ان شاءالله...
پاسخ:
شادزی مهرافزون لطفتون مستدام.ممنون از اظهارنظرزیبایتان.
خط نسخ ایرانی
یکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت 10:23 ب.ظ
با سلام
تخریب جنگل یعنی تخریب محیط زیست.یعنی تخریب انسانها.یعنی تخریب حیاط وحش.به قول معروف بعضی ها بر روی شاخه ای که تکیه داده اند ، با اره قط می کنند.
شما با این اشعار زیبا حمایت خود را از فضای سبز و جنگل بیان نموده اید. امیدوارم این نوع فعالیت سبب شود تا مردم به اهمیت درخت و جنگل پی ببرند.
شاعر شالیزارهای گیلانی ، آن نازک اندیش لطیف دل ، شیون فومنی گفته : آن مرد تبر بدست که درختی را قط می کند ، ریشه درخت را قط نمی کند ، ریشه مرا قط می کند.
به هر حال با قط درخت ، نه غنچه ای شکفته خواهد شد ، نه پرنده ای لانه خواهد ساخت و نه آوازی .
پاسخ:
سلام
ممنونم استاد،باشما همنظرم ،شیمی قوربان، بقول تالشی ها ، ته را غش.















نظرات() 

سردار نقدی: فکر می‌کردیم تکنولوژی موتور بوئینگ را می‌آورند اما مک‌دونالد آوردند

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-10:13 ب.ظ

 
عراق، لبنان و مناطقی از فلسطین و یمن و سوریه را از چنگ آنها درآورده‌ایم،
 رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: اقتصاد مقاومتی به ما می‌گوید دانش را باید بالا برد و شتاب رشد علمی را افزایش داد ولی اقتصاد عاریتی می‌گوید شتاب علمی کشور اگر کم شد مهم نیست؛ می‌رویم با غربی‌ها رفیق می‌شویم و تکنولوژی می‌آوریم.  
 
به گزارش خبرگزاری فارس، سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در جمع مسئولین بسیج سازندگی استانها در سالن شهید دیالمه طی سخنانی گفت: امروز میدان مهم تلاش و جهاد ما به عرصه اقتصاد رسیده است. جنگ ما نه جنگ نظامی و نه جنگ سیاسی و امنیتی است بلکه اصل جنگ ما جنگ اعتقادی است که هر روزی در شکلی بروز می کند و امروز دشمن در عرصه اقتصادی وارد شده است. لذا همه وظیفه داریم به دور از کارهای اداری و کاغذبازی و با حرکتی جهادی با شناسایی ظرفیت های مناطق گوناگون کشور بهترین الگوی بومی را برای اشتغالزایی و افزایش ثروت و ارزش افزوده در کشور اجرایی کنیم.

نقدی اظهار داشت: جنگ ما و کشورهای مستکبر در این است که ما مدعی هستیم حاکمیت بر جهان متعلق به خداست ولی زورگویانی در عالم هستند که ادعا می کنند ما رهبر جهان هستیم و باید برای تمام دنیا تعیین سرنوشت کنیم.

وی عنوان کرد: در اسناد راهبردی آمریکا از 20 سال پیش به این طرف و بعد از فروپاشی بلوک شرق این ادعا وجود داشته و دعوا بر سر این ادعاست که یا ما باید کوتاه بیاییم و بگوییم که پذیرفتیم شما حاکم جهانید یا آنها را باید سرجای خودشان بنشانیم و به آنها بفهمانیم که خدا حاکم جهان است و باید به حاکمیت خدا تن دهید.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در ادامه افزود: در این 36 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در این کش و قوسی که وجود داشت ما همواره جلوتر از آنها بوده ایم و پیش رفته ایم، عراق، لبنان و مناطقی از فلسطین و یمن و سوریه را از چنگ آنها درآورده‌ایم، در قلب کشورهای زورگو و جنایتکار پایگاه‌های عظیمی از صاحبان این تفکر بنا شده است که به میدان آمده و تلاش و جهاد می کنند و مبارزه می کنند و در مقابل آنها هم سرپل و جای پاهایی از ما گرفته اند و تلاش می کنند، توسعه دهند.

نقدی تصریح کرد: در این جبهه تکلیف و راهبرد ما را رهبری مشخص کرده است. اگر می خواهید موفق شوید باید اقتصاد مقاومتی را پی ریزی کنید. امروز در کشور همه از اقتصاد مقاومتی حرف می زنند و هیچ کسی مخالف نیست.

وی تأکید کرد: براساس اقتصاد مقاومتی نمی توانید به سرمایه های دشمن اتکا کنید زیرا هر لحظه ممکن است از بین برود. ما توافقنامه ای را امضا کرده ایم که تحریم ها با سیستم خودکار و لحظه ای قابل برگشت است و هریک از طرف های متخاصم اراده و طرح شکایت کنند به طور خودکار بعد از 60 روز همه تحریم ها بر می‌گردد. کدام سرمایه دار غربی عاقلی حاضر است در جایی که هر لحظه ممکن است تحریم ها برگردد سرمایه گذاری کند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: 700 هزار میلیارد تومان مردم خودمان نقدینگی دارند اما نمی آیند سرمایه گذاری کنند در بخش تولید، در این صورت آیا معنی دارد تصور کنیم که دشمن خونی ما که 36 سال با هم جنگ داریم و خون از هم ریختیم و کینه از هم داریم و پرونده های سنگین علیه هم تشکیل دادیم در نهایت مهربانی بیاید و سرمایه گذاری کند آن هم در شرایطی که تحریم ها با مکانیزم ماشه در لجظه بر می گردد، این اقتصاد عاریتی است که در مقابل اقتصاد مقاومتی قرار دارد.

وی با مقایسه اقتصاد مقاومتی با اقتصاد عاریتی بیان کرد: اقتصاد مقاومتی می گوید شما باید امنیت غذایی داشته باشید و بتوانید بخش اعظم غذای کشورتان را بدون وابستگی به بیگانه تأمین کنید. اقتصاد عاریتی می گوید کشور ما کم آب است و اشتباه است که زیادی می کاریم و منابع زیرزمینی ما دارد خشک می شود و باید زمین را رها کنیم و نکاریم. اقتصاد مقاومتی می گوید چندین راه برای گریز از مشکل کم آبی وجود دارد از جمله استفاده بهینه از آب، مکانیزه کردن آبیاری، آبیاری قطره ای، تحت فشار، سیستم گلخانه ای و ...

نقدی ادامه داد: می توانیم تمام نهرهای آب روستاها را سیمانی کنیم، مردم را بسیج کنیم و آبیاری را مکانیزه کنیم. راه دیگر برون رفت از مشکل آب، استفاده از شیرین سازی آب و اقتصادی کردن صنعت شیرین سازی آب است. با ساحل طولانی و آفتاب بسیار گرمی که کشور ما در تمام طول سال دارد بومی کردن صنعت شیرین سازی آب و استفاده از آب دریا یکی از راههاست. روش های کشاورزی با آب شور امروز در کشورهایی که میزان باران آنها 5 برابر ماست رایج شده است.

وی افزود: اقتصاد مقاومتی به ما می گوید دانش را باید بالا برد و شتاب رشد علمی را افزایش داد تا اقتصاد دانش بنیان که ثروت افزوده زیادی برای کشور تولید می کند شکل بگیرد ولی اقتصاد عاریتی می گوید شتاب علمی کشور اگر کم شد مهم نیست می رویم با غربی ها رفیق می شویم و تکنولوژی می آوریم. ما فکر کردیم تکنولوژی موتور بوئینگ را می آورند ولی مک دونالد آورند!

نقدی خاطرنشان کرد: امروز عده ای شعار اقتصاد مقاومتی هم می دهند اما همان کارهای اقتصاد عاریتی را می‌کنند. اقتصاد مقاومتی می گوید اقتصاد را به مردم واگذار کن در حالی که اقتصاد عاریتی می گوید فقط سرمایه دارهای بزرگ و صاحبان سرمایه های بسیار بزرگ که با زد و بند پول های کلان بگیرند و با پول خود مردم کارهایی راه بیاندازند و وبال گردن دولت شوند وارد کار اقتصادی شوند که اقساط را به تعویق بیاندازند و باج بگیرند که ما می خواهیم کارخانه ای را راه اندازی کنیم و تولید را راه بیاندازیم و شما باید با ما کنار بیایید.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: در جبهه نباید کم بیاوریم باید حرکت را جدی بگیریم. ما باید تولید کنیم. رهبر معظم انقلاب در کنار حرم رضوی فرمودند کسی که کار اقتصادی می کند و برای تولید کشور اقدام می کند این حرکت او جهاد است. پس لازم است مردم سرمایه و امکانات بیاورند وبسیج در ارائه تسهیلات و آموزش و بازاریابی کمک کند و انگیزه دهد که مردم به میدان بیایند و اصناف را هماهنگ کند تا اقتصاد کشور رونق بگیرد.

وی ادامه داد: اگر بسیج کار اداری کند هنر نیست و گزارش دهیم این میزان تسهیلات دادیم و این میزان اشتغالزایی شده است. لازمه کار اداری التزام به وقت اداری است ولی کار جهادی التزام به هدف است.
نقدی در ادامه به نمونه‌های عملی واحدهای اقتصاد مقاومتی در استانهای مختلف کشور اشاره کرد و گفت: در چهارمحال و بختیاری مردم می گفتند که 30 درصد هلوی ما روی زمین می ریزد و از بین می رود چون در فصل فروش قیمت پایین است و زود فساد است لذا با احتساب پول کارگر و ریخت و پاش و فساد میوه صرفه اقتصادی ندارد کیلویی 500 تومان بفروشیم. پیشنهاد دادیم دستگاه خشک کن داشته باشید و 6 ماه وقت برای فروش دارید که در جای خشک و خنک نگهداری کنید و به قیمت مناسب بفروشید که همه موافق بودند و صنایع تبدیلی همین است.

وی ادامه داد: اقتصاد مقاومتی با کارهای اداری و بیانیه اجرایی نمی شود. باید رفت و مردم را جمع کرد و طرح ریخت و کشف کرد. فرهنگ سازی مهمتر است. باید خیرین و اصناف را پای کار آورد و دستگاههای صنایع تبدیلی را قسطی و زیر قیمت به کشاورزان تحویل داد.

نقدی به مسئولین بسیج سازندگی استانها گفت: باید فرهنگ سازی کنید و اردوی جهادی یک روزه ویژه کارمندان برگزار شود که با مشکلات مردم آشنا شوند و بتوانند مشکل را حل کنند. از ظرفیت های معنوی و کسانی که مردم به آنها اعتماد دارند مانند امام جمعه، خیرین، خانواده شهدا، بازاری ها استفاده کنید چرا که بایک حرکت کوچک می توان 5 برابر ارزش افزوده ایجاد کرد در حالی که ثروت‌های زیادی در جامعه ما به راحتی از دست می رود.

وی افزود: باید کار انگیزشی کرد و در هر جغرافیایی ظرفیت های خاص منطقه را شناسایی کرد. 15 درصد از خرمای ایران معادل 200 هزار تن با مشقت تولید می شود ولی در خاک از بین می رود. چرا این ثروت عظیم هر سال تولید و نابود می شود.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین کشور خاطرنشان کرد: سوژه های تولید در کشو زیاد است و باید تسهیلات دهیم و راه بیاندازیم. اگر در هر روستا با دادن تسهیلات بین مردم رقابت ایجاد شود، چون خودشان ثروت دارند در ادامه کار دیگر تسهیلات ما را نمی خواهند و فقط باید آموزش دهیم که از این منابع طبیعی چطور استفاده کنند.

نقدی در پایان اظهار داشت: لازم است الگوها را تعمیم داده و انگیزه ایجاد کنیم تا بهره وری بیشتری از آب و خاک این کشور داشته باشیم و انتظار از بسیج سازندگی این است با مساله اقتصاد مقاومتی اداری برخورد نکند. آدم های با انگیزه و جهادی در شهرهای ما زیادند و لازم است گاهی به آنها بگویید پشت میز ما بنشینید و شما بگویید چکار کنیم. این وسایل و امکانات را داریم، برای افزایش رونق اقتصادی باید مردم را در تصمیم گیری مشارکت دهیم.




نظرات() 

مهدی هاشمی به زندان رفت (+عکس)

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-10:11 ب.ظ


به هنگام مراجعه مهدی هاشمی به اوین، مادرش (عفت)، خواهرانش ( فائزه و فاطمه)، برادرانش (یاسر و محسن)، پسرش، وکلایش (علیزاده‌طباطبایی و سید وحید ابوالمعالی) و برخی از دوستان و اعضای خانواده و همراهانش برای بدرقه او حضور داشتند.
مهدی هاشمی ظهر امروز یکشنبه به زندان اوین رفت.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری ها، مهدی هاشمی پسر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس جمهور اسبق ایران است. او به تازگی در دادگاه تجدیدنظر به 10 سال زندان محکوم شده بود و امروز یکشنبه برای تحمل مجازاتش به زندان اوین مراجعه کرد.

به هنگام مراجعه مهدی هاشمی به اوین، مادرش (عفت)، خواهرانش ( فائزه و فاطمه)، برادرانش (یاسر و محسن)، پسرش، وکلایش (علیزاده‌طباطبایی و سید وحید ابوالمعالی) و برخی از دوستان و اعضای خانواده و همراهانش برای بدرقه او حضور داشتند.

همچنین مهدی هاشمی قبل از ورود به زندان اوین، در مقابل خبرنگاران متنی را قرائت کرد.

همزمان دفتر سخنگوی قوه قضائیه هم با صدور اطلاعیه ای از آغاز اجرای مجازات 10 سال زندان مهدی هاشمی به جرم "اختلاس، ارتشا و مسائل ضدامنیتی" خبر داد.

در اطلاعیه  دفتر سخنگوی قوه قضائیه آمده است در پی محکومیت مهدی هاشمی به جرم اختلاس، ارتشا و مسایل ضدامنیتی و قطعیت حکم نامبرده در دادگاه تجدیدنظر، حکم به مرحله اجرا درآمد و متهم امروز برای تحمل محکومیت به زندان اوین معرفی شد. وی در این پرونده به 10 سال حبس محکوم شده است.






نظرات() 

پیام تصویری رسایی به هاشمی +عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-10:05 ب.ظ


نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی صفحه اینستاگرام خود را با پیامی به ررییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بروز کرد.
صراط: حمید رسایی با انتشار تصویر زیر در اینستاگرامش نوشت: آقای هاشمی من هم مانند بسیاری از آحاد جامعه افتخار می کنم که یک روستایی زاده ام. افتخار می کنم که به برکت رهبری امام خمینی (ره) مثل شما از روستا انقلابی شدم، به جبهه های دفاع مقدس رفتم، به قم رفتم، در دوره اصلاحات آمریکایی با این جریان خزنده به سهم و اندازه خودم با تالیف 14 عنوان کتاب تحلیلی و تاریخی مبارزه کردم، در کودتای سال 88 که عده ای زیر عبای شما به دنبال ابطال آرای مردم بودند از رٱی مردم که حق آلناس بود حفاظت کردم، امروز هم در باره توافق هسته ای برجام که به دروغ می خواهند آن را به اسم پیروزی به خورد مردم بدهند، ایستاده ام.
امیدوارم همینطور بمانم و در عاقبت مثل شما خسته و پشیمان نشوم.
پیام تصویری رسایی به هاشمی +عکس
منبع: مشرق
برچسب ها: صراط ، رسایی ، هاشم



نظرات() 

مهدی هاشمی به زندان رفت +عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-10:01 ب.ظ


مهدی هاشمی در بدو ورود به محوطه مقابل اوین متنی را در جمع خبرنگاران قرائت کرد.

مهدی هاشمی لحظاتی قبل وارد بازداشتگاه اوین در شمال تهران شد.

به گزارش ایسنا  مهدی هاشمی که برای اجرای حکم خود مقابل زندان اوین حاضر شده بود پس از خداحافظی با اعضای خانواده‌اش و برخی از همراهانش وارد زندان اوین شد.

فاطمه و محسن هاشمی، عفت شریعتی، علیزاده‌طباطبایی و سید وحید ابوالمعالی وکلای مهدی هاشمی و چند نفر دیگر مهدی هاشمی را همراهی می‌کردند.

مهدی هاشمی در بدو ورود به محوطه مقابل اوین متنی را در جمع خبرنگاران قرائت کرد.





نظرات() 

پست فیسبوکی مهدی هاشمی پیش از اوین

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-09:58 ب.ظ

مهدی هاشمی در صفحه فیسبوک خود نوشت: «آخرین پست فیس‌بوک را در شرایطی می‌نویسم که تا ساعاتی دیگر با وجود عدم دریافت اجراییه، خود را به اجرای احکام زندان اوین معرفی می‌کنم.
مهدی هاشمی که پیش از این به 10 سال زندان محکوم شده بود، امروز در شرایطی که برای اجرای حکم راهی زندان اوین می‌شود، دقایقی پیش آخرین پست فیسبوکی خود را منتشر کرد.

 

به گزارش «آفتاب»، مهدی هاشمی در صفحه فیسبوک خود نوشت: «آخرین پست فیس‌بوک را در شرایطی می‌نویسم که تا ساعاتی دیگر با وجود عدم دریافت اجراییه، خود را به اجرای احکام زندان اوین معرفی می‌کنم. 

این درگاه ارتباطی با شما باز خواهد ماند و پرینت همه پیام‌ها و نظرات توسط یکی از اعضای خانواده در ملاقات‌های هفتگی به اطلاعم خواهد رسید و به فراخور ضرورت پاسخ هم خواهم داد.

یک پست مفصل هم درباره روند دادگاه نوشته‌ام که به زودی منتشر خواهد شد. گاهی هم عکس یا موضوعی خاص که به ذهنم می‌رسد یا خاطره‌ای از زندان را می‌دهم در فیس‌بوک بگذارند تا بدانید زندان اوین چگونه روزی میزبان پدر است و روزی پسر. با این تفاوت که اوین گویا ماندگار است و از میان ما نمی‌رود...».





نظرات() 

خاطرات شجریان از لغو کنسرت مسکو و احضار به ساواک

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-04:25 ب.ظ





تاریخ ایرانی: محمدرضا شجریان، خواننده سرشناس ایرانی پس از ۳۷ سال، ناگفته‌هایی از استعفایش از رادیو و احضار به ساواک در شهریور ۱۳۵۷ بیان کرده است. در آن سال‌ها دو گروه موسیقی در رادیو فعالیت می‌کردند؛ شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و همکاری محمدرضا شجریان و عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان. چنانکه هوشنگ ابتهاج، مدیر برنامه «گل‌ها» در رادیو ایران روایت کرده است: «روز بعد از ۱۷ شهریور ۵۷ که از رادیو استعفا کردیم چاووش را درست کردیم. گروهی متشکل از گروه عارف و شیدا به اضافه یکی دو نفر دیگر. می‌خواستیم به موسیقی ایران که مدتی بود طرف بی‌اعتنایی قرار گرفته بود جان تازه ای بدهیم. چاووش شد پرچمدار موسیقی ایران؛ هنوز هم وقتی از موسیقی امروز حرف می‌زنند گوشه چشمی هست به کارهای عارف و شیدا.»

 

شجریان در گفت‌وگویی با شماره جدید مجله «فرهنگ و آهنگ» (مرداد و شهریور ۱۳۹۴)، خاطراتی درباره استعفای دسته جمعی از رادیو پس از کشتار مردم در میدان ژاله و ماجرای لغو کنسرت مسکو نقل کرده است: «ما بیستم شهریور در مسکو کنسرت داشتیم و گروه شیدا همراه با لطفی به وسیلۀ آقای ابتهاج برای این کنسرت دعوت شده بود. گروه با آقای لطفی تمرینات خودش را کرده بود و برای کنسرت آماده شده بود. شب روز هفدهم شهریور فهمیدیم که چه اتفاقی افتاده است. روز بعدش ما تمرین داشتیم و قرار بود روز نوزدهم به مسکو برویم. به خاطر اتفاقی که افتاده بود همۀ ما ناراحت بودیم و بهت‌زده نشسته بودیم و به هم نگاه می‌کردیم. لطفی هم خیلی ناراحت و عصبانی بود و ما همین‌طور مانده بودیم که چه کار کنیم؟ به این فکر کردیم که با این شرایط نمی‌توانیم برای کنسرت به مسکو برویم. مردم ما را اینجا کشته بودند و آن وقت ما برویم کنسرت بدهیم؟ خلاصه اینکه سه چهارتایی تصمیم گرفتیم اصلا نرویم. بعد هم به آقای ابتهاج گفتیم برنامه را کنسل کنند و بگویند با توجه به این اتفاقاتی که افتاده است ما نمی‌توانیم برویم و نرفتیم. یک هفته یا ده روزی بعد از آن بود که ساواک مرا احضار کرد و صحبت کردیم. در آن جلسه که یادم نیست دقیقا کجا بود، یک آقای متین و مودب آمد و خیلی هم محترمانه با من حرف زد. البته از جای دیگری حرفش را شروع کرد، بعد از مدتی صحبت‌های پراکنده و بی‌ربط به موضوع، از من پرسید: شما چرا برای کنسرت نرفتید؟ من هم گفتم ما هنرمندیم و جزو همین مردم هستیم. وقتی یک چنین اتفاقی در ۱۷ شهریور افتاده و عده‌ای کشته شده‌اند، من نمی‌توانم بروم آنجا و کنسرت بدهم. من ضبط صوت نیستم که مرا به برق بزنند و روشنم کنند و من هم بخوانم. من آدمیزادم و باید حس داشته باشم تا بروم آنجا و کنسرت بدهم. من با این شرایط نمی‌توانستم و برای همین نرفتم. پرسید که این تصمیم را چه کسانی گرفتند و من هم گفتم این تصمیم را همه گرفتیم و به این نتیجه رسیدیم با این شرایطی که پیش آمده نمی‌توانیم برویم و کنسرت اجرا کنیم. قرار بود با گروه شیدا برویم اما تصمیم را من، آقای لطفی و آقای ابتهاج سه نفری گرفتیم که به مسکو نرویم.»

 

شجریان دو سال پیشتر از آن در تابستان سال ۱۳۵۵ از رادیو استعفا داده بود که درباره اش می‌گوید: «آقای ابتهاج از رفتن من خیلی ناراحت بود و لطفی هم همیشه می‌گفت که برگرد اما من گفتم که نمی‌آیم. در عوض به آن‌ها پیشنهاد کردم که شما هم آنجا نمانید و به آن‌ها گفتم رادیو تلویزیون جای من و شما نیست؛ اما ارتباطم را با آقای ابتهاج و آقای لطفی همچنان داشتم.» او در توضیح دلایل تصمیمش برای قطع همکاری با رادیو می‌افزاید: «ما اصلا مورد توجه نبودیم و مثل این بود که آنجا زیادی هستیم. تمام سیاست موسیقایی رادیو را کاباره‌دارها تعیین می‌کردند. یک دفعه می‌دیدید از صبح تا شب ترانۀ یک خواننده را بیست تا بیست و پنج بار پخش می‌کردند آن هم به این خاطر که مثلا او در کاباره‌ای مثل شکوفه نو می‌خواند. از این اتفاقات در آن دوره زیاد می‌افتاد و ما می‌دیدیم که آنجا زیادی هستیم و حتی انگار همه چیز دارد ما را از آنجا بیرون می‌کند و فقط موقع جشن هنر که می‌شد یاد ما می‌افتادند. من دیدم آنجا جای من نیست، یعنی اصلا غرورم اجازه نمی‌داد که بمانم. حس کردم وقتی می‌گویند فلانی خوانندۀ رادیو است خجالت می‌کشم. دوست نداشتم وقتی خواننده‌های رادیو این‌طوری بودند به من هم بگویند خوانندۀ رادیو هستی. شرایطی فراهم شده بود که از اینکه در رادیو برنامه اجرا می‌کردم احساس سرشکستگی می‌کردم. تا جایی که حتی یک بار وقتی خانم من در جایی به اینکه من در رادیو کار می‌کنم و خوانندۀ رادیو هستم اشاره کرد مرا خیلی عصبانی کرد و به او گفتم دوست ندارم بگویند خوانندۀ رادیو هستم و از این مساله خوشم نمی‌آید. از یک طرف هم دستمزد ما خیلی پایین بود و به غیر از رادیو هم جای دیگری نمی‌خواندم. در ماه دو جلسه برنامه در رادیو اجرا می‌کردم و برای هر جلسه صد و پنجاه تومان می‌گرفتم که از آن مالیات هم کم می‌شد. در واقع درآمد من از اجرای رادیو بود، در وزارت کشاورزی هم بودم و از آنجا یک درآمدی داشتم. خانم من هم معلم بود و او هم درآمدی داشت. مجموعا این سه راه درآمد در تهران ما را یکجوری اداره می‌کرد.»

 

پس از آن ابتهاج و لطفی تصمیم گرفتند که کانون چاووش را راه‌اندازی کنند؛ کانونی خارج از محیط رادیو تا سیاست‌های خودشان را پیش ببرند. شجریان از شکل‌گیری کانون چاووش استقبال کرد، با این نگاه که جایی باشد برای تدریس و ضبط نوار و دارای محیطی کاملا هنری و خصوصی بدون اینکه کار سیاسی در آنجا انجام شود. اما اتفاقاتی که در کانون چاووش افتاد، منجر به دوری شجریان از آن و خانه‌نشینی سه ساله‌اش شد: «یک جو انقلابی بود که درست شده بود و همه حالت انقلابی داشتند مخصوصا چپی‌ها. در آن موقع تفکر این بود که هر که چپ فکر کند روشنفکرتر است. همۀ احزاب چپی و همۀ کسانی که عقاید خاص چپ داشتند برای خودشان گروه تشکیل داده بودند و اسم‌های مختلفی داشتند. حقیقتش اینکه من از این شعارهای چپی خوشم نمی‌آمد، هرچند سرمایه‌داری مطلق هم بسیار بد است. همه می‌خواستند چپ حرف بزنند. به همین خاطر هم در کانون چاووش بدون اینکه تصمیمی گرفته شده باشد، تنها از طریق محیط، افکار چپ به افراد القا شده بود. بعضی‌ها هم مثل من از این بحث و شعارها فراری بودند. در نهایت این مساله باعث شد که ارتباطم را با آنجا قطع کنم. یعنی از کنسرت «سپیده» که بدون اطلاع من در دانشگاه ملی ترتیب داده بودند و من مجبور به اجرا شدم چون گفتند مردم بلیت خریده‌اند و توقع زیاد دارند. بعد از این دیگر نه با لطفی کار داشتم و نه با آقای ابتهاج و دیگر پایم را در کانون نگذاشتم و نزدیک سه سال از ۵۹ تا ۶۱ ارتباطم را با کانون و همه قطع کردم و در خانه بودم.»

 

او به لطفی که نوار سرود سپیده را به رادیو داده بود اعتراض کرد که «تو داری پنهان‌کاری می‌کنی و حق نداری از جانب من تصمیم بگیری. اینکه تو سرپرست گروه هستی جای خود را دارد اما نمی‌توانی دربارۀ من هم تصمیم بگیری. من نمی‌خواهم صدایم از صدا و سیمای دولتی پخش شود.» تا سال ۱۳۶۱ شجریان به قول خودش در خانه با قناری‌ها و گل‌ها و زندگی و سازش کارهای خودش را داشت تا اینکه با پرویز مشکاتیان کنسرتی برگزار کرد؛ کسی که درباره‌اش می‌گوید: «من هیچ موسیقی‌دانی را به اندازۀ پرویز این قدر عمیق دوست نداشتم» اما این همکاری هم نپایید و به قول شجریان «سر موضوعی که بین من و پرویز پیش آمد، ارتباط عاطفی‌ام به شدت با او به هم خورد.»






نظرات() 

سخنرانی دکتر ح. م. صدیق به مناسبت فقدان «محمد قلی نادری دره‌شوری»

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-04:11 ب.ظ


در روز 15 تیرماه 1394 ساعت 4 - 6 در محل سالن همایش‌های شرکت جهان‌پارس واقع در تهران، مراسمی به مناسبت یادبود و بزرگداشت مرحوم محمدقلی نادری دره‌شوری (محقق و ترکی پژوه قشقایی) برگزار شد. در این مراسم «دکتر ح. م. صدیق» سخنرانی کوتاهی کردند که متن آن را در زیر می‌آوریم:

محمد قلی نادری دره‌شوری+دکتر حسین محمدزاده صدیق+دکتر منوچهر کیانی+اسدالله مردانی

(راست به چپ آقایان: اسدالله مردانی،دکتر منوچهر کیانی،دکتر ح. م. صدیق، مرحوم محمدقلی نادری) 

 

تانری‌نین آدی ایله

دئییردیم نادری بلکه منه «ای وای» یازان اولسون،

ولی ای وای من ایندی اونا «ای وای» یازان اولدوم.



:: برچسب‌ها: به مناسبت فقدان محمد قلی نادری دره‌شوری, سخنان دکتر محمدزاده صدیق درباره محمد نادری دره‌شور, دکتر حسین محمدزاده صدیق و محمد نادری دره‌شوری, قشقایی




نظرات() 

صاحبه با دکتر حسین محمدزاده صدیق به مناسبت نشر «سنگلاخ»

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-04:09 ب.ظ


دکتر حسین محمدزاده صدیق در گفت‌وگو باخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره فرهنگنامه ترکی به فارسی «سنگلاخ»، گفت: این کتاب اثری از میرزا مهدی خان استرآبادی، ملقب به منشی الممالک نادرشاه افشار بوده که می‌گویند نثر بسیار خوبی در فارسی داشته که از جمله آثار او می‌توان به کتاب «دُر نادره» اشاره کرد.
 
وی افزود: من از سال 63 به توصیه استادم زنده‌یاد سید جعفر شهیدی، که خود کتاب «دُر نادره» میرزا مهدی خان استرآبادی را تصحیح کرده بود، کتاب «سنگلاخ» را به دست گرفتم، که البته از سال 1380 به طور جدّی کار تصحیح این کتاب عظیم را شروع کرده‌ام که در نهایت آن را در دو جلد به نمایشگاه کتاب امسال رساندم.
                         
دکتر محمدزاده صدیق با بیان اینکه این کتاب تاکنون در دنیا تصحیح نشده بود، گفت: فرهنگنامه «سنگلاخ» به قدری سنگین بود که تاکنون در دنیا تصحیح نشده بود، حتی کلاوزون خاورشناس معروف انگلیسی این کتاب را به صورت فاکسی میله چاپ کرد و خودش در شرحی که بر این کتاب نوشته اعتراف کرده که فهم جملات بسیار سنگین بوده است.
 
وی درباره روند تصحیح این کتاب گفت: من از سال 63 برای تصحیح کتاب «سنگلاخ» 5 نسخه اصلی خطی از این کتاب را تهیه کردم که یکی از آنها نسخه کلاوسن بود، 3 نسخه آن را در تهران و در کتابخانه شهید مطهری یافتم و یک نسخه را هم از آنکارا با خود به ایران آوردم. همچنین یک نسخه هم از آقای حائری در کتابخانه مجلس گرفتم که اینها پایه تحقیقات من برای تصحیح این کتاب شد.



:: موضوعات مرتبط: مصاحبه‌های دکتر صدیق
:: برچسب‌ها: مصاحبه دکتر حسین محمدزاده صدیق درباره کتاب سنگلاخ, کتاب سنگلاخ چاپ شد, مهمترین اثر میرزا مهدیخان استرآبادی چاپ شد, دکتر ح, م




نظرات() 

عکس شام غازان تبریز -شام غازان هارادی

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-04:03 ب.ظ

http://www.azarbook.blogfa.com/category/13

مینیاتور محله باشکوه "شنب غازان تبریز" از کتاب جامع‌التواریخ
 
شنب غازان یا شام غازان نام یکی از محله‌های تاریخی شهر تبریز است که به‌علت گذشته باشکوه آن مشهور بوده و در کتاب جامع التواریخ نیز تصویر مینیاتوری و توضیحات آن آمده ا ست
کد مطلب : 20369


به گزارش اهراب نیوز به نقل از خبرآنلاین، شنب در قرن هفتم ناحیه‌ای سرسبز در غرب تبریز بود که ارغون خان چهارمین پادشاه ایلخانی در سال 689 ه.ق شهری به‌نام ارغونیه در آن ناحیه ساخت.

اجزای اصلی این شهر معبدی بودایی (بنابر کیش ارغون) بود که صورت ارغون خان بر دیوارهای آن نقش بسته بود و قصری به نام عادلیه که در میان باغی به همین نام ساخته شده و معماری آن بر اصول معماری روم بود.

بعد از ارغون و به پادشاهی رسیدن غازان خان، پادشاه پرآوازه‌ی ایلخانی، ارغونیه توسعه یافته و نام غازانیه گرفت. غازان در هسته‌ی مرکزی شهر بناهایی خیریه موسوم به ابواب‌البر ساخت و در مرکز بناها ساخت مقبره‌ی باشکوه خویش را طرح‌ریزی کرد.

مقبره یا گنبد دوازده ضلعی شنب غازان که ساخت آن در سال 697 ه.ق شروع و در 702 پایان پذیرفت با 130 گز ارتفاع اعجاب بینندگان را برمی‌انگیخت و بزرگ‌ترین بنایی بود که در ممالک اسلامی تا آن زمان ساخته شده بود.

بناهای دیگر شنب غازان را به مرکزی علمی-فرهنگی در عصر خویش تبدیل کردند. به‌فرمان غازان خان تاجران خارجی برای ورود به تبریز ابتدا باید از شنب غازان عبور می‌کردند و بار خود را آن‌جا می‌گشودند.


درآمد ولایت اوجان و چند دهکده و یک دهم اشیای ورودی به خزانه نیز به‌غازانیه منقل می‌شد.

این عوامل دست در دست هم دادند تا این‌که در قرن هشتم "مستوفی "از این شهر به‌عنوان اثری که در تمام ایران مانند ندارد یاد کند.

غازان خان در 11 شوال سال 703 در حوالی قزوین درگذشت و جنازه‌ی او به تبریز حمل شده در سردابه‌ی مقبره به خاک سپرده شد.

بعد غازان خان توسعه‌ی شهر غازانیه متوقف شد و بیش‌تر به شام غازان موسوم گشت و علی‌رغم تبدیل آن به مرکزی علمی و فرهنگی به دلیل اهمیت نظامی اراضی شنب این منطقه هدف اهداف نظامی دولت‌ها و میعادگاه جنگ‌های بزرگ گشت.

در زمان صفوی این اهمیت بیش‌تر شد و "ابراهیم پاشا" وزیر سلطان سلیمان عثمانی بعد از اشغال تبریز اقدام به ساخت قلعه‌ای در این محله کرد که بعدها این قلعه در دست صفویان و عثمانیان دست به دست می‌گشت.

با این حال شاه عباس نیز برای جلوگیری از اقامت عثمانی‌ها در این محله دستور تخریب بناهای غازانی به‌جز مقبره، مسجد، خانقاه و احتمالا یکی از مدارس را داد.

آثار شنب غازان پس از تخریب در دو زلزله و نیز در پی بی‌توجهی‌های دولت‌ها مورد غارت قرار گرفت و باعث شد امروز در این محله‌ی باستانی اثری تاریخی جز یک حمام و سنگ‌ها و کاشی‌های پراکنده چیزی مشاهده نگردد. تاریخ درخشان و آثاری که هنوز در دل خاک شنب غازان و در جای جای تبریز و دنیا پراکنده است معطوف کردن توجهات به این منطقه‌ی باستانی را می‌طلبد.آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار--با دقت نظر در تاریخ وخصوصیت شخصیتی شاه عباس وی در اصل به علت حسادت که نمی توانست ببیند بنای باعظمتری از کاخهای وی در اصفهان موجود باشد دستور تخریب شنب غازان را صادر کرد در ضمن همانگونه که در متن آمده هیچ کاوش باستان شناسی در محل مذکور صورت نگرفته


برچسب‌ها: شام غازان, شنب غازان, شاه عباس, تبریز




نظرات() 

«مهدی هاشمی» در راه زندان اوین

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-02:36 ب.ظ

مهدی هاشمی برای تحمل ۱۰ سال حبس تا ساعاتی دیگر به زندان اوین می رود.
خبرگزاری مهر: محمود علیزاده طباطبایی گفت: از آنجا که تقاضای اعاده دادرسی را پس گرفته ایم، مهدی هاشمی برای اجرای حکم امروز به زندان اوین می رود.

به گفته معاون اول قوه قضائیه مهدی هاشمی دارای جرایمی نظیر اختلاس، ارتشاء و مسائل امنیتی است که هر سه حکم با رعایت ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی توسط دادگاه تجدیدنظر تائید و ابلاغ شده است.

محسنی‎اژه‎ای با بیان اینکه مهدی هاشمی در کیفرخواست ۱۲ اتهام داشت که دادگاه بدوی آنها را ادغام کرد، افزود: مهدی هاشمی اتهامات دیگری در کیفرخواست داشت‌ که برخی از اتهامات را دادگاه بدوی با هم ادغام کرد و اعلام کردند درست است که عناوین جرایم مختلف است اما یک فعل و یک جرم نیست لذا برخی اتهامات ایشان ادغام و از برخی تبرئه شدند.

معاون اول قوه قضائیه گفت: مهدی هاشمی در خصوص جاسوسی تبرئه شد اما برخی مسائل امنیتی مانند اختلاس و ارتشاء را دادگاه بدوی حکم داد و دادگاه تجدیدنظر نیز با رعایت ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی تائید کرد.

محسنی‎اژه‎ای افزود: در مورد اختلاس طبق قانون اگر چنانچه توأم با جعل باشد مجازات بین هفت تا ۱۰ سال است اگر بدون جعل باشد بین پنج تا ۱۰ سال خواهد بود طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی حاکم موظف است که ۱۰ سال را بدهد.

در مورد رشوه هم طبق قانون اگر کسی از مبلغی بالاتر رشوه گرفته باشد از پنج تا ۱۰ سال مجازات می‎شود که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۱۰ سال در نظر گرفته می‎شود، مسائل امنیتی نیز بین دو سال تا پنج سال است که طبق این ماده قانونی باید اکثریت مجازات درنظر گرفته شود.

محسنی‎اژه‎ای اظهار کرد: حکم مهدی هاشمی در مقام اجرا یکی از اینها که بالاتر است اجرا می‎شود یعنی عملا ۱۰ سال اجرا خواهد شد.




نظرات() 

قالیباف «حزب» می‌زند

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 18 مرداد 1394-02:19 ب.ظ

فعالیت‌های سیاسی شهردار تهران 

حسن بیادی: حزب قالیباف تا پیش از انتخابات اعلام موجودیت می‌کند

مردان سیاسی محمدباقر قالیباف به اذن و اراده او نیت کرده‌اند تا پیش از انتخابات مجلس دهم حزب تاسیس کنند. این خبری است که حسن بیادی، عضو سابق شورای شهرتهران و از چهره‌های نزدیک به شهردار پایتخت به «اعتماد» داده است، هر چند پیش از بیادی اخباری درباره فعل و انفعالات اطرافیان باقر قالیباف گفته و شنیده می‌شد. عوض حیدرپور، نماینده شهر رضا در مجلس و از حامیان قالیباف اوایل خردادماه اعلام کرده بود ارتباط تشکیلاتی صمیمانه‌ای میان قالیباف و گروه‌هایی که از او در انتخابات ریاست‌جمهوری پشتیبانی کرده‌اند، به وجود آمده و از همین رو شهردار تهران برای انتخابات مجلس از آنها حمایت خواهد کرد. از دیگر سو چندی پیش محمدرضا باهنر، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری و نایب‌رییس مجلس هم در آخرین کنفرانس خبری خود از آغاز فعالیت قالیباف برای انتخابات مجلس خبر داد. حالا به نظر می‌آید جای خالی چارت سازمانی شبکه سیاسی قالیباف پر شده که حسن بیادی اقدام به علنی کردن آن می‌کند. گویی قالیبافی‌ها همچون هواداران علی لاریجانی فهمیده‌اند که ماشین اصولگرایی همان‌طور که محسن رضایی و محمدرضا باهنر هشدار داده بودند در حال سقوط و انهدام است و برای نجات خود باید برخیزند و طرحی نو دراندازند. طرح نو حامیان سیاسی شهردار تهران هم دقیقا مشابه همان کاری است که لاریجانی‌ها کردند؛ «تاسیس حزب»، هرچند خبر راه‌اندازی حزب رهروان ولایت پرسروصدا‌تر بود و حرف و حدیث بیشتری داشت اما این‌بار کمتر کسی از کم و کیف حزب قالیباف خبردارد و معلوم نیست این حزب در حال حاضر چه وضعیتی را پشت سر می‌گذارد. در خلسه خاکستری این بی‌خبری اما می‌شود گفت شهردار ٥٤ ساله طرقبه‌ای با ١٠ سال تجربه سیاست ورزی و در ولوله چه کنم‌های اصولگرایان برای مجلس دهم برنامه دارد. او می‌داند عصر عسرت گفتمان اصولگرایی آغاز شده. نشانه‌های این عصر جدید هم آنقدر واضح است که برای دیدنش نیازی به جست‌وجو‌گری ندارد. قالیباف همچون قالیباف و مثل دیگر مدیران نسل دوم جناح راست فهمیده که هیچ دستی نمی‌تواند گره‌های کور افتاده بر کلاف
در هم تنیده اصولگرایان را باز کند. او صدای سازهای کوک و ناکوک را در سمفونی راست‌کیشان سیاسی ایران شنیده و می‌داند درهمهمه این اصوات نخراشیده، نه می‌تواند نُتی به نُت‌های اصولگرایان بیفزاید و نه آنکه راهی برای غالب شدن صدای سازش در این ارکسترمحافظه‌کاران وجود دارد. همین است که شهردار تهران همچون رییس مجلس می‌خواهد با راه‌اندازی حزب، سرنوشت سیاسی‌اش را در هیاهوی فریادهای « انا رجل» اصولگرایان از آنان جدا کند. باقر قالیباف می‌داند اگر اسباب و اثاثیه‌اش را از اردوگاه اصولگرایان جمع نکند همان‌گونه که خانه و کاشانه راستگرایان گرفتار توفان «واگرایی»و «انشقاق» شده برای او هم هزینه‌زا خواهد بود.

 

از همین روست که شهردار تهران با نیم نگاهی به گرفتاری اصولگرایان در «کوچه بن‌بست ائتلاف» یعنی همانجایی که راست‌کیشان سیاسی راهش ندادند، تمایل دارد تا نیروهای سیاسی و هوادار خود را راهی پارلمان کند. با توجه به تلاش هواداران قالیباف برای تاسیس حزب به نظر می‌رسد باید پاسخی برای این پرسش‌ها یافت که؛

١) محمد باقر قالیباف در حال حاضرچه وضعیت و موقعیتی در جناح راست دارد؟٢) کارویژه حزب قالیباف در اردوگاه اصولگرایان چه خواهد بود؟ ٣) شهردار تهران و حزب احتمالی تحت مدیریت او چه جایگاه و موقعیتی را پس از تاسیس در اردوگاه اصولگرایان خواهد داشت؟ ٤) مخالفان و منتقدان قالیباف برای تاسیس حزب چه اشخاص و گروه‌هایی خواهند بود؟ ٥) مفروض بر راه‌اندازی حزب قالیباف، چه تغییراتی در جناح اصولگرا شکل خواهد گرفت؟ ٦) محمدباقر قالیباف با تاسیس چنین حزبی چه نقشی را برای آینده سیاسی خود هدف گرفته است؟

وضعیت قالیباف در سپهر سیاسی اصولگرایان

اصولگرایان در جلسات متعدد همگرایی‌شان هرگز دعوت‌نامه‌ای برای شهردار تهران ارسال نکردند. قالیباف هم حرفی نزد و انتقادی نکرد. اعلام کرد شهردار تهران است و باید به فکر وضعیت شهر و شهروندان باشد. همین سکوت نشان می‌داد او از این دعوت نشدن و نادیده گرفتن ناراضی نیست. قالیباف می‌داند اگر لاریجانی به علت تکیه دادن بر صندلی ریاست مجلس حرفش دیده می‌شود او با نوسازی پایتخت و خدمات‌رسانی شهری موقعیت بهتری در افکار عمومی نسبت به هم‌کیشان اصولگرای خود دارد. هر چه باشد عملکرد شهرداری تهران برای مردم پایتخت ملموس و مشهود است و همین خدمت‌رسانی شهری بهترین بیلبورد و تراکت تبلیغاتی برای او خواهد بود؛ مساله‌ای که شاید درصد میزان محبوبیت او از دیگر اصولگرایان را بیشتر کرده باشد.

چه کسانی حزب قالیباف را می‌سازند

محمدباقر قالیباف از همان ابتدای ورود به عرصه سیاسی و به ویژه شهرداری تهران هوادارانی داشته است. شاید مرتضی طلایی را باید در صدر فهرست حامیان شهردار تهران دانست. او چندی پیش از دبیرکلی جمعیت پیشرفت و عدالت کناره‌گیری کرد. هرچند برخی اعتقاد داشتند جدایی او از این حزب نشانه فاصله گرفتن طلایی از قالیباف است اما بعضی خبرها حکایت از آن دارد که مسوولیت راه‌اندازی حزب قالیباف بر عهده فرمانده سابق پلیس تهران قرار گرفته است. وی در مراسم خداحافظی با اعضای جمعیت پیشرفت و عدالت ضمن آرزوی موفقیت برای شهردار تهران، گفته بود که «ما به دلیل آنکه شهردار تهران در مسیر ولایت قرار داشت و همواره از این مشی پیروی می‌کرد از او حمایت می‌کردیم و تا زمانی هم که قالیباف در این مسیر باشد؛ وظیفه خود می‌دانیم از وی حمایت کنیم.» از دیگر سو محسن رضایی با تن‌پوشی دوباره لباس پاسداری به نظر می‌آید لجستیک سیاسی خود را در اختیار قالیباف قرار داده است. این در حالی است که باقر قالیباف از حمایت چهره‌هایی همچون حسن بیادی، عماد افروغ، طلایی‌نیک، عوض حیدرپور شهرضایی، نادر قاضی‌پور، عزیز اکبریان، محمدعلی عبدالله‌زاده، هادی شوشتری، هادی قوامی، نبی‌اله احمدی، شهباز حسن‌پور بیگلری، حسن تامینی لیچایی، مقداد نجف‌نژاد، کمال علیپور، میرقسمت موسوی اصل، مهرداد بائوج لاهوتی، غلامرضا اسداللهی، موید حسینی‌صدر، روح‌اله بیگی نیلانلو، محمدصالح جوکار، محمد دامادی، محمدرضا رضایی‌کوچی، امیر خجسته، محمود نگهبان‌سلامی، حسین محمدزاده، محسن علیمردانی، سیداحمدرضا دستغیب، محمدحسن دوگانی آغچغلو، حامد قادرمزی، فرج‌اله عارفی، صفر نعیمی‌زر، عزت‌اله یوسفیان‌ملا، محمد دامادی، حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی، قاسم عزیزی، عباس صلاحی، منصور آرامی، علی نعمت‌چهاردولی، محمد حسن‌نژاد، موسوی، محمد فیروزی، احمد شوهانی، حسین گروسی، محمدعلی عبداله‌زاده، جواد هروی و... برخوردار است. مدیران شهرداری تهران را می‌شود به فهرست اسامی فوق اضافه کرد. بی‌تردید کارویژه این حزب انتشار فهرست مستقل از اصولگرایان برای انتخابات مجلس و کسب سهمی مشخص از کرسی‌های پارلمان خواهد بود. ازسوی دیگر حزب قالیباف با روش و مشی سازندگی و بهره‌گیری از فرکانس مدیریت شهری می‌تواند موقعیت بهتری را نسبت به دیگر احزاب و گروه‌های اصولگرا کسب کند.

مخالفان حزب قالیباف

حزب قالیباف به همان میزان که موافقانی در میان نسل دوم و سومی‌های اصولگرا دارد بی‌تردید مخالفانی قدرتمند را خواهد داشت؛ مخالفانی که نه از جنس اصلاح‌طلبان که همزاد سیاسی قالیباف‌اند. مخالفان اصولگرای حزب قالیباف را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد. گروه اول: هواداران لاریجانی، گروه دوم؛ احمدی‌نژادی‌ها، گروه سوم: اصولگرایان سنتی. هر کدام از این گروه‌ها نمی‌خواهند سهم سیاسی‌شان از صندلی‌های مجلس با ورود قالیباف کم شود. بر همین اساس با اعلام موجودیت حزب قالیباف می‌توان پیش‌بینی کرد که صدای ساز مخالفت‌های جدی‌ای از سوی عناصر سیاسی این گروه‌ها شنیده خواهد شد. با توجه به فعل و انفعالات فوق باید به انتظار نشست و دید در روزهایی که اصولگرایان با اقسام معادلات برای رسیدن به ائتلاف حداکثری برای رقابت با اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس مواجهند حزب قالیباف چه مواهب و مصایبی برای آنها خواهد داشت. آیا قالیباف با تاسیس حزب می‌تواند نیروهای تشکیلاتی خود را راهی بهارستان کند تا در انتخابات ٩٦ رقابتی جدی‌تر با حسن روحانی داشته باشد یا آنکه اصولگرایان برای جلوگیری از نصب سری جدید بر پیکره چند سر جریان سیاسی خود مقابل او خواهند ایستاد؟





نظرات() 

هشدار به شناگران دریای خزر: مراقب جریان شکافنده باشید

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مرداد 1394-11:39 ب.ظ

اگر همراه جریان شکافنده خود را شناور نگه داشتید و به خارج از محدوده شکست موج، داخل دریا رفتید، نفس بگیرید و تقاضای کمک کنید، آنگاه موازی با ساحل شنا کنید تا به ناحیه ای آرام تر وارد شوید.
ایرنا: سالانه 200 تا 300 نفر از هموطنانمان در دریاهای کشور به ویژه خزر غرق می شوند که اصلی ترین علت آن یکی از مخاطرات دریایی به نام ˈ جریان شکافنده ˈ است.

روان شدن سیل مسافران در فصل تابستان به کنار دریا به روشی متداول برای گذران این اوقات تبدیل شده است که متاسفانه تعداد زیادی از این گردشگران به دلیل عدم آگاهی از مخاطرات دریایی و یا آشنا نبودن با اصول شنا طعمه دریا می شوند.

جریان شکافنده یکی از این مخاطرات دریایی است که بیشتر در دریای خزر دیده می شود و سالانه صدها نفر از هموطنان را در خود می بلعد.

هشدار به شناگران دریای خزر: مراقب جریان شکافنده باشید

به اعتقاد کارشناسان مرگ و میر ناشی از شنا در خزر قابل مقایسه با تلفات زلزله های متوسط در ایران است.

ˈ وحید چگینی ˈ رییس پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی در این باره به خبرنگار علمی ایرنا گفت: جریان های شکافنده جریان های تند و مرگباری هستند که از ساحل به سمت دریا حرکت می کنند و اگر فردی در این جریان ها گرفتار شود هرچه بیشتر تقلا کند، بیشتر به سمت دریا کشیده می شود بنابراین باید خود را به جریان بسپارد و با توجه به این که قدرت این جریان ها ناپایدار است و در طول مدت زمان کوتاهی قدرت جریان کاهش می یابد، بنابراین فرد نجات پیدا می کند.

وی گفت : این جریان سالانه جان هزاران نفر را در دنیا می گیرد. در ایران نیز تلفات ناشی از جریان های شکافنده زیاد است که قرار است برای جلوگیری از میزان تلفات پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی با همکاری وزارت کشور سواحل کشور به ویژه در سواحل شمالی ساماندهی شود.

وی افزود: قرار شد پژوهشگاه جزوه هایی در مورد جریان شکافنده در بین شناگران پخش کند و صدا و سیما هم برنامه های آموزشی با هدف آشنایی مردم با این پدیده تهیه و پخش کند.

چگینی گفت: جریان های شکافنده هم در آبهای جنوب و هم شمال کشور و در تمام فصول وجود دارد اما از آنجا که مردم بیشتر درتابستان به شمال کشور و دریای خزر می روند، این جریان بیشتر خود را نشان می دهد و تلفات چشمگیرتر است.

ˈ حمید علیزاده لاهیجانی ˈ معاون پژوهش و فناوری پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی نیز در مورد گرفتار شدن افراد در این جریان های مرگبار به ایرنا گفت: وقتی افراد در جریان شکافنده گرفتار می شوند باید بدون کوچکترین تلاش خود را به جریان بسپارند و به سمت دریا روند زیرا این جریان بعد از مدت کوتاهی می شکند و قدرتش را از دست می دهد که در آن زمان فرد به راحتی از آن خلاص می شود.

وی افزود: زمانی که فردی در جریان شکافنده گرفتار می شود اگر برای خلاصی خود تلاش کند و به عبارتی دست و پا بزند بیشتر در این جریان فرو می رود به گونه ای که دیگر راهی برای نجاتش وجود ندارد. بنابراین ابتدا فرد باید خونسردی خود را حفظ کند و بعد از آن خود را به جریان آب بسپارد تا زمانی که جریان قدرتش تمام شود و از هم بپاشد.

معاون پژوهش و فناوری پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی اظهار کرد: بیشترین خطر جریان های شکافنده با احتمال بروز 60 تا 65 درصد در سواحل استان مازندران وجود دارد. سواحل گلستان هم به علت گلی بودن برای شنا مساعد نیست از این رو سهم این ساحل در خطر جریان شکافنده 2 تا 3درصد است و سواحل استان گیلان نیز خطر آفرین هستند.

جریان های شکافنده

جریان­ های شکافنده، جریان­ های کم عرض و قدرتمندی هستند که هنگام شکست موج و بازگشت آب به سوی دریا از ناحیه نزدیک خط ساحلی به طرف دریا گسترش می­ یابند. این جریان ­ها معمولا به صورت یک محدوده قابل رویت از آب متلاطم ظاهر می­ شوند.

جریان شکافنده درست مثل یک بادبزن است که گردن و یا دسته بادبزن به سمت ساحل بوده و پهنه آن در آب قرار دارد و مشخصه اصلی آن نیز رنگ روشن و کفاب روی آب است. در قسمت بدنه باریک انرژی و قدرت آب بسیار زیاد است که به تدریج وقتی به پهنه آن می رسد و نیرویش کمتر می شود.

سرعت متوسط جریان­ های شکافنده حدود 5 دهم متر بر ثانیه است، ولی سرعت جریان­ های شکافنده قوی ممکن است تا حدود 2 متر بر ثانیه برسد. جریان های شکافنده به دلایل متفاوتی می تواند ایجاد شود، اما نکته مشترک در همه موارد یک چیز است و آن، شکست موج و حرکت آب به سوی دریا از نقطه ای که ارتفاع آب بیشتر است به سوی نقطه ای که ارتفاع کمتر است تا این که به تراز متعادل برسد.

جریان های شکافنده در دریای های پیرامونی

آنچه در سواحل ایران برای شناگران اهمیت دارد و برای آنان خطرساز است، موج و جریان های حاصل از موج در ناحیه کم عمق ساحلی است. آب کم عمق ناحیه ای است که در آن موج شکست می یابد و جریان هـای ساحلی شدیدی در آن وجود دارد.

سالانه حدود 200 تا 300 نفر در سواحل خزر (عمدتا ساحل گیلان و مازندران) گرفتار امواج دریا و جریان های ناشی از آنها می شوند و می میرند.

بسیاری از افراد غرق شده در عین دانستن فن شنا دچار حادثه می شوند، غافل از اینکه شنا در حوضچه های کوچک با شنا در دریا بسیار متفاوت است. آگاهی داشتن از چگونگی شنا در سواحل دریا می تواند به افرادی که قصد شنا در دریا را دارند کمک کند تا دچار مشکل نشوند.

نحوه مقابله با جریان های شکافنده

شنای مطمئن در این ناحیه همانند شنا در دریاچه سد یا استخر آب نیست. علاوه بر مهارت در شنا باید ویژگی شنا در آب دریا را نیز شناخت. مهمترین نکته؛ دوری جستن از جریان های شکافنده است. اگر کسی در جریان شکافنده قرار گرفت، نباید بترسد و در عین حال اعتماد به نفس خود را باید حفظ کند.

باید بداند گرچه در آب کم عمق این جریان بسیار قدرتمند است ولی به زودی در آب دریا مستهلک می شود. مبارزه با جریان شکافنده بیهوده است و اگر جریان شما را به سوی دریا می برد، هیچگاه در جهت خلاف جریان تلاش نکنید که خود را به ساحل برسانید.

بهترین راه شنا به موازات ساحل است که به زودی از محدوده جریان خارج می شوید، آنگاه می توانید به سوی ساحل شنا کنید. البته اگر کسی به توان فیزیکی خود برای بازگشت اطمینان دارد، می تواند خود را به همراه جریان رها کند تا جریان در آب دریا مستهلک شود، سپس خود را به حالت مورب به ساحل برساند. البته شنا به موازات ساحل برای برگشت، بهترین راه حل است که در دستورالعمل های گاردهای ساحلی در بسیاری از کشورهای دنیا به شناگران ارایه می شود.

اگر از ناجی های غریق در سواحل دریای خزر سوال کنید، با اینکه اغلب دانش عمیقی از هیدرودینامیک سواحل ندارند، ولی بسیاری از آن ها حضور جریان های شکافنده که آب شناگران را با خود به دریا می کشاند به خوبی می شناسند.

توصیه ها برای شناخت و مقابله با جریان شکافنده

اگر هنوز شنا را کامل فرا نگرفته اید، در محدوده ای از آب دریا که فراتر از قد شما است وارد نشوید.

در سواحل ماسه ای در بستر دریا ممکن است یک یا چند برآمدگی ماسه ای وجود داشته باشد، اگر روی برآمدگی ماسه ای پایتان را بگذارید تصور می کنید که عمق آب کم است ولی با اندک جابجایی ناگهان عمق آب افزایش می یابد. بنابراین باید مواظب تغییر ناگهانی عمق آب باشید تا دچار مشکل نشوید.

اگر به توان بدنی خود برای شنا کردن در حالت دریای مواج و شناور نگه داشتن خود بر روی موج اطمینان ندارید، وارد دریا نشوید.

یاد بگیرید که شرایط خطرناک موج و جریان شکافنده را تشخیص دهید. اگر موج به طور عمود بر ساحل بیاید، یا اینکه با زاویه کوچک به ساحل بیاید و شکست یابد امکان تشکیل جریان های شکافنده وجود دارد. آبی که از شکست موج به سوی ساحل آمده است، به صورت یک بادبزن از ساحل به دریا حرکت می کند. به گونه ای که دسته باد بزن در ساحل و پهنه آن در دریا است.

اگر روی پشته ماسه ای خشک که 1 تا 2 متر از خط آب ارتفاع دارند و یا روی آلاچیق یا خودرو بروید، می توانید این جریان را با چشم ببینید که با رنگ روشن تر (ناشی از کف آب) مشخص است. این جریان ها بسیار قوی هستند و سرعت آنها بیشتر از سرعت شناگران قهرمان المپیک است.

منظور از موج عمود بر ساحل این است که جهت حرکت موج عمود بر خطی ساحلی باشد.

اگر در حین شنا در جریان شکافنده قرار گرفتید، نخست آرامش خود را حفظ کنید و موقعیت خود را در دریا بسنجید.

زمانی که در جریان شکافنده افتادید، هیچگاه با آن مبارزه نکنید و خلاف جهت جریان به سوی ساحل شنا نکنید. آرام باشید و با جریان بروید. چند دقیقه خود را روی آب نگه دارید یا اینکه به موازات ساحل شنا کنید تا از جریان شکافنده خارج شوید. جریان به زودی در آب دریا مستهلک می شود و آنگاه به حالت مورب به ساحل بیایید.

اگر در حین شنا موج بعدی به سوی شما می آید فقط چند ثانیه نفس بگیرید و حدود یک متر زیر آب بروید تا از ضربه موج در امان بمانید.

اگر همراه جریان شکافنده خود را شناور نگه داشتید و به خارج از محدوده شکست موج، داخل دریا رفتید، نفس بگیرید و تقاضای کمک کنید، آنگاه موازی با ساحل شنا کنید تا به ناحیه ای آرام تر وارد شوید.

اگر می بینید کمکی به شما نمی رسد و باید با توان خود به ساحل برگردید، همراه با موجی که می آید خود را به ساحل برسانید. هنگامی که امواج بزرگ می آیند خود را زیر آب ببرید. ممکن است دوباره با جریان شکافنده به سوی دریا بروید و با موج بعدی به ساحل برگردید.

نکته مهم این است که روی امواج بزرگ خود را شناور نکنید. نفس بگیرید، در هنگام امواج کوچک ابتدا موازی ساحل سبب به حالت مورب خود را به ساحل برسانید.



نظرات() 

محمدرضا پهلوی وقتی مهمان خانه مرد روستایی شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مرداد 1394-11:30 ب.ظ

محمدرضا پهلوی وقتی مهمان خانه مرد روستایی شد

محمدرضا پهلوی

اگر بخواهم تاریخ معاصر ایران را در ده فریم خلاصه کنم این عکس یکی از ده فریم انتخابی‌ام خواهد بود. نه به خاطر رعیت بهت‌زده‌ای که احتمالا تا هفت جد عقب‌ترش هرگز میزبان هیچ سلطانی نبوده‌اند و نه به خاطر دختربچه‌هایی که نگاهی نمی‌اندازند به ملکه دورگه نیمه ایرانی- نیمه اروپایی که نشانی‌ست از میل پهلوی‌ها به ‌هم سطح شدن با غرب.

حتی نه به خاطر نگاه نامطمئن شاه و بنده‌نوازی ملکه. نقطه تمرکز من روی کفش‌های شاه و ملکه‌ست. با کفش روی قالی مندرس مرد روستایی نشسته‌اند. جایی که نماز می‌خواند. پادشاهی با کفش در خانه رعیتی که بیرون از خانه هم کفش نمی‌پوشد. پادشاهی که رعیتش را نمی‌شناخت، نشناخت…





نظرات() 

آداب ومعاشرت به زبان تالشی د–آداب میهمانی ( بخش5) :

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 17 مرداد 1394-11:07 ب.ظ


1- میمونی خوئَن بشَن ، بی ناری ساییب کَه ، خَوَر بدییَن ، دا یَندی نَه میمونی وَختی ، مَلوم بکَرَه .بختَرَه کع ساییب کَه ، بوا ،میمونی بی کَی ببو .

2- وَختی کع خوئَن میمونی بشَن ، اشتَن سَر ایی نَفَر دییَری کع سَلا گینَه نی ، اشتَنَه مَبَرَم . شمَه ماشینی همسوئَه بَری سَری مَنییَه .

3-اَگَه اَوَلَه دَفایَه کع ایی نَفَری کَه خوئَن بشَه ، بختَرَه کع دَس تِی مَشَن ، شمَه جیفی خمنا ، اَیرا، سَغْباتی ببَرَه .

4- اشتَن سَر ساییب کَه ،دییَر کَه چِمان دیلَه مَدَشَن و دییِس آدیِس مَکَرَن .

5- ساییب کَه نَه پلا خوروشی دَچیندِه ، سفرَه نوئِه را با نی که مرسون دَپرچندِه و چِه شوستِه را یاوَر بدییَن .

6- خَندَه نَه شمَه میمونی را تَیَه بوینَن ، شمَه دردوبَلا ، چِه وَری کا پیل مَه آکَرَن دا میمون غرسَه بَهَرع .

7- میمونی کا شمَه کَه شیوار ، مَهَرَه ، وییَرَه هَری مَکَرَه دا هیزَه بکَرَه

8- میمونی کا ،ایی جای بی سَسع لَم مَنشَه و تَنخا هَردِه نَه ، اشتَن مَکشَه !

9- ساییب کَه ، دَچیندَه شروپرون ، جابَجا مَکَرَن .تیلیفونی کع زَنگ ژَندَه ،شمَه جَواو مَدییَن .

10- میمونی کا تَنخا ایی نَفَری نَه لوئَه لوئَه مَکَرَن ، دییَرن نی ها مَندینَه !

11- شمَه خردَنون هنتَه مَردئومی کَه کا وَیل مَه آکَرَن دا ساییب کَه دیل نا خش آبو ، شمَه روکَه خردَنی پوشَک بیگِرَه دا کَه نَییس مَه آکَرع .

12-اشتَن سَر میمونی کا ایی جای مَنشَن ، دییِسَن ساییب کَه شمَه نَه وا ، کا کو بنشَن ، هَتَه بکَرَن .

13- هیچ وَخت زور مَکَرَن کع ساییب کَه خردَنی لس بژَنَه یا اَی اَدَب بکَرَه .

14- ساییب کَه پلا خوروشی کا ایرات مَگِرَن ، شمَه وَسبود بَهَرَن ، هَلا هَمَه سفرَه وَری نشتَه نینَه ، ناری مَهَرَن .

15- اَگَه شمَه را شیرنی آگردَه یا دییَر هَردِه چی سَغبات وواَردَشونَه ، بختَرَه چَوون رخی کا اَی آکَرَن ، اَی هَمَه نَفَری سَلا بژَنَن کع بَهَرن .

16- ساییب کَه بی اشتَن ، میوَه و دییَر هَردِه چیئون ، مَوا ، چَن خرییَشَه یا گرون خرییَشَه .

17- چاکَه کاری نی کع ساییب کَه اشتَن ناری پلادَکَرع و بَهَرع . یا میمونی بوا هَنی مع را چای یا پلا خوروش بو اَرَه .

18- اَگَه ساییب کَه نَه مَلوم کَردَرونَه کع سَتی چَن ، میمونی بشَن ، نِبی وییَر دیردَریَنَن یا زوتَه بشَن .

19- سفرَه سَری کا ، نِبی ایی نَفَرمیمونی وییَر چم بدارَه اَلیدَه میمونی ویر رون بَرشو .

20- میمونی کع تَمون آبَه ، ساییب کَه نَه بوایَم شمَه دَس درد مَکَرع ، اَگَه شایَم اَمَه نی اَوون چَمَه کَه سَلا بژَنَم ، ساییب کَه نی بی میمونی نَه رادرازا بشو ،دا ، میمون را دَلَکَه نی ، بَری مَدَکَرع .

هَنی پَس آمَندَه ...

___________________________________

برگردان فارسی ...

1ـ قبل از رفتن به مهمانی، با میزبان تماس گرفته و با وی هماهنگی کنید. بهتر است از میزبان بخواهید خود وقت مناسب را تعیین کند.

2ـ هنگام مهمانی رفتن، کسانی را که دعوت نیستند با خودتان همراه نکنید. واتومبیل خودتان راهم در جلوی در همسایه پارک نکنید .

3ـ اگر برای اولین بار به منزل کسی می ‌روید بهتر است دست خالی نروید و با توجه به شرایط میزبان و در حد توان هدیه ‌ای ببرید.

4ـ به سایر اتاقها و قسمت های خانه میزبان سرکشی نکنید .

5ـ به میزبان موقع چیدن میز غذا، مرتب کردن آشپزخانه بعد از صرف غذا و شست‌وشوی ظروف کمک کنید.

6ـ به عنوان میزبان، با مهمانان خود به گرمی رفتار کنید. از درد و غم، بیماری و گرفتاری ‌های روزمره خود برای مهمانان داستان نسازید.
7ـ در خوردن غذا مانند منزل خود رفتار نکنید. از پرخوری بپرهیزید.

8ـ ساکت در گوشه ای ننشین و تنها به خوردن ادامه نده .

‌9-دکوراسیون منزل میزبان را تغییر ندهیدیا وقتی تلفن خانه ی میزبان زنگ می زند، شما گوشی را بر ندارید.

10ـ در مهمانی‌ تمام ‌وقت را با یک نفر از حاضران به گفت‌ وگو نپردازید، طوری که گویی شخص دیگری در آن محل حضور ندارد.

11ـ کودکان خود آزاد رها نکنید تا باعث زحمت برای میزبان شوند و به بهداشت کودکتان توجه نمایید نا منزل میزبان کثیف نشود .
12ـ در زمان نشستن شما تابع میزبان هستید، اگر به شما تعارف کرد که جای خاصی بنشینید، حتما رعایت کنید.

13ـ هیچ ‌گاه سعی نکنید کودکان میزبان را تنبیه یا تربیت کنید.

14ـ از غذای میزبان ایراد نگیرید و با میل به اندازه کافی بخورید . قبل از نشتن همه هم خوردن را شروع نکنید

15ـ اگر هدیه ای مثل شیرینی ، شکلات و سایر خوراکی ها را دریافت کردیم خوبست آن را در حضور هدیه دهنده به او و سایرین تعارف کنیم .
16ـ میزبان هنگام پذیرایی، از قیمت میوه ‌ها و خوراکی‌ ها وگرانی آنهاجلوی مهمان صحبت نکنید.

17ـ شایسته نیست میزبان اول برای خودش غذا بکشد.یا مهمان درخواست چای یا غذای اضافه نماید 
18ـ اگر قرار گذاشتید زمان معینی به منزل میزبان بروید، دیر نکنید ، زود هم نروید.
19ـ سر سفره به همه مهمانان به یک چشم نگاه کنید. به یک نفر توجه خاص نکنیدو یکی دیگر را فراموش کنید 

20ـ‌ پس از میهمانی و پذیرایی حتما باید از میزبان تشکر کنیم در صورت امکان ماهم آنهارا دعوت نماییم و هنگام خداحافظی مهمان را بدرقه کنید و حتی‌ الامکان تا قبل از حرکت وی در را نبندید.

ادامه دارد...گردآوری وترجمه از : رمضان نیک نهاد

عکس ‏‎Ramezan Niknahad‎‏

برچسب‌ها: آداب معاشرت در تالش، آداب مهمانی در تالش
[ پنج‌شنبه 14 خرداد 1394 ] [ 09:35 ] [ رمضان نیک نهاد ]




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


Online User





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox