مجلس بیستم

انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی از فروردین 1339 آغاز شد.این انتخابات در میان‏ هیاهوی تبلیغاتی«انتخابات آزاد»و«آزادی انتخابات»برگزار شد.نخست‏وزیر وقت-منوچهر اقبال-هم مجری برگزاری انتخابات و هم دبیر کل حز ملیون،حزب حاکم یا اکثریت بود و بیشتر از هرکس دیگر صحبت از آزادی می‏کرد؛اما در نهایت با افتضاح و زدوبندهای سیاسی، بویژه در تهران و با استعفای دستجمعی نمایندگان منتخبم به اشاره محمد رضا شاه مجلس منتخب‏ نیز منحل شد.

اگرچه می‏توان اوج زد و بندها و تقلبات انتخاباتی دوره بیستم را که با دخالت دولت و حزب حاکم ملیون صورت گرفته بود،به تهران نسبت داد اما موقعیت شهرستانها و شهرهای‏ کوچک و کم جمعیت،چیزی کمتر از پایتخت نبود،با این تفاوت که در منطقه‏ای چون طالش‏ این دیگر حزب حاکم و اکثریت ملیون نبود که در سرنوشت انتخابات تأثیرگذار بود بلکه در آنجا کسی چون هلاکو رامبد حضور داشت که منطقه را تیول خود تصور می‏کرد و البته از پشتوانه حزبی نیز برخوردار بود.اگرچه او در رقابتهای انتخاباتی رقیبی جدی نداشت؛اما با این حال رامبد در جهت تطمیع رأی‏دهندگان،مبالغ هنگفتی خرج کرد تا نفوذ،قدرت و ثروت‏ خود را نیز حفظ کرده باشد.

برابر اطلاع واصله،آقای هلاکو رامبد در انتخابات دوره اخیر بر پولی که با خود به طالش آورده،000/260 تومان از بانک ملی تهران و 000/120 تمان از افراد فامیل خود و کسبه هشتپر قرض نموده و بین مأمورین و انجمن نظارت که بعضی از آنان دارای سابقه‏ هستند تقسیم نموده تا انتخابات را به نفع نامبرده خاتمه دهند.22

ازاین‏رو به نظر می‏رسد،در این دوره از انتخابات رقیبی جدی مقابل رابد نبود اما برخوردها و درگیریهای جدی که حتی منجر به مرگ سه تن از اهالی منطقه شد،نشان از اختلافاتی عمیق و دودستگی گسترده‏ای میان موافقان و مخالفان رامبد دارد که در مواقع خاص خود را بیش از پیش‏ نمایان می‏کرد؛«کما اینکه در موقع انتخابات به طور فاحشی بروز نموده و منتهی به زد و خورد و حمله به مأمورین دولت در حین انجام وظیفه و قتل و جرح گردیده که با تشکیل کمیسیونی‏ در استانداری روند اتهامی درباره چند نفر تشکیل و به تیپ 4 پیاده گیلان جهت رسیدگی ارجاع‏[شد]و طبق اطلاع واصله پرونده مزبور به دادستانی ارتش ارسال‏[گردید]و در جریان رسیدگی می‏باشد.»23

علاوه بر سند مذکور،مجموع اسناد و گزارشهای موجود نشان از این دو دستگی دارد چرا که به اعتبار هر دسته،هر سری سند و گزارش موجود است.دسته اول،مخالفان رامبد بودند که می‏کوشیدند تا مانع از حضور او در مجلس شوند؛اگرچه رقیبی جدی در مقابل او مطرح نمی‏کردند.اینان در پی جلوگیری از نفوذ و قدرت او بودند چرا که ظاهرا به این نتیجه‏ رسیده بودند،گسترش قدرت و نفوذ او باعث کاسته شدن نفوذ،قدرت و جایگاه آنان در منطقه می‏شود.دسته دوم،موافقان و حامیان رامبد بودند که به هر طریقی در صدد خنثی کردن‏ فعالیتهای دسته مخالفان و تأیید عملکرد رامبد بودند.برای مثال،این عده قبل از پایان مجلس‏ نوزدهم با تهیه توصیه نامه‏ای به«سپهبد تیمور بختیار»-ریاست ساواک-به تأیید رامبد برآمده‏ مخالفان و رقیب انتخابات او را تکذیب کردند.

با کمال ادب به شرف عرض می‏رسانیم،در دوره نوزدهم جناب آقای رام‏بد نماینده‏ محبوب و بومی شهرستان طوالش که مجری منویات شاهنشاه عظیم‏الشأن برای ایجاد امنیت‏ و رفاه عدالت اجتماعی مردم این سازمان بود[...]جلب رضایت قاطبه موکلین امنیت‏طلب را فراهم،غیر از افراد معدودی که با امنیت و راحتی محل روی خوش نداشته و ندارند و با پشتیبانی وکیل اسبق(آقای رفیع)بر اموال و نوامیس جامعه می‏تاختند،باز همین ایادی با جعل اکاذیب و ایجاد تشنج در محل انتشار می‏دهند که وکیل دوره بیستم مهدی احمد فامیل‏ نزدیک آقای رفیع است‏[...]استرحاما از آن مقام معظم حفظ این امنیت عظمی را استدعا داریم.[امضاها]24

حامیا و طرفداران رامبد در نامه‏ای دیگر به شرح احوال«مهدی احمد»-رقیب رامبد- پرداخته می‏نویسند:«[...]آقای مهدی احمدی که وضع روحی و اخلاقی او را بستگان نزدیکش بهتر می‏توانند توضیح بدهند و شایع است که مختصر جنونی دارد،زیرا شایعاتی که در مسموم کردن پدر و مفقود نمودن برادر و ضبط ارثیه خواهرهابه او نسبت می‏دهند به شیاع رسیده و خود قابل توجه‏ است.اما فعالیت او در حکومت دکتر مصدق در رشت که می‏توان نظیر فعالیت کریم پورشیرازی در تهران دانست و همچنین فعالیت او را در تنظیم طومار و تشکیل دسته فداییان مصدق و غیره به طور اختصار می‏توان از گفتار روز رادیو تهران که قطعا مضبوط است مطلع شد.این شخص در این امر آن‏قدر تعصب و تظاهر داشت که در روز 28 مرداد در خیابانها رشت بر علیه شاه‏پرستان به زد و خورد پرداخت و در نتیجه مضروب،مصدوم و بستری گردید و مسافرخانه‏اش که محل اجتماع و مأوای توده‏ایها بوده،غارت و طعمه حریق قرار گرفت‏[...].»25

به پیروی از همین اسناد دوگانه،در مخالفت یا موافقت هلاکو رامبد،می‏توان درگیری و زد و خوردهای انتخاباتی مورد اشاره در گزارش قبلی را به دور روایت از یک واقعه تقسیم‏بندی‏ کرد.یک روایت بر اساس عریضه‏های مختلفی است که مخالفان رامبد به مقاماتی چون تیمور بختیار،رئیس ساواک،«سرتیپ ماهوتیان»معاون ساواک،«رشیدیان»و«جفرودی»نمایندگان‏ مجلس شورای ملی و...نگاشته‏اند که از جمله این گزارشها و روایتها عبارت‏اند از:

 در[یازدهم‏]مرداد سال جاری‏[1339]در انتخابات طوالش در اثر توطئه هلاکو رامبد قاتل‏ و جمال الدین آزاد،فرماندار قاتل و سرهنگ قربانی رئیس شهربانی گیلان کشتار بی‏رحمانه‏ به وقوع پیوست که در تاریخ بی‏سابقه است.سه نفر از عزیزان اینجانب کشته شدند و غلام‏ [بهاء الدین جان‏]نیز به وسیله تیر مضروب شدم.ولی متأسفانه تا این تاریخ به شکایت حقیر به‏ هیچ‏وجه توجه نشده و در عوض تعقیب قاتلین که هلاکو رامبد و جمال الدین آزاد فرماندار و محمد علی انتخابی و سرهنگ قربانی می‏باشند،بستگان مقتولین زندانی شدند و این توطئه در اثر پرونده‏سازی سرهنگ قربانی با کمک یک وکیل عدلیه به نام فریدون نعیمی اکبر که در رشت‏ معروف است به وکیل گاو دزدها انجام شد.سرهنگ قربانی علاوه بر گفتن پول از هلاکو رامبد قاتل به او وعده داده بود[گرفته بود]که برایش درجه سرتیپی بگیرد[...]زیرا برای ورثه‏ مقتولین که رامبد،قاتل آنها بود پرونده ساخته بوده و آنها را به زندان انداخته تا کسی جرئت‏ شکایت علیه رامبد قاتل پیدا نکند[...]هلاکو رامبد نه تنها اشخاص را در طالش کشته بلکه‏ اموال یک عده مردم را با زور غصب کرده و چون مردم به ژاندارمری یا شهربانی یا دادگاه‏ شکایت کنند رؤسای ادارات می‏گویند او نماینده مجلس است و با رجال ایران ارتباط دارد.

اگر به شکایت مردم رسیدگی کنیم او ما را عوض می‏کند و برای ما پرونده می‏سازد.[...]در همین انتخابات مفتضح سه نفر را کشتند به اسامی زیر:1-فرخ حمیدی 2-علی بابا دوران 3- مهدی قلی نوروزی و شانزده نفر را با تیر زدند[...]این مرد دروغ‏پرداز از طرفی در شهر رشت‏ صورت مجلس حائز اکثریت درست می‏کند که خود دارای 3200 رأی بوده و حریفش دارای‏ 27 رأی بوده.خوب اگر حریف دارای 27 رأی بود دیگر نیازی به تیر و تفنگ نداشت.از طرف دیگر سرهنگ قربانی و جمال الدین آزاد فرماندارش تلگراف می‏کنند که پانزده هزار نفر حمله به مأمورین دولت نموده که باید یک تیپ سرباز با تانک و توپ بیایند تا غائله هشتپر را خاموش کنند[...].26

اما روایت دوم این واقعه را تعدادی از موافقان و حامیان هلاکو رامبد،که خود را نمایندگان‏ «قاطبه مردم»می‏دانستند در 26 صفحه نگاشته‏اند و در پایان آن نیز بیش از 25 مورد از تخلفات‏ مسببین درگیری را به استناد مواد قانونی آن برشمرده و از سپهبد بختیار-رئیس ساواک-تقاضای‏ پی‏گیری و مجازات عاملین حادثه را دارند.

با تقدیم احترامات لازمه اینجانبان امضاکنندگان زیر به نمایندگی قاطبه مردم وطن‏پرست‏ و شاهدوست طوالش نظر به عملیات و اقدامات خلاف قانون عده‏ای ماجراجو که دارای‏ سوابق ننگینی هستند و در گذشته در تمام صفحات طالش مرتکب اعمال خلاف مصلحت‏ کشور شده و بر علیه امنیت مملکت و نظم اقدام نمودند و تا امروز از ارتکاب به هیچ‏گونه‏ جنایتی اباء و اکراه نکرده‏اند خصوصا عملیانت و قیام مسلحانه اخیر آنها به بهانه انتخابات‏ دوره بیستم که منجر به قتل نفس و غیره گردیده،برای روشن شدن سوابق امر و توجه‏ به نحوه اقدامات و عملیات ننگین آنها به شرح 26 صفحه توضیحاتی به عرض رسانیده، استدعای توجه دقیق به مفاد آن و صدور دستورات مؤکد جهت اقدامات قانونی برای‏ تعقیب و مجازات مرتکبین را داریم‏[...]در این نوشته به حسب مثال به ذکر اختصاری چند نکته از اعمال ننگین این عده مبادرت و سپس به توضیح اجمالی واقعه اخیر که از طرف‏ همین عده به وجود آمده خواهیم پرداخت‏[...].بر اساس چنین توطئه منظم و پیش‏بینی شده، متجاوزین مزبور که در توضیح آن رعایت اختصار و اشاره شده،طبق قرار قبلی درست‏ در ساعت هشت و ربع روز سه‏شنبه‏[11 مرداد 1339]مقر این توطئه‏کنندگان به فرماندهی‏ یونس آقاجانی،انور اشرف،حسام الدین مجیدی،اسد میر مسعودی و عده دیگر که اسامی‏ آنها اختصارا اشاره شد[...]طبق برنامه قبلی مسلحانه با جمعیت خود وارد محوطه انجمن‏ [نظارت‏]شده در آن واحد دست به اسلحه نموده،حمله و یورش و شلیک و تیراندازی را هر دسته در ناحیه خود به طرف فرمانداری،بخشداری و اعضای انجمن و قوای انتظامی شروع نموده به طوری که فوقا تذکر داده شد،بر اثر اغفال مأمورین انتظامی،وسایل کافی برای‏ مقابله با چنین توطئه پیش‏بینی نشده بود.بدین جهت توطئه‏کنندگان و مقدمین بر علیه امنیت‏ مملکت در ساعات اولیه حمله و تهاجم موفق گردیدند که قسمتی از نقشه شوم خائنانه‏ خود را به موقع اجرا گذاشته نظم را مختل و امنیت را سلب و چند مکان دولتی و رسمی را متصرف و مأمورین انتظامیم و اعضای انجمن را چند ساعت متواری و موجبات قتل چند نفر را فراهم نمایند و بلافاصله و بدون فوت وقت از موقعیت سوءاستفاده نموده کسانی را که‏ وعده غارت و یغما از غنایم داده بودند آماده حمله و یورش جهت نهب و غارت و یغمای‏ اموال دولتی نموده و فرمان بلوا و آشوب دادند که در ساعات اولیه منجر به غارت‏ چندین خانه گردید.به طوری که مأمورین انتظامی بر اثر این غافلگیری در ساعات اولیه‏ تهاجم مقدمین منهزم گردیدند و استطاعت جلوگیری از این جنایت را که آنی و در چندین‏ نقطه به موقع اجرا گذاشته بودند پیدا نکردند تا جایی که سرکار سرهنگ قربانی رئیس‏ شهربانی استان گیلان و عده‏ی زیادی از پاسبانها و افسران ژاندارمری و مأمورین شهربانی‏ جرح برداشته،مضروب و مصدوم شدند که حال یکی از مأمورین به نام«استوار صوفی‏نیا» آجودان ژاندارمری هشتپر وخیم گردید[...]گذشته از ارتکاب این جرایم غارت و تخریب‏ ابنیه دولتی از جمله عمارت فرمانداری و تیراندازی شدید به مقر فرمانداری و به سوی‏ فرماندار و کارمندان او و در نتیجه غارت اوراق و اسناد رسمی دولتی و انجمن و تخریب و سرقت دفاتر و مدارک دولتی،حمله و تهاجم و تخریب اتومبیلهای مأمورین انتظامی.قطع‏ طریق و محاصره مأمورین انتظامی و وسیله نقلیه آنها و تیراندازی شدید به طرف مردم‏[...] و ایجاد هراس و بلوا و فراراندن بازاریان و ایجاد وقفه در کلیه شئون و کارهای ضروری‏ روزمره مردم از قبیل نان و غیره و ایجاد اخلال در تمام شئون معمولی شهر،قسمت کوچکی‏ از برنامه اقدام توطئه‏کنندگان مزبور بر علیه امنیت کشور بوده که با شقاوت و بی‏رحمی به‏ موقع اجرا گذاشتندآثار کلیه این جنایات گذشته از سوابق کتبی و پرونده‏ها و دلایل عینا و به رأی‏العین در محل قابل معاینه و مشاهه برای شخص تحقیق کننده و قاضی رسیدگی‏ وجود دارد[...].27

البته انتخابات تابستانی 1339(دوره بیستم)،در طالش یک نتیجه مشخص بیشتر نداشت و آن اینکه در پی درگیری روز انتخابات،چهار تن از سران مخالف رامبد دستگیر و در زندان تیپ‏ رشت زندانی گردیدند و رامبد نیز به نمایندگی مجلس برگزار شد.مجلسی که چندی پس از برگزاری انتخابات،در 10 شهریور همان سال با پیام شاه در مورد استعفای دستجمعی وکلا،به‏ علت تخلفات بی‏حدوحصر دولت و حزب حاکم و اکثریت ملیون به رهبری منوچهر اقبال- نخست‏وزیر و دبیرکل حزب ملیون-منحل گردید و منتخبان خود را ناکام گذارد.

در پی انحلال مجلس،مجددا در 6 آذر 1339 با فرمان محمد رضا شاه،انتخابات از سرگرفته‏ شد و مقتضیان حضور در مجلس به تکاپوی دوباره افتادند و در طوالش،علی‏رغم مخالفتهای‏ مخالفان،هلاکو رامبد از حزب مردم کاندیدای نمایندگی گردید.

دو دستگی و اختلاف شدیدی در منطقه هشتپر موجود است.کاندیدای حزب مردم آقای‏ رام‏بد می‏باشد که 70% مردم طوالش از او ناراضی بوده و سروصداها به علت عدم رضایت‏ از اوست.اطلاعات مکتسبه از فرمانداری حاکی است که انتخابات در اوایل بهمن ماه شروع و صرفا به نفع رامبد انجام می‏گیرد.به علت اختلافات شدید بین اهالی طوالش،مخالفین رامبد در ظاهر فعالیتی نداشته ولی کلیه اقدامات آنها در خفا انجام خواهد گرفت.28

رامبد در این دوره از انتخابات به نمایندگی رسید و مجلس در دوم اسفند 1339 افتتاح شد. در همین حال بر اساس دعوت تشکیلات حزب مردم در 24 اسفند آن سال وی به عنوان یکی‏ از پانزده عضو کمیته مرکزی حزب برای مدت دو سال انتخاب گردید.29

مجلس بیستم نیز چندان نپایید و در 19 اردیبهشت 1340 به درخواست علی امینی که به‏ تازگی فرمان نخست‏وزیری گرفته بود و بنا به دستور محمد رضا شاه منحل شد.

منبع:http://15khordad42.ir/show.php?page=article&id=224