تبلیغات
انایوردم خطبه سرا نگین ایران
 
یاتما تولکی دالداسندا گوی یسون اصلان سنی، كچمه نامرد كورپیسینن گوی آپارسون سیل سنی

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط : قارانقوش
جمعه 11 تیر 1395-07:26 ب.ظ

.jpg



انا یوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجا یاشا

اوزون قوجا باشون اوجا

ادون اوجا سسون اوجا

علم و هنر اوجاقیسان

ایگید لرون ماواسیسان

گوزلرون گوزلیسن

جنت لرون جنتیسن

برزوكیمین دایاق وارون

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

داغ دیوینن كالویجك

جنتلی بیر مكان وارون

باشون اوسته باغرو كیمین

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون

 با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

انایوردم خطبه سرا

تاریخ بوئی اوجایاشا

قارانقوش


           باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif





نظرات() 

گیلان، میزبان نزدیک به 23 میلیون گردشگر تابستانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:50 ب.ظ

گیلان، میزبان نزدیک به 23 میلیون گردشگر تابستانی

گیلان انلاین- رضا علیزاده افزود: این تعداد گردشگر بر حسب نفر شب اقامت محاسبه شده و نسبت به دوره مشابه سال گذشته 51 و یازدهم صدم درصد رشد داشته است.

وی با بیان اینکه طی سال های اخیر گیلان جایگاه مناسبی در حوزه جذب گردشگر را به خود اختصاص داده، این مهم را مرهون حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی و نیز حمایت های نهادهای دولتی این استان دانست.
علیزاده ادامه داد: صنعت گردشگری امروزه در ردیف صنایع پردرآمد، پاک و کم هزینه دنیا قرار دارد و توانسته اشتغال پایداری را در جای جای جهان ایجاد کند از این رو، مکان های دارای توانمندی جذب گردشگر چون استان گیلان نیازمند اهتمام ویژه مسئولان است.
وی افزود: توسعه گردشگری استان، رفع موانع سرمایه گذاری چرخه های اقتصاد، تولید و اشتغال را به دنبال دارد و استان را به سمت خودکفایی سوق خواهد داد.
علیزاده بر نقش حمایت های بانکی در رشد سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی تاکید کرد و گفت: حمایت از بخش خصوصی در واقع تلاشی برای فراهم آوردن زیرساخت های گردشگری و توسعه این صنعت رو به رشد است.
وی با بیان اینکه برخی از پروژه های گردشگری استان با موانع بانکی روبرو هستند، خواستار رفع مشکلات موجود تا رسیدن به بالندگی اقتصادی در آنها شد.
87 هتل، 23 هتل آپارتمان، 75 مجتمع گردشگری، 47 مهمانپذیر، یک هزار و 43 خانه مسافر، 233 واحد پذیرایی بین راهی و سفره خانه سنتی و 53 دفتر خدمات مسافرتی در گیلان فعال هستند. 
در حال حاضر در تاسیسات گردشگری استان، شش هزار و 32 نفر شاغل هستند که از این تعداد چهار هزار و 926 نفر مرد و یک هزار و 106 نفر را بانوان تشکیل می دهند.





نظرات() 

موردی از سوزاندن کاه و کلش در شالیزارهای آستارا گزارش نشده است

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:48 ب.ظ

موردی از سوزاندن کاه و کلش در شالیزارهای آستارا گزارش نشده است

گیلان انلاین- محمدرضا روشنی افزود: همه ساله با آغاز فصل برداشت برنج، خطر احتمالی سوزاندن کاه و کلش سلامت شهروندان را تهدید می کند. وی بیان کرد: گشت و کنترل شبانه روزی محیط بانان یگان حفاظت محیط زیست با پایش های مشترک در سطح اراضی کشاورزی منطقه انجام می شود. روشنی خاطرنشان کرد: اطلاع رسانی از خطرات و عواقب این اقدام توسط دهیاران به کشاورزان منتقل شده و همین فرهنگ سازی توسط اداره محیط زیست آستارا در جلوگیری از آتش زدن کاه و کلش موثر واقع شده است. وی کاه و کلش را بخشی از ثروت کشاورزی و همچنین موثر در صنعت و تهیه خوراک دام عنوان کرد و گفت: سوزاندن کاه و کلش باعث ضعیف شدن زمین و از بین رفتن حاصلخیزی آن می شود. روشنی ادامه داد: سوزاندن کاه و کلش باعث انتشار ذرات معلق در هوا می شود که در پی آن بروز انواع بیماری های تنفسی برای شهروندان دور از انتظار نیست. وی گفت: برای جلوگیری از سوزاندن احتمالی کاه و کلش در طول روز، گشت هایی توسط تیم یگان حفاظت محیط زیست در سطح شالیزارهای منطقه انجام می شود و با متخلفان احتمالی در چارچوب موازین قانونی برخورد می شود.




نظرات() 

چرا صبح با سردرد از خواب بیدار می شوم؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:40 ب.ظ


سردرد صبحگاهی, درمان سردرد

فشار خون بالا و دیابت از دلایل بروز سردردهای صبحگاهی است

 

برای پیشگیری از سردردهای صبحگاهی لازم است که عوامل آن را به خوبی بشناسید. اگر عوامل، قابل تشخیص و جزو موارد رایج باشند، می توانید با رعایت مواردی از آن پیشگیری کنید. اما اگر علت رایجی برای آن پیدا نکردید لازم است که به پزشک متخصص مراجعه کنید. در این مطلب شما را با عوامل سردرد صبحگاهی بیشتر آشنا می کنیم.

 

سردرد یک ناراحتی کمابیش غیرقابل تحمل است که در هر ساعتی از روز امکان بروز دارد. عوامل آن متناسب با ساعت و زمانی که بروز می کند یا شدت آن متفاوت است. اگر زمانی که از خواب شبانه بیدار می شوید در گیجگاه خود احساس ضربه می کنید، حالت تهوع دارید یا نمی توانید چشمان تان را باز کنید بهتر است به پزشک مراجعه کنید.

 

سردردهای صبحگاهی آزاردهنده هستند و مراجعه به پزشک و مشورت امری عادی است، چون ممکن است حتی با مصرف مسکن ها نیز سردرد به طور کامل برطرف نشده و خیلی از افراد تمام روز را با این مشکل دست به گریبان بمانند. در ادامه به چند عامل ایجادکننده سردردهای صبحگاهی اشاره می کنیم.

 

سردرد صبحگاهی در اثر التهاب مجاری بینی
زمانی که التهابی پشت بینی، چشم ها و گونه (قسمت پیشین سر) بروز می کند، در حین بیدار شدن از خواب سردردهای شدیدی ایجاد می شود. در این صورت لازم است که آلرژی یا عفونتی که باعث بروز تورم سینوس ها می شود درمان گردد تا علائم سردرد کاهش پیدا کند.

 

سردرد صبحگاهی در اثر آپنه خواب
آپنه خواب وضعیتی است که در خواب بروز می کند و در آن تنفس فرد به مدت چند ثانیه متوقف می شود. در این صورت مغز به مدت چند ثانیه اکسیژن دریافت نمی کند. در نتیجه زمانی که فرد از خواب بیدار می شود احساس سردرد می کند.

 

آپنه خواب علائم دیگری مانند احساس خستگی زیاد و گودی و سیاهی پای چشم(حتی اگر فرد زود خوابیده باشد) نیز دارد.اگر تمام این علائم را با هم دارید می توانید به وجود آپنه خواب شک کنید. می توانید از همسر یا یکی از اعضای خانواده بخواهید تا شما را در حین خواب تحت نظر داشته باشد. اگر خر و پف می کنید می تواند یک دلیل دیگر برای بروز آپنه خواب باشد. در نتیجه ابتدا لازم است که با مراجعه به پزشک، مشکل آپنه خواب را بررسی و رفع کنید.

 

سردرد صبحگاهی به دلیل بدخوابی
علاوه بر آپنه خواب که یک وضعیت بالینی است، عوامل عاطفی و روحی دیگری نیز وجود دارد که مانع از خواب خوب و استراحت کامل می شود. استرس، دغدغه های روزمره یا اضطراب باعث تغییر کیفیت خواب می شود. افراد زیادی هستند که شب ها دیر می خواند و صبح زود از خواب بیدار می شوند. در واقع به مدت 8 ساعت منظم نمی خوابند. این مسائل به طور مستقیم روی کیفیت خواب تاثیر می گذارند.

 

احساسات منفی و کابوس های شبانه نیز از عوامل دیگرسردرد صبحگاهی هستند. یادتان باشد که سروصدا یا نور بیرون (مانند نور چراغ های خیابان، تلویزیون روشن و غیره) مانع از استراحت کامل در شب شده و سردرد صبحگاهی ایجاد می کنند.

 

سردرد صبحگاهی ناشی از کشیدگی عضلانی
اگر به اندازه کافی نمی خوابید، وضعیت خوابیدن تان نامناسب است، شب ها کابوس می بینید یا از بیخوابی رنج می برید، عضلات گردن و شانه هایتان کشیده شده به جمجه فشار می آورد و سردرد ایجاد می کند. پس لازم است که از یک بالشت و تشک مناسب استفاده کنید تا خواب راحت و باکیفیتی داشته باشید و ستون فقرات تان در یک وضعیت مناسبی قرار داشته باشد.

 

سردرد صبحگاهی در اثر مصرف زیاد دارو
اگر سردردهای صبحگاهی تان بیش از دو بار در هفته بروز می کند، بهتر است داروهایی که (با تجویز پزشک یا خودسرانه) مصرف می کنید را بررسی کنید. یادتان باشد که زیاده روی در مصرف داروهای مسکن نیز می تواند نتیجه ژسی داشته باشد. به این معنی که همین داروهای مسکن باعث سردردهای صبحگاهی شوند.

 

در بین داروهایی که بهتر است از مصرف زیاد و خودسرانه آنها برای پیشگیری از سردرد خودداری کنید، می توان به آسپیرین، پاراستامول (استامینوفن)، داروهای ضداحتقان، داروهای ضددرد نارکوتیک (داروهای مخدر) اشاره کرد.

 

سردرد صبحگاهی ناشی از کم آبی بدن
به خاطر داشته باشید که در طول خواب، نوشیدنی یا خوردنی مصرف نمی کنید. اما لازم است که در طول روز به فکر تامین آب کافی بدن باشید.
زمانی که به میزان کافی آب نمی نوشید، رگ های خونی موجود در ناحیه سر برای کنترل مایعات بدن منقبض می شوند. این وضعیت نیز رسیدن اکسیژن به خون را با مشکل مواجه کرده و سردرد ایجاد می کند.

 

سردرد صبحگاهی ناشی از دندان قروچه
براکسیسم یا همان دندان قروچه مشکل رایجی بین کودکان است و البته در بزرگسالان نیز دیده می شود. به این ترتیب که فرد در حین خواب دندان هایش را با فشار به هم می سابد. این عادت، ناخودآگاه عضلات فک را کشیده و تاثیر منفی روی سر می گذارد، طوری که صبح فرد با سردرد از خواب بیدار می شود.

 

سردرد صبحگاهی ناشی از وضعیت خوابیدن
یکی از اشتباهات رایج که تاثیر زیادی روی بیدار شدن دارد، قرار گرفتن بدن در وضعیت و پوزیشن نامناسب در حین خواب است. افرادی که به شکل جنینی یا دمر می خوابند، بدون شک با مشکلاتی مانند سردرد، کمردرد، گردن درد، شانه درد و غیره از خواب بیدار می شوند. در واقع باید از خوابیدن در وضعیت هایی که سر پایین تر قرار می گیرد خودداری کرد.

 

توصیه می کنیم به پشت یا به پهلو بخوابید. این وضعیت ها بهتر از دمر خوابیدن است. یادتان باشد زمانی که حین خواب، سر و کمرتان در وضعیت خوبی قرار داشته باشد، جریان خون به درستی انجام می شود و سردردهای صبحگاهی به میزان زیادی از بین می روند.

 

سردرد صبحگاهی ناشی از فشار خون بالا و دیابت
این دو مشکل می توانند باعث بروز سردردهای صبحگاهی شوند. در هر دو صورت نیز مشکل از رگ های خونی ناشی می شود که دچار انبساط می شوند. در این صورت نیز فشار خون افزایش پیدا کرده و عضلات کشیده می شوند. در نتیجه تاثیر زیادی روی ایجاد سردرد دارند.
منبع:jamejamonline.ir





نظرات() 

تاریخ تکرار نمی شود

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:30 ب.ظ

عباس احمدوند

مرسوم است در بیشتر مصاحبه های رادیویی، تلویزیونی و البته روزنامه ای با چهره ها و شخصیت های مطرح و موفق این پرسش را هم حتما بپرسند که اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدید یا زندگی می کردید، دوباره همین شغل یا رشته و تخصص را انتخاب می کردید؟ تا آنجا که من این نوع مصاحبه ها را دیده، شنیده و یا خوانده ام، بیشتر پاسخ ها هم این بوده که بله ؛ من حتما همین می شدم که الان هستم و همین رشته و حرفه را بر می گزیدم. ظاهر این پرسش و پاسخ ساده است، اما خبر از ذهنیتی در زیر پوست شهر و پس پشت ذهن گوینده می دهد. این ذهنیت را بارها و بارها از راه های گوناگون دیده، شنیده و خوانده ایم، چه از کودکی به ما آموخته اند، تاریخ تکرار می شود؛ حوادث تاریخی از آب به آب شبیه تراست ؛ فلان کس یا فلان حادثه مشابه فلان شخص یا حادثه تاریخی است و امثال این سخنان که ظاهراً مشتریان پر و پا قرص خود را هم دارد، تا آنجا که چهره ها و یا شخصیت های موفق و مطرح جامعه، می پندارند، امکان تکرار و یا طی کردن مسیر قبلی زندگی خویش را دقیقاً و بی کم و کاست دارند و بدین سبب می توانند دوباره همانی بشوند که الان شده اند.

با این همه ، اگر تاریخ را به مثابه حوادث تاریخی و نه دانش تاریخ بدانیم و بنامیم، باید با این ذهنیت های جاری و ساری در جامعه و در ذهن و زبان چهره های موفق و مطرح جامعه مخالفت کنیم.چرا که حوادث تاریخی رابطه ای تسلسل وار و یا به عبارت صحیح تر علی و معلولی با یکدیگر ندارند. بر خلاف تصور همگان، این گونه نیست که رخدادِ حادثه ب معلولِ (به معنای فلسفی) حادثهِ الف باشد و یا علتِ (به معنای فلسفی) رخدادِ حادثهِ ج باشد. در واقع اساساً حوادث تاریخی نمی توانند رابطه علی و معلولی با یکدیگر داشته باشند. بلکه حوادث تاریخی اتفاق می افتند و اصولاً قابل پیش بینی نیستند. این سخن البته به معنای انکار تأثیر شرایط یا زمینه تاریخی بر رخدادِ حوادث نیست، بلکه به این معناست که فی المثل شکست ایرانیان در نبرد چالدران (31 مرداد 893 خورشیدی) علتِ رخدادِ پیروزی بر پرتغالی ها(1001 خورشیدی) و آزاد سازی مناطقی از ایران نیست. استدلال اصلی هم آن است که اموری اتفاقی یا امکانی[1] وجود دارد که واقعاً اتفاق می افتد و مسیر حوادث را تغییر می دهد. ارزش و میزان تأثیر این امور اتفاقی نیز گاه چندان است که شکل و شمایل و همه چیز حادثه تاریخی را دگرگون می سازد. اگر بارش باران در نبرد واترلو(18 ژوئن 1815 میلادی) یا سرمای طاقت کُش نبرد استالینگراد (12 سپتامبر 1942- 2 فوریه 1943) را در زمره این نوع امور اتفاقی تعیین کننده مسیر حوادث تاریخی ندانیم، چه باید بدانیم؟ اگر بیماری عباس میرزا (وفات 1212 خورشیدی) را در نبرد هرات (1249 قمری)، در سرنوشت خاندان شاهی قاجار و حتی ایران در تأثیر ندانیم، این امر اتفاقی، غیر علّی و غیر برنامه ریزی شده را چه باید بدانیم؟ از همین روست که چهره های موفق و مطرح جامعه هم، بر فرض امکان زیست دوباره، امکان حرکت دقیق بر همین مسیر طی شده زندگی خویش را ندارند. اگر فلان استاد در فلان دانشگاه حاضر نباشد و یا باشد، اما در آن روز خاص فی المثل بیمار باشد و در کلاس درس حاضر نشود تا آن جمله تأثیر گذار و سرنوشت ساز را به شاگرد بعداً چهره موفق شده اش بگوید چه؟ اگر خانه پدری فلان موسیقی دان مشهور، به جای نزدیکی به منزل استاد ابوالحسن صبا، در نقطه دیگری از تهران و در مجاورت بازاریان موفق و سرشناس باشد چه؟ می بینیم این امورِ اتفاقی و امکانی نمی گذارد مسیر حوادث بر همان منوالی رخ دهد که مورد پسند و رضایت ماست. نمی گذارد رابطه دقیق علّی و معلولی میان حوادث برقرار شود و ما را به این فرض یا توهم بکشاند که حوادث تاریخی تکرار می شوند و ما اکنون در حال تکرار دقیق فلان حادثه خاص و تجربه زیست با فلان شخصیت خاص تاریخی هستیم. تاریخ به معنای حوادث تاریخی،تنها و تنها یک بار رخ می دهد و بس. ما در تاریخ یک امیرکبیر(مقتول در 20 دی 1230 خورشیدی) ،یک جنگ چالدران،یک محمّد مصدق (متوفی 14اسفند 1345)، یک انقلاب مشروطه داریم و بس. چون این اتفاق های خاص در شرایطی خاص رخ داده اند و آن شخصیت های خاص در شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خاص بالیده اند که تنها یک بار رخ داده و دیگر امکان وقوع ندارد.اگر هم بخواهیم ادعا کنیم حادثه ای تاریخی عیناً در زمان ما رخ می دهد و تکرار می شود و فلان شخص و بهمان شخص، فلان شخص و بهمان شخص تاریخی اند، در واقع کار کاریکاتوری ناموزون از حادثه و یا شخصیت اصلی ساخته و پرداخته ایم که پوشالی است ، غیر واقعی و موهوم.

[1] . در انگلیسی از امور اتفاقی یا امکانی به Contingency تعبیر می شود.





نظرات() 

شماره‌ جدید مجله «آذری» ویژه‌ «ابراهیم دارابی» منتشر شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:27 ب.ظ


 

 

۲۸(شماره دهم دوره‌ی جدید) مجله «آذری» ویژه‌ی استاد «ابراهیم دارابی» مولف رمان «اشک سبلان» به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی با سردبیری حسن ریاضی(ایلدیریم) و با گستره توزیع بین‌المللی منتشر شد. در این شماره‌ آثار نویسندگان، شعرا و هنرمندان زیر چاپ شده است:

AZERI+2222-2






نظرات() 

تصاویر/ تفریح محمدرضا شاه و ثریا در ساحل"میامی"

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:24 ب.ظ

 پس از آنکه علیرضا پهلوی برادر محمدرضا شاه در آبان سال 1333 در یک سانحه هوایی جان باخت مساله فرزند نداشتن شاه و خلاء ولیعهد در دربار مطرح شد و شاه و ثریا که هنوز صاحب فرزندی نشده بودند برای آزمایشات پزشکی عازم ایالات متحده امریکا شدند.

به گزارش مجله تاریخ فرادید، ثریا اسفندیاری دومین همسر محمدرضا شاه که در بهمن 1329 به عقد شاه درآمد همزمان با وقایع مهمی چون به قدرت رسیدن مصدق، ملی شدن صنعت نفت و نیز کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت وارد دربار پهلوی شد. ثریا خیلی زود توانست با وجود روابط سردش با شمس و اشرف پهلوی جایگاه خود را در دربار مستحکم کند و بر تصمیمات شاه اثر بگذارد؛ نقل است که او در این زمان شاه را علیه مصدق تحریک می کرد و حتی در جریان کودتا او را برای صدور فرمان نخست وزیری تیمسار زاهدی تشویق کرد. همچنین وی در مقطعی از عملیات کودتا پیام های سری مقامات امریکایی را به شاه می رساند.   

با این حال پس از آنکه در آبان 1333 علیرضا برادر تنی شاه بر اثر سانحه هوایی جان باخت جایگاه او شروع به تزلزل کرد چرا که خانواده پهلوی بیش از پیش نگران خلاء ولیعهد و نداشتن فرزند پسر از سوی شاه ایران شدند. تا آن زمان هنوز ثریا نتوانسته بود فرزندی برای شاه بیاورد و این دربار را نگران می کرد.   

شاه و ثریا یکسال پس از کودتای 28 مرداد در اواخر شهریور 1333 عازم ایالات متحده شدند تا ضمن گذراندن تعطیلات تابستانی تحت نظر پزشکان قرار گیرند. گفته می شود زوج سلطنتی در این کشور تحت آزمایشات دقیق پزشکی قرار گرفتند و در نهایت نیز به آنها اعلام شد که سالم هستند و هیچ مانعی برای فرزندآوری آنها وجود ندارد. با این حال صبر شاه و دربار 3 سال بیشتر ادامه نیافت و ثریا در بهمن 1336 از شاه جدا شد و کشور را ترک کرد.
 
در جریان سفر سال 1333 شاه و ملکه به امریکا "رابرت کلی" عکاس امریکایی با آنها همراه شد تا گزارشی مصور از این سفر تهیه کند؛ در آن زمان از آنجا که اعلام شده بود زوج سلطنتی برای گذران تعطیلات به امریکا سفر کرده اند و اخبار معاینه و درمان آنها در رسانه ها منعکس نشد عکاس امریکایی سعی در پوشش تصویری خوشگذرانی شاه و ثریا داشت. بخش قابل توجهی از عکس های او قایق سواری، شنا و موج سواری محمدرضاشاه در سواحل میامی را نشان می دهد.

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل

تصاویر/ تفریح شاه و ثریا در سواحل





نظرات() 

احیای امپراتوری شوروی توسط پوتین

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:18 ب.ظ


به گزارش  نیوزویک، به لطف بودجه نظامی در حال رشد و افزایش نگران‌کننده میزان تمرینات نظامی در نزدیکی مرزهای ناتو، روسیه بعد از یک وقفه بیست‌وپنج ساله، باری دیگر به بازی قدرت سیاسی بازگشته است. 

نتایج این موضوع روشن است: خطری که روسیه ایجاد می‌کند از بین نخواهد رفت و سیاست‌گذاران مجبورند آن را حمل کنند و یا حتی، منطق این قدرت بزرگ و قاطع را درک کنند.

پس از الحاق کریمه و شروع جنگ در دونباس در آوریل 2014، سیلی از کتاب‌ها نوشته شد که سیاست خارجی روسیه را در این منطقه تحلیل می‌کردند. 

با این حال، باوجود شایستگی، هیچ یک از این کتاب‌ها توجه کافی به ارتباط و معاملات روسیه با به‌اصطلاح هم وطنانش نکرده اند: روس های نژادی، روس زبان‌ها و کسانی که خود را از لحاظ فرهنگی مرتبط با روسیه می دانند. 

در این زمینه کتاب جدید اگنیا گریگاس به نام "فراتر از کریمه: امپراطوری جدید روسیه" نسبت به دیگر کتاب‌ها برتری دارد. این کتاب نگاه دقیقی بر روش هایی دارد که کرملین از این 35 میلیون هم وطن که در سراسر منطقه شوروی سابق پراکنده اند، برای اهداف ژئوپلیتیکی خود استفاده میکند.

بحث اصلی گریگاس این است که در دهه‌های گذشته، مسکو به طور فعال به دنبال چیزی بوده که نویسنده آن را " امپریالیسم سازی مجدد مسیر سیاست" می‌نامد. 

به طور خلاصه، روسیه در ابتدا ترکیب به ظاهر ساده و بی‌خطری از ابزار قدرت نرم مانند ابزار فرهنگی، اقتصادی و زبانی را به کار می برد تا تصوراتی درباره هموطنان روسی ایجاد کند. همزمان، کرملین از سیاست های مختلفی که برای پشتیبانی از حقوق این روس زبان‌ها ایجادشده، استفاده میکند. 

در حالی که ممکن است این موضوع بی‌ضرر به نظر برسد، همه چیز به سرعت تغییر مسیر می‌دهد. به خصوص که این سیاست ها معمولا با یک کمپین تبلیغاتی تشدید می‌شوند و به گونه ای جلوه می‌یابند که نیازی "فوری" برای حفاظت از روس ها وجود دارد. 

آخرین مرحله در " امپریالیسم سازی مجدد مسیر سیاست" یا الحاق کامل یک سرزمین است ( همانطور که در مورد کریمه اتفاق افتاد)، یا ایجاد دولتی کوچک و جدایی طلب که علی رغم استقلال ظاهری، عملاً تحت‌الحمایه روسیه است. 

برای اثبات این ادعای جسورانه، گریگاس مروری کلی بر سیاست خارجی روسیه نسبت به 13 کشور جهان انجام داد و استادانه تفاوت‌های ظریف هر یک را در منطقه برجسته کرد. 

در یکی از فصل‌های کتاب، نویسنده به دخالت تهاجمی مسکو در امور مولدووا، اوکراین و گرجستان می‌پردازد که منجر به ایجاد مناقشات در ترانس نیستریا، قفقاز و دنباس شد. 

در فصلی دیگر، گرگاس به بررسی سه کشور حوزه بالتیک می‌پردازد و اشاره می‌کند که چگونه مناطق مرزی روسیه مانند استونی با 80 درصد جمعیت روس زبان، و لتونی با 39 درصد روس زبان با خطر بزرگ بی‌ثباتی روبرو هستند. 

همچنین نویسنده پنج جمهوریِ آسیای مرکزی را بررسی و اشاره می‌کند که چگونه تلاش روس ها برای اعمال ابزار قدرتش منجر به ایجاد نتایج بسیار متفاوتی در هر یک از این کشورها شده است. 

بااینکه سیاست های روسیه در قزاقزستان، ترکمنستان و ازبکستان شکست خورده است، اما در کشورهای ضعیف و فقیری مانند تاجیکستان و قرقیزستان موفق بوده است. 

در آخر، گریگاس به ارمنستان و بلاروس می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه سیاست خارجه روسیه در شکل‌گیری سیاست های داخلیِ دو تا از نزدیک‌ترین متحدانش نقش داشت. 

علاوه بر ارائه تجزیه‌وتحلیل دقیق ابزار نظامی، اقتصادی و فرهنگی که کرملین برای اعمال نفوذ از آن‌ها استفاده می‌کند، کتاب گریگاس اندکی فراتر می‌رود و نظرات افرادی که هموطنان روسیه محسوب می‌شوند را نیز بیان میکند. خواننده کتاب این فرصت منحصربه‌فرد را در اختیار دارد که صدای افراد مختلفی از بزرگ‌ترین حامیان تا شدیدترین منتقدان پوتین را بشنود. 

در پایان، گریگاس نتیجه می‌گیرد که خطر تداوم تاریخی سیاست های توسعه‌طلبانه دوران پوتین و پیشینیانش مانند کاترین کبیر وجود دارد. این امر به‌نوبه خود نشان می‌دهد که ممکن است کرملین آماده‌ی ایجاد مجدد امپراتوری سابق خود باشد. اگر از راه الحاق آشکار نتواند این کار را انجام دهد، پس از طریق ایجاد دایره قدرتمندی از نفوذ روسیه این کار را انجام خواهد داد. 

کتاب جدید گریگاس افزایش خوشایندی به منابع مربوط به سیاست خارجی روسیه است و بدون شک بسیار به‌دردبخور خواهد بود؛ نه تنها برای سیاست‌گذاران، بلکه برای هر کس که به درک نیروی محرکه استراتژی پوتین در منطقه‌ی پس از شوروی علاقمند است. 




نظرات() 

تایید منع احمدی نژاد از ورود به انتخابات

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:09 ب.ظ

باهنر:

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین با تاکید بر اینکه به دنبال اجماع اصولگرایان برای انتخابات آتی هستیم، گفت: احمدی‌نژاد به دلایلی برای ورود به انتخابات منع شد.

به گزارش جمهوریت؛ محمدرضا باهنر در نشست ماهانه جامعه مهندسین طی سخنانی اظهار داشت: سیاست کلی ما برای انتخابات بررسی کلی است و هیچ گزینه‌ای را از روحانی گرفته تا تمام کسانی که در مظان کاندیداتوری هستند، رد نمی‌کنیم.

وی افزود: احمدی‌نژاد که از مظنه‌های قوی ریاست‌جمهوری بود به دلایلی برای ورود به انتخابات منع شد، تمام تلاش خود را می‌کنیم که اصولگرایان به اجماع و جمع بندی برسند.

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین تاکید کرد: به دنبال کاندیدایی کارآمد و محبوب و معقول هستیم، همچنین برای انتخابات شورای ‌شهر سعی داریم زودتر به وحدت و نتیجه برسیم.

منبع: فارس




نظرات() 

سر بریده میرزا کوچک خان که به نزد خان تالش فرستاده شد.

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:04 ب.ظ





نظرات() 

ترامپ، آمار زنان فقیر در آمریکا را اعلام کرد

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:03 ب.ظ

 نامزد انتخابات آمریکا تصریح کرد هفده میلیون زن و کودک فقیر در آمریکا هستند.


دونالد جی ترامپ درجمع طرفدارانش در ایالت ویرجینا گفت:« فعالان در وال استریت (مرکز اقتصادی آمریکا) ده ها میلیون دلار به رقیب من (هیلاری کلینتون) پول می دهند تا در انتخابات از آن استفاده کند و این کار آنها علت دارد.

علت این امر آن است که هیلاری کلینتون نماینده گروههای دارای منافع خاص است. اما بنده می خواهم نماینده زنان و مردان فراموش شده این کشور باشم.

آنها فراموش شده اند. رقیب من دوست دارد بگوید که چند دهه برای حقوق زنان و کودکان مبارزه کرده است. اما من می خواهم بپرسم اگر اینطور است پس چرا هفده میلیون زن و کودک آمریکایی در فقر یا در استانه فقر زندگی می کنند؟ چرا او برای میلیون ها آمریکایی برنامه حمایتی کودکان را بوجود نیاورده است که به گونه ای قابل اتکاء و از نظر اقتصادی به صرفه باشند.

او سالها در این عرصه بوده و هیچ کاری انجام نداده است. به قول ضرب المثل قدیمی ، دو صد گفته چون نیم کردار نیست. در تشکیلات اقتصادی بنده، زنان شماری از عالیترین مسئولیتها را در اختیار دارند. من هزاران زن را با سوابق و پیشینه های مختلف در شرکتهایم استخدام کرده ام.»

وی در ادامه افزود:« باید با ورود مواد مخدر از مرزهای آمریکا به داخل شهرها مقابله شود. اگر بنده رئیس جمهور شوم این کار را انجام خواهد داد. تغییرات در راه است. هر تغییری با گفتگو شروع می شود. ما این گفتگوها را انجام می دهیم. صددرصد، تغییرات شروع خواهد شد. تغییرات بلافاصله شروع خواهد شد.»





نظرات() 

دولت مدرن و خودکامگی (بررسی موردی دولت رضاشاه)

نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 4 مهر 1395-07:00 ب.ظ

محمد مهدی زنجانی

یکی از ویژگی ‌های حکومت ها و دولت‌های ایران خودکامگی و یکه‌تازی است.
 به گزارش جمهوریت؛ نظریه‌هایی بسیاری در باره‌ی تبیین این مطلب مطرح شده است. از نگرش‌های ساختاری ( نظیر نگرش‌های مارکسیستی) گرفته تا نگرش هائی که به وجه تاریخی و کنشگر/کنشگران (نظیر نظریه پاتریمونیالیستی یا نظریه سلطانیسم) تلاش کرده‌اند که علل برآمدن این شیوهی حکومتی را بیان کنند با این همه اغلب از یک نکته غفلت می‌شود و آن این است که ساختارهائی که موجد خودکامگی و استبداد هستند، قادرند که بر این شیوه حد زنند. این ساختارها به همان سان که مانع پیش‌برد اهداف دموکراتیک می‌شوند، محدودکننده‌ی خودکامگی و استبداد هم هستند. فرمان ‌های پادشاهان معمولاً از همان آغاز، در گیرودار بوروکراسی یا محیط اجتماعی گیر می‌کنند و کم‌رنگ می‌شوند. هدف این مقاله نشان دادن شواهد در این زمینه برای دولت مدرن ـ دولت رضاشاه ـ است. اهمیت نظری اثبات این نکته از این جاست که فرض متعارف استبداد مطلق این دولت را به چالش می‌کشد. ما با ارائه‌ی شواهد متعددی نشان داده‌ایم که چگونه طوفان خودرائی و استبداد در مقابل موانع ساختاری و تاریخی انرژی خود را از دست می‌دهد. ظرفیت و توان قدرت سلطه، سازوکارهای بوروکراتیک، محدوده‌ی وسیع جغرافیائی، نیروهای اجتماعی (نهاد دین، نهاد بازار، اقوام و ایلات، روشنفکران و نخبگان) و نیروهای خارجی از پارامترهایی است که بر این قدرت یکه‌تاز و استبدادی حد زده‌اند.




نظرات() 

سئل سارانی آلدی قاشدی ؛گوشه ای ازخاطرات خوش گذشته ها

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-06:40 ب.ظ

یادش به خیر دهه چهل و پنجاه بود که ترانه سارای را از رادیو گوش می دادیم .در سه ماهه تابستان که درییلاق گولاموی برزبیل خطبه سرا ساکن می شدیم صدای امواج رادیو تهران ؛صدای رادیو رشت ،رادیو دریا،رادیو تبریز ،رادیو باکو و تعدادی دیگر شنیده می شد . بزرگسالان برای اطلاع از اخبار سیاسی به اخبار سراسری گوش می دادند و جوانان هم بیشتر به رادیو دریا که مخصوص مسافرین شمال کشور و مازندران بود گوش می دادند و بیشتر برنامه های رادیو دریا هم پخش موسیقی و ترانه بود .
از جمله برنامه های خوب رادیو ملی برنامه گل های رنگارنگ بود که موسیقی اصیل پخش می کرد .از جمله خوانندگان معروف موسیقی اصیل مانند ایرج ،گلپا،کوروس سرهنگ زاده ،محمودی خوانساری، ....و خوانندگان ترانه های کوچه بازاری هم مانند آغاسی،سوسن،داود مقامی، ....وترانه های جاز هم طرفداران خاص خود را داشت.
بازار سینما هم داغ بود .تنها سینمای هشتپر در سربالایی هشتپر (تالش فعلی) قرار داشت و مربوط به مرحوم حاج علی آسوبار بود.
فیلم های سینمایی روشنفکر پسند با فروش بلیط کم ولی درعوض فیلم های عامه پسند یا فیلم های کلاه مخملی جاهلی هم بازارشون داغ بود و  نوجوانان و جوانان برای دیدن فیلم های سینمایی به سینما می رفتند قیمت بلیط در دهه 50 فکر کنم 25 ریال بود .هنرپیشه های آن زمان سینما مانند: فردین ،بیک ایمانوردی،ایرج قادری،منوچهر وثوق،بهروز وثوقی و....میری کمدین معروف 
رادیو باکو و رادیو تبریز هم علاقه مندانی داشت از جمله قصه اصلی و کرم که هر شب به زبان ترکی اذربایجانی پخش می شد و خانواده ها جمع می شدند و به این قصه گوش می دادند که همراه با ترانه و آواز بود .
و رادیو باکو هم به خاطر ترانه های ترکی اش علاقه مندان زیادی داشت .از جمله ترانه های سل سارای،اوخال نه خال دو ....گل بیزه گل بیزه یار ....ای داغ لار سند گوزیم وار .....و ترانی های دیگر ....
افسانه سارای مربوط به آذربایجان هست و بعد از انقلاب هم فیلم سینمایی خوبی بر اساس قصه سارای ساخته اند که بسیار جالب می باشد.


برچسب‌ها: سینمای هشتپررادیو تبریزرادیو باکوترانه های ترکیسارای کیمین گلین اولماز
+ نوشته شده   توسط اسفندیارآقاجانی  http://baghro95.blogfa.com/




نظرات() 

اتحاد اقوام در تالش

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-06:30 ب.ظ

با سلام
بنده از جناب سرهنگ منشوری تشکر می کنم بابت جمله ای که فرمودند ” نگاهی به تالش به عنوان بزرگترین برخوردار اقلیت قومی با داشتن اقوام کرد ، ترک ، تالش ، تات و گیلک در استان و الگویی از وحدت و برادری و هم خانوادگی شیعه و اهل سنت بخوبی اهمیت این شهرستان را دو چندان می کند.”
البته
هدف هفته نامه دیار میرزا هم بیشتر برای بازار گرمی هفته نامه خودش بوده و الایک کودک خرد سال هم می دونه که خطای یک فرد را به عموم منطقه نمی توان ربط داد .
  همه مادرمقابل کسانی که آگاهانه و یا نا آگاهنه در فضای حقیقی و مجازی اقدام به تحریک اقوام می پردازند باید ایستادگی کنیم.
منطقه تالش اعم از سنی و شیعه و برادران ترک زبان و تالش زبان و گیلک زبان و فارس همگی با هم برادرانه زندگی می کنند ولی متاسفانه در فضای مجازی عده ای در تلاشند تا این اتحاد و همبستگی را بهم بزنند ما باید در حد توانمون در برابر این دسایس ایستادگی کنیم .
متاسفانه بعضی از قومگرایان مطالب تحریک آمیزی بر علیه مردم ترک زبان منطقه تالش می نویسند که بنده و دوستان چندین ماه هست که در برابر این کانالهای زرد مجازی ایستادگی می کنیم ونمی گذاریم که این عده معدود وحدت مردم را به هم بزنند و از مسئولین محترم هم تقاضا داریم فضای مجازی گروههای تلگرامی رابیشتر رصد کنند تا خدای نکرده کوچکترین خللی به دوستی و همبستگی ملی منطقه تالش وارد نشود .
زنده باد اتحاد ترک و تالش و گیلک و تمامی اقوام ایران با هر مذهبی در زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی
منبع:مریان خبر تالش


برچسب‌ها: اتحاد و همبستگی اقوامقوم گراییتحریک اقوامتوهین به اقوام ممنوع
+ نوشته شده   توسط اسفندیارآقاجانی  




نظرات() 

شوک و سکوت مرگبار حامیان رییس‌جمهور سابق در آمپاس/ چرا نزدیکان احمدی‌نژاد درباره دیدار او با رهبر انقلاب سکوت کرده‌اند؟

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-06:20 ب.ظ


در چند روز اخیر، پاتوق های هواداران احمدی نژاد در فضای مجازی نیز در سکوتی عمیق فرورفته و هیچ بارقه ای از امید در آنها دیده نمی شود. احتمالا امید این حامیان رییس جمهور سابق، به اظهارنظری از سوی شخص احمدی نژاد و یا نزدیکان اوست.
صراط: پس از انتشار اخبار غیررسمی از عدم موافقت رهبر معظم انقلاب با کاندیداتوری محمود احمدی نژاد در انتخابات 96، حامیان رییس جمهور سابق کشورمان در شوک عمیقی فرورفته اند.

به گزارش صراط، در روزهای اخیر، هیچ یک از حامیان شناسنامه دار احمدی نژاد درباره سرنوشت کاندیداتوری او با قاطعیت اظهارنظر نکرده اند. در این بین البته یکی دو اظهارنظر لرزان در فضای مجازی منتشر شد که هدف آن ایجاد تردید درباره اصل ماجرای مخالفت رهبر معظم انقلاب با کاندیداتوری احمدی نژاد بود اما وزنه طرف دیگر سنگین تر بود، به گونه ای که هیچ یک از این اظهارنظرها به اندازه متن منتسب به عباس امیری فر، رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری در دولت سابق مورد توجه قرار نگرفت.

متن مذکور، پرونده کاندیداتوری احمدی نژاد را بسته و ختم سفرهای استانی او را نیز اعلام کرده و یادآور شده بود که در صورت کاندیداتوری رییس دولت های نهم و دهم، 10 عضو شورای نگهبان با تایید صلاحیت او مخالفت خواهند کرد.

پس از انتشار این متن، فضای یاس و دلسردی در میان هواداران احمدی نژاد گسترده تر شد و هیچ خبر یا اظهارنظر دیگری نتوانست حتی ذره ای این فضا بشکند.

در چند روز اخیر، پاتوق های هواداران احمدی نژاد در فضای مجازی نیز در سکوتی عمیق فرورفته و هیچ بارقه ای از امید در آنها دیده نمی شود. احتمالا امید این حامیان رییس جمهور سابق، به اظهارنظری از سوی شخص احمدی نژاد و یا نزدیکان اوست.

اما مشکل اصلی اینجاست که نزدیکان احمدی نژاد نیز هنوز نتوانسته اند به یک روایت واحد از ماجرای دیدار احمدی نژاد با رهبر معظم انقلاب برسند. ترس اصلی آنها از این است که یک اظهارنظر جدید چه بسا اوضاع را از حالت فعلی هم وخیم تر کند. به طور مثال، تایید دیدار مذکور یا تکذیب انجام آن بی تردید واکنش هایی را در پی خواهد داشت؛ همچنین اظهارنظر درباره محتوای دیدار و آنچه درباره موضع رهبر انقلاب پیرامون کاندیداتوری احمدی نژاد منتشر شده نیز، واکنش های تندتری را در پی خواهد داشت.

به این ترتیب معلوم نیست سرنوشت رییس جمهور سابق کشور که در ماه های اخیر سفرهای استانی خود را دو رقمی هم کرده چه خواهد شد و تصمیم نهایی او برای انتخاباتی که پیش از آغاز او را در آزمون ولایت پذیری قرار داده چیست؛ آزمونی که به اعتقاد بسیاری از اصولگرایان، احمدی نژاد در سال 90 و در دوره خانه نشینی 11 روزه در آن باخته بود.




نظرات() 

شکار خرس قهوه‌ای در نوشهر +عکس

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-06:19 ب.ظ


یک خرس قهوه ای به منظور تاکسیدرمی و مصرف خوراکی در البرز مرکزی شکار شد.
صراط: یک خرس قهوه ای به منظور تاکسیدرمی و مصرف خوراکی در البرز مرکزی شکار شد.

به گزارش مهر، روز سه شنبه به دنبال کسب اطلاعاتی مبنی بر عزیمت دو شکارچی متخلف به ارتفاعات روستای فیروزآباد در بخش کجور واقع در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی، نیروهای یگان محیط زیست نوشهر عازم منطقه مورد نظر شدند.

رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نوشهر در این باره گفت: با توجه به تاریک شدن هوا، محیط بانان در مسیر احتمالی خروج متخلفین به کمین نشسته و حوالی ساعت ۲۲ شب یک خودروی نیسان وانت که در حال حرکت به سمت روستا بود را متوقف کردند.

کامبیز محسن سلطانی اظهار داشت: در بازرسی از این خودرو لاشه یک خرس قهوه ای جوان شامل پوست کامل و گوشت راسته و فیله خرس کشف و ضبط شد.

در این رابطه دو شکارچی متخلف دستگیر شده و پس از یک شب بازداشت صبح روز چهارشنبه برای رسیدگی به جرم به مراجع قضایی معرفی شدند.

متهمین در جریان بازجویی اعتراف کردند که خرس را با کمک یکی از افراد محلی به وسیله اسلحه شکاری و با شلیک گلوله چهارپاره شکار کرده اند.

با شکایت اداره محیط زیست نفر سوم که صاحب اسلحه نیز هست تحت پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دیده بان حیات وحش، متاسفانه برخی افراد بر اساس باورهای خرافی و نادرست تصور می کنند گوشت خرس خواص درمانی و تقویتی دارد و به همین منظور خرس های قهوه ای را شکار کرده و گوشت آنها می خوردند.

بر اساس نرخ جدید بهای جانوران وحشی به لحاظ مطالبه ضرر و زیان وارده به محیط زیست، جریمه قابل پرداخت از بابت صید و شکار غیرمجاز خرس قهوه ای معادل ۵۰۰ میلیون ریال تعیین شده است که متهمین می بایست این مبلغ را به حساب دولت واریز کنند.

همچنین متهمین در دادگاه به جرم شکار غیرمجاز جانوران وحشی حمایت شده محاکمه شده و بر اساس ماده ۱۲ قانون شکار و صید به حبس از سه ماه تا سه سال و یا جزای نقدی از یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال تا ۱۸ میلیون ریال محکوم خواهند شد.

شکار یک خرس قهوه ای در البرز +عکس
برچسب ها: شکار ، خرس قهوه ای ، البرز ، صراط




نظرات() 

گپ وگفتگوی صمیمی با آقای پوراحمد عضو سابق فرقه رجوی – قسمت سوم وپایانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-05:35 ب.ظ


گپ وگفتگوی صمیمی با آقای پوراحمد عضو سابق فرقه رجوی – قسمت سوم وپایانی

کشاورز: شما فرمودید که قریب به ۱۰۰۰ نفرازجداشدگان ازفرقه رجوی به داخل کشوروآغوش خانواده هایشان بازگشتند وزندگی جدیدی را درکنارسایرشهروندان شروع کردند. خواستم از محضرتان بپرسم که شرایط بازگشت جداشده ها وبه عبارتی اعضای سابق تشکیلات تروریستی رجوی به داخل کشور چه بوده واساسا با توجه به حضور چند و چندین ساله شان درصفوف رجویها خطراتی متوجه آنان نبوده ونیست ؟

پوراحمد : شما به ظاهریک سوال کردید ولی بواقع چند سال درآن مستتراست که به آن خواهم پرداخت. یکی ازجداشده ها واعضای بازگشتی به داخل کشور و وطن عزیزمان ایران خودم هستم . درخاطراتم که تحت عنوان ” بصیرت بازیافته ” که طی ۱۱ قسمت درسایت نجات هم درج شده دراین خصوص که سوال فرمودید بطورمبسوط توضیح دادم که قابل رجوع می باشد. تاکنون درارتباط با خودم وتاجایی که اطلاع دارم درارتباط به تمام جداشده ها وبازگشتی ها به ایران مطلقا نه تنها خطری ازجانب نظام متوجه ما نبوده بلکه با نهایت ادب واحترام وحقوق شهروندی با ما برخورد شده است که حتی برای خود ما نیزتعجب برانگیزبوده که چگونه است که این همه گذشت وبخشش وکنارآمدن با گذشته توام باهمکاریمان با یک سازمان تروریستی که سابقه اش درایران ونزد هموطنانمان بسیار تنفربرانگیزبوده وهست وخواهد بود.
قبل ازاینکه به شرایط وشرط وشروط مقوله بازگشت یک جداشده به وطن وداخل کشورتوضیح بدهم به نقل ازمسولین امنیتی ذیربط باید بگویم که آنان به اعتبارداده ها واعتقادات شان یک ” فرصت ” به اعضای جداشده ازرجویها دادند که باردیگربتوانند درکنارخانواده وسایرشهروندان خود زندگی جدیدشان را بی دغدغه وبا امنیت کامل ولیکن بدورازارتباط مجدد با عناصرضدانقلاب خاصه رجویها دنبال کنند. ضمن اینکه درمقطع سقوط صدام وخروج شمارزیادی ازاعضای ناراضی ومنتقد به محل امریکاییها ( تیف ) قرارداد سه جانبه فی مابین ایران وامریکا وسازمان ملل وکمیساریای عالی پناهندگان انعقاد شد که طرف ایران صراحتا پذیرفت که در کادر یک عمل انسانی وخیرخواهانه اعضای جداشده ازفرقه رجوی که درداخل ایران شاکی خصوصی ندارند را خواهد پذیرفت وتاکنون نیز بی هیچ کم و کسری بدان التزام داشته است .

کشاورز: تو این وانفسا یعنی زوجین رجوی هم امکان بازگشت به ایران را دارند؟ ( باخنده )

پوراحمد: زوجین رجوی که خیلی دلشان نه برای ایران ومردمش بل برای گرفتن قدرت واستقراردیکتاتوری وقتل وکشتاروترویج افکارفرقه گرایانه شان لک زده است . ازقضا درنهایت وقاحت و پررویی درمقطع قضایای خرداد ۱۳۸۸ چه برای آیت الله خامنه ای وچه برای آیت الله رفسنجانی وچه سایرمسولین نظام مخفیانه وموذیانه نامه نگاری کرده است مبنی براینکه چنانچه شرایط یک فعالیت سیاسی ! برایشان مهیا شود؛ آماده بازگشت به داخل کشورخواهند بود!!؟ جداشده ها ومردم ومسولین نظام البته که مضحکه بازگشت زوجین رجوی به داخل کشوررا عمیقا به سخره گرفتند چراکه آنان حسابشان با عدالت ومردم فهیم ایران است ولیکن وقتی رجویها می بینند که درانظارهمگان مطرود ومنزجر و متنفر هستند وباید که درکنارسایرهمپالگیهای خود چونان کرم بلولند و بمیرند وازایران وایرانی باغیرت خبری نیست شروع میکنند به شیطان سازی وناجوانمردانه تهمت وافترا بستن به جداشده ها خصوصا بازگشتی های داخل کشورکه واویلا… اینان مزدور و وطن فروش هستند ؛خائن وخودفروش هستند؛ همکاروزارت هستند وآدم میکشند وازاین قبیل اباطیل مسخره ونخ نما که تماما برخاسته ازاندیشه متعفن وخاک گرفته یک فرقه قرون وسطایی وتروریستی است وبس واساسا دروغ بافی هایشان مستحق پاسخگویی نبوده ونیست ونخواهد بود.
الان نیزبسان قبل ترهمان شرایط بازگشت به کشوربرای جداشده ها ممکن ومهیا است وخیل جداشدگان ازعراق واروپا بی توجه به توهم رجوی که گویی باید اذن دخول بدهد ! با کمال افتخارمیتوانند به داخل کشورسفرکرده وبا خانواده ها وفک وفامیل ودوستان خود دیداروملاقات داشته باشند ویا بخواهند اساسا درایران برای همیشه زندگی کنند وماندگاربمانند واین قضیه هیچ ربطی به رجوی وسران تشکیلات مافیایی اش ندارد چونکه ازقدیم مثل هست که ” چون گربه دستش به گوشت نمی رسد می گوید گوشت حرام است “. وگرنه زوجین رجوی دامن پوشیده وبا پای سرروانه ایران می شدند!

کشاورز: ضمن تشکرازاینکه دقایقی ازوقت تان را دراختیارم قراردادید. درکاروموضع مسولیت انسانی وخداپسندانه تان صمیمانه آرزوی موفقیت روزافزون دارم . باشد درچشم اندازی نه چندان دوربتوانیم سایرجداشده ها را درایران عزیزمان خاصه درکنارخانواده هایشان داشته باشیم .
پوراحمد : منهم ازشما دوست وهمکارعزیزم تشکروقدردانی میکنم . انشاء الله که گفتگوی هرچند مختصرانجام گرفته برای مخاطبانمان بتواند مفید وموثرواقع شود . خوبست که درادامه شما هم بنشینید ودرملاقات بسیارصمیمانه مان با خانواده های چشم انتظارمشارکت داشته باشید.
پایان





نظرات() 

دیداری از روستا و منزل جهانگیر جمالی عضو اسیر رجوی درآلبانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-05:19 ب.ظ


دیداری از روستا و منزل جهانگیر جمالی عضو اسیر رجوی درآلبانی

دقیقا یکماه پیشتر به شماره آقا اقبال از اعضای مرتبط با انجمن نجات وازبرادران جهانگیرجمالی ازاعضای اسیروگرفتاردرفرقه بدنام رجوی تماس گرفتم که صدایی ناآشنا بگوش رسید واطلاع دادند که درمسیرمراجعه به دفترانجمن نجات گیلان هستیم وخبری داریم که حضورا به عرض میرسانیم .

دقایقی بعد آقایان علیزاده ومحمد بخشایی از اقوام خانواده جمالی به دفتر حضور بهم رساندند ودرکمال تاسف وتالم دریافتم که آقا اقبال دراثرحمله قلبی درعنفوان جوانی ازفک وفامیل وخانواده خاصه همسر و فرزندان خود وداع گفتند وبی آنکه برادرنازنیش جهانگیررا درآغوش بفشارد؛ به دیار اعلا شتافتند.
سریعا خبردرگذشت زودهنگام  وتاسف بارمرحوم آقا اقبال را تحت عنوان ” پیام تسلیت انجمن نجات گیلان به خانواده جهانگیرجمالی ” درسایت نجات اطلاع رسانی کردم شاید که بگوش عضواسیراین خانواده درچنبره تشکیلات سیاه رجوی درآلبانی برسد.
متعاقب دعوت خانواده ییلاق نشین دردمند وچشم انتظارجمالی ؛ روزگذشته ازبرای تهیه یک گزارش واستمداد این خانواده ازمجامع بین المللی و وجدان های بیدار بشری بمنظور نجات جان عزیزشان از چنگال رجوی عازم هشتپر طوالش و زادگاهشان روستای شیله وشت ازییلاقات طالش شدم.
پرسان پرسان ییلاق مریان آق اولررا نشانه رفتم وبه فاصله ۲۰ کیلومتری ازطالش به روستای شیله وشت که چونان نگینی زیبا دردل چند رشته کوه درته دره واقع شده بود رسیدم.

جمعیت زیادی ازخانواده بزرگ ومهربان و مهمان نوازجمالی درانتظارم بودند شاید که خبری خوشحال کننده ولوعکس جدید ازعزیزشان داشته باشم والنهایه به درد دل شان گوش داده ودرانظارجهانیان خاصه مجامع بین المللی اطلاع رسانی بکنم .
ازآشنایی ودیدارصمیمانه بااین خانواده پرجمعیت خیلی خوشحال شدم وبا جمع شدن درایوان منزل زیبا و روستایی مرحوم آقا اقبال پای صحبت ودرد دل جانکاه آنان نشستم . آقا مطلب زودترازهمه باب صحبت را گشود وبزرگوارانه گفت ” اول اینکه خوش آمدین وبا خود لطف وصفا آوردین ولیکن دیگربارباید جهانگیرمان را با خود به منازل مان بیاورید ومارا خوشحال کنید . باورکنید رجوی با به اسارت بردن عزیزمان خانواده مان را ازهم پاشید. اول مادرمان که نامش صدف آقاجانی بود ازمیان ما دق کرد ورفت چونکه دودهه ونصفی قبل همین ایام شهریورماه بود که اسرای جنگ تبادل شده بودند وماهم خوشحال وشادمان درانتظارجهانگیرخانه را آب وجاروکردیم وبا چند راس چهارپا ازکوهها به سمت طالش سرازیرشدیم تا با تحویل گرفتن جهانگیربه شیله وشت به آغوش خانواده خاصه مادرچشم انتظارمان برگردیم. هرچه منتظرماندیم دریغ بود وافسوس و از سرباز سلحشور وقت خبری نبود ونهایتا ازجانب مسولین وقت رهنمود که بابت مشخص شدن وضعیت برادرمان باید به تهران برویم وسراغ برادرمان را ازآزاده ها بگیریم . ماحصل دیدارمان با آزاده ها خبری بود ناگوار و ناخوشایند که جهانگیربیسواد وروستایی ما دراثریک معامله کثیف وضدانسانی فی مابین صدام ورجوی ازچاله به چاهی عمیق گرفتارشد که تاکنون ۲۷ سال جانکاه میگذرد. متعاقب بازگشت ازتهران خبرکه به مادررسید یکسال دوام نیاورد وعمرش را به سایرفرزندانش داد تا که رهایی جگرگوشه اش را دنبال کنیم .”
۱۷
سال تمام جهانگیرمان دراسارت رجوی دراسارتگاه اشرف بود وبیگاری میداد ولی ازدست مان کاری ساخته نبود وناگوارتراینکه ولویک تماس کوتاه هم ازایشان نداشتیم وبعدها درارتباط با شما وانجمن نجات گیلان درسال ۱۳۸۵ فهمیدیم که چه کلاه گشادی سرجهانگیررفته وبه چه سرنوشت رقتباری درفرقه ضدخدا وضدخلق وضدخانواده رجوی گرفتارشده است . ”
ادامه درد دل را آقا جمال فرزند ارشد خانواده جمالی بعهده گرفت وبا لهجه  شیرین طالشی گفتند ” خیلی خوب یادمه که ۱۲ خرداد ۱۳۸۶ دراولین همایش انجمن نجات گیلان دررشت به استعداد ۲۵ نفرازخانواده جمالی شرکت کردیم که مابعد آن ارتباطمان با شما کلید خورد ومدام برای کسب خبرازجهانگیر از روستای مان شیله وشت به رشت با تقبل بسا سختی ومرارت می آمدیم شاید که ثمره کار و تلاش مان را ببینیم . دراین سالیان ازبابت چشم انتظاری جهانگیرخانواده ما خیلی آسیب دید وازسرنکبت رجوی چه مصیبتها که نکشیدیم. یکباردربازگشت ازپیگیری کارجهانگیرازرشت به طالش ماشین مان چپ کرد و سرنشینان خودرو که خواهرام با دادمادام بودند بشدت آسیب دیدند وراهی بیمارستان شدند . جراحت ومصدومیت شان آنچنان وخیم بود که هم اینک ازتبعات آن رنج میبرند.درادامه پاییز۱۳۹۴ بود که خواهرمان بنام خطایی دراثربیماری مبتلابه سرطان جانش را ازدست داد وامسال هم که خبرش را دارید آقا اقبال مان ناگهان دچارسکته قلبی شد وخانواده وروستایمان را که عاشق محبت واخلاقش بودیم ؛ تاریک کرد. متاسفانه خواهردیگرمان بنام حوا نیزکه بشدت چشم انتظارودلگیرجهانگیرهست بقول دکترازدرد واسترس ناشی ازچشم انتظاری دچاربیماری سختی شده است ویکسالی است که درگیرآن است . ”
درمیانه گفت وشنود بسیارصمیمانه وخانوادگی ؛ آقا محمد تاب نیاورد وگفت ” با همه این مصائب ومشکلات کماکان امیدوارانه دنبال کارعمویم جهانگیرهستیم وازشما هم تمنا داریم چونان سابق کمک کاروهمیارما باشید وصدایمان را به وجدانهای بیداربشری خاصه کمیساریا ومجامع بین المللی برسانید تا بتوانیم پس ازسالیان چشم انتظاری با جهانگیردرآلبانی دیداری داشته باشیم ودستکم تسهیلاتی کمیساریا و دولت آلبانی فراهم کند که بشود با جهانگیرمکالمه تلفنی داشته باشیم که درآن صورت اطمینان خاطرداریم به قطع ویقین گمشده مان را پیدا کرده وبه شیله وشت نزد خانواده مان خواهیم آورد.”
آقا ناصرازدیگر برادرزاده های جهانگیرعضواسیر رجوی درآلبانی با اشاره به درخت بسیار کهنسال و قدیمی مقابل خانه پدری شان گفت ” میشود ازاین درخت یک عکس بگیرید تا جهانگیرببیند!. آخه عموی ما ازاین درخت خیلی خاطره دارد وخودش درکاشت وداشت آن زحمتها کشید ومن مطمئن هستم با دیدن این درخت با قدمت حتما خاطرات دوران جوانی درکنارمان برایش زنده خواهد شد ودلش به حال خانواده وروستای زیبای شیله وشت تنگ شده وهوای بازگشت به سرش خواهد زد.”

نامه دستجمعی خانواده بزرگ جمالی به عزیزشان درآلبانی
بنام خدا
سلام خدمت آقا جهانگیرعزیز
امروزدرکناردوست سابقت آقای پوراحمد به ما خیلی خوش گذشت . ازایشان بوی تورا استشمام میکردیم وانگارکه این چند ساعت تو درکنارما بودی. عزیزدل حال که به آلبانی رفتی امیدواریم که بتوانی مستقل ازرجویهای بدنام عاقلانه تصمیم درست بگیری وآینده ات را به بهترین شکل ممکن رقم بزنی .
انشاءالله که صحیح وسالم بوده باشی وکمی هم درفکرخانواده ات باشی . ما امضاء کنندگان زیردرصورت بازگشت تان به ایران عزیز وشیله وشت قشنگ توریستی مان همه جوره ازشما برای شکل گیری یک زندگی عادی درپناه خداوند متعال حمایت میکنیم .
به حول قوه الهی مقداری شجاعت بخرج بده ودیگربارفریب رجویها را نخورو زودی به ایران برگردید که مشتاقانه درانتطارتیم تا که ازعمرباقیمانده ات بتوانی به کوری چشم رجویها درکنارخانواده و زادگاه قشنگت لذت ببری .
برادران : جمال – جلال – جلیل – مطلب وحمدالله
خواهران : حوا- زری – پری ورعنا
ویک عالمه برادرزاده وخواهرزاده وفک وفامیل که جملگی عاشقانه درانتظارتیم .
خدای رحمان و رحیم نگهدارت باشه با آرزوی دیداردرشیله وشت هشتیرطوالش





نظرات() 

زالو و زالو درمانی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-05:00 ب.ظ



زالو درمانی, خواص زالو

 

خواص زالو

زالو هنگام مکیدن خون ، مواد متنوعی ترشح می کند که خواص درمانی دارند. معروف ترین ماده مترشحه از زالو هیرودین است.خواص مواد ترشح شده در خون توسط زالو به طور خلاصه به شرح زیر است :

* خاصیت بی‌حس‌کنندگی : باعث کاهش درد موضعی هنگام نیش زدن می‌شود که عمدتاً به دلیل وجود ماده هیرودین ( Hirudin ) است.

 

* خاصیت گشادکنندگی عروق : به دلیل وجود ماده هیستامین است.

 

* خاصیت ضدانعقادی : به دلیل وجود آنزیم هیالورونیداز موجود در بزاق زالو است. این آنزیم خاصیت آنتی بیوتیکی و حل کردن موکوس بسیار قوی دارد به طوری که در درمان گلوکوم هم بسیار موثر است.

 

* خاصیت آنتی بیوتیکی : این خاصیت اخیراً مورد توجه بسیاری قرار گرفته و بر بیماری‌های ناشی از استاف طلایی و میکروب سل و اسهال خونی و دیفتری موثر است.

 

* خاصیت ضدالتهابی و ضدلخته‌ای

 

خواص بزاق زالو ذیلا به تفصیل آمده است :

آب دهان زالو ( بزاق ) حاوی بیش از یكصد نوع ماده حیاتی مفید است كه موجب درمان بیماریهای مختلفی می شود. این انگل كوچك و شگفت آور به علت توانایی فوق‌العاده ای كه در درمان بیماری ها دارد جایگاه ویژه‌ای در طب دارد. كشور ما دارای ذخایر بسیار زیادی از این جانور است و با داشتن تجربیات بسیار گرانقدر و طولانی در این زمینه ، متأسفانه با روش زالو درمانی بیگانه است. در کشور ما از این نعمت خدادادی برای رفع آلام و دردها استفاده مطلوب نمی شود ، در حالی كه ایران می‌تواند یكی از مراكز زالو درمانی دنیا باشد. در بین گونه‌های زالوی پزشكی بهترین نوع آن نوع شرقی است كه زالوهای موجود در ایران از این نوع است. عمده خواص درمان زالو در بزاق درمان است ، به طوری كه شاید بیشتر از وزن بدنش قادر به تولید بزاق باشد و وقتی به جایی از بدن می‌چسبد آن قدر آب بزاق تولید می‌كند كه از زیر بدن حیوان بزاق می‌چكد. عصاره‌ی آب دهان زالو شامل دو دسته از مواد هستند كه گروهی به عنوان نروترانسمیتر بر روی پایانه‌های عصبی عمل می‌كنند و موجب تحریك عمومی روی نقاط طب سوزنی می‌شوند و دسته‌ دیگر كه بر روی گردش خون عمومی و مویرگ‌ها عمل كرده و به عنوان ضد انعقاد ، ضد تورم و ضد درد ایفای نقش می‌كنند.

 

خواص زالو درمانی,زالودرمانی,خواص بزاق زالو

 

در زیر به مهمترین آنزیم‌ها و تركیبات موجود در بزاق زالو می‌پردازیم :

1 ) هیرودین : در بزاق زالو‌ی پزشكی تركیبی وجود دارد به نام هیرودین كه از انعقاد خون جلوگیری می‌كند. تركیبات بزاق زالو به عنوان ماده فیبرینولیتیك عمل كرده ، از عمل فیبرین جلوگیری می‌كند ؛ ضد پلاكت است و از بهم چسبیدن پلاكت‌ها جلوگیری می‌نماید. امید است در آینده بتوان با شناسایی مولكولی تركیبات بزاق زالو از آن به عنوان درمان بیماری‌های ترومبوتیك استفاده كرد. در سال 1884 پروفسور فیزیولوژی دانشگاه ولز به نام جابن هی‌كرافت به خاصیت ضد انعقادی ترشحات گوارشی زالو پی برد و در سال 1950 فریتس ماركواست از آلمان توانست پروتئین هیدرودین را از زالو‌ی پزشكی جدا كند.

 

خواص هیرودین :

هیرودین مهمترین ماده ضد انعقاد بزاق زالو است. پروتئینی‌ متشكل از 65 اسید آمینه است و ردیف اسیدهای آمینه آن با تكنیك PCR مشخص شده است. خاصیت ضد انعقادی هیرودین قوی تر از هپارین است. عمل هیرودین به وسیله عوامل دیگر موجود در زالو مانند همنتین و آنتی استاتین تقویت می‌شود. فعالیت هیرودین را از روی خاصیت ترومبین آن بیان می‌كنند. امروزه فرم نوتركیب هیرودین به نام لیپرودین سنتز شده است. هیرودین توانایی زیادی در ممانعت از انعقاد خون دارد به طوری كه چند قطره بزاق دهان زالو قادر است مقدار زیادی خون را به صورت مایع نگه‌دارد و مانع انعقاد آن شود ( با آزمایشی كه به صورت تجربی بر روی خون مكیده شده توسط زالو انجام شد زمان لخته شدن خون به بیش از 6 ساعت افزایش یافته بود ).

 

وقتی كه خون با لبه بریده بافت تماس حاصل می كند فاكتور 12 یا هاگمن فاكتور فعال می‌شود. متعاقب فعال شدن این فاكتور انعقادی یك سری آنزیم‌ها از جمله آنزیم پروتئاز ترومبین فعال می‌شود این آنزیم سبب تبدیل فیبرینوژن به فیبرین می‌شود و فیبرین به صورت رشته‌های كلاف مانند ، محل بریدگی را می‌بندد و مانع خونریزی می‌شود و خون را منعقد می‌كند. هیرودین به صورت خیلی اختصاصی و قوی از فعالیت آنزیم پیروتئاز ترومبین جلوگیری می‌كند و مانع انعقاد خون می‌شود. فیبرینوژن یك مولكول دایمر است و دو محل اتصال ( FG ) یا ( Binding sites ) برای رسپتور پلاكت‌های فعال شده دارد. ( Gp116-111a ) این محل اتصال می‌تواند سبب اتصال پلاكت‌ها و ایجاد تجمع پلاكتی كند. احتمالاً هیرودین مانع اتصال دور رسپتور ( Fg/Gp ) می شود و از این طریق مانع انعقاد خون می شود از تجمع پلاكت‌ها جلوگیری می كند. اتصال پلاكت‌ها در داخل عروق می‌تواند مرجع به تشكیل پلاكت‌های عروقی و انسداد عروق شود.

 

زالو درمانی, خواص زالو

 

خواص دیگر هیرودین :

هیرودین با انبساط ماهیچه‌های صاف جدار عروق سبب گشادی عروق و افزایش جریان خون می‌شود. هیرودین خاصیت بی‌حس كنندگی دارد ؛ لذا دقایقی بعد از چسبیدن زالو به محل و ترشح بزاق منطقه بی‌حس می شود و احساس سوزش ناشی از نیش زالو از بین می‌رود و بیمار به راحتی وجود زالو و خونخواری آن را تحمل می‌كند. بطور كلی برای هیرودین اثرات آنتی كواگولانت ، آنتی ترمبوتیك ، ترمبولیتیك ، آنتی ایسكمیك ، هیپوتنسیو ، تحریك كننده سیستم ایمنی ، ممانعت از تصلب شرائین ، بی حس‌كنندگی ، آنتی باكتریال و خاصیت ضد التهابی شناخته شده است. پژوهشگران دپارتمان فارماكولوژی دانشگاه كنتاكی طی تحقیقاتی ، اثرات ضد انعقادی هیرودین را با هپارین مقایسه كرده‌اند :

* هیرودین برای فعال شدن نیاز به كوفاكتور ندارد.

* هیرودین اثرات پایدار و یكنواخت وابسته به دوز دارد.

* هیرودین اثر مستقیم روی مهار ترومبین دارد.

* هیرودین مسمومیت ندارد.

* هیرودین بی حسی موضعی می دهد.

 

2 ) بدلین : این یك آنزیم مهار كننده پروتئازها مانند تریپسین كیموتریپسین یا پلاسمین است كه فاكتورهای تورم و پخش شدن در بافت می‌باشند.

 

3 ) آپیراز : آپیراز یك آنزیم قوی ضد تجمع پلاكت‌ها با اثرات روان سازی جریان خون است.

 

4 ) اگلین : اگلین ، ضمن این كه یك آنزیم ضد تورم است ، ضد اكسیداسیون و ضد رادیكال نیز می‌باشد.

 

5 ) دستابیلاز : این آنزیم كه یك فاكتور ضد تجمع پلاكتی بسیار قدرتمند است ، با اثرات فیبرینولیزی و هیدورلیزكنندگی منجر به حل شدن لخته‌های خونی تشكیل شده می‌شود ، این آنزیم به وسیله‌ی نیكونوف كشف گردید كه یك شیوه‌ی درمانی بسیار هیجان‌انگیز را معرفی كرد.

 

6 ) هیالورونیداز : این ماده هم به عنوان فاكتور پخش كننده و هم به عنوان یك عنوان یك آنتی بیوتیك عمل می‌كند. این آنزیم با حل كردن مواد بافتی ، زمینه پخش بزاق زالو را در بافت‌ها فراهم می‌كند و با این كار زالو توانایی می‌یابد بافت‌های دور دست را نیز تحت تأثیر قرار دهد و اثرات درمانی در همه‌ جای بدن به خصوص در نزدیكی محل اتصال زالو به بدن بر جای بگذارد.

 

7 ) لیپازها و استرازها : از لیپولیتیك فاكتورها هستند و چربی‌ها را تجزیه می‌كنند و استفاده‌های درمانی از آن شروع شده است.

 

8 ) یك ماده بی حس كننده : وقتی زالو پوست را نیش می‌زند ، ایجاد یك زخم به شكل Y می‌كند ، كه كاملاً بدون درد می‌باشد و به دلیل وجود ماده قوی بی‌حس كنندگی ، به سادگی ، احساس خنكی ایجاد می‌نماید. و بعد از حدود 5 دقیقه پس از چسبیدن زالو به محل ، بیمار دیگر احساس درد و سوزش ندارد و تا آخرین مرحله زالو درمانی ، موجود زالو روی بدن به راحتی تحمل می‌شود.

 

9 ) آنتی الاستاز : این ماده كه از طریق كنترل عمل الاستاز فعالیت می‌كند ، آنزیمی است كه الاستین جلدی را به خصوص در پوست ، تنزل می‌دهد.

 

10 ) ماده گشادكننده رگ : این ماده كه هنوز به طور رسمی مشخص نشده بسیار شبیه هیستامین است. این ماده مانند نوروترانسمیترها كه از 34 غذه‌ی مغزی كه در طول بدن زالوی هیرودومدیسینالیس تقسیم شده‌اند ، ترشح می‌شود. چند دقیقه پس از اتصال زالو محل نیش قرمز و پرخون می‌شود ؛ شاید این پرخونی را بتوان به این ماده نسبت داد كه فلوی ( جریان ) خون را در محل افزایش داده است.

 

11 ) منوكسید نیتروژن سنتتاز : این فاكتور موجود در بزاق زالو شبیه به نوع انسانی است كه سبب ترمیم اعصاب صدمه دیده می‌شود.

 

12 ) اورگلاز : دارای اثرات درمانی در بیماری آرتروز است. بسیار دیده شده است كه افراد مبتلا به آرتروز زانو كه از درد زانو و محدودیت حركتی زانوها رنج می‌برند با چند جلسه زالو درمانی بهبودی بسیار می‌یابند. و ما این را به كرات تجربه كرده‌ایم. زالو همچنین كاتكولامین ترشح می‌كند كه روی پایانه‌های عصبی بخصوص در پوست مانند دوپامین و سروتونین عمل می‌كند.

استیل كولین مترشحه در هیرودومدیسینالیس خیلی مهم است. روش رسمی برای سنجش استیل كولین در بافت ، بر اساس یك روش بیولوژیك شامل قدرت انقباض قسمت پشت زالو می‌باشد.

مواد دیگری مانند استیل كولین ، نوروترنسمیترها مواد شبه هیستامینی با اثرات وازودیلاتوری ، Hementin ، Anti statin ، و آنزیم مشابه PG12 ) Prostaglaindine ) كه مانع فعالیت كالیكریین و فاكتورهای XI و XII می‌شود نیز در بزاق زالو یافت می‌شود.

 

خواص درمانی زالو :

زالو خون را بهتر از حجامت از عمق بدن بیرون می‌كشد. زالو انداختن برای بیماریهای پوستی مثل جوش‌ ، دمل‌های صورت ، لكه‌ها و نقطه‌های سیاه و سفید و نظایر آن مفید است. امروزه زالو به دلیل خاصیت ضد انعقاد خود یكی از ابزارهای جراحی در پیوندها و دوام بافت پیوندی است. هر زالو حدوداً 5CC خون در مرحله اول می‌مكد. البته اگر خونریزی را قطع نكنید ممكن است تا 150CC خونریزی ادامه یابد (  10 ساعت یا بیشتر ). طی زالو درمانی با 10 عدد زالو ، خون از دست رفته ( شامل خونریزی پس از اتمام خونخواری ) 250-350 CC خواهد بود. تحقیقات نشان می‌دهد كه 3-5 روز پس از زالو اندازی عروق جدیدی در اطراف و حاشیه‌ی محل نیش زالو به وجود می‌آیند كه برای تخلیه عروقی این ناحیه مفیدند. بنابراین از نظر درمانی بسیار مهم است كه درمان به زودی قطع نشود ؛ بلكه در دفعات بعدی نیز ادامه یابد تا بیماری و آسیب مرتفع شود. اثرات فارماكولوژیكی بزاق زالو به مدت 10 ساعت یا بیشتر در محل زخم باقی می‌ماند. چنین اثراتی را نمی‌شود با مصرف مواد ضد انعقادی معمولی مثل هپارین در زخم‌های كوچك پوست به وجود آورد. در بیشتر روش‌های جراحی استفاده از زالو توسط جراح ماهر برای بیمار توضیح داده می‌شود ، این روش قدیمی یك روش بی درد كننده اساسی است ؛ زیرا ترشحات زالو با تأثیر بر روی اعصاب اطراف محل درد ، بی‌حسی موضعی ایجاد می‌كند.

 

زالو درمانی,زالو انداختن,خواص زالو درمانی

 

جایگاه زالو در طب سنتی ایرانیان :  شیخ‌الرئیس ابن‌سینا باب مبسوطی پیرامون زالو دارد و چنین می‌فرمایند :

«از زالوهایی كه كرك‌ریز و نرم دارند یا لاجوردی رنگ هستند پرهیز كنید زیرا دچار غشی، خونریزی، تب، سستی و قرحه‌های بدخیم خواهید شد. از زالویی استفاده شود كه در آب‌های خزه‌دار كه محل زیست قورباغه‌هاست نمو كرده و نه زالویی كه در آبهای گل‌آلود سیاه بوده است. زالو بهتر است «حجامت» خون تباه را از عمق بدن بیرون می‌كشد. زالو را ابتدا سرازیر نگهدارید تا استفراغ كند و محتویات شكمش بیرون آید سپس اندكی خون بره به او بدهید. سپس مواد چسبنده و كثیف بدن او را با بوراكس پاك كنید ( استفاده از مواد صابونی عطردار مضر است) و جایی را كه می‌خواهید زالو بگذارید با دست مالش دهید تا سرخ شود. اگر جای زالو انداختن را با گل سرشور یا خون اندود كنند. زالو بهتر می‌چسبد. بهتر آن است كه پس از جدا شدن زالو، محل گزش او را حجامت برنهید تا احیاناً اگر آزاری و عفونتی براثر نیش زالو عارض شده، از بین برود اگر پس از زالو اندازی خون بند نمی‌آید مازوج سوخته، نوره، خاكستر یا سوده نرم (یا پودر باقلا و زردچوبه)استعمال شود. زالو اندازی برای بیماری‌های پوست از قبیل جوش‌ها، دمل‌ها، لكه‌های سیاه و نقطه‌های سیاه و سپید و... مفید است.»

 

در طب عامیانه نیز زالو در كوچه و بازار به فروش می‌رسیده و تا حدود سی‌سال قبل، همه می‌دانستند كه برای علاج زخم چركین و دمل بهترین درمان زالو اندازی است. یا برای پیشگیری از فساد دهان و لثه و داشتن دندانهای محكم باید بناگوش را زالو گذاشت. مخبرالسلطنه در كتاب خاطرات و خطرات حكایتی جالب نقل می‌كند : «جهانگیرخان وزیر صنایع دچار قانقریا شد و دكتر تولوزان فرانسوی (پزشك مخصوص دربار) دستور به قطع پای ایشان داد. آشنایان جهانگیرخان با قطع پا مخالفت ورزیده و میرزاحسن‌خان جراح‌باشی محله را به عیادت جهانگیرخان آوردند. او پس از معاینه گفت به من یازده روز فرصت دهید تا این پا را معالجه كنم. میرزاحسن در سه نوبت زالوی زیادی به پای بیمار انداخت و پس از یاده روز از تولوزان فرانسوی دعوت كردند كه پا را ملاحظه كند. تولوزان وقتی پا را دید، بهبود آن را تأیید كرد و از اینكه قبلاً به میرزاحسن ناسزا گفته بود معذرت خواهی كرد و دویست تومان به میرزاحسن داد».

 

زالو اندازی جزو سنت‌های درمانی پذیرفته شده و به همان معروفیت و مقبولیت حجامت و فصد (رگ‌زنی) بین توده‌های مردم رواج داشت. آری این حیوان یك گرمی به ظاهر مشمئز كننده طی سالیان دراز بیماری‌های صعب‌العلاجی را براحتی درمان می‌كرد و بیماران را از صرف هزینه‌های گزاف، بریده شدن از اندام‌ها، بد شكل شدن پوست، فلج شدن ناشی از سكته مغزی و . . . نجات می‌داده است. تأیید این نظر را با پرسش از افراد 40سال به بالا می‌توانید جستجو كنید.دیدگاه حكیم جرجانی پیرامون زالو درمانی : جرجانی معتقد است بهترین زالو، زالوی موجود در آب‌های پاكیزه است و شكل او باید همانند دم موش باشد و شكم او سرخ و پشت او سبز و سرش كوچك باشد و او نیز معتقد است منفعت زالو بیشتر در بیماری‌های پوستی مانند ریش بلخی، قوبا، سعفه و . . . می‌باشد. طریقه استعمال و موارد احتیاطی كه جرجانی برشمرده همان دیدگاه بوعلی‌سیناست كه از تكرار آن صرف‌نظر می‌كنیم. نكته بارز افتراق دیدگاه جرجانی با تمام حكما درباره كاربرد زالو این جمله او در كتاب ذخیره است كه می‌فرماید : «نخست تن را به فصد و مسهل پاك باید كرد و سپس دیوچه (زالو) را فراز گذارید تا منفعت او پدید آید»

 

 آشنایی با زالو درمانی,آشنایی با زالو درمانی,زالو درمانی

 

منبع:zaloo.ir







نظرات() 

جلوگیری از سرطان با طب سنتی‌

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:51 ب.ظ

جلوگیری از سرطان, راههای جلوگیری از سرطان

وقتی سودا در بدن افزایش یابد باعث ایجاد سرطان در اعضای مختلف بدن می‌شود

 

طبق دیدگاه طب سنتی، وقتی رسوبات در داخل خون افزایش می‌یابد، احتمال بروز سرطان در فرد نیز افزایش پیدا می‌کند. سرطان در گذشته هم وجود داشته است اما از زمانی که آگاهی بشر به حدی رسید که علت مرگ و میر و بیماری‌های ناشناخته را کشف کرد، مشخص شد که علت سرطان تا حد زیادی تغذیه‌ای است. در واقع از زمانی که افراد سعی کردند غذاهای خود را تغییر دهند، تنوع طلب شدند و به سراغ غذاهایی رفتند که باطبع و مزاج‌شان سازگاری نداشت، سرطان شیوع بیشتری یافت.

 

علت بروز تمام سرطان‌ها افزایش یک ماده با عنوان "سودا" است، وقتی سودا در بدن افزایش یابد، بنا به شرایط جسمی فرد باعث ایجاد سرطان در اعضای مختلف بدن می‌شود. علت ایجاد سرطان، افزایش سودا در بدن است؛ یعنی عواملی که باعث افزایش سودا در بدن شود، زمینه ابتلا به سرطان را فراهم می کند. به عنوان مثال مصرف غذاهایی که باعث افزایش غلظت خون شود، مانند غذاهای تهیه شده از گوشت گاو، غذاهای مانده، کنسرو و فریز شده تولید سودا را افزایش می‌دهد.

 

به مردم می‌شود توصیه کرد که از غذاهای کنسروی، مانده و… استفاده نکنند. افرادی که زمینه افزایش سودا دارند و به تشخیص پزشک غلظت سودا در بدن آن‌ها افزایش یافته است، بهتر است از این مواد غذایی کمتر مصرف کنند.

 

مردم از غذاهای گوشتی بسیار بیشتر از غذاهای گیاهی استفاده می کنند و بعضی در کنار استفاده از غذاهای گیاهی، سعی می‌کنند از گوشت هم استفاده کنند. در این موارد باید گفت این رژیم چندان کارآیی ندارد، بلکه باید هفته ای چند بار تنها از غذاهای گیاهی و بدون گوشت استفاده کرد. این کار باعث می شود سیستم دفاعی بدن تقویت شود. در ضمن بدن فرصت بازسازی و رسوب‌زدایی پیدا خواهد کرد.

 

افزایش سودا موجب بالا رفتن حرارت کبد و ضعف عملکرد طحال می‌شود، حرارت بالای کبد در برخی موارد سبب افزایش سودا در بدن می‌شود، برای مثال زمانی را تصور کنید که حرارت زیر ظرف غذا زیاد باشد و مواد غذایی بسوزد و سوخته آن در ظرف باقی بماند. در کبد نیز چنین اتفاقی خواهد افتاد. یعنی وقتی حرارت کبد بالا باشد، مواد غذایی می‌سوزد که به سوخته آن "سودا" می‌گویند و این امر باعث ایجاد سرطان می‌شود. همچنین ضعف عملکرد طحال که محل ذخیره سوداست در افزایش آن در بدن موثر است.

 

به افراد توصیه می‌کنیم که از غذاهای ذکر شده کمتر استفاده کنند و عملکرد کبد را با طبیب آشنا به طب سنتی اصلاح کنند؛ یعنی اگر حرارت کبد بالاست با خوردن عرق کاسنی حرارت آن را کم کنند و اگر کبد سرد است باز هم با مصرف مواد مناسب عملکرد آن را اصلاح کنند.

 

خوب جویدن غذا و پرهیز از آشامیدن آب بین غذا از عوامل موثر در پیشگیری از سرطان است و افراد باید به این نکته توجه کنند که غذا باید خوب جویده شود تا هضم آن آسان‌تر شود، زیرا اگر غذا خوب هضم نشود، مشکلات کبد بیشتر می‌شود.

 

متاسفانه امروزه شاهد هستیم که مردم غذا را به خوبی نمی‌جوند و همچنین از آب یا نوشیدنی بین غذا استفاده می‌کنند که این دو مورد سبب افزایش مشکلات می‌شود. بنابراین توصیه برای آنها، این است که عادت‌های غذایی نادرست را کنار بگذارند.

 

توصیه اکید طب سنتی کاهش مصرف غذاهای صنعتی، نوشابه‌های گازدار و غذاهای حاوی مواد نگهدارنده مانند سوسیس، کالباس، غذاهای کنسروی و انواع غذاهایی است که برای ماندگاری بیشتر مواد نگه‌دارنده دارد.

 

 بروز برخی سرطان‌ها در خانم‌ها و بعضی دیگر در آقایان شایع‌تر است، به عنوان مثال سرطان ریه در مردان و سرطان سینه در زنان شایع‌تر است، زیرا هر عضو از بدن ممکن است به دلیل ضعفی که پیدا کرده، مواد زائد را در خود جمع کند.

 

در طب سنتی درمان راحتی برای سرطان وجود ندارد، توصیه کلی این است که بیماران درمان معمول خود را داشته باشند و در کنار آن با مشورت پزشک از بعضی داروهای گیاهی استفاده کنند و از مواد سودازا بهره گیرند. به عنوان مثال همان طور که گفته شد عرق کاسنی به کاهش حرارت کبد کمک می‌کند و گزینه مناسبی برای بیماران است که با مشورت متخصص طب سنتی می‌توانند از آن استفاده کنند.

 

این بیماران نباید به هیچ عنوان درمان معمول را کنار بگذارند و تنها از داروهای گیاهی مصرف کنند. این اقدام بسیار خطرناک است و به سلامت آنان آسیب می‌رساند.

بر اساس نسخه‌های طب سنتی گیاهان دارویی مانند "افتیمون"، "بارهنگ"، "جعفری"، "انار"، "زیتون" و "انگور" در درمان سرطان نقش بسزایی دارند.
ابوعلی سینا "افتیمون" را یکی از داروهای گیاهی موثر در درمان سرطان معرفی می‌کند و بر اساس نسخه‌های حکیم ابوعلی سینا، سرطان اگر به موقع تشخیص داده شود در مرحله اول می‌توان با تجویز گیاهان دارویی آن را مهار کرد.

 

در درمان سرطان بوسیله طب سنتی ابتدا باید مزاج بیمار شناخته شده و سپس با گیاهان دارویی و انجام بادکش‌های گرم و خشک به درمان بیماری پرداخت.
این رویکرد که بوسیله طب سنتی می‌توان تمام بیماری‌ها را درمان کرد، اشتباه است؛ چرا که در بسیاری از مواقع طب سنتی تکمیل کننده طب رایج است.
منبع:salamatnews.com





نظرات() 

نقدی برکتاب واژگان گیلکی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:42 ب.ظ



 به نوشته ی دوستان فرهیخته  جناب فرامرز شکوری و برزو دلاور  

ضمن عرض خسته نباشید برای تدوین این اثر ارزشمندکه برگ مهمی از ادبیات مادری خودورق زده اند این کار عالیجنابان در جای خود قابل تحسین و ستوده نی ایست؛و در این کتاب نقطه قوت بسیار ظریفانه ای وجود دارد قابل استفاده هم استانیهای گیلانی ادب پرور وبنده حقیر خواهد بود؛ولی خلوص  ارادتی که خدمت این دو ادیب بزرگوار دارم؛با اجازه نقد مختصری از دیدگان خود به این اثرارزشمند داشته کتبا معروض میدارم

با احترام ب مرادی (ائلچی بئ)

همانطوری که میدانیم مملکت محروسه ایران کثیرملله بوده امروزه یازده قوم با هویت تعریف شده در این کشور زندگی میکنند ؛که دری زبانها یکی از ده طایفه محسوب میگردند؛بنا به آمار غیر رسمی در کل دنیا  نزدیک 4000000 میلیون نفر بالغ میشوند ؛عمده ترین قومی که امروزه در ایر ان زندگی میکند اقوام ترک هستند(آذربایجانی(ترکمنی)(قشقایی)(ترک خراسان)بعداز ترکان دومین قوم ساکن در محدوده سرزمینی ایران اقوام مادی نژاد هستند همچون (کُرد)(تات وتالش)(گیلک)(مازندرانی)ها همانطوریکه میدانیم قوم(لُر)نژادسومری داشته؛که بعداز فروپاشی امپراطوری سومرتمدن ایلام رابه وجود آورده؛ودر گذشت زمان لحجه ی مادی بر خود گرفته اند؛بنا به گفته محققین طایفه ی که امروزه به عنوان سیستانی معروف هستندجزو اقوام مادی نژاد بوده وپسر عموهای کردها محسوب میشوند اقوام عرب هم تاریخ مشخص خودرا دارد؛حال نقد بنده بر این کتاب این هست؛ که بر اثر کلی گویی هیچ اشاره ی منتسب بودن قوم گیلک به اقوام مادی نشده به نظر بنده این موضوع همچون گره گمشده در تاریخ باقی خواهد ماند؛همانطوریکه میدانیم جعل کننده گان تاریخ رضاشاهی با دست دل بازی تمام خواسته انداقوام ایرانی را زیرسقف دری زبانها جمع کرده با خرج میلیاردها هزینه قصد ساختن ملت واحده ای با گرایش پرسه آریا گرایی شده اند؛در صورتی که بعضی از تاریخ نگاران منصف همچون داوود پیرنیا مشیردوله درکتاب (تاریخ باستان ایران)عربی بودن پرسه (پارسها)را بیان می کند؛ متاسفانه بنا به آشفته بازاری که بوجود آورده اند؛فرصت تفکیک موضوع را از ما گرفته اند؛دوستان من؛ دری زبانها از نظر نژادی هیچ ارتباط و اشتراکی قومی با با پرسه نداشته؛دری زبانها در واقع از غزنه و افغانستان هستند تا به قرن پنچم ششم خودرا غزی خطاب میکردند؛بدین ابیات سنایی غزنوی دقت بفرماید که زبان خود راغزی معرفی میکند

گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غز اسا

زانرو که تا مرا ببری پیش خواجه آب

چون تو دروغ گفتی؛داد از طریق است

هم لطف غزنوی به مصحف ترا جواب

اگر اشعار محلی حافظ و سعدی را ملاحظه کرده باشید هیچگونه شباهتی به زبان دری امروزی ندارد؛پس نباید اشتباه بکنیم که زبان امروزی پارس شیرازی همان زبان دری ایست؛ همه ما میدانیم که بعداز حمله اعراب به سرزمین کثیرملله بنام ایران امروزی  زبان دری(درباری) توسط پادشاهان ترک به این خاطر تقویت گردید که بتوانند با اعراب که آنروزکه حاکمیت دونیای اسلام را داشتند

ارتباط ایجاد نمایند؛زبان دری در واقع لحجه ی از زبان عربی ایست خود به واحد نمی تواند زبان تلقی بشود چون بنا دستور زبانی دارد در روی زبان عربی پی ریزی شده است

امروزه زبان دری همچون جُل هزاره پینه ایست از هر ملتی کهنه پارچه ای بقول ترکها بخود یاماق کرده میخواهد تاریخ وهویت دیگر اقوام ایرانی به نحو خود مصادره نماید؛و سخن آخراینکه هر کس هویت وتاریخ اقوامی مادی را به نحو  دری زبانها مصادره میکند کار ناسوابی کرده است  

حال اشتراکات زبانی اقوام مادی را بررسی و مقایسه می کنیم؛

کلمات رایج در زبان کردی تالشی و گیلکی مازندرانی

کردی-

1-خاک(خول)2-آب(اوو)3-آتش( اوو)4-الله (خیدا)5-درخت(در)6دریا(روبر)7-چشمه(کانی)8-گهواره(لانَک)9-مادر(داییک)10-دختر(کیج)11-عروس (بوک)12-پسر(کور)13-پشم(خوری)14-آهن(آسین)15-خانه(مال)

تالشی-

1-آب (آو)2-آتش(آلاو)3-الله(خیدا)4-درخت(دار)5-چشمه(خونی ویاخانی)6-گهواره(دافاره)7-مادر(ننه)8-دخترتاتی(دیج)تالشی (کیله)9-عروس (ویوو)10-پسر (کوله)11-آهن(اوسسون)12-بزرگ(یولا)

گیلکی-

1-درخت(دار)2-دختر(گور)3-عروس(گیشه ویا کیشا)4- پسر(زای)به بچه هم گفته میشود   

گالیشی و مازندرانی-

1-دختر( کیجا)2- پسر(رکا)که نام شهرری از این کلمه گالیشی گرفته شده هست

همانطوری که ملاحظه میفرمایید کلمات رایج امروزی اقوام مادی هیچ گونه شباهتی به زبان پرسه و دری نداشته ای بسا دری زبانهابر اثر نداشتن بلاغت  زبانی کلمات همچون اوو شمارا گرفته بصورت آب تلفظ میکنند زبان اقوام مادی  گویش فهلوی  همسویی دارد که در رباعیات بابا طاهرغیره منعکس شده هست؛

حال نقد بر کتاب واژگان گیلکی

1-(آبای)صفحه 13 (آبای)بنا به نوشته کتاب قوتاد بیلیک یوسف خاص حاجب (آپا)به معنی انسان بیان شده است ؛بنا به نوشته کتاب فرهنگ الغت مقالید الترکیه فتحعلی خان قاجار کلمه بای را به معنی غنی و دولتمند معنی شده؛اینکه نوشته اید( آبای) به معنی دوست و رفیق به نظر بنده متفاوت هست که تلفظ کلمه منحصرا در شهرانزلی یک کلمه محبت آمیزی هست افراد جهت جلب توجه دیگری بکار میبرد

2- (آپار)صفحه 15این واژه در ترکی به معنی امر بردن هست یعنی ببر؛اینکه سنگ پهن معنی کرده اید من در هیچ منبعی مشاهده نکرده ام

3- (آقا)درصفحه17آقا در اصل کلمه ترکی اویغوری ایست که مغولان هم استفاده کرده اند قان یکی از نامهای خداوند بوده که بعدا قا آن به برادربزرگتر اتلاق شده هست تا اینکه امروزه بصورت آقا تلفظ میشود

4-(آقاسی)سرورش؛ پدرش؛ بزرگش؛ شوهرش

5-(آل)صفحه ی 18در اصل یک کلمه تر کی ایست در بر گرفته از طایفه ی آلانها و آلبانهای ترک مسیحی میباشد که حکمرانانشان همواره زنان غیوری بودند دوشمنانشان را همواره در ترس حراس بسر میبردند؛که  این نام ترسناک برایشان متصور شده اند امروزه هم طایفه ترک نژاد آلانها در کشورهای اورپای شرقی مجارستان و بلغارستان ترکیه و جنوب غرب روسیه زندگی میکنند

6-(آلاوا)صفحه 24این کلمه خاک سفیدی ایست که از معادن استخراج کرده قبلا ها با آن خانه هایی روستایی را سفید میکردندکلمه ی ترکیست

7-(انزلی)در صفحه 25وجه تسمیه انزلی به نظر بنده غیر توضیح  کتاب شما خواهدبود  بخاطراینکه  ما شهری در کناردریای سیاه بدین نام داریم و در ساحل غربی دریاچه اورمیه به همین نام شهری موجودهست ونیز روستایی در شهرستان طارم کنار رود قزل اوزن داریم؛به نظر بنده نام انزلی از گیاهی بر گرفته شده هست که در کنار تالابها و رودخانه رشد میکندکه ما به زبان ترکی آنرا (لی)میگوییم بوته ی سوزنی شکل  بدون برگ هست با آن کلاه حصیری و غیره درست می کنند

 8-(اوراق)صفحه 25کلمه ی ترکیست که ترکی بودنش را در کتاب قید نکرده اید

9-(بُت)صفحه ی 31 کلمه روسی ایست

10-(بشم)(بئش مین)صفحه33این اتفاق تاریخی هنوز در اذهان پیر زنان و پیرمردان ترک انزلیچی باقی ایست که تاریخ 1918میلادی پنچ هزارنفردر سه کشتی یکباره در ساحل این روستاپهلو گرفته بالغ 5000هزارنفر مهاجرین قفقاز پیاده شده تا درمحلات مشخص  انزلی ساکن میشوند 

11-(پابرنده آقا)آقانجفی صفحه39اصلیتش باکویی ایست بعداز انقلاب بالشویکی 1918به اتفاق دوتا برادرش به شهر نجف پناهده شده آقا نجفی بعداز مدتی برگشته قصد مراجعت به باکو داشته دولت کمونیستی شوروی راه را برویش بست لازم بذکراست قبر  پدر آقا نجفی اَت آقا دریکی محله های قدیمی باکوامامزاده هست

12(پیر شرفشاه دولابی)صفحه 43از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی میباشد

13-(پره)صفحه44 به نظر من باید توضیح بیشتری میدادید

14-(تالسی)تالشی صفحه52مغولی بودن کلمه را درکتابی دیده ام حالا حضور ذهن ندارم که تالس یکی سرداران مغول بوده  از جانب حکمران ایلخانان در اینجا به نیابت مغولان حکمرانی میکرده  

15-(جوجی)صفحه62این کلمه ریشه ترکی دارد ؛جوجوق یعنی کودک غیره همه از این کلمه مشتق شده هست

16-(چاپاق)صفحه67در ترکی به معنی بتازانیم اتلاق میشود

17-(چاروا)صفحه67 در اصل چهارپا صحیح هست

18-(چَم)صفحه70چَم کلمه ترکیست به معنی سمت سو هم استفاده میشود 

19-(چمچه)چومچه صفحه70کلمه ترکیست به عنوان ملاغه و یا دست چمچه ای برای بنّایان دارند اتلاق میشود

20-(چیمناز)صفحه 74 از اسامی زنان  ترکیست به معنی عشوه گر هست

21-(خانم)صفحه 78کلمه ی ترکیست که قان و قا آن گرفته شده زن محترمه راه گویند همچنان که می بینیند دری زبانها همچنین کلماتی از ترکی به اسارت خود گرفته و ریشه آنرا تحریف میکنند

22-(خوخان)خاخام صفحه82همان کلمه خاخام موللایان یهودی را گویند که بر اثر تبلیغ مللایان مسلمان یک موجود ترسناک از آنهاترسیم کرده اند

23-(دادا)صفحه85 این کلمه از اقوام  مادی بوده ترکی نیست

24-(داش آقا)دربان ویا وزیر دربار را گویند تاش ویا داش در ترکی به معنای بیرون ودم در خانه هست

25-(ساچ)صفحه 105 کلمه ترکیست به معنای کیس هست آنکه جلوی سر گذاشته میشود مال آقایان را تئل  گویندمال خانم هارا بیرچک و یا جیققا (تاج)گویند؛ساج در واقع  شئی آهنی ایست تشت مانند آنرا روی آتش اجاق گذاشته نان پزند 

26-(ساق)صفحه 105کلمه ترکیست به معنی سلامت هست  .ونیز سمت راست را گویند

27-(شیلات)صفحه121کلمه شیلات بنا نوشته ی فرهنگ الغت مقالیدالترکیه فتحعلی خان قاجاردر قدیم  به یک نوع خوراک شاهانه گفته میشده  از ردیف کلمات همچون شیش یعنی سیخ کباب و ششلیک یک نوع کباب را گویندکلمه  شیلات هم برگرفته از همین  نوع کلمات هست عینا ترکیست

28-(صومعه سرا)صفحه124این ادعا شاید درست نباشد بنا به نوشته کتاب اَحسن تواریخ حسن بئ روملو؛   خود بنای صومعه سرا در قرن دهم هجری صورت گرفته هست که موقتا قبرپادشاه کار کیای گیلانی در نظر گرفته شده بودکه  بر اثر دسیسه اطرافیانش در رشت به قتل رسیده بود شاه اسمایل صفوی پسر کار کیای گیلانی احمد کیارا مامورمی کند که شبانه جنازه پدرش محل اتراق قشون درآن موقع زمین بایر بوده به  صومعه سرای فعلی انتقال داده موقتی در آنجا دفن کرده سنگ قبری برایش در نظرمیگیرند چونکه ایشان سید بودند پارچه سبزی در روی قبرش می کشند؛ این امر باعث میشود از طرف عوام الناس امامزاده تلقی شده جماعت از اطراف در جوارقبر خانه هایی ساخته تا اینکه شهر سومعه سرا بدین صورت شکل میگیردلازم بذکر هست  احمد کیا بعدا نبش قبر نموده جنازه پدرش به لاهیجان منتقل میکند

29-(قازی)غازی صفحه131در لغت نامه ترکی به کسی اطلاق میشود همواره در راه خدا جهاد کرده باشد و اگر (ق)نوشته بشود ترکیست

30-(غرغرچی)قورقورچی صفحه131به کسی گفته میشود که همیشه از اطرافیانیش شاکی بوده هئ قور بزند کلمه ترکیست

31-(قنج)غنج صفحه 132کلمه ترکی ایست به معنی عشوه وناز هست

31-(غولام)صفحه 132کلمه عربی ایست جمع غلامان را گویند

32-(قاتوق)قاتیق-صفحه 139یعنی بهم خورده وقاتیق به معنای ماست هم هست در لحجه ی تبریز یوغورت نیز گویند اصل کلمه ترکی ایست

33-(قارویر)کاکای یک نوع مرغی ایست در ساحل تالابها زندگی میکند (کا کا یئر) جاییکه در آنجا مرغ کاکایی باشد یئر در ترکی به معنی زمین و اتراق هست

34-(قاطر)قاطیرصفحه140همین توضیحات کتاب درست هست ولی قاتیق در ترکی دورگه را نیز گویند

35-(قیقاج)صفحه143به گوشه چشمی نگاه کردن را گویند که توام با نازدخترانه  باشد

36-(کلویر)صفحه 152من در کتابی به معنی چمنزاردیده بودم ولی الان حضور ذهن ندارم کدام کتاب بود.ولی از قالب کلمه چنین بر می آید (کولی یئر) باشدساحلی که در آن ماهی کولی گرفته باشند

37-(گودو)گودمک صفحه 163به معنای  پاییدن و وتعقیب کردن هست کلمه ترکیست

38-(گورخانه)قورخانه صفحه 164به معنی زراتخانه و اسلحه خانه هست عینا کلمه ترکیست

39-(لاپ)صفحه 169کلمه ی درستش (یاپ) هست اصولا کلماتی که با (ل)عربی شروع میشوند ترکی نیستندیاپ کلمه ترکیست

40-(مالا)مللاح صفحه 178در اصل کلمه عربی ایست

41-(مرجو)مرجی صفحه 181عدس را گویند کلمه ترکی آذربابجانی ایست

42-(منات)مانات صفحه 182حالیه واحد پول جمهوری آذربایجان هست

43-(یاتاغان)یاتاقان صفحه 203یعنی خوابنده امروزه جزو لوازم یدکی ماشین آلات محسوب میشود اصل کلمه تر کیست  

44-(یالغوز)یالقوزصفحه 204غریب و تک تنها را گویند

45-(یامان)صفحه 204در قدیم یک نوع زخم محلکی بوده ومعنی دیگری اش.بد  وناخوشایندهست 





نظرات() 

باستان‌گرایان متوهم و سیلابئس درسی زبان و ادب تورکی

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:32 ب.ظ


اخیرا موجی از مخالفت‌ها از سوی باستانگرایان و محافل ژورنالیستی مرتبط به آنها در خصوص تدریس زبان و ادب تورکی در دانشگاه‌ها و خصوصا به برنامه درسی کارشناسی زبان ترکی آذربایجانی مصوب سال 82، به انحای مختلف ابراز شده است. از نامه‌نگاری پان ایرانیست‌ها به رییس مجلس گرفته تا درج مطالبی در روزنامه شرق.

۸۹۱۶۵۸۰۳۶۶۸۲۴۴۵۶۵۳۵۰
مهدی میابی
مهدی میابی

کل دلیل و منطق این دلواپسان فرهنگ و تمدن ایران که نمونه‌هایی از آن در روزنامه شرق نوشته شده است، در دو مورد خلاصه می‌شود:
۱- جغرافیای سیاسی منابع تعیین شده از سوی وزارت آموزش عالی در سال ۸۲ برای رشته زبان و ادب ترکی خارج از ایران است.
۲ اکثر نویسندگان کتاب‌های ادبی و گرامری زبان ترکی، توده‌ای و دشمن نظام و اسلام و انقلابند…

در مورد بهانه اول این آقایان بایستی گفت که مطالعه زبان و ادب تورکی آذربایجانی جز با مطالعه تاریخ تکوین این زبان در پهنه گیتی میسر نیست. این چیز عجیبی نیست و برای زبان فارسی نیز چنین تاریخ و جغرافیایی لازم است که تدریس شود. در غیر این صورت چگونه اجازه داده می‌شود که اشعار و آثار بزرگانی چون اقبال لاهوری، زیب النسا، صفیه گلرخسار و یا حتی نظامی گنجوی و خاقانی تدریس شود.

کسی می‌تواند در خصوص سیلابئس درسی زبان و ادب تورکی اظهارنظر کند که خودش در زبانشناسی و ادبیات تورکی متخصص باشد. این باستانپرستان متوهم و دلواپس در حد و اندازه‌ای نیستند که در خصوص این مسائل اظهارنظر کنند. اینها در درجه نخست بایستی کتاب “معاصر ادبی آذری دیلی” پروفسور زهتابی را مطالعه کنند، تعداد صامت و مصوت در زبان تورکی را بشمارند، تمرینات داده شده را حل نمایند و سپس وارد این حوزه خطیر شوند. اظهار نظر این آقایان درباره زبان تورکی چیزی شبیه به این است که من که هیچ اطلاعی از زبان اسپانیولی ندارم، بخواهم درباره این زبان نظری بدهم. حتما خوانندگان این مقال نیز تصدیق می‌فرمایند که این اظهارنظر غیرتخصصی آنان هیچ ارزشی ندارد و این آقایان با این اظهارات مضحک و غیر منطقی، به تعبیر شاعر مورد احترام ادب معاصر فارسی، سهراب سپهری، “سنگ به دیوار دبستان ” می‌زنند.

اما دلیل دوم این حضرات حکایت از دست خالی بودن این آقایان از استدلال‌های منطقی دارد. تنها یک ذهن مسلول و یک اندیشه متصلب است که از فرط عصبیت و بی‌باری چنین اظهاراتی را بیان می‌کند. می‌گویند چون زهتابی، هیئت، نطقی، فرزانه و… عمری در خدمت سرزمین شوراها بوده‌اند، بنابراین آثارشان نباید تدریس شود. نوشته‌های تخصصی موهنان به تشیع و نظام و اسلام نباید به آذربایجانی‌ها تدریس شود. صرفنظر از این که این مفروضات چقدر درست هستند و یا برساخته ذهن حضرات، بایستی گفت که با این استدلال باید شعرها و نوشته‌های نویسندگان و شاعرانی چون ابتهاج، بزرگ علوی، هدایت، ایرج میرزا، سهراب، اخوان ثالث و حتی مولوی و نظامی و خاقانی و جامی (که سنی مذهب بودند) باید از ادبیات فارسی حذف شود… شاید چندان بد هم نباشد.

این باستان پرستان متوهم که عقلشان را روی هم گذاشته و استدلالی کرده‌اند که مرغ پخته را به خنده وا می‌دارد (اؤز دیلیمیز: پیشمیش تویوغون قازاندا گولمه‌یی گلیر…). کودک وار سنگ بر قطار پلورالیسم فرهنگی و زبانی می‌زنند غافل از آنکه جوانان و زنان و مردان آذربایجانی ضرورت پایداری را دیرزمانی است که دریافته‌اند. به این حقیقت ایمان آورده‌اند که زبانشان باید در مدارس تدریس شود. اجماع نخبگان سیاسی و فرهنگی آذربایجان در این خصوص بی‌سابقه است. از همین حالا روزی را می‌بینیم که دختران و پسران آذربایجانی زبان مادری شان را با عشق و علاقه یاد می‌گیرند. قشقایی‌ها و تورکمن‌ها نیز به ما پیوسته‌اند در ساختن بنای فرهنگی اصیل ، بومی و البته مدرن. البته که آن روز خیلی دیر نخواهد بود اگر همت کنیم و باهم باشیم. گوج بیرلیکده‌دیر…





نظرات() 

ترانه جدید علی پرمهر با نام «سلام یئتیر» منتشر شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:20 ب.ظ


ترانه جدید پدیده موسیقی پاپ ترکی ایران 

Ali-Pormehr-Salam-Yetir-mp3-image

به گزارش یول پرس، علی پرمهر که از وی به عنوان یکی از پدیده‌های موسیقی پاپ ترکی در ایران یاد می‌شود، جدیدترین ترانه خود را در وصف خطه موغان و با نام «سلام یئتیر» منتشر کرد.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار یول پرس، از انتشار ترانه‌ای در وصف دریاچه اورمیه در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

پیشتر نیز آلبوم یاغیش آلتیندا و ترانه‌های سن جان ایسته، آختار منی و یاندیرما از وی منتشر شده است که با استقبال گسترده علاقه‌مندان به موسیقی ترکی در سرتاسر کشور قرار گرفته است.

سلام یئتیر را می‌توانید از لینک زیر دانلود نمائید.

download-button-large

پخش‌کننده صوت




نظرات() 

“گلین”، عروس نشریات گیلان؛ گلین اوجاغا گلر

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:17 ب.ظ

تفاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.

۳

نشریه گلین ازجمله نشریاتی هویتگرای آذربایجانی است که در شهرستان آستارا در استان گیلان منتشر می‌شود و در زمان مدت اندکی توانسته در این شهرستان جایگاهی درخور روی دکه‌های مطبوعاتی این شهرستان برای خود پیدا کند، به همین منظور گفتگویی با خسرو حسن‌پور صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول این نشریه ترتیب داده‌ایم.

خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه "گلین"
خسرو حسن‌پور- مدیر مسئول نشریه “گلین”

خسرو حسن‌پور که نشریه وی فعلاً در حوزه فرهنگی به زبان ترکی و فارسی منتشر می‌شود در بیان هدف از این ایجاد نشریه به خبرنگار یول‌پرس، گفت ” می‌دانیم که نشریاتی (هرچند کم تعداد و کم وسعت) به زبان‌های مادری منتشر می‌شوند. اما این نشریات عمدتاً نشریات روشنفکری هستند و مخاطب خاص خود رادارند. هدف بنده این است که نشریه‌ای به زبان مادری و برای عموم مردم داشته باشم.”

وی همچنین هدف و برنامه این نشریه را این‌گونه بیان نمود ” هدف گلین همان‌طور که عرض کردم آمدن به سطح عموم مردم است و اخبار و مطالب عمومی را در نظر دارد. به امید خدا، اگر تصمیم گیران دولتی کمک نمایند، قصد گلین این است که گستره فعالیت خود را به همان رویکرد عمومی ، گسترش دهد تا حدی که علاقه‌مندان خود را از استان‌ها و شهرستان‌های دوردست نیز پیدا کند.”

حسن‌پور معتقد است آنچه این نشریه را از دیگر نشریات متمایز می‌کند شعار این نشریه و جامعه هدف است و دراین‌باره اضافه کرد ” تفاوت اصلی گلین با دیگر نشریات ، در شعار این مجله متبلور شده و آن عبارت است از «گلین اوجاغا گلر». یعنی این مجله می‌خواهد وارد توده اجتماع شود و جای خود را در میان توده‌های مردم علاقه‌مند به زبان مادری بجوید.”

چرا گلین

مدیرمسئول نشریه گلین درباره اسم نشریه می‌گوید ” زیباترین زمان برای انسان ، روز عروسی اوست. درواقع خانم‌ها در روزی که «گلین» می‌شوند ، به اوج زیبایی خود می‌رسند و خاطره این زیبایی تا آخر عمر ، در ذهن آن‌ها می‌ماند. بنابراین اگر بگویم زیباترین نام را انتخاب کرده‌ام ، بیراه نگفته‌ام.”

خسرو حسن‌پور درباره عملکرد خبری یا تحلیلی نشریه گفت ” نه پژوهش و نه خبر، به نظر می‌رسد زمان پرداختن در یک مجله، باوجود وسایل ارتباط‌جمعی سریع و متعدد، گذشته است. کار پژوهشی هم تیم می‌خواهد. تیمی که اعضای آن در زبان مادری خود به معنی اخص کلمه «باسواد» باشند. نشریاتی که چنین کاری انجام دهند، وجود دارند مثل «بایرام»  کار گلین باید این باشد که با عموم مردم دمساز باشد، متخصصان مثلاً رشته تاریخ.

بنابراین اهمیت این مجله باید اطلاع‌رسانی و تحلیل خبرهای فرهنگی و برجسته کردن نقش و اهمیت زبان مادری باشد.”





نظرات() 

شماره هفدهم نشریه “گلین” در گیلان منتشر شد

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:09 ب.ظ

شماره هفدهم نشریه "گلین" به سه زبان ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی و فارسی منتشر شده و در شهرهای رشت و آستارا توزیع شد.

photo_2016-09-08_13-16-12

گلین توسط جمعی از فعالین فرهنگی و هویت‎‌گرای ترک از ابتدای سال ۹۴ فعالیت خود را در استان گیلان و شهر آستارا آغاز کرده است.

مدیرمسئول گلین پیشتر در مصاحبه با یول‌پرس در رابطه به اهداف انتشار این نشریه توضیحاتی را ارائه داده است.





photo_2016-09-08_13-16-12











نظرات() 

برگزاری دومین جشنواره غذاهای محلی و شیرینی های سنتی در بندر آستارا

نوشته شده توسط : قارانقوش
پنجشنبه 1 مهر 1395-04:02 ب.ظ

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بندر آستارا از برگزاری جشنواره غذاهای محلی و شیرینی های سنتی برای دومین بار در این شهرستان خبر داد.

showimage-aspx

وی با بیان اینکه گردشگری غذا یکی از انواع گردشگری در سطح جهان شناخته می‌شود، افزود: ایران جزء کشورهای انگشت شمار در تنوع غذایی است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بندر آستارا با اشاره به اینکه معرفی و اﺣﯿﺎی ﻏﺬاﻫﺎی ﺳﻨﺘﯽ و ﺑﻮﻣﯽ و ﻣﻌﺮﻓﯽ آداب و رﺳﻮم و ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺻﯿﻞ ﮔﯿﻼﻧﯽ هدف از برگزاری این جشنواره است، تصریح کرد: ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻣﺼﺮف ﻏﺬاﻫﺎی ﻣﺤﻠﯽ، ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﻏﺬاﻫﺎی ﺳﻨﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺒﺪ ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﺮدم و اﻓﺰاﯾﺶ روﺣﯿﻪ ﻧﺸﺎط و ﺷﺎداﺑﯽ از دیگر اهداف برگزاری این جشنواره است.

وی ادامه داد: سخنرانی با موضوع خواص غذاهای محلی و تاثیر آن در جذب گردشگر، اجرای قطعات موسیقی سنتی، برگزاری بازی های بومی و محلی و تجلیل از برگزیدگان از بخش های این جشنواره است.

امیری‌نژاد با بیان اینکه دومین جشنواره غذاهای محلی و شیرینی های سنتی به مناسبت روز جهانی گردشگری و گرامیداشت هفته دفاع مقدس در این شهرستان برگزار می‌شود، افزود: این جشنواره ۶ مهرماه از ساعت ۱۶ الی ۱۹ عصر در محل سالن ورزشی انقلاب برگزار می‌شود.

۱۷۰ نوع غذای محلی توسط اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان در این استان شناسایی شده است که در این میان شهرستان مرزی بندر آستارا از تنوع غذایی چشمگیری برخوردار است.

لونگی مرغ محلی، قورما، لونگی ماهی سفید، چغرتما، باستیرما پلو، برانی پلو، مسما و آش دوغ از مهم ترین غذاهای محلی بندر آستارا است.





نظرات() 

به نام «وحدت»؛ به کام تفرقه

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:26 ب.ظ

گفت‌وگوی «مسئله» با ناصر فکوهی

جان اقوام کشورمان می‌کاهد. این تعبیر، اگر اغراق هم باشد، پُر بیراه نیست. این روزها، جوانان ترکمن از تیتر یک روزنامة ورزشی دلخورند و سردار آزمون، مهاجم ترکمن تیم ملی، به آن تیتر غیرحرفه‌ای و غیرمسئولانه واکنش نشان داده است. از طرفی جوانان ترک، از طنز ناشیانة یک برنامة کودک در رسانة ملی دلخورند. ناصر فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر انسان‌شناسی و فرهنگ، ریشه‌های این رفتارهای ناشیانه را بررسی کرده است؛ او از یکسان‌سازی و شبیه‌سازی سبک‌های زندگی می‌گوید و معتقد است باید هرچه سریع‌تر، گفتمان هم‌سازی فرهنگی، در سطح کلان، وارد مناسبات اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی ما شود.

زمانی که دانش انسان‌شناسی به وجود آمد، طرفداران این دانش، علاقه‌مند بودند که تمایزها و تفاوت‌های فرهنگی را نشان دهند. تاکید بر روی تمایزها با هدف جامعه شناسی که رسیدن به روایت‌ها کلان از جوامع بود غریب است، اساسا توجه به تمایزها و تفاوت‌های فرهنگی چه لزومی دارد؟

دربارة تاریخ انسان‌شناسی، که ریشه‌های خود را در مردم شناسی و استعمار اروپایی نزدیک به آن می‌یابد، بهتر است در این مختصر، چندان وارد بحث نشوم؛ زیرا مسئله پیچیده‌تر از آن است که در پرسش شما مطرح شده است. تنها این را بگویم که هم در انسان‌شناسی و هم در جامعه‌شناسی و تقسیمات میان آن دو، لزوماً بحث بر سر تمایز یا شباهت جوامع نیست، بلکه بر سر تلاش برای ایجاد الگوهای واحد و ارزشی  مورد استناد است که تحت تاثیر نظریه و ایدئولوژی تطورگرایی (evolutionism) بود. این الگو در همه‌جا اروپامحور بود و حتی در خود اروپا، بر اساس سبک زندگی و شکل و محتوای گروه‌های اشراف و بالای جامعه، تعیین می‌شد. بنابراین، خود را یک مدل «برتر» در نظر می‌گرفت که تمایل داشت همة جوامع غیراروپایی را شبیه خود کند و تمایلش برای شناخت آنها و تفاوت‌هایشان هم، نه برای به رسمیت شناختن و حفظ آن تفاوت‌ها، بلکه برای از میان بردن و شبیه‌سازی آنها با خودش بود. در خود جوامع اروپایی هم تلاش آن بود که طبقات پایین را به یک الگوی استنادی وابسته کنند که آن را باید در آرزوهایشان می‌داشتند و در گروهای بالادست می‌جستند. روایت‌های خرد و کلان، اصطلاحات و مفاهیمی هستند که بیشتر به دوران مدرن و متأخر و حتی پسامدرن تعلق دارند و جایگاهی در تحلیل مردم‌شناسی و حتی در بخش بزرگی از انسان‌شناسی معاصر ندارند.  

مگر نه این بوده که حاکمیت مدرن به دنبال تسرّی دادن روایت‌های کلان خود به جوامع مختلف و در نتیجه، هضم کردن فرهنگ‌های دیگر در فرهنگ مدرن بوده است؟

آنچه اروپا در پی تسرّی دادنش بوده، لزوماً و صرفاً یک «روایت» ـ اگر آن را به مفهوم تاریخ رسمی بگیریم ـ نبوده است؛ بلکه مجموعه‌ای از نظام‌های ارزشی و سبک‌های زندگی متعلق به گروه خاصی از  افراد این جوامع (اشراف و بورژوازی) بوده است و استعمار نیز عملاً همین کار را می‌کند. فرهنگ‌های دیگر نیز در فرهنگ اروپایی «هضم» نمی‌شوند، بلکه تخریب می‌شوند و تلاش می‌شود که از آنها هویت‌زدایی شود و بر اساس اندیشه و الگوی اروپایی، به نمونه‌ای تصنعی از «خود»شان تبدیل شوند. بنابراین اندیشة پیرامونی در واقع در ابتدا، و پیش از آنکه مقاومت‌های فرهنگی شکل بگیرد، بیشتر نوعی ازخودبیگانگی  استعماری است که می‌تواند کاملاً شکل نوعی مبارزه با استعمار هم داشته باشد؛ مثلاً در گذار ساختارهای خشونت غرب استعماری به جنبش‌های استقلال‌طلبانه یا خشونت جنبش‌های انقلابی غربی به جنبش‌های رادیکال پیرامونی. اینها تنها چند نمونه هستند؛ اما گذار و فرایند بسیار گسترده است و تا امروز ادامه دارد و حاملانش هم، بیش از آنکه غربی‌ها باشند، خود مردمان و نخبگان و روشنفکران پیرامونی هستند که در فرایند ازخودبیگانگی هویتی «خود» را تخریب می‌کنند تا یک «دیگری» تصنعی به وجود بیاورند. مثلاً ترجیح می‌دهند قیافه‌های خود را شبیه اروپایی‌ها کنند و برای این کار، هم قیافة اصلی‌شان را تخریب می‌کنند و هم نهایتاً قیافة مضحکی پیدا می‌کنند که شبیه همه‌چیز هست جز قیافة غربی!

فرهنگ‌های محلی و فرهنگ رسمی به صورت موردی در استان گلستان باید چه نسبتی باهم برقرار کنند؟

بحث استان گلستان را نمی‌توان به‌صورت تصنعی از سایر استان‌های ایران جدا کرد. شاید تنها موردی که بتوان بر آن انگشت گذاشت این است که در این استان، شاخص‌های تراکم قومی و اختلاط اقوام، و یا همجواری سبک‎های زندگی و هویت‌های محلی، بیشتر از میانگین ملی ما باشد؛ اما نمی‌توان موقعیت گلستان را در ایران، ویژه قلمداد کرد. ما همین وضعیت را در برخی از کلان‌شهرهای خود مانند کرج داریم؛  و در برخی از استان‌های  غربی کشورمان مانند لرستان، کردستان و ایلام. بنابراین، اگر بخواهیم رابطة فرهنگ‌های محلی (و نه فرهنگ محلی) و فرهنگ‌های رسمی (و نه فرهنگ رسمی) را درک کنیم، اولاً باید  عمومیت داشتن موقعیت را در نظر داشته باشیم و ثانیاً باید به تکثر و گوناگونی آنها، هم در پیرامون و هم در مرکز، یعنی هم در سطح محلی و هم در سطح رسمی، توجه کنیم. 

چرا به مرور شاهد زوال فرهنگ‌های محلی و سیطرة فرهنگ‌های رسمی هستیم؟

به این دلیل که در فرهنگ‌های رسمی ما، عموماً از یک مدل استعماری تبعیت شده است که از زمان آغاز ساختن دولت ملی در ایران ـ یعنی ابتدای  قرن بیستم ـ به‌وسیلة اغلب روشنفکران و دانشگاهیان و نخبگان فکری، طراحی و ارائه می‌شود و حاکمان نیز، که آنان را نمایندة «اروپای قدرتمند و موفق» می‌دانسته‌اند و اعتقادی به‌شدت کورکورانه به این گروه‌ها داشته‌اند، از آنها تبعیت می‌کرده‌اند. اوج این فرایند را در دهة 1310 تا اواسط دهة 1320 و سپس از اواخر دهة 1340 تا انقلاب می‌توانیم مشاهده کنیم که در هر دو دوره، به‌شدت در پی یکسان‌سازی سبک‌های زندگی و غربی کردن خودشان، با نوعی خودباختگی استعمارزده هستند که قبلاً آن را توضیح دادم. نتیجة مشخص این فرایند، فروپاشی نظام بود و مردم ایران بیش از سی سال است که می‌کوشند مدرنیته‌های مناسبی برای خود بسازند که کمترین تنش را بین‌شان ایجاد کند و این تلاش بدون شک باید چندین دهة دیگر نیز ادامه یابد و نباید انتظار داشت که به‌زودی نتیجه بدهد.  

مطالعات میدانی من در استان گلستان نشان می‌دهد که فرهنگ‌های محلی، به‌خاطر بیم از استحالة هویت فرهنگی خود، کنش‌های واگرایانة بیشتری از خود نشان می‌دهند؛ آیا این مسئله نشانة عدم آگاهی میان‌فرهنگی در مدیریت استان و اهالی آن است؟

بدون شک چنین است؛ مدیریت‌های مرکز اغلب تصور می‌کنند که مأموریت آنها این است که فرهنگ‌های محلی را از بین ببرند تا مثلاً «وحدت» را در سطح مرکزی شکل بدهند؛ غافل از آن‌که این اصرار برای  مبارزه با فرهنگ‌های محلی، به‌دلیل واکنش‌های مقاومت فرهنگی، سبب تقویت روابط محلی و فرهنگ‌های بومی، حتی در بدترین  پدیده‌هایشان می‌شود. بدین ترتیب سبک زندگی به ابزاری برای مبارزة هویتی تبدیل می‌شود و افراد، از هر طریقی که بتوانند، با مرکزیت مبارزه می‌کنند تا به تصور خود، هویت خویش را حفظ کنند. بنابراین، در هر دو سو، توهم هویتی جای تجربة هویتی خلاق را می‌گیرد و افراد، به جای آن‌که به  منافع خود و خیر جمعی فکر کنند، ترجیح می‌دهند فکر و ذهن خود را به اندیشه‌های اسطوره‌ای و خیال‌بافی‌های قومی یا ملی بسپارند و به همین اندازه نیز دچار اشتباه‌های راهکاری و راهبردی می‌شوند که این موضوع وضعیت را وخیم‌تر می‌کند.

گذشته از کنش‌های مدیریتی، خرده‌فرهنگ‌ها هم فهم میان‌فرهنگی کافی ندارند؛ دلیل این امر چیست؟

مسئلة، سردرگمی فرهنگی و هویتی است؛ یعنی باید توجه داشت که در موقعیت‌های واکنشی، افراد نمی‌توانند به‌درستی دربارة هویت و سبک زندگی خود تصمیم بگیرند و آن را به اجرا درآورند. افراد، کنشی را صورت نمی‌هند و ذهنیتی ندارند که این کنش و ذهنیت به «نفع»شان باشد و به نوعی برای زندگی‌شان مثمرثمر باشد؛ بلکه آن را از آن جهت انجام می‌دهند که از چیزی مثل از میان رفتن هویت‌شان می‌ترسند، از گم‌شدگی، از بی‌ریشگی، از حل شدن در جمع، از نداشتن  مشخصاتی برای خودشان، و از آنچه آنها را از هر دیگریِ غیر از خودشان جدا کند.

 

آیا سیطرة فرهنگ‌های رسمی منجر به از دست رفتن هویت‌های محلی نخواهد شد؟ تبعات زوال هویت‌های محلی چیست؟

فرهنگ‌های رسمی خودشان یک‌دست نیستند و هم از لحاظ شکل، هم از لحاظ محتوا، و هم در استراتژی‌های رفتاری‌شان متفاوتند. سلطة این فرهنگ‌ها، لزوماً به از میان رفتن نظام‌های هویتی محلی منجر نمی‌شود و همان‌طور که گفتم می‌تواند آنها را تقویت کند؛ گرچه این تقویت اغلب به صورت آسیب‌زده و آسیب‌زا انجام می گیرد. مثلاً ما شاهد رشد قوم‌گرایی‌های محلی هستیم که در قالب یک استراتژی مقاومت فرهنگی ایجاد شده است و این در حالی است که قوم‌گرایی، حتی به سود همان مردمی که از آن دفاع می‌کنند، نیست. آنان به این دلیل به این‌سو کشیده شده‌اند که فرهنگ‌های غالب خواسته‌اند به زور خود را به آنها تحمیل کنند و آنها نیز از هر ابزاری، ولو بدترین ابزارها، برای جلوگیری از این تحمیل استفاده کرده‌اند.

با توجه به سیستم حاکمیت مدرن و تمامیت‌خواهی آن، که به نظر می‌رسد در همة ساحت‌های زندگی بشر به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم دخالت و نفوذ دارد، سخن گفتن از هویت‌های محلی و خرده‌فرهنگ‌ها چه معنایی دارد؟

هویت‌ها در ابتدا و پیش از هر چیز در سطح بدن فرد، یعنی در سطحی بیولوژیک و حتی خردتر از آنچه شما «محلی» می‌نامید، شکل می‌گیرند و معنا دارند. ما در واقعیت چیزی جز بدن‌های هویت‌مند نداریم. آنچه بعدها به آنها «جمع» ، «گروه» ، «جماعت» ، «قوم» ، «قبیله» و غیره می‌گوییم، ساختارهایی هستند که در روابط فرهنگی ـ زبانی شکل می‌گیرند و اگر شکل‌گیری آنها به‌درستی و با مدیریتی مناسب انجام نگیرد، به تنش‌های هویتی در همة سطوح منجر خواهد شد. به نظر می‌رسد امروز در سطح جهان با مشکلات بسیار زیادی روبرو هستیم که ناشی از همین عدم درک سازوکارهای شکل‌گیری هویتی، چگونگی ایجاد رابطه میان آنها، و بخصوص عدم توانایی در مدیریت آنها مربوط می‌شود.

در استان گلستان ترکمنان، سیستانی‌ها، کردها و قومیت‌های دیگر به‌صورت ملموسی از فرهنگ بومی خود فاصله گرفته‌اند و سبک زندگی آنان از نوع پوشش گرفته تا سخن گفتن، ادبیات و زبان و ... تحت تأثیر روایت کلان اجتماعی قرار گرفته است؛ این در حالی است که این فرهنگ‌ها در یک موقعیت مکانی و جغرافیایی هم‌زیستی دارند. به نظر شما حاکمیت در قبال این فرهنگ‌ها چه مسئولیتی دارد؟

فاصله گرفتن از فرهنگ‌های مبدأ و اصلی یکی از تفسیرهایی است که می‌توان از این امر داشت و تازه خودِ این مسئله را باید به‌دقت نشان داد که فکر نمی‌کنم کسی توانسته باشد آن را نشان دهد. این‌که کردها، سیستانی‌ها و اقوام دیگر مثلا در اماکن عمومی به زبان فارسی حرف بزنند، یا مثل همدیگر لباس بپوشند،  گویای یکی‌شدن آنها یا فاصله گرفتن از فرهنگ اصلی و بومی‌شان نیست. ما ممکن است به صدها دلیل مختلف بتوانیم ظاهر افراد را در یک جامعه تغییر بدهیم و تصور کنیم شاهد یکسان‌شدن آن جامعه هستیم؛ در حالی که آنچه پیش روی ما می‌گذرد در واقع نوعی «دنباله‌روی» (conformism) اجتماعی خطرناک است، زیرا باوری به آن وجود ندارد. این دنباله‌روی، می‌تواند به‌دلیل سلطة فرهنگ‌های غالب یا حتی به‌دلیل ازخودبیگانگی ایجاد شود، اما به‌ هر حال نمی‌توان آن را فرایندی سالم دانست و من بیشتر آن را در ردة آسیب قرار می‌دهم. این مسئله زمانی می‌تواند شکل سالم به خود بگیرد و خوب مدیریت شود که فرهنگ‌های مختلف، بدون قرار گرفتن در روند یکی‌شدن باهم به نفع یک فرهنگ مرکزی، بتوانند باهم به هم‌سازی (articulation) برسند و برای این هم‌سازی، از یک زبان یا یک فرهنگ یا چند زبان و فرهنگ میانجی به عنوان ابزار کاربردی استفاده کنند؛ نه آن‌که این‌ها به ایشان تحمیل شود یا تشخیص دهند که اگر از روند عمومی تبعیت و دنباله‌روی نکنند، طرد خواهند شد. در این صورت، هرچند ممکن است به نظر برسد شاهد یکی‌شدن فرهنگ‌ها هستیم، اما در واقع در آنها انرژی منفی و مقاومت فرهنگی مخرب ذخیره می‌کنیم که هر آن ممکن است به تنش بینجامد.

تکثر فرهنگی به معنای تشخص دادن به فرهنگ‌های مختلف، آیا در عمل به تزاحم و تخاصم اقوام و مذاهب نخواهد انجامید؟

به خودی خود نمی‌توان دربارة این مسئله نظر داد؛ چون بستگی به این دارد که ما چگونه از این تکثر استفاده بکنیم. مثالی از کشورهای غیر از ایران می‌زنم. در چند دهة اخیر، بریتانیا و فرانسه، هر دو از روش تکثر فرهنگی برای مدیریت گوناگونی جوامع خود استفاده کرده‌اند؛ اما هر اندازه مدیریت بریتانیا در این  زمینه بهتر بوده است، در فرانسه تقریباً شکست مطلق را می‌بینیم. به دیگرسخن، در حالی‌که در بریتانیا تنش میان‌قومی کاهش یافته، در فرانسه دائماً رو به افزایش بوده و افزون بر این، بالا رفتن نفوذ احزاب فاشیستی و ضد خارجی در فرانسه، گویای شکست سیاست تکثر فرهنگی در این کشور است. بنابراین، مدیریت و استفادة درست از یک سیاست، بسیار اهمیت دارد. این‌که ما با روشی صوری، قومیت‌ها و زبان‌ها و سبک زندگی آنها را به رسمیت بشناسیم و همه‌جا در سخنرانی‌های رسمی از آنها دفاع کنیم، ولی مردم در عمل حق نداشته باشند از هیچ‌یک از این موارد استفاده کنند، به معنی یک سیاست تکثر قومی نادرست و آسیب‌زا است. اگر ما لباس‌های محلی را می‌ستاییم و آن را نشانة فرهنگ غنی خود می‌دانیم، باید حق استفاده از آن را هم در عمل ایجاد کنیم. همین امر در باب زبان‌های محلی صادق است و نباید از تشتّت و درگیری و تنش ترسید. همیشه آنچه این آسیب‌ها را ایجاد می‌کند، سخت‌گیری و محرومیت است، نه آزادی و تقویت هویت‌های محلی و کوچک در برابر هویت‌های مرکزی و قوی.

به نظر می‌رسد سیاست نانوشتة پیش یا پس از انقلاب، هم‌سان‌سازی فرهنگی بوده است؛ نسبت هم‌سان‌سازی و وحدت بین اقوام و مذاهب چگونه باید باشد؟ آیا راه وحدت از هم‌سان‌سازی می‌گذرد؟

شبیه‌سازی و از میان بردن اقوام در ایران، چه امروز چه در آینده، غیرممکن است؛ زیرا قومیت‌ها و زبان‌های محلی دارای ریشه‌ها و پایه‌های سرزمینی وسیع و حتی فراملی هستند و از همین روی دوام می‌آورند و سیاست‌های یکسان‌ساز، با اصرار و بدتر از آن، با زور، آنها را تقویت خواهند کرد. اما هم‌سازی فرهنگی و تقویت وحدت ملی بر پایة به رسمیت شناختن عملی فرهنگ‌های محلی، امکان‌پذیر و بسیار مناسب است.  این امر ربطی به هم‌سان‌سازی دینی ندارد؛ زیرا ما در حوزة دینی بر خلاف حوزة قومی انسجام بسیار بالایی داریم. مسئله در اینجا سبک دینداری است که می‌توان دربارة آن بسیار سخن گفت؛ اما در اینجا نیز انعطاف و ملایمت و اعتدال ما سبب تقویت انسجام و وحدت خواهد شد و بالعکس، زورگویی و شدت عمل و خشونت ،این انسجام را از میان خواهند برد. این تجربه بارها و بارها در سراسر جهان تکرار شده و امروز تقریباً با قاطعیت می‌توان از این تز دفاع کرد که نبود انعطاف در این زمینه، به شدت آسیب‌زا است.

 

 

گفتگو از امین یگانه

بازنشر این مطلب در چارچوب همکاری میان مجله مساله و سایت انسان شناسی و فرهنگ انجام میگیرد.





نظرات() 

شیطنتهای روزنامه ایران ریشه ایست وخشک نشده

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:15 ب.ظ

سرویس سیاسی :به گفته اصحاب رسانه شیطنتهای روزنامه ایران ریشه ایست وخشک نشده که امروز خبرنگار معلوم الحالش با اهانت به قوم ترک قاضی پوررا موردهجمه قرارداد.

 

 

 

 

به گزارش صبح چیچست(چیچست خبر) : امروز درسالن مجلس شورای اسلامی یک خبرنگار با الحان تند وتوهین به ترکها بجای طرح سئوالی منطقی مبنی بر انگیزه شما برای تشکیل فراکسیون ترکها چیست؟ وی واقوام ترک را ببادانتقادواهانت های شنیع قرارداد که پس از تذکر  قاضی پور مبنی بررعایت لحن واداب خبرنگاری وبرنتافتن خبرنگارنمای روزنامه ایران وادامه توهینهایش ،قاضی پوروی را بسمت واحدحراست مجلس هل هدایت نموده که برخی سایتهای همسو با افکارمسموم  ضدترک ته نشین نشده درروزنامه ایران با تیترکردن ضرب وشتم خبرنگار بدون اشاره به اهانتهای این خبرنگارنما که که مشمول جرائم قضائی است شانتاژها وفضاسازی جهت گم شدن سرنخ تحرکات موزیانه درروزنامه ایران شدند.

 

 

 

به گزارش حاضرین درمحل ، پس از پایان جلسه علنی امروز و در زمانی که نمایندگان در راهروهای مجلس به سوالات خبرنگاران از رسانه‌های مختلف پاسخ می‌دادند،  این خبرنگارنمای روزنامه ایران  که  ازقبل با برنامه چینی پیش امده بودبا اظهاراینکه ترکها قبل ازصفویه شیعه نبودند!ترک ها جمعیت و ریشه ای در ایران ندارند و نمیتوانند فراکسیون تشکیل دهند! با اهانت به تبریزیها….و زبان آذری … افزود چرا اصراردارید فراکسیون ترکهارا راه اندازی کنید چراترک ها رامطرح می کنید؟
این کارعلیه اسلام است !…که قاضی پور با رگبارهای توهین های شنیع خبرنگارمذکور ،شما چرا توهین میکنید سئوالتان را بپرسید که برنتافتن خبرنگاروادامه به توهینهایش موجب شد قاضی پور وی را بسمت اداره حراست مجلس بکشد.!… دستگاه ضبط صوت این خبرنگارنما  توسط قاضی پور تحویل حراست مجلس شده است.

 

گفتنی است جمعی ازفعالین مدنی وفرهنگی  درواکنش به این اهانت شنیع  درشبکه های اجتماعی وسایتهای خبری ، خواستار برخورد جدی با خبرنگارنمای متبوعه واستعفای مسئول وسردبیر این روزنامه وعذرخواهی ازملت غیور آذربایجان شدند  .

 

 

صبح چیچست: بنظرمیرسد پشت پرده اینگونه هجمه ها دستهایی وابسته به عوامل استکبارقراردارندکه میخواهند سناریوی ضدنظام را پیش ببرندومسئولین امنیتی کشور می بایست بیش ازاین هوشیارباشندوپاسخگوی اصلی دولت تدبیراست. توهین یک خبرنگار روزنامه دولتی درپرده ای ازابهامات است چراکه چنین عکس العملی ازیک خبرنگاردولتی حقوق بگیر کاملا بعیداست مگر…

 






نظرات() 

اعتراض به همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان+تصاویر

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:10 ب.ظ


دومین همایش سیاسی در اعتراض به همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان در باکو برگزار شد.

۵c2745b74fae

به گزارش یول‌پرس، در آستانه برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی در جمهوری آذربایجان، عصر شنبه ۲۷ شهریور تجمع اعتراضی به برگزاری این همه پرسی در باکو برگزار شد.

در این گردهمایی که با مجوز فرمانداری باکو و با حضور جمع زیادی از مردم جمهوری آذربایجان در محوطه ورزشگاه محصول باکو با هدایت حزب مساوات و شورای ملی برگزار شد، جمعی از فعالان سیاسی از جمله علی کریملی، رئیس حزب جبهه خلق آذربایجان و معاون او، روشن احمدلی، جمیل حسنلی از اعضای شورای ملی جمهوری آذربایجان و تعدادی از فعالان سیاسی سخنرانی کردند.

لغو همه‌پرسی اصلاح قانون اساسی، آزادی دینداران محبوس از جمله حاج محسن صمد اف، رئیس حزب اسلام در جمهوری آذربایجان، حاج طالع باقرزاده، رئیس اتحادیه جنبش اسلامی مسلمانان در جمهوری آذربایجان و دیگر محبوسان دینی و سیاسی، آزادی قره باغ و توجه حکومت به مسائل اقتصادی از عمده محورهای سخنرانان بود.

طرح پیشنهادی برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی ۱۸ جولای (۲۸ تیر ماه) جاری از سوی الهام علی اف، رئیس‌جمهور آذربایجان به دادگاه قانون اساسی ارایه شده بود.

دادگاه قانون اساسی طرح پیشنهادی رئیس جمهور آذربایجان درباره برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی را مطابق الزامات قانون اساسی این کشور دانست.

ایجاد سمت‌های جدید معاون اول و معاونین ریاست جمهوری، افزایش دوره ریاست‌جمهوری از ۵ سال فعلی تا ۷ سال از جمله تغییرهای لحاظ شده در اصلاح قانون اساسی جمهوری آذربایجان است.





نظرات() 

شاعر معاصر: شهریار در سرودن شعر ترکی یگانه است

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:04 ب.ظ


شاعر، نویسنده و استاد دانشگاه معتقد است، شهریار در سرودن شعر ترکی منحصر به فرد است و هیچ کس در این زمینه در طراز او نیست.

gal421

به گزارش یول‌پرس، اسماعیل امینی روز شنبه به مناسبت فرارسیدن ۲۷ شهریور ماه روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد سیدمحمد حسین شهریار در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: اهمیت استاد شهریار در شعر فارسی و ترکی دو مقوله جداگانه است، کسانی که زبان ترکی را خوب بلد هستند متوجه می شوند که شعرهای فارسی و ترکی وی قابل قیاس نیست.

وی ادامه داد: شعرهای عاشقانه شهریار تحت تاثیر شاعران بزرگ سبک عراقی و بیشتر حافط است، البته نوآوری های او قابل توجه است، برای اینکه در روزگاری شعر می گوید که شعر نو و پیشنهادهای نیما غزل فارسی را متحول کرده است.

نویسنده کتاب «لبخند سعدی» افزود: گرچه استاد شهریار شاعر شعر نیمایی نیست اما از این دوره و تحولات آن تاثیر گرفته، از جمله اینکه بسیاری از اشعار او روایتگر رخدادهای عینی و زبانی است که خیلی زبان ادیبانه و جدای از زبان مردم نیست.

وی گفت: نیما نیز این بحث را داشت که زبان شعر را به زبان مردم نزدیک کند و در همین راستا تعابیر روزمره در شعر شهریار دیده می شود.

امینی خاطرنشان کرد: با همه اینها شهریار در شعر ترکی، در طراز دیگری است و بدون تردید سرآمد شاعران معاصر ترکی است، یعنی هیچ کسی در طراز او نیست.

وی در پاسخ به این سئوال که شهریار برخلاف بسیاری از شعرا به موضوعات روز نیز در شعر خود پرداخته و آیا این نقطه قوتی از نظر ادبی برای او هست یا نه گفت: اگر از منظر ادبی نگاه کنیم، شعرهایی که به وقایع روز می پردازد خوب نیست، اما اگر از منظر تحلیل اجتماعی نگاه کنیم اینکه یک شاعر در باره وقایع روز چیزی بگوید مهم است.

این استاد دانشگاه همچنین در مورد اینکه جای کدام کار تحقیقی و پژوهشی در زمینه آثار استاد شهریار خالی است، پاسخ داد: در شعر ترکی شهریار که دلبستگی بیشتری به آن دارم باید کار سبک شناسی انجام شود، برای اینکه بسیاری از مجادلات ادبی که از گذشته تا امروز درباره شعر ترکی وجود داشته، با کار سبک شناسانه در شعر بزرگانی چون استاد شهریار پاسخ مناسب خواهد یافت.

امینی گفت: مثلا اینکه وزن طبیعی شعر ترکی کدام است، وزن عروضی یا وزن هجایی؟ زبان متداول شعر ترکی، نوشتاری است یا به زبان گفتاری تمایل بیشتری دارد و موضوعات شعر ترکی کدام است آثار تعلیمی و عرفانی یا آثاری که به زندگی مردم مربوط است؟

نویسنده کتاب «دکتر بازی» یادآور شد: پاسخ بسیاری از این سئوالات در اشعار شهریار داده شده و با تحقیقات بیشتر باید به لحاظ زبانی، بلاغت و اندیشه در شعرهای وی این سئوالات و سئوالات دیگر را پاسخ داد.

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار» در سال ۱۲۸۵ در تبریز متولد شد.

وی از جمله شاعران سرآمد معاصر است که به زبان ترکی و فارسی شعر سروده ست.

مهمترین اثر شهریار، منظومه «حیدربابایه سلام» (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به شمار می رود.

غزل «علی ای همای رحمت …» و «آمدی جانم به قربان ولی حالا چرا…» جز مشهورترین غزل های استاد شهریار است.

استاد شهریار ۲۷ شهریور سال ۱۳۶۷ دارفانی را وداع گفت.






نظرات() 

“پیگیر تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان هستیم”

نوشته شده توسط : قارانقوش
چهارشنبه 31 شهریور 1395-08:01 ب.ظ

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت: به لطف خدا این دور از مجلس شرایط برای همگرایی بیشتر فراهم شده و پیگیر تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان هستیم و به زودی خبرهای خوبی در این خصوص خواهیم داد.

۴۵۲۹۶۲۹_۷۷۰

به گزارش یول‌پرس، “مسعود پزشکیان” عصر سه شنبه در نشست مطبوعاتی خود در خصوص تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان در مجلس شورای اسلامی گفت: همکاران برای تاسیس این فراکسیون امضا جمع کرده اند و کار پیگیری می شود. یکی از مشکلاتی که با آن مواجه هستیم این است که نمی توانیم دور هم بنشینیم و با هم افزایی نیروها کارها و خواسته های به حق مان را پیش ببریم.

پزشکیان ادامه داد: به لطف خدا این دور از مجلس شرایط برای همگرایی بیشتر فراهم شده و پیگیر تاسیس فراکسیون نمایندگان ترک زبان هستیم و به زودی خبرهای خوبی در این خصوص خواهیم داد.

وی در خصوص برخی انتقادها در خصوص تشکیل این فراکسیون، گفت: اصل پانزده یکی از اصول قانون اساسی است و تشکیل این فراکسیون در جهت خواست مردم است و بهانه گیری را از برخی گروه های تندرو می گیرد.

این نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر تاکید کرد: مرزکشی بین مسلمانان درست نیست و این طور نیست که کسی اگر ترکی حرف بزند و بنویسد ضد انقلاب باشد. قانون اساسی به ما اجازه می دهد که این فراکسیون را تشکیل دهیم و اینکه بقیه چه فکر می کنند دلیل نمی شود که قانون اساسی کشور را مسکوت بگذاریم.

تنها با پول نمی شود دریاچه اورمیه را احیا کرد

وی در خصوص عملکرد دولت در روند احیای دریاچه اورمیه، گفت: دولت عزمی جدی برای احیای دریاچه اورمیه دارد و اما واقعیت این است که تنها با پول نمی شود دریاچه اورمیه را احیا کرد.

این نماینده مجلس گفت: برخورد خشن با طبیعت آینده ایران را با بحران مواجه می کند و سیلی طبیعت سخت خواهد بود. ستاد احیای دریاچه اورمیه فعالیت چشمگیری برای احیای دریاچه اورمیه دارد، اما یک نهضت عمومی لازم است تا رفتارمان با طبیعت را اصلاح کنیم تا بتوانیم شاهد احیای تدریجی دریاچه اورمیه باشیم.

پزشکیان در خصوص اصلاح قانون انتخابات در مجلس، گفت: قانون فعلی انتخابات نارسا است و لازم است روند قانون انتخابات به گونه ای باشد که حق کسی ضایع نشود و پرونده بررسی صلاحیت افراد به دقت بررسی شود.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox